شمسالواعظین و چیزی چون تلویزیون!
نگارش دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : با آقای ماشاالله شمسالواعظین سردبیر روزنامههای توقیفشدهی "جامعه"، "توس"، "آزادگان"، "نشاط" توسط حاکمیت، دیروز مصاحبهای دربارهی مسائل روز شد. دو حرف از حرفهایش اهمیت بیشتری داشت که بدان میپردازم. ابتدا بگویم هر یک از ما در صحبتها و نوشتهها، وقتی میگوییم: "میپردازم" این لفظ رایج در واقع همان فن پردازش است. پردازش، هم فن مؤثر در خبر و تفسیر خبر است، و هم فنی در امنیت برای پیشبررسی و عملیات اطلاعات میباشد. بگذرم. ببینیم شمشالواعظین از چه روی، این دو مسئله را مطرح کرده است. او گفت:
"تولید پیام در ایران و داخل کشور اتفاق میافتد، اما پردازش پیام به خارج از کشور میرود، آنگاه همراه با سیاستهای بیگانگان تنظیم و سازگار میشود و بعد به کشور ما بازمیگردد. در نتیجه، دریافتکنندگان پیام در داخل، پیامهایی دریافت میکنند که خطرناک، مسموم و آلوده است؛ حداقلش این است که با منافع ملی ما سازگاری زیادی ندارد." "من معتقدم و بارها این نکته را گفتهام که اگر اجازه دهند، آمادگی آن را دارم که حتی یک شبکه تلویزیونی با پرداخت پول سالانه به صداوسیما راهاندازی کنم؛ حتی تیم من هم آماده است. من به صورت رسمی اعلام میکنم که کاری خواهم کرد که مرجعیت رسانه دوباره بومی شود و به کشور بازگردد. مهارتها و دانش همهچیز در داخل کشور در این رابطه وجود دارد. امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد. شاید حضور فعلی من در این شورا مقدمهای برای آن کار بزرگ باشد."
در مورد این دو مسئله -که شمسالواعظین از سر صداقت و قصد اصلاح مطرح کرده است- من نظرم این است: ۱. حکومتهای ایدئولوژیک (چه مذهب دینی و چه مکتب سیاسی) به علت "خودحقپنداری" مطلق و هراس از آزادی ملت، هم در تولید خبر و هم در پردازش خبر، قلبِ واقعیت میکنند؛ آثار خبر را به سود رژیم خود واژگون میکنند تا مردم را بفریبند و رژیم خود را ادامهدار داشته باشند. در واقع، برای نیل به مقصود، از روی نیت و عمد، تقلب خبر میکنند، نه تفسیر واقعیت خبر. ۲. نظامهای سیاسی بسته، هرگز محیط حکومتی خود را به روی فضای آزاد و بهجریانافتادن اطلاعاتِ آزاد، باز نمیکنند. روزگاری آقای بهروز افخمی هم به همراه و رهبری آقای شیخ مهدی کروبی، خواستار راهاندازی تلویزیون خصوصی ماهوارهای شد که حکومت دست رد به سینهی آن دو، زد. اینک هم، دستگاه قدرت فقط دستگاه مبلغ خود را میخواهد: صداوسیما. تکصدا و تکسیما. شمشالواعظین خردمندی شایسته است که این نظام، نه تنها او را نمیپذیرد که اساساً از هر رقیبی قدرتمند برای سازمان حاکمیتی "صداوسیما" بهشدت وحشت دارد؛ چون آنچه دستگاه حاکمه میگوید، باید در آن سازمان بلغور شود. هنوز تا آزادی، خیلی فاصله داریم؛ خردمندی، مطاعی نایاب در سیستمهای بسته، است؛ استالین، یکهسالار مسکو، تمام شوروی پهناور را در ید قدرت مطلقهی خود میخواست و یک خبرگزاری بیشتر نداشت: "تاس". و یک حزب بیشتر نداشت: "حزب کمونیست". و یک روزنامه بیشتر نداشت: "پِروادا"؛ که این روزنامه با پول دولت، نزدیک ۱۷ میلیون نسخه، تیراژ داشت و گویا این روزا از ۶۵ هزار نسخه! کمتر چاپ میشود. راستی: جالب است بدانیم "پِروادا" در لغت روسی یعنی حقیقت عجب! عجب! حقیقت! آن هم از سوی قدرت. آقای شمسالواعظین! سلام برادر و برابر آزادی، به قول اُسموسای "پایتخت" : "خستهنباشی"!!!







