دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
سایت دامنه‌ی داراب‌کلا
قم : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
مازندران، ساری، میاندورود، روستای داراب‌کلا

پیام های مدیر دامنه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

به قلم دامنه. به نام خدا. هفت کولِ (۱۰۷) از بحث های روزانه ام در مدرسۀ فکرت. بی‌آن‌که درباره‌ی مرحوم نکوگویان _مشهور به رجبعلی خیّاط که در سال ۱۳۴۰ درگذشت و در ری به خاک سپرده شد_ قائل به غلوّ، تقدّس و کراماتِ آن‌چنانی باشم، اما وی را به عنوان یک انسان خوب، عرفان‌پیشه و دارای پندهای اخلاقی عامیانه، مورد ستودن و پاییدن می‌دانم. دست‌کم بسیاری از ماها، سفارش‌ها و نداهای قابل قبولی ازو خوانده و یا از زبان ناقلان شنیده‌ایم. پنج اصلی که در زیر به‌فشردگی و با کمی دخل و تصرف ادبی و نوشتاری، می‌نویسم، یک نمونه از آن پندهای گِران و پرقیمت اوست:

 

نقل است که از او پرسیدند چرا بسیار آرامی؟ گفت بدین مضمون: چون زندگی‌ام را بر پنج اصل بنا کردم: یعنی: ۱. دانستم رزق مرا دیگری نمی‌خورد، ۲. خدا مرا می‌بیند، ۳. کار مرا دیگری انجام نمی‌دهد، ۴. پایان کارم مرگ است و ۵. نیکی و بدی گُم نمی‌شود و به خودم بازمی‌گردد. مرحوم رجبعلی، از این پنج اصل و معرفت، به پنج نتیجه و پیام و رفتار منتهی شد: برای اصل اول، آرام شد. برای اصل دوم حیا پیشه کرد. برای اصل سوم تلاش کرد، برای اصل چهارم خود را مهیّا ساخت و برای اصل پنجم بر «خوبی» خود افزود و از «بدی‌»اش کم کرد. اصل اول مرحوم رجبعلی خیاط نشان بینش توحید افعالی و رزّاقیت خدای متعال است که رفتار آن نیز در ادامه‌ی پنج اصل درج شد. اصل ۳ و رفتار مبتنی به اصل ۳، همان کار و تلاش است. تأکید کنم مرحوم رجبعلی خیاط در اصل ۳ معتقد است کار مرا دیگری انجام نمی‌دهد. و از همین معرفت و شناخت، پی به این رفتار می‌بَرد که طبق اصل سوم، تلاش و کار کند و تن به کار خیاطی و کوشش و رزق حلال بدهد.

 

رجبعلی خیاط. بازنشر دامنه

 

نکته بگویم و تمام: به فرموده‌ی زیبای مولوی، انسان «همان اندیشه» است، مابَقیِ آدمی، فقط «استخوان و ریشه» است. ازین‌رو، زندگی بر پایه‌ی معرفت و معنویت پیش می‌رود که از دل و عقل، هر دو، سرچشمه می‌گیرد. باید پندِ لطیف بزرگان، خوبان و نیک‌‌کرداران را به گوشِ دل سپرد؛ زیرا آدمی در زیست، بی‌نیاز از پند و اندرز نیست. شاعر، خیلی‌خوب سُروده و اِنذار داده که:

به شادکامی دشمن، کسی سزاوار است

که نشنَود سخنِ دوستانِ نیک‌اندیش

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۰۱ مرداد ۱۳۹۸ ، ۱۰:۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

مجموعه پیام‌هایم در مدرسه فکرت

قسمت چهل و سوم

 

با امام هشتم (۱۰)

سبیکه همسر امام رضا _علیه السلام_ مادر امام جواد _علیه السلام_ است که به سکینه و مرسیه و دُرّه نیز معروف بود. و حضرت رضا او را «خیزران» (=گیاهِ نی) صدا می‌کردند. آن زن فداکار و وفادار، از خاندان ماریه‌ی قبطیه مادرِ ابراهیم پسر رسول خدا _صلوات الله علیه وآله_ است.

 

امروز، ۲۳ ذی‌ القعده ۴ مرداد ۱۳۹۸، روز زیارتی آقا علی بن موسی الرضا است. خواستم با احترام‌گذاری به بانوی محترم، همسر مکرم امام رئوف، وظیفه‌ام را به آن امام عزیز که محبوب دلِ خوبان و اهل معنویت و عشق است، انجام داده باشم. این روز ارزشمند و بزرگ، بر آن دل‌هایی که آکنده از محبت و پیروی از اهل‌بیت عصمت و طهارت _علیهم السلام_ است، درخشنده و گوارا باد.

 

دعا

انسانی که درست دعا می‌کند به خدا گوش فرا می‌دهد اما انسانی که نادرست دعا می‌کند می‌خواهد خدا به او گوش کند. نیایش نادرست می‌کوشد خدا را بفریبد! این را از آموزه‌های «سورن کی یر کیگارد» آموختم؛ بنیانگذار فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم.

 

لبریز از شمش تبریز (۱)

 

به نام خدا. سلام. هفت کولِ (۱۱۱)

مولوی در ملاقات شمس تبریز با او، تماماً زیر و زبَر شد. دست از درس و منبر و اَستر و مُریدبازی شُست و با «علمِ حال»، در اعماقِ روحش، عشق و جمال جوشید. به‌طوری‌که وقتی در یکی از آزمون‌های سخت در کنار شمس، سر از سجده بر داشت، شمس ازو پرسید چه حالی شدی: جلال‌الدین مولوی گفت: «فارغ نشدم، مبتلا شدم.»

 

نکته بگویم: از نظر من، هر کس باید یک «شمس» پیدا کند و یا با «شمس وجودش» دیدار کند، تا برای حرف دلش، کلمه‌ای پیدا کند. از ملاقات شمسِ ژنده‌پوش ۶۰ساله، با مولوی رِداپوشِ ۳۸ساله، زیاد در یادها و یادداشت‌ها دارم. همان شمس تبریزی، که به مولوی آموخت «نمازگر» نباش، «نمازگزار» باش. نمازگر، مانند زرگر اهل معامله و دکّان است. من بیت آخر این غزل مولوی در دیوان شمس را اوج این غزلش می‌دانم:

 

برو ای تنِ پریشان، تو وُ آن دلِ پشیمان

که ز هر دوتا نرَستم، دلِ دیگرم نیامد

 

نخستین درس شمس

 

به نام خدا. سلام. هفت کولِ (۱۱۲)
لبریز از شمش تبریز (۲). شمس تبریز، سال ۶۴۲ هجری قمری به‌صورت ناشناس، وارد قونیه‌ی ترکیه شد و مولوی پس از درس و مسجد، سوار بر اَستر (=قاطر) عازم خانه. با دَبدبه و کَبکبه و بدرقه. خود سواره و شاگردان و مریدانش پیاده!

 

شمسِ ناشناسِ ژنده‌پوش، در کوچه، دهَنه‌ی اَستر مولوی را گرفت و پرسید تو مُلّای روم هستی؟ مولوی گفت: آری. شمس پرسید: پیامبر اکرم [ص] را می‌شناسی؟ مولوی با حیرت و نیم‌نگاه به مریدانش، جواب داد: «مگر می‌شود سیّد عالَم محمد مصطفی [ص] را نشناخت.»

 

شمس که به شکل درویش در آمده بود، پرسش محکم‌تری پرسید: تو بزرگ‌تری یا پیامبر؟ مولوی از شگفتی پُر شد و گفت: «أَسْتَغْفِرُاللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ». آنگاه شمس بی‌درنگ حمله‌ی معرفتی‌اش را به جلال‌الدین مولانا آغاز کرد و گفت: «آیا محمد مصطفی [ص] هم، همین‌گونه راهِ مسجد به خانه را می‌پیمود! که خود سوارِ اَستر باشد و عده‌ای او را بدرقه کنند؟ آیا این روش پادشاهان جبّار است یا روش پیامبر؟!

 

این اولین ملاقات ناشناس شمس با مولوی بود. که مولوی را با این درس زبَردستانه، زیر و زبَر کرد. دیگر بر اَستر، دوام نیاورد و بی‌هوش بر زمین افتاد تا شاید مدهوش شود و به هوش آید!

امید آنچه به سبک خود نوشتم، خوب نوشته باشم و گیرا.

 

مفهوم تابعیت
تابعیت یک مفهوم مدرن است. با شکل‌گیری دولت‌های ملی این مفهوم وارد حقوق بین‌الملل شد. گرچه تابعیت و تبعه‌ی کشور مشخص بودن هم برای فرد حقوق و تکالیف پدید می‌آورد و هم آثار امنیتی دارد. اما کاش جهان به صلح پایدار می‌رسید و هویت انسانی هر انسان، گذرنامه‌اش محسوب می‌شد. بیشتر بخوانید ↓

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۰۱ مرداد ۱۳۹۸ ، ۰۶:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

قبرهای واقع در حرم امام علی علیه السلام

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۳۱ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۵:۰۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۹ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۸:۳۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به قلم دامنه. به نام خدا.با امام هشتم. قسمت دهم. بر شیعیان تأکید رفته است به ذکرکردن نام و عنوان «امام هشتم» یا «هشتمین امام» برای امام رئوف آقا علی بن موسی الرضا (ع)، تا با جریان منحرف و کژاندیش «واقفیه» -که در امام هفتم، متوقف شدند و منتظر رجعت و ظهور مجدد امام کاظم‌ بودند- فرق بیّن داشته باشیم. بنابراین؛ لفظ «هشتم»، هم پیام دارد، و هم دالِّ بر استمرار امامت است تا ظهور حضرت حجت، خاتم الاوصیا (عج الله).

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۹ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۷:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به قلم دامنه: به نام خدا. پین‌دِواج. در مدرسه فکرت نیز بررسی واژگان محلی داراب‌کلا را راه انداختیم. که این لغت در آنجا شکافته شد: این لغت شامل دو کلمه است: پین یعنی پینه. دواج یعنی لحاف. علاوه بر کاربردی که جنابان دکتر اسماعیل عارف زاده و مهندس محمد عبدی سنه کوهی در زیر گفته‌اند، دست‌کم دو کاربرد دیگر هم داشته: یکی زمانی که خانه‌ها وقتی خمیر می‌کردند تا تَندیرنون بپزند، پین‌دِواج را روی تشتِ خمیر می‌گذاشتند تا خمیر حسابی و زودتر پوش بیاد (=وَر بیاد). دیگر این‌که پین‌دِواج به علت مندرس و کهنگی و پینه‌بسته‌بودن، مختصِ عضوی از خانواده‌ها بود که اغلب تکرّر ادرار (=شب‌اداری) داشت! که در زبان محلی به بچه‌های این‌گونه می‌گفتند: کِشوک.

 

 

نظر دکتر اسماعیل عارف زاده:

نظر دکتر اسماعیل عارف زاده:  سلام. پین دواج  که  پین  همان  پینه است  لحاف  نسبتا بزرگ  و  قدیمی از جنس پنبه  است  که  اکثرا  چند  نفر  از  بچه ها  و  گاهی  همه  ااعضای  خانه  برای  خواب  از  آن  استفاده  میکردند. گاهی  پیشوند  پین  یا  پینه  در موارد  دیگر  هم  بکار میرفت  مثل  پین شلوار

 

نظر محمد عبدی سنه‌کوهی:

نظر مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام. پین دواج. خود از دو بخش تشکیل شده دواج یعنی لحاف. پین مخفف شده پینه هست و آن در قدیم از تکه های پارچه و بهم دوختن یک پارچه یکسره درست می کردند و با پشم گوسفند یا پنبه لحاف درست می کردند که به آن پینه دواج یا پین دواج می گفتند که از دواج که معمولاً تک و دونفره خیلی بزرگتر بود و پین دواج لحاف چندین نفرها بود. در برخی مناطق پین دواج را معادل پنبه دواج در برابر می دواج که پشم گوسفند بود هم می گفتند

 

فرهنگ لغت دارابکلا

 

 

وَل ویلانگ

 

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. وَل ویلانگ. در داراب‌کلا به چیزی که زیاد کج شده باشد «وَل ویلانگ» یا «وَل وُ وِل» می گویند. وَل یعنی کج و ناصاف. و واژۀ وِل _گرچه در اصل به معنی رها و لااُبالی و لات است_ اما در پسوند بر سر وَل، به معنای همان کج و کُله است. هرگاه این حالت بسیارشدید شده باشد، به آن «چَپچِلخ» می گویند. مثلاً به لُغز و کنایه و با حالت اعتراضیه به کسانی که باهم زد و خوردِ شدید و بزَن بزَن داشته باشند، می گویند: «هی! بس کن دیگه، وِره چَپچِلخ هاکاردی». چَپچِلخ علاوه بر کجی معنی «درب داغون» هم می دهد.

 

 

برای مفهوم «وَل ویلانگ» دو مثال می زنم: ۱. به دار (=درخت) که کج باشد، «وَل دار» (=کج درخت) می گویند. (مثل عکس بالا) و هیمه (=هیزم) را که کج و کُله باشد، «وَل ویلانگ چُو» می نامند. ۲. سال های دورتر کهنه‌خرین‌های سیّار وقتی به محل می آمدند، ظروف روی و مسی قدیمی را به قیمت بسیار ناچیز از مردم می خریدند، برای این که ارزش آن را کم جلوه دهند، به عمد آن را پیش چشم فروشنده، زیرِ پا لِه و لَورده می کردند؛ که به این حالت می گویند: وَل ویلانگ، وَل وُ وِل.

فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۸ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۹:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
به قلم دامنه. به نام خداگزارشم از یک کتاب. عنوان کامل کتاب _که عکسی از آن انداخته و در زیر منعکس ساختم_ این است: «نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامه‌ی فردوسی، خمسه‌ی نظامی و منطق‌الطیر عطار». نوشته‌ی دکتر حمیرا زمرّدی. چاپ زوّار. در ۵۶۹ صفحه. اما برداشت‌هایی آزادم ازین اثر فاخر و پژوهشگرانه -که چندی پیش خواندنش را تمام کردم- این است:

 

۱. اسطوره مهمترین کارکردش کشفِ سرمشق‌های الگوواره‌ی آیین‌ها و فعالیت‌های معنادار آدمی است از تغذیه تا معیشت و رزم و تربیت و هنر و فرزانگی و حماسه. ۲. در اساطیر از تجلّیات قدسی آسمان، کوه، اسب، غار، ماه، پرنده و چرنده و گاو و آتش و اشیاء و ارواح و موجودات مافوق طبیعی سخن می‌رود.

 

 
...
 

کتاب «نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامه، خمسه‌ی نظامی و منطق‌الطیر. نوشته‌ی دکتر حمیرا زمرّدی    وبلاگ قلم قم دامنه دوم

 

۳. مثلاً در آیین مزدایی و زروانی (=زمانی) سیّاره‌ها به علت دنبال‌کردن مسیرهای نامنظم و غیرعادی، شیطانی به شمار می‌روند بر خلاف ستاره‌ها و ثوابت که نمایانگر نظم الهی‌اند. (ر.ک: ص ۱۹ کتاب)

 

۴. شاعران متشرّعی چون حکیم نظامی و عطار نیشابوری به رد احکام نجومی و تأثیر آن بر سرنوشت پرداخته‌اند. عطار ستاره‌بینی و طالع‌بینی و «بینش فلک‌گرایانه را مردود و معلول بی‌خرَدی» دانسته است. (رجوع شود به ص ۳۹۰ کتاب). نظامی نیز در خسرو و شیرین ص ۴۱۷ می‌گوید:


زمانه با هزاران دست، بی‌زور
فلک با صدهزاران دیده، شب‌کور

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۷ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۷:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

قلم دکتر فتح الله دهقان: امام صادق (ع) می فرماید: «چهار چیز بیهوده از دست می رود: بذلِ محبت به بی‌وفا، نیکی نزد شخص ناسپاس، تعلیم به کسی که گوش شنوا ندارد و سپردن راز بر کسی که رازنگهدار نباشد. منبع: خصال شیخ صدوق، باب چهارم، حدیث ۴۴.

 

 

سلام جناب دهقان. حقیقتاً ما محتاج نصایح حکیمانه‌ی امامان معصوم‌مان هستیم. رستگاری در پیروی حکیمانه از آنان است.
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۷ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۷:۴۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. دست‌اندرکاران درس تفسیر و ترجمه‌ی قرآن کریم حرم حضرت فاطمه معصومه -سلام الله علیها- در اقدامی معنوی، به شاگردان برجسته و ممتاز این درس، هدیه‌ی «نگین انگشتری» سنگ متبرّک حرم حضرت معصومه (س) دادند. درود بر آنها. عکسی از آن انداختم و به اشتراک گذاشتم، تا در بحث «قم‌شناسی» در وبلاگ دامنه، این کارِ نیکو، ثبت شود و ماندگار.

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۶ تیر ۱۳۹۸ ، ۱۱:۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به قلم «یک دارابکلایی». سلام. [در راستای این پست «خاش پِتَک رِه رِکنِه»:] [اینجا] البته بعضی ها هم «وشون پتک کوش کانده»، معادل فارسی «پشتشون می خاره» و هوس کتک خوردن دارند! در مورد بن فعل «رک» که فکر کردم دیدم ما در مازنی دو فعل با این بن داریم: یکی «برکسن» به معنی خاراندن و دیگری «رک هادن» به معنی تکان دادن و یا دور شدن و رفتن.  شکل دوم به نظر می رسد خیلی کم امروزه استفاده می شود. گاهی برای تکان دادن گل تله (تله موش) استفاده می شود و همینطور اگر بخواهند به کسی به طور توهین آمیز بگویند برو پی کارت هم می گویند «رک هاده».


دامنه: سلام جناب آقای «یک دارابکلایی» شما از زاویۀ دیگر خیلی بهتر شکافتی. «رک هادِه» را هم درست یادآور شدی. درود، که به واژگان محلی علاقه و دانش داری.

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۶ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۷:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
به قلم دامنه. به نام خدا. چندی پیش به گشت و گذار در قم پرداختم، تا از مدرن سازی و توسعۀ شهری قم بیشتر آگاه گردم. در بزرگراه مرجعیت در ضلع منتهی به بزرگراه جمکران و شهرک قدس، دو سازۀ مهم و ارزشمند در حال ساخت است. یکی بیمارستان فوق تخصصی نور که به عنایت و همت دفتر آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی انجام می گیرد.  دیگری یک مسجد بزرگ با معماری اسلامی که در ابتدای بزرگراه منتهی به شهرک قدس از سمت بزرگراه مرجعیت، پشت کوه خضر نبی، قرار دارد. جهت ثبت و اطلاع رسانی و قم شناسی، عکس هایی انداختم که در زیر، با زیرنویس آورده ام:

 

 

مسجد ابتدای بزرگراه منتهی به شهرک قدس

 

 

هنوز نام مسجد درج نشد

آن پشت، بالای کوه، مسجد کوه خضر

 

 

بیمارستان فوق تخصصی نور در شهر قم

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۴ تیر ۱۳۹۸ ، ۱۱:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به قلم فضل الله فضلی. سلام به برادر عزیز و مومن و انقلابی استاد آقا ابراهیم، با متن زیبای خود (اینجا) اشکم را با کلماتی که در حال تایپ هستم همراه نمودی. ما جنگجویی و مدافعین دفاع از دین و وطن نفر به نفر باید با زجر و مشقت و با بی تفاوتی بسیاری از کسانی صاحب حق نیستند و حق را در گروگان خود دارند ذره ذره وجود و جسم نحیف مان در حال سفر به دیاری باقی است و ننگ این اعمال فریبکارانه و دغل کاری بر دامن ریاکاران  خواهد نشست و پل صراط راه عبور این دروغگویان بسته خواهد شد. تا در آنجا حق خود را از آنان بگیریم.  درود خدا بر شهیدان و آزادگان و جانبازان و ایثارگرانه وطن.

 

پاسخ دامنه:

سلام جناب آقای فضلی. ممنونم. خدا برادر جانباز فداکارت را قرین خوبان و بزرگان کند. برای این مصیبتِ سنگین، شکیبایی برای شما و تمامی بستگان نسبی و سببی آرزومندم
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۳ تیر ۱۳۹۸ ، ۱۰:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
به قلم دامنه. به نام خدا. با امام هشتم (۷) امام رضا ع سخنان فراوانی دارد که در تاریخ اسلام به ثبت رسیده است. خصوصاً توسط عالم پرهیزگار شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا» که درباره‌ی زندگانی، دوران و سخنان امام رضاست. خوشبختانه من توفیق داشتم، هفت‌هشت سال پیش، تمام این کتاب گرانسنگ را بخوانم. متنی گیرا و جاذب دارد و شیخ صدوق با فراست آن را تدوین و در ۶۹ باب، تبویب (=باب‌بندی) کرده است. اینک از شرح عیون می‌گذرم، فقط سه سخن امام رضا را می‌‌نویسم. امید است بر دلِ دلدادگان روَد.
 
۱. فهمَنده‌ی حدیث باشید، نه فقط روایتگر آن.
۲. خداوند  نه با اِکراه اطاعت می‌شود و نه با غلبه، معصیت می‌گردد.
۳. برای دانستن، سؤال کن نه برای مغلوب‌ساختن دیگران.

 

با امام هشتم (۸). امام رضا _علیه‌السلام_ به فعالیت آشکار روی آورده بود. به سیر و گشت میان مردم می‌پرداخت. نخستین مسافرت را از مدینه به بصره کرد. با پایگاه‌های مردمی خود، دیدار می‌نمود. در مسافرت‌ها، اجتماع برپا می‌ساخت. با مردم به گفت‌وگو می‌پرداخت. همواره مردم را وادار می‌کرد تا پرسشگر باشند. اخلاقش این بود با بزرگان و دانشمندان چه مسلمان و چه غیرمسلمانان ملاقات می‌کرد و مناظره می‌نمود. به‌طوری‌که مسائلی که درین مسافرت‌ها از امام رضا می‌پرسیدند توسط محمد بن عیسی تقطینی گردآوری گردید، که آن امام عزیز به بیش از ۱۸ هزار مسأله پاسخ دادند. پاسخ به سؤالات مردم و دانشمندان و  توسعه دادن پایگاه‌های تشیّع از اقدامات بینادی امام رضا (ع) بود. در گنگره‌ی جهانی امام رضا که در سال ۱۳۶۵ برگزار شد، مباحث خوبی درباره‌ی ابعاد زندگی فکری و اجتماعی و سیاسی امام رئوف (ع) مطرح شده است. امام رضا -علیه السلام- با شش زِمامدار هم‌عصر بود:

 

منصور عباسی

مهدی عباسی

هادی عباسی

هارون‌الرشید عباسی

محمدامین عباسی

مأمون عباسی

 

فقط در حاکمیت و خلافت مأمون، چون نیرنگ ورزیده و بازور آن حضرت را از مدینه به مرو (=شهری که اینک بخشی از ترکمنستان است) فراخواند، مجبور به پذیرفتن مشروط شد. و با مأمون شرط کرد در روند حکومت هیچ دخالتی نداشته باشد و با شیعیان و مردم رابطه و دسترسی داشته باشد. و اتفاقاً در این کار نیز، امام رضا _علیه السلام_ خیلی عالی و مدبّرانه پیش رفتند.

 

با امام هشتم (۹). امام رضا _علیه‌السلام_ ۵۵ سال عمر کردند. ۳۵ سال تحت امامتِ امام کاظم _علیه‌السلام_ بودند و ۲۰ سال خود امامت کردند. امام رضا در سال ۱۴۸ قمری به دنیا آمدند، درست همان سالی که امام صادق _علیه‌السلام_ به شهادت رسیدند. امامان ما، همگی به دست جور و ستم به شهادت رسیدند و این نشان می‌دهد آنان مغضوب حاکمان ستمگر و جائر بودند. مشیت خدا این شد امام مهدی _عجّل الله_ در پرده‌ی غیاب روند و فلسفه‌ی انتظار و امید در مکتب زنده بماند تا به مصلحت خدا ظهور فرمایند و صلح و انسانیت و عدالت و حقانیت را بگسترانند.

 

حضرت رضا (ع) یاران و اصحاب محبوب داشتند، مانند: دعبل خزاعی، حسن فضال، حسن بجلی، حسن محبوب، صفوان بجلی، حسن عبّاد. که ایشان کاتب امام رضا بود. روح همگی‌شان، شاد و رحمت خدا باد. میلاد امام رضا بر دلدادگان خجسته و مبارک.

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۳ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۷:۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. جناب آقای فضل الله فضلی جانباز بزرگ و فهیم دفاع مقدس سلام علیکم. عمیقاً متأثّر و اندوهگین شدم و برای جانباز دیگر بیت شریف شما، برادر عزیزت مرحوم آقا نقی فضلی اشک ریختم. خود می دانید که من با آن مرحوم خاطره هایی به یاد دارم، هم در نهادی در ساری که آن سال سخت دهه‌ی شصت، کتابخانه‌ی بزرگ نهاد را می‌گرداند و دایم خود کتاب می‌خواند و اهل فکر و دیانت و انقلاب بود. هم در جبهه‌ی مریوان که شجاعانه می‌درخشید.

 

مرحوم نقی فضلی جانباز دفاع مقدس

 

مرحوم نقی (فاضل) فضلی جانباز دفاع مقدس

روستای ماکران میاندورود مازندران. دشت ناز


یادم نمی‌رود که برادر جانبازت نقی مهربان و زجرکشیده، همیشه بر دوستان محبت می‌کرد و خنده‌ها و چهره‌ی متبسّم او همگان را به دل او مرتبط می‌کرد. او با اخلاق خلیق‌اش، پل محبت به دل هر کس می‌زد. درگذشت شهادت‌واره‌ی این جانباز دفاع مقدس بر شما و تمامی بستگان تسلیت و روحش ان‌شاءالله در اعلاعلّین مأوا گیرد. مرا در غم از دست دادن برادرت، شریک و غمگین دان. والسلام.

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۳ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۷:۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. خاشِ پِتَک رِه رِکنِه. با سه مثال این عبارت را جا می اندازم. ابتدا بگویم الفاظ این عبارت محلی بدین معنی است: خاشِ: یعنی مال خودش. پِتَک یعنی پسِ گردن. رِکنِه یعنی می خاراند.

 

۱. پول قرض می‌گیره میلیونی، جیم‌فنگ می‌شهُ و غِب.وقتی طلبکار به‌هرحال می‌بیندش و می‌پرسه کی قرض رو پسش می‌دی؟ طرف خاش پِتک رِه رِکنِه.

 

۲. امتحان علوم حتی یک هم نگرفته. مادر فشارش می‌آره این‌همه لازانیا بهت دادم پس چی شد؟ طرف خاش پِتک رِه رِکنِه.

 

۳. بیمارستان فکر کنم شیراز! بستری شده. موقع ترخیص، از در پشتی پرونده بغل‌کرده، در می‌ره. دکتر روزی در مطب می‌بیندش. می‌گه تسویه نکردی، که هیچ! نسخه را چرا عمل نکردی؟! چرک گوش‌ات عود! کرد. طرف این‌لینگ، اون‌لینگ می‌کنه و خاش پِتک را می‌رِکد. به این تیپ آدمها می‌گن: پتک رِه نرِگ. البته پتک، کُش نمی‌کنه، خجالتی و شرمساری راه نمی‌دهد!

فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۲ تیر ۱۳۹۸ ، ۱۰:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

به قلم دامنه : به نام خدا. بحث. آیا اسلام به حقوق زن افزود؟ من معتقدم اسلام هرگز از حقوق زن نکاست، بلکه خدای حکیم حقوق زنان را حکیمانه افزود و این کارشناسان دین هستند که  به علت کمبود معرفتی و به دلیل فهم های قشری، مغز احکام دینی از جمله حقوق زنان را در ظرف انحصار خود، به حصار کشیده‌اند. من نمونه هایی فقط جهت شکل‌بخشی به بحث در زیر ضمیمه می‌کنم. که اگر بخواهم همه را فهرست کنم، زمان زیادی می برد. مانند:


نگذاشت زن خادمهٔ مرد شود.
نگذاشت زن خرج خونه را در آورد
نگذاشت حتی شیر پستانش را مفت و بی دریافت اجرت المثل به کودکش دهد.
نگذاشت در ازدواج مثل مرد مزدوج شود، بعنی باید مهریه بگیرد تا مردی او را به زنی بگیرد.
نگذاشت کارهای سَتبر و سخت بر عهدهٔ زن باشد.
نگذاشت زن کالا و متاع  تمتُّع مرد شود.
نگذاشت زن عریان شود.
نگذاشت زن خانه نشین شود، نمونه اش حضرت فاطمه و حضرت زینب که در عرصه فعال بودند.
نگذاشت ارثیه اش به دلیل شوهرکردن، نفی شود.
نگذاشت موجودی درجه دو تلقی شود.
نگذاشت در صورت طلاق، حقش و مهریه اش رها شود.
نگذاشت او خواستگاری رود بلکه مرد باید او را طلب کند.

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۲۲ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۸:۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

۱. از میدان ولی عصر (عج) قم به جادّۀ قدیم قم  کاشان

 وارد می شوی. پس از عبور از منطقۀ جمکران که

در راست جاده قرار دارد، با طی کردن

تقریباً ۱۵ کیلومتر از میدان ولی عصر

به این سه راهی لنگرود می رسی

که سمت راست، به کهک می رود

و مستقیم به کاشان

 

 

۲. از روستای لنگرود عبور می کنی

به سمت کهک پیش می رانی.

جاده آرام آرام سربالایی می شود

تا آخرین روستاها که در دامنۀ کوه قرار دارند.

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۱۹ تیر ۱۳۹۸ ، ۱۵:۰۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر
 
 
روستای سوچلما. هزارجریب نکا
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۱۶ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۹:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. با امام هشتم. قسمت ششم. رساله‌ی ذهبیه از امام رضا ع درباره‌ی طب است که به درخواست مأمون نوشته شد. چون مأمون دستور داد آن را با آب طلا بنویسند، به آن ذهبیه می‌گویند. به نقل از ماهنامه حکمت و معرفت، شماره‌ی ۸، آبان ۱۳۸۷، ویژه‌نامه‌ی حکمت رضوی.

 

توضح ضروری: در دانشنامۀ حوزوی، مطلبی دربارۀ رساله‌ی ذهبیه درج شده است که در زیر عیناً از این (منبع) نقل می شود: «با توجه به این‌که به رساله‌ای با نام «رسالۀ ذهبیه» یا «طب الرضا» در مصادر کهن شیعی اشاره شده است، احتمال صدور رساله‌ای این‌گونه از امام رضا -علیه‌السلامـ منتفی نیست؛ ولی انتساب نسخه‌های موجود کتاب «الرسالة الذهبیّه» به امام رضا -علیه‌السلام- ثابت نیست و نمی‌توان با آن به عنوان «سنت» روبه‌رو شد و بدان عمل کرد؛ زیرا افزون بر تضعیف راوی اول، افتادگی در اسناد نیز دارد و ممکن است به تحریف یا تصحیف دچار شده باشد. قراینی نیز اعتماد به متن این رساله را کاهش می‌دهد؛ مانند تنافی برخی مطالب آن با یافته‌های روایی و پزشکی، تجویز خوردن «تریاق فاروق» در غیر حالت ضرورت و اضطرار با وجود آن‌که از اجزای حرام و نجس تشکیل شده است و...، از قراینی است که اعتماد بر این متن را کاهش می‌دهد.» زیرا؛ «اجزای اصلی این دارو، عبارت‌اند از: شراب، گوشت مارِ افعی و جندبیدستر که بیضه یک نوع سگ است.»

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۱۶ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۹:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. کتابِ «روانکاوی و ادبیّات» نوشتۀ خانم حورا یاوری. با عنوان فرعی «دو متن، دو انسان، دو جهان؛ از بهرام گور تا راوی بوف کور. تهران: انتشارات سخن. چاپ اول ۱۳۸۷ در ۲۸۸ صفحه. چندی پیش، به «حاشیۀ» قم رفتم! دوراندیشی کردم در کیفم کتابی از «حورا یاوری» گذاشتم که اگر برنامه، باب طبع من نبود، گوشه‌ای خیز بردارم و کتابم را بخوانم. نیمی چنین شد، و من هم رفتم زیر سایه‌ی خنک درخت توت، گرفتم کتابِ «روانکاوی و ادبیّات» نوشته‌ی خوب و خواندنیِ خانم حورا را خواندم. کمی از آن را که برداشت کرده‌ام، می‌گویم:

 

کتابِ «روانکاوی و ادبیّات»  نوشتۀ حورا یاوری

عکس از دامنه

 

۱. او در این کتاب -که در تصویر می‌بینید- «هفت‌پیکر» نظامی گنجوی و «بوفِ کور» صادق هدایت را مورد روانکاوی قرار داد.

 

۲. در هفت‌پیکر، داستان بهرام گور را تحلیل کرد و در بوفِ کور پیرمرد خِنزرپنزی را.

 

۳. می‌دانید که در هر دو کتابِ «هفت‌پیکر» و «بوفِ کور»، خواننده، گام در قلمرویی می‌گذارد که در آن، میانِ انسان و جهان و کیهان، فاصله‌ها از بین می‌رود و... .

 

​​​​​۴. بهرام گور برای یافتن خود، به لایه‌های ژرفِ روان خود می‌رود و گورخر در کشاکش بهرام و روح ناآرام او، وی را به درون غار می‌برَد تا از چندپارگی به آرامش و یگانگی برساند.

 

۵. کتابِ بوف کور (=جُغد) در گفت‌وگوی راوی -که یک نقاش است- با سایه‌اش می‌گذرد و تلاشی است که راوی برای شناساندن خودش با سایه‌اش می‌کند.

 

۶. البته در تحلیل روانکاوانه‌ی حورا یاوری به‌خوبی آشکار می‌شود، که هر متن به روی معناهای بی‌پایان باز است، پس وامی‌گذارم  و می‌گذرم. فقط بگویم هر کس باید در جست‌‌جوی «خود» باشد، مانند «نخی که لایه‌های معنایی را به ساختار انسان» گره می‌زند. زیرا هر کس ممکن است چونان بهرام، با گورخرِ خود مواجه شود که او را به کشاکش درون بخواند و لایه‌های ژرف روح و روان. به قول حکیم خیّام:

 

آن قصر که جمشید در او جام گرفت 

آهو  بچه کرد و رُوبه آرام گرفت

 

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

منبع

 

عکس بالای پست:

سیر رویدادهای زندگی بهرام

در ص ۱۳۲ کتاب. عکس از دامنه

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۱۵ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۸:۳۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
 
تیم فوتبال نوجوانان اوسا. ۲۱ تیر ۱۳۹۸
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۱۴ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۹:۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.

 

یقیناً خداست که دانش قیامت فقط نزد اوست، و [تنها او] باران را نازل می کند، و [اوضاع و احوال] آنچه را در رحِم هاست می داند؛ و هیچ کس نمی داند فردا چه چیزی [از خیر و شر] به دست می آورد، و هیچ کس نمی داند در چه سرزمینی می میرد؛ بی تردید خدا دانا و آگاه است.

سوره‌ی لقمان

آیه‌ی ۳۴ ترجمه انصاریان

 

تفسیر علامه‌ طباطبایی

 

کلمه (غیث) به معناى باران مى باشد، و معناى جمله هاى آیه روشن است. بیان اینکه خداوند عالم به هر کوچک و بزرگ است. چیزى که در تفسیر این آیه لازم است گفته شود، این است که در این آیه سه مورد از مواردى که علم خدا متعلق بدانها است بر شمرده، یکى علم به قیام قیامت، که از مسائلى است که خداوند علم بدان را به خود اختصاص داده، و احدى جز او از تاریخ وقوع آن خبر ندارد، همچنان که جمله (ان الله عنده علم الساعه - به درستى خدا نزد او است علم به قیامت )، نیز این انحصار را مى رساند. دوم مسأله فرستادن باران، و سوم علم بدانچه در رحِم زنان است، از پسر و دختر، که خداوند این دو را نیز به خود اختصاص داده مگر آنکه خودش تعلیم کسى کند.

 

و دو چیز دیگر هم شمرده، که انسان از آن اطلاعى ندارد، و به خاطر همین از حوادث آینده خود بى خبر است، اول اینکه: وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا. هیچ کس نمى داند که فردا چه به دستش مى آید، دوم اینکه: وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ. و هیچ کس نمى داند در چه سرزمینى مى میرد. و گویا مراد از تذکر این دو نکته، یادآورى این معنا باشد، که خداى تعالى، عالم به هر کوچک و بزرگ است، حتى مثل مسأله قیامت را مى داند، که علمش براى خلق فراهم نمى شود، و خود شما به آن که مهمترین مساله است علمى ندارید، پس خدا مى داند و شما نمى دانید، و چون چنین است، پس زنهار که به وى شرک ورزید، و از اوامرش تمرُّد کنید، و از پذیرفتن دعوتش رو گردانید، و در نتیجه به خاطر نادانى خود هلاک شوید. المیزان.

ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
۱۴ تیر ۱۳۹۸ ، ۰۸:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر