دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

۲۸۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب اسلامی» ثبت شده است

دوشنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۱، ۱۲:۴۷ ب.ظ

نظری بر "به سمت حکمرانی نو"

به قلم دامنه: مسائل روز : "به سمت حکمرانی نو" و "اینا کی‌اند" ؟!!! به نام خدا. سلام. آقای محمدباقر قالیباف رئیس قوه‌ی مقننه حرف تازه‌ای زد که خواستم گفته باشم روی این گفته‌ی وی چه برداشتی دارم. اول اصل حرف آقای قالیباف به نقل از منابعی که خواندم:

 

«امیدوارم هرچه زودتر امنیت در کشور بصورت کامل تثبیت شود تا تغییرات مشروع و لازم به سمت حکمرانی نو در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در چارچوب نظام سیاسی جمهوری اسلامی آغاز شود.» منبع

 

سه پیام مهم درین گفته آشکار است یکی "تغییرات مشروع و لازم"، دومی رفتن "به سمت حکمرانی نو" و مهمتر از همه قید "چارچوب نظام" است. من اطلاعات دقیق ندارم قالیباف این سخن را از ناحیه‌ای گفته و یا از اراده‌ی خود. اما برداشت و تحلیلم این است این حرف جدید شاید نتیجه‌ی نشست دیروز سران سه قوه باشد که بنا را برین گذاشتند که از زبان ایشان به مردم رسانده شود و بی‌تردید این پیام از صلاحدید مدار و بالای نظام عبور کرده و به میان مردم آورده شده است. این قصد هم، قصد منحط، منحرف و بدعت نیست. یعنی در خودِ شاکله‌ی انقلاب اسلامی چنین بازسازی‌یی وجود دارد و نشان عقب‌نشینی و دست‌برداری از آرمان انقلاب نیست؛ کما اینکه تئوریسین انقلاب شهید استاد مطهری اساس تفکر دینی شیعه را منطبق‌بودن بر مقتضیات زمان معرفی کرده است. و همین، علامت بالندگی مکتب اهل بیت ع است. از نظر بنده این ندای نو، اراده‌ی مدرن و مکتبی‌یی هست و باید روی آن تفکر و اندیشه و البته احتیاط و خردورزی کرد.

 

اما همه‌ی این تصمیم تازه از نگاه بنده به عنوان یک شهروند که معیار انقلابی‌ام ماندن در ظل رهبری معظم (به عنوان ولی فقیه این محصول، عصاره، نماد، نماینده، هدایتگر، قدرت مشروع دینی و نافذ مردمی در مکتب امامت) باید زمانی وارد عمل جدی و مردم‌گرایانه شود که آن حرف مهم رهبری معظم (منبع) در سخنرانی اخیرشان دقیقا" پیاده و عملیاتی شود؛ آنجا که از روی درد و شناخت و اشراف بر اوضاع فرمودند:

 

"اینها چه کسانی‌اند؟ باید فکر کرد... از کجا دستور می‌گیرند؟... اینها را بشناسیم؛ اینها را بشناسید. البتّه ما یقه‌ی اینها را رها نخواهیم کرد."

 

این را بدانیم رهبری معظم چرا مردم را به استفهام و پیش‌شناخت فرا خواندند. ایشان به نظرم دقیقا" و موبه‌مو می‌شناسد، اما با جملات پرسشی تعجبی فقط خواست مردم را دعوت به شناخت و مشاهیر و نخبه‌ها را تحریص به تبیین کنند. بنابرین تصمیم جدید نظام باید هر سه ضلع را به یک میزان پیش ببرَد: ضلع خدمت به مردم و بازسازی سیاسی. ضلع اقتدار قاطع که همان گرفتن "یقه‌ی" جنایتکاران و خیانت‌پیشگان است و ضلع سوم هم ایجاد امنیت بر پایه‌ی ورود همیشگی و قانونی و مشروع نهادهای امنیتی و انتظامی است که باید برای مردم به یک باور و هنجار تبدیل شود تا کسی خیال نکند  هر وقت و هر جا می‌تواند خدشه بر پلیس و بسیج این حافظان نوامیس و امنیت پایدار وارد کرد. این جُرم بزرگ باید نزد ملت به عنوان یک بزه قبیح و نابخشودنی و خیلی خطرناک تعریف شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۱۴۰۱ ، ۱۲:۴۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۱۴ آبان ۱۴۰۱، ۱۰:۴۸ ق.ظ

شرحی بر جنگ ترکیبی (=هیبریدی)

به قلم دامنه: مسائل سیاسی و جهانی: به نام خدا. سلام. اول جنگ ترکیبی (=هیبریدی) را باز کنم. فکر می‌کنم با تمثیلی از قدرت انتقال خودرو، ساده‌تر تبیین شود. لطفا" هر بار هنگام خواندن این متن به تصویر هیبریدی که گذاشتم نگاه بیندازید. خودِ هیبرید ( Hybrid ) یعنی ترکیب عنصرهای مختلف حتی متفاوت. مثلا" در ماشین‌های نوین و مدرنِ هیبریدی، به جای یک موتورِ پایه، از دو موتور مکمّل یکدیگر استفاده می‌شود: موتور بنزینی یا دیزل گازوئیلی و موتور الکتریکی برقی. ازین‌رو، خودروهای هیبریدی با وسیله‌ی موتور برقی، انرژی جنبشی هدررفته را به صورت الکتریسیته در باتری‌ها ذخیره می‌کند و آن را در سربالایی‌ها و جاهای مورد نیاز وارد مدار می‌سازد. به چنین پیشرانه‌ای هیبریدی می‌گویند. حالا به تصویر بنگرید: جلو یک موتور بنزینی، پشتش یک موتور الکتریکی، وسطش یک مدار الکتریکی، عقب ماشین هم یک باک بنزین و یک پکیج باتری تعبیه شده است که وقتی ترکیب می‌شوند قدرت در مدار بیشتر می‌شود و جنبش موتور شدیدتر.

 

 

اینک می‌توانم یک مثال دیگر هم بزنم تا طرح مسئله جا بیفتد. لابد با خودروهایی که توبوشارژ (=پُرخوران) دارند، آشنایید، مثلا" خودرویم توبوشارژ دارد که وقتی دورِ موتور را از دنده‌ی دو به سه به بالای ۳هزار دور ببرم، قدرت توربو از طریق سنسور (=حسگر) وارد مدار می‌شود و شتاب موتور را جهشی می‌کند؛ یعنی یک توربین حلزونی کنار موتور و نزدیک لوله‌ی اگزوز، گازهای خروجی را می‌مَکد و آن را به جای این‌که از اگزوز به بیرون هدر برود، جذب می‌کند و به صورت یک انژری جهشی و ترکیب هوای اضافی، وارد پیستون می‌کند و قدرت موتور را دوچندان.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۱۴۰۱ ، ۱۰:۴۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۳ آبان ۱۴۰۱، ۰۲:۴۶ ب.ظ

تظاهرات ضد آمریکایی قم

به قلم دامنه: مسائل روز: قیام ضدآمریکایی قم. به نام خدا. سلام. انگیزه‌ای برانگیزاننده‌تر مردم قم را در ۱۳ آبان ۱۴۰۱ امسال به حرم و خیابان کشانده؛ اول زیارت بارگاه معنوی حضرت معصومه (س) در آستانه‌ی شب وفات غمبارش و آنگاه شرکت از سرِ عقیده و انقلابی‌ماندن، برای فریاد علیه‌ی آمریکا آن بنیاد تباهی‌ها. شگفت‌زده شدم این‌همه مردم مؤمن در میدان دیدم که اول از روی ادب و تسلیت، محضر کریمه‌ی اهل بیت (س) حاضر و سپس راهی مسیر تظاهرات ضدامپریالیستی می‌شدند، از همان مبداء یعنی حرم و حتی کمی عقب‌تر سرِ چهارمردان، مردم پرشور و شعور (زن و مرد و نوجوان و نونهال) به صف شدند تا مقصد یعنی مصلّی و میدان جانبازان و حتی روی پل بلوار امین. من هم یکی ازین مردم ایمن. اول در سردرگاه قبر مرحوم آیت‌الله بروجردی عرض ادب کرده و از مسجد بالاسر رهسپار زیارت قبر منور حضرت بی‌بی فاطمه‌ی معصومه (س) شدم که از نوجوانی پابه‌پای مرحوم پدرم به این حرم قدم می‌گذاشتم و التیام را می‌دیدم.

 

 

صحن امام هادی (ع)

 

 

اجرای سرود زیبا

 

 

مقبره‌الشهداء حرم

شهدای محافظ شهید قاسم سلیمانی

 

 

انبوه مردم

 

 

مادران مؤمن با کودک خردسال‌شان

 

 

قم در ۱۳ آبان ۱۴۰۱

 

خالی نگذارم در صحن امام هادی (ع) هم در روضه شرکت کردم که بسیار سوزناک بود (عکس بالا) و بعد از آن به زیارت مقبره‌الشهداء حرم یعنی شهدای محافظ و همراه شهید حاج قاسم سلیمانی نائل آمدم (عکس بالا)  و از آنجا وارد آغاز راهپیمایی ضد آمریکایی قم شدم و از صحن امام رضا (ع) تا خود میدان جانبازان مصلّی، زیر پایم زمین خالی برای ایستادن ندیدم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۱۴۰۱ ، ۱۴:۴۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۵ آبان ۱۴۰۱، ۱۱:۵۰ ق.ظ

تار امنیتی و تور امنیتی

به قلم دامنه: نام خدا. سلام. ترور در حرم حضرت شاهچراغ شیراز (احمدبن‌موسی برادر آقا امام رضا علیهماالسلام) یکی از شریف‌ترین مکان‌های مذهبی، در درجه‌ی نخست نشان زبون‌بودن مخالفین انقلاب اسلامی ایران است که چون از عجز خود در براندازی جمهوری اسلامی ایران مطمئن شدند، دست به رفتاری می‌زنند که بالاترین بازتاب در ایران و جهان بیافریند. چنین رفتاری آنچنان به‌دور از اخلاق و کردار انسانی‌ست که برای دلخوشی خود حاضرند زائر و نمازگزار را به تیر تفنگ ببندند.

 

عکس حرم شاهچراغ شیراز

 

لابد (البته شاید) منتقدان داخلی به سر عقل می‌آیند و ازین حرکت کور دشمنان به این نتیجه می‌رسند که هدف برهم‌زنندگان نظم و آسایش و امنیت ایران، نه رسیدن به مطلوب و مطالبات، که مانع‌تراشی برای پیشرفت ایران است که با رفتارهای جنون‌آمیز و دنائت بی‌حد، قصد متلاشی کردن انسجام اجتماعی و ایجاد رعب و هراس در دل ملت دارند. محکوم‌بودن این اقدام خونین، بر هر عقل سلیمی بدیهی و واضح است؛ مگر بر افرادی که کینه‌ای ازین نظام به دل دارند که ممکن است هر کار کثیفی علیه‌ی این مرزوبوم دل آنان را شاد و خنک کند تا اگر به دست ناپاک گروهک‌های مسلح باشد، که احتمال می‌دهم تعداد این افراد دارای حَقد نسبت به نظام، قلیلاً اندر قلیل باشد.

 

جدا ازین، صاحبان حریم امنیت کشور و مردم بدانند تار امنیتی آنان رسوخ‌پذیر شد و تورهای امنیتی‌شان نیز مشکل پیدا کرده است. تار امنیتی مفهومی عام است که تمام حریم کشور باید دارای این تار باشد تا کسی نتواند از این تار عبور کند. شبیه تار چسبناک عنکبوت که به وسعت بزرگ از دهن خود بر گذرگاه می‌تنَد تا بتواند بر روی این تار دایره‌ای، هم شکار کند و تور بیندازد، و هم از نفوذ و رسوخ دشمنش جلوگیری کند. بنده معتقدم تار امنیتی ایران می‌بایست محکم‌تر از پیش شود تا چنین زبون‌های خائفی، جرئت نورزند در حرمی مقدس بر روی زائر و نمازگزار تیر بیفکنند و خون بی‌گناهانی را بی‌رحمانه زمین ریزند.

 

توضیحاً عرض کنم تور امنیتی، موردی است و خاص، که فرد یا سوژه‌ی مورد نظر، تحت تعقیب و اِشراف اطلاعاتی قرار می‌گیرد و تمام حرکات و سکناتش تا رسیدن به سرنخ زیر نظر گمنامان امام زمان -عج- قرار دارد. اما تار امنیتی، عام است و شامل تمام تاروپود کشور می‌شود. تا تار امنیتی محکم و گسترده و پهن‌شده نباشد، تور امنیتی هم صدمه می‌بیند.

 

امید است گمنامان امام زمان -عج- تار و تور را بیش از پیش مواظبت کنند تا پاره نشود و رسوخ شکل نگیرد و یا دست‌کم کمتر شکل گیرد. مردم هنوز سلّاخی سه روحانی خدوم در حرم رضوی ع توسط یک نفوذی خارجی با ضربات چاقو را از یاد نبردند، که باز، یک درد تازه رخ داد. این رویداد نیازمند بازنگری فوری در ساختارهای امنیتی است.

 

این رویداد غمبار را به ایرانیان عزادار تسلیت عرض می‌کنم. امید است انقلاب اسلامی مثل تمام این سالیان، بر خائنین غالب آید و ملت دغدغه‌ی آسایش نداشته باشد و نظام در خدمت و اقتدار توأمان و بازسازی خود کوتاهی نکند. همه باید ازین  پیچیدگی‌های ضدامنینی درس بگیریم و قدر نعمتِ عظیم «امنیت» را بدانیم که تمام تلاش دشمنِ عنود این است این فضای امنیت پایدار ایران را -که پیش‌زمینه‌ی اصلی و حتمی پیشرفت‌ها و تمدن‌سازی‌هاست- زائل کند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۱۴۰۱ ، ۱۱:۵۰
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۱، ۰۵:۵۱ ق.ظ

دیدگاه آیت‌الله سید مهدی میرباقری

متن نقلی: آیت‌الله سید محمدمهدی میرباقری (رئیس فرهنگستان علوم اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری) مسائل اخیر روز را بررسی و تحلیل و تبیین کرد. درین پست به دلیل پرداختن اهمیت گفته‌ها و دیدگاه‌های افراد شاخص پیرامون مسائل روز ایران، جملات مهمتر گفت‌وگوی برنامه‌ی جهان‌آرای شبکه‌ی افق با ایشان را می‌آورم:

 

عکس از دامنه از روی بازپخش برنامه

 

بسیاری از غربگرا و میانه‌روها در اغتشاشات اخیر، مرزهای خود را با براندازان روشن نکردند؛ شاید می‌خواهند به‌عنوان ناجی، دوباره به‌نحوی به قدرت برگردند!... اسلام حداقلی منشأ چالش‌های اجتماعی می‌شود؛ چون وقتی اقتصاد و شهرسازی و ساختارهای فرهنگی و مناسبات اجتماعی را به علوم مدرن واگذار می‌کنید و درواقع الگوی توسعه‌ی غربی را می‌پذیرید، اقتضائات آن در جامعه‌ی ما با فرهنگ دینی و بومی ما دچار چالش می‌شود و منتهی به بحران می‌شود... تصمیم‌سازان غربگرا و طرفداران دین حداقلی، که سه دهه در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و فرهنگی کشور حضور داشتند، باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و در نقش مدعی و شاکی و پرسشگر وارد نشوند. در کشور ما تصمیم‌سازی باید شفاف‌سازی شود و تصمیم‌سازان پاسخگو باشند... جریان های غربگرا و میانه‌رو، خیلی از مواقع خود عامل به وجود آمدن بحران اجتماعی هستند... آنهایی که اسلام حداقلی را پیاده کرده‌اند عامل بحران‌های امروزی هستند... بسیاری از افراد غرب‌گرا و میانه‌رو که در سه دهه‌ی اخیر جزو تصمیم‌سازان بوده‌اند، حالا نشسته‌اند و ایراد می‌گیرند در حالیکه حاضر نیستند مسئولیت تصمیم‌سازی‌هایشان را بر عهده بگیرند.

 

غرب، حجاب را به لبه‌ی درگیری تمدنی تبدیل کرده است... اصلاح بی‌حجابی باید اصلاح ریشه‌های آن باشد؛ یعنی مقابله با شبکه سکولاریسم جهانی و ساختارهای ترویج بی حجابی... حجاب، اصل در ایمان و کفر و انقلابی و غیرانقلابی بودن نیست ولی جزوِ واجبات و فروعات زندگی ایمانی و اسلامی است و به عبارتی از لبه‌های درگیری تمدنی است، البته غرب آن را به لبه‌ی درگیری آورده است... ما جنگ‌طلب نیستیم ولی مجبوریم دفاع همه‌جانبه داشته باشیم؛ و این درگیری‌ها حتما" به پیروزی جبهه‌ی حق منجر خواهد شد، البته اگر ظرفیت‌های تاریخی و تمدنی خود را نشناسیم مغلوب می‌شویم. منبع.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۱۴۰۱ ، ۰۵:۵۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۴ مهر ۱۴۰۱، ۱۱:۲۹ ق.ظ

به‌روزرسانی مصلحت و پرت‌نشدن حواس

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. چند نکته‌ی مهم در بیان رهبری معظم در دیدار اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدم که از نظرم مرور سه تای آن، شاید برای خوانندگان شریف مفید افتد.

 

نکته‌ی نخست این بود که «مصلحت» در برابر «حقیقت و حکم شریعت» نیست و این طرز تلقی را "غلط دانستند." به نظرم دو دسته از همان دوره‌ی امام خمینی ره دچار این برداشت نادرست بوده و کم و بیش هنوز هم هستند: یکی قائلین به جدایی دین از سیاست در حوزه‌های علمیه، که طرح تفکر بن‌بست زدایی "مصلحت" از سوی امام ره را مخالف شریعت می‌دانستند که فکر می‌کردند کم‌کم مصلحت جای شریعت را می‌گیرد و احکام خدا را تعطیل می‌کند و یا کنار می‌زند. دومی قائلین به جدایی دین از سیاست در عرصه‌ی جامعه که از سر ذوق‌زدگی و گرایش به غرب، این راهکار مدرن امام را نه میانبُر که از میان‌بَرنده‌ی شریعت! تعبیر می‌کردند و ازین‌رو امام را فقیه دوره‌ی گذار از فقه به عصر مدرن معرفی می‌نمودند. این دو دسته، هر دو، به یک میزان فهم درستی در اندیشه‌ی سیاسی اسلام نداشتند. اینک رهبری معظم باز هم چنین برداشتی از مصلحت را غلط اعلان کردند که از نظرم مهم بود. هرچند بنده بر ترکیب اعضای انحصاری مجمع و کارکرد آنان همواره انتقاد داشته و دارم و به مجمعی فراگیر و دارای اعضایی پویا و عالم از بطن همه‌ی جامعه معتقدم نه صرفا" تعدادی ثابت که هنوز هم در آنجا بیتوته! دارند. بگذرم.

 

نکته‌ی دوم این بود که رهبری معظم "بعضی از سیاست‌ها" را "ماندگار" معنی کردند اما برخی دیگر را "مختص یک دوره خاص"، بنابرین چنین مواردی را "نیازمند به‌روزرسانی" معرفی فرمودند. این بیان، راز مصلحت را برملا می‌کند. به نظرم سیاست‌های نادرستی در طول این چهار دهه و اندی انقلاب اسلامی، مشمول این وضعیت شدند که برای رهایی از مخمصه، مجبور به "به‌روزرسانی" آن هستیم وگرنه آن حکمت و شؤونی که حضرت امام برای مجمع مصلحت در نظر داشتند، اندک اندک، محو می‌شود و خودِ این مجمع به جای راهگشابودن، به معضل بزرگ و سدّ راه کشور بدل می‌شود و مانع اصلی تحول و دگرگونی و به تعبیر زیبای رهبری: "به‌روزرسانی".

 

نکته‌ی سوم این بود که مسؤولان کشور را به اصل مهم فراخواندند که به تعبیر بنده همان خدمت به مردم است. این‌که اغتشاشات پراکنده نباید "حواس سران و مسؤولان کشور را "پرت" کند که "از کارهای اصلی و اساسی باز" بمانند. در همه‌ی کشورها این‌جور قضایا و حتی بدتر از آن رخ می‌دهد و پلیس آن سرزمین، با قدرت با آنان مواجه می‌شود و کسی هم به پلیس آنان خُرده نمی‌گیرد. بنابرین باکی نباید باشد که پلیس امنیت ایران در برابر اغتشاشات و در حقیقت دفاع از حریم امن مردم، ذرّه‌ای تردید به خود راه ندهد و اگر مقتدرانه ظاهر نشود در واقع رخنه و حفره‌ی بعدی را پدید آورده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ، ۱۱:۲۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۵ مهر ۱۴۰۱، ۱۱:۱۵ ق.ظ

چرا مهار ایران ؟!!

چرا مهار ایران ؟!!

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. چرا مهار ایران ؟!! مسائل زیاد است پس فقط دو مسئله را مثال می‌زنم. انرژی داخلی و اتحاد خارجی.

 

یکم: انرژی داخلی و منطقه‌ای: کافی‌ست فقط بدانیم ذخیره‌ی انرژی نفتی خلیج فارس برای دهه‌های طولانی دوام دارد اما دیگر منابع نفتی در جهان دو تا سه دهه در آینده تمام می‌شود و تُهی. گاز هم جای خود دارد که ایران و روسیه و قطر بالاترین ذخایر گازی‌اند. ایران در خلیج فارس حداکثرِ ساحل را دارد؛ به طولی زیاد، آن هم در میان خلیج فارس از دهانه‌ی اروندرود تا دریای عمان در کرانه‌ی گواتر. و این یعنی "شاهین ترازو" شدنِ ایران درین جغرافیای سیاسی. برای همین موقعیت ممتاز است که ایران با فراستِ بی‌نظیر رهبری معظم از طریق اعزام جداگانه‌ی سپاه در خلیج فارس و اعزام ارتش در دریای عمان، امنیت و ثبات را برای پایداری و اِشراف ایجاد می‌کند. زیرا "بدون اغراق، خلیج فارس عامل حیات ایران است." (درین‌باره به کتاب جغرافیای عملیات ماندگار دفاع مقدس. نوشته‌ی: احمد پوراحمد رجوع شود.) بنابرین؛ آمریکا ازین مسئله باخبر است. برای آمریکا دست‌کم از سه جهت این منطقه دارای اهمیت راهبردی است:

 

از نظر اقتصادی، منبع عمده‌ی انرژی است و تسلط ایران بر آن برای آمریکا شکننده است.

از نظر خط دفاعی، لایه‌ی سوم دفاعی استراتژیک آمریکا (تئوری برژینسکی) محسوب می‌شود. خط دفاعی اول آمریکا، خودِ ایالات متحده‌ی آمریکا است. خط دفاعی دوم، اروپاست و خط دفاعی سوم هم، خلیج فارس است.

از نظر بازار فروش، عظمیم‌ترین منطقه‌ی دادوستد اسلحه است. درآمد آمریکا در درجه‌ی بالایی، به فروش اسلحه متکی است.

 

عکس از روی جلد کتاب: دامنه

کتاب جغرافیای عملیات ماندگار دفاع مقدس. نوشته‌ی: احمد پوراحمد


دوم: علاوه برین، اتحاد خارجی ایران هم، برای آمریکا دردسرساز تلقی می‌شود. بر اساس سیاست دائمی آن کشور "مشهور به سیاست سدّ نفوذ"، ایران در هیچ شرائطی نباید اهرم قدرت برای چین و روسیه گردد. اینک اتحاد ۲۵ساله‌ی منفک میان "ایران و چین" و "ایران و روسیه" که زمینه‌های آن هوشمندانه چیده شده است و نشان داده شد که جمهوری اسلامی ایران، مقتدر منطقه‌ی و یکی از چند قدرت برتر جهانی شده است، آمریکا را بیش از پیش به فکر چاره‌جویی انداخته است تا راهبرد "مهار ایران" را عمیق‌تر و مرموزانه‌تر به کار گیرد. از نظر بنده برنامه‌ی منحط و مُهلک با متن‌های چندپهلو و مشکل‌دارِ "برجام" دست‌پخت تلخ و شورِ دولت شیک‌پوش پیشین (=حجت الاسلام حسن روحانی و دکتر محمدجواد ظریف) نمونه‌ای از همین سیاست مهار بوده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۱۴۰۱ ، ۱۱:۱۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
يكشنبه, ۳ مهر ۱۴۰۱، ۰۱:۴۰ ب.ظ

تظاهرات در قم علیه‌ی آشوب

 

عزاداری در صحن شرقی اتابکی حرم حضرت معصومه س

حضور همه‌ی صنوف و آحاد ملت متدین درین حرکت انقلابی

قم. خیابان شهدا. روبروی مدرسه‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السلام

 

 

 

​​​​​​...

 

  

حضور انبوه زنان مؤمن و غیور در میدان شهدای قم

یک‌شنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ حرم حضرت معصومه س . عکاس: دامنه

 

 

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام  امروز یک‌شنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ در سالروز رحلت جانگداز حضرت پیامبر اکرم ص و شهادت حضرت امام حسن مجتبی ع ، به حرم حضرت معصومه س رفته، پس از زیارت حرم ملکوتی کریمه‌ی اهل بیت ع و درنگ در عزاداری این روز جانسوز در صحن شرقی اتابکی، راهی راهپیمایی انبوه مردم دردمند علیه‌ی آشوب و حامیان آشوب شدم که برایم در حکم اهمیت راهپیمایی‌های اوائل انقلاب را داشت که شرکت در آن هم تولّی بود و هم تبرّی. خداوند از کاری خشنود است که به گسترش عدالت و رعایت احکام شریعت و رضایت ملت بینجامد. هیچ چیز برای بنده دردناک‌تر از آن نبود که جلوِ چشم نظام و انقلاب، آشوبگران چادر از سرِ یک زن باحجاب برداشتند و به زور سر آن انسان شرافتمند را در انظار عمومی برهنه ساختند. حقیقتا" کاری کریه و رفتاری شنیع مرتکب شدند. مهربانی و خدمت انقلاب به مردم یک اصل بدیهی و دینی‌ست، اما اُبّهت و اقتدار و قاطعبت علیه‌ی شرارت‌افکنان هم، اصلی جدایی‌ناپذیر و منطقی و قطعی‌ست. این دو شیوه‌ی کشورداری اگر متوازن نباشد آشوبگران در هر فرصت دگری که بیابند، جری‌تر و جریحه‌دارتر خیابان‌ها و حریم عمومی ملت را اشغال می‌کنند و امنیت و آسایش را خدشه‌دار.

 

تلویزیون ایران عبرت بیاموزد و معذرت بخواهد و تنبیه شود که چرا این‌همه به هرزه‌ها (برخی از هنرپیشه‌نماهای پول‌پرست) در شبکه‌های خود میدان داده بود و میلیاردها پول در حلقوم‌شان ریخت که حالا دُم درآوردند و خیال می‌کنند پشیزی می‌ارزند که آشوب را دامن زدند و از کشور گریختند. ملت متدین و ریشه‌دار ازین‌دست کارهای سبُک و اَشرافی و خلاف آرمان انقلاب سازمان سیما حقیتا" ناراضی‌ست و آنجا را لانه‌ی این هرزه‌ها کرده بود. آیا سیما باز هم بدین خفّت و حراج بیت‌المال ادامه خواهد داد؟! خدا اعلم است. چند عکس هم ازین حرکت انقلابی امروز مردم در قم انداختم که در بالا گذاشته‌ام.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۱۴۰۱ ، ۱۳:۴۰
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱ مهر ۱۴۰۱، ۰۳:۴۵ ب.ظ

روشنگری نورمفیدی نسبت به آشوب

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. آیت الله سیدکاظم نورمفیدی در خطبه‌های امروز (۱ مهر ۱۴۰۱) نمازجمعه‌ی گرگان دیدگاه خود را شجاعانه درباره‌ی آشوب‌ها مطرح کرد، (منبع) که به دلیل اهمیت مسئله در دامنه نیز انتشار می‌یاید. جالب این‌که آقای حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی که با پیام تحریک‌آمیزِ خود در قضیه‌ی "ژینا" گفته بود "درد آن تا مغزِ استخوان" وی را "سوزاند!"، حالا همچنان در برابر شناعت‌آمیزترین رفتار آشوبگران لب فرو بست. لابد خیال می‌کند مردم نظاره‌گر رفتار مذبذب افراد، نخواهند بود که حاضر نشدند این‌همه اهانت توسط آشوبگران به مقدسات مورد احترام مردم، به قرآن، به ناموس، به پرچم کشور، به چادر و حجاب، به مسجد و بسیج و مأموران امنیت و انتظامی و نیز شعارهای شنیع علیه‌ی رهبری معظم را ذره‌ای مذمّت کنند.

 

تاریخ و مؤمنان و هر اهل منطق و انصاف، گواه این رفتارها خواهند ماند و این گَردِ تیرگی هم، بر چهره‌ی کسانی خواهند ماند که در برابر این توطئه‌ی کثیف و تبهکارانه، خود را مشتاقِ تشدید، نشان می‌دهند. اما به روشن‌بینی مؤمنان، این دسیسه هم درهم کوبیده خواهد شد. اعتراض‌کردن به حکومت و انتقاد و مطالبه‌گری، حقی‌ست خداداد که این  برای خود اخلاق و انصاف و قواعد دارد و از زبان سخن و منطق، بیرون می‌آید، نه از بازو و دشنه و قمه و آشوب و آتش و تخریب و قرق‌کردن خیابان.

 

آیت الله سیدکاظم نورمفیدی

 

اینک با ذکر مقدمه‌ام؛ چکیده‌ی دیدگاه آقای نورمفیدی عینا" می‌آید: "اتفاقات این چند روز اخیر اعتراض و انتقاد نیست بلکه اغتشاش و آشوب است... این مسائلی که این روزها در خیابان دیده شد اعتراض نیست چون در اعتراض انسان حرفش را می‌زند و این اشکال ندارد و کسی با آن مخالف نیست اما اتفاقات دیده شده هیچ ردی از اعتراض نداشت و آتش زدن خودرو، بانک و دستبرد به مغازه‌ها، خارج از مسئله‌ی اعتراض است و حکایت از مسائل پشت پرده دارد... .

 

اوج دنائت؛ مشت و لگد بر یک خانم چادری رهگذر

و کشیدن چادر از سر این زن محجِبه توسط آشوبگران

 

آیت الله نورمفیدی افزود: امروز ۲۶۰ شبکه در دنیا به زبان فارسی برنامه‌سازی می‌کنند و دائما به فکر تخریب انقلاب اسلامی هستند... متاسفانه این شبکه‌ها با تشویق جوانان به ایجاد آشوب و تخریب، به دنبال ازبین‌بردن نظم و امنیت هستند. این اقدامات بوی توطئه می‌‌دهد و توصیه می‌کنیم جوانان عزیزمان وارد این ماجرا نشوند چون این عملکرد اعتراض نیست و آشوب و به‌هم‌ریختن کشور است و تاکید ما به فرزندان عزیزمان این است که در این مسائل ورود پیدا نکنند و با آنهایی که عامل اصلی هستند برخورد شود."

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۱۴۰۱ ، ۱۵:۴۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ۱۰:۵۰ ق.ظ

نگاهی انتقادی به برنامه‌ی هفتم

مسائل روز : به قلم دامنه. به نام خدا. سلام. دیشب سیاست‌های کلی پنج‌ساله‌ی برنامه‌ی هفتم کشور با امضای رهبری معظم ابلاغ شد. در همین صدر بحث، ایراد اول را بگویم که این سیاست‌ها که سرنوشت کشور را رقم می‌زند، فقط توسط افرادی از ارکان نظام تهیه شده است که معقول‌تر این بوده سایر متخصصین شایسته، اهل نظر و خبره‌ی جامعه که در ارکان حکومتی حضور ندارند اما لایق مشورت هستند، در آن نقش می‌داشتند. از دید بنده از ۲۶ بند آن، سه تا از بندها، حیاتی‌تر و فوری‌تر مورد نیاز ایران کنونی‌ست. بندهای ۲ که بر "ایجاد ثبات در سطح عمومی قیمت‌ها و نرخ ارز و تک‌رقمی‌کردن تورم" انگشت گذاشته. بند ۶ که "تأمین امنیت غذایی" را مطرح نموده و بند ۱۳ که "اعتلای فرهنگ عمومی در جهت تحکیم سبک زندگی اسلامی ایرانی" را مطالبه کرده است. البته برین نظرم که نمی‌توان اهمیت فراوان بند ۹ را که در آن چنگ‌زدن به ابَرپروژه‌هایی "پیشران و زیرساختی" هدف‌گذاری گردیده، نادیده انگاشت.

 

لابد و لزوما" بلدید اما برای مزید اطلاع می‌گویم که ابلاغ این سیاست‌ها، آغاز یک روند است نه پایان کار، که اولا" باید به صورت لایحه‌ی رسمی در سازمان برنامه‌وبودجه دربیاید. ثانیا" هیئت دولت تصویبش کند. ثالثا" صحن مجلس رود و قانون شود. و آنگاه شورای نگهبان مُهر عدم مغایرت بر آن زند.

 

حال وقت آن است که دیدگاهم را چکیده بنویسم: جدا از ایراد اول -که در صدر بحث عرض شد- اساسا" داشتن برنامه‌های اقتصادی -که اغلب پنج‌ساله‌‌پنج‌ساله‌ است و دورنمای رشد و توسعه در آن دیده می‌شود- کاری عقل‌پسند و نشان هدف در کشورداری است که اصل رقابت منطقه‌ای و جهانی و نیاز مبرم مردم آن را الزام‌آور و راهبردی و حتی واجب یا اوجب نموده است. اما دولت‌های سابق و لاحق در عمل به برنامه‌ها، شدت و ضعف داشتند که فساد لانه‌گُزیده در پیکره‌ی حکومت و برون‌حکومت، بالاترین عامل این اخلال و سستی بوده است. مثلا" در مورد همین چهار تا از بندها که در بالا ذکر شد چگونه می‌توان مطمئن شوند حکومت می‌تواند گام بردارد که مردم به چشم خود دیدند دولت‌ها کفایت و صلاحیت لازم را نداشتند اما بر سر قدرت ماندند و راحت گذاشتند سطح قیمت‌های اجناس، این‌گونه بی‌دروپیکر بالا رود و عدالت را در کوره‌ی خود ذوب کند. قیمت‌ها، آری، که باید بالا رود و این اساس اقتصاد پویا است اما قاعده‌مند و نرم و پلکانی بالا رود، نه بی‌ضابطه و سخت و آسانسوری. یا درباره‌ی بند ۱۳ "اعتلای فرهنگ عمومی در جهت تحکیم سبک زندگی اسلامی ایرانی" آیا واقعا" نمی‌بینند صداوسیما که باید دانشگاه ملت باشد، خود به یک لانه‌ی سیاسی جناحی و بدتر از آن به تجارتخانه‌ی منحط تبلیغ کالاهای لوکس و تشریفات و ترویج هنرپیشه‌نماهای فاسد و افکار پوچ و ضدارزش تنزّل کرده است؟! البته که گاه سرگرمی و روشنگری هم داشته است. من از آن مقدار وقت اندکی که برای دیدن برخی برنامه‌های مستند و متنوع دیگر می‌گذارم، ناچار می‌بینم که این رسانه درین بخش به‌شدت از اهداف سبک زندگی اسلامی ایرانی دور افتاده است.

 

در آخر بگویم هنوز معقول نیست در کلان، روی دولت حجت‌الاسلام آقای سید ابراهیم رئیسی داوری قطعی کرد زیرا تازه یک سال از آن گذشت و البته در کنترل کرونا و واکسیناسیون عمومی نمره‌ی درخشانی گرفت و نیز در کنترل آرد و سیاست یکدست‌کردن کارتخوان‌های نانوایی‌ها و قاچاق آرد که نیاز است قاطع آن را پی بگیرد تا ریشه‌های فساد از سوراخ دیگر جوانه نزند. اما آیا این دولت، قادر است برنامه‌ی هفتم را پس از تصویب و تأیید شورای نگهبان به‌درستی اجرا کند؟ پیش‌داوری نمی‌توان کرد. هنوز زود است. پیش‌نیاز آن داشتن نیروهای فراگیر است که عقل و شرع هر دو را به یاد دارند. مسائلی دیگر هم هست که مجال بیان آن نیست. امید است دولت جناب رئیسی دستِ رهبری معظم بمانَد و فکر عدالت را پیاده کند و هم‌سرنوشت با کسانی نشود که سرانجام در برابر ملت و قانون و رهبری قرار گرفتند. سه شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ ابراهیم طالبی دارابی دامنه.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ ، ۱۰:۵۰
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۱، ۰۸:۲۶ ب.ظ

احمد وحیدی را باید عزل کرد

مسائل روز: به قلم دامنه. به نام خدا. سلام. نگاهی منتقدانه به نحوه‌ی کار مسئولین اربعین: به نظر می‌رسد وزارت کشور در مسئله‌ی زیارت اربعین نمره‌ی بدی گرفته باشد و ستاد اربعین هم اساساً صلاحیت مدیریت خود را به تیغ رد کشانده باشد. دورنمای چنین‌وضعی را چندروز پیش -که بحران عراق را در کاوشم داشتم- دیده بودم و به برخی‌ها گفته. جا دارد مجلس شخص آقای احمد وحیدی را به صحن فرا بخواند و حتی کار آنقدر بد پیش رفت می‌توان وی را استیضاح کرد تا فکر نکند چون سرتیپ و سابقه‌ی امنیت و اطلاعات دارد، مصون از نظارت است. اگر البته مجلس غیرت ورزد. حتی بهتر این می‌بینم خود جناب حجت‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی با اراده‌ای راسخ جناب وحیدی را بی‌درنگ عزل کند. اعضای ستاد اربعین مستحق توبیخ شدید هستند و حتی مستوجب برکناری. و نیروی انتظامی هم پرس‌وجو لازم دارد تا این نیروی خادم هم بداند زیر نظر هستند.

 

بنده دولت فعلی حاکم عراق را حکومتی نابسامان می‌دانم که عرضه‌ی هیچ کاری را ندارد. فاجعه‌ی منا مگر کم بود که اینک گرمازدگی نزدیک ۷۰۰۰ زائر گرفتار در مرز، می‌رود که به فاجعه‌ی دردناک بینجامد. این به‌هم‌ریختگی را هر آدم کم‌اطلاعی هم پیش‌بینی می‌کرد چه رسد به اینان با این‌همه حشَم و خدَم. اطلاعات نگران‌کننده‌ای به بنده می‌رسد و ترسم این است جان مردم مؤمن و آواره‌ی صحرا و بیابان در خطر مهلک قرار گیرد. هم در عراق و هم لب مرز ایران. اینک بیش از ۱۰هزار زائر سراسر ایران در قم سرگردان هستند و در جمکران پناه داده شدند. آیا جان و آبروی شهروندان این‌مقدار اندک می‌ارزد که این‌همه اسیر بی‌لیاقتی دست‌اندرکاران شوند؟ بدا به حال شما. تقوا دارند، خب باشه، مال خودشان و ارزنده هم هست، خدمت و خلوص هم دارند، اما کار بزرگ اربعین که ژرفایی عمیق‌تر و گسترده‌تر از مراسم حج دارد، مدیریت و صلاحیت و خبرگی لازم دارد که اینان نشان دادند ازین نعمت و قوه‌ی فکری بی‌بهره‌اند. دائم مردم را فراخواندند اما این‌قدر ارزیابی از وضع عراق نداشتند که مردم ما را در لب مرز در امان خدا رها کردند و کرایه‌های داخل‌شان را چندین برابر بالا بردند. اگر وزارت کشور و ستاد اربعین و عوامل ارز و راه و جاده، گوشمالی نشوند سال بعد هم باز هم بدتر ازین می‌کنند با مردم مؤمن. مگر چه کسانی با اقلّ توشه راه می‌افتند عاشقانه به کربلا می‌روند؟ جز همین مردم مؤمن و متدین و دوستدار اهل بیت علیهم السلام؟ کمی به خود بیایند و دست‌کم از آل سعود بیاموزید که با آن‌که حاکمانی فاسد و هرزه‌اند، اما حج امسال را با نظم و نسق و تجهیزات مهیّاتر، به پیش بردند. نباید مسئله‌ی به‌این‌مهمی را کوچک فرض کرد و بر سر مردم هر چه خواستند بیاورند. خوشا به حال موکب‌داران ایران و عراق که خالصانه زائرین را خدمت کرده و می‌کنند. حرف زیاد است، فعلاً بس است. جمعه ۱۸ شهریور ۱۴۰۱ ابراهیم طالبی دارابی دامنه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ ، ۲۰:۲۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱۹ مرداد ۱۴۰۱، ۰۶:۵۸ ب.ظ

نقدی بر مقدمه‌ی مهندس میرحسین

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. بر کتاب «ترجمه‌ی عربی بیانیه‌های» سال ۸۸ آقای میرحسین موسوی، مقدمه‌ای -که تاریخ دقیق آن مشخص نیست چه زمانی نوشته شد- درج شده است که در آن «دفاع از حرم» به «خون‌ریختن در سرزمین‌های بیگانه برای تحکیم پایه‌های رژیمی کودک‌کش اطلاق» شد.
 
نقد بنده بر این مقدمه: چندان به نوع نام‌گذاری ورود حاج قاسم سلیمانی در بحران منطقه نباید توقف کرد که محور بحث سیاست ایران در برابر آن بحران فراموش شود، اسم آن قطعه‌ی تاریخی ایران در جنگ سوریه هر چه می‌خواهد باشد، اما اصالت کار حاج قاسم از جنس پیام و محتوای اسلام و در ردیف رفتار جهان‌گرانه و کمک‌بخشانه‌ی سیره‌ی پیامبر اکرم ص بود و در کارنامه‌ی آن، اذن معتبر و حکم شرعی ولی‌فقیه درج شد. یک آدم بامرام و باانصاف هرگز مأموریت ریشه‌کنی فرمانروایی امارتِ وحشت، به دست فرمانده‌ی درستکار قاسم سلیمانی را، به کمک صرف رژیم اسد تنزّل نمی‌دهد. این خبط و خیال است که کسی بخواهد برخورد قهری و مدافعانه‌ی نیروهای ایران را در برابر پدیده‌ی مرموز داعش -که به تعبیرم سلول‌بنیادی حزب بعث بود و این‌گونه دهشتناک بازتولید و نموّ داده شد- به تعابیر زشت، آلوده سازد.
 
بر اساس افکار و عقاید شخصی‌ام معتقدم هر کس خواست درباره‌ی ورود ایران در جنگ سوریه نظرش را آزاد بیان کند، حق شهروندی اوست، اما کاملاً واقفم چنین برداشت و توصیفی از آن، نه تنها له‌کردن مرام که انحراف در پایه‌های ایدئولوژی و گرایش مکتبی‌ست. از نظر من این ادبیات به کاررفته در مقدمه‌ی آقای میرحسین، با مبانی مکتب مذهبی و سیاسی امام خمینی منافات دارد و آغاز یک کژراهه‌ی نوین است که حتی کار سایرین را که قائل‌اند بنای بهترکردن کشور را دارند، دشوار و به‌شدت تیره و ناهموار می‌کند. این نوع نگاه تند و خطاآلود فقط نافع افکاری می‌شود که به از بین‌بردن نظام عزم نموده‌اند؛ گرچه وقتی دست ملت در دست انقلاب اسلامی بماند و نظام خادم مردم به پیش رود، از احدی کاری برای برآشفتگی‌ داخلی ساخته نیست.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ ، ۱۸:۵۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۰۷:۳۵ ب.ظ

گفت‌وگو با مردم؛ چگونه؟

به قلم دامنه: به نام خدا. دایره‌ی ایران. رهبری ۵ مرداد ۱۴۰۱ بر ″سلوک مردمی″ امام‌جمعه‌های ایران و "حضورشان در بین مردم" دست گذاشت. مهمتر این‌که خواهان "گفتگو"ی آنان با مردم شدند. برداشت بنده این است امامانِ جمعه‌ی ایران -قریب به اتفاق- تا به حالا، نه با مردم وارد گفت‌وشنود می‌شدند، نه اساسا" به این نیاز باور داشتند. گفت‌وشنود برای خود آئین و قواعد دارد که اصلی‌ترین آن موقعیت برابر در گفت‌وگوست. یعنی سمتِ قدرت، خود را حق‌به‌جانب نداند که همیشه بخواهد مردم را گمراه فرض کند و نادان، که آنان را به فکر و عقاید خود فرا خوانَد و سمت دیگر -که مردم باشند- فقط گوش کنند و اطاعت. به نظر می‌رسد رهبری -گرچه دیرهنگام- اما به‌حق و از حیث آسیب‌شناسی و آفت و عارضه، این تذکار مهم را اعلان کرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۱۴۰۱ ، ۱۹:۳۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۱، ۰۶:۵۸ ق.ظ

ذوق‌زدگی رژیم نژادی اسرائیل

به قلم دامنه:  به نام خدا. سلام. جالب: جالب این است که در خبرهای روز جهان خواندم که یک جوان فلسطینی اسلحه‌ی یک سرباز رژیم دینی_نژادی اسرائیلی را هنگام تفتیش در اردوگاه «الفوارِ» جنوب «الخلیل» در کرانه‌ی باختری ربود. واقعاً چقدر شکننده است آدم در زادگاه خود هم مورد تفتیش عقیدتی و بدنی بشود؛ مثل این می‌مانَد که مثلا" به فرض داراب‌کلا، ساکنان مُرسم و اوسا را هر روز در مرز جغرافیایی خود در باریکه‌ی ورودی گردنه‌ی امامزاده علی‌اکبر، تفتیش کند که در چه در جیب و کیف دارند؟! و به کجا و با کی‌ها می‌روند؟! رژیم جعلی اسرائیل با مردم فلسطین، هر روز رفتاری چنین موهِن می‌کند.

 
 
جالب‌تر: جالب‌تر این شده است که اسرائیل از قطعنامه‌ی ضد ایرانی آژانس که با سرکردگی بدکردارترین کشورهای جهان پیشنهاد شد، «ستایش» کرد و نفتالی بنت، نخست‌وزیر حکومت دینی- نژادی یهودی مدعی شده: «چهره‌ی واقعی ایران» با این قطعنامه عیان شد. رژیمی که اوباش جهان را در خود جمع کرد و هر روز بر مردم دیار فلسطین ستم می‌کند و بنیادش بر مبنای دسیسه‌ی هفتاد و اندی سال پیشِ سرکردگان بدکردار همین کشورهای جهان است، برای یک ایران قوی که از همه‌ی کشورهای جهان تمدن‌دارتر و مداراگرتر است، تعیین تکلیف می‌کند.
 
جالب‌ترین: جالب‌ترین هم چنین است که جانبداران و ستایندگان اسرائیل در داخل و خارج ایران از سرِ استضعاف فکری و کم‌بُنیه‌بودن بینشی، جرم و جنایت این رژیم را نمی‌بینند و در هر زمینه‌ای می‌کوشند ایران را در بین مردم و حتی نزد جهانیان، بد نشان دهند. یعنی آیا از نظر اینان ایران باید موشک‌های خود را مانند کشورهایی که درین دام گرفتار شده بودند، منهدم کند و دانش موشکی خود را ببوسد و بالای طاقچه بگذارد؟! پس آموزه‌ی قرآن که در آیه‌ی ۶۰ انفال، مؤمنان و مردم را یاد می‌دهد و می‌گوید در برابر دسیسه‌ها "تُرهبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ" شوید چه می‌شود؟! یعنی آمادگى مقابله با دشمن خدا و دشمن خود تا به وسیله‌ی ابزار دفاعی روز، آنان را از کید و کینه و حمله ترسانیدن. اما این جماعت که دائم به نشر خبرهای بد نسبت به انقلاب اسلامی -ولو شایعه و مخلوط با ده‌ها دروغ- مشغول‌اند، یعنی آیا قائل‌اند طبق فشار غرب وحشی، نه آن غرب اندیشه‌ای، سپاه منحل شود و فقط ارتش برای کشور کافی است؟! مگر نمی‌دانند امروزه ارتش ایران هم مثل سپاه پاسداران ایران، نیرویی به‌شدت مکتبی و انقلابی و حامی آرمان انقلاب اسلامی گردیده است و حتی پیشتازتر؟
 
نکند اینان خواهان پذیرفتن نسخه‌ی دربستِ غرب، برای درمان مریضی‌ها و روان‌پریشی‌ها و خواسته‌های نفسانیاتی! خود هستند و مقار نمی‌آیند؟! و شاید تسلیم و به‌رنگ‌غرب درآمدن را دنبال می‌کنند و فعلاً آشکار نمی‌کنند؟! من کامل نمی‌دانم، اما خدا طبق آیه‌ی ۳۸ فاطر : «إِنَّهُ علیمٌ بِذاتِ الصُّدُور» است. یعنی اوست که به‌درستی به افکار و اندیشه‌ی دل‌ها هم، کاملاً آگاه است. چه رسد به زبان‌ها و گفتارها و کردارها. بگذرم. عکس بالا روند تصرف زمین‌های فلسطین توسط صهیونیست‌ها را نشان می‌دهد.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۱۴۰۱ ، ۰۶:۵۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۱۴ خرداد ۱۴۰۱، ۰۶:۰۸ ق.ظ

شکست شاه از امام خمینی

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. یکم: از آلبر کامو فرانسوی ( ۱۹۱۳ – ۱۹۶۰) پرسیدند یا خود از خود پرسید که انقلابی کیست؟ پاسخ داد: "انقلابی کسی است که «نه» نمی‌گوید." دوم: از طالب آملی شعرهایی خوانده و خلاصه کرده بودم بسیار زیبا، در کتاب «زندگی و شعر طالب آملی» اثر آقای محمدرضا قنبری که اینجا جای نقل یک بیت ازوست:

"صعود مرتبه‌ی عشق را هبوطی نیست
کسی که او به فلک برده بر زمین نزند"

 

امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی

محمدرضاشاه و فرح دیبا

شرح سیاسی: هر دو جمله‌ی یکم و دوم را ازین‌رو تقدیم صحن کردم تا یاد انسان پارسا و انقلابی و عارف را در سالگرد وفاتش گرامی داشته باشم؛ یعنی امام خمینی رهبر انقلاب و نهضت درخشنده‌ای که میشل فوکو آن را به «روحِ جهانِ بی‌روح» تعبیر کرده بود. همان امامی که خیلی کوشید با تذکر و خیرخواهی و نصیحت، شاه را از افرادِ فاسد و ضد مذهب دربار، نجات دهد و وی را با جامعه‌ی دینی و عالمان و روشنفکران آشتی دهد، اما شاه گوش به حرف یک مرجع آگاه و شجاع نداد و با یکدندگی و لجاجت کارهای خودخواهانه‌ی خود را کرد و کار به جایی رسید که امام دیگر به جای گفتن: «ای شاه! ای شاهنشاه! ای اعلاحضرت!» رُک و راست گفتند: «ای مَردک!».

 

شاهی که به قول استاد محترمم آقای دکتر حسین بشیریه در ص ۱۲۲ کتاب «ایران؛ هویت، ملیت، و قومیت»، می‌خواست گفتمان سلطنت خود را بر سه پایه  بنا کند: زبان فارسی، نژاد آریایی و مذهب زرتشت به جای مذهب اسلام. اما از یک مرجع انقلابی و نترس، شکست خورد و به زباله‌دان تاریخ افتاد که گَندِ کارهای ضد اخلاقی، ضد اسلامی، ضد انسانی، ضد تمدنی او بی‌نهایت مشمئزکننده است؛ شخصیتی متزلزل و شاهی نامدارا که نه آقای طالقانی را -که میان همه‌جور افکار، یک آیت‌اللهی وجیه و مورد قبول بود- می‌توانست تحمل کند، نه آقای منتظری را و نه شهید خسرو گلسرخی را و نه هزاران آیت‌الله و مهندس و دانشجو و طلبه و اعضای مجاهد و مبارز سازمان‌هایی پیشرو و مسلح چون مجاهدین خلقِ وقت و سازمان چریک‌هایی فدایی را و نه حتی مردی از تبار و طبقه‌ی فرادست و بالای جامعه و حکومت یعنی مرحوم محمد مصدق را. و نه حتی ارتشی‌هایی با گرایش مذهبی را. این شاه، حقیتاً عین پدرش، نه مرد و جوانمرد، که به تعبیر درست امام «مَردک!» بود.

 

ایران با این دو شاه دست‌نشانده نه فقط عقب ماند از قافله‌ی رشد اقتصادی و توسعه سیاسی و رفاه اجتماعی، بلکه این دو پدر و پسر خودخواه، مردم را از آرمان نهضت مشروطه -که یکی از سیاسی‌ترین و مدرن‌ترین رفتار جامعه‌ی ایرانی در برابر حکومت شاهنشاهی قاجاری بود- به جدایی افکندند. تاریخ ازین دو قاتلِ علما و روشنفکران و مبارزان که به میانجی انگلیس و آمریکا به تاج و تخت رسیدند، نخواهد گذشت.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ، ۰۶:۰۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ۰۹:۰۴ ب.ظ

شاه و اسدالله علَم علیه‌ی امام

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. دو نکته بگویم به مناسبت سالگرد رحلت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و قیام مردم در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا یاد امام که همانندی نه در معاصر، و نه در کل تاریخ اسلام و ایران ندارد و گیتی هم گمان کنم تا ظهور هرگز دگر چنین انسان بزرگ و اثرگذاری نزاید، گرچه تفکر امام قابل نقد‌ونظر می‌باشد زیرا آن فقیه و سیاستمدار خود قائل به مدخلیت عنصر زمان و مکان در اجتهاد و فهم دینی و سیاسی بود و همین تئوری مدرن و سنت‌واره‌ی وی، ممکن است آراء آن مجتهد و مرجع و حاکم دینی را به کنکاش و کاوش و نقد و ابرام برَد و این در تاریخ تشیّع جزو کمال اندیشه است نه نقص و نفی چهره. و نیز یادی کرده باشم از آن قیام تاریخی خونین که از مقدمه‌های مهم جرقه‌ی انقلاب علیه‌ی سلطنت دست‌نشانده‌ی پهلوی بود:

 
محمدرضاشاه پسر و جانشین سلطنت موروثی رضا میرپنج در دیدار با آیت‌الله شیخ روح‌الله کمالوند (روحانی موجه که همیشه به نمایندگی از آقای بروجردی با شاه مذاکرات می‌کرد) چنین گفته بود: "مطمئن باشید «خمینی» را نمی‌کُشیم تا امام‌زاده درست شود، ما او را در میان مردم لجن‌مال می‌کنیم."
 
اسدالله علَم -از نزدیکترین فرد در دربار به محمدرضاشاه- چند روز پس از سرکوب خونین قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ چنین تهدید کرده بود: "مُلّاها مانند «موش» در دست ما هستند."
 
بگذرم. از یادداشت‌های قدیمی من از صفحه‌ی ۹۱ کتاب تاریخی دائره‌المعارف مصوّر نوشته‌ی جعفر شیرعلی‌نیا.
 
اشاره: باز، شاه که یک حد و مرزی برای این امور قائل بود هرچند خائف و خائن بود؛ اما هستند در کشور کسانی که کار نکرده‌ی شاه در «لجن‌مال» کردنِ امام خمینی را می‌خواهند کامل کنند، اگرچه مانند بید از چنین رفتاری واهمه دارند، زیرا هنوز هم کاریزمای امام در قلوب وفاداران انقلاب اسلامی چنان انرژی متراکمی اندوخته دارد که اگر کسی کمترین اهانت و حرمت‌شکنی کند، واکنش خودجوش خودِ ملت چنین فرد و یا افرادی را پشیمان و انگشت‌به‌دهان می‌کند. نقد و نظر افکار امام خمینی آری؛ اهانت و هر گونه رفتار وهن‌آلود هرگز. اهل منطق، بهتر می‌بیند به نقد و نظر بپردازد البته با پشتوانه‌ی دانش و مطالعه.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ ، ۲۱:۰۴
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۱۱:۱۱ ق.ظ

ارزانی؟ یا گرانی؟ کدام یک؟!

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. روزنامه‌ی اترک -که در بجنورد (خراسان شمالی) چاپ می‌شود- امروز ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ کاریکاتور آقای عباس ناصری را تیتر اول تمام نیم‌صفحه‌ی خود کرد و همین موجب شد گزارش آن را بادقت مطالعه کنم که ببینم مسئله از چه ریشه گرفته؟ در آن، این نکات بیشتر سوسو می‌زد: هزینه‌ی یک تُن روغن بسته‌بندی‌شده ٨۵٠ دلار است اما در خارج از مرزها فقط قیمت خام آن ٢۵٠٠ دلار است! و اشاره داشته در حالی که نیاز استان سیستان و بلوچستان حدود ۵ هزار تن روغن است، این استان تا آخر بهمن ۱۴۰۰ حدود ۵۰ هزار تن روغن دریافت کرده است، یعنی ۱۰ برابر بیشتر از نیاز. و این درباره‌ی شش استان دیگر مرزی نیز مشهود است. اترک نوشته بررسی‌ها نشان می‌دهد ۶ استان مرزی نیاز به حدود ۳۵ هزار تن روغن داشته اما ۹۳ هزار تن به این استان‌ها روغن تزریق شده است. و این یعنی مقدمه‌ی قاچاق روغن به بیرون مرزها. با این دیباچه که خیلی هم تفصیلی و فنی بود و بنده چکیده‌اش کرده‌ام، اترک چنین آورده که «بسیاری از فروشگاه‌ها قیمت‌های قبلی را مخدوش کرده» بنابرین با هر قیمتی که می‌خواهند، به مردم می‌فروشند. مثلاً قیمت مصوب روغن ۹۰۰ گرمی، ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان است، اما به روایت اترک «تا ۲۵ هزار تومان» هم به مردم فروخته می‌شود.

 

خواستم بگویم روی دولت تازه‌کار، به زودیِ زود نمی‌شود داوری داشت باید زمان بگذرد تا بتوان منطقی سیاست و عملکرد آن را نقد کرد. اینک گویا اینان می‌خواهند اقتصاد معیشتی را اساساً «جراحی» کنند و چون جراحی بدون تزریق بی‌حسی، دردش حس می‌شود، لذا مردم هنوز سیاست اقتصادی نوین دولت سیزده تست و اجرا نشده، دست به داوری (انتقاد / اعتقاد) می‌زنند؛ علت روشن است: برای منتقدین نیاز به ارزانی و برخورد با گرانی و برای معتقدین هم حمایت از کسی که از سرِ روکم‌کنی به وی رأی دادند. هر چند روزگاری رئیس دولت مشهور به «سازندگی» خطبه خوانده بود مشکل ایران، ارزانی است، نه گرانی! که چپ از همان جا، گریبان مرحوم رفسنجانی را با «عصر ما» و «سلام» گرفت که این دو هفته‌نامه و روزنامه پس از گوشه‌گیری صغیر چپ از قدرت از فردای مجلس چهارم (که من اسمش را نمی‌گذارم استبداد صغیر!!! توسط رفسنجانی که کشور را زیر سلطه‌ی خود می‌خواست و بس)، با پا پیش‌گذاشتن آقایان به ترتیب: بهزاد نبوی و آیت‌الله سیدمحمد موسوی خوئینی، کور سو که نه، شعله برانگیخته بود. اینک باز نیز گویا مسئله این شده مشکل کشور، ارزانی است؟ یا گرانی؟ کدام یک؟! من اقتصاد بلد نیستم. بگذرم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ ، ۱۱:۱۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۱:۵۴ ب.ظ

اخلاق و اقتصاد

 

به قلم جلیل قربانی: اخلاق و اقتصاد

 
۱- اخلاق فراتر از قانون است و برخی قانون را اخلاق نهادینه‌شده می‌دانند. اخلاق و انصاف در روابط انسانی، کاری پسندیده و مورد انتظار است. جامعه اخلاقی، ویژگی جامعه انسانی مطلوب است. این ویژگی تحت تاثیر غرایز انسان، گاهی اوقات نادیده گرفته می‌شود.
 
۲- شرایط اقتصادی باثبات، می‌تواند اخلاق را ترویج کند. اگر شاخص فلاکت (نرخ تورم + نرخ بیکاری) در جامعه‌ای بالا باشد، افراد نگران حال و آینده خود می‌شوند و با غلبه غریزه بر اخلاق، احساس دلسوزی و شفقت بر خلق کم‌رنگ می‌شود.
 
۳- در شرایط بد اقتصادی، مردم نگران ریسک‌ها و خطرهایی هستند که دارایی‌شان را تهدید می‌کند و افراد احساس می‌کنند که فرصت کمک به دیگری را ندارند. در این حالت، افراد نیازمند بیشتر می‌شوند اما افراد کمک‌کننده کمتر.
 
۴- وقتی فساد و رانت و امتیازگیری در اقتصاد برای گروهی فراهم می‌شود، فاسد نبودن، ضعف تلقی می‌شود، خودخواهی و بداخلاقی رواج می‌یابد. در این شرایط انتظار از خودگذشتگی، به صورت عام، انتظار درستی نیست.
 
۵- بنابراین ایجاد اقتصادی باثبات، نگرانی مردم نسبت به آینده را کاهش می‌دهد، پیامدهای اخلاقی به دنبال دارد و موجب می‌شود که مردم نسبت به‌هم با گذشت، انصاف و مدارا رفتار کنند. آمار جرم و تعرض به حقوق دیگران در بحران‌های اقتصادی بالاست، اما در شرایط خوب اقتصادی، کاهش چشمگیری دارد. 
 
۶- اگر گفته می‌شود که نرخ بهره در کشور ما بالا و از نظر مردم نظام بانکی ربایی است، به دلیل آن است که نرخ تورم که معادل کاهش ارزش پول و قدرت خرید مردم است، بالاست. نرخ بهره در دنیا با نرخ تورم سنجیده می‌شود. اکنون نرخ بهره در دنیا کمتر از ۲ درصد است، چرا که نرخ تورم کمتر از این عدد است.
 
۷- سیاست، اقتصاد، حقوق، فرهنگ و دیگر الزامات اداره کشور دستاوردهای مشترک بشر است. باید بر مبنای تجربه کشورهای دیگر با بکارگیری دستاوردهای علمی در اداره کشور و بکارگیری روش‌ها و ابزارهای مدرن، اخلاق را به قانون تبدیل و رعایت آن را نهادینه کرد.
 
۸- مثلاً امروزه شاهد هستیم که یک ابزار مدرن در خدمات بانکی مانند نوبت‌دهی موجب شده که تبعیض در بهره‌مندی از خدمات حذف و سرعت و کیفیت بیشتر شود.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۱ ، ۱۳:۵۴
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۱، ۰۱:۰۶ ب.ظ

کمی درباره‌ی سقراط خراسان

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. بزرگ‌مردی که «سقراط خراسان» نامیده می‌شد سال ۱۲۸۶ خورشیدی در روستای مزینانِ داورزنِ سبزوار چشم به جهان گشود؛ یعنی زنده‌یاد استاد محمدتقی شریعتی. علاقه به علم را از پدربزرگش آخوند ملاقربانعلی به ارث برد که شاگرد ملاهادی سبزواری بود. هجرتش از مزینان به مشهد مقدس سرنوشت‌ساز بود و سازنده. زیرا در تراز نخست حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد جای گرفت و در معنویت و دانش سرآمد شد. گویند زیارت روزانه‌ی حرم امام رضا (ع) داشت و پای درس بزرگان روزگارش نشست؛ ملاهاشم قزوینی، ادیب نیشابوری و ... . برای معیشت، «ناچار به تدریس در مدارس آن روزگار مشهد» شد؛ پس؛ سال ۱۳۰۹  در مدارسی مانند شرافت، ابن‌یمین و فردوسی این شهر دست به تدریس ادبیات فارسی و عربی زد. سال ۱۳۱۴ واقعه‌ی خونین مسجد گوهرشاد را -که حاکی از اوج اختناق و سرکوب و دین‌ستیزی بود- به چشم خود دید. و از آن پس جلسات خود را در قالبِ قرائت قرآن شکل داد و همین جلسات قرآن استاد محمدتقی شریعتی از پاییز سال ۱۳۲۰ موجب رونق قرآن‌آموزی شد. ازین‌رو بود که متدینانی از مشهد، کانونی با اسم «کانون نشر حقایق اسلامی» را تأسیس کردند و این پایگاهی شد برای فعالیت و درس تفسیر قرآن ایشان به صورت هفتگی که  ماهرانه و دور از دیدِ رژیم در منازل مختلف مشهد برپا می‌شد. با آن‌که دفتر اصلی کانون در کوچه‌ی مخابرات، واقع در محله‌ی چهارباغ نزدیک حرم بود؛ اما استاد، جلسات را در منازل و مکان‌های مختلف شهر برگزار می‌کرد و هم او بود که برای نخستین‌بار، معارف اسلامی را در قالب «زبان نو و به‌روز در اختیار جوانان» گذاشت. جذابیتی که جوانان دانش‌آموز و سپس دانشجویان دانشگاه مشهد را به این کانون سرازیر کرد و همینان در جریان رویدادهایی مانند نهضت ملی‌شدن صنعت نفت و نهضت اسلامی وارد صحنه شدند. جالب این‌که استاد شریعتی درس تفسیر قرآن را به درس تفسیر نهج‌البلاغه که کتابی غربت در جامعه‌ی مسلمین بود، پیوند زد. و حقا که او در زمره‌ی پیشتازان احیای نهج‌البلاغه قرار گرفت و کانونش دژ عقیدتی در برابر تفکرات الحادی و انکاری. سالیان بعد، او با دعوت استاد شهید مرتضی مطهری در حسینیه‌ی ارشاد تهران دست به سخنرانی بیدارگرانه می‌زد و دست انسان را در دست اسلام می‌گذاشت و سقراط‌وار، بیدارگر بود. سرانجام با عمری پربرکت و با محبوبیت در ۳۱ فروردین سال ۱۳۶۶ چشم از جهان فرو بست و به دیدار فرزندش دکتر علی شریعتی شتافت و در حرم رضوی، صحن آزادی غرفه‌ی ۱۷۱ به خاک سپرده شد که این قطعه که درش به روی مردم مسدود شده، هر بار مکانی برای زیارت بنده و آدم‌های اهل هست. هر چند از کناره‌ی درش.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۱۴۰۱ ، ۱۳:۰۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲۵ فروردين ۱۴۰۱، ۰۱:۴۶ ب.ظ

آقای دعایی دست نبوس!

فیلم صحنه اینجا

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. خواستم بگویم آقای حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی چندی پیش -نمی‌دانم روز بود یا شب- تلاش کرد دستِ آقای حجت‌الاسلام سیدابراهیم رئیسی را ببوسد. کجا هم نمی‌دانم. به گفته‌ی آقای مهرداد خدیر عصر ایران، توی ضیافت افطاری. خُب، ستوده این بوده جناب رئیسی نگذاشته جناب دعایی دستش را ببوسه. این سید لابد صلاح آن سید ندیده که دست‌بوسیِ قدرت راه بیندازه. اساساً رفتار بوسیدن و لیسیدن دستِ قدرت، از بُن، کار خطایی است. عاطفی و علقه‌ی طرفینی هم اگر بوده باشد، توی خلوت خودتان باید باشد، نه در معرض دیدِ ملت. آقای دعایی کرمانی که رسانه‌ی بیت‌المال روزنامه‌ی اطلاعات از اول انقلاب تا اکنون هنوز هم مطلق در دست اوست! بهتر است حرف ملت را نمایندگی کند، نه این‌که بخواهد بکوشد دستِ آقای رئیسی نوغانی مشهدی را ببوسد به هر سور و ساز و نیّت. که گویا به قول خدیر، «نافرجام» مانده است. آری؛ آقای دعایی! حرفِ ملت بهتر از دستِ قدرت است. بوسه بر فهم ملت و حرف ملت بزنید که هم وفا به انقلاب کرده و هم خود را بر بقای آن فدا. کمی؛ فقط کمی علوی باشیم جناب دعایی. بگذرم.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۱۴۰۱ ، ۱۳:۴۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۲ فروردين ۱۴۰۱، ۱۱:۳۷ ق.ظ

روز جمهوری‌اسلامی عیده

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. پیامبر ص اسلام را از آسمان (از سوی خداوند) دریافت کرد؛ شفاهی و وَحیانی آنگاه به‌خاطر سختی بر خود از سوی حاکم وقت مکه (ابوسفیان و اعیان و اشرافش) دست به هجرت به یثرب زد و آنجا بود وقتی دید دل و روح مردم با اوست و به رهنُمایی و راهبَری‌اش ایمان دارند، اسلام را از ورقه‌ی ذهن، به صحنه‌ی حیات مردم آورد، تا مسلمان را، نه تماشاگر و حکومت‌شونده‌ی اشراف و سلاطین ببیند، بلکه فعال و عمل‌گرا بار بیاورَد. و از مردم، نه پیرو و مقلد که پیگیر و مجاهد (به وقت مقاومت) بسازد. حکومت نبوی ع چیزی بیرون از دین نبود؛ عین دین بود. امام خمینی نیز به تبعیت از نبوت و امامت، چنین کرد. او نیز، مبارزه را -که از نصیحت و تذکر و خیرخواهی برای شاه و جداکردن او از عده‌ای اسلام‌ستیز در دربار آغاز کرده بود و مجموعه اخطارهایش سودی بر شاه نبخشید- به سمت واژگونی بُت سیاسی بُرد. چونان پیامبر ص، که بُت‌پرستی را نشانه گرفت. ازین‌رو امام، به دستور شاه پس از یک بار دستگیری و بازداشت در قیطریه، سرانجام در سال بعدی یعنی آبان ۱۳۴۳ که نهضت را از مبارزه با استبداد داخلی به ستیزه با استکبار آمریکایی پیوند زد، از ایران بیرون انداخته شد و مثل مقتدایش پیامبر ص، از تبعید در بورسیای ترکیه به نجف هجرت کرد. و وقتی هم پس از ۱۴ سال به میهن بازگشت، اندکی بعد تغییر رژیم «سلطنت پهلوی» به «جمهوری اسلامی» را به همه‌پرسی گذاشت. تاریخ گواه است که ملت، کمی کمتر از ۱۰۰% برگه‌ی سبزِ «آری» را به صندوق ریخت و  برگه‌ی سرخ «نه»ی داخل صندوق‌ها را اگر داخل ترازو می‌گذاشتند وزنش نیم‌من! هم نمی‌شد.

 

 

به نظر من هنوز هم رأی آری به استمرار «جمهوری اسلامی»، کثیراً در کثیر است و وزن آرای جمیع مخالفین همچنان همان نیم‌من باشد. معتقدم نگاه می‌تواند دست‌کم سه گونه باشد: معتقدِ معتقد. معتقدِ منتقد. منتقدِ مخالف. این سه نوع نگاه -که من در دومی هستم- همچنان می‌توانند کنار هم در سایه‌ی «جمهوری اسلامی» زیست کنند؛ مسالمت‌آمیز، سازنده، وحدت‌واره و دست‌دردست‌هم. براندازان هم اگر توانستند -که تاریخ بدکرداری آنها نشان داد، نمی‌توانند- باز نیز مردم هستند که باید بپذیرند یا پس بزنند. من همچنان برین باورم مردم با همان سه نوع نگاه، به براندازان «نه»ی قطعی و قاطع و بُرنده می‌گویند. برمی‌گردم به صدرِ متنم: آیا روز «جمهوری اسلامی» عید است؟! بله که عید و جشن است و روز خدا؛ زیرا ملت متدین ایران، کاری شبیه کار نبی مکرم ص کرد؛ مبارزه با بُت، برانگیختگی فکری، مدینه‌ساختن از یثرب که اوس و خزرِخ خون هم را می‌خوردند و جمهوری‌اسلامی‌ساختن از سلطنت، که شاه هم چون اوس و خزرج، خونِ علما، روشنفکران (شامل دینی، فرهنگی و مارکسیستی)، دانشجویان، طلبه‌ها، کارگران و سایرین را می‌ریخت. یک گریز: اینک اما در مشهد مقدس، چرا چند سالی‌ست چُنان است؟ چون آنجا به سیاست «عدم تمرکز» علاقه دارد. ازقضا این نوع «محلی‌سازی» قدرت و سیاست، از ایده‌های مدرنیته است و شعار جناح چپ؛ مشهور به «جبهه‌ی اصلاحات». حالا چرا با شعار خود درمی‌افتند، لابد نفع خود را نه ترکِ این ایده‌ی مدرن، بلکه شاید گرم‌نگه‌داشتنِ فضای نقد می‌دانند. بگذرم. نظری ندارم. عید رأی مردم مؤسس برای تأسیس «جمهوری اسلامی ایران» بر هوشیاران، گوارا. > ۱۲ فروردین ۱۴۰۱ ← دامنه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۱۴۰۱ ، ۱۱:۳۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۴۰۰، ۰۷:۵۲ ب.ظ

بازنشر کتابم «قیام ۱۹ دی»

 

 

چند سال پیش کتابی نوشته بودم با عنوان و مشخصات: «جایگاه قیام ۱۹ دی در انقلاب اسلامی، ابراهیم طالبی دارابی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸» که در مقاله‌ی «قیام ۱۹ دی قم، اهمیت، چرایی، آثار و نتایج آن» مورد استناد مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی قرار گرفت. عکس بالا. اصل متن در اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۱۴۰۰ ، ۱۹:۵۲
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۷ اسفند ۱۴۰۰، ۰۹:۵۵ ق.ظ

همچنان رئالیسم...

 

به قلم حجت‌الاسلام محمدرضا احمدی

 
۱‌. فوکویاما که نظریه پایان تاریخ(پیروزی و تسلط کامل لیبرالیسم آمریکایی) را در پایان قرن بیستم مطرح کرده بود، با سپری شدن قرن بیستم و عدم وقوع اتفاقی خاص، در تحلیلی گفته بود که توزیع قدرت جهانی به سمت شرق چرخش خواهد کرد...
 
 
۲. هر چه بگوییم و بنویسیم که دنیای جدید دنیای دیگری شده، دهکده کوچکی شده، ارتباطات سهل و ثانیه‌ای شده، ملت‌ها در هم تنیده شدند، فرهنگ‌ها در حال انحلال و ادغام در یکدیگر هستند و ... اما همچنان قدرت اسلحه حرف اول را می‌زند. همچنان روسیه و آمریکا در دو سوی ماجرا قرار دارند و جدی ترین رقیب هم هستند. امور مربوط به آزادی، دموکراسی، رفاه و... زیر سایه سلاح تعریف می‌شوند. چرا بعد گذشت این همه سال و انعقاد قراردادهای مختلف خلع سلاح هسته ای، سلاح هسته ای نه تنها منهدم نشد، بلکه پیشرفته تر هم شد؟؟؟ درآمد اول بسیاری از کشورها، فروش سلاح هست، هنوز باید سلاح داشت تا برگ برنده در دست داشته باشد.
 
۳. هنگام مذاکرات هسته‌ای در دوران آقایان ظریف و روحانی، ایران موشک جدید آزمایش می‌کند تا قدرت نظامی خود را به عنوان پشتوانه مذاکرات به رخ بکشد.  در همان زمان مذاکرات، به گفته خانم وندی شرمن در کتاب بدون هراس، ص ۲۱۰، آمریکا بمب جدیدی را که ساخته بود در خلیج فارس به خدمت گرفت تا پشتوانه تلاش دیپلماتیک شان باشد.
 
۴. اکنون در سال ۲۰۲۲، نظام سیاسی حاکم بر جهان، همان نظام سلطه است. شما چه تفاوتی بین دهه شصت و هفتاد قرن بیستم میلادی با دهه اول و دوم قرن حاضر می‌بینید؟ اگر فرهنگ گسترده‌تر شده، سلاح باید ضعیف‌تر و کم اهمیت‌تر شود، اما چرا نشد؟ کشورها، همانند گذشته، یا باید تحت سلطه اقتصادی آنان باشند یا تحت سلطه سیاسی، که البته دومی را فکر کنم بهتر می‌پسندند...
 
۵. سالهای سال هست که می شنویم دنیا پیشرفت کرده تکنولوژی عجیب و غریب شده و فاصله ملتها کم شده، ساختار فرهنگی درهم شکسته و مرزها از بین رفته و ... اما اگر یک توجه کوچک بکنیم می بینیم در ساختار سیاسی جهان هیچ تغییری اتفاق نیافتاد، همچنان نظم سیاسی حاکم که همان "سلطه" باشد ادامه دارد. اگر ملتها و فرهنگها این همه تغییر کردند، پس چه نیازی به این سلطه سیاسی هست؟ چرا ساختار سیاسی سازمان ملل همچنان بر پاشنه ۷۰ - ۸۰ سال پیش می چرخد.
 
۶. آنچه که در دوران معاصر می‌بینیم و در کشورهای مختلف، بخصوص در جریان حمله روسیه به اوکراین هم تجربه شده است، نشان دهنده آن است که دنیا به نام لیبرالیسم، اما به کام رئالیسم است. زمانی شوروی سابق خواست در کوبا موشکهای پیشرفته مستقر کند، اما با مخالف جدی آمریکا مواجه شد و کار را تا مرز جنگ اتمی پیش برد، امروز هم آمریکا می‌خواهد در مرز روسیه سلاح های پیشرفته مستقر کند، اما روسیه در اقدامی پیشدستانه، جلوی این کار را گرفت. اینها اگر پیروزی رئالیسم نیست، پس چیست و فرهنگ و دموکراسی و ... در کجای این جریان قرار دارد؟
 
پاسخ دامنه: نظری برین نوشته‌ی مهم جناب استاد احمدی: سلام استاد. برای چنین‌روزهایی، چنین نگاهی به مفهوم رئالیسم ارزش خواندن داشت. متشکرم. روزی در سال ۱۳۷۲ درس دکتر بهزاد شاهنده که با وی درس «سیاست و حکومت در چین» را می‌گذراندم -و ازقضا نمره‌ی ۲۰ هم گرفتم- پرسیدم چین با چه رقم رشدی، سر، راست می‌کند؟ چون ایشان معتقد بود چین اژدهای خفته است که به‌زودی بلند می‌شود و مابقی ماجرا. چین حتی در مقطعی مجبور بود رشد ۱۰٪ را تحمل کند تا به دیگران برسد، چون رشد طبیعی که فشار به کشور نمی‌آید به گمانم مابین ۳ تا ۴ درصد است. (آقای قربانی درین‌باره اگر نادرست رقم دادم، اصلاح بفرمایند) اینک چین خفته، از آنان جلو زد. جهان در آینده توسط چین و روسیه رقم خواهد خورد. تردیدی درین نیست. آن‌گاه شهروندانی از ایران روابط با این دو را تقبیح می‌کنند. روابط به معنای جدی‌گرفتن رئالیسم (واقع‌گرایی) است نه ایدئالیسم (خیال‌بافی و آرمان‌بافی). هنوز نمی‌دانند اژدهایی چون چین و غولی چون روسیه در یک چیز استراتژیک با ایرانِ ضد امپریالیست مشترک‌اند: مقابله با هرگونه نفوذ سازمان تروریستی ارتش سرکوبگر ناتو. سرباز قهرمان ایران و جهان اسلام شهید قاسم سلیمانی پَر‌وبالِ خاورمیانه‌ای ناتو را زد و از همان‌جا هیمنه‌ی این سازمان ترور شکست و پوشالی‌بودن آن از پرده برافتاد. مکتب قاسم سلیمانی در بعد دفاع، رئالیست‌ترین مکتب سیاسی است و ژنرال‌های برجسته‌ی جهان ازو درس گرفتند. زمانی او را زدند، سکوت و حتی شادمانی، عده‌ای را فراگرفته بود. اما اینک جهان دریافت قاسم سلیمانی درست در برابر ناتو قد علَم کرد. بگذرم، از سه بند انگشت که هیچ، از کفِ دست هم جوابم گذشت.
 
جواب جناب آقای جلیل قربانی: سلام آقای طالبی؛ معمولاً گفته می‌شود برای این که کشور به معنای واقعی رشد کند، یعنی هر سال در جایگاه بالاتر از سال قبل قرار گیرد، لازم است که نرخ رشد اقتصادی ۳ تا ۴ برابر نرخ رشد جمعیت باشد. رشد اقتصادی دو رقمی (بیش از ۹ درصد)، نرخ رشد دست‌نیافتنی و رویایی و دوام آن کار دشواری است.. چین توانست در یک دوره بلندمدت بیش از ۱۰ سال، نرخ رشد اقتصادی دو رقمی خود را حفظ کند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۱۴۰۰ ، ۰۹:۵۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۲۳ بهمن ۱۴۰۰، ۰۶:۳۵ ب.ظ

چگونگی شکنجه حجت‌الاسلام هادی غفاری

تکان‌دهنده؛ به نقل از حجت‌الاسلام هادی غفاری: آب در ۱۰۰ درجه به نقطه جوش می‌رسد و دمای سیگار ۴۰۰ درجه سانتی گراد است. بدن من پر از جای سیگار است، هنوز سیاهی برخورد سیگار بر بدنم پاک نشده است. وقتی سیگار روی بدن من روشن می‌کردند و صدایی بدتر از حیوان از من خارج می‌شد... خدا را گواه می‌گیرم که ضربات کابل آن‌چنان رگ‌های پای من را پاره‌پاره و متلاشی کرده است الان هم پاهایم می‌سوزد... افرادی که از شاه و هویدا دفاع می‌کنند این چیز‌ها را ندیدند و اظهارنظر می‌کنند. «آپولو» را ندیده اند. ظرف یا استوانه مسی بزرگ روی سر می‌انداختند و با چوب یا آهن به آن می‌زدند، به طوری که صدایی شبیه انفجار بمب اتم در گوش شما طنین‌افکن می‌شد. آقایانی که امروز از عملکرد رژیم گذشته دفاع می‌کنند به پنکه بسته نشده‌اند تا ۱۰-۱۵ روز ادرارشان دست خودشان نباشد. ۶ ماه شما را حمام نبرند تا بدنتان بوی عفونت و نجاست بگیرد. روزی هر چقدر ناله کردم که اسهال گرفته‌ام و نمی‌توانم خودم را نگه دارم اجازه ندادند به دستشویی بروم در کاسه‌ای مدفوع و ادرار کردم. نیم ساعت بعد در همان کاسه غذا خوردم. هویدا مسئول مستقیم تمام شکنجه‌ها بود. خواهر من را لخت کردند و مرا تهدید کنند که اعتراف نکنی با خواهرت چنان می‌کنیم. آن‌ها ندیده‌اند دست بسته را از پشت ببندند و بالا بکشند و آویزان کنند. این شکنجه بیشتر از ۳۰ ثانیه انجام نمی‌شود، چون انسان را می‌کشد. سوزاندن پا‌ها با اتوی داغ را ندیدند و نمی‌دانند چیست. کف پای من قطرش به بیش از ۲۰ سانت می‌رسید. حسینی شکنجه‌گر ساواک یا همان «استوار شعبانی معروف» برای اینکه پا‌های من عفونت نکند و نیازی به بیمارستان نباشد و بار بعد هم بتواند شکنجه کند با بیش از ۱۰۰ کیلو وزنش روی جفت پای من می‌ایستاد تا چرک‌ها خارج شود در این وضعیت صدایی بدتر از صدای حیوان از انسان خارج می‌شود. از پدرم می‌خواستند که من را با شلاق بزند. بعد همان شلاق را به من می‌دادند و می‌گفتند پدرت را بزن. وقتی من امتناع می‌کردم آن چنان مرا کتک می‌زنند که پدرم به من می‌گفت: «بزن پسر خودت را راحت کن!. در دانشکده الهیات بازداشت کردند و تا خود زندان اوین داخل ماشین کتکم می‌زدند. سال ۵۴ به زور به من سم خوراندند و بلافاصله آزادم کردند. یکی، دو ساعت نگه‌ام داشتند بعد در خیابان رهایم کردند گوشه‌ی خیابان نشستم و خون استفراغ کردم. الان معده من یک سوم معده انسان معمولی است. «ازغندی» سربازجوی من در زندان بود چنان با پوتین بر دهان من زد که فک من شکست و دندان هایم خورد شد (غفاری دهانش را باز می‌کند و می‌گوید) این‌ها که می‌بینید دندان‌های من نیست و استخوان مصنوعی است. آقایان یادشان نیست، چون ندیدند و تجربه نکردند و امروز متاسفانه هویدا را تطهیر می کنند. منبع.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۱۴۰۰ ، ۱۸:۳۵
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۰، ۰۸:۵۱ ق.ظ

بَتونه‌کاری جمهوری اسلامی!

به قلم دامنه. به نام خدا. سلام. هر دولتی آمده، خواسته بتونه‌کاری کند و در بروَد. فقط اسم عوض می‌کنند! یکی گفته «تعدیل». یکی گفته «اصلاح». یکی گفته «تغییر». یکی گفته «اعتدال». یکی هم، هم‌اینک گفته «تحول». لابد دگراندیشان! هم بر فرض محال بیایند می‌گویند: «دگرگونی». بخوانید: واژگونی! و خلاص! زهی خیال!

از همان اوایل انقلاب، سال ۵۷ تا ۶۰ ما هم از بس شوق و شور داشتیم با «زاماسکه»ی چسبناک، اعلامیه بر در و دیوار می‌چسباندیم و روی گروهک‌ها و ضدانقلاب را مثلاً کم می‌کردیم. آنها شبنامه منتشر می‌کردند و پنهان و پیدا پارچه‌نوشته.

 

بیست و دو بهمن چهل و سومین سال انقلاب

بیست و دو بهمنِ چهل و سومین سال انقلاب اسلامی

حالا کار این جناح و آن جناح با چند شاخه و لجنه‌های من‌درآورد‌ی، شده چیزی شبیه بَتونه‌کاری جمهوری اسلامی! که فکر می‌کنند با مقدار خمیری چسبنده می‌توانند لکه‌ها را صافکاری کنند و از دیدِ مردم بپوشانند و یا شاید هم بزَکی کرده باشند و رفع تکلیفی! جالب این است این خودشان بودند که قطار انقلاب را آنقدر بد راندند و بدنه‌ی آن را چنان به کوه و کمر و جاده و لوکوموتیو مقابل زدند و از جاده پرتِ پرت شدند.

بگذرم. باز هم ملت مأیوس نیست و می‌خواهد ببیند تا کی این بتونه‌کاری‌ها، تمام می‌شود و رنگِ آخر را می‌پاشند؛ تا خاطرشان جمع شود این نظام «مبتنی بر اسلام» و «متکی بر ملت» و برآمده از «خون شهیدان»، در برابر باد و طوفان و بوران زنگ نزند و بانگ جرَس حقش، با دو بال مقاومت فعال و تعامل فعال، نزد جهانیان بلند باشد و پیش ایرانیان سربلند. والسلام.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۱۴۰۰ ، ۰۸:۵۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا ، ابراهیم طالبی دارابی ، مازندران، ساری، میاندورود

پیام های مدیر
آخرین نظرات
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب