دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

۲۹۴ مطلب با موضوع «نویسندگان» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ

دین چیست؟

 
توضیح دامنه: به نام خدا. دیشب یکی از کاربران، از رفیقم سید علی اصغر شفیعی دارابی پرسید: «دین چیست؟ پیدایش آن برای چیست؟». ایشان ضمن پاسخ به آن کاربر محترم، نظر مرا هم طی ارسال سؤال جویا شد. آنچه در متن دستخط می خوانید جواب من است به سید علی اصغر. یک جمله از متن دستخط نیز بگویم: به قول ملاصدرا همۀ موجودات در حرکت به سوی کمال اند؛ حتی سنگ.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ ، ۱۱:۲۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۲۶ ق.ظ

فوکویاما از ایران چه گفت؟

هرساله در ماه فوریه «نشست جهانی حکومت» به میزبانی دولت امارات متحده عربی در دبی (Dubai) برگزار می‌شود. امسال فرانسیس فوکویاما نظریه‌پرداز 65ساله‌ی ژاپنی-آمریکایی و استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد _که به خاطر نظریه‌ی خود درباره‌ی «پایان تاریخ» مشهور است_ از جمله سخنرانان این نشست ۳ روزه بود. بخش هایی سخنرانی وی می آید:

 

پاسخ دامنه: به نام خدا. از سخنان چاپلوسانۀ فوکویاما در تعریف و تمجید از کشورهای عرب منحط، مستبد، فاسد و عیّاش منطقه که بی شرمانه و مستانه با ترامپ رقص شمشیر می کنند و در عوض کوبیدنِ جمهوری اسلامی ایران و بزرگنمایی رخدادهای دی ماه 96 ایران، نشان می دهد پول بگیر رشوه بِستان و سخن بران، خوب برای دانشمندان هژمونی طلب غرب ازجمله در رأس شان فوکویاما، نافع است و عایداتی دارد.

 

 

متن فوکویاما: فوکویاما به «بازنویسی تاریخ: آینده‌ی حکمرانی جهانی و حکومت‌های شبکه‌ای» پرداخت. او اظهار نگرانی کرد که تغییر به سمت جهان چندقطبی، و حضور چین در رأس آن، بی‌ثبات‌کننده خواهد بود... مشکل بزرگ در حکمرانی جهانی این است که واقعیت اجتماعی بنیادین با سرعتی بسیار سریع در حال پیش‌روی و دگرگونی است و نهادها در حال تلاشند تا خود را با آن منطبق کنند. او ظهور پوپولیسم، مهاجرت، و فناوری را از جمله مصادیق این واقعیت دگرگون‌شونده دانست. فوکویاما ظهور پوپولیسم را «پاشنه آشیل بسیاری از دموکراسی‌ها» در غرب دانست، چرا که مردم احساس می‌کنند ارزشی برای نظام سیاسی ندارند.  او بزرگترین خطر برای نظم لیبرال جهانی را از درون کشورهای غربی دانست که احساسات پوپولیستی، ضد جهانی شدن، و مهاجرستیزی منجر به ایجاد طبقه‌ای از رهبران «قُلدر» در این کشورها شده است و آنها نهادهای کشورهایشان را تضعیف می‌کنند.

 

فوکویاما اظهار داشت «اسلام سیاسی» در خاورمیانه «مشکلاتی را حربه‌ی خود می‌کند که بر اثر مدرنیزاسیون برای هویت‌ها به وجود آمده است». فرانسیس فوکویاما به رخدادهای اخیر ایران نیز پرداخت: «در ایران، یک انقلاب اجتماعی زیر پوست جامعه در حال گسترش است. یک جمعیت جوان و تحصیل‌کرده وجود دارد، خصوصا در بین زنان، که با ساختار قدرت محافظه‌کار و روستایی که بر کشور حاکم است، سر سازگاری ندارد. ایران به سمت نوعی انفجار در حرکت است و من مطمئن نیستم نتیجه‌اش چه می‌شود، ولی وضعیت ایران وضعیت باثباتی نیست». فوکویاما آشفتگی‌های اخیر در ایران را تا حدی ناشی از عوامل آب و هوایی همچون خشک‌سالی و کمبود آب دانست، که اغلب خشونت به بار آورده است و با دیگر عوامل بحران‌زا تداخل پیدا کرده است. او اظهار داشت: «بسیاری از ناآرامی‌های اخیر ایران ریشه‌های محیط زیستی داشت. منابع آب زیرزمینی بیش از حد استفاده شده است که خشکسالی ایجاد کرده است. بسیاری از خشونت‌ها در جهان به خاطر تغییرات آب و هوایی است».

 

او در کنار تحلیل‌ خود از مسائل ناخوشایند جهانی، در گفتگو با «انور قرقاش» وزیر خارجه امارات گفت کشورهای حاشیه خلیج [فارس] نشان داده‌اند «امکان تاسیس مدل‌های اقتصادی و سیاسی معتبر بدون تاثیر نهادهای لیبرال دموکراسی غربی وجود دارد.» فوکویاما افزود: «خلیج [فارس] بخش «لیبرال» را خوب اخذ کرده است. هم امنیت دارد و هم سلطه‌ی قانون و حقوق مالکیت. و شاید نشان داده‌اند که جنبه‌ی دموکراسی آن قدر هم ضرورت ندارد. خلیج [فارس] هم‌اکنون به دنیا نشان می‌دهد که چطور چنین کاری ممکن است. مشکل جهان عرب این بوده است که قادر به تاسیس دولت‌های باثبات نبوده است.» او تونس را تنها دموکراسی دانست که از دل خیزش‌های بهار عربی ۲۰۱۱ بیرون آمده است، «ولی این کشور رونق اقتصادی به ارمغان نیاورده است. این دموکراسی فرو نخواهد پاشید ولی هم‌اکنون به تار مویی بند است». (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ ، ۰۹:۲۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
يكشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۱۷ ق.ظ

پاسخ به آیت الله مؤمن

بسم الله الرحمن الرحیم. دیروز در سایت ها خواندم «آیت الله دانش زاده قمی مشهور به محمد مؤمن» دربارۀ رهبری و رأی‌گیری ۱۴ خرداد، شصت و هشت خبرگان رهبری، نکاتی گفت (در زیر) چند نکته را در مقام پاسخ در اینجا می گویم:


یک: این که ایشان در صدد رفع شُبهه و تشکیک برآمد، جای خوشحالی دارد، چون نشان می دهد آنچه در جامعه میان مردم می چرخد در بالادستِ نظام بازخورد دارد.


دو: اما حرف های شان به نظرم به جای آن که به تقویت رهبری و جایگاه مهم رهبری بینجامد، ناخودآگاه به تضعیف کشانده شد. چطور؟ آیا شایسته است وی بگوید رهبری «مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد». این تعریف است یا تضعیف؟


سه: این که آقای مؤمن گفت برخی از اعضای خبرگان چون «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند» در رأی ندادن به رهبری، باید بگویم آیا اساساً هیچ کس در نظام جمهوری اسلامی از این حقِّ قانونی برخوردار بوده است که بتواند شرط «مرجعیت» را در رأی گیری اولیه نادیده بگیرد؟ و یا درکل قادر بوده این شرط رهبری را از قانون اساسی حذف نماید؟


چهار: و آخر این که مگر شما خود نگفته اید «آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته...» پس چرا می گویید «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود»...ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد»؟ اگر این گونه است که شما استدلال و تعلیل کرده اید؛ پس چرا جامعۀ مدرسین قم در آن اطلاعیۀ مشهور معرّفی هشت مرجع قم به پیشگاه مردم، برخلاف شما بر مرجعیتِ رهبری صحّه گذاشته است؟ شما اشتباه می کنی یا جامعۀ مدرسین قم!؟ پس؛ بهتر است آری بهتر است که در مقام توضیح به ملت به عنوان یک فقیه منصوب شورای نگهبان و عضو قبلی و فعلی مجلس خبرگان، بادقت بیشتر و باشفافیت بالا سخن بگویید. تمام.

ایران. اسفند.  توحید.

 

آیت‌الله مؤمن گفت: «در رأی گیری روز ۱۴ خرداد، شصت و هشت برخی به دلیل شبهه قانون اساسی که بر اساس آن می‌بایست رهبر از «مراجع تقلید» می‌بود و در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند؛ ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد و تعداد آرای ایشان خیلی بیشتر از قبل نیز شده بود. رهبری ایشان چیزی نبود که از قبل برای آن برنامه‌ریزی شده باشد؛ گویا خداوند ایشان را برای چنین موقعیتی نگه داشته و آماده کرده بود؛ اینکه آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته باشد و بعد از انقلاب هم به عنوان نماینده‌ی حضرت امام(ره) در مناصب مختلف و حسّاس رشد کند و بعد به این منصب ریاست عالی برسد، عنایت الهی است... واقعا خداوند متعال بر این مردم لطف کرده که کسی را رهبر قرار داده که بزرگ شده اسلام و بزرگ شده‌ی نظام اسلامی است؛... آیت الله خامنه‌ای مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد. (منیع) ، (منبع)
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ ، ۰۷:۱۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
يكشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۰۷ ق.ظ

ارتش صامت است نه ناطق

به نام خدا. سلسله پست های دامنۀ دارکوب. این بار جناب «دارتوکِن دارکوب» پرسیده چه روزنامه هایی بخوانیم؟ منظورش اینه آیا همۀ روزنامه ها را باید خواند یا نه دستچین کنیم کافیه؟

 

 

 

پاسخ دامنه:

 

نمی دانم برای جناب «دارتوکِن دارکوب» چرا باید پاسخ های من مهم یا قابل عرضه باشد، ولی به رسم ادب می گویم. من خودم این گونه ام که همه روزه در یک فُرجۀ روزانۀ خاص، به سایت پیشخوان می روم همۀ روزنامه ها را باسرعت تیترخوانی می کنم. و البته دو سه روزنامه را بادقت می نگرم و برخی از تحلیل یا خبرها را اگر ارزش خواندن بیابم، باز می کنم و مطالعه. فقط کیهان نمی خوانم؛ چون این تیم چندنفره را فاقد تقوای حداقلی می دانم، چه رسد به تقوای حداکثری. اساسِ روزنامۀ کیهانِ فرمان پذیرِ بی فرمان! را بر کِتمان حق می دانم و نیز اوج پنهان کاری و دروغ بافی و تهمت زنی. و معتقدم این روزنامۀ دستوری، بیت المال مسلمین را ملعبۀ چاپلوسی و مَجیزگویی کرده است!

 

گقتم باید همۀ روزنامه ها را تیترخوانی کرد. زیرا سایت ها منبع خبر و تحلیل اند ولی روزنامه های یک کشور علاوه بر آن، محلِ صفحه آرایی و نمایانگرِ صف آرایی اند. گاهی هم خبرهای ناب را برجسته می کنند که نشان ترجیحات آنهاست. دو مثال می آورم برای امروز:

 

یک: مثلاً چطور می توانیم از خبر بسیارمهم مرجع بزرگ جهان تشیّع آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی در روزنامۀ اطلاعات 13 اسفند 1396 (عکس بالا) بی اطلاع بگذریم و بی خیالی طی کنیم؟ که نوشت: «حیدر العبادی نخست وزیر عراق در سخنانی ضمن ارزشمند توصیف کردن فتوای جهاد کفایی آیت الله العظمی سیستانی، تأکید کرد: این فتوا عامل اصلی پیروزی بر تروریست‌های داعش بود... این فتوا، خیزش بزرگ و تحقق پیروزی‌ها را به دنبال داشت... باید با تمامی توان، دستاورد بزرگِ پیروزی بر داعش را حفظ کرد.» (منبع)

 

 

دو: نیز چگونه می توانیم از نقص و ایراد فاحش تیترگذاری روزنامۀ افکار سیزده اسفند نود و شش (عکس پایین) به مدیریت سید حکمت الله موسوی عبور کنیم؟ دامنه اساساً معتقد است ارتش صامت است نه ناطق. یعنی کم حرف می زند و بیش عمل می کند. کم فاش می سازد و بیش حفظ اسرار می نماید. هیچ جیغ و داد نمی کشد و  بیش حافظ کشور می ماند.

 

 

اما در تیترگزینی امروز روزنامۀ افکار در عکس بالا، اگر کسی مثلاً از خواب کهف بیدار شود و آن را بر بالای دکّۀ فروش بخواند، خیال می کند کشور در وسط یک جنگ تمام عیار وحشتناکی گیر کرده است. چهار خبر به صورت تیتر بزرگ و کوچک به سپاه تعلّق دارد، از سعیدی و جعفری و فدوی تا تیتر اولش. آیا کشور دردها و حرف ها و خبرهای دیگری ندارد که این روزنامه این گونه خبرسازی می کند؟ بهتر است بگویم این گونه تولیدخبر می نماید؟ بگذرم. خواستم جوابی مستند داده باشم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ ، ۰۷:۰۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۹ ق.ظ

پنج شرط دوستی

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سلام. باسمه تعالی. پنج شرط دوستی. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الصَّدَاقَةُ مَحْدُودَةٌ فَمَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ تِلْکَ الْحُدُودُ فَلَا تَنْسُبْهُ إِلَى کَمَالِ الصَّدَاقَةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ فِیهِ شَیْ‏ءٌ مِنْ تِلْکَ الْحُدُودِ فَلَا تَنْسُبْهُ إِلَى شَیْ‏ءٍ مِنَ الصَّدَاقَةِ أَوَّلُهَا أَنْ یَکُونَ سَرِیرَتُهُ وَ عَلَانِیَتُهُ لَکَ وَاحِدَةً وَ الثَّانِیَةُ أَنْ یَرَى زَیْنَکَ زَیْنَهُ وَ شَیْنَکَ شَیْنَهُ وَ الثَّالِثَةُ أَنْ لَا یُغَیِّرَهُ مَالٌ وَ لَا وِلَایَةٌ وَ الرَّابِعَةُ أَنْ لَا یَمْنَعَکَ شَیْئاً مِمَّا تَصِلُ إِلَیْهِ مَقْدُرَتُهُ وَ الْخَامِسَةُ أَنْ لَا یُسْلِمَکَ عِنْدَ النَّکَبَاتِ.

 

 

امام صادق علیه السلام فرمود: دوستی شرایطی دارد که هرکس آن را رعایت نکند، او را دوست کامل ندان و کسی که هیچکدام از این شرایط را نداشته باشد چیزی از دوستی نمی‌داند. اولین شرط این است که آشکار و نهانش برای تو یکی باشد. دوم اینکه زینت تو را زینت خود و زشتی تو را زشتی خود بداند. سوم اینکه ثروت و مقام [رابطه دوستی] او را تغییر ندهد. چهارم اینکه آن چیزی را که توانایی آن را دارد از تو دریغ نکند. پنجم اینکه تو را در سختی‌ها و مشکلات رها نسازد.  (منبع: خصال، ج۱، ص۲۷۷.)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۱۳۹۶ ، ۱۰:۳۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۵۵ ق.ظ

حکومت پایشگره یا ملّت!

نوشته های جناب توحید: بسم الله الرحمن الرحیم. حکومت پایشگر است یا ملّت!؟ از زمانی که انسان از وضع طبیعی اش خارج، و آزادانه، آگاهانه و بااختیار تسلیمِ قرارداد اجتماعی شد، نه هرج و مرج را ترجیح داد و نه دیکتاتوری و استبداد مطلقه را خواست. او بر این برآمد، که از حالتِ انسان گرگِ انسان است _تعبیر توماس هابز در کتاب لویاتان_ بدَر روَد. و رفت. و آسایش و آرامش و رفاه و نظم هم یافت. حال، هر حکومت و دولت و حکمرانی بخواهد ملت را پایِش کند، مردم را دائم بپاید، عالمان و دانشمندان را کنترل نماید، جوان و پیر و زن و مرد را تحت نظر گیرد، کتابخوان و کتابدان را به تعقیب و تفتیش بگذارد و نیز بگُدازد؛ و در یک کلام کنترل چی شهروندان خویش باشد، بداند که از قرارداد اجتماعی خارج شده است و بر ملت زور می راند نه خدمت و نظم. زیرا این جکومت و حکمران نیست که خود را پایشگرِ ملّت بداند، ملت است که به دلیل حق حاکمیت بر سرنوشت، حقِّ پایش هر حکومت و قدرتی را دارد؛ چه قدرت های سلطه طلب و هژمونیک و امیریالیست جهان و کرۀ آلودۀ روزگار ما؛ و چه دولت ها و امیرها و شاه ها و پادشاه ها و خادم الحرم های اطراف و اکناف ما.

ایران. اسفند. توحید

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۱۳۹۶ ، ۰۹:۵۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
يكشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۴۴ ق.ظ

دو خبر دو نظر

یک: به گزارش میزان، سید سلمان سامانی سخنگوی وزارت کشور از حذف کپی کارت ملی و شناسنامه برای ارائه خدمات به مردم در دستگاه‌هاى دولتی در ٣ استان سمنان، قم و خوزستان خبرداد و گفت: این پروژه با محوریت وزارت کشور در این ٣ استان به صورت پایلوت در حال اجرا است و با توجه به دریافت بازخورد از اجرای موفق این طرح، اجراى آن در سراسر کشور و تمامی دستگاه‌های دولتی و بانک‌ها و ... به مرور به اجرا گذاشته خواهد شد. (منبع)

 

دو: آیت الله محمد یزدی رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اجلاسیه منشور روحانیت گفت: طلبه ای که یک سال درس یک مرجع می رود ولی آن مرجع در طول سال حتی یک کلمه از نظام و ولایت فقیه و حکومت اسلامی نمی گوید، چه می داند این کتابی که امروز رونمایی شده چه می گوید، بنابراین حداقل باید این چنین اجلاسیه هایی مرتب برگزار شود. (منبع)

 

نظر دامنه: به نام خدا. یک: در مورد خبر اول باید بگویم خبر مسرّت بخشی ست. حیف که طی این چهل سال پس از انقلاب، با همین کپی کردن شناسنامه و کارت های ملی برای پیش پاافتاده ترین کارهای اداری، هزاران هزار درخت تنومند و سایه سار، از ریشه ها کنده و تبدیل به کاغذ و کُپی! شدند. یعنی هدردادنِ میلیادرها تومان پول این مردم بی نوا و تخریب زمین و جنگل و سرسبزی ها. دو: در مورد نقل قول آیت الله محمد یزدی فقط یک جمله می افزایم و بس است: مگر آن هایی که در طول سال، هزاران کلمه «از نظام و ولایت فقیه و حکومت اسلامی» می گویند از جمله خود شما، چه اثری روی مردم و روحانیت داشته اید! که بر آنها حکم و گلایه می رانید؟ بر مردم ایران چیزی را نمی توان اجبار و القاء نمود، چه برسد به مراجع و اساتید و امینان این مرز و بوم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۱۳۹۶ ، ۰۸:۴۴
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۲۵ ب.ظ

فضائل ذهن و تعبّد

فضائل ذهن و تعبّد

توضیح دامنه: به نام خدا. در این پست دو مطلب کوتاه از مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران ارائه می شود. یکی دربارۀ کتاب فضائل ذهن اثر لیندا زگزبسکی و دیگری دیدگاه ایشان دربارۀ تعبُّد.

 

یک: مصطفی ملکیان با اشاره به اهمیت کتاب فضائل ذهن لیندا زگزبسکی می گوید: «کتاب‌ها را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد،‌ نخست آثاری که از مطالعه آن‌ها عالم تر و متفکرتر و فیلسوف‌تر می‌شویم،‌ یعنی به لحاظ ذهنی غنی‌تر و سرشارتر می‌شویم، دوم آثاری که وقتی آن ها را می‌خوانیم انسان بهتری می‌شویم،‌ همچنان که ویتگنشتاین آرزو می‌کرد که کتابهایش به گونه‌ای باشد که خواندن آن‌ها خواننده را بهتر کند.

 

کتاب فضایل ذهن در عین حال که از نظر علمی و فکری قوی است،‌ آدم را بهتر می‌کند. به تعبیر شاعر ما کتابی است که در آن باد می‌وزد. از این حیث اگرچه در نظر نخست مطالعه آن دشوار به نظر می‌رسد،‌ اما خواندن آن باعث می‌شود ما در خودمان فضایی معنوی حس کنیم، ‌ضمن این که این فضای معنوی مؤیّد به تاییدات آکادمیک است...» (منبع)

 

دو: از دیدگاه مصطفی ملکیان، دین در بستر تعبّد می‌روید و می‌بالد و در فرایند تکوّن خود هماره بدان وفادار می‌ماند. به سخنی دیگر، سقف دیانت بر ستون عبادت بنا می‌یابد و تدیّن پیوندی ناگسستنی با تعبّد دارد و هرگز نمی‌توان آن دو را، برای همیشه و در هر جا، از هم بُرید و در عوض، آن را با مفهوم دیگری به نام «تعقّل»، همیشه و در هر جا، آشتی داد. نه دین (یعنی اسلام یک) چنین خاصیتی دارد و نه تدیّن (یعنی اسلام دو و سه) همه‌جا این هم آغوشی با عقل_تعقّل را نگه‌ داشته است. (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ ، ۲۲:۲۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۲۲ ب.ظ

امر، امر ملوکانه!

به قلم دامنه. به نام خدا. جناب محمد عبدی سنه کوهی در این پست (اینجا) مطالبی دربارۀ شاه گفته اند که این پاسخی ست به آن مطلب. ضمن سلام به ایشان که رفیق خوب و بافکر من است، امید است به تنویر بینجامد.

 

یک: به آنچه در بند یکم آوردی باید بگویم مردم محترمی که از زابل سیستان به دشت ناز آورده شده بودند، نه برای رونق بخشی به اقتصاد کشاورزی منطقه، بلکه در اثر زلزله و بی خانمان شدن آنان بود که رژیم، آنها را در روستایی به اسم شاه آباد (=اسلام آباد فعلی) اسکان داد.

 

 

فرودگاه دشت ناز ساری میاندورود
 
دو : شاه و شاهپور به فکر فقر و بیکاری مردم نبودند، آنها به زمین های تصرّفی شان فکر می کردند و درآمدهای وفورشان، تا در اروپا و آمریکا قصر بخرند و عیّاشی کنند. سیاست کمپرادوری بود که آنان مطیع تز آمریکایی بودند. همان چپاول نوین، که شهید خسرو گلسرخی در دادگاه اش بخوبی از آن پرده برداشت.

 

سه: من برخلاف شما معتقدم جنگل را با طرح هایی که اجرا کرده بودند غارت کردند. البته بومی ها را به کار گرفته بودند که دهان شان را ببندند. این شیوه ای آمریکایی و استعماری ست و واژۀ استعمار می دانی که از عالی ترین! کلمه هاست یعنی آبادانی و عمران کردن.

 

چهار: گفتی: «شاه هرگز متوهم پیشرفت نبود بلکه مدبّرانه و طبق برنامه های مدون و البته با الگوی مناسب از علم روز و بهرمندی از نتیجه علوم و تکنولوژی پیشرفته و رشد صنعتی واقعی، نه با آزمون و خطا و خلط مباحث، کشور را در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت قرار داده بود... .»

 

من که در موضوع انقلاب اسلامی هم تحقیق کردم و هم کتاب نوشتم، به هیچ پژوهشگری برنخوردم که نسبت به شاه چنین دیدگاهی داشته باشد. شاه را ضعیف النفس می دانستند حتی بسیاری از انقلابیون سرشناس از فرار شاه تعجب کردند. شاهی که امرش، امر ملوکانه! تلقی می شد و اعلاحضرت همایون آریامهر لقب! داشت. اساساً کسی گمان نمی کرد انقلاب با این همه سرعت پیروز شود و سلطنت با آن همه شتاب واژگون شود. این نشان می داد شاه نه فقط مُدبّر نبود، بلکه به دلیل فساد عمیق و گندکاری های پشت پرده ایی که داشت پول و طلا و ثروت چپاول شده را زود برداشت و دررفت تا از قافلۀ تمدن! عقب نماند. فعلاً همین پاسخ بس است.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ ، ۲۲:۲۲
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ق.ظ

نقداخلاقی از دولت دینی

به قلم شیخ باقر طالبی دارابی: نقد اخلاقی ملت از دولت دینی در ایران: به استناد تجریه، مطالعه و مشاهده میتوان گفت که رابطه دولت دینی و ملت در ایران سه مرحله را تجربه کرده  و میکند.

 

مرحله حمایت ملت از دولت دینی

مرحله نقد سیاسی ملت از دولت دینی

مرحله نقد اخلاقی ملت از دولت دینی

 

 

وقتی ملت (چه در قالب حرکتهای پراکنده خیابانی  یا در گعده های فامیلی و دوستانه و در گفتگوی های رایج کوچه و بازار و مهمتر از همه در شبکه های گسترده اجتماعی فضای مجازی) با کلام و کلیپ های دیداری و شنیداری موضع اخلاقی می گیرد و خود را سالم و سیستم را دچار بی عدالتی، بی انصافی، دروغ، اختلاس، دزدی، فساد اداری، فساد اخلاقی، دست بردن به بیت المال، تضییع حق الناس و حتی تضییع حق الله معرفی می کند؛ معنایش این است که بخش دوم ترکیب مفهوم «دولت-ملت» در ایران، از حمایت بی چون و چرا و حمایت همراه با نقد سیاسی، به سمت نقد اخلاقی کوچ کرده است و در این نقد اخلاقی هر نوع حمایت خود از سیستم سیاسی (دولت) را شریک شدن در «امر غیر اخلاقی» میداند. چنان که می توان این جمله را در همه جا شنید «به ما چه، خودشان کردند...» را شاهدی برای فرار از شریک شدن در این امر که «غیر اخلاقی» تلقی میشود ، دانست. به نظر من این مرحله سوم رابطه دولت ملت در ایران که بر نقد و «اعتراض اخلاقی» دولت و نظام استوار است:

 

اولاً، اصالت دارد و داخلی است و واقعیتی اجتماعی - دینی - سیاسی در میان همین « ملت » است.

 

ثانیاً، عوامل بیرونی البته بی تاثیر نیستند اما چون نقد اخلاقی است و حرکتهای بیرون از مرز با «اخلاق» که باور مردم مسلمان و شیعه ایران است، نسبتی ندارند، سعی می کنند ضمن دم زدن به آن، بعد اخلاقی آنرا نادیده بگیرند.

 

ثالثاً، مواجه با این بعد سوم واکنش «ملت» اگر قرار باشد با همان چهارچوب های مفهومی تغدیه شود و نسبت «توطئه»، «غرب زدگی»، «بی بصیرتی» و «فتنه» به آن داده شود، نه تنها راه حل نیست که بسیار خطرناک است. به نظر میرسد «آگاهی سیاسی» مسوولین موجب مواجهه متقاوت و مسولانه تر سیاسی امنیتی نسبت به این نقد ملت از دولت و نظام شده است اما شواهد نشان می دهد این مواجهه بر اساس یک «آگاهی اخلاقی» صورت نگرفته است و کسی از این مرحله  به عنوان «نقد اخلاقی» ملت از دولت و ترسیم یک رابطه «انتقادی اخلاق بنیاد» از سوی ملت، تلقی نکرده است.

 

رابعاً، به عنوان یک محقق در زمینه جامعه شناسی دین و فرهنگ که اهمیت «نقد اخلاقی» و قدرت آن برای بر هم زدن یک ساختار را میداند، در این باره هشدار می دهم مواجهه سیاسی- امنیتی با «نقد اخلاقی» شورش های رها شده از هر نوع «هنجار اجتماعی» حتی هنجارهای ملی و عرفی را بدنبال خواهد است. جرّاحی سریع و عمیق و دقیق و علمی غده «غیر اخلاقیات» در نظام بسیار ضروری است. یکی می گفت: من خوف از غیر اخلاقی شدن جامعه دارم . گفتمش فعلا مردم موضع اخلاقی گرفته اند و نگرانی نیست... باید البته بسیار هوشمندانه به «رأی درست» مردم در امور اخلاقی توجه کرد.

(برگرفته از وبلاگ ایشان: بوی خوش بهار نارنج)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۵۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۸ ق.ظ

آیا این نامش خط امامه؟

توضیح و نکتۀ ضروری دامنه. به نام خدا. با آن که از حکمتِ این سخنرانی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی در جمع راهپیمایان ۲۲ بهمن نود و شش کرمان هیچ سر در نمی آورم! و با برخی از مُفاد آن اساساً مخالفم و زاویۀ فکری دارم، اما با این وجود، این قسمت سخنرانی وی را جهت نقلِ نظر و ثبت در تاریخ، در دامنه ام پست می نمایم.

 

ضمن سلام خالصانه و آرزوی سلامتی و عزّت نفس همیشگی برای این سردار ضدِّ امپریالیسم حاج قاسم سلیمانی، ان شاء الله آن چه می گوییم و آن چه عمل می کنیم، همه و همه برای دفع کژی ها باشد و رفع و ارتفاع بخشی درستی ها. و نیز امید است همین فرصت سخنرانی کردن ها، برای همه ایرانی ها _از جمله جناح چپ که در این سخنرانی قاسم سلیمانی مورد نقد و کنایه و حمله قرار گرفته اند_ تمهید و آزاد باشد که آنان هم بتوانند حرف و دیدگاه خود را با تریبون های بیت المال با مردم در میان بگذارند تا مردم طبق الگوی قرآن [یعنی آیه های هفده و  هجده زُمر: فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ]، همۀ سخن ها را آزادانه بشنوند و آزادانه بهترین آن را برگزینند. زیرا این انقلاب، مالِ هیچ کس و هیچ شخص و شخصیت و مقامی نیست، مال ملت است، مال به قول مشهور امام، ولی نعمتان. مال همۀ ایرانیان. پایان.

 

بوسۀ سردار سلیمانی بر پیشانی ابراهیم حاتمی کیا،
کارگردان فیلم «به وقت شام»دربارۀ داعش، عراق، شام (منبع)

 

متن نقلی: «سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: این روزها بحث خط امام و رهبری خیلی مطرح می شود و بسیاری افراد به حق یا به ناحق خود را در آن بستر قرار می دهند... اشکال ندارد اگر کسی تظاهر به یک چیز ارزشمندی بکند اما به شرطی که در پناه آن شی ارزشمند پنهان نشود... جهاد اکبر امام راحل (ره) یک جهاد اکبر نزدیک به امام معصوم بود و بنیانگذار انقلاب باب عشق و محبت را به جهاد اکبر اضافه کرد... امام خمینی (ره) همه باطل های درونی داخل کشور را قطع کرد و اجازه جوانه زدن به آن ها را نداد و حتی با باطل های جدیدی که در دوره اول انقلاب شروع به حرکت کردند با شدت مواجه شد.

 

وی با اشاره به اینکه بعضی امروز خرده می گیرند و خود را پیرو امام خمینی (ره) می دانند، گفت: شدتی که آن زمان امام در مقابل لیبرال ها، توده ای ها، مارکسیست ها و منافقین انجام داد حرکت عظیمی بود و اجازه اینکه هر باطلی سر برآورده و درون مزرعه اسلام رشد کند را نداد....

 

 

چرا برخی خُرده می گیرند در بیانات بلیغ و مهمی که کشتی بان و این سکان دار انقلاب انجام می دهد؟ امام را ندیدید؟ سخنان بلیغ، بلند، شمشیرگونه و شلاق گونه امام را بر علیه لیبرال ها و گروه های انحرافی نشنیدید؟... امام خمینی (ره) در مسیر خود کسانی را به یاری می طلبید یا پیشنهاد مساعدت آنها را می پذیرفت که جز رضای خدا نیت دیگری نداشتند...

 

 

برخی که دنبال نوعی ارتباط با آمریکا هستند باید با مشاهده کشورهایی نظیر مصر درس عبرت بگیرند... برخی برداشت غلط کرده و سخنانی به زبان جاری می کنند که ممکن است دلسوزانه هم باشد. آنها می گویند همانگونه که امام خمینی (ره) در قصه قطعنامه و آتش بس جام زهر را نوشید، امروز هم باید در مقابل آمریکا این کار را انجام دهند...

 

ما خرمن آتش و عبور ابراهیم وار ملت از دورن آتش را مشاهده کردیم امروز راه موفقیت ما در دو چیز است؛ پیروی از رهبر معظم انقلاب این حکیم وارسته و والامقام که همه وجودشان با وجود امام عجین شده است اولین راه است... متاسفم بعضی ها که نام پیروی از خط امام را بر خود می گذارند به جای نوشتن نامه سرگشاده خطاب به استکبار و دشمنان؛ نامه سرگشاده به ولیِ ایستاده در خط مقدم در مقابل دشمن، می نویسند. آیا این نامش خط امام است؟... من به برخی از کسانی که به نوعی در گوشه نشسته اند عرض می کنم امروز این توقع از شما نیست که بخواهید اسلام و ولی فقیه در مقابلِ گناه شما از شما عذرخواهی کند و شما نام خط امام را بر خود می گذارید؟... خط امام این است که آبرو را بر دست بگیرد و به خدمت او بروید؛ این بر آبروی شما می افزاید نه اینکه در گوشه ای کز کنید و بر علیه نظامی که امام تاسیس کرده و ۲۰۰ هزار نفر برای آن شهید شده اند پُز اپوزیسیون را بدهید این غلط است.

 

خیلی ها مانند کف آب بودند، تحمل نکردند و فرار کردند و رفتند؛ دیدم روزی کسی در همین سپاه تهران با تِز انقلابی به صورت همت سیلی زد امروز همان آدم مزدور آمریکا است در آمریکا بر علیه ملت ایران جاسوسی می کند... اگر بنیان اعتقادی کسی ضعیف باشد به اینجا می رسد، باید به خودمان هشدار داده و از خود مراقبت کرده و تعلقاتمان را زیر پای بگذاریم و در این صورت می توانیم به شهدا خدمت کنیم. (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۵۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۷ ق.ظ

نقدی بر دکتر ظریف

نقدی بر دکتر ظریف

به قلم دامنه. به نام خدا. جناب «دارتوکِن دارکوب» از من پرسیده یعنی خواسته که چرا دربارۀ سیاست خارجی ایران نظر نمی دهی؟ و مثال آورده به قضیۀ بازی زمستانی سئول و خواهر رهبر کره شمالی و گوشی سامسونگ. با توجه به این خواستۀ خوب جناب «جناب دارتوکِن دارکوب» و با تقدیم سلام به ایشان و و خوانندگان شریف، می خواهم یک مقایسۀ کوتاه کنم میان دکتر ظریف و کیم یو جونگ خواهرِ «Kim Jong un» رهبر کره شمالی. این نقدی ست از سرِ دردمندی، نه خدای ناکرده برای تحقیر و نادیده انگاری.

 

 

وقتی این دو نفر بالا (مرد کره ای و زن سوئدی) در یک اقدام کینه توزانه و بسیارزشت علیۀ ایران، گوشی‌های سامسونگ را به ورزشکاران ایرانی [در سئول] نداده بودند، (که در این پست «عکسها و حرفها» اینجا به آن پرداخته بودم) دکتر ظریف گفته بود در صورت عدم عذرخواهی و بازپس گیری تصمیم سامسونگ به دلیل تحریم بازیکنان ایرانی، دیگر از گوشی سامسونگ استفاده نخواهم کرد. (منبع) یعنی دیپلماسی ظریف همین قدر، قد می داد!؟ این چه موضع گیری ست؟ خیلی موضع خنده داری بود. من اساساً معتقدم آقای ظریف در سیاست خارجی، دیپلماسی فعّالی ندارد. حتی معتقدم و قبلاً هم گفته بودم که او اول باید از منطقۀ خاورمیانه شروع می کرد و بعد به برجام می رسید. نه اول برجام بعد کینه های شعله ور شدۀ منطقه. نمی گویم او بلد نیست. می گویم فعّال نیست. برنامه ندارد. تحرک ندارد. منفعل عمل می کند. کمتر به امور مهم ورود دارد. گویی خسته و دلگیر است. سیاست خارجی انفعالی به نفع ایران نیست. آیا وزیر خارجه یک کشور انقلابی، بالاترین موضع هایش باید توئیت کردن باشد!؟ و یا چند کلمه انگلیسی نوشتن در گوشی اش؟ تفکر انقلابی تعاملی در وزارت خارجه باید موج بزند نه روحیۀ انفعالی و نظاره گری.

 

کیم یو جونگ

 

اما کیم یو جونگ خواهر رهبر کره شمالی (عکس بالا) با حضور سه روزه‌اش در کره جنوبی، چهرۀ آرام و «لبخند ژکوند»ی (برگرفته از منبع خراسان) که همواره بر چهره داشت، آرامشی نسبی را به دیپلماسی پرآشوب دو کره بازگرداند. این بانوی جوان سی ساله با این مهارت رفتاری خیره کننده، توانست میزبانان خود را بشدت تحت تآثیر قرار دهد، تا لحظاتی، تمامی آن آشفتگی های میان دو کره را _که امپریالسیم آمریکا در آن نقش مخرّب و موذی گرانه دارد_ فراموش کنند. رفتارها و حرکات و نگاه هایی که بینندگان جهان را به خود جلب کرده بود. خصوصاً هنگامی که او و «مون جائه این» رئیس جمهور کره جنوبی، به مرکز تئاتر ملی رفتند و به تماشای کنسرت موسیقی -که هنرمندانی از هر دو کره در آن نقش داشتند-  پرداختند. و این گونه شد که ورزش، به مددِ صلح و آرامش _ولو به گونۀ سمبلیک_ آمد؛ بازی‌های المپیک زمستانی سئول، که با حضور این زن جوان و رفتارهای حساب شده و جذّابش، موجب تنش زُادیی میان سئول –پیونگ یانگ و کاستن آلام شان شد. نکتۀ ظریفی که ظریف نه فقط باید بیاموزد، بلکه برای سربلندی و سیاست تعامل جهانی ایران، باید انقلابی و عقلانی و غیرمنفعلانه عمل نماید.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۴۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۱۵ ب.ظ

انقلاب مارا به قاجاریه برد؟

سؤال جناب «۱۱۱» : سلام. به نظرتون انقلاب شما کردین؟ یا مجاهدین خلق؟ من سیاسی نیستم که زیاد نقد کنم فقط میتونم بگم ایران تا سال ۵۷ داشت از لحاظ همه از کشور های دیگر جلو میزد که این انقلاب ایران را به دوران قاجار بردش.

 

 

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. من هم سلام دارم به شما جناب «۱۱۱». همانطوری که در ذیل کامنت هایت در (اینجا) گفتم ان شاء الله این تبادل فکری موجب روشن گری شود. و اختلاف دیدگاه میان من و شما، موجب کدورت تان نگردد.

 

یک: واژۀ «شما»ی شما یعنی کی؟ من هم از ملت بودم و آن سال های اواخر  ۵۶ و  سراسر ۵۷ ، سنّم قد می داد و مزّۀ «مرگ بر شاه، مرگ بر شاه» را چشیده ام و در تظاهرات های ساری با جُثّۀ جوانی شرکت جُسته ام. پس انقلاب را ملت کرد نه دسته و گروه خاص.

 

دو: این که به حالت استفهامی گفتی «مجاهدین خلق» باید بگویم برخلاف دیدگاه شما این سازمانی که نام بردی هم در انقلاب علیۀ شاه دخیل بود. اما با انشعاب مرموز در آن _که به حتم ساواک در آن نقش داشت_ جنبۀ التقاطی و مارکسیستی پیدا کرد و با آرمان های اسلامی بنیانگذاران اولیه اش فاصله گرفت که داستانش مفصّل است. اضافه کنم متأسفانه در سال شصت دیده ایم که این سازمان با کمترین اختلاف با نظام، با همدستی سید ابوالحسن بنی صدر، دست به قیام مسلّحانه زد که می توانست خویشتنداری کند و رفتار مدنی پیشه سازد و اسحله هایش را به طبق فرمان امام تحویل ارتش دهد. ولی دیدیم سرانجام به عنوان سازمان تروریستی منافقین مشهور گشت و در کنار صدام حسین! با ملت ایران جنگید و حتی در تجاوز به خاک ایران، با آن رژیمِ سراسر ظلم و دیکتاتوری و جنایت، همکاری رزمی، اطلاعاتی، جاسوسی و آموزشی داشت و بدعاقبت شد.

 

سه: از شما بی حد و اندازه تعجّب کرده ام که گفته ای انقلاب ایران، کشور ما را به عصر قاجار! به عقب بُرد و شاه بخوبی داشت ایران را به جلو می بُرد و از کشورهای عرب منطقه پیش زد. با این که گفتی «من سیاسی نیستم که زیاد نقد کنم» ولی در همین چند جملۀ کوتاه، سه نظر کلی داده ای که در محیط های علمی به این گونه حرف های می گویند نظریه؛ که شما راحت صادر کرده ای. اما بعد؛ شاه، به خود و دربار و طبقۀ فرمانبَردارانش توجه داشت. فقر اما در تمام کشور بیداد می کرد. اگر دست به اصلاحات به سبک و دستور آمریکا زد، پُر از فساد بود. جای تبیین این بحث نیست، ولی دو مثال ملموس می زنم:

 

یک: همین دشت ناز تا گوهرباران میاندورود مگر مالِ برادرش نبود؟ که تمام مردم منطقه باید برایش بیگاری می کردند و مزد ناچیزی می گرفتند؟ (لَپِرپه رفتن مشهور شده بود) دو: همین جنگل دارابکلا در آن رژیم چقدر غارت و ویران شده بود؟ بگذرم. شاه، توهّم نوسازی داشت و از سوی دیگر، هر مخالفی را سرکوب و از زندگی ساقط می نمود.

 

من البته در پایان بگویم این انقلاب، طی این سی و نه سال با همۀ سختی ها، جنگ ها، تحریم ها و فشارها بازهم خدماتی به ملت و کشور کرده که انکار و کتمانِ آن بی انصافی بزرگی ست. این البته با آسیب ها و آفاتی که به آن دچار شده است، فرق دارد. می دانم برخی از روحانیون که حتی یک «مرگ بر شاه» هم نگفته بودند، حالا سوپرانقلابی! شده اند و دَم به دَم رجَز می خوانند. می دانم آن روحانیی که در دهۀ پنجاه -به روایتی- امام خمینی را تندرو! می خواند، پس از رحلت امام، میدان دار شد و تئوریسین انقلاب! خوانده می شود. می دانم میراثخواران، موقع ثمره دهی انقلاب حضور یافته اند و آن را مصادره نموده اند ولی در آن شب های دیجور ستمشاهی، در خانه ها زیرِ کُرسی های گرم و چرب شان لَمیده بودند. می دانم نظارت استصوابی، جمهوریت نظام را بشدّت خدشه دار کرده است. می دانم فساد و ثروت اندوزی و به قول مرحوم دکتر شریعتی زر و زور و تزویر، درخت تنومند انقلاب اسلامی را این روزها بدجوری آفت زده کرده است. می دانم حصر و انحصار دو بلای بزرگی است که انقلاب آزادیبخش ما به آن مبتلا شده است. می دانم... می دانم... می دانم... . ولی جناب «۱۱۱» بدان که با همۀ اینها، من هیچ گاه حتی ذرّه ای به حدّ دانۀ خردَل و به وزنِ هستۀ ارزَن از ثمرات و نعَمات و برکات انقلاب اسلامی را با رژیم سراسر استبداد و وحشت آفرین و شُومِ پهلوی های میرپنج و محمدرضا، عوض نمی کنم، چه برسد به قاجارهای بی لیاقت و خاک بر سر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۳:۱۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ب.ظ

حجت الاسلام عمادی اوسایی

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: با سلام جناب دامنه خدا پدر و مادر شما را رحمت کند. دیشب خبر دار شدیم عالم عامل حضرت حجة الاسلام سید جلیل القدر حاج آقا عمادی اوسایی که در قم زندگی می کردند و در محضر علما و مراجع عظام کسب فیض می نمودند در سن هفتاد و یک سالگی به ملکوت اعلی پیوستند و امروز تشییع جنازه ایشان بود جمعیت خیلی زیادی آمده بودند حضرات علماء داربکلا هم حضورداشتند حاج آقا وحدت و حاج آقا صادق الوعد ....... هم شرکت دا شتند. خدا رحمتش کنه ایشان را می شناختم از خصوصیات بارز ایشان خوش اخلاق و متبسم و دائم الذّکر و بیان عالی در سخنوری داشتند منظور امشب شب جمعه فاتحه ایی بروح ایشان نثار نمائید.

 

عکس ارسالی

جناب خلیل آهنگر دارابی اوسایی به دامنه

 

دامنه: به نام خدا. مرحمت شما را نسبت به والدینم پاس می دارم. این روحانی تازه درگذشته را هم خدا مشمول رحمت هایش کند. ممنونم از اطلاع دهی شما. به تأکید شما فاتحه هم نثارش کردم. اقدام شما در ارائۀ این پست قابل تحسین است. من هم به بازماندگان نسبی و سببی اش تسلیت می گویم. کسانی که این روحانی را نمی شناسند اضافه کنم ایشان عموی سیدجلال ترمی اوسایی (نجّار دارابکلا) اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۹:۱۴
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۱۶ ق.ظ

شاه حرف گوش نمی کرد

به نام خدا. اخیراً جناب «۱۱۱» در زیر یکی از نوشته های جناب توحید یعنی در پستِ «چرا امام آمد؟» (اینجا) نوشته بود: «سلام. معلوم چه جوری مملکت اباد بیه .خدا شاه رحمت هاکانه». باید در جواب جناب «۱۱۱ » بگویم پاسخ به همین دو جملۀ کوتاه و کنایی ات، یک تا چندجلد کتاب نیاز است. اما در وبلاگ، جواب چندخطی خود نعمتی ست. همانطوری که در پاسخ کامنتت نوشته بودم: «از حضورت در دامنه و اظهار نظر ممنونم. اما با تو بر سرِ شاه، اختلاف نظر دارم.» و قول داده بودم نکاتی بگویم اینک در آستانۀ بیست و دو بهمن می گویم:

 

جناب «۱۱۱ »حقیقتاً بدان که عیب بزرگ شاه این بوده که حرف کسی را گوش نمی کرد. و همین خصلت بد و بسیارخطرناک، موجب می شد تا هیچ گاه اهل مشورت واقعی نباشد، با روحیۀ دیکتاتوری همه چیز را بر ملت دیکته کند، به لحاظ کیشِ شخصیت دچار توهّم شدید شود، خودکامگی پیشه کند، خود را سایۀ خدا بپندارد، ملت را رَمه و پیرو خود بخواهد، به تفکر غلط غرب پرستی و عرب ستیزی روی آورَد، به دروغ به هخامنشی و ۲۵۰۰ سال شاهی گری در ایران تفاخر و عِشوه گری کند، به خیال خامش برای حفظ حکومتش به اسلام ستیزی رو کند، هزاران مخالف خود را در حصر و زندان و شکنجه و تعقیب و تبعید و بیرون از ایران نگه دارد، و هزاران انسان بی گناه را به علت گرایش به نهضت امام خمینی و یا سایر تفکرات مبارزاتی به شهادت برساند، و صدها و شاید هزاران کار دیگر که ذکر آن موجب اطاله‌ی بحث می شود.
 
آیا شما جناب «۱۱۱» برای چنین شاهی که به قول امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ مردَک بود نه شاه مملکت، افسوس می خورید؟ و رحمت می فرستید و می گویید مملکت کجا آباد شده؟ من ضمن احترام به حضورت در دامنه، شما را دعوت می کنم که با بینش آزاد و منصفانه به مقایسۀ تطبیقی حکومت شاه و جمهوری اسلامی بپردازید تا واقعاً نهاده ها و داده های دو نظام را استخراج کنید و با احساسات، نظر ندهید. ممنونم.
 
دامنه پیشاپیش جشنِ پیروزی ملت بر استبداد و سلطه و سلطنت در بیست و دو بهمن بهمن پنجاه و هفت را تبریک می گوید. من این روز بزرگ را، روز همۀ ملت می دانم زیرا این فرخنده روز، نه شِقاق می آفریند، نه نفاق، نه نقار. برخلافِ یکی از روزهای خاص! که برخی ها آن را در تقویم انقلاب گذاشته اند که از همان زمان به بعد، موجب دو دستگی و انشقاق و انتقام گیری جناحی و بدتر از همه نفوذ دشمن خصوصاً بهره برداری فرصت طلبانۀ سازمان تروریستی منافقین شده است. امسال هم متأسفانه شاهد بوده ایم که به رخدادهای شبانۀ دی ماه برخی از شهرهای ایران منجر گردیده است؛ تلخی یی که، با تأسّف از مشهد مقدس آغاز و به چندین شهر دیگر سرریز شده بود. آری؛ باید ۲۲ بهمن، مرکز انقلاب باقی بماند؛ زیرا روزی ست که ملت به آن اعتقاد دارد، نه مانند آن روز دی، فقط یک جناح و دیدگاه خاص.
 
شاه و حزب رستاخیز: محمدرضا شاه پهلوی که دور و بری های وی، او را  «اَعلاحضرت» می خواندند؛ بعد از اعلام نظام تک حزبی رستاخیز در ایران و تعطیلی همۀ احزاب در اسفند پنجاه و سه، چشم در چشم مردم ایران رو به دوربین تلویزیون گفت: «هر کسی نمی‌خواهد عضو حزب رستاخیز شود پاسپورتش را بگیرد و برود» (منبع)
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۱۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۱۹ ق.ظ

مشکل ملت چیه آقای جنتی؟

به قلم جناب توحید: بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدای امر به صحبت های «آیت‌الله احمد جنتی» توجه فرمایید: «باید صدای اعتراض مردم را شنید... نظام امروز در دست ما است و دستاوردهای بسیار خوبی داشته است... نباید خود را از مردم جدا کرد؛ وضعیت معیشتی مردم بسیار بد است البته من وارد این حوزه نمی‌شوم چون کاری از دستم برنمی‌آید اما زمانی که غذا می‌خورم ناراحتم که چرا ما دستمانم به دهانمان می‌رسد ولی برخی دیگر از مردم این امکان را ندارند... مسئولان باید با وضع فقیرانه زندگی کنند تا فقرا از غُصه دق نکنند... ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که صدای اعتراض کسی بلند نشود؛ صدای اعتراضات باید بلند باشد اما باید طبق موازین قانونی صورت گیرد.» (منبع)


 

 مشکل این نیست که شما آقای جنتی می گویید. مشکل ملت، ریشه اش به همین دستبوسی هایی برمی گردد که نوکرانِ ملت را متوهّم ساخته است که بر مردم ریاست کنند نه خدمت. سردار سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی _رییس سابق سازمان بسیج مستضعفین_ چرا باید بر دستان شما جناب «آیت الله جنتی» این گونه کُرنش مآبانه بوسه بزند؟ (منبع) ما انقلاب کرده ایم علیۀ دستبوسی ها، نه برای بازتولید شیوه های شاه و درباری ها. دستبوسی ها مالِ دورۀ حکومت معاویه و خصلت های باند ابوسفیان بود. محمد امین (ص) ما و علی عادل (ع) ما، هرگز چنین کارهای به دور از اسلام ناب محمدی و علوی را سزا نمی دانستند و بر هر بُت و شرک و کُرنشی می شوریدند. مشکل ملت، یکی خود شما هستید آقای جنتی، که به عمر انقلاب به پُست و مقام و قدرت چسبیده اید و با این کِبَر سنّ و ناتوانی جسمانی ات، چندین پست مهم حکومتی را در اختیار بلکه در اشغال خود گرفته اید. چرا باید به شما در این سن و سال این همه پست بدهند!؟ ولی جوان ها و دانشجویان و فارغ التحصیلان و دانشمندان این مملکت از بی توجهی مقامات انتصابی  و انتخابی، بروند در دوبی و ترکیه و اروپا و آمریکا و یا در همین تهران و حومه و حاشیه کارگری کنند و بیگاری؟

 

چرا شما باید شغل مادام العمری داشته باشید؟ کجای اسلام و انقلاب نوشته شده است یک روحانی باید این همه پست و مقام داشته باشد؟ این در حالی ست که اکثریت مردم ایران از عملکرد و تفکرات و نظرات و دیدگاه های شخص شما و مانند شما ناراضی اند. چرا رضایت مردم برای شما مهم نیست و کنار نمی روید تا جا را برای گردش قدرت و اجرای عدالت باز کنید؟ آیا انقلاب کرده ایم که امثال شما روحانیون، این همه جاه و مقام و تریبون و آزادی عمل و نوا و رفاه داشته باشید؟ آن گاه ما چگونه باید دهانِ ضدانقلاب هایی را که شعار حکومت آخوندی! سر می دهند نه جمهوری اسلامی ببندیم؟ کمی به خود آیید و به قول و اعتراف خودتان «صدای اعتراض مردم» را بشنوید. اگر هم می گویی «غذا می‌خورم ناراحتم» می توانی مانند محرومان زندگی کنی. قدرت را ترک کن و به نقاط محروم در میان پابرهنگان بروید تا همدرد آنها شوید که خودت گفتی «تا فقرا از غُصه دق نکنند». فُقرا فقط با تبعیض و فسادی که درون حکومتگران می بینند، دارند دق می کنند نه از نداری و قرض و بی نانی و بی نوایی. چه می گویم! وقتی می دانم امام علی (ع) فرموده اند: «ما أکثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ» چه بسیارند عبرت‌ها، و چه اندک است عبرت گرفتن. (غُرر الحکم و دُرر الکلم)

ایران. بهمن. توحید.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۱۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۱ ق.ظ

خلیفه و اختلاس

به قلم دامنه. به نام خدا. غروب دیروز خواندن دو متن در سه منبع متفاوت، توجه ام را زیاد جلب کرده بود؛ الف. انتخاب. جماران. یکی این که در «الف» خواندم اختلاس در شرکت مدیریت اکتشاف و تولید وزارت نفت دولت حسن روحانی، از صد میلیارد تومان به دویست میلیارد تومان رسیده،... احتمال اینکه رقم خیلی بیشتر از این باشد هم وجود دارد... فرد اختلاس کننده که یک کارمند است... با توجه به 2 تابعیتی بودن،... بلافاصله به ترکیه فرار می کند...» (منبع)

 

اعضای مجمع تشخیص مصلحت

حرم امام خمینی

 

دوم این که در «انتخاب» و «جماران» خوانده بودم آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در حرم امام خمینی گفت: «امام راحل، تعابیری مانند «خلیفه» را به کار نبردند و به عقلانیت و سیره عقلا اهتمام داشتند. (منبع)

 

و

پاسخ دامنه: به نام خدا. یک: دیگر حتی برای آنهایی هم که همیشه در سخنرانی های شان از گل و بلبل بودنِ مسیر طی شدۀ نظام راضی و خشنود بوده اند، گویی (البته شاید) ثابت شده باشد، که فساد و اختلاس، این دولت و آن دولت نمی شناسد. چه حسن روحانی باشد! چه محمود احمدی نژاد. ساختار وزارتخانه های پول ساز و نیز اساسِ دیوان سالاری نفوذپذیر، توصیه گرا و پارتی ساز جمهوری اسلامی، نیازمند تحول بنیادی و دگرگونی اساسی ست. درد جامعه همین است که چین کمونیستِ بی خدا، قاطعانه علیۀ فساد دولتی و حزبی ایستاده است؛ اما جمهوری اسلامی مماشات می کند و از کنارش راحت می گذرد. آیا از خشم متراکم شوندۀ ملت نمی هراسند!؟ بگذرم و درود وافر بفرستم به میرحسین موسوی که دولتش پاکِ پاک بود و خودش نیز مظهر پاکیزگی و خادِمیتِ ملت و مردم محروم  و مظلوم و مستضعف. دو: اما در مورد خبر دوم، ابتداء بگویم سایت جماران با آن که غروب دیروز عین جملۀ آقای شاهرودی و واژۀ «خلیفه» را درج کرده بود، امروز وقتی برای استنادکردن منبع این پست، رجوع کرده ام، با تعجب دیده ام، واژۀ «خلیفه» را سانسور کرده است: (اینجا). اما خوشبختانه سایت انتخاب، متن گزارش دیروزش را سانسور نکرد و دست نخورده باقی گذاشت. آری؛ این عبارت و دیدگاه آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی اساساً اشکال دارد. زیرا در اندیشۀ سیاسی شیعۀ امامیه (اثنی عشری) «خلیفه» هیچ وجهی ندارد. مهمتر از این، آن است که امام خمینی -رهبر کبیر انقلاب اسلامی- حتی «ولی فقیه» یا «ولایت فقیه» را هم به رأی و رفراندم نگذاشته بودند چه برسد به خلیفه!! که به دور از نگرش شیعه و گرایش سیاسی و فکری ملت ایران است. نظریۀ ولایت فقیه، حتی در قانون اساسی اولیه هم نبوده، (مرحوم منتظری و دیگران آن را کوشیدند، گذاشتند) که شرحش مفصّله؛ چه رسد به عنوان خلیفه. اگر -بر فرض بعید و حتی ابعَد- امام خمینی، «خلیفه» را مطرح می کردند، ملت که تازه از شرّ شاه و شاهی گری خلاص و رها شده بود، آن را بشدّت ردّ می کرد. خدا البته بهتر می داند. دامنه حدسش را می زند!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۴۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ

چرا امام آمد؟

چرا امام آمد؟

نوشته های جناب توحید: بسم الله الرحمن الرحیم. چرا امام آمد؟ در آغاز دهۀ چهل، حاج آقا روح الله مشهور به «آقای خمینی» به دلیل حضور مقتدرانۀ مرجع عامه آیت الله العظمی سید حسین بروجردی در قم، یا در سکوت بود و یا در انزوا و درس و عرفان. با درگذشت ایشان در دهم نوروز سال چهل، کم کم نام «خمینی» بر سر زبان ها افتاد. طی سه سال، سه سخنرانی مهم علیۀ رژیم شاه کرد. سال 1342 شاه، «آقای خمینی» را در قیطریۀ تهران در حصر کرد. سپس به دلیل سخنرانی دیگرش در سال چهل و سه وی را از ایران به ترکیه تبعید کرد و پس از مدتی از آنجا به عراق و در اوج انقلاب در مهر ماه پنجاه و هفت، به روستای نوفل لوشاتو در فرانسه. تا این که پس از پانزده سال تبعید، پای امام خمینی به خاک وطن رسید.»

 

رهبر نهضت اسلامی در ترکیه تحریرالوسیله را نگاشتند. در نجف به درس و بحث پرداختند. و گه گاهی شاگردان و پیروان خود در ایران را با پیام های مخفی کتبی و شفاهی به مبارزه علیۀ شاه فرا می خواندند. کم کم در مدرسۀ شیخ انصاری نجف، بحث حکومت اسلامی -که گاهی با عنوان ولایت فقیه مخفیانه چاپ و توزیع می شد- را مطرح نمودند. صحبت های ایشان از طریق «نوار» به میان مبارزان راه می یافت. اعلامیه ها و عکس ها و نوارهایی که از سوی رژیم شاه جُرمی خطرناک محسوب می شد که اعدام، سرنوشتِ محتومِ دارندۀ آن بود. به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران را «انقلاب نوار» هم نام داده اند که بعدها امام خمینی آن را «انقلاب نور» نامید.

 

با اوج گیری انقلاب توسط مردم در هفده شهریور پنجاه و هفت و پاییز و زمستان همان سال، با اِعمالِ نفوذ شاه بر رژیم عراق، آیت الله خمینی مهر پنجاه و هفت از عراق اخراج شد. سوریه و کویت وی را نپذیرفتند. فرانسه به ایشان اجازۀ اقامت داد. از این زمان به بعد، مبارزین و مردم «حاج آقا روح الله خمینی« را امام خمینی لقب دادند و لفظ «امام» در ایران -که همچنان باقی ماند- اشاره است به مقام و جایگاه رهبری نهضت و تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران.

 

در دی پنجاه و هفت شاه از ایران «دَر» رفت. امام که در فرانسه سیصد و سیزده مصاحبه و سخنرانی مهم کرده بودند و در آن تئوری های متعدد و وعده های فراوان به ملت داده بودند، به ایران آمدند. ده روز بعد، بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت پدیدار گشت و رژیم سلطنتی شاه، مفتضحانه به دست ملت سرنگون شد و بعد در دوازدهم  فروردین پنجاه و هشت «جمهوری اسلامی ایران» با رأی پرشور و شعور مردم، تأسیس و برقرار گردید. حال با این توضیح و شرح گذرا، سؤال این است چرا امام آمد؟ به نظر من امام اُمّت حداقل برای این اهداف به ایران آمد؛ امام برای این به ایران آمد که:

 

که بنیادِ شیوه های سلطنتی، شاه و شاهی گری بکلّی از پهنۀ کشور رخت بَربندد.

که هیچ کسی به خود جرأت ندهد بر ملت سیطره و ستم داشته باشد.

که هیچ مقام و پستِ دائم العمری و بدون پاسخگو نداشته باشیم.

که مردم حاکم بر سرنوشت خویش باشند.

که ملت، همۀ مقامات (به تعبیر امام، نوکران مردم) را بر پُست ها بکارند.

که دولت به ملت خدمت کند و ایرانِ آزاد را آباد سازد.

که هیچ دست اندرکاری، حق نداشته باشد دیکتاتوری پیشه کند.

که اسلام و ایران در کنار هم برای مردم آسایش و معنویت فراهم آورند.

که هیچ شرکی، پرستشی، کُرنشی و ستایشی جز توحید و خداپرستی شکل نگیرد.

که مردم با عمل مختارانه به احکام دین، به اوج کمال و تعالی نسبی برسند.

که تبعیض و فساد و دزدی و اختلاس و اَشرافیت نابود و فنا شود.

که روحانیت برای خود حقّ ویژه ای قائل نشود و مردم را رَمه نپندارد.

که «رأی ملت»، میزان باشد، نه به تفسیر ناروای آن روحانی، زینت و عاریت.

که آقازادگی، امتیازطلبی، جناح گرایی، حذف، حصر و ردّصلاحیت استصوابی نباشد.

که همه ایرانیان (شیعه، زرتشتی، مسیحی، سنی، کلیمی و ...) برای ایران تصمیم بگیرند.

که با رژیم استبدای، خائف و خائنِ شاه، تماماً فرق داشته باشیم.

که در یک کلام، زمینه ساز ظهور حضرت مهدی موعود (عجّ) باشیم.

ایران. بهمن ماه. توحید.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۱:۲۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ق.ظ

طلبگی ناتمام طلبه‌های داراب کلا

توضیح دامنه: به نام خدا. قبلاً جناب حجت الاسلام شیخ مالک درباره‌ی سیزده نفر از طلبه های دارابکلا که طلبگی را ادامه ندادند، در همین پست توضیحاتی داده اند و جناب رنگین کمان هم به مرور عکس های آن طلبه های محترم را به دامنه ارسال کرده اند که منعکس شد. اینک با تغییر تاریخ همین پست به امروز، عکس دو نفر دیگر (ارسالی رنگین کمان) به عکس شش نفر قبلی ضمیمه می شود، یکی شیخ مهدی رمضانی برادر بزرگ رنگین کمان (عکس اول و دوم) و دیگری محمدحسن دارابکلایی فرزند ملاولی حسین (عکس سوم):

 


 

از راست: آقای شیخ مهدی رمضانی

شیخ حسن اسبوکلایی

 

 

با آرزوی توفیقات الهی

 

محمدحسن دارابکلایی فرزند ملاولی حسین

 

تن شیخ مالک و اسامی و عکسهای قبلی

 

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام جناب آقای طالبی خدا قوت زیارت قبول در پستهای مختلف از جمله در این پست اینحا اسامی برادرانی که بخشی از عمر خودشان را در حوزه ی علمیه گذراندند و در ادامه بدلائلی نتوانستند در حوزه ی علمیه ماندگار بشوند و اسامی آنها باشرح و احوال مختصر به قلم بسیار خوب شما از نظر گذراندم و استفاده کردم. اما خیلی از افراد دیگر مثل آقای عبدالله درواری و اسماعیل طالبی (فرزند مرحوم حسنعلی) و اسماعیل رمضانی داریم و... که هم بنده زیاد اطلاع ندارم و هم شما. آنچه بنده کمی اطلاع دارم وشما اسمشان را نیاوردید خدمت شما مرقوم میدارم.

 

۱ : شیخ عیسی مهاجر برادر ناتنی مدیر محترم حاج اصغر مهاجر شاید ۵ الی ۶ سال در حوزه بودند.

۲ : هادی رجبی فرزند مرحوم حاج تقی رجبی پائین محله شاید به یک سال ادامه نکشید.

۳ : محمد حسن دارابکلایی فرزند ملا ولی حسین  شاید یک سال بود.

۴ : محمد تقی میرزایی داماد مرحوم سید علی سجادی چند سال پراکنده.

۵: عیسی رزاقی برادر ناتنی مرحوم یوسف رزاقی دوست دیرینتان بیش از دوسال.

۶ و ۷ : سید مجید شفیعی و سید محمد شفیعی برادران شهید روحانی سید جواد شفییعی و دوست شما سید عسکری شفیعی شاید ۷الی ۸ سال.

۸ : مهدی رمضانی برادرِ رنگین کمان بیش از ۳الی ۴ سال.

۹و۱۰: مصطفی جمالی و برادرش بیش از ۱ سال  دقیق اطلاع ندارم اطراف حمام قدیمی دارابکلا خانه ایشان است.

۱۱ : شفیع رضایی خانۀ ایشان در بالا محله؛ بیش از دو سال.

۱۲ : مختار آهنگر برادر حاج شیخ احمد آهنگر دوست شما شاید از ایشان نوشتی اطلاع ندارم.

 

 

شاید افرادی بودند در حوزه بعد بیرون رفتن الان اطلاع ندارم. وفقکم الله. مالک رجبی قم. دی ماه 96.

 

 

 

سید مجید شفیعی نفر وسط


 

از راست دوم محمدتقی میرزایی

 

 

شیخ عسکر رمضانی (حبیب الله) نفر راست


 

عیسی رزاقی برادر روانشاد یوسف

 

 

مختار آهنگر دارابی. عکاس: رنگین کمان

 

ذاکر اهلبیت (ع) سیدمحمد شفیعی.عکاس:یک دوست

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۱:۱۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۳۷ ق.ظ

پاسخ به شیخ صادق لاریجانی

به قلم دامنه: حجت‌الاسلام صادق لاریجانی ۹ بهمن ۱۳۹۶ گفت: «قوه ‌قضائیه باید نقطه آخری باشد که همه در برابر آن تسلیم باشند و بر‌این‌اساس تا زمانی که اشتباه یا تخلفی در رأی یک قاضی محرز نشود، کسی حق ندارد به این رأی تعرض کند. این توهین‌ها و تخریب‌ها غیرقابل‌قبول است. ‌هزاران قاضی شریف، متدین، اهل فضل و پرتلاش در سخت‌ترین شرایط و با بالاترین حجم کار، در حال خدمت‌رسانی هستند، اما متأسفانه برخی همه این موارد را نادیده می‌گیرند و علیه قضات سخنان ناصحیح به زبان می‌آورند». (منبع) و (منبع)

 

حجت‌الاسلام

شیخ صادق لاریجانی

 

پاسخ دامنه: به نام خدا. این که رئیس یک قوه انتصابی، از زیرمجموعه‌ی منصوبی خود دفاع کند، حرفی نیست. این که نسبت به منتقدان آن قوه، واژه‌ی «سخنان ناصحیح» به کار می‌گیرد هم، حرفی نیست. ولی از این که با یک حالت حق‌به‌جانب، تحکّمی، دستوری، با خشم و تندی و از صندلی یک مقام مافوقِ ملت! و جامعه‌ی مدنی، بخواهد بگوید «کسی حق ندارد...»، نه تنها به هیچ‌وجه پذیرفته نیست؛ بلکه به‌شدّت تعجب‌برانگیز است. در نظام مردم ساخته‌ی «جمهوری اسلامی» که شاه را فراری داده و رژیم دستورمآب و دیکتاتوری‌اش را واژگون کرده، این‌گونه سخن‌گفتن با مردم و منتقدان و حتی با «هجمه‌آوران»، هیچ جایگاهی ندارد. و اتفاقاً «کسی حق ندارد» به مردم دستور بدهد که چه بکند چه نکند. چه بگوید چه نگوید. چه فکر کند چه فکر نکند. چه انتقادی بکند چه انتقادی نکند.

 

مردم حق دارند به رهبری -با آن جایگاه بسیار بالا و مهم و سرنوشت ساز- انتقاد کنند، چه رسد به یک قاضی و یا یک قوه که نوکر ملت است، نه آقای ملت. لطفاً خودتان را نقدپذیر نگه دارید، نه این که هر هفته در مقام سخنرانی در جلساتی بنشینید و به مردم و منتقدان و جامعه‌ی مدنی نهیب بزنید و ار نقد و حتی «تعرض به رأی قاضی»، اِن‌قُلت‌هایی ناپذیرفتنی و اعجاب‌آور بزنید. ۲۲ بهمن -جشن پیروزی خجسته‌ی ملت بر شاه و شاهی‌گری نزدیک است، همه‌ی دست‌اندرکاران نظام -که به قول امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، نوکران مردم‌اند_ از انقلاب و شعار استراتژیک مردم «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» درس بگیرند و بی‌جهت مردم را در منگنه و تنگنا، و اهل نظر را در ترس و واهمه و اخطار و به دور از آزادی و استقلال نگذارند. ملت با نظام است و نظام هم باید با ملت بماند تا این چرخ بچرخد و بگردد و تمدّن و توسعه و رشد بسازد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۳۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ق.ظ

نمازجمعۀ بی نرده

نوشته های جناب توحید: بسم الله الرحمن الرحیم. دیروز جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، سه اتفاق در سه نمازجمعه شهرهای تهران، تبریز و مشهد رخ داد که هر کدام قابل تأمل است؛ من هم پیرامون آن چند نکته ای می گویم و فعلاً از آن رد می شوم.

 

یک: در تهران: حجت الاسلام سید احمد خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶ گفت: «به عنوان کسی که ۴۵ سال است طلبه هستم، به مردم می‌گویم که والله یک ریال از حقوق ماهانه طلاب که به آن «شهریه» می‌گویند، از بودجه کشور نیست؛ بلکه از وجوهات و سهم امام (عج) است که مردم می‌دهند.» (منبع)

 

دو: در مشهد: آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی در خطبه‌های نماز جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶ از استاندار درخواست کرد نرده های حایل میان مردم و مسؤولان را از نمازجمعه جمع آوری کنند. (منبع)

 

سه: در تبریز: حجت الاسلام آل هاشم، امام جمعه تبریز که دو هفته زودتر از آقای علم الهدی خواهان برداشتن نرده ها از نمازجمعه تبریز شده بود؛ در نمازجمعۀ این هفته ۶ بهمن ۱۳۹۶این سخن را عملی کرد و نمازجمعۀ بی نرده، برپا نمود که در عکس زیر نشان داده می شود.

 

 

سه نکته بر این سه سخن

 

یک - نیازی نیست آقای حجت الاسلام سید احمد خاتمی قسم جلاله بخورد. اتفاقاً سخن بر سر همین است چرا بودجۀ عظیمی که از خزانۀ دولت می گیرند را خرج مشکلات طلبه ها نمی کنند و شهریۀ زیر خط فقرشان را ارتقاء نمی دهند تا طلاب بزرگوار در تنگنای معیشتی مجبور باشند از زیِّ طلبگی خارج شوند و تن به کارهای مشقّت بار دیگری بدهند. هر چند به نظر برخی از مراجع، علما، و خصوصاً استاد شهید مرتضی مطهری، حوزه های شیعه _با تبار دیرین و فرخندۀ 1000 و اندی ساله_ برای حفظ هویت و استقلال فکری و آزادی اجتهاد و بیان نظرات سیاسی و فقهی، نباید به هیچ دولتی وابستگی مالی داشته باشند. پس، سخن آقای سید احمد خاتمی اساساً محل اشکال و ایراد است و نیازی به سوگند هم نیست که قرآن کریم سوگند خوردن های بی جهت را نهی نموده است.

 

دو - سالهاست خیراندیشان به نرده بندی و حصارکشی میان مردم و مسؤولان در نمازجمعه و جاهای خاص دیگر، اعتراض کردند و می کنند ولی هیچ اعتنایی نکردند. اساساً اگر نرده کشی ست چرا این نرده ها را در انتهای نمازجمعه نمی کشند که مردم در جلو بنشیند و خادمان ملت (دست اندرکاران) در ردیف های عقب تر؟ آیا ثوابی که می گویند ردیف های یک و دو و سه نماز دارد هرگز ردیف های بعدی ندارد، همیشه باید نصیب یقه سفیدان شود!؟ همین نرده کشی ها و حصارها و خصوصاً حصرها ملت را دلخور و منتقد و گاهی هم مأیوس کرده است. تبعیض های بی جهت که حتی در فرائض شرعی علیۀ بینوایان و مردم عادی روا می دارند!

 

سه - اگر واقعاً قرار شده است نمازجمعۀ بی نرده اقامه شود باید ردیف های جلو بر روی همۀ مردم نمازگزار باز باشد، نه این که باز هم خیال کنند هر کس شغل دولتی دارد، برتر و والاتر است و باید ردیف اول تا نهم و دهم بنشیند و الّا شأنش فرو می ریزد و پرستیژش ضایعه می گردد. طبق فرمول قرآن نزد خداوند، اَکرم کسی ست که تقوای بیشتری دارد نه شغل و مقام بالاتر: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.  ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است. (سوره حجرات آیه‌ی سیزده ترجمۀ شیخ حسین انصاریان)

 

پس؛ ابوالمشاغل ها، هی راه نیفتند بروند ردیف جلو را برای خود ملک طِلق کنند، آنها بروند ردیف های آخر نماز و در میان ملت (=ولی نعمت) جا بگیرند تا این تبعیض های مُهلک دورۀ اموی و تزها و شیوه های ناروای معاویه ای، و نیز فخر و تفاخر و خودنمایی و ریاکاری! از جمهوری اسلامی رخت بر بندد. ایران. هفت بهمن. توحید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۵۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ق.ظ

دارابکلایی ها

دارابکلایی ها

عکس بالا: مدرسۀ شهید سیدباقر صباغ  مرحوم سیدمحمد پدر شهید صباغ.  مرحوم طالب پدر طلبۀ شهید حسن آهنگر و ...  عکس پایین: حاج علی محمد غلامی دارابی و همسر گرانقدرش  والدین جناب حجت الاسلام شیخ محمدجواد غلامی دارابی  یک مصاحبه برای برنامۀ محلی شبکۀ تبرستان

 

 

متن حجت الاسلام محمد جواد غلامی دارابی  پس از انتشار پست:  درود خدا بر شما و بینندگان دامنه  با مشاهده عکس پدر و مادر مهربان و دلسوزم  دلشاد و خوشحال شدم  از جناب عالی بابت انتشار و از جناب رنگین کمان بابت ارسال   و از پسرعمه هنرمندم آقای تقی تبار بابت تصویربرداری  صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم.  از خداوند منان درخواست می کنیم ارواح همه اموات مخصوصا  روح پدر و مادر مهربانتان را در برزخ خوشحال مسرور نماید.

 

پاسخ دامنه: سلام. از این که یادی از ارواح والدین محبوب من، کردید، از شما جناب شیخ غلامی ممنونم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۵۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا ، قم : ابراهیم طالبی دارابی مازندران، ساری، میاندورود

پیام های مدیر
آخرین نظرات
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب