قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۹۲ مطلب با موضوع «تریبون» ثبت شده است

پنج پاسخ دامنه به مهندس مهدی مقتدایی

در مدرسۀ فکرت

 

6730

سلسله مباحث تریبون دارابکلا

 

از راست: مهدی مقتدایی. دامنه. 25 خرداد 1397.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۷:۰۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

صداها و بوهای روستاهای مُرسم، اوسا، دارابکلا

آن روزهای زیبای روستاها

سلسله پست های تریبون دارابکلا

 

پست 6664. به قلم دامنه. به نام خدا. فقط با این «صدا»ها و «بو»هاست که روستا، روستا می مانَد. صداهایی از جنس طبیعت و دنیای وحوش و بوهای خوش بر ذائقه های خوش تر آدمیان:

 

 

 

عطر یُونجه ها. عرعر الاغ ها. ونگ و وای کُلاه پوست برّه ای ها. مِیومِیوی گربه ها. صدای قِژ قِژ بلندگو دستیِ کهنه خرین ها. ماغ گاوها. زنگولۀ بُزها. مَع مَع گوسفندها. چِخه چِخۀ صاحبان سگ ها. زوزۀ گرگ ها. جیک جیک گنجشک ها. گَپ های آفتاب نشین ها. وِگ وِگ وَثنی ها. پک پک حرّاف ها. صدای خوش قرآن خواندن مادربزرگ ها. صدای شلخ شلیخ پای چکمه پوشان بُقچۀ حموم بدست ها در سحرگاها. شونگ شیونگ های همسایه ها. غارغار کلاغ ها. وغ وغ قورباغه ها. بوی قشنگ بینج ها. طعم گوارای خربزه محلی ها. بوی علف ها. سرخی دلرُبای گوجه کوچیک ها و از همه خوش تر قوقولی قوقوی خروس ها. حیف! حیف! که بدجوری جایگزین شد صدای گوشخراشِ موتورها بر آن همه زیبایی ها در کوچه و خیابان های روستای مُرسم و اوسا و دارابکلا. والسّلام.

۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۰۲ ب.ظ دامنه |
ورود یک دامنه نویس دیگر به دامنه

ورود یک دامنه نویس دیگر به دامنه

جناب سین

 

به قلم جناب سین: با سلام خدمت دامنه ی عزیز و دامنه خوانان. تشکر از آقای غلامی. [این پست: اینجا] از این داستان می فهمیم اولویت انفاق، اگر رعایت بشه، هیچ فقیری وجود ندارد. انفاق بیشتر جنبه ی ریا پیدا کرد. و حتی جنبه ی داد و ستد و بده بِستان. کم هستند افراد با ایمان. درود به آنهایی که خالصانه انفاق می کنند وبدون هیچ چشم داشتی.
 

 

جواب اول دامنه


به نام خدا. سلام به شما. بله، جناب حجت الاسلام غلامی، روحانی خوشفکر و آدم روشنی ست. متن های ایشان و گزینش روایت های اخلاقی و دینی توسط وی، همیشه، دارای بار علمی و مُثمِر است.
 

 

اما شما جناب «سین»، اخلاقی حمیده دارید که از ایشون تمجید کردید. مهمتر از آن خودتان نکته ای آموزنده و اخطاردهنده افزودی که پست اخلاقی ما را به اجتماع پیوند زد. درود بر شما. راستی اگر شما نویسنده ای دعوتتان می کنم در دامنه، دامنه نویس شوید. فقط شرط دامنه نویسی حداقل دو چیز است:


۱- متن ها توسط شخص نویسندۀ دامنه، نگارش شود، نه کپی و هدایت از جایی به اینجا.


۲- دامنه نویسی باید استمرار داشته باشد، نه مقطعی و منقطع و نامنظم.

ممنونم ازت جناب.
 

=======


به قلم جناب سین: با سلام مجدد: دامنه ی عزیز خوب منظورم را متوجه شدید. من چند سال پیش برای یک کاری به ارگانی مراجعه کردم، یکدفعه، یک محلی رو دیدم خیلی افراد آن ارگان، احترامش می کنند.

 

 

از یکی پرسیدم آقای فلانی این جا چه کاره هست؟ گفت خیّر هست .... و تو دلم گفتم کاش می آمد تو محل می گشت برای محلی های خود خالصانه و برای خدا قدم بر می داشت؛ آن موقع فرشتگان تعظیم می کردند.

 


 من دلم گرفت. بهش افتخار هم نکردم. فهمیدم فقط برای دنیا و بده بستون. و گرنه گوش شنوا داشته باشند ناله و فریاد هم محلی یکی محتاج به نون ویکی محتاج به خونه یکی محتاج به جهاز ویکی محتاج به عروسی و... را می شنون. که وگرنه خیّر فلان شدن فقط برای از زیر بار مالیات رفتن هست. وگرنه ثواب مالیات دادن بیشتر هست. حد اقل دولت، هدفمند برنامه ریزی می کند. اون موقع خیّر واقعی هستن.


 

جواب دوم دامنه

 

به نام خدا. علیک مجدد جناب «سین». این نوشته ی شما ارزش پست شدن را در دامنه داشت. موضوع را با تسلّط جامعه شناسانه نوشته ای. تحسین دارد. امابعد چند جواب:

 

 

1- انفاق را که یک دستور قرآنی ست، مورد بحث قرار دادی. 2-  یک نمونه میدانی را برای مستندسازی بحث به میدان آوردی. 3- اخلاق دینی را رعایت و منشور نویسندگی را پاس داشتی که نام آن هم محلی ات را علنی نکردی. گرچه اگر اسمش را فاش هم می کردی من به یقین سانسورش می نمودم.

 

 

4- استدلال منطقی کردی، اگر مالیات خودش را بدهد شاید دولت در رسیدگی به نیازمندان دست پُرتری داشته باشد. 5- خیّرین را به راه درست تر رهنمون نمودی. 6- و با دردمندی و همدردی مشکلات عدیده و گریبانگیر جامعه را با چهار مثال گویای نون، خونه، جَهاز و عروسی برتاباندی 7- و از همه مهمتر یک آسیب و شاید هم یک انحراف رفتاری را با بررسی موجَز به دامنه کشانده ای و دامنه ی آن را به دامنه خوانان نمایاندی.

 

 

ان شاء الله احکام خدا را با حکمت و خردمندی و به دور از ریا و خودنمایی پیاده کنیم. من با این جواب، خواستم گفته باشم دامنه به توانمندی جناب «سین» با همین دو سه نوشته ات معترف است و از شما می خواهد قلم خود را به جوهر نوشتن های بعدی تیزکرده و پُرجوهر نگاه داری. ممنون جناب سین.

۰۳ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۰۲ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تریبون دارابکلا

فرهنگ درخت بانی

 

به قلم دامنه. به نام خدا. در عکسهایی که دوستان خوب من، جناب حاج علی میرزا و جناب رنگین کمان رمضانی به دامنه فرستادند، با کمالِ تأسُّف مشاهده کرده و می کنیم که درختکاری پیش از هر چیز، به درخت بانی نیاز دارد. چراکه؛

 

 

گویا هنوز بر برخی ها بدرستی جانیفتاده است، افتادنِ هر یک درختِ کاشته شده با پول و دسترنج و اشتیاق یک خیّر و خیرخواه، علاوه بر تخریب روانِ جامعه و خراش قلبِ آحاد مردم، به معنی از میان بردن اکسیژن پاک است. به معنی گرم شدن فضاست. به معنی ناشکیل شدن روستاست. به معنی بی نهایت بی فرهنگی ست. به معنی بُریدن بال ملائک خداست.

 

 

و در یک کلام، بُریدن هر شاخه درخت به معنی جریحه دار کردنِ تفکرِ آتیه اندیش دارابکلاست که هیچ کس حق ندارد آینده را بسوزاند و حال را مجروح کند و گذشته را منکر گردد.

 

 

 

فقط بگویم یک زمانی توی همین روستای مذهبی دارابکلا چند جنگلبان و سرجنگلبان حضور داشتند، مانند آقایان: راسخیان (=که راس خیان خطاب می شد)، محمد کیادی، برزوئی و خلیلی؛ که مردم برای تهیۀ شِلپَت و شیش و حجارپاها و هیمه و حتی خال و پوش، از آنها باید با هزار تمنّا و صدها پا دوندگی، اجازه می گرفتند و تازه برای گرفتن چوب جنگلی (=آن هم درخت افتاده) باید چندین روز در جای جای جنگل می گشتند و شناسایی می کردند و به صورت قانونی و چکُّش شده، با مجوّز کتبی استحصال و حمل می کردند تا خانه ای یا انباری یا گرمخانۀ توتونی را سر و سامان داده باشند.

 

 

 

حالا چه شده است که مثل آبِ خوردن، درخت های کاشته شده و هدفمند یک خیراندیش _جناب حاج علی میرزا_ را، آن هم در گوشه های جادّۀ منتهی به روستا، که در معرض دید همگانی ست و برای مسیر روستا، مناظر زیبا و فریبا آفریده، و چندین بار با هزینه و شوق ایشان و دوستانش هرَس و حرس گردیده، شاخ تا شاخ می بُرُند و بُن تا بُن را جریح می سازند و بر تنه و ساقه و ریشه و سرشاخه های باقی ماندۀ درختان، آسیب جدّی وارد می کنند و آب از آب هم تکان نمی خورد! انگار شهر، شهر هرت شده است. خود مشاهده کنید و بر ایجادِ فرهنگ درخت بانی غِبطه بخورید:

 

 

آسیب زدن درختان جادّۀ دارابکلا. تیرماه 1397

عکاس: حاج علی میرزا، ارسالی جناب رنگین کمان

 

    

 

از جنابان: رنگین کمان و حاج علی میرزا ممنونم

که دامنه را در جریان این حادثۀ تلخ محل قرار داده اند

تا این پست را بنویسم. امید است تدابیری اندیشیده شود

تا حاصل کار چندساله، یک شبه فوت و دود نشود

 

    

 

از نظر هر انسان مُنصفی هم سوختنِ مسجدجامع تاریخی ساری

دل انسان را به درد می آورد و هم بُریدن اَشجار و درخت های زیبا که روح طبیعت و لباس زمین است.

 

 

عکس زیر: آتش گرفتن مسجدجامع ساری. 22 تیر 1397

عکس از مهندس محمد عبدی

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مهد کودک قرآنی ابوالفضل دارابکلا

تریبون دارابکلا


به قلم دامنه: به نام خدا. دامنه در سلسله مباحث «تریبون دارابکلا» معمولاً مسائل مختلف محل را به وُسع خویش انعکاس می دهد.

 

 

امروز در سالگرد سید ابوالفضل مسلمی (نوۀ دختری حاج ابراهیم آهنگر دارابی پایین محله) یک مؤسّسۀ آموزشی تربیتی قرآنی دارابکلا با نام «مهد کودک قرآنی ابوالفضل روستای دارابکلا» را معرفی می کند.

 

 

تا هم یاد آن درگذشته زنده نگه داشته شود، هم از کار بزرگ و احسان و نیکوکاری جناب حاج ابراهیم آهنگر دارابی تجلیل به عمل آید و هم به مدیریت محترم مهد کودک قرآنی ابوالفضل خداقوت و انرژی مضاعف داده شود.

 

 

جناب حاج ابراهیم آهنگر دارابی پدربزرگ سید ابوالفضل، سال قبل با نیّت خیر این مکان را (در عکس های زیر) هدیه کرده است و در اختیار خانم موسوی و مدیر آن خانم فاطمه رجبی دارابی (دانش آموختۀ محترم دانشگاه و هنرمند نقاش) قرار داده است.

 

 

من سال قبل، در 13 مرداد 1396 (اینجا) مراسم دعای کمیل آن جوان از دست رفته را، با عکس های ارسالی جناب یک دوست منعکس کرده بودم و یادش را گرامی داشته بودم. اینک در شب شهادت امام صادق آل محمد (ص) این پست را تقدیم دامنه خوانان شریف می کنم. زیرا؛

 

 

با این انتشار هم مؤسسه را می شناسانیم که بخوبی و بدرستی پاگرفته که در کارش توفیق و نظم و برنامه ریزی دقیق دیده می شود؛ هم یاد آن جوان را تجلیل می کنیم و هم اهمیت و نقش بسزای آموزش قرآن را برای بچه های دارابکلا تذکار می دهیم و هم برای اعتبار محل مکان ها و اشتغالات آموزشی را بیان می کنیم.

 

 

 

باشد که اجر آن به روح اموات همه و خصوصاً آن جوان درگذشته و نیاکان حاج ابراهیم و همسرش، نیاکان مؤمن خاندان موسوی و اموات ودرگذشتگان رجبی و نیز اموات این بنده نثار شود. ان شاء الله تعالی.

 

تصاویر و دو اطلاعیۀ مهد کودک قرآن ابوالفضل در زیر:

 

 

 

اهدائی حاج ابراهیم آهنگر دارابی. به مناسبت درگذشت  مرحوم سید ابوالفضل مسلمی نوۀ دختری حاج ابراهیم آهنگر دارابی

 

 

با مدیریت خانم فاطمه رجبی دارابی فرزند محمدرضا رجبی اسحاق. عکس ارسالی فاطمه رجبی به دامنه در  17 تیر 1397.

 

 

فضای زیبا و آرام مهدِ قرآنی ابوالفضل.  روستای دارابکلا

 

 

17 تیر 1397 روستای دارابکلا پایین محله پشت تکیۀ پایین

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غورۀ انگور

تریبون دارابکلا

یادی از یک سختیِ زنانه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. خداقوت زنان خانوادۀ بزرگ دارابکلا و زنان سخت کوش جای جای ایرانِ ایرانیان. این روزها در روستای ما _داراب کلا_ مردم، خصوصاً زنانِ کدبانوی خانه، سخت مشغولِ غوره گیری اند. غوره یعنی «دانه‌های ترش و نارَس انگور که هنوز نرسیده و شیرین نشده». غوره یعنی «فرد جوان و بی‌تجربه».

 

 

ضرب المثلی ست که می گوید: غوره نشده مویز شدن: یعنی «بدون تجربه و آگاهی لازم خواستار مقام بالا یا چیزی باارزش بودن«(منبع). بگذرم.

 

غورۀ انگور خانگی. عکس ارسالی یک دامنه خوان

 

 

خواستم در سلسله مباحث «تریبون دارابکلا» این را بگویم: غوره کار زُمُختی ست. هم چیندنش، هم دون دون کردنش. هم آب گرفتنش. هم کَف گیری اش. و هم حتی فروشش. فقط، خوردنش آسان است و بس. که مردانه!!! است. می خورند که آب کنند چی را؟ قند و نمک و چربی را.

 

 

این روزها مردها، سخت گرم فوتبال جام جهانی روسیه اند! دست به سیاه سفید هم نمی زنند! حتّی بَجُسّه تخمه پوست را!! کارها همه می افتند به گردن زن؛ که اساساً کارشان، سیاه و سفید کردن است: می پزند، دیگ سیاه می شه، می شورند: دیگ سفید می شه. خصوصاً قدیما که با ریگ می شستند.

 

 

من هم اعتراف کنم دیشب من هم غرق شگفتی بلژیک علیۀ برزیل شدم که دو بر یک بُرد و رفت آن بالا. و من هم در این بازی حامی بلژیک بودم خصوصاً سدّ دفاع آهنینش. کاش کشورها به جای حمله، همه خطِّ دفاع داشته باشند. پایان. قم. دامنه.

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۱۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۲۲ ق.ظ دامنه |
طبیعت تابستانۀ دارابکلا

طبیعت تابستانۀ دارابکلا

احمد گرجی بالامحله. خال به دوش. خال، برگِ چلۀ درخت است برای خوراک دام. 14 تیر 1397.

 

 

عکس ها در اینجا

 

 

آقای محمدعلی نبی زاده برادرشهید ابراهیم نبی زاده. بیمارستان بوعلی ساری. ایام شهادت امام علی (ع) 16 خرداد 1397. ارسالی جناب یک دوست. با سلام و آرزوی سلامتی و شفا برای این مرد پرتلاش و خوش گفتار و خوش رفتار روستای دارابکلا. (ایشان دائیِ مادر همسرم هستند) عکس زیر محمدعلی نبی زاده و دامادش آقای گال برار بابویه دارابی برادر حسین نجّار و علی نجّار. درود به نبی زاده و سلام به جناب یک دوست که یادِ آقای نبی زادۀ این مرد خندان و بشّاش و مردمی و خاکی دارابکلا را تجدید کرده اند که اینک بر بستر بیماری ست.

 

 

برای شفای آقای نبی زاده صلوات

 

۱۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۷ ب.ظ دامنه |
درگذشت ابراهیم شاهمیری

درگذشت ابراهیم شاهمیری

تسلیت به شاهمیری ها

 

به نام خدا. صبح امروز 11 تیر 1397، از طریق رفیق گرامی ام جناب حاج علی چلوئی باخبر شدم آقای حاج ابراهیم شاهمیری -مشهور به روح الله اوریم- به رحمت خدا پیوست.

 

من به همراه دامنه خوانان شریف، این درگذشت را به تمامی منتسبین نسَبی و سبَبی خصوصاً به اعضای خانوادۀ ایشان و خاندان شاهمیری ها تسلیت می گویم.

 

ان شاء الله خدای مهربان این مردِ باایمان، مذهبی، اهل تکیه و دارای اخلاق آرام و نیکو را رحمت کُناد.

 

تسلیت مهندس عبدی


با سلام 
از شنیدن خبر درگذشت کربلایی حاج ابراهیم شاهمیری دارابی همسفر سوریه و کربلای ما در سال 81 و فامیل عزیز بسیار متاثر و متاسف شدم.


ضمن عرض تسلیت به فرزندان معزز دیگر بستگان علو درجات برای آن عزیز سفر کرده و صبر اجر برای اقربا و بازماندگان از خداوند متعال مسئلت دارم.

 


صد البته روح بلند و خدایی خاله شی عزیز و حاج اوریم دایی با توجه به عشقش به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و شرکت مکرر و مداوم در نماز جماعات و دلبستگی و مراعات حرام و حلال خداوندی دارای جایگاه رفیعی نزد خداوند خواهد بود و امیدوارم با سیدالشهدا و صلحا همنشین گردد.
خدایش بیامرزد
.
 

دامنه: سلام مهندس. ممنونم. خدا پدر و برادرت همسنگر یوسف را بیامرزد.

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۷ ق.ظ دامنه |
گل چین باشیم نه گناه چین

گل چین باشیم نه گناه چین

تریبون دارابکلا

 

یادی از یک مرد بزرگ محل

 

به قلم دامنه. به نام خدا. یادم هنوز هست که چه نصیحت هایی به ما می کرد، چه شعرهای پرمغزی می خواند، و چه حکمت های زیبایی نقل می نمود.

 

تنومند بود؛ سرخ فام. خندان و نیز بشدّت آرام. صدایش، خیلی طَنین داشت، وقتی سخن می آمد کم می گفت و به حدّ و حدود، حرف می زد.

 

از ابوسعید ابوالخیر می گفت:

چون تیشه مَباش و جمله بر خود مَتراش

چون رنده ز کار خویش بی‌بهره مباش

تعلیم ز ارّه گیر در امر معاش

نیمی سوی خود می کش و نیمی می پاش

(رباعی 367 ابوسعید ابوالخیر)

 

مسیر سرتا. 1362. از راست: حسن آهنگر. سیدعلی اصغر. روانشاد یوسف. احمد نصیری. سید محمد اندیک. عیسی رمضانی. سیدرسول. حسن صادقی. لالیمی. آق حیدر. ایستاده از چپ: جعفر رجبی. دامنه. پسرعمه ام آق باقر شفیعی

مسیر سرتا. 1362. از راست: حسن آهنگر. سیدعلی اصغر. روانشاد یوسف. احمد نصیری. سید محمد اندیک. عیسی رمضانی. سیدرسول. حسن صادقی. لالیمی. آق حیدر. ایستاده از چپ: جعفر رجبی. دامنه. پسرعمه ام آق باقر شفیعی

 

در پنج شنبه شب های دهۀ شصت، ما جمعی از رفقا، به خونه اش در تنگِ بالامحلۀ دارابکلا می رفتیم و دیدنی های تلویزیون آن سال ها را می دیدیم. (برنامه ای از مجری زبردست مرحوم جلال مقامی)

 

آن مرد بزرگ و خوب محل، در شب نشینی های مان در جوارش، از خوی و خصلت های بد برخی از مردم می گفت و بر ما تأکید داشت چنین نباشیم، بلکه همیشه:

گُل چین باشیم، نه گناه چین مردم

 

 

او خطّاط بود. بسیار خوش خط و خوش قلب.  تهران کار می کرد و آخر هفته به دارابکلا برمی گشت. او مرحوم آقای نصیری بود؛ پدرِ دوست مان جناب احمد نصیری.

 

با آن که جوان بودم ولی این ذکر زیر او را که به ما یاد داده بود؛ هر صبح هفت بار به نیت خالص توحید بخوانیم، هنوز هم وِرد زبان و قلبم می کنم و حرز جانم:

 

یا هو یا مَن لا هوَ الا هو

 

 

 

 

همان دورۀ جوانی خیلی از شعرها و نکته های او را در دفترم نوشته ام و هنوز به یادگار نگه داشته ام.  خدا او و همسر مهربانش را _که همیشه با قلبی پاک و اخلاقی خوش رفتار با ما برخورد شفقّت آمیز داشتند و با سخاوت تمام پذیرایی می کردند_ غریق رحمت کناد. فاتحه مع الصّلوات.

 

اخیراً در (آب حیات) مرکز اطلاع رسانی غدیر، خوانده ام که در تفسیر مجمع البیان ذیل سوره اخلاص آمده است که علی (علیه السلام) قبل از غزوه بدر، حضرت خضر (علیه السلام) را در خواب مشاهده می فرمایند و به او می گویند چیزی به من بیاموز تا بدان وسیله بر دشمنان نصرت یابم.

 

جناب خضر (علیه السلام) به ایشان می گویند، بگو: یا هو یا من لا هو الا هو.

 

علی (علیه السلام) در صبح آن شب، حکایت رؤیای شب گذشته خویش را برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می نمایند. حضرت رسول به ایشان می فرمایند، یا علی به تو اسم اعظم تعلیم داده شده است.

۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۵۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

شفاعت کنندگان

لیف روح

 

قسمت 221

 

 

به قلم دامنه. به نام خدا. همه ی ما علاوه بر کار و کردار، در پی شفاعت نیز هستیم. شفاعت _میانجی گری، عفو خواهی_ را گشتم که دقیقاً چیست. بهتر از المیزان (جلد یک. ص 260 تا 262) نیافته ام. برای خود و خوانندگان می آورم. امید است خوبان، شفیع مان شوند:

 

علاوه بر شفاعت تکوینی، _شفاعت تمامی اسباب عالَم در حق انسان_ شفاعت تشریعی است که شامل این موارد است:

 

 

1- شفاعت توبه (یعنی خودِ توبۀ از گناه کردن، شفاعت می کند)

2- ایمان به رسول خدا (ص)

3- عمل صالح

4- قرآن کریم

5- چیزهایی که مرتبط با عمل صالح است؛ مانند:

  • مسجدها
  • اَمکنۀ شریفه
  • اَمکنۀ متبرّکه
  • ایّام شریفه
  • انبیای الهی

6- ملائکه

7- خودِ مؤمنین نسبت به همدیگر

8- حضرت فاطمه (س)

 

 

سال ها قبل در جای دیگر از المیزان (احتمالاً تفسیر سورۀ مریم) خوانده بودم که حضرت مریم (س) نیز از شفاعت کنندگان است که به 8 مورد بالا اضافه می گردد. التماس دعا.

۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

درخواست جناب یک دارابکلایی

دامنۀ تریبون دارابکلا

 

به قلم جناب «یک دارابکلایی»: با سلام. جناب آقای طالبی، معمولا واژه "زیرآب زنی" [اشاره به پست آنچه بر من گذشت 66 : اینجا] مواقعی استفاده می شود که طرفی که زیر آب او را می‌زنند دارای خصیصه زشتی است و یا کار ناشایستی انجام داده یا می دهد و زیرآب زن معمولا این خصایص و کارها را برای خراب کردن طرف استفاده می‌کند.

 

اما زمانی که فردی برای حفظ کشور، جان خود را که عزیزترین چیز اوست، بر کف گرفته و به جبهه می رود و یا فرد شایسته ای برای کار مناسبی در نظر گرفته شده و عده ای به ناحق و ناروا بر اینان تهمت و افترا می بندند را نمی توان زیرآب زن گفت؛ یقینا واژه ای دیگر باید برای آنان پیدا کرد، اگر چه من هر چه فکر کردم نتوانستم پیدا کنم.

 


این خصیصه زشت دارابکلایی به نظر می رسد که مربوط به دوران قدیم باشد، اما واقعیت این است که همین اواخر هم این قضایا ادامه دارد. فرد محترمی پیش من گلایه می کرد که به دستور وزیر، برای شغلی انتخاب شده بود اما فقط به دلیل اینکه یک هم محلی آنجا بود موفق به اشتغال نشده بود.

 

از این ناراحت بود که همه جای این مملکت اگر کسی در جایی آشنایی داشته باشد کار او راه می افتد و مشکل او این بود که این هم محلی در آنجا بود و کاش که نبود.


به نظرم به جای در لفّافه حرف زدن و نام نیاوردن از آنان، بهتر آن است که نام این افراد بر ملا شود و از این طریق شاید ریشه این خصیصه زشت اخلاقی از این دیار برچیده شود. پس لطفا اگر صلاح می دانید این کار را انجام دهید. با سپاس.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به شما جناب «یک دارابکلایی». متن شما دربردارندۀ نکات بسیارمهمی ست؛ که من لازم می دانم _ولو خیلی کوتاه_ به آن بپردازم:

 

1- باید تأسُف خورد که خصلت های زشت برخی ها، موجب گردیده آدم همیشه آرزو کند کاش یک هم محلی با او همکار نباشد و یا از محل کارش باخبر نباشد. واقعاً نکتۀ دردناکی را با تفکر فعال خویش مطرح ساخته ای.

 

2- من دلم نمی خواهد برای چنین افرادی که به قول معروف «زیرآب زن» هستند، واژه ای خلق کنم، کما این که شما نیز هرچه کوشیده اید، نتوانستید چنین کنید و به نظرم دلت نیامده است به آنان نسبت خاصی بدهی.

 

3- اتفاقاً یکی از دوستان _که مرضی الطرفین است_ همان سال های اوج گزارش ها علیۀ من، با نیت خالص و مستند به من گفت: «فلان «عبدَوود» علیه ات زد.» من البته آن زمان خندیدم از توصیف او، ولی الان می گویم همین نسبت را هم نباید داد. آنان زشتی و حسادت می کنند؛ ما که نباید عین آنها از جادّۀ منطق و انصاف به در برویم.

 

4- فرمودی اسم شان را علناً بیاورم و از لفّافه بیرون بروم چرا که از نظرت، اُولی آن است که نامشان برمَلا و آشکار شود تا از این طریق ریشۀ چنین خصیصۀ زشت اخلاقی از دیار دارابکلا برچیده شود.

 

من ضمن سپاس از شما بابت این همدردی و بیان حق، معتقدم در وبلاگم هنوز وقت آن نشده که نام شان بیاورم. چون اینجا عرصۀ همگانی ست. فعلاً بگذارید، نام شان را نیاورم.

 

5- من این خصیصۀ زشت زیرآب زنی را از هر کس سرزده باشد و یا سربزند محکوم می کنم. که از قول مستقیم یکی از دوستان گرامی شنیده ام علاوه بر چندتا جناح راستی محل _که اندک اند_ یکی از جناح چپی هم این خصلت را از قبل داشته است و برای شغل بگیران محل، و نیز در تحقیقات محلی، زیرآب زنی می کرد؛ که من هنوز برایم مسجّل نشده است.

 

اگر واقعاً چنین بوده است، از این شخص هم بابت این بخش از کارهایش بیزاری می جویم. برای من، چپ و راست مهم نیست، حق و ارزش گرایی و پایداری در دیانت و انقلابی گری واقعی اصل است.

 

6- در مورد آن وزیر و آن فرد خیلی تأسف خوردم که چنین شد. اگر از من کاری بر بیاید و نیاز دیده باشی، اعلان آمادگی می کنم کمکش کنم. تمام.

۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

درگذشت همسنگر مهربان

همرزم سلحشور

 

سیدحسن، سلام ما را به یوسف برسان

 

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.

کسانى که چون مصیبتى به آنان رسد گویند انا لله و انا الیه راجعون [ما از خداییم و به خدا باز مى‏ گردیم‏]. بر اینان درود پروردگارشان و رحمت او باد و اینانند که رهیافته‏ اند.

(سوره ۲: البقرة - جزء ۲ - آیۀ 156 و 157 . ترجمه خرمشاهی)

 

جبهه.1364. دامنه و روانشادان: یوسف و سیدابوالحسن. عکاس: سیدعلی اصغر

 

به قلم دامنه

 

به نام خدا. لحظات پیش (8 و نیم صبح شنبه 22 اردیبهشت 1397 برابر با 25 شعبان المعظم 1439) از سوی دوست بزرگوارم جناب حاج سیدتقی شفیعی دارابی مطلع شدم، همرزم سلحشورمان سید ابوالحسن شفیعی دارابی برادرِ جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد شفیعی مازندرانی به رحمت خدا پیوست.

 

من در صدر کلام، این مصیبت غم انگیز را به تک تک اَخوات و اَخوان کرام شان به ویژه استاد شفیعی مازندرانی و رفیق دیرین و یار و یاور همیشگی ام جناب حاج سیدتقی، به همۀ بازماندگان عزیزشان خاصّه به همسر فداکار و مؤمنه شان، به تمامی همسنگران و همرزمان سلحشورشان خصوصاً به یوسف در فراق مان، و به همۀ اقوام و خویشان و خویشاوندان و دوستان و همکاران گرامی شان مخصوصاً به هم پویان محترم شان، تسلیت می گویم.

 

 

حاج سیدتقی. مرحوم سیدابوالحسن. شفیعی مازندرانی

 

مراسم عیدغدیر خونۀ حاج سیدتقی. (18 شهریور 1396)

عکس از آلبوم عکس دامنه: اینجا

 

حُجج اسلام: شفیعی مازندرانی. شیخ مرتضی چلویی. نجفی و مرحوم حاج سیدابوالحسن. یادش به خیر.

خونه باغی حاج سیدتقی. مراسم عید غدیر

 

اما سخن خاص دامنه:

مرحوم سیدحسن آقا بر گردن مان حق دارد، حق محبت، حق احترام، حق رفاقت، حق همسنگری، حق در یک خیمۀ جنگ خوابیدن، حق ایمان ورزی، حق دعاخوانی، حق ذاکرِ اهل بیت _علیهم السّلام_ بودن، و در اوج همه حقِ سادات مهربان بودن.

 

رفقا کنار شفیعی مازندرانی اوایل انقلاب از راست: دامنه. شفیعی مازندرانی. سیدعلی اصغر. حسن آهنگر. نشسته: روانشاد یوسف. جعفر رجبی

 

من شخصاً ایشان را از صمیم دل دوست می داشتم. غیر از خوبی و محبت و طبع گرم صمیمیت، چیزی از او به یاد ندارم. در سنگر جبهه در کنار رفیقان: یوسف، سیدعلی اصغر، احمدبابویه، از این همرزم، فقط سلحشوری و مقاومت و اخلاق نیکو و دقت در آداب دینی و پیشتازی در رعایت مسائل شرعیه دیده ایم.

 

شهادت می دهم که آقاسیدابوالحسن، الحق یک همسنگر نترس و آمادۀ شهادت و سرشار از روحیه بود. تمام چهارشنبه شب ها برای مان دعای توسل می خواند.

 

با یوسف و سیدحسن و سایر همرزمان دارابکلایی

جبهه. 1364. عکاس: سید علی اصغر

 

احمد بابویه. دامنه. سید ابراهیم حسینی، یوسف. سیدابوالحسن و علیرضا

 

حیاط مسجد جامع ساری. بسیجی های دارابکلا روز اعزام به جبهه. 1363. ردیف جلو از چپ: حاج سیدتقی شفیعی. دامنه. حسن صادقی ردیف دوم از چپ : مرحوم قاسم ملایی. حسن آهنگر (برادر حاج احمد). سیدرسول هاشمی. علی آهنگر (حسین). روانشاد یوسفعلی رزاقی. جعفر رجبی. حسن آهنگر. و سایرین. عکاس: سیدعلی اصغر که خود از اعزامی های این دوره بود. یاد همه درگذشتگان این اعزام به جبهه به خیر

 

اعزام به جبهه سلحشورانۀ دارابکلایی های غیور. 1364. سپاه سورک. سربندداران از جلو: نفر وسط دامنه. سمت راست علی بابا حسینی. پشت از راست: یوسف. مرحوم سیدابراهیم حسینی. سیدعلی اصغر. مرحوم سیدابوالحسن شفیعی. اما بقیه را خودتان شناسایی کنید. این رزمندگان به عملیات والفجر8 در فاو رسیدند. عکس از آلبوم دامنه: اینجا

 

جبهه جنوب 1364. از چپ:  روانشاد یوسف رزاقی. مرحوم سید ابوالحسن شفیعی. مرحوم سیدابراهیم حسینی. احمد بابویه. چند همرزم گرگانی. اکبر ابراهیمی. حسنعلی لاری. سیدمحمد اندیک. نمی شناسم. دامنه (کاپشن سرمه ای). عکاس: سیدعلی اصغر

 

جبهه جنوب 1364. در حال شام خوردن. از چپ: حسنعلی لاری. مرحوم سیدابراهیم حسینی. سیدمحمد اندیک. نمی شناسم. روانشاد یوسف رزاقی. دامنه (پس از مجروحیت).مرحوم سید ابوالحسن شفیعی. عکاس: سیدعلی اصغر

جبهه جنوب 1364. در حال شام خوردن. از چپ: حسنعلی لاری. مرحوم سیدابراهیم حسینی. سیدمحمد اندیک. احمد بابویه. روانشاد یوسف رزاقی. دامنه. مرحوم سید ابوالحسن شفیعی در حال تعارف لقمه به مرحوم سیدابراهیم حسینی. عکاس: سیدعلی اصغر

 

این پست را از سر ارادات به آن سید بزرگوار، نوشته ام که در روز عاشورا و شب های محرم دارابکلا با جوشی های او، بر سر و سینه ها می زدیم که با آن بلندگوی دستی قدیمی، با خلوص و ارادات به اهلبیت (ع)، نوحه های ساده و سنتی می خواند و عزاداران را به دستۀ سینه زنان، تهییج و مهیّا می ساخت. سیدحسن، بی ریا ذاکر اهلبیت عصمت و طهارت _علیهم السلام_ بود.

 

اخیراَ با این بسیجی همرزمم دوبار دیدار و گفت و گو داشتم: یکی دی ماه 1396 که خیلی بشّاش بود و تجدید خاطرات کردیم و نقل خوبی های یوسف.

 

دیگری همین دو هفتۀ قبل در بستر بیمارستان بود که به من گفت: «آق ابراهیم، راضی ام به رضای خدا». اشک در چشمم کردم و گفتم: تو در ایمان، پایدار بودی و هستی؛ پس، در این سختی نیز مقاوم باش و روحیه رزمندگی ات را به یاد آر. صدایش  در دلم ماند و طنین سخنش هنوز در گوشم نجوا دارد.

 

یادش را به همراه مرحومان والدین متدیّن و مهربانش و نیز برادرش مرحوم سید حجت از معلمان روستای دارابکلا، گرامی می دارم و برای شان غفران الهی و محشورشدن با اولیای الهی، طلب می کنم.

 

ما همرزمان و همسنگران مرحوم آقا سیدحسن، در غم درگذشت او با همۀ منتسبان بزرگوارش، شریک هستیم.

 

خدایا ما را با رزمندگان و شهیدان پذیرا باش. با بغض در گلو می گوییم: سیدحسن، سلام ما را به یوسف برسان. التماس دعا. دامنه.

 

پیام های تسلیت: اینجا

۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت به رفیق

درگذشت گنّا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. این پست را از زبان رفقایم می نویسم: گنّا هم با عمری بالای یک قرن، از میان مان رفت. من، عید نوروز 1394 که به دیدارش رفته بودم، عکس زیر را به یادگار انداختم.

 

عید نوروز 1394. مرحوم گنّا. عکاس: دامنه

 

او به رفقا، خیلی سخی و مهربان بود. ما رفقا، با او خاطره های زیادی داریم. از اوج مهرورزی اش گرفته تا جملات خندان و خُلقیات قشنگ و دلِ نازک و قلب پردغدغه اش برای نوادگانش؛ خصوصاً عشق بی حصرش به نوه اش جعفر، که اسماعیل صدایش می کرد.

 

ما را مثل نوه اش جعفر و هادی و مهدی محّبت می کرد. من و رفقایم، از دستان او نون و نمک فراوان خورده ایم؛ از اول انقلاب تا سال های سال.

 

صدها جلسۀ اوایل انقلاب و دهۀ شصت را در منزلش برگزار کردیم و با سخاوت و خوشرویی و خوشحالی و به وفور پذیرایی شده ایم. خیلی بامحبت بود. خصوصاً روانشاد یوسف _داماد خواهرزاده اش_ را بسیار دوست می داشت.

 

عیددیدنی 1394. منزل جعفر رجبی

 

امروز 21 اردیبهشت 1397 این مظهر رأفت و دلدادگی به نوادگان و اطرافیان، به رحمت خدا پیوست. حق است پستی ویژه از سر سپاس و نمک شناسی، برایش می نوشتم که نوشتم.

 

این درگذشت را به همۀ خویشاوندان نسبی و سببی اش، اخصّ به رفیق مان آقاجعفر رجبی دارابی تسلیت می گوییم و برای روح وی صلوات و فاتحه نثار می کنیم و یاد این مادرمهربان را _که گنّا صدایش می کردیم_ گرامی می داریم. جایش بهشت برین باشد.

۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۱۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دربارهٔ مسجد جامع دارابکلا

تریبون دارابکلا

 

صدای بلندگوی مسجد

سخنی با هیأت امنای مسجد جامع دارابکلا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. ابتدا اعتراف کنم من هم در نوجوانی در شور انقلاب اسلامی و هیجانات شعورانگیز آن، صدای بلندگوی مسجد و کتابخانه و پایگاه را با امواج بلند، و به قول معروف گوشخراش، در فضای عمومی محل پخش می کردم و از این نظر، از کردۀ خود پشیمانم و از همگان، خصوصاً همسایگان و مجاوران مسجد معذرت می خواهم.

 

 

من دقیقاً نمی دانم اعضای محترم هیأت اُمنای مسجد جامع دارابکلا چه کسانی اند؛ ولی خبر دارم دوست دیرین و گرامی ام جناب حاج علی چلویی دارابی یکی از اعضای فعّال آن است؛ بنابراین خطاب من در این پُست به ایشان است:

 

 

تکیه دارابکلا و گلدستۀ مسجد جامع دارابکلا.  روز دهم خرداد ماه 1395  ارسالی جناب یک دوست

تکیه و گلدستۀ مسجد جامع دارابکلا

دهم خرداد ماه 1395 عکاس: جناب یک دوست

 

ضمن سلام و خداقوت. به یقین می دانم هرگز دل تان نمی خواهد نفرین و لعنت مردم را مفت و ارزان بخرید. نیز مطمئن هستم هیچ گاه نمی خواهید مردم را به عمد آزار برسانید و قلب شان را آزرده سازید؛ چرا که به تعبیر معصوم (ع) مسلمان، یعنی کسی که انسان و حیوان از آزار او در امان باشد. و شما جناب حاج علی چلویی، به این امر واقف اید و شرعیات برای شما، حدِّ یقِف و یقین می باشد.

 

 

به نظر می رسد روالِ پخش، در مسجد جامع دارابکلا مطابق شرع و عرف و مقررات عمومی نیست. نیک می دانید طبق فتوای اغلب مراجع عظام تقلید، فقط و فقط پخش اذان های سه گانۀ اوقات شرعی _آن هم با صدای متعارف_ از بلندگوی بیرونی مسجد جایز است.

 

 

حتی تلاوت قرآن پیش از اذان هم در نگاه آنان جایز نمی باشد. مناجات و شعر و نوحه و نمآهنگ ها و خصوصاً دعای سمات غروب جمعه، که از بلندگوی مسجد جامع دارابکلا معمولاٌ پخش می شود و حتی سحرگاه غیر از اذان، قرآن و سخنان بزرگان و مناجات و دینگ دینگ رادیو پیش از  اذان گذاشته می شود؛ جای خود دارد و نیازمند تجدید نظر است.

 

 

بنابراین، تا دیر نشده، روالِ آزار رسانی صدای بلندگوی مسجد جامع را سامان دهید تا خشنودی خدا و مردم مؤمن و نجیب دارابکلا را موجب گردید. می دانم از سخن صمیمانه و دلسوزانۀ من ناراحت نشده اید. پوزش.

 

فتوای مراجع دربارۀ صدای بلندگوی مساجد در (اینجا) به صورت یکجا آمده است؛ از جملۀ نظر رهبری، که به یقین شما و سایر اعضای محترم به نظرات رهبری، احترام ویژه قائل هستید. خداحافظ. قم. دامنه.

 

فتوای  آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

 

پخش اذان به هنگام وقت نماز صبح، ظهر و مغرب از بلندگوی مساجد به صورت معتدل مانعی ندارد، اما برای دیگر برنامه‌ها بلندگوها را برای داخل مسجد تنظیم نمایند.

فتوای  آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی در ادامه

ادامه مطلب...
۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۴۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

نهادهای مردم نهاد و رسمی دارابکلا

 
به قلم دامنه. به نام خدا. در قسمت 48 سلسله بحث های تاریخ سیاسی دارابکلا می خواهم به مؤسّسه ها و نهادهای مردمی و اجتماعی و فکری و رسمی روستای دارابکلا بپردازم.
 


دارابکلا از زاویۀ انارقلت. 1 اردیبهشت 1397. عکاس: جناب یک دوست
 
بی آن که وارد محتوا و فَحوای آن شوم و یا به تحلیل چرایی شکل گیری آن ورودی کنم، تعداد آن را فهرست وار بر حسب حافظه ام می نویسم که از سال های دور تا کنون در محل شکل گرفته و راه اندازی شده است.

 
 
1- نظام ظالمانه و بیگاری کشی ارباب رعیتی عصر ستمگرانۀ پهلوی


2- سیستم شاه محور خانۀ انصاف و کدخدایی و پُکاری (پیِ کار)


3- انجمن حجتیه مهدویه با تمرکز به قرائت قرآن پیش از انقلاب


4- قائم مقام شورای اسلامی محل


5- انجمن اسلامی دارابکلا. مشترک جناح راست و چپ. بعد متمرکز در راست


6- پایگاه حزب الله جناح چپ دارابکلا


7- کتابخانۀ اَمانی دارابکلا


8- شورای ورزشی دارابکلا


9- کمیتۀ عمران دارابکلا


10- سلُّول های چندنفره گروهک های فدایی خلق. منافقین. حزب توده.


11- جلسات روحانیون دارابکلا مقیم مشهد و قم. (ناتمام رها شد)


12- پایگاه بسیج مقاومت دارابکلا


13- شورای کشاورزی دارابکلا


14- هیأت های عزاداری ماه محرم دارابکلا (بیش از 12 هیأت)


15- ستاد امر به معروف و نهی از منکر (اَبتر و ناموفق رها شد)


16- جلسات سیاسی و فکری مُنفکِّ جناح چپ و راست


18- جلسۀ قرض الحسنه پاسدارهای دارابکلا


19- قرض الحسنه های میان خانوادگی مردمی


20- انجمن اولیای مدرسه ها


21- شورای اسلامی دارابکلا از دورۀ سیدمحمد خاتمی به بعد


22- نهاد رسمی کشوری دهیاری دارابکلا


23- شورای حکمیت حل اختلاف دارابکلا از دورۀ ریاست آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی بر قوه قضاییه به بعد


24- انجمن های خیریه اختفایی


25- صندوق ولایت دارابکلا (گویی بعدها منحل شد)


26- دورۀ مخفی _میانگروهی_ با محوریت سیاست و جامعه


27- انجمن علمی دارابکلا (نیمه تمام رها شد)
۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

متن واردۀ حاج سیدتقی

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی. سلام دوستان عزیز و ارزشمندم جنابان سید علی اصغر شفیعی و کربلایی ابراهیم طالبی مدیر ارزشی دامنه.

 

 

دامنه. حاج سیدتقی. 1 اردیبهشت 1397. دارابکلا

 

ضمن تقدیر و تشکر از بذل محبت و بزرگواری و عنایت ویژه به امور و مسائل و مصائب و مناسبت ها، از اینکه به مناسبت گرامی داشتِ روز معلم و سالروز شهادت بزرگ معلم انقلاب اسلامی شهید مطهری به دست گروهک متعصّب فرقان، یادی از برادر بسیجی و جانباز و معلم فرهیخته ام، مرحوم کربلایی سیدمهدی (حجّت) شفیعی دارابی کرده اید؛

 

و همچنین با تماس تلفنی و دلنوشته اختصاصی (اینجا)، باعث کاستنِ آلام خانواده و دلِ برادر رزمنده و جانباز 8سال دفاع مقدس، دلاور دیروز جبهه های جنگ و دفاع از ارزشها و نوامیس این کشور و اشتراک گذاری شفا برای همه بیماران و اخوی گرامی ام سید حسن شفیعی از همه ی دامنه خوانان گرامی و پاک سرشت درخواست دعا نموده اید؛ قدر دانم.

 

 

این اعمال دینی و انسانی پیش خداوند بی پاسخ نخواهد ماند و آرزومندم اجر و مزد آن را از سوی پروردگار عالم و اجداد طاهرینش، خصوصاً از آقا امام زمان که در شب میلاد بابرکت آن امام همام هستیم، شامل گردد.

 

 

فرصت را مغتنم می  شمارم به  کسانی که در حق شما و ما  ظلم و به قول معروف زیرابزنی کرده اند [اشاره به زندگینامۀ دامنه: اینجا]، نفرتم را اعلام و توصیه می کنم به مشیت الهی توجه داشته باشند که همه چیز از آن خداست (عزت و ذلّت) به هرکه بخواهد بر اساس نیت و لیاقت عطا میکند.

 

 

در پایان میلاد باسعادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود و قائم آل محمد (ص) را گرامی و به پیشگاهش سلام و صلوات میفرستم.

 

از اینکه نتوانستم حق مطلب را ادا کنم از شما و دامنه خوانان محترم به خاطر شرایط روحی ناشی از مریضی سخت برادرم آقا سید حسن پوزش میطلبم.  ارادتمند شما سیدتقی شفیعی دارابی.



جواب دامنه
 

به نام خدا

سلام به شما رفیق بزرگواربامحبّت


1- از این که من و سیدعلی اصغر و نیز چارچوب ارزشی دامنه را مورد لطف و تشویق قاطع قرار داده اید، هم ازت ممنونم و هم خوشحال و سرافراز که دوست دیرین من، این گونه آزادمنشانه حامی ست و پشتیبان.



2- از این که من و سیدعلی اصغر برای آقا سید ابوالحسن شفیعی، دوست و همرزم شجاع و باایمان مان، دو پست به اشتراک گذاشته ایم، از وظایف دینی و اخلاقی و انسانی و رفاقتی مان بوده است. ممنونم که بر من نوشته ای: آلام تان را کاسته ایم. شفایش آرزوی قلبی ماست.



3- از این که در انضمام آن پست، در آستانۀ روز فرخندۀ معلم، یادی از برادر گرامی ات مرحوم سیدحجت کرده ام و بر سرِ قبرش حضور یافته ام، نشان آن است، ایشان تا بوده، به من بی شمار محبت و لطف و احترام خالصانه می نموده و در محیط روستا فردی کوشنده بوده. خدا رحمتش کناد.



4- و از همه عالی تر این که با خواندن ریز ریز
زندگینامۀ من، هم با من تلفنی همدردی کرده بودی و هم در این پست مجدداً مرا مورد حمایت قرار داده ای و بالاتر آن که
نَفرت عمیق خود را نسبت به «زیرآب زنان» _که علیۀ من و حتی علیۀ شخص شما و سایر هم محلی های ارجمند، جَست و خیز برمی داشتند_ صریحاً و خالصانه اعلام نموده ای و آنان را بخوبی نصیحت فرموده ای. ممنونم از این منَش اخلاقی و انقلابی شما.

 

خدا حافظ جناب رفیق و همسنگر که همیشه از دامنه خوانانِ ثابت و اهل ارسال دیدگاه و ارائۀ نظر و پیشنهاد و انتقادهای سازنده و شجاعانه بوده ای و نیز یک دامنه نویس دلسوز.

 

این پنج بیت مثنوی معنوی مولوی هدیه به شما و همۀ دامنه خوانان شریف به مناسبت روز فرخندۀ نیمۀ شعبان میلاد امام عصر و زمان:

 

ما طبیبانیم شاگردان حق
بحر قلزم دید ما را فانفلق

آن طبیبانِ طبیعت دیگرند
که به دل از راهِ نَبضی بنگرند

ما به دل بی واسطه خوش بنگریم
کز فِراست ما به عالی مَنظریم

آن طبیبان غذااند و ثمار
جانِ حیوانی بدیشان استوار

ما طبیبان فِعالیم و مقال
مُلهِم ما پرتوِ نور جلال

(مثنوی دفتر سوم. اَبیات 2700 تا 2704)

۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سید ابوالحسن شفیعی دارابی

تریبون دارابکلا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. دیشب از طریق رفیق گرامی ام حاج سیدتقی شفیعی مطلع شدم همرزم جبهه و جهاد و دفاع مقدس مان جناب سید ابوالحسن شفیعی دارابی بر تخت بیمارستان آرمیده اند. تحت درمان رفته اند و متوقّع دعای خیر مؤمنان اند و منتظر شفای عاجل از جانب خدای مهربان.

 

قبر سید حجت شفیعی دارابی. 1 اردیبهشت 1397. عکاس دامنه

 

سید ابوالحسن شفیعی دارابی. جبهه. اسفند 1364. عکاس: سیدعلی اصغر

 

من، بلافاصله نیمه شب دیشب با این همرزم خوب و دلسوز و غیورمان تماس گرفتم و کمی گپ زدم و روحیه ایی دادم و دعایش کرده ام و نگرانی ام نیز بروز داده ام. این پست را به احترام رفافت و شفَقت های شدید او بر من و یوسف و سیدعلی اصغر، نوشته ام تا علاوه بر اَدای وظیفه به ساحت یک دوست همسنگر، از همگان نیز بخواهم با دل الهی شان او را دعا کنند.

 

 

او در آن رزمی که با هم در سال 1364 در جبهه ی جنوب داشتیم، بسیار خوش درخشیده بود و بسیارشجاع و بی حد بر سر ایمان بود. خیلی با شادروان یوسف رفیق و اَلیف شده بود.

 

 

این سادات را با دعای خیر، مشحون شعَف و شفا نماییم. خداحافظ دامنه خوانان شریف باد. در آستانۀ روز معلم یاد می کنم از برادرش سید حجّت که سال پیش از میان مان رخت بر بست که اخیراً بر سر قبرش فاتحه ای نثار کرده ام و عکسی به یادگار انداخته ام و نیز خدا بیامرزاد والدین مهربان این دوست خوب ما را.

۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دارابکلا اوسا فروردین97

دارابکلا و دارابکلایی ها



پیچ موزی لَت جنبِ حموم
بالمله


عکس ها: اینجا


عکاس و طرح روی عکس: جناب یک دوست


۰۲ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

درگذشت سیدحسن حسینی

تسلیت


به نام خدا. دقایق پیش جناب حاج علی چلوئی، به من خبر داد که سیدحسن حسینی دارابی فرزند مرحوم سیدابراهیم (همرزم مان در جبهه) به رحمت خدا پیوست. یادش برای دوستانش و بازماندگانش گرامی باد. دامنه این مصیبت وارده بر خاندان آن مرحوم را، به تمامی بازماندگان و منتَسبان نسَبی و سببی اش، تسلیت می گوید و برای شان صبر و بردباری طلب می کند.


سیدحسن حسینی دارابی. ارسالی خلیل آهنگراوسا


مرگ و زندگی را همیشه دو شاهین یک ترازو می دانم. انسان با زندگی عبادت می کند و با وفات عبودیت. امید است روح این جوان سادات دارابکلا، قرین شادی و بهجت باشد. یادِ پدرشان مرحوم آق سیدابراهیم را نیز گرامی می دارم که در جبهه به همراه یوسف و سیدعلی اصغر و احمدبابویه در سال 1364 و نوروز 1365 خاطرات زیادی داریم و خوبی های فراوان.

۲۸ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تاریخ سیاسی دارابکلا

تریبون دارابکلا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث تاریخ سیاسی دارابکلا. قسمت 47. در روستای دارابکلا، ابتدای پیروزی انقلاب، مثل همه جای ایران، همه جور روزنامه، تک و توک دست این و اون _که از ساری و سورک و نکا و سه راه می خریدند_ پیدا می شد. از روزنامه های «کار» چریک فدایی خلق، «مجاهد» سازمان تروریستی منافقین، «انقلاب اسلامی» بنی صدر گرفته تا روزنامه های اطلاعات و کیهان و جمهوری اسلامی و مجلۀ «پیام انقلاب» سپاه پاسداران و «اُمّت» جنبش مسلمانان مبارز حبیت الله پیمان و روزنامۀ «میزان» مهندس مهدی بازرگان.


اما خودِ روستای دارابکلا از یک کاستی بزرگی که رنج می بُرد، _بهتر است بگویم یک بدی بزرگی که داشت_ این بود، که هیچ دکّۀ مطبوعاتی نداشت. مجبور بودی برای دیدن تیتر روزنامه ها یا خریدن یک یا دو سه تای آن، به ساری و نکا می رفتی تا از اوضاع مملکت باخبر می شدی. خصوصاً روزهایی که اخبار داغ تری داشت و فضا تیره و تار و کشور متشنج می شد.


 

روستای دارابکلا  مهر1396 ( ارسالی رنگین کمان)
عکاس: سیدمحمد صباغ
 
 
اما دو نفر از همان ابتدای دهۀ شصت و دو نفر دیگر در دهۀ هفتاد، برای این کار سیاسی و فرهنگی و اعتقادی گام برداشته بودند، که همۀ زحمات خوب آنها بعدها اَبتر ماند و رها شد. چون کسی دنبالۀ کارشان را نگرفت و خودشان نیز استمرارش ندادند. و هنوز که هنوزه روستای دارابکلا، حتی یک دکّۀ مطبوعات و فروش مجلات و کتاب ندارد.



آن دو نفر دهۀ شصت دوستان من سیدعسکری شفیعی دارابی و سیدموسی موسوی دارابی بودند که سیدعسکری هفته نامۀ «رسالت دانش آموز» را از سپاه به دارابکلا می آورد و به من می داد و من در مدرسۀ راهنمایی توزیع _فروش_ می کردم. و سیدموسی، روزنامۀ جمهوری اسلامی را عصرها پس از بازگشت از کمیته ساری، به محل می آورد و خود با پای پیاده کوچه به کوچه و یا در وسط تکیه پیش به مشترکین اش می داد.



و آن دو نفر دهۀ هفتاد هم عبارت بودند از: آقایان مهدی بریمانی و موسی رمضانی معلم (فرزند مرحوم محمد بالامحله. به گمانم داماد مرحوم میراحمد موسوی). که هر دوی شان فروشگاه لوازم التّحریر تأسیس کرده بودند و روزنامه و مجلات و کتاب های درسی و غیردرسی هم می آوردند. جناب مهدی بریمانی در مغازۀ زیر خونۀ مرحوم سیدطالب شفیعی پدرِ سیدباقر، جنب کوچۀ مرحوم حاج آق مهدی دباغیان؛ که هم اینک باطری سازی عباس کارگر شده است. و دوست خوب مان آقاموسی رمضانی هم در مغازۀ حسن طالبی (برادرِشهید محمدجواد طالبی)، روبروی بانک صادرات _مهر_ دارابکلا.


من در آن سال ها، تابستان ها وقتی به دارابکلا می آمدم، با هردوی آنها به مدت سه ماه اشتراک می بستم و روزنامۀ اطلاعات و سلام و ... می خریدم. که با تأسف باید گفت هردو مطبوعاتی، پس از مدتی خدمت رسانی خوب و شایسته و قابل تحسین، تعطیل و جمع شد. (
تاریخ سیاسی دارابکلا)
۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۵۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

دارابکلا اوسا مُرسم


عکسهای تازه دارابکلا





عکس ها در اینجا




۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سید میلاد شفیعی

به قلم دامنه


هوالشّافی


تو می مانی سید میلاد زیبای ما

تو را می خواهیم فرزند آقاسیدمجتبای ما

ای پسر قشنگ هاجرِ یوسف ما

زودِ زود بیا، زود، خیلی هم زود به تندی بادها

همۀ رزاقی ها، آهنگرها و شفیعی ها

منتظرتند میلادآقا

رفقای بابابزرگت و سیّدعلی اصغر ما

کی دل داره نوۀ یوسفِ هجران ما را

آن گونه ناخوش ببینه. ها؟

میلاد ما، میلاد ما

تو طعم یوسف ما را داری آقا

می خواهمت من با همۀ آن خاطره ها




۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۲۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |