نگارش دامنه ۵ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : یکی از شعرهایی که بر روی گچ دیوار بازداشتگاه ساواک شاه حک شده بود این بود: - "شنیدهام که محمود غزنوی یک شب - شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت - گدای گوشهنشینی لب تنور خُفت - لب تنور بر آن بینوای عور گذشت - علَیالصّباح کسی نعره زد که ای محمود - شب سمور گذشت و لب تنور گذشت" آقای جلال رفیع طنزنویس شهیر و متفکر آن روزهای دههی هفتاد روزنامهی اطلاعات، این قضیه را در ضمیمهی اطلاعات ۲۱ ، ۱۱ ، ۱۳۸۵ نوشت و من آن را در همان سال در دفتر یادداشتم ثبت کرده بودم. وی در آن جا گفته بود بعداً فهمیدم این شعر را آقای حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی بر تن آن دیوار نوشت. آری؛ چه در لب رُود با سمور به سر ببرَد پادشاه، و چه لخت و عور یک گدا کنار تنور بگذارنَد، شب بر هر دو تا صبح میشود؛ اما پادشاه از ستمگریاش، سرآخر یا به شرم مبتلا میشود و یا از چشم ملت میافتد و تاریخ، یقهی او را ول نمیکند. ولی گدا، آسوده است و میگوید که گرچه دارا نیستم -چه ثروت، چه قدرت، چه هر چه در ید ظالمان هست- اما آقای خودم که هستم. بوعلی از یک مقنّی باخت! مقنی گفت من در ته چاه، اما پادشاه خودم هستم، تو در دربار شاه و شاهها، اما نوکر آنانی و عزت نفسات را میبازی! بوعلی بسیار ازین حرف چاهکن، تکان خورد و جادهی زندگیاش را تصحیح کرد. راستی! سَمور (=شِن به زبان محلی) پوست گرانقیمتی دارد. نیز شراب دو جنس دارد: یا شراب نجسّی است! یا شراب ریاکاری و ستمکاری. سرمستی و جرم جُنح دومی بسی بسی بیشتر از اولیست.
نگارش دامنه شنبه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : شیخ عبدالقادر گیلانی در همان منبع "سرالاسرار" که درین پست اینجا از فرجام کار مطلبی ازو نوشته بودم در ص ۱۴۴ از دوازده گروه صوفیان یاد میکند که از نظر او فقط یک گروه از آنان گفتار و کردارشان موافق شریعت و طریقت است و بقیهی یازده گروه "بدعتگزار و نوآورانند" که اینگونه از آنان نام میبرَد: حلولیه، حالیه، اولیائیه، شمراخیه، حُبّیه، حوریه، اباحیه، متکاسه، حدّیه (یا متجاهله) واقفیه، الهامیه. مثلاً پیروان فرقهی حالیه گویند که رقص و دستزدن حلال است. یا پیروان مذهب حلولیه برآنند که نظر بر روی زن صاحب جمال حلال است. و یا اولیائیه برین باورند عبد چون به مرتبهی اولیا رسد تکالیف شرع از وی ساقط گردد. حُبّیه را هم اعتقاد بر این است که عبد چون نزد خدای تعالی به درجهی محبت رسد، تکالیف شرعیه از وی ساقط گردد. اینان در میان خود سِترِ عورت مراعات نمیکنند. کیش حوریه ادعا میکنند حوران بهشتی در بیهوشی نزد آنان میآیند. از این رو که به هوش آیند غسل کنند. واقفیه را باور است که خدای را احدی جز خود خدا نشناسد، بدینسان از پی شناخت خدا برنمیآیند. حدّیه لباس فاسقان پوشند و آن را ترک ریا و پرداختن به درون توجیه کنند. متکاسه کسب و کار نکنند و به دریوزگی از در خانههای مردم معاش کنند. شمراخیه دف و طنبور و دیگر مناهی شرع را روا و مباح و نیز دخترِ زنِ خویش را بر خود حلال دارند. معتقدان به الهامیه از فراگیری علم روی گردانند و از تدریس نهی کنند و به متابعت کتُب حکیمان و مبتدعان بسنده کرده، گویند قرآن حجابِ راه است. اینان اشعار حُکما را قرآنِ طریقت میدانند و خودِ قرآن را وا میگذارند و دعا را به کناری مینهند. بگذرم.
سیم وایِر !!! نگاهم به جنگ سه حکومت با هم. نگارش دامنه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رفتم لای حافظ ببینم چه آمد گفت؟! گفت:"ناگهان پرده برانداختهای، یعنی چه؟! / مست از خانه برون تاختهای، یعنی چه؟! / شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای! / قدر این مرتبه نشناختهای، یعنی چه؟!" محل ما روستاست؛ اسمش داراب کُلا. لفظ وایر خودش در انگلیسی، اسم سیم برقرسان است، اما محل به وایر شمع و دلکو و کوئیل موتور خودرو میگویند: سیم وایِر یعنی سیم سیم. حالا همین سیم وایر -که از کوئیل و دلکو میرود بر سرِ شمع در بدنهی سیلندر، تا جرقه بزند، پستون را مانند جت حرکت بالا و پایین دهد- اگر فقط کمی، فقط کمی ایراد داشته باشد، ماشین به تِرت و پِرت میافتد و اصلاً روشن نمیشود که بشود با آن تا انجیل نِسوم! رفت چه رسد به چمازتپه! حالا الآن چندین بار و چندین روز است حکومت در نظام ج . ا . ایران، چنان هراسی از بنیان خود دارد تا تق به توق میخورد، اینترنت را -که مالک و مبتکر آن در جهان آن را به بشریت هدیه و وقف کرد- به زور و جباریت، بر روی ملت میبندد. سراسر مملکت، کل ملت را به خاطر بقای قدرت خود گویی به فلک و کتک بست. شبیه کره شمالی شدهایم این چند روزی!!! به یک تشبیه. قصه اما چیست؟ سه تا حکومت با هم سر جنگ دارند. همین الآن هم دارم مینویسم، هر آن، امکان آن بسیار بالاست. ملت ایران و آمریکا با هم جنگ ندارند. حتی بسیاری از دانشمندان علوم، دانشجویان دانش و فنون، متخصصان مختلف ایران این مرز و بوم در آمریکا مشغول درس، کار، درآمد و زندگیاند. این سو سه حکومت با هم نمیسازند: اسرائیل ایران آمریکا. آن دو تا حتی شریر بینظیر اما به ج . ا . ایران چه مربوط که میخواهد به میزان هلاکت معیشت ملت و خطرات مام میهن، اسرائیل را محو کند و حتی آمریکا را در خود ایالات متحده آمریکا غرق کند! خندهدارترین کار ازین بالاتر؟! خاب ۴۷ سال شعارش را داد این نظام، ولی دید نمیتواند. اگر میتواند خاب بُکند، اسرائیل را محو کند از زمین! بیچاره فلسطین هم درین محوشدن! بلعیده میشود و جنوب لبنان با محو اسرائیل لابد سُر میخورَد سمت جنوب و وصل میشود به سینای مصر!! آمریکا را هم میخواهد غرق کند و کانادا را لابد بُکند هممرز مکزیک!!! واقعاً چقدر از سیاست رئالیته پرت است حکومت. کجاست سه عنصر بشری به تعبیرم: داد - دانش - درایت (= یعنی به ترتیب عدل - علم - عقل) کجاست واقعاً؟! بگذرم.
حکومت حرف ملت را نشنوَد همین میشود که شد. قدر منتقدان خود را نمیدانست این حکومت -که ۳۷ سال است دارند به قدرت، محترمانه و اخلاقمدارانه انتقاد میکنند و پیشنهاد پیشرفت و رهایی از بنبست میدهند- اما حاکمیتِ یکدست، گوش نمیکند که نمیکند. من در ۱۷ دی گفتم که اینترنت را خواهد بست حکومت، و دیدم شبش بست. ۱۹ دی خواستم تحلیل بنویسم دیدم، نه فقط نت نیست، حتی خون ریخته شد. این بود به صورت خطی متنی در دفتر یادداشت تقویم ۱۴۰۴ خودم، نوشتم که اینک کمی نت باز شد، منتشر میکنم. حرف و تحلیل و گزارش، زیاد دارم. بماند واتسآپ اگر وصل شد. این متن را هم آفلاین در پیشخوان واتسآپم تایپ کردم، و اینک در ایتای مدرسه فکرت بار میگذارم. سخن را آفرینش به همگان داد، نه فقط به حاکمان و یا سلطنتکنندگان. پس سخن از تولیدات آفرینش و آفریدگار است، آن را به هم پیام کنیم و دریغ نکنیم. درود بر ذهنهای سالم و دهنهای صالح. سیم وایِر!!! را قطع کنی حکومت، خودت هم قطع میشوی، یقین کن. ملت را نمیشود در بیخبری گذاشت و گفت فقط سخنرانیهای ما را گوش کن و گزارشهای سیستم را به خاطرت بسپُر. نه نمیشه. به قول بهنام بانی در آن آهنگش: "نه نمیشه"!
شعر سعدی
مکن تا توانی دل خلق ریش
عکسنگاره پست "وضعیت" من
در ۱۷ دی ۱۴۰۴ در واتسآپ. آری؛
مردم نباشند هیچ حکومت و حاکمی
مجاز بر حکومت نیست! دامنه دارابی
برف ۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ در
بلندی های اوسا ارسالی ممرضا
میز کار دامنه در خونه
دی ۱۴۰۴ قطع مطلق اینترنت
از سمت حکومت بر روی ملت
ملت لابد مانند من گل را نگاه
و گاه آهنگ گوش میکرده است!
سلفی گرفتن با لباس های سنتی در پارکی در پکن
نگارش دامنه جمعه ۱۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : شیخ عبدالقادر گیلانی زادهی ۴۷۱ هجری قمری گیلان، سالک شافعی حنبلی و ساکن بغداد در ص ۱۴۷ کتابش"سرالاسرار" ترجمهی مسلم زمانی و کریم زمانی، سه حالت زیرکیِ زیاد، هوشیاری فراوان و بینش نسبت به سرانجام کار را از "لوازم راه سالک" بر شمرده است. او میگوید سالک باید به عواقب کارها بنگرد و فریب ظاهر و احوال را نخورَد. از نظر این شیخ از مشایخ مشهور ترس از بدفرجامی غالباً سبب نجات از بدسرانجامی میشود. زیرا اهل فن را نظر بر این است که در تندرستی، خوف غالب است و در بیماری، امید.
جمعه ۱۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : داستان معروف فیل و گنجشک : "فیل برای خاراندن بدنش به درخت تنه میزد و در اثر این تنهزدن خانهی گنجشک که بالای درخت بود در حال خرابشدن بود اما چون توان زورآزمایی با فیل را نداشت به نزد پشه رفت و گفت درست است زمانی با تو جنگ داشتم اما الان به تو احتیاج دارم، بیا و فیل را نیش بزن و پشه هم چشم فیل را نیش زد. بهتدریج چشم فیل خارش گرفت. سپس گنجشگ به مگس گفت روی زخم چشم فیل بنشیند و این زخم عفونی شد و چشم فیل کور شد. سپس به قورباغه گفت در قسمت گود برکه غورغور کند تا هنگامی که فیل میخواهد آب بخورد به آن قسمت برود و در گودی بیفتد و از بین برود. به این ترتیب یک گنجشک با سیاست توانست فیل را شکست دهد. البته اینها ضربالمثل است اما باید در عرصهی دیپلماسی "مغز ما" به اندازهی یک گنجشک!!! کار کند." دامنه: بگذرم! یک حاشیه بنویسم:
دامنه
بستن اینترنت
به روی ملت
تیتر اعتراضی روزنامهی
"پیام ما" نکیسا خدیشی
حاشیه و نکتهی دامنه. جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ : بستن اینترنت توسط دو مسعود، یکی مسعود رجوی سازمان و دیگری مسعود پزشکان رئیس دفتر حاکمیت نظام!!! اما بعد؛ حتی پیامک گوشی و پیامرساندن شخصی و گروهی در پیامرسانهای حکومتی "بله" و "ایتا" را هم حاکمیت بست؛ در واقع کل ملت را به فلَک و کُتک بست! واقعاً اسوه هست این حاکمیت با این شکل و شگرد. این نوع حکمرانی را صادر هم باید کرد! این پلتفرمها را حکومت ساخت که جایگزین مثلاً پلتفرمهای فیلترشده شود، اما عملاً دیدیم عین کره شمالی شد کشور این چندین روزی؛ یعنی مسدودسازی مطلق کل ملت و میهن به روی جهان و جهان به روی ایران. روزگاری مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، سالیان سال در پادگان اشرف در استان دیالهی عراق حکومت تشکیل داده بود. او نیز، گوشیهای تلفن همراه را بر تمامی اعضا سازمان مجاهدین خلق ممنوع و حرام کرده بود تا هرگز به جهان بیرون! دسترسی نداشته باشند، فقط به پیشوای سازمان گوش بسپُرند. بگذرم. به قول غلامحسین کرباسچی در روزنامه "هممیهن" خطاب به حاکمیت و آقای مسعود پزشکیان: "آقای رئیسجمهور از این مردمی که این قدر از در صحنه بودنشان تعریف کردید اگر نظرخواهی کنید، اغلب آنها میدانند که مشکل اقتصادی کشور در سیاست خارجی آن است. پس باید برای سیاست خارجی قدم بردارید... زمانی به آقای پزشکیان پیغام دادم که برو و بشین و قانع کن شرایط کشور چگونه است و چه بحرانهایی ممکن است رخ دهد، این مسئله روابط خارجی باید حل شود. آقای هاشمی رفسنجانی رفت و روبهروی امام نشست و با وجود آن کاریزما و اطاعتی که همه نسبت به امام داشتند، ایشان را قانع کرد که قطعنامه پذیرفته شود. برای اینکه آقای هاشمی رفسنجانی در اوهام زندگی نمیکرد حتی وقتی میخواست با دشمنان و مخالفانش برخورد کند نیز چنین رویکردی داشت." آری به نظر من (دامنه) آئین کشورداری این نیست. میهن به عدل، علم، عقل (= داد - دانش - درایت) اداره میشود، نه با این شیوه و شگرد. بازخوردها در بخش کامنتها:
صداهایی که شنیده نشد! متن نقلی از : علی صالح آبادی مدیر مسئول روزنامه ستاره صبح : علوم انسانی قواعدی دارد که اهل فن، آن را می فهمند، می دانند و از آن بهره می برند. دانشمندان و کنشگران حوزه علوم سیاسی مهم ترین سرمایه را در جوامع پیشرفته که آرمانی نیستند، بلکه عملگرا هستند مردم می دانند. شاه در نظام های سلطنتی حرف اول و آخر را می زند و گوش شنوایی هم ندارد و یافته های علوم انسانی را نمی بیند و اگر هم ببیند به دیده شک به آن نگاه می کند که این رویه باعث می شود مردم دچار مشکلات و دشواری شوند و دست به اعتراض بزنند. علت سقوط رژیم سلطنتی در ایران همین بود.
مجید تهرانیان (۱۳۹۱-۱۳۱۶) متولد مشهد بود. وی تحصیلاتش را در دانشگاه هارواد امریکا در رشته اقتصاد سیاسی و توسعه گذراند. او که جزو رهبران کنفدراسیون دانشجویان چپ مارکسیست بود، پس از ۷ سال تدریس در دانشگاه هاوایی به ایران بازگشت و توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. او در زندان توانست ساواک را قانع کند که به دنبال توسعه ایران است، اگر به او فرصت داده شود. - تهرانیان پس از آزادی از زندان به کمک عباس اسدی که در فرانسه درس خوانده بود، اولین «نظرسنجی» یا «پیمایش» سراسری را در ایران انجام داد و پژوهشکده ای هم در این ارتباط راه اندازی کرد.- تهرانیان سال ۱۳۵۳ نظرسنجی را آغاز و سال ۱۳۵۴ به پایان رساند. یکی از یافته های وی و همکارانش این بود که بیش از ۹۰ درصد مردم ایران مذهبی هستند.- نتیجه دیگر نظرسنجی این بود که طبقه متوسط ناراضی است و علت نارضایتی آنها نبود آزادی است. روحانیون هم جایگاه ویژه ای در بین مردم داشتند. - گروه تهرانیان به سراغ مسئولان رفتند و از آنها پرسیدند که آیا شما به حرف هایی که می زنید باور دارید؟ پاسخ نه بود؛ آنها گفتند حکومت به ما دیکته می کند که این گونه سخن بگویید. حتی مدیران و گویندگان رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز همین پاسخ را می دادند، یعنی به آنچه می گوییم باور نداریم. - تهرانیان پیش بینی کرد که در ایران انقلاب می شود که درست از آب در آمد و این انقلاب، انقلاب مذهبی بود.
اگر شاه به توصیه ها و یافته های پژوهش و نظرسنجی توجه می کرد و دست به اصلاحات ساختاری به نفع مردم می زد، به انتخابات آزاد تن می داد، زندانیان سیاسی را آزاد می کرد و به قانون اساسی مشروطه و متمم آن که در آن شاه فاقد اختیارات مطلقه بود، عمل می کرد، انقلاب نمی شد. علت انقلاب این بود که شاه کارشناسان، سازمان برنامه و بودجه و دیگر مراکز تصمیم گیری را زیر پا گذاشت و به آنچه خود تشخیص می داد، عمل می کرد و برای نظر مردم هم اهمیت قائل نبود. این علت دیگر وقوع انقلاب بود. مجید تهرانیان و عباس اسدی بعدها نتیجه نظرسنجی را در کتابی با عنوان «صدایی که شنیده نشد» چاپ و منتشر کردند که این کتاب موجود و قابل دسترس است. در دهه های گذشته بسیاری از مصلحان و خیر اندیشان از طریق گفتار و نوشتار نسبت به آنچه زیر پوست جامعه می گذرد، به حاکمیت هشدار داده اند که رویکردها در داخل و خارج را تغییر دهد. به عنوان مثال انتخابات آزاد و بدون استفاده از نظریه استصوابی باشد و در مسائل مهم با بهره گیری از اصل ۵۹ قانون اساسی همه پرسی برگزار شود و سیاست غرب ستیزی، امریکا ستیزی و ... کنار گذاشته شود و درامدهای کشور در داخل هزینه شود و نه جاهای دیگر؛ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اگر حاکمیت به این توصیه ها عمل می کرد، امروز شاهد جنگ و اعتراض نبودیم؛ حالا هم دیر نشده و حاکمیت می تواند رویه های گذشته را کنار بگذارد و به آنچه مردم طالب آن هستند که زندگی خوب است، عمل کند.
نگارش دامنه
(۱۷ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴)
(۱۱ آبان ۱۴۰۴)
جاده سوادکوه
منطقهی دمزنون
ماه در یک نما
سایت عکس دامنه
دامنه و محمد عبدی
نگارش دامنه میگویند در برابر اسرائیل دو جبهه وجود دارد: ۱. جبههی سازش. ۲. جبههی مقاومت. محور سازش معتقد است پس از چند جنگ از پنجاه شصت سال پیش با اسرائیل و آزمودن حاصل ستیز، خاورمیانه دیگر باید با اسرائیل به صلح و رابطه برسد ولو آن که حق از آن فلسطین است، زیرا جنگ با اسرائیل نتیجهبخش نیست و خاورمیانه را از زندگی عادی و امنیت و توسعه خارج میکند. محور مقاومت اما بر آن است از یک سو با تفکر سازش به مقابلهی سیاسی و مفهومی برخیزد و حتی خیزش "بیداری اسلامی" علیهی سران عرب ایجاد کند و از دگر سو نیروهای مقاومت را مسلح و پیکارگر نگه دارد. ج.ا.ایران -که محور مقاومت را با نیروهای اعزامی خود و نیروهای نیابت از مستضعفین چند کشور در خاورمیانه خصوصاً افغانها، سازماندهی کرده بود- در اثر جنگ اسرائیل در هفت جبهه و غلبهی ارتش اسرائیل بر همه، بشدت تضعیف شد و این محور، تقریباً فرو پاشید و یا دستکم از ابتکار عمل باز ماند و تقریباً تمام سران این مقاومت از نظامیان ایران و جنبش لبنان و حماس و ... توسط اسرائیل ترور شدند. به نظر من بزرگترین ضعف نظام ج.ا.ایران این بود نظامیان خود و نیروهای مسلح محور مقاومت بهویژه حزبالله لبنان را در سرکوب قیام مردم سوریه مشارکت داد و مرتکب خطای استراتژیک شد که همچنان نزد ملت سوریه و ایران مورد مؤاخذه است که سرانجام آن جز شکست و خسران نبوده است؛ بشار اسد دیکتاتور سوریه به مسکو فرار کرد و هزینههای ایران بر باد فنا رفت و نیروهای اعزامی آن از سوریه متواری شدند و ممکن است از سرنوشت تعدادی از آن چیزی در دست نباشد یا استتار صورت گرفته است تا ملت سر در نیاورد. اما اینک ج.ا،ایران در درون میهن با اعتراضات مردمی مواجه شد که از ۷ دی ۱۴۰۴ از بازار تهران شروع شد و به سایر شهرهای کشور سرایت کرد و همچنان ادامه دارد. مسئله این است: در خاورمیانه اگر مقاومت بوی مقابله با اسرائیل میدهد، در داخل ایران، مقاومت در برابر اعتراضات بهحق مردم بوی چه چیزی را میدهد؟! یقیناً مقاومت در برابر خواستههای مردم -که از فروپاشی اقتصاد ایران به فریاد و فغان آمدهاند- صورت خوشی ندارد. عدلیترین و عقلیترین و علمیترین مسیر، مسیری است که ملت آن را بخواهد؛ اکثریت ملت مدتهاست مطالبات سیاسی و اقتصادی و حتی روابط خارجی را به گوش حکومت و حاکمیت و حتی چند دولت از ۲ خرداد ۷۶ به این ور، رسانده است، اما حاکمیت پند نگرفت و نمیگیرد و شد آنچه خردمندان، آن را بهدقت قابل وقوع میدانستند. مقاومت، خوب است،؛ البته نه در برابر ملت، بلکه در برابر هر گونه زور و زر و تزویر در سیاست و حکومت. ج.ا.ایران همانمقدار حامیان خود را حق تظاهرات میدهد، معترضان خود را هم میبایست حق اعتراضات دهد تا به تراکم و شکاف نمیانجامید؛ بحران از بحرانهای پنجگانهی مشارکت، مشروعیت، توزیع، هویت و... لبریز شد و اینک ملت فغانش از معیشت و تنگی زندگی است. کجایی عقل؟!؟ واقعاً کجایی؟! متن دوم من: ملت باید تغییر کند؟! یا حکمرانان؟! نگارش چاپ شب دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : اقتصاد در ج.ا.ایران با دو بحران نوسان و بیثباتی وارد شوک و شکاف و اعتراض شد. سقوط ارزش ریال ایران دیگر به قول کارشناسان فن، "روزانه و هفتگی" نیست بلکه حالا دیگه در نگاه فعالان بازار "ثانیهای" گردیده است. چندماه پیش در همین صحن گفتم شیوهی حکمرانی این نظام چنان غیرعقلانی است که قیمت یک دلار را به ۵۰۰ هزار تومان هم میرسانَد. حالا امروز دلار سهشنبه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ در بازار آزاد "به ۱۴۶ هزار و ۳۰۰ تومان" صعود کرد؛ هم یک "رکورد تاریخی، و هم علامت یک "فروپاشی تدریجی اعتماد به سیاستهای پولی و ارزی". حکمرانان ایران! دست از سر این ملت بردارید که با دشواری دارند معیشت میگذرانند. بگذرم. آن که باید تغییر کند ملت نیست، حکمراناناند. بیشازین میهن را در معرض و حلقوم مخاطرات نبرید. از سرنوشت سوریه و ونزوئلا و جنوب لبنان بیآموزین!
نگارش دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : با آقای ماشاالله شمسالواعظین سردبیر روزنامههای توقیفشدهی "جامعه"، "توس"، "آزادگان"، "نشاط" توسط حاکمیت، دیروز مصاحبهای دربارهی مسائل روز شد. دو حرف از حرفهایش اهمیت بیشتری داشت که بدان میپردازم. ابتدا بگویم هر یک از ما در صحبتها و نوشتهها، وقتی میگوییم: "میپردازم" این لفظ رایج در واقع همان فن پردازش است. پردازش، هم فن مؤثر در خبر و تفسیر خبر است، و هم فنی در امنیت برای پیشبررسی و عملیات اطلاعات میباشد. بگذرم. ببینیم شمشالواعظین از چه روی، این دو مسئله را مطرح کرده است. او گفت:
"تولید پیام در ایران و داخل کشور اتفاق میافتد، اما پردازش پیام به خارج از کشور میرود، آنگاه همراه با سیاستهای بیگانگان تنظیم و سازگار میشود و بعد به کشور ما بازمیگردد. در نتیجه، دریافتکنندگان پیام در داخل، پیامهایی دریافت میکنند که خطرناک، مسموم و آلوده است؛ حداقلش این است که با منافع ملی ما سازگاری زیادی ندارد." "من معتقدم و بارها این نکته را گفتهام که اگر اجازه دهند، آمادگی آن را دارم که حتی یک شبکه تلویزیونی با پرداخت پول سالانه به صداوسیما راهاندازی کنم؛ حتی تیم من هم آماده است. من به صورت رسمی اعلام میکنم که کاری خواهم کرد که مرجعیت رسانه دوباره بومی شود و به کشور بازگردد. مهارتها و دانش همهچیز در داخل کشور در این رابطه وجود دارد. امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد. شاید حضور فعلی من در این شورا مقدمهای برای آن کار بزرگ باشد."
در مورد این دو مسئله -که شمسالواعظین از سر صداقت و قصد اصلاح مطرح کرده است- من نظرم این است: ۱. حکومتهای ایدئولوژیک (چه مذهب دینی و چه مکتب سیاسی) به علت "خودحقپنداری" مطلق و هراس از آزادی ملت، هم در تولید خبر و هم در پردازش خبر، قلبِ واقعیت میکنند؛ آثار خبر را به سود رژیم خود واژگون میکنند تا مردم را بفریبند و رژیم خود را ادامهدار داشته باشند. در واقع، برای نیل به مقصود، از روی نیت و عمد، تقلب خبر میکنند، نه تفسیر واقعیت خبر. ۲. نظامهای سیاسی بسته، هرگز محیط حکومتی خود را به روی فضای آزاد و بهجریانافتادن اطلاعاتِ آزاد، باز نمیکنند. روزگاری آقای بهروز افخمی هم به همراه و رهبری آقای شیخ مهدی کروبی، خواستار راهاندازی تلویزیون خصوصی ماهوارهای شد که حکومت دست رد به سینهی آن دو، زد. اینک هم، دستگاه قدرت فقط دستگاه مبلغ خود را میخواهد: صداوسیما. تکصدا و تکسیما. شمشالواعظین خردمندی شایسته است که این نظام، نه تنها او را نمیپذیرد که اساساً از هر رقیبی قدرتمند برای سازمان حاکمیتی "صداوسیما" بهشدت وحشت دارد؛ چون آنچه دستگاه حاکمه میگوید، باید در آن سازمان بلغور شود. هنوز تا آزادی، خیلی فاصله داریم؛ خردمندی، مطاعی نایاب در سیستمهای بسته، است؛ استالین، یکهسالار مسکو، تمام شوروی پهناور را در ید قدرت مطلقهی خود میخواست و یک خبرگزاری بیشتر نداشت: "تاس". و یک حزب بیشتر نداشت: "حزب کمونیست". و یک روزنامه بیشتر نداشت: "پِروادا"؛ که این روزنامه با پول دولت، نزدیک ۱۷ میلیون نسخه، تیراژ داشت و گویا این روزا از ۶۵ هزار نسخه! کمتر چاپ میشود. راستی: جالب است بدانیم "پِروادا" در لغت روسی یعنی حقیقت عجب! عجب! حقیقت! آن هم از سوی قدرت. آقای شمسالواعظین! سلام برادر و برابر آزادی، به قول اُسموسای "پایتخت" : "خستهنباشی"!!!
نگارش دامنه ۱۵ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : استاد مرتضی مطهری در دیدگاهی انتقادی و اصلاحی نسبت به آداب معاشرات و تفکرات روحانیت روزی گفته بود:
"اول از تیپ خودم که روحانی هستم مثال میزنم: اگر یک روحانی برای خودش قیافه و هیکلی برخلاف آنچه عادت و معمول است بسازد ، عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند، عصا و ردائی با هیمنه و شکوه خاص به دست و دوش بگیرد، این ژست و قیافه خودش حرف میزند، میگوید برای من احترام قائل شوید، راه برایم باز کنید، مؤدب بایستید، دست مرا ببوسید. همچنین است حالت یک افسر با نشانههای عالی افسری که گردن میافرازد، قدمها را محکم به زمین میکوبد، باد به غبغَب میاندازد، صدای خود را موقع حرفزدن کلفت میکند. او هم زباندار عمل میکند، به زبان بیزبانی میگوید: از من بترسید، رعب من را در دلهای خود جا دهید. همینطور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر بسر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن." (مرتضی مطهری، "مسألهی حجاب" چاپ صدرا ص ۹۴)
در حقیقت بین افکار و رفتار و کردار رابطهی وثیقی هستآ هر کدام بههم بخورَد مانند گلیمی است که تار و پودش وا رفته باشد که به درد نالسَر هم نمیخورَد. میگویند حافظ اسد پدر بشار اسد -که اولی دیکتاتور، مرده است و دومی دیکتاتور، به مسکو گریخته است- تا پیش از رسیدن به قدرت در سوریه، "حافظالوحش" خوانده میشد. تا طعم قدرت را دید، قیافه و هیکل و نام و لقب و شکوه خاص به خود بخشید. ببخشید! این روزها که نیکولوس مادارو رئیسجمهور ماجراجوی ونزوئلا توسط ارتش آمریکا دستگیر و کتبسته تحویل دادگاه در نیویورک شد، حتی مجال نیافت به کجا (پکن؟ یا مسکو؟و هاوانا؟) آیا فرار کند! پکن که کسی را راه نمیدهد! او فقط نفت میخواهد و بازار فروش کالایش. حالا ذهنها مشغول شده در صورت بحرانها کدام پرزیدنتها پیش کدام پرزیدنتها میگریزند! بگذرم. مسکو و مکزیکوسیتو را از پیش رزرو میشود نمود؟! از پناهجویان باید چکپرسی کرد.
متن و سند
رفتار فرد پایین علیه مدیر مدرسه فکرت و ...
لینک بالا در سایت عکس و سند دامنه
نگارش دامنه ۱۰ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : به نظر من نهضت آزادی ایران در مورد مسائل روز ایران نگرش نوینی ارائه کرد، انتقادی و در عین حال عبور از رویکرد یکجانبهگرایی جاری. این بیانیهی طولانی در خود یادآوریهایی به دولت پزشکیان و حاکمیت کرد که گوشهگوییهابی از آن کردم. ازجمله این نکات:
یادآوری کرد "عبور از ابَربحرانهای پیچیده و ساختاری که بخشی از آن ریشه در شعارهای مرگخواهی و سیاستهای غیرعلمی و شکستخوردهای مانند صدور انقلاب و جنگ نیابتی یا گردش به شرق در طی ۴ دهه گذشته دارد، بدون تلاش همهجانبه در عرصهی سیاست خارجی و بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماسی غیرممکن است." یادآوری کرد "غنیسازی باید در مسیر بهبود وضعیت مردم و گذار به توسعه پایدار و متوازن به کار گرفته شود و نباید و نمیتواند در تراز یک اصل تغییرناپذیر قرار گیرد و ایران باید "داوطلبانه تعلیق غنیسازی را برای مدت معلوم" اعلام کند." یادآوری کرد "در نظام ج.ا.ایران، اسلامیت فرع بر جمهوریت است و در غیاب حاکمیت ملت، از اسلام و اخلاق چیزی باقی خواهد ماند" بیانیه در آخر که امضای آقای محمدحسین بنیاسدی دبیرکل نهضت آزادی ایران را با خود دارد، یادآوری کرد: "نهضت آزادی در عمل و بهدفعات ثابت کرده که تا چه حد بر شعار «جنگ ما، جنگ حجت است و نه قدرت» پایبند است. اما بدون آنکه سهمی از قدرت را برای خود بخواهد، در کمال صداقت اعلام میدارد که در مسیر تآمین منافع ملی، آزادی و حاکمیت ملت ایران و در روند محافظت از بقایای جمهوریت در ایران -که از یک سو توسط مرتجعان خشونتطلب، براندار و وابسته به بیگانگان و از سوی دیگر توسط تمامیتخواهان داخلی تهدید میشود- از هیچ کوشش و همکاری دریغ نخواهد کرد."
منظورم از ورود به این بحث این بوده است که یک حزب قدیمی و با سابقهی تفکر انتقادی، در فضای کنونی نظام "جمهوری اسلامی"، چه نگرش و نگرانییی نسبت به میهن ایران دارد و چه نوع نقد و اشکالی را برین نظام وارد میداند که این جریان سیاسیٌ متعلق به مرد مصلح و صالح ایران مرحوم مهندس مهدی بازرگان، درصدد است مردم و میهن از آن اشکالات (ناشی از دشوارسازیهای عوامل حاکمیتی) نجات پیدا کنند.
نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : ترامپ و نتانیاهو در آمریکا در مورد ج. ا . ایران، غزهی فلسطین، سوریه، لبنان رایزنی امنیتی، نظامی کردند. ابتدا آنچه ترامپ صریحتر از هر زمان بر سر ایران بر زبان راند:
- "ایران مشکلات زیادی دارد! شنیدهام که ایران در تلاش است تا قابلیتهای هستهای خود را بازسازی کند و اگر این کار را انجام دهد، ما آن را نابود خواهیم کرد... ایران میتوانست قبل از حملات تابستان با ما به توافق دیپلماتیک برسد... شنیدهام ایران میخواهد توافق کند. اگر آنها میخواهند توافق کنند، این خیلی هوشمندانهتر است... - و در ادامه در پاسخ به اینکه "آیا به بنیامین نتانیاهو اجازه میدهد دوباره به ایران حمله کند" گفت: «برای موشکهای بالستیک، بله. برای سلاح هستهای، سریع!" - ازو پرسیدند "آیا از سرنگونی رژیم ایران حمایت میکنید؟" که ترامپ اینبار، بارِ سخن خود را از دخالت ج.ا.ایران در خاورمیانه به داخل ایران قرار کرد و صریحاّ گفت: "من نمیخواهم در مورد سرنگونی یک رژیم صحبت کنم. آنها مشکلات زیادی دارند، تورم وحشتناکی دارند، اقتصادشان نابود شده، اقتصادشان خوب نیست و میدانم که مردم خیلی خوشحال نیستند. اما فراموش نکنید، هر بار که شورشی رخ میدهد یا کسی گروهی کوچک یا بزرگ تشکیل میدهد، شروع به تیراندازی به مردم میکنند، میدانید، مردم را میکّشند. من این را سالها تماشا کردهام. نارضایتی عظیمی وجود دارد. آنها افراد بسیارشروری هستند."
اینک بررسی کوتاه و کمی تحلیل ماجرا: من نوروز ۱۴۰۴ تحلیلی نوشته بودم و در آخر همان ماه نوروز توضیحاتی در جمعی داده بودم که پروژهی "۲۰۲۵" به صورت لج ترامپی پیاده میشود و اسرائیل به ج.اایران حملهی نظامی قطعی میکند. هدف را دو چیز اعلام کرده بودم: یا خاورمیانهی عاری از نظامیان و نیابتیان ایران و یا ایرانِ عاری از نظام ج.اایران. در مورد هدف اول آنچه ترامپ در نظر داشت پیاده کرد:
- نابودی تمام سایتهای اتمی ج.ا.ایران - تارومار کردن تمام نظامیان ج.ا.ایران از خاورمیانه - منزویساختن ج.ا.ایران در جهان - فشار تحریم و اجماع علیهی ج.ا.ایران - جنگ اسرائیل در هفته جبههی همزمان با نیابیان -که ج.اایران آن را "محور مقاومت" مینامد- و تسلط ارتش اسرائیل بر تمام حریم امنیت خاورمیانه.
اینک با توجه به نشست مخاطرهآمیز رایزنی نظامی ترامپ و نتانیاهو در "پالمبیچ فلوریدا در اقامتگاه پرزیدنت ترامپ در آمریکا، فاز دوم لج ترامپیِ پروژهی "۲۰۲۵" در حال پیادهشدن است. اینبار با تز برخورد با توان بالستیکی ایران و احتمالاً مقدمهچینی مرحلهایِ ایرانِ عاری از نظام ج.اایران. اگر سبک صحبت ترامپ را در بند سومی بالا دقیق مرور کنیم، چنین برنامهای استشمام میشود. البته سیاست مانند ژانوس -نخستین پادشاه افسانهای روم که پشت سر و جلوسر را همزمان میدید- دو سر و دو چهره دارد که موریس دوورژه فرانسوی استاد برجستهی علم سیاست، سرشت سیاست را ژانوسی میدانست" یعنی سیاست همیشه و در همهجا پدیدهی دو وجهی (=ذوجنبتین) دارد: تضاد و همگونی. ترامپ و ج.اایران در فاز ژانوسی سیاست میافتند و اسرائیل در میانهی لج + لج، ارتش خود را بر حسب جمعآوری پنهان موساد، وارد ماجرا میسازد. ترامپ در فریب و دوچهره بودن در سیاست ژانوسی و عملیات روانی گیجسازی، به روایت بنگاههای جهانی خبری، چهرهای خبره است و راحت ملون رنگارنگ زیرا اصالت برای او تجارت است و سود وفور و فراوان.