قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۱۴۲ مطلب با موضوع «عترت» ثبت شده است

همچو سلمان در مسلمانی بکوش

سلمان فارسی

 

پست 6757. به قلم دامنه: به نام خدا. سلمان اولین مسلمان ایرانی ست که رسول خدا _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ فرمودند: «سلمان از ما اهل بیت است». سلمان (=روزبه فرزند فَروخ) اصالتاً اصفهانی بوده، اهل جَیّ (=لقب قدیم اصفهان و اکنون نام دهستانی از توابع اصفهان) که بعد به کازرون هجرت کرد. و برای نجات خود از روزگار به شام و سپس حجاز گریخت و نزد رسول خدا (ص) شرف یاب شد و اسلام را با رغبت و انتخاب پذیرفت.

 

کتاب «سلمان فارسی استاندار مدائن» عکس از دامنه

 

سلمان فارسی (=ابوعبدالله) آنقدر محبوب شد که مشاور حضرت زهرا _سلام الله علیها_ و رازدار آن بانوی عزیز شد. و پیرو و شیعۀ خالص امام علی (ع) بود. در قضیۀ بیعت پس از رحلت پیامبر (ص) حامی و مطیع امام علی (ع) بود. و سه روز پس از دفن پیکر پاک و مطهر رسول خدا (ص)، خطابه ای در فضای غمبار مدینه در دفاع از علی (ع) کرد و گفت:

 

«شما حقیقت را می دانید اما بدان عمل نکردید!»؛ «اگر علی را از دست دادید، علم و دانش انسانی را از دست داده اید و انسانیت را به انکار و فراموشی سپرده اید» و نیز گفت: «اما شما ای مردم! سنت بنی اسرائیل را پیش گرفته اید و از مَجرای حق به خطا رفتید» و اعلان کرد: «مولای ما علی، پیشوای روسفیدان و امام صادقان و صالحان می باشد.»

 

بارگاه حضرت سلمان فارسی

 

راه و رسم سلمان، برنامۀ قرآن بود. او حتی مفسّر قرآن بود. هم خودسازی داشت و هم دیگرسازی و جامعه سازی. وقتی استاندار مدائن هم شد و چند سال در آن مقام ماند تا درگذشت، از سهمیۀ 5هزار درهمی خود، مصرف نمی کرد و آن را به تهیدستان و محرومان انفاق می نمود و خود، از طریق «زنبیل بافی» زندگی شخصی اش را تأمین می کرد.

 

 

همچو سلمان در مسلمانی بکوش

ای مسلمان! تا که سَلمانت کنند

(شعر از سید عباس جوهری. خزائن الاشعار ص 28)

 

سلمان بیش از 250 سال عمر کرد. او را اَفقه، اعلَم، و لقمان حکیم خوانده اند و حتی به بخشی از «علوم غیبی» دست یافته بود. در احادیث زیادی، سلمان، آگاه به «علم اول و آخر» و «دانای به حوادث و وقایع» معرفی شده است. حتی پیامبر (ص) فرمود:

 

«از سلمان اطاعت کنید»

 

بقیه در ادامه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

تل زینبیه در توسعه حرم امام حسین

نمای تل زینبیه در آینده

 

پست 6755. به قلم دامنه: به نام خدا. این روزها یادآور اسارت است. اسارتِ خاندان اهل بیت (ع) در عصر عاشورا که پیام شهادت را به کوفه، شام و سپس به مدینه رساندند و بنیان حکومت فاسد اموی را برافکندند. یاد رنج های امام سجّاد (ع) سید السّاجدین و رهبر عارفین و دردهای حضرت زینب کبری _سلام الله علیها_ پیام آور عاشورا و سختی های تمامی اعضای عزیز بیت خاندان عصمت و طهارت _علیهم السلام_ دل ها را پرخون می کند و نام بلند و پاک شان را گرامی و جاویدان.

 

 

عکس زیر نمایی از طرح توسعۀ حرم امام حسین (ع) است. گنبد فیروزه ای رنگ سمت چپ تصویر «تلّ زینبیه» است. سمت راست عکس، ابتدای بین الحرمین به سمت حرم شریف حضرت ابوالفضل العباس (س) است. این تصویر ماکت، نمایی از آینده ی حرم کربلای معلّی است که هنوز تکمیل نشده است.

 

 

مقام تل زینبیه در چارچوب توسعه حرم امام حسین(ع) (منبع عکس: اَبنا)

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

زمزمی که از کربلا می جوشد

عاشورا عطیۀ  خدا

 

پست 6722. به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: سلام بر زمزمی که از کربلا می جوشد. سلام بر موسم عاشورا، سلام بر غزلهای عاشقانه حسینی. سلام بر سجاده های مرطوب گریه.سلام بر ترک های قلب حزن و اندوه. 

 

ای حسین! آن کدام خیال نازک بینی است که حرکت عاشقانه و سترگ تو را از سر درک و درد به کمال فهم کند؟ حسین جان! راه تو، راه دل است و هر گاه عاشقی به دل توجه کند، تو را می یابد و مرقد تو در دل دوستداران عاشق توست. 

 

حسین! ای خون خدا! سلام بر تو که در قامت شمشیر و هیبت نور به خیمه های آه و گداز پیوستی و مهیای کارزار شدی. کدام چشم است که مرثیه ات را بشنود و خونابه غم مظلومیت و غربت انسان را از دیدگان فرو نریزد؟

 

حرم حضرت ابوالفضل (س) و حرم امام حسین (ع) در کربلای معلّی

 

ای حسین! ما بزم نشینان کوفی نیستیم. جانمان فدایت! پیشه ما عهدشکنی نیست و رسممان بی وفایی. ما از این روزگار ظلمانی خسته ایم. سید و سالار شهیدان! عشقت را چون باران بر سرزمین کویری روحمان بباران.

 


ای حسین! در شگفتیم که پس از مصیبت خون بار عاشورا و شهادت تو، چرا کوه ها هنوز ایستاده اند و ابرها هنوز برفرازند؟ چرا خورشید هنوز می درخشد و افلاک در فضای لایتناهی رها نمی شوند؟! چرا چشمه ها هنوز می جوشند؟ چرا خون در میان رگهای آدمیان جاری است؟ چرا دیده ها هنوز روشن است و چرا سرنوشت ها هنوز رقم می خورند؟...

 


و این چیزی نیست جز عنایت تو، ای مظلوم همیشه تاریخ! خوب می دانیم تو، عاشورا و قیام پرشورت، عطیه ای الهی هستید که هر سال از آسمان خدا چون رحمتی بی بدیل بر سفره وجود تشنه و گرسنه زمینیان فرود می آیید، تا شاید راه هدایت در جهان هستی جریان یابد. به امید زیارت و شفاعتت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ماه محرّم، ماه پیام

عاشورا. منبر. نوحه. دسته

به قلم دامنه

قسمت یکم تا بیستم


سلسله متن های محرم که هر روز برای گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه می نویسم

ماه محرّم، ماه پیام (۲۰) آخرین قسمت
۳۴ زخم شمشیر، ۳۳ زخم نیزه
به نام خدا. سلام. آخرین قسمت این سلسله متن را با همه ی اعتقاد و عشقم این گونه می نویسم:


از غار حَرا با پیام "بخوان" برخاست. سه سال، دعوتِ مخفیانه نمود. فرمان آمد فراخوانی ات به توحید را، علنی و عمومی کن. کرد. بی پناهان و ستمدیدگان، به آیین اسلام، آذین بستند، ایمان ورزی کردند و از یوغ رَستند. اَشراف و ستمگران اما، به روی پیامبر رحمت (ص)، سدّ و دسیسه بستند. سه سال در شِعب ابوطالب، تبعید و تحریم شدند؛ اما تسلیم سرانِ تیره بختِ مشرکان مکه نشدند. حتی مؤمنان، مجبور به مهاجرت به حبشه شدند.

 


دسیسه چینان به سرکردگی ابوجهل، نقشه ی قتل پیامبر (ص) را ریختند. علی (ع) که معیار حق است، آن شبِ شُوم دژخیمان، تاج و دیهیم آنان را برانداخت؛ در بستر رسول الله (ص) آرمید تا آن مرد اَعلایِ بشریت، جان به دَر برَد. و بُرد. به دستِ غیب حضرت احدیّت، و به مدَد تار عنکبوت در غار ثور، از دِشنه ی جَور، رهید.

 


رسول اسلام (ص) دشمن را به مَخمصه انداخت و از کناره های دریای احمَر به سمت شمال یعنی سوی یثرب شتافت. برای دفع تبعیض در خانه ی هیچ اشراف زاده ای! سُکنیْ نگرفت. شُتر، جای بیت آن بزرگ مرد (ص) را شناساند. مسجدالنبی، بنا شد و یثرب، مدینه شد و میان اوس و خزرِج _که تشنه ی دِشنه ی هم بودند_ اُخوّت برقرار ساخت. حقوق، مدنیت، کار، عدالت، رحمت، امنیت، مقاومت، شفقت، سعادت و رستگاری آفرید.


زورگویان مکه، که رَشک می بردند و کینه انبار می نمودند، با همدستی منافقان مدینه که نیرنگ باز زر سِتان بودند، دسیسه ها و جنگ ها علیه ی نبی مصطفی (ص) ساز کردند. که غزوه ی"بدر" پیش درآمدِ خصومت دنباله دارشان بود. اما محمد (ص) و پیوستگان به اسلام، ترسو نبودند تا ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان، بازهم، مردم را به شکنجه، بیگاری و بردگی بکشانند. با ایمان راسخ ایستادند؛ و آنان را که آغازگر جنگ و نزاع و از میان بردنِ دولت و مکتب اسلام بودند، تار و مار کردند.

 


اسلام، گرچه بزرگان و سلحشورانی چون حمزه سیدالشهداء (س)  را در جنگ اُحد از دست داد، اما به یُمن همین خون های پاک، فراگیر شد و مکّه _این زادگاه مقدس محمد مصطفی (ص) و علی مرتضی (ع) و مهاجران_ با یاریِ جانانه ی انصار، فتح شد.

 


پیامبر (ص) همگان را عفو کرد. جز سه نفر، همه را بخشید حتی خانه ابوسفیان را اَمن اعلام کرد. و صریحا" شعار "الیوم یوم الملحمه" یعنی: امروز روز در هم کوبیدن است، را، عوض کرد و فرمود بگویید: "الیوم یوم المرحمه" یعنی امروز روز رحمت و گذشت است.

و


اما ۵۱ سال بعد از رحلت حضرت ختمی مرتبت (ص)، در عاشورا، تیره و تبار دغَل باز خاندان ابوسفیان _که به ظاهر اسلام آورده بود و دشمن کینه توز باقی مانده بود_ تمام هَمّ و غَمّ شان را در چنگ انداختن قدرت و خِفّت ملّت، جست و جو می کردند و نیز بازگشت دادنِ اُمت به عصر جاهلیت و عربیّت، دست به اقدامی شوم و قساوت بار و خون ریزانه زدند که تاریخ بشریت تا به اکنون، چنین خویِ درّندگی به خود ندیده است.

 


آنان به بدترین شیوه ی جنگی و با بی رحمانه ترین نبرد نابرابر و ناجوانمردانه ترین حیله، با شعار "دین" و "شریعت" و با نیرنگ فریب و افزارآلات جنگی و ایجاد رعب و وحشت و تهدید جان و ناموس مردم و تجمیع زر و زور و تزویر، با امام حسین (ع) و یاران ایثارگرش جنگیدند. تاختند. غارت کردند. همه چیز را به یغما و اهل بیت رسول الله (ص) را به اسارت بردند و به خیال خام شان آفتاب اسلام را خاموش ساختند.

 

 

اما، دیری نپایید، که با خفت و خواری و ننگ، رسوا شدند و اَنوار عاشورا، و نام جاودان حضرت "ثارالله" سلام الله، بر تمامی تاریکی ها غلبه نمود و همچنان خون شهیدان کربلا و نام درخشان شان از جمله رشادت های حضرت ابوالفضل العباس (س)، و پیام آوری های حضرت زینب کبری _سلام الله علیها_ جان و جهان شیعیان و آزادگان جهان را پرتوافکنی می کند. پاینده است راه سالار شهیدان، که ۳۴ زخم شمشیر خورد و ۳۳ زخم نیزه، اما دست از مقاومت در برابر رژیم سلطنت خبیثه ی امویان برنداشت. و در اوج عزت و عشق، شهیدو اُسوه ی حسَنه شد.
پایان
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

بقیه در ادامه


۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اگر دین ندارید، آزادمرد باشید

آزادی و  رستگاری

 

پست 6721. به قلم دکتر فتح الله دهقان: اگر دین ندارید، آزاده مرد باشید. امام حسین(ع). انسان از روح و جسم تشکیل شده که ظرف و مظروف یکدیگرند و مکمل همدیگر و این حقیقتی است که روح سالم در جسم سالم است. به تبع آن انسان‌ها‌ دو نوع نیاز دارند؛ نیازهای جسمی و روحی، همانی که (مازلو) آنها را نیازهای اولیه و ثانویه می‌نامند. آزادی یکی از نیاز‌ها‌ی ثانویه انسان است که به نوعی بستر تامین نیاز‌ها‌ی اولیه نیز می‌باشد، در ادیان، مکاتب، آداب و رسوم و فرهنگ‌ها جایگاه خاصی دارد و از آرمان‌ها‌ی والای انسانی به شمار می‌رود.

 

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

آنکه خدا خیرش را بخواهد، عشق حسین (ع) را به قلب او می‌اندازد.

 

آزادی موهبت والای الهی است که آزادگان تاریخ همواره برای رسیدن به آن لَه لَه می‌زنند. آزادی مانیفست انقلاب‌ها‌ی بزرگ جهان همچون انقلاب فرانسه بوده که پایدارترین دموکراسی را برای بشریت به ارمغان آورد. بخش بزرگی از قانون اساسی کشور‌ها‌ به آزادی اختصاص داده شده است. آزادی موهبتی است که در وجود آن تضارب آرا و عقاید صورت گرفته، استعداد‌ها‌ شکوفا شده، زمینه گردش آزاد نخبگان را فراهم نموده و... در نتیجه، بخشی از جوامع و کشور‌ها‌ی جهان به توسعه رسیده و زندگی آرام و پر نشاطی دارند. مردم و جوامع محروم از این نعمت خدادادی در فساد، ظلم، بی عدالتی، حکومت‌ها‌ی استبدادی و خودکامه... غوطه ورند و به آنها جهان عقب مانده می‌گویند.

 

 

در کشورمان ایران نیز در طول تاریخ تلاشها و مبارزات زیادی در راه آزادی صورت گرفته، انقلاب مشروطه نماد و سمبلی از این مبارزات است. به گواه تاریخ چه بسیار انسان‌ها‌ی پاک فطرت و... برای رسیدن به آرمان خود که آزادی بوده سعی و تلاش نموده و حتی جان خود را فدا نموده اند. یکی از آنها امام حسین (ع) بود که با افکار، گفتار، اعمال و فدا کردن هستی خود در راه آزادی الگو، اسوه و سرمشق آزادی خواهان جهان شد. تا جایی که مهاتما گاندی رهبر استقلال هندوستان می‌گوید: «اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد باید از امام حسین (ع) سرمشق بگیرد.»

 


امام حسین (ع) با فدا کردن جان خود به انسان‌ها‌ آموخت که از هوای نفس رها شوند و با ظلم، فساد، بی عدالتی مبارزه کنند. او به آنها یاد داد که از جهل زمانه آزاد شده و تحت سلطه جاهلان قرار نگیرند. حسین (ع) این انسان آزادی خواه معیارش دین بود و انسانیت، حرّیت مبنای حرکتش، نه خون و نژاد و طبقه و همین‌ها‌ بود که باعث علاقه ایرانیان به خاندان اهل بیت شد. تا جایی که خانم (ساندرا مک کی) نویسنده مشهور آمریکایی در کتابش (روح ایرانی) می‌گوید: «ایرانیان هر سال در محرم و عاشورا به پیروی از امام حسین (ع) گویی جسما و روحا خود را شهید می‌کنند.»

 

 

حسین (ع) قهرمان آزادگی با فدا کردن خود و اهل بیتش (حتی کودک شیرخوارش) به جهانیان آموخت که همه موظفند در راه آزادی تلاش نمایند و آزادی ارزش آن را دارد که برای آن فداکاری نماییم. شهادت او پیام دیگری هم داشت و آن وحشی گری، سبعیت و بی رحمی مخالفان آزادی انسان‌ها‌ به هر انگیزه‌ای در طول تاریخ است و اینکه مخالفان آزادی برای سرکوب آزادی خواهان از هیچ جنایتی ابا ندارند.

 

 

حسین با شهادتش قصد داشت آزادگی را به دنیا پرستان، فرصت طلبان، تزویرگران، عافیت طلبان و... بیاموزد. حسین با ایثار همه چیز خودش به دنبال این بود که آزادگی را به دین فروشان، کاسبان دین، کج فهمان دینی (شُریح قاضی که به خاطر امیال دنیوی حکم قتل امام حسین(ع) را داد) و آنانی که دین لقلقه زبانشان است در طول تاریخ بیاموزد. بر اساس اینهاست که استاد محمد رضا حکیمی می‌گوید:‌‌ «اسلام از کوه حرا آغاز شد و در روز عاشورا نهادینه و احیا شد.»

 

 

آری، در طول تاریخ آزادی هم به مانند اسوه‌ها‌ی آن به مسلخ رفته ولی برای بشر دست یافتنی است، چون ماه که همیشه پشت ابر نمی‌ماند. آزادی را بشر باید در راه رستگاری صرف کند، نه چون یزید در راه میل، هوس، قدرت، هشدار و.... امام حسین(ع) انسانی آزاده و آزادی خواه رستگاری بود که الگو و سرمشقی برای آزادی خواهان جهان در طول تاریخ است.

 چاپ آفتاب یزد؛ 25 شهریور 1397.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یادِ خاندان پیامبر در جان و دل آدمیان

حسین تاریکی ها را نمی پذیرد

 

پست 6719. به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً کتاب «حسینِ علی» را خوانده و یادداشت برداری کرده ام. مطابق همیشگی، چهارنکته از کتاب را به اشتراک می گذارم. نویسندۀ کتاب «م. مؤید» است از انتشارات چاپ و نشر بین الملل. در 612 صفحه. چاپ دوم 1386. نویسنده به سبک ادبیات ایرانی کتاب را نگاشت. شبیه متن های میرجلال‌الدین کَزّازی.

 

ص 84: نخستین ناتوانی یزید ناتوانی او از ستُردن یادِ خاندان _اهل بیت (ع)_ از جان و دل آدمیان است، یادمان نخواهی ستُرد.

 

عکس از دامنه

 

ص 46: امام صادق _ع_ فرمود: «میان آرامگاه حسین (ع) تا آسمان هفتم جایگاه آمد و شدِ فرشتگان است»

 

ص 74: آیا حسین (ع) این همه تاریکی ها را می پذیرد؟ ...

 

ص 10: به نقل از ص 62 مَقتل الحسین سید عبدالرّزاق مولوی مقدم از امام باقر (ع) نقل شد که فرمود: «یاران نِیام حسین، دردِ آهن را نمی شناختند.» یعنی شوق شهادت.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حضرت علی را این گونه می شناسم

راه ما راه علی

پست 6718

به قلم دامنه

به نام خدا

من امام علی _علیه السّلام_ را در روابط

این گونه می می شناسم:

 

رابطه علی با خدا. عارفانه ترین رابطه
رابطه علی با محمد. آگاهانه ترین رابطه
رابطه علی با فاطمه. عاشقانه ترین رابطه
رابطه علی با مردم. مهربانانه ترین رابطه
رابطه علی با یتیمان. دلسوزانه ترین رابطه
رابطه علی با عدالت. مُصمّمانه ترین رابطه

 


رابطه علی با ستمگران. خشمگیانه ترین رابطه
رابطه علی با نماز. بااخلاص ترین رابطه
رابطه علی با ستمدیده. همدردانه ترین رابطه
رابطه علی با قرآن. شیفته ترین رابطه
رابطه علی با حکومت. بی میل ترین رابطه

رابطۀ علی با خود. سختگیرترین رابطه
رابطه علی با
شهادت. شیداترین رابطه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامه ابن زیاد خطاب به حُر

وقتی دین لقلقۀ زبان شد

پست 6715. به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: بیشتر منابع در گزارشهای خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال 61 هجرى، به عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به کربلا یاد کرده اند. پس از توقفی کوتاه در منزلگاه «البِیضة»، امام(ع) و همراهانش سوار بر مرکب شدند و با شتاب حرکت کردند تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین «نینوا» رسیدند، در این زمان سواری مسلح از دور پدیدار شد که کمانی بر شانه داشت و از کوفه می آمد؛ همه آمدن آن مرد را به نظاره نشستند تا اینکه نزدیک شد. سوار بی آنکه به امام حسین(ع) و اصحابش سلام کند، به حر و همراهانش سلام کرد و بعد نامه ای را به دست حر داد. در این نامه ابن زیاد خطاب به حر نوشته بود که:

 

«چون نامه من به تو رسید و فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب! به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.»



حر خدمت امام حسین(ع) آمد و نامه ابن زیاد را برای آن حضرت(ع) قرائت کرد، امام(ع) به او فرمود: "بگذار در «نینوا» و یا «غاضریه» و یا در شُفَیّه فرود آییم." حر گفت: "ممکن نیست، زیرا عبیدالله، این آورنده نامه را بر من جاسوس گمارده است!"



زهیر گفت: "به خدا سوگند چنان می بینم که پس از این، کار بر ما سخت تر گردد، یابن رسول الله(ص)! اکنون جنگ با این گروه[حر و یارانش] برای ما آسان تر است از جنگ با آنهایی که از پی این گروه می آیند، به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می آیند که ما را طاقت مبارزه با آنها نیست." امام(ع) فرمود: «درست می گویی ای زهیر؛ ولی من آغاز کننده جنگ نخواهم بود.» زهیر گفت: "در این نزدیکی و در کنار فرات آبادی است که دارای استحکامات طبیعی است به گونه ای که فرات از همه طرف به آن احاطه دارد مگر از یک طرف." امام حسین(ع) فرمود: "نام این آبادی چیست؟" عرض کرد: «عقر». امام(ع) فرمود: "پناه می برم به خدا از "عقر!"


 

آنگاه، حضرت(ع) متوجه حر شدند و فرمودند: «با ما اندکی بیا. سپس، فرود می آییم.» پس با هم حرکت کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی [کاروان] امام حسین(ع) ایستادند و آنان را از ادامه مسیر، باز داشتند. حُر گفت: "همین جا فرود آی که فرات، نزدیک است." امام(ع) فرمود: «نام اینجا چیست؟» گفتند: کربلا فرمود: این جا، جایگاه کَرْب (رنج) و بَلاست. پدرم هنگام حرکتش به سوی صِفّین، از این جا گذشت و من با او بودم. ایستاد و از نام آن پرسید. نامش را به او گفتند. پس فرمود: «اینجا، جایگاه فرود آمدن مَرکب هایشان، و اینجا، جایگاه ریخته شدن خون هایشان است.» موضوع را پرسیدند. فرمود: «کاروانی از خاندان محمّد(ص)، این جا فرود می ­آیند.» سپس امام حسین(ع) فرمود: «اینجا، جایگاه مَرکبها و بار و بُنه ماست و [ اینجا]قتلگاه مردانمان و جاى ریخته شدن خونمان است.». آنگاه فرمان داد که بارهایش را در آن جا، فرود آوردند. آن روز مصادف بود با پنج شنبه، دوم محرّم و به نقلی دیگر مصادف با روز چهارشنبه، اوّل محرّم سال 61  بود.

 



 

پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان و برادران و اهل بیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست سپس فرمود: «اللهم انا عترة نبیک محمد(ص) قد اخرجنا و طردنا و ازعجنا عن حرم جدنا و تعدت بنی امیه علینا اللهم فخذ لنا بحقنا و انصرنا علی القوم الظالمین؛ خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان[رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و  بنی امیه به ما تعرض کردند؛ خدایا پس حقمان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده.» بعد رو به اصحاب کرده فرمودند:

 

«الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصول بالبلاء قل الدیانون؛ مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقۀ زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند.»



 امام حسین (ع) قبل از شهادتش، همه زمین کربلا را از ساکنین غاضریه و نینوی به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنها شرط کرد که مردم را به محل قبر آن حضرت راهنمایی کنند و از آن زائران به مدت سه روز پذیرایی نمایند؛ لذا حرم و مزار امام حسین (ع) و یارانش در این شهر می باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ناسپاسى ناسپاسان

راه ما راه علی

 

پست 6713

حکمت 204 نهج البلاغه

لَا یُزَهِّدَنَّکَ فِى الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ فَقَدْ یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِکُ مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أَکْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْکَافِرُ (وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.
 

 

ناسپاسى مردم تو را از کار نیکو باز ندارد، زیرا هستند کسانى، بى آن که از تو سودى برند تو را مى ستایند، چه بسا ستایش اندک آنان براى تو، سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد (و خداوند نیکوکاران را دوست دارد). (منبع)

 

 

 

نظر شهید مطهری دربارۀ این سخن مولا (ع):

 

«در واقع عالم خلقت را حضرت [امیر (ع)] مثل یک دستگاه می داند و می فرماید تو در اینجا که کار خیر می کنی لازم نیست همین نقطه هم پس بگیری، جهان از نقطۀ دیگر به تو پس می دهد. گاهی پیش می آید که آن شاکری که قدردانی می کند خیلی بیشتر از این کافر _یعنی این کُفر نعمت کننده_ اِضاعه کرده است به تو احسان خواهد کرد... این خودش نشان می دهد که اساساً این فکر در متن اسلام وجود دارد، زیرا چیزی که حضرت امیر (ع) بگوید مبنا و فکر اسلام است» (منبع: انسان شناسی قرآنی، شهید مطهری، ص ۴۷ و ۴۸)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مکتب انتظار

انتظار از نظر مرحوم بازرگان

 

پست 6706. به قلم دامنه. به نام خدا. یکی از کتاب های خوب و خواندنی «پیروزی حتمی» مهندس مهدی بازرگان  است که با عنوان عبدالله متقی در دورۀ ستمشاهی به قطع جیبی به چاپ رساند. این اثر کتابی ست در بارۀ امام مهدی موعود (عج). ایشان در این کتاب  انتظار را این گونه تفسیر کردند:

 

مرحوم مهدی بازرگان که از سوی امام به نخست وزیری انقلاب منصوب شده بود

 

«انتظار، پرچم اسلام را همیشه برافراشته می دارد و نظر به آینده می کند و خود را حلّال مسائل و احتیاجات همۀ اَعصار می داند.» (ص  26 ) «یکی از رمزهای باقی ماندن شیعه همین انتظار فرج و اعتقاد به ظهور و پیروزی نهایی است.» (ص 24) «در حدیث نبوی آمده است هر طور که باشید بر شما حکومت می شود. بنابراین بر اجتماع فاسقِ ظالم، سایۀ حکومت عدل و حق نخوهد افتاد.» ص 45) «میان طول غیبت امام زمان و اُفول حق و حقیقت مناسبت برقرار است... به گمان این جانب قرآن، حکومت و خلافت را از آن مردم می داند» (ص 43)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

علت رجوع ایرانیان به امام علی

عدالت از محمد نشأت می گیرد

 

پست 6641. به شرح دامنه> من _دامنه_ از این نکاتی که از این [منبع] می آورم، خودم را مانند شما دامنه خوانان شریف، در حس و حال قشنگی که با خواندنِ این پست اتفاق می افتد، شریک و هم نوا و خوشحال و دردمند می دانم. با هم بخوانیم:

 

 

تشیّع به گونه ای شایان توجه، مساوات طلب است. سپَر نیرومندی به توده ها در برابر نخبگان می دهد،.. عدالت از محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ نشأت می گیرد... آموزه های او از جمله عبارتند:

 

تمام مؤمنان در پیشگاه احدیّت، باهم برابرند.

زن و مرد تسلیم اسلام، در قدرت کُل سهیم اند.

محمد [ص] اغنیاء را مُخل همآهنگی جامعه می دانست، لذا رباخواری را ممنوع کرد.

محمد [ص] هشدار داد جامعه ای که نسبت به نیازمندان بی اعتناست، نه به تقوا دست می یابد و نه به فضیلت.

 

 

 

عدالت اسلامی شیعی در ساده ترین مفهومش، به معنای محدودیت شرّ برای خیر همگان است. در چشم شیعیان، علی  _علیه السّلام_  رهبر درخشان ترین نهضتی سیاسی و اعتراضی باقی ماند که خواهان برابری، شفقت و عدالت در دنیای غرق بی عدالتی و سرکوب و ظلم بود... شیعیان هنوز هم علی  _علیه السّلام_ را قهرمان محرومان می دانند و نمادِ عدالت و نشانِ خیر محض.

 

 

 

علت رجوع ایرانیان به علی _علیه السّلام_ این است: رهایی از سال ها سُلطۀ حکومت های ظالم و غارتگر. و علی را مدافع حقوق زنان و مردان محروم می دانند.... و حسین _علیه السّلام_ جایگاه رفیعی در میان ایرانیان دارد. در ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان، رنج و مظلومیت امام حسین☐ _علیه السّلام_  نمادِ مظلومیت و سرکوبی ست که سال ها ایرانیان به طور فردی و جمعی، خود از دستت بیگانگان جبّار و نظام های سیاسی اجتماعی خودشان، متحمل شدند. آنان با شرکت در مراسم عاشورا، دهم روز مُحرّم، برای عزای امام حسین ☐ _علیه السّلام_ جسماً و روحاًٌ شهید می شوند.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامۀ امام علی به معاویة بن ابی سفیان

راهِ ما، راهِ علی

 

این نامه را بخوانید

 

خویشاوندان ما از قریش مى ‏خواستند پیامبرمان صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را بکُشند،  و ریشه ما را درآورند و در این راه اندیشه ‏ها از سرگذراندند، و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند، و زندگى شیرین را از ما سلب کردند، و با ترس و وحشت به هم آمیختند، و ما را به پیمودن کوه‏ هاى صعب العبور مجبور کردند،  و براى ما آتش جنگ افروختند، امّا خدا خواست که ما پاسدار دین او باشیم، و شر آنان را از حریم دین باز داریم.

 

 

نهج البلاغه امام علی علیه السّلام

 

 

مؤمن ما در این راه خواستار پاداش بود، و کافر ما از خویشاوندان خود دفاع کرد، دیگر افراد قریش که ایمان مى ‏آوردند و از تبار ما نبودند، هر گاه آتش جنگ زبانه مى ‏کشید، و دشمنان هجوم مى ‏آوردند یا به وسیله هم پیمانهای شان و یا با نیروى قوم و قبیله ‏شان حمایت مى ‏شدند در امان بودند.

 

 

پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اهل بیت خود را پیش مى‏ فرستاد تا به وسیله آنها، اصحابش را از سوزش شمشیرها و نیزه‏ ها حفظ فرماید، چنانکه عبیدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در احد، و جعفر در موته،  شهید شدند. 

 

 

کسانى هم بودند که اگر مى ‏خواستم نامشان را مى ‏آوردم، آنان دوست داشتند چون شهیدان اسلام، شهید گردند، امّا مقدّر چنین بود که زنده بمانند، و مرگشان به تأخیر افتاد.

 

 

شگفتا از روزگار، که مرا همسنگ کسى قرار داده که چون من پیش قدم نبوده، و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است، کسى را سراغ ندارم چنین ادّعایى کند، مگر ادّعا کننده‏ اى که نه من او را مى‏ شناسم و نه فکر مى‏ کنم خدا، او را بشناسد در هر حال خدا را سپاسگزارم.

 


 

 

اینکه از من خواستى تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم، پیرامون آن فکر کردم و دیدم که توان سپُردن آنها را به تو یا غیر تو ندارم.

 

 

سوگند به جان خودم، اگر دست از گمراهى و تفرقه بر ندارى، به زودى آنها را خواهى یافت که تو را مى ‏طلبند، بى آن که تو را فرصت دهند تا در خشکى و دریا و کوه و صحرا، زحمت پیدا کردن شان را بر خود هموار کنى. و اگر در جستجوى آنان بر آیى بدان که شادمان نخواهى شد، و ملاقات با آنان تو را خوشحال نخواهد کرد، و درود بر اهل آن.

 

 

[نامۀ 9 نهج البلاغه‌. نامه امام (ع) به معاویه در افشاى دشمنى ‏هاى قریش و استقامت پیامبر  _صلّى اللّه علیه و آله و سلّم_ و افشاى ادّعاى دروغین معاویه در خونخواهى عثمان].(منبع: موعود اُمم)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سیاست هارون علیۀ امام کاظم

سیاست هارون علیۀ امام کاظم

شخصیت امام کاظم (ع)

 

پست 6693 با تبریک میلاد بابرکت امام کاظم_علیه السّلام_ این متن ارائه می شود: «یک چنین شخصیتی مبارز، مجاهد، متصل به خدا، متوکل به خدا، دارای دوستانی در سراسر جهان اسلام و دارای نقشه‌ای برای این‌که حکومت و نظام اسلامی را پیاده بکند، این بزرگترین خطر برای حکومت هارونی است. لذا هارون تصمیم گرفت که این خطر را از پیش پای خودش بردارد.

 

 

البته مرد سیاست‌مداری بود، این کار را دفعتاً انجام نداد. اوّل مایل بود که به یک شکل غیرمستقیم این کار را انجام بدهد. بعد دید بهتر این است که موسی‌بن‌جعفر را به زندان بیندازد، شاید در زندان بتواند با او معامله بکند، به او امتیاز بدهد، زیر فشارها او را وادار به قبول و تسلیم بکند، لذا بود که موسی‌بن‌جعفر را از مدینه دستور داد دستگیر کردند، منتها جوری که احساسات مردم مدینه هم جریحه‌دار نشود و نفهمند که موسی‌بن‌جعفر چگونه شد.

 

 

لذا دو تا مرکب و محمل درست کردند یکی به طرف عراق، یکی به طرف شام که مردم ندانند که موسی‌بن‌جعفر را به کجا بردند. و موسی‌بن‌جعفر را آوردند در مرکز خلافت و در بغداد آن‌جا زندانی کردند و این زندان، زندان طولانی‌ای بود. البته احتمال دارد که مسلّم نیست که حضرت را از زندان یکبار آزاد کرده باشند، مجدداً دستگیر کرده باشند، آنچه مسلّم است بار آخری که حضرت را دستگیر کردند، به قصد این دستگیر کردند که امام علیه‌السّلام را در زندان به قتل برسانند و همین کار را هم کردند.

 

 

البته شخصیت موسی‌بن‌جعفر در داخل زندان هم همان شخصیت مشعل روشنگری است که تمام اطراف خودش را روشن می‌کند، ببینید حق این است. حرکت فکر اسلامی و جهاد متکی به قرآن یک چنین حرکتی است، هیچ وقت متوقف نمی‌ماند حتی در سخت‌ترین شرائط. که ما در زمان خودمان هم، در دوران اختناق شدید رژیم دیدیم کسانی بودند در تبعید، در زندان، زیر شکنجه، در شرائط سخت، بلکه در سخت‌ترین شرائط، اما در همان حال هم نه فقط نمی‌شکستند خودشان، بلکه دشمنشان را می‌شکستند. نه فقط تحت تأثیر قرار نمی‌گرفتند بلکه زندان‌بانها را تحت تأثیر قرار می‌دادند و این همان کاری بود که موسی‌بن‌جعفر کرد که در این‌باره داستانهای زیادی و روایات متعددی هست. ( خطبه‌های نماز جمعه تهران. سیدعلی خامنه ای. 1364/01/23.)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
ابوذر، مردی در صحرای ربذه

ابوذر، مردی در صحرای ربذه

خدا را از راه دل شناخته

 

پست 6691. ابوذر در نگاه علی شریعتی. چهره ی گندمگون و آفتاب زده ای است که خشونت صحرا در آن نقش بسته، پوست چروکیده ای است همچون پاره ی چرمی، در زیر آفتاب جزیره، خشکیده و سیاه گشته است، قامت باریک و بلندی است که بار رنج ها و سختی های بیابان اندکی آن را خمیده است، سینه ی لاغر و استخوانی ای است که مردی و پایداری از آن می تراود، و دو چشم دلیر شیری است که از لهیب آتش صحرا، برای خویش، دو نگاه ساخته است.

 

 

این داستان سر گذشت تندبادی است که در میان قبیله ای طغیان کرده و در صحرای خلوتی فرو نشست... سر گذشت مردی از غِفار است.

 

 

سرگذشت مردی از غفار، تند بادی که در میان قبیله ای طغیان کرد و در صحرای خلوتی فرو نشست. نام اصلی او "جندب جناده"، کُنیۀ وی "ابوذر" و از قبیلۀ غفار. برادرش انیس و مادرش رمله بود. با دیدن پیامبر احساس کرد عطشش رفع شده و در تیرگی قلبش سپیده دمی از آفتاب ایمان دمیده است. ابوذر وقایع دوران خلفا را می دید و دیگر طاقت تحمل این اوضاع را نداشت و در برابر عثمان به قیام برخاست و در این راه هم کشته و شهید شد (در صحرای ربذه).

 

پاسکال می گوید: «دل دلایلی دارد که عقل را به آن دسترسی نیست و به وجود خدا دل گواهی می دهد نه عقل، و ایمان از این راه به دست می آید.» ابوذر هم چنانکه پاسکال معتقد است، خدا را از راه دل شناخته و سه سال پیش از آنکه پیغمبر را ملاقات کند پرستش کرده است.

 

 

ابوذر: ای معاویه! اگر این کاخ را از پول خود می سازی اسراف است و اگر از پول مردم خیانت.

ای عثمان ! گدایان را تو گدا کردی و ثروتمندان را تو ثروتمند ساختی.

 

 

ابوذر در تمام جنگ های بعد از خندق با پیغمبر شرکت می کرد. در جنگ بنی لحیان و ذی قرد با پیغمبر شمشیر زد و در سال ششم هجری پیغمبر برای جنگ بنی مصطلق بیرون رفت و ابوذر را در مدینه جانشین خود ساخت. او با اُم ذر که یکی از اصحاب پیغمبر بود ازدواج کرد و پس از ازدواج زندگی در کنار اصحاب صَفّه را ترک گفته و برای سکونتش در خارج مدینه بر روی تلّی خیمه ی کوچکی زد.

 

 

مناظره ی ابوذر و پیامبر (ص):

 

1- نماز چیست؟ بهترین قانون است، چه زیاد برگزار شود چه کم.

 

2- برترین اعمال کدام است؟ ایمان به خداوند بزرگ و جهاد در راه او.

 

3- کدامیک از مؤمنین مسلمان تر است؟  کسی که مردم از دست و زبانش ایمن باشند.

 

4- کدام بخشش بهتر است؟ بخشش مرد کم بضاعتی که از دسترنج خود به فقیر کمک کند.

 

5- بر دانشم بیفزای؟ قرآن بخوان، با خواندن قرآن ترا در زمین نوری است و در زمین یادی.

 

 

- از خنده ی بسیار بپرهیز که دلت را می میراند و روشنی چهره ات را می برد.

 

- جز در خیر خاموش باش زیرا سکوت شیطان را از تو می گریزاند و در دینت تو را یاری می کند.

 

- حق را بگو اگر چه تلخ باشد.

 

- آنچه را می دانی که در خود داری بر دیگران عیب مگیر. نسبت به کاری که خود نیز مرتکب شده ای مردم را سرزنش مکن.

 

- ای ابوذر! هیچ خردی چون تدبیر و هیچ پارسایی چون خودداری و هیچ نیکویی چون نیکخویی نیست.

 

اوج سخن شریعتی در عشق به ابوذر

 

کوه با نخستین سنگ آغاز می شود

و مرد با نخستین درد آغاز می شود

و من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

خلاصه ای از کتاب «ابوذر» نوشته مرحوم دکتر علی شریعتی.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
غدیر خُم

غدیر خُم

امیر مؤمنان را بشناسیم

 

پست 6689. در وصف امام علی _علیه السّلام_. علی مردی که انسانیت بتمام معنی برازنده اوست بلکه اوست که به انسانیت شرف و افتخار داده است.


برای شناسائی بهتر


نام مبارکش علی و کنیه او ابوالحسن و لقب مشهور او امیر المؤمنین و مرتضی بود. روز جمعه 13 ماه رجب سی سال پس از عام الفیل در خانه کعبه متولد و این امتیاز برای همیشه به او تخصیص داده شد. پدرش ابوطالب عموی پیامبر اکرم (ص) بود که تا قدرت و نیرو داشت از پیغمبر حمایت کرد و از او دفاع نمود.

 


مادرش فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبدمناف بود که پیامبر اکرم (ص) او را بمنزله مادر خود می دانست و همیشه از محبتهای او یاد می کرد و از نیکوئیهای وی سپاسگزاری می نمود.

 


علی از کودکی در دامان تربیت پیامبر نشو و نما کرد. و ده ساله بود که به پیغمبر ایمان آورد.


علی اولین مردی بود که دین اسلام را پذیرفت و دعوت پیامبر را اجابت نمود.


علی بعد از بعثت پیغمبر سیزده سال با آن حضرت در مکه و پس از جریان هجرت ده سال با آن بزرگوار در مدینه بود. علی بعد از رحلت پیامبر سی سال زندگی کرد. دو سال و چهار ماه در خلافت ابوبکر، ده سال و هشت ماه در خلافت عمر، دوازده سال، در خلافت عثمان، و حدود پنج سال هم خلافت خود آن حضرت طول کشید.


علی هنگام هجرت پیامبر در رختخواب آن حضرت خوابید و جان خویش را در خطر انداخت تا دشمنان از تصمیم و خروج پیامبر آگاه نشوند.


علی در همه جنگهای پیامبر با دشمنان، شرکت داشت بجز جنگ تبوک که پیامبر او را بعنوان جانشین و نماینده خویش در مدینه باقی گذاشت.


علی در جنگهای بدر، احد، خندق، خیبر، حنین و سایر جنگها رشادتها از خود نشان داد و در بعضی از آنها عامل اساسی پیروزی بشمار می رفت.


علی در سال دوم هجری با فاطمه دختر پیامبر اکرم ازدواج نمود و از این پیوند زناشوئی حضرت امام حسن، امام حسین، زینب و ام کلثوم بوجود آمدند.


در سال دهم هجری هنگامی که پیامبر اکرم از آخرین سفر حج خود بازگشت می نمود، در محلی بنام غدیر خم علی را بجانشینی و وصایت خود معرفی و اولویت و امارت او را بر مسلمین اعلام فرمود.

 

عید غدیر بر همه شیفتگان و شیعیان امام علی _علیه السّلام_ مبارک


علی در مدت خلافت خویش برخوردهائی با دشمنان خود داشت باین ترتیب:


1- جنگ جمل. این جنگ بتحریک طلحه و زبیر و اقدام عایشه بمنظور خونخواهی عثمان که علی را متهم بقتل او کرده بودند پیش آمد نمود و علی در این جنگ پیروز شد و پس از آن کوفه را مقر حکومت خود قرار داد.

 


2- صفین. طرف علی در این جنگ معاویه بود و هنگامی که داشت پیروزی علی نمودار می گشت با نیرنگ عمروعاص، کار به حکمیت واگذار شد و در نتیجه این غائله به نفع معاویه پایان یافت.

 


3- جنگ نهروان. مخالفان علی، در این جنگ عده ای بنام خوارج بودند که از مسأله حکمیت در پایان جنگ صفین ناراضی بودند. آنان در این جنگ شکست خوردند و علی پیروز گردید.

 


علی_علیه السّلام_ سال چهلم هجری مطابق 661 میلادی در سن شصت و سه سالگی بوسیله یکی از خوارج بنام عبدالرحمن بن ملجم با شمشیری زهرآگین در حال نماز مجروح شد و دو روز بعد در اثر همان زخم در گذشت. بدن مطهر آن حضرت در زمینی غیر معمور بنام غری (نجف کنونی) به خاک سپرده شد و اکنون قُبه و بارگاه وی که در مرکز شهر نجف در عراق قرار دارد زیارتگاه عموم شیعیان و علاقمندان است.

 

یک سخن از مولا علی

 

علی _علیه السّلام_ فرمود: ماء وجهک جامد یقطره السؤال، فانظر عند من تقطره.  آبروی تو (مانند یخ) منجمد است. خواهش و سؤال کردن، آن را آب می کند و می ریزد. پس بنگر نزد چه کسی آبروی خویش را می ریزی.

سید محمد تقی حکیم. (منبع: کتابخانه غدیر)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاید سحر توبه کرده باشد

راه، راهِ علی

 

امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر نخعی:

ای مالک!

اگر شب هنگام کسی را در حالِ گناه دیدی،

فردا به آن چشم نگاهش نکن؛

شاید سحر توبه کرده باشد

و تو ندانی.

 

 

 

نیز امام علی (ع) در جایی دیگر فرمودند: کنار پیامبر اکرم نشسته بودم آن حضرت سر بر دامن من گذاشته بود و ما سخن از دجّال می گفتیم. رسول خدا چشم بازکرد فرمودند: بیم آن دارم از رهبران و حاکمانِ گمراه در ریختنِ خون خاندانم. (منبع: علامه مجلسی. بحارالانوار. ج 28. ص 48)

 

 

از آن خوانندۀ شریفِ خوش ذوق، ممنونم که این «عکس نوشتۀ» مهم مولا امام علی (ع) را دیروز به واتساپ من، ارسال کرده اند تا این پست شکل بگیرد. خدا به ایشان توفیق عطاء کند و حوائج برحقّش را استجابت.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

در زمانۀ عدل و زمانۀ ظلم چگونه باشیم؟

چهار سخن از امام هادی

 

پست 6683. به قلم دامنه. به نام خدا. امشب میلاد حضرت امام هادی، علی النّقی _علیه السّلام_ است. خجسته می داریم این شب بابرکت و شادی بخش را. چهار سخن آن امام عزیزِ شهید، مهربان و هدایتگر الهی را به یُمن این زادروزِ زیبا، عرضه می دارم:

 

 

1- اگر مردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه کسى که تنها خدا را خالصانه مى پرستد خواهم رفت.

 

 

2- شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالاى دنیاست و شکرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است.

 

 

3- مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.

 

 

4- هر گاه در زمانه اى، عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانى به دیگرى حرام است، مگر آن که [آدمى] بدى از کسى ببیند. و هر گاه در زمانه اى، ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى که [آدمى] خیرى از کسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد. (منبع)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامه امام علی (ع) به طلحه و زبیر

راه ما؛ راه علی

 

پست 6678. پاسخ به ادّعاهاى سران جمَل نامه امام علی (ع) به طلحه و زبیر : پس از یاد خدا و درود شما مى ‏دانید-  گر چه پنهان مى ‏دارید-  که من براى حکومت در پى مردم نرفته، تا آنان به سوى من آمدند، و من قول بیعت نداده تا آن که آنان با من بیعت کردند، و شما دو نفر از کسانى بودید که مرا خواستند و بیعت کردند. همانا بیعت عموم مردم با من نه از روى ترس قدرتى مسلّط بود، و نه براى به دست آوردن متاع دنیا. اگر شما دو نفر از روى میل و انتخاب بیعت کردید تا دیر نشده (از راهى که در پیش گرفته ‏اید) باز گردید، و در پیشگاه خدا توبه کنید. و اگر در دل با اکراه بیعت کردید خود دانید، زیرا این شما بودید که مرا در حکومت بر خویش راه دادید، اطاعت از من را ظاهر، و نافرمانى را پنهان داشتید. به جانم سوگند شما از سایر مهاجران سزاوارتر به پنهان داشتن عقیده و پنهان کارى نیستید. اگر در آغاز بیعت کنار مى ‏رفتید (و بیعت نمى‏ کردید) آسان‏تر بود که بیعت کنید و سپس به بهانه سرباز زنید.

 

امام علی (ع) اُسوۀ عدالت و حکومت داری مردمی

 

شما پنداشته ‏اید که من کُشندۀ عثمان مى‏ باشم، بیایید تا مردم مدینه کسى بین من و شما داورى کنند، آنان که نه از من طرفدارى کرده و نه به یارى شما برخاسته، سپس هر کدام به اندازه جرمى که در آن حادثه داشته، مسؤولیّت آن را پذیرا باشد. اى دو پیر مرد، از آنچه در اندیشه دارید باز گردید، هم اکنون بزرگ‏ترین مسئله شما، عار است، پیش از آن که عار و آتش خشم پروردگار، دامنگیرتان گردد. با درود. (ترجمه نامه 54 نهج البلاغه – نامه به طلحه و زبیر به عنوان دو تن از سران جنگ جمل) (منبع)

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دعای عرفه را از امام حسین (ع) بیاموزیم

برگزیده ای از دعای عرفه

پست 6676

برگزیده ای از دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه


1ـ ستایش حق تعالی:


ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی دریغ است. اوست که بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت... .



2 - تجدید عهد و میثاق با خدا:


پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این که چیز قابل ذکری باشم... .



3ـ خود شناسی:


و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت های بی کرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکی های سه گانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ یک از امورم را به خودم وانگذاشتی... .



4ـ راز آفرینش انسان:


ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی. و در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

 

دعای عرَفه یادگار ماندگار عرفان امام حسین (ع) در روز نهم ذی‌الحجه



5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:


تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت های بی کرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .



6ـ نعمت های خداوند:


آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بی کرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این که همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی... .



7ـ شهادت به بی کرانی نعمت های الهی:


الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقّن خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست های جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب های من پنهان است... .



8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:


گواهی می دهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد... .



9ـ ستایش خدای یگانه:


بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا که وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم. و اظهار می دارم: حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراث برش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد... .



10ـ خواسته های یک انسان متعالی:


خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!
 


11ـ سپاس به تربیت های الهی:


خداوندا! ستایش از آن توست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. به خاطر لطفی که به من داشتی والا... .



12ـ نیازهای تربیتی از خدا:


و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شب ها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج های این جهان و محنت های آن جهان نجات بده و از شر بدی هایی که ستمکاران در زمین می کنند نگاه بدار... .



13ـ شکایت به پیشگاه خداوند:


خدایا! مرا به که وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانی که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتی که تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟



14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:


ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میکائیل و اسرافیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .



15ـ تو پناهگاه منی:


تو پناهگاه منی، به هنگامی که راه ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم. (منبع: مؤسّسۀ تحقیقاتی ولی عصر )

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

احیاء علم چیست؟

سخنان امام باقر

 

امشب شبِ شهادت امام محمد باقر _علیه السّلام_ است

با تسلیت این حُزن، دوسخن آن امام عزیر را تقدیم می دارم

 

احیاء علم چیست؟ فرمود خدا رحمت کند بنده ای را که علم را احیاء کند، أبی الجارود می گوید عرض کردم احیاء علم چیست؟ فرمود: مذاکره با اهل علم و پرهیزکاران، احیاء علم است. (الکافی ، ج 1 ، ص 41.)

 

 

بهترین آمیزه چیست؟ چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حِلم با علم باشد. (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 172 . ) (منبع)

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زکاتِ قدرت چیست؟

دامنۀ روح

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 228

پست 6668

 

امام علی علیه السلام فرمود:

«زکاتِ قدرت، انصاف است»

 

 

بایزد بسطامی:

چُنان نُمای که هستی، نه چُنان باش که می نُمایی»

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ازدواج علی‌ و فاطمه زهرا‌ به روایت امام رضا‌

چگونگی ازدواج علی و فاطمه

 

پست 6661. به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: به مناسبت اول ذی‌الحجه؛ازدواج علی‌(ع) و فاطمه زهرا‌ء(س) به روایت امام رضا‌(ع). خداوند فرمود: اى ‌راحیل! از جمله برکت من بر آن دو این است که آنان را بر محبت خودم، با هم‌ همراه مى‌‌کنم و حجت خود بر مردم قرارشان مى‌دهم و قسم به عزت و جلالم ‌که از آن دو، نسل و فرزندانى به وجود خواهم آورد که در زمین گنجینه‌داران و معادن حکمت خود قرارشان خواهم داد، بعد از پیامبران، آنان را حجت بر مردم قرار مى‌دهم.

 

 

پیوند امام علی و فاطمه _سلام الله علیهما_ مبارک

 

دوشنبه 22 مرداد ماه. برابر با نخستین روز از ماه ذی‌الحجه سالروز پیوند دو نگین هستی حضرت صدیقه طاهره(س) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) است. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛ همچنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار شد. ماجرای این پیوند آسمانی و ملکوتی را ثامن الحجج حضرت علی بن موسی رضا(ع) چنین شرح داده است:

بقیه در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |