دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نظام ج . ا . ایران» ثبت شده است

کناره گیری الناز شاکردوست در اعتراض به کشتار دی ماه ۱۴۰۴

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۲۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

 

دوشنبه ۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : توجه: هنرپیشه‌ی مطرح سینمای ایران خانم "الناز شاکردوست" با این متنش در اعتراض به کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ از سینما و نقش بازیگری‌اش کناره‌گیری کرد. عکس متنش عینا" نقل می‌شود.   (اقتصاد۲۴)  دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

حفظ نظام از اوجبِ واجبات!!!

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۲۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه: دوشنبه ۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : این عبارتِ تیتر یادداشتم، از امام خمینی است که در زبان حکومت "بنیانگذار" جمهوری اسلامی ایران خوانده می‌شود؛ حال آن که در علم سیاست، بنیانگذار هر حکومت دموکراتیک، فقط ملت آن مملکت است؛ مگر حکومت به قول افلاطون: "فیلسوف‌شاه" باشد، یا به تعبیر ماکیاوللی: "شهریار" باشد و به یا به تز ولایت فقیه: "فرد فقیه" و در فرّه ایزدی: "شخص پادشاه" و "شاهنشاه". پس، بنیانگذار انقلاب و حکومت، خودِ مردم ایران بودند، نه یک فرد و یک دسته و صِنف. ادبیات سیاسی خودمان را تحت تعلیم تبلیغی حکومت در نیاوریم. بگذرم. حالا اما با موج اعتراضات در ایران توسط نسل جوان، دیگر این به پرسش عمومی تبدیل شده است "حفظ نظام از اوجبِ واجبات" به چه قیمت؟! و با چه شیوه و هدف؟! مگر می‌شود مردم را کُشت و به اسم "حفظ نظام از اوجبِ واجبات است" بشود معترضان را "سرکوب" کرد؟! همان امام، جمله‌ی دیگری هم دارد خطاب به سران و دست‌اندرکاران حکومت، چرا به آن اعتنا نمی‌کند این حکومت؟! عیناً این است:

 

- "باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب‏‎ ‎‏وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را‏‎ ‎‏روی مسند نشانده‌اند ملاحظه‌ی آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید‏‎ ‎‏از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از‏‎ ‎‏آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام‌الله خدای نخواسته باز پیدا بشود. و آن‏‎ ‎‏روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه ‏‏[‏‏این‏‏]‏‏ است که فاتحه‌ی همه ما را‏‎ ‎‏می‌خوانند." پایان نقل قول

 

دیروز سخن از " "سرکوب" شد و "کودتا"!!! اینک به این ورق اول روزنامه‌ی "پیام ما" چاپ ۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ نگاه بیندازیم که دفتر مسعود پزشکیان اسامی کشته‌ها را در آمار رسمی منتشر کرد، آماری دلخراش که حتی دلِ روزنامه‌ی دست‌راستی "قدس" وابسته به آستان قدس مشهد را هم مثلاً آنقدر به درد آورده است، از آمار غیر رسمی هم در چاپ امروزش، خبر چاپ کرده است: عین جمله‌اش خطاب به لودگی در شبکه‌ی افق سازمان سیما که جنازه‌های کشته‌ها را به سُخره گرفت:

 

مجری افق

عصر ایران

 

گوشه‌ای از کشتار دلخراش

 

- "آن‌هایی که امروز در میان ما نیستند، چه عددشان به روایت ما ۳هزار و اندی باشد، چه به روایت دشمن، ۳۰هزار و اندی، همه‌شان، همه‌شان، همه‌شان هموطنان ما بوده و هستند و شرم باد بر کسی که ایرانی باشد و هموطنان درگذشته‌اش را به سخره بگیرد و به لودگی یاد کند." پایان نقل قول

 

روزنامه ایران

 

روزنامه سازندگی

(۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴)

 

روزنامه پیام ما

(۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴)

آری اسامی کشتار اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که درین نظام ج . ا . ایران رخ داد؛ رخدادی دهشتناک! حتی در تمام ورق‌های روزنامه درج کنند باز هم جا کم می‌آورند. شرم باد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

اعتراض، ریشه‌اش پاک است

جمعه, ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۳۳ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش شنبه شب ۱۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ توسط دامنه: چهل و هفت سال پیش در ۱۲ ، ۱۱ ، ۱۳۵۷ از پاریس به تهران آمد و این جا مرقدش شد، مرقد بنیانگذار نظام ج . ا . ایران. و سی و هفت سال است آقای خامنه‌یی جانشین امام خمینی، با روال هر ساله وارد ضریح قبر می‌شود نماز می‌خواند که آقای سید حسن خمینی نوه‌ی آن بنیانگذار هم پشت سرش می‌نشیند تسبیح می‌زند. و این صحنه هم شنبه ۱۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ امروز است و عکس هم از طرف من جنبه‌ی خبری دارد صرفاً. تا این جا، خبر بود. اما دو حرف دارم من، که بخش مهمی از ریشه‌ی اعتراضِ سراسرِ بحق معترضان و منتقدان این نظام، است و آن این است:

 

۱. مردم برای‌شان مهم است که از چه رو شورای سیاستگذاری ائمه‌ی جمعه هر سال ۴۹۶ میلیارد تومان بودجه از خزانه‌ی بیت‌المال می‌گیرد و نمازجمعه‌هایی برگزار می‌کند که قریب به اتفاقشان سواد کافی حتی ندارند تا خطبه‌یی صحیح و ناشی از سلامت نفس و برآمده از پارسایی، بخوانند؟ ۲. مردم آیا ازین حق برخوردار نیستند که بدانند چرا باید هر سال صدها میلیارد تحت عنوان بودجه‌ی "مؤسّسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی" و نیز زرق و برق مرقد یک نفر روحانی -که خود ساده می‌زیست و عارف‌مسلک بود- از جیب ملت خارج شود؟ به قول آقای جعفر محمدی مدیر سایت تحلیلی خبری عصر ایران : "۳۷ سال از رحلت امام خمینی گذشته است و هنوز دارید آثار ایشان را تنظیم و نشر می‌کنید؟"

 

بگذرم. با کدام پول کتاب شخصی افراد باید چاپ و منتشر شود؟! این پول‌ها جواب ندارد؟! شاه هم کتاب‌های خود را با پول مملکت چاپ می‌کرد. مگر در سال ۵۷ مردم، یک‌زبان نمی‌گفتند شاه و دربارش ولخرجی دارند و جشن و بریز و بپاش بپا می‌کنند؟! پس حالا این پول‌ها چیست عین علف خرس! خرج می‌شود و هیچ سودی به حال نسل نو و مردم مستمند و بینوایان فراوان این مُلک و بُوم ندارد. مردم دردشان چیزی دیگر است و حاکمان این نظام -که ازین درد حتی حسی هم ندارند و به امور روزمره‌ی خودشان مشغول‌اند- هرگز شنوا نبودند که باید چگونه کشورداری کنند و نسل جدید را از دست ندهند که دادند و بد جور هم به بن‌بست و بی‌تصمیمی رسیدند. من معتقدم اعتراض، ریشه‌اش پاک است و نهال‌ها با خود همراه دارد. نسل معترض کی و چگونه این نهال‌ها را بکارَد، چندان دور و دیر نیست. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

سیم وایِر نگاهم به جنگ سه حکومت

پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۵۶ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
سیم وایِر نگاهم به جنگ سه حکومت

سیم وایِر !!! نگاهم به جنگ سه حکومت با هم. نگارش دامنه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رفتم لای حافظ ببینم چه آمد گفت؟! گفت:"ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟! / مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟! / شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای! / قدر این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟!" محل ما روستاست؛ اسمش داراب کُلا. لفظ وایر خودش در انگلیسی، اسم سیم برق‌رسان است، اما محل به وایر شمع و دلکو و کوئیل موتور خودرو می‌گویند: سیم وایِر یعنی سیم سیم. حالا همین سیم وایر -که از کوئیل و دلکو می‌رود بر سرِ شمع در بدنه‌ی سیلندر، تا جرقه بزند، پستون را مانند جت حرکت بالا و پایین دهد- اگر فقط کمی، فقط کمی ایراد داشته باشد، ماشین به تِرت و پِرت می‌افتد و اصلاً روشن نمی‌شود که بشود با آن تا انجیل نِسوم! رفت چه رسد به چمازتپه! حالا الآن چندین بار و چندین روز است حکومت در نظام ج . ا . ایران، چنان هراسی از بنیان خود دارد تا تق به توق می‌خورد، اینترنت را -که مالک و مبتکر آن در جهان آن را به بشریت هدیه و وقف کرد- به زور و جباریت، بر روی ملت می‌بندد. سراسر مملکت، کل ملت را به خاطر بقای قدرت خود گویی به فلک و کتک بست. شبیه کره شمالی شده‌ایم این چند روزی!!! به یک تشبیه. قصه اما چیست؟ سه تا حکومت با هم سر جنگ دارند. همین الآن هم دارم می‌نویسم، هر آن، امکان آن بسیار بالاست. ملت ایران و آمریکا با هم جنگ ندارند. حتی بسیاری از دانشمندان علوم، دانشجویان دانش و فنون، متخصصان مختلف ایران این مرز و بوم در آمریکا مشغول درس، کار، درآمد و زندگی‌اند. این سو سه حکومت با هم نمی‌سازند: اسرائیل ایران آمریکا. آن دو تا حتی شریر بی‌نظیر اما به ج . ا . ایران چه مربوط که می‌خواهد به میزان هلاکت معیشت ملت و خطرات مام میهن، اسرائیل را محو کند و حتی آمریکا را در خود ایالات متحده آمریکا غرق کند! خنده‌دارترین کار ازین بالاتر؟! خاب ۴۷ سال شعارش را داد این نظام، ولی دید نمی‌تواند. اگر می‌تواند خاب بُکند، اسرائیل را محو کند از زمین! بیچاره فلسطین هم درین محوشدن! بلعیده می‌شود و جنوب لبنان با محو اسرائیل لابد سُر می‌خورَد سمت جنوب و وصل می‌شود به سینای مصر!! آمریکا را هم می‌خواهد غرق کند و کانادا را لابد بُکند هم‌مرز مکزیک!!! واقعاً چقدر از سیاست رئالیته پرت است حکومت. کجاست سه عنصر بشری به تعبیرم: داد - دانش - درایت (= یعنی به ترتیب عدل - علم - عقل) کجاست واقعاً؟! بگذرم. حکومت حرف ملت را نشنوَد همین می‌شود که شد. قدر منتقدان خود را نمی‌دانست این حکومت -که ۳۷ سال است دارند به قدرت، محترمانه و اخلاق‌مدارانه انتقاد می‌کنند و پیشنهاد پیشرفت و رهایی از بن‌بست می‌دهند- اما حاکمیتِ یکدست، گوش نمی‌کند که نمی‌کند. من در ۱۷ دی گفتم که اینترنت را خواهد بست حکومت، و دیدم شبش بست. ۱۹ دی خواستم تحلیل بنویسم دیدم، نه فقط نت نیست، حتی خون ریخته شد. این بود به صورت خطی متنی در دفتر یادداشت تقویم ۱۴۰۴ خودم، نوشتم که اینک کمی نت باز شد، منتشر می‌کنم. حرف و تحلیل و گزارش، زیاد دارم. بماند واتس‌آپ اگر وصل شد. این متن را هم آفلاین در پیشخوان واتس‌آپم تایپ کردم، و اینک در ایتای مدرسه فکرت بار می‌گذارم. سخن را آفرینش به همگان داد، نه فقط به حاکمان و یا سلطنت‌کنندگان. پس سخن از تولیدات آفرینش و آفریدگار است، آن را به هم پیام کنیم و دریغ نکنیم. درود بر ذهن‌های سالم و دهن‌های صالح. سیم وایِر!!! را قطع کنی حکومت، خودت هم قطع می‌شوی، یقین کن. ملت را نمی‌شود در بی‌خبری گذاشت و گفت فقط سخنرانی‌های ما را گوش کن و گزارش‌های سیستم را به خاطرت بسپُر. نه نمی‌شه. به قول بهنام بانی در آن آهنگش: "نه نمی‌شه"!

بستن اینترنت توسط دو مسعود

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۰۹ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

جمعه ۱۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : داستان معروف فیل و گنجشک : "فیل برای خاراندن بدنش به درخت تنه می‌زد و در اثر این تنه‌زدن خانه‌ی گنجشک که بالای درخت بود در حال خراب‌شدن بود اما چون توان زورآزمایی با فیل را نداشت به نزد پشه رفت و گفت درست است زمانی با تو جنگ داشتم اما الان به تو احتیاج دارم، بیا و فیل را نیش بزن و پشه هم چشم فیل را نیش زد. به‌تدریج چشم فیل خارش گرفت. سپس گنجشگ به مگس گفت روی زخم چشم فیل بنشیند و این زخم عفونی شد و چشم فیل کور شد. سپس به قورباغه گفت در قسمت گود برکه غورغور کند تا هنگامی که فیل می‌خواهد آب بخورد به آن قسمت برود و در گودی بیفتد و از بین برود. به این ترتیب یک گنجشک با سیاست توانست فیل را شکست دهد. البته اینها ضرب‌المثل است اما باید در عرصه‌ی دیپلماسی "مغز ما" به اندازه‌ی یک گنجشک!!! کار کند." دامنه: بگذرم! یک حاشیه بنویسم:

دامنه

 

بستن اینترنت

به روی ملت

تیتر اعتراضی روزنامه‌ی

"پیام ما" نکیسا خدیشی

 

 

حاشیه و نکته‌ی دامنه. جمعه  ۱۹ دی ۱۴۰۴ : بستن اینترنت توسط دو مسعود، یکی مسعود رجوی سازمان و دیگری مسعود پزشکان رئیس دفتر حاکمیت نظام!!! اما بعد؛ حتی پیامک گوشی و پیام‌رساندن شخصی و گروهی در پیام‌رسان‌های حکومتی "بله" و "ایتا" را هم حاکمیت بست؛ در واقع کل ملت را به فلَک و کُتک بست! واقعاً اسوه هست این حاکمیت با این شکل و شگرد. این نوع حکمرانی را صادر هم باید کرد! این پلتفرم‌ها را حکومت ساخت که جایگزین مثلاً پلتفرم‌های فیلترشده شود، اما عملاً دیدیم  عین کره شمالی شد کشور این چندین روزی؛ یعنی مسدودسازی مطلق کل ملت و میهن به روی جهان و جهان به روی ایران. روزگاری مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، سالیان سال در پادگان اشرف در استان دیاله‌ی عراق حکومت تشکیل داده بود. او نیز، گوشی‌های تلفن همراه را بر تمامی اعضا سازمان مجاهدین خلق ممنوع و حرام کرده بود تا هرگز به جهان بیرون! دسترسی نداشته باشند، فقط به پیشوای سازمان گوش بسپُرند. بگذرم. به قول  غلامحسین کرباسچی در روزنامه "هم‌میهن" خطاب به حاکمیت و آقای مسعود پزشکیان: "آقای رئیس‌جمهور از این مردمی که این قدر از در صحنه بودنشان تعریف کردید اگر نظرخواهی کنید، اغلب آن‌ها می‌دانند که مشکل اقتصادی کشور در سیاست خارجی آن است. پس باید برای سیاست خارجی قدم بردارید... زمانی به آقای پزشکیان پیغام دادم که برو و بشین و قانع کن شرایط کشور چگونه است و چه بحران‌هایی ممکن است رخ دهد، این مسئله روابط خارجی باید حل شود. آقای هاشمی رفسنجانی رفت و روبه‌روی امام نشست و با وجود آن کاریزما و اطاعتی که همه نسبت به امام داشتند، ایشان را قانع کرد که قطعنامه پذیرفته شود. برای اینکه آقای هاشمی رفسنجانی در اوهام زندگی نمی‎کرد حتی وقتی می‎خواست با دشمنان و مخالفانش برخورد کند نیز چنین رویکردی داشت." آری به نظر من (دامنه) آئین کشورداری این نیست. میهن به  عدل، علم، عقل (= داد - دانش - درایت) اداره می‌شود، نه با این شیوه و شگرد. بازخوردها در بخش کامنت‌ها:

تحلیل علی صالح آبادی از حکومت ایران

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۴۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱۱ نظر
صداهایی که شنیده نشد! متن نقلی از : علی صالح آبادی مدیر مسئول روزنامه ستاره صبح : علوم انسانی قواعدی دارد که اهل فن، آن را می فهمند، می دانند و از آن بهره می برند. دانشمندان و کنشگران حوزه علوم سیاسی مهم ترین سرمایه را در جوامع پیشرفته که آرمانی نیستند، بلکه عملگرا هستند مردم می دانند. شاه در نظام های سلطنتی حرف اول و آخر را می زند و گوش شنوایی هم ندارد و یافته های علوم انسانی را نمی بیند و اگر هم ببیند به دیده شک به آن نگاه می کند که این رویه باعث می شود مردم دچار مشکلات و دشواری شوند و دست به اعتراض بزنند. علت سقوط رژیم سلطنتی در ایران همین بود.
 
- مجید تهرانیان (۱۳۹۱-۱۳۱۶) متولد مشهد بود. وی تحصیلاتش را در دانشگاه هارواد امریکا در رشته اقتصاد سیاسی و توسعه گذراند. او که جزو رهبران کنفدراسیون دانشجویان چپ مارکسیست بود، پس از ۷ سال تدریس در دانشگاه هاوایی به ایران بازگشت و توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. او در زندان توانست ساواک را قانع کند که به دنبال توسعه ایران است، اگر به او فرصت داده شود.
 
- تهرانیان پس از آزادی از زندان به کمک عباس اسدی که در فرانسه درس خوانده بود، اولین «نظرسنجی» یا «پیمایش» سراسری را در ایران انجام داد و پژوهشکده ای هم در این ارتباط راه اندازی کرد.
 
- تهرانیان سال ۱۳۵۳ نظرسنجی را آغاز و سال ۱۳۵۴ به پایان رساند. یکی از یافته های وی و همکارانش این بود که بیش از ۹۰ درصد مردم ایران مذهبی هستند.
 
-  نتیجه دیگر نظرسنجی این بود که طبقه متوسط ناراضی است و علت نارضایتی آنها نبود آزادی است. روحانیون هم جایگاه ویژه ای در بین مردم داشتند.
 
- گروه تهرانیان به سراغ مسئولان رفتند و از آنها پرسیدند که آیا شما به حرف هایی که می زنید باور دارید؟ پاسخ نه بود؛ آنها گفتند حکومت به ما دیکته می کند که این گونه سخن بگویید. حتی مدیران و گویندگان رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز همین پاسخ را می دادند، یعنی به آنچه می گوییم باور نداریم.
 
-  تهرانیان پیش بینی کرد که در ایران انقلاب می شود که درست از آب در آمد و این انقلاب، انقلاب مذهبی بود.
 
اگر شاه به توصیه ها و یافته های پژوهش و نظرسنجی توجه می کرد و دست به اصلاحات ساختاری به نفع مردم می زد، به انتخابات آزاد تن می داد، زندانیان سیاسی را آزاد می کرد و به قانون اساسی مشروطه و متمم آن که در آن شاه فاقد اختیارات مطلقه بود، عمل می کرد، انقلاب نمی شد. علت انقلاب این بود که شاه کارشناسان، سازمان برنامه و بودجه و دیگر مراکز تصمیم گیری را زیر پا گذاشت و به آنچه خود تشخیص می داد، عمل می کرد و برای نظر مردم هم اهمیت قائل نبود. این علت دیگر وقوع انقلاب بود. مجید تهرانیان و عباس اسدی بعدها نتیجه نظرسنجی را در کتابی با عنوان «صدایی که شنیده نشد» چاپ و منتشر کردند که این کتاب موجود و قابل دسترس است. در دهه های گذشته بسیاری از مصلحان و خیر اندیشان از طریق گفتار و نوشتار نسبت به آنچه زیر پوست جامعه می گذرد، به حاکمیت هشدار داده اند که رویکردها در داخل و خارج را تغییر دهد. به عنوان مثال انتخابات آزاد و بدون استفاده از نظریه استصوابی باشد و در مسائل مهم با بهره گیری از اصل ۵۹ قانون اساسی همه پرسی برگزار شود و سیاست غرب ستیزی، امریکا ستیزی و ... کنار گذاشته شود و درامدهای کشور در داخل هزینه شود و نه جاهای دیگر؛ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اگر حاکمیت به این توصیه ها عمل می کرد، امروز شاهد جنگ و اعتراض نبودیم؛ حالا هم دیر نشده و حاکمیت می تواند رویه های گذشته را کنار بگذارد و به آنچه مردم طالب آن هستند که زندگی خوب است، عمل کند.

بودا دایما" می‌گفت: بی فکر، هم‌اکنون هم مُرده است

چهارشنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۴۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

یک مرغ بالای نیم میلیون تومان!!! نگارش دامنه ۱۸ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : مرغ شد کیلویی ۲۷۸ هزار تومان. یعنی اگر کسی یک مرغ متوسط بخرد، ۵۵۵ هزار تومان باید از جیب بدهد. منبع خبر: اینجا جا این تنگی‌های معیشتی واقعاً امری ساده نیست. نشانه‌ی مستقیم بن‌بست این نظام روحانیت است که کشورداری را معادل اجرای شریعت شیعه و ستیزه با "جهان غرب" و "سران عرب سازشکار" می‌پندارد. تاریخ ایران را زیاد نیاز نیست عقب رویم، همین یک سده پیش، قند در تهران گران و کمیاب شده بود، حکومت به جای پذیرفتن عجز و فساد خود، بازاریان را در خیابان فلک بست و مردم را مثلاً سر جای خود نشانْد. آخه خاورمیانه به شما چه؟! مرغ و تخم‌مرغ و برنج و لوبیاچیتی را نمی‌توانید به‌درستی مدیریت کنید، دخالت در امور کشورهای دیگر پیشکش. واقعا" وقت تغییر کیست؟ ملت؟! یا حکمرانان نابلد و ستیزه‌گر این مملکت. بگذرم!  بودا دایما" می‌گفت: "بی‌فکر، هم‌اکنون هم مُرده است". آفرینش! آفریدگار! ملت ایران را به دست افراد بافکر بسُپار. شدیدترین نیاز امروز ایران، میهن‌مان. / ابراهیم طالبی دارابی دامنه.

مقاومت در خاورمیانه و مقاومت در برابر ملت ایران

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه می‌گویند در برابر اسرائیل دو جبهه وجود دارد: ۱. جبهه‌ی سازش. ۲. جبهه‌ی مقاومت. محور سازش معتقد است پس از چند جنگ از پنجاه شصت سال پیش با اسرائیل و آزمودن حاصل ستیز، خاورمیانه دیگر باید با اسرائیل به صلح و رابطه برسد ولو آن که حق از آن فلسطین است، زیرا جنگ با اسرائیل نتیجه‌بخش نیست و خاورمیانه را از زندگی عادی و امنیت و توسعه خارج می‌کند. محور مقاومت اما بر آن است از یک سو با تفکر سازش به مقابله‌ی سیاسی و مفهومی برخیزد و حتی خیزش "بیداری اسلامی" علیه‌ی سران عرب ایجاد کند و از دگر سو نیروهای مقاومت را مسلح و پیکارگر نگه دارد. ج.ا.ایران -که محور مقاومت را با نیروهای اعزامی خود و نیروهای نیابت از مستضعفین چند کشور در خاورمیانه خصوصاً افغان‌ها، سازماندهی کرده بود- در اثر جنگ اسرائیل در هفت جبهه و غلبه‌ی ارتش اسرائیل بر همه، بشدت تضعیف شد و این محور، تقریباً فرو پاشید و یا دست‌کم از ابتکار عمل باز ماند و تقریباً تمام سران این مقاومت از نظامیان ایران و جنبش لبنان و حماس و ... توسط اسرائیل ترور شدند. به نظر من بزرگترین ضعف نظام ج.ا.ایران این بود نظامیان خود و نیروهای مسلح محور مقاومت به‌ویژه حزب‌الله لبنان را در سرکوب قیام مردم سوریه مشارکت داد و مرتکب خطای استراتژیک شد که همچنان نزد ملت سوریه و ایران مورد مؤاخذه است که سرانجام آن جز شکست و خسران نبوده است؛ بشار اسد دیکتاتور سوریه به مسکو فرار کرد و هزینه‌های ایران بر باد فنا رفت و نیروهای اعزامی آن از سوریه متواری شدند و ممکن است از سرنوشت تعدادی از آن چیزی در دست نباشد یا استتار صورت گرفته است تا ملت سر در نیاورد. اما اینک ج.ا،ایران در درون میهن با اعتراضات مردمی مواجه شد که از ۷ دی ۱۴۰۴ از بازار تهران شروع شد و به سایر شهرهای کشور سرایت کرد و همچنان ادامه دارد. مسئله این است: در خاورمیانه اگر مقاومت بوی مقابله با اسرائیل می‌دهد، در داخل ایران، مقاومت در برابر اعتراضات به‌حق مردم بوی چه چیزی را می‌دهد؟! یقیناً مقاومت در برابر خواسته‌های مردم -که از فروپاشی اقتصاد ایران به فریاد و فغان آمده‌اند- صورت خوشی ندارد. عدلی‌ترین و عقلی‌ترین و علمی‌ترین مسیر، مسیری است که ملت آن را بخواهد؛ اکثریت ملت مدت‌هاست مطالبات سیاسی و اقتصادی و حتی روابط خارجی را به گوش حکومت و حاکمیت و حتی چند دولت از ۲ خرداد ۷۶ به این ور، رسانده است، اما حاکمیت پند نگرفت و نمی‌گیرد و شد آنچه خردمندان، آن را به‌دقت قابل وقوع می‌دانستند. مقاومت، خوب است،؛ البته نه در برابر ملت، بلکه در برابر هر گونه زور و زر و تزویر در سیاست و حکومت. ج.ا.ایران همان‌مقدار حامیان خود را حق تظاهرات می‌دهد، معترضان خود را هم می‌بایست حق اعتراضات دهد تا به تراکم و شکاف نمی‌انجامید؛ بحران از بحرا‌ن‌های پنجگانه‌ی مشارکت، مشروعیت، توزیع، هویت و... لبریز شد و اینک ملت فغانش از معیشت و تنگی زندگی است. کجایی عقل؟!؟ واقعاً کجایی؟! متن دوم من: ملت باید تغییر کند؟! یا حکمرانان؟! نگارش چاپ شب دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : اقتصاد در ج.ا.ایران با دو بحران نوسان و بی‌ثباتی وارد شوک و شکاف و اعتراض شد. سقوط ارزش ریال ایران دیگر به قول کارشناسان فن، "روزانه و هفتگی" نیست بلکه حالا دیگه در نگاه فعالان بازار "ثانیه‌ای" گردیده است. چندماه پیش در همین صحن گفتم شیوه‌ی حکمرانی این نظام چنان غیرعقلانی است که قیمت یک دلار را به ۵۰۰ هزار تومان هم می‌رسانَد. حالا امروز دلار سه‌شنبه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ در بازار آزاد "به ۱۴۶ هزار و ۳۰۰ تومان" صعود کرد؛ هم یک "رکورد تاریخی، و هم علامت یک "فروپاشی تدریجی اعتماد به سیاست‌های پولی و ارزی". حکمرانان ایران! دست از سر این ملت بردارید که با دشواری دارند معیشت می‌گذرانند. بگذرم. آن که باید تغییر کند ملت نیست، حکمرانان‌اند. بیش‌ازین میهن را در معرض و حلقوم مخاطرات نبرید. از سرنوشت سوریه و ونزوئلا و جنوب لبنان بیآموزین!

شمس‌الواعظین و چیزی چون تلویزیون!

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۲۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
نگارش دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : با آقای ماشاالله شمس‌الواعظین سردبیر روزنامه‌های توقیف‌شده‌ی "جامعه"، "توس"، "آزادگان"، "نشاط" توسط حاکمیت، دیروز مصاحبه‌ای درباره‌ی مسائل روز شد. دو حرف از حرف‌هایش اهمیت بیشتری داشت که بدان می‌پردازم. ابتدا بگویم هر یک از ما در صحبت‌ها و نوشته‌ها، وقتی می‌گوییم: "می‌پردازم" این لفظ رایج در واقع همان فن پردازش است. پردازش، هم فن مؤثر در خبر و تفسیر خبر است، و هم فنی در امنیت برای پیش‌بررسی و عملیات اطلاعات می‌باشد. بگذرم. ببینیم شمش‌الواعظین از چه روی، این دو مسئله را مطرح کرده است. او گفت:
 
- " تولید پیام در ایران و داخل کشور اتفاق می‌افتد، اما پردازش پیام به خارج از کشور می‌رود، آنگاه همراه با سیاست‌های بیگانگان تنظیم و سازگار می‌شود و بعد به کشور ما بازمی‌گردد. در نتیجه، دریافت‌کنندگان پیام در داخل، پیام‌هایی دریافت می‌کنند که خطرناک، مسموم و آلوده است؛ حداقلش این است که با منافع ملی ما سازگاری زیادی ندارد."
 
- "من معتقدم و بارها این نکته را گفته‌ام که اگر اجازه دهند، آمادگی آن را دارم که حتی یک شبکه تلویزیونی با پرداخت پول سالانه به صداوسیما راه‌اندازی کنم؛ حتی تیم من هم آماده است. من به صورت رسمی اعلام می‌کنم که کاری خواهم کرد که مرجعیت رسانه دوباره بومی‌ شود و به کشور بازگردد. مهارت‌ها و دانش همه‌چیز در داخل کشور در این رابطه وجود دارد. امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد. شاید حضور فعلی من در این شورا مقدمه‌ای برای آن کار بزرگ باشد."
 
در مورد این دو مسئله -که شمس‌الواعظین از سر صداقت و قصد اصلاح مطرح کرده است- من نظرم این است: ۱. حکومت‌های ایدئولوژیک (چه مذهب دینی و چه مکتب سیاسی) به علت "خودحق‌پنداری" مطلق و هراس از آزادی ملت، هم در تولید خبر و هم در پردازش خبر، قلبِ واقعیت می‌کنند؛ آثار خبر را به سود رژیم خود واژگون می‌کنند تا مردم را بفریبند و رژیم خود را ادامه‌دار داشته باشند. در واقع، برای نیل به مقصود، از روی نیت و عمد، تقلب خبر می‌کنند، نه تفسیر واقعیت خبر. ۲. نظام‌های سیاسی بسته، هرگز محیط حکومتی خود را به روی فضای آزاد و به‌جریان‌افتادن اطلاعاتِ آزاد، باز نمی‌کنند.

سیری بر سه خبر نو و با اهمیت

يكشنبه, ۸ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۴۹ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۸ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : من سه خبر را به سبک پردازش نقل می‌کنم و آن‌گاه دست به تحلیل و بررسی خبر سوم می‌زنم؛ خواندن یا نخواندن در اختیار خودتان. زیرا بر اِتلاف اوقات هیچ مخاطب بنا ندارم:

 

- خبر یکم: بودجه‌ی ۱۴۰۵ به تعبیر یک اقتصاددان -آقای علیرضا سلطانی- "سندی برای «مدیریت بقاست تا طراحی مسیر توسعه" که در "بحرانی‌ترین مقاطع اقتصاد ایران به مجلس ارائه شد؛ کشوری با "تورم بالا و مزمن، کاهش مستمر ارزش پول ملی، رکود سرمایه‌گذاری، کاهش پیوسته قدرت خرید خانوارها و در نهایت فرسایش شدید اعتماد عمومی نسبت به نظام سیاست‌گذاری اقتصادی".

 

- خبر دوم: آموس یادلین رئیس پیشین اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل خبر داده دکترین امنیتی اسرائیل بعد از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تغییر کرده و نه بر «مدیریت تهدیدها»، بلکه بر «متوقف‌کردن آن‌ها پیش از بالغ‌شدن» تمرکز دارد. این دکترین پیش‌دستانه بازیگران و شبه‌نظامیان نیابتی را هدف می‌گیرد. روشن‌ترین نمود این تغییر، جنگی‌ست که اسرائیل با ج.اایران آغاز کرد؛ که سال‌هاست خواستار "محود و نابودی اسرائیل" است.

 

- خبر سوم این است: آقاخامنه‌ای در پیامی به جوانان قاره‌ی اروپا این حرف را میان آوَرد که ج،اایران "مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی" را در سر دارد و بناش این است "نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی" پدید بیاورَد؛ به تعبیر وی "دعویِ بزرگی که ایران اسلامی، پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است."

 

تحلیل و بررسی من از این حرف آقاخامنه‌ای:

در علم سیاست و رشته‌ی روابط بین‌الملل اصلی وجود دارد که اراده‌ها چند وجه دارد؛ یکی از آن "اراده‌ی معطوف به قدرت" است. نظام کنونی ایران چنین هدفی برای خود در نظر گرفته است، اما آیا این در حد نظام هست، در وضعیت کنونی جهان، نه تنها نیست، بلکه ج.‌اایران در داخل و خارج کاملاً تضعیف شده است و حتی یک متحد و مؤتلف استراتژیک ندارد. معرفی این تز یا توصیفاتش، بر عهده‌ی پیروان این تز. من اما درین حرف آقاخامنه‌ای دست‌کم هفت نقص می‌بینم:

- نقص ۱ : نظم بین‌الملل اساساً صفت دین و مذهب نمی‌گیرد، متغیرهایی مانند امنیت و تکنیک و تاکتیک و نفوذ و ثروت و ثبات، آن را قوام و فرم می‌دهد. اشکال این است مثلاً همزمان چین بگوید نظم نوین چینی، روس بگوید نظم نوین روسی و آمریکا بگوید نظم نوین و انتشار ارزش آمریکایی می‌خواهند ابلاغ! کنند.

- نقص ۲ : ج‌ا.ایران توان ائتلاف و اراده‌ی روابط جهانی ندارد که بخواهد "نظم نوین بین‌المللی اسلامی" پدید آورد.

- نقص ۳ : نظم نوین باید شمول داشته باشد و فراگیر، نه این‌که آن را بگویند "اسلامی" شود. مگر جهان تماماً از اسلام پیروی دارند؟ آن هم از اقلیت شیعه در جهان اسلام؟!

- نقص ۴ : خود آقاخامنه‌ای به هیچ کشوری قادر نیست برود یا مایل نیست سطح مقام را در دیدارهای جهانی بشکند، آنگاه مگر ایجاد نظم بین‌الملل از دفتر و پیام و نامه ابلاغ می‌شود؟! و کشورها مگر پیرو فرد هستند که گوش‌به‌فرمان شوند! بگویند: چشم، اطاعت و تابع نظم شما شدیم! و تازه رایزنی و ائتلاف و اتحاد، به صورت تحکُم اسلامی مگر نظم بین‌الملل ایجاد می‌کند؟!

- نقص ۵ : نظم نوین زمانی ممکن است که کشوری معاملات و مبادلات کند و قدرت برتر ایجاد امنیت در چند قاره را داشته باشد. ج.اایران از پسِ اسرائیل در حد جغرافیای استان گیلان -یا کمی بیش یا کم از آن- بر نیامده است. به عمر کل انقلاب همچنان شعار معکوس محو اسرائیل سر می‌دهد و میهن را در معرض حملات حمله‌ی پیشدستانه‌ی نیرو هوایی مهلک ارتش اسرائیل قرار داده است، جنگ هم شده است. نظم نوین پیشکش!

- نقص ۶ : چطور ممکن است نظم بین‌الملل اسلامی در سر داشت و همان‌سان امید داشت مردم منطقه دولت‌های عربی را سرنگون کنند. نظم بین‌الملل را با دولت‌ها پدید می‌آورند که شکل رسمی دارند، نه با هزینه‌ی هنگفت نیروهای نیابتی با جذب مستضعف‌ترین افراد از مستأصل‌ترین بلاد.

- نقص ۷ : ج‌اایران از یک سو هزینه کرد اسرائیل را در زمین، چال! کند و از سوی دیگر رفت سوریه قیام عمومی و مدنی مردم را به سود دیکتاتور اسد سرکوب کرد، اینک در بدترین وضعیت گفته شود نظم نوین بین‌المللی می‌خواهد بسازد. حال آن‌که این نظام از گسترش بهار عربی در ده سال اخیر در خاورمیانه، بشدت ذوق‌زده شده بود ولی وقتی به سوریه سرایت و سرریز کرد ورق ج‌اایران برگشت و حرف‌ها عوض شد. بگذرم. به نظرم این تز خیلی از رئالیته خارج است. البته ایدئالیته‌بودن هم یک سهم است در سیاست، که سمّ می‌شود سرآخرش. در پایان این نکته را هم بگویم که کشوری که قادر نیست پول ملی خود را در قدرت خرید و جیب ملت لااقل حفظ کند، صحبت از ایجاد نظم بین‌المللی اسلامی کند، خیلی محل تردید و خیال است. کشور آنقدر در محیط امنیت به بن‌بست خورده است بودجه‌ی هنگفت آن از هزینه برای توسعه و رشد و آبادانی، به سمت رقابیت تسلیحاتی دنباله‌دار رفته است و هر چه زمان طی شود پول بیشتری می‌بلعد و عُسر و حرَج دهشتناک بر ملت وارد می‌سازد.

سخنی صریح با مصباح یزدی

شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۴ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه: محضر آقای محمدتقی مصباح یزدی عالِم، سیاست ورز و فیلسوف حوزۀ علمیۀ قم سلام علیکم. ضمن آرزوی صحت و سلامتی، چند کلمه ای به صراحت و صمیمیت جهت تنویر افکار عمومی، رساندن سخن به یک عالم دین و اَدای وظیفۀ فردی ام ارائه می کنم: بلاخره پس از سکوت های معنادار (شاید تحفُّظی و مصلحتی) شما دربارۀ محمود احمدی‌نژاد، خبرآنلاین -سایت محمد مهاجری عضو سابق شورای سردبیری روزنامه کیهان و بُریده از محفل کیهان- به‌خوبی توانست از زیرِ زبان شما حرفی بیرون بکشد و جمله ای از شما را وارد عرصۀ سیاست ایران بکند که در کمتر از ۲۴ ساعت به تمام ایران و میان جوان ترین موبایل به دستان، رسیده است، بدین شرح:

 

«خبرآنلاین: «پرسش: حضرت آیت‌الله مصباح یزدی! خیلی از مردم سؤال می‌کنند که آیت‌الله مصباح یزدی که معرف احمدی‎نژاد به جامعه ایران بود و از او طرفداری می‌کرد، امروز چه نظری راجع به اعمال و رفتار او دارد؟» پاسخ: اینجا یک جلسه علمی و فقهی است، نه سیاسی. پرسش: «بالاخره مردم از شخص شما به عنوان یکی از حامیان اصلی روی کار آمدن آقای احمدی‎نژاد و مطرح‌شدن او سؤال دارند.» پاسخ: ما هر کسی را تا مادامی که در مسیر اسلام کار می‎کند، حمایت می‎کنیم، طرفداری‎اش می‌کنیم، هر وقت منحرف شد، ما هم از او جدا می‎شویم.» پرسش: یعنی تحرکات اخیر او را تأیید نمی‌کنید؟ پاسخ: «نه، اعمال و رفتار امروز احمدی‎نژاد را تأیید نمی‎کنم چون اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بینم.» (منبع)

 

با این مختصر درزِ موضع جدید شما، خواستم چند نکته ای بگویم و ردّ شوم. یعنی فقط می خواهم همین چند جملۀ تان را تحلیل محتوا کنم و به حمایت های فراوان گذشته شما دربارۀ این فرد -و به تعبیر من حلقه‌ی منهاییون- کاری نداشته باشم؛ گرچه جامعه و تاریخ بخوبی می داند شما گفته بودید «اطاعت از احمدی نژاد، اطاعت از خداست» (منبع) و دوست و پیرو سرسخت شما حجت‌الاسلام شیخ کاظم صدیقی -که از تیر ۸۸ به جای مرحوم هاشمی رفسنجانی امام جمعه تهران شده است- در خرداد ۸۸ گفته بود رأی به محمود احمدی‌نژاد «همانند جهاد در راه خدا»ست. (منبع) و سایر همفکران شما که در این (منبع) سخنان شان جمع آوری شده است.

 

یک: اول به مصاحبه گر گفته اید «اینجا یک جلسه علمی و فقهی است، نه سیاسی» یعنی باز هم نمی خواستید به عنوان یک عالِم دینی، انحراف را برملا کنید، در حالی که شما بارها و بارها در هر نوع جلسه ای و با هر نوع صبغه ای، با اشتیاق و اشتهاء به دلیل اشتهار، علیۀ جناح چپ به کنایه و یا تصریح سخن رانده اید. بنابراین دلیل شما، برای پاسخ نگفتن، قانع کننده نبود. و به نظرم همین تعلیل (البته نمی‌گویم تعلُّل)، مهمترین جای مصاحبۀ اخیر شماست.

 

دو: در پرسش دوم بازهم جمله ای ویژه گفته اید: «ما هر کسی... هر وقت منحرف شد، ما هم از او جدا می‎شویم». با این پاسخِ شما، به یقین بخشی از جامعه و از جمله من از شما می پرسد این «هر وقت» کی بوده است؟ به یقین دیروز و چندروزپیش نبوده است، پس چرا علناً راهِ و مواضع خود را به مردم نگفته اید و انحراف وی را گوشزد ننموده اید؟ آیا احساس مسئولیت نکرده بودید؟ شما؛ که از همان دهۀ شصت، دأب تان مبارزه با انحرافات بوده است. چون همیشه خود را صراط حق می دانسته اید و سایرین را ناحق و گمراه و حتی ضالّه. همین سکوتهای خاص! موجب شده، مردم میان دو مسألۀ حق گویی های «لل‍ّه» و تسویه حساب کردن های «لدّنیا» از سوی برخی ها دربمانند و سیاست ورزی در جمهوری اسلامی را آلوده و شخصی شده بپندارند.

 

سه: در انتها هم گفته اید «اعمال و رفتار امروز احمدی‎نژاد را تأیید نمی‎کنم چون اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بینم». خواستم بپرسم اگر «اعمال و رفتار امروز احمدی‎نژاد» که سال ۸۸ از نظر آیت الله شیخ احمد جنتی «نمادی از انقلاب اسلامی» بوده است (منبع) به گونه ای شده است که «اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بین»ی، پس چرا به عنوان یک عالِم سیاست ورز و فیلسوف حوزۀ علمیۀ قم و و ریاست مؤسسۀ آموزشی پژوهشی مصباح -که پرورش‌دهنده و صادرکننده‌یکادرِ روحانی نهادهای نظام است- احساس تکلیف نکرده اید نسبت به انتصاب وی در دورۀ جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام نظری بدهید؟ زیرا عضویت قبلی وی ناشی از شأن حقوقی و خودبخودی و قانونی بوده است نه گزینش و نصب. آیا فرد منحرف، می تواند در نظام اسلامی حکمِ نصب هم داشته باشد؟

 

چهار: آیا فردی که به قول صائب شما «اعمال و رفتار امروزش» نمی تواند تأیید گردد، اساساً می تواند اهلِ تشخیص مصلحت کشور و نظام باشد؟ شما که بلاخره شجاعانه پذیرفته اید «اکنون یک حالت انحرافی در او» وجود دارد، پس چرا دربارۀ حضورش در یکی از مهمترین بخش های نظام که سیاست های کلان کشور را مصلحتاً و بر حسب مقتضیات زمان و مکان می سنجد و مشخص می کند، اعلام نظر نمی کنید؟

 

آیا مگر عُلمای شیعه در طول تاریخ پُربارشان، از استقلال خود در برابر دولت ها (=هر دولتی و هر قدرتی) حفاظت نکرده اند؟ پس چرا شما و حوزۀ قم نسبت به انحراف بیّن این فرد و آن باند، ساکت هستید؟ چرا آنچه زیر منبرها طی سال ها و بارها دربارۀ نصیحت به ائمۀ مسلمین شنیده ایم، جنبۀ عملی به خود نمی‌گیرد؟ گویا این روایت ها اساساً وجود نداشته است! آن هم نصیحت نه از سوی آحاد ملت که گفته شود متخصص امر نیسیتد و دخالت بیجا در امر نکنند، بلکه که از جانب خُبره ها و متفقّهین اجتهاد و دیانت که تذکراتشان در طی تاریخ تشیُّع، رسمی مألوف و روالی مرسوم بوده است.

 

پنج: محمود احمدی‌نژاد -که پیروان شما وی را «مرد هزارۀ سوم» توصیف می کردند- کارش به جایی رسیده است که دیگر حتی حاضر نیست کنار نُماد جدید جناح راست و تولیت حرم امام رضا (ع) -که از دید جامعه‌ی ایران باشرافت ترین شغل است- بنشیند. و دیده بودیم که چگونه جایش را در مراسم تنفیذ حجت الاسلام حسن روحانی در مرداد ۱۳۹۶ در حسینیۀ بیت رهبری، با حالت کودکانه و لجوجانه تغییر داده بود (دو عکس بالا) و آن چند لحظه هم که مجبور بود، کنار حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی بنشیند، چه چهرۀ درهم و برهم و اخمی به خود داده بود تا القائی به مردم کرده باشد که بله من، چنینم و آنان، چنان.

 

یاد آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی -پدرخانم حجت الاسلام رئیسی و امام جمعه مشهد مقدس- افتادم که روزگاری، حامی سرسخت محمود احمدی‌نژاد بود و چندی پیش گفته بود «هرباری که به حرم امام رضا (ع) مشرّف می‌شود رئیس دولت‌های نهم و دهم را نفرین می‌کند.» (منبع)

 

شش: من و مانند من، شما را از همان ابتدای انقلاب دنبال می کردیم که چه می گویید و چه می کنید و چه می نویسید. از مناظره ها با کمونیست ها گرفته (عکس بالا) تا مخالفت ها و شدت هایت علیۀ معلم انقلاب مرحوم دکتر علی شریعتی. از رفاقت با دکتر سروش گرفته تا ردّ قرائت های دینی و قبض و بسط تئوریک شریعت. از مبارزۀ در دهه پنجاه و مسائلی دربارۀ نهضت امام خمینی گرفته تا تشکیل جبهه تندروی پایداری. از پیش خطبه های پرمسألۀ نمازجمعه های متوالی و سریالی تهران گرفته تا سخنرانی های ثابت میان دیدارکنندگان کلاس های اجباری دوره عقیدتی سیاسی و تعالی برخی نهادها. از مخالفت ها با مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی گرفته تا انواع سخنرانی های شما در مشهد و قم و میان خواص و عوام. همه و همه اینها را با اختیار دنبال می کنیم که با تعجب دیدیم:

 

آیت اللهی که پیرامون همه چیز حرف می زند، دربارۀ یک موضوع مهمتر خیلی ساکت مانده است، آن هم باندِ محمود احمدی نژاد که استخوان در گلوی جناح راست شده است که همۀ نظام را برای وی هزینه کرده بود. تا این گفته اید: «اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بینم» حالا منتظر می مانیم که بگویید انحرافش چیست؟ از چه چیزی منحرف شده است؟ مترصّدیم انحراف توسط شما تبیین شود، همانطوری که بسیاری از مسائل را در طول انقلاب در تربیون های بیت المال از منظر خویش تببین نموده اید. حال نیز توقُّع داریم به تلویزیون بروید و رُک انحراف را برای فضای کِدر کشور روشن نمایید.

 

هفت: آخرین نکته من این است، شما به عنوان فردی پیشرو و پیشوا و تئوریسین جناح راست بسیاردیر متوجۀ انحراف محمود احمدی‌نژاد شده اید. دیگر همۀ بقّال های کوچه پس کوچه ها و نقّال های قهوه خانه ها هم می دانند او منحرف است. همیشه از یک عالم دینی انتظار می رود جلوتر از جامعه، انحرافات را استشمام کند و ملت را روشن کند و عواقب سوء را از سر ملت و دین و اخلاق و انسان کم کند.

 

پس باید قاطعانه گفت بصیرت واقعی را مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی داشت که در آن نامۀ «بی سلام» به رهبری، وی را «بنزینِ» روی آتش خوانده بود؛ همان کسی که پیروانِ شما و افراطی های جناح راست وی را «اکبرِ فتنه» و «فتنۀ اکبر» می خواندند. گرچه من هم منتقد هاشمی رفسنجانی بودم ولی وقتی به ملت پیوست و کمی حق را گفت، از رویکردش خرسند شده بودم که نمی دانم چرا آن گونه زود درگذشت. و نیز حق گویانه باید گفت تیزهوش و بصیرِ واقعی همان مهندس میرحسین موسوی بود که در آن مناظرۀ سال هشتاد و هشت (خوانده شود شوی ضرغامی در صداسیمای میلی!) صادقانه و دلسوزانه به ملت بدین مضمون گفت: این مرد -محمود احمدی نژاد- علناً چشم در چشم ملت دروغ می زند. بگذرم و آخرین دعایم در حق شما این است که خدا شما را برای روشن شدن و روشن کردن بیشتر نگه دارد.

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
توحید طالبی دارابی :
سایت دامنه‌ی داراب‌کلا
قم : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
مازندران، ساری، میاندورود، داراب‌کلا

پیام های مدیر
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب