قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۸۸ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

خرِ سر سِندلک کَته

فرهنگ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. خرِ سر سِندلک کَته، خر خَوِردار نیهه. این یک عبارتی ست که مردم دارابکلا به طعنه و هشدار، به کسانی که از خود، اطراف و آیندۀ خود غافل اند به کار می برند. یعنی روی کلّۀ برخی چیزهایی ست، که خودش هم خبردار نیست و غافل است. سِندلک کنایه از چیزهایی بی ارزش و بی وزن و بسیار اندک است.



یادمه در بازیگرخانۀ عروسی های قدیمی دارابکلا، روی سرِ برخی از حاضرین یک شیء سبک می گذاشتند، بعد بی آن که او خبردار بشه، همه می گفتند: «خرِ سر سِندلک کَته، خر خَوِردار نیهه».


با این نغمه که به صورت جمعی و هجومی و غش و خنده سُروده می شد، هر کس که در اتاق حضور داشت، فوری سرش را دستی می کشید تا نکند او باشد که خبر ندارد.



به هر حال مردم دیار ما، عبارت های حکمت آموز و قشنگی بافته اند که در ظاهر هَجو به نظر می رسد؛ ولی وقتی به عمقش فرو یروی، پیام عبرت آموزی می آموزی. با پوزش اکید از الاغ این حیوان صبور و کاری و کمک کارِ خوب بشر. «فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
آنچه بر من گذشت 44

آنچه بر من گذشت 44

زندگینامۀ من

 

به نام خدای آفرینندۀ آدمی. با آن که هنوز 18 سالم کامل نشده بود، سه شوق درونی جوانی ام را داوطلبانه ترک گفتم، و به فرمان امام خمینی راهی جبهه شدم: 1- دلبستگی به دارابکلا، 2- دلباختگی عشقی که هنوز در دلم مخفی نگه می داشتم، 3- و ذوق درسی رشتۀ علوم تجربی.

 

انبارها و کارگاه های کارخانه ای در چالوس را پادگان و خوابگاه ما کردند و کاخ شمس در بالای تپۀ چالوس را محل آموزش مان. هر روز بعد از صبحانه، به خط می شدیم و در چند گروهان از وسط شهر با شعارهای سیاسی عبور می کردیم و وارد محوطۀ وسیع و خوش منظرۀ کاخ شمس _پادگان المهدی_ می شدیم و آموزش می دیدیم. (عکس زیر)

 

پادگان آموزشی المهدی چالوس. کاخ شمس پهلوی

 

پیشرُوی ما در شعار عیسی کاکوئی بود. که الان سرتیپ است. آن زمان القاب و درجه و عناوینی درکار نبود که جای زیبای «برادر» را بگیرد و عنوان پُرطمطراق «سردار» را باب! نماید که اغلب فقط اسم است نه مُسمّی و رَسم.

 

او دو شعار را همیشه با آن حنجره و صوت بَم اش فریاد می زد و ما گلوی مان را پاره پوره می کردیم و جواب می دادیم که به بهشت! نائل شویم: «حزب فقط حزب الله، مرجع فقط روح الله». «مرگ بر بی حجاب». شعار اولی ناظر بر بحران آیت الله سیدکاظم شریعتمداری بود و دومی اشاره به جوِّ بدحجابی چالوس داشت.
 
دامنه. جبهۀ مریوان. روستای بوریدر
تیر 1361. عکاس: سیدکاظم صباغ

 

کماندوهای ارتش ما را به مدت دو و نیم ماه آموزش دادند: سلاح، تاکیتک های رزمی، تکنیک های فردی. کلاس های عقیدتی هم داشتیم که مربی های پاسدار بر ما القاء می نمودند که من برخی از درس گفتارهای آنان را اساساً قبول نداشتم.

 

یادم است یکی از کماندوهای ارتش آقای رشیدی بود که بعدها همکار رفیقم سیدعلی اصغر در سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان مازندران شد.

 

من در میدان تیر، اول شدم و کماندویی که مربی مان بود، مرا به جایگاه برد و دستم را بالا گرفت و به جمع گفت برایم سه صلوات بفرستند و به مسئولان گفت برایم جایزه ایی تهیه نمایند. صلوات را فرستادند، ولی جایزه را هنوز که هنوزه نفرستادند!

 

 

پس از اتمام دوره، از راه جادۀ رشت، منجیل، قزوین راهی تهران شدیم. در رشت ما را به دیدار مرحوم آیت الله احسانبخش بردند که امام جمعه ایی خط امامی بود. در تهران هم ما را برای دیدار با «پیرِ جماران» بردند، اما گویا امام کسالتی داشتند ملاقات نداشتند، بجایش به دیدار مرحوم آیت الله العظمی سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی که رئیس دیوان عالی کشور بود _نهادی که بعد از امام نامش قوۀ قضاییه شد_ بردند.

 

آنگاه مثلاً پس از شارژ و روحیه بخشی، از راه تاکستان، رزن، همدان، کنگاور، صحنه وارد کرمانشاه شدیم که آن زمان چون واژۀ «شاه» خیلی طاغوتی بود شده بود باختران یعنی غربگاهان. بعد به شهر اسلام آبادغرب رفتیم و در پادگان الله اکبر ارتش مستقر شدیم.

 

مدتی ماندیم و با ماشین آلات جنگی آنجا آشنا شدیم. یادم است شبی گوشت شُتر خوردیم که طعمش بر من گویی شیرین بود. در نهایت فرمان از قرارگاه رسید که به دلیل نیاز فوری، ما را از راه کامیاران به مریوان برسانند. رساندند.

 

در مرکز اعزام نیروی مریوان، سه روزی آج و واج بودیم، بعد به باغ شیخ عثمان سروآباد اعزام شدیم. سپس به مقرّمان روستای بوریدِر چشمه دِر مستقر گردیدیم و نزدیک چهارماه یکسره آنجا ماندیم؛ که منطقه ای بسیارخطرناک و دارای درگیری های دائمی بود؛ در اصلاح به این گونه محورها می گفتند مناطق آلوده؛ آلوده به نیروهای حزب دموکرات قاسملو و حزب کمونیست کومله و حزبی به اسم رزگاری (شاید هم رستگاری). گیر هر کدام شان اگر می افتادیم عاقبت مان یا شهادت بود و یا شکنجه ای به اسم میخ بر پیشانی و مَته بر مُخ و تیغ بر رُخ.

 

در بوریدر به گروه کمین پیوستیم. روز را _اگر درگیری نمی شد_کاملاً استراحت می کردیم و شب از دَم دَمای غروب تا اذان صبح و کمی بیشتر به همراه پیشمرگان کُرد _که توسط سپاه سازماندهی شده بودند_ در کمینِ دشمن می ماندیم و محیط را برای مردم روستا و نیروهای رزمندۀ منطقه، تأمین امنیت می نمودیم. کار ما بسیار وحشت داشت و خطرات فراوان. تا بعد. «آنچه بر من گذشت»، اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ مطهری به سرتیپ نجات

پدیدۀ عجیب حصر


پاسخ علی مطهری به سرتیپ نجات جانشین سازمان اطلاعات سپاه دربارۀ حصر جدید سیدمحمد خاتمی و  محصوران میرحسین، رهنورد، کروبی:


«اولاً در وجود چنین مصوبه ای تردید است...ثانیاً فرضا چنین مصوبه ای وجود داشته باشد و نامه اخیر نیز تأکید بر همان باشد نه محدودیتهای جدید، شورای عالی امنیت ملی نمی تواند جایگزین قوه قضائیه شود و برای یک متهم مجازات تعیین و اجرا کند. حداکثر اختیار این شورا در همان ایام آشوب و اضطرار بوده است...





نمی شود عده ای در پشت پرده تصمیماتی بگیرند و هرچند وقت یک بار از نزول آیه ای خبر بدهند و به هیچ کس هم پاسخگو نباشند، نه به مجلس و نه مستقیماً به مردم. فقط می دانیم عده ای ناشناخته مصلحت نظام را تشخیص می دهند و هرکس را که صلاح بدانند در حصر و محدودیت قرار می دهند و هر وقت هم صلاح بدانند، مثلاً نزدیک به موت او، وی را آزاد می کنند.



نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه آقای نجات گفته اند «اگر این افراد توبه کنند و جریان فتنه را محکوم کنند، نظام آنها را سوار کشتی نجات خواهد کرد»، گفت: امیدوارم ناخدایی این «کشتی نجات» به عهده خود جناب آقای «نجات» باشد...



اگر قرار بر توبه است، هم کسانی که زمینه فتنه را فراهم و هیزم آن را جمع آوری کردند باید توبه کنند و هم کسانی که آن را شعله ور ساختند. تا زمانی که یک طرف را مقصر می دانید و از خطاهای طرف مقابل چشم می پوشید این موضوع حل نخواهد شد زیرا مردم احساس عدالت و انصاف نمی کنند و وجدانشان آرام نمی گیرد....



این که ملازمه ای میان پیروزی های منطقه ای ایران و سخت گیری های داخلی بر منتقدان برقرار کرده اید و فکر می کنید اگر فضا برای منتقدان و معترضان باز و قانون اساسی اجرا شود بر نقش منطقه ای ایران اثر می گذارد مقرون به صحت نیست.» (منبع)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاهینی که پرواز نمی کرد!

داستان کوتاهx

پادشاهی دو شاهین داشت. دید یکی پرواز نمی کرد. کنجکاو شد. دستور داد کاری کنند شاهین پرواز کند. اما پزشکان دربار هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد به همه مردم اعلام کنند که هر کس شاهین را به پرواز درآورد، پاداش خوبی خواهد داشت.

 


روز بعد پادشاه دید _شاهینی که پرواز نمی کرد_ با چالاکی در باغ درحال پرواز است. دستور داد معجزه‌گر شاهین را نزدش بیاورند. درباریان، کشاورزی متواضع را نزدش آوردند، گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.

 
پادشاه پرسید: چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟ کشاورز گفت: کار ساده‌ای بود، فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بُریدم. شاهین فهمید بال دارد، پرواز کرد. [خلاصه نویسی دامنه از این منبع]
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سه درس از علامه حسن زاده

دست از طلب برنداریم


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی
. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام. سه درس از حضرت علامه حسن زاده آملی. 1- سکوت خیلى مشکل است و خیلى ریاضت می خواهد، و چقدر زحمت می خواهد و چقدر کشیک نفس کشیدن می خواهد تا سکوت اختیار شود و تا حرف‏ها جمع و جور و غربال گردد تا هرزه‏ گو و هرزه خوار نباشد و روى حساب حرف بزند. سپس کم‏ کم می بینید که قلمش سنگین می شود و عبارت‏هاى او وزین می گردد. و لذا آدم ساکت و آرام که حرف نمی زند یک وقتى می بینید که به حرف درآمده هر جمله اش کتابى می شود و اگر دست به قلم شود و چیزى بنویسد باید نوابغ دهر جمع شوند تا آن را شرح کنند. (منبع: شرح فصوص الحکم قیصری. علامه حسن زاده آملی)


2- دست از تلاش و طلب بر نداریم. یوسف مى دانست درها بسته اند، اما به امید خدایش به سوی درهای بسته دوید و  درها برایش باز شد. اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند، به طرفشان بدو، چون خدای تو و یوسف یکیست. در پناه خدا باشید.


3- از علامه حسن زاده  پرسیدند: آدرس امام زمان (عج) کجاست؟ کجا می شود حضرت را پیدا کرد؟ ایشان فرمودند: آدرس حضرت در قرآن کریم آیه ۵۵ سوره قمر است. که می‌فرماید: فی ‌مقعد صدق عند ملیک مقتدر هر جا که صدق و درستی باشد، هر جا که دغل کاری و فریب کاری نباشد، هر جا که یاد و ذکر پروردگار متعال باشد، حضرت آنجا تشریف دارند.

کربلا : مالک رجبی. 29مهر 96. نذر سلامتی امام زمان عج صلوات.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نظر سیدعلی اصغر

سیدعلی اصغر و وبلاگ دامنه


به قلم سید علی اصغر شفیعی: الحمدلله. سلام. ۳۵۰۴۰ ساعت؛ ندای عشق، علم، منطق، عقل، هیجان، دین و سیاست و... از قاب دامنه در دامنِ ابراهیم. اندیشه پردازی در عرصه الکترونیک، شاهکار شکیبایی، مدیریت زمان و نمایانگر معنای زندگی در قرن بیست و یکم به یقین از تاثیرگذارترین نقش متفکران زمان می باشد. و در این رویکرد نوین، مدرن و انقلابی به رابطه پیچیده انسان با جهان و رویدادهای پیرامون دارد.



هرچند جدال و جدَل احسن تان حقوقی و رعایت اندازه های اصل شفافیت بوده است، اما بدلیل اینکه داده ها در دسترس همۀ عموم قرار می گرفته یا به اشتراک گذارده می شده است، عواملی مانند کم حجم بودن ظرفیت تحمل اندیشه برون ذهن اجتماعی و گفتمان، اندکی از مخاطبین موجب برداشت متعصبانه غیرواقعی گاهی قرار گرفته بود!


به هرحال اندیشه های تجریدی پدیده شناسانه هرگاه به قلم ادیبی توانا مانند شما نوشته شود چه شیرین و جذاب و آموزنده خواهدبود.


دامنه چهارساله هزاران حُسن دارد اما اگر فقط یکی می داشت این است که عشق به دانایی را در دل خواننده زنده نگه می دارد و ماهیت ادراکی هم دارد.


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام به آن رفیق که تا خود را از کودکی بیرون دیدم، با او آشنا، سپس رفیق و همچنان دلسپرده اش ماندم.  1- ابتداء حقیقتاً ممنونم با این متن خود _که نقشۀ راه است و هندسۀ خوش اَضلاع_ بر چهارساله شدن مؤسّسۀ دامنه، (این پست: اینجا) ورودی آگاهی رسان داشته ای.



2- خیلی بر من زیبا بود که زمان چهارسال را با محاسبه ات، تشبیه به  35040 ساعت کردی. 3- واژۀ «الحمدُ لِلّه» ات در صدر کلام، بشدّت بر من روشناآور بود و ذوق معنوی شما در استخراج این شکرگزاری عالمانه و عامدانه، بر وجودم باران خُنکا بارانید.



4- تک تک کلیدواژه هایت در این متن، مانند قندهای موجود در ذرّه ذرّۀ سیب سرخ است که گویی بر لبانِ دلم و بر زبانِ مغزم و بر لسانِ عقلم شیرینی می کند و نمی گذارد تلخکام گردم و تیره دل.



5- از این که راه نمایاندی و آسیب را نیز به زیوَر قلم بدرستی آراستی، و بحقّ گفتی که برخی از مخاطبین به علت ضعف اندیشۀ گفتمانی شان، از برخی از داده های دامنه، دچار سوء برداشت و تعصّب غیرواقعی شدند، پویایی تفکر شما را می رساند و حق گویی گونۀ زیبای زندگی علمی تان را بیان می دارد، و همین شیوۀ زیبایت ما را تا اینجا در صراط باقی نگه داشته و از هم جدا نساخته است.



6- ساچمۀ قلمت جرقّه ای زد و در تحتاتی ترین سطر متن ات، نکتۀ «دامنۀ چهارساله، هزاران حُسن دارد» از آن جهیده است و به عالی ترین وجه، آنچه مطلوب درونی دامنه است یعتی «عشق به دانایی» را به سوی من نقّاشی کرده ای. درود می فرستم به تو و تحسین می نمایم تو را.  و دو نکته که از ساخته های ذهنم است به این بند آخرت می افزایم تا در آخرت _یوم الحساب_ مأیوس نباشیم:



یکی آن که معتقدم انسان ها با همه، مذاکراه می کنند چون حیوان نیستند. مذاکره نباشد، زندگی مانند بوفالوها شاخ با شاخ می شود ولی وقتی گفتارها در میان شان باشد مثل غازها خوش پرواز.



دومی این که به همانند فرانسیس بیکن که معتقد بود: «دانایی، توانایی ست»، بر این نظرم که دانایی، معنابخشی نیر هست. یعنی دنیای زیبا را، رویدادهای نازیبا را، مجهولات فراوان را و معلومات بی پایان را فقط دانایی معنا می کند. آنگاه پس با درک و ادراک و حَظّ و استفاده، با توشه ای قشنگ و پُرخُورجین، از این جهان به آن جهان پرمعناتر پَر می کشد. سپاس.و در انتهاء به شوق و امتدادبخشی به دوستی و عمق بخشی به رِفق می گویم: پَرِ پروازِ تخیُّلم را باز می کنم، به سویت پرواز می کنم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
رُمان سعید امامی!

رُمان سعید امامی!

مسائل داخلی ایران


توضیح دامنه: دیشب متن علی موذّنی (داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس) در گفت‌وگو با ایلنا را با دقت و حوصله خواندم. دیدم پُرنکته است و نغز. به اشتراک گذاشتم تا خوانندگان شریف از آن بی خبر نمانند. سعید امامی (با مُستعار سعید اسلامی) همانی ست که در دورۀ حجت الاسلام علی فلاحیان _وزیر اطلاعات دولت رفسنجانی_ معاون وزیر بود و در دورۀ دولت خاتمی، به قتل هایی زنجیره ای پرداخت و دستگیر شد و می گویند در  حمام «داروی موبر» (پودر نظافت که آرسنیک دارد) خورد و مُرد! حالا علی موذّنی این را نکته کرده و خواندنی ست. راستی؛ آیا می توان رُمان سعید امامی را نوشت!؟


علی فلاحیان. سعید امامی


متن نقلی: «نوشتن، تا آنجا که من از آن سر در می‌آورم، اصلا در دستور و اجبار نمی‌گنجد و اتفاقا وقتی اتفاق می‌افتد که نه تحت دستور باشد نه اجبار...



فرض کنید ما بخواهیم در بارۀ تاریخ سیاسی انقلاب رمانی بنویسیم. واقعا این اتفاق شدنی است؟ مثلا آیا می‌توانیم به همۀ شخصیت‌هایی که از پیش از انقلاب در روند قضایا تاثیر عمیق داشته‌اند، بپردازیم و دچار ممیزی نشویم؟





شخصیت‌های بسیاری در طول انقلاب یکی یکی، به علت‌های مختلف راهشان از مسیری که در پیش است، جدا شده. آیا می‌توان آن‌ها را در چارچوب رمان گردآورد؟ اگر می‌شود، چگونه؟ این چگونگی خیلی مهم است.



آیا از همان ابتدا باید نسبت به آن‌ها برخورد دفعی داشته باشیم یا در پایان از آن‌ها به عنوان خائن یاد کنیم؟ میزان تشخیص خیانت و خائن چیست؟ فکر می‌کنم یکی از علت‌هایی که نویسنده‌ها به سراغ چنین موضوع‌هایی نمی‌روند، همین چیزهاست؟



مثلا در رُمانی بخواهی به شخصیت سعید امامی بپردازی و او را از ابتدای انقلاب نشان بدهی تا زمانی که دستگیر می‌شود. واقعاً می‌شود او را همانطور که بوده، با همان اطوارها و افکار پرداخت؟ این موضوع‌ها در جامعه به شدت مطرح است، اما چرا داستانی نمی‌شود؟



چون مسلما آنالیز شخصیت سعید امامی ما را وارد حیطه‌هایی می‌کند که گفتنش صلاح نیست و سری را هم که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندند. در صورتی که از طریق پرداخت شخصیت او می‌توان چند دهه از تاریخ سیاسی دوران انقلاب را طی یک فرایند جذاب نوشت. آیا او نفوذی بوده؟ یا خودی بوده و قدرت سببِ استحالۀ او شده و به آن نتایج خطرناک رسیده که باعث شده حذف بسیاری از شخصیت‌های موثر و ارزشمند جامعه را در دستور کار خود قرار دهد؟



از این دست موضوع‌ها بسیار است، در همۀ زمینه‌ها، از دینی و مذهبی بگیرید تا موضوع‌های سیاسی و اجتماعی که متاسفانه یکی ممیزی مانع از پرداختن به آنها می‌شود و دیگری خودسانسوری نویسندگان که تاثیر مستقیم سال‌ها ممیزی است. ممیزی در گوشت و پوست و استخوان نویسندگان نفوذ کرده و چه بسا تبدیل به توهم شده و این بدآفتی است.» (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
قلب تپندۀ جهان اسلام

قلب تپندۀ جهان اسلام

مرجعیت


به قلم دامنه. به نام خدا. چرا آیت ‌الله العظمی سیدعلی حسینی سیستانی این همه محبوب جهان اسلام و قلبی تپنده برای جهان تشیّع است؟


ایشان شخصیتی با ویژگی‌های معنوی و آرمانی ست که اهل ‌بیت _علیهم‌ السّلام_ بدان سفارش کرده‌اند. عالمی مخلص که نمادی آشکار برای تعبیر «عالم ربانی» و این سخن معصوم علیه‌ السّلام است: «جریان کار باید در دست عالمانی باشد که امانت‌دار حلال و حرام الهی هستند».


چند مورد آداب درخشان ایشان که دانشگاه انسان سازی ست:


1ـ مطالعه فراوانی دارد، کتاب‌ها و دیدگاه‌های مختلف را پی می‌گیرد و انصاف و احترام به اندیشه دیگران در وجود ایشان موج می زند.



2ـ حلقه‌ های درس نجف به مباحثه‌ های داغ میان همدرسان یا میان استاد و شاگرد شهرت دارد. درس‌های آیت ‌الله سیستانی اما از جدال‌ های هدربخش به دور است. «ایشان در نقد سخن استادان خویش و دیدگاه‌های دیگران همواره از واژه‌هایی آمیخته‌ با ادب استفاده می‌کند، تا حتی اگر نظریات آنان سُستی نمایانی داشته باشد و نتوان از آن دفاع کرد، جایگاه و عظمت علما حفظ شود.» با رویی گشاده و روحیه‌ ای سرشار از روشنگری و راهنمایی با طلاب سخن می‌گوید و در برابر بحث های بی مورد، سکوت و خاموشی پیشه می سازد.

3ـ از خُلق و خوی نیکوی آیت ‌الله سیستانی یکی این است که در پایان وقت درس، همواره شاگردان را به پرسشگری و انتقاد تشویق می‌کند از او نقل است که به طلاب گفت: «باید بپرسید ،حتی اگر در باره شماره صفحه بحث خاصی باشد یا نام کتابی، تا به گفت‌ وگو با استاد و ارتباط علمی با وی خو بگیرید».


شاگردان خود را به مقایسه بحث‌های خویش با پژوهش‌ های چاپ‌ شده و اطّلاع از نقاط ضعف و قوت آن وامی دارد و بر گرامی داشتن علما و پایبندی به رعایت ادب در نقد سخنان ایشان تأکید دارد و خود نیز اساتید خود را با احترام ویژه نام می‌برد.





4- پارسایی دارد و نیز رویکردی پرهیزکارانه به رویدادها. گاه همین سکوت هایش برای منافع عمومی، و دم فرو بستن برای حفظ کیان اسلام و آسایش مردم، موجب می شود برخی از افراطیون به وی اهانت هم روا بدارند! اما آن مرجع عالیقدر این گونه اهانت ها را به جان می خرند تا به اساس دین لطمه ای وارد نشود.


آیت ‌الله سیستانی همواره خود را پایبند به سکوت و آرامش و «پرهیز از این غوغاسالاری‌ ها» می‌دانند. «زهد و پارسایی ایشان در پوشاک ساده و خانه کوچک استیجاری و اثاثیه ناچیز برای زندگی، امری مثال‌ زدنی است.»



5ـ به روایت یکی از شاگردانش «آیت ‌الله سیستانی تنها یک فقیه نیست، بلکه بزرگمردی فرهیخته و آگاه به اندیشه‌های معاصر و آشنا با دیدگاه‌های تمدنی گوناگون است که به زمینه‌های اقتصادی و سیاسی در معادلات جهانی نگاهی ژرف دارد و همسو با پیشرفت‌های نمایان بشری و اوضاع کنونی، نظریه‌های برجسته مدیریتی و اندیشه‌های اجتماعی تازه‌ای را ارائه داده است، به گونه‌ای که در نظر ایشان، «فتوا» کارکرد شایسته‌ای در نیل جامعه مسلمان به خیر و صلاح دارد.»


افتخار کنیم در عصری بسر می بریم که با نعمتی بزرگ و اُسوه ای حسنه و با قلب تپندۀ جهان تشیّع یعنی آقای سیستانی زندگی می کنیم. قدر این نعمت عُظما و بی مانند را بدانیم و او را بیشتر بشناسیم. دامنه از روزی که تأسیس شده است کوشیده است با پست های مختلف، خوانندگان شریف را با آن مرد بزرگ، محبوب دل ها، خبیر و آگاه، منزّه و وارسته بیشتر آشنا سازد.


برداشت آزاد دامنه از یکی از متن های

«سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر آقای سیدعلی سیستانی» (اینجا)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چرا ملت از ارتش راضیه

علّتِ محبوبیت ارتش ایران
به قلم دامنه. به نام خدا. آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا ارتش تا این مقدار سالم مانده است و ملت از آن راضی است؟ به نظرم دلایلش این است:
 

 
1- چون از وقتی که با سقوط سلطنت، ارتش به ملت پیوسته است، همچنان به این خصلت وفادار مانده است و نه فقط به مردم خود مهربانی و احترام نموده است بلکه به پیشگاه آنان رژه می رود و بر ساحت آنان خط و نشان نمی کشد.


 



 
2- چون به دستور و نهی اکید امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی، پایبند مانده است و هرگز در سیاست دخالتی نکرده است و به امور ملت سرَک نکشیده است، زیرا می داند نیروی مسلّح است و نیرویی که سلاح دارد، حق ندارد در سیاست که بی سلاح است، دخالت نماید.

 

 
3- چون از پس از سقوط ساواک شاه، هیچ گاه اطلاعاتِ ارتش، خود را بر خلاف قانون اساسی و میثاق با امام، به سازمان اطلاعات تبدیل نکرده است تا در کار مردم و سیاست و سیاستمداران سرَک بکشد و کنترل چی و جاسوس شود.
 


 
4- چون هیچ وقت با شعار و احساس و رجَزخوانی های ضرربخش و ضدّ منافع ملی، خود را با دشمن سرگرم نساخته است و وقتش را از مأموریت اصلی و ذاتی، به امور من درآوردی و احساساتی هدر نداده است.
 


 
5- چون امیران ارتش هر دَم به ساعت به مشهد و شیراز و کرج و قم و اصفهان و آنجا و اینجای تهران نمی روند تا برای سیاسیون، احزاب، جریان ها، روزنامه ها، فعالان جامعه مدنی و حتی منتقدان نظام، نُسخه پیچی کنند و هی بگویند تا توبه نکردید، حق ندارید چنان کنید و بهمان نکنید. آنان خود را مکلّف به رعایت حقوق اساسی ملت دانسته و به آن عمل کرده اند و می کنند.

 

 
6- چون ارتش بالسّویه خود را به هیچ یک از دو جناح چپ و راست نزدیک نکرده است و سیستم آموزش های سیاسی و عقیدتی اش را به یک مؤسّسه خاصی، یا به یک سری روحانیان جناحی و یا به آن چند روحانی یی که سخنران ثابت محفل های ویژه! اند، سنجاق نساخته است.

 

 
7- چون از همه عیان تر در این وا انفُسای اختلاس، فساد، رانت، دزدی و حیف و میل ها و آقازادگی ها، ملت هنوز نشنیده است که ارتش در اقتصاد دخالتی کرده باشد، یا به فسادی کشانده شده باشد؛ فسادی که همگان می دانند چگونه دامانِ بسیاری را آلوده ساخت و چشم ملت انداخت و همچون خوره به جان نظام _این خون بهای شهیدان_ افتاد.

 

 
8- و چون از همه مهمتر ملت دریافته است هنوز نشده که ارتش در هیچ انتخاباتی دخالتی کرده باشد، یا به نامزدی اهانتی نموده باشد، یا پولش را برای برنده شدن نامزدی خاص هزینه ساخته باشد و نیز اعتبار و ارزشش را به اَنحای مختلف برای فائق کردن یک جناح خاص! از دست داده باشد.


 
 
پس؛ درود به این ارتشِ بانزاکت، پیوسته به آرمانِ ملت، رَسته از آفاتِ نهضت، رَهیده از کید و مکر علیۀ سیاست، گوش به فرمانِ امام اُمت، همچنان مشغول در حفظ و حراست منافع و امنیتِ کشور و نیز مورد رضایت آحادِ ملت.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ مجتبی لطفی

آیت الله العظمی منتظری


توضیح دامنه: به نام خدا. دامنه در 25 مهر 1396 (در این پست اینجا) متنی با عنوان «نقدی بر آیت الله خوئینی ها» منتشر کرده بود. دیشب در سایت انصاف نیوز (وابسته به دکتر پزشکیان با مدیریت علی اصغر شفیعیان) خواندم که حجت الاسلام مجتبی لطفی پاسخی به آیت الله خوئینی ها نوشتند. این متن را به دلیل اهمیت در دامنه بازنشر می دهم. یادآوری کنم مجتبی لطفی یکی از کتاب های مهم مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی منتظری را با عنوان «جلوه های ماندگار» تألیف و تدوین کرده است که من دو سال قبل آن را در دامنه معرفی کرده بودم:



متن نقلی: «حجت الاسلام «مجتبی لطفی»، مسوول دفتر مرحوم آیت الله منتظری و شاگرد وی، در یادداشتی تلگرامی با عنوان «پرسش‌هایی از آقای سید محمد موسوی خوئینی‌ها»، به اظهارات اخیر آیت الله خوئینی‌ها [لینک] پاسخ داد. به گزارش انصاف نیوز، متن یادداشت آقای لطفی در پی می‌آید:


«پرسش‌هایی از آقای موسوی خوئینی‌ها. اخیراً جنابعالی در یادداشتی منتشر شده در باره‌ی عزل آیت الله منتظری، هم در جایگاه مدعی و هم قاضی قرار گرفته و حکم به محکومیت آیت الله منتظری صادر کردید.


با این که خود را ناظری بیرونی بر شمردید که به داوری پرداخته اما فرمودید: «من انکار نمی‌کنم که هیچ چیزی با ارادت و ایمانِ من به امام خمینی برابری نمی‌کند!» که این تناقض خود اعتراف به داوری یک جانبه نیست؟


در این جا با تمامی احترامی که برای شخصیت شما قائل بوده و هستم خواستم در جایگاه پرسش کننده در این محکمه به چند پرسش بپردازم:



الف: از مرحوم مهندس بازرگان مایه گذاشتید که به تعبیر شما از دست فقیه عالیقدر «به فغان آمده بود». اینکه داوری دبیر کل نهضت آزادی برای شما مهم شده (علی رغم تمامی جفایی که در حق او شد و مبرهن است که از سوی چه جناحی) بماند، اینکه جناح شما در زمان صدارت، بر طبل نفوذ لیبرالها در بیت آیت الله منتظری کوبیدند و رابطه‌ی ایشان با نهضت آزادی، و اینکه قرار بوده از طریق اینان کشور به دست منافقین سپرده شود نیز بماند.



اما بد نیست مستند فغان مرحوم بازرگان را بفرمایید و اینکه در مدت شش ماهی که دولت موقت بر قرار بود آیت الله منتظری چه مسوولیتی در کشور داشت که مرحوم بازرگان از آن جهت از ایشان گله داشت در حد فغان! البته بد نبود به اشغال سفارت آمریکا اشاره می‌کردید که باعث استعفای بازرگان شد که هیچ، بلکه امام و کشور در عمل انجام شده قرار گرفت و آثار و تبعات آن هنوز گریبان‌گیر کشور است.



ب: مستطاب عالی از «ضعف‌های آیت الله منتظری» ذکری فرمودید «که با مسایل مدیریت کلان کشور گره می‌خورد و مشکلاتی جدی به وجود می‌آورد».  به خوبی می‌دانید قبل و بعد از انتخاب قائم مقام، این امام خمینی بودند که اختیارات حاکمیتی، احتیاطات و حتی برخی از فتاوای خویش را به آیت الله منتظری ارجاع دادند.


آقای منتظری به جز این، ملجأ و پناه مردم و مسوولان از جناح‌های متنوعی بودند که با دسترسی نداشتن آسان به امام راه قم را پیش می‌گرفتند. آنچه که ایشان در کارنامه‌ی خود دارد و هم چنین از سر دلسوزی و احساس وظیفه مطالبی بیان می‌شد، کدامیک ایراد داشت که به نظر شما مشکلاتی را پدید آورد؟ (از باب نمونه):



نقد برخوردهای تندروانه و غیرقانونی و شرعی با برخی علمای حوزه مانند آیات شریعتمداری و روحانی، جریان روشنفکری چون دکتر سروش و برخی دانشگاهیان و نفی محرومیت از تحصیل منتقدان و مخالفان؟



نقد برخی از اقدامات وزارت اطلاعات و احتمال نفوذ سرویس‌های خارجی در آن برای حذف نیروهای خدوم و آبرو بردن اسلام و انقلاب با برخی اقدامات آگاهانه یا غیر آن؟ آیا از برخوردهایی که با دوستان شما شد و افشای امثال سعید امامی‌ها، احساس نکردید که حق با آیت الله منتظری بود؟



نقد به سیستم قضایی و به ویژه زندان‌ها و آنچه که توسط آقای لاجوردی و گروه ایشان در دادستانی مرکز در زندان‌ها اعمال می‌شد؟ اگر به منابع آقای منتظری شک دارید، گزارشاتی که امثال آقای هادی خامنه‌ای دادند را بخوانید و عزل لاجوردی را. اما چه کسانی وی را پس از ۲۴ ساعت باز گرداندند جز دوستان ذی نفوذ شما؟ سه مجتهد مسلم (منتظری، اردبیلی و صانعی) منتقد جدی آقای لاجوردی بودند اما پشت وی به چه کسی گرم بود؟



رسیدگی به امور زندانیان از طریق نمایندگان ویژه؟ تأسیس دادگاه عالی قم و آزادی بیش از ۶ هزار زندانی؟


تشکیل شورای عالی مدیریت حوزه‌های علمیه و تأسیس مدارس علمیه تحت برنامه که نخبگانی تربیت کرد که بیشترین رزمنده و شهید از این مدارس بودند؟



تأسیس: دانشگاه امام صادق، مرکز جهانی علوم اسلامی، مرکز بزرگ اسلامی کردستان، مرکز فرهنگی لندن، مرکز تربیت مدرس دانشگاهها؟ و… و خدمات فرهنگی دیگر کدامیک به تعبیر شما مشکل ساز بود؟


نقد مدیریت جنگ و اعتراض به نصب آقای بنی صدر به فرماندهی کل قوا؟ طرح ادغام ارتش و سپاه و نقد تضعیف ارتش؟ پیشنهاد خاتمه‌ی جنگ با وساطت کشورهای اسلامی برای جلوگیری از خسارات فراوان؟ (که از دوستان شما در بیت امام طعنه شنید که: منتظری بوی دلار به مشامش خورده است!)


انتقاد به کودتای خزنده علیه نیروهای خدوم و انقلاب و خطر انزوای آنان؟


نقد دخالت همه جانبه‌ی دولت در اقتصاد و اهتمام به اقتصاد عرضه و تقاضا و لزوم نظارت دولت و نه دخالت؟ و تذکرات بیشمار از اول انقلاب تا پایان عمر به توسعه‌ی اقتصادی، کشاورزی و توسعه‌ی روستاها؟


نظرات ایشان در باب آزادی مطبوعات، رسانه‌ها، احزاب، انتخابات و نقد نظارت استصوابی؟     و پاشنه آشیل عزل ایشان یعنی اعتراض به اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ به ویژه تابستان ۶۷ که این قصه سر دراز دارد؟


استاد بزرگوار جناب آقای خوئینی‌ها (دام ظلکم الوارف)  از صراحتم نرنجید، حرف بسیار است و فرصت نابرابر، اما انصافاً کدامیک از گزینه‌های فوق به واقعیت نزدیک نبود؟ و قطعاً از شأن شما به دور است که در قبال پرسش‌های فوق و بیش از این، شوی نخ نمای نفوذ سید مهدی هاشمی، لیبرال‌ها و منافقین در بیت آن فقیه فقید و از همه بدتر ساده لوحی را برای رد گم کردن مطرح نمایید.


و من برخلاف حضرتعالی که معتقدید: «هیچ چیزی با ارادت و ایمانِ من به امام خمینی برابری نمی‌کند»؛ چیزی جز واقعیت و قضاوت در باره‌ی آن، با ارادت و ایمانم به آیت الله منتظری برابری نمی‌کند و معتقدم همان گونه که استاد مشترکمان نقد بر خود نوشتند، باید نقادی کرد و نباید بزرگی بزرگان مانعی در این فرایند مبارک باشد. ارادتمند: مجتبی لطفی.» (منبع)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

از سیستانی بیاموزیم

آیت الله العظمی سیستانی


هرچه اصرار کردم، مرجع عالی‌قدر نگذاشتند دستشان را ببوسم... شنیده بودم که به یکی از علمای ایران فرموده بودند: «می‌گویند برخی از روحانیون در ایران اَشرافی زندگی می‌کنند.


باید توجه داشت که همه مردم دین را از روی عقل و استدلال نپذیرفته‌اند، بلکه به روحانیت اعتماد کرده‌اند و دیده‌اند آنها مردمان خوبی هستند، متدیّن شده‌اند. اینها اگر اعتمادشان را به روحانیون از دست بدهند، به دین هم بی‌اعتماد می‌شوند!»


روایت دیدارچهارم حجت الاسلام سیدمحمود دعایی با آیت الله العظمی سیدعلی سیسانی (منبع: جماران)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دست اوفتاده گیر

دیدگاه دامنه نویسان

به قلم حجت الاسلام والمسلمین مالک رجبی دارابی: سلام بر آموزگاران جوانمردی امیرِ بیان علی (ع) و رهبر آزادگان حسین بن علی (ع) که دست افتادگان عالم را میگرفتند و میگیرند و برای همیشه خواهند گرفت. چو استاده ای دست اوفتاده گیر.



استادی با شاگردش از باغى میگذشت، چشمشان به یک کفش کهنه افتاد. شاگرد گفت: گمان میکنم این کفش کارگرى است که در این باغ کار میکند، بیا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببینیم و بعد کفشها را پس بدهیم و کمى شاد شویم...!



استاد گفت: چرا براى خنده خود او را ناراحت کنیم! بیا کارى که میگویم انجام بده و عکس العملش را ببین، مقدارى پول درون ان قرار بده! شاگرد هم پذیرفت و بعد از قراردادن پول، مخفى شدند.



کارگر براى تعویض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همینکه پا درون کفش گذاشت متوجه شیئى درون کفش شد و بعد از وارسى، پول ها را دید و با گریه، فریاد زد خدایا شکرت... خدایی که هیچ وقت بندگانت را فراموش نمیکنى، میدانى که همسر مریض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رویی به نزد انها باز گردم و همینطور اشک میریخت...



استاد به شاگردش گفت: همیشه سعى کن براى خوشحالیت ببخشى نه اینکه بستانی.


در جوار مرقد مضجع منوّر امام علی علیه السلام که طرفدار حق و حقانیت بود از کلماتش استفاده کنیم انشاءالله:


در حضور فقیر از مال و منالت مگو، در حضور بیمار سلامتیت را به رخش نکش، در حضور ناتوان قدرت نمایی نکن، در برابر غُصه دار خوشحالی نکن، در برابر زندانی آزادیت را جلوه نمایی نکن، در حضور افراد بی بچه از بچه هات تعریف نکن، در برابر یتیم از پدر مَگو. (تحف العقول ص ۱۶۷)



از بیان امیر سخن مولانا علی بن ابیطالب علیه السلام نکات مهم ادبی و اخلاقی ذیل را استفاده میکنیم:



در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه بروید. در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون رو نبوسید. در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نگویید. در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید. و در برابر ...



هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد، مگر به فهم و شعور،  مگر به درک و ادب.


آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده است بگیرد و او را بلند کند. این قدرت تو نیست، این انسانیت است.


سلام آقا ابراهیم. ما هم از دامنه خیلی استفاده کردیم و خیلی چیزها یاد گرفتیم به شما خدا قوت میگوئیم. ارادتمند مالک رجبی دارابی. نجف اشرف. 26 مهر 1396.  ۲۷ محرم ۱۴۳۹ ه ق.



جواب دامنه


سلام جناب شیخ مالک. ممنونم از لطف شما. در این مدت چندسالی که بیشتر از قبل باهم آشنا و درآمیخته شدیم، عمیق تر شما را شناختم؛ یک روحانی باصداقت، رُک و آزادنگر هستی و تا جایی که من فهمیده ام، شما روحیۀ ممدوحی داری که حقّ را با اشخاص نمی سنجی، بلکه اشخاص را در میزان حق، توزین می کنی و این برای یک روحانی زیِّ طلبگی بحساب می آید. و این حُسن بزرگی ست و پسندیدگی قابل تقدیر.


اولین شاگرد در دامنه، خودِ من هستم که همۀ متن ها را اول از همه، با دقت و اشتیاق می خوانم. من بیش از هر متن و پستی، از متن های نویسندگان لذّت می برم و برایم جاذبۀ خواندن و شوقِ آموختن دارد. از توصیه های امام علی (ع) و نکاتی که در این پست نوشته ای لذت بردم. در نجف، عوض مان یک زیارت خاصۀ جانانه بکن آن امامِ عدل و عدالت و مردم دوستی و حامی واقعی مستضعفین را.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عبدی و 4ساله شدن دامنه

دیدگاه دامنه نویسان


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی. سلام بر شما کبلاقا ابراهیم و دامنه خوانان گرامی. چهار سالگی دامنه را (این پست: اینجا) به شما و همه دامنه خوانان همیشگی تبریک و تهنیت عرض می کنم. چند نکته دارم در این باب که شایسته می دانم به عنوان یک همراه چهار ساله و یک دوست دیرین بیش از بیست ساله تقدیم حضور نمایم، اما با کمال قصر و خلاصه:


1- به نظرم دامنه یک حرکت فرهنگی لازم و ضروری بود تا در فضای مجازی نه تنها دارابکلا بلکه منطقه باید می آمد و برخی مسائل و موارد را می گفت که الحمدلله در این کار با کمی قصور و تقصیر بسیاربسیار موثر و مفید بود.


2- دامنه بسیار عالی دیدگاههای غامض و نکات غیررسمی دخمه ای و کتاری را به سطح نوشتار درآورد و یک سند نوشته شده مستند جاندار و زنده رونده تقدیم تشنگان حق و حقیقت کرده و می کند.


3- نگاه دامنه و قلم دامنه به نظرم بسیاربسیار آموزنده و عدالت محور بوده است و نکات مثبت برجسته بسیاری در کارنامه اش درخشان دارد.


4- اکنون که مباحث به دلایلی بیشتر مختصرگویی شده است و شبکه های اجتماعی بیشتر مورد رجوع افراد و اقشار و بخصوص جوانان است باز هم دامنه دارد می درخشد.


5- امیدوارم این روند حفظ گردد و برخی معایب آن بر طرف و این شعله همیشه فروزان بماند تا زکاتش را پرداخت نماید که به گمانم زکات شما خیلی خیلی سنگین است و بدین سال و ماه تمام نمی شود.


پس باشید و هستیم و خواهیم بود. زنده و رونده باشید، بسان رود که در مسیر درّه سر به سنگ می زند رونده باش

امید هیچ معجزی ز مُرده نیست، زنده باش.

سر فراز باشید ای دوست شفیق رفیق.



جواب دامنه

به نام خدا. سلام من هم به یکی از فکورترین دوست دامنه. بی جهت نیست دوستی مان به 30 سال می رسد، من بآسانی تن به دوستی عمیق با هر کسی نمی دهم، مگر آن که بفهمم از آن دوست چیزی می آموزم و مرا به مقصود دینی و اخلاقی ام پیش می برَد. و تو حاج محمد عبدی یکی از همان هایی هستی که خوب ادراک می کنی و خوب مُخ درّاکه دارید. آنچه برای پایان چهارسالگی دامنه و آغاز ورود به پنج سالگی دامنه نگاشتی یک مانیفست کاربردی ست، یقین کن آن را به خودم سنجاق می کنم. از یک روحی متصاعدی چون عبدی، غیر از این هم انتظار نیست که همآره مرا با نوشته های علنی و مشاوره ها، نکته های لطیف و هوشیارانه غیرعلنی راهنمون باشد. متواضعانه می گویم به تو و آموخته ها و معرفت بالایت و نیز حضوردرصحنه ات خیلی دلخوشم. ارزیابی شما را از عملکرد دامنه، برای خویشتن خویش دلگرم کننده و برای مؤسّسۀ دامنه پیشبَرانۀ 16 سوپاپۀ رو به پیش می دانم. خدا حافظ رخف.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نظر شیخ غلامی

دیدگاه دامنه نویسان


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. درود بر شما، به نام خالق زیبایی، «به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست؛ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست»



تولد پنجمین سال دامنه را به جناب عالی تبریک و تهنیت عرض می کنم، (این پست: اینجا) اشاره شجاعانه به ضعف ها و کاستی ها و خطاها، نشانه تعامل مثبت با مخاطبین دامنه است. مطالب شما و دیگر دوستان در همه عرصه ها در طول این چهار سال فرصتی را پدید آورد تا روحانیت محل و برخی از زحمتکشان و جوانان، ورزشکاران موفق معرفی شوند و نیز در عرصه علم آموزی نظرات بزرگان و دانشمندان با هر ذائقه و اندیشه ای طرح و نقد منصفانه شود.



امیدوارم این مشیء شما همواره پایدار و در طریق شناخت و معرفت الهی گام های استوار تری بردارید. در پایان از اینکه این فرصت را برای تحریر مطالب اندکم فراهم نموده اید، صمیمانه قدردانی می کنم.



جواب دامنه


به نام خدا. سلام من به شما دوست فاضل و دیرینم جناب حجت الاسلام شیخ محمدجواد غلامی. شما را از روحانیون بااستعداد، رو به پیش و روشنفکر آگاه می دانم و این را از روی گفتارها و بیش از 25 سال آشنایی و دوستی و هم سخنی، می گویم نه از ورای احساس. سپاس از مرحمت و لطف های شما. از نوشته های شما بهره می بردم و نکات خوبی می آموختم. امروز دامنه به آغاز پنجمین سالش وارد شد و این را خوش یُمنی می دانم که اولین متن از شما رسیده است و بشدّت روحیه بخش است. به دعاهای متن ات آمین می فرستم و به شما دعای آمنین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دامنه چهارساله شد

در 4 سالگی دامنه چه بگویم؟


به نام خدا. سلام به خوانندگان شریف. امروز 26 مهر 1396، دامنه چهارساله شد. 26 مهر 92 _در فرخنده ایّام عیدغدیر_ بود که وبلاگ «دامنه دارابکلا» را تأسیس کرده بودم. در طول و عرض این چهارسال، هیچ وقفه ای نداشتم، زیرا خود را وقف آگاهی رسانی نموده ام. این که چرا دامنه دارابکلا، «قلم قم دامنه دوّم» تبدیل شد، چون سایت پرشین بلاگ دچار مشکلات فنّی پی در پی شد که قبلاً در دو پست اینجا و اینجا کامل شرح داده ام.


ضعف ها، اشتباهات و خطاهایی هم داشته ام، اما جهان بینی توحیدی ام به گونه ایی ست، این مقدار انحرافات را برای بشر غیرمعصوم، طبیعی و حتی گاهی قَسری و جبری می دانم و آنجاها هم که اختیار در میان است، این حالات در آدمی تشدید نیز می شود.


اساساً انسان با اشتباه ها اُنس دارد، ولی درستی و راستی و صداقت را دوست می دارد و از همین روست که همآره از خدا و اولیای الهی هدایت می خواهد.





اگر به کسانی بد کرده ام، از آنها عذرِ شرعی و عفوِ اخلاقی می طلبم. اگر هم به کسانی خوبی کرده ام، از آنان دعای خیر می خواهم و نیز نیکی به والدین برتر از جانم. اگر کسی به من خدای ناکرده غفلتی نمود، من خود را عددی نمی دانم که بخواهم از او درنگذرم.


من از همۀ ناملایماتی که دیده ام یا ببینم و یا می بینم، درجا درمی گذَرم و در دل به هیچ وجه چیزی باقی نمی گذارم. نیز سخت معتقدم خدا ستّار است و ما هم باید عیب پوشانندۀ بندگان خدا باشیم، تا عیب ما هم پوشانده شود. این رسم، مدار و ریل من بوده و هست و خواهد بود.


دنیا را دارِ خیر و برکت و از آفریده های بسیار زیبای حضرت آفریدگار می دانم، ولی تنها چیزی که همۀ جُنبندگان در آن برابرند، ندانستن چگونگی مرگ و زمان فوت شان است، پس از همه به جدّ و شرعاً حلالیت می طلبم.


من با هیچ کسی نه قهرم، نه کینه ای به دل دارم و نه نفرین و ذلّت و ضلالت کسی را خواهانم. این شیوۀ زشت زندگی کردن را برای خود بسی ناروا و غیرتوحیدی می دانم که بخواهم اوقاتم را به تلخکام کردنِ همنوعانم صرف و هزینه کنم.


اساساً اوج نارسایی فکری و ناپُختگی روانی می دانم که کسی با بشری عین خود، به کلنجاری انتقام جویانه روی آورَد و دل کسی را بفِسُرَد. وقتی خدا «اَرحم الرّاحمین» و «خیرٌ حافظ» است، چرا بندگانش با این خصّه های خوب خدا خو نکنند و خوبی نورزند؟


به قول مرحوم مهندس بازرگان باید «راه طی شده» را طی کرد تا به سعادت رسید؛ راه طی شده، راهی ست که انبیای خدا آن را بدرستی پیمودند و  ادامۀ مسیرش را به ما سپرده اند.


من این تفکر عالی مصطفی ملکیان را خیلی توجه و دقت دارم و استدلال معنویت گرایانۀ وی را می پسندم که به تعبیر ایشان در یک تقسیم بندی 
«آدمیان سه دسته اند:


گروه اول شور زندگی دارند و بی بهانه از هستی لذّت می برند. گروه دوم شور زندگی ندارند اما با دل مشغولی هایی به زندگی خود معنا می دهند. و دسته سوم که نه آن اند و نه این، گرفتار افسردگی و نُومیدی و تلخی می شوند.»


در پایان، سرِ انگشتان همۀ نویسندگان شریف «قلم قم دامنه دوّم» را بوسۀ برادرانه می زنم و بر مغز و نگاه و تفکر همۀ خوانندگان شریف، عطرِ دوستی، وفاق، توافق، تبادل، تعامل و هم اندیشی متفکرانه می پاشم. بعون الله تعالی.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

روزشمار محو اسرائیل


مسائل منطقه ای
 
 متن نقلی: دکتر احمد نقیب‌زاده: «اقدامات برخی تندروهای داخلی فقط در این زمینه به سود دشمنان شناخته‌شده ایران تمام می‌شود و آنها از این موارد نظیر نصب روزشمار و یا شعار به زبان عِبری، حداکثر بهره‌برداری را علیه ایران انجام می‌دهند.
 


مساله در جای دیگری است؛ از نظر آنها قدرت ایران باید محدود شود و به نظر آنها ایران بیش از حد خودش، در منطقه گام برداشته است. ایجاد یک قدرت محدودیت‌ناپذیر در منطقه که توانایی به‌هم‌‌زدن معادلات را داشته باشد و از کنترل اروپایی‌ها خارج باشد، به هیچ‌وجه خوشایند غرب نیست. در نتیجه موضع‌گیری‌ها از یک آینده‌نگری خاص برخوردار خواهد بود.



به‌طور طبیعی هیچ‌کشوری از افزایش قدرت کشورهای دیگر خشنود نخواهد بود و این طبیعت هابزی سیاست است. هر کشوری که قدرتمندتر شود، آسیب‌پذیری کمتری هم خواهد داشت و در نتیجه صدای بلندتری هم می‌تواند داشته باشد.» (
منبع)
 
روزشمار نابودی اسرائیل در تهران (منبع)
 
روزشمار نابودی اسرائیل در فرودگاه مشهد (منبع)
 
 

توضیحات دامنه
 

به نام خدا. در سال 1394 گفته شد: «تا 25 سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت» (منبع).
 
 
بر مبنای همین سخن رهبری، تابلوی روزشمار نابودی اسرائیل در میدان فسلطین تهران و فرودگاه مشهد (و شاید هم در شهرهای دیگر) نصب شد که به صورت روزانه، فاصلۀ روزهای باقی‌مانده تا نابودی رژیم غاصب اسرائیل را به مردم و رهگذران نشان می دهد. یعنی سال 1419 هجری شمسی، سال 1462 هجری قمری. برابر با سال 2040 میلادی.


 
امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ در  25 مرداد 1358 نیز طی سخنرانی هشدارآمیز فرموده بودند: «می بینند که یک دولت پوشالی اسراییل در مقابل مسلمین ایستاده، اگر همه مسلمانان جمع شوند و هر کدام یک سطل آب بریزند اسراییل را آب می برد. معذلک در مقابل او زبون هستند. چرا به علاج واقعی که اتحاد و اتفاق است روی نمی آورند؟» (صحیفه، ج ۸، ص ۲۳۵.) (منبع)


 
این نکته را نیز بیفزایم اسرائیل دیروز تهدید کرد نیروهای نظامی ایران در جنگ سوریه، تا 60 کیلومتری مرزهای اسرائیل نباید نزدیک شوند. آنان از آمریکا و قدرتهای جهانی خواستند این موضوع را بررسی کنند. مقامات این رژیم پیشتر دربارۀ نصب «روزشمار مَحو» نیز واکنش نشان داده بودند. بگذرم. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ویژگی ممتاز سیستانی

آیت‌الله العظمی سیستانی

«...برآوردم از شخصیت والای آیت‌الله العظمی سیستانی به طور اجمال این بود که عالم روشن‌بین و در حقیقت روشنفکری هستند. مصداق بارز کلام امام صادق (ع) که: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس»، یعنی عالم‌ زمان‌شناس مورد هجوم امور مشتبه قرار نمی‌گیرد و به تعبیر عامیانه گیج نمی‌شود. ایشان با خرافات و زوائدی که باعث بیزاری علاقه‌مندان به اسلام می‌شود، سر ناسازگاری دارند...





در اینجا [دیدار چهارم] حضرت آیت‌الله نکته مهمی را یادآور شدند که فکر می‌کنم در تاریخ مرجعیت بی‌سابقه باشد و آن اینکه به مقلدان ساکن در عراق فرموده‌اند لزومی ندارد وجوهات شرعی را به نمایندگان ایشان بدهند یا برای ایشان بفرستند، بلکه می‌توانند در هر کاری که خود مصلحت می‌دانند، خرج کنند و از جمله به فقرا مساعدت نمایند.



...این امر علاوه بر اینکه به متدیّنان عراق شخصیت و اعتماد به نفس می‌دهد که تا چه حد مورد اعتماد مرجعیت هستند، روحیة آزاده و بزرگ‌منشی و طبع بلند حضرت آیت‌الله را نیز نشان می‌دهد که چقدر از نام‌خواهی و سُلطه‌جویی گریزانند؛ زیرا قاعدتاً دریافت وجوهات شرعی زمینه و پشتوانه قدرت مراجع است و ایشان اینجور بزرگوارانه آن را در اختیار خود مقلدان قرار داده تا در موارد مقتضی و به تشخیص خود هزینه کنند...



ایشان اصرار دارند از دولت عراق و هیچ دولت دیگری کمک مالی نگیرند و معتقدند که حوزه‌های علمیه و روحانیت شیعه باید همچون سیره دیرینه‌اش مستقل از دولت‌ها بماند. طبیعی است که مجموع این منش و بینش که حاکی از دانش عمیق و وسیع، انصاف، بی‌طرفی، دوراندیشی و واقع‌بینی و دقت نظر در امور مختلف است، منشأ نفوذ کلمه باشد...



هرچه اصرار کردم، مرجع عالیقدر نگذاشتند دستشان را ببوسم. اتاق کوچک مرتبی داشتند، بسیار ساده و بی‌پیرایه. تمام مدت دوزانو نشستند و از هر گونه تشریفاتی پرهیز داشتند. زهد، ساده‌زیستی، فروتنی و تواضع ایشان به‌راستی کم‌نظیر است. شنیده بودم که به یکی از علمای ایران فرموده بودند:


«می‌گویند برخی از روحانیون در ایران اشرافی زندگی می‌کنند. باید توجه داشت که همه مردم دین را از روی عقل و استدلال نپذیرفته‌اند، بلکه به روحانیت اعتماد کرده‌اند و دیده‌اند آنها مردمان خوبی هستند، متدین شده‌اند. اینها اگر اعتمادشان را به روحانیون از دست بدهند، به دین هم بی‌اعتماد می‌شوند!»


همین است که خودشان با وجود همه امکانات مالی و اعتباری، هنوز در چنان خانه‌ای زندگی می‌کنند که از حد متوسط مردم ما بسیار پایین‌تر است.»

روایت دیدارچهارم حجت الاسلام سیدمحمود دعایی با آقای سیستانی
(منبع: جماران)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حاشیه ای بر نقد خوئینی ها


مسائل داخلی ایران

به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی
. سلام. حاشیه ای بر نقد خوئینی ها. (این پست: اینجا). ایشان لیسانس خودش را از روسیه شوروی گرفته و همیشه مواضعش ضدامپرالیسم بوده و زمان خاص نقاط عطف و رفت تفکیک قوای سیاسی ایشون سردمدار هستند و جنبش جدید ایجادمیکنند و اگر اعضای جنبش دارند تاوان و هزینه می دهند در آنزمان موسوی خوئینی ها گم و پنهان می شود و پشت ابر می ماند.



نقد فهرست شده جنابعالی خیلی عالمانه و مستدل و مستند است و من لذت بردم و بر خودم بالیدم که دوست شمایم. افتخار دیار منی، این نقد شما تحلیل یک پدیده و فلسفه انسان شناسی است. پیام های زیادی دارد و یا روش آموزشی تحلیل محتوا است. برایم آموزشی بود برای اینکه داوری و قضاوت در آن نبود. موضعگیری نبود. روش نگاه هرمنوتیکی به متن بود.»


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به شما. سطر اول پارۀ نخست متن شما، یک تحلیلی ست که نشان می دهد کتاب «شنود اشباح» را خوانده ای. من از این قضیه عبور می کنم. در سطور تحتانی همین پارۀ متن، نکاتی نوشتی که من چند بار وقتی از شما به سمع و حضور شنید ه ام، تبادل دیدگاه زیادی نمودیم و بهره ور بوده ایم. از حُرّیت تو و روحیۀ تو در بُت سازی نکردن اشخاص، بسیار خوشم می آمده و می آید.


از این که نقدم بر جناب آیت الله سیدمحمد موسوی خوئینی ها را با این دقت و فراست خوانده ای و دریافت های دقیقی نموده ای و سپس ابراز نظر کرده ای و آن را به اشتراک نیز گذاشته ای خیلی خرسندم. آن جا هم که رفاقت را فخر دانسته ای، من نیز چون تو نسبت به تو چنین ام؛ چرا که، رفاقت میان مان همیشه آمیخته به دیرینگی، دلدادگی و اندیشگی بوده و هست و خواهد بود. سپاس.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خاطرۀ سیاسی دامنه

روحانیت دارابکلا
 

 به قلم دامنه. به نام خدا. دهۀ 70 بود. یک روز پدرم از یک نشست روحانیت در ساری _که اغلب برای شستشوی مغزی! منعقد می شد_ به منزل بازمی گشت. سمسکنده را که ردّ کرده بودند، مرحوم حجت الاسلام سیدباقر رئیسی سجّادی از پشت فرمان نیسان _که به سوی دارابکلا به شوق و تند می راند_، به او و مرحوم حجت الاسلام سید مهدی دارابی گفت: «جلسۀ مهمی بود... دیدی فلانی چه هشدار مهمی داد... »

 

حجت الاسلام سیدباقر رئیسی سجّادی

 

حجت الاسلام مرحوم سیدباقر رئیسی سجّادی

 

پدرم مرحوم حجت الاسلام شیخ علی اکبر طالبی دارابی

پدرم مرحوم حجت الاسلام شیخ علی اکبر طالبی دارابی

 

 

آن دو که چفت هم در کنار او نشسته بودند، سری تکان دادند و منتظر باقی حرفش ماندند. حاج سیدباقر که پیچ آقا اسیو پیش روستای دارابکلا رسیده بود ادامه داد و گفت: باید خیلی مواظب باشیم جوان ها چپی مَپی نشوند.

 

 

سخنران نشست روحانیت آن ها را از چپی ها حسابی ترسانده بود و خط و ربط داده بود که چه کنند. چون تازه چند ماهی از برنده شدن میلیونی حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی بر حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری با همۀ آن قضایای انتخاباتی گذشته بود.

 

 

پدرم گردن گرداند و به حال گِس کج به سیدباقر _که خیلی باهم رفیق و در رَبط و رَفق بودند_ با لحن ویژۀ خود گفت:

تِه چیشی گونی!؟

من خادَم (=خودم) چپی هَسّمه

به خاتمی رأی دادم

تِه مِره چپی ترس دِنی؟

کی گفت چپی بَده!

من چپی مِه

 

روح آن هر سه رفیق همدرسِ همدورۀ همپیاله شاد 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

نقدی بر آیت الله خوئینی ها

مسائل داخلی ایران

به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً آیت الله سیدمحمد موسوی خوئینی ها یکی از سردمداران جناح چپ به موضوع «قائم مقام رهبریِ» مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی منتظری ورود کرد و چنین گفت:






«باز کردن پروندۀ عزل آن فقیه عالی‌قدر برای من بسیار دشوار است... او در راه به ثمر رسیدن نهضت و انقلاب اسلامی چه مصیبت‌ها کشید، چه اهانت‌ها و زخم زبان‌ها، چه زندان‌ها و شکنجه‌ها، چه تبعیدها و محرومیت‌ها؛... در یک اقدام مصلحت‌اندیشانه، جایگاه قائم‌مقام رهبری را برای وی به تصویب خبرگان رهبری رساندند...  اما افسوس و صد افسوس که آن عالم مجاهد، در کنار نقاط قوت فراوان، ضعف‌هایی هم داشت... ای کاش آن اقدام مصلحت‌اندیشانه انجام نمی‌شد تا آن جراحی دردناک اتفاق نمی‌افتاد. آری، همان ضعف‌ها بود که امام را ناگزیر از آن اقدام کرد... تردید ندارم که در عزل ایشان حق با امام بود.» (منبع)



جواب دامنه




1- این که شما را یک روحانی بافکر و مرام و در خط امام می دانسته و می دانم، شکی نیست؛ اما دأبم همیشه این بوده هیچ گاه همۀ حرف هایی که زده ای و نوشته ای و یا می زنی و می نویسی، دربست نپذیرم و بَه بَه و چَه چَه نکنم. روی این حرف تازۀ شما هم، بر همین مَنهج ام.



2- تا زمانی که در یک موضوعی نتوان دو طرف قضیه را به یک اندازه و با نگرش عدالت گرانه نقد و بررسی کرد، داوری ها در بارۀ آن موضوع را نمی توان پذیرفت. از یک سو راحت و آسان مرحوم منتظری را نقد می کنند و حتی فُحش و ناسزا بار می کنند، ولی از سویی دیگر به خاطر مقام خاص و احترام والایی که امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی دارند، نمی توانند ایشان را بآسانی نقد و بررسی کنند؛ پس این قضیه همچنان غامض باقی می ماند.



3- آیا به نظر شما «عزلِ» مرحوم آیت الله العظمی منتظری از وظایف و حقِّ مجلس خبرگان نبود؟ زیرا هم امام معتقد بودند همه به قانون اساسی اقتداء کنیم و هم مجلس خبرگان ایشان را به مقام «قائم مقام رهبری» برگزیده بود که عموم مردم از آن اقدام بارها و بارها حمایت و اظهار رضایت و شادمانی کرده بودند.



4- چرا موضوعی خیلی کوچک مانند قضیۀ سید مهدی هاشمی، موجب شد با موضوعی بسیاربزرگ، یعنی قائم مقامی رهبری آن گونه برخورد گردد؟ اگر می خواهی بگویی منتظری انتقاد می کرد، باید گفت ایشان چهار شأن داشت و این شئوون نمی گذاشت چیزی را که خود تشخیص می داد باید بگویند، بازگو نکنند ولو آن که امام آن را نپذیرند؛



1- مرجع و فقیه بود. 2- قائم مقام رهبری بود. 3- زندان کشیده و شکنجه دیده به دست طاغوت بود. 4- و نیز یکی از رهبران اصلی نهضت اسلامی بود. آیا اینها موجب نمی شد ایشان در موضوعات نظام، نظرات خود را بی واهمه و هراس و بنا به تشخیص خود اظهار نمایند؟



5- شما که پس از دورۀ امام، بارها در روزنامۀ سلام ولایتِ رهبری را «درقانون» و «محدود» و «مقیّده» و «انتخابی» و «غیرمطلقه» می دانستی و بحث مشهور «دور و تسلسل» شما هم گویایی این نوع مواضع شماست؛ چرا در قضیۀ عزل و برکناری فوری و آنی مرحوم منتظری، بر خلاف عقاید و آراء دموکراتیک خود نظر می دهی؟



6- بحث من فراتر از قضایای عزل و مسائل دیگری ست که شما به کنایه اشاره کردید. بحث من این است که شما در موضوع انسان شناسی اشتباه می کنی. از یک سو می گویی «اما افسوس و صد افسوس که آن عالم مجاهد، در کنار نقاط قوت فراوان، ضعف‌هایی هم داشت» از سوی دیگر دربارۀ همۀ طرف های قضیه نمی توانی و نمی خواهی اظهارنظر کنی.



پرسشم این است به من نشان بده غیر از معصومین _علیهم السّلام_ چه کسی در این گیتی «ضعف‌هایی» ندارد که «صد افسوس» منتظری فقط! داشت؟ رفتی از یک موضوعی مثلاً رفع ابهام کنی! و خواستی خود را موجّه سازی و شاید هم برخی را دلخوش! ولی بدجوری غلتیدی و خیلی خَلط کردی.



بگذرم و فقط دو جملۀ کوتاه بگویم یکی این که: تاریخ ننویسید، تاریخ را بنویسد. دوم این که به قول دکتر عبدالکریم سروش بدین مضمون: وقتی انسان را تعریف می کنیم، «اشتباه» و ضعف بخش لاینفکِّ آن است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |
نوه ام علی طالبی دارابی

نوه ام علی طالبی دارابی

پست اختصاصی
 
نوه؛ واژه ای که بارها شنیده ام شیرین است. به نام خدا. خدا را هزاران بار شاکرم و برای این رویداد بابرکت، جَبهۀ سپاس بر خاک می سایم. چشمم به روی نوۀ من علی طالبی دارابی پسر مهندس عادل روشن شد. متولد قم است. زایشگاه ایزدی. ساعت 2 و 45 دقیقۀ بامداد روز یکشنبه 22 مرداد 1396 هجری خورشیدی. بیستم ذی القعدۀ 1438 هجری قمری. 13 آگوست 2017 میلادی.

 
 
 
 
 
یاد پدر و مادر بهتر از جانم مرحومان شیخ علی اکبر و بانو مُلّا زهرا آفاقی دارابی را گرامی می دارم و به همۀ منتسبان نسَبی و سبَبی خصوصاً به سُرورالسّادات مادرِ علی، و به عادل پدر علی و به دو عمویش عارف و عاصم و به عروس عزیز دیگرم مهسا، این میلاد خُجسته را تبریک می گویم و این پست اختصاصی را می گشایم.
 
 
    
 
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رستاخیز، تئاتر شرّ

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه؛ تماشا در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |