قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۵۴ مطلب با موضوع «معنویت» ثبت شده است

نماز؛ یک فرصت بزرگ برای انسان

دروازۀ مکاشفه و دروازۀ رستگاری

پست 6716. به قلم دامنه. به نام خدا. در کتاب «انسان شناسی قرآنی» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری مطلبی مهم دربارۀ نماز است که حیفم آمد در ایام محرم الحرام، ماه حُزن و پیام و عشق بازی با خدای متعال، به اشتراک نگذارم. من چند صفحه ی این اثر بسیارمهم را خلاصه کرده و در اینجا می نویسم. ایشان می گوید:

 

نماز ظهر عاشورا به امامت امام حسین (ع) و یاران باوفا

 

انسان نماز می خواند نه برای این که خدا فراموش نکند که چنین بنده ای دارد، بلکه برای آن که  بنده فراموش نکند که خدا دارد و بنده است... یک نکته این است که در نماز این فایده و اثر بار است که به پا دارندۀ سایر مقررات است... [چون] نماز انسان را از کار بد باز می دارد.

 

شهید مطهری همچنین می گوید: در روایات ما آمده که نماز فقط به آن اندازه قبول است که حضور قلب در آن باشد... هر اندازه [حضور قلب] نباشد گرچه تکلیف ساقط شده ولی دیگر اثر را ندارد... نمازِ بدونِ حضور قلب نمازِ دورانداختنی است، عقوبت ندارد ولی هیچ و پوچ است.

 

 

ایشان همچنین می گوید: حدیث داریم که نوافل از آن جهت مستحب شده است که غفلت های نمازهای فریضه را جبران کند.

 

و در ادامۀ همین بحث نماز، سخن بسیارلطیفی از شهید ثانی (فقیه عالی مقام) می آورَد از کتاب اسرار الصلوة وی که فوق العاده دلنشین و اثرگذار است. مطهری از آن فقیه چنین می گوید: تعبیر این مرد فقیه عالی مقام این است که «الصّلاةُ بابُ الذّکر». نماز دروازۀ ذکر است. «والذّکرُ بابُ الکشف» و یاد خدا دروازۀ مکاشفه است. و «والکشفُ بابُ الفَوز الاکبَر» و مکاشفه دروازۀ بزرگترین رستگاری هاست. (رسائل شهید ثانی طبع قدیم. ص 105) (منبع: انسان شناسی قرآنی. شهید مطهری. ص ص 194 تا 205)

۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

این بدتر است یا موقوفه امام را خوردن؟

درسی که مُرتاض داد!

پست 6709. ارسالی جناب علی روحی: آیت الله سید احمد روحانی (متوفای ۱۳۴۳. دایی نصرالله شاه آبادی): یک‌بار برای تبلیغ به بمبئی هندوستان رفتیم. بعضی از همراهان، از خُدّام حرمِ امام رضا _علیه السلام_ بودند. یک روز به رفقا پیشنهاد دادم به محل مُرتاضین برویم. یکی از مرتاضان تَشت بزرگی داشت که داخلش عُذره انسان بود و مشغول هم زدن آن بود. همین طور که هم می زد یک انگشتی زد و در دهان گذاشت و مزه مزه کرد. آن همسفر خادم، خیلی حالش بد شد. مرتاض به او رو کرد و با زبان فارسی گفت: «این بدتر است یا موقوفۀ امام [ع] را خوردن؟».

(منبع: حدیث نصر. ص ۹۸، سیدحسین کشفی.  زندگینامه و خاطرات آیت الله نصرالله شاه آبادی. به کوشش سید حسین کشفی)

۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

همنشین بداعتقاد و بدکار نشویم

خصلت پذیری

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 229

به قلم دامنه. به نام خدا

ضرب المثلی قدیمی ست که می گوید:

اگر دو اسب را کنار یکدیگر ببندند، همرنگ هم نمی شوند،

اما دیری نمی پاید که هم خویِ همدیگر خواهندشد.

 

پس آدمیزاد باید از

همنشین «بداعتقاد» و «بدکار» دوری کند.

 

یک تمثیل:

رنج، مثل سایه، از هیچ کس جدا نمی شود!

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دعای عرفه را از امام حسین (ع) بیاموزیم

برگزیده ای از دعای عرفه

پست 6676

برگزیده ای از دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه


1ـ ستایش حق تعالی:


ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی دریغ است. اوست که بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت... .



2 - تجدید عهد و میثاق با خدا:


پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این که چیز قابل ذکری باشم... .



3ـ خود شناسی:


و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت های بی کرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکی های سه گانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ یک از امورم را به خودم وانگذاشتی... .



4ـ راز آفرینش انسان:


ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی. و در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

 

دعای عرَفه یادگار ماندگار عرفان امام حسین (ع) در روز نهم ذی‌الحجه



5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:


تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت های بی کرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .



6ـ نعمت های خداوند:


آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بی کرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این که همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی... .



7ـ شهادت به بی کرانی نعمت های الهی:


الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقّن خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست های جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب های من پنهان است... .



8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:


گواهی می دهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد... .



9ـ ستایش خدای یگانه:


بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا که وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم. و اظهار می دارم: حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراث برش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد... .



10ـ خواسته های یک انسان متعالی:


خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!
 


11ـ سپاس به تربیت های الهی:


خداوندا! ستایش از آن توست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. به خاطر لطفی که به من داشتی والا... .



12ـ نیازهای تربیتی از خدا:


و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شب ها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج های این جهان و محنت های آن جهان نجات بده و از شر بدی هایی که ستمکاران در زمین می کنند نگاه بدار... .



13ـ شکایت به پیشگاه خداوند:


خدایا! مرا به که وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانی که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتی که تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟



14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:


ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میکائیل و اسرافیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .



15ـ تو پناهگاه منی:


تو پناهگاه منی، به هنگامی که راه ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم. (منبع: مؤسّسۀ تحقیقاتی ولی عصر )

۳۰ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۹ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زکاتِ قدرت چیست؟

دامنۀ روح

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 228

پست 6668

 

امام علی علیه السلام فرمود:

«زکاتِ قدرت، انصاف است»

 

 

بایزد بسطامی:

چُنان نُمای که هستی، نه چُنان باش که می نُمایی»

۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۳ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

با خود بی پرده شویم

لیف روح

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 227

پست 6634. به نام خدا. وقتی آتشِ ایمانی در روح ها مشتعل می شود... هر کس با خود، صریح و بی پرده می شود...  (منبع: فاطمه، فاطمه است. دکتر علی شریعتی. نشر آیت. 1375. ص 131)َ

 

۱۲ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۳۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۷ ق.ظ دامنه |
مکاشفه یعنی چه؟

مکاشفه یعنی چه؟

نظر علامه حسن زاده آملی

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 226

 

سؤال: مکاشفه چیست؟ آیا حُجّیت دارد یا خیر؟

 

استاد: «مکاشفه درجۀ ضعیفی از همان وحی است... البته همانطور که تعبیر مکاشفه در مورد وحی هیچگاه بکار نرفته است، تعبیر نابغه هم در مورد خود پیامبران به کار نمی رود... وحی فوقِ مکاشفه است... هر ندایی ندای رحمانی نیست. به قول ملای رومی:

 

هر ندائی کان تُرا بالا کشَد

آن ندائی دان که از بالا رسَد

 

امیرالمؤمنین نیز «بُسینه» (زنی زیبا) را در عالم تمثُّل دید، فهمید که دنیاست و برایش بدان صورت متمثِّل شده است، لذا آن را رها کرد.

 

علامه حسن حسن زاده آملی بر مزار مادر

 

باید دانست صرف این حالات و مکاشفات، دلیلِ قُرب عندالله نیست، مکالمه با خدا اگر قُرب باشد، شیطان هم به نقل قرآن، خیلی با خدا صحبت کرد!

 

به هر حال، مکاشفات انسان هایی مثل ما، با اوهام مخلوط است؛ لذا باید آنها را با یک اصلی تطبیق دهیم تا آن اصل، آن را امضاء کند. یعنی باید قرآن آن را امضاء کند.

(برداشت آزاد دامنه از کتاب درمحضر استادحسن زاده آملی. ص 50 و 51)

 

۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اِضلال و ضلال

لیف روح 225

 

به نام خدا. قَدَری ها ضلال [=گمراهی] از جانبِ خدا را نمی پذیرند. جَبری ها به عکس معتقدند، گمراهی از سوی بنده نیست، از خداست. و امّا در قرآن آمده، اِضلال و ضلال، هردو است. یعنی امر بین الامرین.

 

 

میوه های درخت شیعه: عبودیت. راستگویی. کمک کردن. ایثار. صلح. وفا. آزادگی. دوستی. ایمان. دوستی. محبت. عکس از دامنه از روی تبلیغات آسانسور هتل گلشن مشهد

 

 

 

یعنی اِضلال از سوی خداست اما اختیار ضلال از بنده است. پس؛ چون بنده خواست گمراه شود خدا هم گمراهی او را می پذیرد. آیا بهتر نیست زمینۀ ضلالت و گمراهی خود را با دست خود فراهم نکنیم.

 

 

 

لازم به توضیح است، امر بین الامرین یعنی در کارهای اختیاری انسان، هم اراده خدا و هم اراده انسان دخالت دارد. نقل است، تعبیر الامر بین الامرین را نخستین بار امیرالمؤمنین علی (ع) مطرح کرده است. (منبع)

 

(برداشت آزاد دامنه از تفسیر کشف الاسرار حکیم میبدی. ذیل آیۀ 29روم)

۰۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بدترین مردم نزد خدا

لیف روح قسمت 224

 

به قلم دامنه. به نام خدا. معمولاً در سلسله مباحث لیف روح، مطالب معنوی را به اشتراک می گذارم، تا با آن روح مان را لیف و در واقع تغذیه کنیم؛ اما گاه به گاه لیفِ روح، با هشدارهای سیاسی آغشته می شود که روح انسان ها با آن ها نه فقط آشناست بلکه آرامش می یاید.

 

 

در این لیف روح به سراغ خطبۀ 164 نهج البلاغه می روم که امام علی (ع) در آن هشدار و انذار مهمی دادند و آن این است:

 

بدترین مردم نزد خدا، رهبر ستمگری است که خود گمراه و مایۀ گمراهی دیگران است که سُنّت پذیرفته را بمیراند و بدعتِ ترک شده را زنده گرداند.

۳۰ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اگر خدا گذشت نمی داشت

حق و سهم بدن

 

پست مشترک کویریات و لیف روح

 

به قلم دامنه. به نام خدا. ما به مدَد اجزای بدن _از موی سر تا ناخن_ نفَس می کشیم و حیات داریم. آیا حق و سهم این نعمت های خدادادی را بدرستی می پردازیم؟ چندنمونه می آورم و به نظر شخصی خودم، بخشی از حق و سهم هر یک را می گویم، باشد تا مفید افتد؛ هم بر خودم، هم بر خوانندۀ شریف دامنه. این؛ اول نهیب بر خودم است و سپس اگر سزاوار بود بر خوانندگان شریف مان:

 

 

 

معده؛ که گوارش ما را برعهده دارد. حقّش کم خوری و بِه خوری ست.

 

 

چشم؛ که دیدن و خواندن را بر ما مهیّا می کند. حقّش حیاء است و احیاء.

 

 

گوش؛ که قدرت بی نظیر شنیدن را در ما می آفریند. حقّش پاکی در دریافت هاست و نقل ها.

 

 

مغز؛ که نعمت مرموز تفکر را نصیب مان می سازد. حقش مطالعه است و فکرآفریدن، تا سلول خاکستری مغز دچار کهولت و زوال نگردد.

 

 

اُنس با خدا

 

 

عقل؛ قدرت خیره کننده در وجود بشر است. حقش استیفای هویت انسانی ست و نگرش توحیدی.

 

 

روح؛ که امانت خدا نزد انسان است. حقش تغذیۀ معنوی ست و کمال طلبی.

 

 

دست و پا؛ که بزرگترین عامل حرکت افقی انسان است. سهمش کردار پاک است و دست درازی نکردن به حقوق مردم و پانگذاشتن بر روی حق و پایمال نکردن چارچوب های شرع و عرف.

 

 

جسم سالم؛ که کمک می کند رفتار را در خود قوام بخشیم. حقش کسب حلال است و دانش احکام خدا. (مثلاً قدیما، کاسب ها، در درس مکاسب علمای شهر شرکت می کردند، یک چیزهایی از معاملات حلال را کسب می کردند تا ربا نخورند و سوداگر نشوند و حرام خوری نکنند)

 

 

زبان و لب و دندان؛ که بشر درمانده است از برکات فراوان آن. زبان بدون لب و دندان لال می ماند و در کام می چسبد. حق شان سکوت در جای خود، فریاد در مکان خود و صوت و صدا شدن در زمان خود است.

 

 

و قلب و خون و خیال و ... قِس علی هذا و مانند اینها.

 

 

گاه به گاه، ما، به این حق و حقوق نمی پردازیم، ولی خدای مهربان چون بخشنده است، از تقصیر ما درمی گذرد. وای اگر خدا، گذشت نمی داشت. خدا، دوست دارد که دوستدارانش از گناه برگردند و متنبّه شوند و توبه کنند. توبه؛ راه که نه، بلکه اتوبان عریض حرکت به سمت خداست.

 

 

امام حسین _علیه السّلام_ در دعای عرفه، خیلی خیلی زیبا، این اجزای انسان را توصیف کرده اند، که وقتی بر روی آن، خیره می شویم و می اندیشیم، درمی یابیم حضرت سیدالشّهداء چه عرفان عمیقی داشتند. چه خداشناس بزرگی بودند. و همین بود که منتخَب و منتجَب خدا در عاشورا شد؛ تا عشق بیافریند. تا توحید بیاموزد. تا ندای عزّت و آزادی و حق طلبی سر دهد. هان! همین.

۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۸ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پندهای حاج محمداسماعیل دولابی

لیف روح 222

 

دو پند ازحاج محمداسماعیل دولابی

 

1- عقرب و مار سمّی بهترند از کسی که به اسم امر به معروف و نهی از منکر، به افراد نیش می زند و آنها را می آزارد و از خدا و اولیا و دین بیزار می کند.

 

 

2- یکی از اسم های خدا مؤمن است. یعنی به قدرت و به صنعت خودش ایمان دارد و می داند آن چه را می سازد و خلق می کند، درست از کار در می آورد. خدا به کار خودش ایمان دارد نه به کار ما. خدا می داند ما کج و اشتباه می رویم، ولی به کار خودش ایمان دارد. (منبع)

۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شفاعت کنندگان

لیف روح

 

قسمت 221

 

 

به قلم دامنه. به نام خدا. همه ی ما علاوه بر کار و کردار، در پی شفاعت نیز هستیم. شفاعت _میانجی گری، عفو خواهی_ را گشتم که دقیقاً چیست. بهتر از المیزان (جلد یک. ص 260 تا 262) نیافته ام. برای خود و خوانندگان می آورم. امید است خوبان، شفیع مان شوند:

 

علاوه بر شفاعت تکوینی، _شفاعت تمامی اسباب عالَم در حق انسان_ شفاعت تشریعی است که شامل این موارد است:

 

 

1- شفاعت توبه (یعنی خودِ توبۀ از گناه کردن، شفاعت می کند)

2- ایمان به رسول خدا (ص)

3- عمل صالح

4- قرآن کریم

5- چیزهایی که مرتبط با عمل صالح است؛ مانند:

  • مسجدها
  • اَمکنۀ شریفه
  • اَمکنۀ متبرّکه
  • ایّام شریفه
  • انبیای الهی

6- ملائکه

7- خودِ مؤمنین نسبت به همدیگر

8- حضرت فاطمه (س)

 

 

سال ها قبل در جای دیگر از المیزان (احتمالاً تفسیر سورۀ مریم) خوانده بودم که حضرت مریم (س) نیز از شفاعت کنندگان است که به 8 مورد بالا اضافه می گردد. التماس دعا.

۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کوزه‌گر، کوزه‌خر، کوزه فروش

حکیم عمر خیّام

 

لیف روحِ 220

 

در کارگه کوزه‌گران رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش

کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش

 

رباعیات عمر خیام

عکس از کتابخانۀ شخصی دامنه

 

(رباعی 117 خیّام)

۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۵۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

توبه و تجلّی

دامنۀ روح

 

قسمت 219

 

پست اهداییۀ دامنه

درآستانۀ آمدنِ ماه مغفرت و توبه

ماه خاطره انگیز رمضانِ خُجسته

 

 

به قلم دامنه. به نام خدا. از نظر مرحوم آیت الله سیدعلی قاضی (برگفته از کتاب شرح دعای سمات) تجلّی، آشکار شدن حقیقت است به مقدار قابلیتِ هر فرد. از نظر ایشان انکشاف تامّ و تمام برای هیچ کس، قابل تصور و تحقُّق نیست.

 

عکس از دامنه

 

پس، این مای گناه کار و غافل اما امیدوار هستیم، که باید قابلیت خود را برای تجلّی _کشف حقیقت_ به وُسع خویش، توسعه ببخشیم و زندگی مان را ذرّه ذرّه متعالی تر، معنوی تر، توبه پذیرانه تر، خوشآیندتر و در یک کلام بهتر از دیروز نماییم.

۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

قاعدۀ زرّین و قاعدۀ نقره ای

دامنۀ اندیشمندان

 

بحثی دربارۀ قاعدۀ طلایی و قاعدۀ نقره ای

 

مصطفی ملکیان می گوید: شما بهتر از من می‌دانید که ما چیزی داریم به نام «اخلاق جهانی» یا «اخلاق مشترک» که مخرج‌مشترک و فصل مشترک همه مکتب‌های اخلاقی و نظام‌های اخلاقی و نظریه‌های اخلاقی است. یکی از احکام و قواعد آن اخلاق جهانی قاعدۀ زرین است؛ بنابراین قاعده زرین اصلا مخالفی ندارد.

 

همه مکتب‌های اخلاقی، همه نظام‌های اخلاقی، همه نظریه‌های اخلاقی به قاعده زرین قائل‌اند؛ منتهی بعضی به هر دو وجه آن قائل‌اند، هم وجه ایجابی‌اش و هم وجه سلبی‌اش، و بعضی فقط به وجه سلبی آن قائل‌اند:

 

 

مصطفی ملکیان. استاد اخلاق و فلسفه (منبع عکس:ایکنا)

 

بعضی می‌گویند: «با دیگران چنان رفتار کن که خوش داری آن‌چنان با تو رفتار کنند [ایجابی] و با دیگران چنان رفتار مکن که خوش نداری آن‌چنان با تو رفتار کنند. [سلبی]»؛ بعضی فقط قسمت دومش را قبول دارند که «با دیگران چنان رفتار مکن که خوش نداری آن‌چنان با تو رفتار کنند».

 

بنابراین اینکه در همه کتاب‌هایی که به‌توصیه من یا به‌دست خود من ترجمه شده معمولاً از قاعده زرین یاد شده به این معنی نیست که همه‌ آن کتاب‌ها به یک مکتب اخلاقی تعلق دارند، به یک نظام اخلاقی، به یک نظریه اخلاقی. نه؛ قاعده زرین مشترک همه مکتب‌ها و نظام‌ها و نظریه‌هاست.

 

 

مصطفی ملکیان همچنین در حسینیه ارشاد در سخنرانی تحت عنوان "اخلاق جهانی عامل پیوند دهنده مکاتب و اندیشه‌های مختلف است" (نخستین شب از مراسم شب های قدر۱۳۹۰) می گوید:

 

اخلاق جهانی یعنی اشتراکات تمام مکاتب... یکی از اصول اخلاق جهانی به قاعده زرین مشهور است. یعنی با دیگری چنان رفتار مکن که خوش نداری که دیگری با تو رفتار کند.

 

شهود هر انسانی با هر مکتب اخلاقی حکم می کند که با دیگری نباید رفتاری کرد که دیگری خوش ندارد با او این رفتار شود. (منبع: نیلوفر)

۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خدا همیشه در زمانِ حال

دامنۀ روح
 

قسمت 218

 

خدا

 

در پیام مقدس محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ خداوند است که سخن می گوید و خدا همیشه در زمانِ حال زندگی می کند و برای او ماضی و مستقبل [=گذشته و آینده] و اکنون یکی است.

 

(قرآن شناسی.محمدمهدی فولاوند.1380.ص519)

۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سخنی ناب از آیت الله بهجت

لیف روح
 

قسمت 217

 

حجت‌الاسلام علی بهجت از قول پدرش مرحوم آیت‌الله محمد تقی بهجت گفت: «ما آمده‌ایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم» (منبع)

 

 

(مسجد تاریخی جمکران قم)

 

 

نکتۀدامنه

 

به نام خدا. با تبریک میلاد حضرت موعود؛  به نظرم یکی از آداب و علل فلسفۀ انتظار و حکمت موعود در دین مبین اسلام، آن است که انسان ها به قول مرحوم بهجت قیمت پیدا کنند. منتظربودن، برای ظهور یک معصوم _که مُنجی ست و برگزیدۀ خداوند متعال_ ما را به سمت عمل به همین سخن زیبای آیت‌الله بهجت از علمای عارف واله شیعه، منتهی می نماید. والسّلام.

 

۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۵۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سخاوت جُود ایثار

قسمت 216

به قلم دامنه.
به نام خدا.  جهاد سه قسم است: 1- جهاد به نفس، یعنی از خدمت و ریاضت نیاسائی. 2- جهاد به دل، یعنی خاطره های پَست به خود راه ندهی. 3- جهاد به مال، یعنی بذل و سخاء و جُود و ایثار داشته باشی.


سخاوت یعنی قدری بذل کنی، قدری هم برای خود نگه داری. جُود یعنی بیشتر بذل کنی و کمتر برای خود گذاری.  ایثار آن است که هرچه داری بدهی، با فقر و فاقه ات بسازی.


و آخر کلام این که، به نوشتۀ حکیم رشیدالدین میبُدی باید جامۀ غفلت و بطالت را بکَنی و جامۀ عفّت و اطاعت پوشی.



برداشت آزاد دامنه از تفسیر کشف الاسرار ذیلِ آیۀ 78 حج
۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بادِ لکو و بادِ زلو

دامنۀ لیف روح

به قلم دامنه. به نام خدا

دو نکته در این لیف روح می نویسم:

1

در نشست بررسی کتاب «اهل غرق» آمده است: یکی از ویژگی های قرآن آن است که نه تنها ما آن را قرائت می کنیم، بلکه او هم ما را قرائت می کند.


2

در ایلام یا لرستان می گویند: بادها دو دسته اند: بادِ لکو که بادِ مسلمان است. یکی دیگر بادِ زلو که بادِ کافر است. این باور، جوهری اساطیری در ایران دارد.

(یاداداشت های دامنه از مردم شناسی ایرانی، علیرضا حسن زاده. ص 241)
ووو
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

از فرهنگ فرعون نجاتم بده

آسیه سرمشق عالمیان

توضیح دامنه: حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان در تازه‌ترین سخنرانی اش: «آسیه سرمشق عالمیان» نکات بسیار باارزشی از آسیه گفت که دامنه به دلیل اهمیت و برکات آن، به بازنشرش می پردازد. متن، خلاصه شده است:



چهار زنی که وجود مبارک رسول خدا (ص) فرمودند بهشت مشتاق آنهاست، به ترتیبی که خود حضرت بیان کردند اولین نفر ایشان «آسیه» همسر فرعون است. ما می‌توانیم از کمیت‌ها  آگاه بشویم حجم، وزن، طول، عرض؛ اما فهم کیفیت‌ها تقریباً به نظر محال می‌رسد. چرا بهشت مشتاق آسیه است؟ علتش این است که این خانم ایمان و باورش درباره خدا و قیامت و نبوت موسی بن عمران (ع) یک باور کاملی بود، یعنی در مرحله عین الیقینی بود...







ارزشی که خدا به این زن داده شگفت‌آور و حیرت‌انگیز است... ایشان در مقابل حق فروتنی کرد یعنی حق را رد نکرد، با حق چون و چرا نکرد، با حق وارد مجادله نشد، وقتی که سخنان موسی بن عمران(ع) را شنید درک کرد که این مرد فرستاده پروردگار است و تسلیم شد. یک دانه معجزه هم نخواست، یعنی نیامد از وسط دربار پیام بدهد به کلیم الله من هم دلم می‌خواهد مؤمن بشوم اگر می‌خواهی یک معجزه به من نشان بده...



ما این را بدانید موضع‌گیری آسیه نسبت به شوهرش _فرعون_ که «انا ربکم الاعلی» می‌گفت برایش یقینی بود که مسلماً جانش، مقامش، همه به خطر می‌افتد. البته تواضع نسبت به توحید و نبوت و قیامت اقتضا می‌کرد که در برابر ضد خدا و قیامت و نبوت موضع‌گیری کند.  برای آسیه روشن بود که این موضع‌گیری ممکن است به قیمت جانش تمام بشود...



هر قدمی که تا زنده بود در کنار نبوت موسی(ع) برداشت فقط معامله با پروردگار بود یعنی یک طرف داشت، طرفش هم خدا بود. برای خوشامد موسی قدم برنداشت، فقط خدا، فقط الله.اتمام حجت خدا با مثال زدن آسیه یکی از آیاتی که در قرآن شگفت‌زده‌ام کرده همین آیه است، شما می‌دانید از زمان آسیه تا قیامت پروردگار سرمشق زیاد در دستگاهش بوده که به مردم معرفی کند؛ مثل انبیاء، مثل ائمه طاهرین، مثل اولیائش که در سوره یونس از آنها یاد کرده، ولی خیلی عجیب است که در اواخر سوره تحریم می‌فرماید: آسیه تا روز به هم پاشیده شدن نظام جهان و طلوع صبح قیامت برای هر چه مرد و زن مؤمن است سرمشق است...


این کیفیت‌ها را نمی‌شود خیلی درک کرد. پروردگار باید اعلام بکند به هر چه مرد مؤمن است تا روز قیامت و به هر چه زن مؤمن است تا روز قیامت، این زن سرمشق ایمان و اخلاق و عمل است. اگر در ایمانش نقص داشت، اگر در اخلاقش نقص داشت، اگر در اعمالش عیب داشت، محال بود خدا او را به عنوان سرمشق معرفی کند. سرمشق معرفی شده باید کامل باشد، باید جامع باشد.  «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْن»(تحریم، 11)...



نوعاً زنان درباریان تاریخ این حالت را داشتند: متکبر، همراه با ظلم، همراه با رذائل، همراه با مفاسد، در حالی که پروردگار عالم بر آنها حجت دارد. حالا مستقیماً اگر حجت را درک نکنند، غیرمستقیم پروردگار حجت را به درک آنها می‌دهد. خانمی ملکه مملکت آزاد، همسری مثل فرعون، زندگی در کاخ بیاید برای پروردگار از همه این شئون مادی گذشت کند و جانش را هم در طبق اخلاص قرار بدهد و اسوه بشود...



شیخ حسین انصاریان. روزقدس. کنارکارگران شهرداری


نهایتاً شیعه سه شب احیا در همه جای کره زمین خدا را قسم می‌دهد به حق آسیه که به من برائت آزادی از آتش جهنم بده، این چه مقامی است؟ این را می‌شود درک کرد؟  این یک بخش آیه «إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّة»(تحریم، 11)، شخصی که در آیه خیلی اوج دارد این کلمه عندک است، خیلی حرف است. آدم تا با حقایق قرآن آشنا نباشد نمی‌تواند درک بکند که داستان از چه قرار است...

بقیه ادامه


درخواست شگفت انگیز آسیه از خدا: آسیه محکوم شد که او را به پشت بخوابانند، در دربار جلوی همه درباری‌ها و جلوی خود فرعون، زنده زنده کف دو تا دستش و روی دو تا مچ پایش با چکش‌های قوی میخ بکوبند و بدوزند...


میخ‌ها را کوبیدند. زن است بدنش لطیف‌تر از مرد است، تحمل کرد تقاضای تجدیدنظر نکرد. دوخته شد بعد دستور دادند یک سنگ صد و پنجاه کیلویی مأمورها بلند کنند از بالا جوری بیندازند روی بدنش که با زمین مساوی بشود، در این وضع رو کرد به پروردگار ـ یا الله، به به عجب زن با معرفتی بود ـ نگفت یا ارحم الراحمین، نگفت یا غیاث المستغیثین، گفت: رب ای مالک من، ای همه کاره من، ای مدبر امور من، «رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّة» در بهشت خانه‌ای نزد خودت بنا کن. یعنی بهشت بی‌تو را نمی‌خواهم، این چه معرفتی است؟ این چه مغزی است؟ این چه فکری است؟  این «مقام عندیت» البته اگر واردش کنیم به مباحث عرفانی شیعه و عرفانی اهل‌بیت دیوانه‌کننده است.



پیغمبر(ص) می‌فرماید: «ابیت عند ربی» من از کارهایم که خلاص می‌شوم، نماز مغرب و عشا را که می‌خوانم، می‌آیم خانه ابیت عند ربی، پیش پروردگارم بیتوته دارم «یطعمنی و یسقینی» و در این بیتوته به من غذا می‌دهد و به من آشامیدنی می‌دهد. غذا را که می‌آمد پیش خانواده‌اش می‌خورد این یطعمنی چیست؟ این یسقینی چیست این چه روحی بوده که نه از غذای هر شب خدا سیر می‌شده نه از آشامیدنی خدا، چه بوده؟ این طعام و این آشامیدنی برای معده نبوده، قوت جبرئیل از مطبخ نبود...



«وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِه»، خدایا تو آزادکننده من هستی مرا از این فرعون و فرهنگش نجات بده «و نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین» (تحریم، 11)، مرا از این درباریانی که یکیشان یک ناله برای مظلوم نزَد نجات بده...



آسیه شهید شد. پروردگار مهربان او را سرمشق تمام مردان و زنان مؤمن تاریخ قرار داد، او را مورد سوگند قرار داد که مردم سه شب احیا خدا را به او قسم بدهند، اینها حالا ارزش‌های دنیاییش است، ما از برزخش خبر نداریم، از آخرتش خبر نداریم.  یک ساعت چهار تا میخ زدند به بدنت، یک سنگ انداختند روی بدنت، خدا به خاطر یک ساعت عمل خالص و ایمانت چه کار برایت کرد؟ از آسیه بپرسیم خدا با زینب _سلام الله علیها_ چه خواهد کرد؟ برای تو که یک ساعت بود برای زینب مصائبش از شش سالگی که بین در و دیوار مادرش را دید شروع شد، با او خدا چه معامله‌ای خواهد کرد؟
(منبع)

۰۴ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۱۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیبی که کرم می گذارد!

دامنۀ روح


به نام خدا. در این لیف روح، دو نکتۀ مهم از ملاصدرا تقدیم می کنم.
امید است خیلی بادقت بدان نگریسته شود
. یکی نقص و کمال و مثال زیبای سیب. دیگری حج و برائت از جُرم و کُفر. اگر خوب بنگریم، اغلب، دربارۀ سیب های کرمو بد می گفتیم؛ اما حکیم ملاصدرا، از زاویه ای مُتألّهانه بدان نگاه انداخته است. بی جهت نیست صدرالمُتألّهین اش خوانده اند. تمام.



یادداشت های دامنه از کتاب «مردی در تبعید ابدی»
۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شبیه فیل ها نه کرگدن ها

دامنۀ اندیشمندان

 

توضیح: چهارمین نشست جمعی از معلمان با استاد مصطفی ملکیان در پیگیری مسائل تعلیم و تربیت در 22 دی ماه 1396 صورت گرفت. خلاصۀ این نشست را به نقل از «نیلوفر» ارائه می کنم:

 

 

انواع تعلیم و تربیت:

 

نوع اول تعلیم و تربیت جسمی ست

نوع دوم تعلیم و تربیت ذهنی است

نوع سوم تعلیم و تربیت اخلاقی است

نوع چهارم تعلیم و تربیت هنری است

نوع پنجم تعلیم و تربیت عاطفی است

نوع ششم تعلیم و تربیت اجتماعی است

 

دلیل تعلیم و تربیت اجتماعی این واقعیت است که زندگی ما خیلی شبیه میمون ها و فیل هاست نه کرگدن ها. کرگدن حیوانی است که در اجتماع زندگی نمی کند و تنها زندگی می کند. اما میمون ها زندگی اجتماعی دارند. ما انسان ها نمی توانیم زندگی فردی را ادامه دهیم. زندگی فردی جز در موارد شاذّ و نادر در تاریخ بشر رخ نداده و اگر رخ داده کمّاً و کیفاً زود از بین رفته است. ما زندگی اجتماعی داریم.

 

 

کرگدن اینطور نیست کرگدن اولا تمام زندگی اش با همنوع خودش به دو وقت منحصر میشود یکی تا وقتی شیرخوار است با مادرش زندگی می کند بعد راهش را جدا کرده و تنها زندگی می کند و یک وقت هم موسم جفت گیری است که ممکن است کرگدن دیگری را پیدا کند و جفت گیری کند و بعد هم جدا می شود. ما از این جهت مثل میمونها هستیم. اگرچه بودا از ما می خواست که مثل کرگدن زندگی کنیم و تنها باشیم اما ما اینطور نیستیم. سامان دادن زندگی اجتماعی هم یک تعلیم و تربیت می خواهد. (منبع)

۱۶ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |