قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم داراب‌کلا ابراهیم طالبی دارابی
«Qalame Qom Damaneye Dovvom»
جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ آبان ۹۸، ۱۰:۱۵ - پوریا قلعه
    :)
نویسندگان

۵۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دارابکلایی ها» ثبت شده است

به قلم دامنه : به نام خدا. از قدیم و ندیم (=ایام بسیار قدیم به قول مرحوم دکتر محمد معین) در چشم برخی‌ها، از جای‌جای ایران ما، داراب‌کلا، محل شفا ! بوده و روستای محل رفع و رجوع. هنوز هم این باور، طرفدارانی داره و نیز مراجعه‌کنندگان بسیاری. من تا جایی که ذهنم اُکسید (=زنگار) نشده یادمه که اینان دعاگران محل بودند که همگی از دار فانی به دیار باقی شتافتند: ۱. حاج آق‌علی شفیعی و پدرش سیدمحمد، ۲. حاج سیدکاظم شفیعی، ۳. سیدمحمود هاشمی، ۴. حاج میراحمد موسوی، ۵. حاج میرهادی دارابی، ۶. شیخ علی‌اکبر طالبی، پدرم. در دو خاندان، شمارگان ۱ و ۵، هنوز هم پسران جای پدر می‌نشینند و دعا می‌نویسند. گویا مشتری‌های فَرط و فراوان هم دارند، از نقاط مختلف ایران.

 

عاشورای داراب‌کلا. بالاتکیه. ۱۹ شهریور ۱۳۹۸. عکاس و ارسال: شیخ‌عسکر رمضانی

عاشورای داراب‌کلا. بالاتکیه. ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ارسالی: شیخ‌عسکر رمضانی

 

تلقین: مرحوم مادرم را روزی -که خیلی کسالت بر او عارض شده بود- به مطبی در خیابان قارن برده بودیم. هنوز دارو را نگرفتم، ازش پرسیدم: ننه‌آقا الان چطوری؟ مادرم گفت: خیلی بهتر شدم پسر. خندیدم و گفتم: هنوز که دارو نخریدیم. فهمیدم همین که مریض، نزد پزشک و مهربانی‌های دکتر می‌نشیند، تلقینِ مثبت سراغش می‌آید و خود را درمان‌شده می‌پندارد. همین هم خود، بخشی از سیرِ سلامتی و بازسازی روحیه می شود. نکته این که: با باور مردم، تحت هر نوع عملیاتی و با هر نوع اسم رمزی، هرگز نمی‌توان به‌آسانی جنگید و ظفرمند شد.

  • دامنه |

...

 

مراسم دفن محمدعلی نبی‌زاده

 

 

مرحوم محمدعلی نبی‌زاده

 

عکسهای ارسالی: اُم البنین دارابکلایی

 

یادی از برادر و دائی شهید

 

به قلم دامنه. به نام خدا. درگذشت فامیل گرامی مان آقای محمدعلی نبی‌زاده برادرِ «شهید ابراهیم نبی‌زاده» و داییِ «شهید سیروس اسماعیل زاده» را -که دیروز اول تیر 1398 رخ داد- به تمامی بازماندگان نسبی و سببی و دوستان وفادارش تسلیت می گویم. آن مرحوم در جوانی از داراب کلا به تهران مهاجرت کرد. وارد ارتش شد. از ناحیۀ انگشتان دست مجروح گردید. پس از بازنشستگی، مدتی در بانک صادرات داراب‌کلا کار کرد و سرانجام، در حالی مدتی دچار بیماری شده بود، در سن کهولت درگذشت. نبی‌زاده، مردی خوشبیان، خوش‌خُلق، صمیمی، اجتماعی و سرزنده بود. خدا رحمتش کناد. صلوات.

  • دامنه |

 

شادروان دانیال دستیار که در اثر برق‌گرفتگی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، درگذشت

مرحوم دانیال دستیار

 

به قلم سید علی اصغر و دامنه:

 

سید‌ علی‌اصغر: سلام  شرحه شرحه در دلم غم دارم امروز. جوان ، جان ملت است . پدیده ناگوار جان جوانی را گرفت که برای آتیه خویش در حال کارکردن بود و امیدوار به زندگی ... شرح غم دانیال ، دریای از واژگان قدخمیده ایست که آه دارند و اشک می ریزند . شرح غم مرگ دانیال ، نغمه ناله های است که مردم فهیم داراب کلابرای درد جانکاه پدر و مادر جوانی زمزمه می کنند ... انوار الهی بر روحش ببارد تا همواره بیاد خنده های زیبا و مهربانی اش باشم . به خاندانش تسلیت عرض می نمایم . بویژه دوست و برادرم سید علی اکبر هاشمی که پدر خانم دانیال بودند و دوست و استادم ابراهیم طالبی که دایی همسرش محسوب می شوند.

 


دامنه: سلام سید. با این متن آکنده از احساس پاک و حزن و اندوه تو سید علی‌اصغر بشدت گریستم. دانیال ما دست‌کم دو برجستگی داشت پیش من: افتادگی و اخلاق و نیز کار و تلاش و عفّت. حال چهره‌ایی ازو در برابر چشمانم چشمک می‌زند که سال قبل در منزلم قم، در پیش‌روی من، بر ما چه خنده‌های خوش و مهربانی‌های راستین نشان می‌داد. نغمه‌ی غمین تو سید علی‌اصغر چه عالی و محزون در الفبای دردمان بازتاب داشت. نوشتی از آنچه که در دل الهام یافتی. واژگان تو همه از سرِ فلسفه‌ی زیستن است و درک والای حیات. بر من با این نگاه مهربان و سرشار انسانیت تسلا بخشیدی. دانیال را  جلوی چشمانم گذاشتم و اشک می‌ریزم. ای وای حسرتا! به آن همه خوبی‌های دانیال و معصومیت خواهرزاده‌ام سیده‌فاطمه هاشمی که تنها شد و یک عمر اندوه و تراژدی. بگذار بگریم رفیق. تسلیت می گویم به تمامی بستگان نسبی و سببی اش به ویژه به خواهرم و خواهرزاده ام و جناب سیدعلی اکبر هاشمی دامادمان، و نیز به پدر روانشاد دانیال آقای علی دستیار و پدربزرگ او عموی مان جناب حسین دستیار. خدا رحمت کناد.

  • دامنه |

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. امروز ۱۸ اسفند که فرا رسید، ۱۴ سال از هجران غم‌انگیز یوسف می‌گذرد. روان‌شاد یوسف رزاقی، ۱۸ اسفند ۱۳۸۳ بر اثر تصادف در جاده فیروزکوه، به آسمان پر کشید و دل‌مان را مالامال غم و اندوه و فسوس نمود. در روز تشییع و دفن او، غوغا بود که حسرت آن بر دلم ماند، تا از تهران برسم، به خاک خُفت. آن روز عظیم و غمگین داراب‌کلا، جناب حاج محسن سجادی _رئیس شورای وقت داراب‌کلا_ در همان مزار، ۴۰ روز عزای عمومی اعلان کرد که در روزنامه‌ی محلی ساری چاپ شده بود.

 

به یاد او عکس روز اعزام به جبهه‌ی‌مان در اسفند ماه ۱۳۶۴ از سپاه سورک به سوی عملیات والفجر ۸ را گذاشتم. (تصویر سمت چپ زیر) چه شور و شگفتی آن روز میان داراب‌کلایی‌ها و ما اعزامی‌ها برپا شده بود. وقتی غیرت با معرفت جمع شود، حماسه می آفریند.

 

   اعزام به جبهه دارابکلایی های غیور. 1364. سپاه سورک. سربندداران از جلو : نفر وسط دامنه. سمت راست علی بابا حسینی. پشت از راست : یوسف. سیدابراهیم حسینی. سیدعلی اصغر. سید ابوالحسن شفیعی. اما بقیه را خودتان شناسایی کنید. فقط آن عقب سمت راست کنار آسید سیدرسول است. این رزمندگان به عملیات والفجر8 رسیدند
 

عکس سمت راست: نوروز 1383، دوازده‌راه جنگل داراب‌کلا. به همراه یوسف، که سرحلقه‌ی دوستان بود، و بدجوری در بی‌وقتی هجران آفرید و غم به درون‌مان صادر نمود. روح آن رفیق اعلا، و به تعبیرم «گره نخ تسبیح حلقه‌ی‌مان» همآره جاودان باد. فاتحه و صلوات.

  • دامنه |

آبان 1397.

 

به نام خدا. این فروشگاه مرغ و مواد پروتئینی رفیق گرامی ام جناب حمید عباسیان _برادرِ شهید ابراهیم عباسیان_ است. در کنار منزلش در روستای دارابکلا. با سلام و آرزوی سلامتی و کسب روزی بیشتر از این تلاش خستگی ناپذیر برای این دوست دوران کودکی ام تا الان. خدا برکت دهاد.

  • دامنه |

عکاس و ارسال: رنگین کمان

 

عاشورای 1440روستای دارابکلا میاندورود.

پنجشنبه 29 شهریور 1397.

 

 

حجت الاسلام آقا شیخ جواد آفاقی

 

 

سید ابراهیم مسلمی و محمد آهنگر

 

 

موسی آهنگر و حاج علی کارگر

 

 

حاج علی چلویی

 

 

متمرکزکردن ذبح نذری های عاشورا

 

 

حرم امام حسین. شب عاشورای امسال

 

 

زنجیرزنی یک عزادار خالص از نکا در دارابکلا. این عکس ارسال یک دامنه خوان

 

 

نماز ظهرعاشورا. ارسالی یک دامنه خوان

 

 

عزاداری مردم لرستان در عاشورا. 29 شهریور 1397.

 

  • دامنه |

ارسالی جناب یک دوست: 19 تیر 1397

 

اینجا

 

وَه چه خاطره ایی

 

  • دامنه |

به قلم دامنه: به نام خدا. دامنه در سلسله مباحث «تریبون دارابکلا» معمولاً مسائل مختلف محل را به وُسع خویش انعکاس می دهد. امروز در سالگرد سید ابوالفضل مسلمی (نوۀ دختری حاج ابراهیم آهنگر دارابی پایین محله) یک مؤسّسۀ آموزشی تربیتی قرآنی دارابکلا با نام «مهد کودک قرآنی ابوالفضل روستای دارابکلا» را معرفی می کند. تا هم یاد آن درگذشته زنده نگه داشته شود، هم از کار بزرگ و احسان و نیکوکاری جناب حاج ابراهیم آهنگر دارابی تجلیل به عمل آید و هم به مدیریت محترم مهد کودک قرآنی ابوالفضل خداقوت و انرژی مضاعف داده شود.

 

 

جناب حاج ابراهیم آهنگر دارابی پدربزرگ سید ابوالفضل، سال قبل با نیّت خیر این مکان را (در عکس های زیر) هدیه کرده است و در اختیارمدیر آن خانم فاطمه رجبی دارابی (دانش آموختۀ محترم دانشگاه و هنرمند نقاش) فرزند  آقای محمد رچبی قرار داده است. سال قبل، در 13 مرداد 1396 (اینجا) مراسم دعای کمیل آن جوان از دست رفته را، با عکس های ارسالی جناب یک دوست منعکس کرده بودم و یادش را گرامی داشته بودم. اینک در شب شهادت امام صادق آل محمد (ص) این پست را تقدیم دامنه خوانان شریف می کنم. زیرا؛

 

 

با این انتشار هم مؤسسه را می شناسانیم که بخوبی و بدرستی پاگرفته که در کارش توفیق و نظم و برنامه ریزی دقیق دیده می شود؛ هم یاد آن جوان را تجلیل می کنیم و هم اهمیت و نقش بسزای آموزش قرآن را برای بچه های دارابکلا تذکار می دهیم و هم برای اعتبار محل مکان ها و اشتغالات آموزشی را بیان می کنیم. باشد که اجر آن به روح اموات همه و خصوصاً آن جوان درگذشته و نیاکان حاج ابراهیم و همسرش، نیاکان مؤمن خاندان موسوی و اموات ودرگذشتگان رجبی و نیز اموات این بنده نثار شود. ان شاء الله تعالی.

 

تصاویر و دو اطلاعیۀ مهد کودک قرآن ابوالفضل در زیر:

 

 

 

اهدائی حاج ابراهیم آهنگر. به مناسبت درگذشت سید ابوالفضل مسلمی

نوۀ دختری حاج ابراهیم آهنگر

 

 

با مدیریت خانم فاطمه رجبی دارابی فرزند محمدرضا رجبی اسحاق

عکس ارسالی فاطمه رجبی به دامنه در  17 تیر 1397.

 

بقیه ادامه

  • دامنه |

احمد گرجی بالامحله. خال به دوش. خال. 14 تیر 1397.

 

عکس ها: اینجا

 

 

آقای محمدعلی نبی زاده برادرشهید ابراهیم نبی زاده. بیمارستان بوعلی ساری. ایام شهادت امام علی (ع) 16 خرداد 1397. ارسالی جناب یک دوست. با سلام و آرزوی سلامتی و شفا برای این مرد پرتلاش و خوش گفتار و خوش رفتار روستای دارابکلا. (ایشان دائیِ مادر همسرم هستند) عکس زیر محمدعلی نبی زاده و دامادش آقای گال برار بابویه دارابی برادر حسین نجّار و علی نجّار. درود به نبی زاده و سلام به جناب یک دوست که یادِ آقای نبی زادۀ این مرد خندان و بشّاش و مردمی و خاکی دارابکلا را تجدید کرده اند که اینک بر بستر بیماری ست.

  • دامنه |

 

به قلم دامنه. به نام خدا. یادی از یک مرد بزرگ محل. یادم هنوز هست که چه نصیحت هایی به ما می کرد، چه شعرهای پرمغزی می خواند، و چه حکمت های زیبایی نقل می نمود. تنومند بود؛ سرخ فام. خندان و نیز بشدّت آرام. صدایش، خیلی طَنین داشت، وقتی سخن می آمد کم می گفت و به حدّ و حدود، حرف می زد. از ابوسعید ابوالخیر می گفت:

چون تیشه مَباش و جمله بر خود مَتراش

چون رنده ز کار خویش بی‌بهره مباش

تعلیم ز ارّه گیر در امر معاش

نیمی سوی خود می کش و نیمی می پاش

(رباعی 367 ابوسعید ابوالخیر)

 

مسیر سرتا. 1362. از راست: حسن آهنگر. سیدعلی اصغر. روانشاد یوسف. احمد نصیری. سید محمد اندیک. عیسی رمضانی. سیدرسول. حسن صادقی. لالیمی. آق حیدر. ایستاده از چپ: جعفر رجبی. دامنه. پسرعمه ام آق باقر شفیعی

مسیر سرتا. 1362.

 

در پنج شنبه شب های دهۀ شصت، ما جمعی از رفقا، به خونه اش در تنگِ بالامحلۀ دارابکلا می رفتیم و دیدنی های تلویزیون آن سال ها را می دیدیم. (برنامه ای از مجری زبردست مرحوم جلال مقامی) آن مرد بزرگ و خوب محل، در شب نشینی های مان در جوارش، از خوی و خصلت های بد برخی از مردم می گفت و بر ما تأکید داشت چنین نباشیم، بلکه همیشه:

 

گُل چین باشیم، نه گناه چین مردم

 

 

او خطّاط بود. بسیار خوش خط و خوش قلب.  تهران کار می کرد و آخر هفته به دارابکلا برمی گشت. او مرحوم آقای نصیری بود؛ پدرِ دوست مان جناب احمد نصیری. با آن که جوان بودم ولی این ذکر زیر او را که به ما یاد داده بود؛ هر صبح هفت بار به نیت خالص توحید بخوانیم، هنوز هم وِرد زبان و قلبم می کنم و حرز جانم:

 

یا هو یا مَن لا هوَ الا هو

 

همان دورۀ جوانی خیلی از شعرها و نکته های او را در دفترم نوشته ام و هنوز به یادگار نگه داشته ام.  خدا او و همسر مهربانش را _که همیشه با قلبی پاک و اخلاقی خوش رفتار با ما برخورد شفقّت آمیز داشتند و با سخاوت تمام پذیرایی می کردند_ غریق رحمت کناد. فاتحه مع الصّلوات.

 

اخیراً در (آب حیات) مرکز اطلاع رسانی غدیر، خوانده ام که در تفسیر مجمع البیان ذیل سوره اخلاص آمده است که علی (علیه السلام) قبل از غزوه بدر، حضرت خضر (علیه السلام) را در خواب مشاهده می فرمایند و به او می گویند چیزی به من بیاموز تا بدان وسیله بر دشمنان نصرت یابم.

 

جناب خضر (علیه السلام) به ایشان می گویند، بگو: یا هو یا من لا هو الا هو.

 

علی (علیه السلام) در صبح آن شب، حکایت رؤیای شب گذشته خویش را برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می نمایند. حضرت رسول به ایشان می فرمایند، یا علی به تو اسم اعظم تعلیم داده شده است.

  • دامنه |

به قلم دامنه: همرزم سلحشور: سیدحسن، سلام ما را به یوسف برسان. الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ. کسانى که چون مصیبتى به آنان رسد گویند انا لله و انا الیه راجعون [ما از خداییم و به خدا باز مى‏ گردیم‏]. بر اینان درود پروردگارشان و رحمت او باد و اینانند که رهیافته‏ اند.

(سوره ۲: البقرة - جزء ۲ - آیۀ 156 و 157 . ترجمه خرمشاهی)

 

جبهه.1364. من و روانشادان: یوسف و سیدابوالحسن.

عکاس: سیدعلی اصغر

 

به نام خدا. لحظات پیش (8 و نیم صبح شنبه 22 اردیبهشت 1397 برابر با 25 شعبان المعظم 1439) از سوی دوست بزرگوارم جناب حاج سیدتقی شفیعی دارابی مطلع شدم، همرزم سلحشورمان سید ابوالحسن شفیعی دارابی برادرِ جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد شفیعی مازندرانی به رحمت خدا پیوست.

 

من در صدر کلام، این مصیبت غم انگیز را به تک تک اَخوات و اَخوان کرام شان به ویژه استاد شفیعی مازندرانی و رفیق دیرین و یار و یاور همیشگی ام جناب حاج سیدتقی، به همۀ بازماندگان عزیزشان خاصّه به همسر فداکار و مؤمنه شان، به تمامی همسنگران و همرزمان سلحشورشان خصوصاً به یوسف در فراق مان، و به همۀ اقوام و خویشان و خویشاوندان و دوستان و همکاران گرامی شان مخصوصاً به هم پویان محترم شان، تسلیت می گویم.

 

اما سخن خاص دامنه: مرحوم سیدحسن آقا بر گردن مان حق دارد، حق محبت، حق احترام، حق رفاقت، حق همسنگری، حق در یک خیمۀ جنگ خوابیدن، حق ایمان ورزی، حق دعاخوانی، حق ذاکرِ اهل بیت _علیهم السّلام_ بودن، و در اوج همه حقِ سادات مهربان بودن.

 

بقیه ادامه

  • دامنه |

تسلیت به جعفر رجبی

۲۱
ارديبهشت

به قلم دامنه. به نام خدا. درگذشت «گَنّا». این پست را از زبان رفقایم می نویسم: گنّا هم با عمری بالای یک قرن، از میان مان رفت. من، عید نوروز 1394 که به دیدارش رفته بودم، عکس زیر را به یادگار انداختم. او به رفقا، خیلی سخی و مهربان بود. ما رفقا، با او خاطره های زیادی داریم. از اوج مهرورزی اش گرفته تا جملات خندان و خُلقیات قشنگ و دلِ نازک و قلب پردغدغه اش برای نوادگانش؛ خصوصاً عشق بی حصرش به نوه اش جعفر، که اسماعیل صدایش می کرد.

 

ما را مثل نوه اش جعفر و هادی و مهدی محّبت می کرد. من و رفقایم، از دستان او نون و نمک فراوان خورده ایم؛ از اول انقلاب تا سال های سال. صدها جلسۀ اوایل انقلاب و دهۀ شصت را در منزلش برگزار کردیم و با سخاوت و خوشرویی و خوشحالی و به وفور پذیرایی شده ایم. خیلی بامحبت بود. خصوصاً روانشاد یوسف _داماد خواهرزاده اش_ را بسیار دوست می داشت.

 

عید نوروز 1394. مرحوم گنّا. عکاس: دامنه

 

عیددیدنی 1394. منزل جعفر رجبی

 

امروز 21 اردیبهشت 1397 این مظهر رأفت و دلدادگی به نوادگان و اطرافیان، به رحمت خدا پیوست. حق است پستی ویژه از سر سپاس و نمک شناسی، برایش می نوشتم که نوشتم. این درگذشت را به همۀ خویشاوندان نسبی و سببی اش، اخصّ به رفیق مان آقاجعفر رجبی دارابی تسلیت می گوییم و برای روح وی صلوات و فاتحه نثار می کنیم و یاد این مادرمهربان را _که گنّا صدایش می کردیم_ گرامی می داریم. جایش بهشت برین باشد.

  • دامنه |

به قلم دامنه. به نام خدا. دیشب از طریق رفیق گرامی ام حاج سیدتقی شفیعی مطلع شدم همرزم جبهه و جهاد و دفاع مقدس مان جناب سید ابوالحسن شفیعی دارابی بر تخت بیمارستان آرمیده اند. تحت درمان رفته اند و متوقّع دعای خیر مؤمنان اند و منتظر شفای عاجل از جانب خدای مهربان.

 

قبر سید حجت شفیعی دارابی. 1 اردیبهشت 1397. عکاس دامنه

 

 

من، بلافاصله نیمه شب دیشب با این همرزم خوب و دلسوز و غیورمان تماس گرفتم و کمی گپ زدم و روحیه ایی دادم و دعایش کرده ام و نگرانی ام نیز بروز داده ام. این پست را به احترام رفافت و شفَقت های شدید او بر من و یوسف و سیدعلی اصغر، نوشته ام تا علاوه بر اَدای وظیفه به ساحت یک دوست همسنگر، از همگان نیز بخواهم با دل الهی شان او را دعا کنند.

 

او در آن رزمی که با هم در سال 1364 در جبهه ی جنوب داشتیم، بسیار خوش درخشیده بود و بسیارشجاع و بی حد بر سر ایمان بود. خیلی با شادروان یوسف رفیق و اَلیف شده بود.

 

این سادات را با دعای خیر، مشحون شعَف و شفا نماییم. خداحافظ دامنه خوانان شریف باد. در آستانۀ روز معلم یاد می کنم از برادرش سید حجّت که سال پیش از میان مان رخت بر بست که اخیراً بر سر قبرش فاتحه ای نثار کرده ام و عکسی به یادگار انداخته ام و نیز خدا بیامرزاد والدین مهربان این دوست خوب ما را.

  • دامنه |

سلام عاصم

۱۱
فروردين

11 فروردین روز تولد توست عاصمِ من، مقارن شدن.

تولدت را با میلاد خُجستۀ امام علی (ع)

برکتِ مضاعف بدان پسرم هر کجایی، خدا حافظِ تو؛

تو هم عاشقِ عابدِ خدا باش. پدرت: دامنه

  • دامنه |

 

پیچ موزی لَت جنبِ حموم بالملۀ داراب کلا

 

حمید آهنگر و مادرش. امام زاده علی اکبر اوسا

 

عکس ها در اینجا


عکاس و طرح روی عکس: جناب یک دوست

 

  • دامنه |

به قلم جناب یک دارابکلایی: با سلام. با تشکر از شما جناب دامنه که با یادآوری «ماشه‌دار» در این پست (اینجا) خاطرات ایام قدیم را زنده کردید. از این طریق خواستم هم یکی دیگر از کاربردهای ماشه‌دار را بیان کنم و یادی کنم از عزیزی که اولین استاد خواندنم بود. مرحوم آقای سید اسدالله حسینی، خدایش بیامرزاد. آن مرحوم معلم عم جزء بنده در ایام نونهالی و نوجوانی بود، هم در کلاس‌های درس خود از شاگردان تنبل با ماشه‌دار پذیرایی می‌کردند! برایشان فرقی هم نمی‌کرد که خانم خانه‌دار باشی یا نونهالی. بنده هم چند باری مزه‌اش را چشیده بودم، البته نه زیاد چون قرآن آموز خوبی بودم! خواستم از آن استاد گرانمایه که حق زیادی به گردن من داشت یادی کرده باشم و طلب آمرزش و رحمت از پروردگار برای ایشان. با سپاس.

 

مرحوم سید اسدالله حسینی. عکاس: رنگین کمان
 
 
پاسخ دامنه
 
سلام بر شما جناب «یک دارابکلایی». همین اول، در صدرِ کلام بگویم خوب بود شما شاگرد مکتب قرآن مرحوم پدرم نبودی. چون او شاگردها را هم با ماشه دار می زد، هم به سقف به حالتِ سرتَه می بست. هم فلک می کرد و هم باید یک سنگ بزرگ از دَره دِله برای نوسازی دیوارمان می آوُرد. بله؛ ممنوم که بسیارخوب و دلپذیرانه به پست های دامنه توجه نشان می دهی و تکمله می نویسی که خود هم خاطره است و هم فرهنگ لغت دارابکلا. خدا رحمت  کند مرحوم سید اسدالله حسینی را. من هم 28 آذر 1395 در وبلاگ دیگرم روحانیت دارابکلا (اینجا) درباره اش نوشته بودم. یادآوری شما بجا و بایسته بود.
  • دامنه |

به نام خدا. دقایق پیش جناب حاج علی چلوئی، به من خبر داد که سیدحسن حسینی دارابی فرزند مرحوم سیدابراهیم (همرزم مان در جبهه) به رحمت خدا پیوست. یادش برای دوستانش و بازماندگانش گرامی باد. دامنه این مصیبت وارده بر خاندان آن مرحوم را، به تمامی بازماندگان و منتَسبان نسَبی و سببی اش، تسلیت می گوید و برای شان صبر و بردباری طلب می کند.

 

سیدحسن حسینی دارابی. ارسالی خلیل آهنگراوسا

 

مرگ و زندگی را همیشه دو شاهین یک ترازو می دانم. انسان با زندگی عبادت می کند و با وفات عبودیت. امید است روح این جوان سادات دارابکلا، قرین شادی و بهجت باشد. یادِ پدرشان مرحوم آق سیدابراهیم را نیز گرامی می دارم که در جبهه به همراه یوسف و سیدعلی اصغر و احمدبابویه در سال 1364 و نوروز 1365 خاطرات زیادی داریم و خوبی های فراوان.

  • دامنه |
 
 
داراب کلا در اسفند 1396



 


 
تعریض جاده اوسا


 
  • دامنه |

نوۀ یوسف رزاقی

هوالشّافی

 به قلم دامنه

تو می مانی سید میلاد زیبای ما

تو را می خواهیم فرزند آقاسیدمجتبای ما

ای پسر قشنگ هاجرِ یوسف ما

زودِ زود بیا، زود، خیلی هم زود به تندی بادها

همۀ رزاقی ها، آهنگرها و شفیعی ها

منتظرتند میلادآقا

رفقای بابابزرگت و سیّدعلی اصغر ما

کی دل داره نوۀ یوسفِ هجران ما را

آن گونه ناخوش ببینه. ها؟

میلاد ما، میلاد ما

تو طعم یوسف ما را داری آقا

می خواهمت من با همۀ آن خاطره ها

 

  • دامنه |

به نام خدا. سلام. دامنه تبریک می گوید. هم به جناب هادی دهقان، هم به جناب حسن آهنگر حاج لطفعلی. و هم به آقای بهنام دهقان و همسر گرامی شان. همیشۀ ایام در سایه سار و رحمت بی انتهای حضرت باری تعالی، سرزنده، سالم، بانشاط، معنوی و متعالی بمانید.

 

 

عروسی بهنام دهقان فرزند هادی دهقان

 

 

عکس از جناب رنگین کمان

 

  • دامنه |

اول اسفند 1396.ارسالی جناب رنگین کمان

 

عکسها در اینجا

 

مراسم یادبود نوزده شهید داراب کلا به مناسبت فاطمیه

  • دامنه |

 

عکس بالا: مدرسۀ شهید سیدباقر صباغ  مرحوم سیدمحمد پدر شهید صباغ.  مرحوم طالب پدر طلبۀ شهید حسن آهنگر و ...  عکس پایین: حاج علی محمد غلامی دارابی و همسر گرانقدرش  والدین جناب حجت الاسلام شیخ محمدجواد غلامی دارابی  یک مصاحبه برای برنامۀ محلی شبکۀ تبرستان

 

 

متن حجت الاسلام محمد جواد غلامی دارابی  پس از انتشار پست:   درود خدا بر شما و بینندگان دامنه  با مشاهده عکس پدر و مادر مهربان و دلسوزم  دلشاد و خوشحال شدم  از جناب عالی بابت انتشار و از جناب رنگین کمان بابت ارسال   و از پسرعمه هنرمندم آقای تقی تبار بابت تصویربرداری  صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم.  از خداوند منان درخواست می کنیم ارواح همه اموات مخصوصا  روح پدر و مادر مهربانتان را در برزخ خوشحال مسرور نماید...

 

 

پاسخ دامنه

 

سلام. از این که یادی از ارواح والدین محبوب من،

کردید، از شما جناب شیخ غلامی ممنونم.

 

  • دامنه |