سلام و دست مریزاد خدمت شما.
و مولوی در دیوان کبیر، نفس را به گونه ای دیگر هم گفته است:
بادِ نفَس مر سینه را ز اندوه صیقل می زند
گر یک نفَس گیرد نفَس مر نفس را آید فنا
جان غریب اندر جهان مشتاق شهر لامکان
نفسِ بهیمی در چرا چندین چرا باشد چرا...
و ایضاً:
رَستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا ..