قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم داراب‌کلا ابراهیم طالبی دارابی
«Qalame Qom Damaneye Dovvom»
جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ آبان ۹۸، ۱۰:۱۵ - پوریا قلعه
    :)
نویسندگان

۳۹ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

عشق اربعینی

۲۷
آبان

دامنه: به این پست تا پایان اربعین،  تصاویر تازه ی دریافتی اضافه می شود. سلام بر محمد و آل محمد. سلام بر امام علی، امام حسین، زینب کبرا، قمر بنی هاشم، امام کاظم، امام جواد، امام حسن عسکری و امامان مظلوم بقیع و بانوی بزرگ عصمت فاطمه زهرا و مادر عزیزش خدیجه ی کبرا و همه ی شهدای اسلام و کربلا و یاران باوفا و صالح حضرت رسول الله و همه ی پیامبران و صالحین؛ سلام الله علیهم اجمعین.

 

دارابکلایی ها در اربعین کربلا و مشهدالرّضا

 

مشهد

 

عکسها در اینجا

 

کربلا

  • دامنه |
به قلم دکتر فتح الله دهقان. بنا به گواه تاریخ جهان فراز و فرود هایی را تجربه کرده، در این تغییرات و تحولات تمدن هایی از بین رفته و تمدن های جدیدی متولد و اوج گرفته اند. در این راستا در برهه هایی تمدن شرق در اوج بود و تمدن غرب در کنج عزلت و بالعکس. از سده 7 تا 14 میلادی شرقی ها از دانش و نفوذ بر خوردار بوده و تمدنی شکوفا داشتند، در این دوران غرب در جهل و عقب ماندگی بود که اصطلاحا به آن دوران تاریکی و سیاه می گویند.

 

گذر زمان و دگرگونی ها شرایطی را فراهم نمود که غرب از تاریکی نجات یافته و شروع به پیشرفت نمود که ثمره آن ایجاد دموکراسی برای غرب شد. اقدامات غرب از قرن 16 به بعد بر مبنای دکترین و نقشه راهی است که در راستای سوداگری غربی توسط نظریه پردازان آنها تئوریزه شده است. مراحل بورژ بازی و خرده بورژ بازی، مرکانتالیسم، کاپیتالیسم را طی نموده و در حال حاضر نیز مکتب نئولیبراسیم و الگو و سرمشق آنها است. همه برنامه ها، اقدامات غرب نیز در این راستا بوده است.

 

در دنیای کنونی دموکراسی غربی سرمست از موفقیت هایی که نصیب او شده و منجر به شکل گیری بلوک جهان توسعه یافته شده و از طرفی مغرور از پیروزی بر رقبای خود از جمله کمونیسم، سودای جهانی شدن را در سر دارد و از هیچ کوششی در این راه دریغ نمی کند. از سوی دیگر بخشی دیگر از جوامع جهان که مشکلات و گرفتاری های زیادی آن ها را احاطه کرده و برای فارغ شدن از این مصیبت ها در رویای رسیدن به دموکراسی به سر می برند. جامعه در حال گذار ایران به سان کشتی رها شده از ساحل در حال ورود به اقیانوسی متلاطم و طوفانیست. بخشی از مردم ایران به خصوص جوانان برای عبور از این شرایط گذار چشم امید به دموکراسی به عنوان منجی نجات چشم دوخته اند. در این شرایط حساس و سرنوشت ساز جا دارد نقبی به حوادث و رویداد هایی بزنیم که زمینه را برای دموکراسی غرب فراهم نمود. حوادث و رویداد هایی همچون:

 

1- اکتشافات: ماجراجویانی مانند کریستف کلمب، دیاز، واسکو داگاما، هنری، مارکو پولو با کشف سرزمین های نو و بکر و سرشار از منابع قیمتی، امکاناتی مادی و معنوی را برای غرب فراهم نموده که در راستای استراژی سوداگری غرب بود.

 

2- برده داری: برده داری به عنوان یک پدیده و رویداد مهم، ابزاری در راستای تامین استراژی سوداگری غربی ها بوده است. سوداگری برده از سده 15 میلادی به بعد و پس از سفر هنری دریانورد آغاز شد. آنها اقدام به ربودن بومیان از قاره های جدید نموده و به عنوان برده استفاده می کردند. کارتر و میزر، نویسندگان تاریخ بریتانیا در خصوص شیوه انتقال بردگان می گویند: یکی از بدترین ستم کاری هایی که در حق بردگان صورت می گرفته ... به نحوی که جان دادن 45درصد آنان در خلال سفر به آمریکا امری عادی بود، مردن و نابود شدن 80 درصد آنان نیز امری غیر عادی به شمار نمی آمد.

 

3- نخبگان، انجمن های فراماسونی: نخبگان غرب در خدمت استراتژی سوداگری غرب بوده اند. آنها در تشکیلاتی همچون فراماسونی گرد هم آمده و در راستای اهداف غربیان فعالیت می کردند.بعضی از نخبگان رابطه نزدیکی با حاکمان خودکامه داشتند. به عنوان مثال ولتر رابطه نزدیکی با کاترین دوم امپراطوری روسیه داشت و کاترین به وی در زمینه جمع آوری مال و ثروت کمک نمود.

 

4- مسیحیت در خدمت سوداگران غرب: عملکرد مسیحیت در راستای استراتژی سوداگری غرب بوده است. آنها به برنامه های توسعه طلبانه غرب مشروعیت بخشیده و از خوان نعمت این سفره متنعم می شدند. در سال 1900 میلادی پاپ الکساندر ششم سرزمین های کشف شده را بین اسپانیا و پرتغال تقسیم نمود  به این شرط در گسترش مسیحیت جدیت کنند. در ایران نیز آنها فعال ما یشاء بودند و در راستای منافع غربی ها در پوشش های متفاوت همچون میسیونر های مذهبی فعالیت می کردند.

 

5- حاکمان و پادشاهان: آنها در راستای سوداگری غربی از هیچ گونه تلاش فروگذاری نمی کردند. امکانات را برای اکتشافات فراهم نموده و از اتباع غرب در مناطق مستعمره همه گونه حمایت به عمل آورده و در صورت لزوم به عملیات نظامی متوسل می شدند.

 


شوربختانه در این مقطع حساس و تاریخی مردم ایران بی خبر از اوضاع جهانی بوده و نقشی در حوادث و رویداد ها نداشتند. حاکمان ایران نیز افرادی ناآگاه، مستبد و عافیت طلب بوده و اطلاعی از علم سیاست و سیاست های جهانی نداشته و از بازی های قدرت بین الملی نیز بی خبر بودند. نخبگان ایران نیز که وظیفه رصد برنامه ها و سیاست های جهانی را داشته و موظف به برنامه ریزی برای مقابله با سیاست های سوداگری غرب بودند، عموما خود افرادی ناآگاه و بی اطلاع از حوادث و رویداد ها بوده اند. عده ای مرعوب غرب شده، بخشی منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح دادند.

 

 

طیف کم شمار نخبگان وطن پرست فعالیت های قابل توجهی را برای پیشرفت و توسعه کشور انجام دادند ولی در نهایت توسط استعمار و استبداد قیچی شدند. رابطه با دیگر جوامع و فرهنگ ها و تمدن ها نیاز تاریخی بشر بوده و در زمانه فعلی نیز اهمیت مضاعف یافته است. عقل حکم می کند که با دیگر تمدن ها و فرهنگ ها،دیالوگ، گفتگو، تبادل آرا و افکار نموده و از تجربیات آنها برای توسعه کشور استفاده نماییم. اما، باید به تفاوت های جوامع شرقی با غربی توجه نموده و آن را مد نظر قرار دهیم. عدم توجه به این مسئله باعث به هدر رفتن سرمایه های مادی و معنوی کشور و گرفتار ماندن در دور باطل عقب ماندگی می باشد.

 

 

از سوی دیگر غرب به دنبال استقرار دموکراسی در کشور های جهان سوم نیست زیرا منافع آنها در عدم وجود دموکراسی در این کشور ها تامین می شود. تجربیات گذشته حاکی از آن است که هر جا بدون اطلاع و آگاهی و نبود بستر مناسب قدم برداشته نتیجه معکوس برای کشور به بار آورده است. به عبارتی می دانستیم چه نمی خواهیم ولی نمی داستیم چه می خواهیم. در وضعیت کنونی بایستی به این نکته مهم و اساسی توجه نماییم که دموکراسی یک پروسه است نه یک پروژه.

 

اگر غرب در دوره بلوغ دموکراسی است، ناشی از آن است که طی ظرف منطقی زمان به آن رسیده است. یکی از مشکلات جهان توسعه نیافته این است که آنچه امروز در غرب می بینند را به عنوان یک پروژه نگاه می کند. دموکراسی الزامات دارد که بدون آن نه تنها به عنوان موجودی ناقص الخلقه بروز می کند، بلکه سیستم مستقر را نیز دچار اختلال و هزینه های وحشتناک ایجاد می نماید.

  • دامنه |

کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ. این کتابی است پُر برکت که بر تو نازل کرده‏ ایم تا در آیات آن تدبُّر کنند و صاحبان مغز (و اندیشه) متذکر شوند.

(سوره ۳۸: ص - جزء ۲۳ - آیۀ 29. ترجمه مکارم شیرازی)

 

مرحوم گلپایگانی در حال اقامۀ نماز بر پیکر علامه طباطبایی در حرم حضرت معصومه (س)

 

تفسیر علامه طباطبایی

 

یـعـنـى ایـن قرآن کتابى است که از جمله اوصافش این و این است، و اگر در این آیه او را بـه (انـزال) تـوصـیـف کـرد، کـه بـه نـازل شـدن بـه یـکدفعه اشعار دارد، نه به (تـنـزیل) که به نازل شدن تدریجى دلالت دارد، براى این است که تدبر و تذکر مناسبت دارد که قرآن کریم به طور مجموع اعتبار شود، نه تکه تکه و جدا جدا. و مـقـابـله بـیـن جـمـله (لیدبروا) با جمله (و لیتذکر اولوا الالباب) این معنا را مى فهماند که مراد از ضمیر جمع، عموم مردم است.

 

و مـعـنـاى آیـه ایـن اسـت کـه: ایـن قـرآن کـتـابـى اسـت کـه مـا آن را بـه سـوى تـو نـازل کـردیم، کتابى است که خیرات و برکات بسیار براى عوام و خواص مردم دارد، تا مـردم در آن تدبر نموده به همین وسیله هدایت شوند، و یا آنکه حجت بر آنان تمام شود، و نـیز براى اینکه صاحبان خرد از راه استحضار حجت هاى آن و تلقى بیاناتش متذکر گشته و به سوى حق هدایت شوند. المیزان

  • دامنه |

به مناسبت شهادت امام حسن عسکری (ع) «لَیْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فی أَمْرِ اللّهِ.»: عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه [حقیقتِ] عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است. (تحف العقول، ص448). «لا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»: رزق و روزیِ ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد. (منبع)

  • دامنه |

نیایش مرحوم دکتر شریعتی معلم انقلاب: خدایا ! مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناخت درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم. خدایا ! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گذارم که دشمنان مرا از میان احمق ها بر گزینی، که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند به بندگان خاصش عطا می کند. خدایا ! جهل آمیخته با خودخواهی و حسد ، مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن ، برای حمله به دوست نسازد. خدایا ! شهرت، منی را که می خواهم باشم، قربانی منی که می خواهند باشم نکند. خدایا ! در روح من اختلاف در انسانیت را با اختلاف در فکر و اختلاف در رابطه با هم میامیز ، آنچنان که نتوانم این سه اقنوم جدا از هم را باز شناسم. خدایا ! مرا به خاطر حسد، کینه و غرض، عمله ی آماتور ظلمه مگردان. خدایا ! خود خواهی را چنان در من بکش که خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

 

خدایا ! مرا در ایمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم. خدایا ! به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای ستیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم. خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عزیز بر جانم ریز. خدایا! مگذار که آزادی ام اسیر پسند عوام گردد…. که دینم در پس وجهه ی دینیم دفن شود… که عوام زدگی مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد..که آنچه را حق می دانم بخاطر اینکه بد می دانند کتمان کنم. خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست..صبر در نومیدی.. رفتن بی همراه..جهاد بی سلاح..کار بی پاداش..فداکاری در سکوت..دین بی دنیا..خوبی بی نمود… دین بی دنیا… عظمت بی نام… خدمت بی نان..ایمان بی ریا…خوبی بی نمود… گستاخی بی خامی… مناعت بی غرور.. عشق بی هوس .. تنهایی در انبوه جمعیت… ودوست داشتن بی آنکه دوست بداند… روزی کن.

 

خدایا ! آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد و آنگاه از پس توده ی این خاکستر لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند. خدایا! مرا از چهار زندان بزرگ انسان :«طبیعت»، «تاریخ» ،«جامعه » و«خویشتن» رها کن ، تا آنچنان که تو ای آفریدگار من ، مرا آفریدی ، خود آفرید گار خود باشم، نه که چون حیوان خود را با محیط که محیط را با خود تطبیق دهم. خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم. خدایا ! قناعت ، صبر و تحمل را از ملتم بازگیر و به من ارزانی دار. خدایا ! این خردِ خورده بین ِ حسابگر ِ مصلحت پرست را که بر دو شاهبال ِ هجرت از« هست »و معراج به « باشد» م، بند های بسیار می زند ، رادرزیر گام های این کاروان شعله های بی قرار شوق، که در من شتابان می گذرد ، نابود کن. خدایا! مرا از نکبت دوستی ها و دشمنی های ارواح ِ حقیر ، در پناه روح های پر شکوه و دل های همه ی قرن ها از گیلگمش تا سارتر و از سید ارتا تا علی و از لوپی تا عین القضاة و مهراوه تا رزاس ، پاک گردان. خدایا ! مرا هرگز مراد بیشعور ها و محبوب نمک های میوه مگردان.

 

خدایا ! بر اراده، دانش ، عصیان ، بی نیازی ، حیرت ، لطافت روح ، شهامت و تنها ئی ام بیفزای. خدایا ! این کلام مقدسی را که به روسو الهام کرده ای هرگز از یاد من مبر که :«من دشمن تو و عقاید تو هستم، اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم». خدایا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن و نخواستن روئین تن کن. خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر. خدایا ! مرا از همه ی فضائلی که به کار مردم نیاید محروم ساز . و به جهالت ِ وحشی ِ معارفِ لطیفی مبتلا مکن که در جذبه ی احساس های بلند و اوج معراج های ماوراء ، برق گرسنگی در عمق چشمی و خط کبود تازیانه را به پشتی، نتوانم دید. خدایا ! به مذهبی ها بفهمان که آدم از خاک است بگو که : یک پدیده ی مادی به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده ی غیبی ، در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت . و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

 

نیایش مرحوم دکتر علی شریعتی

 

خدایا ! به من بگو تو خود چگونه می بینی ؟ چگونه قضاوت می کنی؟ آیا عشق ورزیدن به اسم ها تشیع است ؟ یا شناخت مسمی ها؟ و بالاتر از این – یا پیروی از رسم ها؟ خدایا! چگونه زیستن را تو به من بیاموز ، چگونه مردن را خود خواهم دانست. خدایا مرا از این فاجعه ی پلید مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است ، وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است از فرط عمومیتش ، هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید، مصون دار تا: به رعایت مصلحت ، حقیقت را ضبح شرعی نکنم. خدایا ! رحمتی کن تا ایمان، نان و نام برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ، نه از آنان که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار می کنند. هیچ چیز به وسیله دشمن منحرف نمی شود ، دشمن زنده کننده دشمن است ، بلکه آنچه که یک فکر و یک مذهب را مسخ می کند ، دوست است یا دشمنی که در جامعه ، دوست، خودش را نشان می دهد.

  • دامنه |

به قلم دامنه: به نام خدا. ابرهه لشکر عظیمى تشکیل داد با چند فیل. با تاکتیک ایجاد رُعب و وحشت. تا نزدیکى مکّه رسیدند. گلّه شترى مشاهده کردند؛ بالغ بر 200 نفر. براى تغذیه لشگریان خود شترها را مصادره کردند. ابرهه شخصى را به مکّه اعزام کرد تا بزرگ و رئیس مکّه را با خود بیاورد؛ یعنی عبدالمطلّب. عبدالمطلّب فردی تنومند، زیبا، شجاع و سخنور بود. جذبه و ابهت وى ابرهه را به حیرت افکند. او به عبدالمطلّب گفت: «آیا تو بزرگ مکّه اى؟ فرمود: چنین مى گویند. گفت: قصد ما ویران کردن کعبه است امّا کارى با مردم مکّه نداریم و نمى خواهیم خون آنها را بریزیم. به مردم بگو از شهر خارج شوند تا آسیبى نبینند. آیا حاجت و درخواستى ندارى؟ فرمود: لشکریانت شتران مرا مصادره کرده اند، دستور بده آنها را به من بازگردانند.

 

ابرهه از این درخواست عبدالمطلّب متعجّب شد و گفت: «در ابتداى ملاقات تو را انسان بزرگوار و باشخصیّتى یافتم، امّا با این درخواست در نظر من کوچک شدى. زیرا تصوّر کردم از من خواهى خواست که از تخریب کعبه خوددارى کنم! عبدالمطلّب در پاسخ ابرهه گفت: «أَنَا رَبُّ الاِبِلِ وَلِهَذَا البَیْتِ رَبٌّ یَمْنَعُهُ» من صاحب شترانم، و کعبه صاحبى دارد که آن را حفظ مى کند».

 

عبدالمطلّب شترانش را تحویل گرفت و به مکّه بازگشت و به مردم گفت: ما توان مقابله با لشکریان انبوه ابرهه را نداریم؛ آنها انسان هایى خشن و درصدد انتقام هستند. همه به کوه هاى اطراف پناه ببرید. سپس خود به کنار کعبه رفت و دست به دعا برداشت.»

 

پرندۀ ابابیل

 

پرندگان ابابیل، به امر خداوند قادر و متعال، لشکر ابرهه را نابود ساختند. وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ * تَرْمِیهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ * فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ (سورۀ فیل آیات 3 تا 5) یعنی خداوند بر سر آنان پرندگانى را فوج فوج فرستاد. که بر آنان سنگریزه‌هایى از گل سفت پرتاب کردند. پس آنان را مثل کاه خورد شده قرار داد. به نحوۀ پاسخ عبدالمطلّب دقت کنید که در مذاکراه با ابرهه چه هوشمندانه عمل نمود. از او یاد بگیریم با دشمن چگونه رفتار کنیم.

  • دامنه |

مجموعه پیام‌هایم در مدرسۀ فکرت

  قسمت هجدهم

 

 

بقیه در ادامه

  • دامنه |

به قلم دامنه. به نام خدا. سلام. در دانشگاه استادی داشتیم به نام دکتر حسین بشیریه. چند درس مهم را با ایشان گذراندم. او تأثیرگذارترین تئوری‌پرداز سیاسی‌ست. هرچند اینک مدتی‌ست از ایران رفته‌است، ولی هنوز نیز نوشته‌هایش دنبال می‌شود. این استاد جامعه‌شناسی سیاسی به ما می‌آموخت که داشتنِ تصوّر هرگونه هویتی به عنوان مقوله‌ای یکدست، ناب، و خالص تصوّری ایدئولوژیک است. از چشم‌انداز غیرایدئولوژیک، هویت‌ها همواره ناخالص، مرکّب، آمیخته، ناتمام، سیّال، گذرا و درحال بازسازی هستند. از نظر بشیریه ایدئولوژی‌های کلّی‌پرداز عصر مدرن، در پیِ خالص‌سازیِ هویت‌ ملی، قومی، مذهبی و غیره برآمدند. مانند نازیسم آلمان و مدرنیسم پهلوی.

 


در نگاه او انواع "ناسیونالیسم"ها، خصلتِ موزائیک‌گونه و چند‌پاره‌ی مردم کشورشان را انکار کردند، تا برای حفظ قدرت و سلطنت خود، مردم را یکدست و پکپارچه کنند. مثل رژیم پهلوی که گفتمان آن بر سه پایه تأکید داشت: زبان فارسی، نژاد آریایی و مذهب زرتشت در چارچوب جغرافیای ایران به همراه بیرون افکندنِ هویت اسلامی و شیعی از ایران. حتی تا آن اندازه که تقویم هجرت پیامبر را به تقویم سلطنت هخامنشیان تغییر داد.

 


ملیت و هویت ملی در مقابلِ اسلام و هویت اسلامی، کانون گفتمان مدرنیسم روشنفکران عصر پهلوی را تشکیل می‌داد که اِغوای این تیپ وابستگان و دلدادگان به غرب، هر دو شاه _پدر و پسر_ را به قهقهراء بُرد. با نوشتن این پست، خواستم بگویم هرگونه کوشش و دست‌وپا زدن برای بازگشت به کاری که ناسیونالیست‌های افراطی _مثل آلمان و ایران_ برای نژادپرستی و یکدست‌سازی، انجام می‌دادند، آب در هاون کوبیدن و وقت جوانان این مرز پرگُهر را به هدَردادن است. به گفته‌ی یک دانشمند ایران‌شناس: "هیچ نیرویی نمی‌تواند دو وجه ایرانی و اسلامی ایران را باز ستانَد."

 


آری دوستان؛ همه‌ی ما می‌دانیم که حکومتی در ایران کامرواست، که هر دو وجه _ایرانیت و اسلامیت_ را همواره در برابر دیدگان خود قرار دهد. از نظر من، خراش به هر کدام _چه ایران، چه اسلام_ تراش است؛ یعنی لاغر ساختن، نَحیف کردن و ضعیف نمودن. چنین مَباد. والسّلام. مطالعۀ کتاب "ایران: هویت، ملیت، قومیت" به کوشش حمید احمدی منبع مناسبی ست.

  • دامنه |

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: نامه‌ی معروف و مشهور امام رضا به عبد العظیم حسنی. بسم الله الرحمن الرحیم . ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند.  و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان. و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست.

 

دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده‌ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت‌ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود. به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.

 


جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم. (منبع: بحارالانوار. ج ۷۱ ص ۲۳۱.)

 

 

پاسخ دامنه


سلام جناب شیخ‌مالک. بسیارزیباست. با خواندنش خیلی لذت بردم. امید است بتوانیم رضایت امام رضا (ع) را به‌دست آوریم. گوهربار بود. شبیه نامه‌ی امام علی (ع) به حضرت  مالک اشتر است.

  • دامنه |

به قلم دامنه. به نام خدا. نوشته ام برای مدرسۀ فکرت و گروه های تلگرامی روستای دارابکلا. سلام. ایرانیان به دین محمد (ص) درآمدند اما فرهنگ اعراب را نپذیرفتند. بنی‌هاشم، خاندان فقیر قبیله‌ی قریش بود. از این‌رو محمدِ این خاندان، به کار در کاروان شُترها مشغول شد. هر روز پس از کار، به صحرا می‌رفت و به خود و گناهان مردم فکر‌ می‌کرد. امینِ مردم گردید و به رسالت برانگیخته‌ شد.

 


وقتی به نارضایتی‌های زمانه‌اش، شکل و بیان داد، نوکیشان را جذب کرد. ارزش‌های گُم‌شده در جاهلیتِ عربی را در بافتی مذهبی سازمان بخشید. با طبقاتِ فرودستِ جامعه، همدستانی کرد و اَشرافیت مکه را تهدید نمود و افکارشان را هراسان ساخت. و گفت: "فقیران حق دارند در ثروت اغنیا شریک شوند."

 


فقیران نیز به وی، که مال‌اندوزی و غارت را درهم می‌کوبید، روی آوردند. جوانان هم که راهی به قدرت و دسترسی‌یی به مناسبات رسمی حاکمیت زورمند و زراندوز نداشتند، به محمد (ص) که مساوات را برای همگان می‌خواست، اشتیاق نشان دادند. رفتن محمد (ص) به یثرب، او را از فردی تنها و هجرت‌کرده، به رهبری بااقتدار تبدیل کرد که مذهبی نوین آورده بود و رسمی جدید برپا ساخته بود. یعنی فروریزی کاخ‌ها و برافراشتن کوخ‌ها و بالانشاندن کوخ‌نشین‌ها.

 


ایده‌ی اُمت (=جامعه‌ی مؤمنین) را ترویج کرد. به دلیل خلاء معنوی و فرهنگ شکننده‌ی قلمروهای بیزانس و شام، این نوید تازه‌ی محمدی، میان مردمان ظلم‌دیده و زیرِ سلطه خوابیده، بیداری آفرید و وحدت مبتنی بر باور مذهبی، جایگزین تفرقه‌ی قوم و قبیله‌ای شد. روح ایرانی، تحت تأثیر اعراب قرار نگرفت، اما تصویر محمد (ص) به عنوان اعلام‌کننده‌ی برابری انسان‌ها در برابر خالق یکتا، جایی برای شاه باقی نمی‌گذاشت و چهره‌ی علی (ع) به مثابه‌ی قهرمان مساوات در اسلامِ ناب، جاذبه‌ی عاطفی میان ایرانیان برانگیخت.

 


حکومت عادلانه در کل منطقه، که به تعبیر خانم ساندرا مک‌کی "پیوندی‌ست مقدس میان فرمانروا و فرمانگذار" از بین رفته‌بود. دین مسخ شدۀ زرتشت در ایران نیز به دلیل هزار سال ماندن در میان تشریفات بی‌تأثیر و مراسم عبادی اَسرارآمیز، خشکِ بی‌روح، همدستی با قدرت، تأیید هرزگی‌های پادشاهان، به چنگ زنیِ زر و زور و تزویر علیه‌ی فرودستان، و دوشیدن جان و مال تنگدستان رو به فساد و فرومایگی رفته‌بود. بعدها در زمانی نزدیک‌تر به تاریخ ما، ایرانیان به عنوان شیعیان تمام‌عیار و مردمانی فداکار و ستم‌ناپذیر، در مِه غبارآلود تاریخ گم نشدند و پیام امام حسین (ع) را با روح خود همآهنگ یافته و دریافتند که مرگِ با عزت، بر زندگیِ ننگینِ حاصل از سازش با باطل، شرَف دارد.

 


این شد که نبرد کربلا در تار و پود ایرانیان لانه کرد و تاریخ‌نویسان تحلیلگر جهان، ایرانِ شیعه‌ی علوی حسینی را این‌گونه توصیف می‌کنند؛ ایرانیان ثابت کرده‌اند که ایران بلوط تنومندی نیست که از توفان‌ها شکسته شود، یا خاری که در بیابان سرگردان شود، بلکه سَروی انعطاف‌پذیر و ژرف‌ریشه است که خم می‌شود، ولی هرگز نمی‌شکند. آری؛ فرهنگ ایرانی در آفتابِ تابان حضرت محمد مصطفی شکوفا شد. امید است این ایرانِ در آفتاب مانده‌ی درخشنده، به سایه نگراید. ایرانی که به اسلام مدَد رسانْد و میان اسلام و ایران "خدمات متقابل" برقرار شد. و این دو، کنار هم مقاوم، استوار و پاینده ایستاده‌اند. اسلام و ایران. ایران و اسلام. دو نام، یک پیام، با رسمی جاویدان.

 

نظر سید علی اصغر

 

مطلب بسیار زیبا و پخته ای را نوشتید .
دارای روح و ماهیت .
برخاسته از سرشت و برنشسته بر ذات .
نانو نمودن مزایای تاریخی دین محمد .
روش مقایسه بین دو فرهنگ و پیوندشان .
برشمردن انتخاب احسن مردم ایران .
برگزیده تر از ملت اعراب .
برجستگی علی و اولادش .
نقش سازنده و ابداعی پیامبر .
تاثیر یثرب بعنوان مکان استراتژی زا .
بررسی مدل حکومت ها .
مشارکت مردمی که تحت ظلم تاریخی قرار گرفتند در نهضت محمد .
نقش و کاربرد جوانان پرشور در پدیده های نوین .
برجستگی دین اسلام بر بت پرستان و زرتشتیان درباری .
وقایع نگاری علمی .
ارائه انتظار از حفظ دین و ایران .
و......


با همه اوصاف و تبیین پر مغز  که بهره رساند یکی از راههای بسیار تاثیر گذار حفظ دین و دیانت و افزایش امنیت عرصه فعالیت متدینین حکومت است که انگار مانند متصدیان دین زرتشت به نظام و ساز کادهایش بیشتر از دین بهاء می دهند .
مردم همواره دین اسلام را حفظ نمودند ...

 

نظر جناب (DARAB)

 

نسبت به متن دامنه در گروه دورهمی های دارابکلا


«ما هم باید ارزشهای گمشده خودرا دربافت مذهبی سامان بخشیم وجامعه طبقاتی راباهمدستی فقیران وجوانانی که بایدقدرت رابدست بگیرندو حاکمیت زورمندو زراندوز را در راستای اسلام برکنار کرد و کاخهای برافراشته رابه کوخ نشینان بخشید تا جامعه ای مؤمن وإسلامی را از فرهنگ شکننده ای  فعلی فاصله بگیرند تا تفرقه بین دین ومذهب وجود نداشته باشد جوانان وعزت مردان باروح ایرانی حتما قهرمان خواهندشد تا چهره حضرت علی علیه السلام را به عنوان قهرمان مساوات دراسلام ناب بوجود آورند تا حکومت عادلانه که درایران ازبین رفته دوباره به ایران با فرمانروا عادل و دلسوز با مبتنی بردین اسلام باروح همدستی وقدرت همه جانبه جوانان ومیهن دوستان به فاسدین دین چیره کنیم تا ایران رابه عنوان یک شیعیان تمام ومردمان فداکاروستم در مه غبارآلود مسولین فعلی گم شده است که باغیرت برزندگی وشرافت برباطل غلبه کنیم.

 

این نبرد درتاروپود ایرانیان لانه کرده تا دنیا برای جامعه فعلی نگران باشد و به حمایت ملت انعطاف نشان دهدتابیشتر کمر مردم خم نشود. آری فرهنگ ایرانی و آفتاب دین محمدی میدرخشد ملت نگران اسلام محمدی است که مقابل اسلام فعلی عربی قرارگرفته که باهمت و در کنارهم بودن میتوان اسلام و شیعیان رادوباره به دنیا ثابت کرد.»

  • دامنه |

مجموعه پیام‌هایم در مدرسۀ فکرت

  قسمت شانزدهم

 

 

بقیه در ادامه

  • دامنه |

حضرت محمد (ص) از نگاه دکتر شریعتی: در اوج قدرت در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهری که 20‌ سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال کرده‌اند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان مسیح، کنار کعبه می‌ایستد و در حالی که 10 هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش، در اطرافش برق می‌زنند و ... می‌پرسد؛ «ای قریش فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟»، قریش که سیمای مسیح را در این موسایی که اکنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب می‌شناسند و به چشم می‌بینند، پاسخ می‌دهند که «تو برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگواری» و آن گاه با آهنگی که از گذشت و مهربانی گرم شده است، می‌گوید: «بروید، همگی آزادید.

 

امام حسن (ع) می فرماید: «عَلَیکم بِالْفِکرِ فَاِنَّهُ مَفاتیحُ اَبْوابِ الْحِکمَةِ؛ بر شما [شیعیان] لازم است که اندیشه کنید؛ زیرا فکر، کلیدهای درهای حکمت است» (منبع: میزان الحکمه، ج 8، ص 245. رحلت رسول خدا و شهادت امام مجتبی تسلیت

  • دامنه |

به قلم جلیل قربانی: سوئیفت/SWIFT به زبان ساده


۱- برای آشنایی با سوئیفت، شبکه بانکی داخلی را برای‌تان شبیه‌سازی می‌کنم.


۲- می‌دانید که در سامانه شتاب، تنها کارت‌های بانکی عضو این شبکه می‌توانند دریافت و پرداخت و انتقال پول را انجام دهند. نقل و انتقال پول در این شبکه با اطمینان ۱۰۰ درصد است.


۳- برای انجام این کار، باید بانک‌های مبدأ و مقصد کارت بانکی عضو شبکه باشند. در غیر این صورت، خدمات کارت بانک به دارنده آن کارت ارائه نمی‌شود.


۴- کارت بانکی هر موسسه مالی و پولی، نمی‌تواند به آسانی عضو شتاب شود، مگر آن که با تایید بانک مرکزی، مقررات شبکه شتاب را بپذیرد.


۵- در شبکه سوئیفت هم برای مبادلات پولی بین‌المللی، چنین سازوکاری وجود دارد. برای نقل و انتقال پول در بین بانک‌ها در سراسر جهان از طریق این شبکه باید مقررات آن را پذیرفت.


۶- عدم ارائه خدمات سوئیفت به هر کشور با بانک به معنای عدم عضویت یا لغو عضویت آن در شبکه سوئیفت و محرومیت از امکان تبادل پول با بانک‌ها در دیگر کشورهاست.

 


۷- مبادلات پولی در سوئیفت با اطمینان ۱۰۰ درصد است و مبادلات خارج از شبکه بانکی، غیرممکن یا بسیار دشوار است.


۸- مرکز سوئیفت در بروکسل قرار دارد و بانک مرکزی کشورها از طریق یک مسیر ویژه با آن ارتباط دارند.


۹- ایران از سال ۱۳۷۰ عضو سوئیفت شد. عضویت ایران با تحریم سال ۱۳۹۰ لغو و پس از برجام برقرار شد.

 

۱۰- همان‌طور که دسترسی آدم‌های بدحساب از نظر مقررات بانک مرکزی و شبکه شتاب، به شبکه شتاب قطع می‌شود، دسترسی کشورهای غیرشفاف از نظر مقررات بانکی بین‌المللی به ویژه  FATF، به سوئیفت قطع می‌شود. هر دو گروه در لیست سیاه قرار می‌گیرند.

  • دامنه |

آبان 1397.

 

به نام خدا. این فروشگاه مرغ و مواد پروتئینی رفیق گرامی ام جناب حمید عباسیان _برادرِ شهید ابراهیم عباسیان_ است. در کنار منزلش در روستای دارابکلا. با سلام و آرزوی سلامتی و کسب روزی بیشتر از این تلاش خستگی ناپذیر برای این دوست دوران کودکی ام تا الان. خدا برکت دهاد.

  • دامنه |

به قلم مهندس عاصم طالبی دارابی. به نام خدا. با سلام خدمت اعضای مدرسۀفکرت و پدر بزرگوار خودم. امیدوارم حال همه خوب باشد. از اونجا که به دلیل مشغله های کاریم، فرصت استفاده از گروه رو زیاد ندارم، گفتم با اجازه ی پدر یه متنی بنویسم و به اشتراک بذارم با موضوع دلخواه خودم: تو هرشرایطى راجع به آینده فکر کنیم، تجسم کنیم، رویاپردازى کنیم، بُرد با رؤیاست، برد با تجسمه. جملات بالا رو خودم نوشتم. Copy _paste نیست. معتقدم هر آدمی یه رسالتی داره و باید کارهای زیر رو انجام بده:

1. رسالتشو پیدا کنه.
2.تصویرسازی کنه.
3.با رشد شخصی آماده ی اقدام و تلاش باشه.
4.اقدام کنه و تغییر کنه و باز هم اقدام کنه
.
5. نتایج رو تحلیل کنه
.
6.بدونه که شروع کردن راحته ولی تموم کردن کار هر کسی نیست
.
7.به نتیجه برسه و دوباره هدف گذاری جدید کنه.

عاصم طالبی دارابی

 

نکته ی مهم اینه که هیچ وقت نباید منتظر تشویق اطرافیان بود وقتی خودت تصمیم گرفتی ، دیگه تمومههههه. به نظر من خیلیا درگیر واقعیت های زندگی میشن و معمولی بودن رو به تلاشگر بودن ترجیح میدن. به نظرم خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر اینکه خودشون تغییر کنند.


 

خلاصه: فقط به رشد فکر میکنم و تو جامعه ای که همه می نالند، بُرد با کسیه که فقط به جلو رفتن فکر میکنه. نمیدونم شاید یه روزی یه تریبون بهم داده بشه تا اتفاق های مثبت زندگی مو به عنوان تجربه تعریف کنم... تشکر مجدد از پدر محترم.

  • دامنه |


 

خیابان ارم. 13آبان 1397. عکاس: دامنه

 

بودم؛ پس هستم

 

به قلم دامنه. به نام خدا. در راستای پست «چرا مرگ بر آمریکا؟» که در (اینجا) نوشته ام؛ امروز _13آبان 1397_ در راهپیمایی ضد‌امپریالیستی قم شرکت کردم. من با این حضورم درواقع گوش‌ِ جان سپردم به فریادِ همه‌ی شهیدان راه آزادی و غیرتِ و مقاومت ویتنامی‌ها، کره‌ای‌ها، کوبایی‌ها، نیکاراگوئه‌ای‌ها، رودیزیایی‌ها، سرخ‌پوست‌ها، سیاه‌پوست‌ها، ستمدیده‌ها، فلسطینی‌ها، ایرانی‌ها و تمامی مغضوبین قارّه‌ها. پس؛ من هم همانند رِنه دکارت که گفت من می‌اندیشم، پس هستم، می‌گویم: من بودم، پس هستم.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان: انسان ها و جوامع در ارتباط با یکدیگر به تبادل افکار و اندیشه پرداخته و تاثیر متقابلی بر همدیگر دارند. این تاثیرات زمینه شکل گیری نحله های فکری و جریان های سیاسی شده که کشور مبدا  از آن ها به عنوان ابزاری در راستای منافع خود استفاده می نماید. ایدئولوژی مارکسیستی که از طریق روسیه به ایران نفوذ کرده باعث ظهور جریانات فکری و گروه های سیاسی شده که روس ها در طول تاریخ همواره از آن ها به عنوان ابزاری در جهت تامین منافع خود استفاده می نمایند. روس ها سابقه اشغال، تصرف سرزمین و انواع دسیسه ها را بر علیه ایران در کارنامه خود دارند. اما جریان مارکسیستی بخش عظیمی از نخبگان ایران را جذب و در تقابل با دیگر نخبگان ایرانی، بخش بزرگی از پتانسیل کشور را از مسیر تلاش در جهت توسعه ایران منحرف نموده و ضربه هولناکی به توسعه ایران وارد کرد. از سوی دیگر جریان اصلاحی که منجر به توسعه کشور می شود بطئی و پیوسته بوده و پروسه ای زمان بر می باشد، با شعارهای تند و خشونت گروه های کمونیستی از ریل واقعی خود خارج گردید. باور عمومی ایرانیان بر این است که عملکرد این گروه ها و جریانات در راستای منافع شوروی بوده است. گرچه جریان مارکسیستی در مناطق مختلف جهان موفقیت هایی کسب کرد ولی در ایران که بیخ گوش آن ها بود نتوانست موفقیتی کسب کند. اما، رسوب خشونت تفکر مارکسیستی که به صورت میراثی نامیمون در فضای سیاسی ایران ماندگار شده هزینه های زیادی را به این سرزمین تحمیل نموده است. در این مقاله برآنیم که در حد توان به این مسئله بپردازیم. به عنوان گواه و نمونه سه مقطع انقلاب مشروطه، دوران پهلوی و پس از انقلاب اسلامی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.

 


1- دوران انقلاب مشروطه، ایران خسته از حاکمان بی لیاقت و بی بند و بار قاجار، با دمیدن روح انقلاب مشروطه در کالبدش جانی دوباره گرفت. با انقلاب مشروطه، ایران سنتی به نهاد های مدرن روی آورد. این انقلاب پیچیده و چند بعدی با حضور نیرو هایی با عقاید و گرایش های مختلف فرصت خوبی برای پیشرفت ایران بود ولی افسوس که بر اثر دسیسه های استبداد و استعمار داخلی از این فرصت تاریخی استفاده نشد.

 

در سال 1905میلادی شعبه سوسیال دموکرات های قفقازی، در ایران تاسیس شد. حیدر خان عمو اوغلی که از لیدر های اجتماعیون عامیون بود نقش بی بدیلی در خشونت های مشروطه داشت. اجتماعیون عامیون در کمیته ها، نظام نامه های خود و در قالب تشکیلاتی همچون «هیئت مدهشه» مرکب از تروریست های حرفه ای، به صورت سازمان دهی شده دست به ترور می زدند. بمب اندازی به خانه علاء الدوله توسط عمو اوغلی، ترور امین السلطان، سوء قصد به جان محمد علی شاه، ترور آیت الله بهبهانی و ... از آن جمله اند. این ترور ها ضد مشی مشروطه و مشروطه طلبی بود. همچنین حوادث، اتفاقات و عملکرد اجتماعیون عامیون گواه و شاهدی بر تئوری پردازی، ترویج، سازمان دهی و حذف سازمان دهی شده مخالفان و رسوخ تفکر خشونت جریان مارکسیستی در ایران در این دوره می باشد.

 


2- دوران پهلوی، ایرانیان مایوس از شکست مشروطه و غرق در مشکلات، فقر و انواع امراض مسری، فقدان حکومت مرکزی و نبود امنیت عاصی شده و کار به جایی رسید که مشروطه طلبان نیز برای ایجاد امنیت، طالب حکومت دیکتاتوری شدند. حکومت از قاجار به پهلوی منتقل شد، حکومت مرکزی ایجاد و امنیت به کشور بازگشت. کمونیست ها پهلوی اول را عامل امپریالیسم و با چیانگ کای شک، عامل کشتار کمونیست های چینی در شانگهای چین مقایسه کرده و خواهان انقلاب توده ای شدند. در این دوران کادر های کمونیست به شوروی رفته و در آن جا به زندان افتاده و یا در تسویه های خونین رفیق استالین سر به نیست شدند.

 

 

در سال 1316 گروه 53 نفره کمونیستی به رهبری تقی ارانی به زندان افتادند (تقی ارانی در زندان مرد.) باقی مانده آن ها در سال 1320 حزب توده را تشکیل دادند. به گواه تاریخ عملکرد حزب توده همواره در راستای منافع شوروی بوده است. تا جایی که ضرب المثلی ایرانی می گوید: «وقتی مسکو برف می بارید، حزب توده در تهران چتر باز می کرد.» این حزب در فتنه آذربایجان که پس از جنگ جهانی دوم به دستور مستقیم استالین با هدف تجزیه ایران ایجاد شده بود با تجزیه طلبان همکاری نمود. در جریان ملی شدن صنعت نفت به جنبش خیانت کردند.

 

در دهه 40 و 50 گروه های سیاسی تحت تاثیر افکار بیژن جزنی (یکی از بزرگترین نظریه پردازان کمونیسم در ایران بود.) به خشونت و عملیات نظامی روی آوردند. به عنوان مثال چریک های فدایی در سال 1349 به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل گیلان حمله نموده و سر آغازی برای عملیات های چریکی در این دوران شد. در سال 1355 سازمان مجاهدین خلق تغییر ایدئولوژی داده و به مارکسیسم روی آورد. پیامد آن تسویه حساب های خونین داخل سازمانی و همچنین اقدام به عملیات نظامی و ترور بود. به عنوان نمونه این سازمان در سال 1355 سه مستشار نظامی آمریکا را ترور کرد.

 

حزب توده. استالین

 

این ترور با همکاری اطلاعاتی و پشتیبانی شوروی و با هدایت تقی شهرام از لیدر های سازمان که مشی کمونیستی داشت انجام گرفت. هویت مستشاران نیز دلیلی بر ادعای دخالت شوروی در این قضیه می باشد. (مستشاران فوق الذکر متخصصان عالی رتبه ای بودند که استراق سمع جاسوسی را در « کبکان» واقع در مرز ایران و شوروی هدایت می کردند.) با توجه به اینکه در دهه 40 اصلاحاتی که نیاز مبرم ایران بود آغاز شده بود، عقلانیت، آینده نگری برخاسته از عرق ملی ایجاب می کرد همه گروه های سیاسی در راستای موفقیت ان تلاش نمایند (چون در آن مقطع مقابله با غرب در سیستم دوقطبی جهان اولویت کمونیست ها بود، گروه های وابسته به شوروی در ان راستا عمل می کردند) شوربختانه با محاسبه غلط طرفین آن فرصت طلایی از بین رفت. امروزه با عریان شدن بلا ها و مصیبت های خشکسالی اهمیت آن برنامه ها بر همگان روشن است.

 


3- دوران پس از انقلاب، انقلاب اسلامی با مشارکت اکثریت مردم ایران با آرمان استقلال و آزادی و...  به پیروزی رسید، استراتژی آن نیز نه شرقی نه غربی بود. آرمان و استراتژی انقلاب اسلامی به زعم دو ابر قدرت ناخوشایند بود آن ها استراتژی های بر اندازی، مقابله، کنترل و مهار، نفوذ و استحاله در رابطه با انقلاب ایران را در پیش گرفتند. خشونت الگو گرفته از تفکر مارکسیتی که در گروه های سیاسی ایران نهادینه شده بود پس از انقلاب به صورت عریان در ترور ها، عملیات های نظامی به منصه ظهور رسید. گروه های سیاسی که اسلحه های غارت شده از پادگان ها در جریان انقلاب را در دست داشتند اقدام به ترور، بمب گذاری و خشونت نمودند. خشونت آنها تعداد قابل توجهی از مردم کوچه و بازار، رجال مذهبی، تا سیاست مداران و دولت مردان را به کام مرگ فرستاد. انفجار حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر، اعلام شورش مسلحانه در سال 1360 و فعالیت در مناطقی که به دنبال جدایی طلبی بودند از دیگر عملکرد این گروه ها می باشد.

 

در این مرحله نیز فضایی که می توانست بستر و زمینه توسعه و پیشرفت کشور را فراهم نماید درگیر خشونت شده و پتانسیلی که باید صرف توسعه کشور می شد به هدر رفت. شبح خشونت بر گرفته از مارکسیست بر فضای کشور سایه افکنده بود و رسوب آن تفکر همچنان قابل مشاهده است. گرچه در تاریخ جدید ایران ترور سیاسی با قتل ناصرالدین شاه به دست میرزا رضا کرمانی آغاز شد. اما ترور سیاسی و خشونت به معنای جدید و به شیوه سازمان یافته، تشکیلاتی و ایدئولوژیک میراثی است که  از طریق مارکسیست های اجتماعیون عامیون ایران و قفقاز به فرهنگ سیاسی ایران راه یافت.
چاپ روزنامه ی آفتاب یزد 13 آبان1397.

  • دامنه |

به قلم دامنه. به نام خدا. چرا مرگ بر آمریکا؟ سلام. من دست‌کم به چهار دلیل به این شعار استراتژیک ملل انقلابی جهان، ندای محوری ملت ایران و آموزه‌ی امام باور دارم:


بدی به خود
بدی به جهان
بدی به ایران
فرمان عقل و قرآن

 


۱. آمریکایی‌ها به خود بدی کرده‌اند؛ از آن سال دور ۱۷۷۶ که با انگلیسی‌ها درافتادند و بعدها جنگ‌های داخلی استقلال ضد برده‌داری راه انداختند، و ایالات متحده‌ی آمریکا را بنا نهادند، تا الآن، به مرور و با مُنحنی نزولی، از آرمان بنیانگذاران اولیه و افکار درخشان ابراهام لینکلن و توماس جفرسون دست شُستند و به درّه‌ی سقوط و انحطاط کشانده‌شدند. در واقع آن "مجسّمه‌ی آزادی" _که آزادیخواهان انقلابی فرانسه در صدمین سال استقلال آمریکا به آنان هدیه کردند و در آن کشور نصب شد،_ امروزه تبدیل به "آزادی مجسمه" شده‌است! یعنی در حقیقت، آزادی اش را بلعید.


۲. آمریکایی‌ها به جهان بدی کرده‌ و می‌کنند؛ این کشور که می‌خواست محافظ آزادی و استقلال ملل باشد، کم کم از انزواطلبی و احترام به حقوق ملت‌ها بیرون رفت و در بیش از ۵۱ کشور جهان، رسماً و علناً کودتا راه انداخت و ژنرال‌ها و دیکتاتورها را بر سرکار گذاشت! و مردم را به دم تیغ مستبدان و حاکمان فاسدِ وابسته نهاد. یعنی در حقیقت، آمریکا استقلال ملت‌ها را بلعید.


۳. آمریکایی‌ها به ایران بدی کرده‌ و می‌کنند؛ امروزه، نسل اول دست‌کم عملکردهای بد و ظالمانه‌ی این رئیس جمهورهای آمریکا را از دهه‌ی بیست تا الآن خوب به یاد دارند: روزولت، ترومن، آیزنهاور، اف کندی، جانسون، نیکسون، جرالد فورد، کارتر، ریگان، هربرت بوش، کلینتون، واکر بوش، اوباما، ترامپ. بدترین و خیانت‌بارترین آن ساقط کردن دولت مرحوم مصدق است که هرگز از اذهان جامعه‌ی مترقی و انقلابی ایران محو نمی‌شود که یک خادم ملت را با کودتا سرنگون کردند و یک خائن ملت را شاهنشاه! ساختند. و هنوز نیز دست از توطئه و فشار و ضربه‌زدن به ایران و آرمان انقلامان نشُستند. در حقیقت، آمریکا دموکراسی جهانی را بلعید.


۴. اما حکم عقل و قرآن؛

الف_ عقل حکم می‌کند باید در برابر کشوری که زورگویی و قُلدوری را به جای آزادی و دموکراسی به جهان تحمیل می‌کند و می‌خواهد ارباب‌منشانه و هژمونیک (=سُلطه‌گرانه)، بر همه‌ی جهان حکومت کند، ایستاد و تن به خواری و خفّت نداد. همان‌گونه که حکیم ایران ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، دادِ سخن سر داد. و امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ فریاد بلند "آمریکا شیطان بزرگ است" را بانگ زد و از تسلیم‌پذیری زنهارمان داد.


ب_ قرآن فرمان می‌دهد موسی‌وار باید به سراغ فرعون رفت و با او احتجاج نمود و اگر فرعونیت کرد، باید با چنین خصمی، به مبارزه و نبرد برخاست و اگر شرائط نابودکردن فرعون فراهم نیست، دست‌کم تن به یوغ، اسارت، ذلت، گردن‌کشی، برده‌داری و خدایگون شدن فرعون‌ها نداد.


آن زمان که اسلام و قرآن در بالای طاقچه‌ها بود و هنوز مفاهیم آن به قول مرحوم طالقانی در صحنه نبود، و آرمان آن به قول مرحوم دکتر شریعتی فضیلت فراموش‌شده، بود؛ گرچه الحادِ مارکسیسم محکوم است، اما بخشی از مارکسیست های انقلابی جهان چون "چه‌گوارا" و تئوریسین های مشهورشان، در چهارگوشه‌ی جهان با درخشندگی به نبرد با امپریالیسم شتافتند؛ اما انحنای دولت‌های کمونیست به توتالیتریسم (=تمامت‌خواه) و دگردیسی به رُعب و وحشت، این نبرد را به نفع امپریالیسم مغلوبه نمود.

 

اینک چهل‌سال است، ندای اسلام ناب محمدی از حلقوم ملت انقلابی ایران علیه‌ی زر و زور و تزویر امپریالیسم آمریکا به صدا و صلا درآمده‌است و پوزه‌ی آن را به خاک مالیده‌است. آمریکایی که حکومت یک "آل" را در عربستان به "جمهوریت" ایران ترجیح می‌دهد؛ چون می‌تواند آن فاسدان را بدوشد و هرگز نمی‌تواند "سیدعلی" آن تنها رفیق روحانی علی شریعتی را حتی ثانیه‌ای بفریبد. با همه‌ی گلایه‌ها و انتقاد‌ها که ممکن است در امور داخلی به رهبری داشته باشم، این خوی امپریالیسم ستیزانه‌اش را پویه‌ی انقلابی می‌دانم و فریاد برمی‌آورم: مرگ بر آمریکا و ننگ به نیرنگ تو.


۱۲ آبان ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

  • دامنه |

توصیۀ آقای سیستانی: متن نقلی: توضیح دامنه: حجت الاسلام اراکی _دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی_ که در راهپیمایی عظیم اربعین شرکت کرده است، به دیدار آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی رفت. آیت‌الله العظمی سیستانی در این دیدار سخنانی فرمودند که به دلیل اهمیت آن در اینجا ارائه می شود:

 

آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی: «در جلسه‌ای که با حضور تعداد زیادی از نیروهای حشدالشعبی داشتند یکی از آن‌ها چنین گفته بود که ما با اخواننا السنة هم‌زیست و برادر هستیم. من به ایشان گفتم: نگویید اخوان سنة بلکه بگویید انفسنا السنة؛ آن‌ها خود ما هستند و با ما هیچ فرقی ندارند‌... به نیروهای حشدالشعبی گفتم که شما خود را سپر بلای مردم و همین خانواده‌های اهل سنتی که امروز داعش آن‌ها را مورد هجوم قرار می‌دهد و امنیت آن‌ها را سلب کرده است قرار دهید. گفتم شما جان و مال خود را سپر بلای آن‌ها قرار دهید و از آن‌ها دفاع کنید... با وجود اینکه دشمنان اسلام در عراق تلاش داشتند که بین شیعه و سنی جنگ ایجاد کنند و برخی‌ها هم اصرار داشتند بر اینکه از بنده در این رابطه حکمی بگیرند. اما بنده اِبا کردم و به‌ هیچ‌وجه درگیری شیعه و سنی در عراق را به مصلحت ندانستم(منبع)

  • دامنه |

به قلم دامنه. به نام خدا. حکومت نزد امام على (ع) امانتدارى و خدمت کردن است؛ نه سُلطه‌گرى و خودکامگى. «امام على (ع) امیرمومنان در نامه‌اى به زیاد بن ابیه، قائم مقام عبدالله بن عبّاس _استاندار بصره_ چنین نوشته است: «أَتَرْجُو أَنْ یُعْطِیَکَ اللهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ! وَتَطْمَعُ ـوَأَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ، تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الاَْرْمَلَةَ ـ أَنْ یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ؟ وَ إِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا أَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَى مَا قَدَّمَ.» (نهج البلاغه، نامۀ21)

 

امید دارى خداى به تو پاداش فروتنان دهد، در حالى که تو نزد او از گردنفرازان به شمار آیى؟ و طمع بسته‌اى که ثوابِ صدقه دهندگان یابى، در حالى که در ناز و نعمت فرو رفته‌اى و آن را از ناتوانان و بیوه‌زنان دریغ مى‌دارى؟ آدمى بدانچه کرده است پاداش یابد و بدانچه از پیش فرستاده است در آید. نیز به کارگزاران خود در امر خراج به صراحت چنین نوشته است: «فَأَنْصِفُوا النَّاسَ مِنْ أَنْفُسِکُمْ، وَ اصْبِرُوا لِحَوَائِجِهِمْ، فَإِنَّکُمْ خُزَّانُ الرَّعِیَّةِ، وَ وُکَلاَءُ الاُْمَّةِ.» (نامۀ 51)

 

داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجت‌هاى آنان شکیبایى ورزید، که شما خزانه داران مردم و وکیلان امّت هستید. و در نامه‌اى به فرماندهان سپاه خود فرموده است: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ حَقًّا عَلَى الْوَالِی أَلاَّ یُغَیِّرَهُ عَلَى رَعِیَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ، وَ لاَ طَوْلٌ خُصَّ بِهِ؛ وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اللهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوًّا مِنْ عِبَادِهِ، وَ عَطْفًا عَلَى إِخْوَانِهِ.» (نامۀ 50)

 

امّا بعد، بر زمامدار است که اگر به زیادتى رسید، و یا نعمتى مخصوص وى گردید، موجب دگرگونى او نشود؛ و آن‌چه خداوند از نعمت خویش نصیبش کرده است، بر نزدیکى وى به بندگان خدا و مهربانى او به برادرانش بیفزاید.

  • دامنه |

به قلم دامنه. به نام خدا. ششم آبان امسال در خبرها (اینجا) خواندم حدود ۶۵ درصد مردم ایرلند به حذف جُرم بودن توهین به مقدّسات از قانون اساسی مصوّب سال ۱۹۳۷ کشورشان، رأی دادند. به گفتۀ وزیر دادگستری این کشور نتیجۀ این همه‌پرسی «بازتاب دهنده حمایت عموم مردم از یک قانون اساسی مدرن و لیبرال است.» ایرلندی ها در دو رفراندوم قبل هم به سقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان رأی داده بودند.

 

 

یک نکته بگویم و خلاص؛ مردمی که خود را مدرن و لیبرال می پندارند! و سِقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان را روا و مُجاز می شمارند، آیا می خواستی، توهین به مقدّسات را جُرم بدانند؟! و به حذف آن رأی ندهند!؟ زنهار! که لیبرالیسم مطلق همین است؛ رسیدن به آخر تباهی ها و تاریکی ها.

  • دامنه |

مجموعه پیام‌هایم در مدرسۀ فکرت

  قسمت پانزدهم

 

 

بقیه در ادامه

  • دامنه |