قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، عرفان، ایمان

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مباحث دینی» ثبت شده است

عرفان و خدا از نظر دکتر شفیعی کدکنی

متن نقلی. تنظیم دامنه: از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی شاعر، محقق و پژوهشگر: ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در میان دانشجویان دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد چنین گفت:

 

«عرض خاصی ندارم چون تصور نمی‌کردم به چنین مجلس با شکوه و ارزشمندی حاضر شوم، فکر می‌کردم قرار است به اتاق کوچکی بروم و میان جمعی چند نفره از دانشجویان مقطع دکترای ادبیات، حاضر شوم تا برای بعضی سؤالات، مختصر پاسخی داشته باشم. در کلاس هم روش تدریس من همین است. ابتدای سال کتاب‌های معینی را تعیین می‌کنم که دانشجویان باید بخوانند و به آن‌ها می‌گویم در طول مدت درس می‌توانند سؤالاتشان را از این کتاب‌ها و از هر چه دلشان می‌خواهد، بپرسند تا شاید من پاسخی برای آن‌ها داشته باشم. من نمی‌گویم علامه دهرم اما همه عمرم را کتاب ورق زده‌ام به خصوص کتاب‌هایی با موضوع فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی. در دانشگاه پرینستون و هاروارد هم روش درس من همین بود.»

 

منبع عکس

 

سؤال جمع حاضر از استاد شفیعی کدکنی این بود: «تعریف شما به طور مشخص از عرفان چیست؟ او پاسخ داد: «تعاریف زیادی از عرفان و تصوف در میراث ما به صورت مکتوب باقی مانده است که بسیاری از این تعاریف و روایت‌ها در کتاب مهم و ارزشمند حلیه العلماء آورده شده است در این کتاب نویسنده بیش از هزاران تعریف از عرفان و تصوف ارایه کرده است. این تعاریف‌ متعدد نشان می‌دهد هیچ کس نمی‌تواند در مورد خداوند به طور علمی‌صحبت کند. از آغاز روزی که انسان خلق شد تا آخرین روز زندگی آخرین انسان همواره دو پرسش اساسی مطرح است که خدا چیست و زیبایی چیست؟ در فاصله بین این دو پرسش، پرسش‌های متعدد دیگری هم مطرح خواهد شد . کسانی هستند و خواهند بود که تلاش کرده اند به این سؤالات پرسش‌هایی بدهند این افراد معمولاً نماینده‌هایی از ادیان بشری بوده اند اما از آن جا که معرفت نسبت به خدا، معرفت علمی‌نیست و انسان زیبایی را درک می‌کند اما نمی‌تواند علمی‌ به این سؤالات پاسخ دهد بنابراین همه پاسخ‌هایی که تاکنون به این سؤالات داده شده علمی‌ نیست، بلکه اقناعی است.»

 

پاسخ اقناعی شفیعی کدکنی به پرسش عرفان و تصوف:« عرفان از نظر من نگاه هنری و جمال شناسانه نسبت به تجربه دینی و الهی ادیان است . از نظر من بین عرفان و تصوف تفاوتی وجود ندارد و هر دو یکی است. این پاسخ حاصل تأملات شخصی و مطالعات من است و تا کنون در جایی نخوانده‌ام. شاید این پاسخ برای بعضی اقناع کننده باشد اما پاسخی نیست که بتواند همه بشریت را راضی کند.به نظر من همه ادیان ناشناخته و شناخته شده در باب نگاهی که به هستی از منظر دین خودشان داشته اند، دو چشم انداز دارند.این افراد یا نگاه جمال شناسانه به دین داشته اند که همان عارفان هستند و یا خواسته‌اند از دین منتفع شوند.»

 

وی در ادامه صحبت‌هایش به درک جمال شناسانه هم اشاره کرد. او گفت: اگر تذکره الاولیاء عطار را بخوانیم، می‌بینیم او قریب به صدنفر را به عنوان مصادیق عارف نقل می‌کند که مطمئناً درک زیبایی و تجربه زیبا شناسانه آن‌ها از دین یکسان نیست مثلا تلقی جمال شناسانه در بایزید بسطامی، خرقانی و حلاج با عرفانی که در ابوسعید ابوالخیر وجود دارد متفاوت است. بارقه‌های عرفان در قرون اولیه هجری شمسی با قرن‌های بعدی کاملا متفاوت است اگرچه هر دو عارف اند اما درک جمال شناسانه آن‌ها یکسان نیست مثل برخوردی که دو نفر از دیدن یک گل دارند یک نفر چند دقیقه گل را نگاه می‌کند و از آن لذت می‌برد و دیگری ممکن است ساعتها مسحور زیبایی همان گل شود. بنابراین تجربه و درک زیبایی و جمال در افراد یکسان نیست و نسبی است از این رو نمی‌توان برای خدا و زیبایی تعریفی ارایه کرد که جنبه علمی‌داشته باشد. هر کس تعریف علمی‌در خصوص خدا و درک زیبایی ارایه کرده یا شیاد است یا ساده دل چون عرفان قلمرو اثبات علمی‌نیست بلکه قلمرو اقناع است و گاهی اقناع بسیار قوی تر از اثبات علمی‌بر افراد تاثیر می‌گذارد. »

 

دانشجویان پرسیده بودند: «کار کرد عرفان در قرن حاضر چیست و آیا انسان قرون آینده به خدا نیازی دارد؟» شفیعی کدکنی پاسخ داد: « نمی‌دانم آیا بشر به مرحله‌ای می‌رسد که بتواند خدا را از زندگی حذف کند، جز خدا کسی پاسخ این پرسش را نمی‌داند. یعنی آیا انسان قرن ۲۲ و ۲۳ بی نیاز از خدا می‌شود؟ شواهد زندگی امروز نشان می‌دهد بسیاری از انسان‌ها خدا را قبول ندارند و نمی‌توان گفت مساله خدا برای همه ضروری است اما برای من دشوار است تصور کنم انسان به جایی برسد که بخواهد خدا را به طور قطع به یقین از ذهن اش حذف کند و یا انسان‌ها بخواهند خارج از تعاریف ادیان با هم توافق کنند که چیزی به نام خدا مطلقاً وجود ندارد البته منظور من این جا خدای ادیان نیست. »

 

شفیعی کدکنی از اولین روز دانشجویی اش چنین گفت: «من اصلاً به دبستان و دبیرستان نرفتم. آرزو داشتم کیف داشتم و مثل همه به مدرسه بروم اما مقدمات را در منزل خواندم و بعد در کلاس‌های طبلگی حاضر شدم و بسیار جدی هم خواندم. بنابراین خیلی دیر به فکر دانشگاه رفتن افتادم اما دروس طلبگی را پیش مطالعه می‌کردم و مثلاً وقتی در محضر درس آیت الله میلانی ظاهر شدم می‌دانستم چه می‌گوید. فکر مدرک گرفتن نبودم. وقتی در کنکور شرکت کردم ۲۳ سالم بود. روز اول که رفتم دانشگاه دیدم شاگرد اولم. برای من این مسأله طبیعی بود چون مقالاتی که من طلبه بودم در روزنامه خراسان آن‌ها را به دانشجویان دانشکده ادبیات رفرنس می‌دادند. بنابریان برای من طبیعی بود اما مردی عظیم الشأن در فرهنگ ملی و خراسان و دانشگاه یعنی مرحوم استاد دکتر علی اکبر فیاض، وقتی که اعلام شد من شاگرد اول شدم، حکم کارمندی حقوق بگیر ماهانه برای من گرفت که کتاب‌های عربی دانشکده عربی دانشکده ادبیات را کاتالوگ کنم که این مسأله برای من خیلی ارزشمند بود. دکتر فیاض با این کارش حق بزرگی بر گردن من دارد و لطف بزرگی به من کرد و  مرا در جهتی که داشتم، تقویت کرد چون بودن من در کتابخانه باعث شد مطالعات من وسیع تر شود و این برای من خاطره‌ای عزیز و سازنده است. من هیچ وقت لطف شادروان دکتر علی اکبر فیاض را فراموش نمی‌کنم و کاش دانشکده ادبیات تندیسی از ایشان بسازد و آن را را در وروردی دانشکده نصب کند تا دانشجویان ایشان را بشناسد و قدر زحماتش را بدانند.» (منبع)

۱۰ آذر ۹۸ ، ۰۶:۵۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

زیارت رضوی توحیدی (۳)

به قلم دامنه : به نام خدا. سلام. زیارت رضوی توحیدی. قسمت ۳. پست ۴۷۰ مدرسۀ فکرت. از حرم، سبکبال‌تر از تمام روزهای یک سال قبل، به هتل بازگشتیم. عصرها و شب‌ها در سوئیت (=سراچه، خلوتگاه، اتاق هتل) به بحث می‌نشستیم و به سؤالات همدیگر پاسخ می‌دادیم؛ جای مزاح و شادزی‌بودن را نیز تنگ نمی‌کردیم؛ به‌طوری‌که گاه از مزاحی که شکل می‌گرفت، تخت و مبل زیر پای ما به جَرکّه‌جِریکّه می‌افتاد و نفس از تنفس دَم و بازدم، بازمی‌افتاد. ازین بگذرم.

 

جدا از چند بحثی که در هتل انجام می‌دادیم، یک پرسش و بحث را به حرم بردیم و در ضلع غربی رواق آینه حلقه زدیم و همگی به آن جواب دادیم. سؤال من این بود: در زیارت آیا به اصل توحید خدشه وارد می‌شود؟ چه جوابی به کسانی که ایرانی را در انجام زیارت، به شرک متهم و به تکفیر تهدید می‌کنند، دارید؟ به آن دسته افرادی که در ایران، به اصل زیارت بی‌اعتقاد شدند و آن را به سُخره می‌گیرند و خود را به انجام آن، بی‌باور کرده‌اند، چه پاسخی دارید؟

 

صحن انقلاب: جعفر رجبی. سید علی‌اصغر. جعفر آهنگر. سید رسول. دامنه. عکاس: جناب رهگذر

عکس‌ها در اینجا

 

همگی پاسخ دادیم و تا پاسی از شب حرم را -با این بحث دینی‌مان- برای خویش محلی برای دانش‌افزایی و تقویت روح کردیم. من فشرده‌ایی از پاسخم در آن حلقه را اینجا می‌نویسم، شاید برای زائرین رضوی نافع افتد و یا افکاری را به بازبینی بکشاند:

 

گفتم خدای باری‌تعالی از دسترس دیدِ بشر خارج است، او سازنده است، او ربّ است، یعنی پروردگارِ پرورش‌یافتگان و خالق تمامی جُنبندگان که از عشق‌بازی و معناگرایی مخلوق خود خیلی‌خشنود می‌شود و خود چون نادیدنی است، در جهان به صورت «جلوه» ظاهر می‌شود تا معشوق و معبود پرستندگان والِه و عاقل بماند. او چون ذاتِ مهربانی و عشق و پاکی و سازندگی است، مثلاً عشق آدمی به مادر، احترام انسان به پدر، دوستی بشر با کوه بلند و مهرورزیِ ما به حیوانات و تمامی طبیعیات جهان را بسیار دوست می‌دارد.

 

گفتم همان‌طورکه ما به یک قُله‌ی بلندِ برفیِ زیبایِ اثرگذار بر زمین و جانداران عشق می‌ورزیم و آن را جلوه‌ایی گیرا و پایدار از آفریدگار می‌دانیم و هر بار که آن را می‌بینیم لذت می‌بریم و به قله‌‌هایی مانند دماوند و دنا و سهند و سبلان عشق می‌ورزیم و حتی نام فرزندان‌مان را مثلاً سهند می‌گذاریم، و حضرت پروردگار نیز به این گرایش‌ها و گزینش‌های آرام‌بخش ما راضی و خشنود است، به انسان‌های والاتر از کوه‌ها، قله‌ها، طبیعت، دامنه و دشت نیز می‌توانیم عشق بورزیم و خشنودی خدا را فراهم سازیم. و امام رضا -علیه السلام- یکی از آن اولیای الهی است که فلسفه‌ی توحید و شعار بنیادی «لا اله الا الله» را در جان بشریت منتشر  کرده است و در زمانه‌ی خود از مظلوم در برابر ظالم و از حق در برابر باطل و از عدل در برابر ستم و از سخن در برابر شمشیر و از مناظره در برابر مقابله دفاع کرد.

 

گفتم مگر مرحوم شهریار در شعر بلندش از «حیدربابا» نگفت؟ مگر با «حیدربابا» دردودل نکرد؟ مگر «حیدربابا» یک کوه در اطراف تبریز نبود؟ بود. ولی او آن کوه را جلوه‌ای از جلوه‌های پروردگار می‌دانست و با او شعر سُرود و حکمت زندگی را گفت و گفت و گفت. بنابراین، انسان که از کوه بزرگتر و از همه‌ی مظاهر هستی اصیل‌تر است و امام رضا -علیه السلام- یک جلوه‌ی برجسته از جلوه‌های آفریدگار است و احترام، عشق، ارادت و زیارت به آن امام معصوم (ع) در ردیف اصالت‌بخشی به اصل توحید است، نه بُت‌سازی و شرک و غُلات‌گری. و زائرین رضوی چونان شهریار با این حرم، نجوا می‌کنند و به یکتاپرستی برمی‌خیزند، زیرا انسان، موجودی مُنبسط و گشاینده است.

 

گفتم همان‌طور که کوه، جانِ زمین را سیراب می‌کند و به قول قرآن چونان میخ‌ها (=اُوتاد) زمین را نگه می‌دارد، و انسان‌ها به کوه عُلقه و احترام می‌کنند و به دیدار با قله‌ها و کوهسارها و آبشارها و چشمه‌جوشان‌ها می‌روند، حرم و قبر پیشوایان والایی چون امام رضا (ع) نیز میان دوستداران، پیروان و ایرانیان جایگاهی بلند، قله‌ای معنوی، حرمی رفیع و مشهدی (=شهادتگاهی) مقدس است. و دیدار و زیارت آن، توحید را تجلّی می‌دهد و جان تشنگان پرستش خداوند را سیراب می‌گرداند.

 

گفتم علاوه بر این در کتاب‌های دعا و نیز متن‌های زیارات همیشه به اصل توحید توجه شده است و بر زائرین تأکید شده است در ذکر دعا و زمزمه‌ی متون زیارت فرازهای توحیدی را در دل و زبان جاری کنند. مثلاً شیخ مفید در آن دعای پس از نماز زیارت امام رضا (ع) به‌خوبی بر توحید توجه و تمرکز داده است. لذا مردم ایران چون امام رضا (ع) را مظهر و جلوه‌ایی از توحید می‌دانند به زیارت او نائل می‌شوند؛ و در حرمش به قُرب خدا می‌روند و به پرستش «الله» می‌پردازند و به توحید و یکتایی و یگانه‌پرستی می‌اندیشند و خشنودی خدا را می‌آفرینند و خدای متعال خود وحی فرستاده برای تقرب به من وسیله جست‌وجو کنید و «توسُّل» به قبر و حرم رضوی و وصال و اتصال به روح امام معصوم (ع) همان جست‌وجوی وسیله است. و الا قبرها در جهان فراوان است و کمتر کسی به صاحبان آن قبرها -که نماد ظلم و ستم و انکار خدا بودند و ضد توحید عمل می‌کردند- اعتنایی دارند و بسیاری از آن قبرها مَزبَله (=زُباله‌دانی) شده‌ و ظالم را در خود فرو برده است. جمع‌بندی زیارت رضوی در قسمت بعدی.

۹ آذر ۱۳۹۸
ابراهیم طالبی دارابی [دامنه]

قسمت اول: اینجا ، قسمت دوم: اینجا

۰۹ آذر ۹۸ ، ۱۱:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زیارت رضوی توحیدی (۲)

به قلم دامنه. به نام خدا. سلام. زیارت رضوی توحیدی. قسمت دوم. پست ۴۶۹ مدرسۀ فکرت. ورودمان به هتل گلشن رضوی را پیش‌ازظهرِ ۲۸ آبان ۱۳۹۸ به ثبت رساندیم و در محل اقامت‌مان قرار و آرام گرفتیم؛ با حالات گونه‌گون: خوشحالی از سالم‌رسیدن به مقصد. سکوت و فرورفت به اعماقِ انگیزه‌ها و آرزوهای فردی. ازدیاد خنده‌ها و شوق وصال‌ها از طریق خواندنی‌ها و شنیدنی‌های طرفینی، چه جوک، چه مزاح، چه فکاهی، چه جدّی و چه نکته و پندرسانی. هم‌باشی ذهنی و کلامی و فکری برای بیان آثار و برکات جمع‌بودن رفیقان در کنار هم آن‌هم برای زیارت حرم.

 

بست نواب صفوی حرم رضوی. عکاس: جناب رهگذر

 

از زیبایی‌های زیارت نزد ایرانیان و مسلمانان، چند چیز بیشتر جلوه دارد و این آداب، ترکیبی از تأکیدات موجود در فرهنگ و ادب فاخر ایران و آموزه‌های متین و مُبین دین اسلام است؛ که اگر رعایت گردد، جان و جسم و جهان و روح و روان آدمی را پاک و طَهور نگه می‌دارد. مانند:

 

۱. پاکیزه‌بودن جسم و لباس. ۲. تقلّای روحی برای دیدار و اَدای احترام. ۳. خوش‌بویی با عطر و اُدکلن و مُشک. ۴. طهارت و غسل با آب و اِنابه (=بازگشتن به درستی و راستی) ۵. رعایت ادب و فروتنی در پیشگاه و درگاه و بارگاه حرم. ۶. شوقُ و ذوقُ و رونق قلب و تخلیه‌ی خاطر از مُخیّلات بد و حسّ سبکبالی در دل و درون. ۷. ورود فروتنانه و وِردهای زمزمانه و دردِدل صمیمانه و واگویی‌های مخفی و خفیِ زائرین با صاحب حرم؛ که در مشهد امامی رئوف و رضا، دانشمند، صاحب چندین جلسه مناظره و گفت‌وشنود و نیز دارای آثار و روایات و حدیث و سخن‌های فراوان و مشتهر به عالم آل محمد (ص) این دیدار و زیارت را جِلوه‌یی جاذب و جالب می‌بخشد.

 

زیارت در یک معنا در لغت یعنی مایل‌شدن، تابیدن، خمیدگی. مثلاً انوار آفتاب وقتی به کناره‌ی کهف (=غار) می‌تابید، قرآن از آن تعبیر به زیارت کرد، یعنی نور خورشید به سمت غار مایل شد تا به اصحاب کهف بهره برساند. زائر حرم هم یعنی کسی که میل به دیدار کرده و مایل به امام شده است.

 

با صرف ناهار هتل و استراحت در اتاق اقامت و سپس اغتسال‌ها (=غُسل‌ها و سر و تن شستن) مستحبّی و نیز سِرو (=پذیرایی) میوه‌های جوواجور همراهان از پِچ و نارنگی گرفته تا انار و تخمه و کهی‌تیم، عصرِ همین روز، اولین قدم‌های‌مان را در بستِ نواب صفوی در ضلع شرقی و سمت طلوع‌گاه آفتاب در حرم رضوی گذاشتیم. پس از تفتیش، هر کس با حال درون خویش و قال بیرون خود لحظه‌به‌لحظه به مَضجع و ضریح و قبر امام عزیز و محبوب دل ایرانیان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد و گام‌های خود را هرچه جلوتر می‌رفتیم، کوتاه‌تر و آرام‌تر و متواضعانه‌تر می‌نمودیم تا ادبِ آداب زیارت‌رفتنِ ایرانیان تمدن‌دار آگاه را انجام داده‌باشیم.

 

خوبی این‌که، این جمع و ترکیب رفیق، دهمین زیارت رضوی خود را به صورت جمعی تجربه می‌کرده که چند سال پیش‌تر در سنّ چهل‌سالگی هم‌پیمان شده‌بودیم اربعین دوم زندگی فردی خود را در جمع دوستانه در حرم امام رضا -علیه السلام- ادامه و استمرار دهیم؛ ازین‌رو، در دهمین سفر رضوی، این جمع، از فرآورده‌های وصال و اتفاق، از آثار و دلتنگی‌های وداع و افتراق و نیز از شهد شیرین قُرب و همچنین از تلخی زهرِ غُربت خبر داشت. در آن ساعت قرار، زیارت در حالِ زار دست داد و دست‌‌های‌مان به نیاز توحیدی دراز شد و گام‌های‌مان را به پیشگاه رضوی برداشتیم، تا بر کمبودها و کمیابی‌ها چیره‌تر گردیم و بر «فکر دینی» خود چِلّه و شاخه و شاخسار و شکوفه و ثمره بزنیم (البته اگر قادر بمانیم) تا ریشه‌ی‌مان نخشکد. آوند‌های‌مان بی‌آب نگردد. در هجوم پلیدی‌ها و رِجسِ زمانه نپوکیم و نپوسیم. تحلیل ربطِ توحید و زیارت و زاده‌شدنِ دوباره و زادِ راه برداشتن بماند در قسمت بعد.

قسمت اول: اینجا

۰۸ آذر ۹۸ ، ۰۹:۵۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

زیارت رضوی توحیدی

به قلم دامنه. به نام خدا. زیارت توحیدی. پست ۴۶۸ مدرسۀ فکرت. ۲ بامداد ۲۸ آبان ۱۳۹۸، داراب‌کلا را به سمت مشهد مقدس پیمودیم؛ ۷۰۰ کیلومتر مسافت، با بیشینه‌ی ۱۱۰ کیلومتر سرعت، و با کمینه‌ی ۶۰ کیلومتر حَزم و احتِیاط. راندیدمُ و راندیم، تا رسیدیم به حرم و پناهی که به آن، از ازل تا ابد دل سپُرده‌ایم؛ هشت چیز در طی مسیر، جان ما را به جمع، جوش می‌داد:

 

۱. شِلاب؛ این باران شدید که از آسمان همانند سنگ‌تِریک می‌بارید.

 

۲. برف سپید پُفکی که کناره‌های جاده‌ی پرخاطره‌ی امام رضا -علیه السلام- را دیدنی‌تر و پذیرفتنی‌تر می‌نمود.

 

۳. دو قُرص آغوزنُون گِردِ پُرملاطِ پیازداغ‌زده‌یِ اِنارتیم‌دارِ وَرزداده‌شده با کَره‌حیوانی که آق‌سید علی‌اصغر برای مدیریت شکم در دلِ شب پُربرف و باران و بوران از دست‌پخت همسر گرامی‌اش، در سفره‌ای پارچه‌ای پیچاند و بینِ‌راه خوراک سحرگاهی‌مان کرد؛ با نهایت لذت.

 

۴. خنده‌ها، لُغُزها، گپ‌وگفت‌ها، تحلیل‌مَحلیل‌ها و نکته‌پرانی‌های همراهان داخل ماشین، که دنا را برای راندن، هَندلینگ‌تر (=خوش‌دست‌‌تر و خوش‌احساسی‌تر) می‌کرد. سیاسی‌میاسی که بلد نباشی، داخل ماشین جون می‌دهد برای فقط شنُفتن و خندیدن و تِک‌میم کردن.

 

دامنه. منطقۀ دشت تونل گلستان. آذر ۱۳۹۸، عکاس: سید علی‌اصغر

 

مشهد. آلاچیق هتل گلشن. سیدرسول. سید علی‌اصغر. جعفر آهنگر. جعفر رجبی. دامنه

عکس‌ها در اینجا

 

۵. خطرناک‌بودن مسیر در شبِ برفی و بارانی و بورانی، ترسِ گریز از قانون رانندگی را شدّت می‌داد و کورانِ مسیر پُرگردنه بر مسافرین رضوی گرمای وجود و دمای دل را حِدّت می‌زاد.

 

۵. وقتی در دَم‌دَمای گرگ‌ومیشی تولِج و تبدیل هوای سحر به صبح در دشت بالاتر از تونل جنگل گلستان پیاده شدیم تا نمازمان را به اَداء -نه قَضا- بگزاریم، این سوز تا استخوان‌ها و سینوس‌ها نفوذ کرد و سِنسورها (=حسگر)های قلب‌مان را حسّاس‌تر کرد؛ چراکه، انسان توحیدی می‌فهمد خدا این پیدایش و پیمایش را از آیه‌ها و نشانه‌ها کرده و در آیه‌ی ۲۷ سوره‌ی آل‌عِمران فرموده:

 

تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ ۖ وَتُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ ۖ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ.

 

یعنی: خداوندا، تو شب را به روز و روز را به شب درآورى و زنده را از مُرده و مُرده را از زنده بیرون آورى و هر که را خواهى بى‌شمار روزى مى‌دهى.

 

۶. خوب‌تر این‌که وقتی پنج رفیق سرنشین همگی رانندگی را از بَر باشند، ۷۰۰ کیلومتر راه، میان همه سرشکن می‌شود و خستگی، چشم و کمر را در نمی‌نوَردد. و همین، خوشی و پیمایشِ وصالِ مسیر زیارت را صدچندان می‌کند.

 

۷. از چناران که گذشتی و به مشهد نزدیک شدی هر کس دوست دارد به نزدیک‌ترینِ‌های خود خبر دهد که دیگر رسیدیم؛ یعنی تا نیم‌ساعت دیگه مشهدیم. و این تماس‌ها و خبرگیری‌ها، وَجه و رُخ دو سوی تلفن را سرخ‌فام می‌کند و دندان‌ها را در دو سوی لب، نمایان، که آری؛ خدا را شکر به سلامتی به مقصد رسیدند. همین حس قشنگ، از آداب پایدار مسافرت‌ها در میان ایرانیان است که وقتی دو همسر، دو یاور، دو دوست، دو دلداده و یا دو دلباخته از هم دور می‌شوند، برای همدیگر لذیذتر و محبوت‌تر می‌شوند. فلسفه‌ی فراق برای دو دلِ دورافتاده از هم، و دو روح مُنفصل (=جدایی جسمانی) در این زمان معنی پیدا می‌کند.

 

۸. بارگاه که نمایان شد، میان همراهان وِلوِله می‌افتد، آن‌طور که گویی در لوله‌های وصال و اشتیاق‌شان آب‌ زلال روان شد و در رگ‌های زیارت و مَودّت‌شان به امام رئوف حضرت رضای آل محمد (ص) خون تازه جاری و در قنات وجودشان، چاه زمزم، ساری.  با این حس‌وحال، ساعت 11 پیش از ظهر، وارد شدیم به لابی هتل گلشن رضوی... بقیه در قسمت بعدی.

۷ آذر ۱۳۹۸
ابراهیم طالبی دارابی [دامنه]

قسمت دوم: اینجا

۰۸ آذر ۹۸ ، ۰۱:۲۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

صِرَاط مُسْتَقِیم یعنی پیامبر و پرستش خدا

یس. وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ. إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ. عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ. یس. سوگند به قرآن کریم، که بی‌تردید تو از فرستادگانی، بر راهی راست [قرار داری.]

آیۀ 1 تا 4 سورۀ یس: ترجمۀ انصاریان

 

تفسیر علامه طباطبایی

خداى تعالى در این آیه به قرآن حکیم سوگند مى‌خورد بر اینکه رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) از مُرسلین است. و اگر قرآن را به وصف حکیم توصیف کرد، براى این است که حکمت در آن جاى گرفته، و حکمت عبارت است از معارف حقیقى و فروعات آن، از شرایع و عبرت‌ها و مواعظ... و توصیف (صراط) به استقامت، به منظور توضیح بوده، و گرنه در معناى خود کلمه صراط، استقامت خوابیده، چون صراط به معناى راه روشن و مستقیم است، و مراد از (صراط مستقیم) آن طریقى است که: عابرِ خود را به سوى خدا مى‌رساند، یعنى به سعادت انسانى‌اش، که مساوى است با قُرب به خدا و کمال عبودیت. المیزان.

 

نکتۀ دامنه: به نام خدا. بنا بر نظر برخی از صاحبنظران، به تصریح آیۀ چهار یاسین «صراط مستقیم» پیامبر اکرم (ص) است و به تصریح آیۀ 61 یس یعنی این آیه: [وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ» و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم.] «صراط مستقیم» یعنی پرستش حضرت باری‌تعالی. جمع این، همان تفسیری است که علامه در بالا بیان فرمودند که مُراد از صراط مستقیم یعنی راهی که روَنده و عابر را به سوی خدا می برَد و به پروردگار می‌رساند. که این رستگار‌شدن انسان است. این نوشتار را با هدف گرامی‌داشت میلاد حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و میلاد امام صادق -علیه‌السلام- تقدیم کرده‌ام. که آخر کلام را به یک حدیث گوهربار از آن امام اندیشمند و بنیانگذار فقه جعفری مزیّن می‌نمایم که حکیمانه فرمودند: «رعایت‌نکردن حقوق، زبونى است، و آدمی را براى پوزش‌خواهى به دروغ وامى‏‌دارد.» (تحف‌العقول، ص۳۶۰)

۲۴ آبان ۹۸ ، ۰۸:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

موعودگرایی

به قلم دامنه: موعودگرایی. به نام خدا. سلام. در شیعه اندیشه‌ی منجی، مَهدی، موعود، ظهور و منتظِر و منتظَر بسیار غلیظ‌تر از دیگر ادیان و مکاتب سیاسی است. هم در هندو، هم در بودایی‌ها و هم در مارکسیسم وعده و آینده وجود دارد. «هندو»ها منتظر ویشنو هستند که او را کالکی می‌نامند. بودایی‌ها اما ظهور پنجمین بودا را روزشماری می‌کنند. حتی مارکس و لنین نیز با موعودگرایی قطعی، افکارشان را نزد پیروان جاوید ساختند. مارکس در تئوریک (=نظری) و لنین در پراتیک (=عملی). و بهاییان نیز -که از نجف و کربلا و سپس ایران توسط چند سردمدار خودخواه مذهبی و مشکوک سربرآوردند و از ساخته‌های دستان نامرئی استعمار است- بر این نظرند که ظهور رخ داد و تمام شد و انتظار منجی دیگر خیالات است و باید به درگاه «باب» رفت که سردمدار و رهبر بهایی در هر عصری، «باب» انسان‌ها محسوب می‌شود؛ یعنی دروازه‌ی مذهب و ایمان که آنها «ایقان» می‌نامند یعنی یقین، که در معنا و تلقی‌شان از ایمان پیش‌رفته‌تر است. ازین‌رو علی‌محمد باب کتاب خود را «ایقان» نام نهاد و روز عاشورا را روز جشن و شادی و عید و پایکوبی می‌دانند.

 

ازین بگذرم. فقط خواستم مفهوم و فکر مهدویت و منجی‌گرایی را کمی باز کرده باشم که یعنی مهدی‌گرایی، یعنی هدایت‌خواهی، یعنی وجودِ پنهان و غایب یک نجات‌بخش آخرالزمانی که برای نجات و صلح و آینده‌ی سرشار از عدالت و درستی و راستی ظهور می‌کند.

 

 

نکته: سه نکته می‌گویم و می‌گذرم: ۱. در قرآن مسأله‌ی مهدویت به صراحت مطرح نشده است؛ اما مفسرین برخی آیات را برای آن به تأویل برده‌اند که سخن‌شان مبتنی بر روایت است. حتی آیه بقیة‌الله نیز در شکل ظاهری آیه مربوط به کیل (=وزن و میزان و ترازو) است، نه مهدی و مهدوی. ۲. مهدویت در ایران به سمت انحراف کشانده شد. مانند انجمن حجتیه که حلبی مشهدی آن را بنا کرد و دست شیعه را از تعیین سرنوشت بُرید و فقط او را منتظر (=چشم‌به‌راه) به زبان شیرین محلی «خاشکِه‌چو» گذاشت، همین. ۳. انتظار و ظهور دو پدیده‌ی مرموز و از اسرار است، بنابراین برای آن افکاری که فقط خردورزی و معنویت جدا از دین را تعقیب می‌کنند و سهمی برای امامِ زمان خود در نظر نمی‌گیرند، قابل هضم و پذیرش نیست؛ یا دست‌کم امری پیچیده و سخت است و در بالاترین رویکرد، پدیده‌ای موهوم است و خردناپذیر.

 

اما یک شیعه‌ی امامیه (=اثنی عشری دوازده‌امامی) سخنان و وعده‌ها و افکار امامان خود را راست و مبتنی بر حقیقت محمدی می‌داند و به این راز اعتقاد دارد و انتظار می‌کشد، که این مکتب امید و دین آینده‌دار است. به عبارت بهتر بگویم که باور به حضرت مهدی و موعود و ولی‌عصر (عج) یعنی نماندن در گذشته و نیل به آینده و روح سازنده.

 

خط پایانی: این پست را از آن‌رو نوشتم چون با شهادت امام حسن عسکری (ع) مسأله‌ی غیبت صغرا و کبرا شکل گرفت و امام دوازدهم (عج) شیعیان به مشیت الهی از دیده‌ها پنهان گردید و تا زمان ظهور و قیام صلح‌انگیز، عمری نامیرا یافت و در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کند، زیرا حضرت مهدی (عج) که اباصالح نام دارد، خود نیز بیش از منتظران و چشم‌به‌راهان خواهان ظهور است. ولی خدا صلاح نمی‌بیند. من به عنوان یک شیعه‌ی منتظِر و باورمند مکتب انتظار و ظهور منجی و قیام حضرت قائم (عج)، این متن را نوشتم. پوزش، که متنم دراز است؛ گمانه‌ام این بود کارساز است.

 

اشاره: سالروز شهادت امام یازدهم، همزمان روز سرآغاز امامت امام زمان (عج) است. خدایا خود بهتر از همه می‌دانی که چه زمانی امام زمان ما ظهور کنند، پس ظهور حضرت فرج (=گشایشگر مردم و دین) دست خودت است و من فقط آرزو می‌کنم آن امام عزیز مرا به عنوان یک پیرو، لایق پیروی از مکتب انتظار  و عاشورا بداند. والسلام.

۱۹ آبان ۹۸ ، ۱۶:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سِلْمٌ و حَرْبٌ

به قلم دامنه : به نام  خدا. در زیارت عاشورا یک فرازی است که نه فقط درون مایه ی آن غنی است بلکه بازتاب بیرونی آن نیز دارای بار اغنایی و پیام اقناعی است. «یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَهِ» یعنی: اى اباعبداللّه! من تسلیمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت.
 
من معتقدم این عبارتِ زیارت عاشورا، اساس و مرامنامه ی زندگی شیعیان می باشد و هر انسان آزاده و بامنطقی اگر ژرف به این بیندیشد، نمی تواند حسّ خرسندی و عزت و رضامندی نداشته باشد. زیرا سیر منطقی، طبیعی، انسانی و شرعی این فراز زیارت، از قرآن و وحی و سیرۀ نبوی و عترت ریشه می گیرد؛ یعنی منطبق است با آیۀ 29 سوره ی فتح: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ. بدین معنی: محمد پیامبر الهى است و کسانى که با او هستند بر کافران سختگیر و با خودشان مهربانند، (ترجمه ی بهاءالدین خرمشاهی)
 
 
 
نکته: تسلیم حق و شرع بودن و بنای زندگی بر صلح و دوستی و پرهیز از هرگونه خشونت و تشنج و کشورگشایی، در زیارت عاشورا اصالت و پایه ی دینی و عاطفی دارد. سپس اگر کسی یا کشوری و یا تفکری، ارزش بی پایان صلح را لگدمال کرد و شرع و شهر را زیر حملات جنگجویانه اش قرار داد، یک شیعه ی شیدای حسینی فریادش به مقتدایش این است از حَرب و جنگیدن با جنگجویی که ضد صلح و برهم زننده ی سِلم و سلامتی و امنیت و آرامش است، هیچگاه نمی هراسد؛ بلکه، با بکارگیری عزت، شجاعت، انصاف و عدالت دست به مقاومت می زند، تا باز نیز صلح و آرامش به محیط زندگی بشریت پدیدار شود. درود دارم به تفکری که سِلْمٌ و حَرْبٌ را باهم دارد، سِلم و صلح دایمی، و حرب مشروط و به وقت لزوم و وجوب. این راهی است که صاحب محرم حضرت امام حسین (ع) آن را تابلوگذاری کرده است.
۰۲ آبان ۹۸ ، ۰۸:۰۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دو بال سبز و سرخ شیعه

متن نقلی: فرانسیس فوکویاما چندسال پیش، در کنفرانسی با عنوان «بازشناسی هویت شیعه» به این نتیجه رسیده و گفته: «شیعه پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده‌ای است که دو بال دارد یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت‌خواهی اوست، چون شیعه در انتظار عدالت به سر می‌برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست‌ناپذیر است. شما نمی‌توانید ملتی را شکست دهید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل‌وداد خواهد کرد. بال سرخ شیعه، شهادت‌طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فناناپذیر کرده است. شیعه با این دو بال، افق پروازش خیلی‌بالاست و تیرهای زهراگین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و... به آن نمی‌رسد...»

۱۲ شهریور ۹۸ ، ۰۷:۲۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

فهمیدنِ دین، عصری‌ست

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله نوشتار روزانۀ من در مدرسۀ فکرت فهمیدنِ دین، عصری‌ست. سلام. دکتر سروش کتاب خوب و خواندنی دارد به اسم «حکمت و معیشت» که در آن نامه‌ی امام علی _علیه‌السلام_ به امام حسن مجتبی _علیه‌السلام_ را شرح و تفسیر کرده است. من، چاپ اول این کتاب را دارم؛ یعنی چاپ ۱۳۷۳ مؤسسه‌ی صراط. (عکس بالا) در چند جای این نامه -که البته پاره‌ای مورخان می‌گویند این نامه خطاب به فرزند دیگرش محمد‌بن‌حنفیه است- امام علی این‌گونه می‌گویند: آن‌که از عدالت بگردید به ستم گرایید... یار به منزلت خویشاوند است... دوست کسی است که در نهان به آیینِ دوستی پایبند است... بسا نزدیک که از دور، دورتر است و بسا دور که از نزدیک، نزدیک‌تر... در دین تفقّه کن... در همه‌ی امور به خداوند پناهنده شو.

 

عکس ار دامنه

 

کمی شرح دهم و نکته بگویم: جدا از چند فراز سخن والای مولا، که دقت در آن اندیشه می‌آفریند و فکرت، باید بر این مسأله تأمل بورزیم وقتی امام علی به فرزندش توصیه می‌کنند برو دین را عمیقاً بفهم، منظور _به قول دکتر سروش_ «فقط فروع دین نیست». زیرا تفقُّه در دین و فهمیدنِ اسلام، عصری‌ست و نیز در طول زمان جاری و پویاست، نه ایستا. البته با در نظر داشتن امور ثابت و متغیر در دین که چندی قبل جناب حجت‌الاسلام آفاقی نیز آن را به‌درستی شرح داده بودند.

 

امام کاظم علیه السلام فرمودند «کسی که در دینش تفقّه نکند، خدای هیچ عملی را از او نمی‌پسندد.» به گفته‌ی سروش در صفحه‌ی ۳۶۲ کتاب، تفقّه در دین همچون طبابت و طبیعت‌شناسی و... مستمر و تکامل یابنده و عصری‌ست. پس؛ خلاصه کنم و بگویم ما هم، طرف خطابِ توصیه‌ی امام علی (ع) هستیم که فرمودند بروید و دین را بفهمید.

 

پاسخم به جناب حجت‌الاسلام سیدمصطفی دارابی: سلام. از شما دوست فاضلم ممنونم که بر نوشته‌ام نقد زدید. در آن پست، سخن از ثابت و متغیر هم کردم. محکمات و متشابهات قرآن هر کدام فهم و تفسیر خاص خود را دارد. اگر فهمِ دین، عصری و بر مبنای متقضیات زمان و مکان نباشد، دینداران در تدین متحیر و سرگردان می‌مانند. حقایق قرآن و دین بر خدا و اولیای الهی روشن است، اما بر سایرین باید کشف و تفسیر شود. مثال می‌زنم اگر فهم دین، معاصر و عصری نباشد «خیل» (=اسب) در آیه‌ی زیر _که آیه‌ی ۸ انفال است_ همان اسب گرفته می‌شود و در ظاهر آیه ماندن، جمود و رکود شکل می‌گیرد و دینداران به عصر حجَر رجعت می‌کنند. این آیه‌ی دفاع، خود بالاترین سند قرآن است که فهم دینی، باید عصری باشد و اینک به‌جای اسب‌های آماده، باید موشک و افزارآلات بازدارنده‌ی دیگر. داشت ایران راهبرد دفاعی‌اش جنگ نامتقارن است، طبق این آیه اگر عصری نیندیشیم، باید مانند مغولان و تاتار اسب جمع‌آوری کنیم! در پدافند غیرعامل نیز، باید طبق این آیه، به فکر دفاعِ عصری باشیم، نه تجهیز اسب و زین و شمشیر و خنجر و نیزه و کمان. قرآن و آموزه‌های اسلام نیاز به تفسیر دارد، همان‌طور که کسی به آزمایشگاه می‌رود و خون می‌دهد نتیجه‌ی آزمایشش نیاز به تفسیر و تحلیل دارد و طبق روزگار و پیشرفت زمان، داروی روز تجویز می‌گردد و درمان نوین‌.

 

عین آیه و ترجمه‌ی مرحوم فولاوند را برای استناد آورده‌ام: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ. و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب‌های آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگرى را جز ایشان که شما نمى‌‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‌شناسد بترسانید. (منبع)

 

در پایان از این بحثی که شکل دادید از شما تشکر می‌کنم جناب آقا سیدمصطفی. به‌یقین تردیدی نیست فردی که دست به فهم دین می‌زند باید در این امر علم، تخصص و قدرت تفکر داشته باشد و بر ابزار علمی مرتبط با آن، تسلط.

۰۱ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

برداشتی از دعای ماه رجب

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. من گمان می‌کنم _جدای از رفتار فردی هر کس نسبت به آداب دینی که امری خصوصی و مخفی‌ست_ متن و ترجمه‌ی این دعای مشهور ماه رجب را، یک‌بار هم شده، با دقت، حوصله، آرامی و تمرکز ذهن و دل، مطالعه کنیم، خیلی پیام، دانش و ارزش به دستگاه فکری‌مان افزوده می‌شود. دعایی‌ست از امام صادق _علیه‌السلام_ در ماه رجب. می‌دانم با آن آشنا و مأنوس‌اید، فقط خواستم با دید مطالعه هم به آن چشم بیندازیم. متن دعا و ترجمه را به اعضای مدرسۀ فکرت هدیه می‌کنم تا ثواب خواندن و یا دست‌کم مطالعه‌ی شما، روح مرحومان مادر و پدرم را نیز دربر بگیرد.

 

برداشتم از دعای ماه رجب

 

۱. کردار امام صادق _علیه‌السلام_ به ما می‌آموزد که باید با خدا، زمزمه داشت و عاشقانه و نیازمندانه دردِ دل کرد.

۲. به ما خط می‌دهد در هر کاری، امید را باید به خدا پیوند زد.

 

۳. می‌آموزد خشیت از خدا برای ایمنی‌ ماست نه ترس و رابطه‌ی ارباب رعیتی و خشونت‌بار.

 

۴. پند می‌دهد خدا، پروردگاری‌ست که به اندک کارمان، هدایای بی‌شمار می‌بخشد.

 

۵. این درس را می‌دهد که خدا از سر مهر و رحمت و نعمت‌دهی، به همگان می‌دهد، چه خواهندگان و چه آنانی که به خدا روی نمی‌آورند و او را نمی‌خواهند بشناسند و خواسته‌ای به خدا ابراز نمی‌دارند.

 

۶. درخواست‌ها از خدا هیچ اشکالی ندارد اگر برای دنیا و آخرت هر دو باشد. چون آبادانی، شادمانی و تفرُّج در دنیا، خود، کاری خدا‌پسندانه است.

 

۷. برترین درس این دعا این است که به باورمندان و تمامی انسان‌ها می‌پروراند که آنچه را خدا به آدمی بدهد، هیچ کم و کاست و نقصی ندارد. ارزش هدایای خداداد، قیمت بی‌اندازه دارد.

 

۸. ثابت می‌کند جلال (=بزرگوار) از ویژگی‌های خدای متعال است و هیچ‌کس را به جای خدا، بی‌جهت جلال و قدَرقدرت نسازیم.

 

۹. و نیز این پند و اندرز در دعا نهفته است که خدای ما آن خدای ذهنی پاره‌ای افراد نیست که فقط به پاره‌ای افراد خاص چشم بدوزد و فقط آنان را به بهشت (= وعده‌گاه آرامش) راه دهد و بس. نه، هرگز. خدای ما خدای همه‌ی جُنبدگان است، از بینوایان تا مستضعفان، از مار تا بوتیمار، از زردشت تا کنفوسیوس، از مُلحد و مُنکر تا مؤمن و معتقد.

 

نتیجه: آری، خدا را به مِلک طِلق خود در نیاوریم و بر او خدایی نورزیم و آن آفریدگار بخشنده را با فهم نارسای خود _نَعوذُباللّه_ یک هیولای خشن نسازیم. بلکه میان خود و خدا، عشق برقرار کنیم، نه به‌قول هگل، اربابی خشن و بنده‌ای ستمدیده. پس؛ به نظر من بندگی خدا، عبودیت عشق است و عبادت معبود. جز این، نقص است و منقوص (= کاسته‌شده). پایان. التماس دعا.

 

متن و ترجمۀ دعای ماه رجب

 


بسم الله الرحمن الرحیم
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ
ای که برای هر خیری به او امید دارم

وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ
و از خشمش در هر شرّی ایمنی جویم

یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد بسیار، در برابر (طاعت) اندک

یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ
ای که عطا کنی به هرکه از تو خواهد

یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ
ای که عطا کنی به کسی که از تو نخواهد

وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ
و نه تو را بشناسد

تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً
از روی نعمت‌بخشی و مهرورزی

اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
عطا کن به من به خاطر درخواستی که از تو کردم

جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ
همه‌ی خوبی دنیا و همه‌ی خوبی و خیر آخرت را

وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی
و بگردان از من به خاطر همان درخواستی که از تو کردم

اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَهِ
همه شرّ دنیا و شرّ آخرت را

فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ
زیرا آنچه تو دهی چیزی کم ندارد (یا کم نیاید)

وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ
و بیفزا بر من از فضلت ای بزرگوار

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری

یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
ای صاحب نعمت و جُود

یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
ای صاحب بخشش و عطا، حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ

۱۷ اسفند ۹۷ ، ۱۵:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ایران و محمدرسول‌الله

به قلم دامنه. به نام خدا. نوشته ام برای مدرسۀ فکرت و گروه های تلگرامی روستای دارابکلا. سلام. ایرانیان به دین محمد (ص) درآمدند اما فرهنگ اعراب را نپذیرفتند. بنی‌هاشم، خاندان فقیر قبیله‌ی قریش بود. از این‌رو محمدِ این خاندان، به کار در کاروان شُترها مشغول شد. هر روز پس از کار، به صحرا می‌رفت و به خود و گناهان مردم فکر‌ می‌کرد. امینِ مردم گردید و به رسالت برانگیخته‌ شد.

 


وقتی به نارضایتی‌های زمانه‌اش، شکل و بیان داد، نوکیشان را جذب کرد. ارزش‌های گُم‌شده در جاهلیتِ عربی را در بافتی مذهبی سازمان بخشید. با طبقاتِ فرودستِ جامعه، همدستانی کرد و اَشرافیت مکه را تهدید نمود و افکارشان را هراسان ساخت. و گفت: "فقیران حق دارند در ثروت اغنیا شریک شوند."

 


فقیران نیز به وی، که مال‌اندوزی و غارت را درهم می‌کوبید، روی آوردند. جوانان هم که راهی به قدرت و دسترسی‌یی به مناسبات رسمی حاکمیت زورمند و زراندوز نداشتند، به محمد (ص) که مساوات را برای همگان می‌خواست، اشتیاق نشان دادند. رفتن محمد (ص) به یثرب، او را از فردی تنها و هجرت‌کرده، به رهبری بااقتدار تبدیل کرد که مذهبی نوین آورده بود و رسمی جدید برپا ساخته بود. یعنی فروریزی کاخ‌ها و برافراشتن کوخ‌ها و بالانشاندن کوخ‌نشین‌ها.

 


ایده‌ی اُمت (=جامعه‌ی مؤمنین) را ترویج کرد. به دلیل خلاء معنوی و فرهنگ شکننده‌ی قلمروهای بیزانس و شام، این نوید تازه‌ی محمدی، میان مردمان ظلم‌دیده و زیرِ سلطه خوابیده، بیداری آفرید و وحدت مبتنی بر باور مذهبی، جایگزین تفرقه‌ی قوم و قبیله‌ای شد. روح ایرانی، تحت تأثیر اعراب قرار نگرفت، اما تصویر محمد (ص) به عنوان اعلام‌کننده‌ی برابری انسان‌ها در برابر خالق یکتا، جایی برای شاه باقی نمی‌گذاشت و چهره‌ی علی (ع) به مثابه‌ی قهرمان مساوات در اسلامِ ناب، جاذبه‌ی عاطفی میان ایرانیان برانگیخت.

 


حکومت عادلانه در کل منطقه، که به تعبیر خانم ساندرا مک‌کی "پیوندی‌ست مقدس میان فرمانروا و فرمانگذار" از بین رفته‌بود. دین مسخ شدۀ زرتشت در ایران نیز به دلیل هزار سال ماندن در میان تشریفات بی‌تأثیر و مراسم عبادی اَسرارآمیز، خشکِ بی‌روح، همدستی با قدرت، تأیید هرزگی‌های پادشاهان، به چنگ زنیِ زر و زور و تزویر علیه‌ی فرودستان، و دوشیدن جان و مال تنگدستان رو به فساد و فرومایگی رفته‌بود. بعدها در زمانی نزدیک‌تر به تاریخ ما، ایرانیان به عنوان شیعیان تمام‌عیار و مردمانی فداکار و ستم‌ناپذیر، در مِه غبارآلود تاریخ گم نشدند و پیام امام حسین (ع) را با روح خود همآهنگ یافته و دریافتند که مرگِ با عزت، بر زندگیِ ننگینِ حاصل از سازش با باطل، شرَف دارد.

 


این شد که نبرد کربلا در تار و پود ایرانیان لانه کرد و تاریخ‌نویسان تحلیلگر جهان، ایرانِ شیعه‌ی علوی حسینی را این‌گونه توصیف می‌کنند؛ ایرانیان ثابت کرده‌اند که ایران بلوط تنومندی نیست که از توفان‌ها شکسته شود، یا خاری که در بیابان سرگردان شود، بلکه سَروی انعطاف‌پذیر و ژرف‌ریشه است که خم می‌شود، ولی هرگز نمی‌شکند. آری؛ فرهنگ ایرانی در آفتابِ تابان حضرت محمد مصطفی شکوفا شد. امید است این ایرانِ در آفتاب مانده‌ی درخشنده، به سایه نگراید. ایرانی که به اسلام مدَد رسانْد و میان اسلام و ایران "خدمات متقابل" برقرار شد. و این دو، کنار هم مقاوم، استوار و پاینده ایستاده‌اند. اسلام و ایران. ایران و اسلام. دو نام، یک پیام، با رسمی جاویدان.

 

نظر سید علی اصغر

 

مطلب بسیار زیبا و پخته ای را نوشتید .
دارای روح و ماهیت .
برخاسته از سرشت و برنشسته بر ذات .
نانو نمودن مزایای تاریخی دین محمد .
روش مقایسه بین دو فرهنگ و پیوندشان .
برشمردن انتخاب احسن مردم ایران .
برگزیده تر از ملت اعراب .
برجستگی علی و اولادش .
نقش سازنده و ابداعی پیامبر .
تاثیر یثرب بعنوان مکان استراتژی زا .
بررسی مدل حکومت ها .
مشارکت مردمی که تحت ظلم تاریخی قرار گرفتند در نهضت محمد .
نقش و کاربرد جوانان پرشور در پدیده های نوین .
برجستگی دین اسلام بر بت پرستان و زرتشتیان درباری .
وقایع نگاری علمی .
ارائه انتظار از حفظ دین و ایران .
و......


با همه اوصاف و تبیین پر مغز  که بهره رساند یکی از راههای بسیار تاثیر گذار حفظ دین و دیانت و افزایش امنیت عرصه فعالیت متدینین حکومت است که انگار مانند متصدیان دین زرتشت به نظام و ساز کادهایش بیشتر از دین بهاء می دهند .
مردم همواره دین اسلام را حفظ نمودند ...

 

نظر جناب (DARAB)

 

نسبت به متن دامنه در گروه دورهمی های دارابکلا


«ما هم باید ارزشهای گمشده خودرا دربافت مذهبی سامان بخشیم وجامعه طبقاتی راباهمدستی فقیران وجوانانی که بایدقدرت رابدست بگیرندو حاکمیت زورمندو زراندوز را در راستای اسلام برکنار کرد و کاخهای برافراشته رابه کوخ نشینان بخشید تا جامعه ای مؤمن وإسلامی را از فرهنگ شکننده ای  فعلی فاصله بگیرند تا تفرقه بین دین ومذهب وجود نداشته باشد جوانان وعزت مردان باروح ایرانی حتما قهرمان خواهندشد تا چهره حضرت علی علیه السلام را به عنوان قهرمان مساوات دراسلام ناب بوجود آورند تا حکومت عادلانه که درایران ازبین رفته دوباره به ایران با فرمانروا عادل و دلسوز با مبتنی بردین اسلام باروح همدستی وقدرت همه جانبه جوانان ومیهن دوستان به فاسدین دین چیره کنیم تا ایران رابه عنوان یک شیعیان تمام ومردمان فداکاروستم در مه غبارآلود مسولین فعلی گم شده است که باغیرت برزندگی وشرافت برباطل غلبه کنیم.

 

این نبرد درتاروپود ایرانیان لانه کرده تا دنیا برای جامعه فعلی نگران باشد و به حمایت ملت انعطاف نشان دهدتابیشتر کمر مردم خم نشود. آری فرهنگ ایرانی و آفتاب دین محمدی میدرخشد ملت نگران اسلام محمدی است که مقابل اسلام فعلی عربی قرارگرفته که باهمت و در کنارهم بودن میتوان اسلام و شیعیان رادوباره به دنیا ثابت کرد.»

۱۷ آبان ۹۷ ، ۰۶:۱۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

توهین به مقدّسات

به قلم دامنه. به نام خدا. ششم آبان امسال در خبرها (اینجا) خواندم حدود ۶۵ درصد مردم ایرلند به حذف جُرم بودن توهین به مقدّسات از قانون اساسی مصوّب سال ۱۹۳۷ کشورشان، رأی دادند. به گفتۀ وزیر دادگستری این کشور نتیجۀ این همه‌پرسی «بازتاب دهنده حمایت عموم مردم از یک قانون اساسی مدرن و لیبرال است.» ایرلندی ها در دو رفراندوم قبل هم به سقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان رأی داده بودند.

 

 

یک نکته بگویم و خلاص؛ مردمی که خود را مدرن و لیبرال می پندارند! و سِقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان را روا و مُجاز می شمارند، آیا می خواستی، توهین به مقدّسات را جُرم بدانند؟! و به حذف آن رأی ندهند!؟ زنهار! که لیبرالیسم مطلق همین است؛ رسیدن به آخر تباهی ها و تاریکی ها.

۱۰ آبان ۹۷ ، ۰۵:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

منشور اسلام

به قلم دامنه. به نام خدا. سلام.  ۱۵۰ اصل . من به لطف خدای متعال و عزت عاشورا، از امروز ششم ماه محرم 25 شهریور 1397، هر روز، یک یا چند اصل از ۱۵۰ اصل شیعه ی اثنی عشری را با عنوان "منشور اسلام؛ عقاید شیعه امامیه" برای «مدرسۀ فکرت» تهیه و تنظیم کرده و بار می گذارم، باشد تا هم به دوستان بزرگوار «مدرسه فکرت» آگاهی برسانم و هم خشنودی خدای مهربان و رضایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) را فراهم کرده باشم؛ زیرا؛ معتقدم، معدن هدایت، آنان هستند و مخزن ایمان و رستگاری اینجا یعنی منشور شیعه است. من این ۱۵۰ اصول را از مطالعه ی کتاب "منشور عقاید امامیه" آیت الله جعفر سبحانی استخراج کرده ام که در مؤسسه امام صادق (ع) بر روی آن تحقیقات دقیق و عالمانه ای کرده اند. با سپاس و احترام. قم. تهیه و تنظیم: ابراهیم طالبی دارابی (دامنه).

 

آیت الله جعفر سبحانی (Ja'far Sobhani)

 

منشور اسلام؛ عقاید شیعه امامیه


اصل ۱ : اسلام برای شناخت جهان و حقایق دینی، از سه نوع ابزار بهره می گیرد:

۱_ حسّ؛ که مهمترین آن حس شنوایی و بینایی است.

۲_ عقل و خرد؛ که در قلمرو محدودی بر اساس اصول و مبادی ویژه ای به طور قطع و یقین حقیقت را کشف می کند.

۳_ وحی؛ که وسیله ی ارتباط انسان های والا و برگزیده با جهان غیب است.

 

 

کتاب «منشور عقاید امامیه" اثر آیت الله جعفر سبحانی. عکس از دامنه

 

اصل ۲ : دعوت پیامبران الهی در دو چیز خلاصه می شود: ۱_عقیده ۲_ عمل. بر هر مسلمانی لازم است در مورد عقاید خود به یقین برسد.


توضیح: از نظر دین، عقیده ی بدونِ عمل، و عملِ بدونِ عقیده، نجات بخش نیست. (=عقیده ی همراه با عمل)

 

اصل ۳ : در اخذ عقاید و احکام دینی، بر دو حجّت الهی: عقل و وحی تکیه می شود.
 

توضیح: احادیث ائمه (ع) همگی تحت عنوان "سُنّت" از حجت های الهی می باشند. عقل و وحی حُجیّت یکدیگر را تأیید می کنند. امام کاظم (ع) وحی را "حجت ظاهری" و عقل را "حجت باطنی" شمرده است. (منبع حدیث: کُلینی، کافی، ج ۱، ص ۱۶)

 


اصل ۴ : از آنجا که عقل و وحی _هر دو_ حجت الهی هستند، هرگز تعارض حقیقی میان آن دو رخ نمی دهد، چنانکه علم و وحی نیز چنین اند.


توضیح: غالبا" منشاء تعارُض (میان علم و وحی) این است که علم به مرحله ی قطعیت نرسیده است، که فرضیه های علمی عجولانه به صورت علم قطعی تلقّی می شود، (به عنوان مثال مثلِ آن بخش نظریه نیوتن، که سالها بعد توسط انیشتین رد شد) لذا، تصورِ تعارض پیش می آید. زیرا بین علم و وحی هرگز تعارض رخ نمی دهد.



اصل ۵ : واقعیات جهان، جدا از اندیشه و تصور ما، وجود مستقل دارند و حقیقت، مَقوله ای ابدی و جاودانه است.
توضیح: یعنی نسبیت در حقیقت متصوّر نیست. مثلا" اگر انسان از طریق یکی از ابزار شناخت، واقعیتی را به عنوان "حقیقت" کشف کرد، باید گفت برای همیشه، حق و استوار است. شبیه ۲+۲ که ۴ می شود.



اصل ۶ : جهان مخلوقِ خداوند بوده (به اراده ی او آفریده شده) و کائنات لحظه ای از خداوند بی نیاز نبوده و نخواهند بود.



اصل ۷ : نظام کنونی جهان، نظامی ابدی و جاودانه نیست و روزی از هم فرو خواهد ریخت.
 

توضیح: نظام دیگری پدید می آید که همان نظام معاد و عالَم اُخروی ست. آیه ۴۸ سوره ابراهیم می فرماید: یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ ۖ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ. یعنی: روزی که زمین (به امر خدا) به غیر این زمین مبدّل شود و هم آسمانها دگرگون شوند و تمام خلق در پیشگاه (حکم) خدای یکتای قادر قاهر حاضر شوند. در ضمن، آیه إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ (۱۵۶ بقره)نیز، اشارتی به همین حقیقت نهفته است.

 

اصل ۸ : هستی مساوی با طبیعت مادّی نیست، بلکه بخشی از جهان آفرینش را ماوراء طبیعت تشکیل می دهد که در اصطلاح قرآن "جهان غیب" نامیده می شود.


توضیح: همان طور که پدیده های مادّی به اذن خداوند در یکدیگر تأثیر می گذارند، همچنین موجودات غیبی نیز در جهان به اذن الهی مؤثّر می باشند. می توان به آیه های ۵ نازعات و ۶۱ انعام توجه داشت. 


اصل  ۹ : جهان _کلا" و جزءا"_ پدیده ای هدایت شده است و هر موجودی، در هر مرتبه که هست، به فراخور حال خویش از هدایت عامّ الهی برخوردار است.


اصل ۱۰ : نظام جهان بر پایه ی علت و معلول استوار است، و تأثیر پدیده ها در یکدیگر، به اذن و مشیّت الهی صورت می گیرد.
 

توضیح: دو آیه ی ۲۲ بقره و ۵۸ اعراف، نظام اسباب و مُسبّبات را اثبات می کند. و آیه ۵۰ طه، هدایت عام را.



اصل ۱۱ : نظام آفرینش، نظام احسَن و اکمَل است که به نیکوترین وجهی آفریده شده است.

 

اصل ۱۲ : مخلوق و مصنوع خداوند، هدفمند بوده و به عبَث خلق نشده است.

 

اصل ۱۳ : انسان موجودی است مرکّب از تن و روان که پس از مرگ، جسم او متلاشی می شود ولی روحش به اذن الهی باقی و جاودان می ماند.

 

اصل ۱۴ : هر انسانی با فطرت پاک و توحیدی آفریده می شود و هیچ فردی از بطن مادر، گنهکار و بدسِگال زاده نمی شود. به عبارتی دیگر، پلیدی ها و زشتی ها جنبه ی عرَضی داشته و معلول و عواملِ بیرونی و اختیاری است. بنابراین، اندیشه ی گناه ذاتی بشر، که در مسیحیت کنونی، مطرح است، بی پایه است.

توضیح: برای این چهار اصل بالا، به ترتیب می توان به آیه های ۷ سجده، ۱۴ مؤمنون، ۳ احقاف، ۱۰۰ مؤمنون و ۳۰ روم رجوع داشت.

 


اصل ۱۵ : انسان موجودی است مختار و انتخابگر که در پرتو تشخیص خویش، در دو راهی های زندگی، آزادی انتخاب و عمل دارد.


اصل ۱۶ : انسان موجودی است تربیت پذیر که راه رشد و تعالی و بازگشت به سوی خدا همیشه به روی باز است.


اصل ۱۷ : انسان در پرتو خرَد و موهبَتِ اختیار، در برابر خدا و پیامبران و دیگر انسان ها مسئول است.


اصل ۱۸ : هیچ انسانی بر دیگری مزیت و برتری ندارد، مگر از طریق کمالات معنوی که بارزترین آنها تقوا و پرهیزکاری است.


اصل ۱۹ : اصول اخلاق در انسان ریشه ی فطری داشته و ثابت و جاودانه است، و گذشت زمان هیچ گونه تغییر و دگرگونی در آنها ایجاد نمی کند.


توضیح: برای استناد قرآنی به این پنج اصل به ترتیب می توان به آیه های ۳ انسان، ۲۱ کهف، ۱۸ نازعات، ۵۳ زمر، ۳۴ و ۳۶ اسراء، ۳۶ قیامت، ۱۳ حجرات، ۶۰ الرحمن، ۹۱ توبه، ۹۰ یونس و ۹۰ نحل رجوع داشت.
افزون بر این، مطابق اصل ۱۸ خصوصیات نژادی، جغرافیایی و نظایر آن از دیدگاه اسلام مایه ی تفاخُر و برتری جویی نیست.

 


اصل ۲۰ : گذشته از این که اعمال انسان در سرای دیگر پاداش و کیفر دارد، جهان حاضر نیز نسبت به اعمال آدمی بی تفاوت نیست و با مشیّت الهی واکنش نشان می دهد.


اصل ۲۱ : پیشرفت یا عقبگرد ملت ها، صرف نظر از عوامل خارجی، ناشی از عقاید و اخلاق و رفتار آنهاست.


اصل ۲۲ : تاریخ بشر، آینده ی نهایی روشنی دارد و حاکمیت بر جهان، در فرجام، از آن صالحان خواهد بود.


اصل ۲۳ : انسان از کرامت ویژه ای برخوردار است. حفظ این کرامت بر او لازم و واجب است و بایستی از هر کاری که خلاف کرامت اوست اجتناب ورزد.


اصل ۲۴ : حیات عقلانی انسان و پرورش فکر وی، در اسلام جایگاه ویژه ای دارد. از این روی باید از اقدامات نسنجیده و تقلیدهای کورکورانه دوری جوید.


اصل ۲۵ : آزادی فردی بشر در قلمرو مسائل اقتصادی و سیاسی و غیره، محدود و مشروط به این است که تعالی معنوی او و نیز مصالح عامّه منافات نداشته باشد.


توضیح: برای اصل ۲۴ آیه ۱۹۲ آل عمران استناد می گردد. در مورد اصل ۲۵ حقیقت فلسفه ی تکلیف در اسلام همین است که می خواهد کرامت ذاتی انسان و مصالح عمومی حفظ شود.


اصل ۲۶ : ایمان، باور قلبی ست که با عُنف و زور در دلِ انسان جای نمی گیرد.


اصل ۲۷ : اعتقاد به وجود خدا، اصل مشترک همه ی ادیان الهی ست.


اصل ۲۸ : نخستین مرتبه ی توحید، توحید ذاتی ست. یعنی خداوند یکتا و بی همتا بوده و ذات او بسیط است و مرکَّب نیست و ترکیب عقلی و خارجی به وجود او راه ندارد.


اصل ۲۹ : صفت کمالی خداوند از نظر مفهوم متعدّد و متغایر، ولی از نظر واقعیت خارجی با یکدیگر در ذات خدا متحدند.


اصل ۳۰ : آفریدگاری در جهان جز خدا نیست. (توحیدِ خالقیت).


اصل ۳۱ : جهان ربّ و مدبّری جز خدا ندارد. (توحید در تدبیر). مدبّران دیگر مانند فرشتگان تنها به اذن او انجام وظیفه می کنند.


اصل ۳۲ : در امور دین و تشریع خدا حاکم و مُطاع مطلق بوده و قیام دیگران به برخی شئون دینی، در پرتو اذن اوست.


اصل ۳۳ : توحید در عبادت، اصل مشترک میان تمام شرایع آسمانی می باشد و هدف از بعثت انبیاء، تِذکار و تأکید بر این اصل است.


اصل ۳۴ : خداوند دارای صفات جمال و جلال و یا صفات ثبوتی و سلْبی ست.


اصل ۳۵ : برای شناخت صفات خدا از دو ابزار شناخت به نام وحی و عقل کمک می گیریم.


اصل ۳۶ : صفات خدا به دو قسم صفات ذات و صفات فعل تقسیم می شود و اَفعال الهی از ذات و کمال ذاتی وی سرچشمه می گیرد.


اصل ۳۷ : علم و آگاهی، قدرت و توانایی، حیات و زندگی، اراده و اختیار از صفات ذات خداوند به شمار می روند و واقعیت اراده ی الهی، همان اختیار و آزادی وی در انجام افعال است.


اصل ۳۸ : یکی از صفات فعلی خدا، تکلُّم او با بشر است. یعنی کل جهان "سخن خدا" است. به عبارتی این آفرینش خدا با انسان تکلّم می کند.


اصل ۳۹ : کلام خدا، حادث است و قدیم نیست. مثلا" قرآن که کلام خداست، حادث است نه قدیم.


اصل ۴۰ : یکی از صفات خدا صدق است و دروغ در ذات ربوبی راه ندارد.

 

اصل ۴۱ : حکمت از صفات فعل خداوند است. یعنی خدا از هر عبَثی منزّه است.


اصل ۴۲ : خداوند چه در دنیا و چه در سرای دیگر، با دیدگان ظاهری دیده نمی شود.


اصل ۴۳ : در تفسیر صفات خبری مانند یدالله، وجه الله، عین الله و... باید قرائن موجود در آیه را در نظر گرفت. مثلا" یدالله منظور قدرت خداست. نه دست خدا.


اصل ۴۴ : عدل یکی از صفات جمال الهی ست و خرد و وحی بر آن گواهی می دهد. و ساحت خدا از ظلم که همان جهل و عجز و نیاز است، منزّه است.


اصل ۴۵ : عقل و خرد حُسن و قُبح افعال را درک می کند و اگر این باب به روی فرد بسته شود حسن و قبح اشیاء شرعا" نیز ثابت نمی شود.


اصل ۴۶ : عدل الهی برای خود تجلّیاتی در تکوین (خلقت) و تشریع (قانون گذاری) دارد. دعوت به نیکی ها و بازداشتن از بدی ها، تکلیف در حدِّ توان، و عدل در جَزا، از مظاهر عدل در تشریع است.


اصل ۴۷ : آفرینش انسان و جهان، بی هدف صورت نگرفته است. هدفداری فعلِ خدا ناشی از نیازمندی وی نیست.


اصل ۴۸ : قضا و قدَر از عقاید مسلّم اسلامی است.


اصل ۴۹ : قدَر، اندازه گیری است و قضا، حتمیت وقوع آنهاست. هر یک از مخلوقات حد و اندازه وجودی خاصّی دارند.


اصل ۵۰ : تقدیر الهی بر این است، اعمال انسان با اختیار و آزادی از وی صادر شود.


اصل ۵۱ : اختیار و  آزادی انسان واقعیتی محسوس و انکارناپذیر است. وجدان هر انسان و همچنین روش عُقلا بر این امر گواهی می دهد.


اصل ۵۲ : انسان مجبور نیست، اما در عین حال، کاملا" به خود وانهاده هم نیست. نه جبر، و نه تفویض، بلکه چیزی میان این دو.

 

اصل ۵۳ : خدا از ازل به افعال و اعمال ما آگاهی داشته و این علم ازلی، با اختیار و آزادی انسان هیچ گونه منافاتی ندارد.

 

اصل ۵۴ : مشیت حکیمانه الهی ایجاب می کند که برای پیمودن راه تکامل، پیامبرانی را به سوی بشر بفرستد و به هدایت های عقلی اکتفا نکند. چون هدایت های عقلی نمی تواند جایگزین هدایت های آسمانی شود، زیرا خرد و دانش بشر محدود و نارساست.


اصل ۵۵ : قرآن هدف از بعثت پیامبران را تقویت مبانی توحید، تزکیه و تهذیب نفس، تعلیم کتاب و قیام مردم به قسط شمرده است.


اصل ۵۶ : پیامبران راستین را به سه راه می توان از مدعیان دروغین این مقام، بازشناخت: اِعجاز، تصدیق پیامبر پیشین و مجموعه قرائن و شواهدی که بر صدق ادعای شخص گواهی می دهد.


اصل ۵۷ : میان معجزه و صدق دعوت نبوت، رابطه ای منطقی برقرار است، و اعجاز، یک دلیلِ منطقی بر صدق ادعاست، نه دلیل اقناعی. چون برخی از مردم فقط با مشاهده ی این قدرت خارق العاده به او ایمان می آورند.


اصل ۵۸ : انجام کار خارق العاده با دعوی نبوت، "معجزه" نام دارد، ولی انجام همین کار از سوی فرد صالح، "کرامت" خوانده می شود.


اصل ۵۹ : معجزه با ویژگی های چهارگانه ی زیر، از سِحر و جادو جدا می شود: آموزش ناپذیری. دعوت به مقابله. معارضه ناپذیری. تنوع در انجام کارهای معجزه. مثلا" موسی (ع) بدون آموزش قبلی، عصا را افکند و اژدها شد.


اصل ۶۰ : ارتباط پیامبران با جهان غیب، از طریق وحی صورت می گیرد، نه عقل و خرد و حسّ و یافته های ظاهری.


توضیخ : اصل ۴۷، یعنی همان قاعده ی لطف خدا. نیز تفویض در اصل ۵۲، یعنی قائل باشیم که خدا همه چیز را به انسان واگذار کرد! که امری غلط است. کرامت، مانند نزول مائده آسمانی برای حضرت مریم (س). نزول وحی از مظاهر غیب است که باید به آن ایمان آورد و با مقیاس های عادی نمی توان وحی را تبیین کرد. 
 


اصل ۶۱ : وحی نه زاییده ی تفکر و نبوغ پیامبران است، و نه تجلّی حالات روحی و روانی آنها.


اصل ۶۲ : پیامبران الهی در مقام تلقّی وحی و حفظ و ابلاغ آن به امّت، از هر گونه لغزش عمدی و سهوی مصون هستند.


اصل ۶۳ : پیامبران از هر گونه گناه و کار ناروا مصون اند.


اصل ۶۴ : انبیا علاوه بر عصمت از گناه و خطا، در مقام داوری در منازعات، تشخیص احکام موضوعات دینی نیز از خطا و اشتباه مصون هستند.


اصل ۶۵ : پیامبران از بیماری های نفرت زا و هنجارهای عملی که حاکی از دنائت و پستی روح افراد است، منزّه و پیراسته اند.


اصل ۶۶ : هر نوع استنباط عدمِ عصمت برای انبیا از ظواهر برخی آیات قرآن، یک نوع داوری عجولانه ای است که باید از آن پرهیز کرد.


اصل ۶۷ : عصمت پیامبران از معرفت بالای آنان به جلال و جمال حق تعالی، و آگاهی کامل آنان از نتایج درخشان طاعات و پیامدهای سوءِ معاصی در دنیا و آخرت سرچشمه می گیرد.


اصل ۶۸ : عصمت پیامبران با اختیار و آزادی وی منافات ندارد؛ و آگاهی دقیق و کامل آنان از قدرت پروردگار یا عواقب سوء سرکشی از فرامین وی، قدرت و اختیار ذاتی بشر در انتخاب فُجور یا تقوا را از آنان سلب نمی کند.


اصل ۶۹ : تمامی پیامبران معصوم هستند.


اصل ۷۰ : حضرت محمد (ص) آخرین حلقه از سلسله انبیای الهی است که نبوت خویش را همراه با تحدّی، با معجزه ی جاودان خود _قرآن_ آغاز کرد.


اصل ۷۱ : سرّ این که معجزه ی پیامبر (ص) قرآن است، این است که آیین او، آیینی خاتم و جاودانه است. قرآن از هر نظر برتر است.


توضیح : معصومین در عین توانایی بر گناه، هیچ گاه مرتکب آن نمی شوند. مؤمنان پرهیزکار هم، درجه ای از مصونیت دارند. حتی آدم های عادی نیز ،برخی از کارهای بد را مرتکب نمی شوند، این هم نوعی مَصونیت است. لازم به ذکر است حضرت مریم (س) نیز معصوم بوده است. طبق آیه ی ۳۳ و ۴۲ آل عمران.
 

اصل ۷۲ : محتویات قرآن با آن که تدریجا" و در شرایط گوناگون تکمیل شده است، کوچکترین دوگانگی ندارد.

 

اصل ۷۳ : قرآن در خلال آیات الهی، از یک رشته اسرار علمی جهان آفرینش پرده برداشته است.

 

اصل ۷۴ : قرائن و  شواهد گوناگون و اطمینان بخش بر صدق دعوت پیامبر (ص) گواهی می دهد.

 

اصل ۷۵ : تصدیق پیامبر پیشین، یکی از طرُق شناسایی پیامبران است.

 

اصل ۷۶ : پیامبر علاوه بر معجزه ها، کرامات دیگری نیز داشته است؛ مانند: معراج، شقّ القمر، و ... .

 

اصل ۷۷ : آیین اسلام، آیین عام جهانی است، نه منطقه ای و اقلیمی، یا نژادی و قومی.

 

اصل ۷۸ : پیامبر اسلام پیامبر خاتم و کتاب اپ خاتم کتاب ها و شریعت او نیز پایان بخش شرایع آسمانی است.

 

اصل ۷۹ : دین اسلام تأمین کننده ی جمیع نیازهای فطری بشر بوده، و دارای اصولی ثابت و جاودان است. گشوده بودن اصل اجتهاد از امتیازات تشیّع است. (آیه ی ۷۸ حج)

 

اصل ۸۰ : از ویژگی های شریعت اسلام، سهولت عقاید و نیز اعتدال و جامعیت آن در برنامه ریزی است.

 

اصل ۸۱ : کتاب آسمانی مسلمانان، از هر نوع تحریف مصون مانده؛ نه چیزی به آن افزوده شده و نه چیزی از آن کاسته شده است.

 

اصل ۸۲ : برخی از روایات دالّ بر تحریف، که در کتُب فریقین وارد شده است، ارزش علمی ندارد.

 

اصل ۸۳ : گروهی که رهبری جامعه ی اسلامی را پس از رحلت پیامبر (ص) از آن علی (ع) و فرزندان معصوم او می دانند شیعه نامیده می شوند. چنانکه آن گروه از صحابه نیز که وصایت و خلافت امام علی (ع) را از لسان رسول خدا شنیدند و پس از رحلت وی بر این اصل باقی ماندند در تاریخ، شیعه علی نامیده می شوند. در حقیقت، شیعه تاریخی جز اسلام، و پیشینه ای جز پیشینه ای اسلام ندارد.

 

توضیح : مطابق اصل ۷۸، اسلام، ناسخ شریعت پیشین است و شریعت دیگری هم نخواهد آمد. افراد اصل ۸۳ مانند: سلمان، ابوذر.

 

اصل ۸۴ : مسأله ی امامت یک مسأله ی الهی و سماوی است. هرگز معقول نیست که فردی برای ابد، شریعتی را پایه گذاری کند ولی برای سرپرستی و رهبری آن که ضامن بقای شریعت است، طرحی نریزد.

 

اصل ۸۵ : شیعه معتقد است که پیامبر (ص) برای جلوگیری از تشتّت و سرگردانی امت جانشین تعیین کرد. (با نظر داشتن خطر مثلث روم، ایران، منافقان)

 

اصل ۸۶ : پیامبر (ص) با تعیین امام علی (ع) به عنوان جانشین، در مسأله ی رهبری، روش "تنصیص" را برگزید نه روش "انتخاب مردم" را.

 

اصل ۸۷ : در روز ۱۸ ذی حجّة الحرام سال دهم هجرت، آیه ی "یا ایّهاالرّسول بلّغ ما اُنزل الیک من ربّک" نازل شد و خدا پیامبر (ص) را مأمور ساخت رهبر آینده را تعیین کند و علی (ع) به امت معرفی شد.

 

اصل ۸۸ : حدیث غدیر از احادیت متواتر اسلامی است که ۱۱۰ تن صحابی و ۸۹ تابعی، آن را نقل کرده، و ۳۵۰ تنذاز دانشمندان اهل سنت آن را در کتاب های خویش آورده اند.

 

اصل ۸۹ : با تعیین علی (ع) توسط پیامبر (ص) جهت رهبری مسلمین، آیه ی اکمال دین فرود آمد.

 

اصل ۹۰ : خلیفه ی اول توسط خلیفه ی دوم تعیین گردید و خلیفه ی سوم توسط شورای شش نفره ی عمر. با این تفاوت که شیعه معتقد به تعیین و نصب الهی ست، نه تشخیص و تعیین خطاپذیر خلیفه ی پیشین. خلیفه، دست مردم را از مراجعه به افکار عمومی کوتاه کرد چون خود خلیفه ی بعد را تعیین کرد.

 

اصل ۹۱ : وظیفه ی امام از قرار زیر است: تبیین مفاهیم قرآن، بیان احکام شرع، بازداشتن جامعه از هر نوع انحراف، اجرای قسط و عدل و... .

 

اصل ۹۲ : امام باید از هر گونه خطا و گناه معصوم باشد. آیه ی تطهیر و حدیث ثقلین، به خوبی به عصمت ائمه ی اهل بیت (ع) گواه است.

 

اصل ۹۳ : اوصیای پیامبر اسلام (ص) ۱۲ نفر می باشند. و هر امامی امام پس از خویش را تعیین کرده است.

 

اصل ۹۴ : مودّت با خاندان رسالت یک اصل قرآنی و فریضه ی اسلامی است.

 

اصل ۹۵ : ظهور مهدی (ع) از خاندان پیامبر در آخرالزمان برای اقامه ی عدل یکی از عقاید مسلّم اسلامی ست. جمهور مسلمانان بر این اعتقاد اتفاق دارند و تعداد ۶۵۷ روایت در این باره وارد شده است.

 

اصل ۹۶ : خصوصیات دوازده گانه این مُصلح جهانی در روایات اسلامی آمده، و اختلاف برخی فِرَق نه بر سر اصل وجود آن حضرت بلکه فقط بر سر تولد و عدم تولد اوست. شیعیان معتقدند وی در نیمه شعبان سال ۲۵۵ متولد شده و در قید حیات و منتظر فرمان الهی برای قیام است.

 

اصل ۹۷ : اولیای الهی بر دو نوع اند: مرئی و غایب. قرآن در سوره کهف آیه ۶۵ و ۶۶ از هر دو نوع سخن رانده است. داستان خضر و موسی.

 

اصل ۹۸ : بخشی از وظایف امام زمان (عج) در دوره ی غیبت ایشان، به فقهای جامع الشرایط واگذار شده است. فقیهان بزرگ نمایندگان او در امور شرعی و حکومتی اند.

 

اصل ۹۹ : غیبت آن حضرت راز است و ما نمی توانیم به کُنه آن پی ببریم. مثل غیبت موسی (ع) در آن چهل روز میقات (آیه ۱۴۲ اعراف)

 

اصل ۱۰۰ : وجود امام لطفی از الطاف بزرگ الهی است. عامل محرومیت از وجود امام زمان (عج) خود مردم اند نه خدا و امام.


اصل ۱۰۱ : عمر طولانی ولی عصر حجت بالغه ی الهی، با توجه به قدرت بی پایان خداوند، امر مشکلی نیست.


توضیح:
خدایی که جهان پاینده دارد
تواند حجّتی را زنده دارد


اصل ۱۰۲ : وقت ظهور امام زمان بر کسی روشن نمی باشد و لحظه ی آن مانند رستاخیز بر همگان پنهان است.


اصل ۱۰۳ : دین بدون اعتقاد به معاد مفهومی ندارد. باور به معاد از اصول مشترک شرایع سماوی است. اعتقاد به معاد از ارکان ایمان پ اسلام است.


اصل ۱۰۴ : تحقق عدل الهی در باره ی اشخاص نیکوکار و بدکار وجود معاد را در آینده ی هستی، طلب می کند.


اصل ۱۰۵ : قرآن به شُبهات موجود پیرامون معاد پاسخ می دهد. آیه های ۴ هود، ۵۱ اسراء، ۵ و ۶ حج، ۴ ق، ۱۰ و ۱۱ سجده، ۷۹ یس.


اصل ۱۰۶ : معاد انسان ها در روز قیامت، هم جسمانی است و هم روحانی. نفْس بار دیگر به بدن تعلق می گیرد.


اصل ۱۰۷ : مرگ، پایان زندگی نیست. از جهانی به جهان دیگر منتقل شدن است.


اصل ۱۰۸ : حیات برزخی با قبض روح از بدن شروع می شود. جهان برزخ برای مؤمنان مظهر رحمت و برای کافران و منافقان عرصه ی عذاب است.


اصل ۱۰۹ : تناسخ از نظر اسلامی، امری باطل و محال است.


توضیح: اهل تناسُخ معتقدند روح فرد مُرده به نُطفه ی جنین دیگری برمی گردد. از نظر اسلام اعتقاد به تناسخ، کفر است.


اصل ۱۱۰ : مَسخ، تناسخ نیست. بلکه انسان ها فقط از نظر سیمای ظاهری به صورت خوک و میمون در می آیند. آیه ی ۶۰ مائده.


اصل ۱۱۱ : علایم رستاخیز، فروپاشی خورشید، ماه، دریا، کوه ها و زمین و آسمان است.
 

اصل ۱۱۲ : پیش از قیامت در دو نوبت "نفخ صور" انجام می گیرد. در یکی همه ی انسان ها می میرند و در دیگری زنده می شوند.


اصل ۱۱۳ : در روز رستاخیز حساب همه ی افراد رسیدگی می شود. علاوه بر نامه ی اعمال هر شخص، گواهان متعددی نیز کارهای بد و خوب وی را در دنیا شهادت می دهند.


توضیح: گواهان عبارتند از: خدا، پیامبر هر امت، پیامبر اسلام، نخبگانی از امت اسلامی، فرشتگان، و زمین.


اصل ۱۱۴ : شفاعت شافعان از گنهکاران امت به اذن الهی در روز قیامت یک اصل مسلّم قرآنی است.


اصل ۱۱۵ : طلب شفاعت از کسانی که خدا به آنان اذن شفاعت داده است اشکالی ندارد. زیرا طلب شفاعت همان دعا است.


اصل ۱۱۶ : درهای توبه بر روی بندگان گناهکار همیشه باز است جز لحظه ی مرگ. آیه ی ۳۱ نور و ۵۴ انعام.


اصل ۱۱۷ : اعمال زشت انسان نوعا" اعمال نیک او را باطل نمی سازد، مگر در پاره ای از موارد نظیر ارتداد.


توضیح: این را حَبط اعمال می گویند. اعمالی مانند توبه و صدقه ی پنهانی و..  دارای اثر است یعنی گناهان را می شوید.


اصل ۱۱۸ : خلود و جاودانگی در دوزخ ویژه ی کافران است و مؤمنین گناهکار پس از مدتی تحنل عذاب در دوزخ، آمرزیده شده و از آتش نجات می یابند. آیه ۴۸ نساء.


اصل ۱۱۹ : دوزخ و بهشت هم اکنون نیز وجود دارد هر چند محل و جایگاه آنها بر ما روشن نیست.
توضیح: شیخ مفید بر این مسأله تأکید دارد.


اصل ۱۲۰ : جایگاه اصلی ایمان، قلب است و در صدق عنوان مسلمانی کافی است که انسان به خدای یگانه روز رستاخیز، رسالت پیامبر به طور اجمال ایمان بیاورد.


توضیح: ایمان یعنی تصدیق کردن. کفر یعنی پوشانیدن.


اصل ۱۲۱ : ایمان قلبی در صورتی اثربخش است که شخص آن را اظهار کند و یا لااقل تظاهر به خلاف آن ننماید. باور قلبی به تنهایی نجات بخش نیست، باید دستورات الهی را عمل کند.

 

اصل ۱۲۲ : هر مسلمانی که به اصول سه گانه معتقد باشد، تکفیر آن حرام است. هر چند در دیگر مسائل مخالف باشد.

 

توضیح: پیامبر (ص) فرمود: مسلمانی حق ندارد مسلمان دیگر را به خاطر انجام گناهی تکفیر کند یا او را مشرک بنامد.


اصل ۱۲۳ : بدعت (=کار نو و بی سابقه) عبارت است از این که انسان چیزی را که در شریعت وارد نشده، به آن نسبت دهد. بدعت نوعی تصرف در دین است.


اصل ۱۲۴ : جایی که اظهار عقیدۀ صحیح مایۀ توجه خطر به جان، مال، ناموس و آبروی انسان است، به حکم خرد و تصریح قرآن، شخص نباید عقیدۀ خود را اظهار کند بلکه احیاناً لازم است تظاهر به خلاف آن نیز بنماید. یعنی تقیّه. تقیّه نقطۀ مقابل نفاق است.


اصل ۱۲۵ : تقیه، در برخی از شرایط واجب است. ولی در شرایطی که مایۀ به خطر افتادن اصل دین باشد تقیه حرام است.


اصل ۱۲۶ : انسان موحّد تنها بایستی به اسباب به عنوان به وسیله نگریسته و برای آن استقلال در تأیر قایل نشود. وسلیه جستن آیه ی 35 مائده: وابتغوا الیه الوسیله... .


اصل ۱۲۷ : توسل به اَسمای الهی و نیز دعای صالحان یکی از اسباب غیبی و ماوراءالطبیعی است. آیه های 180 اعراف، 64 نساء، 5 منافقون، 97 و 98 یوسف.


اصل ۱۲۸ : تقدیرات قطعی الهی تغییرپذیر نیست، ولی تقدیرات مشروط و مُعلّق وی قابل رفع و دگرگونی است: یعنی بداء. آیۀ 64 مائده.


اصل ۱۲۹ : همان گونه که در امت های پیشین طبق مشیت الهی گروهی به این جهان بازگشته اند، در آخرالزمان نیز گروهی خاص به این دنیا بازخواهند گشت. اصل: رجعت. آیۀ 84 و 87 سوره نمل.


اصل ۱۳۰ : صحابۀ پیامبر (ص) همگی مورد احترام شیعه می باشند. البته بایستی کارنامۀ زندگی آنان را در طول عمر گشود... مثل ولید بن عقبه که صحابی بود و هجرت کرد ولی اعتبار خود را حفظ نکرد. (آیۀ 18 سجده)

 

توضیح: سَبّ صحابه غلط است. شیعه ی امامیه احترام مصاحبت را مانع از داوری در افعال پاره ای از صحابه نمی داند. ص 244 کتاب.


اصل ۱۳۱ : مهر ورزیدن و دوست داشتن پیامبر و خاندانش یکی از اصول اسلام است و قرآن و سنت بر آن تأکید دارند. آیۀ مودت 23 شوری.


اصل ۱۳۲ : فلسفۀ سوگواری برای شهداء پیروی از یعقوب نبی (ع) و پیامبر اسلام (ص) در جنگ احد است. گذشته از این برپا نگه داشتن مجالس عزا سبب حفظ مکتب آنها است.

 

توضیح: پایه گذار عزاداری شخص پیامبر (ص) است که دستور داد برای حمزه (س) مجلس عزا برپا کنند.


اصل ۱۳۳ : خردمندان جهان آثار نیاکان خود را به عنوان میراث فرهنگی حفظ می کنند. و ترفیع بیوت پیامبران مورد تأکید قرآن است. مثل بنای یابود در کنار قبر اصحب کهف. آیۀ 21 کهف. و 127 بقره و 36 و 37 نور.


اصل ۱۳۴ : زیارت قبور مؤمنان و زیارت قبور انبیا و اولیای الهی از اصول اسلام است که پیامبر به آن دستور داده است. ص ۲۵۵ کتاب.


اصل ۱۳۵ : غُلوّ به معنی تجاوز از حدّ است و کسانی که در مقامات پیامبران و پیشوایان از حد تجاوز می کنند غالی بوده و مطرود جامعه ی اسلامی می باشند.


اصل ۱۳۶ : احادیثی که روایان ثقه و عادل از پیامبر نقل کرده اند همگی مورد پذیرش علمای شیعه است. و پایه ی فقه و اجتهاد است.


اصل ۱۳۷ : احادیث و روایات امامان دوازده گانه همگی منتهی به کانون وحی می شود.


اصل ۱۳۸ : احادیث به وسیله ی علمای شیعه در چهار کتاب معروف گرد آمده است که از مهمترین مصادر اجتهاد در شیعه است: کافی. فقیه، تهذیب، استبصار.

 

توضیح: انواع حدیث: صحیح. حسن، موثق، ضعیف که اعتبار هر کدام فرق دارد.


اصل ۱۳۹ : در اجتهاد در فقه شیعه باز است. نیز اجتهاد در شیعه مطلق است نه در چارچوپ مشرَب و مذهبی معیّن.

 

توضیح: از سال ۶۶۵ هجری قمری، باب اجتهاد مطلق، به روی علمای اهل سنت بسته شد.


اصل ۱۴۰ : قول صحابی در صورتی که سنت پیامبر را نقل کند حجت است. جز این باشد حجت نیست.


اصل ۱۴۱ : بر هر مسلمانی لازم است به اصول عقاید تحصیل یقین کند. اصولا" انسان یک فاعلِ علمی است.


اصل ۱۴۲ : شیعه در موقع وضوگرفتن، دست ها را از بالا تا به سر انگشتان می شوید، نه بر عکس. و پاها را در وضو مسح می کند نه غَسل. آیه ی ۶ مائده.


اصل ۱۴۳ : شیعه معتقد است که در حال سجده باید بر زمین سجده کرد.

 

توضیح: سنگ و خاک مسجودٌعلیه است نه مسجودٌله. یعنی بر آن سجده می شود. به آن سجده نمی شود.


اصل ۱۴۴ : تفریق بین نمازهای ظهر و عصر و نیز بین مغرب و عشاء مستحب است.


اصل ۱۴۵ : ازدواج موقت نوعی ازدواج مشروع است. پرداخت نفقه در آن واجب نیست. طبق آیه ی ۲۴ نساء در ازدواج موقت، مهریه لازم است.


اصل ۱۴۶ : در حال نماز نبایستی دست ها را روی هم نهاد. نمازگزاردن به صورت دست بسته (=تکتُّف) بدعت است.


اصل ۱۴۷ : نوافل شب های رمضان مستحب است. ولی گزاردن آن به جماعت "بدعت" است. صلاة تراویح به پیروی از پیامبر از مستحبات مؤکد است.


اصل ۱۴۸ : بر هر مسلمانی لازم است به حکم آیه ی ۴۱ انفال یک پنجم درآمد خود را در مصرف خاصی که در کتاب و سنت وارد شده است، هزینه کند. آیه تخصیص ندارد که خمس فقط مربوط به غنایم جنگی است.


اصل ۱۴۹ : تمدن اسلامی مرهون تلاش های بی وقفه ی همه مسلمانان است و شیعه در پایه گذاری تمدن اسلامی در همه ی قلمروه سهم بسزایی دارد.


اصل ۱۵۰ : فرقه های اسلامی با اختلاف در فروع، نباید مانع از وحدت و همبستگی شوند.

 

توضیح: اصولا" اختلاف در افکار و سلایق، غریزی بشر است. و بستن در آن مایه ی مرگ علم و دانش و اندیشه و تفکر است. بُنی الاسلامُ علی دعامتین، کلمة التوحید و توحید الکلمة: یکتاپرستی و همبستگی. پایان.

۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۷:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مکتب انتظار

به قلم دامنه. به نام خدا. یکی از کتاب های خوب و خواندنی «پیروزی حتمی» مهندس مهدی بازرگان  است که با عنوان عبدالله متقی در دورۀ ستمشاهی به قطع جیبی به چاپ رساند. این اثر کتابی ست در بارۀ امام مهدی موعود (عج). ایشان در این کتاب  انتظار را این گونه تفسیر کردند:

 

«انتظار، پرچم اسلام را همیشه برافراشته می دارد و نظر به آینده می کند و خود را حلّال مسائل و احتیاجات همۀ اَعصار می داند.» (ص  26 ) «یکی از رمزهای باقی ماندن شیعه همین انتظار فرج و اعتقاد به ظهور و پیروزی نهایی است.» (ص 24) «در حدیث نبوی آمده است هر طور که باشید بر شما حکومت می شود. بنابراین بر اجتماع فاسقِ ظالم، سایۀ حکومت عدل و حق نخوهد افتاد.» ص 45) «میان طول غیبت امام زمان و اُفول حق و حقیقت مناسبت برقرار است... به گمان این جانب قرآن، حکومت و خلافت را از آن مردم می داند» (ص 43)

۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تحریم توهین به صحابه

متن نقلی: «به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت (ع) ـابناـ شورای عالی اسلامی الجزائر بار دیگر بر تحریم توهین به صحابه رسول اکرم (ص) و حفظ حرمت همسران ایشان تأکید کرد. شورای عالی اسلامی الجزائر ضمن تاکید بر این مسأله، آن را نوعی توهین آشکار نسبت به پیامبر(ص) و مغایرت با ایمان دانست.

 

نقشۀ الجزایر

 

این شورا ضمن صدور بیانیه‌ای، بر فتوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تحریم توهین به صحابه و لزوم حفظ حرمت همسران پیامبر تأکید کرد. همچنین شورای عالی اسلامی الجزائر این فتوای صادر شده از مرجع بزرگ شیعیان را تأیید کرد و از این اقدام مبارک در جهت اتحاد ملت استقبال کرد.» پایان نقل قول. (منبع)

۰۷ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اَعلمِ عُلمابودن در مکتب شیعه

به قلم دامنه. به نام خدا. یک روز _نمی دانم کی؟_ گزارشِ توصیفی-انتقادی در مجلۀ خواندنی های سال 1333 هجری خورشیدی را به بر حسب کتاب «برگ هایی از تاریخ حوزۀ علمیۀ قم» نوشتۀ حجت الاسلام رسول جعفریان را مطالعه و یادداشت برداری می کردم. گزارشگر آن مجله، خود یک دانش آموختۀ حوزه و ملبّس به لباس روحانیت بود و متن آن نشان می داد به ریز و بم حوزه بخوبی آشناست. دیشب، این قسمت، در مرور مجددم به آن، رؤیت شد. دیدم بحث جالبی ست. لذا سه فراز آن را به شوق تایپ کرده، به اشتراک گذاشتم تا دامنه خوانان فهیم و شریف نیز، در آن تفکّر و تأمّلی کرده باشند:

 

کمتر مذهبی در دنیا تا این حد برای انتخاب پیشوای مذهبی شیعه، شرایط منطقی قائل شده است... مثلاً... از غیبت کبری تا کنون بر طبق موازین مذهبی شیعیان، هر مردی که در فهمِ احکام الهی اَعلمِ عُلما باشد و در تمام عمر خطایی از او سر نزده باشد، مرجع تقلید یعنی پیشوای مذهبی ما شیعیان خواهد بود. (متن گزارش، ص 185)

 

یک طلبه در تمام مدت تحصیل یک شکمِ سیر به خود نمی بیند. (ص 190)

 

می گویند فقیه پس از مجتهد شدن، به شهر خود برمی گردد و احکام دین را به مردم می آموزد. من با نهایت احتیاط یادآور شدم که ای بزرگواران باید دینی باشد تا احکامِ دین مورد پیدا کند... (متن گزارش، ص 188)

۳۰ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امام صادق رئیس مذهب شیعه

به قلم دامنه: به نام خدا. امشب 25 شوّال، شهادت امام صادق آل محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ است. این گونه خودمونی این پست را می نویسم: کوچیک که بودم، در مکتبخانۀ مرحوم پدرم، از مرحومه مادرم زهرا آفاقی می شنَویدم که از شاگردان قرآنش به شوق و ذوق می پرسید و پاسخ می شنَوید:

خدا چندتا؟ یکی.

معصوم؟ 14 تا.

اصول دین؟ 5 تا.

فروع دین؟ 10 تا.

امام اول؟ علی

امام دوم؟ حسن

امام سوم؟ حسین

و ...

ونیز می پرسید:

رئیس مذهب؟ امام صادق.

 

 

من _که قافِ صادق را «خ»می شنیدم_ خیلی خنده ام می گرفت؛ گرچه خود نیز ضعفی دیگر داشتم و آن این بود تا پارسال! آفتاب را «هِفتاب» می گفتم. و چِشم را «تِش». و نیز «شیخ سعید شعبان» رهبر فقید جنبش توحیدی اهل تسنُّن لبنان را «سخ شعید سعبان»! می خواهم از این خاطره ام _که برایم جلوه دارد و بی نهایت مزّه_ سه چیز را بگویم:

 

1- می خواهم بگویم: با آن که شیعه هستیم، امّا امام صادق را در حد دوسه تا روضه!! و مصیبت و داستان های خرافه، به مردم شناساندیم! که همان گونه که قاف را خا تلفّظ می کنند، آن امام همُام و اُسوه را هم، به اشتباه می دانند. حال آن که، مرحوم ذبیح الله منصوری در کتاب «مغز متفکر شیعه» چیزهایی از امام صادق _علیه السّلام_ می گوید که مغز انسان سوت می کشد، که چرا از این همه دانش و ارزش امام جعفر صادق (ع) غافل بودیم و هیچ نمی دانستیم.

 

2- می خواهم بگویم: قرآن را با عترت مطالعه کنیم. و عترت را با قرآن. این دو گرانبهاء، عِدلِ و عین هم اند. از هم جدا نکنیم این دو ثقلِ اکبر را.

 

 

3- امام صادق (ع) آفتاب تفکرات مذهب شیعه است. آیا کی و چه وقت می خواهیم از این آفتاب نور بگیریم!؟ به جدّ بگویم کارکنان مؤسّسۀ شیعه شناسی اسرائیل غاصب، بیشتر از بسیاری از ایرانی ها، روی امام صادق کار کرده اند، که چرا آن امام آن همه درخشش داشت و دارد و آن همه سخن و حدیث و فقه از ایشان تولید شده است و مبنای فقه شیعه.

 

آیا نمی خواهید از «Lionel Messi» [لیونل مِسی] فوتبالیست آرژانتینی، بیشتر به امام صادق تان عشق بورزید و او را بشناسید و بشناسانید و گفته هایش را نقل کنید و کتاب ها و سخنانش را در کناردستِ اتاق تان بگذارید و با آن خو و خصال برگیرید؟ بگذرم و چهار سخن ارزنده و متفکرانه از دریای سخنان گوهربار آن رهبر شیعه، پیشوای صادق را هدیه کنم و التماس دعا در این شب و روز عزا:

 

 

سخن یکم: «پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد.»

 

سخن دوم: «خداوند اُمتى را عذاب نخواهد کرد، مگر در وقتى که نسبت به حقوق برادران نیازمند خود، سستى نمایند.»

 

سخن سوم: «یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح، از هزارسال عبادت بهتر است.»

 

سخن چهارم: «ثروتمندی و عزّت، سیر و گردش می کنند، پس هرگاه به موضع توکّل دست یافتند در همانجا اقامت می گزینند.»

۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ دامنه |
دین چیست؟

دین چیست؟

 
توضیح دامنه: به نام خدا. دیشب یکی از کاربران، از رفیقم سید علی اصغر شفیعی دارابی پرسید: «دین چیست؟ پیدایش آن برای چیست؟». ایشان ضمن پاسخ به آن کاربر محترم، نظر مرا هم طی ارسال سؤال جویا شد. آنچه در متن دستخط می خوانید جواب من است به سید علی اصغر. یک جمله از متن دستخط نیز بگویم: به قول ملاصدرا همۀ موجودات در حرکت به سوی کمال اند؛ حتی سنگ.
۲۰ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رُمان مِسیا

به قلم دامنه. به نام خدا. این هفته فرصتی بیشتر یارم شد تا دو رُمانِ گریزپا و مِسیا را بخوانم. طبق معمول، برای تقویت حسّ کتابخوابی در خوانندگان شریف، به چهارنکته از مسیا می پردازم و به شرح کوتاه گریزپا:

 

مِسیا یعنی موعود؛ نام حضرت محمد (ص). مثل ایلیا یعنی عظیم و عالی؛ نام امام علی (ع) هردو اسم در انجیل حضرت عیسی مسیح (ع). این رمان نوشتۀ مصطفی موسوی گرمارودی ست. از مؤسسۀ میسا. تهران. چاپ اول 1388. سی و شش فصل در 624صفحه.

 

رُمان مِسیا. عکس از دامنه

 

رُمان مِسیا از زبانِ بلال بن ریاح حبشی _اولین مؤذّن منتخب پیامبر اسلام_ چگونگیِ ظهور اسلام و طلوع حضرت خاتم الانبیاء (ص) در عصر خفقان، بربریت و جاهلیت حجاز را روایت می کند و با گذر طولانی و عالی از سرگذشت و سرنوشت پدر و مادر بلال (ریاح راهب برنابایی حبشی و حمامۀ حبشی) و شرح غمبار بردگی و رنج مِحنت زنان و مردان آن دیار، به رویدادهای مهم تاریخ اسلام تا زمان رحلت حضرت رسول الله (ص) می پردازد.

 

 

بلال حبشی _که سلام خدا و همۀ ماها بر او باد_  در عصر عمر خلیفۀ دوم، به لاذقیه دمشق تبعید شد. او در همان بندر که به همراه همسر پیرش در بدترین وضع در حصیر و شن زندگی می کند، خاطرات خود را مکتوب و رنج ها و بلاهایی که بر سر یاران خالص پیامبر آمده است را برملا می نماید. کتابی خواندنی، پُرنکته، بشدت جذّاب و دلکش.

 

 

در صفحۀ 69 بلال می گوید: افراد شاخص یاران رسول الله (ص) را در دورۀ خلیفه ها می کُشتند، ولی می گذاشتند به گردنِ اَجنّه و اَجانین (=جنّ ها) مثل سعد بن عُباده را.

 


در صفحۀ 83 ریاح پدر بلال می گوید: در حبشه می گویند بدون دلیل می توان با کسی دوستی کرد اما دشمنی بدون علت و دلیل امکان ندارد.

 

 

در صفحۀ 137 بلال می گوید: من در لاذقیه به دستور خلیفه تبعیدم اما معاویه والی شام است و در ظرف های نقره و طلا غذا می خورد. از محبوبم رسول خدا شنیدم که می گفت: دنیا، زندانِ مؤمن و بهشتِ کافر است.

 


در صفحۀ 479 و 483 بلال از دوستش ابوذر غفاری می گوید: ابوذر اولین کسی بود که به صورت هُبل (=بُت بزرگ) تُف انداخت و در کنار کعبه او را تا سرحدّ مرگ کتک زدند و او سه بار این کار را تکرار کرد، اما همین ابوذر که پیامبر او را آن قدر دوست داشت، در زمان خلیفۀ سوم (عثمان) به بدترین جا یعنی صحرای رَبذه تبعید می شود. حال آن که پیامبر دربارۀ ابوذر گفته بودند: «آسمان بر کسی سایه نیفکنده و زمین، احدی را نپرورانده که راستگوتر از ابوذر باشد.»

 

رُمان گریزپا. عکس از دامنه

 

اما رُمان گریزپا. اثر خانم آلیس مونرو کانادایی ست. نویسندۀ برندۀ نوبل ادبیات. ترجمۀ شقایق قندهاری. چاپ چهارم 1393. (تهران، افق، 1385) در 192صفحه.  مونرو خالقِ مجموعه داستانِ «فکر می کنی کی هستی؟» است. در داستان های او «دانای کُل» همیشه در پی یافتنِ معنا و مفهومی برای این جهان و زندگی ست. مونرو به شخصیت مرد در داستان هایش احترام می گذارد اما همزمان شخصیت زنانِ داستانش، به مراتب پیچیده تر اند.

۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۰۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مکتب انتظار و آثار آن

به قلم دامنه: به نام خدا. از باورهای دینی‌ شیعیان ظهور منجی است که چند جمله‌ای در این‌باره می‌نویسم: انتظار (=چشم‌به‌راه ماندن) برای یک رویداد بزرگ است. رویدادی دینی و تکان‌دهنده که در آن یک انسان کامل ظهور می‌کند و بشریت را در احیای حقیقت راه‌بَری می‌نماید و در هدف بزرگ مدد می‌رساند. ممکن است عقل معیشت‌اندیش و محدود ما آن‌چنان نتواند به رمز و راز این حکمت و پنهانی ماه تابان اسلام، یعنی حضرت مهدی موعود _عج‌الله_ نفوذ کند، اما این باور و ایمان، انسان‌های منتظر را در شوق، امید، رغبت، کشش و جذَبه نگه می‌دارد.

 

زادروز فرخنده و سرشار از نوید و مژده‌یِ امام غایب و رهبر غایت، حضرت ولی عصر بر پیروان خجسته و پُربرکت باشد. در زیر انتظار مهدی موعود از نظر دکتر علی شریعتی را _که متنی گزیده‌شده است_ پیوست می‌کنم:

 

 

«انتظار یکی از زیباترین و عمیق ترین جلوه های روح فراری و بی آرام انسان است. آدمیزاده هر چه انسان تر، چشم به راه تر می شود. این یک حقیقت زیبایی است که همواره می درخشد... در تشیع موعود منتظر مهدی است... رسالتی را که پیامبر آغاز کرد و پس از مرگش نگذاشتند علی و فرزندانشان ادامه دهند و حکومت و امامت مردم را غصب کردند او خواهد گرفت و ادامه خواهد داد... برای استقرار عدل و احیای حقیقت می آید. این یک رسالت اجتماعی، سیاسی و اعتقادی و بشری است و او خود یک بشر است اما روح منتظر انسان که همواره بی قرار غیب و فراری به ماوراء است نمی تواند تصویر بشری و رسالت این جهانی مهدی موعود را نگاه دارد. پس او را و کارش را در هاله ای از ماوراء واقعیت غرقه می سازد.»

۱۲ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۲۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

کفر یک امر قلبی است

به قلم دامنه: به نام خدا. زمانی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: [برای اقامه دین و سلوک و حرکت] کیانند یاران من به سوی خدا؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم، به خدا ایمان آوردیم؛ و گواه باش که ما در برابر خدا [و فرمان ها و احکام او] تسلیم هستیم: فَلَمَّا أَحَسَّ عِیسَى مِنْهُمُ الْکُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِی إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

(52 آل عمران)

 

مرحوم علامه طباطبایی می گوید: «کفر یک امر قلبی است و قابل احساس نیست.» اما حضرت عیسی (ع) آن را از ظاهر رفتار یهود حسّ کرد و این شبیه به معجزه است. ر.ک: المیزان. جلد 3. ص 317.

 

لیف روح 233

آدمی کاندر طریق معرفت ایمان ندارد

شخص انسان دارد و شخصیت انسان ندارد

===

ای که مغروری به دانش، دانشت را بیشتر کن

تا بدانی هیچ ارزش، علمِ بی ایمان ندارد

===
کاخ دانش، گر همه از سنگ و از فولاد سازی

لرزد و ریزد، گر از ایمان پی و بُنیان ندارد

(منبع شعر)

۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۰ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

علویان چه عقایدی دارند؟

متن نقلی: «وضعیت علویان سوریه در نشستی علمی در دانشگاه ادیان و مذاهب قم با حضور کارشناس سوری مورد بحث و بررسی قرار گرفت. به گزارش شفقنا، در این نشست علمی که با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه ادیان و مذاهب روز یکشنبه ۱ بهمن ۹۶ در سالن کنفرانس شهید بهشتی این دانشگاه برگزار شد، استاد شوقی حداد به سخنرانی درباره وضعیت علویان سوریه پرداخت....

 
 

شوقی حداد

استاد شوقی حداد در پایان افزود: از این حقایق چنین نتیجه می‌گیریم که بر خلاف آنچه برخی جهلا می‌گویند، حسین بن حمدان خصیبی که علویان خود را به او نسبت می‌دهند نه تنها به اِسقاط تکالیف معتقد نبوده بلکه به اقامه شرع قائل بوده است و این اعتقاد را در هدایه الکبری و دیوان اشعارش به‌صراحت آورده است، دیوانی که با شرح شیخ ابراهیم عبداللطیف در بیروت چاپ‌شده است...

 

 

نقشۀ سوریه؛ قومیت ها و فِرَق دینی

 

پیش از سخنرانی استاد حداد، دکتر سیدعلی موسوی نژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و پژوهشگر متخصص در زمینه فِرَق شیعه، به معرفی وی پرداخت و گفت: استاد شوقی حداد تحقیقات، تالیفات و دیدگاه‌های متفاوت و خاصی درباره علویان سوریه دارد.

 

بقیه در ادامه: اینجا

ادامه مطلب...
۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |