دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

هدف پیامبر آزادکردنِ مردم


آیت الله شهید مظلوم بهشتی:
ستم پذیری به اندازه ستمگری گناه است.




امام موسی صدر: «بنابراین، مناسبت هایی همچون مبعث و إسرا و معراج و روز جمعه، هیچ یک از این مناسبت ها، هرگز انسان را به مُنفعل بودن و دست روی دست گذاشتن و منتظر تغییر و تحوُّل ماندن دعوت نمی کند. به منتظر ماندن برای بهبود اوضاع و یا خوشبینی و یا بدبینی دعوت نمی کند. این مناسبت‌ها به ما می گوید: راه و روش خود را تغییر دهید؛ خود را تغییر دهید؛ ابزارهای خود را تغییر دهید تا بتوانید جامعه ای مطلوب برای خود و فرزندانتان ایجاد کنید. اما دست روی دست گذاشتن و منتظر وقایع ماندن یا منتظر اقدام دیگران بودن، شیوه و روش محمد (ص) و علی(ع) نیست؛ و إنشاءالله ما رهروان طریق آن ها خواهیم بود.

 
 
آیت الله سید محمود طالقانی:
هدف پیامبراکرم (ص) آزادکردنِ مردم بود.
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
هدف پیامبر آزادکردنِ مردم
/post/19
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۱۱۷۲
  • پست شده - شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۲۹ ق.ظ
  • : برچسب ها
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آنچه بر من گذشت ۶۰

قسمت ۶۰. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. تابستان شصت و پنج از اصفهان، خودم را دارابکلا رساندم. موضوع ازدواجم را با پدرومادرم درمیان گذاشتم. پیش تر، پدرم مرا برای ازدواج توصیه کرده بود. من هم جایی که باید برایم خواستگاری کنند را برای نخستین بار به آنان و خواهرانم گفتم. همگی با خوشحالی راضی بودند. نامه ای به شیخ وحدت نوشتم تا ایشان شب عیدفطر خواستگاری را انجام دهند. به قم برگشتم و نامه را _که با خودنویس پارکر به رنگ قرمز نوشته بودم_ به شیخ دادم. نامه را در مقابلم بی معطّلی بازکرد و خواند. خندید و گفت: باشه. نامه را به من برگردان و گفت نزد خودت بماند یادگاری ات حفظ بشه. حفظ هم شد. نامه را هنور به یادگار دارم. من در آن نامه ضمن شرح عشق، قیدهایی آورده بودم ازجمله؛ فقط و فقط شیخ وحدت برایم به خواستگاری بروند، فقط و فقط یک بار و یک جا بیشتر به خواستگاری نمی روم. دو شعارم در آن نامه این بود:


ازدواجم یا اینجا؛ یا هیچ کجا
یا شما خواستگارچی؛ یا هیچ کس



ذوق زده به دارابکلا برگشتم. برای مطرح کردن خواستگاری 500 کیلومتر راهِ رفت، طی کردم تا در قم، شیخ را در جریان امر خیرم بگذارم. و پانصد کیلومتر راهِ برگشت، پیمودم تا فوری خونه ام را _که آن زمان دو تا اتاق کناری منزل پدرم بود_ تعمیر و سفیدکاری کنم. کردم. با خستگی تامّ. یکّه و تنها. شب عیدفطر فرارسید. یک روز پیش از شب فطر، شیخ با خانواده و بچه ها خودشان را به دارابکلا رساندند. ما در حیاط منزل پدرومادرمان کوب (=حصیر) انداختیم همۀ اعضای خانواده با آبگوشت روزه ی مان را افطار کردیم. شیخ وحدت ساعتی پس از افطار، به خواستگاری رفت. ما هم همگی روی همان کوب، منتظر ماندیم.

 

سه روز پیش تر، پیغام کتبی نوشته و از طریق خواهرم طاهره، به همسر آینده ام رسانده بودم و در آن سی شرط زندگی مان -که از طریق آقای صابری همکار سیدعلی اصغر تایپ شده بود- را مطرح کردم. تا بر اساس آن، پیوندمان شکل و قوام و دوام بگیرد. نیز این شرط را رساندم که من فقط یک بار بیشتر به خواستگاری نمی آم. بنابراین باید جواب، در همین شب آری باشد؛ بی قید و شرط. آن سی شرط هم همگی اخلاقی و انقلابی گری بود. قبول هم کرد. نه با اِکراه، بلکه با اشتیاق. چون این اشتراک مقصد میان مان، در آن فضای انقلابی دهۀ شصت دیده می شد و ما برگزیدۀ همدیگر بودیم. شیخ وحدت بعد از یک ساعت و اندی برگشت. روی همان کوب ها نشست. چهره اش گُل کرده بود و بشّاش و خوشحال و خندان گفت: تمام شد. یعنی قبول کردند و جوابِ «اَره» دادند. مردم دارابکلا به خواستگاری می گویند: اَرِه گرفتن. اَره یعنی آری. من هم شب عیدفطر «اَرِه» گرفتم.

 

با پدرم قرار گذاشتم عروسی مان روز عید غدیر همان تابستان شصت و پنج برقرار باشد. یعنی چهل و هشت روز بعد از خواستگاری شب عیدفطر. زمان را از طریق پیغام شفاهی توسط خواهرم طاهره به خانوادۀ همسرم رساندیم. طرفین قبول کردیم و من هم با خیالی راحت و ذهنی آسوده و فکر بی تشویش، به قم بازگشتم. به گمانم در ایران من تنها کسی باشم که دورۀ نامزدی نداشتم. یعنی عقدمان را هم گذاشتیم در روز عروسی منعقد شود. تابعد... که مفصّل است.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
آنچه بر من گذشت ۶۰
/post/8
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۸۴۵
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

امامزاده‌های ایران

از حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سلام. امام کاظم که نصف عمر خود را زندان بودند، این همه فرزند از کجا آورده اند که در ایران این تعداد امامزاده داریم؟ شبهه ی فوق به دنبال آن است که با ارائه اطلاعات غلط و اغراق آمیز، هم درباره شخصیت امام کاظم (ع) و هم درباره نسب امامزاده های ایران شک و تردید ایجاد کند.

 


واقعیت این است که امام کاظم ع در سال ۱۲۸ هجری متولد شده اند و در سال ۱۸۳ هجری در زندان هارون وفات کرده اند. بنابراین  در سن 55 سالگی به شهادت رسیده اند. مدت زندانی بودن ایشان هم ۲۴ سال نبوده بلکه ۴ سال بوده است.  (لأعلام، خیرالدین الزرکلی، ج۷، ص۳۲۱) ضمنا امامزاده هایی که در ایران هستند لزوما نوادگان امام موسی کاظم ع نیستند بلکه بسیاری از آنان از سادات حسنی و حسینی هستند که بعد از قیام زید بن علی (سال ۱۲۱هجری) _از دست ظلم بنی امیه_ به ایران فرار کردند و با ایرانیان وصلت نمودند و نسل فراوانی از آنان به جای ماند. در واقع جد بسیاری از این امامزاده ها قبل از تولد امام کاظم ع به ایران آمده اند.  برخی از این سادات با کمک ایرانیان به قیامهایی بر ضد حکومت ظالم زمان دست زدند که غالباً به شهادت آنان می انجامید تا اینکه در سال ۲۵۰ هجری نخستین قیام شیعی در طبرستان به رهبری حسن بن زید که از سادات حسنی بود به تاسیس حکومت محلی انجامید که ۲۸ سال پابرجا بود، ولی به دست سامانیان ساقط شد. سپس حسن بن علی حسینی معروف به ناصر اطروش در سال ۲۷۸ هجری در گیلان و دیلمان قیام کرد که به تاسیس حکومت انجامید. امامزاده های شمال ایران غالبا باید از این دسته سادات حسنی و حسینی باشند. ۲۳ فروردین ۹۷.

 

دامنه: به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک. ممنونم. ان‌شاءالله مشمول شفاعت آن امام عزیز و سختی کشیده قرار گیریم. هر کجایی، در همیشه ایام، در پی نشر معارف اهلبیت (ع) توفیق بیشتر و سلامتی روزافزون داشته باشی. خداحافظ.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
امامزاده‌های ایران
/post/863
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۵۳۴
۲
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

صاد چیست؟

ص وَالْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ * بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ
 
ص [صاد] سوگند به قرآن پندآموز
آرى کافران گرفتار حمیت [جاهلیت‏] و ستیزه‏ جویى‏ اند.

 

سوره صاد
ترجمۀ خرمشاهی
 
تفسیر علامه طباطبایی

 

صاد چشمه و نهرى است که از ساق عرش بیرون مى آید... در مجمع البـیـان از ابـن عـبـاس روایـت آورده کـه گـفـت: صاد یکى از اسم هاى خداست. و سپس ‍ اضافه کرده که این معنا از امام صادق (علیه السلام) نیز روایت شده. اولیـن نـمـازى کـه رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـلیـه و آله و سلّم) خواند نمازى بود که در آسمان در پیش روى خداى تبارک و تعالى در جلو عرش او خواند. و آن چنان بود که وقتى آن جـنـاب را بـه مـعـراج بـردنـد تـا جلو عرش بالا رفت. خداى تعالى به او فرمود: اى مـحـمـد! نـزدیک (صاد) بیا و محل سجده خود را بشوى و طاهر کن و براى پروردگارت نـمـاز بخوان. پس رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) به همان نقطه اى که خداى تـعـالى دسـتـورش داده بـود نـزدیـک شـده، وضـو گـرفـت و وضـویـش را کامل کرد... صـاد چشمه اى است که از یکى از ارکان عرش مى جوشد و آن را «آب حـیـوان» مى نامند. مـراد از ذکر، ذکر خداى تعالى و یادآورى اوست به توحیدش و به معارف حقى که از تـوحید او سرچشمه مى گیرد، مانند: معاد، نبوت و غیر آن دو. و کلمه عِزَّة به معناى امتناع و زیر بار نرفتن است. و کلمه شقاق به معناى مخالفت است. در مجمع البیان آمده که: اصل کلمه شِقاق به این معنا بوده که هر یک از دو طایفه مـخـالف هـم به طرفى بروند، و از همین باب است که مى گویند: فلانى شق عصا کرد، یعنى مخالفت نمود. و از سیاق برمى آید که جمله وَالْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ سوگند باشد... ببینیم براى چه مـطـلبـى سـوگـنـد یـاد کـرده؟ آنـچـه از اعـراضـى کـه در جـمـله بـل الّذیـن کـفـروا فى عزة و شقاق است، برمى آید این است که: آن مطلب امرى است که مشرکین از قبول آن خوددارى مى کرده اند و عزّت و شقاق به خرج مى داده اند، و ملتهاى بیشمارى به خاطر امتناع از پذیرفتن آن هلاک گشته اند. از سـوى دیـگـر از ایـنـکـه بـعـد از ایـن سـوگـنـد و هـلاکـت مـلتـهـا، بـه مـنـذر بـودن رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـلیـه و آله و سلّم) و نـقـل سـخـنانى که کفّار علیه او گفتند، و دستوراتى که سران کفار در مقابل انِذار آن جناب به کفار داده اند مى پردازد، برمى آید آن مـطـلبى که به خاطر اثبات آن، سوگند خورده، چیزى نظیر (انک لمن المُرسلین) بـوده اسـت، چون علاوه بر قرائنى که گفتیم، در این سوره مکرر متعرض ‍ اِنذار آن جناب شده است... و معناى آیه مورد بحث این است که: من به قرآن که متضمّن ذکر و یـادآورى اسـت سـوگـند مى خورم که تو به طور قطع و یقین از انذار کنندگانى؛ بلکه آنهایى که کافر شدند، از قبول این معنا و پیروى تو امتناع ورزیدند و مخالفت کردند. المیزان.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
صاد چیست؟
/post/81
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۲۵۵۱
  • پست شده - جمعه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۱۹ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

شیخ وحدت. شیخ باقر. سیدعلی اصغر

شیخ وحدت. شیخ باقر. سید علی اصغر

نوروز ۱۳۹۷ ، منزل سید علی اصغر. عکاس: سید میثم

 

شیخ وحدت و سید علی اصغر. منزل سید علی اصغر

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
شیخ وحدت. شیخ باقر. سیدعلی اصغر
/post/690
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۶۳۹
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

فتواهای جدید مراجع تقلید

 بخش اول:
 
 
فتوای آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی:
 
سوال: شنیدن صدای زن تا چه حدی برای مرد نامحرم جائز است؟

جواب: شنیدن صدای زن نامحرم اگر از روی لذت نباشد و ترس افتادن در حرام نباشد اشکال ندارد. (منبع)
 
 
 
 

فتوای آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی:

پرسش: آیا مالیات در نظام اسلامى جایگزین خمس و زکات مى شود؟


پاسخ : مساله مهمّ این است که مالیات نوعى هزینه کار اقتصادى است. یعنى کسى که فعّالیّت اقتصادى دارد، از جادّه ها استفاده مى کند، از امنیّت بهره مى گیرد، از رسانه هاى جمعى کمک مى گیرد، و از دیگر امکانات بهره مند مى گردد. اگر این امکانات نبود، کار اقتصادى ممکن نمى شد، یا بهره کمى داشت. بنابراین وظیفه دارد سهمى از هزینه هاى کارهاى عمومى دولت، که در انجام امور اقتصادى او موثّر است را بپردازد، و این یک امر طبیعى است. حال اگر بعد از پرداختن مالیات، چیز اضافه اى براى او باقى نماند، خمس به او تعلّق نمى گیرد، و اگر اضافه بماند ۸۰ درصد آن مال خود اوست، و ۲۰ درصد دیگر که خمس است در حال حاضر عمدتاً صرف مسائل فرهنگ اسلامى، و حفظ عقاید و ارزشها مى گردد، که سود آن عائد مردم مى شود. چون اگر حوزه ها نباشد، نسل آینده از اسلام دور و جدا مى گردد. بنابراین، اساساً نباید قلمرو مالیاتها را با وجوه شرعیّه مخلوط کرد. بیشتر بخوانید ↓
 
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
فتواهای جدید مراجع تقلید
/post/377
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۱۷۳۹
  • پست شده - يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۱۴ ب.ظ
  • : برچسب ها
ادامه ی مطلب
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

چشم خلوت بینِ ستّارالعیوب خدا

چشم خلوت بینِ ستّارالعیوب خدا

به قلم دامنه

در سال تازه نیز بازمی گویم:
 

بُرو این دام را بر مرغِ دگر نِه

که عَنقا را بلند است آشیانه

غزل حافظ

 

عَنقا (=سیمرغ)

در بلندی ها آشیانه می سازد

 


  چشم خلوت بینِ خدا

مافوقِ همه‌ی دوربین‌هاست

 

چشم خلوت بینِ ستّارالعیوب خدا
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
چشم خلوت بینِ ستّارالعیوب خدا
/post/38
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۶۸۸
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

نقد جناب شکیبا بر دامنه

نوشتهٔ جناب «ع. شکیبا» : سلام. با این همه شرط و شروط .... [پست «آیا باز رأی آری می دهیم؟» اینجا] یه دفعه بگو رای «نه» میدم ؟!!! نه خودتو بپیچان و نه ما را !!! شما هنوز به [... و ...] می گویی آیت الله العظمی ! بعد می گویی حکومت آخوندی نباشد؟! مگر غیر آخوندها چه گلی به سر مملکت زده اند. کت و شلواری ها و دکترها و تکنوکرات ها ببین که چقدر خیانت کرده اند. پس مهم خدمت و خیانت است و استقامت بر اصول اسلام و انقلاب، نه عبا و عمامه یا کت و شلوار ! چجور انتظار دیگران تغییر کنند و شما هنوز در تفکرات 35 سال پیش خودت بمانی . شما بهتر است با قطار انقلاب پیش بروید. یا علی.


 

پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به شما جناب «ع . شکیبا» مدیر محترم سخن بلاگ. همین آزادی نگاه شما و من، خود نعمتی ست که با فروپاشی نظام سراسر زورگوی سلطنت پهلوی به دست ملت آگاه و آزاداندیش ارزانی ما شده است. بنابرین اختلاف نظر میان من و شما می تواند حُسن باشد نه زشت. من چندان به عناوین در میان روحانیت ایرادی ندارم، چون القاب و عناوین، اعتباری ست. بنابراین امید است بکاربردن آن شما را نیازارد. البته برخی یکشبه آیت الله العظمی خوانده می شوند! اما برخی در طول سالیان سال تفقُّه ورزیدن. آن کجا و این کجا؟

 

در ضمن ضد آخوند نیستم، با انحصارِ قدرت مخالفم نه با اساس روحانیت. اگر انحصار را حق آخوند می دانی، آنگاه انحصار دنباله اش فقط حکومت کردن نیست، جوابگویی به مردم بابت فسادها هم هست. از حضور شما در دامنه و نقد آزادانۀ تان بر من، ممنونم. همچنین به کامنتت نیز پاسخ نیمه مفصل و چندنکته نوشتم: (اینجا). در امانِ خدا.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
نقد جناب شکیبا بر دامنه
/post/102
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۹۰۵
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بشیر و نذیر

وَمَا یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ * وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ * وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ * وَمَا یَسْتَوِی الْأَحْیَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشَاءُ وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ * إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِیرٌ * إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ.


و نابینا و بینا برابر نیست.  و نه تاریکى و روشنایى.‏ و نیز سایه و آتشباد. و [دل‏] زندگان و [دل‏] مردگان نیز برابر نیستند، بى‏ گمان خداوند هر کس را که بخواهد [پیام و پند خویش‏] مى ‏شنَواند، و تو شنواننده [پند و پیامى به‏] در گور خفتگان نیستى. تو نیستى مگر هشداردهنده ‏اى‏. ما تو را به حق، مژده ‏رسان و هشداردهنده فرستاده ‏ایم، و امتى نیست مگر آنکه در میان آنان هشداردهنده‏ اى بوده است.

 
 
سوره فاطر
ترجمه‌ی بهاءالدین خرمشاهی


تفسیر علامه


وَمَا یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ. ظاهراً این جمله عطف باشد بر جمله (و الى اللّه المصیر) و در حقیقت تعلیلى است به صور ت تمثیل، تا بفهماند افرادى که خود را تزکیه کرده اند، با آنها که تکذیب مى کنند، یکسان نیستند...    وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ. در این آیه شریفه و آیه بعدش چند مرتبه حرف نفى (لا) تکرار شده، و منظور از آن تأکید نفى است.    وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ. کلمه حَرور _به طورى که گفته اند_ به معناى شدت حرارت آفتاب است. و بعضى دیگر گفته اند: حرور به معناى باد سموم است. بعضى هم گفته اند: سموم بادى است که در روز بوزد، و حرور بادى است که در شب و روز بوزد.   وَمَا یَسْتَوِی الْأَحْیَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ...  این جمله عطف است بر جمله (و ما یستوى الاعمى و البصیر). و اگر کلمه (و ما یستوى) را در اینجا مجدداً آورد، با اینکه مى توانست مثل جمله قبلى بفرماید: (و لا الاحیاء و لا الاموات) براى این است که فاصله زیاد شده بود، ناگزیر (ما یستوى) را تکرار کرد تا معنا را در ذهن شنونده تجدید کند.



و این چند جمله پشت سر هم یعنى جمله (و ما یستوى الاعمى و البصیر) و (و لا الظلمات و لا النور)، و (و لا الظل و لا الحرور و (و ما یستوى الاحیاء و لا الاموات ) تمثیل هایى براى مؤمن و کافر است و مى خواهد تبعه و اثر اعمال این دو طایفه را شرح دهد.


و منظور از جمله: (ان اللّه یسمع من یشاء خدا مى شنواند هر که را بخواهد) مؤمن است، که قبلا مُرده بود، و خداى تعالى زنده اش کرد، و هدایت را به گوشش شنوانید، چون در نفس، استعداد آن را داشت، لذا دربارۀ مؤمن فرموده: (او من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا) و اما منظور از این جمله رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) نیست؛ چون آن جناب وسیله هدایت است و هدایت هم همانا هدایت خدا است.


و مراد از جمله (وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ) اموات است یعنى کفارى هستند که خاصیت پذیرفتن هدایت را ندارند؛ چون دلهایشان مُهر خورده.


إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِیرٌ. این انحصار که مى فرماید: (تو بجز نذیر چیز دیگرى نیستى)، انحصار حقیقى نیست، بلکه انحصار نسبى است، و معنایش این است که: تو وظیفه اى به جز اِنذار خلق ندارى، و اما هدایت آنکه هدایت مى شود، و اضلال آنکه گمراه است و هدایت نمى پذیرد به خاطر اینکه خدا به کیفر اعمال زشتش گمراهش کرده، کار خداى سبحان است...


 إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ. مفاد این جمله آن طور که سیاق اقتضاء دارد، این است که: ما تو را فرستادیم، تا بشیر و نذیر باشى، و این کار ما کارى نوظهور و غریب نیست، براى اینکه هیچ امتى از اُمم گذشته نیست، مگر آنکه نذیرى در آنها بوده و گذشته، و این فرستادن بشیر و نذیر از سنت هاى جارى خدا است، که همواره در خلقتش جریان دارد.


و از ظاهر سیاق برمى آید که مراد از نذیر پیغمبرى است که از ناحیه خدا مبعوث شود. ولى بعضى از مفسرین نذیر را به مطلق کسانى تفسیر کرده اند که بشر را انذار مى کنند، چه پیغمبر باشد و چه عالمى از علماء لیکن این تفسیر خلاف ظاهر آیه است... المیزان.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
بشیر و نذیر
/post/88
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۷۹۴
  • پست شده - شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۴۴ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

محرَّمات اسلام

به قلم دامنه. به نام خدا. این هفته توفیق شد مطالعۀ کتاب «محرَّمات اسلام» نوشتۀ سیدمحمد حسینی بهارانچی را شروع کنم. نشر قم، عطر عترت. هشتاد و پنج . چاپ اول. هشتصد صفحه. چهارنکته از یادداشت های خودم از کتاب را در سلسله مباحث معرفی کتاب به اشتراک می گذارم:
 
 

محرَّمات اسلام. عکس از دامنه
 
 
ص بیست وشش :  یکی از نشانه های آخرالزمان طبق سخن رسول خدا (ص) «حلال شدن ِ حرام ها و حرام شدنِ حلال ها» است.


ص یصد و نه : علت این که کیفر غیبت [دامنه: بدگویی پشت سر]، بزرگ و خطرناک یادشده، این است که غیبت مشتمل بر مفاسد بزرگ  و خطرناک است و با هدف خدای حکیم _نسبت به تحکیم وحدت دل ها و ارتباط ها_ منافات دارد. (نظر شهید ثانی در کتاب رسائل العشر)


ص سیصد و سه : امام صادق: هر کس دوست داشته باشد مردم به دنبالِ او حرکت کنند و او پیشوا و رئیس آنان باشد، خود و دیگران را هلاک خواهد کرد... ریاست طلب و هر کس فکرِ ریاست دارد، معلون هستند.


ص ششصد و پنج : بعضی از فُقها، عشق به غیرِ خدا و پیامبر و ائمه و همسرِ حلال و پدر و مادر و صُلحا و نیکان را، اگر در حد جنون یعنی شبیه عشق لیلی و مجنون باشد، حرام دانسته اند. این نوع عشق ها بیماری محسوب می شود و چه بسا موجب فضیحت و رُسوایی خواهد بود.
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
محرَّمات اسلام
/post/122
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۶۰۴
  • پست شده - شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۳۱ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

شیخ محمد طالبی

به قلم دامنه. به نام خدا. در ادامۀ بحث معرفی روحانیان دارابکلا به معرفی مختصر شیخ محمد طالبی فرزند کبل آخوند می پردازم. او عموی من بود. مردی پاک سیرت، مهربان به مردم، خوش قلب و بسیارآرام و ساده زیست. پدربزرگم مرحوم کبل آخوند مُلّاعلی طالبی دارابی، ابن مُلاحیدر، ابن ملاطالب، از همسر اولش _اُمّ لیلا_ سه فرزند داشت که شیخ محمد ؛ عموی من از بزرگترین آن بود. شیخ محمد، فقط پنج دختر داشت که عموزادگان بسیارخوب و فوق العاده مهربان من بودند و همگی آنان طی سال های اخیر به فاصلۀ یک دهه، پس از سال ها کار و تلاش و زحمت های بی حدّ، به رحمت خدا پیوستند:

 

مرحومه فضّه (به معنی نقره و زر)، مادر آقای منصور شعبانی.


مرحومه فاطمه. همسر دوم مرحوم علی اکبر آهنگر دارابی؛ زن و شوهر هر دو خادم الحسین تکیه بالای دارابکلا بودند.


مرحومه لیلا. همسر مرحوم سید ابوطالب هاشمی دارابی. به عبارتی مادر آقایان مرحوم سیدحسین، سیدقاسم، سیدعلی اکبر، سیدعلی اصغر و ... .


مرحومه رُبابه. مادر آقایان رمضان، موسی و حسین رمضانی و ... .


مرحومه آسیه. مادر آقایان جلیل محسنی و قاسم و محمد و ... .


روح همۀ رفتگان و روح این روحانی دل پاک و دختران گرامی اش غریق رحمت حضرت حق باد. تا معرفی روحانی دیگر در امان خدا.

 

(روحانیت دارابکلا)

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
شیخ محمد طالبی
/post/121
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۳۶۰
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آنچه بر من گذشت ۵۹

قسمت ۵۹. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. اواخر فروردین سال شصت و پنج از جبهه برگشتیم به داراب‌کلا. با قطار. اول در قم پیاده شدیم: من، روانشاد یوسف، سیدعلی اصغر، سیدمحمد اندیک و خواهرزاده اش حسنعلی لاری مُرسمی فرزند رُستم. شب را در خوابگاه طلبگی من، خوابیدیم. کلّ جمع، در آن شب با هنرنمایی های خاص یوسف _که بشدت ما را می خنداند و بزم می آفرید_ در همان اتاقم، یک تئاتر، بازی کردیم. خاطره انگیز بود و بی حد خنده دار. فردا به خونۀ شیخ وحدت رفتیم. از مجروحیت من و یوسف _که در راه اُم الرّصّاص فاو دچار آن شده بودیم_ پرسید. توضیح دادیم ماوَقع را. پیش شیخ ناهار خوردیم و روحیه گرفتیم. از شانش ما، مرحوم سیدحسین هاشمی _مرحوم سیدطالب_ شب قبل شیخ وحدت را از دارابکلا به قم آورده بود. توی ماشین پیکان نُخودی رنگش، پنج تایی نشستیم و شاد و خرّم و خندان به دارابکلا بازگشتیم. آن روز سیدحسین در جادۀ فیروزکوه چنان تند می راند، که یوسف از ترس و لرز خم شد به او گفت: خانِ اِما رِه بَکاشی!؟ ما جبهه جِه سالم بَمومی. تِه ما رِه کاشتِن نده! چندروز بعد مراسم عقد سید رسول هاشمی بود. شرکت کردیم. (عکس زیر) مراسم ازدواج رسول، بسیار بر ما خوش گذشت. چون چنان در جبهه با سختی ها مواجه شده بودیم، قدر همه چیز را می دانستیم. حتی بِچا پلا و خاشکه نون را. چند روز بعد، من دراواخر فروردین شصت و پنج به قم بازگشتم. آن زمان فضای قم فضایی کاملا پُرتنش شده بود. راست و چپ به بالاترین تنش خود رسیده بودند. قضیۀ مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری کم کم داشت شکل می گرفت. جریان راست حوزه، اساساً با ایشان میانۀ خوبی نداشت و از همان آغاز انقلاب، چشم دیدنش را نداشت و علیه اش توطئه می کرد و ساز دوئیّت می زد. که به وقتش شرح می دهم.
 
مدرسۀ علمیۀ ما روی درس طلبه ها بسیارجدّی بود و بابرنامه. حتی تابستان ها نیز فوقِ برنامه می گذاشت. چون قم تابستان های بسیارداغی دارد، آن سال ما به همراه همۀ طلبه های دو سه مدرسه، به اصفهان رفتیم. روستای تاریخی، باپیشینه طولانی، مشهور، کهن و مذهبی سُهر و فیروزان سهر و فیروزان (Sohr va Firuzan) جایی آرام و زیبا بود. آنجا بُقعه ای تاریخی داشت به اسم امامزاده شاه ابوالقاسم، که حُجره حُجره بود. گویی در طول تاریخ مدرسه نیز بود. بسیاردیدنی و خوش منظره و فریبا بود. تمام تابستان را برای درس و بحث آنجا ماندیم.
 
 

 

یادم است آیت الله شیخ صادق خلخالی _نماینده قم در مجلس شورای اسلامی_ جهت دیدار با طلبه ها آمده بود آنجا. او خود نیز در شهر ری حوزۀ علمیه داشت. کمی برای ما سخنرانی خودمونی کرد. بعد، کنار طلاب راحت و خندان نشست و گپ و گفت کرد. مسائل سیاسی و چندخبر گفت و رفت. شب ها به پشت بام امامزاده می رفتیم، مباحثه می کردیم. نیز بحث سیاسی می نمودیم. هم مباحثۀ من که یک طلبه ی مبتدی بودم، یکی از فرزندان علامه حسن زاده بود. او فردی شایسته و دوستی بسیارخوش خنده و خوش لباس و زیبا بود. تفکری باز، داشت. اسمش حسین بود. (اگر اشتباه نکنم)

 

آنجا سُهر و فیروزان به دلیل کشت شالی برنج و باغات، پَشه هایی سمج و انبوه داشت. بی اندازه آزاردهنده. مدیران مدرسه به مدد مردم روستا، از قبل یک کامیون پِشکل گاو و حیواناتی چون الاغ و اسب و قاطر _به صورت خشک شده_ آورده بودند. شب ها، یکی یکی پشکل را روشن می نمودند تا دود کند و پشه ها رَم کنند. و می کردند. در وقت های اضافه، به باغ های اطراف سُهر و فیروزان می رفتیم و لذت می بردیم. داخل روستا که کمی از امامزاده شاه ابوالقاسم دور بود، می رفتیم. خیلی دیدنی بود. با مردمی مهربان و زیرک و مهمان نواز و انقلابی. من در سُهر و فیروزان با یکی از دوستان گرگانی ام بسیار وقت می گذراندم. او فردی جدی و پرمایه و شخصی بسیار اهل مزاح و خنداندن و در عین حال اهل فضل و دانش بود. اینک استاد دانشگاه است و باهم بشدت رفیقیم و مرتبط. برخی از دوستان آن دوره ام همگی در جبهه شهید شدند. روح شان شاد باد.

 
 
که تابستان شصت و پنج
در آنجا سه ماه درس خواندیم
 
علاوه بر درس، من دو کتاب را در سُهر و فیروزان خواندم و خیلی لذت بردم و هنوز هم یادداشت های آن را در بایگانی شخصی ام دارم. یکی کتاب «علل گرایش به مادیگری» اثر شهید مرتضی مطهری. و دیگری کتابی بود در زمینه زندگی با همسر و عشق و محبت و روانشناسی همسرداری از نویسنده ای روسی که شهید مزروعی به من هدیه داده بود و هنوز هم کتابش نزدم هست. اندکی پیش از پایان دورۀ تابستانه، من، زودتر از بقیه برای برنامۀ ازدواجم از اصفهان به دارابکلا برگشتم تا مقدمات خواستگاری را فراهم کنم...

«آنچه بر من گذشت»

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
آنچه بر من گذشت ۵۹
/post/134
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۹۳۰
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

بادِ لکو و بادِ زلو

 به قلم دامنه

به نام خدا

دو نکته در این لیف روح می‌نویسم:

 

یک: در نشست بررسی کتاب «اهل غرق» آمده است: یکی از ویژگی های قرآن آن است که نه تنها ما آن را قرائت می کنیم، بلکه او هم ما را قرائت می کند.

 

دو:در ایلام یا لرستان می گویند: بادها دو دسته اند: بادِ لکو که بادِ مسلمان است. یکی دیگر بادِ زلو که بادِ کافر است. این باور، جوهری اساطیری در ایران دارد.

یادداشتم از

مردم شناسی ایرانی

علیرضا حسن زاده

ص دویست و چهل و یک

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
بادِ لکو و بادِ زلو
/post/125
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۵۴۹
  • پست شده - جمعه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آنچه بر من گذشت ۵۸

قسمت ۵۸. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. با آن که در جبهه بر ما بسیارسخت می گذشت و هیچ مسؤول و فرمانده ای به فکر هیچ کس در آن بحران عملیات والفجر8 نبود، به خاطر اسلام و ایران و امام و انقلاب و نظام تحمل می کردیم. در آنجا هم از بحث و گفت و گوهای علمی و سیاسی زیر گلوله ها و بمب و رگبارها دست نمی کشیدیم. چون اساساً میان ما رفقا علاوه بر تفریح و دوستی، فضای گفتمانی و فکری حاکم بود و این صبغه در روابط مان همیشه غلبه داشت. من چند نمونه از نوع رابطۀ فکری و سیاسی مان را در این قسمت از زندگینامه می نویسم که قبلاً در (اینجا) عکسها، مستندات، انواع جلسات، تنوع حاضرین نشست ها و برخی از نوشته ها را گذاشته بودم. طی سه دهه متوالی از دهۀ شصت به بعد در دارابکلا میان ما رفقا این نوع نشست ها و برنامه ها برقرار بوده و کماکان برخی از آن ابتکارات و خلاقیت ها و علایق حفظ شده است:

 

خبرها و خبرخوانی های سیاسی و منطقه ای در کنفرانس های جلسات «تحقیقات و مطالعات».

سال های شصت و سه تا شصت و هفت به مدت چهارسال هر هفته در شب های جمعه «مسابقات تحریض علم دارابکلا».

«نشست های مطالعاتی در روستای دارابکلا» شب های جمعه به نوبت در منازل رفقا.

نشست های هفتگی مستمر قرآنی روخوانی، تجوید و تفسیر.

نشست ماه.

اردوهای جنگل؛ هم تفریح، هم فکری.

جلسات طرح رمضان (افطار و جلسه اخلاق و اندیشه و سیاست و کتابخوانی و بحث)

طرح پکد (=پرواز کبوتر دانش) نامه نگاری مخصوص میان من و سیدعلی اصغر طی ده سال که بالغ بر سیصد نامه می شود با موضوعات سیاسی، جهانی، داخلی و معنوی و شخصی.

حضور رضویه. مسافرت زیارتی معنوی آبان ماه هرسال با رفقا به حرم امام رضا.

نشست با مسؤولان محلی و منطقه ای در شب های دارابکلا. که شاید بیش از دویست نشست با شخصیت های مختلف شده بود.

نمونه های دیگر که نام بردن از آن موجب طولانی شدن می شود.

«آنچه بر من گذشت»

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
آنچه بر من گذشت ۵۸
/post/140
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۱۰۳۲
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

در روستای چور و ننه مریوان

در روستای چور و ننه مریوان
 
...

مریوان..روستای «چور و ننه» بهار ۱۳۹۷
 
در روستای چور و ننه مریوان
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
در روستای چور و ننه مریوان
/post/390
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۷۲۰
  • پست شده - دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۷ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

عِتاب خدا به انسان

عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ
یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ
 
هرکسی آنچه را [از خیر و شر]
یش فرستاده و بازپس نهاده بداند.
ای انسان! چه چیزی تو را به
پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟
 
سوره انفطار
ترجمۀ انصاریان
 
 
تفسیر علامه طباطبایی

مراد از علم نفس، علم تفصیلى است به آن اعمالى که در دنیا کرده، و این غیر از آن علمى است که بعد از منتشر شدن نامه اعمالش پیدا مى کند، چون آیات زیر [همین سوره] دلالت دارد بر اینکه انسان به اعمالى که کرده آگاه است... و مراد از نفس، جنس انسانها است، پس عمومیت را اِفاده مى کند. و مراد از آنچه مقدم و مؤخّر داشته، اعمالى است که خودش کرده، و سنت هایى است که براى بعد از مرگش باب کرده، حال چه سُنت خوب و چه سنت زشت، که بعد از مُردنش هر کس به آن سنت ها عمل کند ثواب و عِقاب را به حساب او نیز مى نویسند...یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ: این آیه شریفه انسان را مورد عِتاب [سرزنش، ملامت] قرار داده، سرزنش مى کند، و منظور از این انسان، افرادى هستند که مُنکر روز جزایند، چون دنبال این آیات فرموده: «کَلَّا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ».  و معلوم است که تکذیب یوم الدین، کفر، و مستلزم انکار تشریع دین است، و این انکار هم مستلزم انکار ربوبیت خداى تعالى است، و اگر چنین شخصى را انسان خواند، براى این بود که حجت و یا شبیه حجتى باشد براى اینکه بفهماند نعمت هایى که در آیات بعد مى شمارد تمامیش براى تک تک انسانها نیست، بلکه مجموع آنها ثابت است براى تمام انسانها.

 
پس اینکه فرمود: یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم، استفهامى است توبیخى، که انسان را به صورت سؤال در برابر کفرانى مخصوص یعنى بدون عذر و بهانه مذمّت مى کند، و آن کفران مخصوص، کفران نعمت هاى ربّى است کریم... و معنایش این است که: اى انسان چه باعث شد به پروردگار کریمت که تو را آفرید، و اعضاء و قوایت را تسویه کرد، و در هر شکلى که خواست تو را ترکیب نمود، مغرور شوى؟... تو را به مقتضاى حکمت مُرکّب کرد از نر و ماده، سفید و سیاه، بلند و کوتاه، چاق و لاغر، قوى و ضعیف، و غیر اینها، و نیز مرکّبت کرد از اعضایى که در همه افراد هست، و در بین خود از یکدیگر متمایز است، نظیر دو دست، دو پا، دو چشم، سر و بدن، و استواى قامت، و امثال آن که همه اینها از مصادیق عدل در ترکیب اجزا با یکدیگر است، و یا به تعبیر آیه شریفه (لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم) احسَن تقویم است و همه به تدبیر ربّ کریم منتهى مى شود، و خود انسان در هیچ یک از آنها دخالتى ندارد. المیزان.
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
عِتاب خدا به انسان
/post/138
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۷۲۸
  • پست شده - دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آیا باز رأی آری می دهیم؟

به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی به تیتر روزنامۀ اطلاعات فروردین ماه سال پنجاه و هشت در عکس زیر خوب خیره می شویم؛ نتیجۀ درخشان رفراندوم مردمی (=همه پُرسی به قول داریوش آشوری) را می بینیم و عیدبودنِ دوازدهم فروردین را و نیز به زُباله دان افتادنِ رژیم منفور سلطنتی را. همان رأی بی نظیر، عجیب و تاریخی مردم ایران زمین، موجب شده بود تا امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ با پشتیبانی و بیعت و رضایت ملت، تأسیس رسمی نظام جمهوری اسلامی را اعلام نماید. اینک این پرسش را مطرح می کنم آیا بازهم رأی آری به جمهوری اسلامی (jomhori eslami) می دهیم؟ طی این چهل سال، نظام خدمات و حسنات بی شماری را به ثبت رسانده است. و از میهن و ملت و اسلام و ارزش ها دفاع نموده است. این برکت و نعمت را کفران نمی کنیم، اما همواره باید درخت سیاست و حکومت و قدرت را آفت زدایی کرد تا نپوکد و نپوسد و نیفتد. من پاسخم را به صراحت در هفت بند می نویسم و بقیه سخن را به خوانندگان شریف وامی گذارم:
 

 

آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: پهنۀ حکومت لُعاب آخوندی نگیرد یعنی حق حاکمیت ملت محفوظ باشد نه صِنف خاص و جناح راست.

 

آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: همۀ مقامات در نظام از صدر تا ذیل، زِمامداری شان محدود و زمانمند و تحت نظارت باشد، نه مادام العمر و نامحدود و بی پاسخگو. چگونه می توان پذیرفت یک فرد چهل سال یعنی به اندازه عمر نظام، در یک شورای خاص، همچنان در قدرت بماند و به تاخت، بتازد!

 

آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: هرگونه انحصار، سُلطه، اخلاق سلطنتی و شیوۀ ارباب رعیتی از چهره و تار و پود نظام محو گردد.

 

آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: تعامل جهانی و مقاومت منطقی و شرعی باشد، نه تخاصُم منطقه ای و تضاد داخلی و دشمنی مَن درآوردی خاورمیانه ای.

 

آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: خون و پیام شهیدان در رگ های نظام جاری باشد، نه پودر پوکِ میراثخواران و نااهلان و نابخردان و به تعبیر امام، خرمقدّسان.

 

آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: نمازجمعه هایش، دولتی و دستوری؛ دانشگاه هایش، استبدادی؛ صداسیمایش، میلی و جناحی و باندی و شخصی؛ انتخابات های مردمی اش، نظارت استصوابی و تبعیض دیانتی و قومی و نژادی؛ مجلس شورای اسلامی اش، عصارۀ فضایلِ یک جمع و فردِ خاص؛ و در یک کلام فضای سیاسی فکری و اندیشه ای جامعه اش، شاغولی و بخش نامه ای نباشد. همین. والسّلام.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
آیا باز رأی آری می دهیم؟
/post/191
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۸۸۱
۳
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

جهان داستان

به قلم دامنه. به نام خدا. کتاب جهانِ داستان را هنوز به انتها نبرده ام و همچنان به مطالعۀ آن مشغولم، ولی به معرفی آن می پردازم و پنج نکته از یادداشت هایم را به اشتراک می گذارم تا فرهنگ کتابخوانی در روح هر ایرانی همچنان مثل همیشۀ تاریخش دمیده باشد:  جهانِ داستان، به ایران می پردازد به داستان ها و داستان نویس های ایران.تهران. نشر اشاره. نوشتۀ جمال میرصادقی.

 

جهانِ داستان

عکس از دامنه
 
در ص دویست و هفده : زاویۀ دید، روایت داستان نویس است از آنچه می بیند، می شنود یا فکر می کند. در حقیقت، زاویۀ دید، رابطۀ نویسنده را با داستان تعیین می کند.
 
در ص چهارصد شصت و دو : نماد symbo چیزی است که معنای خود را بدهد و جانشین چیز دیگری نیز بشود یا چیز دیگری را القا کند. مثلاً گل سرخ، در عین حال که گل سرخ است، نمادِ جوانی و زیبایی و عشق هم هست.
 
در ص صد و سی و سه : اولین بار داستان های واقع گرای نمادین را جیمز جویس نویسندۀ ایرلندی شایع کرد. در ایران یک نمونه از داستان واقع گرا، داستان «گیله مرد» است.
 
در ص دویست و سی و یک : در شیوۀ زاویۀ دانای کُل محدود، که اغلب نویسندگان امروز در نوشتن داستان های شان از آن بهره می گیرند، نویسنده درقالب یکی از شخصیت های داستانی می رود و از دید و زبانِ اوست که نسبت به حوادث و شخصیت های دیگر داستان داوری می شود...[چون] نویسنده خود را در پشتِ سر او پنهان می کند. (بخش: داستان پله‌ها)
 
در ص هفتاد و نه : نثر گفتاری یا نثر مُحاوره، نثری است که از زبانِ مردم سرچشمه می گیرد و درک آن برای همه آسان است. در این نوع نثر، جمله ها ساده و کوتاه و گاه بریده بریده است... و از آرایش لفظی خالی است. (بخش: داستان کباب غاز محمدعلی جمال‌زاده)
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
جهان داستان
/post/207
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۴۷۴
  • پست شده - يكشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۳۳ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

پاسخ یک دارابکلایی

به قلم جناب «یک دارابکلایی»: با سلام. با دیدن این پست شما «چرا امام علی را دوست می داریم؟» (اینجا) یاد ایام دانشجویی افتادم که یکی از اساتید برای کنفرانسی که قرار بود در دانشگاه برگزار گردد، مقاله ای نوشت که خلاصه ی نظرات دانشجویان بود. او در کلاسشان سوالی که شما عنوان پستتان قرار دادید را از دانشجویان پرسیدند و از آنها خواستند که دلیل علاقه شان را به حضرت علی برایشان بنویسند. اتفاقا مقاله ایشان یکی از مقالات برگزیده بود و به دانشجویانی که در این مقاله مشارکت داشتند، که من هم یکی از آنها بودم، یک جلد نهج البلاغه به ترجمه استاد محمد دشتی هدیه دادند. من هم نوشته بودم: علاقه خاص من به حضرت علی به دلیل شخصیت چند وجهی ایشان است. این انسان وارسته هم عادل، هم دلاور، هم مشاور، هم سخنور، هم فرمانده، هم دوست واقعی و دارای بسیاری از خصوصیات اخلاقی، انسانی و فردی است که می تواند الگو برای همه قشر از افراد جامعه باشد. او جامع الخصایص است. تولد این "حقیقت بر گونه اساطیر" را به تمام انسان های روی زمین تبریک عرض می کنم.

 

پاسخ دامنه

سلام من هم به شما جناب «یک دارابکلایی» که با قلم و خاطرۀ خوب خود، دامنه را به وجد آوردی؛ هم به علت حضور شایسته شما در دامنه و هم به دلیل متن رسای تان در این زمینه. خیلی مؤثّر نوشتی. مختصر، اما عمیق. کم، ولی پُر. من از قلم خوب شما، خاصّه در وصف امیرالمؤمنین بسیارممنون هستم و از انتخابِ عبارت مشهور و جهانی دکتر علی شریعنی یعنی «علی, حقیقتی بر گونۀ اساطیر» بی حد ازت سپاس گذار.
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
پاسخ یک دارابکلایی
/post/223
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۵۶۰
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

پاسخ عاصم

سلام. چقدر جالب که تو این روز، من روز پدرو تبریک میگم و پدر تولد منو، در این پست (اینجا) پدر کوه مجازی ست از راه دور، پدر آرامشی ست طوفانی، پدر قلبی ست مهربان. پدر کلمه ایست یا بهتر بگم کتابی ست که از توصیفش قاصرم، پدر تکیه گاهی ست از راه دور، پدر ستایش کردنی ست. پس خدا رو شاکرم به خاطر داشتن این نعمت بزرگ در زندگی چون؛

شکر نعمت، نعمتت افزون کند

کفر نعمت، از کفت بیرون کند

عاصم طالبی دارابی

تهران. یازده نوروز نود و هفت
 


 
عاصم
دارابکلا



دامنه: به نام خدا. این تقارن مَیمون و مبارکِ تولد تو با میلاد سراسر برکتِ امام علی (ع)، سی و سه سال بعد نیز برات می افتد، نیز شصت و شش سال دیگر. نیز نود و نه سال بعد از امسال. پس حُسن اتفاقی بود برات امسال، آن هم نخستین بار، عاصم. پس، قدر بدان، قدر عاصم.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
پاسخ عاصم
/post/245
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۷۶۹
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

چرا علی را دوست می‌داریم؟

به قلم دامنه. به نام خدا. سؤال، ساده به نظر می رسد، اما پاسخی بی کران دارد؛ زیرا فضایل امام علی -علیه السّلام- بی شمار و غیرقابلِ شمارش است. هر شیعه‌ی علی در پیروی از علی و حُبّ به او، دلایل ویژۀ خود را دارد، اما بسیاری از پیروان و عاشقان امام علی، با ذوق مشترک، با عقاید همسان و با باورهای همسو، امام علی را دوست می‌دارند. من چندتا را که به نظر من خیلی خیلی بی‌نظیر و خاصِّ مشیئ و راهِ علی‌ست، می نویسم که در درونم با آن زندگی می‌کنم:


۱. چون علی، بینوایان را شبانه و مخفیانه کمک می‌کرد. ۲. چون علی، بر هیچ شهروند، حتی بر مخالفِ شمشیر به دست، ستم نمی‌کرد. ۳. چون علی، بی هیچ مماشاتی حکومتگرانِ فاسدشده‌ی دولتش را عزل می‌کرد. ۴. چون علی، عدالت را معیار می‌دانست و افراد را با حق می‌سنجید نه حق را با فرد. ۵. چون علی، اولین حاکمی بود که گفت اگر مردم مرا بخواهند، حکومت را به دست می‌گیرم. ۶. چون علی، در دور‌ه‌ی سختِ ایثارگری بعثت و هجرت، ایثارگر شجاع و بی‌همتا بود. ۷. چون علی، برای حفظ وحدت، ۲۵ سال سکوت کرد و در انزوای مطلق زیست. ۸. چون امام علی، راه است. جهت است. حق است. خداپرستِ اُسوه است. دنبال‌کننده‌ی سیره‌ی پیامبر اسلام است. محبوب تمام انبیاء است. وصیِّ حضرت مصطفی (ص) است. امیر مؤمنان است. امامِ همه‌ی امامان است. رَه بَر اُمتِ اسلام است. گواه و شاهدِ نبوّت محمد رسول خدا (ص) است. الگوی انسان است. و در یک کلام جانِ همه‌ی جانان است و عشقِ همه‌ی عاشقان.


به مناسبت میلاد تماماًبرکتِ امیرِ سخن و عمل امام علی، در پایین صفحه دو سخن بسیارمهم امام علی را آورده‌ام تا هم مُبتَهج و شادمان شوید و هم متأمّل یعنی به فکرِ عمیق فرو روید. به عشق علی:
 
 
سه ظالم:
 
أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعینُ عَلَیْهِ وَ الرّاضِىُ بِهِ شُرَکاءُ ثَلاثَةٌ. شخص ستمکار و کمک‌کننده بر ظلم و آن که راضى به ظلم است،  هر سه با هم شریکاند.(منبع)
 
 

 روزگار تباهى ها:


«یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا یُعْرَفُ فیهِ إلاَّ الْماحِلُ وَ لا یُظَرَّفُ فیهِ إِلاَّ الْفاجِرُ وَ لا یُؤْتَمَنُ فیهِ إِلاَّ الْخائِنُ وَ لا یُخَوَّنُ إِلاَّ المُؤتَمَنُ، یَتَّخِذُونَ اْلَفْئَ مَغْنًَما وَ الصَّدَقَةَ مَغْرَمًا وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنًّا، وَ الْعِبادَةَ استِطالَةً عَلَى النّاسِ وَ تَعَدِّیًا...»



زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن:ارج نیابد، مگر فرد بى عُرضه و بى حاصل، و خوش طبع و زیرک دانسته نشود، مگر فاجر، و امین و مورد اعتماد قرار نگیرد، مگر خائن ،و به خیانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستکار و امین!


در چنین روزگارى، بیت المال را بهره شخصى خود گیرند، و صدقه را زیان به حساب آورند، و صله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسیله بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند... (منبع)

 

پیامبر اسلام نیز فرمودند: ای علی! تو را هیچ کس نشناخت جز خدا و من. منبع
 

 
امام علی در نگاه امام خمینی:
 
امام خمینی -رهبرکبیر انقلاب اسلامی- حضرت علی بن ابی طالب (ع) را مظهر اسم جمع الهی می‌داند و می‌گوید: «این بزرگوار شخصیتى است که داراى ابعاد بسیار است و مظهر اسم جمع الهى است که داراى تمام اسماء و صفات است. تمام اسماء و صفات الهى در ظهور و در بروز در دنیا و در عالم، با واسطه رسول اکرم در این شخصیت ظهور کرده است. و ابعادى که از او مخفى است، بیشتر از آن ابعادى است که از او ظاهر است... هر قشرى که اهل یک رشته است، حضرت امیر را از خودش مى‌ داند. و حضرت امیر از همه است، داراى همه اوصاف است و داراى همه کمالات.»  صحیفه امام؛ ج ۱۹، ص ۶۴. (منبع)
 
 
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
چرا علی را دوست می‌داریم؟
/post/283
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۱۲۹۱
  • پست شده - شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۲۴ ق.ظ
  • : برچسب ها
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

سلام عاصم

 
 
 
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
سلام عاصم
/post/231
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۹۱۶
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
قبل ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... ۹۵ ۹۶ ۹۷ ۹۸ ۹۹ ۱۰۰ ۱۰۱ ... ۱۱۶ ۱۱۷ ۱۱۸ بعد