دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

شش جامعه سیاسی

يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۴۱ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی.  ۲۶ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : در جامعه‌شناسی سیاسی از شش جامعه‌ی سیاسی یاد می‌شود. بسیار فشرده این شش جامعه را تبیین می‌کنم با هدف آشنایی‌دادن یا نیمه‌آشناشدن با این شش مفهوم مهم علم سیاست:

 
۱. جامعه‌ی سیاسی تکثراگرا. امکان گردش قدرت به صورت منظم و آزاد وجود دارد و زندگی غیرایدئولوژیک می‌شود. آزادی ایجاد تشکل وجود دارد. هیچ کس حق ویژه و پیشینی ندارد. سرکوب سازمان‌یافته ممنوع می‌شود.
 
۲. جامعه‌ی سیاسی بسته‌ی سنتی. درین نوع جوامع، سیاست خصلت شخصی و فرایند فردی پیدا می‌کند. دکتر حسین بشیریه دو رژیم اردن هاشمی و رضاشاه پهلوی را دو نمونه ازین دست نام برده است. می‌شود نمونه‌های جدیدی هم سراغ گرفت.
 
۳. جامعه‌ی سیاسی نیمه‌سنتی و غیرتوده‌ای. ساخت دولت درین سبک قدرت، نسبتاً بسته است و و گروه‌های نوپدید نمی‌توانند به‌آسانی در آن راه یابند. اما این گروه‌ها به صورت رقیب حکومت درمی‌آیند و احتمال انقلاب، بالاست.
 
۴. جامعه‌ی سیاسی بسته‌ی توده‌ای. حکومت، بسیج‌گر توده‌ای می‌شود و مردم را در برابر گروه‌ها و سرکوب جامعه‌ی مدنی وارد میدان می‌کند و از احساسات آنان سود می‌جوید و خود را ناجی ملت جا می‌زند.
 
۵. جامعه‌ی سیاسی سرکوبگر غیرتوده‌ای. سرشت نظام به زیان گروه‌ها و احزاب است و بدون توسل به بسیج توده‌ها آنان را سرکوب می‌کند. چنان سرکوب وحشتناک که گرایش به سمت اعتراضات به‌اندازه‌ی زیاد سخت می‌شود. مانند حکومت بعث توسط صدام.
 
۶. جامعه‌ی سیاسی سرکوبگر توده‌ای. درین نوع جوامع، دولت مطلقه جامعه‌ی مدنی را سرکوب می‌کند و در مقابل دست به بسیج توده‌ای در سطحی گسترده می‌زند. یک یا دو ایدئولوژی فراگیر راستگرا یا چپگرا، مردم را با وعده‌ها و وعیدها دلخوش می‌کنند و وعده‌ی اصلاح فوری و ترقی می‌دهند. لازمه‌ی این کار، اخراج گروه‌های سیاسی منتقد از قدرت است، زیرا چنین ساختاری هر احساس خطری را با اقتدارگرایی خود در تضاد می‌بینند.
 
من به مناسب هفته‌ی کتاب، این یادداشت را با استناد آزاد به کتاب "جامعه‌شناسی سیاسی" اثر دکتر حسین بشیریه نوشتم که سال ۱۳۷۱ همین کتاب را در کلاسش در رشته‌ی علوم سیاسی دانشگاه تهران آموختم.
| لینک کوتاه → qaqom.blog.ir/post/1746
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

دامنه کتاب

نظرات (۱)

به ص ۳۳۸ تا ص ۳۴۳ کتاب جامعه‌شناسی سیاسی دکتر حسین بشیریه رجوع شود.

پاسخ:
،،
۲۷ آبان ۱۴۰۴ پاسخ من:
جناب آقای دکتر ابراهیم عبادالله مختاری دیشب متن زیر را در مورد متن من با عنوان "شش جامعه‌ی سیاسی" نوشت:

سلام آقا ابراهیم بزرگوار 
ضمن تشکر و تبریک هفته کتاب 
جالبتر می شد برای همه موارد نمونه عینی می آوردید .
و اینکه نظام حکومتی خودمان با کدام یک منطبق است.
پایان نقل قول

،،
سلام برادر اندیشمند جناب دکتر عبادالله
البته خود جناب عالی درین رشته، سررشته دارید و به‌فراست می‌دانید برای هر کدام نمونه‌ها را مثال بزنید. با این‌وجود، چشم، به روی دیده، به خواسته‌ی شما اجابت می‌کنم، نمونه‌ها را در روز یا روزهای آتی بیان می‌کنم. خرسندم ازین نظر و توجه‌ات. اردتمندت: ابراهیم

اینک پاسخم به درخواست شما:

- نمونه کشور بند ۱ : هند، ژاپن، سوئد
- نمونه کشور بند ۲ : اردن هاشمی، ایران رضاخان
- نمونه کشور بند ۳ : پاکستان علی بوتو
- نمونه کشور بند ۴ : ایران شاه از ۵۴ تا ۵۷
- نمونه کشور بند ۵ : ایران ۱۳۳۲ تا اصلاحات ارضی
- نمونه کشور بند ۶ : رژیم‌های فاشیستی اروپا بین دو جنگ جهانی

به جز ۱ و ۳ بقیه نمونه‌ها را خود دکتر بشیریه در کتاب به آن پرداخت. اما در مورد سؤال آخرتان که نظام حکومتی جمهوری اسلامی ایران "با کدام یک منطبق است"، دکتر حسین بشیریه درین کتاب اسمی نبرده است، اما در کتاب دیگرش "موانع توسعه‌ی سیاس در ایران" از "امتناع توسعه‌ی سیاسی" در نظام روحانیت ایران سخن گفت که با حضور ایدئولوژی روحانیت، امکان توسعه محال است. من خودم می‌گویم به جز بند ۱ که کاملاً دموکراتیک است، جمهوری آخوندی اسلامی ایران مَلغمه (=ترکیبی، هردمبیلی) از بند‌های ۲ تا ۶ است! آش شلم‌شوربا. اما دوستی دیروز به من پیام داد بند ۶ منطبق با حکومت روحانیت این عصر است. بگذرم. جناب آقای ابراهیم عبادالله سپاس از شما. اردتمندت: ابراهیم. ابراهیم در ابراهیم شد. درود.

،،
جناب آقای شیخ عبدالرحیم اباذری سلام
باید رسم ادب بجا آورم ازین نوشته‌ی بااهمیت و منسجم محتوایی و شکلی شما خوشحالی کنم. "دست مریزاد" استاد. اما بعد من هم مانند شما برای بارش باران و برف برین نظرم این پدیده‌های آفرینش به هزار علت ریز و دلیل درشت پیوند دارد که علم انسان شاید به تمام آن یارا نداشته باشد. مثل نان که نانوا می‌پزد چندین لایه پیوند دارد: خاک، نور، هوا، باد، باران، شیار، کود، بذر، وجین، آفت، درو، سیلو، آرد، خمیر، خمیرمایه، ورز، چانه، آتش، آدم، فروش، خوردن، هضم و باز هم همچنان گردش آرد و نان و خبّاز و خورندگان. افراد داخل در حکومت آخوندی ایران خیال می‌کنند مردم را با اوهام و چند روایت می‌شود سر به سر گذاشت. اگر میان باران اخیر که هواشناسی هم پیشاپیش خبر بارشش را داده بود با نماز چند نفر ربط بوده است، چرا پس غزه را همین دیروز و پریروز چنان باران در نوردید که بیچارگان آوارگان زیر چادر اردوگاه را به روز سیاه نشاند و بدتر از بمباران اسرائیلیان. یا در همین ایران اگر گناه مردم را بهانه می کنند، بروند ببیند سازمان صداسیمای جمهوری آخوندی چه کارهای ستمگرانه‌ای علیه‌ی مخالفان فکری قدرت حاکم که نکرده است. همین یک سازمان کفایت می‌کند که دادگاه بی‌طرف عدل هم خبرگان را احضار کند و هم کسی را که خبرگان کاشت. بگذرم. ملت و میهن به چیز جدید نیاز دارد. این آقایان باید بروند همان‌طور که تیتر شده بود "شاه رفت". شما نمونه‌ها ذکر کردید، درست و واقعیت. اما خود امام خمینی هم افراد مشهور و درستکار و محبوب در میان ملت را با خشم و تشر و نامه و شبانه و دستور و فرمان از قدرت کنار زد چون دید به او انتقاد می‌کنند و حرف حق را به او می‌رسانند. او هم درین میان باید مورد تاریخ نگاری واقعی قرار گیرد. دوست پژوهشگر من جناب اباذری باتقوا درود بر سخن حق شما. دامنه. ویرایش نکردم متن کامنت را. ایراد ویرایشی داشت، شما و خوانندگان صحیح آن را تلفظ کنند.

متن آقای اباذری:
ظلم های کارگزاران و عذاب های آسمانی

عبدالرحیم اباذری

این روزها پیرامون ماجرای خشکسالی و نباریدن باران و ریشه های آن، اظهار نظرهای گوناگونی ارائه می شود؛ همچون: «تغییرات اقلیمی»، «سامانه‌های فشار در شرایط خاص جغرافیائی»، «گسترش بیابان‌ها»، «پیشرفت کویر»، «گرم شدن زمین در اثر تشعشعات عمودی خورشید»، «انبساط هوا و ضخامت جوی» و... روشن است این امور اختصاصی به یک منطقه و یک کشور ندارد ، علاوه تمام یا بخشی از این عوامل می‌تواند موجب خشکسالی و کم بارشی بشود.

البته بر اساس باورهای دینی و اعتقادات مذهبی ما، رواج برخی گناهان نیز از جمله این عوامل می توانند به شمار آیند. بر این اساس برخی از روحانیان، ائمه جمعه و نمایندگان، ریشه خشکسالیِ جاری در ایران را ارتکاب گناهان فردی؛ مانند بی حجابی دختران، چشم چرانی پسران، عیاشی میانسالان و یا دروغگوئی، گرانفروشی، احتکار و سد معبر بقال سر کوچه و مانند آن معرفی کرده‌اند که همه اینها تنها می‌توانند بخش ناچیزی از ماجرا باشند.

اما در کنار این گناه جزئی، یک سری گناه های کلانِ حاکمیتی هم داریم که معمولا از سوی کارگزاران و ایادی حکومت در رده‌های مختلف انجام می‌گیرد و آثار سوء و پیامدهای وضعی و طبیعی آن به مراتب از گناهان فردی بیشتر، عمیق‌تر و شکننده‌تر است. به ‌طوری که در متون روایی و حدیثی می‌بینیم، معصومین علیهم السلام به آن اهتمام ویژه داشته‌اند. 
 رسول خدا (ص) می فرماید: هرگاه زمامدار ستم کند باران کم می شود.(نهج الفصاحه، ص 197) امام صادق علیه السلام ‌می فرماید: هرگاه حاکمان در داوری و قضاوت میان مردم ستم کنند، آسمان از بارش باران باز می ماند. ( من لا یحضر الفقیه، صدوق، ج 1، ص 524 ) امام رضا علیه السلام می فرماید: هرگاه زمامداران دروغ بگویند، خشکسالی می‌شود.0( امالی، مفید، ص 310)

 از این فراز ها استفاده می‌شود، میان دروغ و ظلمِ کارگزاران با خشکسالی، قحطی و ناکار آمدی، رابطه‌ی عِلی و معلولیِ مستقیم وجود دارد و کسی نمی تواند آن را نادیده بگیرد. 

 پس باید به 47 سال گذشته برگردیم و عملکردهایمان را حساب و کتاب کنیم و ببینیم چه ظلم و ستمی مرتکب شده‌ایم و چه دروغ‌هایی گفته‌ایم و چه اختلاس‌ها و تبعیض ها و گناهان دیگری تحت مدیریت ما انجام گرفته است که امروز این چنین گیریبان گیر انواع بحران ها و بحران آبی هستیم؟! 

 واقعیت این است که ما بیلانِ کاری خوشایندی نداریم، در دهه شصت به صرف اختلاف نظر با بعضی شخصیت‌های حوزوی و دانشگاهی چه برخوردهای تندی را با آنان داشتیم! به بزرگانی از علما، حتی مراجع تقلید در حوزه‌های نجف، قم و... چه هتک حرمت ها شد که در تاریخ تشیع سابقه نداشت! 

 ظلم‌های فاحشی که دهه های 70-80 از سوی جریان انحرافی به شخصیت‌های خدوم، ریشه‌دار، بنیانگذار و به خصوص حواریون امام انجام گرفت؛ آنها را منزوی کردند و خودشان تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر شدند و انقلاب و نظام را به چاه ویلِ انحراف انداختند حتی از مهدویت و شخص امام زمان(عج) به نفع خود هزینه کردند و ارزشهای دینی و اخلاقی را به سُخره گرفتند. از آن تاریخ دروغ ، دزدی ، اختلاس و گناه در کشور رواج یافت و نهادینه شد. به طرف‌داری از یک کاندیدا و شکست کاندیدای رقیب، متوسل به دروغ و اتهام پاره کردن پرچم امام حسین(ع) و آتش زدن مسجد شدند و بدینوسیله رقیب را از صحنه خارج و منزوی ساختند و...
اینها تنها نمونه‌های اندک از آن ظلمها، ستمها و گناهان حاکمیتی است که توضیحش در اینجا نمی گنجد.     

 اگر واقعا به دنبال رفع خشکسالی و بارش باران و نزول رحمت الهی هستیم، که هستیم، تنها با اقامه نماز باران و استسقا حاصل نمی‌شود. قبل از نماز، باید در خلوت و در پیشگاه خدای سبحان و بعد در حضور مردم به اشتباهات گذشته اعتراف و از آنها توبه کنیم، و از همه کسانی که در حق‌شان ظلم و تعدی شده ، حلالیت بخواهیم و ظلم و ستم‌ها را تدارک کنیم و سپس با دلی عاری از کینه و نفرت و قلبی پاک و مطمئن به نماز باران قامت ببندیم و از ساحت ذات اقدس الهی در خواست رفع قحطی و خشکسالی کنیم؛ چرا که یکی از شرایط قبولی هر دعایی، توبه از گناهان کبیره و صغیره و پرهیز و تبری از هر گونه ظلم، ستم، دروغ و اختلاس است و اِلا اگر باران هم ببارد تبدیل به سیل ویرانگر شده و اثر مثبت و خیر و برکت لازم را نخواهد داشت.

به تعبیر فقیه سترگ آیت الله جوادی آملی: اگر شما تقوا پیشه کردید و راه درست رفتید اصلا نیازی نیست که نماز باران بخوانید خدای سبحان خودش تمام سدها را پر می کند. شما اول مشکل خودتان را حل کنید، راه بر کسی نبندید، دروغ نگویید، اختلاس نکنید، ربا نگیرید، ریا و تظاهر به دین داری نکنید، ارباب رجوع را در ادارات سر در گم نکنید؛ آنوقت تأمین تمام آب های سدها بر عهده خدای متعال است؛ دیگر لازم نیست شما نماز استسقا بخوانید.

،،
آقاجعفر سلام
من حتی برین نظرم افراد دانشمند جامعه به جای مخاطبین خاص و انگشت‌شمار خود، با قاطبه‌ی مردم روابط علمی ایجاد کنند، تفکر خود آنان پویا می‌شود. اگر مهندس مهدی بازرگان نمی‌رفت با مهندسان آب، کارشناسان نفت، دین‌پژوهان عصر شاه، حتی روشنفکران و سازمان مجاهدین خلق آن سال‌ها حشر و نشر (=آمد و شد) نمی‌داشت هرگز به آن درجه از صلاحیت و دانش ژرف نمی‌رسید که در خشت خام آینده‌ی حکومت انحصارطلب آخوندی را می‌دید. جامعه‌ی پرسشگر از دید من جامعه‌ای زنده است. مردمی که پرسشگر نشوند، مانند قبرستانی می‌مانند که همه خموش و آرام‌اند و در خاک خفته‌اند. بگذرم. نیارد روزی را که ملت ایران تسلیم زور و تزویز و زر شوند. درود. دامنه
[۱۱/۱۸،‏ ۱۶:۳۲] شیخ‌عبدالرحیم اباذری: علیکم السلام و رحمه الله و تشکر فراوان از اظهار نظری که مرقوم داشتید و حقیر بهره وافر بردم.

البته طبیعی است که قرار نیست نوشته حقیر کاملا مورد تایید اساتید معظم باشد ، به نقد و نظراتتان احترام قائلم.
خدا خیرتان دهد. 🍀🌷🍀

،،
سلام جناب جلیل قربانی
لابد آقای مسعود پزشکیان خُزعبلات چند و چندین ساله‌ی مؤسسه‌های کیهان را به عربستان رساند! تا به قول هر دو فرد: پزشکیان و شریتعمدار کیهان، "منویات" حاکم را مطیعِ محض باشند. بگذرم. درود. دامنه

،،
سلام جناب آقای دکتر فتح‌الله دهقان
ایران توسط کسانی اداره می‌شود که می‌خواهند شریعت پیاده کنند، اما از همه کس به شریعت اسلام دورترند. اینان هرگز نخواهند آموخت از "هیچ آموزگار"، چون‌که نآموختند از "هیچ روزگار". دو ترکیب آخرم از رودکی است شاعر دانای عصر. لفظ عصر هم یعتی فشرده، از ریشه‌ی عصاره می‌آید. تنگی روز در دل شب در بعد از ظهر. این نظام با این حاکمان حتی مقتضیات عصر را هم تشخیص نمی‌دهد چه رسد به بالانس روابط بین‌الملل. درود. دامنه

،،
جناب شیخ اباذری دوست گرانقدر من سلام
من نوشته‌ی صبح شما را هم در شکل و هم در محتوا جزئی از مقالات روشنگر دانسته‌ام. اینک نیز ممنونم که دیدگاهی که زیر متنت گذاشتم، پسندت افتاده است. تاریخ می‌نویسید شما. از نزدیک با کارهای علمی‌ات آشنام. آقای سیدکاظم شریعتمداری مرجع آن زمان را لابد می‌دانید این حکومت و آقای ری‌شهری مقتدر دادگاه و وزیر اطلاعات دوره‌ی امام خمینی در کجای قم دفن کردند. خیابان جاده‌ی اراک یا امیرکبیر جنب رودخانه قبرستان آن هم بغل دستشویی عمومی. این بود رفتار حکومت آخوندی با یک فرد ولو دارای هر نو اشکال یا اشکال‌تراشی. قبرهایی هم در مسگرآباد تهران در گردنه‌ی تنباکو دفن کردند، نه یک یا هفتاد قبر برو تا سرت سوت تا فلک کشد. اعدامی‌های آن سال معروف! تاریخ شیخ عبدالرحیم واقعاً با نقل صراحت بنگار که در مورد برخی اشخاص چنین کردی. درود. دامنه
پوزش هر نوع اشکال را نوشتم نو. عین پرید! از بس حروف زیر دستان من از من حساب می‌برند! بگذرم. درود. دامنه

،،
جلیل قربانی: سلام آقای طالبی، شب به‌خیر

🔸والله نمانَد اثر از آل‌سعود!

🟪 بعد از انقلاب، هر وقت روابط سیاسی ایران و عربستان تیره می‌شد، برخی مقامات و رسانه‌های ایران به‌زعم خود برای تحقیر عربستان به آن کشور می‌گفتند: "حجاز".

🟨 نکته ظریف این‌ بود که این خودعالم‌پندارها نمی‌دانستند، حجاز نام باستانی و نشانه اصالت آن سرزمین است؛ مانند آن‌که به ایران بگویید "سرزمین پارسیان".
،،
 سلام مجدد جناب آقا جلیل
اتفاقاً دست روی نقطه‌ی حساس گذاشتی. لابد بهتر از من باخبری که در عربستان سعودی برای حقارت، ایران را ایران نمی‌گویند، می‌گویند کشور "صفَوی"، که

- هم تاریخ کهن ایران را نادیده بنگارند!
- هم تاریخ ما را به ۳۰۰ سال اخیر کم کنند! 
- هم بدمند حکومت سلسله‌ی صفویان سُنی‌ها را کشتار کرد!

لازم به ذکر است فامیلی برخی‌ها در اصفهان همچنان "صفوی" است. مانند آقارحیم سیدیحیی صفوی، برادر روحانی‌اش سیدسلمان صفوی که در انگلستان - بریتانیا مؤسسه‌ی پژوهش سیاسی دارد. بگذرم. از یک کف دست گذشت حجم متنم. درود. دامنه

،،
مهمترین ویژگی آن عصر پوشیدن اُورکت و یک شلوار خاکی رزمی بود. انگار همگی خودمون را آماده‌به‌جنگ نگه می‌داشتیم، تا حکومت اگر شِپِل داد، بپّریم پشت زیل شوروی و آیفای آلمان شرقی راهی خط جبهه بشیم. چه قدر سر ما را خ!ن می‌کردند آن بالانشین‌ها که خود نمی‌رفتند بجنگند مردم وچا را گسیل می‌کردند برید که حکومت غرفه‌ی بهشت را به اسم شما سند زد. اِسا مگه می‌تونن سر نسل نو را خَن کنن. بگذرم. دامنه

☝️👈 آن هم آهنگ آرمین زارعی مشهور به (توو، آی. اف. ام) به تو حسن که در دل من یک انسان فداکار و پاک بوده و هستی و مدتی است بر تخت شده‌ای و در نقاهت و نخاری تن. رفیقت: اوریم. آن هم بالا آهنگ، حسن.

سلام آقاابراهیم، روز به‌خیر
اما کامنت کتبی
 کوتاه بنویسم‌ که در جایی خواندم؛
افلاطون به دنبال حکومت فیلسوفان بود و سهروردی که پیرو‌ مکتب افلاطون بود و نام مشرب فکری در مشابهت با مُثُل افلاطونی به اشراق معروف شد، طرفدار حکومت حکیمانی بود که مُتألّه (دین‌خو) باشند.
بر پایه این گرایش‌ها در حکومت، نظریه ولایت فقیه آیت‌الله خمینی را دنباله نظر افلاطون‌ و سهروردی می‌دانند.
آیت‌الله خمینی در نامه خود به گورباچف آخرین رهبر شوروی از سهروردی نام برده بود.

عکس قبر مهندس مهدی بازرگان آن مصلح صالح ایران در قم، آرامگاه فاطمه بیات، روبری ضلع غرب حرم حضرت معصومه، سلام بر او و نیز سلام تو آقاجلیل و آن اندیشمند دانای میهن‌مان شادروان بازرگان.

،،

سلام جلیل

سِت شدیم در رنگ برگ درخت

من و مهندس بازرگان. این هم شد کامنت؟!

این‌همه مرا بردی زیر درخت بازرگان انسان سیاست‌دان ایران؟!

تعریض فراتر تقریظ نوشتی جلیل.



،،

جناب محمد عبدی سلام

یکی از خصوصیات مظفرالدین‌شاه این بود که طبع نرم داشت و لیبرال‌مسلک بود. به همین علت فضای نسبتاً باز سیاسی ایجاد کرده بود. حتی نقل است سفّاک و سختگیر نبود. در مقایسه با شاه پیش از خود ناصرالدین‌شاه و پس از خود محمدعلی‌شاه. حتی سیاست مظفری با سیاست ناصری و سیاست محمدعلی، بسیار فرق داشت. البته کامنت من نافی مطالب شما نیست. خواستم به آن دوست رسانده باشم شاکله‌ی شخصیتی یک شاه یا دانشمند یا عالم را می‌گویی، اصلی‌ترین وجه آن در نوشته‌ات غائب نباشد. درود. دامنه.

رنج‌های نَن‌جان بزرگ‌مان
کوه اگر صخره‌هایش فرو بریزد، به ستوه می‌آید، اما این نَن‌جان‌مان از کوه مقاوم‌تر زیست با آن که در زندگی‌اش مرگ سه فرزندش را زودتر از پایان حیاتش دید. یک مادر، زمان و زمین بر چشمانش تیرگی می‌کند، حتی فرزندش چه در گهواره باشد، چه در بالاترین سن و سالش، یک شب تب کند، اما محمد و موسی، دو پسر جوان و نیکنام او، در تصادفی مرگبار، آن‌هم برای رفتن به سمت امرار معاش، جان باختند و همان سانحه موجب شد زندگانی سراسر سخت نَن‌جان‌مان تلخ و تار شود، ولی آنقدر بردبار و بااخلاق زیست که در محل به یک زن صبّار و نستوه و نمونه زبانزد شد. او محبوبیت یافت و مردم هم، هرگز او را از وقتی با مصیبت عجین گشت، تنهایش نگذاشتند. مصیبت دو پسر، از توان و نایَش کاست و این کم باری نبود که بر او تحمیل شد و علاوه‌ی آن، دو سال قبل هم، در غم درگذشت فرزند ارشدش فاطمه -مادربزرگ مهربانِ چیده‌شده از ده‌ها صفات اخلاق و انسانیت- گرفتار آمد، مگر یک مادر تا چقدر بقا می‌یابد که در دردهای درگذشت مولودهای خود کلافه و مبتلا گردد؟! او دید و رنجید و شکیبایی ورزید اما از فضیلت و اسوگی در زندگی بیرون نیفتاد و الگوی تحمل و زندگی زیر جانکاه‌ترین مصائب شد. درود بر روح سازنده و ساخته‌شده‌ی او. زن باشخصیتی بود. آه! که فراق و دوری و درد دید.

،،
جناب آقای دکتر فتح‌الله دهقان سلام
حرف‌هایت دلسوزانه و مسئولیت‌پذیرانه بود. جدای هفت مورد عامل که برشمردی، یک نوع ناسپاسی نسبت به زمین در نهاد انسان وجود دارد. شما اگر دقت کرده باشید کرگدن، گوزن، زرافه و آهو و حتی بز و گوسفن طوری بیشه و علفزار را می‌چرند که طبق غریزه فرمان می‌برند گونه‌ی آن را نابود نکنند بلکه باز نیز سبز و رویان شود. اما در همین جنگل هیرکانی شمال ایران چندین گونه از ۱۰۰ هزار گونه‌ی آن، دیگر نابود و ریشه‌کن شده است. مانند درختان: نمدار، مِولی (واو به سکون تلفظ شود) ملج، شیردار و... . در سمت شما ممَسنی هم بلوط در امان نیست، هم برای ذغال درختان را قطع می‌کنند و هم برای تصرف زمین درختان را از بیخ آتش می‌زنند. بگذرم. بشر بشارت نمی‌گیرد با آن‌که اسم بشر شد و هم‌ریشه‌ی بشارت.۳ آذر ۱۴۰۴ . درود. دامنه


،،
سلام جناب آقاجلیل قربانی
همین بناهای یادبود را در روستاهای دیگر هم گرفتند، که به نارضایتی‌های چند نیز منجر شد. اما پیشنهاد برادرت در پنج واقعاً سخن سنگین بود. اما حیف که فساد حلقوم حکومت را گرفت و به‌سختی فشرد و حتی دستگاه تنفس هم چاره‌ساز نیست. درود. دامنعمواصغر رنجبر -که در ۴ آذر ۱۴۰۰ از میان ما رخت بر بست و دردمندانه درگذشت- یادش همیشه زنده و پرخاطره است. مرد پاک، انسان‌دوست، بااخلاق، لبریز از اخلاص و محبت و بیتش بارها و بارها و هزارها، قرارگاه نشست‌های شبانه‌ی ما بود. متن اطلاعیه را آقااکبر دوست گرامی ما، فرزند خوب و بامرام او به من فرستاد که عیناً در صحن مدرسه فکرت منتشر می‌کنم:

"سلام عمو ابراهیم. فرداشب ۴ آذر ۱۴۰۴ برای چهارمین سالگرد پدرم در مسجد امام حسن مجتبی بعد از نماز مغرب و عشا مراسم ختم برگزار می‌گردد. اگه امکان داره در مدرسه بارگزاری کنید. تشکر."

اکبرآقا، درخواستت اجابت شد و بر روحش درود که انسان به‌تمام‌معنا مهربان بود. عکاس عکس روی قبرش: خودم. نام و یاد این مرد پارسا، نیک می مانَد تا ابد. دامنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
توحید طالبی دارابی :
سایت دامنه‌ی داراب‌کلا
قم : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
مازندران، ساری، میاندورود، داراب‌کلا

پیام های مدیر
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب