آپارتاید؛ سوغات اروپا
به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. کتاب مایکل ج. مارتین با عنوان «تبعیضنژادی در آفریقای جنوبی» ترجمهی آقای مهدی حقیقتخواه را همین هفتهی اخیر تمام کردم. نمیخواهم چندان مطوّل بنویسم، فقط سه چهار سطر کفایت میکند و مقصد را مشخص. خُب؛ در تاریخ بشر، نژادپرستی -یا همان راسیسم- معمولاً در جوامع رسم بود، اما تبعیضنژادی -یا همان آپارتاید- یک چیز بیهمتا و نوبَر- بود که سال ۱۹۴۸ از طرف اروپاییها در کشور آفریقای جنوبی، در جنوبیترین خاک قارهی آفریقا بنیان نهاده شده بود و بیش از ۴۰ سال، سفیدپوستان اروپاییتبار، این کشور را تیولِ مخصوص خود نموده بودند. که در اثر آن، هیچ سیاه و حتی رنگینپوست دیگری حق نداشت حتی خانهای از خود بخرد. نمیتوانست رأی دهد. مجاز نبود مشاغل پردرآمد داشته باشد. حق ازدواج با خارج از نژادِ خود را نداشته است. در حکومت راه داده نمیشدند.
جالب این بود اروپا میدانست این کشور، سفیدپوستها فقط ۲۰ در ۱۰۰ بودند و سیاهان ۸۰ در ۱۰۰ ولی تمام حکومت و معدن و بندر و شهر و مناطق در دست اقلیت سفیدپوست بود و اروپا و آمریکا جیک! نزدند. در واقع اروپا طی چهل و اندی سال مُهر تأیید زد علیهی قاعدهی «اکثریت» که در لفظ اساس دموکراسی است. حتی در جنوب شرقی این کشور، شهری بندری را «لندن شرقی» نامیدند. خودِ هِندریک وِروُرد اولین نخستوزیر این رژیم در سال ۱۹۵۸ اعلام کرده بود:
"شعار ما حفظ برتری سفیدپوستان برای همیشه بر مردم و کشورمان، در صورت لزوم به زور است." (ر.ک: ص ۱۰)
خواستم گفته باشم اروپا چهار دهه دید و دید و دید، ولی به رو هم نیاوُرد. چی را؟ این را: سیاست آپارتاید را. چنان با این سیستم گرم میگرفت و مراوده میکرد که انگاری خاکی دورافتاده از خودِ خودِ اروپاست! وقتی جنبشی تحت هدایت زندهیاد مرحوم نلسون ماندلا -با سی و اندی سال مبارزه و زندان- توانست روح ملت را سرانجام در ۱۹۹۴ آزاد کند و بنیاد رژیم را ویران و حکومتی نو در آن تأسیس سازد، تازه اروپا باز هم عین آمریکا چشمش را روی تمام جنایات هولناک چهل و اندی سالهی رژیم آپارتایدی آنجا، بسته نگاه داشت. پِلک هم نزد. وقتی اواخر واژگونی رژیم هم دید رسوایی خیلی شکننده شده کمی از آنها یک تکانی خوردند. همین. اروپا هیچ گاه راست راه نرفت. خصوصا" وقتی سود در میان آید. شاید حق! دارد، زیرا خدا، مسئلهی دستِ چندم برخی از آن دولتهای آن دیار هم نیست. بگذرم. دامنه.
سال 1948 میلادی در آفریقای جنوبی، اوج جداسازی سیاه پوستان از سفیدپوستان.
و چهقدر وحشتناک است جدا کردن محل زیست، محل آموزش، محل کار و محروم کردن آنها از حقوق مدنی و سیاسیشان
سلام جناب دارابی عزیز،
چه خوبه که هنوز از این کتابها میخونی!
وفقک الله.