متن و سند
رفتار فرد پایین علیه مدیر مدرسه فکرت و ...
لینک بالا در سایت عکس و سند دامنه
نوشتهی دامنه: دیروز ۱۳ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۰ و ۲۸ دقیقه -که از قضا فرخندهی ۱۳ رجب هم بود- از سوی یک عضو مدرسه فکرت شعبهی ایتا، پیامی کوتاه که میبایست به طرفِ موردِ گفتوشنود فرستاده شود، از سرِ اشتباه -و شاید هم به لطف آفرینش و بارگاه ارض و سماء- به صحن عمومی مدرسه فکرت ارسال شد. من ناخودآگاه در همان فاصله، به صحن سر زده بودم و پیام آن فرد را دیدم و برای اینکه یقین داشتم ممکن است آن پیام حذف شود، هم کپی کردم و هم اسکرینشات تا سندش انکارناپذیر شود. جالب اینکه یک عضو شایستهی مدرسه فکرت هم، آن پیام را همزمان دید و تصویر انداخت و برای من فرستاد. هر دو عکس درین متن من پیوست است. عکس بالایی، از تبلت من است، پایینی از گوشی آن عضو شایسته. اگر روی هر دو "عکسنوشته" ضربه زده شود، مشخصات پیام و آن پیامگذار نفر آخر در عکس، معلوم میشود که به جای فرستادهشدن به صفحهی شخصی طرفِ گفتوشنود، به صحن واریز و سرازیر شد. عین متن پیام آن شخص -که گویا چنان شتاب وجود دارد و خشم و ظن و گمان بد به من، چند غلط تایپی هم دارد- این است:
- "سلام علیک ضمن تبریک احتمالا رفت دستور بگیره از داداش منخرفش. ضمنا در این ایام نمیخواهد دم در ژله بیفتد"
من به چرا و چگونگی این رفتار که چندین عیب در همین یک سطر پیام هست هیچ کاری ندارم، جز چند توضیح برای روشنایی: ۱. پیام نشان میدهد احتمال میرود پرسیده شده است مثلاً مدیر مدرسه فکرت چهار پنج روز که اعتراضات کشور را فرا گرفته است، در شعبهی ایتای مدرسه فکرت چیزی نمینویسد، که این پیام در جواب پرسش، صادر شد تا فرستاده شود، که از قضا در اثر اشتباه به صحن فکرت فرستاده شد و تا نزدیک سی یا چهل دقیقه در صحن مدرسه مانده بود و بسیاری که آنلاین شده بودند، این اتفاق را در همین فاصلهی اندک مشاهده کرده بودند و سه عضو هم حتی نسبت به آن محتوا و شکل کار، کامنت گذاشتند. سپس آن پیام گذاشتهشده، از سوی آن فرد پاک! شد که لکّه! نمانَد. ۲. ادیبان میگویند واژهی کلمه از کَلْم (به سکون لام) است، به معنی جراحت. لذا کلمه و کلام هم، دل انسان را جریحهدار میکند. ای کاش انسانها کلمه و کلماتی بنگارند که دل را به نفع معنویت و اخلاق جریحهدار کند، نه نَمّامی و نِقار، نه گمان و نه حتی دروغ و سخنچینی و سعایت. ۳. نقل است از آخرین فرستاده یعنی محمد بن عبدالله ص که خشم ایمان را فاسد میکند چنانکه سرکه عسل را. جذاب اینکه برای برخیها دامنه ننویسد هم، لابد لِمی در کار است، بنویسد هم که، لَم و لیم در کار است. دریغا از تقوا در خفا، که چگونه پشت سرِ من غیبت و حتی دروغ و گمان بد ورزیده میشود. الف: من جایی نرفتم، که در پیام نوشته شد "احتمالا رفت..." این یک دروغ. چون من چندروزی خانهدار! هستم و خانمم طبق سنت خودش مثل هر ساله، امسال هم رفت در اعتکاف! ب: من دستورپذیر نیستم، که در پیام نوشتهشده "رفت دستور بگیره..." این دو تا دروغ. ج: داداش من -به تعبیر آن پیام "داداش منخرفش"- یعنی آقای ابوطالب طالبی دارابی (شیخ وحدت) اساساً انسانی هست که هرگز روحیات دستور ندارد. نیازی هم به دفاعیهی من ندارد. از اول انقلاب ازین نیشها فراوان چشیده است! اینکه صادرکنندهی آن پیام، به یک فرد دیگر، نسبت "منحرف" میدهد، ناشی از منطق خاص چنین افرادی است که هر کس، طوری دیگر بیندیشد، یا طرز فهمش فرق کند، منحرف! حساب میشود. بگذرم. یک نکتهی بروندینی و یک حرف دروندینی گویم و بس: بروندینی این است: "آنچه خواهی که نَدرَویش، مَکار / آنچه خواهی که نشنَویش، مگوی" ناصرخسرو. و دروندینی این است: ویلٌ لِکلِّ افّاکٍ اثیمٍ. ۷ جاثیه. وحی آمده: "وای بر هر دروغپرداز گنهپیشه." دستکم این موارد اگر هیچ حساب نیاید و ظاهر کار، ملاک آید! دستکم تحتالحنَک! که بسته میشود تا کسان! بپیوندند، شأن حنک رعایت شود! زیرِ چانه آوردن عمامه! گویی سنت است و فرع و مستحب!، اما دروغنبستن، قطع به یقین در هر مرام و منطقی، اصل هست و انسانیت. یکشنبه ۱۴ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ دامنه














