دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

۲۴۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسائل روز» ثبت شده است

محرم و امام حسین

پنجشنبه, ۶ تیر ۱۴۰۴، ۰۵:۱۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

نگارش ۶ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی : معاویه حاکم بود؛ از پایتختش شام (=سوریه) بر مکه و مدینه و کوفه و بلاد دورتر فرمانروایی می‌کرد. اسلام توسط حکومت تبعیضی و تفسیری، به‌شدت وارونه شده بود. سال ۶۰ هجرت، او مُرد. پسرش یزید، ازین سلسله بر اسلام و مسلمانان سلطه یافت. در مدینه، کسان فرمانبَرِ مطیعِ محضِ خود را سراغ امام حسین علیه السلام فرستاد که برای حکمرانی خود بر مردم، بیعت بستانَد. امام سیدالشهداء اباعبدالله علیه السلام، با شهامت، دست رد زد و در برابر جور یزید ایستاد. این حرکت امام حسین، آغاز یک واقعه‌ی دلخراش اما عقیده‌ساز شد. ادامه برای متن بعد.

 

اما نتیجه تا این جا، این است، هر انسان -که امروزه شهروند نام دارد- آزاد است به حاکم بد و حکومت فاسد، دست رد بزند و جانش هم ایمن باید بماند. این جواز، از حرکت حسینی آقا حضرت سیدالشهداء، نشئت گرفت و راه آزادگان گردید تا برده‌ی حاکمان و بدسِگالان نگردند.

 

جا دارد یاد کنم از تازه‌ترین کسانی که اینک نیستند و اسرائیل با بهره از اصل غافلگیری، به طرفة‌العینی ترورشان کرد؛ ارقام آنان درشت است که نمی‌شود نام بُرد. تعدادی‌شان، از نزدیک بر من آشنا بودند. گویا میان دو حکومت، آتش، موقتا" متوقف شد و به «بس» بودنِ آتش تن دادند، شاید هم یک حالت مرموز برای قوسی دگر، باشد. البته آقاخامنه‌ای در سخنی تصویرشده‌ی غیرزنده، در مورد آن طرف گفت که «در زیر ضربات جمهوری اسلامی، تقریباً از پا در آمد و لِه شد.» و این سخنش را باید کارشناسان دانشِ برآوُردِ استراتژیک، ارزیابی کنند و ملت را آگاهی واقعی دهند که "لِه‌"شدگی اسرائیل چیست و "تقریباً از پا در آمد" از نظر علوم نظامی و فرهنگ مخاصمه، به چه معناست. تسلیت به ایران برای ماه محرم و ترور نظامیان ارشد "نظام" و از دست دادن تعدادی زیاد از شهروندان بی‌گناه و غیرنظامی و دانشوران علم اتمی.

 

 
نگارش ۷ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۲ : سلطنت بر مسلمانان -آن هم به اسم اسلام- توسط امویان عموزادگان پیغمبر اکرمِ مسلمانان -سلام بر ایشان و آل‌شان- مسیر را به سمت ستیزه و سکّه ناهموار ساخت. حکومت و سیاست از شکلِ طبیعی و مردمی خود، خارج، و به نام خلافت (=در فارسی یعنی جانشینی برای رسول خدا ص) بر مسلمانان و آحاد افراد ادیان دیگر، سلطنت و سلطه‌گری تبدیل شد. آن قدر، بسته و فردپیشه، که حتی فکر و نظر شخصیت ممتازی چون امام حسین علیه السلام، جایی برای نشر و بقا نیافت و آن انسان بزرگ زمانه را در آغوش صحرا و ریگزارها و بیابان‌ها فرستاد که در مکه بلَد امین هم، ایمن نمانْد. و سرانجام جایی در ۸۸ کیلومتر شمالی‌تر از شهر پادگانی کوفه، آن امام و یاران را به نبرد مجبور ساختند و تمام اطرافیان‌شان را به زیر تیغ یا تازیانه بُردند. 
 
نتیجه‌ی این متنم تا اینجه این است که از فردای رحلت بنیانگذار دین اسلام، حاملان دین به مدد عالمان آن و مجاهدان مسلح آن، کوشیدند خود را از راه سکّه یا ستیزه، بر مردم تحمیل کنند، نه دین را برای مردم تسهیل و یا مرارت را از مردم تقلیل. این انحراف اعظم یعنی فردگونگی حکومت، اسلام مکتب رهایی و آزادی و آزادگی، را به دست مصلحت و تشخیص‌های فردی حاکم، سپُرد و مستبدّان، رواج یافتند و دین شد ابزار قدرت آنان، نه راهنمای حقیقت و درگاه رستگاری و مُمِدّ رفاه و موجب معیشت. هر چند مردمانی هم ماندند که دین را در فطرت و سیرت خود حفظ کرده بودند و به رنگ حاکم، هرگز در نیامده بودند. چونان حسین بن علی علیهماالسلام امامِ آزادمردان و غیورزنان هر عصر و زمان. ادامه در متن بعد.
 
 
نگارش ۸ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۳ : در حالی که حاکمان اموی به روبناها در دین و تظاهر در رفتار مذهبی اهمیت می‌دادند -حتی درین امر هم ایمان حقیقی نداشتند- در همان حال، هر کس را، سرِ راهِ خود سدّ و به زبان امروزی اپوزیسیون (=مخالف) حس می‌کردند، به دَم شمشیر می‌بردند و یا از دیار خود می‌راندند و نفیِ بلَد می‌نمودند.
 
امویان طی بیش از ۹۹ سال حکمرانی‌شان، آنقدر مسجد ساختند که هر کجای بلاد مسلمین یک یادگار انگار از خود برجای گذاشتند تا نفوذ خود را به رخ همگان بکشانند. حتی همین مسجد بیت‌المقدس زردرنگ در فلسطین را هم، حاکم وقت اموی مروانی ساخت، کنار آن مسجدالاقصی که قُبه‌ی نقره‌ای رنگ دارد و صخره‌ای سقف. زیرا مهم برای امویان نماز و نمازگزاران نبود، بلکه فقط می‌خواستند قدرت‌نمایی خود را با نمادهای نمایان و رفتارهای مذهبی ظاهری اسلام مثل مسجد و نمازجمعه و ... نشان دهند و ذهن مردم را به نفع خود بفریبند. وگرنه آن نمازگزار حقیقی اسلام یعنی امام حسین علیه السلام را وسط نماز در روز عاشورا تیرباران نمی‌کردند.
 
نتیجه‌ی این متنم اینه، امویان به تعبیر من مُصلّیٰ می‌ساختند، اما مُصلّین (=نمازگزارها)ی واقعی و مؤمنان اهل نماز اخلاص را می‌کشتند. یک علت این رفتارشان این بود که قدرت و حکومت و سیاست از نظر امویان ریاستِ یک "رأس" بود برای سلطنت، نه احترام "رأس‌ها" یعنی آحاد مردم، برای حکومت و سیاست. شرح کوتاه این مفهوم رأس و رأس‌ها، بمانَد برای متن بعد.
 
 
نگارش ۹ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۴ : اسلام که از میان تهیدستان و ستمدیدگان برخاسته بود، دوباره به آن رنگ اَشرافیت و فکر جاهلیت زدند. اول برای اسلام، "رأس" قائل شدند به اسم خلیفه. دوم برای مسلمانان، حاکم تعریف کردند به اسم فردی همه‌کاره در حکومت و قدرت، که هم از اسلام حرف می‌زند یعنی تفسیر ارائه می‌دهد و هم به مسلمانان دستور و امر و نهی می‌دهد. یعنی آحاد مردم تحت و تسلیم حاکم و حکومت و سیاست باید می‌شدند و از آن تعلیم می‌بایست می‌گرفتند. اسلام، شده بود خلاصه و خلاص میان رأس و رأس‌ها.
 
اساساً ابتدا امویان برای اسلام، رئیس پروراندند و بر مسلمانان ریاست را باب کردند. حال آن که اسلام، رئیس نیاز ندارد، اسلام معارفش ارائه شد و خاتمیت شکل گرفت. اما از امویان به بعد، اسلام را دینی رئیس‌پرور درست کردند که یا خلیفه بود، یا بعدها سلطان بود، یا شاه بود، یا فقیه بود، یا وکیل و یا حتی جنگجوی مسلح. امام حسین علیه السلام در عصر خود این برگشت به جاهلیت و وارونگی اسلام به دست حاکم و والیان خون‌آشام‌شان را به چشم دید و وقتی هم فهمید ازو در مدنیه و مکه دیگر کاری ساخته نیست، دعوت ملت کوفه را فرصت دینی حساب کرد و به سمت آنان آمد تا بلکه با روش علوی پدرش و تبعیت سنت نبوی و اصلاح امت دین جدّش، بتواند رنگ رفته‌ی اسلام به اسلام و هویت آزادگی مخدوش‌شده‌ی مسلمان و انسان را به آن برگرداند، اما گردن او را زدند؛ زیرا زیر فرمانروایی یک فردی به اسم یزید و سرسپردگانش نرفت.
 
نتیجه‌ی این قسمت متن است تا از راه رسیدند اول گفتند مسلمانان باید تحت ریاست یک رئیس. دین بورزند وگرنه دینش غلط است. یعنی اسلام را اسیر رئیس و رأس کردند. سپس بر مسلمانان حکم راندند که باید حرف حاکم را حرف خدا و حرف رسول خدا ص و حرف فصل‌الخطاب دین حساب کنید و الّا حتی اگر امام حسین علیه السلام هم باشید، سرتان را از قفا (=پشت گردن به سبک عرب جاهلیت) می‌بُرّیم. در واقع، اسلامِ منطق و خِرَد را به اسلام خرافه و خنجر مبدّل کردند و واقعه‌ی عاشورا بازگشت تمام‌عیار به اسلامِ عرفان و عرفه و عقل و عدل بود. ادامه در متن بعد.
 
 
نگارش ۱۰ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۵ : کوشش واعظین برای بردن مردم به سمت مصائب عاشورا اگرچه در حد رعایت حد وسط، امری شایسته و ستوده است، اما به تعبیر مرحوم استاد محمدرضا حکیمی "هم باید به مصائب عاشورا عنایت کرد و هم به مسائل عاشورا". او "ذات عاشورا را نماز و عدالت" می‌دانست. و در ص ۹۳ کتاب "راه خورشیدی" نوشت: "نماز واژه‌ی شب عاشورا است و عدالت واژه‌ی روز عاشورا."
 
 
نتیجه‌ی این قسمت متن من اینه چون مرحوم حکیمی آسیب مسیر را دید، در جمله‌ای تلخ گفته بود. "یک حسین مظلوم، در عاشورا وجود دارد و یک عاشورای مظلوم، در تاریخ". از نظر آن علامه‌ی عدل و عقل و شرع، "اگر عاشورا الگو عدل و شرع می‌شد هیچ حکومت ستمگری در سرزمین اسلامی بر جای نبود." او خود در تعابیری گزنده و دردآور، "فقه‌خوانندگان بی‌خبر" و "رساله‌نویسان بی‌رسالت" را نقد کرد و از "منابر رِخوت‌آور" خُرده گرفت که عاشورا را در مصائب حبس کردند و از مسائل عاجز ماندند.

گستره ی جغرافیایی جنگ اسرائیل با ایران

پنجشنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، ۰۳:۲۳ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

منبع

تیتر روزنانه

"عصر میهن" (۲۵ ، ۳ ، ۱۴۰۴)

 

گستره ی جغرافیایی جنگ اسرائیل با ایران که ساعت ۳ و اندی بامداد جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ (۱۳ ژوئن ۲۰۲۵) شروع شد. این پست فقط جمع‌آوری آشکار است از روایت‌های مختلف، بدون ورود و داوری دامنه. در ادامه:

اسلامِ اسیر !!!

سه شنبه, ۲۱ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۴۴ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۳ نظر

اسلامِ اسیر !!! نگارش ۲۱ ، ۳ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. خبر که دیشب پخش شد -چنانچه همین هم باشد و فاجعه‌آمیزتر ازین هم، نباشد- واقعاً دل ملت را می‌فِسُرَد. این که دولت پزشکیان دیروز فهمید آن دولت پیشین که در اثر سقوط، مُرد، به وزارت نفت دستور داده بود به حوزه‌ی علمیه‌ی شیخ غلامرضا قاسمیان و پروژه‌ی با اسم مرکز قائمه‌ی آقای آیت الله مصباح فلان میلیارد تومان پول تزریق کند.

 

منبع

تزریق میلیارها تومان پول

به حوزه علیمه به دستور دولت سیزده

 

تزریق کند که چه شود؟! عمامه بر سر طلبه‌های مظلوم و محتاج حتی نون، گذارند و بروند درون حکومت برای حاکمیت، فرمان ببَرند؛ زیرا حوزه‌ی فرمانبَر نیاز دارد سیستم ولایت مطلقه‌ی فقیه این نظام. و همین طلاب بدآموز مظلوم را راهی روستاها و محفل‌ها کنند که عمر و عثمان و ابوبکر را ذم و لعن کنند و تنش میان مذاهب را تنشی‌تر سازند.

 

ملت وقتی درین شرائط تحریم و فشار، خود را به تاب‌آوری اجباری عادت داد، حال بشنود میلیاردها تومان پول بیت‌المال را آسان در حلقوم حوزه می‌کنند که به مذاهب بد و بیراه بار کنند، دست‌کم خشمش این است بگوید اسلامِ اسیرِ جمهوری اسلامیِ نوع آخوندی مستکبرانه، چه گروگان مظلومی گرفته است؛ چی را؟ دین مبین را. خدایا خودت خشم بر سر ستمگر بر اسلام نازل کن. اینان از دین زور و زر و تزویر می‌خرند و بیع می ستانند و سپس بیعت می‌کنند. بگذرم.

استراتژی ترامپ در برابر ایران

دوشنبه, ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، ۰۶:۳۰ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۴ نظر

نقل و نقد و نکته

نوشته‌ی دامنه ۲۰ ، ۳ ، ۱۴۰۴

منتشره در بخش اعلان مدرسه فکرت شعبه‌ی واتساپ

 

نقل: ترامپ دیشب گفت: "تلاش می‌کنیم با ایران به توافق برسیم تا ویرانی و مرگ رخ ندهد."

 

نقد: در دل این جمله دو پیام نهفته است: ۱. قبول فشار آمریکا به زبان خوش! ۲. در غیر این صورت، توسل به زور را رخ کشید که در حقوق بین‌الملل اسم دومش جنگ است و تهاجم با ارتش.

 

نکته: مشروعیت آن را ائتلاف هم‌پیمانان یا اتخاذ جواز از شورای امنیت روشن می‌سازد. البته جنگ‌های بدون ائتلاف و بدون کسب مجوز هم، در جهان معمول است. مثل حمله‌ی صدام حسین به ایران و سپس به کویت.

درمانگری و درمانگران

شنبه, ۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۳۲ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

به قلم جلیل قربانی: درمانگری یک کسب‌وکار است و درمانگران هم کاسب و تاجر

 

۱- میانگین جهانی آزمایش‌ها برای هر فرد بین یک‌‌ونیم تا ۴ تست است. اما در ایران به طور میانگین در هر نسخه ۱۰ تست تجویز می‌شود. این عدد در تهران به ۱۵ تست می‌رسد.

 

۲- سالانه حدود ۵۰۰ میلیون تست در آزمایشگاه‌های کشور انجام می‌شود که سرلنه آزمایش برای هر ایرانی را به میانگین بیش از ۶ بار در سال آزمایش می‌رساند!

 

۳- حدود ۸۰۰۰ آزمایشگاه در کشور فعال است که نیمی از آنها دولتی و نیم دیگر خصوصی است. آزمایشگاه‌های دولتی فقط برای بیماران بستری در بیمارستان‌هاست.

 

۴- بیمه‌ها خدمات آزمایشگاهی را پوشش نمی‌دهند. مردم باید ۳۰ درصد هزینه‌ها را پرداخت کنند، اما در عمل بیش از ۷۰ درصد هزینه را می‌پردازند.

 

۵- بسیاری از آزمایش‌ها غیرضروری است و پزشکان و درمانگران و آزمایشگاه‌ها فقط برای منفعت مالی و جیب‌بری، آنها را تجویز می‌کنند؛ بله، جیب‌بری!

 

۶- تجویز بیش از حد آزمایش‌ به دلیل زیر است:

- تنبلی درمانگران و تجویز آزمایش، بدون معاینه و گرفتن شرح حال، 

- تکرار بی‌مورد و عدم رعایت فاصله برای تکرار آزمایش

- منفعت مالی آزمایشگاه و تحمیل هزینه به بیمار

 

پاسخ دامنه:

جناب جلیل سلام.و این متن بسیار مهم تو را می‌خواهم به مراکزی برسانم تا واقعاً از نقشم در کاستن این کار نکاهم. از جناب اسحاق آهنگر و آسید تقی شفیعی عموسیدهاشم می‌خواهم عین متن را به خانم دکتر عالیه زمانی برسانند. آقاقربانی بند ۵ متنت چنان تکاندهنده است کخ واقعاً به تعبیرم جنایت بشری است. بند یک، من واقعاً سالی فقط یک بار تست می‌دهم و شکر خدا یک تیم قرص هم در جیب ندارم. آن سه نتیجه‌ی آخر بند ۶ عجیب علت‌یابی‌هایی کردی از دیاک خودرو هم عیب‌یاب‌تر. دست مریزاد رفیق ازین پرداخت مهم مبهم میهن. دامنه

 

جواب آقای قربانی:

سلام آقاابراهیم، شب به‌خیر. همین الان از درمانگاه و داروخانه آمدم، مادرخانم من مادر شهید و تحت پوشش بیمه تکمیلی بیمه دی است. تمام هزینه دارو درمان را بیمه تقبل کرده، دکترها بدون استثنا پول ویزیت‌شان را بیمار می‌گیرند.  داروخانه‌چی بعد از پیچیدن نسخه، مرا به صندوق فرستاد، گفتم بیمه دی هستیم و نباید پول دارو بدهیم‌. بعد از نیم ساعت (!) برگشت و گفت تایید شد به سلامت. یعنی اگر نمی‌گفتم، پول دارو را از من می‌گرفت [و شاید هم از بیمه].

پنج گفتمان در جمهوری اسلامی ایران

شنبه, ۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۰۰ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر
به قلم دامنه: سلام جناب شیخ محمدرضا احمدی. از آن استاد پاک‌زیست ممنونم که در نقد متونم، جهد دارید که خیلی خواهانم، اجتهاد هم داشته باشید رفیق شفیق. چکیده‌ی حرفم این است:
 
 
 
دست‌کم پنج گفتمان (=دیسکورث) در جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که فقط گفتمان آقاخامنه‌ای بر کشور حکومت دارد و هرگز به چهار گفتمان رقیب اجازه داده نمی‌شود از تریبون‌های متعلق به عام حرف‌های خود را بیان کنند. اختصارا" این پنج گفتمان را می‌گویم:
 
 
 
گفتمان سعید جلیلی
 
آقاخامنه‌ای این گفتمان را راه نظام می‌داند و کشور در دست آقای سعید جلیلی است. پیام این گفتمان تقابل دایمی با آمریکا و جنگیدن با اسرائیل است.
 
 
 
گفتمان مسعود پزشکیان
 
آقای سید محمد خاتمی این گفتمان را میانبُر نظام می‌داند. پیام این گفتمان حل و فصل مخاصمات با آمریکا و کشورداری از طریق اعلان صلح با جهان است و ترک سیاست‌های تنش‌زا و خروج کامل از خاورمیانه.
 
 
 
گفتمان حسن روحانی
 
آقای علی اکبر ناطق نوری این گفتمان را درست می‌داند. پیام این گفتمان توزیع قدرت به نخبگان است و عبور از حکومت اسلامی و ایجاد پول و رونق در اقتصاد ایران.
 
 
 
گفتمان نهضت آزادی
 
آقای محمد مجتهد شبستری این گفتمان را آشتی با علم و چاره‌ی کشور از بحران و تحریم می‌داند. پیام این گفتمان پرهیز از ابزارکردن مذهب و پیوستن به روند توسعه و رشد جهانی است.
 
 
 
 
گفتمان مخالفان
 
چند فرد درین گفتمان حضور دارند. آنان خواهان جنگ آمریکا با ایران و تحویل کشور به بازماندگان توسعه و عمران عصر شاه هستند. پیام این گفتمان این است که کشور باید به راهی باز گردد که شاه شروع کرده بود ایران را به سبک تز پهلوی - باستانی بسازد و وارد اقتصاد جهان شود.
 
 
 
بگذرم. شما آقای احمدی شیخ دانشگاه‌دیده آزادی سرباز نظام باشی. من اما دارم مسائل را معرفی می‌کنم و تابع و مقلد و تحت ولایت هیچ احد نیستم الا احد که الله است. شما حتی شاید درست بدانی مرقد آنچه گفته شد درست بود. من اما دیدم آقاخامنه‌ای گفتمان سعید جلیلی را آب و تاب داد یعنی تبیین کرد، اما در تعریف گفتمان دیگر در مرقد تحریف صورت گرفت. مرقد هم فقط مال حکومت شد و مِلک طِلق آخوندجماعت پیرو و مقلد حکومت.. ۱۸ ، ۳ ، ۱۴۰۴ دامنه

خاتمی ۱ ، خاتمی ۲ ، خاتمی ۳

پنجشنبه, ۱۶ خرداد ۱۴۰۴، ۰۷:۴۰ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

خاتمی ۱ و خاتمی ۲ و خاتمی ۳

نگارش ۱۶ ، ۳ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی

دوم خرداد ۱۳۷۶ فقط انتخابات نبود، خروش مدنی، منظم، قانونمند و دموکراتیک ملت نسبت به دو سبک نادرست حاکمیت و نیز دولت تعدیل حجت الاسلام آقای اکبر رفسنجانی بود که هر دو سبک، به حکومت فردی میل و سمت و سوگیری داشت. عامل اصلی پدیده‌ی دوم خرداد، کوشش ناحق قدرت، برای نشاندن نامزد حاکمیت یعنی آقای حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری بر پست دولت از طریق تهییج رأی پوپولیستی بود. و البته کاندیداتوری شخص حجت الاسلام آقای سید محمد خاتمی با کاریزمایی که در خود حمل می کرد، سهم به‌سزایی در آفرینش دوم خرداد داشت. سید محمد خاتمی در این مقطع خاتمی ۱ بود.

 

 

اما خاتمی ۱ خیلی سریع به خاتمی ۲ بدل شد و خود را خاضع و خاشع و خدَمه و پیرو مطلق‌مآب آقاخامنه‌ای کرد و جنبش مردمی و آگاهی‌بخش دوم خرداد را به سرسپردگی به آقاخامنه‌ای فروخت و اهداف اصلاحی‌بخش جنبش مدنی و مدرن آن را با عقب‌نشینی و همدست‌شدن با ساختار قدرت، نابود کرد. از این جا به بعد بود که خاتمی ۲ شروع شد. البته سه سالی هست که او به خاتمی ۳ تبدیل شد.

 

به علت پشت‌کردن به جنبش، آقای دکتر عبدالکریم سروش آقای سید محمد خاتمی را "مذبذب" لقب داد. و نیز به دلیل بحران ۸۸ آقاخامنه‌ای وی و مهندس میرحسین و حجت الاسلام مهدی کروبی را "فتنه" نامید. من اما با آن که آقای سید محمد خاتمی ۲ و ۳ را قبول ندارم، هرگز وی را نه بد، نه فتنه می‌دانم. او فردی هست که قدرت بازیگری سیاسی را ندارد ولی انسان روشنفکر و روحانی آگاه به دنیا و شخصیت دارای محبوبیت و در تضادی آشکار چهره‌ای ناچاره‌جو است. بین دو امر، گیر کرده است. امر ملت و امر قدرت.

علت توقیف روزنامه حیات نو

چهارشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۴، ۰۶:۴۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر
علت توقیف روزنامه حیات نو

یک نمونه از سبک مطالعاتم در دهه‌ی ۸۰ و این خسرو تهرانی است و آن کاریکاتور سمت چپی، در روزنامه‌ی «حیات نو» آقای حجت الاسلام سید هادی خامنه‌ای در سال ۱۳۸۱ چاپ شد که به توقیف روزنامه انجامیده بود. آقای خسرو قنبری تهرانی نفر سمت راستی این صحنه، نخستین فرد اطلاعات در جمهوری اسلامی ایران بود، رفیق و هم‌پویه‌ی آقای سعید حجاریان که تا دو دهه از دیده پنهان بود تا این که نخستین بار تصویرش در کتاب «شنود اشباح» از سوی محفل راست و با چهره‌های خاص! چاپ شده بود. همان زمان، دور این دو عکس، پس از چسباندن به دفتر یادداشتم، حاشیه‌نویسی کرده بودم. اینک کنجکاوان آن را عینک! زنند بخوانند! بگذرم. تمام. ۱۱ ، ۲ ، ۱۴۰۴ دامنه

این جمله‌ی آق سیدمحمود!! چند غلط دارد؟!!

يكشنبه, ۲۶ اسفند ۱۴۰۳، ۱۱:۲۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش ۲۶ ، ۱۲ ، ۱۴۰۳ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. کاری در صحن مدرسه فکرت شعبه‌ی واتساپ:

 

حجت الاسلام آقای سید محمود نبویان از نوچّگان نوباوه‌ی آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، معلومه چی‌چی گفته؟!! اگر سخن زیر عین سخن خودش باشد که گفته:

 

"زمانی که ما لایحه‌ی حجاب را تصویب کردیم قبل از سقوط سوریه و شهادت سید حسن بود، اما بر اساس این که مبادا دشمن بخواهد در ایران سوریه‌سازی بکند، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی جلوِ هر چیزی که باعث دو قطبی سازی شود را گرفت. اشکال می‌کنند که مگر شما خودتان این قانون را تصویب نکردید؟ بله، اما به خاطر مشکلاتی که در کشور وجود دارد نباید ابلاغ شود که کشور مشتعل شود؛ که دشمن بتواند سوء‌استفاده کند مثل سال 1401. دو قطبی‌سازی ممنوع. مقام معظم رهبری هم فرمودند که دوقطبی‌سازی ممنوع است."

 

این جمله‌هاش، این غلط‌ها دارد؛ به نظر دامنه نُه تا. یکی یکی با من بیا:

 

نُه از نُه: اساساً آقاخامنه‌ای به علت مقاومت بر سر عقیده‌ی راسخش، دوقطبی‌سازترین شخصیت جهان است. (نظرم فعلاً به منفی و مثبت بودن این کردار، نیست)

 

هشت از نُه: لایحه غلطاً در غلط را اساساً نباید به اسم اسلام "سند برابر اصل است" می‌زدید. شماها اسلام را گروگان عوامیت خود گرفته‌اید.

 

هفت از نُه: دبیرخانه‌ی "شُعام" دلش برای مردم نسوخته بود، چون بارها علیه‌ی ملت حکم سرکوب داد، دیدند اوضاع خاورمیانه را خراب کردند، پا در میانی کرد.

 

شش از نُه: خودت ذاتت سادات است ولی عرَضت انباشته از غرًض. کیست تو را که در معصومیه‌ی قم گند می‌زدی، نشناسدت. گپ نیار مرا!!

 

پنج از نُه: آخوندها یک ورق از علم سیاست در دروس خود ندارند، ولی همه‌جا -حتی مُستراح‌سر!!! هم- خود را مقدّم و متورَّم! بر همگان می‌دانند.

 

چهار از نُه: شما اگر دلتان برای مشکلات می‌سوزد، این‌همه فکر ضدمذاکره را تبلیغ نمی‌کردید که پول از بیت‌المال برای حق تبیین!!! بستانید.

 

سه از نُه: سال ۱۴۰۱ وقتی با آن «ژینا مهسا» آن کردند، که در اسلام نداریم آن طور نهی از منکر، شماها حتی عاجز بودید به حاکم، به خطر عدم قاطعیت در برخورد با یک فعل حرام توسط ناشی‌های گشت ارشاد (خوانده شود: انحراف)، تذکر بدهید. امام علی ع یاد داد حاکم‌های خود را باید سؤال‌پیچ کرد تا دچار آفات مخصوص قدرت و فساد در حمکرانی نشود.

 

دو از نُه: فکر می‌کنید ایران کم از سوریه‌سازی دارد مگر؟!! مردم در خود، آتشفشان نفرت حمل می‌کنند ولی فعلاً گُدازه‌ها را در درون قله‌ی دل خود، نگه‌داری می‌کنند.

 

یک از نُه: آقای سیدمحمود!! به خاطر همین لایحه‌ی حجاب و هزاران کار غلط حکومت که لایه‌ لایه کردید مردم را، منتظر باشید روزی مردم شماها را عین ساواکی‌ها دنبال خواهند کرد. دیگر حتی از مرز هم زَهره ندارید متواری شوید برید نجف. چون از بس در مؤسّسه‌ی محمدتقی!  حوزه‌‌ی نجف اشرف را خوار و خفیف ساختید. بگذرم. دامنه: هنوزم قمم!

مذاکره غلط است؟ یا غلط نیست؟

شنبه, ۲۰ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۳۱ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

مذاکره غلط است؟ یا غلط نیست؟

۲۰ ، ۱۱ ، ۱۴۰۳ نوشته‌ی ابراهیم طالبی دارابی دامنه

پیش‌درآمد: پیش‌درآمد: بدواّ بگویم سراسر پیام قرآن را اگر بگردیم جایی را سراغ نداریم که این آخرین کتاب مقدس، خواسته باشد، ناس و ایمان‌آورندَگان را دعوت به دعوا کرده باشد. همگان را به صلح و سازش و درستکاری و خیر و نیکی به همدیگر و حتی تعاون در بِرّ، فرا خوانده است، مگر آن جاهایی که مورد تجاوز و ظلم قرار گرفته باشند، که آن هم چندین شرط پشتش ردیف شد و حتی در آن موقعیت هم -که قتال دفاعی تجویز شد- باز در سرانجامش، دعوت به سازگاری نهایی می‌کند که جهان از سَفّاکی (=خون‌ریزی انسانی) خالی بریّ باشد و برّ رواج یابد و ابرار روی کار بیایند. جمهوری اسلامی ازین دو وضعیت بّرّ و اَبرار مگر باید شانه خالی کند؟! و از انقلاب اسلامی بیرون بزند؟! خواست بزند، بزند حتی جاهایی زده است، ولی هر فکری در نظام از اساس انقلاب اسلامی بیرون بزند، در معرض داوری مردم قرار می‌گیرد.

حرف من هم، حرف آقامکارم است

جمعه, ۵ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۴۶ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی -گویا اخیراً آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی -که اخیراً رسانه‌ها از جمله سایت آن مرجع، خبرگزاری رسا حوزه و سایت عصر ایران آن را بارپخش کردند-- در نوشتاری علمی و پژوهشی «مبانی حکمرانی در آموزه‌های علوی» را تشریح کردند. فشرده‌ی گفته‌های ایشان، عیناً:

 

 

«هدف امام حکومت‌کردن به هر قیمت نبود، بلکه حکومت را برای حفظ اصول‏ و ارزش‌ها لازم می‌دانست، ... به عکس آنچه بعضی فکر می‌کنند، مشکل بزرگ جامعه‌ی ما، مشکل «کمبودها» نیست؛ مشکل «ضعف بعضی از مدیریت‌ها» است؛ لذا نکته‌ای که یادآوری آن لازم به نظر می‌رسد این است که مهم در امر مدیریت و [حکمرانی]، «دانستن» این اصول و ضوابط و قواعد نیست، بلکه مهم «به کار بستن» ‌آن‌هاست که آن هم کارِ نسبتاً دشواری است، «و بدون زیربنای اعتقادی و خودسازی و تقوی‏ و تهذیب نفس، میسّر نیست!» ... هر گاه [مدل حکمرانی] با الهام از مبانی‏ معنوی اسلام و دستورهای جامع‌الاطراف و حرکت‌آفرین آن اصلاح گردد، به سرعت می‌توانیم ضعف‌ها را به یاری خدا جبران کنیم و بر مشکلات پیروز شویم. ... اگر [رضایت] اکثریت مردم که چرخ‏‌های زندگی اجتماعی با دست و بازوی ‌آن‌ها در حرکت است، بیش از همه زحمت می‌کشند و بیش از همه به کشورشان علاقه‏‌مندند [حاصل نشود] آن هنگام است که پایه‌های حکومت به لرزه در می‌آید، و به گفته‌ی شاعر:

 

نفس‌ها ناله شد در سینه آهسته آهسته

فزون تر گر شود این ناله‌ها فریاد می‌گردد

 

چنانچه نارضایتی‌ها ادامه پیدا کند، منتهی به قیام و انقلاب‌ها خواهد شد. لذا امام علی علیه السلام به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند که سبب بقای دولت‌ها، حکومت‌ها و مدیریت‌هاست. ‌می‌فرماید: [بدان] برترین چیزی که موجب روشنایی چشم زمامداران می‌شود، برقراری عدالت در همه‌ی بلاد و آشکارشدن علاقه و محبّت رعایا به ‌آن‌هاست. ... امیر مؤمنان علی علیه السلام در نامه‌ی خود به محمد بن ابی‌بکر چنین ‌می‌فرماید: بال‌های خود را برای ‌آن‌ها فرود آر! و در برابر ‌آن‌ها نرمش کن و چهر‌ه‌ی خود را گشاده دار، و میان آنان حتی در نگاه‌کردن مساوات کن» ... علی علیه السلام محبّت و مدارا و رحمت و لطف را وظیفه‌ی رئیس حکومت اسلامی می‌شناسد. بی‌شک، پایه‌ی حکومت صحیح، مقتدر و عادلانه، بر قلوب و دل‌های مردم است، نه بر شمشیرها و نیزه‌ها. ‌آن‌ها که بر دل‌ها حکومت دارند، کشورشان امن و امان است و ‌آن‌ها که بر شمشیر تکیه می‌کنند دائماً در خطرند.»

 

پایان نقل قول.

 

آغاز سخن من: آقای مکارم، مرجع جهان‌نگر و دانشمند کم‌نظیر، سخن حق و حکم عقل را بر زبان جاری نمود. این ملت، مدیریت نوین نیاز دارد. حرف من، همان حرفی‌ست که از بیان پرشهامتِ آقامکارم -دامت برکاته- بیرون آمد که بر آگاهان معلوم است چرا. نیاز امروز ایران. حکومت حرف حق را به گوش بسپارد به سود ملت و کشور است. به فردا و فردایان موکول شود، دیر است، دیر است؛ دیرِ دیر. ۵ ، ۱۱ ، ۱۴۰۳ دامنه

نامه ی دامنه به دکتر عالیه زمانی

چهارشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۳، ۰۷:۵۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر
نامه ی دامنه به دکتر عالیه زمانی
 

: اگر من با خانم دکتر عالیه زمانی نماینده‌ی ساری در نشستی شرکت داشتم به او چه می‌گفتم؟

نامه به دکتر عالیه زمانی

پیوست میاندورود 

پاییدن مجلس

حرف جهانی

کلان‌نگری

باج به باندها ندادن

به ایشان درین پنج تا سخن می‌گویم. پیشگاه دکتر عالیه زمانی سلام و سپاس می‌فرستم. در آغاز می‌گفتم پیش از آن‌که نماینده‌ی مردم ساری و میاندورود باشید، نماینده‌ی فضل ادبی پدربزرگت مرحوم شیخ زمانی هستید و فضیلت را عصاره‌ی نمایندگی‌ات کنید تا آنگاه که ازین کار، بیرون آمدید نزد وجدانت و پیش مردم دیارت، شرمسار نشوید که تا پایان، شماتت و سرزنش بخرید. سپس یکی یکی ازین پنج  تا را میان می‌کشیدم:

ترامپ و ایران

چهارشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۳، ۱۰:۳۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

در این سلسله پست‌ها آن دسته مسائل روز  مطرح می‌شود، که دونالد ترامپ در مورد ایران اقدام می‌کند، از حرف تا رفتارهای دیگر. ۱۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۳ دامنه‌ی توحید

ترامپ پیرامون حمله‌ی پیشگیرانه آمریکا به ایران گفت: «من درباره‌ی آن صحبت نمی‌کنم. این یک استراتژی نظامی است... فقط یک آدم احمق به آن پاسخ می‌دهد. این یک استراتژی نظامی است و من ... درباره‌ی استراتژی نظامی پاسخ نمی‌دهم.»

اتاق نمک زندان صیدنایا سوریه ی خاندان اسد

پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۴۱ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نقل است در زندان «صیدنایا» در سوریه‌ی خاندان اسد و حزب بعث سوریه، در «اتاق‌های نمک به عنوان سردخانه» اجساد زندانیان در نمک نگهداری می‌شد تا از تجزیه‌ی جسد ناشی از رفتار خشن تیم و تیول اسد! جلوگیری شود.

 

این‌روزها «صیدنایا» با «اردوگاه آشویتس» در لهستان مقایسه می‌شود که تاریخ، آن را به «اردوگاه مرگ» توسط نازی‌های هیتلر لقب داد؛ همان جایی که نقل است «بالای یک میلیون نفر پس از شکنجه و گرسنگی و گاز داده‌شدن در کوره‌ها، سوزانده» شدند. مرگ اُسرا و زندانیان، جرم و جنایت محسوب می‌شود در حقوق بین‌الملل و اخلاق ادیان و آداب انسانی جهان.

بشار اسد

و اعضای خانواده‌اش

آرم حزب بعث سوریه

 

پیامبر اکرم ص در اقدامی الگوبخش و سازنده، اسیران جنگی را در ازای یاددادن سواد به ۱ نفر مسلمان، ۱۰ نفر از آنان را آزاد می‌کرد. اما در زندان هولناک صیدنایای سوریه‌ی اسد، شکنجه و قتل، و وضع غیرانسانی خیلی‌بد، حاکم بود. تخمین می‌زنند طی انقلاب مردمی در همین این دهه‌ی اخیر، «۱۰۰ هزار نفر از هر قشر و سنی، ازجمله هزاران زن و کودک، در این زندان محبوس بوده‌اند» و اسم این زندان در مجامع جهانی یکی از «بی‌رحم‌ترین زندان‌های جهان» شناخته شد و لقب "سلّاخ‌خانه انسان‌ها" نام گرفت. با «شکنجه‌های سیستماتیک، قتل‌های فجیع و شرایط غیرقابل تحمل» در این زندان.

 

مسلمانان اما آیا به خاطر فجیع‌ترین رفتار خاندان و نوکران اسد در ایجاد «صیدنایا» چه می‌کنند من مطلع نیستم. هنوز معلوم نیست بازتاب افشای این زندان مَخوفِ دیکتاتور و جلّاد دمشق، به کجا کشانده می‌شود، تحویل بشار اسد توسط روس با یک معامله‌ی شیرین؟! یا... . بگذرم.

 

جمهوری اسلامی ایران اگر ازین زندان خبر نداشت، یک ایراد بر آن بار می‌شود، ولی اگر خبر داشت و چیزی نمی‌گفت، شاید چند چیز، برِش بار شود. ازجمله مثلاً مثلاً مثلاً این حرف که: می‌دانست؟! ولی مددش کرد؟ حتی بازم می‌خواست مددش کند، اما امکان‌پذیر نشد! بگذرم. برگردم به همان عنوان متنم: اتاق نمک!

 

نکته: جا داشت جمهوری اسلامی ایران، برای کوبیدن رفتار خشن دوره‌ی دو شاه پدر و پسر پهلوی با مخالفان و منتقدان، برای دو شکنجه‌گاه زندان «اوین» و بازداشتگاه مَهیب «کمیته‌ی مشترک خرابکاری» که ازقضا این دومی را آلمان هیتلری برای رضاشاه به عنوان هدیه! پیچیده و پیچ‌درپیچ ساخت، این دو مورد را در اذهان، تازه و عبرت نگه می‌داشت. اما نداشت!

 

اشاره: من بازداشتگاه «کمیته‌ی مشترک خرابکاری» در میدان «توپخانه»، در پشت ضلع غربی آن دو مرحله رفته بودم، البته! زمانی که حجت الاسلام آقای علی یونسی وزیر اطلاعات دولت حجت الاسلام آقای سید محمد خاتمی آن جا را از زندان و بازداشتگاه به «موزه‌ی عبرت» تبدیل کرده بود. برید ببینید، واقعاً موزه است و مایه‌ی پند. بگذرم.

تصمیم ۲۰۲۵

يكشنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۳، ۰۷:۵۶ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

تصمیم ۲۰۲۵ !!!

چند سال پیش جامعه‌ی اطلاعاتی آمریکا (=سرویس‌های ۱۷ گانه‌ی اِط و اَم و جاس) استراتژی آمریکا در قرن ۲۱ را ترسیم کرده بودند. در آن راهبرد، در مورد کشورها تک تک راهبرد مصوب شد، و برای ایران هم سال ۲۰۲۵ تصویب شد که اثری از «جمهوری اسلامی ایران» نباید در خاورمیانه باشد.

 

من در تهران که شاغل بودم تمام آن کتاب را ریز ریز خوانده بوده و گزارش محتوایی نموده بودم و باری هم، درین صحن، متنی مرتبط به آن نوشته بودم.

 

آنان بنا را برین گذاشتند سال ۲۰۲۵ موعدشان هست. ۲۰۲۵ هم از ۱۱ دی ۱۴۰۳ شروع می‌شود که در دلش ۱۲ ماه را جای داده است. اما آن استراتژی جامعه‌ی اطلاعاتی آمریکا، همزمان شد با دوره‌ی ریاست جمهوری این بارِ دونالد ترامپ، که معلوم نیست اذیت خود را استارت می‌زند، یا اساساً آن راهبرد را منحل می‌کند.

 

می‌شود این احتمال را فقط از روی حدس و حساسیت زد که تحولات سوریه و لبنان بر روی تصمیم ۲۰۲۵ بار فوری می‌شود یا نه آن را به پژمردگی می‌کشاند. از نگاه تحلیلی من واژگونی خاندان اسد «پروژه» نیست، پروسه است. پروژه ابتدا و منتها دارد، اما پروسه یک راه بی‌انتها است. ایران آیا به این پروسه فکر می‌کند یا نه، من، از مطلّعان نیستم. متن من، بیرون از داوری و حتی بری از برآوُرد است، فقط خواستم از یک تصمیم حرفی به صحن رسانده باشم. بگذرم

۱۸ آذر ۱۴۰۳

ابراهیم طالبی دامنه دارابی

حلَب، حَما، حُمص

جمعه, ۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۴۲ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

حلَب، حَما، حُمص سه «حاء» استراتژیک سوریه است. حُمص در لفظ یعنی خوراکی نُخود. یک رود به اسم «عاصی» حُمص را مشروب می‌کند. شهری‌ست داد و سِتَد در آن رشد و نموّ کرد حتی تجارت پیس از رسالت نبی اکرم ص توسط قریش درین مسیر. گاز و نفت دارد، نه در اعماق که در کمترین عمق زمین. نگاه به نقشه شود خواهد کشف شد که چقدر به مدیترانه نزدیک است؛ به طوطوس و لاذقیه که دومی پایگاه روس است! و حوزه‌ی نفوذ ارتش سرخ مسکو!



حُمص به لحاظ فکری سیاسی، عین قم است؛ یعنی پایگاه انقلاب علیه‌ی خاندان اسد. البته انقلاب را بشار اسد و ارتشش، سرکوب شد، ولی شورش و معارضه بین مسلحین و حکومت اسد، جای آن را گرفت. بشار در بهار عربی می‌گفت مردم چون مرا دوست دارند سوریه از بهار عربی مصون ماند! اما بعد دید چه سرش آمد. حُمص از نظر نوع ترکیب نفوس مردمی، به لبنان چند قومیتی و چند مذهبی شباهت ۱۰۰ در ۱۰۰ می‌زند. هر جای سوریه، دیکتاتوری! به فرض جواب دهد، حُمص اما فقط با رفتار دموکراتیک سازگاری دارد.

 

وقتی حاج قاسم سلیمانی، آن سال اعلان کرد در نامه‌ای به سران ایران، که داعش ریشه‌کن شد، در سایت دامنه نوشته بودم؛ شاید در ظاهر ریشه‌کن شدند، اما فکر معارض در سوریه، دوباره نوج می‌زند و فکر را نمی‌شود از ریشه در آوُرد اخَص درین منطقه. جدیداً باز هم بشار اسد به نیروی ایران چشم دوخت، آقای سید عباس عراقچی در یک حرف بدعت! بدون در نظر گرفتن افکار عمومی ملت، نظر داد ما بررسی! می‌کنیم اگر سوریه از ما کمک! بخواهد. بگذرم. حلَب، حَما، حُمص سه «حاء» استراتژیک!

برای پاکبانان مشهد می‌نویسم

جمعه, ۱۱ آبان ۱۴۰۳، ۰۸:۲۱ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
برای پاکبانان مشهد می‌نویسم

به قلم دامنه: جمعه ۱۱ آبان ۱۴۰۳ ، یک گزارشی از خبرنگار خانم «حانیه موسوی» (خودش با ح نوشت، ولی با ه دو چشم است هانیه) از تجمع پاکبانان مشهد خواندم که حیفم آمد درین‌باره ستون روزم را از گلایه‌های آنان خالی گذارم. خیلی خوب است اول، بدون خواندن متنم به خودِ عکس، با آن لباس‌های قشنگ‌شان و مقوانوشته‌های متین، برحق، باتقوا و دادخواهانه‌ی‌شان نگاه شود سپس به خواندن متنم اگر کسی خواست ادامه دهد. چند خواسته را به روش مدنی، آرام، بانزاکت و بدون لکنت با رعایت چارچوب فریاد حق، درین تجمع اعلان کردند؛ مثل

قضیه بزغاله و ۳۱۳ یار امام زمان

يكشنبه, ۱۵ مهر ۱۴۰۳، ۱۱:۵۴ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

۱. دنیا، کُشنده و کِشنده است. این تعبیر من است. چنان کُشنده که دوستی سه و اندی روز پیش به من گفته بود دلش می‌خواهد اسرائیل را «جول واری پَر کُند» چون از بس در برابر چشمان جهان، راحت و آزاد کشتار می‌کند؛ ویران می‌کند؛ بمب می‌افکنَد. از یک سو هم، دنیا آنقدر کِشنده و جاذب است که انسان دوست ندارد ازین کُره حتی حدِ ثانیه، به کُرات دیگر یا جهان مشهور به آخرت برود. مگر توحیدگرا باشد، که مرگ را تولد می‌داند، ولو پیرو مکتب سقراط یونان باشد. به قول آیت الله عبدالله جوادی آملی: «یونان زودتر به فکر توحید افتاد، چون سقراط مردم را به توحید دعوت کرد و شربت شهادت نوشید»

شرح عبارت محلی: جول واری پَر هاکانه: عین عقاب و شاهین، صید را زنده‌زنده پَر بِکَنَد.

 

۲. در حِلّه میان نجف - بغداد مسجدی هست عین مقامی که بعضی‌ها برای مسجد روستای جمکران قم قائل‌اند. معمولاً خواب‌نما! می‌شوند در آن مکان. البته قصد قضاوت ندارم، فقط به یک نقل (البته با قلم آزاد خودم) بسنده می‌کنم: یک شب یک عالم می‌گوید امام زمان علیه السلام یا پیامبر اکرم ص را خواب دید. گفت ۳۱۳ نفر که سهله، ۱۰۰۰ نفر الآن (آن زمان خواب‌نما شدن) در خودِ حِلّه حالت انتظار دارند که ظهور فرا رسد. دستور شنید ۴۰ نفر آدم منتظر و ۲ رأس بُزغاله و یک قصاب جمع کن. بعد شنید با ۲ بُزغاله و یک قصاب برو پشت بام. مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری می‌گفت:

 

«آن ۴۰ نفر غسل و کفن کرده، ندای «یابنَ الحسن بیا» هم، سر داده بودند.» منبع

 

قصاب دستور یافت سر ۱ بزغاله را ببُرّد، بُرید. خون‌ از ناودان پایین ریخت. منتظران همه با ذوق گفتند امام زمان علیه السلام، قصاب را کشت! قصاب دستور شنید حالا سر بزغاله دوم را ببُرّ. اقدام نمود. آن عالم گفت حضرت به من گفت حالا از بام با هم برویم پایین تا با آن ۴۰ نفر منتظر من، قیام کنیم! رفتند دیدند جیکا پَر زن هم نیست! همه زدند به فرار.

شرح عبارت محلی: جیکا پَر زن: کنایه از نبودن هیچ کس، حتی یک جیکاُ گنجشکُ میجکا.

 

۳. زاهی عوفی فرمانده قسام در کرانه باختری توسط جنگنده‌های بمب‌افکن اسرائیل در اردوگاه طولکَرْم شهید شد. او از محله‌ی الحمام بود، ملقّب به طوفان. اسرائیل می‌دانست زاهی عوفی فعال نترسِ تأمین سلاح مبارزان بود. آری؛ دنیا، کُشنده و کِشنده است. ۱. زاهی طوفان را، رژیم ستمگر می‌کُشد، چون در نبرد برای فلسطینیان ستمدیده، کار می‌کرد. ۲. منتظران، البته از نوع کذاب، چنان دنیا را جذاب می‌دانند از خون بُزغاله! در ناودان آن خواب! هم می‌زنند به چاک. فقط حرف در می‌کنند! بگذرم.

لبنان، بیروت، ضاحیه

جمعه, ۱۳ مهر ۱۴۰۳، ۱۲:۳۱ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

...

 

 

آرایش جنگی

۱۳ ، ۷ ، ۱۴۰۳ : نوشته‌ی ابراهیم طالبی دامنه دارابی

از سبک اقدام‌های ارتش اسرائیل در چهار محور لبنان پیداست، آرایش جنگی به خود گرفت. اقدام نیرو هوایی در بمباران نقاط مهم جنوبی در اختیار حزب‌الله، اقدام دریایی از ضلع غربی لبنان، اقدام مسدودکردن گذرگاه اصلی لبنان به سوریه از طریق بمباران هوایی امروز، اقدام تجمع تانک‌ها در سراسر مرز لبنان. به نظر می‌رسد در گام اول اگر واقعاً قصد جنگ تمام‌عیار داشته باشد، تصرف تا ضاحیه است.

 

نکته: ضاحیه شهر گون‌گونی‌هاست. با تفاوت بالا. به تعبیر من ضاحیه پایتخت استراتژیک حزب‌الله است و بیروت پایتخت سیاسی لبنان. مقر و اقامت شهید سید حسن نصرالله هم، همین ناحیه بود. وقتی جمعه‌ی قبل، فرماندهان همگی از نقاط تحت نفوذ حزب‌الله وارد ضاحیه شده بودند، -اسرائیل که سال‌ها در کمین سید حسن بود- از همین قرینه‌ی ورود انبوه افراد شاخص به ضاحیه، اطلاعات کسب کرد نشست با سید حسن نصرالله حتمی و حضوری است، نه ویدیو کنفرانس، که ۸۵ بمب سنگرشکن حاوی مواد مهلک (عکس بمب در متن) را بر چهار آسمانخراش آنجا ریخت.

انسان خوب از نظر چین کمونیست!

دوشنبه, ۹ مهر ۱۴۰۳، ۰۹:۴۸ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نوشته‌ی ابراهیم طالبی دامنه دارابی: در چین دو ترانهٔ انقلابی در مراسم سالگردِ تشکیلِ حزب کمونیست، اجرا می‌شود؛ یکی «پرچم سرخ» و یکی هم «انسان خوب، باید سرباز شود».

 

من ممکن می‌دانم این ریشه در آن تز مشهور «مائو تسه تونگ» داشته باشد که مائویست‌ها دنبال می‌کنند. مائو می‌گفت:

 

«جهان از آنِ ماست، برای به دست آوردن آن باید متحد شویم.»

 

در ایران حزب کومله مائویست است، حزب «پیکار» هم مکتبش مائویسم بود. فعلاً به آنچه بالا نوشتم دخالت نمی‌کنم، اما جالب می‌دانم یکی از تزهای آیت الله عبدالله جوادی آملی را با هدف تنویر مطرح کنم:

 

ایشان سال ۹۰ حرفی خیلی زیبا و موثر زد که در روزنامهٔ اطلاعات ۳۱ ، ۱ ، ۱۳۹۰ درج است. چکیده‌ی حرفش (به برداشت آزادم) این بود: محور مسجد، محراب است، و محراب، سمت بیت عتیق یعنی کعبه (=در محاوره: خانهٔ خدا) است و نیز محراب، چشم مسجد محسوب می‌شود. مسجد هم، مِلک کسی در نمی‌آید، آزاد است. پس، کسی که آزاد است، مسجدی است. در حقیقت مسجد بیتِ آزادی است؛ زیرا رو به عتیق است و عتیق معنی‌اش «آزاد»است. خداوند هم انشاء کرد: ولْیَطوفوا بالبیت العتیق. پس؛ چون معنی عتیق «آزاد» است، مسجد «مکانِ آزادی» است، نه محل بردگی. لفظ بردگی از من است البته، نه نقل.

 

در مقایسه‌ی دو دیدگاه است که می‌شود معلوم کرد کدام تفکر از «انسانِ خوب» دفاع می‌کند، آن که دنیا را مِلک طِلق خود می‌پندارد و انسان را سرباز یعنی جنگجو می‌خواهد؟! یا آن فکر که حتی خانهٔ خدا را آزاد و مسجد را مکانِ آزادی معرفی می‌کند؟ به‌روشنی معلوم است. یاد ما باشد چین البته جنگجو صادر نمی‌کند! ظرف و ظروف و سینی و ماهی و هر چی که پول پارو کند، صادر می‌کند.

جغرافیای جنگ لبنان

دوشنبه, ۲ مهر ۱۴۰۳، ۰۸:۲۱ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر
جغرافیای جنگ لبنان

​​​​​​

نقشه‌ی لبنان

نوشته‌ی ابراهیم طالبی دامنه دارابی: آن فرورفتگی که کل لبنان را در بر گرفته، عروس خاورمیانه است؛ نام تعبیری لبنان. لبنان مرکز چاپ جهان اسلام است. نفیس‌ترین کتاب. مردم آن به‌روز زندگی می‌کنند. حتی لباس جوانان آنان شبیه‌ترین پوشش به غرب است. لبنان از بالا و شرق در دل سوریه فرو رفت. حتی سال‌ها ارتش حافظ اسد، لبنان را در اشغال خود داشت و بر آن تسلط می‌ورزید. لبنان راضی هم بود. لبنان فقط از سمت باریکه‌ی جنوب با اسرائیل هم مرز است. مهم این که اسرائیل در همان نقطه، نصف مرزش با سوریه است. اسرائیل، هم مزارع مهم لبنان و هم بلندی‌های مهم جولان سوریه را چندین سال در تصرف خود دارد. آن قسمت باریکه‌ی لبنان در عکس تا شعاع چندین کیلومتر به سمت بیروت در شمال، تماماً در دست حزب الله لبنان است، نه دولت لبنان. همه هم تقریباً مسلح‌اند. بگذرم. اسرائیل در آسیب بزرگ همسایگان قرار دارد. جغرافیای لبنان، برترین محیط نبرد است، چون انباشت کوه، دره، ناهمواری است و جنگ در آن فقط چریکی باید باشد. مصطفی چمران شهید شرف دفاع مقدس و امام سید موسی صدر رهبر کاریزماتیک ایرانی در لبنان، دو مقتدای مقتدر آن زمان‌های دور در مبارزات لبنان با اسرائیل بودند. تفکر دفع اشغالگری، ریشه در اندیشه‌های علمی و عملی این دو چهره‌ی عارف مبارز و اسلام‌شناس مترقی دارد.

صبح تا ظهر بر من چه گذشت؟!

شنبه, ۱۰ شهریور ۱۴۰۳، ۰۵:۵۷ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

امروز  ۱۰ . ۶ . ۱۴۰۳ پا که بیرون گذاشتم، دیدم هوا نسیم می‌وزد. آناً بردن ماشین به بیرون را حذف کردم. پیاده رفتم. مدتی بود ازین بادهای خُنُک به سر و صورتم نوزیده بود. دیم کردم پیاده رفتم.

 
پیش‌پرده: به بامشی‌یی رسیدم که در کمال شگفتی داشت علف پارک (=بوستان) را می‌چَرید. عکسی انداختم که مردمک عمودش دارد ابراهیم طالبی را می‌نگرد! لابد بامشی هم می‌داند مدرسه فکرت از آن مدرسه‌های صوری و سورُ ساتی نیست! گمان کنم گوشت چون گران است و استخوان سرِ کوچه‌ها نیست، رو به گیاه‌خواری آوُرده عین برخی آدما.
 
پرده: جلوتر چون معمولاً حین راه‌رفتن «هَوْن»!! می‌رومُ گردنُ چشمم رو به زمین است، کارت سپه گمشده‌ای را دیدم. اخلاق به من حکم کرد ورِش دارم. دیدم کف کارت مال سید محمد مهدی خردمندی حک است، کفِ دست عکسی از آن انداختم «سی. وی. وی دو» آن را آبی کردم البته. صاحب کارت سیدی خردمند است اما کارتش را زمین می‌اندازد! دیگر مجبور شدم خودم را به شعبه‌ی سپه برسانم تحویلش دهم تا مسترد شود. راستی! کارت که رمز داشت، ولی آیا همین من، قطعه‌ای طلا بود به جای آن کارت، بانکش می‌بُردم. من می‌گویم: «...» ! اللهُ علمٌ. قدیم محلمون زادگاه داراب‌کلا این مثَل، ضرب بود که: «پیدا هاکارده مال، پیَرِ مال» یعنی: مال پیداشده، مال پدری است.
 
پس‌پرده: از روزنامه‌ی «ایمان» چاپ قم که گذشتم، افق هم یادم آمد که از آن موضوع مهمی گویم. در قم هیچ شعبه‌ی فروشگاه زنجیره‌ای «افق کوروش» حق ندارد تابلو را به نام «کوروش» مزیّن کند؛ نه شهرداری که یک جای دیگه مانع و مخالف است! هر کس خواست بداند، پولِ ویزیت واریز کند تا عندالواریز! عیان کنم! رایگان، قدیم می‌گفتند، نِنٰا بَوٰا وِسّه، تَندیرنونُ اِشکِنهُ آشْ نپَجنِه!! ویزیت(=فارسی آن می‌شود: دیدار، عربی آن هست: معاینه از عین یعنی چشم دیدن) تمام. پسون پرده هم دارد که چون از دو کف دست گذشت، بس است. دامنه دارابی.
دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
توحید طالبی دارابی : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا
قم : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه) مازندران، ساری، میاندورود، داراب‌کلا

پیام های مدیر
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
پربیننده ترین مطالب