قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۱۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب اسلامی» ثبت شده است

قضیۀ عزل منتظری

بحث آزاد در دامنه

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. مباحث این چند روزه با دقت تمام مطالعه و تفکر نمودم بخصوص مباحثه با آقا سید (اینجا) و (اینجا) که همیشه خواندنی و آموزنده است و بخشهایی از تاریخ معاصر این سرزمین است و نسل شما که در اوج انقلاب و تحولات آن از برخورداران مواهب آن بوده اید خوشبختانه و البته بازم شکر هنوز هم تداوم دارد و متنعم این سفره پهن شده از اراده ملت و رهبری امام (ره) بود که بگذریم.

 

 


در باب عملکرد جناح چپ در قضیه عزل آیت الله منتظری و اشاره به رنجنامه سید احمدآقا نمودید (اینجا) که تاکید موکد می کنم آن رنجنامه را بی طرفانه و بدون تقید، همگان واجب است بخوانند و تفکر نمایند تا به بخشی از اراده کشور داری افراد این نظام پی ببرند. چرا که خود سالها پیش در سال 1374 در دوران خدمت وظیفه افسروظیفگی خواندم و خاطراتی نگفته دارم که شاید بعدها عرض نمایم.

 

 

رنجنامه حجت الاسلام مرحوم سید احمد خمینی

کتاب «رنجنامه» حجت الاسلام  سید احمد خمینی

 

 

نظرم آن است که آن زمان بیان داشتم و اکنون بیشتر فهم نمودم و به تجربه یافتم اینکه شیوه حکمرانی حضرت آیت الله العظمی منتظری ره با این گروه از حکمرانان فعلی و آن زمان تفاوت اساسی و بنیادین داشت و آن فقیه عالیقدر ملایم و با رافت اسلامی و رعایت تمام شئون و شقوق دینی مدنظرشان بود و در حالی که دیگران به شیوه به اصطلاح انقلابی و به قول بعضی ها بزن بهادُری و به قول امروزی ها تندروی.

 

 

 

وگرنه آن فقید سعید گناهی نداشتند و برنامه عجولانه عزل ایشان که به نظرم یک سناریویی بود با طراحی و برنامه افرادی خاص با محوریت هاشمی رفسنجانی و دوستانش و نه تنها آقا سید احمد بلکه دیگر افراد جناح چپ هم رودست خوردند و بعدها که حقایق بر آنها مکشوف شد از اعمال خود توبه و تبری جسته و تا حد ممکن جبران هم نمودند اما دیگر دیر شده بود و صفحه قدرت از دست این جناح در رفت که رفت و هنوز هم رفته است و ادامه دارد .

 

 


خرده گرفتن جنابعالی در برخی موارد که از بیان حقایق تاریخی سخت است که بیان نماییم و قضاوت تاریخ بسیار سخت و سنگین خواهد بود چرا که سعیدهای معاصر را ببین و مقایسه فرما تا نکته دست شما بیاید و امامان جمعه ها و سخنانشان و خط مشی ها را هم دقت نمایید گزاره مبرهن است و ...

 

 


کبلاقا ابراهیم با تمام احترام و رفاقتی که با جنابعالی دارم اما گاهی ناتمام و یا نیم بند حمله به یک جناح می فرمایید دلم سنگین می شود. هر چند تلاش می فرمایید تا فراجناحی بنمایی اما حقیقتا سخت است در این مملکت فراجناحی پیدا کنی و شما هم مستثنا نیستید .

 

 


در هر حال مباحث تایخ معاصر قضاوت و تفسیر بسیار سخت و تاوان سنگینی دارد که اگر عمری باشد و سایه برخی ها از لب بام این مملکت غروب نماید در موردش همگان خواهند گفت و خواهی خواند .

 


درود بر شما و دیگر دوستان و به امید پایداری و تداوم نظام مقدس جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

 

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام رفیق اهل قلم جناب عبدی. 1- از مشارکت خوب شما در همۀ بحث ها در دامنه، ممنونم. متوقّع هم بودم ورود می کنی.

 

 

 

2- خرسندم با آن که دردها را عمیق می دانی، اما برای بقای نظام آبیاری شده به خون شهیدان دعا هم می کنی.

 

 

 

3- در تأیید آن بخش از متن شما دربارۀ کتاب رنجنامه، من هم مجدد بگویم چگونه از یک سو از همان سال آغاز بحران برکناری مرحوم آیت الله العظمی منتظری، کتاب «رنجنامه» حجت الاسلام سیداحمد خمینی _رئیس دفتر بیت امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ چاپ و نشر میلیونی و گاه مجّانی (که معلوم نبود از کدام پول و بودجه و سرمایه گذاری و پشتیبانی می شود) توزیع می شد اما در همان حال کتاب «واقعیت ها و قضاوت ها» و پاسخ ها و نامه های مرحوم منتظری خمیر می شد و ممنوع التوزیع. رانت، بد است، از هرکه بخواهد باشد.

 

 

 

4- فرمودی که دامنه بر جناح چپ خورده می گیرد و می خواهد بنُمایاند که فراجناحی ست. جوابم رفیق این است و والسّلام: من فردی مستقل هستم؛ از هر جناح و دسته و باند.  هر کس می خواهد باور نکند، آزاد است. مهم این است من افکارم را آزادانه بیان می دارم و این حقّ هر کس است بپذیرد یا پس زند و یا ردّ کند و یا هم رویش تأمّل نماید. خنده هم بر لبانم جاری می کنی عبدی با این گونه آزادنوسی و دامنه نویسی. پس؛ چه چیزی بهتر از آزاداندیشی و اتّحاد روحی؟

۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

طرح سؤال انتقادی نزد رهبری

مسائل داخلی ایران

 

واکنش رهبری به انتقادات برخی دانشجویان: «مدیریت قوه قضاییه و صداوسیما با رهبری نیست... مدیریت نهادهایی همچون نیروهای مسلح با رهبری است اما در قوه قضاییه و صداوسیما با وجود آنکه رؤسای آنها از طرف رهبری منصوب می شوند، مدیریت آنها با رهبری نیست و به عنوان مثال بنده در مواجهه با صداوسیما، چه در مدیریت فعلی و چه در مدیریت‌های قبلی، همواره در موضوعات مختلف موضع انتقادی داشته و دارم... برخی می‌گویند چرا رهبری همه مشکلات را گردن امریکا و انگلیس می‌اندازد، این یک برداشت اشتباه است چرا که بنده بیشتر مشکلات و موانع را داخلی و درونی می دانم که البته دشمنان از آنها سوءاستفاده می کنند.» (منبع)

 

 

متن کامل «سحر مهرابی» نماینده  مدیران مسوول در شورای مرکزی ناظر بر نشریات دانشگاهی وزارت علوم در دیدار دانشجویان با رهبری

 

سحر مهرابی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسان

 

رهبر انقلاب

ما به عنوان نماینده‌ی دیده‌بانان جامعه‌ی علمی کشور نگرانیم. دانشجو چشم بیدار جامعه است. مواجهه انتقادی با مسایل، برآمده از ماهیت دانشگاه است و نقد قدرت وظیفه آن.

 

 

ایران امروز درگیر بحران‌های متعددی است؛ تشدید نابرابری سیستماتیک میان طبقات جامعه، کاهش میزان اعتماد عمومی، فروپاشی ارزش‌های اخلاقی، شیوع آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های محیط زیستی، افزایش حاشیه نشینی و طرد اقلیت‌ها و وضعیت وخیم اشتغال، تأثیر مخربی بر همبستگی اجتماعی گذاشته است.

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۴۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۵ ب.ظ دامنه |
علل ناکارآمدی دولت روحانی

علل ناکارآمدی دولت روحانی

دامنۀ نویسندگان

 

به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی: سلام. در مورد عدم موفقیت حسن روحانی در عمل کردن به برنامه های اعلان شده، باید از منتقدین و بویژه عباس عبدی [اشاره به پست «دولت صدای جدّی ندارد» اینجا) پرسید که چه عواملی مانعی برای عدم موفقیتش وجود داره؟

 


در ایران کدوم مولفه قدرت، با روحانی همکاری کردند؟ گرایش و دیدگاه مثبت به نتیجه دموکراسی در ایران وجود دارد؟ چرا در این دوره همواره از داخل ایران برای روحانی بحران درست میکنند؟ چرا مواضع مخالفین برجام در ایران با موضع اسراییل و آمریکا در یک راستاست؟

 

 

آیا پدیده بحران حاصل کار دولت روحانی است؟ دلیل ضعیف بودن دولت ناکارآمد، چه نهادها و کسانی هستند؟ چرا اراده بر عدم استفاده از اصلاح طلبان دراین دوره دولت گرفته شده است ... [دامنه: متن تا همین جا واصل شد]

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به شما رفیق. متن پرسش های جناب عالی را که برآمده از اطلاعات، دغدغه ها و آگاهی های خوب شماست، با تأنّی خوانده ام. پاسخ من به هشت پرسش شما، این است:

 

 

1- از عوامل و موانع پرسیدی. جوابم این است: مانع اول خود اوست. چون برنامه های انتخاباتی اش به طور خیالمندانه تنظیم شده بود که اساساً اجرای آن در کشور، دور از تصوّر بود. مثلاً وقتی او نمی تواند و نمی خواهد حتی واژۀ حصر را به زبان بیاورد، چرا در کارزار انتخاباتی به ملت قول رفع حصر می داده است؟ یا وقتی نمی تواند شغل ایجاد کند، چرا قول اشتغال یک میلیون نفر در هرسال را داده بود!؟ همیشه نمی توان ناکارآمدی را به گردن دیگران انداخت. ملت هوشمند است و زود می فهمد.

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۵ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۵ ۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

اگر با هم بودید...

دامنۀانقلاب

 

بهار سال ۱۳۶۵ را - روزی که امام (س) در بستر بیماری بودند - فراموش نمی‌ کنم. ایشان دچار ناراحتی قلبی شده بودند و تقریباً ده، پانزده روزی در بستر بیماری بودند... در آن وقت برادر عزیزمان جناب آقای هاشمی در جبهه بودند و هیچ‌کس دیگر هم از این قضیه مطلع نبود...

 

 

خدمت امام (س) رفتم و هنگامی که نزدیک تخت ایشان رسیدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگه دارم و گریه کردم. ایشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه کردند. بعد چند جمله گفتند که چون کوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بیرون آمدم و آنها را نوشتم. برادر عزیزمان آقای صانعی هم در اتاق بودند. از ایشان کمک گرفتم، تا عین جملات امام (س) را بازنویسی کنم.

 

 

 جلسه مسئولان نظام با حضور امام خمینی/ 1367

 جلسه مسئولان نظام در حضور امام خمینی.1367

 

 

ایشان گفتند: قوی باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکی باشید، اشدّاء علی الکفّار باشید و رُحماء بینکم؛ و اگر با هم بودید، هیچ‌کس نمی‌ تواند به شما آسیبی برساند. به نظر من، وصیت سی‌ صفحه‌ای امام (س) می‌ تواند در همین چند جمله خلاصه شود.

 

[سخنرانی رهبری در مراسم بیعت ائمه جمعه سراسر کشور به اتفاق رئیس مجلس خبرگان. ۱۳۶۸/۴/۱۲] (منبع)

 

 

[دامنه: عبارت بالا اشاره به این آیه است: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم... سورۀ فتح، آیه ۲۹]

۰۴ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۱ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

تفنگ یا قلم؟ کدام؟

سخنی با غرب زدگان

 

مسائل داخلی ایران

 

به قلم دامنه. به نام خدا. برخی ها چنان غرب زده و مثلاً لیبرال مسلک! شده اند که از خودِ غرب هم جلو زده اند. اینان؛ گویی اساساً به تفنگ ویار! پیدا کرده اند و خود را منزّه و مُدرن پنداشته اند و فقط دَم از صلح و سازش و وِفق و مدارا و پذیرا و دوستی و گپ و گفت و تسلیم می زنند. و حتی خود را اسلام شناش! هم جا می زنند و می گویند: ما را چه به تفنگ!

 

 

این تیپ افراد _که میان شان حتی آخوند هم دیده می شود_ چنان غرب زده شده اند که متوهّمانه اسلام را چنان تفسیر و تعریف _بخوانید تحریف_ می کنند، که گویی اسلام فقط صلح مطلق بی قید و شرط _البته به معنای غلطش_ معنی می دهد و در آن تفنگ و دفاع و مقاومت و گلوله و حفظ حریم و حرمت ها نیست. فقط گُل است و هزاردستان بُلبل.

 

 

این غرب زدگی _به قول مرحوم جلال آل احمد_ از عقرب زدگی هم بدتر است. عین «سَن زدگی» ست که گندم را از درون پوک! می کند.

 

 

من از این افراد خوباخته و غافل و خودشیفته، و به قول مرحوم علی شریعتی «اِلینه شده» یک پرسش ملموس و تجربه شده می پرسم و آن این است:

 

 

اگر ما نسل دهۀ شصتی ها، تفنگ به دست نمی گرفتیم و به جبهه ها سرازیر نمی شدیم و گلوله در نمی کردیم، مانند برخی ها فقط قُمپوز می دادیم و اَطوار درمی آوردیم! آیا صدام حسین به کمک روس و اروپا و آمریکا، تا فتح تهران و نابودی ایران و درهم کوبیدنِ انقلاب ضدِّ ستمشاهی ما و بدتر از همه، هتک حرمت نوامیس ایران زمین، پیش نمی آمد!؟

 

دامنه. تیر ماه 1361. جبهه مریوان. بوریدر. عکاس: سیدکاظم صباغ

دامنه. تیر1361. جبهه مریوان. بوریدر

 

آیا در آن صورت، نسل امروز، نسل دیروز را نفرین نمی کرد که چرا شجاعانه به دفاع برنخیزیدید تا شرّ خصم و عدو را از سر ایران _این مرز پُرگهر_ دور نگه دارید و خاک پاک آن را حفظ و حراست نمایید؟

 

 

سالروز آزادسازی خرمشهر بر همۀ ایرانیان مبارک

 

 

آری؛ ما «تفنگ یا قلم؟ کدام یک؟» نداریم، بلکه همیشه تفنگ را با قلم داریم و قلم را با تفنگ. هر کدام را در وقت خاص خود. مسلمان، تسلیم است. تسلیم و مطیع خدا. و چون انسان مُسلم، مؤمن و مؤقن به خداست، هرگز از اصول و چارچوب های آن دست برنمی دارد و به صورت دستچین شده و دلبخواه اسلام را برنمی گزیند؛ بلکه قلم و تفنگ هر دو را کنار هم نگه می دارد.

 

 

مسلمان، در همۀ ایام صلح طلب حقیقی ست؛ اما در وقت ضرورت اهلِ مقاومت و ایثارگری و جان نثاری.

 

 

درود بی پایان و کران تا کران بر رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، از جمله رشیدمردان حماسه ساز فتح خرمشهر که در نهایتِ قساوت غرب و صدام، خونین شهر گردیده بود.

 

 

به احترام خون و پیام جاوید شهیدان لحظه ای از جای خود بلند شویم و دست به سینه به آنان درود و احترام بگذاریم؛ زیرا ما پیمان با آنان را هرگز نمی گُسلیم. هین! همین.

۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۲۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

وحدت کلمه دُرّ نایاب زمانه

دامنۀ بحثِ آزاد


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در مورد دلیل ناکارآمد نشان دادن دولت روحانی منم با نظر آقا سید علی اصغر (در این پست: اینجا) موافقم.

 

 

از فحوای سوالات ایشان می توان دریافت که به چه نکاتی اشاره دارند؛ هر چند انتقاداتی هم قطعاً به دولت روحانی وارد هست. و ازین نظر نمی خواهم تمام و کمال تمام اقدامات دولت روحانی را منزّه و درست بدانم؛

 

اما مشکل و ریشه بسیاری از اتفاقات و نارسایی ها علاوه بر ریشه خارجی که از اول انقلاب هم وجود داشتند به نظرم به نبود یک جمله کلیدی که امام ره همیشه تکرار می کرد و اکنون به فراموشی سپرده شده است باید جستجو نمود و آن «وحدت کلمه» که متاسفانه دُرّ نایاب و جانمایه کمیاب زمانه و دولتها شده است و کل حکومت درگیر یک گیر اساسی و خط و نشان کشی سیاسی در یک جدال کسک کننده و خسته کننده رقابت حزبی شده اند و هیچ مکان و سازمان و شخص و جایی را در این مملکت شخصا سراغ ندارم که بی طرف و مرضی الطرفین باقی مانده باشد

 

همه دنبال گیر انداختن و انتقام از یکدیگر هستند و همین موجب این همه ناهنجاری و حتی ناکارآمدی نه تنها دولت فعلی بلکه کل نظام سیاسی ما شده است و با کوچکترین صدایی و نوایی تبدیل به بحران علیه مجموعه موجودیت نظام می گردد .

 


ازین نظر احساس خطر بسیار جدی می کنم امیدوارم عقلای مملکت در یک تفاهم ملی کدورتها را کنار زده و با وحدت کلمه بر دشمن مشترک خارجی فایق آیند و اگر همین روند ادامه داشته باشد آتش افتاده نه کاه خواهد ماند و نه کاه دان.

 


با کمال احترام به شخص شما کبلاقا ابراهیم با بسیاری از نوشتار شما در پست مطلب روز 30 اردیبهشت  [اشاره به پست «دولت صدای جدّی ندارد» اینجا] و پست روز 19 اردیبهشت [اینجا] موافق نیستم و گیر اینگونه یک طرفه دادن به دولت روحانی را مباح نمی دانم و به شدت کراهت و مظلمه دارد مگر تفکیک قایل گردیم بین مشکلات موجود از ناحیه دولت و غیر آن.


البته شخصا نقاط مثبت این دولت را به رغم نامهربانی و ظلمها و سختی های بی سابقه سختگیرانه کانونهای قدرت علیه شخص رییس جمهور را باز هم قابل توجه و مورد مداقه و البته بسیار بسیار مورد تایید می دانم مثل برچیدن بساط بسیاری از کانونهای مالی ناپاک در موسسات و قرض الحسنه های قارچی رباخوار و ساماندهی به امور اینگونه و کوتاه کردن دستان ناپاک دراز شده علیه بیت المال و ...


شاید در آینده مجبور به اشاره واضحتر گردیم.
موفق باشید.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به شما مهندس، رفیق دردآشنا. متن تحلیلی جناب عالی را با دقّت و حوصله خوانده ام. پاسخ من به متن شما، این است:

 

1- جناب مهندس از این که همیشه به من لطف داری و در مکاتبات «عزیز»م می خوانی، نشان محبت بی تمام و دوستی مُستدام شماست. ممنونم.

 

2-  ناکارآمدی حسن روحانی که من می گویم به معنای این نیست وی دیگر مشروعیت سیاسی ندارد، منظورم بُن بست است که این دولت به دلیل ترکیب بد و چینش ناجور به این روز مبتلا شده است. چه لزومی دارد تمام قوام دولت او از حزب کارگزاران باشد که بنیاد تفکر غلطش را افرادی چون سید عطاء الله مهاجرانی آجرچینی کردند و الان در لندن خوش می گذراند و با آل سعود پالوده می خورد.

 

این حزب، در سیاست تعدیل اقتصادی دولت هاشمی در دهۀ 70، یک بار ملت ایران را به فلاکت و بحران سخت اقتصادی و سیاسی و نیز تصلّب های رفتاری رساند؛ آیا بس نبود؟

 

چرا رأی را از همۀ جریان های مترقی تر این کشور گرفت، ولی قدرت را چون شرکت سهامی میان دور و بری های خود تسهیم کرد؟ هیمن چیزهاست از اول هم مشخص بود، عوامل ناکارآمدی حسن روحانی می شود، که شد.

 

3- با شما کاملاً موافقم که دست روی «وحدت کلمه» گذاشتی. منتهی یک چیز را نباید پنهان داشت که وحدت به معنای تعطیلی عقل و تفکر نیست. وحدت یعنی تبعیت از منافع ملی. یعنی انسجام در اصول. اما پایبندی به نگرش هایی که آرمان توست.

 

شما بخوبی می دانید حسن روحانی از چهره های راست بوده است. او این شانس را داشت که در غیاب بخشی بزرگ از اشخاص جناح چپ _که تحت اتهام «فتنه» و بُهتان «سرپل دشمن» و افتراهای جورواجور دیگر از صحنۀ قدرت حذف و خانه نشین و حتی محصور شده اند_ به قدرت رسید. بنابراین او خیال می نمود، می تواند همیشه این حمایت را پشت سرش داشته باشد بی آن که هیچ امتیازی بدهد؛ چون پاشنه آشیل جناح چپ _یعنی اتهام فتنه_ را خبر داشت و حتی خود در حصر میرحسین دست داشت. پس؛ نباید زیاد از او توقعی داشت که کارآمد باشد و بر سر قول و قرارش.

 

4- نوشتی دامنه به دولت روحانی گیر می دهد. نه رفیق. بحث گیر نیست. من، شاکله ام این است. خود را وابسته و دلبسته هیچ کسی به غیر از معصومین _انبیای الهی و ائمه ی اطهار_ نمی کنم.

 

نه چپ الگوی من است و نه راست. من، دأب و روحیه ام این است که فهم خود را در کارم دخالت می دهم و البته که از دیدگاه ها و نظرات اهل تفکر خصوصاً روشنفکران متعهد دینی بهره می برم. معتقدم حرف حق و نقد لازم را باید گفت تا لااقل، تصلّب به همۀ شریان های حکومت تسرّی پیدا نکند.

 

اتفاقاً جناح چپ از این که خودنقدی ندارد و به عیب و ایرادهای خود واقف نیست و حرف حق منتقدان را برنمی تابد، ضررهای خود را روز به روز بیشتر کرده است. جناح راست که اساساً فاتحه اش خوانده است که خیال می کند خدا و مقتدا و چوپان مردم است!! خداحافظ.

۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یک روز کنار شهید گمنام

دامنۀ شهیدان

 

به قلم دامنه

یک روز کنار پیام و پیمان شهید گمنام

بدیهی ست همۀ ما به شهیدان بدهی داریم

بدهی پیمودن راه،

بدهی اقدام،

بدهی ایمان و اَیمان،

آری ایمان و اَیمان که یعنی پیمان

والسّلام

 

 

آرامگاه شهید گمنام. عکاس: دامنه

26 اردیبهشت1397. پاد. مردم پایۀ خیبر قم

 

 

زیارت قبر شهید گمنام. عکاس: دامنه

 

 

26 اردیبهشت 1397. پاد. مردم پایۀ خیبر قم

 

۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مبارزه بى ‏امان علیۀ آمریکا

مرجع قائم

 

به تعبیر علامه حکیمی در عقل سرخ. ص 420

 

 	امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی

 

امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی: «جهان باید بداند که ایران راه خود را پیدا کرده است و تا قطع منافع آمریکاى جهان‏خوار، این دشمن کینه‏ توز مستضعفین جهان، با آن مبارزه ‏اى آشتى‏ ناپذیر دارد و حوادث ایران نه تنها ما را براى لحظه ‏اى عقب نخواهد نشاند، که ملت ما را در نابودى منافع آن مصمم ‏تر خواهد کرد.

 

ما مبارزه سخت و بى ‏امان خود را علیه آمریکا شروع کرده ‏ایم و امیدواریم فرزندانمان با آزادى از زیر یوغ ستمکاران، پرچم توحید را در جهان بیفرازند.

 

ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه ‏مان که مبارزه با آمریکاى جنایتکار است، ادامه دهیم، فرزندانمان شَهد پیروزى را خواهند چشید.»

(صحیفه امام، ج 15، ص 171)

۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۲۷ ق.ظ دامنه |
دکتر سروش و حلقۀ کیان

دکتر سروش و حلقۀ کیان

مسائل داخلی ایران

 

از کیهان فرهنگی تا کیان

 

مجله کیان به عنوان مهم‌ترین و تاثیرگذارترین مجله‌ی روشنفکری دینی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد هجری شمسی شناخته می‌شود. در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ جمعی از جوانان انقلابی که دل در گرو آموزه‌های شهید مطهری داشتند اقدام به تشکیل کانونی به نام «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» کردند که رضا تهرانی از پایه گذاران این کانون، از آن به عنوان نخستین حرکت تشکیلاتی روشنفکران مسلمان یاد می‌کند.

 

 

با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از این جوانان وارد ساختار حکومت شدند و در نهادهای سیاسی- نظامی مشغول به کار شدند. با این حال بعضی از اعضای «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» از قبیل حسن حسینی (شاعر)، قیصر امین پور (شاعر) و محسن مخلباف (فیلمساز)، همچنان علاقمند به کار فرهنگی ماندند و «حوزه هنر و اندیشه اسلامی» را پایه‌گذاری کردند تا همچنان دور از قدرت سیاسی بتوانند به فعالیت فرهنگی خویش ادامه دهند. با این حال پس از چندی سازمان تبلیغات اسلامی متولی حوزه هنر و اندیشه اسلامی شد و فعالیت کانونی تبدیل به نهادی وابسته به حکومت گردید.

 

 

برخی از اعضای اولیه از کانون فرهنگی نهضت اسلامی یعنی مصطفی رخ صفت و رضا تهرانی به پیشنهاد مرحوم سید حسن شاهچراغی، سرپرست وقت موسسه کیهان، همکاری با این موسسه را پذیرفتند و به همراه ماشاءالله شمس الواعظین، بنیان مجله کیهان فرهنگی را گذاشتند.

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

همه می دانند

مسائل داخلی ایران

 

دربارۀ برجام و همه می دانند

 

توجه: من دو روز پیش ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ در اینجا با عنوان «شاه ذلیل الله بود، نه ما» به ملعنت و شرارت آمریکا پرداخته بودم. اینک این بحث:

 

برجام و ذوق ظریف در بالکن محل مذاکرات وین 22 تیر 1394

(منبع عکس)

 

به قلم دامنه. به نام خدا. لابد می دانید «همه می دانند» اصغر فرهادی سازندۀ فیلم های «دربارۀ الی»، «گذشته»، «جدایی» و «فروشنده» در افتتاحیه جشنواره فیلم کن، دیشب اکران شد. فیلمی که او با دیدن پوسترهای ناپدیدشدنِ یک بچه در جنوب اسپانیا، به فکر ساختش افتاد و به نظرمی رسد این کار او نیز بدرخشد.

 

 

فرهادی به لوموند گفت: دوست دارم پیش از یک پروژه، هیچ اطلاعاتی دربارۀ آن وجود نداشته باشد.... نیز گفت: فکر می کنم زنان مرموزتر هستند، شخصیت های غنی تری دارند و از ظرفیت های دراماتیک بیشتری برخوردارند. [ولی] ما دنبال یک مرد می گردیم؛ شاید دلیلش این باشد که خودم مرد هستم.» (منبع)

 

 

خواستم با این مقدمه چندچیز را برای بستر بحث، آن هم به زبان ساده، ملموس و عامیانه، نه تحلیل آکادمیک و انتزاعی و ایدئالسیتی، آماده کنم:

 

 

آنچه ترامپ دیشب نسبت به برجام انجام داد، بدتر از مفهوم ناپدیدشدن و آدم رُبایی در فیلم فرهادی ست. و برجام _که از دیدِ ملت پنهان نگه داشته شد و در یک دیپلماسی عجولانه به تصویب رسیده بود_ چیزی به مراتب عمیق تر از یک پروژه است؛ که کارگردانی چون فرهادی می گوید دوست ندارد اطلاعات فیلم هایش پیش از اکران لو برود.

 

 

نیز این که، چه خانم اشتون، و چه فدریکا موگرینی دختر آقای فلاویو موگرینی، کارگردان و طراح صحنه ایتالیایی، با آن سابقۀ کمونیستی، مطابق فرمول فرهادی _که زنان مرموزتر هستند، شخصیت های غنی تری دارند و از ظرفیت های دراماتیک بیشتری برخوردارند_ نمی توانند دست کم گرفته شوند؛ زیرا آن ها با شیوه ها و شگردهای خنده و دوستی و سخن های اعتمادبرانگیز ظاهری، می توانند فریب را پیش ببرند و فرمول های جهان جاسوس محور را پیاده کنند. بگذرم؛ که دنیای سیاست، پیچیده تر از هر دنیایی ست.

 

 

اما مخمصۀ حسن روحانی؛ همه می دانید که چهارپایه ابزار دسترسی ست. مثلاً با آن لامپ را تعویض می کنند. با آن گردگیری می کنند. با آن به پشت بام می روند. با آن به آن چه در دسترس نیست؛ می رسند. با آن گچ کاری! و بتونه کاری! و رنگ آمیزی! می کنند. اگر یک پایه از چهارپایه بشکند یا در جای لقّی قرار گیرد، دیگر نه فقط ابزار نیست، بلکه شیء ایی بشدت خطرناک و مُهلک و براندازانه است. خروج آمریکا از برجام چنین حالتی بر برجام دارد.

 

برجام (=برنامۀ جامع  اقدام مشترک) نیز مثل یک چهارپایۀ دسترسی بود. دسترسی به دنیا. دسترسی به پول نفت. دسترسی به سرمایه گذاری داخلی و خارجی. دسترسی به روابط تخریب شدۀ جهانی. دسترسی به سیاست های خنثی سازی تحریم، دسترسی به آنچه با ولع و سادگی طراحی شده بود و اساساً دسترسی به آن چه دولتمرد محمدجواد ظریف و رئیس جمهور حسن روحانی خیال می کردند و تصوّراتش را داشته و هنوز دارند، ولی نرسیده اند.

 

این تیم حسن روحانی دیشب به حسن روحانی احسنت احسنت می گفتند!

همانان که پیش تر، برای برجام کف می زدند و آن را فتح می دانستند

 

دیشب حسن روحانی در پاسخ به دونالاد ترامپ گفت: «خوشحالم که یک موجود مزاحم از برجام خارج شده است» (منبع)

 

من از آقای حسن روحانی فقط یک پرسش می پرسم اگر آمریکا یک موجود مزاحم بوده، پس چرا با او مذاکره کرده اید و توافق با او در قالب برجام را یک پیروزی استراتژیک توصیف می نمودید؟ و وزیرخارجه ات آقای ظریف، از پشت پنجرۀ هتل وین، به علامت پیروزی به حالت شادمان و سرشار ازهیجان، دست تکان می داد و به قهقهه به خاطره فتح و غلبه! می خندید؟

 

به نظرم همۀ کسانی که برجام را به وجود آوردند، باید به ملت پاسخگو باشند. نیز به مردم بگویند چرا پیش از به پیش بردنِ سیاست منطقه ای و مسالمت سازی در خاورمیانه، به مدت دو سال وقت دولت خود را صرف مذاکره _آن هم با یک موجود مزاحم به نام آمریکای جهانخوار_ کرده اند؟

 

کار از ابتدا خراب بود. چراکه دولت آقای روحانی پیش از آن که در خاورمیانه دیپلماسی اش را به پیش ببرد و با همسایگان پرمسأله، تنش زدایی کند و فرمول دتانت را پیاده سازد، خوشبینانه به اروپا و آمریکا اعتماد نمود و به سمت ابرقدرت ها خیز برداشت. و شد آن چه مسلّم بوده است که می شود.

 

معتقدم گرداب سوریه، تنش سعودیه، خدعۀ اسرائیلیه، مکر آمریکاییه، دودوزه بازی روسیه، سود ورزی های زیرکانه و رندانۀ چینیه و از همه بدتر و پلیدتر کرشمه های اروپاییه، برجام را _که یک توافق سیاسی اما غیرحقوقی بین المللی لرزان و لغزان و به دور از چشم ملت بوده_ به این روز سیاه انداخته است.

 

یک نکته بگویم و به قول عرب ها خلاص؛ آمریکایی ها زرنگی کرده بودند برجام را به تصویب گنگره نرسانده بودند، تا آسان از آن بیرون روند، هر وقت که بخواهند! و ما اما خامی کرده بودیم و با فشار شورای نگهبان _که به نظرم می خواست به لحاظ شکلی مثلاً وظیفۀ ذاتی و نظارتی اش را ایفا کرده باشد_ برجام را به تصویب مجلس شورای اسلامی یعنی در وضع یک قانون رسمی، رسانده بودیم و تأیید شورای 12 نفره نگهبان.

 

برمی گردم به همان فیلم جدید اصغر فرهادی آیا «همه می دانند»؟ گرچه آمریکا می خواهد غلط و غلوطی بکند، ولی به فرمودۀ امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. تمام.

۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دامنه |

پنکۀ مخصوص چرا؟

مسائل داخلی ایران
 
 
 
سخنرانی حسن روحانی یکشنبه 16 اردیبهشت 1397
در جمع مردم سبزوار و آن پنکه
 
 
دامنه:
 
من نمی دانم حکمت این پنکه، که همه جا کناردست حسن روحانی ست، چیست؟ ولی هر چه باشد یک نوع تشریفات اشرافی ست و از دیدِ دامنه عملی غیرانقلابی و ناپذیرفتنی. اگر گرم است همۀ حاضرین را گرم است اگر ابزار پوششی ست، پس صامت می شوم و الّا این شیوۀ علوی نیست.
 
 

حضور حسن روحانی در منزل یک شهید و آن پنکه
 
 
سخنرانی حسن روحانی در همدان و آن پنکه
۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاه ذلیل الله بود نه ما

دامنۀ سیاست

 

به قلم دامنه. به نام خدا. اون شاه بود که خود را به تقلّب و فریب و دروغ و خودخواهی و حیله، «ظل الله» یعنی سایۀ خدا جازده و شعار سه گانۀ «خدا، شاه، میهن» را باب کرده بود و در برابر آمریکای امپریالیست و اسرائیل غاصب خون ریز، مطیع و خاضع و بله قربان گو بود. آری؛ شاه ذلیل الله! شده بود نه ظل الله.

 

 

ما، فرزندان خمینی روح الله هستیم که کلیم الله وار در برابر سه طاغوت زر و زور و تزویر ایستاد و به قول مرحوم آیت الله اراکی «مجدّدالمذهب قرن» شد و به ما ایرانی ها و مسلمانان آزادیخواه منطقه حیات جدید بخشید.

 

 

عکس ماهواره ای ایران. بازنشر دامنه

عکس ماهواره ای ایران. بازنشر دامنه

 

 

ما شاه و شاه پرست نیستم که در برابر زیاده طلبی و زورگویی های امپریالیسم جهانخوار و صهیونیسم انسانخوار؛ همانند شاه «ذلیل الله»، خوار و زبون باشیم. ما زبان داریم و توان.

 

 

ما ضد استبداد بوده و هستیم و شاه را با شعارهای دینی، سیاسی، اخلاقی و ایرانی و با شیوۀ انقلابِ غیرمسلّحانه و بدون خون ریزی بیرون کرده ایم.

 

 

ما ضد استعمار بوده و هستیم و ایران را هرگز زیر یوغ هیچ قدرت توسعه طلب و زرمند و زورمندی، تنها و بی یار و در امان خدا رها نگداشته ایم و همانند جان خویش از آن، به توکل و توحید و خداباوری محافظت نموده ایم.

 

 

ما ضد استثمار بوده و هستیم و حاضر نیستم حتی لحظه ای از سوی هیچ ابرقدرتی دوشیده شویم؛ و حتی آنی حاضر نیستیم از سوی هیچ زمامدار جهانخواری به بیگاری و تسلیم، کشانده شویم.

 

 

ترامپ فاسد که سهله، اگر همه سلطان های جبّار جهان از قبرشان برخیزند و علیۀ ما حَوار کشند و رَجز بخوانند، بازهم ایرانیِ تسلیم ناپذیر هستیم. زیرا؛ ما اشک ریختۀ خونِ حسین بن علی _سلام الله علیهما_ و شاگرد عصر عزّت آفرین عاشوراییم. همین. قم. دامنه.

۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آیا باز رأی آری می دهیم؟

دامنۀ ایران

به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی به تیتر روزنامۀ اطلاعات فروردین ماه سال 1358 در عکس زیر خوب خیره می شویم؛ نتیجۀ درخشان رفراندوم مردمی (=همه پُرسی به قول داریوش آشوری) را می بینیم و عیدبودنِ دوازدهم فروردین را و نیز به زُباله دان افتادنِ رژیم منفور سلطنتی را.


همان
رأی بی نظیر، عجیب و تاریخی مردم ایران زمین، موجب شده بود تا امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ با پشتیبانی و بیعت و رضایت ملت، تأسیس رسمی نظام جمهوری اسلامی را اعلام نماید.





اینک این پرسش را مطرح می کنم آیا بازهم رأی آری به جمهوری اسلامی (jomhori eslami) می دهیم؟ طی این چهل سال، نظام خدمات و حسنات بی شماری را به ثبت رسانده است. و از میهن و ملت و اسلام و ارزش ها دفاع نموده است. این برکت و نعمت را کفران نمی کنیم، اما همواره باید درخت سیاست و حکومت و قدرت را آفت زدایی کرد تا نپوکد و نپوسد و نیفتد.


من پاسخم را به صراحت در هفت بند می نویسم و بقیه سخن را به خوانندگان شریف وامی گذارم:


دامنه. 7 فروردین 97

1- آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: پهنۀ حکومت لُعاب آخوندی نگیرد یعنی حق حاکمیت ملت محفوظ باشد نه صِنف خاص و جناح راست.


2- آری بازهم من رأی آری می دهم؟
اما به این شرط که: همۀ مقامات در نظام از صدر تا ذیل، زِمامداری شان محدود و زمانمند و تحت نظارت باشد، نه مادام العمر و نامحدود و بی پاسخگو. چگونه می توان پذیرفت یک فرد چهل سال یعنی به اندازه عمر نظام، در یک شورای خاص، همچنان در قدرت بماند و به تاخت، بتازد!
خدا




3- آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: هرگونه انحصار، سُلطه، اخلاق سلطنتی و شیوۀ ارباب رعیتی از چهره و تار و پود نظام محو گردد.


4-
آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: تعامل جهانی و مقاومت منطقی و شرعی باشد، نه تخاصُم منطقه ای و تضاد داخلی و دشمنی مَن درآوردی خاورمیانه ای.


5-
آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: خون و پیام
شهیدان در رگ های نظام جاری باشد، نه پودر پوکِ میراثخواران و نااهلان و نابخردان و به تعبیر امام، خرمقدّسان.


6-
آری بازهم من رأی آری می دهم؟ اما به این شرط که: نمازجمعه هایش، دولتی و دستوری؛ دانشگاه هایش، استبدادی؛ صداسیمایش، میلی و جناحی و باندی و شخصی؛ انتخابات های مردمی اش، نظارت استصوابی و تبعیض دیانتی و قومی و نژادی؛ مجلس شورای اسلامی اش، عصارۀ فضایلِ یک جمع و فردِ خاص؛ و در یک کلام فضای سیاسی فکری و اندیشه ای جامعه اش، شاغولی و بخش نامه ای نباشد. همین و والسّلام.
۱۲ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۵۸ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
دامنه |

فوکویاما از ایران چه گفت؟

متن نقلی


هرساله در ماه فوریه «نشست جهانی حکومت» به میزبانی دولت امارات متحده عربی در دبی (Dubai) برگزار می‌شود. امسال فرانسیس فوکویاما نظریه‌پرداز 65ساله‌ی ژاپنی-آمریکایی و استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد _که به خاطر نظریه‌ی خود درباره‌ی «پایان تاریخ» مشهور است_ از جمله سخنرانان این نشست ۳ روزه بود. بخش هایی سخنرانی وی می آید:




پاسخ دامنه: به نام خدا. از سخنان چاپلوسانۀ فوکویاما در تعریف و تمجید از کشورهای عرب منحط، مستبد، فاسد و عیّاش منطقه که بی شرمانه و مستانه با ترامپ رقص شمشیر می کنند و در عوض کوبیدنِ جمهوری اسلامی ایران و بزرگنمایی رخدادهای دی ماه 96 ایران، نشان می دهد پول بگیر رشوه بِستان و سخن بران، خوب برای دانشمندان هژمونی طلب غرب ازجمله در رأس شان فوکویاما، نافع است و عایداتی دارد.





متن فوکویاما: فوکویاما به «بازنویسی تاریخ: آینده‌ی حکمرانی جهانی و حکومت‌های شبکه‌ای» پرداخت. او اظهار نگرانی کرد که تغییر به سمت جهان چندقطبی، و حضور چین در رأس آن، بی‌ثبات‌کننده خواهد بود... مشکل بزرگ در حکمرانی جهانی این است که واقعیت اجتماعی بنیادین با سرعتی بسیار سریع در حال پیش‌روی و دگرگونی است و نهادها در حال تلاشند تا خود را با آن منطبق کنند.



او ظهور پوپولیسم، مهاجرت، و فناوری را از جمله مصادیق این واقعیت دگرگون‌شونده دانست. فوکویاما ظهور پوپولیسم را «پاشنه آشیل بسیاری از دموکراسی‌ها» در غرب دانست، چرا که مردم احساس می‌کنند ارزشی برای نظام سیاسی ندارند.  او بزرگترین خطر برای نظم لیبرال جهانی را از درون کشورهای غربی دانست که احساسات پوپولیستی، ضد جهانی شدن، و مهاجرستیزی منجر به ایجاد طبقه‌ای از رهبران «قُلدر» در این کشورها شده است و آنها نهادهای کشورهایشان را تضعیف می‌کنند.



فوکویاما اظهار داشت «اسلام سیاسی» در خاورمیانه «مشکلاتی را حربه‌ی خود می‌کند که بر اثر مدرنیزاسیون برای هویت‌ها به وجود آمده است».



فرانسیس فوکویاما به رخدادهای اخیر ایران نیز پرداخت: «در ایران، یک انقلاب اجتماعی زیر پوست جامعه در حال گسترش است. یک جمعیت جوان و تحصیل‌کرده وجود دارد، خصوصا در بین زنان، که با ساختار قدرت محافظه‌کار و روستایی که بر کشور حاکم است، سر سازگاری ندارد. ایران به سمت نوعی انفجار در حرکت است و من

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ به آیت الله مؤمن

مسائل داخلی ایران


بسم الله الرحمن الرحیم. دیروز در سایت ها خواندم «آیت الله دانش زاده قمی مشهور به محمد مؤمن» دربارۀ رهبری و رأی گیری 14 خرداد 1368 خبرگان رهبری، نکاتی گفت (در زیر) چند نکته را
در مقام پاسخ در اینجا می گویم:


1- این که ایشان در صدد رفع شُبهه و تشکیک برآمد، جای خوشحالی دارد، چون نشان می دهد آنچه در جامعه میان مردم می چرخد در بالادستِ نظام بازخورد دارد.


2- اما حرف های شان
به نظرم به جای آن که به تقویت رهبری و جایگاه مهم رهبری بینجامد، ناخودآگاه به تضعیف کشانده شد. چطور؟ آیا شایسته است وی بگوید رهبری «مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد». این تعریف است یا تضعیف؟


3- این که آقای مؤمن گفت
برخی از اعضای خبرگان چون «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند» در رأی ندادن به رهبری، باید بگویم آیا اساساً هیچ کس در نظام جمهوری اسلامی از این حقِّ قانونی برخوردار بوده است که بتواند شرط «مرجعیت» را در رأی گیری اولیه نادیده بگیرد؟ و یا درکل قادر بوده این شرط رهبری را از قانون اساسی حذف نماید؟


4- و آخر این که مگر شما خود نگفته اید «
آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته...» پس چرا می گویید «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود»...ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد»؟ اگر این گونه است که شما استدلال و تعلیل کرده اید؛ پس چرا جامعۀ مدرسین قم در آن اطلاعیۀ مشهور معرّفی هشت مرجع قم به پیشگاه مردم، برخلاف شما بر مرجعیتِ رهبری صحّه گذاشته است؟ شما اشتباه می کنی یا جامعۀ مدرسین قم!؟


پس؛ بهتر است آری بهتر است که در مقام توضیح به ملت به عنوان یک فقیه منصوب شورای نگهبان و عضو قبلی و فعلی مجلس خبرگان، بادقت بیشتر و باشفافیت بالا سخن بگویید. تمام.
ایران. 13 اسفند 1396. توحید.


آیت‌الله مؤمن گفت:


«در رأی گیری روز ۱۴ خرداد، [1368] برخی به دلیل شبهه قانون اساسی که بر اساس آن می‌بایست رهبر از «مراجع تقلید» می‌بود و در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند؛ ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد و تعداد آرای ایشان خیلی بیشتر از قبل نیز شده بود.


رهبری ایشان چیزی نبود که از قبل برای آن برنامه‌ریزی شده باشد؛ گویا خداوند ایشان را برای چنین موقعیتی نگه داشته و آماده کرده بود؛ اینکه آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته باشد و بعد از انقلاب هم به عنوان نماینده‌ی حضرت امام(ره) در مناصب مختلف و حسّاس رشد کند و بعد به این منصب ریاست عالی برسد، عنایت الهی است...

واقعا خداوند متعال بر این مردم لطف کرده که کسی را رهبر قرار داده که بزرگ شده اسلام و بزرگ شده‌ی نظام اسلامی است؛... آیت الله خامنه‌ای مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد. (منیع) ، (منبع)
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامه نگاری منصوب رهبری

دامنهٔ پاسخ ها


به قلم دامنه
. به نام خدا. این روزها اغلب خبردار هستید که نامه نگاری های محمود احمدی‌نژاد _که 8 سال رئیس دولت های 9 و 10 گردیده بود! و دَم از مدیریت جهان می زد و به اوباما و این و آنِ جهان، نامه هایی بی معنا می نگاشت و القصّه هیچ دلواپسی هم آن زمان دادش درنمی آمد! و به او اعتراضی نداشت_ اینک که منصوب رهبری در تشخیص مصلحت است، کارش به نامه نگاری به رهبری رسیده است
و با حالتِ مدعی و دستوری! «برگزاری فوری و آزاد انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، البته بدون مهندسی شورای نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی و آزاد گذاردن مردم برای انتخاب... تغییر فوری رییس دستگاه قضا» را خواهان می شود.





دامنه یقین دارد که محمود احمدی نژاد هرگز دغدغۀ آزادی ملت را ندارد. او می خواهد از این گردابی که
بشدت به آن مبتلا شده است، خود را با شیوۀ تحریک مردم و برخی از جوان های احساساتی و زودباور، نجات! دهد. در سنت الهی، آه، گاه در همین دنیا نمود پیدا می کند. شاید بر من بخندید ولی من با همۀ باورهایم معتقدم آه مظلوم می گیرد و آه سید مظلوم میرحسین موسوی از پاک ترین چهره های محبوب امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و آن شکایت دردآلودی که مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی گفته بود به پیش خدا عرضه می دارد، این فرد ماجراجو و بی اعتقاد به روحانیت (=منهاییون) را بدجوری رسوا، دچار هذیان گویی بی پایان و پریشان حالی حادّ ساخته است.


او البته در حد و اندازه ای نیست که برای آزادی مردم تلاش کند! برای او همین بس که عامل فاجعۀ بازداشتگاه کهریزک [قاضی سعید مرتضوی] را لجوجانه بر ریاست سازمان تأمین اجتماعی گمارد که گند فساد آن هنوز مشام ها را می آزارد.


برخی اساساً می خواهند سر زبان ها باقی بمانند.
برادرِ حاتم طائی نیز از حقد و حسد بر برادرش، چون می خواست مشهور بماند و سر زبان ها افتد در چاه زمزم اِدرار! نمود. و اتفاقاً مشهور هم شد!



محمد نوری زاد. محمود احمدی نژاد



تا مدتی محمد نوری زاد همان همکار راست افراطی و دوآتشۀ حسین شریعتمداری کیهان، به رهبری نامه های شِداد و غِلاظ می نوشت! حالا نوبت به محمود احمدی نژاد رسیده است. هرچند نامه به رهبری نوشتن حق هر شهروندی ست ولی دو نکته بگویم و خلاص:


یکی این که
مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در آن نامۀ مشهور «بی سلام» بافراست و روشن بینی تمام، به رهبری صریحاً گفته بود احمدی نژاد شما _یعنی رهبری_ را هدف گرفته است نه مرا. و دوم آن که جناب مهندس میرحسین موسوی سیدِ مظلوم و در بند 8 سال حصر مطلق و تنگنایی و تنهایی، در آن مناظره خفت بار صداو سیمای ضرغامی گفته بود این فرد، راحت توی چشم ملت نگاه می کند و دروغ می زند.


به امید روزی که نه فقط حصر میرحسین و رهنورد و کروبی برکنده شود، بلکه اساساً پدیدۀ بدعت آمیز حصر از ریشه خشکانده گردد؛ زیرا حصر، نه اسلامی ست، نه انسانی، نه اخلاقی و نه قانونی.


گرچه در جریان این قضیه مهم سیاسی کشور هستید، اما دامنه صرفاً برای ثبت و جمع بندی به بخشی از واکنش های وسیع حامیان دیروز احمدی نژاد و برائت جویان امروز وی، اشارۀ گذرا می کند.
آری؛ هر کس ظلم کند، آن هم ظلم بیّن در نزد میلیون ها مردم متدیّن، در همین دنیا بخشی از عذابش را می چشد، آری می چشد، چه احمدی نژاد باشد و چه آن کسانی که چشم بر روی انحراف، جنجال ها، ویرانگری هایش بسته بودند:


عبدالله گنجی مدیر مسوول روزنامه‌ جوان متعلق به سپاه پاسداران: [احمدی نژاد با نوشتن نامه به رهبری] «تقریبا به لب بام بدون نرده و حفاظ رسیده است این خاطره را بازگو می‌کنم». در یکی از شب‌های سرد اسفند۱۳۸۳ساعت ۱۲شب با چند نفر از دانشجویان ارشد و دکتری آن روز در شهرداری تهران خدمت ایشان رسیدیم... پس از احوالپرسی و مقدمات از احمدی‌نژاد سئوال کردم شما برای چی می‌خواهید کاندیدای ریاست جمهوری شوید؟ و او پاسخ داد: «هرچه بررسی می‌کنم می‌بینم ۱۶سال است دولت دست آقا نیست، می‌خواهم دولتی تشکیل دهم و اختیارش را با آقا بگذارم، عصای دست ایشان باشد برای حل مسائل کشور.» (منبع)


محمدعلی رامین طراح قضیۀ نفی هولوکاست در دولت احمدی نژاد، درباره نامه ‌احمدی‌نژاد به رهبر انقلاب معتقد است: احمدی‌نژاد به وعده فروپاشی نظام اسلامی و حمایت شیطان دل خوش کرده است. او فقط یک شیطان حقیر و ابله است که
بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زحمات امام را برباد میدهد

هشدار قبلی مراجع


آیت الله جواد فاضل لنکرانی فرزند مرحوم آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی، در مصاحبه‌ای تصویری که با سایت مباحثات انجام داده است، در خاطره‌ای نظر پدرش را درباره‌ی «محمود احمدی نژاد» بازگو کرده است:


«
آقای جنتی و آقای یزدی آمدند خدمت والد ما، آقای جنتی شروع کرد به تعریف کردن از [احمدی نژاد]؛ که آقا این چقدر متدین است، چقدر ساده زیست است… بعد پدر ما فرمودند که: «آقای جنتی! من با این آدم اختلاف شخصی ندارم و فکر نکنید که یک‌وقت من از این آقا چیزی خواستم، نداده و من به این دلیل ناراحتم؛ من از احدی از روسای جمهور و مسوولین نظام تا حالا چیزی نخواسته‌ام و نخواهم خواست. ولی من از شما تعجب می‌کنم! این چطور آدم متدینی است که در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید ایستاد؟ مگر آدم متدین می‌تواند در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید بیاستد؟»




بعد هم گفتند: «آقای جنتی! از اول انقلاب تا حالا که نزدیک ۳۰ سال است که می‌گذرد، این مقدار که از روی کار آمدن این آدم برای انقلاب من احساس خطر می‌کنم، تا به حال احساس خطر نکرده بودم. این آقا با اشخاص، با فاضل، بهجت، تبریزی با این اشخاص از مراجع مخالفت ندارد، بدانید شما! این آقا
[محمود احمدی نژاد] با نهاد مرجعیت و روحانیت مخالف است.»


بعد استدلال کردند، گفتند: «این آقا یک استدلالی دارد، استدلالش این است که من خودم مستقیم با امام زمان در ارتباطم و دیگر نیازی به نُوابش ندارم؛ مگر در صحبت‌هایش مساله‌ی ارتباط با امام زمان و این‌ها را مطرح نمی‌کرد؟! کسی که این ادعاهای واهی را دارد قطعا معتقد است که، ما دیگر به نوابش چه کار داریم! شما مسلم بدانید که این آدم و هم‎فکرانش به هیچ وجهی مرجعیت و روحانیت را قبول ندارد.»


بعد فرمود: «من نیستم و شما هستید؛ امروز جلوی ماها ایستاد، این در آینده جلوی آقای خامنه‌ای خواهد ایستاد. کلاه سرتان گذاشته! این ولایت فقیه را قبول ندارد» البته در این عبارت کلاه سرتان گذاشته تردید دارم. ولی فرمودند که این ولایت فقیه را قبول ندارد. بعد فرمودند: «این آدم اگر بماند سر کار، تمام زحمات آقای خمینی را بر باد خواهد داد.» (منبع)
۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هدف انقلاب عینیت یافت؟

دکتر حبیب‌الله پیمان


آن‌چه در واقع هست و آن‌چه که می‌بایست باشد معمولا فرق دارد. چیزی که اتفاق افتاد به این دلیل بود که برخی از اهدافی که در انقلاب مطرح بود و برخی از اصولی که در قانون اساسی آمد، در ساختار نظام جمهوری اسلامی که شکل گرفت، چه در بخش سیاسی و چه در بخش اجتماعی، عینیت پیدا نکرد... بالعکس مسیری را پیدا کرد که نشان می‌داد از آن اهداف و آن اصول و ارزش‌ها فاصله می‌گیرد؛ حاکمیتی که مردم باید بر سرنوشتشان به‌طور فعال، و نه منفعلانه و دنباله‌روانه، داشته باشند از نظر من در بخش سیاسی، عملا تحقق پیدا نکرد.





در بخش اجتماعی _اقتصادی متاسفانه بعد از دهه‌ی اول که گذشت و ساختارهای اجتماعی-اقتصادی شکل گرفت، تدریجا یک طبقه‌ی جدیدی به‌وجود آمد که در عمده‌ی منابع اقتصادی، درآمد و تولید را در اختیار گرفت. این مساله باعث ایجاد دو مشکل شد؛ اول آن‌که از مسیر تولید تدریجاً به‌طرف دلالی، رانت، تجارت و استفاه از حق‌العمل‌کاری و نهایتاً امروز فعالیت‌های مالی، سیر کرد و رشد تولید و صنعت به تاخیر افتاده و حتی تضعیف شد و نیروهای مولد متاسفانه دچار فروپاشی شدند.


سیر دیگر از نظر عدالت اجتماعی است که تمرکز ثروت در دست عده‌ای است که حتی آنها هم نه از تولید بلکه از راه دلالی و سوء‌استفاده و فعالیت‌های خلاف به دست آوردند، این شکاف روزبه‌روز عمیق‌تر شده است. بخش عمده‌ی جامعه فقیر و از منابع محرومند و عده‌ای دیگر ثروت‌هایی دارند که در هر بخشی وارد شود، جز تخریب چیزی ندارد.


پیمان درباره‌ی جریان اصلاحات و آنچه که باید باشد،گفت: اصلاحات به نظر من اول باید توانایی این را داشته باشد که جلوی این روند را بگیرد و آن‌را کُند و متوقف کند و به

بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

نقداخلاقی از دولت دینی


نوشته ای از دکتر شیخ باقر طالبی دارابی


نقد اخلاقی ملت از دولت دینی در ایران: به استناد تجریه، مطالعه و مشاهده میتوان گفت که رابطه دولت دینی و ملت در ایران سه مرحله را تجربه کرده  و میکند.


مرحله حمایت ملت از دولت دینی

مرحله نقد سیاسی ملت از دولت دینی

مرحله نقد اخلاقی ملت از دولت دینی


وقتی ملت (چه در قالب حرکتهای پراکنده خیابانی  یا در گعده های فامیلی و دوستانه و در گفتگوی های رایج کوچه و بازار و مهمتر از همه در شبکه های گسترده اجتماعی فضای مجازی) با کلام و کلیپ های دیداری و شنیداری موضع اخلاقی می گیرد و خود را سالم و سیستم را دچار بی عدالتی، بی انصافی، دروغ، اختلاس، دزدی، فساد اداری، فساد اخلاقی، دست بردن به بیت المال، تضییع حق الناس و حتی تضییع حق الله معرفی می کند؛ معنایش این است که بخش دوم ترکیب مفهوم «دولت-ملت» در ایران، از حمایت بی چون و چرا و حمایت همراه با نقد سیاسی، به سمت نقد اخلاقی کوچ کرده است و در این نقد اخلاقی هر نوع حمایت خود از سیستم سیاسی (دولت) را شریک شدن در «امر غیر اخلاقی» میداند. چنان که می توان این جمله را در همه جا شنید «به ما چه، خودشان کردند...» را شاهدی برای فرار از شریک شدن در این امر که «غیر اخلاقی» تلقی میشود ، دانست.


به نظر من این مرحله سوم رابطه دولت ملت در ایران که بر نقد و «اعتراض اخلاقی» دولت و نظام استوار است:


اولاً، اصالت دارد و داخلی است و واقعیتی اجتماعی - دینی - سیاسی در میان همین « ملت » است.

بقیه ادامه

ثانیاً، عوامل بیرونی البته بی تاثیر نیستند اما چون نقد اخلاقی است و حرکتهای بیرون از مرز با «اخلاق» که باور مردم مسلمان و شیعه ایران است، نسبتی ندارند، سعی می کنند ضمن دم زدن به آن، بعد اخلاقی آنرا نادیده بگیرند.


ثالثاً، مواجه با این بعد سوم واکنش «ملت» اگر قرار باشد با همان چهارچوب های مفهومی تغدیه شود و نسبت «توطئه»، «غرب زدگی»، «بی بصیرتی» و «فتنه» به آن داده شود، نه تنها راه حل نیست که بسیار خطرناک است. به نظر میرسد «آگاهی سیاسی» مسوولین موجب مواجهه متقاوت و مسولانه تر سیاسی امنیتی نسبت به این نقد ملت از دولت و نظام شده است اما شواهد نشان می دهد این مواجهه بر اساس یک «آگاهی اخلاقی» صورت نگرفته است و کسی از این مرحله  به عنوان «نقد اخلاقی» ملت از دولت و ترسیم یک رابطه «انتقادی اخلاق بنیاد» از سوی ملت، تلقی نکرده است.


رابعاً، به عنوان یک محقق در زمینه جامعه شناسی دین و فرهنگ که اهمیت «نقد اخلاقی» و قدرت آن برای بر هم زدن یک ساختار را میداند، در این باره هشدار می دهم مواجهه سیاسی- امنیتی با «نقد اخلاقی» شورش های رها شده از هر نوع «هنجار اجتماعی» حتی هنجارهای ملی و عرفی را بدنبال خواهد است. جرّاحی سریع و عمیق و دقیق و علمی غده «غیر اخلاقیات» در نظام بسیار ضروری است.


یکی می گفت: من خوف از غیر اخلاقی شدن جامعه دارم . گفتمش فعلا مردم موضع اخلاقی گرفته اند و نگرانی نیست... باید البته بسیار هوشمندانه به «رأی درست» مردم در امور اخلاقی توجه کرد.

(برگرفته از وبلاگ ایشان: بوی خوش بهار نارنج)

۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آیا این نامش خط امامه؟

نقد سخنان سردار سلیمانی


توضیح و نکتۀ ضروری دامنه. به نام خدا. با آن که از حکمتِ این سخنرانی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی در جمع راهپیمایان ۲۲ بهمن 1396 کرمان هیچ سر در نمی آورم! و با برخی از مُفاد آن اساساً مخالفم و زاویۀ فکری دارم، اما با این وجود، این قسمت سخنرانی وی را جهت نقلِ نظر و ثبت در تاریخ، در دامنه ام پست می نمایم.



ضمن سلام خالصانه و آرزوی سلامتی و عزّت نفس همیشگی برای این سردار ضدِّ امپریالیسم حاج قاسم سلیمانی، ان شاء الله آن چه می گوییم و آن چه عمل می کنیم، همه و همه برای دفع کژی ها باشد و رفع و ارتفاع بخشی درستی ها.



و نیز امید است همین فرصت سخنرانی کردن ها، برای همه ایرانی ها _از جمله جناح چپ که در این سخنرانی قاسم سلیمانی مورد نقد و کنایه و حمله قرار گرفته اند_ تمهید و آزاد باشد که آنان هم بتوانند حرف و دیدگاه خود را با تریبون های بیت المال با مردم در میان بگذارند تا مردم طبق الگوی قرآن [یعنی آیه های 17 و  18 زُمر: فَبَشِّرْ عِبَادِ* الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ]، همۀ سخن ها را آزادانه بشنوند و آزادانه بهترین آن را برگزینند. زیرا این انقلاب، مالِ هیچ کس و هیچ شخص و شخصیت و مقامی نیست، مال ملت است، مال به قول مشهور امام، ولی نعمتان. مال همۀ ایرانیان. پایان.



بوسۀ سردار سلیمانی بر پیشانی ابراهیم حاتمی کیا،
کارگردان
فیلم «به وقت شام»
دربارۀ داعش، عراق، شام (منبع)


متن نقلی: «سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: این روزها بحث خط امام و رهبری خیلی مطرح می شود و بسیاری افراد به حق یا به ناحق خود را در آن بستر قرار می دهند... اشکال ندارد اگر کسی تظاهر به یک چیز ارزشمندی بکند اما به شرطی که در پناه آن شی ارزشمند پنهان نشود... جهاد اکبر امام راحل (ره) یک جهاد اکبر نزدیک به امام معصوم بود و بنیانگذار انقلاب باب عشق و محبت را به جهاد اکبر اضافه کرد... امام خمینی (ره) همه باطل های درونی داخل کشور را قطع کرد و اجازه جوانه زدن به آن ها را نداد و حتی با باطل های جدیدی که در دوره اول انقلاب شروع به حرکت کردند با شدت مواجه شد.



وی با اشاره به اینکه بعضی امروز خرده می گیرند و خود را پیرو امام خمینی (ره) می دانند، گفت: شدتی که آن زمان امام در مقابل لیبرال ها، توده ای ها، مارکسیست ها و منافقین انجام داد حرکت عظیمی بود و اجازه اینکه هر باطلی سر برآورده و درون مزرعه اسلام رشد کند را نداد....



چرا برخی خُرده می گیرند در بیانات بلیغ و مهمی که کشتی بان و این سکان دار انقلاب انجام می دهد؟ امام را ندیدید؟ سخنان بلیغ، بلند، شمشیرگونه و شلاق گونه امام را بر علیه لیبرال ها و گروه های انحرافی نشنیدید؟...

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۱۵ ب.ظ دامنه |
انقلاب  مارا به قاجاریه بُرد؟

انقلاب مارا به قاجاریه بُرد؟

به قلم جناب «111»


سلام. به نظرتون انقلاب شما کردین؟ یا مجاهدین خلق؟ من سیاسی نیستم که زیاد نقد کنم فقط میتونم بگم ایران تا سال ۵۷ داشت از لحاظ همه از کشور های دیگر جلو میزد که این انقلاب ایران را به دوران قاجار بردش.



شاه مُستبدّ کاخ نشین


پاسخ دامنه


به نام خدا. من هم سلام دارم به شما جناب «111». همانطوری که در ذیل کامنت هایت در (اینجا) گفتم ان شاء الله این تبادل فکری موجب روشن گری شود. و اختلاف دیدگاه میان من و شما، موجب کدورت تان نگردد. 1- واژۀ «شما»ی شما یعنی کی؟ من هم از ملت بودم و آن سال های اواخر 56 و  سراسر 57، سنّم قد می داد و مزّۀ «مرگ بر شاه، مرگ بر شاه» را چشیده ام و در تظاهرات های ساری با جُثّۀ جوانی شرکت جُسته ام. پس انقلاب را ملت کرد نه دسته و گروه خاص. 2- این که به حالت استفهامی گفتی «مجاهدین خلق» باید بگویم برخلاف دیدگاه شما این سازمانی که نام بردی هم در انقلاب علیۀ شاه دخیل بود. اما با انشعاب مرموز در آن _که به حتم ساواک در آن نقش داشت_ جنبۀ التقاطی و مارکسیستی پیدا کرد و با آرمان های اسلامی بنیانگذاران اولیه اش فاصله گرفت که داستانش مفصّل است. اضافه کنم متأسفانه در سال 60 دیده ایم که این سازمان با کمترین اختلاف با نظام، با همدستی سید ابوالحسن بنی صدر، دست به قیام مسلّحانه زد که می توانست خویشتنداری کند و رفتار مدنی پیشه سازد و اسحله هایش را به طبق فرمان امام تحویل ارتش دهد. ولی دیدیم سرانجام به عنوان سازمان تروریستی منافقین مشهور گشت و در کنار صدام حسین! با ملت ایران جنگید و حتی در تجاوز به خاک ایران، با آن رژیمِ سراسر ظلم و دیکتاتوری و جنایت، همکاری رزمی، اطلاعاتی، جاسوسی و آموزشی داشت و بدعاقبت شد. 3- از شما بی حد و اندازه تعجّب کرده ام که گفته ای انقلاب ایران، کشور ما را به عصر قاجار! به عقب بُرد و شاه بخوبی داشت ایران را به جلو می بُرد و از کشورهای عرب منطقه پیش زد. با این که گفتی «من سیاسی نیستم که زیاد نقد کنم» ولی در همین چند جملۀ کوتاه، سه نظر کلی داده ای که در محیط های علمی به این گونه حرف های می گویند نظریه؛ که شما راحت صادر کرده ای. اما بعد؛ شاه، به خود و دربار و طبقۀ فرمانبَردارانش توجه داشت. فقر اما در تمام کشور بیداد می کرد. اگر دست به اصلاحات به سبک و دستور آمریکا زد، پُر از فساد بود. جای تبیین این بحث نیست، ولی دو مثال ملموس می زنم: یک: همین دشت ناز تا گوهرباران میاندورود مگر مالِ برادرش نبود؟ که تمام مردم منطقه باید برایش بیگاری می کردند و مزد ناچیزی می گرفتند؟ (لَپِرپه رفتن مشهور شده بود) دو: همین جنگل دارابکلا در آن رژیم چقدر غارت و ویران شده بود؟ بگذرم. شاه، توهّم نوسازی داشت و از سوی دیگر، هر مخالفی را سرکوب و از زندگی ساقط می نمود. من البته در پایان بگویم این انقلاب، طی این 39 سال با همۀ سختی ها، جنگ ها، تحریم ها و فشارها بازهم خدماتی به ملت و کشور کرده که انکار و کتمانِ آن بی انصافی بزرگی ست. این البته با آسیب ها و آفاتی که به آن دچار شده است، فرق دارد. می دانم برخی از روحانیون که حتی یک «مرگ بر شاه» هم نگفته بودند، حالا سوپرانقلابی! شده اند و دَم به دَم رجَز می خوانند. می دانم آن روحانیی که در دهۀ 50 _به روایتی_ امام خمینی را تندرو! می خواند، پس از رحلت امام، میدان دار شد و تئوریسین انقلاب! خوانده می شود. می دانم میراثخواران، موقع ثمره دهی انقلاب حضور یافته اند و آن را مصادره نموده اند ولی در آن شب های دیجور ستمشاهی، در خانه ها زیرِ کُرسی های گرم و چرب شان لَمیده بودند. می دانم نظارت استصوابی، جمهوریت نظام را بشدّت خدشه دار کرده است. می دانم فساد و ثروت اندوزی و به قول مرحوم دکتر شریعتی زر و زور و تزویر، درخت تنومند انقلاب اسلامی را این روزها بدجوری آفت زده کرده است. می دانم حصر و انحصار دو بلای بزرگی است که انقلاب آزادیبخش ما به آن مبتلا شده است. می دانم... می دانم... می دانم... . ولی جناب 111 بدان که با همۀ اینها، من هیچ گاه حتی ذرّه ای به حدّ دانۀ خردَل و به وزنِ هستۀ ارزَن از ثمرات و نعَمات و برکات انقلاب اسلامی را با رژیم سراسر استبداد و وحشت آفرین و شُومِ پهلوی های میرپنج و محمدرضا، عوض نمی کنم، چه برسد به قاجارهای بی لیاقت و خاک بر سر.

۲۲ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امام، شاه، ملت

خبر و نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. سه چهار جمله می گویم و می روم. 39 سال پیش در بهمن 1357، ملت بر شاهنشاه _که سال ها بر او و رژیم استبدادی اش شوریده بود_ پیروز شد. امام آمد و شاه رفت. گرچه ملت از تبعیض و فساد و فقر و انحصار و حصر، هنوز هم رنج می کشد، اما دست از دین و آرمان و هویتش نمی کشد. در زیر دو نمونه می گویم و بس است:


                 

تیترِ عکس سه بُعدی «فاتح بر شاه، خمینی»

هفته‌نامۀ آلمانی «در اشپیگل» (منبع)




1- با آن که این همه علیۀ حجاب زنان، هجمه می کنند و هیاهوهای هیچ، به راه می اندازند اما هنوز هم ملت باایمان و اهل غیرت ایران، به عفاف و حجاب اعتقاد راسخ دارد. به استناد یک نظرسنجی معتبر، میزان موافقان با الزام حجاب بیشتر از مخالفان است. حتی در بحث واکنش به بدحجابی نیز، اکثریت پاسخ دهندگان با بدحجابی (بی حجابی که جای خود دارد) مخالف اند، و مداخله هم نمی کنند. در تصویر بالا به نمودار پاسخ مردم به بدحجابی بسیار دقت کنید. (منبع)



این نشان می دهد ملت گرچه به لحاظ سیاسی منتقد وضع موجود حکومتداری و حکومت گران است، اما با اعتقاد دینی و عُرفی و تاریخی اش هرگز بازی و معامله نمی کند. ایرانی از هزاران سال پیش تا کنون، حجاب داشت و پوشش می کرد و با پوشیدگی رَه می پیمود. عُریانی و برهنگی و خودباختگی، شیوۀ زشت غربی و وارداتی ست و برای همیشه نزد ایرانی مذموم و کریه بوده و هست و خواهد بود.





2- در تصویر بالا هم بازنشستگان را نشان می دهد (منبع) که فیش های حقوقی شان را در یک پارک تفریحی به رخ هم می کشند. اینان، چه از میزانِ دریافتی شان ناله داشته باشند و چه رضایت؛ هیچ گاه بدِ جمهوری اسلامی ایران را نمی خواهند و با تحمل همۀ سختی ها و مشکلات خصوصی شان و نیز مشاهدۀ انواع نابرابری ها، ناعدالتی ها و انحصارات قدرت و ثروت در سطوح بالای حکومتی، باز نیز از انقلاب اسلامی و آرمان های مندرج در قانون اساسی، در برابر هر نوع کژی های داخلی و دشمنی های خارجی دفاع می کنند.



پس، مستدام باد انقلاب اسلامی؛ همان انقلابی که ملت با آن، شاه و شاهی و حکومت سلطنتی و ویژه خواری و درباریانِ آغشته به چاپلوسی و نیز ارادت سالاری و میراثخواری را واژگون کرد.
۱۹ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۰۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

مشکل ملت چیه آقای جنتی؟

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدای امر به صحبت های «آیت‌الله احمد جنتی» توجه فرمایید: «باید صدای اعتراض مردم را شنید... نظام امروز در دست ما است و دستاوردهای بسیار خوبی داشته است... نباید خود را از مردم جدا کرد؛ وضعیت معیشتی مردم بسیار بد است البته من وارد این حوزه نمی‌شوم چون کاری از دستم برنمی‌آید اما زمانی که غذا می‌خورم ناراحتم که چرا ما دستمانم به دهانمان می‌رسد ولی برخی دیگر از مردم این امکان را ندارند... مسئولان باید با وضع فقیرانه زندگی کنند تا فقرا از غُصه دق نکنند... ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که صدای اعتراض کسی بلند نشود؛ صدای اعتراضات باید بلند باشد اما باید طبق موازین قانونی صورت گیرد.» (منبع)




مشکل این نیست که شما آقای جنتی می گویید. مشکل ملت، ریشه اش به همین دستبوسی هایی برمی گردد که نوکرانِ ملت را متوهّم ساخته است که بر مردم ریاست کنند نه خدمت. سردار سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی _رییس سابق سازمان بسیج مستضعفین_ چرا باید بر دستان شما جناب «آیت الله جنتی» این گونه کُرنش مآبانه بوسه بزند؟ (منبع) ما انقلاب کرده ایم علیۀ دستبوسی ها، نه برای بازتولید شیوه های شاه و درباری ها. دستبوسی ها مالِ دورۀ حکومت معاویه و خصلت های باند ابوسفیان بود. محمد امین (ص) ما و علی عادل (ع) ما، هرگز چنین کارهای به دور از اسلام ناب محمدی و علوی را سزا نمی دانستند و بر هر بُت و شرک و کُرنشی می شوریدند.



مشکل ملت، یکی خود شما هستید آقای جنتی، که به عمر انقلاب به پُست و مقام و قدرت چسبیده اید و با این کِبَر سنّ و ناتوانی جسمانی ات، چندین پست مهم حکومتی را در اختیار بلکه در اشغال خود گرفته اید. چرا باید به شما در این سن و سال این همه پست بدهند!؟ ولی جوان ها و دانشجویان و فارغ التحصیلان و دانشمندان این مملکت از بی توجهی مقامات انتصابی  و انتخابی، بروند در دوبی و ترکیه و اروپا و آمریکا و یا در همین تهران و حومه و حاشیه کارگری کنند و بیگاری؟



چرا شما باید شغل مادام العمری داشته باشید؟ کجای اسلام و انقلاب نوشته شده است یک روحانی باید این همه پست و مقام داشته باشد؟ این در حالی ست که اکثریت مردم ایران از عملکرد و تفکرات و نظرات و دیدگاه های شخص شما و مانند شما ناراضی اند. چرا رضایت مردم برای شما مهم نیست و کنار نمی روید تا جا را برای گردش قدرت و اجرای عدالت باز کنید؟ آیا انقلاب کرده ایم که امثال شما روحانیون، این همه جاه و مقام و تریبون و آزادی عمل و نوا و رفاه داشته باشید؟ آن گاه ما چگونه باید دهانِ ضدانقلاب هایی را که شعار حکومت آخوندی! سر می دهند نه جمهوری اسلامی ببندیم؟



کمی به خود آیید و به قول و اعتراف خودتان «صدای اعتراض مردم» را بشنوید. اگر هم می گویی «غذا می‌خورم ناراحتم» می توانی مانند محرومان زندگی کنی. قدرت را ترک کن و به نقاط محروم در میان پابرهنگان بروید تا همدرد آنها شوید که خودت گفتی «تا فقرا از غُصه دق نکنند».



فُقرا فقط با تبعیض و فسادی که درون حکومتگران می بینند، دارند دق می کنند نه از نداری و قرض و بی نانی و بی نوایی. چه می گویم! وقتی می دانم امام علی (ع) فرموده اند: «ما أکثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ» چه بسیارند عبرت ها، و چه اندک است عبرت گرفتن. (غُرر الحکم و دُرر الکلم، حدیث9542)ایران. 17 بهمن 1396. توحید.

۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

خلیفه و اختلاس

دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. غروب دیروز 14 بهمن 1396، خواندن دو متن در سه منبع متفاوت، توجه ام را زیاد جلب کرده بود؛ الف. انتخاب. جماران.



یکی این که در «الف» خواندم اختلاس در شرکت مدیریت اکتشاف و تولید وزارت نفت دولت حسن روحانی، از 100 میلیارد تومان به 200 میلیارد تومان رسیده،... احتمال اینکه رقم خیلی بیشتر از این باشد هم وجود دارد... فرد اختلاس کننده که یک کارمند است... با توجه به 2 تابعیتی بودن،... بلافاصله به ترکیه فرار می کند...» (منبع)



اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام (14 بهمن 96). حرم امام خمینی



دوم این که در «انتخاب» و «جماران» خوانده بودم آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز 14 بهمن 1396 در حرم امام خمینی گفت: «امام راحل، تعابیری مانند «خلیفه» را به کار نبردند و به عقلانیت و سیره عقلا اهتمام داشتند. (منبع)


پاسخ دامنه: به نام خدا. 1- دیگر حتی برای آنهایی هم که همیشه در سخنرانی های شان از گل و بلبل بودنِ مسیر طی شدۀ نظام راضی و خشنود بوده اند، گویی (البته شاید) ثابت شده باشد، که فساد و اختلاس، این دولت و آن دولت نمی شناسد. چه حسن روحانی باشد! چه محمود احمدی نژاد. ساختار وزارتخانه های پول ساز و نیز اساسِ دیوان سالاری نفوذپذیر، توصیه گرا و پارتی ساز جمهوری اسلامی، نیازمند تحول بنیادی و دگرگونی اساسی ست. درد جامعه همین است که چین کمونیستِ بی خدا، قاطعانه علیۀ فساد دولتی و حزبی ایستاده است؛ اما جمهوری اسلامی مماشات می کند و از کنارش راحت می گذرد. آیا از خشم متراکم شوندۀ ملت نمی هراسند!؟ بگذرم و درود وافر بفرستم به میرحسین موسوی که دولتش پاکِ پاک بود و خودش نیز مظهر پاکیزگی و خادِمیتِ ملت و مردم محروم  و مظلوم و مستضعف. 2- اما در مورد خبر دوم، ابتداء بگویم سایت جماران با آن که غروب دیروز عین جملۀ آقای شاهرودی و واژۀ «خلیفه» را درج کرده بود، امروز وقتی برای استنادکردن منبع این پست، رجوع کرده ام، با تعجب دیده ام، واژۀ «خلیفه» را سانسور کرده است: (اینجا). اما خوشبختانه سایت انتخاب، متن گزارش دیروزش را سانسور نکرد و دست نخورده باقی گذاشت. آری؛ این عبارت و دیدگاه آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی اساساً اشکال دارد. زیرا در اندیشۀ سیاسی شیعۀ امامیه (اثنی عشری) «خلیفه» هیچ وجهی ندارد. مهمتر از این، آن است که امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ حتی «ولی فقیه» یا «ولایت فقیه» را هم به رأی و رفراندم نگذاشته بودند چه برسد به خلیفه!! که به دور از نگرش شیعه و گرایش سیاسی و فکری ملت ایران است. نظریۀ ولایت فقیه، حتی در قانون اساسی اولیه هم نبوده، (مرحوم منتظری و دیگران آن را کوشیدند، گذاشتند) که شرحش مفصّله؛ چه رسد به عنوان خلیفه. اگر _بر فرض بعید و حتی ابعَد_ امام خمینی، «خلیفه» را مطرح می کردند، ملت که تازه از شرّ شاه و شاهی گری خلاص و رها شده بود، آن را بشدّت ردّ می کرد. خدا البته بهتر می داند. دامنه حدسش را می زند!

۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۴۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ سعید منتظری به اژه ای

دربارۀ مرحوم آیت الله العظمی منتظری


پاسخ سعید منتظری فرزند مرحوم آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری، به حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای:


«به نام خداوند عادل و منتقم. کلیپی کوتاه از آقای محسنی اژه‌ای توسط گروهی به نام «مستندساز قائم مقام» منتشر شده که در آن ادعا گردیده است: «در سال ۸۱ پس از بازداشت سعید منتظری و دیگران، او به مسائلی مانند جعل سند اعتراف کرد که در دفعات بازداشت قبلی آنها را به عهده نگرفته بود و…».


اخیراً گروهی که خاستگاه و آبشخور افکار و آمالشان «معجزه‌ی هزاره‌ی سوم» و «جبهه‌ی پایداری» بوده و با بلندگوی «رمز عبور» ماهیتشان هویدا گشت، با بودجه‌ی نهادهای امنیتی نهال‌شان پرورش پیدا کرد و «تدلیسی» به نام «مستند قائم مقام» ساختند؛ و امروزه در ادامه‌ی همین پروژه، سایت و رسانه‌ای به همین نام را حساب شده و با پشتوانه‌ای قوی دائر نمودند. این‌ها به واژه‌ها هم رحم نکردند و با نهادن نام «مستند» بر دروغ‌ها و جعلیات خود خواستند که آن را موجّه نشان دهند و با اضافه کردن وصف «روایت بدون سانسور» هم آن را تحکیم بخشند، اما گویا آفتاب حقیقت در پشت ابرهای دروغ و تزویر نمی‌ماند و همه چیز دست به دست هم داده تا مشت آن‌ها را باز کند و هر روز خطا و خلافی از آنها سر می‌زند تا نشان دهد عیار مستند بودن‌شان چقدر است.


قم. 29 آذر88 تشییع جنازۀ فقیه نستوه و مبارز زجرکشیده

مرحوم آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری


گرچه عقل سلیم حکم می‌کند که در قبال ادعاهای بی اساسی که نزدیک به سی سال است از زمان وزارت آقای ری‌شهری به بعد مکرراً در کتابها و نشریات رانتی‌شان منتشر کرده‌اند و اخیراً هم … در کلیپ منتشر شده‌ توسط مستند سازان، همان‌ها را بر زبان رانده شده، سکوت اختیار کنم و پاسخ به آنها را به «یوم تبلی السرائر» واگذارم و استیصال و پای در گل ماندن‌شان را در قبال مردم مظلوم و ستم کشیده ایران به تماشا نشینم؛


اما درباره‌ی این مورد که مربوط به اینجانب است برای ثبت در تاریخ و روشن شدن افکار عمومی اعلام می‌دارم که: اولاً در تمام مدت ۳۲۵ روز زندان انفرادی در سلول‌های تنگ و تاریک اداره‌ی اطلاعات قم و زندان ۵۹ سپاه پاسداران و بند ۲۴۰ زندان اوین، علیرغم سؤالات و مشاجرات بی حدّ و حصر درباره‌ی موضوعات متفاوت، اصلاً و ابداً چنین سؤال و جوابی که مورد ادعا می‌باشد برای اینجانب پیش نیامد و ادعای ایشان خلاف واقع است؛ ثانیاً اینکه بیان کردند که برادر بزرگوارم نیز در آن ایام دستگیر شده‌اند اصلاٌ و ابداً چنین مساله‌ای نبوده است؛ ثالثاً در اظهارات آقای اژه‌ای به نحوی به شنونده القاء می‌شود که گویا بعد از رفع حصر مکرراً به حضور آیت الله منتظری رسیده است، درحالی که در آن زمان علیرغم اصرار ایشان چنین ملاقاتی صورت نگرفت و پدرم حاضر به پذیرفتن نشدند؛ رابعاً بازداشت اینجانب در سال ۷۹ بوده است نه سال ۸۱، و در ضمن فقط همین یکبار بوده نه آنگونه که مشارالیه با لفظ «دفعات بازداشت قبلی» بیان می‌کند.


البته حمل به صحّت اظهارات ایشان مشغولیات فراوان و [بالا بودن] سن و احتمال [فراموشی] ایشان است که در جای جای صحبت چند دقیقه‌ای و در طریقه‌ی صحبت‌شان بخوبی نمایان است؛ و از جمله اینکه علاوه بر موارد قبل، شغل همکار و همفکر خودشان آقای درّی را هم به یاد نیاوردند و مابقی قضایا هم به همین روال.


در پایان از حضرات مستندساز که به سبب نورچشمی بودن و حسب موقعیت شغلی‌شان به همه‌ی اسناد و مدارک و صفحات بازجویی‌های افراد دسترسی دارند و همچنین از آقای محسنی اژه‌ای … تقاضامندم متن اعترافات ادعایی را برای تنویر افکار عمومی منتشر نمایند. والسلام علی من اتبع الهدی  یازدهم بهمن ۱۳۹۶ – سعید منتظری.» (منبع)

۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۳۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

چرا امام آمد؟

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. چرا امام آمد؟ در آغاز دهۀ چهل، حاج آقا روح الله مشهور به «آقای خمینی» به دلیل حضور مقتدرانۀ مرجع عامه آیت الله العظمی سید حسین بروجردی در قم، یا در سکوت بود و یا در انزوا و درس و عرفان. با درگذشت ایشان در 10 نوروز 1340، کم کم نام «خمینی» بر سر زبان ها افتاد. طی سه سال، سه سخنرانی مهم علیۀ رژیم شاه کرد. سال 1342 شاه، «آقای خمینی» را در قیطریۀ تهران در حصر کرد. سپس به دلیل سخنرانی دیگرش در سال 1343 وی را از ایران به ترکیه تبعید کرد و پس از مدتی از آنجا به عراق و در اوج انقلاب در مهر ماه 1357، به روستای نوفل لوشاتو در فرانسه. تا این که پس از 15 سال تبعید، «در ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه صبح 12 بهمن 1357 پای امام خمینی به خاک وطن رسید.»






رهبر نهضت اسلامی در ترکیه تحریرالوسیله را نگاشتند. در نجف به درس و بحث پرداختند. و گه گاهی شاگردان و پیروان خود در ایران را با پیام های مخفی کتبی و شفاهی به مبارزه علیۀ شاه فرا می خواندند. کم کم در مدرسۀ شیخ انصاری نجف، بحث حکومت اسلامی _که گاهی با عنوان ولایت فقیه مخفیانه چاپ و توزیع می شد_ را مطرح نمودند. صحبت های ایشان از طریق «نوار» به میان مبارزان راه می یافت. اعلامیه ها و عکس ها و نوارهایی که از سوی رژیم شاه جُرمی خطرناک محسوب می شد که اعدام، سرنوشتِ محتومِ دارندۀ آن بود. به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران را «انقلاب نوار» هم نام داده اند که بعدها امام خمینی آن را «انقلاب نور» نامید.




با اوج گیری انقلاب توسط مردم در 17 شهریور 1357 و پاییز و زمستان همان سال، با اِعمالِ نفوذ شاه بر رژیم عراق، آیت الله خمینی مهر 1357 از عراق اخراج شد. سوریه و کویت وی را نپذیرفتند. فرانسه به ایشان اجازۀ اقامت داد. از این زمان به بعد، مبارزین و مردم «حاج آقا روح الله خمینی« را امام خمینی لقب دادند و لفظ «امام» در ایران _که همچنان باقی ماند_ اشاره است به مقام و جایگاه رهبری نهضت و تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران.



در 26 دی 1357 شاه از ایران «دَر» رفت. امام که در فرانسه 313 مصاحبه و سخنرانی مهم کرده بودند و در آن تئوری های متعدد و وعده های فراوان به ملت داده بودند، به ایران آمدند. 10 روز بعد، 22 بهمن 57 پدیدار گشت و رژیم سلطنتی شاه، مفتضحانه به دست ملت سرنگون شد و بعد در 12 فروردین 1358 «جمهوری اسلامی ایران» با رأی پرشور و شعور مردم، تأسیس و برقرار گردید.



حال با این توضیح و شرح گذرا، سؤال این است چرا امام آمد؟ به نظر من امام اُمّت حداقل برای این اهداف به ایران آمد؛ امام برای این به ایران آمد که:



1- که بنیادِ شیوه های سلطنتی، شاه و شاهی گری بکلّی از پهنۀ کشور رخت بَربندد.

2- که هیچ کسی به خود جرأت ندهد بر ملت سیطره و ستم داشته باشد.

3- که هیچ مقام و پستِ دائم العمری و بدون پاسخگو نداشته باشیم.

4- که مردم حاکم بر سرنوشت خویش باشند.

5- که ملت، همۀ مقامات (به تعبیر امام، نوکران مردم) را بر پُست ها بکارند.

6- که دولت به ملت خدمت کند و ایرانِ آزاد را آباد سازد.

7- که هیچ دست اندرکاری، حق نداشته باشد دیکتاتوری پیشه کند.

8- که اسلام و ایران در کنار هم برای مردم آسایش و معنویت فراهم آورند.

9- که هیچ شرکی، پرستشی، کُرنشی و ستایشی جز توحید و خداپرستی شکل نگیرد.

10- که مردم با عمل مختارانه به احکام دین، به اوج کمال و تعالی نسبی برسند.

11- که تبعیض و فساد و دزدی و اختلاس و اَشرافیت نابود و فنا شود.

12- که روحانیت برای خود حقّ ویژه ای قائل نشود و مردم را رَمه نپندارد.

13- که «رأی ملت»، میزان باشد، نه به تفسیر ناروای آن روحانی، زینت و عاریت.

14- که آقازادگی، امتیازطلبی، جناح گرایی، حذف، حصر و ردّصلاحیت استصوابی نباشد.

15- که همه ایرانیان (شیعه، زرتشتی، مسیحی، سنی، کلیمی و ...) برای ایران تصمیم بگیرند.

16- که با رژیم استبدای، خائف و خائنِ شاه، تماماً فرق داشته باشیم.

17- که در یک کلام، زمینه ساز ظهور حضرت مهدی موعود (عجّ) باشیم.

ایران. 12 بهمن 1396. توحید.

۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

سخن روحانی درحرم امام

حجت الاسلام حسن روحانی 11 بهمن 1396 در حرم امام خمینی این گونه کنایه ای (=پوشیده) سخن گفت که جهت اطلاع خوانندگان شریف و ثبت در دامنه، ارائه می شود:


متن نقلی: «امام (ره) به خوبی آن رژیم و جامعه را می‌شناخت و می‌دانست آن کسی که بنا بود پادشاه مشروطه باشد، به حاکمیتی تبدیل شد که همه قدرت را به تنهایی به دست گرفته بود... رژیم همه رقیبان و حریفان خود را با انواع توطئه‌ها از پیش پای خود برداشت، امام (ره) به خوبی آن رژیم را می‌شناخت که یک نفر فکر می‌کرد باید به جای همه ملت فکر کرده و به جای همه فرمان دهد...



باید درک کنند که ملت ایران هرگز از یادگار امام (ره) یعنی اسلامیت و جمهوریت بازنمی‌گردد. بازگشت به عقب از محالات است. هیچ‌کس از نور به ظلمت گذشته بازنمی‌گردد.


... نقد و اعتراض حق مردم است و هیچ‌کس نمی‌تواند ملت بزرگ ایران را از اظهارنظر نقد و انتقاد و حتی اعتراض بازدارد...گوش همه مسوولان کشور باید در برابر همه خواسته‌ها و مطالبات مردم گوش شنوایی باشد. رژیم گذشته فکر می‌کرد سلطنت او و حکومت سلطنتی مادام‌العمر و سلطنتی است. به این دلیل همه چیز را از دست داد که صدای نقد و نصیحت مردم و صدای مصلحان، ناصحان، علما، بزرگان و فرهیختگان را نشنید. صدای اعتراض مردم را هم نشنید و فقط صدای انقلاب مردم را شنید.


برای حکومتی که فقط می‌خواهد صدای انقلاب را بشنود، این بسیار دیر است، زیرا حکومت‌ها باید صدای نصیحت، خواست، مطالبه، انتقاد و اعتراض مردم را به خوبی بشنوند... امام خمینی (ره) به ما جرات ایستادگی، نقد و اعتراض را یاد داد...او به ما یاد داد... اجازه ندهیم استبداد و استعمار به این سرزمین برگردد.(منبع)

۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ابطحی و اسم رمز


به قلم دامنه
 

به نام خدا. این حجت الاسلام محمد علی ابطحی ست. عضو مجمع روحانیون مبارز که رییس دفتر سید محمد خاتمی رئیس دولت مشهور به اصلاحات بود. او در برف 8 بهمن 1396 اتوبان قم_تهران گیر کرده بود. چند کلمه ای می گویم و از این شخص پرمسأله و حرّاف می گذرم.

 

 

او اساساً هر جا گیر می کند حرف هایی! هم می زند. مثل آن حرف مُفتِ «اسم رمز» که نوعی دروغ بستن و مثلاً لودادنِ رفقا و همفکرانش در بحران 88 بود.

 

 

 

او نیز در بحران 88، -به دنبال دستگیری های عجیب و گسترۀ جناج چپ_ دستگیر، بازداشت، بازجویی، بر تنش لباس خالخالی و بر پایش دمپایی پوشانده شده بود. ولی او، طاقت نداشت و همان روزهای نخست، خیلی زود به حرف آمد. یا به حرف آمده شد. یا به حرفش آورده بودند. مصاحبۀ عجیب و غریبش در سیمای شخصی میلی عزت ضرغامی پخش شد. و شوی سیاسی آفرید و گفت: «تقلّب، اسم رمز ما بود». یعنی به عناصر اطلاعات خط داد، تقلبی نبود بلکه واژۀ تقلب ابزاری بود برای آنچه سال 88 رخ داد.

 

 

آری؛ ابطحی برای خلاصی خود، با آن اعتراف سازی و اسم رمز بافی! به بقیه یاران و فعالان سیاسی دستگیر شدۀ در بند، چه کرد؟ شما بگویید چه کرد.

 

 

او علاوه بر اوین، در برف اتوبان قم هم در بند شد. آنجا _در اوین_ اسم رمز بافت و از زنجیر، رها شد. اینجا _در اتوبان_ اسم جلاله گفت و زنجیر چرخ هم شاید بست، ولی رها نشد و شب را تا صبح پشت راه بندان و یخبندان ماند.

 

 

کاش در اوین هم مثل اتوبان، در زنجیرچرخ روزگار می ماندی و سربلند می آمدی! و سرت را بلند! می داشتی مثل بهزاد نبوی؛ مردِ متدینِ مقاومِ تئوری های نظری و عملی. بگذرم از محمد علی ابطحی.

۱۱ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

نمازجمعۀ بی نرده

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. دیروز جمعه 6 بهمن 1396، سه اتفاق در سه نمازجمعه شهرهای تهران، تبریز و مشهد رخ داد که هر کدام قابل تأمل است؛ من هم پیرامون آن چند نکته ای می گویم و فعلاً از آن رد می شوم.



1- در تهران: حجت الاسلام سید احمد خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه (6 بهمن 1396) گفت: «به عنوان کسی که ۴۵ سال است طلبه هستم، به مردم می‌گویم که والله یک ریال از حقوق ماهانه طلاب که به آن «شهریه» می‌گویند، از بودجه کشور نیست؛ بلکه از وجوهات و سهم امام (عج) است که مردم می‌دهند.» (منبع)



2- در مشهد: آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی در خطبه‌های نماز جمعه (6 بهمن 1396) از استاندار درخواست کرد نرده های حایل میان مردم و مسؤولان را از نمازجمعه جمع آوری کنند. (منبع)



3- در تبریز: حجت الاسلام آل هاشم، امام جمعه تبریز که دو هفته زودتر از آقای علم الهدی خواهان برداشتن نرده ها از نمازجمعه تبریز شده بود؛ در نمازجمعۀ این هفته (6 بهمن 1396) این سخن را عملی کرد و نمازجمعۀ بی نرده، برپا نمود که در عکس زیر نشان داده می شود.



نمازجمعۀ بی نردۀ تبریز. (منبع)



سه نکته بر این سه سخن


1- نیازی نیست آقای حجت الاسلام سید احمد خاتمی قسم جلاله بخورد. اتفاقاً سخن بر سر همین است چرا بودجۀ عظیمی که از خزانۀ دولت می گیرند را خرج مشکلات طلبه ها نمی کنند و شهریۀ زیر خط فقرشان را ارتقاء نمی دهند تا طلاب بزرگوار در تنگنای معیشتی مجبور باشند از زیِّ طلبگی خارج شوند و تن به کارهای مشقّت بار دیگری بدهند. هر چند به نظر برخی از مراجع، علما، و خصوصاً استاد شهید مرتضی مطهری، حوزه های شیعه _با تبار دیرین و فرخندۀ 1000 و اندی ساله_ برای حفظ هویت و استقلال فکری و آزادی اجتهاد و بیان نظرات سیاسی و فقهی، نباید به هیچ دولتی وابستگی مالی داشته باشند. پس، سخن آقای سید احمد خاتمی اساساً محل اشکال و ایراد است و نیازی به سوگند هم نیست که قرآن کریم سوگند خوردن های بی جهت را نهی نموده است.



2- سالهاست خیراندیشان به نرده بندی و حصارکشی میان مردم و مسؤولان در نمازجمعه و جاهای خاص دیگر، اعتراض کردند و می کنند ولی هیچ اعتنایی نکردند. اساساً اگر نرده کشی ست چرا این نرده ها را در انتهای نمازجمعه نمی کشند که مردم در جلو بنشیند و خادمان ملت (دست اندرکاران) در ردیف های عقب تر؟ آیا ثوابی که می گویند ردیف های یک و دو و سه نماز دارد هرگز ردیف های بعدی ندارد، همیشه باید نصیب یقه سفیدان شود!؟ همین نرده کشی ها و حصارها و خصوصاً حصرها ملت را دلخور و منتقد و گاهی هم مأیوس کرده است. تبعیض های بی جهت که حتی در فرائض شرعی علیۀ بینوایان و مردم عادی روا می دارند!



3- اگر واقعاً قرار شده است نمازجمعۀ بی نرده اقامه شود باید ردیف های جلو بر روی همۀ مردم نمازگزار باز باشد، نه این که باز هم خیال کنند هر کس شغل دولتی دارد، برتر و والاتر است و باید ردیف اول تا نهم و دهم بنشیند و الّا شأنش فرو می ریزد و پرستیژش ضایعه می گردد. طبق فرمول قرآن نزد خداوند، اَکرم کسی ست که تقوای بیشتری دارد نه شغل و مقام بالاتر:



یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ.  ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است. (سوره ۴۹: الحجرات - جزء ۲۶- آیۀ 13. ترجمۀ شیخ حسین انصاریان)



پس؛ ابوالمشاغل ها، هی راه نیفتند بروند ردیف جلو را برای خود ملک طِلق کنند، آنها بروند ردیف های آخر نماز و در میان ملت (=ولی نعمت) جا بگیرند تا این تبعیض های مُهلک دورۀ اموی و تزها و شیوه های ناروای معاویه ای، و نیز فخر و تفاخر و خودنمایی و ریاکاری! از جمهوری اسلامی رخت بر بندد. ایران. 7 بهمن 1396. توحید.

۰۷ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

قلع و قمع مجمع روحانیون

سعید حجاریان


بخش‌هایی از یادداشت سعید حجاریان: هنگام تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بحث از رابطه میان ملت و دولت به میان آمد. از آنجا که بنا بود این رابطه را در چارچوب نسبت امت و ولی فقیه تنظیم کنند به‌ناچار باید طرحی در می‌انداختند که رهبر توسط مردم تعیین شود اما به دلیل آنکه فقه شیعه ۱۲۰۰سال در فترت به سر می‌برد و در حد فقه خصوصی باقی مانده بود این امکان فراهم نشد که از آن، فقه عمومی آن هم در حد قانون اساسی استخراج کنند.... لذا درخصوص رابطه مردم و رهبر از پایه‌ای‌ترین الگویی که در اختیار بود یعنی همان قواعد اوایل رساله‌های عملیه که رابطه مجتهد و مقلد را تعیین می‌کرد، استفاده شد.



در رساله‌های عملیه آمده است که فرد مکلف باید برای رتق‌و‌فتق امور جاری زندگی‌‌اش که از احکام خمسه شامل وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه خارج نیست مجتهدی را برگزیند و اگر خود استطاعت و قدرت تشخیص نداشت باید به اهل خبره (معمولا دو نفر) رجوع کند که آنان به وی بگویند در میان مراجع زمان، اعلم کیست و آنگاه فرد سائل مرجع خود را برگزیند. خبرگان قانون اساسی از این الگو گرته‌برداری کردند و آن را تعمیم دادند و چنانکه در قانون اساسی آمده است مردم برای تعیین رهبر، خبرگانی را انتخاب کرده و آن خبرگان به نیابت از مردم، رهبر را معرفی می‌کنند.



آقای [محمدتقی] مصباح یزدی درباره حکومت اسلامی می‌گویند: «در حکومت اسلامی رأی مردم هیچ اعتبار شرعی و قانونی ندارد نه در اصل انتخاب نوع نظام سیاسی کشورشان و نه در اعتبار قانون اساسی و نه در انتخاب ریاست جمهوری و انتخاب خبرگان و رهبری ملاک اعتبار قانونی تنها یک چیز است و آن «رضایت ولایت فقیه» است ... اگر در جمهوری اسلامی تاکنون سخن از انتخابات بوده، صرفا به این دلیل است که ولی فقیه مصلحت دیده است فعلا انتخابات باشد و نظر مردم هم گرفته شود... ولی فقیه حق دارد و می‌تواند هر زمان که اراده کند و مصلحت بداند نوع دیگری از حکومت را که در آن چه بسا اصلا به رای مردم مراجعه نشود انتخاب کند... مشروعیت حکومت نه تنها تابع رای و رضایت ملت نیست، بلکه رای ملت هیچ تاثیر و دخالتی در اعتبار آن ندارد.»



خبرویت اعضای مجلس خبرگان اول را مراجع تقلید تعیین کردند و از آن پس این کار به شورای نگهبان واگذار شده است. شورای نگهبان برای تعیین خبرویت کاندیداهای مجلس خبرگان مکانیسمی تعبیه کرده و امتحاناتی برگزار می‌کند که در آن از داوطلبان سوالات فقهی به صورت کتبی یا بعضا ‌شفاهی پرسیده می‌شود و آنگاه برای ممتحنین احراز می‌شود که در افراد ملکه اجتهاد وجود دارد یا خیر.



از زمان برقراری آزمون اجتهاد، شبهات زیادی در میان خواص و عوام به‌وجود آمد. فی‌المثل زمانی گفته‌ شد سوالات کتبی لو رفته است و بعضی آقایان از قبل به سوالات دسترسی داشته‌اند. یا مثلا در دوره ای مشخص شد که ابوالزوجه نفر اول آزمون، طرّاح سوال بوده است. یا در موردی دیگر یکی از ائمه جمعه را برای امتحان دعوت کردند و صفحه‌ای از مکاسب‌ را مقابل وی گشودند و گفتند بخوان؛ آن فرد در همان اولین سطر عبارت «ان المعاطاه ...» را به سه سبک مرفوع و مجرور و منصوب خواند و یکی از ممتحنین خطاب به وی گفت: «بالاخره بفرمایید کدام تلفظ صحیح است؟» ایشان پاسخ داده بود: «من شما [ممتحنین] را دیدم و هول شدم» و سپس آقایان سخن وی را پذیرفتند و مجوز ورود وی به خبرگان را صادر کردند.



اما در همان زمان اعضای مجمع روحانیون مبارز را به کلی قلع‌و‌قمع کردند و فقط از کنار نام آقای سیدمحمد موسوی‌ خوئینی‌ها گذشتند؛ چراکه اجتهاد وی از قبل توسط امام تایید شده بود. در زمان اعلام نتایج گویا اعضای مجمع روحانیون در محل مجمع نشسته بودند که لیست تایید شدگان به آنجا می‌رسد. فردی که نتایج را آورده بود به ترتیب نام‌ها را می‌خواند و پس از خواندن هر نام به سبک روضه‌خوان‌ها می‌گوید: قَد قُتِل، قَد قُتِل. این قصه ادامه پیدا می‌کند تا اینکه به نام آقای خوئینی‌ها می‌رسد و آنگاه روی به ایشان می‌کند و می‌گوید: عمه جان جز شما مردی در این خیام باقی نمانده است. البته در نهایت امر آقای خوئینی‌ها هم از شرکت در انتخابات انصراف دادند.


واقعیت این است از زمانی که این آزمون‌ها باب شده است عده‌ای که واقعا مجتهد هستند از ترس آبرو در آزمون شرکت نمی‌کنند؛ چراکه معتقدند شورای نگهبان عده‌ای را که به لحاظ سیاسی با آنها زاویه دارد با برچسب بیسوادی رد صلاحیت می‌کند و آنگاه افرادی که از فضلا هستند میان شاگردان‌شان شرمنده می‌شوند. (منبع)

۰۷ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اجرای حدود را متوقف کنید

مهدی نصیری و قضیۀ قطع دست


توضیح دامنه: به نام خدا. دامنه در 30 دی 1396 در این پست اینجا، به موضوع قطع دست جوان 28 ساله (به علت 21 فقره سرقت گوسفندان در چهار شهر استان های خراسان رضوی و جنوبی) در مشهد پرداخته بود. اخیراً مهدی نصیری (یار سابق حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان) نیز به این موضوع از زاویۀ دید خود پرداخته است که خواندش را مفید می دانم. زیرا آنان مدتها به عنوان حامیان دوآتشه نظام و صاحبان انقلاب! همۀ منتقدین را یا ملحد، یا ضدانقلاب و یا لیبرال و سکولار می خوانند و سعی نمودند آنان را از قطار انقلاب اخراج و پیاده کنند. نگرش جدید او در این باره، آن هم نسبت به احکام فقهی و اجرای حدود الهی جالب است. این متن به دلیل اهمیت و تغییر نگرش یک چهرۀ افزاطی جناح راست ارائه می گردد:




متن نقلی: «رسانه های دشمن و غربی از منظر حقوق بشری و از این زاویه که بریدن دست دزد اقدامی خشن و غیر انسانی است به اجرای این حکم تاخته اند.  بنده هم می خواهم با اجرای این حد الهی مخالفت و از آن اعلام انزجار کنم اما نه از زاویه نگاه غربی ها و دولتهای مدرن غربی...


مهدی نصیری؛ طلبۀ علوم دینی و سردبیر سابق کیهان


حدود الهی هر چند ظاهری خشن داشته باشد و اجرای در ملا عام آنها احساسات و عواطف عده از انسانها را فارغ از نگاه عقلانی آنها خدشه دار کند، سرشار از حکمت و مصلحت برای جوامع بشری و شرط لازم برای تحقق امنیت و عدالت اجتماعی است و از همین روست که امام کاظم علیه السلام فرمود: اجرای یک حد الهی  برای اهل زمین سودمندتر از باران چهل روزه است. (تهذیب الاحکام شیخ طوسی)


اما مساله مهم این است که دین یک منظومه منسجم است که باید تلاش کرد همه اجزای آن مورد اهتمام و تحقق قرار بگیرد و چنانچه به هر دلیلی برخی از اجزای این منظومه، مغفول و متروک  واقع شود و به خصوص به اصول و ارکان آن مانند قسط و عدالت پرداخته نشود و حکومت چه از سر سستی و ناتوانی و چه ازسر بی اعتقادی و آلودگی کارگزاران قضایی و اجرایی و قانونگذاری اش، از اجرای متوازن و غیر تبعیض آمیز احکام و حدود الهی سرباز بزند، اجرای یک حد فرعی الهی نه تنها حکمت و ارزش موجود در بطن آن را محقق نخواهد کرد و اسباب اقتدار حکومت نخواهد بود بلکه مایه تضعیف و ادبار آن خواهد بود....


دست دزد گلۀ گوسفند خراسانی در شرایطی قطع شده است که گفته می شود دادگستری برای برادر یکی از مسئولان عالیرتبه دولت، به دلیل تخلف در یک بانک خصوصی، شش هزار میلیارد تومان وثیقه بریده و یا خواهد برید و هیچ اطمینانی هم نیست که حد الهی در مورد این سارق بزرگ در نهایت اجرا شود.  وقتی اوضاع  اجرای عدالت قضایی در کشور چنین است باید با صدایی رسا از قوه قضاییه در خواست کنیم که اجرای حدود الهی را به حکم شرع و عقل هر چه سریعتر متوقف کنید و مایه تضعیف بیشتر دین و جمهوری اسلامی نشوید

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خیابان بازرگان

مهندس مهدی بازرگان


توضیح دامنه: به نام خدا. دامنه این بحث شکل گرفته در متن زیر بر سر نامگذاری خیابانی در تهران به اسم مرحوم بازرگان را، به مناسبت سالگرد مرحوم مهندس مهدی بازرگان پست می کند؛ سیاستمدار دین ورزی که با استبداد، استعمار، استحمار و استثمار و یک کلام با طاغوت برای توحید به مبارزه برخاست و به عنوان یکی اندیشمند مبارز و همراه و همفکر و همگام مرحومان آیت الله طالقانی و آیت الله شهید مرتضی مطهری، در برهه هایی از تاریخ سرنوشت ساز ایران، دست به نوشتن و گفتن و روشنگری زد که حاصلش دهها جلد کتاب مهم و خواندنی و تأثیرگذار بوده است.



این شخصیت دینی سیاسی و پاکدامن ایران، در 30 دی 1373 بر اثر عارضۀ قلبی درگذشت و در قم در آرامگاه بیات روبروی ضلع غربی حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد. من در 27 شهریور 1396 پستی با عنوان «آرامگاه بازرگان در قم» انتشار دادم که از مقبرۀ مرحوم بازرگان عکس هایی انداخته بودم: (اینجا). روح شان شاد.


********************


متن نقلی: «مهدی بازرگان بی تردید یکی از شناخته شده ترین سیاستمداران اخلاق گرا پس از انقلاب اسلامی است. ذکالملک فروغی زیر پرونده تحصیلی اش نوشته بود: «دانشجوی با ذکاوتی است». شاید لازم نباشد بیش از پیش به معرفی این چهره تاثیرگذار در تاریخ پیش و پس از انقلاب بپردازیم چون تکرار مکررات است. آنچه در باره او می توان اضافه کرد قدرت پیش بینی او از شرایط سیاسی و اجتماعی ایران است.



مرحوم مهندس بازرگان.  امام خمینی. قم


در اوایل دهه 40 خورشیدی خطاب به دستگاه حکومت پهلوی دوم گفته بود: «نهضت آزادی آخرین گروهی است که به صورت مسالمت آمیز به حکومت اعتراض خواهد کرد و پس از آن اما گروه های دیگر دست به مبارزه مسلحانه خواهند زد» که چنین نیز شد.

بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۰۲ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بشیریه و سریع القلم

توضیح دامنه: دوستداران بحث های سیاست و ایران چنانچه مایل بودند و حوصلۀ مطالعه متن های مهم را دارند؛ به دو متن ارجاعی زیر در وبلاگ دیگرم فراز ایران رجوع کنند. دو بحث پرنکته، شامل دیدگاه های تازه و چالشی در ایران:

توسعه چیست؟

نقد روایتِ محمود سریع‌القلم از توسعه
محور توسعه نخبگان‌اند یا مردم؟

Mahmood Sariolghalam

دکتر محمود سریع القلم: ما فکر می‌کنیم آمریکا یعنی رئیس‌جمهور آمریکا. در حالی که به هیچ وجه این‌گونه نیست. آمریکا یک حاکمیت پیچیده مالی، سرمایه‌ای و تکنولوژیک است که با پشتوانه‌های سیاسی شکل گرفته است. ما باید آمریکا را جور دیگری بشناسیم. جان کری دو بار به تیم ایرانی گفت بیایید در آمریکا لابی درست کنید. همه دارند علیه شما کار می‌کنند. ما فرایند این کار را تسهیل می‌کنیم تا بتوانید لابی کنید.


آمریکا مملکت لابی است. شما باید با کنگره لابی کنید، با خزانه‌داری لابی کنید، با رسانه‌ها لابی کنید وگرنه همه برای شما می‌زنند. وقتی شما در آنجا حضور نداشته باشید، عده‌ای دیگر علیه شما ذهنیت درست می‌کنند.


توسعه‌یافتگی یعنی شبکه‌سازی یا Networking. ماهیت Networking هم سیاسی نیست، بلکه اقتصادی، مالی، صنعتی تکنولوژیک و... است. ما نباید نگاهمان را به جهان بر اساس دولت‌ها شکل دهیم.


دکتر حسین بشیریه از خود چه می گوید؟


Hossein Bashiriyeh

... در درس اول از بعثت می‌گویم تا قرن نوزدهم، در درس دوم قرن بیستم را تدریس می‌کنم. البته من با فلسفۀ سیاسی اسلام که از یونان گرفته شده کاری ندارم، چون آن‌ها شناخته‌شده هستند، با فارابی و ابن‌سینا و غزالی و ابن‌باجه حرف تازه‌ای نمی‌شود زد، چیزی که من به آن می‌پردازم طرز فکر سیاسی پیامبر است، همچنین در مورد محتوای سیاسی قرآن صحبت می‌کنم، در مورد تفاوت‌هایی که در آیات مکی و مدنی هست سخن می‌گویم.»
۰۲ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رخدادهای دی96 ایران

مسائل ایران


دیدگاه سردار قاسم سلیمانی دربارۀ شرکت ایران در جنگ سوریه و رخدادهای شب های دی ماه 1396 ایران، در جمع حفاظت اطلاعات قوه قضائیه:


منبع عکس: خبرگزاری دفاع مقدس


...من وقتی صحنه نابخردانه آن نادان در آتش‌زدن پرچم ایران را دیدم خیلی دلم سوخت؛ گفتم‌ ای کاش به‌جای پرچم من را (نه تصویر من را) بلکه من را ده بار آتش می‌زدند؛ چرا که ما برای سرافرازی این پرچم در هر قله‌ای 10 شهید داده‌ایم...


سردار سلیمانی با بیان اینکه گاهی آدم‌های بزرگ ما حرف‌های خطاآلود استراتژیک می‌زنند تصریح کرد: می‌گویند ما چرا در سوریه نبرد کردیم؟ خب، به این سبب که یک رژیم گمراه و گستاخی همچون رژیم صهیونیستی با دارا بودن بیش از ۳۰۰ کلاهک هسته‌ای و با اتخاذ استراتژی جنگ پیش‌دستانه، هر توانایی را قبل از فعلیت یافتن نابود و بمباران می‌کند؛ اما امروز جمهوری اسلامی با عزت و اقتدار در برابر چنین رژیمی ایستاده است و دلیل آن علاوه بر سربازان نژادی خود در درون کشور، سربازان دیگری هستند که در نقاط دیگر، این دشمن را متوقف کرده‌اند...



یک زلزله ۵ ریشتری، یک شبِ تهران را به هم می‌ریزد؛ خب تصور کنید داعش وارد کشور ما می‌شد؛ این چه عقلی است؟... اگر آن فداکاری‌ها نمی‌شد، امروز در خیابان‌های ما چه اتفاقاتی می‌افتاد؟ من صحنه‌های عجیب زیادی دیدم از آنچه در سنجار گذشت تا اتفاقاتی که درمناطق دیگر افتاد؛ ۲ هزار جوان بیگناه را در نزدیکی یک رودخانه در یک روز سربریدند، خب اگر این هیولا به ایران می‌رسید چه بلایی سر این کشور می‌آمد؟ در هر حال خداوند ما را پیروز گرداند...



کسانی که به لحاظ انسانی برای یک حادثه شمع روشن می‌کنند آیا نمی‌دیدند در بازار‌های عراق کامیونی از مواد منفجره می‌ترکید و زنان و مردان بسیاری را می‌کشت؟ چرا توجه نمی‌کنید چرا می‌گذارید مردمان دچار تصورات دیگری شوند. این خیانت است...



برای جلوه‌گر شدن اقتدار داخلی نظام نیاز به تلاش و مجاهدت و فداکاری و وقف عمر است؛ امروز این جمع که حفاظت اطلاعات قوه قضائیه است باید جزو انقلابی‌ترین جریانات دستگاه قضایی باشد. کسی که بُعد دینی‌اش قوی نباشد چگونه می‌خواهد حفاظت کند؟... اگر می‌خواهیم در این ساختار اثرگذار شویم باید از خودمان عبور کنیم؛ اگر عبور کردیم مانند شهدا می‌شویم؛ شهدای ما چرا این پیروزی‌ها را به وجود آوردند؟ چون خود را در خود حل کردند... اگر از من تعریف کردند و گفتند «مالک‌اشتر» و من باورم شد؛ سقوط می‌کنم، اما اگر در درون خودم ذلیل شدم خداوند مرا بزرگ می‌گرداند... بنابراین برای ارتقای نظام باید عمرمان را وقف کنیم و چنانچه عمرمان را وقف کردیم دیگر غافل نمی‌شویم...



رفتار و گفتار و قضاوت و حمایت و وعده‌هایی که مسئولان به مردم می‌دهند و میزان رضایتمندی مردم یک وجه مهم اقتدار نظام است. این جمله امام که فرمود «ملت ایران که جانم فدای آنهاست» جمله خیلی بزرگی است؛ امام(ره) اهل غلو نبود. انصافاً این حوادث را ببینید؛ ببینید ما چطور ظرفمان کم است، اما مردم مانند موج علی‌رغم بی‌محبتی‌ها می‌آیند؛ اینهمه شهید دادند، اما یک سوال نکردند؛ این سرمایه بزرگی است و منشأ اقتدار ما است.



وی در ادامه خطاب به حضار [حفاظت اطلاعات قوه قضائیه] گفت: شما قبل از آنکه از قاضی مراقبت کنید از متقاضی مراقبت کنید و ببینید با او چه برخوردی صورت می‌گیرد؛ اگر ما فردی را با یک دید مثبت از محکمه قضایی حکومت اسلامی برگردانیم، بسیار اثرگذار است.



فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران تأکید کرد: چنانچه قدرت نظام ما در خدمت به مردم در ابعاد قضایی و اقتصادی تقویت شود اگر هم همه دنیا علیه ما توطئه کند نمی‌توانند کاری را از پیش ببرند چرا که آنگاه ایران ۸۰ میلیون سرباز خواهد داشت. (منبع)



۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بودجۀ مذهبی نهادهای ایران

آمار پول های بیت المال ایران


(منبع)

هشت هزار و یکصد میلیارد تومان

دامنه در این باره، داوری را به مخاطبین شریف وامی گذارد

۲۷ دی ۹۶ ، ۱۸:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

روحانیت دارا

روحانیت ایرانx


به قلم دامنه
. به نام خدا. اخیراً درمانِ یک روحانیِ مقام ارشد نظام در آلمان، خبرساز شده است. در این باره دامنه چه دیدگاهی دارد؟ دامنه اساساً با روحانیت دارا، مرزبندی دارد. چون معتقد است روحانیت دارا نمی تواند شکل بگیرد؛ چرا؟ چون از وقتی که طلبه ای وارد حوزه علمیه می شود نه وقت کارِ اقتصادی دارد و نه گرایش مال اندوزی. نه مشی ثروت دارد، نه مشق زر و زیور. و نه اساساً از طبقۀ سرمایه دار و تیول دار برخاسته است. روحانیت از بدو ظهور تا کنون همیشه مانند محرومان و طبقۀ فرودستِ مسلمین، زندگی و ساده زیستی داشته است.





از فضلیت های درس آموز روحانیت و عالمان دینی یکی این بوده است که آنان همۀ هَمّ و غمِّ خود را مصروف اجتهاد، تهذیب نفس، ساده زیستی، همدردی با محرومان می ساخته اند و از طلبگی تا زعامت، هرگز از زیِّ طلبگی بیرون نمی رفته اند. و طلبگی نقطۀ اوجش قناعت و محرومیت بود. محرومیت نه به معنای گدابودن. بلکه به معنی دوری از مال، پرهیز از ثروت، جدایی از مقام، اجتناب از رفاه، و فاصله گیری از دارایی و و انشقاق از تمکُّنات مادی و زندگی اَشرافی. و همین ویژگی ها، روحانیت را شایشتۀ جلوداری و زعیم اُمت بودن، باقی نگه می داشته است.


در سرگذشت مراجع عظیم الشّان شیعه، علمای برجسته اسلام و روحانیون مبارز و وارسته بارها و بارها خوانده ایم آنها در طول طلبگی و مرجعیت به نون شب محتاج بودند و شب را با گرسنگی بر بالین می نهادند و سحرگاه به درگاه خدای باری تعالی ناله و ضجّه می بردند و هرگز دست تکدی به سوی کسی دراز نمی نمودند و عزّت نفس را با همین نداشتن ها به درجه ی اعلا می بردند. و بالاترین پولی که داشتند و با آن ارتزاق و امرار معاش می کردند همان پول مقدس مردمی شهریه امام زمان (عج) بود. و همین ویژگی ها آنان را پیشوا و اُسوه و مرجع نگه می داشت.


روحانیت ایران تا پیش از انقلاب، زندگی مشقّت باری داشت. شاه به آنها هم جسارت می کرد و هم بسیار سخت می گرفت و آزار و آوارگی می داد و نیز در زندان و شکنجه و تبعید و زیر دیدِ ساواک نگه می داشت. بنابراین روحانیت ایران هرگز دارا نبود. و افتخارش همین بود که دارا نیست. بلکه داناست. و ما مردم ایران با روحانیت آگاهِ وارسته پیوند تقلیدی و هم اندیشی داشتیم. هم از آنان پیروی می کردیم و هم با آنان به بحث و نقد می پرداختیم.


پس از استقرار جمهوری اسلامی، راه برخی از روحانیت از راهِ ساده زیستی و پرهیزگاری و همدردی با محرومان جدا شد. هر چند هنوز طلبه هایی هستند که توانِ خریدن یک خانه 30 متری را هم ندارند و بسختی زندگی می کنند. اما در مقابل بسیاری از آنان به درجه ای از درآمد و امتیازات رسیده اند و همجنان می رسند که اگر بگویم دو تا سه خانۀ مجزّا و مجهّز دارند بیجا و گزاف نگفته ام. این رسم روحانیت نبوده و نیست. این نه جسارت است و نه اهانت بلکه حق مرزبندی ام با هر کسی است که روحانی ست، ولی داراست. و من با «دارا»ها از جنس روحانیت، مشکل عقیدتی و مَرامی دارم.  فعلاً به مصلحت از این بحث می گذرم.


اما در مورد
آیت الله سید محمود شاهرودی (رئیس سابق مجلس اعلای کشور عراق. رئیس اسبق قوه قضائیه ایران. رئیس حل اختلاف قوا. و هم اینک رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) باید بگویم که یک سایت نوشته بر اساس اطلاعاتی که داریم، هزینه های درمان ایشان نه از منابع عمومی که توسط خود آیت الله سید محمود شاهرودی پرداخت شده است. (منبع). خود آیت الله سید محمود شاهرودی هم در این (منبع) موضوع درمانش را توضیح داده است.


دامنه دراین باره سه نکته می گوید و می گذرد:


1- این که هر شهروندی _چه شاهرودی و چه بشاگردی_ هر طور خواست زندگی کند حق اوست. هر طور خواست درمان شود حق اوست. هر جا خواست سلامتی اش را بازیابد حق اوست. هر مقدار خواست دارا باشد حق اوست. در این حرفی نیست. اما این خبر و حرکت نشان داد، در ایران روحانیت دارا هم وجود دارد که آنچنان توان مالی دارد که با هزینۀ خود حتی به آلمان هم می توانند بروند.



2- اما برای من و شاید بسیاری دیگر این پرسش است که چگونه یک روحانی که بیشتر عمرش را در عراق با حزب مبارز اعلا به مبارزه با صدام گذرانده و یا در ایران در مصدر نظام بوده، این مقدار «دارا» است که هم در مشهد و هم در تهران در برترین بیمارستان ها خود را به درمان سپرده و در نهایت برای حفظ سلامتی خود حاضر شده به یک کشور مدرن و پپشرفته و مرفّه آلمان برود و آن گونه خبرساز شود و میان مردم ایران این همه گپ و گفت بپاخیزد.



3- باز می آورم که معتقدم حقِّ حیات و شیوۀ زندگی هر کسی برای خودش محفوظ است، اما من و مانند من شاید فراوان باشیم که می توانیم آزادانه و آگاهانه با روحانیتِ دارا مرزبندی مطلق داشته باشیم و با روحانیتِ غیردارا همان پیوندِ مودّت تقلیدی و هم اندیشی محکم تاریخی را داشته باشیم و هرگز از هم نگُسلیم. روحانیتی که همچنان در زیّ طلبگی ست و خانه های کاهگلی اش مانند خانۀ گلی حضرت فاطمه زهرا _سلام الله علیها_ بر هر کاخی شرافت و برکت و عظمت دارد



به گفتۀ مرحوم دکتر علی شریعتی بازمی گردم که در نیایشی سروده بود: خدایا! به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همّت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزّت ببخش.
۲۵ دی ۹۶ ، ۰۹:۰۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۹ ب.ظ دامنه |
قضیۀ عزل آیت الله منتظری

قضیۀ عزل آیت الله منتظری

آیت‌الله ابراهیم امینی نجف آبادی:«اما متأسفانه تلاش‌های امام به نتیجه نرسیدند و عملکردها و رویکردهایی که شدیداً به کیان نظام صدمه می‌زدند و عرصه را برای دخالت دشمنان مساعد می‌کرد، از جانب آقای منتظری ادامه پیدا کرد...



حضرت امام را به این نتیجه قطعی رساند که ایشان برای تصدی مسئولیت سنگین رهبری شایستگی لازم را ندارد و باید بیش از آنکه نظام خسارات جدی‌تری ببیند، ایشان را از مقامش عزل کنند و لذا در حالی که از تخریب حاصل عمر خود، به‌شدت آزُرده خاطر بودند و صدمه روحی سنگینی خوردند، اما قاطعانه ایستادند و آقای منتظری را به‌رغم علاقه‌ای که به ایشان داشتند، از مقام قائم مقامی رهبری عزل کردندمصاحبه با ماهنامۀ پاسدار اسلام. (منبع)




جواب دامنه به امینی



1- من با آن که نسبت به این قطعۀ غامض تاریخ ایران پیش داوری نمی کنم، اما قبلاً در این پست «نقدی بر آیت الله خوئینی ها» (اینجا)، تا حدّی نکته هایی گفته ام. اینک با مشاهدۀ مصاحبۀ بسیارمفصّل آقای آیت‌الله ابراهیم امینی امام جمعه سابق قم با ماهنامۀ پاسدار اسلام، چند نکته ای بازگو می کنم. امید است موجب روشن تر شدنِ قضیه عزل شود.



2- آقای آیت‌الله ابراهیم امینی عضو همان خبرگانی بود که رأی به رهبر آینده بودنِ آیت الله العظمی حسینعلی منتظری داد که اصطلاحاً از آن به عنوان «قائم مقام رهبری» یاد می شد. از ایشان می پرسم چگونه ممکن است بدون در نظر گرفتن رأی خبرگان ملت، رهبرِ آیندۀ منتخبِ خبرگان رهبری را فوری بدون تشریفات قانونی عزل کرد؟ پس آن همه رأی قریب به اتفاق نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری به مرحوم آقای منتظری چه می شود؟




3- آقای آیت‌الله امینی بگویند مگر نصب و عزل رهبری بر عهدۀ مجلس خبرگان نبوده است؟ پس چرا خبرگان از آراء و نصب خود که جنبۀ مشروعیت سیاسی داشت، دفاع نکرد؟ و ان قُلتی نیاورد؟ به نظر شما مگر خبرگان ناظر و مُشرف و ناصب رهبری نیست؟ پس چرا عزلِ منتظری که حقِ قانونی آن مجلس بود _بر فرض اگر حق ایشان، عزل بود_ در آن مجلس صورت نگرفت و به رأی گذاشته نشد؟ امر بیّن این که، پس از جنگ همه قرار گذاشته بودند در چارچوب قانون باشند و به قانون بازگردند.



4- اگر من جای مصاحبه گران مجلۀ پاسدار اسلام بودم، از آقای امینی پرسش های مهمتری می پرسیدم. از جمله پرسش می کردم آیا رهبر مستقر نظام، حق دارد رهبرِ مستودع (بخوانید قائم مقام رهبری) را بنا به تصمیم فردی اش، برکنار و عزل کند؟ آقای امینی چرا در مصاحبۀ خود جملۀ «به‌شدت آزُرده خاطر بودند» را به امام نسبت داد و در این قضیۀ سرنوشت ساز ملت و حتی اُمت، چنین نسبتی را بکار برده است؟



5_ نیز می پرسیدم آیا رهبر نظام با وصیت یا سفارشِ شفاهی می تواند رهبر آیندۀ کشور را تعیین کند؟ کما آن که خبرگان در سال 1368 وصایت امام را لحاظ کرد. نیز این را سؤال می کردم که عزل مرحوم منتظری به نوعی «وتو»ی رأی مجلس خبرگان نبود؟ اگر بود، چگونه خبرگان از منصوبِ خود دفاع ننمود؟ آیا خبرگان رهبری که ناظرِ کار رهبر نظام است نیز در این گونه تصمیم ها مثل ملت، باید مطیع رهبر باشد و اطاعت کند و از حریم و حوزۀ کارش صرف نظر نماید؟ مرز اطاعت از رهبری و نظارت بر رهبری چیست؟



نکتهٔ پایانی: من البته به لحاظ اندیشۀ سیاسی _فرای از این قضیۀ غامض عزل و مسائل داخلی_ معتقدم هیچ شخصی در اسلام اجازه ندارد برای ملت و برای رهبری آیندۀ ملت، تعیین تکلیف کند و یا وصیتنامۀ سیاسی بنویسد و همگان را به آن دعوت کند. ملت، طبق قرآن و عقل، خود حاکم بر سرنوشت خود است. دیروزییان نمی توانند برای فرداییان، حکم و وصیت کنند و سرنوشت ملتی را از پیش سفارش کنند. امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ به شاه و نظام طاغوت تشر انقلابی زده بودند، شاه به چه حقی برای نسل آینده، تعیین تکلیف می کند. یعنی هر نسلی خود برای خود رفراندوم می کند. والسّلام.
۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پمپئو دربارۀ ایران چه گفت؟

ایران و جهان


متن نقلی: سازمان های اطلاعاتی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نقش ابزار سرکوب یک حکومت استبداد دینی عمل می کنند ... آنها در نقش پیشرو یک امپراتوری مخرب ایفای نقش می کنند که به دنبال بسط قدرت و نفوذ خود در سراسر خاورمیانه است... حکومت ایران یک استبداد دینی و حکومت پلیسی ست...




در سال های گذشته سپاه در عملیات های خود بی پرواتر و تحریک آمیز تر عمل کرده و  به دنبال بهره برداری از خلاء قدرت موجود در خاورمیانه برای گسترش نفوذ خود در سرتاسر منطقه بوده است...



وقتی شما به آمار مرگ و ویرانی در سوریه، یمن و عراق و دیگر نقاط خاورمیانه نگاه می کنید که ناشی از فعالیت های حکومت ایران و گروه های متحد آن بوده است تهدید ناشی از فعالیت های ایران واضح است: ایران در مسیر کسب هژمونی در سراسر منطقه است...



حکومت استبدادی حاکم بر ایران نسخه ایرانی گروه تروریستی خلافت خودخوانده داعش است! که به مراتب قدرتمند تر است. (منبع)



دامنه: مایک پمپئو رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) است.

۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۷:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کو آب، برق، نفتِ رایگان؟

دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. همانطوری که در پست «یارانه حق ملّته» (اینجا) نوشته بودم، دولت حسن روحانی _ که به تسخیر حزب کارگزاران (راست مدرن و به تعبیر دامنه راست مُرفّه) درآمده است_ برای حذف یارانه در بودجۀ 97 جدّی شد. دو نکته می گویم و خلاص:



1- مگر امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ از آب و برق و نفت رایگان به ملت، سخن نگفته بودند؟ چطور فقیهان منصوب رهبری در شورای نگهبان وقتی می خواهند پیروان ادیان آسمانی را (با اَدلۀ خاص خود) از دایرۀ خدمت و قدرت نظام بیرون نگه داشته باشند، می گردند سخنی از سال 1358 آن امام را پیدا می کنند و مستند می سازند و آن را شرع بیّن توصیف می کنند و ملاک نظر خود، اما وقتی نوبت به نوکری ملت توسط دولت فرا می رسد واژۀ «رایگان» امام، فاقد استناد می شود؟ آیا شورای نگهبان بودجه دولت را تأیید می کند؟ یا نه قول و واژۀ رایگان در بیان امام، حکم تلقی می شود و جلوی دست درازی دولت به پول ملت را می گیرد؟



بارخدایا! کی می شود تهیدستان جهان هم مانند

برخی از رؤسای نظام و داراها و قدرتمندان بخندند!



2- دولت حسن روحانی که به تعبیر من دولتی شیک پوش و شیک گوست، چون با ندای آقای «تَکرار می کنم» دو بار رئیس جمهور شد، دیگر به رأی مردم نیازی ندارد، بنابراین چون توان اشتغال و رفع بیکاری و انواع قول و وعده های 21گانه خود را را ندارد و اساساً دولتی کم تحرّک و متمرکز در مرکز و پایتخت نشین است، دست به گریبان یارانۀ ناچیز مردم شد تا پیرامون را باز هم فقیرتر و نابسامان تر کند.



دودِ این تصمیم بد و ناعادلانۀ این دولتِ حزب کارگزارانی، اول به چشم خود آنان خواهد رفت. کسانی که از فرطِّ دارایی ها و تمکّنات مالی، نه غصّۀ نان دارند و نه غمِ پول و رفاه و تفریح. باز هم مانند همان دولت هاشمی رفسنجانی که با سیاست غلط تعدیل اقتصادی  فرو ریخته بود، اینان هم فرو خواهند ریخت. تردیدی ندارم.

۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دستفروشی یک روحانی

روحانیت ایران


به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی تیتر امروز روزنامۀ همدلی را دیدم بشدّت شوکّه شدم. سه دهه ایی که در قم هستم و در دهۀ شصت نیز، دو سه سالی قم بودم، هرگز به چشم خودم ندیدم یک روحانی در کنار خیابان دستفروشی کند. دیدم کتابفروش بودند و هستند ولی در مغازه نه گوشۀ معابر.


روزنامۀ همدلی. 28 شهریور 1396


چه به روزِ این گونه روحانی های عزّتمند و آبروخواه آمده که او حاضر شده است برای معاشش، کُنج معبری بساط پهن کند تا پیش خانواده اش خجل و شرمسار نباشد.


حرفی ندارم وا می گذارم و رد می شودم و به برخی از آن بی دردهایی! فکر می کنم که چگونه این صحنه ها را می بینند، ولی غرقِ قدرت طلبی، مجامله گویی، مال اندوزی، چرب زیانی، فریب، ناحق گویی و ریاکاری اند. و هر سویی که چرب و نرم و رسمی بود، همان سو حاضرند و برای توجیه و وجیه سازی، جعل روایت می کنند و جهل و خیانت می خرند.


کاش بمیرم و این صحنۀ دردناک و هشداربخش این شیخِ لباسِ پیامبر پوشیده ی باعزّت گوشه ی کوچه را  نبینم که این گونه مجبور به اِمرار معاش شود.

۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ویژه نامۀ آیت الله منتظری

آیت‌ الله العظمی منتظری



متن نقلی: توضیح دامنه. این متن، گفت‌وگویی ست میان سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی. مستند قائم‌مقام به زندگی فقیه عالیقدر،مرجع تقلید شیعیان جهان مرحوم آیت‌ الله العظمی حسینعلی منتظری می پردازد. تهیه‌کننده اش مهدی صفارهرندی ست و کارگردانش سیدعلی صدری‌نیا.


عمادالدین باقی _که از نزدیکان و علاقمندان به مرحوم منتظری بوده و هست_ نیز در این مستند سخن گفته است. مستندی که می خواست، منحصر به فرد باشد، ولی هنوز کسی نمی تواند مرحوم منتظری را بدرستی بشناساند زیرا درک و بیان واقعیت ها و قضاوت ها در این باره بسیار حُرّیت و انصاف و از همه مهمتر آزاداندیشی و حق گرایی می خواهد. عکسهای منتخب این پست، از دامنه است.


عمادالدین باقی مشهور به (ع. باقی)


آیات عظام مرحوم منتظری، مرحوم موسوی اردبیلی، شُبیری زنجانی


متن روایت عمادالدین باقی
: ... یکی از مسائلی که باعث شد آیت‌الله منتظری به عنوان نفر دوم مطرح شود، این بود که در بین روحانیون انقلابی قبل از انقلاب تنها کسی بود که در سطح عالی حوزه قرار داشت. نکته دیگر اینکه ایشان در محافل حوزوی از لحاظ صداقت و از این نظر که جاه‌طلب نبود بسیار شناخته‌شده است. مثلا در خاطرات آقای ابراهیم امینی در صفحه ٨٧ آمده است که وقتی آقای مطهری و آقای منتظری به درس امام می‌رفتند، بعضی از مخالفین می‌گفتند شما که خودتان در فقه و اصول از آقای خمینی باسوادترید. چرا به درس ایشان می‌روید؟ چون آن موقع امام به عنوان استاد اخلاق شناخته می‌شد و تا قبل از فوت آقای بروجردی هیچ‌کس ایشان را به عنوان استاد فقه نمی‌شناخت.


آقای منتظری دنبال این نبود که برای خودش جایگاهی را تدارک ببیند و نوعا آدمی بود که اگر به این می‌رسید که کسی افضل است، دنبال او می‌رفت.
بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حصر، محرومیت، احضار

نظر آیت الله خوئینی ها


متن نقلی: «مجمع روحانیون، امروز، همان مجمع روحانیون دیروز است، ولی هرگز نمی‌پذیرد که چارچوب رفتارِ سیاسیِ او را دیگران به او دیکته‌ کنند. مجمع روحانیون نه در پی آن است که در تنور مبارزه با آمریکا نانی برای خود بپزد و نه هرگز گمان می‌برد که در دوستی با آمریکا، تا زمانی که دولت‌مردان آن کشور بر طبل خصومت می‌کوبند، برای ملت ایران خیری نهفته است.



آنچه اما در صحنهٔ عمل رخ ‌داده است و می‌دهد این است که جریانی، در پی تصاحب کانون‌های قدرت، با توان تبلیغاتی گسترده‌ای که در اختیار گرفته است، رقیب سیاسی خود را که از مقبولیت بالایی در بدنهٔ اجتماعی برخوردار است تحت فشار و ضربات شدید خود قرار داده‌است؛ و باز همین جریانْ شخصیتی را که اصلاح‌طلبان او را سُکان‌دار جریان اصلاح‌طلبی می‌دانند و با یک اظهارنظر، سرنوشت یک انتخابات را رقم می‌زند از حقوق اولیهٔ شهروندی محروم می‌کند، چهره‌های محبوب و مظلوم اصلاح‌طلبان را در حصر نگاه داشته ‌است و بسیاری از اصلاح‌طلبان را، با بهانه‌های نامقبول، از ورود در کانون‌های تصمیم‌گیری محروم کرده است و می‌کند، هم‌چنان به حبس‌ها و احضارها و خط و نشان کشیدن‌ها و ... ادامه می‌دهد و...


این رقیبان گمان می‌برند که احزاب و گروه‌ها و دیگر تشکل‌های سیاسی سربازهای داخل پادگان‌اند که هر روز، صبح و شام، آن‌ها را به صف کنند و هر چه فرمانده می‌گوید آن‌ها تکرار کنند.» (منبع)


۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۶:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سخنی صریح با مصباح یزدی

پاسخ های دامنه


به قلم دامنه. به نام خدا. محضر آیت الله محمدتقی مصباح یزدی عالِم، سیاست ورز و فیلسوف حوزۀ علمیۀ قم سلام علیکم. ضمن آرزوی صحت و سلامتی، چند کلمه ای به صراحت و صمیمیت جهت تنویر افکار عمومی، رساندن سخن به یک عالم دین و اَدای وظیفۀ فردی ام ارائه می کنم:



بلاخره پس از سکوت های معنادار (شاید تحفُّظی و مصلحتی) شما دربارۀ محمود احمدی‌نژاد، خبرآنلاین _سایت محمد مهاجری عضو سابق شورای سردبیری روزنامه کیهان و بُریده از محفل کیهان_ بخوبی توانست از زیرِ زبان شما حرفی بیرون بکشد و جمله ای از شما را وارد عرصۀ سیاست ایران بکند که در کمتر از 24 ساعت به تمام ایران و میان جوان ترین موبایل به دستان، رسیده است، بدین شرح:



«خبرآنلاین: «پرسش: حضرت آیت‌الله مصباح یزدی! خیلی از مردم سؤال می‌کنند که آیت‌الله مصباح یزدی که معرف احمدی‎نژاد به جامعه ایران بود و از او طرفداری می‌کرد، امروز چه نظری راجع به اعمال و رفتار او دارد؟» پاسخ: اینجا یک جلسه علمی و فقهی است، نه سیاسی. پرسش: «بالاخره مردم از شخص شما به عنوان یکی از حامیان اصلی روی کار آمدن آقای احمدی‎نژاد و مطرح‌شدن او سؤال دارند.» پاسخ: ما هر کسی را تا مادامی که در مسیر اسلام کار می‎کند، حمایت می‎کنیم، طرفداری‎اش می‌کنیم، هر وقت منحرف شد، ما هم از او جدا می‎شویم.» پرسش: یعنی تحرکات اخیر او را تأیید نمی‌کنید؟ پاسخ: «نه، اعمال و رفتار امروز احمدی‎نژاد را تأیید نمی‎کنم چون اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بینم.» (منبع)



با این مختصر درزِ موضع جدید شما، خواستم چند نکته ای بگویم و ردّ شوم. یعنی فقط می خواهم همین چند جملۀ تان را تحلیل محتوا کنم و به حمایت های فراوان گذشته شما دربارۀ این فرد _و به تعبیر من حلقۀ منهاییون_ کاری نداشته باشم؛ گرچه جامعه و تاریخ بخوبی می داند شما گفته بودید «اطاعت از احمدی نژاد، اطاعت از خداست» (منبع) و دوست و پیرو سرسخت شما حجت‌الاسلام شیخ کاظم صدیقی _که از تیر 88 به جای مرحوم هاشمی رفسنجانی امام جمعه تهران شده است_ در خرداد 88 گفته بود رأی به محمود احمدی‌نژاد «همانند جهاد در راه خدا»ست. (منبع) و سایر همفکران شما که در این (منبع) سخنان شان جمع آوری شده است.



1- اول به مصاحبه گر گفته اید «اینجا یک جلسه علمی و فقهی است، نه سیاسی» یعنی باز هم نمی خواستید به عنوان یک عالِم دینی، انحراف را برملا کنید، در حالی که شما بارها و بارها در هر نوع جلسه ای و با هر نوع صبغه ای، با اشتیاق و اشتهاء به دلیل اشتهار، علیۀ جناح چپ به کنایه و یا تصریح سخن رانده اید. بنابراین دلیل شما، برای پاسخ نگفتن، قانع کننده نبود. و به نظرم همین تعلیل (البته نمی گویم تعلُّل)، مهمترین جای مصاحبۀ اخیر شماست.



2- در پرسش دوم بازهم جمله ای ویژه گفته اید: «ما هر کسی... هر وقت منحرف شد، ما هم از او جدا می‎شویم». با این پاسخِ شما، به یقین بخشی از جامعه و از جمله من از شما می پرسد این «هر وقت» کی بوده است؟ به یقین دیروز و چندروزپیش نبوده است، پس چرا علناً راهِ و مواضع خود را به مردم نگفته اید و انحراف وی را گوشزد ننموده اید؟ آیا احساس مسئولیت نکرده بودید؟ شما؛ که از همان دهۀ شصت، دأب تان مبارزه با انحرافات بوده است. چون همیشه خود را صراط حق می دانسته اید و سایرین را ناحق و گمراه و حتی ضالّه. همین سکوتهای خاص! موجب شده، مردم میان دو مسألۀ حق گویی های «لل‍ّه» و تسویه حساب کردن های «لدّنیا» از سوی برخی ها دربمانند و سیاست ورزی در جمهوری اسلامی را آلوده و شخصی شده بپندارند.



3- در انتها هم گفته اید «اعمال و رفتار امروز احمدی‎نژاد را تأیید نمی‎کنم چون اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بینم». خواستم بپرسم اگر «اعمال و رفتار امروز احمدی‎نژاد» که سال 88 از نظر آیت الله شیخ احمد جنتی «نمادی از انقلاب اسلامی» بوده است (منبع) به گونه ای شده است که «اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بین»ی، پس چرا به عنوان یک عالِم سیاست ورز و فیلسوف حوزۀ علمیۀ قم و و ریاست مؤسسۀ آموزشی پژوهشی مصباح _ که پرورش دهنده و صادرکنندۀ کادرِ روحانی نهادهای نظام است_ احساس تکلیف نکرده اید نسبت به انتصاب وی در دورۀ جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام نظری بدهید؟ زیرا عضویت قبلی وی ناشی از شأن حقوقی و خودبخودی و قانونی بوده است نه گزینش و نَصب. آیا فرد منحرف، می تواند در نظام اسلامی حکمِ نصب هم داشته باشد؟



4- آیا فردی که به قول صائب شما «اعمال و رفتار امروزش» نمی تواند تأیید گردد، اساساً می تواند اهلِ تشخیص مصلحت کشور و نظام باشد؟ شما که بلاخره شجاعانه پذیرفته اید «اکنون یک حالت انحرافی در او» وجود دارد، پس چرا دربارۀ حضورش در یکی از مهمترین بخش های نظام که سیاست های کلان کشور را مصلحتاً و بر حسب مقتضیات زمان و مکان می سنجد و مشخص می کند، اعلام نظر نمی کنید؟



آیا مگر عُلمای شیعه در طول تاریخ پُربارشان، از استقلال خود در برابر دولت ها (= هر دولتی و هر قدرتی) حفاظت نکرده اند؟ پس چرا شما و حوزۀ قم نسبت به انحراف بیّن این فرد و آن باند، ساکت هستید؟ چرا آنچه زیر منبرها طی سال ها و بارها دربارۀ نصیحت به ائمۀ مسلمین شنیده ایم، جنبۀ عملی به خود نمی گیرد؟ گویا این روایت ها اساساً وجود نداشته است! آن هم نصیحت نه از سوی آحاد ملت که گفته شود متخصص امر نیسیتد و دخالت بیجا در امر نکنند، بلکه که از جانب خُبره ها و متفقّهین اجتهاد و دیانت که تذکراتشان در طی تاریخ تشیُّع، رسمی مألوف و روالی مرسوم بوده است.



     

تنفیذ حسن روحانی مرداد96. بیت رهبری



5- محمود احمدی‌نژاد _که پیروان شما وی را «مرد هزارۀ سوم» توصیف می کردند_ کارش به جایی رسیده است که دیگر حتی حاضر نیست کنار نُماد جدید جناح راست و تولیت حرم امام رضا (ع) _که از دید جامعۀ ایران باشرافت ترین شغل است_ بنشیند. و دیده بودیم که چگونه جایش را در مراسم تنفیذ حجت الاسلام حسن روحانی در مرداد96 در حسینیۀ بیت رهبری، با حالت کودکانه و لجوجانه تغییر داده بود (دو عکس بالا) و آن چند لحظه هم که مجبور بود، کنار حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی بنشیند، چه چهرۀ درهم و برهم و اخمی به خود داده بود تا القائی به مردم کرده باشد که بله من، چنینم و آنان، چنان.



یاد آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی _پدرخانم حجت الاسلام رئیسی و امام جمعه مشهد مقدس_ افتادم که روزگاری، حامی سرسخت محمود احمدی‌نژاد بود و چندی پیش گفته بود «هرباری که به حرم امام رضا (ع) مشرّف می‌شود رئیس دولت‌های نهم و دهم را نفرین می‌کند.» (منبع)



دکتر عبدالکریم سروش و آیت الله مصباح یزدی

در برابر احسان طبری تئوریسین حزب توده

و فرخ نگهدار رهبر فدائیان خلق (اکثریت)

(مناظره تلویزیونی 1360)



6- من و مانند من، شما را از همان ابتدای انقلاب دنبال می کردیم که چه می گویید و چه می کنید و چه می نویسید. از مناظره ها با کمونیست ها گرفته (عکس بالا) تا مخالفت ها و شدت هایت علیۀ معلم انقلاب مرحوم دکتر علی شریعتی. از رفاقت با دکتر سروش گرفته تا ردّ قرائت های دینی و قبض و بسط تئوریک شریعت. از مبارزۀ در دهه 50 و مسائلی دربارۀ نهضت امام خمینی گرفته تا تشکیل جبهه تندروی پایداری. از پیش خطبه های پرمسألۀ نمازجمعه های متوالی و سریالی تهران گرفته تا سخنرانی های ثابت میان دیدارکنندگان کلاس های اجباری دوره عقیدتی سیاسی و تعالی برخی نهادها. از مخالفت ها با مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی گرفته تا انواع سخنرانی های شما در مشهد و قم و میان خواص و عوام. همه و همه اینها را با اختیار دنبال می کنیم که با تعجب دیدیم:



آیت اللهی که پیرامون همه چیز حرف می زند، دربارۀ یک موضوع مهمتر خیلی ساکت مانده است، آن هم باندِ محمود احمدی نژاد که استخوان در گلوی جناح راست شده است که همۀ نظام را برای وی هزینه کرده بود. تا این گفته اید: «اکنون یک حالت انحرافی در او می‎بینم» حالا منتظر می مانیم که بگویید انحرافش چیست؟ از چه چیزی منحرف شده است؟ مترصّدیم انحراف توسط شما تبیین شود، همانطوری که بسیاری از مسائل را در طول انقلاب در تربیون های بیت المال از منظر خویش تببین نموده اید. حال نیز توقُّع داریم به تلویزیون بروید و رُک انحراف را برای فضای کِدر کشور روشن نمایید.



7- آخرین نکته من این است، شما به عنوان فردی پیشرو و پیشوا و تئوریسین جناح راست بسیاردیر متوجۀ انحراف محمود احمدی‌نژاد شده اید. دیگر همۀ بقّال های کوچه پس کوچه ها و نقّال های قهوه خانه ها هم می دانند او منحرف است. همیشه از یک عالم دینی انتظار می رود جلوتر از جامعه، انحرافات را استشمام کند و ملت را روشن کند و عواقب سوء را از سر ملت و دین و اخلاق و انسان کم کند.



پس باید قاطعانه گفت بصیرت واقعی را مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی داشت که در آن نامۀ «بی سلام» به رهبری، وی را «بنزینِ» روی آتش خوانده بود؛ همان کسی که پیروانِ شما و افراطی های جناح راست وی را «اکبرِ فتنه» و «فتنۀ اکبر» می خواندند. گرچه من هم منتقد هاشمی رفسنجانی بودم ولی وقتی به ملت پیوست و کمی حق را گفت، از رویکردش خرسند شده بودم که نمی دانم چرا آن گونه زود درگذشت.



و نیز حق گویانه باید گفت تیزهوش و بصیرِ واقعی همان مهندس میرحسین موسوی بود که در آن مناظرۀ 88 (خوانده شود شوی ضرغامی در صداسیمای میلی!) صادقانه و دلسوزانه به ملت بدین مضمون گفت: این مرد _محمود احمدی نژاد_ علناً چشم در چشم ملت دروغ می زند.



بگذرم و آخرین دعایم در حق شما این است که خدا شما را برای روشن شدن و روشن کردن بیشتر نگه دارد. سخنم را به قول حکیم حوزه آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی (اینجا) پیوند می زنم و بسنده می کنم که خیلی آن را پسندیدم: «از آه در جهاد اکبر، کاری ساخته است که از آهن در جهاد اصغر ساخته نیست.»

۱۱ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

چرا به زیباکلام اعتماد شد؟

تحلیلی از دامنه

 

 به قلم دامنه. به نام خدا. چرا مردم به دکتر صادق زیباکلام بیش از همه کس و همه جا اعتماد کرده اند؟ تحلیلی از دامنه. همانطوری که می دانید مردم مبلغی در حدود 3 میلیارد تومان به حساب شخصی دکتر صادق زیباکلام برای کمک به زلزله زدگان استان کرمانشاه واریز کردند. از این مبلغ واریزی حدود 80% زیر 50هزار تومان بوده است. یعنی واریزکنندگان از تیپ اقشار متموّل نبوده اند. او _که اینک «معتمد مردم» نام گرفت_ قرار است از این پول، دهکده ای مدرن در منطقۀ زلزله زده پای ریزی کند. (منبع)

 

دامنه می پرسید چرا مردم به جای حکومت و نهادها، بیشتر از هر کس و همه جا به او اعتماد کرده اند و به حساب دیگران این گونه و این مقدار، پول نریخته اند؟ شاید شما خوانندگان شریف جواب هایی داشته باشید، اما پاسخ دامنه برای این رُخداد دارای پیام این است:

 

دکتر صادق زیباکلام. بیت رهبری. تیر1393

 

1- ابتدا بگویم من جناب دکتر زیباکلام را از نزدیک می شناسم، چون در دهۀ 70 در مقطع لیسانس در دانشگاه تهران، سه درس مهم «نفت»، «تاریخ تحولات ایران1» و «تاریخ تحولات ایران2» را با او گذراندم و اتفاقاً در هر سه درس این استاد خوش اخلاقم، بالای 19 گرفتم.

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۷:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |