قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم دارابکلا ابراهیم طالبی دارابی
Qalame Qom Damaneye Dovvom

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۶۰ مطلب با موضوع «معنویت» ثبت شده است

خالی از وسوسه

7049

سلسله مباحث لیف روح

متن نقلی: «همه قلوب آدمی براساس فطرت و طبیعت نخستین آن بر سلامت و اعتدال و عدالت بنا نهاده شده است. این قلب اگر همچنان در مسیر کمالی بماند و از فساد و انحرافی که به سبب وسوسه‌های شیطانی و هواهای نفسانی پدید می‌آید خود را حفظ کند، در یک فرآیند رشدی و بالندگی به جایی می‌رسد که به قلب سلیم می‌رسد. قلب سلیم، قلبی است که سلامت در آن به شکل ملکه در آمده است و هیچ چیزی چون وسوسه‌های ابلیسی و خواسته‌های نفسانی نمی‌تواند در آن تاثیر منفی بجا گذارد. از این رو قلب سلیم در آموزه‌های قرآنی به عنوان قلبی خالی از هرگونه شائبه شرک مطرح می‌شود؛ زیرا شرک به معنای گرایش به سوی ضد کمالی است و قلب سلیم هیچ‌گونه گرایشی حتی مخفی و نهان به سوی ضد کمال یعنی ضد خداوند پیدا نمی‌کند.

 

 

از نظر خداوند کسانی دارای قلب سلیم هستند که از هر گونه پلشتی و زشتی عقلانی و عقلایی و وحیانی رهایی یافته‌اند و در مقام متقین در آمده اند؛ زیرا کسی که تقوا ملکه وی شده است، به هیچ‌گونه از پلشتی‌ها گرایشی نداشته و از آن پرهیز می‌کند که از جمله این پلشتی‌ها شرک است. این گونه است که بهشت به معنای بزرگ‌ترین و کامل‌ترین تجلی و مظهر جمال الهی برای آنان فراهم می‌شود و به جای آنکه ایشان به سوی بهشت بروند خود بهشت به سوی ایشان کشیده و آورده می‌شود.(شعراء، آیات ۸۹ و ۹۰). به سخن دیگر، چنین قلوب پرهیزکاری که اهل خشیت و خشوع و سلامت کامل و ملکه‌ای هستند، هیچ غم و اندوهی در آنان راه نمی‌یابد و آرامش همیشگی را دارا می‌باشند.» (منبع)

 

 

قلب سالم از نظر امام علی (ع):

 

فَطُوبَى لِذِی قَلْبٍ سَلِیمٍ أَطَاعَ مَنْ یَهْدِیهِ وَ تَجَنَّبَ مَنْ یُرْدِیهِ وَ أَصَابَ سَبِیلَ اَلسَّلاَمَةِ بِبَصَرِ مَنْ بَصَّرَهُ. «خوشا به حال کسى که قلبى سالم دارد، خداى هدایتگر را اطاعت مى‌کند، از شیطان گمراه کننده دورى مى‌گزیندو با راهنمایى مردان الهى با آگاهى به راه سلامت رسیده است.»

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۷ ، ۰۶:۱۹
دامنه |

مَا قَدّمَت لِغَدٍ

7042

به قلم دامنه: به نام خدا. میل جان و میل تن. مولوی در دفتر سوم مثنوی می گوید:

میلِ جان اندر ترّقی و شرف
میلِ تن در کسب اسباب و علَف

 

چنانچه مطلع ایم، موجودی به نام انسان استعداد و ظرفیتی دارد که می تواند بر فرشتگان پیشی بگیرد. به قول شهید مطهری در ص 29 کتاب «انسان شناسی قرآنی»، در قرآن این تعبیر آمده که «انسان موجودی است هم خاکی و هم ملکوتی».

 

 

به نظر من، ساختمان بدنی انسان تکمیل است و آنچه نیازمند تکامل و لایق کمال است، روح اوست؛ یعنی ب‍ُعد معنوی، عرفانی و الهی آدمی. که فقط با برانگیخته شدن و بعثت درونی، آرام می گیرد‌. روی همین اصل است که قرآن در جای جای خود از انسان «دعوت معنوی» به عمل می آورد. و حتی در قرآن می گوید:

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.

یعنی: ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.

آیۀ ۱۸ حشر ترجمۀ انصاریان

 

آری، باید ببینیم چه چیزی برای خود در قیامت و روز حساب و کتاب، «پیش فِرست» می کنیم. اسباب و علف!؟ یا ترقّی و تعالی و شرف؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۷ ، ۱۰:۱۰
دامنه |

درس از بزرگان

 

7025

متنی که امروز در «مدرسۀ فکرت» نوشتم

 

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. همه‌ی انسان‌های‌بزرگ روزی شاگرد (=آموزنده) بودند. سالیان‌سال، به‌درازا می‌کشد که در هر عصری، یک انسان‌ْوارسته _به‌تمام‌معنا_ الگو و اسوه پدیدار شود.

 

در دنیا مرا یاد تو بس،

و در عُقبی مرا دیدار تو بس


خواجه‌عبدالله‌انصاری (=پیر هرات) یک‌نمونه‌ی تمام‌عیار از این انسان‌های شاگردی‌کرده و پندآموخته، که خود، به قطب‌نمای خلق شدن و پیرِ طریقت گردیدن نائل آمداست و گرداگردش جمعیت و ازدحام شده‌است و همچنان می شود.


او که خود این‌گونه مقام یافته، روزی از سرِ شوق و شاگردی، سراغ شیخ‌ابوسعید‌ابوالخیر شتافته و مرید شیخ‌ابوالحسن‌خرقانی شده و از آن رویداد زندگی‌اش این‌چنین روایت کرده‌:


"عبدالله مردی بود بیابانی، در طلبِ آب زندگانی، ناگاه رسید به ابوالحسن خرقانی، چندان کشید آب‌زندگانی، که نه عبدالله مانْد و نه خرقانی."

 


۸ آذر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۷ ، ۰۸:۰۸
دامنه |

نیایش شریعتی

 

7011

لیف روح 234

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۳
دامنه |

کویریات دامنه

 

پست 6763

به قلم دامنه: به نام خدا. زمانی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: [برای اقامه دین و سلوک و حرکت] کیانند یاران من به سوی خدا؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم، به خدا ایمان آوردیم؛ و گواه باش که ما در برابر خدا [و فرمان ها و احکام او] تسلیم هستیم: فَلَمَّا أَحَسَّ عِیسَى مِنْهُمُ الْکُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِی إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (52 آل عمران)

 

 

مرحوم علامه طباطبایی می گوید: «کفر یک امر قلبی است و قابل احساس نیست.» اما حضرت عیسی (ع) آن را از ظاهر رفتار یهود حسّ کرد و این شبیه به معجزه است. ر.ک: المیزان. جلد 3. ص 317.

 

 

علمِ بی ایمان

 

پست 6753

لیف روح 233

آدمی کاندر طریق معرفت ایمان ندارد

شخص انسان دارد و شخصیت انسان ندارد

 

ای که مغروری به دانش، دانشت را بیشتر کن

تا بدانی هیچ ارزش، علمِ بی ایمان ندارد


کاخ دانش، گر همه از سنگ و از فولاد سازی

لرزد و ریزد، گر از ایمان پی و بُنیان ندارد

(منبع شعر)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۷ ، ۰۶:۲۶
دامنه |

سرگذشت توبه کار

سلسله مباحث لیف روح

 

پست 6735.به قلم دامنه. به نام خدا. این متن را از روی منبع مندرج در پایان پست می نویسم. بُشر حافی در زمان امام کاظم _علیه السّلام_ می زیست. فردی مُتموّل (=دارا) بود. روزی حضرت امام کاظم از درِ خانه اش عبور می کرد، صدای آواز و لهو و لعب می شنَود. پرسیدند این خانۀ کیست؟ «بنده» است یا «آزاد»؟ یکی که آنجا بود پاسخ گفت: خانۀ بُشر است؛ یکی از اشخاص بزرگ. بنده نیست، آزاد است. حضرت فرمودند: «بلی آزاد! است که این جور است!»

 

 

بُشر که از خانه بیرون می آید، از آن شخص می پرسد چه شده است؟ او به بُشر می گوید: حضرت موسی بن جعفر _علیه السّلام_ از اینجا می گذشت صدای خانه را شنید و به شما چنین جمله ای گفت: «بلی آزاد! است که این جور است.» بُشر سراسیمه و پابرهنه می رود تا به امام (ع) می رسد. می گوید: آیا توبه کنم قبول می شود؟ و توبه می کند.

 

 

بعد از آن، بُشر تا آخر عمر، پابرهنه راه می رفت. چون می گفت من هنگام تشرُّفم به خدمت حضرت موسی بن جعفر _علیه السّلام_ پابرهنه بودم. به همین علت به او می گویند: بُشر حافی. یعنی پابرهنه. و نقل می کنند که حیوانات در کوچه ای که او می رفته، فضولات نمی انداختند. (برداشت آزاد از کتاب: آیینه صدق و صفا. شرح حال مرحوم آیت الله العظمی محمدعلی اراکی. به کوشش آیت الله رضا استادی. ص 79 و 80)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۶
دامنه |

مکاشفه و رستگاری

 

6716

به قلم دامنه. به نام خدا. در کتاب «انسان شناسی قرآنی» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری مطلبی مهم دربارۀ نماز است که حیفم آمد در ایام محرم الحرام، ماه حُزن و پیام و عشق بازی با خدای متعال، به اشتراک نگذارم. من چند صفحه ی این اثر بسیارمهم را خلاصه کرده و در اینجا می نویسم. ایشان می گوید:

 

نماز ظهر عاشورا به امامت امام حسین (ع) و یاران باوفا

 

انسان نماز می خواند نه برای این که خدا فراموش نکند که چنین بنده ای دارد، بلکه برای آن که  بنده فراموش نکند که خدا دارد و بنده است... یک نکته این است که در نماز این فایده و اثر بار است که به پا دارندۀ سایر مقررات است... [چون] نماز انسان را از کار بد باز می دارد.

 

شهید مطهری همچنین می گوید: در روایات ما آمده که نماز فقط به آن اندازه قبول است که حضور قلب در آن باشد... هر اندازه [حضور قلب] نباشد گرچه تکلیف ساقط شده ولی دیگر اثر را ندارد... نمازِ بدونِ حضور قلب نمازِ دورانداختنی است، عقوبت ندارد ولی هیچ و پوچ است.

 

 

ایشان همچنین می گوید: حدیث داریم که نوافل از آن جهت مستحب شده است که غفلت های نمازهای فریضه را جبران کند.

 

و در ادامۀ همین بحث نماز، سخن بسیارلطیفی از شهید ثانی (فقیه عالی مقام) می آورَد از کتاب اسرار الصلوة وی که فوق العاده دلنشین و اثرگذار است. مطهری از آن فقیه چنین می گوید: تعبیر این مرد فقیه عالی مقام این است که «الصّلاةُ بابُ الذّکر». نماز دروازۀ ذکر است. «والذّکرُ بابُ الکشف» و یاد خدا دروازۀ مکاشفه است. و «والکشفُ بابُ الفَوز الاکبَر» و مکاشفه دروازۀ بزرگترین رستگاری هاست. (رسائل شهید ثانی طبع قدیم. ص 105) (منبع: انسان شناسی قرآنی. شهید مطهری. ص ص 194 تا 205)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۲
دامنه |

درس مُرتاض!

 

6709

ارسالی جناب علی روحی: آیت الله سید احمد روحانی (متوفای ۱۳۴۳. دایی نصرالله شاه آبادی): یک‌بار برای تبلیغ به بمبئی هندوستان رفتیم. بعضی از همراهان، از خُدّام حرمِ امام رضا _علیه السلام_ بودند. یک روز به رفقا پیشنهاد دادم به محل مُرتاضین برویم. یکی از مرتاضان تَشت بزرگی داشت که داخلش عُذره انسان بود و مشغول هم زدن آن بود. همین طور که هم می زد یک انگشتی زد و در دهان گذاشت و مزه مزه کرد. آن همسفر خادم، خیلی حالش بد شد. مرتاض به او رو کرد و با زبان فارسی گفت: «این بدتر است یا موقوفۀ امام [ع] را خوردن؟».

(منبع: حدیث نصر. ص ۹۸، سیدحسین کشفی.  زندگینامه و خاطرات آیت الله نصرالله شاه آبادی. به کوشش سید حسین کشفی)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۱۷
دامنه |

نظر حسن زاده

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 226

 

سؤال: مکاشفه چیست؟ آیا حُجّیت دارد یا خیر؟

 

استاد: «مکاشفه درجۀ ضعیفی از همان وحی است... البته همانطور که تعبیر مکاشفه در مورد وحی هیچگاه بکار نرفته است، تعبیر نابغه هم در مورد خود پیامبران به کار نمی رود... وحی فوقِ مکاشفه است... هر ندایی ندای رحمانی نیست. به قول ملای رومی:

 

هر ندائی کان تُرا بالا کشَد

آن ندائی دان که از بالا رسَد

 

امیرالمؤمنین نیز «بُسینه» (زنی زیبا) را در عالم تمثُّل دید، فهمید که دنیاست و برایش بدان صورت متمثِّل شده است، لذا آن را رها کرد.

 

علامه حسن حسن زاده آملی بر مزار مادر

 

باید دانست صرف این حالات و مکاشفات، دلیلِ قُرب عندالله نیست، مکالمه با خدا اگر قُرب باشد، شیطان هم به نقل قرآن، خیلی با خدا صحبت کرد!

 

به هر حال، مکاشفات انسان هایی مثل ما، با اوهام مخلوط است؛ لذا باید آنها را با یک اصلی تطبیق دهیم تا آن اصل، آن را امضاء کند. یعنی باید قرآن آن را امضاء کند.

(برداشت آزاد دامنه از کتاب درمحضر استادحسن زاده آملی. ص 50 و 51)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۵۷
دامنه |

لیف روح

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 227

پست 6634. به نام خدا. وقتی آتشِ ایمانی در روح ها مشتعل می شود... هر کس با خود، صریح و بی پرده می شود...  (منبع: فاطمه، فاطمه است. دکتر علی شریعتی. نشر آیت. 1375. ص 131)َ

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۳۶
دامنه |

لیف روح 225

 

به نام خدا. قَدَری ها ضلال [=گمراهی] از جانبِ خدا را نمی پذیرند. جَبری ها به عکس معتقدند، گمراهی از سوی بنده نیست، از خداست. و امّا در قرآن آمده، اِضلال و ضلال، هردو است. یعنی امر بین الامرین.

 

 

میوه های درخت شیعه: عبودیت. راستگویی. کمک کردن. ایثار. صلح. وفا. آزادگی. دوستی. ایمان. دوستی. محبت. عکس از دامنه از روی تبلیغات آسانسور هتل گلشن مشهد

 

 

 

یعنی اِضلال از سوی خداست اما اختیار ضلال از بنده است. پس؛ چون بنده خواست گمراه شود خدا هم گمراهی او را می پذیرد. آیا بهتر نیست زمینۀ ضلالت و گمراهی خود را با دست خود فراهم نکنیم.

 

 

 

لازم به توضیح است، امر بین الامرین یعنی در کارهای اختیاری انسان، هم اراده خدا و هم اراده انسان دخالت دارد. نقل است، تعبیر الامر بین الامرین را نخستین بار امیرالمؤمنین علی (ع) مطرح کرده است. (منبع)

 

(برداشت آزاد دامنه از تفسیر کشف الاسرار حکیم میبدی. ذیل آیۀ 29روم)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۵۶
دامنه |

خصلت پذیری

 

سلسله مباحث معنویت، لیف روح 229

قلم دامنه. به نام خدا. ضرب المثلی قدیمی ست که می گوید: اگر دو اسب را کنار یکدیگر ببندند، همرنگ هم نمی شوند، اما دیری نمی پاید که هم خویِ همدیگر خواهندشد. پس آدمیزاد باید از همنشین «بداعتقاد» و «بدکار» دوری کند. یک تمثیل: رنج، مثل سایه، از هیچ کس جدا نمی شود!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۵
دامنه |

برگزیدۀ دعا

پست 6676

برگزیده ای از دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه


1ـ ستایش حق تعالی:


ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی دریغ است. اوست که بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت... .



2 - تجدید عهد و میثاق با خدا:


پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این که چیز قابل ذکری باشم... .



3ـ خود شناسی:


و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت های بی کرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکی های سه گانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ یک از امورم را به خودم وانگذاشتی... .



4ـ راز آفرینش انسان:


ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی. و در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

 

دعای عرَفه یادگار ماندگار عرفان امام حسین (ع) در روز نهم ذی‌الحجه



5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:


تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت های بی کرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .



6ـ نعمت های خداوند:


آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بی کرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این که همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی... .



7ـ شهادت به بی کرانی نعمت های الهی:


الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقّن خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست های جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب های من پنهان است... .



8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:


گواهی می دهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد... .



9ـ ستایش خدای یگانه:


بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا که وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم. و اظهار می دارم: حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراث برش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد... .



10ـ خواسته های یک انسان متعالی:


خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!
 


11ـ سپاس به تربیت های الهی:


خداوندا! ستایش از آن توست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. به خاطر لطفی که به من داشتی والا... .



12ـ نیازهای تربیتی از خدا:


و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شب ها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج های این جهان و محنت های آن جهان نجات بده و از شر بدی هایی که ستمکاران در زمین می کنند نگاه بدار... .



13ـ شکایت به پیشگاه خداوند:


خدایا! مرا به که وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانی که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتی که تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟



14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:


ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میکائیل و اسرافیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .



15ـ تو پناهگاه منی:


تو پناهگاه منی، به هنگامی که راه ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم. منبع: مؤسّسۀ تحقیقاتی ولی عصر

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۹
دامنه |

دامنۀ روح

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 228

پست 6668

 

امام علی علیه السلام فرمود:

«زکاتِ قدرت، انصاف است»

 

 

بایزد بسطامی:

چُنان نُمای که هستی، نه چُنان باش که می نُمایی»

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۳
دامنه |

لیف روح

 

به قلم دامنه. به نام خدا. معمولاً در سلسله مباحث لیف روح، مطالب معنوی را به اشتراک می گذارم، تا با آن روح مان را لیف و در واقع تغذیه کنیم؛ اما گاه به گاه لیفِ روح، با هشدارهای سیاسی آغشته می شود که روح انسان ها با آن ها نه فقط آشناست بلکه آرامش می یاید.

 

 

در این لیف روح به سراغ خطبۀ 164 نهج البلاغه می روم که امام علی (ع) در آن هشدار و انذار مهمی دادند و آن این است:

 

بدترین مردم نزد خدا، رهبر ستمگری است که خود گمراه و مایۀ گمراهی دیگران است که سُنّت پذیرفته را بمیراند و بدعتِ ترک شده را زنده گرداند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۵۹
دامنه |

حق و سهم بدن

 

پست مشترک کویریات و لیف روح

 

به قلم دامنه. به نام خدا. ما به مدَد اجزای بدن _از موی سر تا ناخن_ نفَس می کشیم و حیات داریم. آیا حق و سهم این نعمت های خدادادی را بدرستی می پردازیم؟ چندنمونه می آورم و به نظر شخصی خودم، بخشی از حق و سهم هر یک را می گویم، باشد تا مفید افتد؛ هم بر خودم، هم بر خوانندۀ شریف دامنه. این؛ اول نهیب بر خودم است و سپس اگر سزاوار بود بر خوانندگان شریف مان:

 

 

 

معده؛ که گوارش ما را برعهده دارد. حقّش کم خوری و بِه خوری ست.

 

 

چشم؛ که دیدن و خواندن را بر ما مهیّا می کند. حقّش حیاء است و احیاء.

 

 

گوش؛ که قدرت بی نظیر شنیدن را در ما می آفریند. حقّش پاکی در دریافت هاست و نقل ها.

 

 

مغز؛ که نعمت مرموز تفکر را نصیب مان می سازد. حقش مطالعه است و فکرآفریدن، تا سلول خاکستری مغز دچار کهولت و زوال نگردد.

 

 

اُنس با خدا

 

 

عقل؛ قدرت خیره کننده در وجود بشر است. حقش استیفای هویت انسانی ست و نگرش توحیدی.

 

 

روح؛ که امانت خدا نزد انسان است. حقش تغذیۀ معنوی ست و کمال طلبی.

 

 

دست و پا؛ که بزرگترین عامل حرکت افقی انسان است. سهمش کردار پاک است و دست درازی نکردن به حقوق مردم و پانگذاشتن بر روی حق و پایمال نکردن چارچوب های شرع و عرف.

 

 

جسم سالم؛ که کمک می کند رفتار را در خود قوام بخشیم. حقش کسب حلال است و دانش احکام خدا. (مثلاً قدیما، کاسب ها، در درس مکاسب علمای شهر شرکت می کردند، یک چیزهایی از معاملات حلال را کسب می کردند تا ربا نخورند و سوداگر نشوند و حرام خوری نکنند)

 

 

زبان و لب و دندان؛ که بشر درمانده است از برکات فراوان آن. زبان بدون لب و دندان لال می ماند و در کام می چسبد. حق شان سکوت در جای خود، فریاد در مکان خود و صوت و صدا شدن در زمان خود است.

 

 

و قلب و خون و خیال و ... قِس علی هذا و مانند اینها.

 

 

گاه به گاه، ما، به این حق و حقوق نمی پردازیم، ولی خدای مهربان چون بخشنده است، از تقصیر ما درمی گذرد. وای اگر خدا، گذشت نمی داشت. خدا، دوست دارد که دوستدارانش از گناه برگردند و متنبّه شوند و توبه کنند. توبه؛ راه که نه، بلکه اتوبان عریض حرکت به سمت خداست.

 

 

امام حسین _علیه السّلام_ در دعای عرفه، خیلی خیلی زیبا، این اجزای انسان را توصیف کرده اند، که وقتی بر روی آن، خیره می شویم و می اندیشیم، درمی یابیم حضرت سیدالشّهداء چه عرفان عمیقی داشتند. چه خداشناس بزرگی بودند. و همین بود که منتخَب و منتجَب خدا در عاشورا شد؛ تا عشق بیافریند. تا توحید بیاموزد. تا ندای عزّت و آزادی و حق طلبی سر دهد. هان! همین.

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۸
دامنه |

لیف روح 222

 

دو پند ازحاج محمداسماعیل دولابی

 

1- عقرب و مار سمّی بهترند از کسی که به اسم امر به معروف و نهی از منکر، به افراد نیش می زند و آنها را می آزارد و از خدا و اولیا و دین بیزار می کند.

 

 

2- یکی از اسم های خدا مؤمن است. یعنی به قدرت و به صنعت خودش ایمان دارد و می داند آن چه را می سازد و خلق می کند، درست از کار در می آورد. خدا به کار خودش ایمان دارد نه به کار ما. خدا می داند ما کج و اشتباه می رویم، ولی به کار خودش ایمان دارد. (منبع)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۲
دامنه |

لیف روح

 

قسمت 221

 

 

به قلم دامنه. به نام خدا. همه ی ما علاوه بر کار و کردار، در پی شفاعت نیز هستیم. شفاعت _میانجی گری، عفو خواهی_ را گشتم که دقیقاً چیست. بهتر از المیزان (جلد یک. ص 260 تا 262) نیافته ام. برای خود و خوانندگان می آورم. امید است خوبان، شفیع مان شوند:

 

علاوه بر شفاعت تکوینی، _شفاعت تمامی اسباب عالَم در حق انسان_ شفاعت تشریعی است که شامل این موارد است:

 

 

1- شفاعت توبه (یعنی خودِ توبۀ از گناه کردن، شفاعت می کند)

2- ایمان به رسول خدا (ص)

3- عمل صالح

4- قرآن کریم

5- چیزهایی که مرتبط با عمل صالح است؛ مانند:

  • مسجدها
  • اَمکنۀ شریفه
  • اَمکنۀ متبرّکه
  • ایّام شریفه
  • انبیای الهی

6- ملائکه

7- خودِ مؤمنین نسبت به همدیگر

8- حضرت فاطمه (س)

 

 

سال ها قبل در جای دیگر از المیزان (احتمالاً تفسیر سورۀ مریم) خوانده بودم که حضرت مریم (س) نیز از شفاعت کنندگان است که به 8 مورد بالا اضافه می گردد. التماس دعا.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۴۷
دامنه |

حکیم عمر خیّام

 

لیف روحِ 220

 

در کارگه کوزه‌گران رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش

کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش

 

رباعیات عمر خیام

عکس از کتابخانۀ شخصی دامنه

 

(رباعی 117 خیّام)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۵۰
دامنه |

دامنۀ روح

 

قسمت 219

 

پست اهداییۀ دامنه

درآستانۀ آمدنِ ماه مغفرت و توبه

ماه خاطره انگیز رمضانِ خُجسته

 

 

به قلم دامنه. به نام خدا. از نظر مرحوم آیت الله سیدعلی قاضی (برگفته از کتاب شرح دعای سمات) تجلّی، آشکار شدن حقیقت است به مقدار قابلیتِ هر فرد. از نظر ایشان انکشاف تامّ و تمام برای هیچ کس، قابل تصور و تحقُّق نیست.

 

عکس از دامنه

 

پس، این مای گناه کار و غافل اما امیدوار هستیم، که باید قابلیت خود را برای تجلّی _کشف حقیقت_ به وُسع خویش، توسعه ببخشیم و زندگی مان را ذرّه ذرّه متعالی تر، معنوی تر، توبه پذیرانه تر، خوشآیندتر و در یک کلام بهتر از دیروز نماییم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۴۸
دامنه |

دامنۀ اندیشمندان

 

بحثی دربارۀ قاعدۀ طلایی و قاعدۀ نقره ای

 

مصطفی ملکیان می گوید: شما بهتر از من می‌دانید که ما چیزی داریم به نام «اخلاق جهانی» یا «اخلاق مشترک» که مخرج‌مشترک و فصل مشترک همه مکتب‌های اخلاقی و نظام‌های اخلاقی و نظریه‌های اخلاقی است. یکی از احکام و قواعد آن اخلاق جهانی قاعدۀ زرین است؛ بنابراین قاعده زرین اصلا مخالفی ندارد.

 

همه مکتب‌های اخلاقی، همه نظام‌های اخلاقی، همه نظریه‌های اخلاقی به قاعده زرین قائل‌اند؛ منتهی بعضی به هر دو وجه آن قائل‌اند، هم وجه ایجابی‌اش و هم وجه سلبی‌اش، و بعضی فقط به وجه سلبی آن قائل‌اند:

 

 

مصطفی ملکیان. استاد اخلاق و فلسفه (منبع عکس:ایکنا)

 

بعضی می‌گویند: «با دیگران چنان رفتار کن که خوش داری آن‌چنان با تو رفتار کنند [ایجابی] و با دیگران چنان رفتار مکن که خوش نداری آن‌چنان با تو رفتار کنند. [سلبی]»؛ بعضی فقط قسمت دومش را قبول دارند که «با دیگران چنان رفتار مکن که خوش نداری آن‌چنان با تو رفتار کنند».

 

بنابراین اینکه در همه کتاب‌هایی که به‌توصیه من یا به‌دست خود من ترجمه شده معمولاً از قاعده زرین یاد شده به این معنی نیست که همه‌ آن کتاب‌ها به یک مکتب اخلاقی تعلق دارند، به یک نظام اخلاقی، به یک نظریه اخلاقی. نه؛ قاعده زرین مشترک همه مکتب‌ها و نظام‌ها و نظریه‌هاست.

 

 

مصطفی ملکیان همچنین در حسینیه ارشاد در سخنرانی تحت عنوان "اخلاق جهانی عامل پیوند دهنده مکاتب و اندیشه‌های مختلف است" (نخستین شب از مراسم شب های قدر۱۳۹۰) می گوید:

 

اخلاق جهانی یعنی اشتراکات تمام مکاتب... یکی از اصول اخلاق جهانی به قاعده زرین مشهور است. یعنی با دیگری چنان رفتار مکن که خوش نداری که دیگری با تو رفتار کند.

 

شهود هر انسانی با هر مکتب اخلاقی حکم می کند که با دیگری نباید رفتاری کرد که دیگری خوش ندارد با او این رفتار شود. (منبع: نیلوفر)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۳۹
دامنه |
دامنۀ روح
 

قسمت 218

 

خدا

 

در پیام مقدس محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ خداوند است که سخن می گوید و خدا همیشه در زمانِ حال زندگی می کند و برای او ماضی و مستقبل [=گذشته و آینده] و اکنون یکی است.

 

(قرآن شناسی.محمدمهدی فولاوند.1380.ص519)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۲۷
دامنه |