دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

از کتاب عقل سرخ علامه حکیمی

به قلم دامنه. به نام خدا. کتاب «عقل سرخ» اثر علامه محمدرضا حکیمی. شامل بیست مقاله. از انتشارات دلیل ما، چاپ سوم، ۱۳۹۶، در ۴۵۶ صفحه، از کتاب های خواندنی و مهم این اندیشمندِ عدالت گرای شیعه است. چهار نکته از یاداشت های دامنه بر این کتاب، به اشتراک گذاشته می شود:

 

عقل سرخ

عکس از دامنه

 

ص ۵۹ و ۶۰ چنین می خوانیم: در اسلام، تفاوت در مالکیت و آزادی در آن، تا حدودی، و با قیودی که شرع تعیین کرده، پذیرفته است، لیکن در مصرف، نظر اسلام این است که باید مردمان، (که همه انسانند و بچۀ وزیر مثل بچۀ رُفتگر است...) مساوی باشند.

 

 

ص ۱۱۵ آمده است: آیت الله بروجردی بنوعی «تستُّر» می کرده اند، چنانکه در زمان ایشان گفته می شد که آقا گاه که سخنی را قابل توجّه یا به صلاح نمی دانند، دست مبارکشان را پشت گوششان می گذارند، و به نحوی خود را به دیر شنیدن و کری می زنند، آری، ریاست و عمل به وظیفه، مشکلات بسیاری دارد.

 

 

ص ۴۲۲ نوشته اند: همانگونه که روح حسن صبّاح، در کوههای الَموت هنوز می گردد و پاس می دهد، روح دکتر علی شریعتی _این مبارز آگاه علَوی_ سالهای سال، از کران تا کران ایران و دیگر کشورهای اسلامی و هر جای جهان که جوانان مسلمان حضور داشته باشند، خود را می نُماید، و در وجدان زمان و پیکر تاریخ حاضر است. (گفتار آخر عقل سرخ «روحی که همواره در میان ماست»)

 

ص ۴۵۳ این نکته مهم درج شده است: خلیل بن احمد _از عالمان بسیار زاهد و گران ارج شیعه_ گفته اند هنگامی که از او پرسیدند: به چه دلیل علی _علیه السّلام_ امام همگان است در همه چیز؟ گفت: به دلیل که همه (در امور دین و معرفت و علم و عمل و اقدام) به او احتیاج داشتند، و او به احدی احتیاج نداشت. (همه از او می پرسیدند و و او از احدی نمی پرسید)

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
از کتاب عقل سرخ علامه حکیمی
/post/834
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۹۸۱
  • پست شده - چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۵۴ ب.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

کوزه‌گر، کوزه‌خر، کوزه فروش

لیف روحِ ۲۲۰

 

در کارگه کوزه‌گران رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش

کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش

 

رباعیات عمر خیام

 

عکس از کتابخانۀ شخصی دامنه

 

رباعی۱۱۷خیّام

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
کوزه‌گر، کوزه‌خر، کوزه فروش
/post/835
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۱۰۰۶
  • پست شده - چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۵۰ ب.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

کورِ خود و بینای مردم نباشیم!

به قلم دامنه. کویریات دامنه. به نام خدا. امشب ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ بازهم بوی قشنگ سحر می‌آید و یاد زیبای خاطره‌ها، مادرها، خواهرها، زحمت‌ها، پخت‌وپزها، بوی اشتهاآور افطاری‌ها و در یک کلمه آغاز بهترین روزها و شب‌ها و سحرها و اذان شادی‌بخشِ مؤذّنه‌ها. در این ماه مبارک و فرخنده‌ی توبه و انابه و بخشش خدا که با دعوتنامه‌ی باری‌تعالی، میهمان شریف سفره‌ی برکت حضرت آفریدگار هستیم؛ بهتر آن است:

 

کورِ خود و بینای مردم نباشیم

 

 

یعنی این که در دیدنِ بدی‌ها و ضعف‌ها و غفلت‌ها و گناه‌ها و کژی‌ها و کاستی‌ها و اشتباه‌های خود، کور! نباشیم و آن را نبینیم! و خدای ناکرده فقط و فقط عیب و ایرادهای مردم را ببینیم و از خویشتنِ خویش غافل باشیم و کرده‌های خود را توجیه نماییم. پس؛ اول به خودم نَهیب می‌زنم که خدایا از بدی‌های فراوانم درگذر و این ماه را برای همه‌ی ما ماه فرصت و رُخصت و مغفرت قرار ده.

 

 

طلوع در هند

 

سپس از پرودگار غفور مهربان می‌خواهم مردم مؤمن ما را ببخشای و بیامرز و همه‌ی اموات محل و نیز تازه‌درگذشتگان روستای داراب‌کلا از جمله همسنگر خوب‌مان سادات بزرگوار سیّد ابوالحسن شفیعی دارابی را غریق رحمت فرما. با یاد و احترام به شهیدان.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
کورِ خود و بینای مردم نباشیم!
/post/833
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۱۴۰۸
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درخواست جناب یک دارابکلایی

به قلم جناب «یک دارابکلایی»: با سلام. جناب آقای طالبی، معمولا واژه "زیرآب زنی" [اینجا] مواقعی استفاده می شود که طرفی که زیر آب او را می‌زنند دارای خصیصه زشتی است و یا کار ناشایستی انجام داده یا می دهد و زیرآب زن معمولا این خصایص و کارها را برای خراب کردن طرف استفاده می‌کند. اما زمانی که فردی برای حفظ کشور، جان خود را که عزیزترین چیز اوست، بر کف گرفته و به جبهه می رود و یا فرد شایسته ای برای کار مناسبی در نظر گرفته شده و عده ای به ناحق و ناروا بر اینان تهمت و افترا می بندند را نمی توان زیرآب زن گفت؛ یقینا واژه ای دیگر باید برای آنان پیدا کرد، اگر چه من هر چه فکر کردم نتوانستم پیدا کنم.


این خصیصه زشت دارابکلایی به نظر می رسد که مربوط به دوران قدیم باشد، اما واقعیت این است که همین اواخر هم این قضایا ادامه دارد. فرد محترمی پیش من گلایه می کرد که به دستور وزیر، برای شغلی انتخاب شده بود اما فقط به دلیل اینکه یک هم محلی آنجا بود موفق به اشتغال نشده بود. از این ناراحت بود که همه جای این مملکت اگر کسی در جایی آشنایی داشته باشد کار او راه می افتد و مشکل او این بود که این هم محلی در آنجا بود و کاش که نبود. به نظرم به جای در لفّافه حرف زدن و نام نیاوردن از آنان، بهتر آن است که نام این افراد بر ملا شود و از این طریق شاید ریشه این خصیصه زشت اخلاقی از این دیار برچیده شود. پس لطفا اگر صلاح می دانید این کار را انجام دهید. با سپاس.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به شما جناب «یک دارابکلایی». متن شما دربردارندۀ نکات بسیارمهمی ست؛ که من لازم می دانم _ولو خیلی کوتاه_ به آن بپردازم:

 

۱- باید تأسُف خورد که خصلت های زشت برخی ها، موجب گردیده آدم همیشه آرزو کند کاش یک هم محلی با او همکار نباشد و یا از محل کارش باخبر نباشد. واقعاً نکتۀ دردناکی را با تفکر فعال خویش مطرح ساخته ای.

 

۲- من دلم نمی خواهد برای چنین افرادی که به قول معروف «زیرآب‌زن» هستند، واژه ای خلق کنم، کما این که شما نیز هرچه کوشیده اید، نتوانستید چنین کنید و به نظرم دلت نیامده است به آنان نسبت خاصی بدهی.

 

۳- اتفاقاً یکی از دوستان _که مرضی الطرفین است_ همان سال های اوج گزارش ها علیۀ من، با نیت خالص و مستند به من گفت: «فلان «عبدَوود» علیه ات زد.» من البته آن زمان خندیدم از توصیف او، ولی الان می گویم همین نسبت را هم نباید داد. آنان زشتی و حسادت می کنند؛ ما که نباید عین آنها از جادّۀ منطق و انصاف به در برویم.

 

۴- فرمودی اسم شان را علناً بیاورم و از لفّافه بیرون بروم چرا که از نظرت، اُولی آن است که نامشان برمَلا و آشکار شود تا از این طریق ریشۀ چنین خصیصۀ زشت اخلاقی از دیار دارابکلا برچیده شود. من ضمن سپاس از شما بابت این همدردی و بیان حق، معتقدم در وبلاگم هنوز وقت آن نشده که نام شان بیاورم. چون اینجا عرصۀ همگانی ست. فعلاً بگذارید، نام شان را نیاورم.

 

۵- من این خصیصۀ زشت زیرآب زنی را از هر کس سرزده باشد و یا سربزند محکوم می کنم. که از قول مستقیم یکی از دوستان گرامی شنیده ام علاوه بر چندتا جناح راستی محل _که اندک اند_ یکی از جناح چپی هم این خصلت را از قبل داشته است و برای شغل بگیران محل، و نیز در تحقیقات محلی، زیرآب زنی می کرد؛ که من هنوز برایم مسجّل نشده است. اگر واقعاً چنین بوده است، از این شخص هم بابت این بخش از کارهایش بیزاری می‌جویم. برای من، چپ و راست مهم نیست، حق و ارزش گرایی و پایداری در دیانت و انقلابی گری واقعی اصل است.

 

۶- در مورد آن وزیر و آن فرد خیلی تأسف خوردم که چنین شد. اگر از من کاری بر بیاید و نیاز دیده باشی، اعلان آمادگی می کنم کمکش کنم. تمام.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
درخواست جناب یک دارابکلایی
/post/828
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۶۴۲
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آنچه بر من گذشت ۶۶

قسمت ۶۶ : به نام خدای آفرینندۀ آدمی. آری؛ به من گفت: «ابراهیم خودتو مهیا کن بری کیاسر. مسئول آنجا بشی». روز می شمردم که کی می شود حکمم صادر شود و عازم شوم. سال ۱۳۶۷ را تا دو سه هفته ای طی کردم، دیدم نه! هیچ خبری نشده است. مشکوک شدم. چون این مدت را پیش خودِ رئیس نهادی که در آن اشتغال داشتم، کار می کردم _درواقع بی هدف چخ چخ می گرفتم_ خیلی راحت از ایشان یعنی «جناب برادر ... . ...» پرسیدم قضیۀ حکم مسؤولیت من در کیاسر چه شده است؟

 

یادم هست که از جلسه ایی اضطراری برگشته بود و دمِ در اتاقش که من در آن این مدت کار می کردم، پاهایش را با کفش به سمت بیرون دراز کرد و آه سردی کشید و کتفم را به صمیمت فشرد و علت را گفت. بعد من از طریق یکی از منتسبان دریافتم که [آقای ... . ...] علیه ام به بازرسی چیزایی! گفت و اصرار کرد که مرا مسؤول کیاسر نکنند.

 

من اسم این هم محلی ام را فعلاً در این جا نمی آورم و به خدا وامی گذارم که تلاش کرد نگذارد به زعم خود، من در آن نهاد ارتقاء بیابم، تا خدای ناکرده در ردیف مدیران و فرماندهان قرار نگیرم. و یا به خیال خود که مرا شریعتیسم و ضدروحانیت می پنداشت، مضرّ و مخل به حال نظام جمهوری اسلامی نباشم. بگذرم. اساساً وقتی آن چند گزارشگر و زیرآب زن دارابکلایی  _که تعداد و اسامی شان را دقیقاً می دانم علیۀ من چه کرده و چه گفته اند_ نتوانستند مانع از ورودم به نهاد انقلابی شوند، برخی از آنان تمام تلاش شان را کردند که در درون نهاد مانع رشد و بالا رفتن من شوند.

 

حتی یکی از آن ها پیش یکی از دوستان مرضی الطرفین در غیاب من، به من فحش ناموسی بسیارزشت و ناسزا و ناروا داد و به مادرم _که آزارش حتی به مور هم نمی رسید_ غیاباً جسارت کرد؛ که آری؛ فلان فلان شده هرچه تلاش کردیم  که وارد نهاد [...] نشود، بازهم وارد شد. او باید پیش خدا جواب بگوید. قضیۀ کیاسر برای من پیام مهمی داشت. دریافتم اینان _چند زیرآب زن حسود_ تا نفس دارند نمی گذارند من در نهاد ساری رشد کنم. این موضوع را مخفی با شیخ وحدت درمیان گذاشتم. نکاتی به من گفت و بر اساس آن پیش رفتم تا پس نیفتم.

 

همان رئیس نهاد ساری چون مرا بیش از حد قبول داشت و محبت می ورزید، مرا به عنوان جانشین، به یکی از مراکز زیرمجموعه ساری معرفی کرد و آن جا مشغول شدم. اما راه خود را بر اساس توصیۀ شیخ وحدت پیش می بردم. فشار بر من چنان بود که دیگر نمی توانستم ماندن در ساری را تحمل کنم. رفتم به نهاد گفتم مرا زودتر از موعد بفرستید جبهه.

 

پیشنهادم قبول شد و در حالی که در تیرماه ۱۳۶۷ اولین فرزندم عارف می خواست متولد بشود، بدون معطّلی و البته با چشم انتظاری لحظه های تولد _که هنوز تا آن زمان دقیق مشخص نبود کی هست_ ساری را ترک و به دور از هیاهو و حسادتِ آنان، به جبهۀ مریوان حرکت کردم. در مریوان به عنوان معاونِ یکی از معاونت ها مشغول شدم که به مدت ۱۰ ماه به طول انجامید و در آغاز سال ۱۳۶۸ به ساری برگشتم. که می گویم چه می شود.

(آنچه بر من گذشت)

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
آنچه بر من گذشت ۶۶
/post/825
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۱۰۲۹
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یا اباالفضل

به قلم دامنه. به نام خدا. نام حضرت ابوالفضل _سلام الله علیه_ آشناترین و انیس ترین نام ها در زبان و قلب ایرانی هاست. وفای ابوالفضل، رشادت ابوالفضل، مظلومیت ابوالفضل، مقام خاصِّ ابوالفضل و در یک کلام، شخصیت محبوب ابوالفضل در عاشورای حسینی، همه و همه موجب شده تا عطش عشق به حضرت ابوالفضل در قلب تک تک ایرانی ها زبانه بکشد و قبَسات  مودّت ایرانیان گردد.

 

قسم ابوالفضل _ به حضرت عبّاس قسم_ و اِمداد از نام مقدس  قمر بنی هاشم _یااباالفضل_ و دخیل به حرمش و اذن گرفتن از ایشان برای ورود به حرم حضرت سیدالشهداء _علیه السّلام_ نمونه هایی از قبسات است که چون شعله و پارۀ آتش، قلوب مؤمنان را حرارت و نور و معرفت می بخشد. عکس حرمش هدیه می شود به عاشقان و متوسّلان به حضرت باب الحوائج ابوالفضل العبّاس. با آرزوی زیارت بین الحرمین. خداحافظ.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
یا اباالفضل
/post/832
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۷۶۴
  • پست شده - يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۳۷ ق.ظ
  • : برچسب ها
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دکتر سروش و حلقۀ کیان

از کیهان فرهنگی تا کیان: مجله کیان به عنوان مهم‌ترین و تاثیرگذارترین مجله‌ی روشنفکری دینی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد هجری شمسی شناخته می‌شود. در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ جمعی از جوانان انقلابی که دل در گرو آموزه‌های شهید مطهری داشتند اقدام به تشکیل کانونی به نام «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» کردند که رضا تهرانی از پایه گذاران این کانون، از آن به عنوان نخستین حرکت تشکیلاتی روشنفکران مسلمان یاد می‌کند.

 

با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از این جوانان وارد ساختار حکومت شدند و در نهادهای سیاسی- نظامی مشغول به کار شدند. با این حال بعضی از اعضای «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» از قبیل حسن حسینی (شاعر)، قیصر امین پور (شاعر) و محسن مخلباف (فیلمساز)، همچنان علاقمند به کار فرهنگی ماندند و «حوزه هنر و اندیشه اسلامی» را پایه‌گذاری کردند تا همچنان دور از قدرت سیاسی بتوانند به فعالیت فرهنگی خویش ادامه دهند. با این حال پس از چندی سازمان تبلیغات اسلامی متولی حوزه هنر و اندیشه اسلامی شد و فعالیت کانونی تبدیل به نهادی وابسته به حکومت گردید.

 

برخی از اعضای اولیه از کانون فرهنگی نهضت اسلامی یعنی مصطفی رخ صفت و رضا تهرانی به پیشنهاد مرحوم سید حسن شاهچراغی، سرپرست وقت موسسه کیهان، همکاری با این موسسه را پذیرفتند و به همراه ماشاءالله شمس الواعظین، بنیان مجله کیهان فرهنگی را گذاشتند. شمس الواعظین چنان که خود می‌گوید به دلیل اینکه سردبیر روزنامه کیهان بود، دخالت اجرایی در روند کیهان فرهنگی نداشت اما در بسیاری از مصاحبه‌ها با شخصیت‌های مختلف، حضور داشت و کمک می‌کرد. (مصاحبه با هفته نامه شهروند امروز، شماره ۲۹، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۶)

 

نخستین شماره کیهان فرهنگی در فروردین ۶۳ با محوریت ابتدایی مصطفی رخ صفت، کمال حاج سید جوادی و حسن منتظرالقائم منتشر شد. منتظر القائم چندی بعد در تصادفی در یزد، کشته شد و کمال حاج سید جوادی همراه سید محمد خاتمی به وزارت ارشاد رفت. اما مصطفی رخ صفت باقی ماند و به همراه رضا تهرانی، کیهان فرهنگی را منتشر کرد. 

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
دکتر سروش و حلقۀ کیان
/post/831
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۱۳۹۲
ادامه ی مطلب
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ورزشگاه حیدریان قم

 

ورزشگاه حیدریان قم

۳۰ فروردین ۹۸. عکاس: دامنه

 

عکس زیری

جنگل دارابکلا از زاویه‌ی روستای سرتا

فروردین ۹۸. عکاس: حمید عباسیان

 

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
ورزشگاه حیدریان قم
/post/1408
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۸۶۵
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درگذشت همسنگر مهربان

به قلم دامنه: همرزم سلحشور: سیدحسن، سلام ما را به یوسف برسان. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ. کسانى که چون مصیبتى به آنان رسد گویند انا لله و انا الیه راجعون [ما از خداییم و به خدا باز مى‏ گردیم‏]. بر اینان درود پروردگارشان و رحمت او باد و اینانند که رهیافته‏ اند.

سوره بقره آیه‌ی ۱۵۶ و ۱۵۷

ترجمه خرمشاهی

 

جبهه‌ی جنوب. ۱۳۶۴

من و روانشادان: یوسف و سیدابوالحسن

عکاس: سیدعلی اصغر

 

به نام خدا. لحظات پیش (۸ و نیم صبح شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ برابر با ۲۵ شعبان المعظم ۱۴۳۹) از سوی دوست بزرگوارم جناب حاج سیدتقی شفیعی دارابی مطلع شدم، همرزم سلحشورمان سید ابوالحسن شفیعی دارابی برادرِ جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد شفیعی مازندرانی به رحمت خدا پیوست.

 

من در صدر کلام، این مصیبت غم انگیز را به تک تک اَخوات و اَخوان کرام شان به ویژه استاد شفیعی مازندرانی و رفیق دیرین و یار و یاور همیشگی ام جناب حاج سیدتقی، به همۀ بازماندگان عزیزشان خاصّه به همسر فداکار و مؤمنه شان، به تمامی همسنگران و همرزمان سلحشورشان خصوصاً به یوسف در فراق مان، و به همۀ اقوام و خویشان و خویشاوندان و دوستان و همکاران گرامی شان مخصوصاً به هم پویان محترم شان، تسلیت می گویم.

 

اما سخن خاص دامنه: مرحوم سیدحسن آقا بر گردن مان حق دارد، حق محبت، حق احترام، حق رفاقت، حق همسنگری، حق در یک خیمۀ جنگ خوابیدن، حق ایمان ورزی، حق دعاخوانی، حق ذاکرِ اهل بیت _علیهم السّلام_ بودن، و در اوج همه حقِ سادات مهربان بودن.

 

من شخصاً ایشان را از صمیم دل دوست می داشتم. غیر از خوبی و محبت و طبع گرم صمیمیت، چیزی از او به یاد ندارم. در سنگر جبهه در کنار رفیقان: یوسف، سیدعلی اصغر، احمدبابویه، از این همرزم، فقط سلحشوری و مقاومت و اخلاق نیکو و دقت در آداب دینی و پیشتازی در رعایت مسائل شرعیه دیده ایم. شهادت می دهم که آقاسیدابوالحسن، الحق یک همسنگر نترس و آمادۀ شهادت و سرشار از روحیه بود. تمام چهارشنبه‌شب‌ها برای مان دعای توسل می خواند.

 

این پست را از سر ارادات به آن سید بزرگوار، نوشته ام که در روز عاشورا و شب های محرم دارابکلا با جوشی‌های او، بر سر و سینه ها می زدیم که با آن بلندگوی دستی قدیمی، با خلوص و ارادات به اهلبیت (ع)، نوحه های ساده و سنتی می خواند و عزاداران را به دستۀ سینه زنان، تهییج و مهیّا می ساخت. سیدحسن، بی ریا ذاکر اهلبیت عصمت و طهارت _علیهم السلام_ بود.

 

اخیراَ با این بسیجی همرزمم دوبار دیدار و گفت و گو داشتم: یکی دی ماه ۱۳۹۶ که خیلی بشّاش بود و تجدید خاطرات کردیم و نقل خوبی های یوسف. دیگری همین دو هفتۀ قبل در بستر بیمارستان بود که به من گفت: «آق ابراهیم، راضی ام به رضای خدا». اشک در چشمم کردم و گفتم: تو در ایمان، پایدار بودی و هستی؛ پس، در این سختی نیز مقاوم باش و روحیه رزمندگی ات را به یاد آر. صدایش  در دلم ماند و طنین سخنش هنوز در گوشم نجوا دارد.

 

یادش را به همراه مرحومان والدین متدیّن و مهربانش و نیز برادرش مرحوم سید حجت از معلمان روستای دارابکلا، گرامی می دارم و برای شان غفران الهی و محشورشدن با اولیای الهی، طلب می کنم. ما همرزمان و همسنگران مرحوم آقا سیدحسن، در غم درگذشت او با همۀ منتسبان بزرگوارش، شریک هستیم. خدایا ما را با رزمندگان و شهیدان پذیرا باش. با بغض در گلو می گوییم: سیدحسن، سلام ما را به یوسف برسان. التماس دعا. دامنه.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
درگذشت همسنگر مهربان
/post/829
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۶۸۹
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

تسلیت به جعفر رجبی

به قلم دامنه. به نام خدا. درگذشت «گَنّا». این پست را از زبان رفقایم می‌نویسم: گنّا هم با عمری بالای یک قرن، از میان مان رفت. من، عید نوروز ۱۳۹۴ که به دیدارش رفته بودم، عکس زیر را به یادگار انداختم. او به رفقا، خیلی سخی و مهربان بود. ما رفقا، با او خاطره های زیادی داریم. از اوج مهرورزی اش گرفته تا جملات خندان و خُلقیات قشنگ و دلِ نازک و قلب پردغدغه اش برای نوادگانش؛ خصوصاً عشق بی حصرش به نوه اش جعفر، که اسماعیل صدایش می کرد.

 

ما را مثل نوه اش جعفر و هادی و مهدی محّبت می کرد. من و رفقایم، از دستان او نون و نمک فراوان خورده ایم؛ از اول انقلاب تا سال های سال. صدها جلسۀ اوایل انقلاب و دهۀ شصت را در منزلش برگزار کردیم و با سخاوت و خوشرویی و خوشحالی و به وفور پذیرایی شده ایم. خیلی بامحبت بود. خصوصاً روانشاد یوسف داماد خواهرزاده اش را بسیار دوست می داشت.

 

امروز ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ این مظهر رأفت و دلدادگی به نوادگان و اطرافیان، به رحمت خدا پیوست. حق است پستی ویژه از سر سپاس و نمک شناسی، برایش می نوشتم که نوشتم. این درگذشت را به همۀ خویشاوندان نسبی و سببی اش، اخصّ به رفیق مان آقاجعفر رجبی دارابی تسلیت می گوییم و برای روح وی صلوات و فاتحه نثار می کنیم و یاد این مادرمهربان را -که گنّا صدایش می کردیم- گرامی می داریم. جایش بهشت برین باشد.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
تسلیت به جعفر رجبی
/post/826
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۱۲۶۴
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

توبه و تجلّی

پست اهداییۀ دامنه

درآستانۀ آمدنِ ماه مغفرت و توبه

ماه خاطره انگیز رمضانِ خُجسته

 

عکس از دامنه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. از نظر مرحوم آیت الله سیدعلی قاضی (برگفته از کتاب شرح دعای سمات) تجلّی، آشکار شدن حقیقت است به مقدار قابلیتِ هر فرد. از نظر ایشان انکشاف تامّ و تمام برای هیچ کس، قابل تصور و تحقُّق نیست. پس، این مای گناه کار و غافل اما امیدوار هستیم، که باید قابلیت خود را برای تجلّی _کشف حقیقت_ به وُسع خویش، توسعه ببخشیم و زندگی مان را ذرّه ذرّه متعالی تر، معنوی تر، توبه پذیرانه تر، خوشآیندتر و در یک کلام بهتر از دیروز نماییم.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
توبه و تجلّی
/post/823
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۱۳۲۹
  • پست شده - جمعه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۴۸ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ایرانِ شهیدان، شهیدانِ ایران

به قلم دامنه

به نام خدا

عملیات: کربلای ۴

زمان: ۴ دی ۱۳۶۵

شهیدان: ۳۹۰۰ رزمنده

مجروحان: ۱۱۰۰۰ رزمنده

منبع

 

جنایت آمریکا و سازمان تروریستی منافقین:

توأمان دادنِ اطلاعات جاسوسی به صدام

 

وجب به وجب خاک ایران با خون شهیدان آبیاری شده. میراثخواران و مرفّهان بی درد اما، همچنان چون کنۀ خون آشام، خون نظام را می مکند. شهیدان خون دادند تا اسلام و ایران و اخلاق و عدالت و آزادی و استقلال و عزّت و در یک کلام صراط مستقیم، مستقر بماند.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
ایرانِ شهیدان، شهیدانِ ایران
/post/822
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۸۷۱
  • پست شده - پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۵۸ ق.ظ
  • : برچسب ها
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دیم به دیم

به قلم دامنه. به نام خدا. دیم به دیم. مردم روستای دارابکلا اصطلاحی دارند به نام: «دیم به دیم». دیم یعنی رو، یعنی رُخ. یعنی وَجه. یعنی صورت. یعنی چهره. یعنی دیده. پس؛ دیم به دیم، یعنی رخ به رخ. رو به رو. چهره به چهره. در این اصطلاح قدیمی دارابکلایی ها حکمت ها خوابیده، که من با مثال ها روشن می کنم:

وقتی یکی، غیبت کسی را بکند، اگر شنوندۀ غیبت، ناراحت شود، می گوید دیم دیم بکنم شما را؟ تا ببینم راست می گویی یا چاخان می کنی! و دروغ می بافی! (مثال اخلاقی)
 
گاه دو نفر بدهکار و طلبکار هم اند، اینان وقتی به هم، دیم به دیم بشوند، بشدت دیدنی می شوند. بدهکار رنگش می پرّد و زود می خواهد از صحنه دربرود، آن دیگری که طلب دارد، چشغاله! می گیرد و حوار می کشد و یا غُر می نوازد. (مثال انسانی)
 
دیم به دیم گاهی خشن می شود و به دعوا و حوار و زد و خورد منجر می گردد؛ که در این صورت دیگر دیم به دیم نیست، بلکه اسمش شاخ به شاخ و شانه به شانه شدن است. شبیه تصادف ناخواستۀ مرگبار دو ماشین از روبرو به همدیگر. عین عکس زیر. (مثال خشونتی)
 
 

دیم به دیم مثل این

عکی بازنشر دامنه

 
وقتی دو نفر قهرند، هرگاه به هم دیم به دیم بشنوند؛ یا نسبت به هم ماز می کنند! یعنی مثل زنبور نیش می زنند، یا گاز می دهند و درمی روند که به روبرو نشوند و یا در لب، تبسّم می زنند و در دل دوست دارند با هم آشتی کنند، پس از کنار هم یواشکی رد می شوند و چپکی به هم می نگرند. (مثال رفاقتی)
 
گاه در دیم به دیم، بی اعتنایی شکل می گیرد، به هم محل نمی گذارند. یا بی احترامی روا می دارند. گاه هم در دیم به دیم، همدیگر را لُغُزباران می کنند. (مثال نیمه خشونتی)
 
بگذرم؛ که دیم به دیم در عرصۀ جهان کنونی یعنی: تبدیل فرصت به تهدید! که بیش شده است. یا تبدیلِ تهدید به فرصت که کم کم و اندک اندک، کم و کم و حتی خیلی کم گردیده است. مثل شیوۀ رسوا و حماقت آلودِ دونالد ترامپ، که هیچ درکی از انسان و جهان و کشورداری و اخلاق و عهد و تعهُّد ندارد. تا لغت بعد...
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
دیم به دیم
/post/819
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۶۰۵
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

قاعده‌ی زرین و قاعده‌ی نقره‌ای

متن نقلی: مصطفی ملکیان می‌گوید: شما بهتر از من می‌دانید که ما چیزی داریم به نام «اخلاق جهانی» یا «اخلاق مشترک» که مخرج‌مشترک و فصل مشترک همه‌ی مکتب‌های اخلاقی و نظام‌های اخلاقی و نظریه‌های اخلاقی است. یکی از احکام و قواعد آن اخلاق جهانی قاعد‌‌ی زرین است؛ بنابرین قاعده‌ی زرین اصلاً مخالفی ندارد. همه‌ی مکتب‌های اخلاقی، همه‌ی نظام‌های اخلاقی، همه‌ی نظریه‌های اخلاقی به «قاعده‌ی زرین» قائل‌اند؛ منتهی بعضی به هر دو وجه آن قائل‌اند، هم وجه ایجابی‌اش و هم وجه سلبی‌اش، و بعضی فقط به وجه سلبی آن قائل‌اند:

 

 

بعضی می‌گویند: «با دیگران چنان رفتار کن که خوش داری آن‌چنان با تو رفتار کنند [ایجابی] و با دیگران چنان رفتار مکن که خوش نداری آن‌چنان با تو رفتار کنند. [سلبی]»؛ بعضی فقط قسمت دومش را قبول دارند که «با دیگران چنان رفتار مکن که خوش نداری آن‌چنان با تو رفتار کنند».

 

بنابراین اینکه در همه کتاب‌هایی که به‌توصیه من یا به‌دست خود من ترجمه شده معمولاً از قاعده زرین یاد شده به این معنی نیست که همه‌ آن کتاب‌ها به یک مکتب اخلاقی تعلق دارند، به یک نظام اخلاقی، به یک نظریه اخلاقی. نه؛ قاعده زرین مشترک همه مکتب‌ها و نظام‌ها و نظریه‌هاست. مصطفی ملکیان همچنین در حسینیه ارشاد در سخنرانی تحت عنوان "اخلاق جهانی عامل پیوند دهنده مکاتب و اندیشه‌های مختلف است" (نخستین شب از مراسم شب های قدر ۱۳۹۰) می گوید: اخلاق جهانی یعنی اشتراکات تمام مکاتب... یکی از اصول اخلاق جهانی به قاعده‌ی زرین مشهور است. یعنی با دیگری چنان رفتار مکن که خوش نداری که دیگری با تو رفتار کند. شهود هر انسانی با هر مکتب اخلاقی حکم می کند که با دیگری نباید رفتاری کرد که دیگری خوش ندارد با او این رفتار شود. منبع

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
قاعده‌ی زرین و قاعده‌ی نقره‌ای
/post/821
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۵۳۹
  • پست شده - پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۳۹ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اتوبوس در تونل!

مدرسه‌ای دانش‌آموزان را با اتوبوس به اردو می‌بُرد. در مسیر حرکت، اتوبوس به یک تونل نزدیک می‌شود که نرسیده به آن تابلویی با این مضمون دیده می‌شود: «حداکثر ارتفاع سه متر». ارتفاع اتوبوس هم سه متر بود، ولی چون راننده قبلاً این مسیر را آمده بود با کمال اطمینان وارد تونل می‌شود، اما سقف اتوبوس به سقف تونل کشیده می‌شود و پس از به وجود آمده صدایی وحشتناک در اواسط تونل توقف می‌کند.

 

پس از آرام شدن اوضاع، مسئولین و راننده پیاده شده و از دیدن این صحنه ناراحت می‌شوند. پس از بررسی اوضاع مشخص می‌شود که یک لایه آسفالت جدید روی جاده کشیده‌اند که باعث این اتفاق شده و همه به فکر چاره افتادند؛ یکی به کندن آسفالت و دیگری به بُکسل کردن با ماشین سنگین دیگر و .... اما هیچ کدام چاره‌ساز نبود تا اینکه پسربچه‌ای از اتوبوس پیاده شد و گفت: «راه حل این مشکل را من می‌دانم!» یکی از مسئولین اردو به پسر می‌گوید: «برو بالا پیش بچه‌ها و از دوستانت جدا نشو!»

 

پسربچه با اطمینان کامل می‌گوید: «به خاطر سن کم مرا دست کم نگیرید و یادتان باشد که سرِ سوزن به این کوچکی چه بلایی سر بادکنک به آن بزرگی می‌آورد.» مرد از حاضرجوابی کودک تعجب کرد و راه حل را از او خواست. بچه گفت: «پارسال در یک نمایشگاه معلم‌مان یادمان داد که از یک مسیر تنگ چگونه عبور کنیم و گفت که برای اینکه دارای روح لطیف و حساسی باشیم باید درون‌مان را از هوای نفس و باد غرور و تکبر و طمع و حسادت خالی کنیم و در این صورت می‌توانیم از هر مسیر تنگ عبور کنیم و به خدا برسیم.»

 

مسئول اردو از او پرسید: «خب این چه ربطی به اتوبوس دارد؟» پسربچه گفت: «اگر بخواهیم این مسئله را روی اتوبوس اجرا کنیم باید باد لاستیک‌های اتوبوس را کم کنیم تا اتوبوس از این مسیر تنگ و باریک عبور کند.» پس از این کار اتوبوس از تونل عبور کرد. خالی کردن درون از هوای کبر و غرور و نفاق و حسادت رمز عبور از مسیر‌های تنگ زندگی [دامنه: خصوصاً از سنگلاخ های مهیب سیاست و دنیا] است. منبع

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
اتوبوس در تونل!
/post/820
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۷۴۳
  • پست شده - چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۵۷ ق.ظ
  • : برچسب ها
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دربارۀ برجام و همه می‌دانند

دربارۀ برجام و همه می‌دانند

دربارۀ برجام و همه می دانند. توجه: من دو روز پیش ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ در اینجا با عنوان «شاه ذلیل‌الله بود، نه ما» به ملعنت و شرارت آمریکا پرداخته بودم. اینک این بحث: به قلم دامنه. به نام خدا. لابد می دانید «همه می دانند» اصغر فرهادی سازندۀ فیلم های «دربارۀ الی»، «گذشته»، «جدایی» و «فروشنده» در افتتاحیه جشنواره فیلم کن، دیشب اکران شد. فیلمی که او با دیدن پوسترهای ناپدیدشدنِ یک بچه در جنوب اسپانیا، به فکر ساختش افتاد و به نظرمی رسد این کار او نیز بدرخشد.

 

 

برجام و ذوق‌زدگی دکتر ظریف

در بالکن محل مذاکرات وین 

۲تیر ۱۳۹۴

 

فرهادی به لوموند گفت: دوست دارم پیش از یک پروژه، هیچ اطلاعاتی دربارۀ آن وجود نداشته باشد.... نیز گفت: فکر می کنم زنان مرموزتر هستند، شخصیت های غنی تری دارند و از ظرفیت های دراماتیک بیشتری برخوردارند. [ولی] ما دنبال یک مرد می گردیم؛ شاید دلیلش این باشد که خودم مرد هستم.» (منبع) خواستم با این مقدمه چندچیز را برای بستر بحث، آن هم به زبان ساده، ملموس و عامیانه، نه تحلیل آکادمیک و انتزاعی و ایدئالسیتی، آماده کنم: آنچه ترامپ دیشب نسبت به برجام انجام داد، بدتر از مفهوم ناپدیدشدن و آدم رُبایی در فیلم فرهادی ست. و برجام _که از دیدِ ملت پنهان نگه داشته شد و در یک دیپلماسی عجولانه به تصویب رسیده بود_ چیزی به مراتب عمیق تر از یک پروژه است؛ که کارگردانی چون فرهادی می گوید دوست ندارد اطلاعات فیلم هایش پیش از اکران لو برود. نیز این که، چه خانم اشتون، و چه فدریکا موگرینی دختر آقای فلاویو موگرینی، کارگردان و طراح صحنه ایتالیایی، با آن سابقۀ کمونیستی، مطابق فرمول فرهادی _که زنان مرموزتر هستند، شخصیت های غنی تری دارند و از ظرفیت های دراماتیک بیشتری برخوردارند_ نمی توانند دست کم گرفته شوند؛ زیرا آن ها با شیوه ها و شگردهای خنده و دوستی و سخن های اعتمادبرانگیز ظاهری، می توانند فریب را پیش ببرند و فرمول های جهان جاسوس محور را پیاده کنند. بگذرم؛ که دنیای سیاست، پیچیده تر از هر دنیایی ست.

 

 

اما مخمصۀ حسن روحانی؛ همه می دانید که چهارپایه ابزار دسترسی ست. مثلاً با آن لامپ را تعویض می کنند. با آن گردگیری می کنند. با آن به پشت بام می روند. با آن به آن چه در دسترس نیست؛ می رسند. با آن گچ کاری! و بتونه کاری! و رنگ آمیزی! می کنند. اگر یک پایه از چهارپایه بشکند یا در جای لقّی قرار گیرد، دیگر نه فقط ابزار نیست، بلکه شیء ایی بشدت خطرناک و مُهلک و براندازانه است. خروج آمریکا از برجام چنین حالتی بر برجام دارد.

 

برجام (=برنامۀ جامع  اقدام مشترک) نیز مثل یک چهارپایۀ دسترسی بود. دسترسی به دنیا. دسترسی به پول نفت. دسترسی به سرمایه گذاری داخلی و خارجی. دسترسی به روابط تخریب شدۀ جهانی. دسترسی به سیاست های خنثی سازی تحریم، دسترسی به آنچه با ولع و سادگی طراحی شده بود و اساساً دسترسی به آن چه دولتمرد محمدجواد ظریف و رئیس جمهور حسن روحانی خیال می کردند و تصوّراتش را داشته و هنوز دارند، ولی نرسیده اند.

 

 

این تیم حسن روحانی دیشب به حسن روحانی

احسنت احسنت می‌گفتند!

همانان که پیش‌تر، برای برجام

کف می‌زدند و آن را فتح می‌دانستند

 

دیشب حسن روحانی در پاسخ به دونالاد ترامپ گفت: «خوشحالم که یک موجود مزاحم از برجام خارج شده است» منبع. من از آقای حسن روحانی فقط یک پرسش می پرسم اگر آمریکا یک موجود مزاحم بوده، پس چرا با او مذاکره کرده اید و توافق با او در قالب برجام را یک پیروزی استراتژیک توصیف می نمودید؟ و وزیرخارجه ات آقای ظریف، از پشت پنجرۀ هتل وین، به علامت پیروزی به حالت شادمان و سرشار ازهیجان، دست تکان می داد و به قهقهه به خاطره فتح و غلبه! می خندید؟

 

به نظرم همۀ کسانی که برجام را به وجود آوردند، باید به ملت پاسخگو باشند. نیز به مردم بگویند چرا پیش از به پیش بردنِ سیاست منطقه ای و مسالمت سازی در خاورمیانه، به مدت دو سال وقت دولت خود را صرف مذاکره _آن هم با یک موجود مزاحم به نام آمریکای جهانخوار_ کرده اند؟

 

کار از ابتدا خراب بود. چراکه دولت آقای روحانی پیش از آن که در خاورمیانه دیپلماسی اش را به پیش ببرد و با همسایگان پرمسأله، تنش زدایی کند و فرمول دتانت را پیاده سازد، خوشبینانه به اروپا و آمریکا اعتماد نمود و به سمت ابرقدرت ها خیز برداشت. و شد آن چه مسلّم بوده است که می شود. معتقدم گرداب سوریه، تنش سعودیه، خدعۀ اسرائیلیه، مکر آمریکاییه، دودوزه بازی روسیه، سودورزی های زیرکانه و رندانۀ چینیه و از همه بدتر و پلیدتر کرشمه های اروپاییه، برجام را _که یک توافق سیاسی اما غیرحقوقی بین المللی لرزان و لغزان و به دور از چشم ملت بوده_ به این روز سیاه انداخته است.

 

یک نکته بگویم و به قول عرب ها خلاص؛ آمریکایی ها زرنگی کرده بودند برجام را به تصویب گنگره نرسانده بودند، تا آسان از آن بیرون روند، هر وقت که بخواهند! و ما اما خامی کرده بودیم و با فشار شورای نگهبان _که به نظرم می خواست به لحاظ شکلی مثلاً وظیفۀ ذاتی و نظارتی اش را ایفا کرده باشد_ برجام را به تصویب مجلس شورای اسلامی یعنی در وضع یک قانون رسمی، رسانده بودیم و تأیید شورای ۱۲ نفره نگهبان. برمی گردم به همان فیلم جدید اصغر فرهادی آیا «همه می دانند»؟ گرچه آمریکا می خواهد غلط و غلوطی بکند، ولی به فرمودۀ امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. تمام.

دربارۀ برجام و همه می‌دانند
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
دربارۀ برجام و همه می‌دانند
/post/818
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۲
  • ۱۳۲۰
۲
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

خدا همیشه در زمانِ حال

خدا

 

در پیام مقدس حضرت محمد صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم خداوند است که سخن می گوید و خدا همیشه در زمانِ حال زندگی می کند و برای او ماضی و مستقبل [=گذشته و آینده] و اکنون یکی است. (قرآن شناسی. محمدمهدی فولاوند، ۱۳۸۰، ص ۵۱۹)

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
خدا همیشه در زمانِ حال
/post/813
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۵۸۲
  • پست شده - سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۲۷ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

توت قم و کهک

 

به نام خدا

این روزها در اردیبهشت ماه،

قم مستعد توت و توت خوری ست؛

خصوصاً توت ها بخش کهک،

و روستاهای کرمجگان، فردو.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
توت قم و کهک
/post/816
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۳۱۱۷
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

عمامه‌گذاری شیخ ابراهیم چوپانی

عمامه‌گذاری شیخ ابراهیم چوپانی

قلم دامنه. به نام خدا. مراسم عمامه گذاری جناب حجت الاسلام شیخ ابراهیم چوپانی مرَسی در شب نیمۀ شعبان ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ در مسجد جامع روستای دارابکلا، با حضور روحانیون دارابکلا ازجمله حُجج اسلام آقایان: شیخ مرتضی چلویی دارابی امام جماعت محل. سیدمحمد شفیعی مازندرانی. سیدعلی صباغ دارابی. شیخ وحدت. سیداحمد شفیعی دارابی مدیر حوزۀ مصطفی خان ساری، جناب حاج کبل سیدمحمد شفیعی دارابی و سایر روحانیین و مؤمنین محل و نیز با شرکت روحانیون مَدعوّ منطقه، انجام شد.

 

من قبلاً در ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ در همین وبلاگ ایشان را معرفی کرده ام؛ ضمن تبریک به جناب شیخ ابراهیم چوپانی و اعضای محترم خانواده و خاندان نسبی و سببی اش؛ سه نکته برای وی آرزو می کنم:

 

۱. تداوم زیِّ طلبگی و ساده زیستی؛

۲.  استقلال فکری و اسلام شناسی بر حسب مقتضیات زمان؛

۳. مردمی ماندن و دفاع از آزادی، تفکر و نشر معارف دینی.

 

...

 

 

 

...

 

 

...

 


روحانیت داراب‌کلا: اینجا

 

عمامه‌گذاری شیخ ابراهیم چوپانی
ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
عمامه‌گذاری شیخ ابراهیم چوپانی
/post/800
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۱۳۵۹
۱
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

صد میدانِ پیر هرات

به قلم دامنه. به نام خدا. من هر هفته دوبار نزد جناب خیرالله یوسفی متصدی بزرگوار کتابخانه‌ی یادگار امام قم می روم و در فضایی آرام و دلنشین مخزن کتابخانه، ابتدا به جستجوی کتاب می‌پردازم و سپس با به امانت‌بردن آن، مطالعه و یادداشت‌برداری می‌کنم. ضمن تشکر از ایشان و همکاران گرانقدرشان، کتاب صد میدان خواجه عبدالله انصاری را در این پست معرفی می کنم:

 

بهترین ساعات عمر آدمی، باکتاب‌بسربردن است؛ و وقتی هم کتاب «صد میدان» پیر هرات خواجه عبدالله انصاری باشد این لذت صدچندان می‌شود. دکتر سهیلا موسوی سیرجانی این اثر را تصحیح کرد از نشر زوّار که در سال ۱۳۸۵ به زیر چاپ و نشر رفت. من البته چاپ سومش را (۱۳۸۸) خواندم در ۳۳۸ صفحه. برای این‌که پست‌ها در صحن مدرسه فکرت از دو کف دست نگذرد، چهارمیدان را که بیشتر بر طبع‌ام نشست فشرده‌نگاری می‌کنم. ابتدا لازم است بگوم «صد میدان» مراحل سیر و سلوک است که از میدان اول یعنی «توبه» که بازگشت از روی اخلاص به پیش خداست، آغاز و به میدان صدم یعنی «بقا» ختم می‌گردد و البته در کتاب به میدان صد و یکم هم می‌رسد که همان میدان محبت. (ر. ک: ص ۲۱)

 

 

کتاب صد میدان خواجه عبدالله انصاری

عکس از دامنه

 

 

جناب خیرالله یوسفی

متصدی کتابخانۀ یادگار امام قم.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷. عکاس: دامنه

 

اینک چهار میدان از میان صد میدان:

میدان اول: که میدان توبه است. توبه نشانِ راه است و سالار بارگاه و میانجی پذیرش. و به کردارِ خود ناجی‌دیدن. (رک: ص ۸ و ۹)

میدان چهل‌و هفتم: که میدان مداومت است. مداومت تن به وِرد. زبان به ذکر و سر بر ضبط. (رک:ص ۱۴۵)

میدان پنجاه‌و‌نهم: که میدان ثقَت است. ثقت پشتی‌داشتن است. که از سه چیز برمی‌خیزد: ار صدق تصدیق. از حُسن ظنّ و از صفای نظر. (رک: ص ۱۸۰)

میدان هشتادم. که میدان استسلام است. استسلام حقیقتِ اسلام است که سه درجه است: از شرک برَستن. از خلاف برَستن. از خود برَستن. (رک: ص ۲۴۹)

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
صد میدانِ پیر هرات
/post/815
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۱
  • ۸۹۸
  • پست شده - سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ق.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دامنه و جناب یک دوست

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
دامنه و جناب یک دوست
/post/186
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۶۸۰
  • پست شده - دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۲۲ ب.ظ
  • : برچسب ها
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

شاه ذلیل‌الله بود، نه ما

به قلم دامنه. به نام خدا. اون شاه بود که خود را به تقلّب و فریب و دروغ و خودخواهی و حیله، «ظل الله» یعنی سایۀ خدا جازده و شعار سه گانۀ «خدا، شاه، میهن» را باب کرده بود و در برابر آمریکای امپریالیست و اسرائیل غاصب خون ریز، مطیع و خاضع و بله قربان گو بود. آری؛ شاه ذلیل الله! شده بود نه ظل الله. ما، فرزندان خمینی روح الله هستیم که کلیم الله وار در برابر سه طاغوت زر و زور و تزویر ایستاد و به قول مرحوم آیت الله اراکی «مجدّدالمذهب قرن» شد و به ما ایرانی ها و مسلمانان آزادیخواه منطقه حیات جدید بخشید.

 

 

عکس ماهواره ای ایران. بازنشر دامنه

عکس ایران

بازنشر دامنه

 

ما شاه و شاه پرست نیستم که در برابر زیاده طلبی و زورگویی های امپریالیسم جهانخوار و صهیونیسم انسانخوار؛ همانند شاه «ذلیل الله»، خوار و زبون باشیم. ما زبان داریم و توان. ما ضد استبداد بوده و هستیم و شاه را با شعارهای دینی، سیاسی، اخلاقی و ایرانی و با شیوۀ انقلابِ غیرمسلّحانه و بدون خون ریزی بیرون کرده ایم. ما ضد استعمار بوده و هستیم و ایران را هرگز زیر یوغ هیچ قدرت توسعه طلب و زرمند و زورمندی، تنها و بی یار و در امان خدا رها نگداشته ایم و همانند جان خویش از آن، به توکل و توحید و خداباوری محافظت نموده ایم. ما ضد استثمار بوده و هستیم و حاضر نیستم حتی لحظه ای از سوی هیچ ابرقدرتی دوشیده شویم؛ و حتی آنی حاضر نیستیم از سوی هیچ زمامدار جهانخواری به بیگاری و تسلیم، کشانده شویم.

 

ترامپ فاسد که سهله، اگر همه سلطان های جبّار جهان از قبرشان برخیزند و علیۀ ما حَوار کشند و رَجز بخوانند، بازهم ایرانیِ تسلیم ناپذیر هستیم. زیرا؛ ما اشک ریختۀ خونِ حسین بن علی _سلام الله علیهما_ و شاگرد عصر عزّت آفرین عاشوراییم. همین. قم. دامنه.

ابراهیم طالبی  | دامنه دارابی
شاه ذلیل‌الله بود، نه ما
/post/809
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
  • ۰
  • ۷۸۴
۰
درج پیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
قبل ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... ۹۳ ۹۴ ۹۵ ۹۶ ۹۷ ۹۸ ۹۹ ... ۱۱۶ ۱۱۷ ۱۱۸ بعد