قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

آبراهام لینکلن پسر یک کفّاش بود

چقدر می ارزیم؟

 

7044

 

به قلم دکتر فتح الله دهقان. (متن نقلی) آبراهام لینکُلن پسر یک کفاش بود. پدر او کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر می کرد.لینکلن پس از سالها تلاش، به عنوان رئیس جمهور آمریکا برگزیده شد. اولین سخنرانی او در مجلس سنا بدین صورت گذشت:

نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند. یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد: آبراهام! حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!

 

 

آبراهام لینکلن لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد: من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت. چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم. آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم. با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام. پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود.

 

یکی از اقدامات مهم او خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری بود.و در پایان جمله ی معروف او: "معیار واقعی ثروت ما این است که اگر پولمان را گم کنیم، چقدر می ارزیم"

۲۳ آذر ۹۷ ، ۰۷:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ق.ظ دامنه |
خاطرات انقلاب 57 در دارابکلا

خاطرات انقلاب 57 در دارابکلا

خاطرۀ سیاسی

7043

متنی که امروز در «مدرسۀ فکرت» نوشت

 

به قلم حمید عباسیان: به نام خدا. پاسخ بحث ۷۸ مدرسۀفکرت: با درود فراوان به اعضای مدرسۀ فکرت. از مدیر مدرسه بخاطر حضور کم رنگم با توجه به اینکه وقت کمی را به تلگرام اختصاص میدم، [پوزش می خواهم] دلم نیومد ازاین مبحث بگذرم. مبحثی که نسل ما درآن دوران بهای سنگینی دادند تا رسید به دست نسل فعلی ، کاری ندارم به اینکه قرار بود چه شود و چه شد...

 

حمید عباسیان و دامنه. سال 1361.

 

خاطرات و اتفاقهایی که داخل محل دوره انقلاب افتاد را دوستانی که سهم به سزایی در انقلاب داشتند گفتند و اما خاطره ای که نمی توانم فراموشش کنم فعالیتهای شهید مظلوم ابراهیم عباسیان بود ۰ تازه اوایل انقلاب بود هنوز تظاهرات شکل نگرفته بود شبی از شبهای انقلاب در منزل به اتفاق خانواده نشسته بودیم که شهید مظلوم سراسیمه وارد اتاق شد و به اتاق دیگه رفت منهم پشت سرش وارد اتاق شدم گفتم ابراهیم اینا چیه گفت حمید اینا اعلامیه های امام خمینیه گفتم اونی که داخل کاغذ پیچیدی چیه؟ گفت نوار کاست امامه  گفتم بده گوش کنم، ابراهیم گفت باید زیر لحاف گوش کنی اینجوری صداش میره بیرون ، خلاصه نوارو گرفتم و رفتم ریر لحاف نوارو گوش کردم، سرود خمینی ای امام بود. بالاخره شدیم انقلابی و اتفاقات دیگر...

 

مزار دارابکلا. قبر شهید ابراهیم عباسیان


خاطره دیگری دارم اینه که به یک بنده خدایی به شوخی گفته بودم اینقر از شاه طرفداری نکن دارند اسم شاهدوستها را مینویسند اون بنده فلک زده ترسید و انقلابی شد. بدرود.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام داداش حمید. خاطره‌ی بسیار پرارزشی از شهیدمظلوم ابراهیم عباسیان درباره‌ی اعلامیه و نوار امام خمینی در آن سال سخت و کش‌مکش‌ها، گفتی. بخشی مهم از تاریخ‌سباسی دارابکلا به‌حساب می‌آید.

 

من به دلیل اهمیت سیاسی این متن شما و نیز نقل خاطره از برادر شهیدت را که امروز در راستای (بحث 78، خاطرات انقلاب 57 در دارابکلا) در مدرسۀ فکرت نوشتی، در وبلاگم دامنه (بخش تاریخ سیاسی دارابکلا) نیز منتشر کرده ام. درود به او و تو و بر "مادرشهید"تان که اینک بر تخت است و هزاران درد.

(تاریخ سیاسی دارابکلا: اینجا)

۲۲ آذر ۹۷ ، ۰۹:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

میلِ جان اندر ترّقی و شرَف

مَا قَدّمَت لِغَدٍ

7042

به قلم دامنه: به نام خدا. میل جان و میل تن. مولوی در دفتر سوم مثنوی می گوید:

میلِ جان اندر ترّقی و شرف
میلِ تن در کسب اسباب و علَف

 

چنانچه مطلع ایم، موجودی به نام انسان استعداد و ظرفیتی دارد که می تواند بر فرشتگان پیشی بگیرد. به قول شهید مطهری در ص 29 کتاب «انسان شناسی قرآنی»، در قرآن این تعبیر آمده که «انسان موجودی است هم خاکی و هم ملکوتی».

 

 

به نظر من، ساختمان بدنی انسان تکمیل است و آنچه نیازمند تکامل و لایق کمال است، روح اوست؛ یعنی ب‍ُعد معنوی، عرفانی و الهی آدمی. که فقط با برانگیخته شدن و بعثت درونی، آرام می گیرد‌. روی همین اصل است که قرآن در جای جای خود از انسان «دعوت معنوی» به عمل می آورد. و حتی در قرآن می گوید:

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.

یعنی: ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.

آیۀ ۱۸ حشر ترجمۀ انصاریان

 

آری، باید ببینیم چه چیزی برای خود در قیامت و روز حساب و کتاب، «پیش فِرست» می کنیم. اسباب و علف!؟ یا ترقّی و تعالی و شرف؟

۲۱ آذر ۹۷ ، ۱۰:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۸ ق.ظ دامنه |
تروریست های وهابی مسلک

تروریست های وهابی مسلک

فرقۀ جزم اندیش

 

7041

 

به قلم دکتر فتح الله دهقان. بار دیگر دست تروریست های جزم اندیش و قشری مسلک در چابهار به خون مدافعان کشور اسلامی مان ایران آغشته شده و تعدادی از آنها به شرف شهادت نائل آمدند. آنها که صادقانه همه چیز حتی جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و در جهت تامین امنیت ملت ایران تقدیم نمودند. (شهید داریوش رنجبر، یکی از شهدای این حادثه از دیار نویسنده این سطور می باشد.) تا امنیت این ودیعه الهی و نعمت بی بدیل را برای مردم ایران در خاورمیانه جنگ زده، نا امن و متلاطم به ارمغان بیاورند.

 

ترور  در دین مبین اسلام امری قبیح، زشت و ناپسند بوده و با روح اسلام رحمانی منافات دارد. در تاریخ تمدن کهن این مرز و بوم جایی نداشته و امری مذموم می باشد. در دنیای جدید و جهانی که دموکراسی مشرب فکری آنها و حقوق بشر معیار و ارزش و هنجار آنهاست نیز ترور را امری مذموم دانسته و در نزد افکار عمومی مردم جهان کنونی محکوم است. اسلامی که دین پاکی و رحمت است تا جایی که پیامبرش محمد مصطفی (ص) به صفت رحمت ملقّب است. به مرور زمان توسط افراد و گروههای جزم اندیش و قشری در راستای منافع خود به خشونت آلوده شده است.

 

از سوی دیگر استعمارگران نیز از طریق فرقه سازی در جهت تامین اهداف خود در میان مسلمانان رسوخ نمودند. از صدر اسلام تا کنون جریان های قشری و متحجر و متصلب وجود داشته که نمونه آن خوارج بودند که علی (ع) را به شهادت رساندند. وهابیت نیز فرقه ای است ساخته و پرداخته استعمارگران که ریشه در فقه متصلب دارد و متاثر از افکار فقهی "ابن تیمیه" است. "محمدبن وهاب" نیز  فقیه ایده پرداز و ایدئولوگ آنها بوده است.

 

وهابیون که ریشه در تصلب مذهبی دارند همواره در راستای اهداف استعمارگران عمل نموده اند. فهم ناقص آنها از فقه زمینه ظهور افکار افراطی وخشن این فرقه شده است. جزم اندیشی آنها به جایی رسیده که اعلام کرده اند هر کسی که 7 نفر شیعه را بکشد به بهشت می رود. این جزم اندیشان متحجر با افکار مسموم خود گروههای تروریستی را تغذیه فکری نموده و شرق و غرب عالم را درگیر خشونت، ترور و ناامنی نموده اند.

 

آنها مردمان بی گناهی از خاورمیانه تا قلب اروپا را به کام مرگ فرستادند. همچنین پتانسیل و نیروها و امکاناتی که می توانست جهت تامین رفاه و آسایش مردم و توسعه بکار گرفته شود، صرف نسل کشی،  کشتار بی گناهان و خرابی جهان نموده و دیگر اینکه موجب وهن دین مبین اسلام شدند.

 

اسلامی که سمبل آن مولا علی(ع) به مالک اشتر می فرماید: ای مالک کسانی که زیر دست تو هستند یا هم کیش تواند و یا همنوع تو، هم او می فرماید: «در کشور اسلامی چنانچه خلخالی از بینی زن یهودی ربوده شود، اگر مرد مسلمانی دق کند و بمیرد شهید است».

 

سخنان مولا علی(ع) با حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت ها، عدالت و برابری، که از اصول دموکراسی جهان کنونی است قابل جمع است. بررسی و مطالعه تاریخ معاصر خاورمیانه حکایت از آن دارد که عملکرد این فرقه در راستای منافع استعمارگران بوده و اتحاد آنها با رژیم اشغالگر قدس بر علیه ایران پرده از چهره واقعی آنها برداشته است. همچنین تداعی کننده کینه و عداوت و احساس حقارت تاریخی است که نسبت به ایرانیان دارند.

 

در شرایطی که تحریم های ظالمانه بر علیه ایران وضع شده و امنیت چابهار برای ایران مهم است بعضی همسایگان تمایل ندارند بلوچستان امن باشد و پروژه چابهار به نتیجه برسد، توسط ایادی خود دست به این عملیات تروریستی زدند. البته این سکه روی دیگری نیز دارد و آن اینکه عواملی که زمینه و بستر فعالیت این تفکرات جزم اندیش و متحجر را فراهم می نماید بایستی مورد توجه قرار گیرد. فقر، محرومیت، عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی که نتیجه قهر طبیعت و خشکسالی و عدم توجه و بی عدالتی تاریخی که در حق این مردم روا داشته شده را نمی توان از نظر دور داشت.

 

چابهار یکی از جذاب ترین مکان‌های گردشگری ایران

 

بنا به گواه تاریخ مردم این دیار مسلمان، مومن، خونگرم و با صفا و صمیمیت بوده همواره بدون هیچ چشم داشتی از مرزهای ایران اسلامی حراست نموده اند. قابل ذکر است پیشوایان مذهبی آنها همچون مولوی عبدالحمید  منادی وحدت بوده وهمواره در راستای صلح، صفا و صمیمیت تلاش نموده است. ضروری است نسبت به حل مشکلات این منطقه توجه خاص و ویژه نموده، اجازه بروز، ظهور و ترویج تفکرات جزم اندیش و قشری که در راستای منافع دشمنان تاریخی این مرز و بوم عمل می نمایند را ندهیم.

 

به گواه تاریخ مردم این دیار با افتخار خود را مسلمان ایرانی دانسته و همواره در راستای تامین منافع ملی و امنیت ملی تلاش نموده اند. به دسیسه ها و توطئه های  دشمنان وقعی نگذاشته و آنها را نا امید نموده و خواهند نمود.
چاپ روزنامه آفتاب یزد 19 آذر 1397.

۲۰ آذر ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

موسیقی 12

غنای حرام و حلال

 

7040

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. قسمت ۱۲ . "دیدگاه دوم" (تقسیم موسیقی به حرام و حلال). به نام خدا، بر اساس دیدگاه دوم غنا بر دو قسم است: غنای حرام و غنای حلال. فیض کاشانی، محقق سبزواری و ملا احمد نراقی از فقیهان پیشین و برخی از فقیهان معاصر بر این باورند که با وجود استثنای برخی موارد غنا؛ همچون غنا در قرآن یا در مجالس عروسی و ...، در این که به نظر شرع مقدس غنا بر دو دسته حلال و حرام منقسم است، تردیدی نیست.
 

قبل از بررسی دلایل دیدگاه دوم برخی از عبارت‌های طرفداران این دیدگاه را بیان می کنیم. مرحوم فیض کاشانی در دفاع از نظریه خود چنین آورده است.


"از مجموع روایات وارد شده در باب غنا به دست می آید که حرمت غنا و داد و ستد به آن و یاد گیری و آموزش  و شنیدن آن اختصاص به غنایی دارد که در روزگار بنی امیه و بنی عباس رایج بوده، به این صورت که مردان در مجالسی که زنان آوازه خوانی می کردند، وارد می شده اند، زنان به باطل سخن می گفتند و به انواع بازی ها مشغول بوده اند.
 

بنابر این تغنی به اشعاری که متضمن یاد بهشت و جهنم، تشویق به زندگانی جاوید اخروی، توصیف نعمت های خداوند، یاد عبادت ها، ترغیب به کارهای نیک و زهد ورزیدن نسبت به امور ناپایدار و امثال این ها بدون اشکال است؛ زیرا این ها همه یاد الهی است، و ای بسا تن آنان که از خدای بیم دارند، از شنیدن آن ها بلرزد و پوست و لب های ایشان به یاد الهی نرم شود."

 

محقق سبزواری، دومین فقیه برجسته در این زمینه می گوید: "بدون تردید موسیقی که با لهو و لهویات همراه باشد حرام است و در غیر این صورت مباح می باشد."

 

مرحوم سید بحرانی معروف به ماجد پس از بررسی های مختلف پیرامون ادله مورد نظر می گوید: "مراد ائمه از نهی غنا، آوای لهوی بوده که فساق بدان آوازه خوانی می کردند."
 

 

مرحوم علامه شعرانی می نویسد: "یا می بایست مانند مرحوم شیخ طوسی در استبصار اخبار حرمت را به جای آن که بر ذات غنا متوجه کنیم، بر ملابسات آن؛ همچون  سخنان باطل، اختلاط زن و مرد حمل کنیم، یا آن که حرمت غنا را ویژه مواردی بدانیم که میل به فحشا و ارتکاب حرام را بر می انگیزد.غنا در این صورت به خاطر این که سبب و زمینه حرام است ممنوع اعلام شده است.

 

نتیجه:
 

از مجموع گفتار صاحب نظران این دیدگاه به دست می آید که موسیقی و غنا به طور مطلق حرام و ممنوع نمی باشد، بلکه یک دسته از موسیقی حرام و دسته دیگری حلال است. برخی حرمت موسیقی را برخاسته از ملازمات می دانند که در زمان  ائمه معصومین (علیهم السلام) در مجالس آوازه خوانی رایج بوده است نظیر اختلات زن و مرد و دسته ای دیگر حرمت غنا را به خاطر برخورداری از کلام باطل و لهوی دانسته اند. بر طبق هر دو نظریه، حرمت غنا متوجه ذات آن نیست، بلکه ناشی از عوارض خارجی می باشد. بنابر این اگر تغنی با حرامی همراه نباشد، حرمتی نخو اهد داشت.

 

پاسخ دامنه

سلام جناب حجت‌الاسلام غلامی. بسیار منسجم نوشتی. نتیجه‌گیری مُتقن و قابل‌قبولی تدوین کرده‌ای و این جمله‌ات کار را تمام کرد که به‌خوبی نوشتید: "بنابر این اگر تغنی با حرامی همراه نباشد، حرمتی نخواهد داشت."


یک نکته‌ی طنزی هم بگویم جناب غلامی:

گفتی تغنّی... باید بگویم: این روزگار کسی غنا و پرت‌وپلا هم گوش کند، همش یاد بدبختی‌‌ها، وام و بدهی‌ها، بهره و رباها و چاله‌چوله‌های هزارهزار شکافش می‌افتد، نه اختلاط و لوطی‌گری و لهویات و لغویات! جدی‌تر آن‌که البته سخن شما فوق‌العاده زیبا و رسا نگارش شده‌است و حکم شرع بر خوانند‌گان روشن و هویدا شده‌است.

۲۰ آذر ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تفریح و شادی از نظر شهید بهشتی

خاطرۀ بهشتی

 

7039

متن نقلی: خاطرۀ جالب شهید بهشتی از آیۀ فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَلْیَبْکُوا کَثِیرًا جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ (آیه 82 سوره توبه) دیدگاه شهیدمظلوم آیت الله دکتر بهشتی دربارۀ برداشتِ غلط از این آیه در ویژه نامه پاسداشت سی و سومین سالگرد شهادت "سید مظلوم امت" منتشر شده است:

 

 

"یادم می‌آید در آغاز دوران بلوغ حدود 14 یا 15 ساله بودم و تحصیلات علوم اسلامی را هم تازه شروع کرده بودم. در این سن، انسان نشاط و شادابی خاصی دارد. ما پیش از مباحثه، بعد از مباحثه، پیش از درس، بعد از درس، با دوستان می‌گفتیم و می‌خندیدم. یکی از دوستانم که با من هم مباحثه بود و چند سالی از من بزرگتر بود شاید در آن موقع 21 یا 22 سال داشت، از بازار آمده بود و به تحصیلات علوم اسلامی پرداخته بود.

 

خلاصه بزرگ شده جلسات مذهبی معمولی و هیات‌ها و این ها بود. ایشان وقتی ما می‌خندیدیم، می‌گفت: «فلانی، حالا که آغاز تحصیل علوم اسلامی است بهتر است خودمان را عادت بدهیم و نخندیم یا کمتر بخندیم.» گفتم: «چرا؟» گفت: «این آیه قرآن است: فلیضحکوا قلیلا و لیبکوا کثیرا - سوره توبه- آیه 82 - باید کم بخندند و زیاد بنگریند.»

 

در آن موقع که ایشان این آیه را می‌خواند، یکی دو تا حدیث هم به این مناسبت به این خواند و من فکر نکردم که بروم مطالعه کنم. آغاز دوران تحصیلم بود و اصولا آدم به این فکر نمی‌افتد که برود مطالعه کند و ریشه آن را دریابد و ببیند که قرآن چرا می‌گوید: فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَلْیَبْکُوا کَثِیرًا.

 

البته عین این جمله در قرآن هست. به او گفتم: «بالاخره به من بگو ببینیم که این خندیدن کار حرامی است یا نه؟ گفت نه. حرام نیست. ولی خوب بهتر است یک مسلمان زبده و ورزیده نخندد. گفتم حالا که حرام نیست. من می‌خندم. برای این که فطرت من نمی‌تواند فعلا این تعلیم را بپذیرد؛ و چون تعلیم مربوط به واجب حرام نیست، باشد تا بعد ببینیم چه می‌شود.

 

چند سالی گذشت. البته این موضوع هم دیگر از خاطر من رفته بود. اولین مطلبی بود که به صورت مستقل و بر اساس قرآن، کتاب و سنت درباره‌اش تحقیق می‌کردم. به همین سبب تصمیم گرفتم یک بار قرآن را از اول تا آخر با دقت بخوانم و آن را به صورت یک کتاب علمی بررسی کنم. تا آن موقع مکرر قرآن را خوانده بودم و مکرر این آیه را دیده بودم، اما مثل این خواندن‌های معمولی، بی‌توجه از آن گذشته بودم، بدون دقت کافی. این بار که بنا داشتم برای بررسی یک مساله اسلامی قرآن را از اول تا آخر با دقت مطالعه کنم، رسیدم به این آیه. به خودم گفتم: عجب!

 

این آیه در قرآن هست،‌ اما مطلب درست در نقطه مقابل مطلبی است که آن آقا از آن فهمیده است و آن دستوری بود که پیغمبر صادر کرده بود که باید تمام نیروهای قابل برای شرکت در مبارزه علیه کفار و مشرکینی که به سرزمین اسلام هجوم آورده بودند، بسیج شوند. ایشان برای یک بسیج عمومی فرمان صادر کرده بود. عده‌ای با بهانه‌های مختلف از شرکت در این لشکرکشی خودداری کرده بودند و از فرمان خدا و پیغمبر تخلف کرده بودند.

 

خداوند در این آیات قرآن می‌فرماید: لعنت خدا باد بر این کسانی که دیدند پیغمبر با انبوه مسلمانان به میدان نبرد می‌روند اما باز هم زندگی دوستی، آنها را وادار کرده از فرمان خدا و رسولش تخلف کنند و بمانند و به دنبال آن به عنوان یک نفرین و کیفر می‌فرماید: از این پس کم بخندند و زیاد بگریند.

 

حال شما از این چه می‌فهمید؟ می‌فهمید که از دیدگاه اسلام زندگی، نشاط، نعمت و رحمت خداست و زندگی توأم با گریه و زاری و ناله، خلاف رحمت و نعمت خداست. نعمتی هست و عذابی هست و خدا در مقام نفرین یا در مقام نکوهش از این تخلف می‌فرماید: از این پس از نعمت خنده و نشاط فراوان کم بهره باشید و همواره گریان و غمزده زندگی کنید.

 

بنابراین با مطالعه اسلام بر اساس قرآن دیدم آیه درست خلاف آن مطلب را می‌گوید. این نوع استنباط‌های نا بجا و تلقین آن به مسلمانان به اضافه عوامل دیگر سبب شد که جامعه ما توجهش به مساله تفریح کم باشد." منبع

۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بزرگترین آفت عالمان و فیلسوفان

خَبط و حَبط

 

7038

به قلم دامنه: به نام خدا. از نیچه در ص ۱۲۷ کتاب "اکنون میان دو هیچ"، خوانده ام: "آن که روزی می خواهد آذرخشی برافروزد، باید که دیری ابر باشد."

 

برخی با خود "معامله ی عصمت" می کنند و بی آن که به قول عنصرالمعالی "تن خود را بَعث" کنند تا بیاموزند، خود را آذرَخش می پندارند که باید بر خلق ببارند. همین رویکرد، اِعوجاج می آفریند و افراد _حتی فیلسوف را_ دچار خَبط (=خطا و غلط گویی)  می کند که همه ی آنچه را پیش تر نگاشت، حَبط (= باطل و تباه) می سازد.

 

در اسلام، حبط اعمال، از بزرگترین بلیّه های عالمان و فیلسوفان است که همه چیز را می خواهند با دریچه عقل مادّی و محدود خود، تفسیر و تبیین کنند و مثلا" در یک رأی عجیب و غریب! همه ی شیعیان را نسبت به ائمه (ع) دشنامِ اشعری گری می دهند! زهی خیال باطل!

 

برخی گویی "یک جعبهْ معلومات" شدند نه یک انسان عالم متعهّد. خیال می کنند هر "نوگرا"یی لزوماً "نوگو" و "نونویس" و "نواندیش" هم می شود! نه، هرگز.

۱۸ آذر ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۲ ق.ظ دامنه |
مؤلّفه های امنیت

مؤلّفه های امنیت

اعتقادات دینی

 

7037

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: مولفه های امنیت بسیارند چند تای ان را جناب دکتر دهقان (پست 7034: اینجا) بر شمردند . بنطر می رسد  یکی از مهمترین ها نیروی  جوانی و اعتقادات دینی انان است با تجاربی که از دفاع مقدس اموخته وتجربه و برای ملت بزرگ ایران قابل هضم  وثبت در تاریخ این کشور  وباعث غرور ملی و بازدارندگی است.

علی زنگنه؛ جوان‌ترین فرمانده پایگاه مقاومت کشور. شیراز

 

سرمایه نیروی انسانی با انگیزه هدفمند با ایمان بوده وهست، نه سازمان نظامی هوشمند نه اقتصاد قوی ونه سلاح وامکانات نظامی بازدارنده نه حکومت باثبات داشتیم انسجام ملی حلقه مفقوده ای در انقلاب وجنگ اعتقاد و اعتماد به جوانی جوانان را شکوفاو باور وبارور کرد.

 

دشمنان ملت ایران همه چیز داشتند اما اراده و ایمان نداشتند بهمین منظور بشکست ونابودی کشیده شدند. امروز قدرت بازدارنده ایران مورد تهاجم دشمنان و کم لطفی وبی توجهی دولتمردان برامده از رای نظر ملت قرار گرفته .انشاالله بخود آیند.

۱۷ آذر ۹۷ ، ۰۹:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

گِیون

فرهنگ لغت

7036

 

 

به قلم دامنه: به نام خدا. لغت 218 دارابکلا. گِیون. یکی دیگر از لغت‌های رایج روستای دارابکلا «گِیون» است. گیون یعنی پستان. و پستان هم در گویش دارابکلایی ها «پِسُّون» تلفّظ می شود. مثلاً وقتی می‌خواهند بگویند پستان گاو؛ می‌گویند: گو گیون. شاید بیشتر هم محلی هایم با این واژه خاطره دارند.

 

نوجوان که بودیم زمانی که چوپانان محل، گوسفندان را از صحرا برای آب دادن به قنات پِشون و دره دِله (=رودخانه) می آوردند، ما چندتایی چندتایی، کمین می کردیم گوسفند و یا بُز شیرده را گیر می آوردیم و از گیون گوسفند و بُز شیر می نوشیدیم. تبِ مالت! هم نگرفتیم! یاد ایام یاد بادا.

فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

۱۷ آذر ۹۷ ، ۰۹:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دربارۀ بهاییت

افکار و رفتار

 

7035

متن نقلی: بخشی هایی از صحبت های مهشید ضیایی، (یک مسلمان و بهایی‌زاده که در سال ۹۵ پس از سال‌ها تحقیق به دین اسلام مشرّف شد):

 

جمع‌ بهایی‌ها همیشه مختلط است. هر جمعی داشته باشند اینگونه است. نحوه لباس پوشیدنشان اصلا مناسب نیست. آن هم به پیروی از خانم قرة‌العین. آنها به دنبال نفوذ در مراکز فرهنگی و هنری هستند. در عرصه موسیقی خیلی نفوذ دارند. افراد موسیقی‌دانی دارند که به سراغ جذب بچه‌ها می‌روند و تشکیلات درست می‌کند...

 

بهاییت مجموعه‌های فرهنگی، هنری و موسیقی دارند؛ یا مثلا به پارک‌ها می‌روند و می‌بینند جوانی تنها نشسته است. به سراغش می‌روند و شروع به تبلیغ می‌کنند. همچنین کلاس‌های روحی دارند. کتاب‌های روحی الان ۹ جلد است. کلیه این کلاس‌ها در منزل افراد تشکیل می‌شود. چون همانطور که می‌دانید در سال ۸۷ دادستان کشور همه تشکیلات بهایی را غیرقانونی اعلام کرد، ولی متاسفانه اینها اصلا گوش ندادند و کار خودشان را می‌کنند. نحوه جذبشان بدین صورت است که روی جوان‌ها تمرکز می‌کنند. بعضی جوان‌ها هم که مشکلات متعددی دارند، جذب کلاس‌های روحی می‌شوند...

 

«لوتوس» معبد بهاییان در دهلی نو

 

ضیافت به معنای مهمانی است. ضیافت‌ها هر ۱۹ روز یک بار در خانه‌ها انجام می‌شد. آنجا اتفاقات زیادی می‌افتاد. اخبار محلی و ملی گفته می‌شد و پیام بیت‌العدل می‌آمد...

 

اساسا در بهاییت هیچکس حق انتخاب ندارد. از طریق مرکز به آنها گفته می‌شود که شما الان باید به کجا بروید. مثلا الان در کرج، بهایی زیاد داریم. در چند منطقه تهران از جمله مجیدیه، بهایی زیاد داریم...

 

معبد بهاییان در آمریکای جنوبی

 

ارتباط با فرد بالادستی بیشتر تلفنی بود. حضورا هم در جلسات صورت می‌گرفت. اما دیدار سران با برنامه‌ریزی از قبل صورت می‌گرفت. راجع به هر مساله‌ای نظر می‌دادند. ازدواج، طلاق، ارث، مسائل سیاسی و ...

 

بهایی‌ها ادعای عدم مداخله در سیاست دارند، اما در عمل کاملا دخالت می‌کنند. اساسا این فرقه،‌ یک فرقه و حزب سیاسی است. آن‌ها در سراسر فضای مجازی و در تمام مسائل سیاسی حضور دارند. یکی از تناقضاتشان همین عدم مداخله در امور سیاسی است.(منبع)

۱۶ آذر ۹۷ ، ۰۶:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۹ ق.ظ دامنه |
دفاع، لازمۀ حیات

دفاع، لازمۀ حیات

بازدارندگی

 

7034

 

به قلم دکتر فتح الله دهقان. همه موجودات به حکم غریزه، فطرت و عقل به صورت ارادی و غیر ارادی در مقابل مهاجمین و برای تامین امنیت از خود دفاع می نمایند. به هنگام احساس خطر پلک به صورت غیر ارادی از چشم محافظت می نماید. همچنین انسان ها و کشور ها آگاهانه و با برنامه ریزی بهینه و تهیه ابزار و لوازم به دفاع از خود می پردازند. دفاع امری اساسی، ضروری، پسندیده و مشروع بوده و در ادیان و فرهنگ ها جایگاه خاصی دارد.

 

بخش بزرگی از تاریخ، ادبیات، شعر جهان به اهمیت دفاع و امنیت اختصاص یافته است. ویکتور هوگو نویسنده شهیر جهانی در رمان (گوژپشت نتردام) دختر جوان و زیبایی به نام (اسمرالدا) را به تصویر می کشد که برای دفاع از خود همیشه دشنه ای به همراه داشته است. کشور ها با توجه به شرایط و جایگاهی که در جهان دارند دارای رقبا و دشمنانی می باشند. ایران نیز با توجه به شرایط استثنائی و ویژه ای که دارد در طول تاریخ همواره رقبا و دشمنانی داشته، همچنین مورد توجه قدرت های منطقه ای و جهانی بوده است.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۱:۱۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

همجواری شما برای ما مغتنم است

علامه و امام

 

7033

خاطرۀ شهید بهشتی: وقتی امام به قم رفته و در کوچه استاد علامه طباطبایی ساکن شده بودند، همسایه های اطراف برای سهولت رفت و آمدهای مردم به محضر امام، خانه ها را خالی کرده بودند. وقتی علامه طباطبایی نیز به امام گفته بود اگر لازم است ما هم تخلیه کنیم، امام فرموده بودند: همجواری شما برای ما مغتنم است.

(سیره امام خمینی؛ ج 5، ص 45؛ چاپ سوم .1385)

۱۴ آذر ۹۷ ، ۱۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

موسیقی 11

روایات و غنا

 

7032

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. به نام خدا، قسمت ۱۱. دیدگاه فقها در باره غنا ۲- روایات. دومین دلیل قائلین به حرمت مطلق غنا روایات معصومین (علیهم السلام) می باشد. برخی از روایات با توجه دادن به مفهوم غنا آثاری منفی برای آن ذکر می کنند. مرحوم شیخ حر عاملی در وسایل الشیعه چنین آورده است: غنا  نفاق می آفریند و فقر را به دنبال دارد. وی در ادامه می گوید: غنا آشیانه نفاق است و نیز نردبان زنا است.

 

بازنشر دامنه. نُت موسیقی


در برخی دیگر از روایات نیز آمده است که خداوند از اهل غنا روی گردان بوده و از آنان باز خواست خواهد کرد، نظیر این روایت: به خانه های که خداوند از اهل آنان روی گردان است وارد نشوید. شخصی از امام صادق ع پرسید که هرگاه به بیت الخلا می رود، برای آن که به آواز کنیزکان همسایه گوش دهد، مقداری بیشتر درنگ می کند، آیا او گناهکار است؟ امام در پاسخ پس از توبیخ او به این آیه شریفه(ان السمع و البصر کل اولئک کان مسئولا-  همانا گوش، چشم و دل همه در پیشگاه خداوند مسئولند) استناد کرد.

 


هم چنین وقتی راوی از امام هشتم (ع) پرسید که هشام بن ابراهیم عباسی که مردی آلوده به لهو و و لعب است، از شما نقل کرده که شما غنا را مجاز دانسته اید امام در پاسخ فرمود: "زندیق دروغ گفته است، من چنان نگفتم، او از من درباره غنا پرسید به او گفتم: مردی نزد ابوجعفر آمد و از او درباره غنا پرسید، در پاسخ فرمود: فلانی، اگر خدا بین حق و باطل جدایی بیاندازد، به نظر تو غنا در کدوم طرف است؟ مرد گفت: البته در طرف باطل است. ابوجعفر گفت: پس خودت قضاوت کردی".

 


نقد و بررسی روایات فوق


مرحوم محقق نراقی می گوید روایات به رغم فراوانی، شان دلالت بر حرمت را ندارند؛ زیرا مفاهیمی همچون ایمن نبودن از عدم اجابت، عدم ورود فرشته در خانه ای که غنا است، لانه نفاق بودن غنا همراه بودن با باطل و مانند این ها دلالتی بر حرمت ندارند، زیرا نظیر همین مفاهیم در غالب موارد مکروهات نیز آمده است.

 


۳- اجماع
سومین دلیل بر حرمت مطلق غنا اجماع است. مرحوم صاحب جواهر در این باره چنین آورده است: " غنا به اجتماع منقول و محصل حرام است" ایشان حتی حرمت آن را ضرورت مذهب دانسته است.
محمد جواد عاملی  می نویسد: بالاجماع غنا، مزد گرفتن برای آن، یاد گیری و آموزش و شنیدن آن حرام است، چه در قرآن، دعا و شعر باشد و چه غیر آن.


 مرحوم شیخ انصاری در مکاسب می گوید: در حرمت اجمالی غنا اختلافی وجود ندارد.

 


"نقد اندیشمندی  بر اجماع"


"در این که بر حرمت غنا اجماع و یک صدایی وجود دارد نمی توان تردید کرد. سخن در دامنه اجماع است. اگر مقصود وجود اجماع بر حرمت غنا به طور مطلق و بدون استثنا باشد، این مدعا مردود است؛ زیرا دانشمندان و فقیهانی همچون شیخ طوسی، محقق نراقی و فیض کاشانی غنا را به طور مطلق حرام ندانسته اند و قایل به تفصیل شده اند و اگر مقصود وجود اجماع بر حرمت به صورت اجمالی باشد چنان چه شیخ انصاری ادعا نموده است سخنی درست و قابل دفاع می باشد".

۱۳ آذر ۹۷ ، ۰۹:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حُرمتِ مادری‌ از یاد ببُرد

ایرج میرزا

 

7031

به قلم «یک دارابکلایی»: با سلام. با همان مضمون داستان شما (پست 7030: اینجا) داستانی آلمانی وجود دارد که ایرج میرزا به زیبایی آن را به شعر در آورده به نام «قلب مادر». نزدیک به همین مضمون از استاد شهریار هم شعری است به نام «ای وای مادرم».

 

با ارسال شعر ایرج میرزا آرزوی سلامتی دارم برای همه مادران زنده و آرزوی رحمت ایزدی برای مادران ملکوتی شده.

 

 

داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌
که‌ کُند مادرِ تو با من‌ جنگ

 

هر کُجا بیندم‌ از دور کُند
چهره‌ پر چین‌ و جبین‌ پُر آژنگ

 

با نگاهِ غضب‌ آلود زند
بر دلِ نازکِ‌ من‌ تیرِ‌ خدنگ

 

مادرِ سنگ‌دلت‌ تا زنده‌ست‌
شهد در کامِ من‌ و توست‌ شَرنگ

 

نشوم‌ یکدل‌ و یکرنگ‌ تو را
تا نسازی‌ دلِ او از خون‌ رنگ

 

گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی‌
باید این‌ ساعت‌ بی‌خوف و درنگ

 

روی‌ و سینۀ تنگش‌ بدری‌
دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینۀ‌ تنگ

 

گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌
تا بَرد ز آینۀ‌ قلبم‌ زنگ

 

عاشقِ بی‌خرد ناهنجار
نه،‌ بل‌ آن‌ فاسقِ بی‌عصمت‌ و ننگ

 

حُرمتِ مادری‌ از یاد ببُرد
خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ ز بنگ

 

رفت‌ و مادر را افکند به‌ خاک‌
سینه‌ بدرید و دل‌ آورد به‌ چنگ

 

قصدِ سرمنزلِ‌ معشوق‌ نمود
دلِ مادر به‌ کفش‌ چون‌ نارنگ

 

از قضا خورد دمِ در به‌ زمین‌
و اندکی‌ سُوده‌ شد او را آرنگ

 

وان‌ دل‌ گرم‌ که‌ جان‌ داشت‌ هنوز
اوفتاد از کف‌ آن‌ بی‌فرهنگ

 

از زمین‌ باز چو برخاست‌ نمود
پی‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ

 

دید کز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌
آید آهسته‌ برون‌ این‌ آهنگ:

 

«آه‌ دست‌ پسرم‌ یافت‌ خراش‌
آه‌ پای‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ
»

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام و سپاس. بسیار بجا بود. از شما جناب «یک دارابکلایی» بابت این هوشمندی و فرستادن چنین متنی مناسبِ پست قبلی، بسیار قدردانم. دلِ نازک مادر مهربان، در آخرین بیت، ضربان قلب هر انسان باانصافی را به اوج می رساند و درودی پی در پی نثار همۀ مادران جهان می نماید. نیز درودم بر مرحوم مادرم که ما را حتی یک اُف هم نگفت. و درود بر مادرت، که شما را خوب پروَرید.

۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟

درسِ مادرشوهر

 

7030

داستان کوتاه: پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟ دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان.

 

 

منزلت و مقام مادران

 

پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت... هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد. پسر جوان رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟

 

مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمین‌گیر نشدم ازش مراقبت می‌کنم. پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد. زن جوان انگار با نگاهش به او می‌گفت: شرط ضمن عقد رو باطل کن! (منبع)

۱۱ آذر ۹۷ ، ۱۰:۴۱ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۲ ق.ظ دامنه |
تحلیلی بر نظر یورگن هابرماس

تحلیلی بر نظر یورگن هابرماس

زوال و تجاری سازی

 

7029

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام پست هایی از این دست [پست 7126 اینجا] با موضوع انتشار مبانی فکری اندیشمندان بزرگ مغرب زمین که بیشتر شان به دلیل اینکه علم و تحلیل مبانی  را امانت انسان دانشمند می دانند آزادانه مطرح می کنند ... قابل بهره مندی استراتژی است . تحلیل محتوی گفتگو هابرماس را انجام دادم و نکته هم می دانم ....

 

_ ترامپ در حال پایین بردن سطح سیاسی _ و فرهنگی آمریکاست .


_ بکارگیری واژگان " زوال " روشنفکری متعهد و موضوع ندرت از سپهر روشنفکری فراتر هیجان بحران فکری است .
_ قاعده " حوزه عمومی " برای روشنفکر مهم است .


_ ژورنالیسم " هوشیار "در شکل گیری عقاید سیاسی نقش تاثیر گذاری دارند .


_ اجتماع" مطالعه گری "با کیفیت تر از چیزهای دیگر است .


_ اینترنت نقش رسانه های سنتی بویژه برای نسل های جوان تر جهان را تغییر داده است .


_ هدایت توجه " مصرف کننده" ابزار تازه ارتباطات به عنوان الگوی " موذیانه " تری از تجارت سازی دارد .


_ اگر انقلاب رسانه در تاریخ بشر ایجاد شده است در وهله اول به طور عمده در خدمت اقتصاد است تا مقاصد فرهنگی .


_ میهن دوستی اساسنامه ای نقش درستی برای مردم یک کشور ایجاد می کند .

 

یورگن هابرماس


_تمدن های بزرگ و بانفوذ را که با متافیزیک ودین های بزرگ مشخص شده اند همه آنها استعدادی جهانگیری دارند به همین علت به گسترش و گشایش می رسند .


_ واقعیت این است که بنیاد گرایی مذهبی _ پدیده ای یکسره " نوین " است و از ریشه کن شدن اجتماعی ناشی از استعمار پایان استعمار و سرمایه داری جهانی برآمده است .


_ نابرابری درمیان اعضاء اروپایی افزایش یافته واین خود به «فرسایش انسجام اجتماعی» انجامیده است .


_ اروپا در دوران " ناتوانی هویت سیاسی " رسیده است.

 

_ امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه که خود فیلسوف هستند تصمیم دارند حرکت نوینی را ایجاد کنند...


تصمیم تان برای به اشتراک گذاشتن این گفتگو برای من یک راهبرد پیشرفته و فعال آموختن از دانشمندانی است که در توسعه یافتگی کشورهای اروپایی نقش زیادی داشتند . از این طریق بهتر به واقعیت کتمان شده اروپا و دنیای مغرب دست می یابم .

 

10 آذر 1397

سیدعلی اصغر شفیعی دارابی

پاسخ دامنه

سلام جناب سید علی اصغر. از روح پژوهش‌خواهی شما خرسندم. این شیوه‌ی مرسوم میان‌مان بوده. شما در این نوشته، نه‌فقط ابعاد و زوایای گفت‌وگوی هابرماس را بخوبی ادراک کردی، بلکه، بدرستی محتوای آن را زیرکانه برشمردی. من هم در راستای پژوهه‌ی شما نظرم را نسبت به دیدگاه تازه‌ی هابرماس می‌گویم:


هابرماس از نظرم می‌خواهد این را بگوید که عصاره‌اش را با برداشت تحلیلی‌ام می‌نویسم:


چون حوزه‌ی‌عمومی‌جهان با تجارت‌پیشگی دچار زوال شده‌است، و تجارت‌سازی و مصرف‌زدگی از ابزار مدرن اینترنت بر فرهنگ‌سازی و آموزش غلبه یافته، و نیز تفکرات روشنفکران و فیلسوفان امروز جهان، خواننده و حتی خواهنده ندارد، بنابراین؛ روزگار فعلی در بحران به‌سر می‌برد.


حتی ژورنالیسم هوشیار (=روزنامه‌نگاران حرفه‌ای) هم با این وضع شکننده، نمی‌تواند بر عقایدسیاسی اثر بگذارد. هم اروپا و هم آمریکای ترامپ هر دو در این فروپاشی شریک‌اند.


برابری، مهاجرت، مطالعه‌گری، متافیزیک، انسجام اجتماعی، هویت‌سیاسی، و... بیش‌ازهمه در برابر این زوال خطرناک در حال آسیب‌اند.
با تشکر فراوان

۱۰ آذر ۹۷ ، ۰۸:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کجاست شهید مدرّس؟!

مردی پارلمانی

 

7028

متنی که امروز در «مدرسۀ فکرت» نوشتم

 

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. آیة‌الله شهید سیدحسن مدرّس چندویژگی داشت که کمتر کسی‌ست که اگر از آن باخبر باشد، درس و پندی نگیرد.

 

ساده‌زیستی. سیاست‌دانی. ایران‌دوستی. دیانت‌داری. مردم‌مداری. شجاعت‌پروی. استبدادستیزی. مشروطه‌خواهی و دریک‌کلام مردی‌پارلمانی.

 

آن بزرگ‌مردشهید، طی چهاردوره نمایندگی مجلس شورا بر حق‌گویی و حقوق‌مردمی و مشروطه‌گرایی پای‌فشرد.

اول برای حفظ میهن و حراست از مصلحت اسلام با دشمن‌اش رضاخان رِفق و مدارا کرد. سپس وقتی دید آن شاه دورنگ، آن! می‌کند که نباید بکند، مبارز‌ه‌ی بی‌واهمه را با او آغاز کرد و دست از برملاکردن هویت پنهان‌نگه‌داشته‌شده‌ی رضاخان نشُست.

 

این مرد مردمی و خاکی و حامی مشروطه‌گرایی که در دولت سیدضیاءالدین طباطبائی (=مارمُهره‌ی انگلیس) به تبعید در قزوین محکوم شدبود، حالا در مقابله با خودسری‌های رضاخان نیز، دستگیر و به شهر خواف تبعید مجدّد می‌گردد.

 

مرقد شهید مدرس در شهر کاشمر

 

هفت سال در منطقه‌ی خواف در تنهایی و دوری ماند و بعد به کاشمر منتقل شد و در ۱۰ آذر ۱۳۱۶ در کاشمر، توسط عوامل رضاخان به شهادت نائل آمد و اُسوه‌ای از استبدادستیزان و ساده‌زیستان ایران شد.

 

دو سخن نابش را در این روز  ۱۰ آذر _که سالروز شهادت اوست_ تقدیم می‌دارم. البته با هزارآه‌ و افسوس اعلان کنم: راه او، خیلی‌وقت است که گُم شده‌است! هم در میان حکومت‌گران و هم در میان مردم‌مان و هم در پارلمان ایران.

 

همان شهید مدرّسی که می‌گفت: "خداوند دو چیز را به من نداد یکی ترس و دیگری طمع، هرکس با مصالح ملی و امور مذهبی همراه باشد، من هم با او همراهم و اِلّا فلا».

 

همان حسن مدرّس ساده‌زیست که فریاد برمی‌داشت: «فردی چون من که عمامه‌اش بالش و عبایش روانداز او است و به لبی نان قانع است هر کجا رود به راحتی زندگی برایش میسر و راحت است».

 

۱۰ آذر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۱۰ آذر ۹۷ ، ۰۸:۰۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۴ ق.ظ دامنه |
مناظرۀ منبر و دار

مناظرۀ منبر و دار

اگر منبر تو منبر بود

 

7027

منبر از پشت شیشۀ مسجد
چشمش اُفتاد و دید چوبۀ دار


عصبی گشت و غیضی و غضبی
بانگ بر زد که ای خیانت کار


تو هم از اهل بیت ما بودی
سخت وحشی شدی و وحشت بار


نردۀ کعبه حرمتش کم بود؟
که شُدی دار شَحنه، شرم بدار


ما سرو کارمان به صلح و صلاح
تو به جُرم و جنایتت سر و کار


دار، بعد از سلام و عرض ادب
وز گناه نکرده استغفار


گفت ما نیز خادم شرعیم
صورت اخیار گیر، یا اشرار


تو قلم می زنی و ما شمشیر
غِلظت از ما قضاوت از سرکار


تا نه فتوی دهند منبر و میز
دار کی می شود سر و سر دار

 

بازنشر دامنه. منبر و دار. شعر شهریار


هر کجا پند و بند درماندند
نوبتِ دار می رسد ناچار


منبری را که گیر و دارش نیست
همه از دور و بر کنند فرار


باز منبر فرو نمی آمد
همچنان بر خرِ ستیزه سوار


عاقبت دار هم ز جا در رفت
رو به دَر تا که بشنود دیوار


گفت اگر منبرِ تو منبر بود
کار مردم نمی کشید به دار

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)

(زاده ۱۲۸۵ - درگذشته ۱۳۶۷)

«Mohammad-Hossein Shahriar»

۰۹ آذر ۹۷ ، ۰۴:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یورگن هابرماس چه گفت؟

حوزۀ عمومی

7026

توضیح دامنه: فیلسوف آلمانی یورگن هابرماس _شاگرد و دستیار تئودور آدورنو_ یکی از اعضای برجسته نسل دوم مکتب فرانکفورت، و استاد فلسفه در دانشگاه گوته فرانکفورت، اخیراً دربارۀ مسائل روز جامعه و جهان گفت و گویی انجام داده است. او گفته: «ترامپ در حال پایین‌ بردن سطح سیاسی- فرهنگی آمریکاست.» دامنه به دلیل اهمیت سخنان این فیلسوف مخالفِ نظام سرمایه داری، ترجمۀ این گفت و گو را به خوانندگان دامنه ارائه می شود:

 

متن این گفت‌وگو

 

*بحث‌های فراوانی درباره «زوال روشنفکری متعهد» وجود دارد. اما قبول دارید که این موضوعات به ندرت از سپهر روشنفکری فراتر می‌رود؟

 

بر اساس الگوی فرانسوی، از زولا تا سارتر و بوردیو، «حوزه عمومی» برای روشنفکری بسیار مهم است؛ هرچند ساختار شکننده آن متحمل فرایند شتابنده زوال خواهد بود. امروزه پرسش نوستالژیک «روشنفکران کجا رفته‌اند؟» اهمیت خود را از دست داده است. اگر شما خواننده‌ای ندارید که افکارتان برای او نوشته شود، نمی‌توانید «روشنفکر متعهد» هم داشته باشید.

 

هابرماس که دهۀ70 (دورۀ دولت خاتمی) به ایران هم آمد

 

 

*آیا اینترنت «سپهر عمومی» را (که رسانه‌های سنتی را پشتیبانی می‌کند) تقلیل داده است؟ و این امر، به نوبه خود، بر نقش اندیشمندان و فیلسوفان در جامعه تاثیر منفی گذاشته است؟

 

بله. بنابر نظر هاینریش هاینه، «پیکره روشنفکر» با پیکربندی کلاسیک سپهر عمومی آزاد بدست می‌آید؛ هرچند این امر، به مفروضات غیرمحتمل فرهنگی و اجتماعی وابسته است همچون وجود «ژورنالیسم هوشیار» که در آن روزنامه‌های مرجع و رسانه‌های گروهی قادر به هدایت توجه اکثریت به موضوعاتی هستند که با شکل‌گیری عقاید سیاسی ارتباط دارند؛ و نیز وجود «اجتماع مطالعه‌گری» که به سیاست علاقه‌مند است، تحصیلکرده است، به فرایند مناقشه‌آمیز تشکیل عقاید خو گرفته، و برای مطالعه مطبوعات باکیفیت و مستقل، زمان صرف می‌کند.

 

امروزه این زیرساخت‌ها دیگر دست‌نخورده نیست؛ البته تا جایی که می‌دانم این وضعیت، هنوز در کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و آلمان وجود دارد. اما حتی در چنین کشورهایی هم، اثر متلاشی‌کننده اینترنت نقش رسانه‌های سنتی را بویژه برای نسل‌های جوان‌تر تغییر داده است. حتی پیش از آنکه گرایش‌های مرکزگریز و خُرد در رسانه‌های جدید پدیدار شوند، «تجاری‌سازی توجه عمومی» باعث به جریان انداختن فروپاشی سپهر عمومی شده بود. مثال آن، ایالات متحده و استفاده منحصر به فرد آن از شبکه‌های تلویزیونی خصوصی است.

 

اکنون ابزار تازه ارتباطات، الگوی بسیار موذیانه‌تری از تجاری‌سازی دارد که هدف آن به روشنی «هدایت توجه مصرف‌کننده» نیست، بلکه بهره‌برداری اقتصادی از مشخصات خصوصی کاربر است. آنان اطلاعات شخصی مشتریان را بدون اطلاع‌شان می‌دزدند تا آنان را، حتی با مقاصد سیاسی، مانند رسوایی اخیر فیسبوک، موثرتر مدیریت کنند.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۰۸ آذر ۹۷ ، ۰۸:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۸ ق.ظ دامنه |
باید شاگردی کرد

باید شاگردی کرد

درس از بزرگان

 

7025

متنی که امروز در «مدرسۀ فکرت» نوشتم

 

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. همه‌ی انسان‌های‌بزرگ روزی شاگرد (=آموزنده) بودند. سالیان‌سال، به‌درازا می‌کشد که در هر عصری، یک انسان‌ْوارسته _به‌تمام‌معنا_ الگو و اسوه پدیدار شود.

 

در دنیا مرا یاد تو بس،

و در عُقبی مرا دیدار تو بس


خواجه‌عبدالله‌انصاری (=پیر هرات) یک‌نمونه‌ی تمام‌عیار از این انسان‌های شاگردی‌کرده و پندآموخته، که خود، به قطب‌نمای خلق شدن و پیرِ طریقت گردیدن نائل آمداست و گرداگردش جمعیت و ازدحام شده‌است و همچنان می شود.


او که خود این‌گونه مقام یافته، روزی از سرِ شوق و شاگردی، سراغ شیخ‌ابوسعید‌ابوالخیر شتافته و مرید شیخ‌ابوالحسن‌خرقانی شده و از آن رویداد زندگی‌اش این‌چنین روایت کرده‌:


"عبدالله مردی بود بیابانی، در طلبِ آب زندگانی، ناگاه رسید به ابوالحسن خرقانی، چندان کشید آب‌زندگانی، که نه عبدالله مانْد و نه خرقانی."

 


۸ آذر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۰۸ آذر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

قشقایی ها، منافع ملی و امنیت ملی

سیاه چادر

 

7024

 

 

تقدیم به: استاد محمد بهمن بیگی

اسوه علم آموزی و خرد ورزی

به قلم دکتر فتح الله دهقان. سیاه چادر، تداعی کننده صفا، صمیمیت، صداقت، مهمان نوازی، شرافت، عشایر است و آینه ای تمام نما از طبیعت پاک و بی آلایشی که در آن زیست می کنند. سیاه چادر تبلور رنج و درد زنان و مردان پاک سرشت و پاک نیت ایلی ست که کوه ها و صحرا ها را در هم نوردیده تا گذران زندگی بر اساس ارزش ها و هنجار های انسانی داشته باشند.

 

مرحوم محمد بهمن بیگی

 

این سکه روی دیگری نیز دارد و آن عشق به وطن، جان فشانی برای مام میهن، بر اساس عرق ملی است. با دیدن سیاه چادر ضمیر ناخودآگاه ذهنمان به جان فشانی های قشقایی ها در انقلاب مشروطه، مبارزه با  استعمار گران، مقاومت در مقابل متجاوزان در جنگ جهانی اول، حمایت همه جانبه آنها از نهضت ملی شدن نفت، به استاد محمد بهمن بیگی که با نفس مسیحاییش جان دوباره ای به عشایر بخشید، به مجتهد پر آوازه قشقایی حکیم میرزا جهانگیر خان قشقایی، به شهدای والا مقام ایل قشقایی در هشت سال دفاع مقدس و پایان این دفتر به مصیبت هایی که از سیاست ها بر عشایر رفته و رنج و درد سهمگین و جانکاه، از سرنوشتی که قهر طبیعت برای آنها رقم زده است.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۰۷ آذر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

توجه دادن قرآن به مادر

قرآن در صحنه

 

پست 7023

 

وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِین.

 

و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید. و دوران بارداری و باز گرفتنش از شیر سی ماه است، تا زمانی که به رشد و نیرومندی خود و به چهل سالگی برسد، گوید: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده ای سپاس گزارم، و کار شایسته ای که آن را می پسندی انجام دهم و ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان ها و احکام] توام.

 

(سوره ۴۶: الأحقاف - جزء ۲۶ - آیۀ 15. ترجمه انصاریان)

 

واپسین روزهای حیات علامه طباطبایی در یکی از بیمارستان‌های قم

 

تفسیر علامه طباطبایی

 

کلمه «وصیت» به طورى که راغب گفته به معناى آن است که به دیگرى پیشنهاد کنى کـه فـلان کـار را بـکـنـد، و ایـن پـیـشـنـهـاد تـوأم بـا موعظه و خیرخواهى باشد. و کلمه «تـوصـیـه» بـر وزن تـفـعـیـل و از مـاده وصـیـت است؛ و در قرآن آمده: و وصى بها ابراهیم بنیه... در نتیجه توصیه خدا به والدین، توصیه فرزندان است به عملى که مربوط به والدین باشد که عبارت است از احسان به آنان... و بـنـابـرایـن بیان، تقدیر کلام (و وصینا الانسان بوالدیه ان یحسن الیهما احسانا) مى باشد، یعنى ما سفارش کردیم انسان را به پدر و مادرش که به آن دو احسان کند به هـر مـقـدار کـه بـاشـد و بـتـواند...

 

آنـگـاه دنـبـال این سفارش اشاره کرد به ناراحتى هایى که مادر انسان در دوران حاملگى، وضع حمل و شیر دادن تحمل مى کند تا اشاره کرده باشد به ملاک حکم، و عواطف و غریزه رحمت و راءفت انسان را برانگیزد، لذا فرمود: (حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا).

 

و اما اینکه فرمود: (و حمله و فصاله ثلاثون شهرا) بدین حساب است که به حکم آیه (و الوالدات یـرضـعـن اولادهـن حـولیـن کـاملین ) و آیه (و فصاله فى عامین ) دوران شـیر دادن به فرزند دو سال است، و کمترین مدت حاملگى هم شش ماه است، که مجموع آن سى ماه مى شود.

 

و کـلمـه (فـصـال) بـه مـعـنـاى فـاصـله انـداخـتـن بـیـن طـفـل و شـیـر خـوردن اسـت، و اگـر کـلمـه دو سـال را ظـرف قـرار داد بـراى فـصـال، بـه ایـن عـنـایـت اسـت کـه آخـریـن حـد شـیـر دادن دو سـال اسـت، و مـعـلوم اسـت کـه ایـن مـحـقـق نـمـى شـود، مـگـر بـه گـذشـتـن دو سال.

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً. (بلوغ اشد) به معناى رسیدن به زمانى از عمر است که در آن زمان قواى آدمى محکم مى شود. و ما در تفسیر آیه (و لما بلغ اشـده اتـیـنـاه حـکـمـا و عـلمـا) اخـتـلافـى را کـه مـفـسـرین در معناى (بلوغ اءشد) دارند نـقـل کـردیـم، و گـفـتـیـم کـه بـلوغ چـهـل سـال عـادتـا مـلازم بـا رسـیـدن بـه کمال عقل است.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۰۶ آذر ۹۷ ، ۰۵:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

موسیقی 10

بررسی آیات

 

7022

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی.  قسمت دهم."دیدگاه فقها در باره غنا". به نام خدا. سومین آیه ای که قائلین مطلق حرمت غنا به آن تمسک کردند (آیه ۶) از سوره لقمان است. (ومن الناس من یشتری لهو الحدیث) و برخی از مردم سخن بیهوده را می خرند.


مهران بن محمد از امام صادق (ع) روایت کرده که فرموده: الغناء مما قال الله... غنا از جمله لهو الحدیث است که خداوند فرموده است: و من الناس...


درباره روایت مذکور به دو نکته اشاره می شود: الف) امام صادق (ع) در مقام بیان یکی از مصادیق  لهو الحدیث است. ب) واژه لهو الحدیث با توجه اضافه شدن لهو به حدیث که از نوع اضافه  صفت به موصوف است؛ همچون عبارت قول الزور  بهترین گواه است که مقصود از نهی و نکوهش، کلامی است که احیانا با غنا همراه است و لهو بر آن صادق است.


ماجد بحرانی نیز با توجه به این که حدیث، کلام خبری است و بر صوت و آوای کلام اطلاق نمی گردد، معتقد است آن چه در آیه شریفه نهی شده، تغنی به کلمات لهو آمیز است نه صرف کیفیت و آوا،  بنابر این اگر آوای طرب انگیز مشتمل بر گفتار حق باشد، حرام نخواهد بود.

 

"نتیجه بررسی آیات"


از بررسی آیات مورد اشاره که برای اثبات حرمت مطلق غنا به آن ها استدلال شده نکات ذیل قابل استفاده است.

 

۱- در هیچ یک از آیات قرآن از مفهوم موسیقی به صراحت یاد نشده است. آن چه در قرآن آمده، عناوین قول الزور   لهو الحدیث و لغو می باشد که به کمک روایات بر موسیقی حمل شده است.

 

نشنال جئوگرافی. کوچ؛ و کودکانی که موسیقی جزئی از آنهاست


۲- روایاتی که در آنها آیات مذکور بر غنا تفسیر شده است، برای اثبات دیدگاه نخست؛ یعنی حرمت مطلق غنا کفایت نمی کنند؛ زیرا با اشکالات ذیل روبرو هستند:

 

الف) چنان چه محقق نراقی آورده است، سند اکثر آن روایات ضعیف است.


ب) روایات عموماً غنا را در یکی از مصادیق مفاهیم فوق معرفی کرده اند، در این صورت با توجه به ادعای انصراف، مقصود از آن ها غناهای رایج عصر ائمه (علیهم السلام) خواهد بود که هم از حیث محتوا شامل باطل و هم از حیث ملازمات با محرّمات همراه بوده است. بنابراین، روایات غنا را نه از جهت کیفیت و هیات آن بلکه از آن جهت که مشتمل بر کلام باطل است، ممنوع اعلام نموده است.

 

 

۰۶ آذر ۹۷ ، ۰۵:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۳ ق.ظ دامنه |
بسیج؛ مدرسۀ عشق

بسیج؛ مدرسۀ عشق

Basij

 

 

بسیج لشکر مُخلص خداست

 

۰۵ آذر ۹۷ ، ۰۷:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شال وارِش

فرهنگ لغت

7021

 

شغال

 

به قلم دامنه: به نام خدا. لغت 217 دارابکلا. شال وارِش. لغت‌های روستای دارابکلا رمز‌وراز‌های زیادی دارد. بزرگان خدابیامرز روستای مان دارابکلا، این اصطلاح را برای تنبل ها به کار می بردند. شال یعنی شُغال. وارش یعنی باران. جمع آن شال وارش، یعنی بارانی که نَم نَم و بسیارکم ببارد که فقط بتواند شغال را از شکار! و بیرون آمدن از لانه، فراری دهد.

 

همین ترکیب لُغوی، اشاره به آدم هایی ست که با کمترین شُرشُر باران، از بسترشان تکان نمی خورند، تنبلی می کنند، تا لنگه ی ظهر می خوابند و شال وارش را بهانه یی برای فرار از کار می نمایند. بنابراین؛ نام دیگر شال وارش، تنبل رَم دِه است. تنبلی هم البته، دنیای شیرینی دارد!

فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

۰۵ آذر ۹۷ ، ۰۷:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۸ ق.ظ دامنه |
چهار صفت پیامبر نور و رحمت

چهار صفت پیامبر نور و رحمت

میلاد نبی و امام

 

7020

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: چهار صفت پیامبر نور و رحمت مطابق آیه شریفه 128 سوره توبه ( لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم  حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم)

 

1- بشر بودن پیامبر ختمی مرتبت (یعنی مردمی بودن و از خود مردم بودن و از جنس مردم و در میان آنان و مثل انسانها خورد و خوراک و پوشاک و رفت و آمد .....)

 

2- همدرد مردم  و درک  دشواری های آنان (یعنی سختی مردم را سختی خود و غم مردم را غم خود میدانست و غم خوار واقعی و درد مند مردم) نه مثل دولت مردان بی درد وغم، کاخ نشین و اشرافی و متمایل به غرب و ...

 

3- حریص به هدایت و آگاهی وکرامت مردم  زحمات و تلاش وافر مینمود تا حتی شده یک نفر هدایت شود. رنج و عذاب و درد و دوری و تبعید  سزنش  تهمت ...را با جان و دل میخرید تا آزادی واقایی برادری مردم را در سرزمین خود محقق سازد و سعادت دنیا و آخرت جزو وظیفه اصلیش....

 

4- رافت و مهربانی

توضیح و شرح بند 4 مربوط به مدیر ارزشی و ولایی دامنه

 

5- صلوات بر محمد و آل محمد

 

چهار مناسبت مهم شب و روز و هفته

 

1- میلاد اشرف مخلوقات عالم و لولاک لماخلقت الفلاک خداوند زمین وزمان را فقط برای  پیامبر مهر و رحمت حضرت محمد ابن عبدالله و آمنه بنت وهب در اول عام الفیل  دیده به جهان گشود و در سن63 سالگی رحلت فرمود افرید...

 

2- میلاد با سعادت ششمین اختر تابناک آسمان  امامت ولایت صادق آل محمد فرزند امام باقر(ع)کوچکترین  امام ویادگارحماسه عاشورای حسینی  و ام فروه 17 ربیع در مدینه به دنیا و در سن 65 سالگی به شهادت و در بقیع کنار قبر پدرش مدفون ...

 

3- هفته وحدت و اتحاد و انسجام مذاهب و فرق اسلامی که توسط بزرگ معمار انقلاب اسلامی حضرت امام روح الله به منظور یک پارچه گی امت اسلامی در 6 آذر  سال 1360 به منظور خنثی سازی توطئه دشمنان اعلام و...

 

4- هفته بسیج مستضعفین ، در فرمان تاریخی حضرت امام در 5 آذر سال 1358 که روز و هفته بسیج نامگذاری  و از خدای بزرگ خواسته بود که او را با بسیجیانش محشور نماید ان شا الله چنین است . بسیج توده مردم متدین و شجره طیبه درخت تنومند و ستون فقرات انقلاب اسلامی لشکر مخلص خدا در مقابل طوفان ها  و حوادث دیروز و امروز.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب آقای شفیعی. این میلاد فرخنده بر همه و بر شما رفیق گرانقدر مبارک. گفتی شرح «رأفت و مهربانی» بر عهدۀ دامنه. به روی چشم. فقط در یک جمله؛ آن هم از خدای حکیم دربارۀ پیامبر عظیم الشأن و مظهر شفقت به خلق می گویم. که شما در صدر نوشته ات از آن آیه، بدرستی یاد کرده ای: خدا در قرآن چنین می گوید:

 

یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.

(سوره ۹: التوبة - جزء ۱۱ - آیۀ 128. ترجمه انصاریان)

۰۴ آذر ۹۷ ، ۰۸:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حقیقت سرایی است آراسته

 

دامنۀ سیاست

 

7019

متنی که امروز در «مدرسۀ فکرت» نوشتم

 

به قلم دامنه: وِن کَلّه خراب هسّه. به نام خدا. سلام. امروز دوست دیرینم جناب حسین جوادی‌نسب، صبح زود در "مدرسه‌ی فکرت" از پول‌پوتِ خمرهای سرخ کامبوج گفت. همان رهبر خودکامه‌ی کمونیست‌هایی که میلیون‌میلیون جُمجمه‌ی مخالفانِ حکومت‌وحشتِ خود را بی‌جِمه (=بی‌پیراهن) کرد و بی‌جان‌وتن، در گودال‌ها انداخت و از آن‌ها برای کامروایی خود موزه‌ی لذت! ساخت و بر پایه‌ی آن، حُکمروایی سرکوبگر بی‌رحم برآراست!

 


یادِ این افتاده‌ام که قدیما توی همین روستای‌مان دارابکلا مادربزرگ‌ها (="گنّا" ها) و پدربزرگ‌ها (= "گتی‌" ها) ی ماها، گاه‌به‌گاه به برخی‌ها می‌گفتند: "وِل هاکون وِه رِه، وِن کَلّه خراب هسّه".

 


راستی، پول‌پوت که با آن‌همه کُشت‌وکُشتار و کلّه‌ی خراب، و عقل مخدوشش، به بادِ فنا رفته، امروزه‌روز در جهانِ به‌غارت‌رفته‌ی ستمدیده‌ی درحالِ احتضارِ قارّه‌های قدَرقُدرتِ قاتل، کِنه کَلّه خراب هسّه؟! من می‌گم ترامپ و اَعوان‌وانصارش. جهان‌خواران خود گردوخاک بپا می‌کنند، که مردم حقیقت را نبینند. مردم ستمدیده‌ی یمن را شب‌وروز با اسلحه‌های کارخانه‌های اروپا و آمریکا قتل‌عام می‌کنند، دَم بر نمی‌آورند، ولی برای قتل جمال قاشقچی _که اقدامی زشت بود_ دُم می‌جُنبانند. دنیا عجب، عجیب شده‌است!

 


از سعدی بگویم و ختم کلام:

 

حقیقت سرایی است آراسته

هوی و هوَس گرد برخاسته

 

نبینی که جایی که برخاست گرد

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

 

 

۳ آذر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۰۳ آذر ۹۷ ، ۰۸:۵۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |