مندرجات این صفحه فقط نقل است، نه نظرات رد یا تأیید دامنه:
متنهای "اُنظُر" و سایرها در دامنه:
انتشار نوشتار اُنظُر
قدرت، صاحب پذیر نیست
کاوش اُنظُر : میشل فوکو فیلسوف فرانسوی (که چند سال پیش درگذشت) به عنوان یک پست مدرنیست، مفهوم قدرت را مورد بررسی قرار داده بود. بنده بر آن است بگوید قدرت را باید در کتاب او خواند. فشرده ترین حرفی که می شود بنده از وی بگوید این است او تعلیم می دهد «قدرت بیش از آن که اسم باشد، فعل است.»
منظور او را بنده این طور فهمیده که قدرت فوکویی بیشتر اعمال کردنی است، تا تصاحب شدنی. یعنی هیچ کس نمی تواند قدرت را صاحب شود؛ زیرا قدرت امری ناپایدار است و دست به دست می شود و به گفته ی او «زنجیره ی تو در تو» است. مثال واضحش شاه قدرت برتر ایران و خاورمیانه بود، اما سرانجام نتوانست صاحب آن بماند؛ گذاشت رفت.
جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴ اُنظُر
انتشار نوشتار اُنظُر
برا ویژه خواری روحانیت نمونه ها هست
کاوش اُنظُر : شاید شنیده یا خوانده باشید آقای سروش بامداد خبر داد «امام جمعه ی کیش از مدیر عامل سازمان منطقه ی آزاد خواسته پلاژ ویژه ای در اختیار نهاد امامت جمعه قرار گیرد!» او هدف از این واگذاری را «بهره مندی متدینین از مواهب طبیعی جزیره اعلام کرده است!»
بنده به این جور جرائم و ویژه خواری خبری را ادامه دهد که روزی رهبر دولت سیزده (که در درّه ی سمت اردبیل سقوط کرد فوت شد) یک ساختمان گرانقیمت را در بالای پونک (منطقه ی گرانقیمت تهران شمال) برای دادگاه ویژه ی روحانیت (که خودش ریاست آن را داشت) ساخته بود. اما گوییا می گویند آقای خامنه یی ناراحت شد و آن ساختمان مجلّل هیچ گاه به دادگاه ویژه ی آخوندها تحویل نشد و انگاری اکنون در اختیار «ستاد مبارزه با مواد مخدر» است !!!
شنبه ۱ آذر ۱۴۰۴ اُنظُر
انتشار نوشتار اُنظُر
همه از زهرا و فاطمه می گویند اما ...
کاوش اُنظُر : حضرت زهرا فاطمه (س) دخت حضرت نبی خدا (ص) در خطبه ی فدکیه فرمود : «خداوند فرمانبرداری [از رهبران الهی] را برای انتظام آیین، و امامت را برای جلوگیری از تفرقه، واجب فرمود.» آن بانوی نمونه در تاریخ مسلمین همچنین هشدار داده بود : «خداوند عدالت در داوری ها را برای آرامش مردم، واجب ساخت.»
اگر دقت شود با این دو سخن، سه حرف بزرگ صادر کرد: یک) کسانی خود را جلودار جامعه پندشته اند، بدانند طبق الگوی فاطمه باید آئین راستین برقرار شود نه میل و نیل و کیدشان. دو) اگر مدعیان می گویند ما امامت مردم و امت را برعهده داریم بدانند حرفشان هیچ مبنایی ندارد وقتی خودشان عامل اصلی تفرقه و دورکردن بقیه ی تفکر از دایره ی قدرت و سیاست شده اند. ذات امامت افراد (البته اگر در این زمانه اقبالی به فرض به آن شود) این است تفرقه انداز نشوند که فقط ستایش کنندگان خودشان را پر و بال بدهند جامعه را به دو دسته ی خودی و ناخودی تقسیم کنند و کشور را به دست یک سری بی سوادها بسپرند. سه) دخت نبی دارد فریاد می زند آرامش مردم به داوری برخاسته از عدالت است، نه ظلم و دغل و بیدادگری نسبت به مردم مظلوم و مورد ستم. به نظر بنده حضرت فاطمه گویی همین حالا در میان مردم آمده و دارد آدرس می دهد به این دروغگویان و ظاهرگرایان باور نکنید که اسم آئین و امامت و عدالت را دستاویز غارت ملت کرده اند و می خواهند بر مردم سلطه گری کنند. سلام به فاطمه که قدرت وقت را مورد نقد قرار داد و بیم از بیان حق نداشت.
یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴ اُنظُر
انتشار نوشتار اُنظُر
شیخ ووشمگیر و این جور شیخ
کاوش اُنظُر : حجت اسلام آقای شیخ محمد حمیدی نژاد امام جمعه ی عالیشهر بوشهر که گوییا گفته بود «هر کسی نسبت به آقا سید علی خامنه ای اظهار تنفر کند، قطعاً حرام زاده است» از حرفش پشیمان شد و عذرخواهی و از سمت خود استعفا کرد. او خود اظهار داشت : «اخیراً در جریان یک سخنرانی، در بیان و تشریح احساس و ارادتم نسبت به رهبر انقلاب، جمله ای بر زبانم جاری شد که از نظر مفهومی صحیح نبود... لذا ضمن عذرخواهی، استعفای خودم را از امامت جمعه اعلام می کنم.»
بنده صحبتی در این فاز ندارد. چون که نه زبان این روحانی ها زبان زینبده ی مذهب است و نه اظهار ندامت شان از سر صداقت. اینان پرورش یافتگان مکتب تکفیر و زبان زیان بار هستند که فقط خودشان را داخل در جنت می بینند. بنده برود همان قبر ووشمگیر را بالای تپه ی گنبد کاووس تماشا کند در این غروب بهتر است که او هم با مذهب تند و تیز زیدی گری سرانجام یک گُراز گرگان ما او را گاز گرفت و بل زد کُشت.
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴ اُنظُر
انتشار نوشتار اُنظُر
کاوش اُنظُر : آقای سید محمد علی ایازی از سرشناسان حوزه ی علمیه ی قم با توجه به فتوای اخیر آیت ا... سیستانی، به تاریخ استقلال روحانیت شیعه در ایران اشاره کرد و گفت: «روحانیت ایران هزاران سال مستقل بوده و این افتخار شیعه بود؛ اما امروز کار به جایی رسیده که چنین نصایح و هشدارهایی ضرورت پیدا کرده است... برخی ائمه ی جماعت ممکن است حقوق ثابت دریافت نکنند یا فقط سالی چند هدیه بگیرند... همین که نصب و تأییدشان از سوی ستاد نماز جمعه انجام می شود، عملاً آن ها زیر بلیت و تحت تأثیر هستند. این مسئله مخصوصاً در ایام انتخابات که حکومت نیازمند تبلیغات در مساجد است، نمود بیشتری دارد... در زمان امام خمینی هم برخی ائمه ی جماعت از دخالت ها انتقاد می کردند و می گفتند بسیج در امور روحانیت دخالت می کند، دستورات نظامی می دهد و در امور دینی اختلال ایجاد می کند. همین نظامی سازی برخی مساجد باعث شد ارتباط مردم با مسجد آسیب ببیند... توصیه ی آیت ا...سیستانی مبنی بر احتیاط در اقتدا به ائمه ی جماعتی که حقوق دولتی دریافت می کنند [باید گفت] پیش از این هم مراجع بزرگی مانند آیات منتظری و گلپایگانی هم در دوره های خود نسبت به این که روحانیت تبدیل به حقوق بگیر دولت شود و تشکیلات حوزه متأثر از دستگاه های دولتی باشد، ابراز نگرانی کرده بودند... این که روز به روز آمار دینداری در کشور کاهش یافته و گریز از دین ایجاد شده، ناشی از این است که مسجد کانون ارتباط بوده، نه فقط نمازخواندن، اما حکومت تنها چیزهایی را در نظر می گیرد که اتصال مسجد به خودش را حفظ کند؛ در حالی که بخش مهمی از امنیت و سلامت جامعه وابسته به استقلال همین مساجد است... بعضی هفته ها واضح است که به ائمه ی جمعه دستور داده اند درباره ی شخص یا موضوعی له یا علیه صحبت کنند. این برای مردم کاملاً قابل تشخیص است و نشان می دهد بخشنامه ای در کار بوده است... روحانیت اگر حکومتی شود، استقلال خود را از دست می دهد و تابع کسی می شود که به او پول میدهد... این روند باعث شده مساجد به جای محل عبادت، اندیشه و نماز، شکل دیگری پیدا کنند و این موضوع در کم رونق شدن نماز جماعت و نماز جمعه کاملاً مشهود است... امروز آمار حضور مردم کاهش یافته و این دخالت ها بیتأثیر نبوده است... پس از رحلت امام خمینی (ره) این دخالت ها و تعیین و جابه جایی ائمه ی جماعت، ساختارمند شد و به صورت یک رویه درآمد.... در همان زمان بسیاری از مراجع ابراز نگرانی و تاسف می کردند، زیرا روحانیون می دیدند نهادهای امنیتی و نظامی در ترکیب ائمه جماعت دخالت می کنند... همین حالا در جایی که دخالت ها کمتر است، حضور مردم در مسجد و نماز جمعه بیشتر است. روحانیون مردمی همواره با استقبال بیشتری روبرو می شوند.»
بنده نظرش این است با تز ولایت فقیه یعنی همه ی امور ذوب در یک فرد. یکی از کاندیداهای جناح حکومتی در انتخابات ریاست جمهوری سال هفتاد و شش گفته بود باید «ذوب در رهبری» شد ولی رقیبش که از جامعه ی مدنی و آزادی حرف رد رأی را برد. سال ها پیش در نجف آقای سید محمد باقر صدر روحانی ذی نفوذ حزب الدعوه و بدر گفته بود ذوب شوید در امام خمینی. در این تز همه چیز مانند قطره باید در دریای ولی فقیه بریزد. مسجد و حکومت و بازار و ملت و حتی حوزه ی علیمه.
سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ اُنظُر
انتشار نوشتار اُنظُر
کاوش اُنظُر : آقای جبلی بالاخره تسلیم واقعیت شد و گفت: «شخصاً در ساعات نخست جنگ اخیر [اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران] یک بار به اعتبار ما لطمه وارد شد. در ماجرای سقوط جنگنده اف ۳۵، مقامی رسمی به ما اطلاع داد که این اتفاق رخ داده و ما عیناً بازتاب دادیم. اما بعد مشخص شد اطلاعات موثق نبوده است. بله، رسانه نباید اعتبار خود را وابسته به دستگاه های دیگر کند، اما وقتی اطلاعات حیاتی در اختیار نهادهای دیگر است، ناچاریم در آن چارچوب اطلاع رسانی کنیم. رسانه ملی بدون اعلام رسمی نیروهای مسلح اجازه انتشار خبر [ترور فرماندهان سپاه] را نداشته است.»
بنده نظرش این است این سازمان عریض و طویل، نه یک بار، بلکه هزاران بار لطمه خورد. خود این رسانه ی گوش به فرمان، بیش از همه به خود مردم در طول چهل و هفت سال لطمه زد و به حقوق اساسی ملت تعدّی کرد. تمام گماشتگان این سازمان به جای خبررسانی و رعایت اخلاق حرفه ای، کوشیدند سرسپردگی کنند و فرمان از بالا ببرند که دستور یافته اند.
جلیل قربانی:
سلام جناب انظر
شب بهخیر
اصولاً نگرانی از لطمه به اعتبار یک رسانه، زمانی معنادار است که آن رسانه بهعنوان یک رسانه مرجع از نظر مخاطبان باشد.
در مورد صداوسیمای جمهوری اسلامی که بعد از شبکههای اجتماعی و رسانههای خارجی، یک رسانه دست چندم در بین مخاطبان است، کسی نگران اعتبار آن نیست.
ادعای سقوط هواپیمای اف۳۵ در ایران را "اهل فن" نادرست دانستند، اما همانند موارد مشابه نه تنها حرف آنان شنیده نشد، بلکه تخطئه شد.
`` ``
پاسخ اُنظُر:
اقای قربانی سلام به شما
بنده مانند شما بزرگوار به هیچ سامانه ی تبلیغی نظام حاکم بر ایران (چه دوره ی شاه و چه دوره ی این مذهبی ها) هیچ اعتنایی ندارد. شما حرف درستی زدید. بنده بی نیاز دید فراتر از شما توضیج دهد. نظام که خود را مطلق در همه امور می داند ساختارهای تجهیزگر آن هرگز به قول شما اعتبار پیدا نمی کنند. سپاسگزاری بنده را بپذیرید. اُنظُر
انتشار نوشتار اُنظُر
کاوش اُنظُر : این شخص در لباس حوزه و کت و شلور هر دو آقای حجت اسلام !!! «سید امین جوادی» است از شهر مشهد. او مدیرعامل مؤسسه ی اعتباری ملل (همان «عسکریه» یعنی یک نام مذهب بر سر سود و غارت و تجارت) بوده است و سایت های خبری امروز اطلاع دادند بازداشت شد. بنده می داند چرا مؤسسه های پولی درجمهوری اسلامی اکثراً از مشهد سر بر آوردند و دست در جیب مردم بردند و حکومت (چه دولت ها و چه حاکمیت و قدرت حاکم) چندین سال آنان را دیدند و چیزی نگفتند؟ روحانیت همه جای این کشور هست؛ حتی در مرکز غارت، در چال محراب، در پله های شبیه قله ی منبر، در قطار قدرت، در واگن شهرداری و حتی شرکت کارتن سازی و قیرپاشی. ولی با یغما و فسادی که پیش آمده است باز با نهایت بی شرمی مدعی اند ما داریم زمینه های ظهور موعود را مهیا می کنیم.
انتشار نوشتار اُنظُر
کاوش اُنظُر : یکی از سایت ها فاش ساخته یکی از روحانیون به اسم حجت اسلام «اسماعیل رمضانی» در یک منبر سخنرانی «به افشاگری بی سابقه درباره ی مافیای مراسم مذهبی» پرداخت. او گفت مراسم را به خیابان اصلی می کشانند اما به هیئت های محله ی مستضعف نشین و کم برخوردار اجازه ی برپایی چادر نمی دهند و وقتی به آنان اعتراض می شود که چرا در کار مذهب و رسم مذهبیون این گونه تصرفات دارید؟! جواب می دهند می خواهیم دنیا ما را مشاهده کند و باید در خیابان اصلی باشد. بنده در این رابطه چند رسم را در بلاد گرگان مان و حوالی می گوید:
رسم است از جیب مردم تک تک پول می گیرند می ریزد به جیب آویزان آخوند.
رسم است زنگ می زنند فلان مراسم و فلان دهه فقط باید فلان شیخ و یا آن «ایت الله» و آن مداح را بیاورند.
رسم است هیئت سرتر باید علَم و کوتل بزرگتر حمل کند وگرنه آن علَم را تیکه پاره می کنند، حال آن که می گویند بوسه زدن به آن علَمک زیارت هفت ائمه !!! را یک جا در خود دارد.
رسم است باید به جان صاحبان مملکت دعا کنند. نکنند مورد سؤال واقع می شوند چرا فلان فرد را دعا نکردی!
رسم است دز نزدیکی میدان ها یا تکایا میکروفون باید در دست مداح متظاهر باشد و ریاکارانه مانور دهد و پول پاکت زده به بغل قباش بریزد.
رسم است تا تلویزیون فیلمبردار می آید همه باید زار و نزار باشند و رخ زردتر کنند که دشمن!! ببیند چه جمعیتی آمده است
رسم است سهمیه می زنند غذای هیئت و مراسم را فلان شرکت و نهاد و اداره و ... باید بدهد.
رسم است ... بقیه بماند.
انتشار نوشتار اُنظُر
کاوش اُنظُر : روزی در سالن شیخ صدوق قبر سید عبدالعظیم حسنی شهر ری ، اقای حجت اسلام هاشمی رفسنجانی برای همایش «قرآن، انسان، پرسش» سخن گفت که حکایت امروز برخی از آدمها است. (روزنامه اطلاعات آن را در دهم بهمن هشتاد و هفت پخش کرد) بنده سخنش را مرور می کند:
«این مشی درستی نیست که وقتی جواب عقلانی نمی توانیم بدهیم، فوراً یک روایت مطرح می کنیم. زیر ا پرسش کننده ها ممکن است روایت را قبول نکند.»
بنده یک عبارت گوید و آن را ببندد. می گویند یکی از امتیارات تشیع این بود مجتهد در صورت ابراز خطا و صواب اجر می بیند. یعنی مجتهد مخطّی و مجتهد مصاب، هر دو اجر دارند. اما اینک شیعه به دست کسانی افتاده است تا کسی نظری خلاف نظر رسمی داشت، به او تعرض و فحاشی می شود. می گویند نه، بروند به قم خودشان سری بزنند می فهمند سر برخی نظرات و صاحب نظرات چه حرفهایی می بارند؛ فقط فحش ناموسی نمی دهند!!!
انتشار نوشتار اُنظُر
کاوش اُنظُر : رهبر اصلاحات ایران اقای خاتمی دیروز دو سخن تازه ای گفت. او به عنوان منتقد سرسخت حاکمیت، «قدرت بازدارندگی» را به «رضایت مردم» و «نزدیکی حاکمیت با مردم» منوط دانست و انتقاد کرد «این امر با سیاستهای رایج که مبتنی بر پاکسازی و یکدست سازی است، ابداً جور در نمی آید.»
وی به ایجاد حکومت به شکل "خلافت» و یا «امارت مؤمنان» هشدار داد و این حرف سنگین را زد: «روشنفکران و مردم به این جمهوری اسلامی رأی دادند. اگر این مردم می دانستند خلاف آن صورت خواهد گرفت به جمهوری اسلامی رأی نمی دادند.»
بنده دو نظر دارد: یکی اینکه این حکومت به میزان و آمارگیری رضامندی عمومی هیچوقت تن نمی دهد به علت تز حقانیت پنداری جناح حاکم. برای این تفکر رأی مردم و رضایت ملت یک شکل ظاهر بیش نیست. وگرنه کاملاً مشخص است مردم چه گرایشی دارند و خواهان چه چبزهایی اند. دومی اینکه زنده یاد عزت الله سحابی سخنی دارد که بسیار اهمیت دارد. او گفته بود ما یعنی انقلاب کرده ها می دانستیم چی نمی خواهیم ولی نمی دانستیم چی می خواهیم. یعنی منظور از نظر سحابی این است رأی پای رفراندوم سال ۵۸ فقط معلوم بود شاه و سلطنت نمی خواهیم اما مردم نمی دانستند جای رژیم شاه چه می خواهند. فقط رأی دادند. حتی قانون اساسی را هم بدون اینکه بدانند چه موادی دارد رأی دادند.
پنجشنبه ۴ دی ۱۴۰۴ اُنظُر
انتشار نوشتار اُنظُر
کاوش اُنظُر : برای مؤسسه ی آقای محمدتقی مصباح یزدی در بودجه ی ۱۴۰۴ ابتدا ۴۰۴ میلیارد تومان و در جدولی دیگر ۵۰ میلیارد تومان دیگر تخصیص خورد که مجموع آن به روایت پایگاه خبری «دیده بان» ۴۵۴ میلیارد تومان شده بود. همین دولت اقای پزشکیان در لایحه ی ۱۴۰۵ بر خلاف مطالبات مردم در حذف تزریق پول به جاهایی چون چنین مؤسسات، مجدداً حدود ۴۴۱ میلیارد تومان به این مرکز پمپاژ تفکر جناحی و افراطی مذهبی، تخصیص پول قائل شده است. جفا به رأی مردم.
بنده دو پاره خط بگوید مه پول مردم عاجز از زندگی در تنگناها و پول این کشور تحریم شده و دچار سختی ها، در حلقوم کسانی سرازیر می شود که پرورش یافتگان آن زینت بخش اسلام خشونت و گرایش مذهبی حذف رقیب و مخالف فکری هستند. خود رهبر درگذشته ی آن مؤسسه یعنی اقای مصباح یزدی در ۵ خرداد ۱۳۸۰ مندرج در روزنامه «نوروز» همین روز گفته بود:
«هنگامی که حکومت مبتنی بر دین اسلام در جامعه تشکیل شد، مخالفان آن باید از کشور بیرون بروند... اگر می خواهید در این کشور زندگی کنید باید حکومت اسلامی را بپذیرید ولو این که حکومت به زور متوسل شده باشد.»
جمعه ۵ دی ۱۴۰۴ اُنظُر
Qalame Qom : سایت دامنهی دارابکلا ، قم : ابراهیم طالبی دارابی مازندران، ساری، میاندورود