قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۷۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

حکیمی؛ مرجع تحقیق جوانان

کتاب راه خورشیدی

 

پست 6727.به قلم دامنه. به نام خدا. کتاب «راه خورشیدی» نوشتۀ محمد اسفندیاری ست از انتشارات «دلیل ما». این کتاب 472 صفحه ای دربارۀ افکار و آثار استاد محمدرضا حکیمی ست به قلمی شیوا و رسا و مستند و پربار. من، این کتاب را کامل خوانده ام. چهار نکته از آن را مطابق معمول اینجا می نویسم:

 

محمدرضا حکیمی

ص 28: محمدرضا حکیمی با رضایت استادش آیت الله شیخ مجتبی قزوینی از حوزه و لباس روحانیت بیرون آمد.

 

ص 404: استاد حکیمی می گوید: دین برای همه است و همه جا و همیشه؛ اما همه و همه جا و همیشه یک گونه نیستند، پس یک نوع عَرضه هم برای آن سودمند نتواند بود؛ پس عَرضه ها را باید تطبیق کرده نه معروض را.

 

عکس از دامنه

 

ص 129: ... این است که اسلام به منظور تصحیح حیات فردی، به امر تربیت می پردازد و به منظور تصحیح حیات اجتماعی به امر سیاست.

 

ص 32: محمدرضا حکیمی که یکی از نمایندگان مکتب تفکیک است، به جای آن که «مرجع تقلید» عامه شوند «مرجع تحقیق» جوانان شدند و هزاران جوان جویای راه را، راه، نشان داد.

۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پند دهنده‌ای در درون خود داشته باشیم

شهادت امام سجّاد

 

پست 6725. امشب شهادت امام سجاد _علیه السّلام_ است. ضمن تسلیت و پاسداشت شهادت آن امام بزرگوار، سه سخن حضرت زین العابدین (ع) را تبرُّک می کنیم:

 

 

1- همانا معرفت و کمال دین مسلمان، در گرو رها کردن سخنان و حرف‌هایی است که به حالش ‏سودی ندارد.

 

2- ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر، خواهی بود، مادامی که از درون خود پند دهنده‌ای داشته باشی و محاسبه‌ ی (نفس) از کارهای مهمت باشد و ترس از (عاقبت امور) سرلوحه‌ات گردد.

 

3- دنیا همچون نیمه خواب (چُرت) است و آخرت بیداری می‌باشد و ما در این میان این دو، در خواب پریشانیم.‏(منبع)

۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عاشورای روستای دارابکلا شهریور 1397

عاشورای دارابکلا

پست 6724

عکاس و ارسال: رنگین کمان

 

عاشورای 1440روستای دارابکلا میاندورود.

پنجشنبه 29 شهریور 1397.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عاشورا در قم شهریور 1397

عاشورای قم

پست 6723

عکاس: دامنه

 

حرم حضرت معصومه (س) صبح عاشورای 1440

پنجشنبه 29 شهریور 1397. عکاس: دامنه

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زمزمی که از کربلا می جوشد

عاشورا عطیۀ  خدا

 

پست 6722. به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: سلام بر زمزمی که از کربلا می جوشد. سلام بر موسم عاشورا، سلام بر غزلهای عاشقانه حسینی. سلام بر سجاده های مرطوب گریه.سلام بر ترک های قلب حزن و اندوه. 

 

ای حسین! آن کدام خیال نازک بینی است که حرکت عاشقانه و سترگ تو را از سر درک و درد به کمال فهم کند؟ حسین جان! راه تو، راه دل است و هر گاه عاشقی به دل توجه کند، تو را می یابد و مرقد تو در دل دوستداران عاشق توست. 

 

حسین! ای خون خدا! سلام بر تو که در قامت شمشیر و هیبت نور به خیمه های آه و گداز پیوستی و مهیای کارزار شدی. کدام چشم است که مرثیه ات را بشنود و خونابه غم مظلومیت و غربت انسان را از دیدگان فرو نریزد؟

 

حرم حضرت ابوالفضل (س) و حرم امام حسین (ع) در کربلای معلّی

 

ای حسین! ما بزم نشینان کوفی نیستیم. جانمان فدایت! پیشه ما عهدشکنی نیست و رسممان بی وفایی. ما از این روزگار ظلمانی خسته ایم. سید و سالار شهیدان! عشقت را چون باران بر سرزمین کویری روحمان بباران.

 


ای حسین! در شگفتیم که پس از مصیبت خون بار عاشورا و شهادت تو، چرا کوه ها هنوز ایستاده اند و ابرها هنوز برفرازند؟ چرا خورشید هنوز می درخشد و افلاک در فضای لایتناهی رها نمی شوند؟! چرا چشمه ها هنوز می جوشند؟ چرا خون در میان رگهای آدمیان جاری است؟ چرا دیده ها هنوز روشن است و چرا سرنوشت ها هنوز رقم می خورند؟...

 


و این چیزی نیست جز عنایت تو، ای مظلوم همیشه تاریخ! خوب می دانیم تو، عاشورا و قیام پرشورت، عطیه ای الهی هستید که هر سال از آسمان خدا چون رحمتی بی بدیل بر سفره وجود تشنه و گرسنه زمینیان فرود می آیید، تا شاید راه هدایت در جهان هستی جریان یابد. به امید زیارت و شفاعتت.

۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۰۸ ق.ظ دامنه |
ماه محرّم، ماه پیام

ماه محرّم، ماه پیام

عاشورا. منبر. نوحه

 

به قلم دامنه

قسمت یکم تا بیستم

 


سلسله متن های محرم که هر روز برای گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه می نویسم

ماه محرّم، ماه پیام (۲۰) آخرین قسمت
۳۴ زخم شمشیر، ۳۳ زخم نیزه
به نام خدا. سلام. آخرین قسمت این سلسله متن را با همه ی اعتقاد و عشقم این گونه می نویسم:


از غار حَرا با پیام "بخوان" برخاست. سه سال، دعوتِ مخفیانه نمود. فرمان آمد فراخوانی ات به توحید را، علنی و عمومی کن. کرد. بی پناهان و ستمدیدگان، به آیین اسلام، آذین بستند، ایمان ورزی کردند و از یوغ رَستند. اَشراف و ستمگران اما، به روی پیامبر رحمت (ص)، سدّ و دسیسه بستند. سه سال در شِعب ابوطالب، تبعید و تحریم شدند؛ اما تسلیم سرانِ تیره بختِ مشرکان مکه نشدند. حتی مؤمنان، مجبور به مهاجرت به حبشه شدند.

 


دسیسه چینان به سرکردگی ابوجهل، نقشه ی قتل پیامبر (ص) را ریختند. علی (ع) که معیار حق است، آن شبِ شُوم دژخیمان، تاج و دیهیم آنان را برانداخت؛ در بستر رسول الله (ص) آرمید تا آن مرد اَعلایِ بشریت، جان به دَر برَد. و بُرد. به دستِ غیب حضرت احدیّت، و به مدَد تار عنکبوت در غار ثور، از دِشنه ی جَور، رهید.

 


رسول اسلام (ص) دشمن را به مَخمصه انداخت و از کناره های دریای احمَر به سمت شمال یعنی سوی یثرب شتافت. برای دفع تبعیض در خانه ی هیچ اشراف زاده ای! سُکنیْ نگرفت. شُتر، جای بیت آن بزرگ مرد (ص) را شناساند. مسجدالنبی، بنا شد و یثرب، مدینه شد و میان اوس و خزرِج _که تشنه ی دِشنه ی هم بودند_ اُخوّت برقرار ساخت. حقوق، مدنیت، کار، عدالت، رحمت، امنیت، مقاومت، شفقت، سعادت و رستگاری آفرید.


زورگویان مکه، که رَشک می بردند و کینه انبار می نمودند، با همدستی منافقان مدینه که نیرنگ باز زر سِتان بودند، دسیسه ها و جنگ ها علیه ی نبی مصطفی (ص) ساز کردند. که غزوه ی"بدر" پیش درآمدِ خصومت دنباله دارشان بود. اما محمد (ص) و پیوستگان به اسلام، ترسو نبودند تا ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان، بازهم، مردم را به شکنجه، بیگاری و بردگی بکشانند. با ایمان راسخ ایستادند؛ و آنان را که آغازگر جنگ و نزاع و از میان بردنِ دولت و مکتب اسلام بودند، تار و مار کردند.

 


اسلام، گرچه بزرگان و سلحشورانی چون حمزه سیدالشهداء (س)  را در جنگ اُحد از دست داد، اما به یُمن همین خون های پاک، فراگیر شد و مکّه _این زادگاه مقدس محمد مصطفی (ص) و علی مرتضی (ع) و مهاجران_ با یاریِ جانانه ی انصار، فتح شد.

 


پیامبر (ص) همگان را عفو کرد. جز سه نفر، همه را بخشید حتی خانه ابوسفیان را اَمن اعلام کرد. و صریحا" شعار "الیوم یوم الملحمه" یعنی: امروز روز در هم کوبیدن است، را، عوض کرد و فرمود بگویید: "الیوم یوم المرحمه" یعنی امروز روز رحمت و گذشت است.

و


اما ۵۱ سال بعد از رحلت حضرت ختمی مرتبت (ص)، در عاشورا، تیره و تبار دغَل باز خاندان ابوسفیان _که به ظاهر اسلام آورده بود و دشمن کینه توز باقی مانده بود_ تمام هَمّ و غَمّ شان را در چنگ انداختن قدرت و خِفّت ملّت، جست و جو می کردند و نیز بازگشت دادنِ اُمت به عصر جاهلیت و عربیّت، دست به اقدامی شوم و قساوت بار و خون ریزانه زدند که تاریخ بشریت تا به اکنون، چنین خویِ درّندگی به خود ندیده است.

 


آنان به بدترین شیوه ی جنگی و با بی رحمانه ترین نبرد نابرابر و ناجوانمردانه ترین حیله، با شعار "دین" و "شریعت" و با نیرنگ فریب و افزارآلات جنگی و ایجاد رعب و وحشت و تهدید جان و ناموس مردم و تجمیع زر و زور و تزویر، با امام حسین (ع) و یاران ایثارگرش جنگیدند. تاختند. غارت کردند. همه چیز را به یغما و اهل بیت رسول الله (ص) را به اسارت بردند و به خیال خام شان آفتاب اسلام را خاموش ساختند.

 

 

اما، دیری نپایید، که با خفت و خواری و ننگ، رسوا شدند و اَنوار عاشورا، و نام جاودان حضرت "ثارالله" سلام الله، بر تمامی تاریکی ها غلبه نمود و همچنان خون شهیدان کربلا و نام درخشان شان از جمله رشادت های حضرت ابوالفضل العباس (س)، و پیام آوری های حضرت زینب کبری _سلام الله علیها_ جان و جهان شیعیان و آزادگان جهان را پرتوافکنی می کند. پاینده است راه سالار شهیدان، که ۳۴ زخم شمشیر خورد و ۳۳ زخم نیزه، اما دست از مقاومت در برابر رژیم سلطنت خبیثه ی امویان برنداشت. و در اوج عزت و عشق، شهیدو اُسوه ی حسَنه شد.
پایان
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

بقیه در ادامه


ادامه مطلب...
۲۹ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۰۸ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اگر دین ندارید، آزادمرد باشید

آزادی و  رستگاری

 

پست 6721. به قلم دکتر فتح الله دهقان: اگر دین ندارید، آزاده مرد باشید. امام حسین(ع). انسان از روح و جسم تشکیل شده که ظرف و مظروف یکدیگرند و مکمل همدیگر و این حقیقتی است که روح سالم در جسم سالم است. به تبع آن انسان‌ها‌ دو نوع نیاز دارند؛ نیازهای جسمی و روحی، همانی که (مازلو) آنها را نیازهای اولیه و ثانویه می‌نامند. آزادی یکی از نیاز‌ها‌ی ثانویه انسان است که به نوعی بستر تامین نیاز‌ها‌ی اولیه نیز می‌باشد، در ادیان، مکاتب، آداب و رسوم و فرهنگ‌ها جایگاه خاصی دارد و از آرمان‌ها‌ی والای انسانی به شمار می‌رود.

 

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

آنکه خدا خیرش را بخواهد، عشق حسین (ع) را به قلب او می‌اندازد.

 

آزادی موهبت والای الهی است که آزادگان تاریخ همواره برای رسیدن به آن لَه لَه می‌زنند. آزادی مانیفست انقلاب‌ها‌ی بزرگ جهان همچون انقلاب فرانسه بوده که پایدارترین دموکراسی را برای بشریت به ارمغان آورد. بخش بزرگی از قانون اساسی کشور‌ها‌ به آزادی اختصاص داده شده است. آزادی موهبتی است که در وجود آن تضارب آرا و عقاید صورت گرفته، استعداد‌ها‌ شکوفا شده، زمینه گردش آزاد نخبگان را فراهم نموده و... در نتیجه، بخشی از جوامع و کشور‌ها‌ی جهان به توسعه رسیده و زندگی آرام و پر نشاطی دارند. مردم و جوامع محروم از این نعمت خدادادی در فساد، ظلم، بی عدالتی، حکومت‌ها‌ی استبدادی و خودکامه... غوطه ورند و به آنها جهان عقب مانده می‌گویند.

 

 

در کشورمان ایران نیز در طول تاریخ تلاشها و مبارزات زیادی در راه آزادی صورت گرفته، انقلاب مشروطه نماد و سمبلی از این مبارزات است. به گواه تاریخ چه بسیار انسان‌ها‌ی پاک فطرت و... برای رسیدن به آرمان خود که آزادی بوده سعی و تلاش نموده و حتی جان خود را فدا نموده اند. یکی از آنها امام حسین (ع) بود که با افکار، گفتار، اعمال و فدا کردن هستی خود در راه آزادی الگو، اسوه و سرمشق آزادی خواهان جهان شد. تا جایی که مهاتما گاندی رهبر استقلال هندوستان می‌گوید: «اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد باید از امام حسین (ع) سرمشق بگیرد.»

 


امام حسین (ع) با فدا کردن جان خود به انسان‌ها‌ آموخت که از هوای نفس رها شوند و با ظلم، فساد، بی عدالتی مبارزه کنند. او به آنها یاد داد که از جهل زمانه آزاد شده و تحت سلطه جاهلان قرار نگیرند. حسین (ع) این انسان آزادی خواه معیارش دین بود و انسانیت، حرّیت مبنای حرکتش، نه خون و نژاد و طبقه و همین‌ها‌ بود که باعث علاقه ایرانیان به خاندان اهل بیت شد. تا جایی که خانم (ساندرا مک کی) نویسنده مشهور آمریکایی در کتابش (روح ایرانی) می‌گوید: «ایرانیان هر سال در محرم و عاشورا به پیروی از امام حسین (ع) گویی جسما و روحا خود را شهید می‌کنند.»

 

 

حسین (ع) قهرمان آزادگی با فدا کردن خود و اهل بیتش (حتی کودک شیرخوارش) به جهانیان آموخت که همه موظفند در راه آزادی تلاش نمایند و آزادی ارزش آن را دارد که برای آن فداکاری نماییم. شهادت او پیام دیگری هم داشت و آن وحشی گری، سبعیت و بی رحمی مخالفان آزادی انسان‌ها‌ به هر انگیزه‌ای در طول تاریخ است و اینکه مخالفان آزادی برای سرکوب آزادی خواهان از هیچ جنایتی ابا ندارند.

 

 

حسین با شهادتش قصد داشت آزادگی را به دنیا پرستان، فرصت طلبان، تزویرگران، عافیت طلبان و... بیاموزد. حسین با ایثار همه چیز خودش به دنبال این بود که آزادگی را به دین فروشان، کاسبان دین، کج فهمان دینی (شُریح قاضی که به خاطر امیال دنیوی حکم قتل امام حسین(ع) را داد) و آنانی که دین لقلقه زبانشان است در طول تاریخ بیاموزد. بر اساس اینهاست که استاد محمد رضا حکیمی می‌گوید:‌‌ «اسلام از کوه حرا آغاز شد و در روز عاشورا نهادینه و احیا شد.»

 

 

آری، در طول تاریخ آزادی هم به مانند اسوه‌ها‌ی آن به مسلخ رفته ولی برای بشر دست یافتنی است، چون ماه که همیشه پشت ابر نمی‌ماند. آزادی را بشر باید در راه رستگاری صرف کند، نه چون یزید در راه میل، هوس، قدرت، هشدار و.... امام حسین(ع) انسانی آزاده و آزادی خواه رستگاری بود که الگو و سرمشقی برای آزادی خواهان جهان در طول تاریخ است.

 چاپ آفتاب یزد؛ 25 شهریور 1397.

۲۶ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شبَث

چهرۀ مُتلوّن

 

6720

به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی کتاب «سلمان فارسی؛ استاندار مداین» نوشتۀ حجت الاسلام احمد صادقی اردستانی را می خواندم، به شخصیت «هزار رنگ» شبَث بن رِبعی تَمیمی ریاحی کوفی (در ص 330 به نقل از ص 260 کتاب نفس الرحمان) که رسیده بودم، سرفصل های زندگی اش را در گوشه ی «دفتریادداشت»ام، نوشته ام؛ که اینک نیاز دانستم آن را در ایّام محرّم _که ماه بازشناسی چهره های معامله گر تاریخ اسلام نیز هست_ در این پست بنویسم و به اشتراک بگذارم؛ باشد تا بیشتر انسان! شناسی کرده باشیم:

 

نقش "شبَث بن رِبعی تَمیمی ریاحی کوفی" در سریال مختار اثر داوود میرباقری

 

- یک روز مؤذّن خانم سَجاح بود و علیۀ رسول خدا (ص) می جنگید...

- بعد توبه کرد و مسلمان شد...

- بعد به گروهی که عثمان را به قتل رساندند کمک کرد...

- بعد به گروه یاران امام علی _علیه السّلام_ پیوست...

- بعد به گروه «خوارج» ملحق شد و علیۀ علی _علیه السّلام_ می جنگید...

- بعد از کار خود پشیمان شد و توبه کرد!...

- بعد به کربلا رفت و در به شهادت رساندن امام حسین _علیه السّلام_ شرکت داشت...

- بعد به یاران «مختار ثقفی» پیوست و به خونخواهی حسین  _علیه السّلام_ اقدام نمود...

- بعد رئیس پلیس کوفه شد...

- بعد در کشتن مختار ثقفی شرکت داشت...

- و سرانجام در 80 سالگی مُرد.

 

خدایا! ما را از شرّ چنین چهره هایی که زر و زور و تزویر را در خود جمع می کنند و حاضر می شوند هر جنایت و خیانتی را مرتکب شوند، در امان بدار. همان کسانی که، همۀ داشته های خود را با سکّه و درهم و دینار معاوضه می کنند و به جای آخرت، آخور می خرند!

۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یادِ خاندان پیامبر در جان و دل آدمیان

نپذیرفتن تاریکی ها

 

6719

به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً کتاب «حسینِ علی» را خوانده و یادداشت برداری کرده ام. مطابق همیشگی، چهارنکته از کتاب را به اشتراک می گذارم. نویسندۀ کتاب «م. مؤید» است از انتشارات چاپ و نشر بین الملل. در 612 صفحه. چاپ دوم 1386. نویسنده به سبک ادبیات ایرانی کتاب را نگاشت. شبیه متن های میرجلال‌الدین کَزّازی.

 

ص 84: نخستین ناتوانی یزید ناتوانی او از ستُردن یادِ خاندان _اهل بیت (ع)_ از جان و دل آدمیان است، یادمان نخواهی ستُرد.

 

عکس از دامنه

 

ص 46: امام صادق _ع_ فرمود: «میان آرامگاه حسین (ع) تا آسمان هفتم جایگاه آمد و شدِ فرشتگان است»

 

ص 74: آیا حسین (ع) این همه تاریکی ها را می پذیرد؟ ...

 

ص 10: به نقل از ص 62 مَقتل الحسین سید عبدالرّزاق مولوی مقدم از امام باقر (ع) نقل شد که فرمود: «یاران نِیام حسین، دردِ آهن را نمی شناختند.» یعنی شوق شهادت.

۲۴ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۴۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حضرت علی را این گونه می شناسم

راه ما راه علی

 

6718

به قلم دامنه

به نام خدا

من امام علی _علیه السّلام_ را در روابط

این گونه می می شناسم:

 

رابطه علی با خدا:

عارفانه ترین رابطه


رابطه علی با محمد:

آگاهانه ترین رابطه


رابطه علی با فاطمه:

عاشقانه ترین رابطه


رابطه علی با مردم:

مهربانانه ترین رابطه


رابطه علی با یتیمان:

دلسوزانه ترین رابطه


رابطه علی با عدالت:

مُصمّمانه ترین رابطه

 


رابطه علی با ستمگران:

خشمگیانه ترین رابطه


رابطه علی با نماز:

بااخلاص ترین رابطه


رابطه علی با ستمدیده:

همدردانه ترین رابطه


رابطه علی با قرآن:

شیفته ترین رابطه


رابطه علی با حکومت:

بی میل ترین رابطه

 

رابطۀ علی با خود:

سختگیرترین رابطه


رابطه علی با شهادت:

شیداترین رابطه

۲۴ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

انسان واقعی از نظر شیخ ابوسعید ابوالخیر

غافل نشدن

 

6717

شیخ [ابوسعید ابوالخیر] را گفتند : فلان کس بر روی آب می‌رود. گفت: «سهل است وَزغی و صعوه‌ای (پرنده کوچک آوازخوان) نیز بر روی آب می‌رود». گفتند که: فلان کس در هوا می‌پرد! گفت: «زغَنی و مگسی در هوا بپرد». گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود.

 

شیخ ابوسعید ابوالخیر

 

شیخ گفت: «شیطان نیز در یک‌نفَس از مشرق به مغرب می‌شود، این چنین چیزها را بَس قیمتی نیست. مرد آن بُوَد که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخُسبد و با خلق ستَد و داد کند و با خلق درآمیزَد و یک لحظه از خدای غافل نباشد. (منبع)

۲۴ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۱۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۲۲ ق.ظ دامنه |
نماز؛ یک فرصت بزرگ برای انسان

نماز؛ یک فرصت بزرگ برای انسان

مکاشفه و رستگاری

 

6716

به قلم دامنه. به نام خدا. در کتاب «انسان شناسی قرآنی» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری مطلبی مهم دربارۀ نماز است که حیفم آمد در ایام محرم الحرام، ماه حُزن و پیام و عشق بازی با خدای متعال، به اشتراک نگذارم. من چند صفحه ی این اثر بسیارمهم را خلاصه کرده و در اینجا می نویسم. ایشان می گوید:

 

نماز ظهر عاشورا به امامت امام حسین (ع) و یاران باوفا

 

انسان نماز می خواند نه برای این که خدا فراموش نکند که چنین بنده ای دارد، بلکه برای آن که  بنده فراموش نکند که خدا دارد و بنده است... یک نکته این است که در نماز این فایده و اثر بار است که به پا دارندۀ سایر مقررات است... [چون] نماز انسان را از کار بد باز می دارد.

 

شهید مطهری همچنین می گوید: در روایات ما آمده که نماز فقط به آن اندازه قبول است که حضور قلب در آن باشد... هر اندازه [حضور قلب] نباشد گرچه تکلیف ساقط شده ولی دیگر اثر را ندارد... نمازِ بدونِ حضور قلب نمازِ دورانداختنی است، عقوبت ندارد ولی هیچ و پوچ است.

 

 

ایشان همچنین می گوید: حدیث داریم که نوافل از آن جهت مستحب شده است که غفلت های نمازهای فریضه را جبران کند.

 

و در ادامۀ همین بحث نماز، سخن بسیارلطیفی از شهید ثانی (فقیه عالی مقام) می آورَد از کتاب اسرار الصلوة وی که فوق العاده دلنشین و اثرگذار است. مطهری از آن فقیه چنین می گوید: تعبیر این مرد فقیه عالی مقام این است که «الصّلاةُ بابُ الذّکر». نماز دروازۀ ذکر است. «والذّکرُ بابُ الکشف» و یاد خدا دروازۀ مکاشفه است. و «والکشفُ بابُ الفَوز الاکبَر» و مکاشفه دروازۀ بزرگترین رستگاری هاست. (رسائل شهید ثانی طبع قدیم. ص 105) (منبع: انسان شناسی قرآنی. شهید مطهری. ص ص 194 تا 205)

۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حکومت مُسانخ

عهدنامۀ مالک

 

6716

به قلم دامنه. به نام خدا. حکومت مطلوب علامه محمدرضا حکیمی، چه نوع حکومتی ست؟ حکومت مُسانخ است؛ یعنی حکومتی که با حکومت معصوم، سنخیّت و شباهت داشته و عناصر حکومت معصوم در آن باشد. من خلاصه ای از آن را در این پست می نویسم. وی در تفسیر حکومت مُسانخ در ص ۲۶۲ کتاب راه خورشیدی نوشتۀ محمد اسفندیاری چنین می گوید:


"حکومت معصوم حکومت خداست زیرا معصوم، احکام واقعی را می داند و... قاطعانه اجرا می کند و جامعه انسانی را... به سعادت مطلوب می رساند. تداوم این فلسفه الهی_سیاسی در عصر غیبت به تحقق یافتن حاکمیت مذهبی است، نه جز آن. و حاکمیت مذهبی همان حاکمیت مُسانخ است...

 

محمدرضا حکیمی


مصداق صحیح حکومت مذهبی در عصر غیبت، همان حکومت مُسانخ است، نه جز آن. یعنی نزدیکترین و شبیه ترین انواع حکومتها به حکومت معصوم. و به عبارت دیگر، حکومتی که بتواند مصداق "عهدنامه مالک اشتر" باشد. چون مالک اشتر معصوم نبود و امام علی بن ابی طالب (ع) معیار حکومت کردن به نام اسلام را برای او در عهدنامه نوشته است. پس تنزُّل کردن از معیارهای عهدنامه ی مزبور، تنزُّل از اسلام است در اجرای غیرمعصوم."

۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۳۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۲۷ ق.ظ دامنه |
نامه ابن زیاد خطاب به حُر

نامه ابن زیاد خطاب به حُر

دین لقلقۀ زبان!

 

6715

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: بیشتر منابع در گزارشهای خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال 61 هجرى، به عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به کربلا یاد کرده اند. پس از توقفی کوتاه در منزلگاه «البِیضة»، امام(ع) و همراهانش سوار بر مرکب شدند و با شتاب حرکت کردند تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین «نینوا» رسیدند، در این زمان سواری مسلح از دور پدیدار شد که کمانی بر شانه داشت و از کوفه می آمد؛ همه آمدن آن مرد را به نظاره نشستند تا اینکه نزدیک شد. سوار بی آنکه به امام حسین(ع) و اصحابش سلام کند، به حر و همراهانش سلام کرد و بعد نامه ای را به دست حر داد. در این نامه ابن زیاد خطاب به حر نوشته بود که:

 

«چون نامه من به تو رسید و فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب! به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.»



حر خدمت امام حسین(ع) آمد و نامه ابن زیاد را

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تاوان سخت دست درازی به ایران

حق مقابله

 

پست 6714

به قلم دکتر فتح الله دهقان:

خورشگر بدیشان بزی چند و میش

سپردی و صحرا نهادند پیش

کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد

که ز آباد ناید به دل برش یاد

فردوسی

 

ایران از اقوام مختلف و متعددی تشکیل شده که در طول تاریخ همواره با هم زندگی نموده و ملت ایران نامیده می   شوند. کرد ها یکی از اقوام اصیل ایرانی هستند و همواره به ایرانی بودن خود افتخار می کنند.  آنها جایگاه خاصی در تاریخ ایران دارند. فردوسی در شاهنامه به زیبائی آنها را

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ناسپاسى ناسپاسان

راه ما راه علی

 

پست 6713

حکمت 204 نهج البلاغه

لَا یُزَهِّدَنَّکَ فِى الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ فَقَدْ یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِکُ مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أَکْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْکَافِرُ (وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.
 

 

ناسپاسى مردم تو را از کار نیکو باز ندارد، زیرا هستند کسانى، بى آن که از تو سودى برند تو را مى ستایند، چه بسا ستایش اندک آنان براى تو، سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد (و خداوند نیکوکاران را دوست دارد). (منبع)

 

 

 

نظر شهید مطهری دربارۀ این سخن مولا (ع):

 

«در واقع عالم خلقت را حضرت [امیر (ع)] مثل یک دستگاه می داند و می فرماید تو در اینجا که کار خیر می کنی لازم نیست همین نقطه هم پس بگیری، جهان از نقطۀ دیگر به تو پس می دهد. گاهی پیش می آید که آن شاکری که قدردانی می کند خیلی بیشتر از این کافر _یعنی این کُفر نعمت کننده_ اِضاعه کرده است به تو احسان خواهد کرد... این خودش نشان می دهد که اساساً این فکر در متن اسلام وجود دارد، زیرا چیزی که حضرت امیر (ع) بگوید مبنا و فکر اسلام است» (منبع: انسان شناسی قرآنی، شهید مطهری، ص ۴۷ و ۴۸)

۲۱ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۱۲ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عاشورایی بودن

عشق اهل بیت

 

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: سلام جناب طالبی مدیر عاشورایی دامنه. بهره واستفاده وافر از مطالب خوب و دارای پیام ومعانی ومضامین فرهنگ محرم وعاشورا واهل البیت (ع) به اشتراک گذاشتی. (این پست: اینجا) انشا الله همیشه در کنف هدایت وحمایت آل الله باشید وخدا رحمت کند پدر ومادرهایی را که با شیره ی جانشان، فرزندان را حسینی بار آوردند. سلام بر حسین وسلام بر رهروان پاک وظلم ستیزش.

 

 

 

پاسخ دامنه

 

سلام رفیق بزرگوار جناب حاج سید تقی. بر روح والدین و اخوان شما هم در این ماه حُزن و انسان سازی درود و سلام باد. آنان از پیروان عاشورا بودند؛ هم دو اخوی تازه درگذشته شما، هم والدین عزیزتان و هم والدین من. ما، از دامان آنان با زیبایی های دین و مذهب و نماز و عاشورا آشنا شده ایم و حق آن است همیشه به یادشان باشیم. از متن کوتاه و مشوّقانه ی تان ممنونم. حسّ معنوی منتقل نمودید. نیز فرمودی: «مدیر عاشورایی دامنه» امیدوارم بتوانم یک شیعۀ عاشورایی باشم و ارزش های بی نهایت آن را محفوظ و منتشر نگه دارم.

 

جناب شفیعی من این سلسله متن محرم را برای گروه های تلگرامی دارابکلا می نویسم و اینجا هم بارمی گذارم. امروز هم قسمت ۱۲ را در همان پست مورد اشاره، الحاق کردم

۲۱ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عبدی و زندگینامۀ من

طععِ نداری

 

6711

مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر برادرم کبلاقا ابراهیم عزیز. خط خط نوشته ات و جمله جمله خاطره ات را (این پست: اینجا) با گوشت و پوستم لمس کردم و خودم را در آن شرایط دیدم. چرا همدردی ام با شما به علت تشابهت بسیار دوران نداری و نداشتی مان بوده و هست. رشته تحصیلی ات خدای را شکر وصل به آن مرکز علمی ات کرد.

 


 

ازین نظر رحمت واسعه الهی نصیبت شد ولی خودم سالهاست این شرایط را تحمل و تحمل نموده ام و مثل شما خم به ابرو نیاورده ام و در این عقیده که نباید هرگز ناامید شد و باران رحمت الهی را با تلاش و کوشش شاهد بود هم عقیده و همیشه همراهیم .

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

در بارۀ زندگینامۀ من

رنج فراوان

 

6710

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام مرد بزرگ و خودساخته. در زندگینامه ات (این پست: اینجا) تراژدی متراکم نهفته است . عشق به خواندن و دغدغه زیستن و مدیریت زندگی با هیچگونه درآمد که نه با نداشتی و ازهمه مهمتراینکه در دیار غربت ؛ تصمیم و اراده آهنین تر از فولاد می خواهد که ناامید نشی، پریشان حال نشی ، افسردگی نگیری و در آرایه های رفاهی هم کم بضاعت باشی.
 

 

در بین این همه مشکلات بسیار، با هیچکس به اشتراک مگذاری خودش تیرآهن ۱۸ میخواهد! ابهام آغاز و پایان تحصیلات تان با امید به خدا پایان یافت و در برساختگی خویش توانایی بخشیدی و سرافراز .... آنقدر با رنج فراوان از کنار نوشته های اندهبار تو آمدم تا رسیدم به حیاط دفتر تبلیغات و یهویی نگرانی ام ریخت و آرام شدم . آقا درود بر تو.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام. نوشتنِ آنچه بر من گذشت یک طرف، همدردی تو رفیق، یک طرف. نوشته ات تَه مانده های آلام را از تنم می رُباید. تشویق و ترغیب شما را فراموش نمی کنم؛ چه حالا و چه در همان دوره ها. آنچه نگاشتی، نشان معرفت و محبّت شماست. میان دو رفیق همفکر، علاوه به حُبّ، همیشه تبادل تفکر نیز حاکم است. و شما و من با همین آگاهی ها و دردها و کمبودها و نبودها و سختی ها و رَستن ها و آزادی خواهی ها بزرگ شده ایم. و چیزی را از دست نداده ایم، به دست آورده ایم. فقط رنگ رنج داشت. و بوی فقر. درود آقا.

۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

این بدتر است یا موقوفه امام را خوردن؟

درس مُرتاض!

 

6709

ارسالی جناب علی روحی: آیت الله سید احمد روحانی (متوفای ۱۳۴۳. دایی نصرالله شاه آبادی): یک‌بار برای تبلیغ به بمبئی هندوستان رفتیم. بعضی از همراهان، از خُدّام حرمِ امام رضا _علیه السلام_ بودند. یک روز به رفقا پیشنهاد دادم به محل مُرتاضین برویم. یکی از مرتاضان تَشت بزرگی داشت که داخلش عُذره انسان بود و مشغول هم زدن آن بود. همین طور که هم می زد یک انگشتی زد و در دهان گذاشت و مزه مزه کرد. آن همسفر خادم، خیلی حالش بد شد. مرتاض به او رو کرد و با زبان فارسی گفت: «این بدتر است یا موقوفۀ امام [ع] را خوردن؟».

(منبع: حدیث نصر. ص ۹۸، سیدحسین کشفی.  زندگینامه و خاطرات آیت الله نصرالله شاه آبادی. به کوشش سید حسین کشفی)

۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آنچه بر من گذشت 75

زندگینامه من

 

پست 6708. قسمت 75. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. گفتم که فقر احاطه ام کرده بود. گاه از تهران برنمی گشتم قم؛ منزل. و گاه از قم نمی رفتم تهران؛ دانشگاه. کرایه می خواست؛ که من نداشتم. روزهایی پیش می آمد که با جیب خالی با یک همدوره ایی روحانی ام می رفتم میدان 72 تن قم، به امید این که او شاید کرایه داشته باشد و حساب مرا بکند. می دیدم، پس از ردّ کردن چندین اتوبوس، همچنان من و او در میدان ایستاده ایم! و همدیگر را می نگریم. معلوم می گشت او هم مانند من بی پول و پَر است و بدتر از من! و به امید جیب من، با من می آید. چقدر «هم سرنوشت»! بودیم. برمی گشتم منزل! به قول دارابکلایی ها «بور» می شدیم یعنی خیط!

 

 

در اسلام تا جایی که خوانده ام، ناامیدی، کفر و بدتر از کفر است. من، دل به گروِ خدای متعال و مهربان سپرده بودم و در حرم حضرت معصومه (ع) بارها و بارها در خلوت خودم، اشک ریختم و گریستم که چگونه سه فرزندم _عارف، عادل، عاصم_ را بزرگ کنم و کی می شود درسم را تمام نمایم.

 

 

آیا شده برای شما که خونه ی تان چیزی بشکنه که بارها و بارها نتوانی جای آن جایگزین کنی و نو بخری!؟ برای من بارها پیش آمده. قوری چای منزل شکست، ولی تا مدتی پول نداشتم با یک قوری نو، جایگزینش کنم. می توانستم؛ ولی اگر می کردم، آن گاه چاله ایی دیگر را نمی توانستم با پول پُر کنم. چقدر زیباست این خاطره ها. آدم را رویین تن می کند و عزتمند.

 

 

برای اوج فقرم در ایام دانشجویی با سه فرزند و خانۀ استیجاری، مثال عینی زیادی از خودم دارم که می توانم بزنم. در اینجا دو مثال را آفتابی می کنم. نه این که بخواهم یأس بدَمم، و یا از خودم برای این نداشتی ها تعریفی جابزنم و خودنمایی کنم و بگویم من هم با سختی بزرگ شدم، نه، می خواهم مفهوم شکیبایی، چشم امید به آینده، تحمل سختی ها و ارزش درس خواندن و ترجیح آن بر هر ناملایمات و سختی را برای جوانان و این نسلی ها جا بیندازم:

 

 

یکی این بود: پیراهن من آن مقدار نخ نما شده بود که روزی یک آدم در تهران که باهم یکجا بودیم و مشغول و رفیق و همدم که خدا رحمت کند به دیار باقی شتافت، بی آن که قصدی داشته باشد، ناخودآگاه به من رو زد و گفت: فلانی! موی قفسۀ سینه هایت از پشت پیراهنت پیداست! آن روز، مثل برف آب شدم رفتم زیر زمین. و خیلی سرافکندگی به من دست داده بود. آنقدر پیراهنم مُندرس شده بود پوست تنم از چشمان طرف مقابل پیدا بود.

 

 

دومی این بود: در ایام دانشجویی بارها و بارها از ترمینال جنوب تا میدان انقلاب و خیابان 16 آذر را بیش از سه ساعت در مسیر بودم. علتش آن بود هرگز پول کرایۀ تاکسی را نداشتم و اتوبوس خط واحد، تنها وسیلۀ رفت و آمد مستضعفانی چون من بود؛ که دو چیز در آن سال ها _سال 1371 تا 1374_ سخت آزارم می داد: ازدحام مردم در خط اتوبوس و فقدان کمترین اخلاق در رعایت نوبت و احترام گذاری به همدیگر. و دیگری سرمای سوزان و برف زمستان و کمبود اتوبوس و صف های طولانی انتظار برای سوارشدن اتوبوس که به سختی می توانستی صندلی خالی پیدا کنی و مسیر طولانی را باید سرپا و تودرتو و با سخت ترین حالت طی می کردی. من البته سعی می کردم این زمان را روزنامه بخوانم و می خواندم. که گاهی آنقدر با تأخیر به مقصد می رسید من تمام صفحات یک روزنامه را ایستاده تمام می کردم. بگذرم که با روزنامه بزرگ شدم.

 

 

عکاس: سید علی اصغر. جنگل روستای مان دارابکلا

 

تا این که روزی از روزهای زیبای پاییز، گشایشی رسید. برق درونم را مشتعل گردید. از طریق اخوی ام آقا باقر که آن زمان درس خارج فقه می خواند و دانشجوی حقوق دانشگاه تهران _پردیس قم_ بود و هم اینک با عنوان دکتر شیخ باقر طالبی در دانشگاه ادیان تدریس می کند؛ با واسطۀ دوست روحانی دیگرمان _که اینک استاد دانشگاه مفید قم است_  به پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام دفتر تبلیغات اسلامی قم (واقع در میدان شهدای قم) متّصل شدم.

 

 

از همین جا و از همین نقطۀ سرنوشت ساز بود که من جهش در زندگی فکری و عملی ام را و نیز مزّۀ تحقیق و خواندن و فیش برداری فلسفه سیاسی غرب و اسلام را چشیده ام. و طی حدود ده سال حضور مدام در آن مکان عالمانه، و از هر نظر جاذب، چند مقاله ی علمی سیاسی و پروژه های وسیع تر که کتاب شد نگاشتم. که ثمرۀ آن هم تولیدات علمی بود و هم درآمد مالی. که در قسمت های آینده اشاره می کنم.

 

محل تحصیل من در تهران:

دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران «Tehran School of Political Science»

 

 

وقت های اضافه ایی که در زندگی دانشجویی برایم دست می داد را صرف تفریح نمی کردم، یعنی نمی توانستم بکنم؛ از این رو، با حضور در آن مرکز، _پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام_ در کنار سایر محققان و پژوهشگران و دوستان بافضل و دانشمندی چون حُجج اسلام آقایان: عبدالله نظرزاده، سیدنادر علوی، نجف لک زایی، رضا عیسی نیا، سیدمحمدعلی حسینی زاده، محسن مهاجرنیا، محمد پزشکی، فراتی، جواد امامی و ... به اغتنام فرصت تبدیل می کردم و زندگی طبیعی و علمی ام را با نهایت عشق و علاقه مطالعاتی می چرخاندم. مسئول وقت مرکز اندیشه نیز جناب حجت الاسلام فقیهی بود. خدا را از این بابت، همیشه شاکرم. و به سبب سازان این اتّصال _که لطف و رحمت خدا را در آن می دیدم_ درود می فرستم. تا بعد.

نشر همزمان در «آنچه بر من گذشت» : (اینجا)

۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۱۸ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

من اطلاع ندارم، نمی دانم، واژگانی ناآشنا

دامنۀ نویسندگان

 

پست 6707. به قلم دکتر فتح الله دهقان. من اطلاع ندارم، نمی دانم،در تخصصم نیست، واژگان غریب و نا آشنا!  «لویاتان عظیمی که کشور یا دولت ... خوانده می شود به کمک فن و صناعت ساخته شده است و صرفا انسانی مصنوعی است، که از انسان طبیعی عظیم تر و نیرومندتر است».و توماس هابز.

 

                                                                                                  
خالق هستی کائنات، کرات و موجودات را بر اساس نظم خاصی آفریده که در چارچوبی منظم با توجه به نقش و کارکرد خود به ایفای نقش می پردازند. به عنوان مثال بدن انسان از اعضاء و جوارحی تشکیل شده که هر کدام با توجه به نقش خود انجام وظیفه می نمایند. اگر عضوی از بدن قادر به ایفای نقش خود نباشد یا خارج از چارچوبی که برای آن تعریف شده نقش آفرینی کند. کارکرد طبیعی سیستم بدن را مختل و حتی ممکن است منجر به مرگ شود. جامعه نیز که از انسانها تشکیل شده موجودی زنده، پویا و دینامیک بوده و هر یک از اعضای آن دارای وظیفه خاصی می باشند.

 

 

اظهار نظر افراد در مسائل غیر مرتبط و قرار گرفتن در جایگاهی که صلاحیت لازم را برای تصاحب آن ندارند، تضییع حقوق دیگران و چرخه طبیعی جامعه را مختل می کند . جوامعی که افراد در چارچوب نقش و جایگاهی که دارند به انجام وظیفه می نمایند، جوامعی سالم، پرنشاط و برآیند آن پیشرفت و توسعه آن کشورها می باشد. ولی جوامعی که افراد به هر دلیل قادر به ایفای نقش در جایگاهی که برای آنها تعریف شده نیستند، پژمرده، بی انگیزه، بی تحرک بوده و توسعه نیافتگی ثمره آن است. با پیشرفت حیرت انگیز و تخصصی شدن امور در جهان متمدن و صنعتی امروزی،نقش افراد هرچه بیشتر تخصصی شده و خواهدشد و نیازمند قرار گرفتن افراد در جایگاه تخصصی خود میباشد.

 

 

اظهار نظرهای غیر کارشناسی وغیر مرتبط و قرار گرفتن افراد در جایگاهی غیر مرتبط با تخصص آنها، خسارات و صدمات زیادی را به تاریخ وتمدن بشری وارد نموده است. این مسائل معضلات ومشکلات زیادی را برای کشورها فراهم نموده حتی ممکن است منجر به بحران برای آنها شود و در مرحله حاد منجر به اختلافات و شورش  و... شود. همان طور که توماس هابز در لویاتان (هیولای قدرتمند و غول) می گوید: «اجماع و توافق در حکم تندرستی، فتنه و شورش درحکم بیماری و جنگ داخلی در حکم مرگ آن موجود است»

 

 

کشورمان ایران نیز به عنوان پازلی از شطرنج جهان کنونی با این معضلات دست به گریبان می باشد. اظهار نظرهای غیر کارشناسی و خارج از صلاحیت افراد و قرار گرفتن آنها در جایگاهی که تخصص و صلاحیت آن را ندارند، یکی از معضلات اساسی تاریخ ایران است که خسارات زیادی را به کشور وارد کرده است . مشکل مضاعف این است که این افراد در جایگاهی همچون کنشگران سیاسی، دولت  مردان، مدیران و ... قرار گرفته و با اظهار نظرهای و تصمیمات غیر کارشناسی خود مشکلات عدیده ای را برای کشور در سطوح محلی ، ملی، منطقه ای و جهانی فراهم می کنند.

 

 

متاسفانه اظهار نظر در همه امور و مسائل و قرار گرفتن افراد در جایگاهای غیرمرتبط معمول بوده و به صورت عادت و فرهنگ در امده است. آیا سراغ دارید فردی به دلیل اظهار نظر غیرکارشناسی و غیر مرتبط عذرخواهی و از موقعیت و جایگاه خود بر کنار شده باشد؟ آیا سراغ دارید مسئول و صاحب و منصبی به دلیل نداشتن تخصص کنار رفته و یا کنار گذاشته شده باشد؟ در حالی که لازمه زندگی در جهان امروزی اظهار نظرهای کارشناسی و مرتبط و قرار گرفتن افراد در جایگاهی که تخصص و صلاحیت آن را دارند، می باشد. جامعه ما نیاز به تغییر روال، عادت ،تحول و به روز شدن فرهنگ در این زمینه است.

 

 

وقتی ما یاد گرفتیم و پذیرفتیم، در خصوص مسائلی که اطلاع نداریم و حوزه کاری دیگران است اظهار نظر نکنیم، دیگر اینکه در مناصب و جایگاهایی که تخصص و صلاحیت آن را نداریم، قرار نگیریم، این امور مهم و اساسی مورد پذیرش اکثریت جامعه ی ایرانی قرار گرفته و به صورت فرهنگ درآید زمینه پیشرفت و توسعه کشور فراهم می شود. به امید آن روز!!

۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |