دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
قم، مازندران، ساری، میاندورود

پیام مدیر
موضوع
آرشبو
پسندیده

محرم و امام حسین

پنجشنبه, ۶ تیر ۱۴۰۴، ۰۵:۱۷ ق.ظ

نگارش ۶ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی : معاویه حاکم بود؛ از پایتختش شام (=سوریه) بر مکه و مدینه و کوفه و بلاد دورتر فرمانروایی می‌کرد. اسلام توسط حکومت تبعیضی و تفسیری، به‌شدت وارونه شده بود. سال ۶۰ هجرت، او مُرد. پسرش یزید، ازین سلسله بر اسلام و مسلمانان سلطه یافت. در مدینه، کسان فرمانبَرِ مطیعِ محضِ خود را سراغ امام حسین علیه السلام فرستاد که برای حکمرانی خود بر مردم، بیعت بستانَد. امام سیدالشهداء اباعبدالله علیه السلام، با شهامت، دست رد زد و در برابر جور یزید ایستاد. این حرکت امام حسین، آغاز یک واقعه‌ی دلخراش اما عقیده‌ساز شد. ادامه برای متن بعد.

 

اما نتیجه تا این جا، این است، هر انسان -که امروزه شهروند نام دارد- آزاد است به حاکم بد و حکومت فاسد، دست رد بزند و جانش هم ایمن باید بماند. این جواز، از حرکت حسینی آقا حضرت سیدالشهداء، نشئت گرفت و راه آزادگان گردید تا برده‌ی حاکمان و بدسِگالان نگردند.

 

جا دارد یاد کنم از تازه‌ترین کسانی که اینک نیستند و اسرائیل با بهره از اصل غافلگیری، به طرفة‌العینی ترورشان کرد؛ ارقام آنان درشت است که نمی‌شود نام بُرد. تعدادی‌شان، از نزدیک بر من آشنا بودند. گویا میان دو حکومت، آتش، موقتا" متوقف شد و به «بس» بودنِ آتش تن دادند، شاید هم یک حالت مرموز برای قوسی دگر، باشد. البته آقاخامنه‌ای در سخنی تصویرشده‌ی غیرزنده، در مورد آن طرف گفت که «در زیر ضربات جمهوری اسلامی، تقریباً از پا در آمد و لِه شد.» و این سخنش را باید کارشناسان دانشِ برآوُردِ استراتژیک، ارزیابی کنند و ملت را آگاهی واقعی دهند که "لِه‌"شدگی اسرائیل چیست و "تقریباً از پا در آمد" از نظر علوم نظامی و فرهنگ مخاصمه، به چه معناست. تسلیت به ایران برای ماه محرم و ترور نظامیان ارشد "نظام" و از دست دادن تعدادی زیاد از شهروندان بی‌گناه و غیرنظامی و دانشوران علم اتمی.

 

 
نگارش ۷ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۲ : سلطنت بر مسلمانان -آن هم به اسم اسلام- توسط امویان عموزادگان پیغمبر اکرمِ مسلمانان -سلام بر ایشان و آل‌شان- مسیر را به سمت ستیزه و سکّه ناهموار ساخت. حکومت و سیاست از شکلِ طبیعی و مردمی خود، خارج، و به نام خلافت (=در فارسی یعنی جانشینی برای رسول خدا ص) بر مسلمانان و آحاد افراد ادیان دیگر، سلطنت و سلطه‌گری تبدیل شد. آن قدر، بسته و فردپیشه، که حتی فکر و نظر شخصیت ممتازی چون امام حسین علیه السلام، جایی برای نشر و بقا نیافت و آن انسان بزرگ زمانه را در آغوش صحرا و ریگزارها و بیابان‌ها فرستاد که در مکه بلَد امین هم، ایمن نمانْد. و سرانجام جایی در ۸۸ کیلومتر شمالی‌تر از شهر پادگانی کوفه، آن امام و یاران را به نبرد مجبور ساختند و تمام اطرافیان‌شان را به زیر تیغ یا تازیانه بُردند. 
 
نتیجه‌ی این متنم تا اینجه این است که از فردای رحلت بنیانگذار دین اسلام، حاملان دین به مدد عالمان آن و مجاهدان مسلح آن، کوشیدند خود را از راه سکّه یا ستیزه، بر مردم تحمیل کنند، نه دین را برای مردم تسهیل و یا مرارت را از مردم تقلیل. این انحراف اعظم یعنی فردگونگی حکومت، اسلام مکتب رهایی و آزادی و آزادگی، را به دست مصلحت و تشخیص‌های فردی حاکم، سپُرد و مستبدّان، رواج یافتند و دین شد ابزار قدرت آنان، نه راهنمای حقیقت و درگاه رستگاری و مُمِدّ رفاه و موجب معیشت. هر چند مردمانی هم ماندند که دین را در فطرت و سیرت خود حفظ کرده بودند و به رنگ حاکم، هرگز در نیامده بودند. چونان حسین بن علی علیهماالسلام امامِ آزادمردان و غیورزنان هر عصر و زمان. ادامه در متن بعد.
 
 
نگارش ۸ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۳ : در حالی که حاکمان اموی به روبناها در دین و تظاهر در رفتار مذهبی اهمیت می‌دادند -حتی درین امر هم ایمان حقیقی نداشتند- در همان حال، هر کس را، سرِ راهِ خود سدّ و به زبان امروزی اپوزیسیون (=مخالف) حس می‌کردند، به دَم شمشیر می‌بردند و یا از دیار خود می‌راندند و نفیِ بلَد می‌نمودند.
 
امویان طی بیش از ۹۹ سال حکمرانی‌شان، آنقدر مسجد ساختند که هر کجای بلاد مسلمین یک یادگار انگار از خود برجای گذاشتند تا نفوذ خود را به رخ همگان بکشانند. حتی همین مسجد بیت‌المقدس زردرنگ در فلسطین را هم، حاکم وقت اموی مروانی ساخت، کنار آن مسجدالاقصی که قُبه‌ی نقره‌ای رنگ دارد و صخره‌ای سقف. زیرا مهم برای امویان نماز و نمازگزاران نبود، بلکه فقط می‌خواستند قدرت‌نمایی خود را با نمادهای نمایان و رفتارهای مذهبی ظاهری اسلام مثل مسجد و نمازجمعه و ... نشان دهند و ذهن مردم را به نفع خود بفریبند. وگرنه آن نمازگزار حقیقی اسلام یعنی امام حسین علیه السلام را وسط نماز در روز عاشورا تیرباران نمی‌کردند.
 
نتیجه‌ی این متنم اینه، امویان به تعبیر من مُصلّیٰ می‌ساختند، اما مُصلّین (=نمازگزارها)ی واقعی و مؤمنان اهل نماز اخلاص را می‌کشتند. یک علت این رفتارشان این بود که قدرت و حکومت و سیاست از نظر امویان ریاستِ یک "رأس" بود برای سلطنت، نه احترام "رأس‌ها" یعنی آحاد مردم، برای حکومت و سیاست. شرح کوتاه این مفهوم رأس و رأس‌ها، بمانَد برای متن بعد.
 
 
نگارش ۹ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۴ : اسلام که از میان تهیدستان و ستمدیدگان برخاسته بود، دوباره به آن رنگ اَشرافیت و فکر جاهلیت زدند. اول برای اسلام، "رأس" قائل شدند به اسم خلیفه. دوم برای مسلمانان، حاکم تعریف کردند به اسم فردی همه‌کاره در حکومت و قدرت، که هم از اسلام حرف می‌زند یعنی تفسیر ارائه می‌دهد و هم به مسلمانان دستور و امر و نهی می‌دهد. یعنی آحاد مردم تحت و تسلیم حاکم و حکومت و سیاست باید می‌شدند و از آن تعلیم می‌بایست می‌گرفتند. اسلام، شده بود خلاصه و خلاص میان رأس و رأس‌ها.
 
اساساً ابتدا امویان برای اسلام، رئیس پروراندند و بر مسلمانان ریاست را باب کردند. حال آن که اسلام، رئیس نیاز ندارد، اسلام معارفش ارائه شد و خاتمیت شکل گرفت. اما از امویان به بعد، اسلام را دینی رئیس‌پرور درست کردند که یا خلیفه بود، یا بعدها سلطان بود، یا شاه بود، یا فقیه بود، یا وکیل و یا حتی جنگجوی مسلح. امام حسین علیه السلام در عصر خود این برگشت به جاهلیت و وارونگی اسلام به دست حاکم و والیان خون‌آشام‌شان را به چشم دید و وقتی هم فهمید ازو در مدنیه و مکه دیگر کاری ساخته نیست، دعوت ملت کوفه را فرصت دینی حساب کرد و به سمت آنان آمد تا بلکه با روش علوی پدرش و تبعیت سنت نبوی و اصلاح امت دین جدّش، بتواند رنگ رفته‌ی اسلام به اسلام و هویت آزادگی مخدوش‌شده‌ی مسلمان و انسان را به آن برگرداند، اما گردن او را زدند؛ زیرا زیر فرمانروایی یک فردی به اسم یزید و سرسپردگانش نرفت.
 
نتیجه‌ی این قسمت متن است تا از راه رسیدند اول گفتند مسلمانان باید تحت ریاست یک رئیس. دین بورزند وگرنه دینش غلط است. یعنی اسلام را اسیر رئیس و رأس کردند. سپس بر مسلمانان حکم راندند که باید حرف حاکم را حرف خدا و حرف رسول خدا ص و حرف فصل‌الخطاب دین حساب کنید و الّا حتی اگر امام حسین علیه السلام هم باشید، سرتان را از قفا (=پشت گردن به سبک عرب جاهلیت) می‌بُرّیم. در واقع، اسلامِ منطق و خِرَد را به اسلام خرافه و خنجر مبدّل کردند و واقعه‌ی عاشورا بازگشت تمام‌عیار به اسلامِ عرفان و عرفه و عقل و عدل بود. ادامه در متن بعد.
 
 
نگارش ۱۰ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی
قسمت ۵ : کوشش واعظین برای بردن مردم به سمت مصائب عاشورا اگرچه در حد رعایت حد وسط، امری شایسته و ستوده است، اما به تعبیر مرحوم استاد محمدرضا حکیمی "هم باید به مصائب عاشورا عنایت کرد و هم به مسائل عاشورا". او "ذات عاشورا را نماز و عدالت" می‌دانست. و در ص ۹۳ کتاب "راه خورشیدی" نوشت: "نماز واژه‌ی شب عاشورا است و عدالت واژه‌ی روز عاشورا."
 
 
نتیجه‌ی این قسمت متن من اینه چون مرحوم حکیمی آسیب مسیر را دید، در جمله‌ای تلخ گفته بود. "یک حسین مظلوم، در عاشورا وجود دارد و یک عاشورای مظلوم، در تاریخ". از نظر آن علامه‌ی عدل و عقل و شرع، "اگر عاشورا الگو عدل و شرع می‌شد هیچ حکومت ستمگری در سرزمین اسلامی بر جای نبود." او خود در تعابیری گزنده و دردآور، "فقه‌خوانندگان بی‌خبر" و "رساله‌نویسان بی‌رسالت" را نقد کرد و از "منابر رِخوت‌آور" خُرده گرفت که عاشورا را در مصائب حبس کردند و از مسائل عاجز ماندند.
| لینک کوتاه این پست → //qaqom.blog.ir/post/2645
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

نظرات (۲)

درود و عالی سکه و ستیزه را تفسیر کردی . از اینجا بود که دین ابزار قدرت شد . نه راهنمای حقیقت و آرامش برای زندگانی مردم .🙏🙏🖤🖤

امیر رمضانی دارابی

پاسخ مدیر دامنه:
،،
امیرجناب سلام
ممنونم از دقت‌ورزیدن و تأکید اکیدت بر قسمت مهم آن.

برخی از مباحث هم‌راستا ۷ ، ۴ ، ۱۴۰۴ :
شیخ محمدرضا احمدی دو:
سلام جناب استاد حاج آقا رجبی

شیعه با داشتن غدیر، عاشورا و ظهور، هیچ وقت از پای نمی‌ایستد، هرچند عده ای تحلیل و تفسیر غیرواقعی از آن بکنند.
ممنونم

دامنه ۳ | ابراهیم طالبی دارابی:
،،
نظرم روی متن جناب آشیخ محمدرضا: همین حالا👇

جناب حجت الاسلام آشیخ محمدرضا احمدی سلام
اما مسئله‌ی ظهور حجت علیه السلام به دست سه جریان غلط‌انداز افتاد و صدمات بیشمار بر چهره‌ی شیعه انداخت:

۱. توسط انجمن حجتیه‌ی مرحوم شیخ محمود حلبی.
۲. توسط حلقه‌ی آقای اسفندیار رحیم مشایی تنکابنی.
۳. توسط شیخ احمد احسائی و سپس جریان بهائیت.

آقا احمدی، مفاهیم دینی خودبه‌خود منحرف نمی‌شود، یا حکومت آن را به کژی می‌برَد و یا جریان‌های عقیدتی افراطی. که همان مفهوم به ضد خود تبدیل می‌گردد. مانند مفاهیم مهم: تقیّه، روضه، سهم امام علیه السلام، فرد منتظر، غیبت، امامت، خلافت، رأی، ملت، تمدن، دعا، زیارت.


جواب حجت الاسلام آشیخ محمدرضا احمدی:

سلام جناب طالبی عزیز
وقت به خیر

خوبی شیعه و اجتهاد آن این است که هر شخص یا گروه می‌تواند دیدگاه خود را البته به همراه مبانی بیان کند.
مفاهیمی که شما فرمودید هم از این قاعده پیروی می کند.
ممکن است بعضی‌ها افراطی یا انحرافی باشد، درست است.
اما تعجب من این است افرادی نهضت بزرگ اباعبدالله را به حق و تکلیف تقلیل می‌دهند و تفسیر انحرافی عجیبی ارائه می‌دهند.

پیش از این هم یکی از بزرگان گفته بود کربلا درس مذاکره بود!!!!!!
این انحراف‌ها را هم اکنون داریم می‌بینیم.

چرا سیدالشهدا در طول مسیر از افراد مختلف دعوت به همکاری کردند؟ مهم‌ترین دلیلش آن بود که به دنبال هدایت مردم بود، نه فقط جمع کردن عِده و عُده. کارویژه اساسی امام، هدایت مردم است. همچنان که در خطبه‌هایی که چند روز آخر و روز عاشورا خواندند، به دنبال نجات مردم و هدایت آنها بود، نه بده بستان سیاسی. 

به سخنان آن حضرت خطاب به عبیدالله حر جعفی دقت کنید:
"ای مرد، در گذشته خطا بسیار کردی و خداوند تو را به اعمالت مؤاخذه می‌کند، آیا نمی‌خواهی در این ساعت سوی او بازگردی و مرا یاری کنی تا جد من روز قیامت، نزد خدا شفیع تو باشد؟"
امام وقتی با جواب منفی عبیدالله مواجه شد فرمود:
"از اینجا بگریز و برو! نه با ما باش و نه بر ما! زیرا اگر کسی صدای استغاثه ما را بشنود و اجابت نکند، خداوند او را به رو در آتش جهنم می‌اندازد و هلاک می‌شود."

قطعا کسانی که صدای استغاثه سیدالشهدا را شنیدند و کمک نکردند، به فرموده آن حضرت در جهنم هستند، اونوقت ما بیاییم از حق و تکلیف صحبت کنیم؟؟؟؟!!!

جایگاه کسانی که صدای استغاثه علی و فاطمه را شنیدند و کمک نکردند کجاست؟

،،
جناب آشیخ محمدرضا سلام دوباره آقا
از نظر من حقوق انسان چون طبیعی اوست، هیچ گاه زائل‌شدنی نیست، مگر آن که خود انسان آن را وا گذارَد. پس، حق مگر عاریتی است عین دندان عاریه، که یک جا آن را بگذارند غذا بجوند، یک جا بر دارند شیر بنوشند! حق انسان، معلوم است. جناب جلیل قربانی از ایده‌ی خودش گفت و این حق بیان اوست. درود.


حجت الاسلام سید حسین شفیعی دارابی:
سلام علیکم. مواظب شیطنت های دلدادگان به منافقان مزدور باشیم؛ کسانیکه در طول مقاومت ۱۲ روزه مهر سکوت بر لب و قلم زدند حالا که به یمن توان بالای نیروهای نظامی و با تدبیر والای رهبری احساس امنیت نموده و از محل اختفا بیرون امدند؛ مجددا در پی تاختن به تدبیر رهبری و...هستند و در پی ایجاد رعب و وحشت در جامعه و بزرگ جلوه دادن توان شیطانی صهیونیستها و استکبار جهانی هستند. البته اقدام اینگونه افراد طبیعی است ولی ما ها باید مواظب طرفندهایشان باشیم.


متن سید حسین شفیعی دارابی:

همراهی با مدافعان ایران اسلامی» (۶)

همخوانی منش خورده گیران به تحلیل مقام معظم رهبری در مورد صهیونیستها؛ با شأن نزول آیات آغازین سوره «معارج»!!!

بنام پروردگار بصیر و دوستدار اهل بصیرت. سلام علیکم. ایام سوگواری سالار شهیدان را تسلیت می گویم.


✅ در ایام عزت آفرین مقاومت ۱۲ روزه ملت غیور و انقلابی و دین مدار ایران اسلامی در قبال حملات دد منشانه صهیونیستها و مستکبران جهان بویژه ترامپ قمار باز؛ شاهد بوده ایم که برخی از اشخاص و احزاب؛ در پناه گاه ها و تفرج گاه های دور دست و حواشی امن خسبیده بودند؛ و با قلاف کردن قلم و زبانشان؛ هم نوائی نانوشته خویش با صهبو نیستها و ترامپ قمار باز را ابراز داشته اند؛
✅همین طیف از اشخاص و احزاب پس از روی آوردن اربابانشان به آتش بس موقت؛ تجدید قوا کردند و برای ابراز نوکری و خوش خدمتی بیشتر به اربابانشان؛ ضمن استمرار بهره وری از شگرد شیطانی ایجاد خوف و رعب در بین اقشار مختلف در صفحات روزی نامه ها و گروه های مجازی؛ به بهانه های مختلف (از جمله طرح پرسش و...)؛ در صدد برآمدند تا از ابهت کلام حکیمانه رهبر فرزانه در مورد آسیب جدی دیدن صهیونیستها و «له» شدنشان بکاهند؛
✅ شواهد نشان میدهد: سرداده شدن این نغمه شوم قلمی توسط این طیف منحرف از مسیر حق و حقیقت؛ ره به جائی نبرده و نخواهد برد؛ به حق باید در حقشان گفت : «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست_ عرض خود می بری وچ زحمت ما میداری»؛ بی توجهی مومنان به امام و رهبری و مدافعان پرو پاقرص وطن و انقلاب نسبت به این اقدام سخیف این دلدادگان به منافقان؛ موجب شدت بغضشان نسبت به رهبری و مردم شده؛ بدین جهت سعی می کنند هرمدافع نظام و انقلاب را با عینک دودی خود بنگرند؛ و به آب و آتش می‌زنند تا در ادای ایفای نقش سرباز پیاده نظام برای دشمنان وطن و ملت شریف ایران اسلامی؛ از دیگران عقب نمانند؛
✅اینجانب همانند همه اقشار حاضر در صحنه؛ برای بروز اینگونه از اقدامات جاهلانه و متکبرانه این طیف از اشخاص و احزاب؛ سخت احساس ناراحتی نموده و همواره به خود می گفتم: چرا اینان به این سرعت در سراشیبی سقوط قرار گرفته اند؛ اما یکباره شأن نزول آیات آغازین سوره معارج درذهنم خطور کرد؛ و پس از آن گفتم: وقتیکه برخی از افراد حاضر در واقعه غدیر؛ پس از ابلاغ امر الهی امامت امیر مومنان (ع) توسط نبی اکرم (ص)؛ بر حضرتش خورده گرفتند و...و حاضر شدند تا عذاب الهی دامنگیرشان شود تا شاهد تثبیت امامت امام علی (ع) نباشند؛ به خود گفتم : پس هیچ بعدی ندارد که کینه توزان مقام معظم رهبری نیز پس از ۱۲ روز پنهان شدنشان؛ از پستوها و یا تفرج گاه خویش بیرون بیایند؛ و با استفاده از ماسک نفاق؛ بکوشند از صلابت و اتقان کلام حکیمانه رهبر فرزانه بکاهند.
✅نکته پایانی: از بروز این رخ داده ها باید عبرت بگیریم و بر ضریب اطمینان خود به امکان بروز لغزش برای برخی از احزاب و اشخاص نفاق پیشه بیفزائیم؛ و با مشاهده خطاهای اینگونه از اشخاص و احزاب؛ به حتمیت وقوع انحراف برخی از اشخاص و احزاب در عصر نبوی نیز باور پیدا کنیم.
(سفر تبلیغی شهرستان کنگان استان بوشهر؛ سوم محرم ۱۴۰۷ق_ ۸ تیرماه ۱۴۴۴ش: سید حسین شفیعی دارابی)



سید علی اصغر شفیعی دارابی در توصیف از سید حسین شفیعی دارابی:
ای نخل تناور بوستان فرهنگ و ارادت، جناب استاد گرامی، دکتر سید حسین شفیعی دارابی

سلام آقاابراهیم، صبح به‌خیر

🟩حق یا تکلیف 

🔻 امام حسین علیه‌السلام وقتی تصمیم به مقابله با یزید گرفت، به تمام همراهان خود اجازه انتخاب داد؛ به بیان امروزی، حضور در میدان مبارزه را برای دیگران "تکلیف" نکرد، بلکه "حق" انتخاب و تصمیم‌گیری برای آنان قائل شد.

جلیل قربانی

پاسخ مدیر دامنه:
،
سلام آقاجلیل
ممنونم و نکته‌ی مهمی را فرمودی. کاملاً. حتی آن شب سخت نهم، امام حسین علیه السلام رو برگرداند، تا کسی شرم نکند و از تاریکی شب تاسوعا، چنانچه خواست خیمه‌گاه را ترک کند، و حق ماندن یا نماندن قائل شد برای یاران. چه عالی بود یادآوری تو جناب قربانی.


جناب آقای محمد علیزاده سلام
مدرسه فکرت نزدیک ۹ سال است که راه‌اندازی کردم و همچنان بر بستر دو پیام‌رسان ایتا و واتس‌آپ شعبه گرفت و پابرجا ماند. بارها این پیشنهادی که الآن مطرح کرده‌اید، در صحن بحث شد. رأی غالب، همین است که همچنان جاری مانده است. یعنی منع کپی و بازفرست و محیطی برای فکر و بیان خود عضو. حتی ازسال کلیپ بدون زیرنویس و توضیح بارگذارنده نیز خلاف مقررات این مدرسه است. بهتر است نمونه بیاورم که وقتی واتس‌آپ اسفند ۱۴۰۳ یعنی پنج ماه پیش توسط آقای پزشکیان رفع فیلتر شد، شعبه‌ی واتس‌آپ مدرسه فکرت را فوری بر بستر آن راه انداختم، باز نیز اعضایی آغاز کردند به پخش کپی و بازفرست‌های بی‌شمار. خود اعضا در همین صحن و در نشستی در محل، به من اعتراض کردند چرا مدرسه فکرت برای کپی و بازفرست‌ها محیطی باز و بی‌در و پیکر شد. این بود مدیریت مدرسه تصمیم گرفت باز نیز روی اعمال مقررات محکم بایستد و حتی برخی اعضا را با چندین تذکر، سر آخر مجبور شد از دسترسی به مدرسه دور نگه دارد. مگر آن که درخواست کنند و مقررات را بپذیرند تا باز دعوت‌شان کنم. من هیچ گاه به محتوای کپی‌ها و بازفرست‌ها نه ورود کردم و نه حساسیتی دارم. مهم برای من مراعات مقررات است. با سپاس.


جناب آقا جعفر آهنگر سلام
درسی داشتیم در دانشگاه با عنوان «نوسازی و دگرگونی سیاسی» که دکتر حسین بشیریه به ما این واحد درسی مهم رشته‌ی علوم سیاسی را درس داد، البته حکومت جمهوری اسلامی ایران بعدها با دستور «اسلامی‌سازی دروس دانشگاه» این واحد درسی را منحل کرد! درین درس آموختم که آنتونیو گرامشی فیلسوف ایتالیا (عکس مندرج در کتاب) می‌گفت ترفند اصلی طبقه‌ی حاکم همیشه آن است که "ایدئولوژی خود را در هیأت عقل سلیم یا حکمت رایج جلوه‌گر سازند" تا با این حربه‌ی فریبکارانه، قدرت را امتیازی برای فساد و سود برای الیت -یعنی نخبگان محدود در دور حاکمان- قرار دهند. بگذرم. با اهمیت و منطبق بر واقعیت نوشتید. روی عکس ضربه زده شود مشخصات آن نمایان می‌گردد. دامنه.



محمد عبدی:
با درود و سپاس از نوشته خوبتان مثل همیشه جناب مدیر 

نسبت دروغ دادن و تعریف دروغین کردن از مصائب و کردار معصومین به قصد قربت و رضا از جمله موارد خرافی است که متاسفانه این روزها بیشتر از هر زمان دیگری شاهدش هستیم .
و نیز قلم های مسموم و تهوع آوری را هم شاهدیم که بی مبنا و بی بنیه و صرفا جناحی و بی مورد لفاظی و نوشته و در جاهایی همگانی ارسال می کنند و خرده می گیرند بر مستندنویسی های علمای راستین و محققان منصف .

مجتبی رحیمی قم:
اساساً ابتدا امویان برای اسلام، رئیس پروراندند و بر مسلمانان ریاست را باب کردند. حال آن که اسلام، رئیس نیاز ندارد، اسلام معارفش ارائه شد و خاتمیت شکل گرفت. اما از امویان به بعد، اسلام را دینی رئیس‌پرور درست کردند که یا خلیفه بود، یا بعدها سلطان بود، یا شاه بود، یا فقیه بود، یا وکیل و یا حتی جنگجوی مسلح
متن آقای مدیر 👆
اما سئوال دینی که برای یک سفر دونفره می گوید یک رئیس تعیین کنید برای جهانی شدن وتداوم در زمان‌ها برنامه نمی گذارد؟


،،
محمد عبدی سلام
آقا مهندس نقل است دوره‌ی «فَترت» هر عصر مثلاً هر یک سده، یک سده رخ می‌دهد. جالب بود. درود. دیگه نزدیک شدی به معاصر و قاجار.

،،
مجدد مهندس محمد عبدی سلام
آزادی همآره آزمون عقیده و عُقده بود. علاقه به عُقده حاکی از فشار است.

،،
دامنه به پست‌های بی‌سلام پاسخ نمی‌دهد.
فقط عرض سلام جناب مهندس آق مجتبی رحیمی قمی. با احترام.

،،
جناب آقاجلیل قربانی سلام
حتی در ۹۶ ماه جنگ تحمیلی صدام حسین علیه‌ی ایران، این آقازادگان! چسبیده به قدرت آب و نان و نام دار پا در جبهه نگذاشتند اگر هم انگشت‌شماری رفتند، بیشتر عکس یادگاری گرفتند و برگشتند. کسی خبر دارد مثلاً مرحوم حجت الاسلام سید احمد خمینی یک روز جبهه رفته باشد! بگذرم. دامنه. چون دو تا جلیل در مدرسه فکرت شعبه‌ی ایتا و واتساپ هستند، مجبورم تصریح کنم قربانی، نه جلیل طاهرپور نکا.

،،
جناب جلیل سلام دوباره
در مورد بند ۲ باید بگویم در جمهوری اسلامی ایران ملاک درهم‌تنیدگی حوزه‌ی علمیه‌ی قم با حاکمیت است. هیچ میزان دیگری برای این نظام دچار انواع فساد، اهمیت ندارد. دامنه

راستی سخن نسیم نیکلاس، خیلی حرفه‌ای حرف زد. تحول از پند روزگار تا رویارویی آن.

،،
سلام محمدآقا عبدی
عرب حتی برای حُرّ هم مگر مقبره و بارگاه و حرم ساخت؟!
عجب اعوجاجی در سنت عرب، بر اسلام تحمیل شد. البته اسلام عین قنات جوشش دارد و بدعت‌ها را چون کف، پس می‌زند. خدا حر بن یزید ریاحی را مشمول عفو خود کناد که خیلی خطا کرده بود و به خطای خود واقف شد و گویی جبران هم کرد، دقیق نمی‌دانم.


،،
سلام جناب آقاجلیل
حکومت‌های غیر پاسخگو در واقع جرأت‌شان از آن جا ناشی می‌شود که یقین دارند جامعه‌ی مدنی منهدم‌شده‌ای دارند. حتی آقای دکتر مسعود پزشکیان با آن همه حرفای پشت تریبون انتخابات، حالا که در قدرت هضم شد، عوام شد و درین مدت اندک، رفتاری شبیه به آقای محمود احمدی‌نژاد کرد.

،،
مهندس محمد عبدی سلام
سپاس از شرح خاطره و مشاهده و نکته. من با این قبیل مقبره‌ها علاقه‌ای ندارم. معصوم علیهم السلام فرق دارند. بگذرم. اسلام از بدعت‌ها برائت دارد. خدا حر بن یزید ریاحی را رحمت کند که آخرسر چکمه‌ی دژخیمان اموی را از پایش در آوُرد و به حق یعنی امام حسین علیه السلام پیوست.


،،
دقیقاً آقاقربانی عین آغوزتَلپاس، که در محل ما وقتی کسی آن را تریک می‌کند، دستانش سیاه‌قیر می‌شود. پِچاک‌تربن رنگ است میان میوه‌ها و درختان.

واژگان:
آغوزتَلپاس : پوست سبز گردو
تریک : پوست‌کندن و گردو کال را از پوست سبز خارج‌کردن.

،،
مهندس عبدی طفلان خود یعنی دو تا طفل. پس عدد دو روی آن نادرست است. طفلان مسلم، درست است. سلام مجدد

،،
اما بعد جناب جلیل سلام شبانه
هیچ بشری به پرونده‌ی هدایت بشر دیگر، دسترسی ندارد. همه‌ی این موارد دست حضرت ستّار آفریدگار متعال است و بس. هر کس دیدی دیگری را گمراه می‌خواند بدان خودش در گمراهی‌ها گم گردیده است، فقط خدا پرونده‌خوان بشر است.



امیر رمضانی در طعنه به دامنه در مورد مقبره‌ی حر:
درود جناب عبدی 
صبح زیبای محرمی شما بخیر 
از دور سلامی میدهم به قبر یار دقیقه نود امام حسین علیه السلام در صحرای کربلا . 
که بعضی دوستان خدشه ای در حد وهابیون به مرقد مطهرش وارد کردند و تو سر در سکوت محرمی خویش فرو بردی و روضه ی خویش خواندی از کریمی پور ما نگذشتید .
درود مجدد اصلاح شد . پر فروغ باشید 🙏🙏


جواب محمد عبدی به او:
با درود 
خدشه وهابیون گفتنت اصلا جالب و مناسب نبود و نیست چرا که من در تاریخ سیاسی روحانیت گهگاهی اشاره می کنم برای حکومتی های شاهان گذشته فتواهایی دادند اونا در عوض بارگاهها و مراقدی ساختند که حداقل سید هم نبودند بگیم به احترام نسل پیامبر بود و ...



سید حسین شفیعی دارابی در گروه چشمه :
سلام علیک. ضمن تبریک و تسلیت. قطعا رزمندگان عزیز به خوبی میدانند که این طیف از بدعاقبت ها؛ رهرو و ادامه دهنده راه همان تبهکارانی هستند که در جنگ صفین به امام علی (ع) فشار آوردند تا از سیتز با قاسطین عقب نشینی کند و...؛ در بدعاقبتیشان همین بس که نه از تجاوز صهیونیستها سخن گفتند و نه از شهادت فرماندهان رشید و دانشمندان هسته ای عزیز؛ به راستی این طیف در ظاهر عقل گرا!!! چه قدر در سراشیبی بدعاقتی قرار گرفته اند؛ از علنی کردن پیوند خود با منافقان گرفته تا پادوگری نمودن برای آمریکائیهای جنایتکار و تا ابراز بغض خود نسبت به رهبری فرزانه و نهاد جاوید روحانیت و ایجاد خوف و نا امیدی در جامعه و تا نادیده گیری همه آورده ها و نقاط مثبت جمهوری اسلامی و بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف برخی از مسئولان و تا.... و تا....


بحث های ۱۲ تیر ۱۴۰۴ :
،،
جناب آقا جلیل سلام
سیاست خاورمیانه‌ای جمهوری اسلامی ایران نتیجه‌ای جز همینی که بین دو سمت ماجرا حکمفرماست، ندارد. یعتی ویرانی خسارتبار ایران به دست پادگان مجهزی چون اسرائیل با نیروی هوایی بسیار خطرناک.

میهن ایران نیازمند فوری عقلانیت و اقتصاد رشدیابنده است. بقیه، همه آرمان‌های بدون دستیابی است، حتی اگر در جهت مطالبه‌ی حق هم باشد.


،،
جناب آشیخ محمدرضا سلام
به نظر می‌رسد خیلی مطلق جمهوری اسلامی ایران را تطبیق دادید. علاوه بر آن، خروج جمهوری اسلامی ایران را از به تعبیر خودت: هیأت مدیره‌ی جهان، مثال زدید. می‌خواهم خواسته باشم به نظرت در جاهایی چون عدالت، رعایت حقوق منتقدان، مسایل زندان، زنان، فساد سیستم، نفوذ، خانه‌نشین کردن شایستگان و چندین موارد دیگر، چیزهایی رخ نداده است از سمت این نظام‌تان؟ بر پایه‌ی همان انقلاب اسلامی، اصیل و منطبق ماند این نظام؟

،،
مجدد بر جناب شیخ احمدی استاد دانشگاه و حوزه سلام
در متن‌های مربوط به ماه محرم من این برداشت شما که فرمودی من گفتم «اباعبدالله الحسین با راس کار داشت.» وجود ندارد. من همچنین سخنی نگفتم. بلکه گفتم اسلام را امویان مساوی و مساوق با رأس )یعنی حاکم و خلیفه و سلطان) کردند، نه رأس‌ها (یعنی تمام مردم) و امام حسین علیه السلام تحت نفوذ این تفکر اموی قرار نگرفت و در برابر این اندیشه‌ی جاهلی عربی جریان اموی ایستاد. اما اگر یزید فشار نمی‌آوُرد امام حسین علیه السلام چه می‌کردند، در علم من نیست. فقط می‌دانم امامان معصوم علیهم السلام همواره ترک اولیٰ نمی‌کردند و فعل و قول‌شان حاکی از عصمت و هدایت و اذن‌الله بود. درود.


نمی‌دانم اسمش چیست، خریدم، داخلش خیلی طعم شلیل توسرخ را دارد، شلیل‌های قدیم نه این شِل و شلیل‌های دستکاری‌ شده‌ی الآن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">