- ۰ نظر
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ ، ۱۲:۳۳
سیم وایِر !!! نگاهم به جنگ سه حکومت با هم. نگارش دامنه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رفتم لای حافظ ببینم چه آمد گفت؟! گفت:"ناگهان پرده برانداختهای، یعنی چه؟! / مست از خانه برون تاختهای، یعنی چه؟! / شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای! / قدر این مرتبه نشناختهای، یعنی چه؟!" محل ما روستاست؛ اسمش داراب کُلا. لفظ وایر خودش در انگلیسی، اسم سیم برقرسان است، اما محل به وایر شمع و دلکو و کوئیل موتور خودرو میگویند: سیم وایِر یعنی سیم سیم. حالا همین سیم وایر -که از کوئیل و دلکو میرود بر سرِ شمع در بدنهی سیلندر، تا جرقه بزند، پستون را مانند جت حرکت بالا و پایین دهد- اگر فقط کمی، فقط کمی ایراد داشته باشد، ماشین به تِرت و پِرت میافتد و اصلاً روشن نمیشود که بشود با آن تا انجیل نِسوم! رفت چه رسد به چمازتپه! حالا الآن چندین بار و چندین روز است حکومت در نظام ج . ا . ایران، چنان هراسی از بنیان خود دارد تا تق به توق میخورد، اینترنت را -که مالک و مبتکر آن در جهان آن را به بشریت هدیه و وقف کرد- به زور و جباریت، بر روی ملت میبندد. سراسر مملکت، کل ملت را به خاطر بقای قدرت خود گویی به فلک و کتک بست. شبیه کره شمالی شدهایم این چند روزی!!! به یک تشبیه. قصه اما چیست؟ سه تا حکومت با هم سر جنگ دارند. همین الآن هم دارم مینویسم، هر آن، امکان آن بسیار بالاست. ملت ایران و آمریکا با هم جنگ ندارند. حتی بسیاری از دانشمندان علوم، دانشجویان دانش و فنون، متخصصان مختلف ایران این مرز و بوم در آمریکا مشغول درس، کار، درآمد و زندگیاند. این سو سه حکومت با هم نمیسازند: اسرائیل ایران آمریکا. آن دو تا حتی شریر بینظیر اما به ج . ا . ایران چه مربوط که میخواهد به میزان هلاکت معیشت ملت و خطرات مام میهن، اسرائیل را محو کند و حتی آمریکا را در خود ایالات متحده آمریکا غرق کند! خندهدارترین کار ازین بالاتر؟! خاب ۴۷ سال شعارش را داد این نظام، ولی دید نمیتواند. اگر میتواند خاب بُکند، اسرائیل را محو کند از زمین! بیچاره فلسطین هم درین محوشدن! بلعیده میشود و جنوب لبنان با محو اسرائیل لابد سُر میخورَد سمت جنوب و وصل میشود به سینای مصر!! آمریکا را هم میخواهد غرق کند و کانادا را لابد بُکند هممرز مکزیک!!! واقعاً چقدر از سیاست رئالیته پرت است حکومت. کجاست سه عنصر بشری به تعبیرم: داد - دانش - درایت (= یعنی به ترتیب عدل - علم - عقل) کجاست واقعاً؟! بگذرم. حکومت حرف ملت را نشنوَد همین میشود که شد. قدر منتقدان خود را نمیدانست این حکومت -که ۳۷ سال است دارند به قدرت، محترمانه و اخلاقمدارانه انتقاد میکنند و پیشنهاد پیشرفت و رهایی از بنبست میدهند- اما حاکمیتِ یکدست، گوش نمیکند که نمیکند. من در ۱۷ دی گفتم که اینترنت را خواهد بست حکومت، و دیدم شبش بست. ۱۹ دی خواستم تحلیل بنویسم دیدم، نه فقط نت نیست، حتی خون ریخته شد. این بود به صورت خطی متنی در دفتر یادداشت تقویم ۱۴۰۴ خودم، نوشتم که اینک کمی نت باز شد، منتشر میکنم. حرف و تحلیل و گزارش، زیاد دارم. بماند واتسآپ اگر وصل شد. این متن را هم آفلاین در پیشخوان واتسآپم تایپ کردم، و اینک در ایتای مدرسه فکرت بار میگذارم. سخن را آفرینش به همگان داد، نه فقط به حاکمان و یا سلطنتکنندگان. پس سخن از تولیدات آفرینش و آفریدگار است، آن را به هم پیام کنیم و دریغ نکنیم. درود بر ذهنهای سالم و دهنهای صالح. سیم وایِر!!! را قطع کنی حکومت، خودت هم قطع میشوی، یقین کن. ملت را نمیشود در بیخبری گذاشت و گفت فقط سخنرانیهای ما را گوش کن و گزارشهای سیستم را به خاطرت بسپُر. نه نمیشه. به قول بهنام بانی در آن آهنگش: "نه نمیشه"!
نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : ترامپ و نتانیاهو در آمریکا در مورد ج. ا . ایران، غزهی فلسطین، سوریه، لبنان رایزنی امنیتی، نظامی کردند. ابتدا آنچه ترامپ صریحتر از هر زمان بر سر ایران بر زبان راند:
- "ایران مشکلات زیادی دارد! شنیدهام که ایران در تلاش است تا قابلیتهای هستهای خود را بازسازی کند و اگر این کار را انجام دهد، ما آن را نابود خواهیم کرد... ایران میتوانست قبل از حملات تابستان با ما به توافق دیپلماتیک برسد... شنیدهام ایران میخواهد توافق کند. اگر آنها میخواهند توافق کنند، این خیلی هوشمندانهتر است...
- و در ادامه در پاسخ به اینکه "آیا به بنیامین نتانیاهو اجازه میدهد دوباره به ایران حمله کند" گفت: «برای موشکهای بالستیک، بله. برای سلاح هستهای، سریع!"
- ازو پرسیدند "آیا از سرنگونی رژیم ایران حمایت میکنید؟" که ترامپ اینبار، بارِ سخن خود را از دخالت ج.ا.ایران در خاورمیانه به داخل ایران قرار کرد و صریحاّ گفت: "من نمیخواهم در مورد سرنگونی یک رژیم صحبت کنم. آنها مشکلات زیادی دارند، تورم وحشتناکی دارند، اقتصادشان نابود شده، اقتصادشان خوب نیست و میدانم که مردم خیلی خوشحال نیستند. اما فراموش نکنید، هر بار که شورشی رخ میدهد یا کسی گروهی کوچک یا بزرگ تشکیل میدهد، شروع به تیراندازی به مردم میکنند، میدانید، مردم را میکّشند. من این را سالها تماشا کردهام. نارضایتی عظیمی وجود دارد. آنها افراد بسیارشروری هستند."
- نابودی تمام سایتهای اتمی ج.ا.ایران- تارومار کردن تمام نظامیان ج.ا.ایران از خاورمیانه- منزویساختن ج.ا.ایران در جهان- فشار تحریم و اجماع علیهی ج.ا.ایران- جنگ اسرائیل در هفته جبههی همزمان با نیابیان -که ج.اایران آن را "محور مقاومت" مینامد- و تسلط ارتش اسرائیل بر تمام حریم امنیت خاورمیانه
نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۱۶ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : یک شاهزادهی دیپلمات دولت عربستان -ترکی الفیصل- در کنفرانس "خاورمیانه و آفریقا" در ابوظبی حرفهای قابل تأمل! زد که لُبّ حرفش این است اسرائیل با درهم کوبیدن همهی طرفهای جنگ، قدرتمندتر شده است، برخلاف روایت رسمی نظام ایران که قائل است اسرائیل "له" شد و "به زمین چسبید"، اما استدلال فیصل یک روایت رئالیستی از وضعیت اسرائیل پس از جنگش با چند محور است. او گفت: "کاهش قدرت و نفوذِ" جنبش حزبالله لبنان پس از جنگ با اسرائیل و "همچنین سقوط دولت سوریه در سال گذشته، توان ایران را برای تأثیرگذاری بر تحولات منطقه محدود کرده" و در ادامه گفته: "به نظر من بدون تردید این اسرائیل است که دردسرساز است و آمریکا باید آن را مهار کند." او حملات مستمر اسرائیل به لبنان، غزه و سوریه را شاهدی بر این مسئله دانست و گفت اسرائیل «احساس قدرت» میکند. جالب این است در حالیکه نظام ایران حضور آمریکا در خاورمیانه را دخالت میداند، او آمدن آمریکا به خاورمیانه را "کمک" معنی میکند؛ تفاوت غلیظ میان تفکر عربستان با جمهوری اسلامی ایران. عین جملهی این دیپلمات عربستان: "پس از حملهی صدام به کویت، نیروهای آمریکایی به کمک منطقه آمدند.» بنابراین از نظر من اگر نظام به مردم خود در مورد توان جنگی اسرائیل اطلاعات نادرست بدهد، خلاف اخلاق و حتی نافی امنیت ملی است. از طرفی دولتهای خاورمیانه همچنان اسرائیل را دست برتر و ویرانگر خاورمیانه ارزیابی میکنند. این را باید در نظر داشت تبلیغات و خرج گزاف هرگز جای واقعیات نمینشیند. آری، اسراییل، نه "له" شد، نه قدرت تهدیدش از بین رفت. آمریکای حاضر در خاورمیانه هم بر همه جای آن تسلط مطلق دارد، حتی در سند امنیت ملی آمریکا که پریروز منتشر شده، اعلام نموده تنگهی هرمز خط قرمز امنیت راه انرژی برای آمریکاست.
۱. سیاست سنتی بقا توسط ارتش اسرائیل۲. سیاست دخالتگری امنیت جهانی آمریکا۴. تقسیم دلار میان مبارزان توسط ایران، امارات، قطر، ترکیه و عربستان۴. سیاست سنتی خاورمیانهای نظام روحانیت ایران که خواهان سرنگونی دولتهای سازشگر عرب و قیام مردمی تمام خاورمیانه است.
- مثلاً ترامپ گفت: «بسیاری از کشورها برای اسرائیل به خاطر کاری که انجام داده و نبردی که داشته، احترام قائل شدهاند.»
- مثلاً نتانیاهو گفت: "دشمنان اسرائیل حقیقت سخت را فهمیدهاند و آن این است هرآنکس که به ما حمله کند، بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد اما کسانی که شریک ما میشوند، پیشرفت و امنیت بیشتر برای مردم خود رقم خواهند زد... اسرائیل هرآنچه لازم باشد انجام خواهد داد."
حرف منتقدان چیست؟
نگارش ۱۲ ، ۵ ، ۱۴۰۴ :
ابراهیم طالبی دامنه دارابی
این متنم اشاره به سیاست داخلی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نیست، فقط به سیاست خاورمیانهای میپردازد:
محو اسرائیل از خاورمیانه
این فاز هر چند پشتوانهی ایدئولوژیک و آرمانگرایانه به خود بگیرد، اما برای میهن ایران زیانبار است. زیرا حتی اگر ایران قادر باشد بر فرض محال اسرائیل را از خاورمیانه محو کند، آن وقت واکنشهای متحد اصلی اسرائیل یعنی آمریکا، قهرآمیزترین حالت به خود میگیرد، که خسارت آن غیرقابل تصور است و میزان ویرانگری آن بشدت وحشتناک میشود. اسرائیل، شرّ مطلق است و بدون تردید نامشروع، اما مگر هر شرّی را میشود از میان برد و پول مردم را برای آن از بین برد؟!
درگیری با آمریکا
چین و روس خواهان تز درگیریهای صوری و لفظی دایمی میان آمریکا و ایران هستند تا با سرگرمکردن آمریکا بر سر ایران، آنان اقتصاد خود را رونق دهند و به سرمایهگذاری در جهان مشغول باشند. بر فرض به ادعای حاکمان فعلی ایران، جمهوری اسلامی، آمریکا را حریف باشد، آن وقت آمریکا، نه دست به فرار میزند و نه دست روی دست میگذارد. کمترین کارش این میشود اقتصاد ایران را فلج کند و سد راه پیشرفت آسان کشور شد و معیشت و آیندهی ایران را هدف قرار دهد.
خاورمیانه
حتی اگر در خیالیترین فرض، نظام حاکم بر ایران، خاورمیانه را از چنگ تمام قدرتهای جهانی به در بیاورد، آن وقت با این تفکرِ مثلا" اسلامیزهکردن دستوری مردم -که حتی در داخل ایران هم به بنبست رسیده است- مگر میتواند بر ملل عرب -که خوشگذرانترین قوم آفرینش هستند- حکم بِدوانَد. خیالی بیش نیست. این سیاست جمهوری اسلامی جز خسارت هیچ عایدییی ندارد.
فلسطین
ایران حماس را در باریکهی غزه سالهاست در برابر دولت خودگردان فلسطین در کرانه، تجهیز و تسلیح کرد و عملاً فلسطین را؛دو پاره کرد غزه و کرانه. حالآنکه قضیهی فلسطین ابتدا باید از راه همبستگی فلسطینی پیش برود، نه شقاق و تضادآفرینی. اینک اسرائیل به بهانهی عملیات حماس، نه فقط غزه را به بدترین وضع انداخت، بلکه کل منطقه را زیر هراس نگه داشت، حتی جمهوری اسلامی ایران را هم زیر ضربات ترور و وحشت فرو برد و به جنگ سنگین با ایران پرداخت و ضربات را زد و رفت برای فازهای بدتر بعد. ایران هم، دیگر حتی برای لبنان و سوریه نمیتواند یک قدم بردارد و یک کلاشینکف دهد، چه رسد به کمک حماس. معلوم بود نظام ایران نمیتواند حماس را نجات دهد و دیدیم غزهای را، که به تلّی از خاک بدل شد و مردمش اسیر و گرفتار و گرسنه و آوارهی دو سمت درگیری و جنگ. اسرائیل هم، نظامی است با ارتش بیرحم و حاکمانی در آخرین وجه نیرنگ و ننگ. خود جمهوری اسلامی ۱۲ روز در جنگ اسرائیل با ایران، از توقف و آتشبس خوشحالی کرد و آن را حتی پیروزی خود به حساب آورد، حال آن که با چندین ماه جنگ جهنمی اسرائیل، شمال مرفه تهران به حماس میگوید: بجنگ! بجنگ! بجنگ! خودش خوشحال آتشبس شد، ولی حماس را میگوید همچنان بجنگ! حتی مردم غزه گرفتار در حنگ گردند و این چنین میان درگیری دو سمت دعوا و دفاع، در نهایت مشقت و رنج.
سازگاری
هیچ سیاستی سالمتر از سازگاری جهانی نیست. زیرا آمریکا با این روشهای جمهوری اسلامی ایران، نه از پای در میآید و نه حاصلی از تضاد نصیب ایران میشود. راه، راه اقتصاد است و ایدئولوژی فقط شعار در ظاهر است و دروغ برای حفظ قدرت. چونکه جمهوری اسلامی حتی نتوانست مردم ایران را به دلخواه حاکم و حاکمان درآورَد، چه رسد بخواهد رهبری دیگر مردم خاورمیانه را گردن بگیرد. خندهدار است خیلی! راه، راه مهندس مهدی بازرگان، مصلح صالح ایران که داشت روحانیت را درس سیاست میداد و سازواری جهانی ولی آخوند مگر حرف دانشمند را میشنود! خودشان را دانای دهر میدانند و حتی ولی و سرپرست دین و میهن و مردم!
اقتصاد
عامل قدرت، اقتصاد است. چند قدرت بازیگر جهان اگر سیاست جهانی پیشه کردند و ارتش قدرتمند ساختند، علت اصلی آن است میخواهند ثروت و اقتصاد خود را همچنان رشد دهند و در برابر رقابت -که یک اصل عقلی اقتصاد است- از همدیگر کم نیاورند.
به نظر میرسد حتی یقین حاصل است ملت، روزی را رقم خواهد زد که در آن شایستگان دانش را به اریکهی خدمت و سیاست میرسانَد و خودکامگان را از دور حکومت بسته و مسدود، بدون حتی قطرهی ریختن خون و خشونت، خارج میکند. میهن! بخن!
آهن سرد آیا؟! نگارش ۵ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. آقاخامنهای در پیام ضبطشدهی دو روز پیشش، گفت "این ضربه را" اسرائیل بر ایران "وارد آوَرد." اشارهاش از ضربه به ترور سران نیروهای مسلح سپاه و ارتش و رئیسان و معاونان اطلاعاتی نظام و سپاه پاسداران و دانشمندان اتمی ایران بود، که چهل روز گذشت. البته سرآخر هم گفت: "دشمنان ایران آهن سرد میکوبند."
من نظرم اما این است:
"ضربه" نبود، زیان زیاد و بسیار بزرگ بود که علاوه بر ترور غافلگیرانهی اشخاص شاخص قدرت و نظام، میلیاردها دلار از زیرساختهای نظامی و اتمی جمهوری اسلامی ایران را بلعید. ۱۲روز پایتخت را به بنبست محض فرو برد، همهی سران نظام را مجبور کرد به مخفیگاه بروند؛ که عقلی هم هست انسان از ترس یا حفظ نفس و ماندن برای ایفای نقش، پناه بگیرد. بیش از چند میلیون جمعیت تهران را به ترک تهران و رفتن به شمال ایران و سرازیر شدن به قم، مجبور کرد. بهطورب که قم در پخت نون، با ازدحام جمعیت مسافر مواجه شده بود. ترکِ محیط جنگی شهری هم، خودش یک حرکت عقلی و ستوده است. حتی هنوز هم ترس از جنگ دوم اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، در تهران بشدت سایه افکنده است. یعنی جمهوری اسلامی ایران بر حملهی دوم اسرائیل حساب باز کرده است و رهبران آن با حفاظتی چندین لایه و آمادهباشهای متوالی محافظت میشوند و راحت نمیتوانند نزد مردم حاضر شوند. خودِ این افزودن لایهی حفاظت و آمادهباش میلیاردها تومان پول میبلعد. بگذرم.
اما اینکه بر "آهن سرد میکوبند" به نظرم چنین نیست. چون تمام حرکتهای آمریکا و اسرائیل و اروپا نشانی از چکش بر فولاد داغ، بر سر سندان سفت است. از "مکانیسم ماشه" تا خلع سلاح دالان داوود که از مرز اسرائیل هست تا مرز کردستان عراق ایران و حتی تنگ زنگزور. آری؛ اسرائیل در صدد تأمین این دالان است و ناتو در پی تسلط بر زنگزور. تعجب آن است آسمان این مسیر تماماً در اختیار اسرائیل افتاد. جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران فازبندی است، مرحله به مرحله شروع میکند. نیروهای اعزامی از جمهوری اسلامی ایران هم، حتی یک نیرو نمانده است در مرز اسرائیل و سوریه و لبنان. هفت جبهه را همزمان با جهنمیترین رفتار، ارتش اسرائیل زیر آتشبار دارد. زیرا این حکومت اساسش این است در خاورمیانه هیچ دولتی نباید قدرت داشته باشد. هر گاه چنین چیزی پیش بیاید، ارتش اسرائیل طبق مانیفست آن. غافلگیرانه حمله میکند: مانند حملههای ویرانگر سالیان دور ارتش اسرائیل به مصر، به عراق، به سوریه، به اردن و حتی به جنبشهای شِبهنظامی لبنان و حکومت انصارالله حوثی در یمن شمال. اخیرا" هم کنسِت اسرائیل (= لفظ عِبری برای پارلمان و در عربی مجلس و در افغان لوییجرگه) تصویب کرد، کرانهی باختری هم باید به خاک! اسرائیل ضمیمه شود.
متن نقلی: کشور یمن هم اکنون عملا" به دو بخش یمن شمالی (به مرکزیت شهر صنعا) و یمن جنوبی (به مرکزیت بندر عدن) تقسیم شده است. هر بخش توسط دولت جداگانه اداره میشود.
یمن شمالی توسط دولت انصارالله (حوثیها) مورد حمایت ایران و یمن جنوبی توسط دولت مورد حمایت عربستان سعودی اداره میشود. دو دولت یمن، هر کدام خود را قانونی و حکومت کل سرزمین یمن و طرف مقابل را غیرقانونی میدانند. این دو دولت تا قبل از این، درگیر جنگ داخلی برای حاکمیت بر همهی سرزمین یمن بودند اما چند وقتی است با میانجیگری سازمان ملل متحد، جنگ را متوقف کردهاند. کشورهای جهان از جمله سازمان ملل متحد یمن جنوبی را به عنوان دولت قانونی یمن به رسمیت میشناسند. جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که یمن شمالی را به عنوان دولت رسمی و قانونی یمن قبول دارد. سفارت یمن در تهران در اختیار سفیر اعزامی از یمن شمالی است.
متن نقلی: "عقاید دروزیها. دروزیها خود را «موحدون» یا معتقدان به یکتاپرستی مینامند و به آنها «بنیمعروف» نیز میگویند. گفته میشود که نام دروز از «نشتکین دروزی» گرفته شده است که از خلفای فاطمی مصر جدا شد و به لبنان گریخت تا در آنجا دعوت خود را گسترش دهد. دروزیها اعتقاد دارند که خداوند، یگانه و تنها حاکم ازلی جهان است. او منزه و فراتر از توصیف بندگانش است، زیرا به باور آنها عقل بشری قادر به درک عظمت صفات خداوند نیست. در بعضی منابع گفته شده که این طایفه در دوره خلفای فاطمی در قرن دهم میلادی از فرقه اسماعیلیه جدا شدهاند. اما برخی محققان آن را به خودی خود باوری مستقل میدانند. دروزیها یکی از قدیمیترین جوامع خاورمیانه محسوب میشوند. هیچکس نمیتواند به این دین روی آورد و کسانی که دین خود را ترک میکنند، هرگز نمیتوانند بازگردند. ازدواج با فرد غیر دروزی ممنوع است. آنها متون مقدس دارند، اما دسترسی به آنها محدود است و تنها تعداد کمی از دروزیها اجازه شرکت در مراسم مذهبی را دارند. آنها جزئیات اعتقادات یا اعمال مذهبی خود را به اشتراک نمیگذارند. به همین دلیل، اغلب به عنوان یک جامعه مرموز دیده میشوند. از نظر فرهنگی، زبانی و قومی، آنها عرب محسوب میشوند. اما اکثر دروزیها خود را در درجه اول دروزی و در درجه دوم عرب میدانند."
دروزیها دارای طبقهای از رجال دینی هستند که با عنوان «عقال» شناخته میشوند و رهبر آنها شیخ عقل نامیده میشود. آنها ترجیح میدهند با اعضای طایفه خود وصلت کنند و ازدواج آنها بر پایه رضایت و توافق طرفین، با حفظ حقوق دو طرف و برابری بین آنها، صورت میگیرد. چند همسری در این طایفه ممنوع است، و مبنای ازدواج شفافیت و صراحت است، بنابراین طرفین باید وضعیت سلامت جسمی و عقلی و روحی خود را بیان کنند. حق طلاق تنها در اختیار مردان نیست، بلکه زنان نیز میتوانند از شوهر خود جدا شوند
متن نقلی: در سال ۱۹۵۸، مائو تسهتونگ، رهبر چین، دستور داد که گنجشکها به عنوان یکی از "چهار آفت" به همراه موشها، مگسها و پشهها، از بین برده شوند. این کارزار بخشی از سیاست "یک گام بزرگ به جلو" بود، چون مائو معتقد بود گنجشکها غلات را میخورند و باعث ضرر به کشاورزان میشوند. اما در نهایت این کارزار منجر به عدم تعادل اکولوژیکی و قحطی بزرگ چین شد.
تیتر روزنانه
"عصر میهن" (۲۵ ، ۳ ، ۱۴۰۴)
گستره ی جغرافیایی جنگ اسرائیل با ایران که ساعت ۳ و اندی بامداد جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ (۱۳ ژوئن ۲۰۲۵) شروع شد. این پست فقط جمعآوری آشکار است از روایتهای مختلف، بدون ورود و داوری دامنه. در ادامه:
نقل و نقد و نکته
نوشتهی دامنه ۲۰ ، ۳ ، ۱۴۰۴
منتشره در بخش اعلان مدرسه فکرت شعبهی واتساپ
نقل: ترامپ دیشب گفت: "تلاش میکنیم با ایران به توافق برسیم تا ویرانی و مرگ رخ ندهد."
نقد: در دل این جمله دو پیام نهفته است: ۱. قبول فشار آمریکا به زبان خوش! ۲. در غیر این صورت، توسل به زور را رخ کشید که در حقوق بینالملل اسم دومش جنگ است و تهاجم با ارتش.
نکته: مشروعیت آن را ائتلاف همپیمانان یا اتخاذ جواز از شورای امنیت روشن میسازد. البته جنگهای بدون ائتلاف و بدون کسب مجوز هم، در جهان معمول است. مثل حملهی صدام حسین به ایران و سپس به کویت.
۲۰ ، ۱۱ ، ۱۴۰۳ نوشتهی ابراهیم طالبی دارابی دامنه
پیشدرآمد: پیشدرآمد: بدواّ بگویم سراسر پیام قرآن را اگر بگردیم جایی را سراغ نداریم که این آخرین کتاب مقدس، خواسته باشد، ناس و ایمانآورندَگان را دعوت به دعوا کرده باشد. همگان را به صلح و سازش و درستکاری و خیر و نیکی به همدیگر و حتی تعاون در بِرّ، فرا خوانده است، مگر آن جاهایی که مورد تجاوز و ظلم قرار گرفته باشند، که آن هم چندین شرط پشتش ردیف شد و حتی در آن موقعیت هم -که قتال دفاعی تجویز شد- باز در سرانجامش، دعوت به سازگاری نهایی میکند که جهان از سَفّاکی (=خونریزی انسانی) خالی بریّ باشد و برّ رواج یابد و ابرار روی کار بیایند. جمهوری اسلامی ازین دو وضعیت بّرّ و اَبرار مگر باید شانه خالی کند؟! و از انقلاب اسلامی بیرون بزند؟! خواست بزند، بزند حتی جاهایی زده است، ولی هر فکری در نظام از اساس انقلاب اسلامی بیرون بزند، در معرض داوری مردم قرار میگیرد.
در این سلسله پستها آن دسته مسائل روز مطرح میشود، که دونالد ترامپ در مورد ایران اقدام میکند، از حرف تا رفتارهای دیگر. ۱۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۳ دامنهی توحید
ترامپ پیرامون حملهی پیشگیرانه آمریکا به ایران گفت: «من دربارهی آن صحبت نمیکنم. این یک استراتژی نظامی است... فقط یک آدم احمق به آن پاسخ میدهد. این یک استراتژی نظامی است و من ... دربارهی استراتژی نظامی پاسخ نمیدهم.»
نقل است در زندان «صیدنایا» در سوریهی خاندان اسد و حزب بعث سوریه، در «اتاقهای نمک به عنوان سردخانه» اجساد زندانیان در نمک نگهداری میشد تا از تجزیهی جسد ناشی از رفتار خشن تیم و تیول اسد! جلوگیری شود.
اینروزها «صیدنایا» با «اردوگاه آشویتس» در لهستان مقایسه میشود که تاریخ، آن را به «اردوگاه مرگ» توسط نازیهای هیتلر لقب داد؛ همان جایی که نقل است «بالای یک میلیون نفر پس از شکنجه و گرسنگی و گاز دادهشدن در کورهها، سوزانده» شدند. مرگ اُسرا و زندانیان، جرم و جنایت محسوب میشود در حقوق بینالملل و اخلاق ادیان و آداب انسانی جهان.
بشار اسد
و اعضای خانوادهاش
آرم حزب بعث سوریه
پیامبر اکرم ص در اقدامی الگوبخش و سازنده، اسیران جنگی را در ازای یاددادن سواد به ۱ نفر مسلمان، ۱۰ نفر از آنان را آزاد میکرد. اما در زندان هولناک صیدنایای سوریهی اسد، شکنجه و قتل، و وضع غیرانسانی خیلیبد، حاکم بود. تخمین میزنند طی انقلاب مردمی در همین این دههی اخیر، «۱۰۰ هزار نفر از هر قشر و سنی، ازجمله هزاران زن و کودک، در این زندان محبوس بودهاند» و اسم این زندان در مجامع جهانی یکی از «بیرحمترین زندانهای جهان» شناخته شد و لقب "سلّاخخانه انسانها" نام گرفت. با «شکنجههای سیستماتیک، قتلهای فجیع و شرایط غیرقابل تحمل» در این زندان.
مسلمانان اما آیا به خاطر فجیعترین رفتار خاندان و نوکران اسد در ایجاد «صیدنایا» چه میکنند من مطلع نیستم. هنوز معلوم نیست بازتاب افشای این زندان مَخوفِ دیکتاتور و جلّاد دمشق، به کجا کشانده میشود، تحویل بشار اسد توسط روس با یک معاملهی شیرین؟! یا... . بگذرم.
جمهوری اسلامی ایران اگر ازین زندان خبر نداشت، یک ایراد بر آن بار میشود، ولی اگر خبر داشت و چیزی نمیگفت، شاید چند چیز، برِش بار شود. ازجمله مثلاً مثلاً مثلاً این حرف که: میدانست؟! ولی مددش کرد؟ حتی بازم میخواست مددش کند، اما امکانپذیر نشد! بگذرم. برگردم به همان عنوان متنم: اتاق نمک!
نکته: جا داشت جمهوری اسلامی ایران، برای کوبیدن رفتار خشن دورهی دو شاه پدر و پسر پهلوی با مخالفان و منتقدان، برای دو شکنجهگاه زندان «اوین» و بازداشتگاه مَهیب «کمیتهی مشترک خرابکاری» که ازقضا این دومی را آلمان هیتلری برای رضاشاه به عنوان هدیه! پیچیده و پیچدرپیچ ساخت، این دو مورد را در اذهان، تازه و عبرت نگه میداشت. اما نداشت!
اشاره: من بازداشتگاه «کمیتهی مشترک خرابکاری» در میدان «توپخانه»، در پشت ضلع غربی آن دو مرحله رفته بودم، البته! زمانی که حجت الاسلام آقای علی یونسی وزیر اطلاعات دولت حجت الاسلام آقای سید محمد خاتمی آن جا را از زندان و بازداشتگاه به «موزهی عبرت» تبدیل کرده بود. برید ببینید، واقعاً موزه است و مایهی پند. بگذرم.
تصمیم ۲۰۲۵ !!!
چند سال پیش جامعهی اطلاعاتی آمریکا (=سرویسهای ۱۷ گانهی اِط و اَم و جاس) استراتژی آمریکا در قرن ۲۱ را ترسیم کرده بودند. در آن راهبرد، در مورد کشورها تک تک راهبرد مصوب شد، و برای ایران هم سال ۲۰۲۵ تصویب شد که اثری از «جمهوری اسلامی ایران» نباید در خاورمیانه باشد.
من در تهران که شاغل بودم تمام آن کتاب را ریز ریز خوانده بوده و گزارش محتوایی نموده بودم و باری هم، درین صحن، متنی مرتبط به آن نوشته بودم.
آنان بنا را برین گذاشتند سال ۲۰۲۵ موعدشان هست. ۲۰۲۵ هم از ۱۱ دی ۱۴۰۳ شروع میشود که در دلش ۱۲ ماه را جای داده است. اما آن استراتژی جامعهی اطلاعاتی آمریکا، همزمان شد با دورهی ریاست جمهوری این بارِ دونالد ترامپ، که معلوم نیست اذیت خود را استارت میزند، یا اساساً آن راهبرد را منحل میکند.
میشود این احتمال را فقط از روی حدس و حساسیت زد که تحولات سوریه و لبنان بر روی تصمیم ۲۰۲۵ بار فوری میشود یا نه آن را به پژمردگی میکشاند. از نگاه تحلیلی من واژگونی خاندان اسد «پروژه» نیست، پروسه است. پروژه ابتدا و منتها دارد، اما پروسه یک راه بیانتها است. ایران آیا به این پروسه فکر میکند یا نه، من، از مطلّعان نیستم. متن من، بیرون از داوری و حتی بری از برآوُرد است، فقط خواستم از یک تصمیم حرفی به صحن رسانده باشم. بگذرم
۱۸ آذر ۱۴۰۳
ابراهیم طالبی دامنه دارابی
حلَب، حَما، حُمص سه «حاء» استراتژیک سوریه است. حُمص در لفظ یعنی خوراکی نُخود. یک رود به اسم «عاصی» حُمص را مشروب میکند. شهریست داد و سِتَد در آن رشد و نموّ کرد حتی تجارت پیس از رسالت نبی اکرم ص توسط قریش درین مسیر. گاز و نفت دارد، نه در اعماق که در کمترین عمق زمین. نگاه به نقشه شود خواهد کشف شد که چقدر به مدیترانه نزدیک است؛ به طوطوس و لاذقیه که دومی پایگاه روس است! و حوزهی نفوذ ارتش سرخ مسکو!
حُمص به لحاظ فکری سیاسی، عین قم است؛ یعنی پایگاه انقلاب علیهی خاندان اسد. البته انقلاب را بشار اسد و ارتشش، سرکوب شد، ولی شورش و معارضه بین مسلحین و حکومت اسد، جای آن را گرفت. بشار در بهار عربی میگفت مردم چون مرا دوست دارند سوریه از بهار عربی مصون ماند! اما بعد دید چه سرش آمد. حُمص از نظر نوع ترکیب نفوس مردمی، به لبنان چند قومیتی و چند مذهبی شباهت ۱۰۰ در ۱۰۰ میزند. هر جای سوریه، دیکتاتوری! به فرض جواب دهد، حُمص اما فقط با رفتار دموکراتیک سازگاری دارد.
وقتی حاج قاسم سلیمانی، آن سال اعلان کرد در نامهای به سران ایران، که داعش ریشهکن شد، در سایت دامنه نوشته بودم؛ شاید در ظاهر ریشهکن شدند، اما فکر معارض در سوریه، دوباره نوج میزند و فکر را نمیشود از ریشه در آوُرد اخَص درین منطقه. جدیداً باز هم بشار اسد به نیروی ایران چشم دوخت، آقای سید عباس عراقچی در یک حرف بدعت! بدون در نظر گرفتن افکار عمومی ملت، نظر داد ما بررسی! میکنیم اگر سوریه از ما کمک! بخواهد. بگذرم. حلَب، حَما، حُمص سه «حاء» استراتژیک!
...
...
آقای محمد الحسان، نمایندهی ویژه دبیرکل سازمان ملل در عراق در دیدار با آیت الله سید علی سیستانی در نجف اشرف، او پس از دیدارش گفت آقای سیستانی از وی خواستار «اجرای اولویتها در راستای منافع عراق» شدهاند. و روزنامه جمهوری اسلامی (چاپ ۱۵ آبان ۱۴۰۳) نیز خبر داد آقاسیستانی از این که جامعهی جهانی نتوانست «فاجعه در غزه و لبنان» را متوقف کند، «ابراز تأسف» کرد. درد عظیم غزه و لبنان و غزه البته با تأسف درمان نمیشود! اما موضع آقای سیستانی در مورد انحصار سلاح در دست دولت، مهم بوده است که در بالای نیمصفحهی نخست روزنامهی «هممیهن» (چاپ چهار شنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۳) درج شده است.
لازم به ذکر است در «۲۲ آذر ۱۳۹۸» نیز آیت الله سیستانی طبق خبرِ همان تاریخ خبرگزاری رسمی «حوزه»، «دعوت مکرر» کرده بود به «ضرورت انحصار سلاح -تمامی سلاح- در دست دولت و ممنوعیت وجود گروههای مسلح خارج از چارچوب دولت تحت هر اسم و عنوان» زیرا از نظر آن مرجع، «استقرار کشور و حفظ آرامش داخلی منوط به تحقق این امر [=انحصار سلاح در دست دولت] است.» من هنوز نمیدانم این رأی فقهی و سیاسی آقاسیستانی به کل خاورمیانه اشارت دارد، یا نه.
نقشهی غزه
و حضور ارتش اسرائیل در آن
نوشتهی ابراهیم طالبی دارابی (دامنه) : اسرائیل نوار غزه را به صورت مجموعهای از «حبابها» یا «جمعیتهای محصور» و عاری از وجود اعضای جنبش حماس، برای فلسطینیان تقسیم میکند. طبق این طرح، نیروهای ویژهی انگلستان برای کمک به ایجاد «مناطق بسته»ی عاری از حماس، به غزه اعزام میشوند که با مشارکت اسرائیل با پیمانکاران نظامی خصوصی، برای ایجاد «مناطق امن» برای ارسال کمک جهانی، بازسازی باریکه، صورت گیرد. قرارداد بسته شد که «مردخای موتی کاهانا» تاجر اسرائیلی - آمریکایی -که شرکت گلوبال دلیوری را اداره میکند- طرح حبابها در غزه را برای سکونت مردم غزه ایجاد کند. حبابها شبیه شهرکها هستند، اما از هم تفکیک میشوند و جمعیت فلسطینیان برای سکونت در هر حباب پخش میشوند. درینباره در آتی باز هم خواهم نوشت. متن نقلی زیر نیز ضمیمهی این پست میشود. عیناً میآید:
پست شده در دوشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۳ : متن نقلی : «سیمای ژانوسی مقاومت» از سعید حجاریان دامنه در رد یا تأیید این متن ورود نمیکند. درج عین متن: «احتمالاً تاکنون بخشی از خوانندگان این یادداشت از خود پرسیده باشند که اولاً، شهادت اسماعیل هنیه، سیدحسن نصرالله و دیگر شخصیتهای سیاسی و مبارز جهان عرب چه ارتباطی به ما ایرانیها پیدا میکند؟ در ثانی، اساساً ما را چه به آرمان فلسطین و مسئله مقاومت؟
۱. دنیا، کُشنده و کِشنده است. این تعبیر من است. چنان کُشنده که دوستی سه و اندی روز پیش به من گفته بود دلش میخواهد اسرائیل را «جول واری پَر کُند» چون از بس در برابر چشمان جهان، راحت و آزاد کشتار میکند؛ ویران میکند؛ بمب میافکنَد. از یک سو هم، دنیا آنقدر کِشنده و جاذب است که انسان دوست ندارد ازین کُره حتی حدِ ثانیه، به کُرات دیگر یا جهان مشهور به آخرت برود. مگر توحیدگرا باشد، که مرگ را تولد میداند، ولو پیرو مکتب سقراط یونان باشد. به قول آیت الله عبدالله جوادی آملی: «یونان زودتر به فکر توحید افتاد، چون سقراط مردم را به توحید دعوت کرد و شربت شهادت نوشید»
شرح عبارت محلی: جول واری پَر هاکانه: عین عقاب و شاهین، صید را زندهزنده پَر بِکَنَد.
۲. در حِلّه میان نجف - بغداد مسجدی هست عین مقامی که بعضیها برای مسجد روستای جمکران قم قائلاند. معمولاً خوابنما! میشوند در آن مکان. البته قصد قضاوت ندارم، فقط به یک نقل (البته با قلم آزاد خودم) بسنده میکنم: یک شب یک عالم میگوید امام زمان علیه السلام یا پیامبر اکرم ص را خواب دید. گفت ۳۱۳ نفر که سهله، ۱۰۰۰ نفر الآن (آن زمان خوابنما شدن) در خودِ حِلّه حالت انتظار دارند که ظهور فرا رسد. دستور شنید ۴۰ نفر آدم منتظر و ۲ رأس بُزغاله و یک قصاب جمع کن. بعد شنید با ۲ بُزغاله و یک قصاب برو پشت بام. مرحوم آیت الله محمدعلی ناصری میگفت:
«آن ۴۰ نفر غسل و کفن کرده، ندای «یابنَ الحسن بیا» هم، سر داده بودند.» منبع
قصاب دستور یافت سر ۱ بزغاله را ببُرّد، بُرید. خون از ناودان پایین ریخت. منتظران همه با ذوق گفتند امام زمان علیه السلام، قصاب را کشت! قصاب دستور شنید حالا سر بزغاله دوم را ببُرّ. اقدام نمود. آن عالم گفت حضرت به من گفت حالا از بام با هم برویم پایین تا با آن ۴۰ نفر منتظر من، قیام کنیم! رفتند دیدند جیکا پَر زن هم نیست! همه زدند به فرار.
شرح عبارت محلی: جیکا پَر زن: کنایه از نبودن هیچ کس، حتی یک جیکاُ گنجشکُ میجکا.
۳. زاهی عوفی فرمانده قسام در کرانه باختری توسط جنگندههای بمبافکن اسرائیل در اردوگاه طولکَرْم شهید شد. او از محلهی الحمام بود، ملقّب به طوفان. اسرائیل میدانست زاهی عوفی فعال نترسِ تأمین سلاح مبارزان بود. آری؛ دنیا، کُشنده و کِشنده است. ۱. زاهی طوفان را، رژیم ستمگر میکُشد، چون در نبرد برای فلسطینیان ستمدیده، کار میکرد. ۲. منتظران، البته از نوع کذاب، چنان دنیا را جذاب میدانند از خون بُزغاله! در ناودان آن خواب! هم میزنند به چاک. فقط حرف در میکنند! بگذرم.
...
آرایش جنگی
۱۳ ، ۷ ، ۱۴۰۳ : نوشتهی ابراهیم طالبی دامنه دارابی
از سبک اقدامهای ارتش اسرائیل در چهار محور لبنان پیداست، آرایش جنگی به خود گرفت. اقدام نیرو هوایی در بمباران نقاط مهم جنوبی در اختیار حزبالله، اقدام دریایی از ضلع غربی لبنان، اقدام مسدودکردن گذرگاه اصلی لبنان به سوریه از طریق بمباران هوایی امروز، اقدام تجمع تانکها در سراسر مرز لبنان. به نظر میرسد در گام اول اگر واقعاً قصد جنگ تمامعیار داشته باشد، تصرف تا ضاحیه است.
نکته: ضاحیه شهر گونگونیهاست. با تفاوت بالا. به تعبیر من ضاحیه پایتخت استراتژیک حزبالله است و بیروت پایتخت سیاسی لبنان. مقر و اقامت شهید سید حسن نصرالله هم، همین ناحیه بود. وقتی جمعهی قبل، فرماندهان همگی از نقاط تحت نفوذ حزبالله وارد ضاحیه شده بودند، -اسرائیل که سالها در کمین سید حسن بود- از همین قرینهی ورود انبوه افراد شاخص به ضاحیه، اطلاعات کسب کرد نشست با سید حسن نصرالله حتمی و حضوری است، نه ویدیو کنفرانس، که ۸۵ بمب سنگرشکن حاوی مواد مهلک (عکس بمب در متن) را بر چهار آسمانخراش آنجا ریخت.