دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
قم، مازندران، ساری، میاندورود

پیام مدیر
موضوع
آرشبو
پسندیده

۲۶۷۵ مطلب توسط «ابراهیم طالبی | دامنه دارابی» ثبت شده است

نگارش ۳ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی

یک قول این است ایران ۸۵ هزار مسجد دارد با ۸۵ میلیون نفر جمعیت. یعنی هر هزار نفر، یک باب مسجد. مسجد، از اصلی‌ترین مکان رسمی برای مناسک عبادی و مراسم مذهبی در اسلام است.

با این امکان مادی، باید دید آیا مذهب همچنان توسط مسجد، در مغز و قلب ملت دمیده می‌شود؟ یا نه، مردم گرایش و باورهای مذهبی خود را از جاهایی دیگر، عقلانی‌تر و متقیانه‌تر چون خانواده، مطالعه، کتابخانه، مرشدان معنوی، دانشمندان و نمادهای دینی تقویت می‌کنند و رشد می‌دهند. و یا اگر تضعیف مذهبی روی داده است آیا یک علت به خاطر نبود مسجد در میزان جهانی و واقعی آن نیست که به دست افرادی معدود و با ذهن‌های مسدود و تنگ‌نظر اداره می‌شود؟!


من نظرم این است مسجد در ایران از کارکرد خود دور افتاده است و شکل و ظاهر، بر محتوا و باطن، اولویت یافته است. یک علت این است آخوند مسجد از آن معنویت آخوندهای گذشته -که نماد پارسایی و پرهیزگاری بودند- به‌شدت فاصله دارد و قابل مقایسه نیست. و نیز مسجد در دست حکومت افتاده است.

قائلم مسجدهایی هم بوده و هستند که سیاست‌زده نیستند و عبارت و سیاست در آن با روش اسلام و اخلاق و انسانیت پیش می‌رود. من با مسجدهایی در چند شهر خو و اُنس دارم که در آن از شعار و تظاهر و جناح‌زدگی خبری نیست، خانه‌ی واقعی خداست، نه پاتوق جولان چند نفر خاص. مسجد، عبادتگاه معنوی و اخلاقی و دانشی و سیاسی و اجتماعی و حتی آموزشی برای مردم است، نه تیول نهاد، سازمان و یا افراد خاص و برنامه‌های خشک و یک‌دست.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
ایران مگر چه آمادگی بر ضد اسرائیل دارد؟!
 
نگارش ۲ ، ۶ ، ۱۴۰۴ :
ابراهیم طالبی دامنه دارابی
 
آقاخامنه‌ای در مورد اسرائیل، امروز ۲ ، ۶ ، ۱۴۰۴ گفت:
 
"هیچ راهی وجود ندارد جز اینکه راه‌های کمک به کلی از همه طرف مسدود بشود."
 
در مورد نقش جمهوری اسلامی ایران در مورد این قضیه هم گفت:
 
"ما البته آمادگی کامل برای هر کاری که برای جمهوری اسلامی ممکن باشد، هر کاری که امکان داشته باشد، آمادگی آن را داریم."
 
این سخن را مورد پردازش قرار می‌دهم:
 
مقدمه: پیشنهاد بستن راه‌ها برای جلوگیری از کمک به اسرائیل، یک نظر ایدئولوژیکی و حتی در حد ارزش‌های چهانی‌ست و پشت آن آرمان و برنامه‌ی نابودی اسرائیل نیز، خوابیده است. تا این جا نظری ندارم. اما آیا این کار برای جمهوری اسلامی ایران درین برهه و زمان، امکان‌پذیر است؟ دست به سه تست می‌زنم:
 
سه تست فرضی:
 
تست ۱ : نظام ایران بر فرض با نیروی دریایی و زیردریایی خود، به مدیترانه لشگرکشی بکند. این کار ایران، یقیناً واکنش قهرآمیز ازتش آمریکا و اسرائیل را بر می‌انگیزانَد. تازه، حجم ناوگان نظامی دریایی ایران در برابر ارتش آمریکا مانند مقایسه‌ی امکانات ایران است با ترکمنستان یا موزامبیک و موریتانی.
 
تست ۲ : حکومت ایران از هوا مانع از فرود تجهیزات به اسرائیل شود. این فرض هم در حال حاضر، حتی تصورش، خیال تامّ است و توهم کامل. زیرا نیروی هوایی ارتش آمریکا و اسرائیل، آسمان خاورمیانه و ایران را در تصرف مطلق خود گرفته‌اند و بر آن هم آن خیمه می‌توانند بزنند.
 
تست ۳ : جمهوری اسلامی ایران از راه زمین و مرز، دست به انسداد راه‌ها به اسرائیل بزند. این هم در حال حاضر بر همگان روشن است نظام ایران راهش به لبنان حتی بسته است، چه رسد بخواهد راهی را برای اسرائیل ببندد.
 
بنابراین سخن راهبردی جدید آقاخامنه‌ای تزی‌ست که کارشناسان نظامی و بین‌الملل باید بیآزمایند که اساسا" چنین امکانی برای نظام حاکم بر ایران فراهم است و کاری از آن بر می‌آید؟ یا نه، به درد سر جدید ایران منجر می‌گردد و میهن را آماج جنگ و بمب می‌برَد؟ بگذرم.
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه : گهواره را زادگاه ما داراب‌کلا، گَره می‌گویند. در لغت یعنی "جامانند". هدف قهری ساخت گَره خواباندن نوزاد بود. تا مادر از دست او خلاص شود و خانه را سر و سو دهد. نیز کودک در گهواره به خاطر خوردن تاب، به خواب می‌رفت و آرامش، هم به خودش برمی‌گشت و هم به خانه که صدای ولق‌ویلیق همه را عاصی می‌کرد. در واقع گره یک جنگ مخفی و بازدارندگی زوری با کودک بود تا او را از چفیدن دایم شیر و سینه‌خیز رفتن محیط خانه و خراب اثاثیه، باز دارند. می‌گفتند هر کس در گره گت شد، سرش لَب شد! گره‌ی سیاست هم داریم که حاکمان، مردم را در آن فرو می‌کنند، کمی شیره و شربت و فریب و نیرنگ می‌زنند تا از شرّ اعتراض و فریاد امان بمانند. بسی ممنونم که بر تقاضایم در تأمین عکس گهواره، همت شد. من گهواره‌ی مادر خوابیدم، در گره‌ی سیاست هرگز نمی‌روم! هر کس گهواره مادر رفت دست بالا تا تسلیم گهواره قدرت نگردد.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
بستگان تسلیت
در ۲ شهریور ۱۴۰۴
روز شهادت امام هشتم ع
نگارش: ابراهیم طالبی دامنه دارابی
 
مرحوم کبل هادی آهنگر در اول انقلاب از متصدیان محل شده بود. یادم است اولین آموزش تیراندازی با تفنگ "ژ ۳" را در "امامزاده جعفر" داراب‌کلا با حضور سپاه و مدیریت وی دیدیم و شلیک کردیم.
 
در دهه‌ی اول ماه محرم، سفره‌ی غذا، با کلاس بالا در تکیه می‌انداخت؛ و هر شب، تعدادی را با حضور خود ضیافت می‌کرد و نذر ادا می‌نمود.
 
اوایل -که شکایت به دادگاه صورت دستی و کاغذ بود- او یکی از کسانی بود که تقاضای مردم را برای نوشتن رد نمی‌کرد.
 
در مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام در بالاتکیه همه‌ساله شرکت می‌کرد.
 
در سیاست، دارای گرایش بود و روی گرایش خود روش انتقادی و سرسخت داشت.
 
در فوت یوسف رزاقی صحبت‌هایی میان‌مان رد و بدل شد تا چهل شب. مباحثه را دوست می‌داشت، اما به‌آسانی چیزی را نمی‌پذیرفت. از اطلاعات عمومی برخوردار بود و مسیر خود را طی می‌کرد.
 
هم او به افکار ماها انتقاد و اعتراض داشت، هم ماها. اما این باعث نمی‌شد روابط عادی و عمومی محلی‌بودن، از هم بگسلَد. قاطع بود و مواقعی هم فراتر از قاطعیت.
 
فردی در درون خانه و خانواده به‌شدت مهربان و دارای اقتدار، نه زور و اجبار. میان او و عمه‌تورانِ مهربان ما، یک حس بی‌نظیر همسرانه حکفرما بود و تا آخر عمر این رویه و روحیه‌ی زیبا امتداد یافت.
 
اینک مجتبی، مرتضی. نرجس، زهرا، فاطمه، سمّانه، معصومه، آذر، صدیقه، نسرین، تهمینه و عمه‌ی‌مان توران، با دلانی بی‌قرار و ناآرام، غیاب او را حس می‌کنند و به اندوه و ماتم فراق او فرو رفته‌اند، که خبر دارم میان‌شان همواره یک روابط نرم و گرم و مستحکم برقرار بود.
 
در دو سوی خویشاوندان نسَبی و سببی مرحوم کبل هادی، فراوان دوستان و آشنایان و رفیقان برای من وجود داشته و دارند. بر تمامشان عمیقأ تسلیت. خدا کناد رحمت او و مرحوم مصطفی فرزندشان را، دِواماً و دائماً.
 
عکس‌ها:
 
عکس‌های تشییع و تدفین مرحوم کبل‌هادی آهنگر -که ۲ ، ۶ ، ۱۴۰۴ صورت گرفت- تقدیم به همسر مؤمن و مهربانش عمه‌توران‌مان و به پسران و دختران و دامادان و عروسان و اقوام و خویشاوندان و اَنساب‌شان. عکاس صحنه‌ها: ام‌البنین خواهرخانمم. تسلیت و خدا رحمت. دامنه.
 
 
مرحوم
کبل هادی آهنگر دارابی
 
 
آقا مجتبی و مادرش عمه‌توران
 
 
بقیه‌ی عکس‌ها  در ادامه
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

آهودشتِ هولار ساری

عکاس : خانم راضیه قربانی

رئیس محترم کتابخانه‌ی قلمچی داراب‌کلا

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
"تعلیق" غنی‌سازی
"تعطیل" غنی‌سازی
 
نگارش ۳۱ ، ۵ ، ۱۴۰۴ :
ابراهیم طالبی دامنه دارابی
 
چاپ شب
 
آقای مهندس بهزاد نبوی رهبر قبلی "جبهه‌ی اصلاحات ایران" که بر اثر غلبه‌ی جریان نوگراتر این جبهه بر جریان چپ سنتی مذهبی وابسته به نبوی، کنار گذاشته شد و جایش را از دو سال پیش، خانم آذر منصوری رهبر "حزب اتحاد ملت" گرفت، اینک درباره‌ی بیانیه‌‌ی ۲۶ مرداد ۱۴۰۴ "جبهه‌ی اصلاحات ایران" نکته‌ی جدید و مهمتری گفت. مانیفست پنهان که گفتم حالا کمی عیان شد. او گفت:
 
"من حتی تندتر از آنها هم هستم. آنها اگر معتقد به تعلیق غنی‌سازی هستند، من معتقد به تعطیل غنی‌سازی هستم"
 
 
سه نکته گویم و برم پی کارم و موضعی ندارم:
 
۱- بهزاد نبوی با این رفتار سیاسی، درصدد برآمد فشار به حکومت را قدرتمندانه‌تر کند، تا از نظر وی حکومت تن به تغییر خط مشی دهد.
 
۲- نبوی به نظرم مجمع تشخیص مصلحت نظام را به چالش کشاند. اگر این مجمع مثلاً اهل تشخیص! یک جا خواست از بطالت و سرگرمی کهولت، بیرون آید، نگاهش را به این تعطیل و تعلیق بدوزد و واقعاً ببیند آیا مصلحت میهن را درین برهه می‌تواند تشخیص دهد، یا می‌خواهد هر چه دستور گرفت همان را مصلحت کل ملت معرفی کند!
 
۳- بهزاد نبوی شکاف سیاسی داخلی عمیق ایران را با این ورود تردستانه اش، عمدا" به سمت یک شکاف تکان‌دهنده‌ی حاکمیتی، به تعبیر محلی: تِرِه (=روانه و هیش) کرد که به‌شدت گرفتار پاسخ به جهان و مردم ایران گردیده است و مات و معلق روی پل، وا و مبهوت مانده است.
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

خوردنش با بقیه!
نشرش اما از دامنه!
داهون، کامل اوه دَکتِه!
ازین همه جیزّه‌بیزّه!
با صید ماهرانه‌ی ماهی‌سفیدهای دره‌دلِه!
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
افتخار می‌کنم به آئین این پیامبرم درآیم
 
نگارش ۳۰ ، ۵ ، ۱۴۰۴ :
ابراهیم طالبی دامنه دارابی
 
متن من در چاپ شب
 
تمنای دقت در متن و نتیجه‌اش دارم:
 
یاران شُتری را نَحر کردند، گوشتش را پخش.
پیامبر اکرم ص مسیری را می‌رفت،
فهمید.
پرسید چه خبر است؟!
گفتند: ای رسول خدا رافع بن مَکیث جُهَنّی، شتر کشت.
پیامبر گفت: "این شُتری‌ست که غارت گرفته شد؟!"
گفتند: صاحبش اجازه داده است.
فرمود: گرچه اجازه داده باشد اما از روی ترس داده است.
فرمان می‌دهد اَفسارهایی که به گردن شتران بسته‌اید بگشایید!
گفتند: اسبان را چه کنیم ای رسول خدا؟
پیامبر رحمت ص با صراحت به یاران و پیروان امر کرد "آنها را هیچ گاه برای گرفتن انتقام‌های جاهلیت، دهانه نزنید."
 
من این متنم را با استفاده از ص ۴۸۸ جلد ۳ کتاب "پیامبری و حکومت" اثر آقای "جلال‌الدین فارسی" به این سبک تدوین کرده و به نگارش درآوُرده‌ام که او از منبع "مغازی"، جلد ۳ ص ۱۰۳۴ استناد ساخت.
 
 
 
اگر از متنم، مستقیم به نتیجه رسیدید که هیچ، وگرنه این خلاصه‌ی مرا بخوانید:
 
پیغمبر اکرم ص از خاتمه‌ی تبوک بازمی‌گشت. وقتی دیدند یاران شتری را مثلاً غنیمت اما در حقیقت به تعبیر پیامبر به "غارت" گرفتند و کُشتند که گوشتش را بخورند و پخش کنند، در برابرشان ایستاد و نگذاشت شتران دیگر را بکُشند. نیز دستور اکید داد به اسبان لجام نزنند و دست به انتقام از آنان نزنند. آری؛ انتقام یک فرهنگ از جاهلیت است که محمد بن عبدالله ص با آن در آویخت. برین پیامبرم که چنین است و چنین گفت و چنین کرد افتخار دارم به آئینش در آیم. رحلت پیامبر اکرم ص و سبطش امام حسن مجتبی تسلیت.
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
اشاره‌ای برای اذهان: روزنامه‌ی "آگاه" وابسته به جناح راست، چاپ امروز ۲۸ ، ۵ ، ۱۴۰۴ به علت انتشار بیانیه‌ی ۲۶ مرداد ۱۴۰۴ "اصلاح‌طلبان" در انتقاد از سیاست‌های حاکمیت و شیوه‌ی حکمرانی، آنان را در تیتری درشت: "تسلیم‌طلبان" لقب داد. من می‌خواهم از دو زاویه دست به پردازش بزنم. تا نگاه "جبهه‌ی اصلاحات ایران" و نگاه "دکتر محمود سریع‌القلم" را در مورد وضعیت حاکمیت در ایران، بررسی کرده باشم. در زیر در دو بخش -با پرهیز از موضع‌گرفتن و صرفا" با هدف تبیین- به آن می‌پردازم. دامنه
 
 

این حاکمیت به هیچ‌وجه

تن به پیشنهادات اصلاحی نمی‌دهد

نگارش ۲۸ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. متن من در چاپ صبح. من به علت این‌که مسائل روز را از اهم موارد سرنوشت‌ساز ملت و میهن می‌دانم، نسبت به رویدادهای آن از خودم تحرک فکری نشان می‌دهم، زیرا به عنوان یک شهروند ایران، برای ملت و میهن حساب باز کرده‌ام و نمی‌توانم بی‌تفاوت بمانم و تماشاگر شوم. دو حرکت روی داد در کشور که از نظر من واقعاً جای تفکر و پردازش دارد. بدون گرفتن موضع، تبیین می‌کنم؛ زیرا فردی ناوابسته به تمام جریان‌های سیاسی فلسفی می‌باشم. خِرَد خودم و دیانت -که از آن با عقل مستقلم تفسیر دارم- رهنُمای پسندیده‌ای‌ست؛ زیرا رسول ظاهری را هم، باید با رسول باطنی فهم کرد. اینک ورود به این دو مسئله یکی از یک استاد توسعه‌گرا و دیگری از یک بیانیه‌ی جریان چپ اصلاح‌گرا: داخل گیومه "،،،" همه حرف نقل است، نه جملات من:
 
بخش ۱
بیانیه‌ی "جبهه‌ی اصلاحات ایران"
 
آنان چنین مطرح کردند که "تداوم این مسیر" یعنی تز حکمرانی آقاخامنه‌ای "بدون بازسازی و گشودن باب تعامل سازنده با جهان، هزینه‌های انسانی، مالی و روانی بسیاری بر ملت تحمیل خواهد کرد." و برگشت "مکانیزم ماشه" از نظرشان "مشروعیت جنگ آینده علیه‌ی ایران را با برچسب «تهدیدکننده‌ی صلح» تأمین می‌کند. بنابراین پیشگیری از این سناریو، فوریت امنیت ملی است". و گفتند: "۳راه پیش روی ملت و حاکمیت است:
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

متنی از شیخ احمد باقریان ساروی در مدرسه فکرت: باسمه تعالی. جناب حاج عیسی رمضانی دارابی [مرحوم محمد] سلام علیک. با تقدیم احترام فرمودی منتطری ساده و سید احمد خمینی بینش سیاسی خوب داشت. شواهدی بر هر دو ادعای جنابعالی تقدیم میکنم:

 

سادگی آیت الله منتظری

اول: او از شاگردان مرحوم آقای بروجردی بود و خارج اصول او را هم تالیف کرد و با این حال او و شهید مطهری که رفیق و هم اتاق بودند آیت الله خمینی را کشف کردند و دو نفری اولین حلقه درس علم اصول او را تشکیل دادند که بعدا شهید بهشتی و آیت الله خامنه ای نیز به آن پیوستند و به این جهت مرحوم بروجردی اندکی از او دلخور شده بود و ازآن تاریخ همواره با آیت الله خمینی بود و جدا نشد و در آن راه تبعیدهای سخت و زندان تا آوان پیروزی انقلاب را تحمل کرد.

 

دوم: خواستند آیت الله خمینی را اعدام کنند ولی منتظری علمای بزرگ را در تهران جمع کرد و از آنان برای مرجعیت آیت الله خمینی امضا گرفت و منتشر کرد و مانع اعدام شد.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

 

این جا نکا، مسجد "توفیق" است. پایگاه حجت الاسلام آقای بیانی که جناح راست تاب سخنان و افکارش را نداشت و سرانجام چند سال پیش وی را از امامت جمعه‌ی نکا برکنار کرد. دوستان قدیمی من در نکا و روستای اطراف نکا درین مسجد پاتوق داشتند. یادآوری کنم مرحوم حاج کل مرتضی آهنگر (پدر رفیقم حسن‌آقا و آقامهدی و به عبارتی پدرخانم روانشاد یوسف رزاقی) فقط آقای بیانی را در آن مقطع، عادل و لایق می‌دانست و تقریباً تمام جمعه‌ها را به آقابیانی اقتدا می‌کرد. درود بر هر مسجد و پاتوقی که در آن حقیقت ذبح نشود و پیشنماز راتب و خطیبان آن، مروت داشته باشند و مرام. عفت کلام کنند و نفوذ بیان. درود. دامنه.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

نگارش ۲۶ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی

متن من در چاپ صبح
 
او دیروز گفت:
"بعضی‌ها می‌گفتند العیاذبالله اگر پیامبر اعظم (ص) هم بیاید ثبت‌نام کند، شورای نگهبان می‌تواند بگوید که یکی از عموهای ایشان ابوجهل بوده یا همسرش فلانی بوده یا برادرزاده‌هایش هم این‌گونه بودند و... طبیعتاً تأیید صلاحیت نمی‌شود."
 
او دیروز گفت:
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

متن نقلی: داستان گریه آیت الله منتظری. خدا رحمت کند علی حجتی کرمانی را که به خاطر مشکل تنفسی به او گفتند هر سال مدتی را برو شهر گرکان آنجا قضا مرطوب متعادل است. لذا او از دانشگاه مأموریت میگرفت و مدتی را در گرگان میماند. آقای قدس علوی – از اساتید حوزه علمیه امام خمینی (ره) گرگان نقل می‌کرد: یک روز استاد علی حجتی کرمانی منزل ایت الله نورمفیدی آمد من هم بودم و تعریف می‌کرد: من در قم یک روز به منزل آیت الله منتظری رفتم، کتاب رنجنامه نوشته حاج سید احمد خمینی مقابل او بود، با من وارد سخن شد و از سید احمد خمینی ناله داشت، اشکش جاری بود، تا اینکه گفت: «من می‌دانم او جوانمرگ میشود». این جلسه گذشت تا اینکه حاج سید احمد خمینی فوت کرد، من مجددا نزد آیت الله منتظری رفتم و از او درخواست کردم تا او را عفو کند.  ساکت شد. اصرار کردم. پاسخ داد : انچه مربوط به من است و من در آن حق گذشت دارم عفو کردم، ولی آنچه مربوط به اضلال مردم است حق من نیست، او میداند و خدا. سپس از او درخواست کردم نامه تسلیتی برای مادرش بفرستد، پذیرفت و نامه تسلیت فرستاد.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

متن نقلی: آقای پزشکیان گفته است: "نه زیر پایمان آب هست نه پشت سدها... آب چاه‌ها تمام شود نمی دانیم چکار باید بکنیم... با شعار دادن، نقد کردن و توقع ایجاد کردن، مشکل حل نمی‌شود... نفت را خواستند تحریم کنند و دارند تحریم می‌کنند ... حرف نمی‌زنی؟ خب می‌خواهی چکار کنی؟ می‌خواهی بجنگی؟! خب آمد و زد؛ الان برویم درست کنیم دوباره می‌آید می‌زند".

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
نگارش ۲۳ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی

متن من در چاپ عصر

از سال ۱۳۵۱ به بعد شاه کتاب‌های بیشتری را قدغن کرده بود؛ چون از روند مبارزه‌ی گروه‌های مارکسیستی و مذهبی انقلابی هراسیدن بود. از جمله این چهار کتاب:

 

۱. کتاب "راه حسین"

اثر بسیار ستُرگ عاشورایی مهدی رضایی

عضو برجسته‌ی سازمان مجاهدین اولیه

 

۲. کتاب "ضرورت مبارزه مسلحانه"

اثر مهم تئوریک امیرپرویز پویان

از بنیانگذاران سازمان چریکهای فدایی خلق

 

۳. کتاب جزوه‌ی "مبارزه‌ی مسلحانه"

اثر عملیاتی مسعود احمدزاده

از بنیانگذاران سازمان چریکهای فدایی خلق

 

۴. کتاب "آموزش چریکی"

اثر آموزشی - مفهومی بیژن جزنی و علی‌اکبر صفایی فراهانی

هر دو، تئوریسین مطرح و مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق

 

روشن سازم جمهوری اسلامی روحانیت ایران، از شاه پیشی گرفت و به‌مراتب کتاب‌های بیشتری را منعِ چاپ زد و از توزیع جلوگیری کرد و حتی نسخه‌های مهمی از نویسندگان را خمیر نمود. از جمله کتابی از عمادالدین باقی با عنوان "قضاوت ها و واقعیت‌ها" در مورد آقای منتظری را، که من نسخه‌ی کاغذ ۴آ آن را چند سال پیش از اخوی ارشدم امانت گرفتم و خواندم و در دفتری، به صورت خطی، خلاصه ساختم. بگذرم. از شاه تا روحانیتِ متصل به حکومت و معیشت! فرق‌ها دارد کم‌کم، کمتر و کمتر می‌شود و حتی در اموری هم مُساوّ با شاه.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
نگارش ۲۳ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. چرا استاد مطهری از حوزه قم بیرون افتاد؟! مرحوم شیخ علی دوانی مورّخ نهضت روحانیت، مطلبی نقل کرد، به علت اهمیتش، عیناً می‌نویسم که استاد مرتضی مطهری خود گفته بود. عین نقل بدون هیچ تصرف و دخل:
 
"بر اثر شکست طرح آقای خمینی برای اصلاح حوزه، که من هم از فعالین آن بودم و از شاگردان ایشان، از طرف آیت‌ا... بروجردی ضربه خوردم. اطرافیان، طوری مرا از نظر آیت‌ا... بروجردی انداخته بودند که هر چه کردم تا مرا احضار کند تا حضورا" عرایضم را عرض کنم، نتیجه نگرفتم. و این، علت بیرون‌رفتنم از حوزه شد و ناچار به تهران آمدم."
 
سه نکته‌ی دامنه:
 
۱- مفهوم"اطرافیان" در درون بیوت علما و مراجع، از نقاط کور، مانند نقطه‌های کور کامیون است، کم کمترین حواس‌پرتی منجر به تصادف می‌شود. پس؛ همواره امان از "اطرافیان".
 
۲- امام خمینی در درون حوزه -چه قم چه نجف- منزوی بود و نفوذ نداشت، اما نیرو ساخت، نیرو ساخت.
 
۳- خودِ استاد مرتضی مطهری با آن‌همه اعتبار علمی، فکری، اخلاقی و ...، وقتی با مرد صالح و مصلحی چون مهندس مهدی بازرگان رفیق و مصاحب شد، تازه دریافت دُنیا و عُقبا چیست و حوزه‌ی علمیه‌ی قم چقدر جایی تنگ و محل تنگ‌نظران است. البته مطهری هم، با تمام مزایا، اما فردی کم‌تحمل بود و علیه‌ی زنده‌یاد دکتر علی شریعتی -که آوازه‌اش جهانگیر شد و رشک همه را برانگیخته بود- دست به تصفیه و تهمت‌زنی زد و شروع کرد نامه‌پراکندن علیه‌ی ایشان به این و آن و حتی نزد امام. که امام خمینی محلش نذاشت.
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
 
و
 
یک مرد خدا
عمو سیدهاشم -تا این سن شصت و سه‌ام می‌شِناسم- سه خصلت ازو جدایی نیفتاده است: کار کار کار. خدا خدا خدا. بی‌آزار بی‌آزار بی‌آزار. دین از انسان همین می‌خواد. همسر مرحومش حاجیه کلثوم طالبی عموزاده‌ام نیز. عین عمو سیدهاشم. زن و شی این‌همه شبیه. آق‌سیدتقی دوست گرامی سلام. سلام مرا حتماً به پدرِ محشور و مأنوس با قرآن و اخلاق، برسان. درود. دامنه
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

پیام‌هایم

در مدرسه فکرت

قسمت صد و پنجم

حاجت بدن، مثل چاه نفت است

نگارش ۹ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. در کتاب "مسأله‌ی حجاب" ص ۱۰۹ آن، آیت الله مرتضی مطهری حوائج طبیعی انسان را "مانند چاه نفت" تشبیه کرد که تراکم و تجمع گازهای درون چاه، خطرِ انفجار را به وجود می‌آورَد؛ که بع همین علت، آن را از چاه خارج می‌کنند و به آتش می‌دهند. این فکر آقای مطهری نشان می‌دهد انسان حوائج و نیازها و لذات خود را باید برآورده کند و به قول ایشان وجود "استعداد هر چیزی در انسان، سند است که انسان حق دارد آن را به فعلیّت برسانَد و حتی از نظر وی "منع‌کردن آن، ظلم" محسوب می‌شود. به همین دلیل، در ص ۹۷ معتقد است سرکوب قوای طبیعی و خدادادی "به زیان اجتماع می‌انجامد."

 

اپیکور فیلسوف یونان باستان بنیان‌گذار "فلسفه‌ی لذت" است. او اساس فکرش بر لذت و آرامش در شکل طبیعی و ضروری آن است. عصاره‌ی اپیکوریسم (=فلسفه‌ی زندگی لذت) این است:

 

۱. پرهیز از پریشانی

۲. جذب آرامش نفْسی

۳. دوری از هر تعَب و رنجی

 

کتابِ "در جستجوی لذت" اثر اپیکور است؛ به تعبیر رایج "دفترچه‌ی راهنمای" زندگی آرام و سرشار از شادی. او تزش بر "اهمیت دوستی‌های اصیل" استوار بود نه دوستی‌های صوری. او ترس از زندگی لذت‌واره را "بزرگترین مانع" شادزیستن اعلان کرد و لذت‌ها را سه دسته ساخت:

 

۱. لذت طبیعی و ضروری

۲. لذت طبیعی اما غیر ضروری

۳. غیر طبیعی و غیر ضروری

 

ایپکور در عصر هِلنیسم (=بی‌خدایی) تفکر ضدِ اضطراب را ارائه کرد و موافق و معرّف فکر و فردِ شاداب، شد. مرتضی مطهری نیز، چون حاجت‌های بدن را، مانند چاه نفت می‌دانست، معتقد بود باید به شکل طبیعی آن را برآورده کرد تا انسان دچار انفجار نشود و به‌درستی بتواند آتش درونش را طبیعی و لذیذ، اِطفاء کند، نه سرکوب و امتناع.

 

نان و نام!

نگارش : ۹ ، ۵ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. امروز پِلا بی پِلا. فقط تیسا نونِ کرِه‌مال. انسان تهذیب نکند، نان و نام او را به یک آدم‌فروش مبدل می‌کند که حاضر است برای آن پای هر ستمی را امضاء کند و پیش هر ستمگری کُرنش. بَربَریِ دور! خادم خریده‌ام وشنایی جِ خالیک از گلی قورت نشووونه چه بَرسه اُوه و جُو. دامنه. عکس نون، اون شعبه دلِه. اینجه عکس‌مکس ممنوعهه!!

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

نوشته‌ی جعفر آهنگر دارابی:  سلام شهیدان وطن؛ جان‌های فروزان در تارک تاریخ ایران. در گستره تاریخ ایران، قهرمانانی که جان خویش را برای پاسداری از میهن، مردم، دین و شرافت انسانی نثار کرده‌اند، همواره در بالاترین مرتبه تکریم ملی و مذهبی قرار داشته‌اند. در فرهنگ غنی ایرانی، از دل حماسه‌های شاهنامه تا ایثارگری‌های دوران معاصر، این شهیدان، نه‌تنها مردان جنگ، بلکه پیام‌آوران ایمان، آزادگی و عزت بوده‌اند.

 

 

 

نشر دامنه

قبر شهید ابراهیم عباسیان

عکاس: سیدمحمد موسوی دارابی

 

فرهنگ ایرانی، بر پایه خرد، شرافت، وفاداری و فداکاری استوار است؛ و شهید، در این منظومه معنایی، نماد والاترین درجه از انسانیت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی به شمار می‌رود. این نگاه در آمیختگی کامل با آموزه‌های دینی ما، جایگاه شهادت را به مقامی قدسی ارتقا داده است.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
افراد معدودی که نمیتوان آنان را روحانی و عالم خواند تقید به احکام شرعی ندارند و الا نوع آنان متعهد و مقید و منضبط هستند این را دوستان منتقد خود نیز میدانند و بعضی خود آخوند زاده هستند

 

خاطره:

یک شب رامیان میزبان والد محتر م برادران طالبی (رحمه الله) و یکی از برادران و دامادشان آقای فضل الله فضلی بودم. اهل غیبت نبود بسیار ساده و صمیمی مرحوم آقای طالبی (والد) شب زود خوابید ولی حدود یک ساعت مانده به اذان صبح برای نماز شب بیدار شد و دیگه نخوابید. این یک نمونه از خوبان فراوان آخوندهای ما. من یک نظر قدیمی داشتم و دارم و آن این است: در میان اصناف مختلف جامعه شیعی ایران بلکه در عراق و دیگر نقاط جهان آخوندهای شیعه اکثرا پاکتترند البته منافات ندارد که اقشار دیگر نیز از پاکان فراوان برخوردار باشند ولی نسبت این پاکی در آخوندها بیشتر است. به قول دکتر شریعتی (جمله خوب) «من امضای یک عمامه بسر را در پای قراردادهای استعماری ندیدم». این دوستان شیعه ما اگر مدتی در میان اهل سنت زندگی کنند مخصوصا در عربستان و مصر ووو خواهند فهمید که آخوندهای شیعه نسبت به آنان بسیار وجودهای ارزشمند و پاکی هستند اینها را با قطع نظر از تفکرات سیاسی خاص تند چپ و راست در زمان ما عرض کردم که حق طبیعی هر فرد است و فقط باید اخلاق اسلامی را بیشتر رعایت نموده و مراقب باشند از تهمت و دروغ و اهانت و توهین خودداری کنند تا مردم به آنان گرایش پیدا کنند.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

نگارش ۱۸ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. در کتاب "معمای امیرعباس هویدا" خوانده بودم که آقای عباس میلانی نویسنده‌ی آن. در ص ۲۱۴ گفته بود اسلحه‌ی هفت‌تیر بکاررفته در ترور حسنعلی منصور (از مبدعان کاپیتولاسیون) را آقای هاشمی رفسنجانی تدارک کرده بود که توسط اعضای مسلح یک حزب مسلمان به اسم "مؤتلفه‌ی اسلامی" صورت گرفت.

 

 

جالب این‌که دیشب در مطالعاتی که روی دفترهای یادداشتم داشتم دیدم آقای شیخ صادق خلخالی در کتاب خاطرات خودنوشت خود ص ۱۶۲، گفت اسلحه را مرحوم سید ابوالفضل تولیت -که زمان شاه تولیت حرم قم را بر عهده داشت و قبرش در مسجد قدس محله‌ی ما دفن است- از کربلا خرید به رفسنجانی داد و رفسنجانی هم داد به حاج مهدی عراقی و او هم داد به محمد بخارایی و بخارایی هم گلوله‌ها را در مغز حسنعلی منصور خالی کرد.

ترور گرچه توسط مسلم سفیر امام حسین علیهما السلام استنکاف (=ناپذیرفتنی) شد و ابن زیاد را از شکاف و درز در خونه‌ی هانی بن عروه نزد، اما تاریخ مسلمین مانند سایر دینداران ادیان، پر شد از ترور. ترور در تلقی برخی، آخرین حرف یک دیندار یا یک عضو ایدئولوژیک حزب یا فرقه، با هر کسی هست، که گمان می‌کند دیگر مهدورالدم است و ریختن خونش مباح. بحث دینی آن بماند. بگذرم.

 

پیوست:
متن "ستون روز" امروزم ۱۸ ، ۵ ، ۱۴۰۴ را بر اساس مستندات این دفتر یادداشتم نوشتم که در ۱۳۸۶ در تقویم سالانه‌ام به صورت خطی نوشته بودم. دو ستون مورّب سمت راست دفتر. نمایش آن جنبه‌ی سندیت متنم را نمایان می‌کند. درود. دامنه

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

نشر دامنه

به قلم دامنه: استتار تورزن بر انگور مَل استتار تردستانه‌ی تورزَن بر انگور مَل. ۱۰۰ در ۱۰۰ که نه، ۸۸ در ۱۰۰ زنان تا وِه را می‌بینن، شونگ می‌آن، البته هستند زنان شیرزن در ایران، تورزن که خاره! مَرمِله و مَرماشکِل و مارمولک و موش و میمون و منگو را می‌گیرند!

 

این پست با چند عکس دیدنی دیگر تکمیل می‌گردد

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی