قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۱۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عترت» ثبت شده است

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۵۳ ق.ظ دامنه |
احیاء علم چیست؟

احیاء علم چیست؟

سخنان امام محمد باقر

 

امشب شبِ شهادت امام محمد باقر _علیه السّلام_ است

با تسلیت این حُزن، دوسخن آن امام عزیر را تقدیم می دارم

 

احیاء علم چیست؟ فرمود خدا رحمت کند بنده ای را که علم را احیاء کند، أبی الجارود می گوید عرض کردم احیاء علم چیست؟ فرمود: مذاکره با اهل علم و پرهیزکاران، احیاء علم است. (الکافی ، ج 1 ، ص 41.)

 

 

بهترین آمیزه چیست؟ چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حِلم با علم باشد. (بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 172 . ) (منبع)

۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۳ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زکاتِ قدرت چیست؟

دامنۀ روح

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 228

پست 6668

 

امام علی علیه السلام فرمود:

«زکاتِ قدرت، انصاف است»

 

 

بایزد بسطامی:

چُنان نُمای که هستی، نه چُنان باش که می نُمایی»

۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۳ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ازدواج علی‌ و فاطمه زهرا‌ به روایت امام رضا‌

چگونگی ازدواج علی و فاطمه

 

پست 6661. به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: به مناسبت اول ذی‌الحجه؛ازدواج علی‌(ع) و فاطمه زهرا‌ء(س) به روایت امام رضا‌(ع). خداوند فرمود: اى ‌راحیل! از جمله برکت من بر آن دو این است که آنان را بر محبت خودم، با هم‌ همراه مى‌‌کنم و حجت خود بر مردم قرارشان مى‌دهم و قسم به عزت و جلالم ‌که از آن دو، نسل و فرزندانى به وجود خواهم آورد که در زمین گنجینه‌داران و معادن حکمت خود قرارشان خواهم داد، بعد از پیامبران، آنان را حجت بر مردم قرار مى‌دهم.

 

 

پیوند امام علی و فاطمه _سلام الله علیهما_ مبارک

 

دوشنبه 22 مرداد ماه. برابر با نخستین روز از ماه ذی‌الحجه سالروز پیوند دو نگین هستی حضرت صدیقه طاهره(س) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) است. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛ همچنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار شد. ماجرای این پیوند آسمانی و ملکوتی را ثامن الحجج حضرت علی بن موسی رضا(ع) چنین شرح داده است:

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ستمگرترین انسان کیست؟

راه ما راه علی

 

 

پست 6654

امام علی _علیه السّلام_ فرمودند:

أجوَرُ الناسِ مَن عَدَّ جَورَهُ عَدلاً مِنهُ

ظالم ترین مردم کسی ست که ستم خود را

به عنوان عدل به حساب آورَد.

۲۰ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۵۴ ق.ظ دامنه |
زیبایی های نام معصومین علیهم السّلام

زیبایی های نام معصومین علیهم السّلام

راز عدد 12

 

پست 6648. ارسالی جناب خلیل آهنگر اوسا

تا حالا به عدد 12 این طور نگاه کرده بودید؟

 


لا اله إلا الله       12 حرف
 

محمدرسول الله    12 حرف
 

علی بن ابی طالب  12حرف
 

أمیر المؤمنین     12 حرف
 

فاطمة الزهراء      12 حرف
 

الحسن والحسین    12حرف
 

الحسن المجتب     12 حرف
 

الحسین الشهید     12 حرف
 

الإمام السجاد       12 حرف
 

الإمام الباقر         12 حرف
 

الإمام الصادق      12 حرف
 

الإمام الکاظم       12 حرف
 

الإمام الرضاء        12 حرف
 

الإمام الجواد         12 حرف
 

الإمام الهادی         12 حرف

 

الحسن العسکری     12 حرف
 

القائم المهدی         12 حرف

۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۵۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اثبات وجود شهربانو

مادر امام سجّاد علیه السّلام

 

پست 6647. متن نقلی. اثبات وجود شهربانو به عنوان مادر امام سجاد (ع): با رجوع به منابع گوناگون شاهزادگی شهربانو به عنوان مادر امام سجاد (ع) ثابت می‌شود. از میان نسب شناسان شاید ابویقظان سُحَیم (م. ۱۹۰ ق) قدیم‌ترین فردی باشد که این نظر را تأیید کرده و زمخشری [ر.ک: تفسیر زمخشری، ج۳، ص۵۴۴- ۵۴۵.] با استناد به گفته او، مادر امام سجاد (ع) را دختر یزدگرد دانسته ‌است.

 

 

افزون بر این، بسیاری از کتب انساب و طبقات [ر.ک: سرّ السلسله العلویه، ابونصر سهل بن عبدالله بخاری، ص۳۱؛ لباب الانساب، ابوالحسن علی بن زید بیهقی، ج۱، ص۳۴۶، ۳۴۸؛] و دیگر نویسندگان آثار حدیثی، روایی و فقهی [ر.ک: الکافی، کلینی، ج۱، ص۳۶۶؛ بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمی، ص۱۴۰؛ دلائل الامامه، محمد بن جریر طبری، ص۱۹۵-۱۹۶؛] و آثار ادبی، تاریخی و جغرافیایی، این مطلب را تأیید و تکرار کرده‌اند. [ر.ک: الکامل مُبرّد، ص ۶۴۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۴؛]

 



اغلب این منابع پیش از قرن نهم هجری تألیف شده است و ربطی به صفویه ندارد. پس وجود این بانو، امری مسلّم و غیر قابل انکار است.

 

 

بی بی شهربانو در شهر ری



 

دلیل دیگر در اثبات اینکه مادر امام سجاد (ع) دختر یزدگرد می‌باشد، این است که برخی مورخان، مادر یزید بن ولید بن عبدالملک بن مروان (یزید الناقص) خلیفۀ اموی را شاه‌فرید یا شاه‌آفرید دختر فیروز بن یزدگرد خوانده و گفته‌اند که مادر امام سجاد(ع) عمۀ آن بانو بوده است. [المحبر، ص۳۱؛ الکامل مبرد، ص۶۴۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۱۰؛ تاریخ طبری، ج۷، ص۲۹۸؛ مروج الذهب، ج۲، ص۱۹۲؛]
 

 


با این حال، برخی منابع کهن از مادر امام سجاد (ع) با عنوان اُمّ وَلَد [به کنیزی گفته می‌شود که به ازدواج مردی درآمده و از او صاحب فرزند می‌شود و دیگر حالت مملوکیت ندارد و نمی‌شود او را فروخت.] یاد کرده و گاه نام او را نیز ذکر کرده‌اند. [ الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۱؛ کتاب نسب قریش، ص۵۸ ؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۴۲۲؛ تاریخ طبری، ج۷، ص۶۲۹.] پس از آن مورخانی چون ابن جوزی، ابن کثیر و ابن حجر عسقلانی همین نظر را مستند خود قرار داده‌اند. [ر.ک: المنتظم، ج۶، ص۳۲۶؛ البدایه و النهایه، ج۹، ص۱۲۱؛ الاصابه فی تمییزالصحابه، ج۵، ص۶۷۰.] گاهی نیز با عنوان فَتاه (برده‌ای جوان) یا برده از او نام برده شده است. [ ر.ک: تاریخ خلیفه بن خیاط، ص۴۱۷؛ تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۲۰، ص۳۸۲-۳۸۳.] برخی نیز مادر امام سجاد (ع) را زنی سِندی [سند ناحیه‌ای در غرب هند یا روستایی نزدیک نسا در خراسان. ر.ک: معجم البلدان، ذیل واژه سند.] نام برده‌اند.[المحبر، ص۵۰۵؛ المعارف، ص۲۱۵.]

 



از عقیدۀ این مورخان و محدثان که مادر امام سجاد(ع) را از سند معرفی کرده یا فتاه یا اُمّ وَلَد خوانده‌اند، استنباط نمی‌شود که آن بانو دختر یزدگرد نباشد؛ چنان‌که ذهبی [سیر اعلام النبلاء] هم او را اُمّ وَلَد و دختر یزدگرد دانسته است. (منبع)

 

 

یک توضیح:

 

یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پسر شهریار بن شیرویه بن خسرو پرویز، پس از چند جنگ که در دوران پادشاهی او میان ایرانیان و اعراب مسلمان رخ داد و به غلبۀ اعراب انجامید، از مغرب ایران به سمت مشرق رفت تا از خاقان چین کمک بگیرد؛ اما سرانجام در سال ۳۱ هجری بر اثر خیانت سردارانش در قریۀ زریق نزدیک مرو به دست آسیابانی کشته شد. دوران سلسلۀ ساسانی به پایان رسید و دختران یزدگرد به اسارت اعراب در آمدند.[ر.ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۲۹۷-۲۹۸؛]

 

 

به نوشتۀ مسعودی، یزدگرد هنگام مرگ در ۳۵ سالگی، دو پسر (بهرام و فیروز) و سه دختر (اَدرَک، شهربانو و مَردَوَند یا مروارید) داشته ‌است؛ و در سیر و حرکت، حُرَم (همسر و فرزندان) خود را به همراه داشته ‌است. [لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۷ ؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۹۳ ؛ عمده الطالب، ص۱۹۲.] (منبع)

۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۵۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

علت رجوع ایرانیان به امام علی

عدالت از محمد نشأت می گیرد

 

پست 6641. به شرح دامنه> من _دامنه_ از این نکاتی که از این [منبع] می آورم، خودم را مانند شما دامنه خوانان شریف، در حس و حال قشنگی که با خواندنِ این پست اتفاق می افتد، شریک و هم نوا و خوشحال و دردمند می دانم. با هم بخوانیم:

 

 

تشیّع به گونه ای شایان توجه، مساوات طلب است. سپَر نیرومندی به توده ها در برابر نخبگان می دهد،.. عدالت از محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ نشأت می گیرد... آموزه های او از جمله عبارتند:

 

تمام مؤمنان در پیشگاه احدیّت، باهم برابرند.

زن و مرد تسلیم اسلام، در قدرت کُل سهیم اند.

محمد [ص] اغنیاء را مُخل همآهنگی جامعه می دانست، لذا رباخواری را ممنوع کرد.

محمد [ص] هشدار داد جامعه ای که نسبت به نیازمندان بی اعتناست، نه به تقوا دست می یابد و نه به فضیلت.

 

 

 

عدالت اسلامی شیعی در ساده ترین مفهومش، به معنای محدودیت شرّ برای خیر همگان است. در چشم شیعیان، علی  _علیه السّلام_  رهبر درخشان ترین نهضتی سیاسی و اعتراضی باقی ماند که خواهان برابری، شفقت و عدالت در دنیای غرق بی عدالتی و سرکوب و ظلم بود... شیعیان هنوز هم علی  _علیه السّلام_ را قهرمان محرومان می دانند و نمادِ عدالت و نشانِ خیر محض.

 

 

 

علت رجوع ایرانیان به علی _علیه السّلام_ این است: رهایی از سال ها سُلطۀ حکومت های ظالم و غارتگر. و علی را مدافع حقوق زنان و مردان محروم می دانند.... و حسین _علیه السّلام_ جایگاه رفیعی در میان ایرانیان دارد. در ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان، رنج و مظلومیت امام حسین☐ _علیه السّلام_  نمادِ مظلومیت و سرکوبی ست که سال ها ایرانیان به طور فردی و جمعی، خود از دستت بیگانگان جبّار و نظام های سیاسی اجتماعی خودشان، متحمل شدند. آنان با شرکت در مراسم عاشورا، دهم روز مُحرّم، برای عزای امام حسین ☐ _علیه السّلام_ جسماً و روحاًٌ شهید می شوند.

۱۵ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۴۹ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اولین چیزی که خداوند متعال آفرید، چه بود؟

عقل و قلم و لوح و روح و مشیّت

 

پست 6636. به قلم دامنه. با سلام به دامنه خوانان قابل احترام و بزرگوار و شریف. شما هم ممکن است مثل من، پست های عترت در دامنه را دوست داشته باشید. من به دو دلیل این گونه ام: یکی این که معصومین _علیهم السّلام_ جایگاه منحصری نزد پیروان دارند. دوم آن که سخنان آنان انسان را آرام کرده و به اوج می رساند.

 

 

 

روی همین قاعده، امروز صبح سراغ دست نوشته هایم رفتم و تورُّق کردم و این سخن امام صادق _علیه السّلام_ را خواندنی تر یافتم. و از آنجا که این روزها روزهای تکنولوژیک است و همه، هر چیزی را که خوب یافته اند، به اشتراک می گذارند؛ من هم این سخن راستین حضرت صادق را به اشتراک می گذارم:

 

 

در وسیلة المعاد به نقل از کتاب «زندگی سیاسی امام سجّّاد» _که در 7 فروردین 1397 (اینجا) معرفی اش کرده ام_ آمده است که امام صادق گفته اند «اولین چیزی که خداوند متعال آفرید، عقل، قلم، لوح، روح و مشیّت بوده است.»

 

 

پایان این پست. وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى. (قرآن کریم، سوره طه، آیۀ 47) یعنی: درود بر آن کس که از راه راست (=دیانت اسلام) پیروی نماید. و درود بر آن که پیرو هدایت شود. و درود بر هر آن که از حق تبعیّت نماید.

۱۳ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۴۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۵۹ ق.ظ دامنه |
زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت

زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت

دامنه نویسان

پست 6603


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: با سلام و ارادت خدمت آقا ابراهیم. صباح الخیر.ان شاء الله همیشه با سید علی اصغر (اینجا) یار غارت محشور شوید.
 

 

درباره ی زینب قهرمان کربلا نوشتی (اینجا) به مذاقم چسبید و از این نوشته خوشم آمد. و اینجور نوشته ها را دوست دارم ..متشکرم. بنده هم چند کلامی از این خانم بزرگ بگویم تا اینکه ارادت قلبیم را به آن خانم بیافزایم .
 

 

سِرِّ نی در کربلامی ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت
اهل عالم را زکارِ خویش حیران کرد و رفت


 

زینب دختر بزرگ علی در این خطبه ی قَرّا (=غَرّا) صدها پیام را به اهل عالم می دهد ..دو پیام را بنده بگویم

 


۱ : انسانهای مول و مرموز و چموش که نان را به نرخ روز می خوردند و از امام زمان خودشان دفاع نکردند را رسوا کرد و به زباله دان تاریخ ریخت و تا اَبَد گور به گور شدند .

 


۲ : حضرت زینب در سطح بسیار عالی معرفت داشت . در زمانی که حضرت خطبه ی قَرّا را با بیان فصیح قرائت می کردند در میان جمعیت سکوت مطلق حاکم بود و در اوج سخنرانی اگر امام زمانش که امام سجاد بود می فرمود اُسکُت عمه سکوت اختیار کن . حضرت زینب تسلیم بود . و ساکت می شد و ادامه ی سخن نمی داد . این پیام فهماننده ولایت مداری حضرت زینب می باشد . ..خدا حافظ

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک. 1- مفتخرم همیشه در دامنه حضوری سرزنده دارید و متن هایی خواندنی و مؤثّر می نویسی و بر پست های منتشرشده در آن نظر و دیدگاه می آفرینی.

 

 

2- یار غاریم ما؛ من و سیدعلی اصغر. به تعبیر سعدی دوستِ «گرمابه و گلستان». حشر با او، نشر من است. نشر با او، حشر من! در دوستی راسخیم. در نقد و اِبرام هم راسخ تر و مهیّاتر و رُک تر. ممنونم. دعا کن در سلامت بمانیم.

 

 

 

3- هر دو برداشت شما از خطبۀ سخنور وارسته زینب آل محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ شایسته است. ما تمام آبرو و هویت مان اهل بیت _علیهم السّلام_ است خاصّه آموزه های این زن بزرگ تاریخ. که مأمور خدا بود علیۀ شجرۀ خبیثۀ ملعونه.

 

 

به نظر من اگر زینب نبود، بنیان سُست این خاندان نیرنگ، نزد مسلمانان آن روزگار رنگ نمی باخت. و فریب، حریف باقی می ماند و به زشتی ها حریص تر می شد.

 

 

 

الها! شما هم _که پیرو آن زنِ محبوب آسمان و زمین و مسلّح به سلاح عصمت و طهارت و عزّت_ هستید ان شاء الله تعالی در مأموریت تبلیغی این فصل گرم و داغ تان سربلند بمانید؛ با کارنامه ایی روشن و سربرآسمان.

۰۴ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خطبۀ حضرت زینب در دروازۀ کوفه

زینب؛ زبان فصیح علی

 

حرم بزرگترین اُسوهٔ هستی، زینب آل محمد. روحم فدایش

 

پس از واقعه عاشورا، هنگام ورود کاروان اُسرای کربلا به کوفه، حضرت زینب (س) خطبه ای خواندند و در آن مردم کوفه را از گناهی که بخاطر یاری نکردن امام حسین (ع) مرتکب شدند، آگاه کردند.

 

با دستور آن حضرت همه مردم و حاضران مجبور به سکوت می‌شوند. حضرت زینب (س) به مردم اشاره کردند که ساکت شوید و ناگهان نفس ها در سینه ها حبس شد و زنگ شتران از صدا افتاد، و سپس خطبه را آغاز نمودند:

 

 

 

...یَا أَهْلَ الْکُوفَةِ یَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُکُمْ کَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ هَلْ فِیکُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْکَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ أَوْ کَمَرْعًى عَلَى دِمْنَةٍ أَوْ کَفِضَّةٍ عَلَى مَلْحُودَةٍ أَلَا بِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ وَفِی الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ أتَبْکُونَ أَخِی؟! أَجَلْ، وَاللَّهِ فَابْکُوا فَإِنَّکُمْ أَحْرَى بِالْبُکَاءِ فَابْکُوا کَثِیراً وَاضْحَکُوا قَلِیلًا فَقَدْ أَبْلَیْتُمْ بِعَارِهَا وَمَنَیْتُمْ بِشَنَارِهَا وَلَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً وَأَنَّى تَرْحَضُونَ قُتِلَ سَلِیلُ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَسَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَمَلَاذُ حَرْبِکُمْ وَمَعَاذُ حِزْبِکُمْ وَمَقَرُّ سِلْمِکُمْ وَآسِی کَلْمِکُمْ وَمَفْزَعُ نَازِلَتِکُمْ وَالْمَرْجِعُ إِلَیْهِ عِنْدَ مُقَاتَلَتِکُمْ- وَمَدَرَةُ حُجَجِکُمْ وَمَنَارُ مَحَجَّتِکُمْ أَلَا سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ وَسَاءَ مَا تَزِرُونَ لِیَوْمِ بَعْثِکُمُ فَتَعْساً تَعْساً وَنَکْساً نَکْساً لَقَدْ خَابَ السَّعْیُ وَتَبَّتِ الْأَیْدِی وَخَسِرَتِ الصَّفْقَةُ وَبُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ

 

وَضُرِبَتْ عَلَیْکُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ أَ تَدْرُونَ وَیْلَکُمْ أَیَّ کَبِدٍ لِمُحَمَّدٍ ص فَرَثْتُمْ وَأَیَّ عَهْدٍ نَکَثْتُمْ وَأَیَّ کَرِیمَةٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ وَأَیَّ حُرْمَةٍ لَهُ هَتَکْتُمْ وَأَیَّ دَمٍ لَهُ سَفَکْتُمْ أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّمَاءُ دَماً وَلَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى‏ وَهُمْ لا یُنْصَرُونَ- فَلَا یَسْتَخِفَّنَّکُمُ الْمَهَلُ فَإِنَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَا یَحْفِزُهُ الْبِدَارُ «3» وَلَا یُخْشَى عَلَیْهِ فَوْتُ النَّارِ کَلَّا إِنَّ رَبَّکَ لَنَا وَلَهُمْ لَبِالْمِرْصادِ ثُمَّ أَنْشَأَتْ تَقُولُ (ع‏):

 

مَا ذَا تَقُولُونَ إِذْ قَالَ النَّبِیُّ لَکُمْ مَا ذَا صَنَعْتُمْ وَأَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ‏ بِأَهْلِ بَیْتِی وَأَوْلَادِی وَتَکْرِمَتِی مِنْهُمْ أُسَارَى وَمِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ‏ مَا کَانَ ذَاکَ جَزَائِی إِذْ نَصَحْتُ لَکُمْ أَنْ تَخْلُفُونِی بِسُوءٍ فِی ذَوِی رَحِمِی‏


إِنِّی لَأَخْشَى عَلَیْکُمْ أَنْ یَحُلَّ بِکُمْ مِثْلُ الْعَذَابِ الَّذِی أَوْدَى عَلَى إِرَمٍ‏ ثُمَّ وَلَّتْ عَنْهُمْ- قَالَ حِذْیَمٌ فَرَأَیْتُ النَّاسَ حَیَارَى قَدْ رَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوَاهِهِمْ فَالْتَفَتَ إِلَیَّ شَیْخٌ فِی جَانِبِی یَبْکِی وَقَدِ اخْضَلَّتْ لِحْیَتُهُ بِالْبُکَاءِ وَیَدُهُ مَرْفُوعَةٌ إِلَى السَّمَاءِ وَهُوَ یَقُولُ بِأَبِی وَأُمِّی کُهُولُهُمْ خَیْرُ کُهُولٍ وَنِسَاؤُهُمْ خَیْرُ نِسَاءٍ وَشَبَابُهُمْ خَیْرُ شَبَابٍ وَنَسْلُهُمْ نَسْلٌ کَرِیمٌ وَفَضْلُهُمْ فَضْلٌ عَظِیمٌ ثُمَّ أَنْشَدَ:


کُهُولُکُمْ خَیْرُ الْکُهُولِ وَنَسْلُکُمْ إِذَا عُدَّ نَسْلٌ لَا یَبُورُ وَلَا یَخْزَى‏ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ یَا عَمَّةِ اسْکُتِی فَفِی الْبَاقِی مِنَ الْمَاضِی اعْتِبَارٌ وَأَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ إِنَّ الْبُکَاءَ وَالْحَنِینَ لَا یَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَکَتَتْ- ثُمَّ نَزَلَ (ع) وَضَرَبَ فُسْطَاطَهُ وَأَنْزَلَ نِسَاءَهُ وَدَخَلَ الْفُسْطَاطَ.

 

ترجمه

 

...ای مردم کوفه،‌ ای مردمان حیله گر و خیانت کار! گریه می‌کنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشتۀ خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم می‌گسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیلۀ فریب و تقلب ساخته اید.

 

 

آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینه‌های آکنده از کینه، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت می‌شود؟ یا همچون سبزه‌هایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته یا همچون جنازۀ دفن شده‌ای که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند؟

 

 

چه بد توشه‌ای برای آخرت فرستاده اید؛ توشه‌ای که همان خشم و سخط خدا است و در عذاب جاویدان خواهید بود.

 

 

گریه می‌کنید؟ زار می‌زنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلوده اید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست.

 

 

و چگونه می‌توانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا (ص)، خاتم پیامبران، معدن رسالت، و سرور جوانان اهل بهشت را از دامان خود بزدایید؟

 

 

کسی که پناه مومنان شما، فریادرس در بلایای شما، مشعل فروزان استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در هنگام قحطی و خشکسالی بود. چه بار سنگین و بدی بر دوش خود نهادید، پس رحمت خدایی از شما دور و دورتر باد. که تلاشتان بیهوده، دستانتان بریده، معامله تان قرین زیان گردیده است، خود را به خشم خدا گرفتار نموده و بدین ترتیب خواری و درماندگی بر شما لازم آمده است.

 

 

وای بر شما‌ای مردم کوفه! آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریده‌اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده‌اید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته‌اید؟! و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟!

 

 

شما این جنایت فجیع را بی‌پرده و آشکار به انجام رسانید؛ جنایتی که سر آغاز جنایات دیگری در تاریخ گشته، سیاه، تاریک و جبران ناپذیر بوده، تمام سطح زمین و وسعت آسمان را پر کرده است. آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب می‌کنید؟ در حالی که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوار کننده‌تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد.

 

 

پس مهلت‌هایی که خدای متعال به شما می‌دهد موجب خوشی شما نگردد، چرا که خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمی‌کند، چون ترسی از پایمال شدن خون و ازدست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که خدای شما همیشه در کمین است.

 

 

 

آنگاه حضرت زینب(س) این اشعار را خواند: اگر پیامبر از شما بپرسد، این چه کارى بود که کردید با آنکه شما امت [پیامبرِ] آخر الزمان بودید [و بر دیگر امت‌ها شرافت داشتید]، چه پاسخ خواهید داد؟ شما چه کردید با اهل بیت و فرزندان و عزیزان من؟! جمعى را به اسارت بردید و گروهى را به خون آغشته کردید. این پاداش من نبود ـ با آنکه من خیرخواه شما بودم ـ اینکه در حق خویشاوندانم این‌گونه به من جفا کنید. من مى ترسم همان عذابى که قوم «اِرَم» را به نابودى کشاند، بر شما نیز فرود آید.

 

 

زینب کبرى(س) پس از این خطابه جانسوز، روى از آنان برگرداند...

 

امام زین العابدین(ع) رو به عمه اش زینب کرد و فرمود: «...خداى را سپاس که تو عالمه تعلیم ندیده و خردمندِ خرد نیاموزیده‌اى. گریه و زارى، آنان را که رفته‌اند به ما باز نمى گرداند»

 

با این سخنِ امام چهارم(ع)، زینب(س) آرام گرفت و حرفی نزد. (منبع: بحارالانوار، علامه مجلسی)

۰۴ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۰۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

برترین دو دینار

انفاق را از کجا آغاز کنیم؟

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا، درود بر شما، امام رضا علیه السلام فرمود: مردی، دو دینار، نزد پیامبراکرم (ص) آورد و گفت: ای پیامبر خدا! می خواهم این دو دینار را در راه خدا بپردازم.
 

فرمود: «آیا والدین تو، یا یکی از آن دو، زنده اند؟». گفت: آری.


 

فرمود: «برو و این دو دینار را خرج والدینت کن؛ زیرا این کار برای تو، بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
 

مرد، بازگشت و چنین کرد. سپس دو دینار دیگر آورد و گفت: آن کار را کردم و اینک این دو دینار را می خواهم در راه خدا بدهم.
 

 

فرمود: «آیا فرزندی داری؟». گفت: آری.
 

 

فرمود: «برو و آنها را خرج فرزندت کن؛ زیرا این کار برای تو، بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
 

مرد، باز گشت و چنین کرد. پس دگر بار، دو دینار دیگر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! آن کار را کردم، و اینها دو دینار دیگرند و می خواهم آنها را در راه خداوند، انفاق کنم.
 

فرمود: «آیا همسر داری؟». گفت: آری.
 

فرمود: «آنها را خرج همسرت کن؛ زیرا این کار، برایت بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان نمایی».
 

مرد، بر گشت و چنین کرد. پس باز، دو دینار دیگر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! آن کار را کردم، و اینها دو دینار دیگرند که می خواهم در راه خدا انفاق کنم.
 

فرمود: «آیا خدمتکاری داری؟». گفت: آری.
 

فرمود: «آنها را خرج خدمتکارت بکن؛ زیرا این کار، برایت بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
 

مرد چنان کرد. آن گاه دو دینار دیگر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! اینها دو دینار دیگرند که می خواهم در راه خدا بدهم.

 


فرمود: «بده، و بدان که این دو دینار، برترین دو دینار تو نیست ؛ بلکه ثواب آن دینارهای قبلی، از ثواب اینها بیشتر است» (دانشنامه قرآن و حدیث ج 3 ص 534.)
 

میلاد امام رضا (ع) بر شما و عاشقان آن امام رئوف مبارک باد.
محمد جواد غلامی دارابی.

 

نظر دامنه

 

به نام خدا. سلام. این گونه داستان های راستان، فرهنگ سازی می کند. فقط بگویم این شرح انفاق موجب بخیلی نشود. چون رسول خدا (ص) با این حرکت زیبا اولویت های انفاق را آموختند. سپاس جناب شیخ غلامی.

۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مُشکلم را خودم حل می کنم

عالِم آل محمد و عدد 8

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: سلام علیکم ورحمت ا... . ضمن تبریک وتهنیت شب فرخنده میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام به همه دامنه نویسان و دامنه خوانان محترم.

 

چند پرسش از دامنه:

 

یک چرا امام هشتم {علیه السلام} از بین امامان معصوم بعنوان عالم ال محمد معروفند؟

دوم چرا امام مهربانیها را ثامن الحُجج نامیدند؟

در صورت امکان با استناد و مصادیق باشد.

 

 

سوم هنگام ورود اجباری آن امام همام به ایران، بیست وسه اتفاق پند آموز افتاد. اولی را به صورت مختصر  میگویم و ان اینکه: در اهواز ان روز آرایشگری با ابزار خود به استقبال اقا امد و از اقا اجازه خواست سروصورتش را اصلاح کند.

 

امام فرمود از مدینه حرکت کردم اداب سفر را که یکی از ان همین تقاضای شماست یعنی نیازی نیست. اسرار کرد. امام فهمید نیازمند مقروض است، قبول کرد. در مقابل همگان نشست. ارایشگر یکی دو بار قیچی زد واسباب خود را جمع و  تقاضای مزد کرد.

 

حضرت گفت اگر مایلی شانه یا قیچی شما را طلا کنم مشکلت حل شود؟ ارایشگر گفت: نه اقا، من با تلاش کوشش مشگلم راحل می کنم ولی از شما حجّت خدا قول بگیرم در زمان مُردن صدات کردم مرا دریابی وشفاعتم کنی. اقا امام رضا پذیرفت واجابت نمود....ادامه با دامنه و دامنه نویسان.

 

مشهد حرم امام رضا. رواق حضرت معصومه (س). خرداد 1397. عکاس: دامنه

 

 

 

پاسخ دامنه

 

 

به نام خدا. علیکم السّلام. ممنونم برادر گرامی ام جناب حاج سیدتقی. پیش از آن که به دو پرسش خوب شما پاسخ دهم سه نکته بگویم:

 

 

1- این شیوه نوشتن را دوست دارم. هم خوراک فکری می آفریند و هم همه را به اندیشیدن و یا رفتن به سمت تحقیق بیشتر سوق می دهد. 2- داستان پندآموزی بود. روی همین حساب عنوان پست شما را «مُشکلم را خودم حل می کنم» گذاشتم. 3- خیلی خوشحالم شب های تولد امامان مان این گونه همه شادمان اند. این عزّت و زینت شیعه است که در هیچ مکتبی وجود ندارد. ممنونم جناب. امابعد؛ جواب:

 

 

پاسخ پرسش اول: حداقل سه علت داشت؛ یکم: امام کاظم (ع) پدر امام هشتم این لقب را به ایشان دادند و فرمودند: «این برادر شما علی بن موسی (ع) عالم آل محمد (ص) است، (الصراط المستقیم، جلد 2، صفحه 164) دوم: حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) در زمانی امامت می کردند که علوم و احاطۀ علمی و دینی اش بسیار گسترش یافته بود حتی دشمنان کینه توز نیز نمی توانستند برتری علمی ایشان را انکار کنند. سوم: و سوم این که مأمون عباسی با ایجاد حلقۀ مناظره سعی کرد امام رضا را در برابر غول های فکری و کلامی آن روزگار، منکوب و مخذول کند و در مشقّت بگذارد که برعکس، همه به علم و توان فکری امام رضا (ع) در ان مناظرات پی بردند و خیره شدند و متعجب ماندند. همین باعث شد رضای آل محمد، مُلقّب به عالم آل محمد هم باشد.

 

 

پاسخ پرسش دوم: ثامن الحُجج یعنی حُجت هشتم یا هشتمین حجت. ائمه  _علیهم السّلام_ همگی حجت خدا بر روی زمین اند. در دورۀ امام موسی کاظم (ع) عده ای بر امام هفتم وقف کردند و واقفیه شدند. یعنی گفتند کاظم (ع) به آسمان عروج کرد و  مهدی زمان است و بازمی گردد. در مقابل عده ای هم اسماعیله شدند.

 

 

 

لذا شیعۀ امامیه چون 12 امامی ست روی عدد هشت تأکید نمود تا کسی استمرار امامت و انحصار هشتمین امام در وجود امام رضا را منکر نگردد. لذا اعتقاد به ثامن الحُجج بودن امام رضا یک فلسفۀ کلامی و عقیدتی پشتش خوابیده و مرکز ثقل شیعه است. یعنی کسی هشت را پذیرفت دیگر او نه واقفیه است (یعنی هفت امامی) و نه اسماعیلیه یعنی شش امامی. بلکه آن شیعه یک پیرو اثنی عشری (=دوازده امامی)ست. این مقدار علمم قد می داد جناب رفیق. اگر کم گفتم پوزش.

۰۲ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۰۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زمانتان را به چهار بخش تقسیم کنید

مشهد و رضایش

 

به قلم دامنه: به نام خدا. می خواهم در شب تولد حضرت رضا، قلب تپندۀ ایرانی ها و صاحب اصلی این مرز و بوم، ابتدا از حسّ خودم بگویم و سپس دو سخن مهم آن امام رئوف _علیه السّلام_  هدیه کنم.

 

 

من مثل همۀ شما دامنه خوانان شریف نه فقط راه های منتهی به مشهد مقدس را دوست می دارم، بلکه هر کس، در هر جا و زمانی، حرفی از حرم رضوی به میان آورد، سرشار شوق می شوم و با سرعتی بالاتر از حرکت نور یعنی با جتِ خیال _این نعمت مرموز خدا در نهاد آدمیان_ به صحن و سرای امام رضا فرود می آیم و با خود زمزمه می کنم هر آنچه در خاطره و عشقم دارم. بگذرم

 

میلاد رضای آل محمد بر همگان مبارک

 

 

 

اما سخنان مهم امام رضا. از میان سخنان آن حضرت، دو سخن را برگزیدم و که خیال می کنم خیلی دلچسب است و بر جان خوانندگان می نشیند. هرکس خواند و دلش به رحم افتاد، نیّت زیارت رضوی کند و ان شاء الله نصیبش شود.

 

 

هر چیز سودمند و نیرو زا برای جسم که موجب تقویت بدن می‌شود، حلال است و هر چیز زیان‌آور که نیروی آدمی را می‌گیرد یا کُشنده است، حرام است.

 

 

 

بکوشید که زمانتان را به چهار بخش تقسیم کنید: زمانی برای مناجات با خدا، زمانی برای تأمین معاش، زمانی برای معاشرت با برادران و معتمدانی که عیب‌هایتان را به شما می‌شناسانند و در دل، شما را دوست دارند و ساعتی برای کسب لذّت‌های حلال. با بخش چهارم توانایی انجام دادن سه بخش دیگر را به دست می‌آورید. (منبع: تحف العقول)

۰۲ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۵۵ ق.ظ دامنه |
امام علی در بیرون قدرت چه کرد؟

امام علی در بیرون قدرت چه کرد؟

آیا راهِ ما راهِ علی ست!؟

پست 6594

 

به قلم دامنه: به نام خدا. چندروز پیش در 29 تیر 1397 در (اینجا) مقدمات و پرسش های بحث را چیدم و جناب سید علی اصغر نیز بحث سؤال محور بر آن افزود. اینک به پاسخ پرسش می پردازم:

 

 

1- در اینجا مقام امامت امام علی (ع) مورد بحث نیست. بلکه رفتار ایشان به عنوان امام منصوب خداوند مورد نظر است. زیرا برای شیعه (=پیرو) علی، هم هیچ خدشه ای دراین رابطه مطرح نیست و هم منزلت آن حضرت آن چنان رفیع و دارای ابعاد وسیع است که فقط خداوند متعال و سپس پیامبر خدا _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ و خصوصاً حضرت فاطمه _سلام الله علیها_ و انبیای گذشته (ع) و امامان بعد از ایشان _علیهم السّلام_ از آن آگاه اند. و شأن امامتِ آن امام، هرگز در هیچ ساعتی از حیات شان، جدا نشده است و پس از ممات شان نیز تا قیام قیامت از علی و 11 جانشین معصوم وی، جداشدنی نیست. مقامی که، غصب شدنی نیست و انحصار در عصمت ائمه اطهار و نصب الهی دارد. والسّلام. اما بعد زمامداری آن امام.

 

 

 

2- زمامداری امام علی _علیهم السّلام_ بلافاصله با رحلت رسول خدا، با تفکّر خاصّ و انحرافی خلفای راشدین (راشد یعنی: راه راست‌یافته) و دیگر اعضای سقیفه (=جایی مُسقّف در خانۀ شور و مشورت بنی ساعده) مورد دستبُرد قرار گرفت. و 25 سال به درازا کشید. سه سال توسط ابوبَکر _مشهور به صدّیق_. ده سال توسط عمَربن خطّاب. دوازده سال توسط عثمان بن عُفّان.

 

 

طی این مدت دو دهه و نیم، که علی در بیرون از حکومت و قدرت ماند و به عبارتی به درون خانه تبعید شد، چه می کرد؟ به قول مرحوم دکتر علی شریعتی زندگی علی (ع) سه دوره داشت:

 

23 سال مبارزه برای استمرار مکتب.

25 سال سکوت برای حفظ وحدت.

5 سال حکومت برای ایجاد عدالت.

 

 

آری؛ پرسش این بود: امام علی (ع) که از حکومت بیرون انداخته شد و حقّ حکومت کردنش انکار گردید، در بیرون قدرت چه کرد؟ و به تعبیر امروزی در جامعۀ مدنی زمان خود، چگونه با قدرت حاکم _سه خلیفه_ و دایرۀ حکومت مُواجه شد؟

 

 

 

3- زندگانی امام علی (ع) روشن می سازد آن حضرت مقام امامت بر امت را با شأن حکومت بر مردم درنیامیخت. امامت خود را نصب الهی می دانست که توسط حضرت محمد (ص) به او رسانده شد و در غدیر خم به مردم ابلاغ گردید. پس اولین رفتار علی این بود که به مردم و مؤمنان و پیروان _و حتی مخالفان خود_ آموخت، که امامتش، هرگز تفویض شدنی، غصب کردنی و واگذرنمودنی نیست.

 

 

 

4- می مانَد حکومت و سیاست و مدیریت بر جامعه، که آن حضرت آن را منوط به رأی مردم، قبول اکثریت و بیعت آزادانه و مختارانۀ حاضرین در عصرِ خود و برای همۀ عصرهای پس از خود نمود. و برای آن هیچ جنب و جوشی ننمود. بلکه در چندین جا ارزش حکومت را با عطسۀ بینی بُز برابر دانست. با استخوان خوک در دست یک جُذامی پَست مساوی و حتی پایین تر دانست.

 

 

5- حال با این بحثی که شکل دادم، سؤال فرعی اما محوری پدید می آید: آیا امام علی که با آن گونه زاویه گیری از خط پیامبر خدا مواجه شد، با خلفای سه گانه مواجهه (= رویارویی) هم کرد؟ دست به مقابله زد؟ یا نه مشیء علی و راه علوی چیز دیگری بود و رسم خاصی داشت؟ به نظر دامنه رفتار مدنی علی در همین جا کشف می شود. پس به بحثم در زیر دقت شود.

 

 

 

6- لنین رهبر کمونیست های روس که آدمی متفکّر، فرصت شناس _و در چند جا فرصت طلب_ و نیز غولی تئوری پرداز و از همه مهمتر سیاست ورزی بیش فعال بود، همیشه در برابر رویدادها و حتی نارویدادها این سؤال محوری را جلوی چشم خود و پیش پای پیروانش می گذاشت: «چه باید کرد؟»

 

 

 

7- از نکته ام دربارۀ لنین می خواهم به این بپردازم که من بر حسب مطالعات فراوان و متعددی که در اطراف زندگانی و اندیشه های امام علی (ع) کرده ام و همچنان نیز می کنم، و حتی تمام نهج البلاغه را بطور کامل و یادداشت برداری شده خوانده ام، به جدّ معتقدم امام علی بنیانگذار «چه باید کرد»ها بود. و به همین دلیل و علت، او در بیرون قدرت همان کاری را کرد که باید می کرد. و در درون قدرت _حکومت مردمی و عدالت گرانه اش در کوفه_ نیز همان راهی را رفت که باید می رفت.

 

 

 

8- من معتقدم علی هرگز با سه قدرت حاکم ابوبکر، عمر و عثمان مواجهه نکرد. در تعبیر امروزی می گویند براندازی. علی به خاطر حقیقت هایی که خود از آن خبر داشت و مصلحت های که بخوبی بر آن واقف بود، هیچ گاه حتی یک روز از آن 25 سال را صرف مواجهه و نابودی حکومت های سه خلیفۀ وقت نکرد. حکمت آن فقط و فقط حفظ اسلام و حراست از کیان مسلمین بود.

 

 

 

علی می دانست حق، با علی است و اصلاً و ذاتاً خود «علی» حق است. یعنی به قول مشهور حق با علی ست و علی با حق. اما با این همه، ایشان مصالح حال و آینده و تفکر گذشتۀ 23 سال مبارزه در رکاب رسول الله (ص) را اصل قرار داد و به مقابله با حکومت غصب شده نپرداخت. پس دومین رفتار علی در بیرون قدرت این بود:

 

 

هیچ گاه با نظام مستقر مسلمانان درنیفتاد. بلکه برای حفظ و حراست آن کوشش کرد. مشورت داد. سکوت کرد. راه آرام را رفت. با هیچ احدی ائتلاف نکرد. در حالی که ایلاف کردن در قریش یک رسم و قانون بود. رجوع شود به سورۀ مبارکۀ قریش.

 

 

با هیچ قوم و طائفه ای جلسه ای علیۀ حکومت نگذاشت. دندان بر جگر گذاشت، تا مکتب اسلام و ثمرات عظیم مؤمنان بآسانی و با جاهلیت پیش آمده، هدَر نرود و یا زیر تیغ هوَس های قدرت طلبان طمّاع جراحتی برندارد، تا حکومت مقتدر مسلمانان تازه به جوانه رسیده، راه ناپیموده اش را با استواری و ثبات و بی تفرقه طی نماید و ریشه اش آبیاری و مستحکم شود.

 

 

علی در بیرون قدرت نه تفرقه آفرید و نه با دشمن _نعوذبالله_ همساز شد و نه کسی را به سوی خود فراخواند که او را علیه حکومت مسلمین بشوراند. و نه حتی یک ثانیه ای نعوذبالله خیال توطئه بر افکار مقدس و عصمت واره اش افتاد. حتی قتل عثمان را محکوم کرد و آن را اقدامی افراطی و خشک مغزی دانست.

 

پیوند علی و فاطمه

 

 

9- رفتار سوم علی (ع) در بیرون از قدرت، آزادگذاشتن حضرت فاطمه (س) به عنوان والاترین گوهر زمان و کوثر اسلام، بود؛ که آن حضرت علیۀ ابوبکر در کوچه و خانه و مسجد خدا قیام کرد. من این رفتار سیاسی مدنی علی در آزادگذاشتن مشیء فاطمه را سرمشق می دانم و راهِ فاطمه را مشق.

 

 

چگونه؟ علی، حاضر شد خانه نشین شوند و صبوری کند و در چاه های آشنا، ناله ها سر دهد، انزوا پیشه کند و بر قرآن خدا حاشیه نویسی نمایدو... تا متّهم به قدرت طلبی و تفرقه آفرینی نشود. و از سوی فرصت طلبان و منحرفان و منتقمین (=انتقام جویان جاهل بلکه جُهّال) و ابلهان روزگار به ایجاد آشوب و فتنه در دایرۀ قدرت و اقتدار اسلام و مسلمین بُهتان نخورد و شلاق تهمت روانه اش نگردد که برای دنیا، دنبال سهم است.

 

 

 

و اما فاطمه جلو افتاد. راه افتاد.  قدم در کوچه و خیابان مدینه گذاشت به مسجد رفت. بلند شد. بلند بلند گفت و گفت و گفت علیۀ حاکم ابوبکر و لۀ علی خانه نشین. در سخنان افشاگرانه و غرّایش راه نبی (ص) را تبیین نمود و برای اثبات حقِّ علی امیرالمؤمنین شورید و خروشید. شرحش برای بعد... ادامه دارد...

۰۲ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۵ ۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

راهِ ما راهِ علی

امام علی در بیرون قدرت چه کرد؟

 

به قلم دامنه: به نام خدا. این سؤالی ست که ذهن مرا چندوقتی ست، بشدّت درگیر کرده است. من سعی می کنم به وُسع خودم _در حدّ یک پست در دامنه_ این بخش از زندگانی امام علی _علیه السّلام_ را که 25 سال به درازا کشید، بشکافم.

لحظۀ حملۀ کورکورانه به امام علی (ع) در مسجد کوفه

 

 

اگر بخواهم سؤال فرعی و مُدرن بکنم، پرسشم این است: علی (ع) که از حکومت بیرون انداخته شد و حقّ حکومت کردنش انکار گردید، در جامعۀ مدنی زمان خود چه کرد؟

 

 

جامعۀ مدنی هرچند مفهومی مدرن است و به آن زمان راجع نمی گردد، که گستره تر و منزّه تر و محوری تر از دولت و قدرت و حکومت است، اما برای تقریب ذهنی و بحث تطبیقی این واژۀ عصر رنسانس را پیش کشیده ام. امید دارم بتوانم این بحث مهم را سامان ببخشم. بزودی..

 

 

استقبال سیدعلی اصغر از بحث

 

 

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سوال نادری است. به عبارتی، با نگاه این عصر مدرن و واژگان آن، همراه است. نسبت مردم با حکومت به لحاظ شناخت خودآگاهانه چه بوده است؟ اگر بیعت بود ایدئولوگها رسم مدیریت را دردست داشتند. چرا بزودی رویکرد فرمان دینی پیامبر گرامی اسلام (ص) قلب به گرایش های رأی و بیعت مردم شد؟ فلسفه سکوت امام علی (ع) برای استمرار فرهنگ اسلامی با قشون مجازی رهبران آن، درک جامعه دینی را ارتقا داد؟ چه رابطه ایی بین مسئولیت همه جانبه امام علی (ع) نسبت به دین وسرنوشت مردم وجود داشت ؟ و چندین سوالی که پیش فرص مدخل بر بحث تان دارم.

 

 

ضرورت پرداختن نگاه مدرن اول به تاریخ وفلسفه پیدایش واقعه ایی که نقش تاثیرگذاری بر باور شیعه دارد و دوم اینکه قدرت وتوانایی بوجود می آورد که تمیز داده شود. تفاوت حکومت حق و تاثیر یک فرد عدالتخواه بر سلامتی آن و برعکس ... بنابرین انتظاردارم که هرچه زودتر ادامه بحث را بنگاری تا بهره ببریم.

 

 

دامنه> سلام. چشم. حتماً. ممنونم از ایجاد انگیزۀ بیشتر و دمیدن سؤال های بسیاراساسی و خط دهنده.

۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۳۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سه بلا بر مردمی که از علما فرار میکنند

سخنان پیامبر اسلام

سلسله مباحث عترت

پست 6572

رسول خدا _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ فرمودند: زود باشد زمانی بر اُمّت من بیاید که مردم از علما فرار می کنند مانندِ این که گوسفند از گرگ فرار می کند. چنین مردمی را به سه بلا گرفتار خواهد نمود:

 

1- برکت از اموال آنان برداشته می شود.

2- خداوند سُلطان ستمگری را بر آنان مسلّط می سازد.

3- بدون ایمان از دنیا می روند.

(محرَّمات اسلام؛ سیدمحمد حسینی بهارانچی. نشرقم، عطرعترت.1385.صفحۀ 378)

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امام صادق رئیس مذهب شیعه

مغز متفکّر مذهب شیعه

 

این پست را تا تَه بخوانید

 

به قلم دامنه: به نام خدا. امشب 25 شوّال، شهادت امام صادق آل محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ است. این گونه خودمونی این پست را می نویسم:

 

 

کوچیک که بودم، در مکتبخانۀ مرحوم پدرم، از مرحومه مادرم زهرا آفاقی می شنَویدم که از شاگردان قرآنش به شوق و ذوق می پرسید و پاسخ می شنَوید:

خدا چندتا؟ یکی.

معصوم؟ 14 تا.

اصول دین؟ 5 تا.

فروع دین؟ 10 تا.

امام اول؟ علی

امام دوم؟ حسن

امام سوم؟ حسین

و ...

ونیز می پرسید:

رئیس مذهب؟ امام صادق.

 

 

من _که قافِ صادق را «خا»می شنیدم_ خیلی خنده ام می گرفت؛ گرچه خود نیز ضعفی دیگر داشتم و آن این بود تا پارسال! آفتاب را «هِفتاب» می گفتم. و چِشم را «تِش». و نیز «شیخ سعید شعبان» رهبر فقید جنبش توحیدی اهل تسنُّن لبنان را «سخ شعید سعبان»!

 

 

شهادت امام صادق تسلیت

 

 

می خواهم از این خاطره ام _که برایم جلوه دارد و بی نهایت مزّه_ سه چیز را بگویم:

 

 

1- می خواهم بگویم: با آن که شیعه هستیم، امّا امام صادق را در حد دوسه تا روضه!! و مصیبت و داستان های خرافه، به مردم شناساندیم! که همان گونه که قاف را خا تلفّظ می کنند، آن امام همُام و اُسوه را هم، به اشتباه می دانند. حال آن که، مرحوم ذبیح الله منصوری در کتاب «مغز متفکر شیعه» چیزهایی از امام صادق _علیه السّلام_ می گوید که مغز انسان سوت می کشد، که چرا از این همه دانش و ارزش امام جعفر صادق (ع) غافل بودیم و هیچ نمی دانستیم.

 

 

 

2- می خواهم بگویم: قرآن را با عترت مطالعه کنیم. و عترت را با قرآن. این دو گرانبهاء، عِدلِ و عین هم اند. از هم جدا نکنیم این دو ثقلِ اکبر را.

 

 

 

3- امام صادق (ع) آفتاب تفکرات مذهب شیعه است. آیا کی و چه وقت می خواهیم از این آفتاب نور بگیریم!؟ به جدّ بگویم کارکنان مؤسّسۀ شیعه شناسی اسرائیل غاصب، بیشتر از بسیاری از ایرانی ها، روی امام صادق کار کرده اند، که چرا آن امام آن همه درخشش داشت و دارد و آن همه سخن و حدیث و فقه از ایشان تولید شده است و مبنای فقه شیعه.

 

 

آیا نمی خواهید از «Lionel Messi» [لیونل مِسی] فوتبالیست آرژانتینی، بیشتر به امام صادق تان عشق بورزید و او را بشناسید و بشناسانید و گفته هایش را نقل کنید و کتاب ها و سخنانش را در کناردستِ اتاق تان بگذارید و با آن خو و خصال برگیرید؟

 

 

بگذرم و چهار سخن ارزنده و متفکرانه از دریای سخنان گوهربار آن رهبر شیعه، پیشوای صادق را هدیه کنم و التماس دعا در این شب و روز عزا:

 

 

سخن یکم: «پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد.» (وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۹۵)

 

 

سخن دوم: «خداوند اُمتى را عذاب نخواهد کرد، مگر در وقتى که نسبت به حقوق برادران نیازمند خود، سستى نمایند.« (مستدرک، ج ۱۲، ص۴۱۳)

 

 

سخن سوم: «یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح، از هزارسال عبادت بهتر است.» (بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۲۶)

 

 

سخن چهارم: «ثروتمندی و عزّت، سیر و گردش می کنند، پس هرگاه به موضع توکّل دست یافتند در همانجا اقامت می گزینند.» (جهاد با نفس ،ح ۹۹)

 

نام پیشوای صادق آل محمد بر تارَک تاریخ می درخشد

۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۷ ق.ظ دامنه |
سادات جهان چند نفرند؟

سادات جهان چند نفرند؟

100 میلیون سادات جهان

 

به توضیح دامنه: با سلام و احترام صمیمانه به همۀ سادات که نزد شیعیان از قُرب و درجات عالیه برخوردارند، و اعتقاد راسخم به فضیلت سادات محترم این پست را با شوق و اشتیاق تقدیم می کنم:

 

 

در نشست «جایگاه سادات در اسلام» در کشور آفریقایی سنگال عنوان شد که مجمع جهانی اهل بیت (ع) تلاش برای تشکیل "جامعه جهانی سادات" را آغاز کرده است.

 

در جهان 100میلیون سادات داریم که 6 میلیون از سادات در ایران زندگی می‌کنند.

 

 

در این همایش عنوان شده است که جایگاه پیامبر اسلام (ص) و محبت مسلمانان به اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث، فرهنگِ احترام به فرزندان حضرت زهرا (س) دستمایۀ مهمی برای تحقق وحدت امت اسلامی در عصر حاضر است.

 

 

در تمدن ایرانی اسلامی، موضوع سادات در ادبیات فارسی جایگاه رفیعی دارد؛ مانند شعر بلند سنایی غزنوی در مدح محمد (ص) و آل محمد (ع).

 

 

بسیاری از مردم سنگال به ویژه رهبران دینی این کشور همچون شیخ احمدو بامبا و حاج مالک سی، از سادات حسنی هستند. (منبع)

۱۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامۀ امام علی به معاویة بن ابی سفیان

راهِ ما، راهِ علی

 

این نامه را بخوانید

 

خویشاوندان ما از قریش مى ‏خواستند پیامبرمان صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را بکُشند،  و ریشه ما را درآورند و در این راه اندیشه ‏ها از سرگذراندند، و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند، و زندگى شیرین را از ما سلب کردند، و با ترس و وحشت به هم آمیختند، و ما را به پیمودن کوه‏ هاى صعب العبور مجبور کردند،  و براى ما آتش جنگ افروختند، امّا خدا خواست که ما پاسدار دین او باشیم، و شر آنان را از حریم دین باز داریم.

 

 

نهج البلاغه امام علی علیه السّلام

 

 

مؤمن ما در این راه خواستار پاداش بود، و کافر ما از خویشاوندان خود دفاع کرد، دیگر افراد قریش که ایمان مى ‏آوردند و از تبار ما نبودند، هر گاه آتش جنگ زبانه مى ‏کشید، و دشمنان هجوم مى ‏آوردند یا به وسیله هم پیمانهای شان و یا با نیروى قوم و قبیله ‏شان حمایت مى ‏شدند در امان بودند.

 

 

پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اهل بیت خود را پیش مى‏ فرستاد تا به وسیله آنها، اصحابش را از سوزش شمشیرها و نیزه‏ ها حفظ فرماید، چنانکه عبیدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در احد، و جعفر در موته،  شهید شدند. 

 

 

کسانى هم بودند که اگر مى ‏خواستم نامشان را مى ‏آوردم، آنان دوست داشتند چون شهیدان اسلام، شهید گردند، امّا مقدّر چنین بود که زنده بمانند، و مرگشان به تأخیر افتاد.

 

 

شگفتا از روزگار، که مرا همسنگ کسى قرار داده که چون من پیش قدم نبوده، و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است، کسى را سراغ ندارم چنین ادّعایى کند، مگر ادّعا کننده‏ اى که نه من او را مى‏ شناسم و نه فکر مى‏ کنم خدا، او را بشناسد در هر حال خدا را سپاسگزارم.

 


 

 

اینکه از من خواستى تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم، پیرامون آن فکر کردم و دیدم که توان سپُردن آنها را به تو یا غیر تو ندارم.

 

 

سوگند به جان خودم، اگر دست از گمراهى و تفرقه بر ندارى، به زودى آنها را خواهى یافت که تو را مى ‏طلبند، بى آن که تو را فرصت دهند تا در خشکى و دریا و کوه و صحرا، زحمت پیدا کردن شان را بر خود هموار کنى. و اگر در جستجوى آنان بر آیى بدان که شادمان نخواهى شد، و ملاقات با آنان تو را خوشحال نخواهد کرد، و درود بر اهل آن.

 

 

[نامۀ 9 نهج البلاغه‌. نامه امام (ع) به معاویه در افشاى دشمنى ‏هاى قریش و استقامت پیامبر  _صلّى اللّه علیه و آله و سلّم_ و افشاى ادّعاى دروغین معاویه در خونخواهى عثمان].(منبع: موعود اُمم)

۱۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاید سحر توبه کرده باشد

راه، راهِ علی

 

امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر نخعی:

ای مالک!

اگر شب هنگام کسی را در حالِ گناه دیدی،

فردا به آن چشم نگاهش نکن؛

شاید سحر توبه کرده باشد

و تو ندانی.

 

 

 

نیز امام علی (ع) در جایی دیگر فرمودند: کنار پیامبر اکرم نشسته بودم آن حضرت سر بر دامن من گذاشته بود و ما سخن از دجّال می گفتیم. رسول خدا چشم بازکرد فرمودند: بیم آن دارم از رهبران و حاکمانِ گمراه در ریختنِ خون خاندانم. (منبع: علامه مجلسی. بحارالانوار. ج 28. ص 48)

 

 

از آن خوانندۀ شریفِ خوش ذوق، ممنونم که این «عکس نوشتۀ» مهم مولا امام علی (ع) را دیروز به واتساپ من، ارسال کرده اند تا این پست شکل بگیرد. خدا به ایشان توفیق عطاء کند و حوائج برحقّش را استجابت.

۰۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۱۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بدترین مردم نزد خدا

لیف روح قسمت 224

 

به قلم دامنه. به نام خدا. معمولاً در سلسله مباحث لیف روح، مطالب معنوی را به اشتراک می گذارم، تا با آن روح مان را لیف و در واقع تغذیه کنیم؛ اما گاه به گاه لیفِ روح، با هشدارهای سیاسی آغشته می شود که روح انسان ها با آن ها نه فقط آشناست بلکه آرامش می یاید.

 

 

در این لیف روح به سراغ خطبۀ 164 نهج البلاغه می روم که امام علی (ع) در آن هشدار و انذار مهمی دادند و آن این است:

 

بدترین مردم نزد خدا، رهبر ستمگری است که خود گمراه و مایۀ گمراهی دیگران است که سُنّت پذیرفته را بمیراند و بدعتِ ترک شده را زنده گرداند.

۳۰ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سازش؛ توطئۀ مأمونی

مأمون های روزگار

 

پُست ویژۀ دامنه پس از بازگشتِ زیارت امام رضا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. نهضت های علویان _همچون قیام های ابن طباطبا در کوفه، محمد دیباج در حجاز، اسماعیل بن موسی بن جعفر (ع) در فارس، محمد بن حسین بن حسن در یمن، جعفر بن زید بن علی در واسط، زید بن موسی بن جعفر (ع) در بصره، ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) در یمن و مکه و ..._ همه جا را فراگرفته بود.

 

 

در همین حال و روز، عرب ها از قتل امین برادر مأمون _که نماد حکومت عربی بود_ خشمگین بودند. ایرانیان و خراسانیان دلبستۀ امام علی (ع) باقی مانده بودند. مأمون میان این وضع، گیر کرده بود که چه چاره ای کند.

 

 

کتاب «یک قمقمه دریا» (صدقصه ونکته از زندگی امام رضا) را در مشهد از حرم هدیه گرفتم

 

 

گویا تنها راه چارۀ مأمون این بود که امام علی بن موسی الرّضا _علیه السلام_ را راضی! کند تا حکومت را به دست گیرد و در قدرت با او شریک و همراه گردد. زیرا در آن مقطع پرآشوب، این تنها امام رضا بود که هم علویان و هم اعراب و هم ایرانیان ایشان را «سیّد و آقا»ی خود می دانستند و گِرد آن حضرت که مانند خورشید، درخشنده و تابنده بود، می گشتند.

 

 

و این، به اعتقاد شیعیان، فقط یک توطئه شُوم بود تا مأمون با طرح ولایتعهدی امام رضا، هم خود را از مخمصۀ خطرناک هرج و مرج رهایی دهد و هم امام هشتم را نزد شیعیان نعوذبالله ضایع نماید.

 

 

 

اما مأمون خام تر از آن بود که بتواند امام رضا _علیه السلام_ را که خون علی و فاطمه _سلام الله علیهما_ و حضرت سیدالشهداء _علیه السلام_ در رگ هایش جاری بود_ بفریبد. و تاریخ بخوبی گواه است که آن امام _که عالم آل محمد (ص) بود_ چگونه توطئۀ مأمون را خنثی کرد و بارها فرمودند من در این راه، نه خلیفه و ولیعهد، که شهید می شوم.

 

 

و دیدیم که گودال سناباد همانند گودال قتلگاه کربلا، با خون سرخ حضرت رضا، مشهد شد؛ یعنی شهادتگاه. و شیعیان این شهر را از آن زمان به بعد، «مشهد» نام نهادند و به قول علی شریعتی «شهر شهادت» شد.

 

 

و من معتقدم معصومین _علیهم السلام_ هر کجا بودند _چه مدینه، چه مکه، چه کوفه، و چه کربلا و چه کاظمین و چه سامرّاء_ آنجا را شهادتگاه می ساختند؛ زیرا این انسان های کامل، هرگز تن به ظلم پذیری نمی دادند و مردم را در برابر حاکمان فاسدِ یکّه تاز کلّه شقّ روزگار تنها نمی گذاشتند. چراکه آنان، مأمون های روزگار خود را می شناختند؛ چنانچه پیامبران خدا، فساد و تباهی و زور و ستم فرعون های زمانۀ خود را می دانستند و با آنان به مبارزه دائمی برمی خاستند.

 

 

و ما پیروان ائمه و انبیای خدا نیز، باید و باید مأمون های خنّاس (=اهریمن نیرنگبازِ وسوسه گر) روزگارمان را با دقّت و فراست بشناسیم و در برابرشان بایستیم. و این ممکن نیست؛ مگر به مَشیء و مَرامِ علوی، حسینی، صادقی، رضوی و مَهدوی، که فلسفۀ واقعی «انتظار» و «چشم به راه بودن» ماست. تمام.

۳۰ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |