قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۴۴ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

مردم و روستای دارابکلا و اُوسا


سلسله پست های عکس


حاج کبل سید محمد شفیعی و حاج علی غلامی



عکسها در اینجا



مرحوم فیضی ذاکر اهل بیت (ع) در دارابکلا

۳۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

7دی مشهد تا تئوری مخملباف

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه؛ تماشا در ادامه

ادامه مطلب...
۳۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رخدادهای دی96 ایران

مسائل ایران


دیدگاه سردار قاسم سلیمانی دربارۀ شرکت ایران در جنگ سوریه و رخدادهای شب های دی ماه 1396 ایران، در جمع حفاظت اطلاعات قوه قضائیه:


منبع عکس: خبرگزاری دفاع مقدس


...من وقتی صحنه نابخردانه آن نادان در آتش‌زدن پرچم ایران را دیدم خیلی دلم سوخت؛ گفتم‌ ای کاش به‌جای پرچم من را (نه تصویر من را) بلکه من را ده بار آتش می‌زدند؛ چرا که ما برای سرافرازی این پرچم در هر قله‌ای 10 شهید داده‌ایم...


سردار سلیمانی با بیان اینکه گاهی آدم‌های بزرگ ما حرف‌های خطاآلود استراتژیک می‌زنند تصریح کرد: می‌گویند ما چرا در سوریه نبرد کردیم؟ خب، به این سبب که یک رژیم گمراه و گستاخی همچون رژیم صهیونیستی با دارا بودن بیش از ۳۰۰ کلاهک هسته‌ای و با اتخاذ استراتژی جنگ پیش‌دستانه، هر توانایی را قبل از فعلیت یافتن نابود و بمباران می‌کند؛ اما امروز جمهوری اسلامی با عزت و اقتدار در برابر چنین رژیمی ایستاده است و دلیل آن علاوه بر سربازان نژادی خود در درون کشور، سربازان دیگری هستند که در نقاط دیگر، این دشمن را متوقف کرده‌اند...



یک زلزله ۵ ریشتری، یک شبِ تهران را به هم می‌ریزد؛ خب تصور کنید داعش وارد کشور ما می‌شد؛ این چه عقلی است؟... اگر آن فداکاری‌ها نمی‌شد، امروز در خیابان‌های ما چه اتفاقاتی می‌افتاد؟ من صحنه‌های عجیب زیادی دیدم از آنچه در سنجار گذشت تا اتفاقاتی که درمناطق دیگر افتاد؛ ۲ هزار جوان بیگناه را در نزدیکی یک رودخانه در یک روز سربریدند، خب اگر این هیولا به ایران می‌رسید چه بلایی سر این کشور می‌آمد؟ در هر حال خداوند ما را پیروز گرداند...



کسانی که به لحاظ انسانی برای یک حادثه شمع روشن می‌کنند آیا نمی‌دیدند در بازار‌های عراق کامیونی از مواد منفجره می‌ترکید و زنان و مردان بسیاری را می‌کشت؟ چرا توجه نمی‌کنید چرا می‌گذارید مردمان دچار تصورات دیگری شوند. این خیانت است...



برای جلوه‌گر شدن اقتدار داخلی نظام نیاز به تلاش و مجاهدت و فداکاری و وقف عمر است؛ امروز این جمع که حفاظت اطلاعات قوه قضائیه است باید جزو انقلابی‌ترین جریانات دستگاه قضایی باشد. کسی که بُعد دینی‌اش قوی نباشد چگونه می‌خواهد حفاظت کند؟... اگر می‌خواهیم در این ساختار اثرگذار شویم باید از خودمان عبور کنیم؛ اگر عبور کردیم مانند شهدا می‌شویم؛ شهدای ما چرا این پیروزی‌ها را به وجود آوردند؟ چون خود را در خود حل کردند... اگر از من تعریف کردند و گفتند «مالک‌اشتر» و من باورم شد؛ سقوط می‌کنم، اما اگر در درون خودم ذلیل شدم خداوند مرا بزرگ می‌گرداند... بنابراین برای ارتقای نظام باید عمرمان را وقف کنیم و چنانچه عمرمان را وقف کردیم دیگر غافل نمی‌شویم...



رفتار و گفتار و قضاوت و حمایت و وعده‌هایی که مسئولان به مردم می‌دهند و میزان رضایتمندی مردم یک وجه مهم اقتدار نظام است. این جمله امام که فرمود «ملت ایران که جانم فدای آنهاست» جمله خیلی بزرگی است؛ امام(ره) اهل غلو نبود. انصافاً این حوادث را ببینید؛ ببینید ما چطور ظرفمان کم است، اما مردم مانند موج علی‌رغم بی‌محبتی‌ها می‌آیند؛ اینهمه شهید دادند، اما یک سوال نکردند؛ این سرمایه بزرگی است و منشأ اقتدار ما است.



وی در ادامه خطاب به حضار [حفاظت اطلاعات قوه قضائیه] گفت: شما قبل از آنکه از قاضی مراقبت کنید از متقاضی مراقبت کنید و ببینید با او چه برخوردی صورت می‌گیرد؛ اگر ما فردی را با یک دید مثبت از محکمه قضایی حکومت اسلامی برگردانیم، بسیار اثرگذار است.



فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران تأکید کرد: چنانچه قدرت نظام ما در خدمت به مردم در ابعاد قضایی و اقتصادی تقویت شود اگر هم همه دنیا علیه ما توطئه کند نمی‌توانند کاری را از پیش ببرند چرا که آنگاه ایران ۸۰ میلیون سرباز خواهد داشت. (منبع)



۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیستانی و اهل سنّت

سلسله خاطرات دامنه


به قلم دامنه
. به نام خدا. اوائل دی امسال (1396)، به مدت چندروز در مشهد مقدس بودم. معمولاً هر بار، عینِ همۀ دفعات مسافرتم به آن مکان شریف، همۀ صحن های حرم رضوی را به قصد تبرّک و دیدار می گردم.


در یکی از همان روزها چشمم به ستون های صحن کوثر حرم امام رضا علیه السلام افتاده بود، دیدم عکسی از مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سید علی سیستانی نصب است. تعجّب کردم. چون دست اندرکاران حرم رضوی سابقه نداشته است از این مرجع عالقیدر، عکسی، متنی یا سخنی نشر دهند.



با کنجکاوی پیش رفتم که ببینم موضوع چیست؟ دیدم سخنی بسیارمهم و تکان دهنده از این فقیه آگاه، مرجع روشن ضمیر، عالم ساده زیست و شخصیت متنفّذ جهان اسلام، منعکس شده است. با گوشی همراهم، عکسی انداختم که اینک این پست بر مبنای همان عکس و سخن، شکل گرفته است. امید است مفید، نافع، درس عبرت و پند افتَد.



عکاس: دامنه. از روی ستون صحن کوثر
حرم امام رضا (ع) 7 دی 1396.
به متن، بادقت و تفکر نگریسته شود


برخی از کلیدواژه های این سخن حکیمانۀ آیت الله العظمی سید علی سیستانی این گونه است: دین همان محبّت. تعجّب از تفرقه. دفاع شیعیان از حقوق اجتماعی و سیاسی سُنّی حتی قبل از حقوق خود. گفتمان شیعه دعوت به وحدت. نگویید برادرانِ اهل سنت؛ بگویید جانِ ما اهل سنت.



حال مقایسه کنید دیدگاه مترقی و حکیمانۀ این مرجع محبوب را با دیدگاه های شاذّ و اختلاف افکنِ برخی از مقدس مآب های به دور از حکمت و مصلحت و حقیقت، که تمام مأموریت شان دویّت آفرینی میان مسلمانان و فِرَق دینی ست و دست گذاشتن روی رویدادهای خاص و آب و تاب دادن به استثناء های دین به جای نشر قواعد و مبانی و اشتراکات.



خدا، آقای سیستانی را تندرستی و بقای عمر دهاد تا عِماد جهان اسلام برقرار و استوارتر بماند.

۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اخلاص و تسلیم یعنی چه؟

قرآن در صحنه


قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ * وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَکُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِینَ * قُلْ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ * قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِینِی.


بگو: من مأمورم که خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می کنم، بپرستم. و مأمورم که [در این آیین از] نخستین تسلیم شدگان [به فرمان ها و احکام] او باشم. بگو: اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ می ترسم. بگو: فقط خدا را در حالی که ایمان و عبادتم را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می کنم، می پرستم.

(سوره ۳۹: الزمر - جزء ۲۳- آیۀ 11 تا 14. ترجمۀ شیخ حسین انصاریان)


علامه طباطبایی


در آیه مورد بحث مى خواهد بفرماید: به ایشان بگو آنچه من بر شما تلاوت کردم که باید خدا را بپرستم و دین خدا را خالص ‍ کنم، هر چند خطاب در آن متوجه من است، و لیـکـن بـایـد مـتوجه باشید که این صرفِ دعوت نیست که من فقط شنونده اى باشم و مأمور بـاشـم کـه خـطـاب خدا را به شما برسانم، و خودم هیچ وظیفه اى دیگر نداشته بـاشـم، بلکه من نیز مانند یک یکِ شما مأمورم او را عبادت نموده، دین را براى او خالص سـازم.



بـاز تـکـلیـف مـن بـه هـمـیـن جـا خـاتـمـه نـمـى یـابـد، بـلکـه مأمورم کـه قـبـل از هـمـه شـمـا در بـرابـر آنـچـه بـر مـن نـازل شـده تـسـلیـم باشم، و به همین جهت قبل از همه شما من تسلیم شده ام، و اینک بعد از تسلیم شدن خودم به شما ابلاغ مى کنم. آرى من از پروردگارم مى ترسم و او را به اخلاص مى پرستم، و به او ایمان آورده ام، چه اینکه شما ایمان بیاورید و یا نیاورید. پس دیگر طمعى به من نداشته باشید.


پس اینکه فرمود: قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ اشاره است به اینکه آن جناب در اطاعت دستور خدا به اخلاص در دین و داشتن دین خالص مانند سایر مردم است.


و جـمـله وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَکُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِینَ اشـاره اسـت بـه ایـنکه در امرى که متوجه من شده زیادتى است بر امرى که مـتـوجـه هـمـه شـده اسـت، و آن زیـادتـى عـبـارت از ایـن اسـت کـه خـطـاب، قـبـل از شـمـا مـتـوجـۀ مـن شـده، و غـرَض از تـوجـه آن بـه مـن قبل از شما این است که من اولین کسى باشم که تسلیم این امر شده ام و به آن ایمان آورده ام...



قُلْ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ. مراد از نافرمانى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) نسبت به پروردگارش، به شهادت سیاق این است که: با امر او به این که دین را براى خداى اخلاص نماید، مخالفت ورزد. و مـراد از یـوم عـظـیـم روز قیامت است. و این آیه در حقیقت به منزله زمینه چینى براى آیه بعدى است.



قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِینِی. این آیه تصریح دارد به اینکه رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) امر پروردگار خود را اطاعت و اِمتثال کرده، بر خلاف آیه قبلى، که همین معنا را به طور کنایه مى رساند. در ایـن آیـه بـکـلى کـفّـار را مـأیـوس کـرده، و بـراى هـمـیشه از اینکه آن جناب در برابر خـواسـتـه هـایـشـان (کـه همان مخالفت با اوامر الهى است) روى خوش نشان دهد، نومیدشان ساخته است.


و اگـر کـلمـه اللّه را کـه از نـظـر تـرکـیـب بـنـدى کـلام، مفعول کلمه أَعْبُدُ است، و باید بعد از آن آمده باشد، جلوتر آورده، براى این است که انـحـصـار را افـاده کـند، و بفهماند که من تنها خدا را مى پرستم. و جمله مُخْلِصًا لَهُ دِینِی مـعـنـاى حـصـر را تأکید مـى کند. المیزان.

۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پیشنهاد محسن دارابی

از محسن دارابی

 

«سلام. بهتر بود نام مدیران مربوطه [در این پست اینجا] که چنین بودجه ایی رو دریافت می کنند رو به تصویر می کشاندی تا مردم بهتر بفهمند که سرمایه شان دست چه افرادی قرار دارد.»

 


پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب «محسن دارابی». ابتداء ممنونم به این پست دقت کرده ای. نشان می دهد شما به بیت المال و حقوق مردم اهمیت می دهید و دلت به حال ملت رشید و صبور ایران می سوزد. بله؛ پیشنهاد استفهامی شما معقول و پسندیده است.

 

 

من علاوه بر این پستی که شما در زیرش دیدگاه ات را ارسال کرده ای، یعنی (اینجا)، پستی دیگر در 19 آذر 1396، که در قالبِ مباحث عکس و حرف، گذاشته بودم، اسامی و چهره های برخی از این بودجه بگیران حکومتی را، منعکس کرده بودم، که بازتاب مناسبی داشت. حال در زیر، به پیشنهاد شما دو عکس آن پست را مجدداً می آورم. شامل تعدادی از آن لیست مفصّل از جمله:

 

حداد عادل (از سه بنیاد به طور جداگانه). علی معلم دامغانی، آیت الله سید حسن خمینی، آیت الله سید محمد خامنه ای. آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی. آیت الله سید محمود شاهرودی. آیت الله  محمد امامی کاشانی. آیت الله محمد تقی مصباح یزدی. آیت الله سید محمود مرعشی. و افراد و جاهای خاص دیگر که معمولاً زبانزد مردم هستند و می باشند. خدا نگه دار.

 

باید رُک بگویم متأسّفانه این بنای کجِ تزریق پول حکومتی به نهادِ حوزه و جاهای خاص را دولت سید محمد خاتمی _که می گویند دولت اصلاحات بوده_ گذاشته است. آیا چنین کاری اصلاحات بود؟ یا کژراهه و بی راهه؟ ممنونم.

۲۹ دی ۹۶ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یاد ایام، یاد اقوام

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی


سلام. خداوند والدین گرامی و عزیز شما را غریق رحمت فرماید و در آن دنیای باقی، با صلحا و اولیا همنشین گرداند.


دست مریزاد کبلاقا عکس فامیل عزیز ما حاج حسین داربکلایی ابن ملا ولی و کربلایی هاجر را [در این پست اینجا] گذاشتی از دیدنش خیلی خیلی مشعوف گشتم و به شما و او و خاندانش درود می فرستم.


خداوند پدر و مادر او و شما را بیامرزاد. بخصوص مادرشان که از نوجوانی بیادش دارم که خانه سنه کوه ما رفت و آمد داشت و هر بار چند شبانه روزی وقوف داشتند... یادش بخیر. درود و بدرود.


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام جناب مهندس عبدی. ممنونم که لطف می فرمایید همیشه به والدینم.روح پدر شما هم همیشه شادمان باد. در مورد حاج حسین داربکلایی ملاولی نیز خوشحالم که آن پست موجبات نشاط روحی تان را فراهم کرد. جالت تر این که خیلی خوب به فامیل هایت احترام و ارزش می گذاری. این دلدادگی ها واقعاً به نزاکت ها و اخلاق های پایدار می انجامد. خدا نگه دار.

۲۸ دی ۹۶ ، ۱۸:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یادی از پدر و مادرم

سلام بر والدین

 

به نام خدا. دیشب به لحاظ خورشیدی سالگرد پدرم بود. هرچند سالگردش را در ماه قمری در دهۀ محرم می گیریم، اما این پست یادکردی ست از آنان؛ که تا بودند چیزی برای ما کم نگذاشتند، و وقتی هم که رفتند دلمان را مالامال عشق و شیدایی و غم فُرقت کردند.

 

  

 

خدا رحمت شان کناد. قدر والدین تان را به کمال و تمام بدانید. عکس راست: قبر پدرم شیخ علی اکبر طالبی و مادربزرگم کبل فاطمه طالبی. مزار دارابکلا. عکاس: دامنه. 5شنبه 21 دی 1396  عکس چپ: قبر مادرم زهرا آفاقی و مادربزرگم سیّده زینب صالحی.

۲۸ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۴ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نظر شیخ مالک

دیدگاه دامنه نویسان

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: عالی ودلنشین بود از طلا ب نجف.[این پست اینجا] درضمن از کلمه ی لسک و لسک دوا در مراسم فاطمه هم خنده کردم هم گریه کردم و همچنین از لفظ تلقین به تقویم هم خنده کردم.... پیشنهاد میکنم بقول خود چون سیاسی میاسی بلد نیستی نقد و نظر سیاسی میاسی به تشکلات نظام و به.... نداشته باشی سنگین تر هستی. بقول بعضی ها بادورود یا دورود بر شما.



جواب دامنه

به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک. یعنی می فرمایی سیب زمینی بی رگ باشد دامنه!؟ درست است که سیاسی میاسی نیستم. ولی سوادِ اکابِری کمی بلد هستم! و دورۀ مربی گری نهضت سواد آموزی را هم طی کردم و مدرک دارم!

راستی، اکابری کلمۀ عربی بزرگسالان است که در دورۀ شاه، کلاس های شبانه برای میانسالان و شاغلان برگزار می شد، تا سوادآموزی میان همۀ نسل ها گسترش یاید. ولی اسلام زدایی شاه و فساد او و دربارش کارش را ساخت. اساساً فساد، کار همه را می سازد! چه زود و چه شاید دیر. برخی سقوط می کنند و برخی ها از قلب مردم می افتند؛ ولی هر دو همان سقوط است.


ممنونم که پست حوزۀ نجف چسبید. به قول مرحوم دکتر شریعتی پای هیچ قرارداد ننگین استعماری ، امضای آخوند نجف رفته، نیست. و دامنه حوزه نجف را نه فقط دوست می دارد بلکه مکتب فکری اش را پی می گیرد و مرجع بزرگ شیعیان آقای سیسانی و عملکرد و رویکردش را پاس می دارد. در امان خدا جناب شیخ مالک ما.
۲۸ دی ۹۶ ، ۱۰:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غُلوّ و شایعه

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. در فرهنگ لغت ها غُلُوّ، از حد گذشتن است. و نیز گزافکاری و مبالغه. و شایعه یعنی خبر معمولاً نادرستی که شیوع پیدا کرده است. اما این دو در بدنۀ اجتماعی چه می کند؟



خوشبختانه یا بدبختانه حیوانات از غُلو و شایعه عاجزند و بهتر است بگویم از این دو زشتی دورند. اما انسان ها که به فطرت پاک مسلّح و تجهیزند و استعدادِ خلیفۀ خدا بر روی زمین شدن را دارا هستند، دست به این دو زشتی و پستی می زنند و اسیر آن اند. چرا؟




قُبح شایعه را نشکنید،
شایعه، ویرانگر، خانمان سوز و نوعی بلا و بلیه است


من ریشه اش را در فرهنگ ناپذیری و بی پرورشی می دانم. مقصر اصلی هم آموزش و پرورش است که نه توانسته است به کودک تا نوجوان، آموزش درستی بدهد و نه پرورش صحیحی بیاموزاند. ریشۀ ویرانی همینجاست که خروجی آن فقط محفوظات است و بس. و نمرۀ قبولی دادن و از شرّ شاگرد تنیل رها شدن. همین.



متأسفانه در دارابکلا نیز این دو خصیصه میان برخی ها و شاید اغلب شان رشد یافته است. اگر به کسی سخنِ درستی بگویی باور نمی کند، اما وقتی به عمد یک دروغ شاخدار یا یک غلوِّ عمیق بگویی از ذوق پَر در می آورد. چرا؟ چون دروغ و شایعه را از خبر صدق بیشتر خوش می دارد. دروغ و شایعه چون هیجان دارد او را بیشتر به باورهای غلط و تحلیل های تخیّلی اش وصل می سازد. مثلاً اگر طرف خواهان نابودی و براندازی جمهوری اسلامی باشد، هرچه رخدادهای شب های دی 96 را برایش مخرّب تر می ساختی و آب و تاب می دادی، بهتر قبول می کرد تا واقعیت را برایش نقل می کردی که یک کشت و کال بیش نبودند.



این که رسانۀ BBC و مراکز تبلیغی و جنگ روانی ضدانقلاب، هرچه ببیشتر بر شایعه و دروغ و غلو دامن بزنند، بینندگان خام و تهی مغز را بیشتر جذب می کنند نشان از آن دارد آنها نقطۀ ضعف برخی ها را بخوبی درک کردند و به همین دلیل خبر را به شایعه و آب و تاب دادن آغشته می سازند. زیرا اساساً شایعه و دروغ جاذبه و هیاهو دارد و با کمال تاسف باید گفت تا آن را می شنوند و یا می بینند به سرعت باد به سوی گوشی های شان پرتاب می شوند و با ولع و بی هیچ ترس و تحقیق و راستی آزماییی در تلگرام و مخاطبانشان روانه می سازند که بله چنین و چنان شد.



به نظرم تا مطالعه و اندیشه و تفکر عمیق و منطقی، جای خواندن های سطحی و زودگذر را نگیرد، بشر با همین شایعه ها نه تنها سرنوست خود را تباه می سازد بلکه زندگی آرام دیگران را نیز یا ناآرام و یا در بدترین حالت، تخریب می کند. و تخریب کردن دیگران، کارِ هیچ انسانی نیست؛ بلکه یک خویِ درندگی ست که جامعه و فرد را آفت زده و آسیب زا می سازد. ایران. 28 دی 1396. توحید.

۲۸ دی ۹۶ ، ۰۹:۱۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

اختلال خلوتِ انسان با خدا

اسلام، علم، مسلمانان و فناوری


متن نقلی: «کتاب «اسلام، علم، مسلمانان و فناوری»، نوشته سید حسین نصر با ترجمه مهدی کفائی حسین کرمی اخیرا از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. این کتابی است در دفاع از اجزاء و ارکان سنت اسلامی و نقد علم و تکنولوژی مدرن. حاوی هفت فصل است که چهار فصل آن به گفت‌وگوهای مظفر اقبال [اندیشمندی اسلامی و نویسنده‌ای پاکستانی-کانادایی] با سید حسین نصر اختصاص دارد.»




نصر در فصل سوم کتاب می‌گوید بیشتر مراکز قدرت در جهان اسلام، معتقدند علم بیشتر یعنی قدرت بیشتر؛ بنابراین جهان اسلام باید در فراگیری علم و تکنولوژی جدید کوشا باشد و حتی بکوشد که در این زمینه، همانند ژاپن، از غرب پیش افتد. اما «تمدن اسلامی نمی‌تواند بدون تخریب خود کاملا از علم و تکنولوژی غربی تقلید کند.» پس، با توجه به گریزناپذیر بودن پاره‌ای از وجوه زندگی تکنولوژیک جهان مدرن، «مسلمانان باید در تسلط بر علوم غربی بکوشند، ولی چنین تسلطی باید با یک دید انتقادی مبتنی بر سنت عقلانی اسلامی همراه شود.»


نصر رفتن از راهی جز این راه را سرآغاز مرگ تمدن اسلامی می‌داند. او شناخت مبانی علم و تکنولوژی جدید و سنجیدن آن‌ها در چارچوب جهان‌بینی اسلامی را شرط تداوم حیات اصیل اسلامی در روزگار کنونی می‌داند. نصر مثال می‌زند که تلفن همراه خلوت انسان با خدا را از بین می‌برد؛ چراکه «این وسیله کوچک کاربرانش را ملزم می‌کند همیشه به آشوب جهان خارج وصل باشند.»



نصر نیز همانند رضا داوری در مواجهه با جهان غرب، قائل به جراحی و تفکیک نیست. وی می‌گوید: «من جزو کسانی‌ام که اصلا عقیده ندارند تمدن اسلامی می‌تواند قسمتی از تکنولوژی غربی را که خوب پنداشته می‌شود، انتخاب و ادعا کند که کاملا بی‌ضرر است و سپس قسمت‌های دیگر را رد کند. هر صورتی از تکنولوژی مدرن که اتخاذ شود، حتی اگر در سطح خاصی مثبت باشد، با خود آثار منفی خواهد آورد، اگرچه می‌توان برای کاهش این تاثیرات عاقلانه عمل کرد.»



او می‌گوید: «ما به جای تقلید از موسسات آموزشی غربی... احتیاج داریم موسسات آموزشی اسلامی سنتی خودمان را تقویت کنیم... این همان چیزی است که باید در جهان اسلام، از مدارس مالزی گرفته تا مراکش، انجام شود». (منبع)



توضیح دامنه


لازم به ذکر است دکتر حسین نصر پدرِ ولی نصر (تحلیل گر در آمریکا) در دورۀ رژیم پهلوی با دفتر فرح پهلوی همکاری نزدیک داشت؛ اما پس از انقلاب در غرب زندگی می کند و از نظریه خود تحت عنوان سنت اسلامی دفاع می نماید و با انقلاب اسلامی نیز میانه ای ندارد.

۲۸ دی ۹۶ ، ۰۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

در حوزۀ نجف چه می گذرد؟

حوزۀ نجف

توضیح ضروری دامنه: به نام خدا. این مقاله را پریشب خواندم و دیدم نکات ظریف و لطیفی دارد و برای ما که شیعه اثنی عشری هستیم و به روحانیت مستقل شیعیه، علاقه و اعتقاد راسخ داریم، بسیار مفید است. من از خواندن آن لذت و بهره بردم. شما نیز تا آخرِ متن، امتحان کنید شاید هم نظر باشیم اگر این گونه هم نبود، لااقل بر اطلاعاتان نسبت به برترین و قدیمی ترین نهاد مذهبی شیعه _حوزه نجف_ افزوده می شود:

 

 

رابطه شاگرد و استاد در فضای حوزه نجف رابطه ای سنتی و مبتنی بر احترام و تفقد است. در نجف انتظار می رود طلبه پیش از اذان صبح برخیزد و پس از نماز صبح در درس استاد حاضر شود. دروس معمولا تا حدود ۱۰ صبح به طول می انجامد.

 

 

در نجف درس و بحث طلبگی در حد بالایی از آزادی صورت می پذیرد و اساسا طرح اشکال و انتقاد به استاد یک مزیت علمی تلقی می شود. لذا مستشکلین دروس مراجع و اساتید همواره از اعتبار خاصی در این حوزه برخوردار بوده اند... طلبه ها نیز معمولا بحث های خود را حداقل یک بار با طلبه قوی تر و یک بار با طلبه پایین تر بحث می کنند تا درس ها به اصطلاح به خوبی هضم شود.

 

 

در حال حاضر حدود ۱۴ تا ۱۵ هزار طلبه در نجف حضور دارند. اگر کسی بخواهد درس می خواند و فاضل می شود و اگر کسی نخواست تقریبا امکان عملی و نظام ارزشیابی برای وادار ساختن او به تحصیل علم وجود ندارد. بسیاری از طلبه ها برای تبلیغ و تبیین احکام به کشورها یا بلاد خود بر می گردند و انچه آموخته اند برای وظایف آنان در دور دست کافی است.

 

 

طلبه نجفی باید ساده زندگی کند. او برای گذران زندگی خود وابسته به شهریه اساتید است و در این حال برای درآمد بیشتر باید یا به پروژه های تحقیقی مرتبط با حوزه بپیوندد یا کلاس قرآن و حدیث بگذارد، یا نماز و روزه استیجاری بگیرد ویا اگر مقدور باشد حج نیابتی برود و  یا کمکی از خانواده دریافت کند یا میراثی از درگذشتگان داشته باشد. طلبه نجفی نمی تواند شغلی برای خود اتخاذ کند. برای همسرشان نیز امکان شغلی معتنابهی فراهم نیست. تبلیغ نیز چندان شایع نیست و تعداد زیادی را در بر نمی گیرد و اگر هم هست برای طلبه های غیر عراقی بسیار کم است.

 

مسجد هندی به عنوان مسجد تمامی اهالی نجف نیز شناخته شده است و در آن اساتید به تدرس علوم دینی می پردازند و مراسم های بزرگ دینی در آن برگزار می شود.  این مسجد، از مساجد بزرگ و مشهور نجف و یکی از مراکز تدریس در حوزه علمیه نجف است که در کنار آن کتابخانه آیت الله حکیم و مرقد خاندان آن حکیم قرار دارد. (منبع) دامنه در دی 1393 از این مسجد دیدن کرد و تصویر گرفته بود که در پست خاطرات نجف در دامنه دارابکلا منعکس شده بود

 

نگاهی به میزان شهریه دریافتی طلبه های نجف در شرایط فعلی،  درک وضع معیشتی آنان را روشن تر می سازد. طبق اطلاع سقف دریافتی یک طلبه درس خارج خوان متاهل به عنوان شهریه حدود ۶۰۰ هزار تا ۶۳۰ هزار دینار عراقی یعنی نزدیک ۵۰۰ دلار است. این میزان برای طلبه ی  سطوح پایین تر به نسبت تجرّد و تاهّل بین ۳۰۰ هزار دینار تا ۶۰۰ هزار متغیر است. بیشترین پرداخت نیز مربوط به آیت الله سیستانی به مبلغ ۲۰۰ تا ۲۲۰ هزار دینار به پایین است.

 

 

به طلبه نجفی توصیه می شود به کارهای اجرایی وارد نشود و تصدی مسئولیت دولتی نکند. او برای نمایندگی و مناصب سیاسی و مشاغل اجرایی تربیت نمی شود. او باید فقیه شود و چنان که قبلا گفته شد نمی تواند انگیزه ای غیر از طلبگی داشته باشد و هیچ چیز در این حوزه نباید این هدف مهم را تحت الشعاع قرار دهد. چه علم باشد، چه سیاست و چه منصب و چه مسئولیتی اجتماعی.

 

 

روحانیت در نوع خود یک صنف متمایز است و به حریم خود حساس است. محترم بودن روحانیت از لوازم تاثیرگذار بودن این قشر است لذا دقت های زیادی در حفظ شأن خود دارند. نوع حیات و حضور اجتماعی آنان نیز از فرم و ویژگی های خاصی تبعیت می کند. در مجامع و مجالس عمومی معمولا در محل خاصی می نشینند و رعایت یکدیگر را می کنند و معمولا به کسی که فضل بیشتری دارد و یا از سادات است و یا معمّرتر است به احترام جای بهتری داده می شود. پیشتر گفته شد که طلبه باید از تجمل پرهیز کند و در سلوک اجتماعی متین و سنگین و موقر باشد. افتاده راه رفتن و آرام صحبت کردن و خوش حساب بودن لازمه این صنف است.

 

 

عموما پوشیدن ساعت مچی، بلند کردن موی سر، پوشیدن لباس گرانقیمت، رانندگی با موتور، رانندگی اساتید با ماشین، جر و بحث کردن در خیابان، پرسه زدن در بازار، خوردن غذا در خیابان و رفتن به قهوه خانه و امثال آن از این صنف پذیرفته نیست گرچه ممکن است طلبه های برخی بلاد خیلی مقید به همه این موارد نباشند.

 

 

در ازدواج٬ دیدار دختر و پسر قبل از عقد امری مذموم است. خواستگاری از طریق زنان صورت می پذیرد و آنها باید بپسندند. شاید دختر از دور و بدون اطلاع طلبه، او را ببیند. اما ملاقات رو در رو قبل از عقد پسندیده و رایج نیست. با خانواده بازار رفتن یا در پارک‌های عمومی قدم زدن برای طلبه پسندیده نیست. همسر طلبه نجفی همیشه پوشیه می زند حتی اگر تنها به خیابان برود و اگر با همسر خود به ضرورتی بیرون برود دو قدم از شوهر خود عقب تر راه می رود. صورتش را جز مَحارم نمی بیند. در مجالس خانوادگی اختلاط  با نامحرم وجود ندارد ومعمولا سفره ها و مجالس جدا بر پا می شود. طلاق بسیار نادر است و پسندیده تلقی نمی شود. اختیار همسر دوم نیز مخصوصا برای اساتید یک امر ناپسند شمرده می شود مگر آنکه همسر نخست دارای بیماری خاص و عذری کاملا پذیرفته شده باشد.

 

 

عمامه گذاری معمولا پس از گذراندن دوره سطح در محضر اساتید یا مراجع صورت می پذیرد. اندازه عمامه نیز خوب است با سطح علمی سازگاری داشته باشد.  در عموم مکان های اجتماعی  نیز انتظار می رود طلبه همواره پس از عمامه گذاری با لباس روحانیت در محافل حاضر شود. معمولا در یادکرد ها چه از مراجع و چه از اساتید عنوان آقا به کار می‌رود، نظیر آقای خویی، آقای خمینی، آقای سیستانی. در خطاب های رسمی برای استفاده از عناوین دقت می شود و  عبارات «حجت الاسلام و المسلمین» برای اساتید و مجتهدین مطرح و عنوان آیت الله برای مقامات بسیار بالای حوزوی استفاده می شود. (منبع)

۲۸ دی ۹۶ ، ۰۸:۴۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بازتاب آداب مُردگان

به قلم جناب یک دارابکلایی


با سلام خدمت جناب دامنه، 1- با عرض تسلیت خدمت شما و دوست خوب و دیرینه بنده آقا اسماعیل عزیز و خانواده ایشان و طلب صبر برای ایشان. 2- با تشکر از شما جهت ثبت مراسمات و آداب و سنن مردمان دارابکلا. [این پست اینجا]


3- تا آنجا که بنده شنیده‌ام از مویه و زاری در زبان محلی به «نواجش» یاد می‌شود و نه «نوازش»؛ معمولاً در گویش مازنی به جای صدای «ز» از صدای «ج» استفاده می‌شود: مثلاً به جای «از من» یا «از اینجا» گفته می‌شود «مه جه» و «ایجه جه». پس «نوازش» شما فارسی شده «نواجش» می‌باشد.



4- به نظرم شایسته است دوستانی که در حوزه علوم انسانی در حال مطالعه هستند این موضوع را به عنوان تحقیق از مناظر مختلف بررسی کنند: از منظر مردم شناسی، زبان شناسی، ادبیات، آداب و رسوم عامیانه یا فلکولور؛ اینکه چگونه برخی افراد ـ غالباً زنان ـ به صورت فی‌البداهه شروع به سرایش جملات آهنگین و حزن‌آلود کرده که گاهی دل سنگ را هم پاره می‌کند. واقعاً این مراسم و شعرها و جملات باید با جزئیات دقیق ثبت و ضبط شود. با سپاس.



پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به شما جناب یک دارابکلایی. از چند جهت خیلی خرسند گشتم با متن جالب توجۀ شما. یک: این که روی واژه گزینی های محلی دامنه این مقدار دقیق و عمقی ورود می کنید. بله درست همان «نواجش« است. من کمی کلاس گذاشتم و نوازش نوشتم. دو: این که تشویقم داشتی که که سُنّت ها و آداب دارابکلایی اهتمام کردم. این خصلت شما هم مخاطبین را به اهمیت مطلب هدایت می کند و هم مرا به سوژه هایی مهمتر سوق می دهد. سه: از این که در بند چهارم از اهل تحقیق خواستید به این فرهنگ زیبا و لطیف «نواجش» توجه ایی پژوهشی کنند. ممنونم.



من وقتی محارم و خانه مَحرم هایم در همین مصیبت نواجش می دادند، گاهی می شنیدم و خیلی دقت می کردم؛ هم متأثّر می شدم و هم قافیه ها و ردیف های وزن شعری شان را به حافظه می سپردم که می دیدم طبع بشر به شعر، آمیختگی دارد. بداهت که شما گفتی ریشه در همین طبع دارد.



از شما ممنونم بایت این حُسن استقبال. این پست تا اینجا بازتاب خوبی داشته است. ان شاء الله ادامه اش را بزودی خواهم نوشت. در ضمن «تریبون دارابکلا» در دامنه آوایی ست برای آگاهی. و مهیا برای نظرات و دیدگاه های نویسندگان و دامنه خوانان شریف.

۲۷ دی ۹۶ ، ۱۹:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بازتاب متنِ زُباله و زنیکه

به قلم جناب «دارابی»


«بسیار عالی جناب دامنه [این پست «زباله و زنیکه» اینجا]. منافقین با عملکرد زشت و ادمکشی زباله بودن خود و سازمان تروریست شان را به همه عالم وآدم خصوصا جوانان متدین وعاشق وطن بروشنی  اثبات نمودند. کسی گول زنِ چند مَرده را نمی خورد. این وطن فروشان باید پاسخگو به اربابان امریکایی وصهیونستی و ال سعود بخاطر دریافت دلارهای نفتی باشند. این اراجیف او گزارش مزدوریست»



زنیکه سرکرده؛ مریم قجَر عضدانلو،

زن چهارم مسعود رجوی جنایتکار



پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام جناب دارابی. حتماً «جناب توحید» نویسندۀ متن «زباله و زنیکه» پاسخ دیدگاه خوب و انقلابی شما را می دهد. من از شما ممنونم که این گونه روشن هستید و هویت و ماهیت انحرافی و کثیف این سازمان ضدمردمی را می شناسید و دقیق آنچه آنان این روزها به آن آلوده اند را باخبرید. درود.

۲۷ دی ۹۶ ، ۱۹:۲۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بودجۀ مذهبی نهادهای ایران

آمار پول های بیت المال ایران


(منبع)

هشت هزار و یکصد میلیارد تومان

دامنه در این باره، داوری را به مخاطبین شریف وامی گذارد

۲۷ دی ۹۶ ، ۱۸:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

علی شریفی شیخ خراسانی

سلسله مباحث روحانیت ایران


به قلم دامنه. به نام خدا. حجت الاسلام حاج علی شریفی که به دست مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سید علی سیستانی، معممّ شده است، از روستای شیرخون شهرستان قائن خراسان جنوبی ست. هم کشاورز نمونه است، هم در کشت زرشک پیشتاز است، هم به جوانان درس دین و دینداری می آموزد، هم خطابه اش در منبر مسجد روستایش شنونده های شیدا دارد و هم مزرعه اش با دسترنجش آباد است و هم خانه اش به لطف تلاش و سختکوشی هایش معمور. ان شاء الله آخرتش نیز معمورتر باشد.



دامنه سلام صمیمانه دارد به همۀ آن روحانیونی که خالصانه میان مردم اند، با مردم اند. حق و باطل را با عمل و نظر خود به مردم نشان می دهند، و نیز با کردار و گفتار توأمان خود، مردم را به دین و دینداری آشنا و مأنوس و پایدار و با ایمان نگه می دارند. روحانیونی که به شیوۀ امام علی (ع) هم در مقام دینی اند، هم در مقام نخل و نخلستانی و هم در مقام حفر چاه و کار و کارگری و کشاورزی و جلوداری و پیشقراول عملی و نظری مردمی. درود دارد این آقا. (منبع عکسها: اینجا)


     


هم کشاورزی و هم روحانی گری و هم استقلال مالی

و پرهیز از هر گونه ارتزاق های دینی. چه عالی


     


کار با تیلر و زرشک کنی در باغش. درود دارد این آقا


     


در اقامۀ نماز جماعت روستا و در مقام خطابه و وعظ مردم

لذت دارد چنین نمازی و پای چنین منبری

به این آقا و همسر مکرّمه اش سلام وافر می فرستم



۲۷ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آداب مُردگان در دارابکلا

تریبون دارابکلا ؛ آوایی برای آگاهی


به قلم دامنه. به نام خدا. در روستای دارابکلا سنت های پیشین ملی و مذهبی همچنان رعایت می شود. یکی از مهمترین آنها سنت ها، باورها و آداب فوت شدگان و تسلیت دادن است. این موضوع را کمی می شکافم.



وقتی فردی از محل، فوت می کند از دوبلندگویی مسجدهای بالا و پایین محله، چندبار فراخوان و جارّ می زنند. مردم چه در منزل باشند و چه در صحرا (=زمین های زراعی و باغی) سعی می کنند خود را به تشییع جنازه برسانند تا هم همدردی کنند و هم ثواب مذهبی ببرند.



مویه و زاری _که همان نوازش به گویش محلی ست_ از سوی نزدیکترین افراد به فرد فوت شده، در همان سرآغاز درگذشت، آغاز می شود و مردم کم کم خود را به منزلِ فرد فوت شده می رسانند و به ناله های آهنگین و شعرگونه _که همیشه از سوی زنان سر داده می شود_ گوش فرا می دهند.



بخش زنان و مردان همیشه جداست تا شرعیات و حدود عرفی رعایت گردد. بستگان دورِ فردِ فوت شده خود را از جای جای ایران به محل می رسانند و همین موجب می شود تشییع جنازه ها با تأخیر عمدی اجرا شود تا همه ی بازماندگان در وداع حضور داشته باشند.



قبرکَنان پس از مطلع شدن به صورت خودکار به خاطر روحیه انسانی و ثواب اخروی خود را به مزار می رسانند و محل نشان کرده توسط صاحب عزا را با بیل و کلنگ می کَنند. در مزار دارابکلا قبرهای آماده وجود ندارد و هر کس سعی می کند مردگان خود را در اطراف قبرهای خاندان خویش دفن کند.



مردم که معمولاً در دارابکلا از 2 عصر تشییع جنازه آغاز می شود_ خود را به تشییع می رسانند و جنازه را به قصد احترام و تبرُّک از درون حیاط مسجد و تکیه بالا عبور می دهند و با نوحه و گاهی سنج و طبل به غسالخانه منتقل می کنند.



چیزی حدود یک ساعت کار تغسیل و تکفین به طول می انجامد و آن گاه پس از وداع نزدیکان با فرد فوت شده در تابوت می گذارند و با شعائر مذهبی و حزن و اندوه و مشارکت گسترده مردم به مزار می برند. دوخت کفن که بهتر است بگویم تنظیم کف؛ چون کفن دوخته نمی شود بلکه چند تیکه می شود، توسط حاج کبل سید محمد شفیعی و علی اکبر آهنگری (حاج موسی اکبر) صورت می گیرد.



با اقامه نماز میّت توسط روحانی و اجرای تلقین توسط حاج کبل سید محمد شفیعی (که در زبان عامیانۀ مردم به اشتباه به گور تقویم مشهور است) آرام آرام توسط غیرخانواده عزادار بر روی مُرده خاک می ریزند. یکی از بستگان نزدیک مُرده و کبل سید محمد بر سر قبر می مانند و برای رعایت  آداب شرعی و مستحبی دیگر دفن شده، دعاها و اورادی را می خوانند.



از اینجا به بعد مردم یکی یکی و یا دسته دسته خود را به حالت محزون طی چند روز متوالی به منزل مصیبت دیده می رسانند و به عنوان همدردی و تسلیت به خانه اش وارد می شوند که به سنت «فاتحه خوانی» در میان دارابکلایی ها مشهور است.



در بارۀ آداب و آسیب شناسی این قسمت سنت دارابکلایی ها این بحث را بزودی تکمیلی تر می نویسم. و نیز هزینه ها و برنامه هایی فراوان و خسته کننده ایی که بر دوش صاحبان عزا تحمیل می گردد. .. ادامه تا پست بعدی



مجلس ختم شادروان فاطمه دارابکلایی در شب دهم

26 دی 1396.  بخش زنانه مجلس در تکیه بالا.

عکاس: ام البنین دارابکلایی



پدیرایی معمولا با حلوا محلی دستی ست



معمولا پس از غسل میت، نزدیکان این گونه با پیکر وداع می کنند

18 دی 1396. روز تشییع فاطمه دارابکلایی. داخل غسالخانه

شیون و وداع


عکس زیر: مجلس ختم شادروان فاطمه دارابکلایی در شب دهم

26 دی 1396.  بخش زنانه مجلس در تکیه بالا.

عکاس: ام البنین دارابکلایی

۲۷ دی ۹۶ ، ۱۱:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زباله و زنیکه

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم.
زباله و زنیکه. ایرانی ها به رسم دیرین ملّی و به تبعیت از آداب دینی، ملّتِ تمیز و بانظافتی اند و از چرک و آلودگی و کثافات بشدّت دوری می گزینند. به لحاظ معنوی و مذهبی نیز اغلب شان شبانه روز در طهارت و وضو و ذکر هستند. به همین خاطر محیط خود را همواره پاک از آلودگی ها نگه می دارند و زُباله ها را یا از اطراف زندگی شان دور می سازند، یا می سوزانند، یا به بازیافت می سپارند و یا اگر بسیارآلوده و خطرناک باشد، محو و نابود می کنند. این خصلت بزرگی ست که ایرانی ها به آن افتخار می کنند. این از زُباله.



اخیراً یک زنیکه که از مهدی ابریشمچی _بی هیچ آداب شرعی_ به مسعود رجوی «سر» و «سیر» کرده بود و به عقد و زن چهارمش درآمده بود! با ناپدید شدن رجوی _جنایتکار جنگی_ خود را «سرکرده» ی سازمانی می داند که نزد ایرانیان، سازمانی مفلوک و سفّاک و نوکران صدام مشهور شده است. او در متنی خنده دار و بسیار کودکانه و احمقانه _عکس زیر_ سخن از «قیام کبیر خلق»!!! به میان آورده است.





به گمان این حامیان و همکارانِ جنگی صدّام حسین دیکتاتور بعثی عراق، آنچه از 7 دی 1396 تا چند شب، در شهرهای متعدد ایران رخ داده است، «قیام کبیر خلق» است. بر فرض رخداد دی 96 چنین باشد، آیا آنان نمی دانند نزد مردم ایران چنان بی آبرو و آلوده اند که باید همانند زُباله ها از محیط زندگی سالم و آرام و متدیّنانه و اخلاقی مردم ایران، محو و نابود شوند تا زمینِ پُرگهر ایران، به چرک نوکران صدّام آلوده نگردد؟



زنیکه به گونه ای سخن و تحلیل! می بافد که آدم کاملاً شک می کند نیمچه عقلی در سرِ «سرکردۀ» نفاق و ترور باقی مانده باشد. کسانی که با خونی ترین دشمن ایران همدست شدند و بزرگ مردی چون صیّاد شیرازی _قهرمان ملی دفاع مقدس_ را ترور کردند، دَم از قیام کبیر خلق می زنند. گویی زنیکه و زباله یک وجه مشترکی یافته اند؛ آلودگی. آلوده به فساد. آلوده به چرک. آلوده به خطر.



بی آن که آنچه در شب های دی 96 برخی شهرهای ایران رخ نموده است، بپردازم، با تأکید می گویم این سیه رویان جنایتکار سازمان تروریستی منافقین که بیش از 17 هزار انسان بی گناه ایرانی را ترور و شهید کردند، هیچ جایگاهی میان ملت ندارند و بی جهت هیاهو و جنجال می کنند. اینان به گونه ای به خدمت و نوکری آمریکا و اسرائیل و صدام حسین و بدتر از همه آل سعود فاسد درآمدند که باید مانند زباله های خطرناک و مُهلک، محو و از محیط حیات پاک مردم و مؤمنین دور نگه داشته شوند.



خنده آور است اینان با کودنی و حماقت از آب گل آلود! این گونه می خواهند ماهی! بگیرند. چه زباله، چه زنیکه هر دو آلوده اند، هر دو آفت و موذی اند و باید از بوم زیستِ حیات و سیاست محو و نیست شوند.



مردم و جوانان دقیق اند و به ذکاوت و هوشمندی مراقب حرکت های فرصت طلبانه و ایذایی فریفته شدگان این نوکران _که اینک نزد آل سعود فاسد و خون ریز مردم یمن این گونه دریوزگی و خدمت می کنند_ هستند و می دانند که عده ای قلیل خوش باور و خام خیال! با نام های مردم فریب در برخی از صحنه ها خودشیرینی دارند و مثلاً بسترها را برای آن سازمان ترور مهیا می سازند. پایان. ایران. 27 دی 1396. توحید.
۲۷ دی ۹۶ ، ۱۱:۱۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بررسی سه اتفاق جهانی

خبر و نظر


به قلم دامنه
. به نام خدا. سه اتفاق جهانی طی چند روز گذشته، برای من مهمتر از رویدادهای دیگر منطقه و جهان بود که به طور خلاصه _بر مبنای سه منبع زیر تصاویر بالا_ به آن می پردازم. امید است خوانندگان شریف دامنه به این گونه رخدادهای اطراف ایران و جهان نیز توجه داشته باشند و در مطالعات خود به این گونه امور دقت کنند.


1-  اگر عکس سمت راست بالا را در حجم بالایش نگاه کنید، متوجه خواهید شد که 13 متخصص و دانشمند ایرانی در علم IT [=تکنولوژی اطلاعات]، صنعت IT آمریکا را در سیطرۀ خود دارند. کاش فضای ساختاری و سیاسی ایران به گونه ای منحصرانه و با شیوه های دفع به جای جذب، تفسیر نمی شد تا این هموطنان نخبه به عنوان سرمایه های انسانی و علمی ایران، در خود کشور ایران به این جایگاه های مهم می رسیدند. باز هم دیر نیست؛ محیط سیاسی نظام را نه ملتهِب که به ملاطفت و رواداری بیآراییم تا همه، برای آبادی و آزادی و تمدّن ایران سهمی داشته باشند و اسلام و ایران، کنار هم، به هم مدد برسانند.



2- «کردها از سال 2012 و بدون مخالفت دولت مرکزی سوریه کنترل شهر عفرین و چند شهر دیگر را در اختیار دارند. ارتش ترکیه از 30 دی 1396 عملیات گسترد‌ه‌ای را به کردهای شمال سوریه آغاز کرده است. هدف از این عملیات که «شاخه زیتون» نام دارد بیرون راندن نیروهای مسلح «یگان‌های مدافع خلق» (ی‌پ‌گ) از عفرین عنوان شده است. اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه گفته است این کشور بعد از عفرین به منبج لشکرکشی می‌کند.»


نگاه دقیق به عکس داده نمای بالا، ابعاد این عملیات خبرساز در سوریه را بیشتر عیان می کند. آنچه در سوریه رخ داد و می دهد، همه نیازمند بررسی آزاداندیشانه است تا عمق قضایا و رنج ها و دخالت ها بدرستی شکافته و آشکار شود. فعلاً از آن عبور می کنم.



3- اما عکس پایین، «رسانه‌ های هند از امامتِ یک زن در نماز جمعه ایالت جنوبی «کرالا» برای اولین‌ بار در تاریخ این کشور و تهدید شدن وی به مرگ توسط گروه‌ های بنیادگرا خبر دادند. جمیدا کی، معروف به جمیدای معلم [عکس زیر]، که بر خلاف قوانین شریعت، نماز جمعه را [عکس سمت چپ بالا] در مرکز «سنّت قرآن» امامت کرده است، می‌ گوید که از عواقب این موضوع آگاه بوده است.


(منبع)


او می‌ گوید: «ما کتاب مقدس قرآن را دنبال می‌ کنیم که بشر را شامل مردان و زنان می داند و میان آنان تبعیضی قائل نیست. در مذهب زنان و مردان با هم برابرند.»... «این عمل مذهبی در انحصار مردان است و این موضوع باید به چالش کشیده شود.»


خانم «جمیدا کی» که در هند، امامتِ نمازجمعه را برعهده گرفت. راستی؛

آیا زن می تواند امام جماعت و امام جمعه گردد!؟

اسلام و فقیهان شیعه و سنی در این باره چه گفته و می گویند؟

من از آن بگذرم



جنبش سنت قرآن به رهبری یک محقق اسلامی میانه‌ رو با نام «چکنور مولوی» به راه افتاد. وی به دلیل تفاسیر غیرمتعارف خود از قرآن شناخته می‌ شد و نهایتا در سال 1993 به صورت اسرارآمیزی ناپدید شد و گفته می‌ شود که کشته شده است.

۲۷ دی ۹۶ ، ۰۹:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هنر در نگاه دکتر دینانی

مسائل هنر

 

 به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خالق بی همتا. "در محضر استاد عالیقدر دکتر دینانی". درود بر شما و بینندگان فهیم، در دانشگاه هنر تهران میزبان استاد گرانقدر جناب اقای دکتر دینانی چهره ماندگار فلسفه و حکمت ایران زمین بودیم، بخش هایی از سخنان گرانسنگ استاد پیرامون هنر را تقدیم می دارم.

 

 

هنر تجلی غیب در عالم شهادت است. هنر را نمی شود تعریف کرد، هنر از جهانی که غیب است می آید و بر صفحه کاغذ یا نت موسیقی یا هر صحنه دیگری ظهور می یابد شما هنرمندان غیب را به شهادت می آورید و جلوه گران غیب در عالم شهادتید و عالم غیب با شما هنرمندان خویشاوندی بیشتری دارد.

 

 

ایشان با اشاره به آیه "بدیع السماوات و الارض" افزود بزرگترین هنرمند عالم هستی، خداست. عالم هستی ابداع خداوند است. هنر یعنی ابداع و هنرمند بی ابداع هنرمند نیست. هنرمند تقلیدی نیز اساسا هنرمند نیست. ابداع، عملی است که از ازَل تا ابد یکبار اتفاق می افتد، شبیه آن تکرار نمی شود و هیچ کس هم نمی تواند مثل  آن را بیافریند حتی کسی که کاری منحصر به خودش بلد است و هر روز آنرا تکرار می کند، نمی تواند هنرمند باشد.

 

 

خداوند بار امانتی را بر کل موجودات از آسمان ها و زمین عرضه کرد که نتوانستند تحمل کنند و آنرا قبول نکردند اما انسان این بار سنگین را به دوش کشید و آن هنر است. همه موجودات عالم، ممکن است به اقتضای طبیعت خود کاری انجام دهند و به غیر از آن کار دیگری بلد نباشند ولی انسان بر اساس تصمیم خویش عمل می کند. تفاوت انسان با سایر موجودات هم در این است که سایرین بر مدار طبیعت خود رفتار می کنند و همواره یکسان عمل می کنند، اما انسان بر مبنای تصمیم خود عمل می کند و در رفتارش تنوع دارد.

 

 

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب حجت الاسلام محمدجواد غلامی. از این که این گونه مطالب مفید را با خوانندگان شریف دامنه به اشتراک می گذاری از شما ممنونم. این حرکت شما نشان از آن دارد که برای مخاطبان گرانقدر دامنه، اهمیت و احترام قائلید.

 

 

تأکید بر مفهوم «تصمیم» در انسان در مقایسۀ عمل بر مبنای «طبیعت» در حیوان، برای من خیلی جالب بود. و نیز این گزاره که «هنر تجلی غیب در عالم شهادت است» امری فوق العاده و پرمعناست. یعنی آنچه در جهان شهود (=دنیا) می آفرینیم، در واقع یک نوع جِلوه ای ست از تجلیّات عالم ماوراء که مُبدع آن حضرت باری تعالی ست. پس، با این مبنای فکری، به نظر من، هنر، کاری الهی ست و ریشه در فطرت خداجویی و جمال دوستی دارد. ممنونم. 

۲۶ دی ۹۶ ، ۰۹:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رُمانِ سیّد بغداد

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث معرفی کتاب. طی این روزهای غمبار اخیر هم در مصیبت درگذشتِ فاطمۀ مهربان بوده ام و هم برای تسکین آلامم، رُمان «سیّد بغداد» نوشتۀ زیبای محمد طعان متخصص جراح و نویسندۀ مشهور لبنانی را خوانده ام.



مطابق شیوۀ همیشگی دامنه، چهار نکته از کتاب را _که خلاصه نویسی کرده ام_ به اشتراک می گذارم. امید است خوانندگان شریف این رُمان خواندنی و پرشور را تهیه کنند و عمیق و دقیق بخوانند. به نظرم از بهترین رمان های سالهای اخیر است که انسان را در خواندن میخکوب می کند و به فکرهایی ناب فرو می برد.



رُمان «سیّد بغداد» عکس از دامنه

قصّۀ جیمی سرباز آمریکایی که به راز عاشورا پی می برَد


1- در صفحۀ 253 آمده است: انتظار پایانِ ظلم، اساس و جوهرۀ پرستش خداوند است. سخنی از پیامبر اسلام (ص).



2- در صفحۀ 56 آمده است: کولی ها به خاطر منفعت طلبی معمولاً به مذهب هر جامعه ای که در آن به سر می برند، درمی آیند تا ایمانِ قلبی.


3- در صفحۀ 30 آمده است: استدلال ارتش الزاماً با حقیقت سنخیت ندارد. منطق ارتش منظق جنگ است نه شفّاف سازی. هدف، ارزش این را دارد که یک جاهایی رازنگه دار بود. (سخن یک سرگرد آمریکایی با یک سربازش که فهمیده بود خودکشی سرباز آمریکایی را کشته شدن در جادّۀ الرُمادی عراق جا زدند!)


4- در صفحۀ 40 آمده است: درک و فهمِ نهج البلاغه، سرآمد تمام دروس و به معنای پایان تعلیمات برای کسی بود که قرار بود لباس روحانی بر تن کند.
۲۶ دی ۹۶ ، ۰۹:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دربارۀ دو پست زن و خاطره

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی


سلام کبلاقا جان. عجب نکته جالب توجهی در این خاطره ات (اینجا) بدان دست گذاشتی و البته متذّکر شدی. احسنت. البته دقیقاً همین است و برخی ها از روی نادانی یا ناآگاهی و یا خود شیفتگی و یا هر دلیل دیگری گاهی مباحثی را در اینگونه صله ارحام و دید و بازدیدها بیان می کنند که آدمی حالش بهم می خورد و گاه سرد دردش بیشتر می شود و فقط باید خدا خدا کرد که سایه اش را بردارد و با خودش ببرد و به بازماندگان رخصت دهد و ...



حالا خودمونیم چرا بحث لیسک دوا ... خداوند روزی ما را از دهان لیسک می دهد ازین نظر داده خدارو شکر.


انشاءالله دیگر غم نبینید و اگر گریزی نیست کم ببینید. در پناه حق باشی ای دوست.



راستی از خواندن خاطره کتک کاری خانم استاد الفقها و المجتهدین کاشف الغطاء (در این پست اینجا) و نوع نگاه ایشان و درس آموزی روش مبارزه با شیطان خودبینی و تکبُّر و دریافت خلوص قلبی ایشان یکسره خندیدم و درس آموختم و به تو و او احسنت گفتم. خلاصه اینم جواب اون خاطره شما که پدرش  گفت زن بدبخت رو بزنید و اگر نیست جا مکانش را هم قطعاً حکمتی درش نهفته است و برای من و تو، زن ذلیل بودن قابل قبول نیست و ...  خواه قبول کن خواه نکن.


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام صمیمانه و گرمم بر مهندس که هم نفس گرم دارد و هم قلم گرم و نرم و نُرم. بله رفیق. مجلس عزا آداب خاص خود را دارد. طرف تا فاتحه را نیمه نصفه نخوانده از روبرویی می پرسه اَره، این لِسک چنده فراوون بهیه! حالا دوتایی شروع می کنند به فریاد پیرامون گَل و اشنیک و سردرختی و بِن درختی. بگذرم. زمان نیازه تا این خصیصه های نابجا در مجلس تسلّا دهی رَخت بربندد. لسک دوا هم دیگه وِرد زبان مان شده از بس به یاد فروشگاه مدرن سم و آفات زدایی جناب مهندس عبدی هستیم.



اما کاشف الغطاء را عالی فهمیده ای. و نکتۀ درستی را آورده ای. در ضمن من هنوز نفهمیده ام این که می گویند برخی ها زن ذلیل اند یعنی چه؟ یعنی ریشۀ این گرایش روانی را نمی دانم که آیا چون خودباخته اند، زن ذلیل می شوند؟ آیا چون دلباخته اند چنین می شوند؟ یا نه چون اساساً همه چیز را باخته اند این گونه می گردند. یا نه مآلاً چون می خواهند کسی را بکوبند این نوا را حواله می دهند؟



گرچه من معتقدم تدبیر زندگی به مدَد زن و شوهر هر دو، قوام می گیرد و این نسبت دادن حاکی از غیرت های کاذب مردان است که می خواهند اَدای قهرمانی درآورند. مرد مگه پلنگ و هیولاست که زن عین گربه و جن زده از آن بهراسد؟ مرد و زن به حکمت لایتناهی خدای حکیم به گونه ای آفریده شدند که اگر شیفته و دلدادۀ هم باشند، سخن همدیگر را گویی از نهاد واحدی به نام دو قلب منفصلِ اما متّصل شان می شنوند. زیاد حاشیه رفته ام. برم سر اصل مطلب. یعنی زن، زنگ نیست که او را به صدا درآوری. زن، یک پای حیات است که مرد اگر آن را نداشته باشد لنگ می گردد و لنگان لنگان می کند. پس برم سر اصلِ اصلِ مطلب یعنی خداحافظ رخِف.

۲۶ دی ۹۶ ، ۰۹:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |