قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۴۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مرجعیت» ثبت شده است

فتواهای جدید مراجع تقلید

احکام شرعی

 

بخش دوم

 

فتوای آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی:

سؤال: وظیفه کهنسالان که توانایی روزه گرفتن ندارند، چیست؟

 

 

پاسخ: کهنسالان در صورتی که توانایی روزه گرفتن نداشته باشند یا در صورت روزه داری برایشان مشکلی پیش می آید، می توانند افطار کنند و به جای هر روز افطار، فدیه دهند.

 

در استفتای دیگری سوال شده است که آیا حکم کسی که بیماری تشنگی دارد همانند کهنسالان است؟

 

پاسخ: این افراد نیز همانند کهنسالان می توانند افطار کرده و فدیه پرداخت کنند. (منبع)

 

 

 

فتوای آیت‌الله العظمی سید محمدسعید حکیم

سؤال: فتوای شما دربار‌ه‌ی کسانی که از اسلام به دین دیگری می‌گروند چیست؟ از نظر شما، آیا آنها مستحق مجازات هستند؟ اگر چنین است، چه مجازاتی؟

 

پاسخ: هیچ شکی نیست که آنها در آخرت سزاوار مجازاتی عظیم هستند. خداوند متعال می‌فرماید: «کسانى که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان طاغوتند، که آنان را از روشنایى به سوى تاریکیها به در مى‌برند. آنان اهل آتشند که خود، در آن جاودانند.» (۲:۲۵۷).

مجازات در این دنیا وظیفه‌ی ما نیست. (منبع)

 

بقیه فتواها ادامه

 

ادامه مطلب...
۰۴ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مبارزه بى ‏امان علیۀ آمریکا

مرجع قائم

 

به تعبیر علامه حکیمی در عقل سرخ. ص 420

 

 	امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی

 

امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی: «جهان باید بداند که ایران راه خود را پیدا کرده است و تا قطع منافع آمریکاى جهان‏خوار، این دشمن کینه‏ توز مستضعفین جهان، با آن مبارزه ‏اى آشتى‏ ناپذیر دارد و حوادث ایران نه تنها ما را براى لحظه ‏اى عقب نخواهد نشاند، که ملت ما را در نابودى منافع آن مصمم ‏تر خواهد کرد.

 

ما مبارزه سخت و بى ‏امان خود را علیه آمریکا شروع کرده ‏ایم و امیدواریم فرزندانمان با آزادى از زیر یوغ ستمکاران، پرچم توحید را در جهان بیفرازند.

 

ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه ‏مان که مبارزه با آمریکاى جنایتکار است، ادامه دهیم، فرزندانمان شَهد پیروزى را خواهند چشید.»

(صحیفه امام، ج 15، ص 171)

۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

لطف امام رضا محسوسه

دامنۀ عترت و مرجعیت

 

کویریات دامنه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. مشهد که بودم در سَرسرای هتل محل اقامت، _هتل گلشن رضوی_ چشمم به این نوشتۀ دو عالم بزرگ شیعه خورد و عکسی از آن انداختم و ترجیح داده ام آن را به اشتراک گذارم.

 

امام رضا از نظر علامه طباطبایی

امام رضا از نظر علامه طباطبایی

 

قسمت بالای آن نقلی از سجایای اخلاقی مرحوم آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ست که آن مرجع ساده زیست حتی حاضر نبودند دگمۀ لباسشان خارجی باشد.

 

در قسمت پایین آن برگۀ خبری نیز سخن مهمی درج شده است از علامه طباطبایی دربارۀ امام رضا، که آورده است:

 

«همۀ امامان _علیه السّلام_ لطف دارند اما لطف حضرت رضا _علیه السّلام_ محسوس است. همۀ امامان _علیه السّلام_ رئوف هستند اما رأفت امام رضا _علیه السّلام_ ظاهر است»

۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فتواهای جدید مراجع تقلید

دامنۀ احکام


.

فتوای آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی:


پرسش: آیا مالیات در نظام اسلامى جایگزین خمس و زکات مى شود؟


پاسخ : مساله مهمّ این است که مالیات نوعى هزینه کار اقتصادى است. یعنى کسى که فعّالیّت اقتصادى دارد، از جادّه ها استفاده مى کند، از امنیّت بهره مى گیرد، از رسانه هاى جمعى کمک مى گیرد، و از دیگر امکانات بهره مند مى گردد. اگر این امکانات نبود، کار اقتصادى ممکن نمى شد، یا بهره کمى داشت. بنابراین وظیفه دارد سهمى از هزینه هاى کارهاى عمومى دولت، که در انجام امور اقتصادى او موثّر است را بپردازد، و این یک امر طبیعى است. حال اگر بعد از پرداختن مالیات، چیز اضافه اى براى او باقى نماند، خمس به او تعلّق نمى گیرد، و اگر اضافه بماند ۸۰ درصد آن مال خود اوست، و ۲۰ درصد دیگر که خمس است در حال حاضر عمدتاً صرف مسائل فرهنگ اسلامى، و حفظ عقاید و ارزشها مى گردد، که سود آن عائد مردم مى شود. چون اگر حوزه ها نباشد، نسل آینده از اسلام دور و جدا مى گردد. بنابراین، اساساً نباید قلمرو مالیاتها را با وجوه شرعیّه مخلوط کرد. (منبع)

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رهبری به شیوۀ آقا سیستانی

دامنۀ مرجعیت


توضیح دامنه: به نام خدا. با خواندن این پست، بیشتر از همیشه به شخصیت والای آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی آشنا می شویم. مرجعی بسیارمحبوب، مقتدر، بانفوذ، آشنا با کیدهای دشمن، هوشمند، ساده زیست و دلسوز ملت و جهان اسلام.




نماینده آیت‌الله العظمی سیستانی در ایران در مصاحبه با عصر اندیشه گفت: آیت‌الله سیستانی در امور عراق دخالت نمی‌کند بلکه نظارت می‌کند. حجت الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی در این مصاحبه گفت:



ما مکتب نجف داریم و مکتب قم و مکتب مشهد که اخیراً بعد از مرحوم میرزای اصفهانی تشکیل شد؛ من معتقدم آیت‌الله سیستانی شخصیتی است که این سه مکتب را از نزدیک دیده و درباره آنها حرف دارد. انتقادها و عبارتهایی که به عنوان تعریض به ایشان نسبت داده میشود، جزو امتیازات ایشان است.



آنها میگویند «مرجعیت ساکت»! بله ساکت است اما با سکوتش توانست آمریکاییها را اخراج کند و این فتوای جهاد را بدهد. مگر ائمه ما چگونه صحبت میکردند؟ مراجع ما ادامه دهنده آن خط هستند. آنها به عنوان تعریض میگویند «ساکت» و می‌خواهند بگویند آقای سیستانی فقط چند مسئله شرعی میگوید اما این جهاد کفایی را چه کسی اعلام کرد؟ همین مرجعیت ساکت بود و همه آمدند زیر این پرچم.



ما باید ببینیم آیت‌الله سیستانی در جامعه چه کرده و اثرش چیست؟ ایشان در چند محور، نقش اساسی ایفا کردند. یکی مسئله قانون اساسی عراق بود که اگر ایشان نبود، آمریکایی‌ها قانون اساسی عراق را نوشته و به خورد مردم داده بودند. اما اولین کاری که ایشان کرد،



این بود که گفت: «عراقیها خودشان باید قانون اساسی خودشان را تدوین کنند و هر عراقی یک رای دارد.» فقط همین مقدار صحبت کردند و البته تبعاتی هم داشت که اخضر ابراهیمی نماینده وقت سازمان ملل در امور عراق آمد که جریانش مفصل است که نتیجه همان دو جمله آیت‌الله سیستانی این شد که آمریکاییها در پروژه خود یعنی تحمیل قانون اساسی به مردم عراق شکست خوردند.



در خصوص فتوای جهاد کفایی هم می‌فرمودند: یکبار نشسته بودم، احساس کردم همه چیز که ساختیم، از بین رفت. همه کارهایمان از بین رفت. زیرا داعشی‌ها از موصل حرکت کردند و تا نزدیکیهای بغداد رسیدند. ایشان میفرمودند من متوسل به حضرت ولیعصر (عج) شدم و گفتم از دست من چیزی برنمی آید. آنها در یک هفته رسیده بودند.



در عین حال روش آقای سیستانی همان مرجعیت ساکت و صامت است و حتی با آمریکایی‌ها مبارزه منفی را در پیش گرفتند اما در این قضیه، وارد شدند و آن فتوا را دادند. یا جریان کردها را ملاحظه کنید. ایشان قصه کردها را با یک حرکت حل کردند. همه هم نگران بودند که چه میشود. ایشان دو کلمه فرمودند؛ گفتند هرچه انجام میشود، در چارچوب قانون اساسی باشد. خلاف قانون اساسی مشروعیتی نخواهد داشت.



از نظر سلوک شخصی و جنبه‌های رفتاری آیت‌الله سیستانی هم باید عرض کنم که بعید میدانم ایشان از نظر مطالعه در بین مراجع نظیر داشته باشد؛ اگر هم بوده من اطلاع ندارم. از نظر سلوک رفتاری، ایشان همیشه بزرگان را الگوی خود قرار داده است و یکی از مهمترین مسائلی که معتقدم در زندگی مرجعیت در عراق موثر بود، همین روش برخورد ایشان با مردم است. یادم می‌آید یک سال ایشان برای علمای تهران پیام فرستادند. آن پیام خیلی مهم بود. ایشان خطاب به علمای تهران فرموده بودند:



«مردم دینشان را از علما گرفته‌اند. روحانیت بوده که دین و معنویت را در جامعه تحکیم کرده است؛ اما با چه روشی؟ با برخورد و عملکرد شما بوده است. آن عملکردها بوده که تاثیر خود را در جامعه گذاشته و مردم به روحانیت و دین و مذهب علاقه پیدا کرده است.



الان من شنیده ام که ماشینهای آخرین سیستم سوار میشوید. در خانه‌های آنچنانی زندگی می‌کنید. من نمیگویم از راه حلال نبوده است. شما لابد از راه شرعی آورده اید. نمی‌خواهم در اینها تشکیک کنم اما روحانی نباید اینطور زندگی کند. روحانی باید وضع عمومی مردم را مراعات کند.»



میخواهم بگویم برخوردها و سبک زندگی خیلی موثر است. یعنی اگر اکنون شما به خانه ایشان بروید، می‌ببینید فرش و زندگی ایشان چگونه است و چقدر ساده زندگی می‌کنند.



امروز آقای سیستانی در امور دخالت نمی‌کند و درعین حال نظارت دارد. در قانون اساسی عراق هیچ نامی از مرجعیت نیست. در عین حال دولتمردان اگر بخواهند کاری انجام دهند، میآیند خدمت آیت‌الله سیستانی با ایشان مشورت میکنند و این بر اثر آن معنویتی است که ایشان در دل مردم دارد. مردم به ایشان عشق می‌ورزند و دولتمردان مجبورند که بیایند و با ایشان هماهنگ باشند.



این است که من معتقدم ایشان با این روش توانسته بسیاری از مشکلات و از همه مهمتر قداست روحانیت را حفظ کند و تا این لحظه اسم ایشان و مرجعیت و روحانیت جایگاه خودش را دارد و این برای ما مهم است که کسی بتواند به اسم دین صحبت کند، فردا برگ برندهای داشته باشد و بتواند در وقت حساس حرف خود را بزند و مردم همگی بسیج شوند.


در خصوص اهتمام آیت‌الله سیستانی به مسائل ایران هم باید بگویم ایشان همیشه داعیه وحدت دارند. همیشه صحبتشان این بوده است که اختلاف ایجاد نشود. (منبع)

۲۶ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دربارۀ آقا سیستانی

دامنۀ مرجعیت

توضیح دامنه:
عصراندیشه در ویژه نامۀ خود، به مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی با عنوان «منطق سکوت» پرداخته است.
چندنکتۀ جالب دربارۀ آن مرجع عالیقدر در ذیل می آید. دامنه نیز در طی این چندسال، همواره با انتشار پست هایی در وبلاگش، به زندگی و اندیشه و رفتار و فتواهای آقای سیستانی (اینجا) اهتمام داشته است. اما این پنج نکته نیز خواندنی ست:



1- سید جواد شهرستانی داماد و نماینده تام الاختیار آقای سیستانی به پیام ایشان به علمای تهران در چند سال قبل اشاره می کند که در آن آمده بود: « من شنیده ام که الان برخی علما ماشین های آخرین سیستم سوار می شوند و در خانه های آن چنانی زندگی می کنند. من نمی گویم از راه حلال نبوده لابد از راه شرعی بوده اما روحانی نباید این گونه زندگی کند.»



2- آیت الله در خانه ای 70 متری در نجف زندگی می کند و مالکیت آن هم متعلق به او نیست.






3- «روش او مرجعیت ساکت و صامت است و حتی با آمریکایی ها مبارزۀ منفی را در پیش گرفت اما در قضیه داعش وارد شد و فتوای جهاد کفایی صادر کرد».


4- حوزه مطالعات او محدود به علوم اسلامی نیست. بسیار کتاب می خواند. قانون اساسی فرانسه و انگلستان و آمریکا و کتاب های کمونیسم و زندگی نامه رجال سیاسی مانند نخست وزیر انگلستان و وزیر خارجۀ آمریکا را هم خوانده اند. اخضر ابراهیمی نماینده وقت سازمان ملل در مصاحبه ای از اشارات متعدد آیت الله به کتابی از محمد حسنین هیکل شگفت زده شده بود.


5- «اخیراً به عراقی ها درباره صرف و خرج وجوهات شرعی اجازه دادند. یعنی هر کسی از عراقی ها که وجوهات شرعی دارند نیازی نیست به دفتر ببرند یا به وکلای آقای سیستانی بدهند. کل سهم امام یا نیمی از سهم امام را اجازه دادند.»


در مجله عصراندیشه نیامده اما حال که به نکات متفاوت در زندگی و روش مرجع عالی شیعیان اشاره شد، خالی از لطف نیست که این مورد را هم بیاوریم که در سایت رسمی ایشان و در معرفی و عنوان به جای القاب مرسوم به لفظ «آقای» بسنده شده است. (منبع)

۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ به آیت الله مؤمن

مسائل داخلی ایران


بسم الله الرحمن الرحیم. دیروز در سایت ها خواندم «آیت الله دانش زاده قمی مشهور به محمد مؤمن» دربارۀ رهبری و رأی گیری 14 خرداد 1368 خبرگان رهبری، نکاتی گفت (در زیر) چند نکته را
در مقام پاسخ در اینجا می گویم:


1- این که ایشان در صدد رفع شُبهه و تشکیک برآمد، جای خوشحالی دارد، چون نشان می دهد آنچه در جامعه میان مردم می چرخد در بالادستِ نظام بازخورد دارد.


2- اما حرف های شان
به نظرم به جای آن که به تقویت رهبری و جایگاه مهم رهبری بینجامد، ناخودآگاه به تضعیف کشانده شد. چطور؟ آیا شایسته است وی بگوید رهبری «مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد». این تعریف است یا تضعیف؟


3- این که آقای مؤمن گفت
برخی از اعضای خبرگان چون «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند» در رأی ندادن به رهبری، باید بگویم آیا اساساً هیچ کس در نظام جمهوری اسلامی از این حقِّ قانونی برخوردار بوده است که بتواند شرط «مرجعیت» را در رأی گیری اولیه نادیده بگیرد؟ و یا درکل قادر بوده این شرط رهبری را از قانون اساسی حذف نماید؟


4- و آخر این که مگر شما خود نگفته اید «
آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته...» پس چرا می گویید «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود»...ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد»؟ اگر این گونه است که شما استدلال و تعلیل کرده اید؛ پس چرا جامعۀ مدرسین قم در آن اطلاعیۀ مشهور معرّفی هشت مرجع قم به پیشگاه مردم، برخلاف شما بر مرجعیتِ رهبری صحّه گذاشته است؟ شما اشتباه می کنی یا جامعۀ مدرسین قم!؟


پس؛ بهتر است آری بهتر است که در مقام توضیح به ملت به عنوان یک فقیه منصوب شورای نگهبان و عضو قبلی و فعلی مجلس خبرگان، بادقت بیشتر و باشفافیت بالا سخن بگویید. تمام.
ایران. 13 اسفند 1396. توحید.


آیت‌الله مؤمن گفت:


«در رأی گیری روز ۱۴ خرداد، [1368] برخی به دلیل شبهه قانون اساسی که بر اساس آن می‌بایست رهبر از «مراجع تقلید» می‌بود و در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند؛ ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد و تعداد آرای ایشان خیلی بیشتر از قبل نیز شده بود.


رهبری ایشان چیزی نبود که از قبل برای آن برنامه‌ریزی شده باشد؛ گویا خداوند ایشان را برای چنین موقعیتی نگه داشته و آماده کرده بود؛ اینکه آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته باشد و بعد از انقلاب هم به عنوان نماینده‌ی حضرت امام(ره) در مناصب مختلف و حسّاس رشد کند و بعد به این منصب ریاست عالی برسد، عنایت الهی است...

واقعا خداوند متعال بر این مردم لطف کرده که کسی را رهبر قرار داده که بزرگ شده اسلام و بزرگ شده‌ی نظام اسلامی است؛... آیت الله خامنه‌ای مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد. (منیع) ، (منبع)
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت به میرحسین، رهنورد

آیت الله العظمی یوسف صانعی


پیام تسلیت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی یوسف صانعی به مهندس
میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب امام خمینی و دکتر زهرا رهنورد هنرمند مبارز و استاد دانشگاه به مناسبت درگذشت مادر رهنورد:


بسمه تعالی. إِنَّا للهِِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. درگذشت بانوی صبور و پرهیزگار مرحومه احترام السادات نواب صفوی در سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) موجب تأسف و تأثر گردید، اجر و پاداش استقامت و صبر آن مرحومه مغفوره در محرومیت از دیدار عزیزانش ـ که از حقوق اولیه انسانی و اسلامی به حکم صله رحم می باشدـ جز از عهده ذات باری تعالی بر نخواهد آمد که  إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَاب.




صانعی. میرحسین. رهنورد





اینجانب ضمن عرض تسلیت از خداوند متعال برای بازماندگان بالخصوص متدینه فاضله سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و دوست و رفیق قدیمی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی؛ معتمد ملت و سیدنا الاستاذ امام خمینی (س) صبر جمیل و اجر جزیل و برای آن مرحومه غفران و رحمت الهی و حشر با ائمه اطهار و صدیقه طاهره (علیهم السلام) را خواستارم. قم المقدسة – یوسف صانعی. سوم جمادی الثانی 1439 – 1/12/1396.
(منبع)

۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زحمات امام را برباد میدهد

هشدار قبلی مراجع


آیت الله جواد فاضل لنکرانی فرزند مرحوم آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی، در مصاحبه‌ای تصویری که با سایت مباحثات انجام داده است، در خاطره‌ای نظر پدرش را درباره‌ی «محمود احمدی نژاد» بازگو کرده است:


«
آقای جنتی و آقای یزدی آمدند خدمت والد ما، آقای جنتی شروع کرد به تعریف کردن از [احمدی نژاد]؛ که آقا این چقدر متدین است، چقدر ساده زیست است… بعد پدر ما فرمودند که: «آقای جنتی! من با این آدم اختلاف شخصی ندارم و فکر نکنید که یک‌وقت من از این آقا چیزی خواستم، نداده و من به این دلیل ناراحتم؛ من از احدی از روسای جمهور و مسوولین نظام تا حالا چیزی نخواسته‌ام و نخواهم خواست. ولی من از شما تعجب می‌کنم! این چطور آدم متدینی است که در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید ایستاد؟ مگر آدم متدین می‌تواند در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید بیاستد؟»




بعد هم گفتند: «آقای جنتی! از اول انقلاب تا حالا که نزدیک ۳۰ سال است که می‌گذرد، این مقدار که از روی کار آمدن این آدم برای انقلاب من احساس خطر می‌کنم، تا به حال احساس خطر نکرده بودم. این آقا با اشخاص، با فاضل، بهجت، تبریزی با این اشخاص از مراجع مخالفت ندارد، بدانید شما! این آقا
[محمود احمدی نژاد] با نهاد مرجعیت و روحانیت مخالف است.»


بعد استدلال کردند، گفتند: «این آقا یک استدلالی دارد، استدلالش این است که من خودم مستقیم با امام زمان در ارتباطم و دیگر نیازی به نُوابش ندارم؛ مگر در صحبت‌هایش مساله‌ی ارتباط با امام زمان و این‌ها را مطرح نمی‌کرد؟! کسی که این ادعاهای واهی را دارد قطعا معتقد است که، ما دیگر به نوابش چه کار داریم! شما مسلم بدانید که این آدم و هم‎فکرانش به هیچ وجهی مرجعیت و روحانیت را قبول ندارد.»


بعد فرمود: «من نیستم و شما هستید؛ امروز جلوی ماها ایستاد، این در آینده جلوی آقای خامنه‌ای خواهد ایستاد. کلاه سرتان گذاشته! این ولایت فقیه را قبول ندارد» البته در این عبارت کلاه سرتان گذاشته تردید دارم. ولی فرمودند که این ولایت فقیه را قبول ندارد. بعد فرمودند: «این آدم اگر بماند سر کار، تمام زحمات آقای خمینی را بر باد خواهد داد.» (منبع)
۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آقای خوئی و دانشمند یهودی

روایت مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی از گفت‌وگو با یک دانشمند یهودی و اثبات جاودانگی قرآن: «مرحوم آیت‌الله العظمی خوئی در کتاب تفسیری خود با عنوان «البیان فی تفسیر القرآن» که با نام «بیان در علوم و مسائل کلی قرآن» (ص ۶۵۶-۶۵۷) به فارسی ترجمه شده است به ماجرای گفتگوی خود با یک دانشمند یهودی و اثبات جاودانگی قرآن می‌پردازند:


من‌‌ با‌ یکی‌ ‌از‌ علمای‌ یهود گفت‌وگویی‌ داشتم‌ و ‌در‌ ‌این باره‌ ‌که‌ «دوران‌ دین‌ یهود سپری‌ ‌شده‌ و دلایل‌ و معجزاتشان‌ تمام‌ ‌شده‌ ‌است‌» ‌به‌ ‌او‌ گفتم‌: آیا شریعت‌ تنها ‌برای‌ یهودی‌هاست‌ و ‌ یا ‌ ‌به‌ تمام‌ مردم‌ و ملت‌ها عمومیت‌ دارد! اگر‌ اختصاص‌ ‌به‌ ملت‌ یهود داشته‌ ‌باشد‌، ملت‌های‌ دیگر ‌به‌ پیامبر دیگری‌ نیازمند خواهند ‌بود‌ و ‌آن‌ پیامبر ‌به‌ نظر ‌شما‌ جز پیامبر اسلام‌ چه‌ کسی‌ می‌تواند باشد‌! ‌اگر‌ شریعت‌ موسی‌ همگانی‌ و جهانی‌ ‌است‌ و ‌به‌ تمام‌ بشر و انسان‌ها عمومیت‌ دارد، پس‌ ‌به‌ یک‌ دلیل‌ همیشگی‌ و گواه‌ زنده‌ای‌ نیازمند خواهد ‌بود‌، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ امروز چنین‌ دلیل‌ و گواهی‌ ‌در‌ دست‌ نیست‌، زیرا معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌به‌ عصر ‌خود‌ وی‌ اختصاص‌ داشت‌ و ‌بعد‌ ‌از‌ وی‌ اثری‌ ‌از‌ ‌آن‌ باقی‌ نمانده‌ ‌است‌ ‌تا‌ موجب‌ باور و یقین‌ شود و بقا و استمرار آئین‌ یهود ‌را‌ ‌برای‌ همیشه‌ ثابت‌ کند و ‌در‌ تمام‌ اعصار و قرون‌ گواه‌ حقانیت‌ ‌آن‌ ‌باشد‌.



اگر‌ بگویید: گرچه‌ ‌اینکه‌ معجزات‌ فعلا وجود ندارد ولی‌ تواتر اخبار و نقل‌های‌ فراوان‌ وجود آن‌ها ‌را‌ روشن‌ و مسلم‌ می‌سازد، ‌در‌ جواب‌ خواهیم‌ ‌گفت‌ ‌که‌:



اولا: معجزه‌، ‌در‌ صورتی‌ می‌تواند، ‌از‌ راه‌ تواتر ثابت‌ شود ‌که‌ تعداد ناقلانش‌ ‌به‌ حدی‌ برسند ‌که‌ ‌در‌ میان‌ مردم‌ موجب‌ یقین‌ شود و ‌شما‌ نمی‌توانید چنین‌ تواتر ‌را‌ ‌در‌ اثبات‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌در‌ ‌هر‌ عصری‌ و میان‌ ‌هر‌ ملت‌ و نسلی‌ ثابت‌ کنید.



ثانیا: ‌اگر‌ تنها نقل‌ معجزات‌ ‌در‌ اثبات‌ یک‌ حقیقت‌ کفایت‌ کند، ‌اینکه‌ ‌که‌ ‌به‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ اختصاص‌ ندارد، ‌شما‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌را‌ نقل‌ می‌کنید، مسیحیان‌ معجزات‌ حضرت‌ عیسی‌ ‌را‌ نقل‌ می‌کنند، مسلمانان‌ نیز معجزات‌ پیامبرشان‌ ‌را‌، چه‌ تفاوتی‌ ‌در‌ میان‌ ‌اینکه‌ نقل‌ها هست‌ ‌که‌ گفتار ‌شما‌ ‌در‌ نقل‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ پذیرفته‌ شود ولی‌ گفتار دیگران‌ نه‌؟؟ ‌اگر‌ همان‌ نقل‌ معجزات‌ پیامبری‌ موجب‌ تصدیق‌ ‌آن‌ پیامبر شود، ‌شما‌ چرا نبوت‌ پیامبران‌ دیگر ‌را‌ ‌که‌ معجزات‌ همه‌ آنان‌ نقل‌ ‌شده‌ ‌است‌، تصدیق‌ نمی‌کنید!؟



او‌ ‌در‌ پاسخ‌ ‌من‌ ‌گفت‌: معجزاتی‌ ‌که‌ یهودیان‌ ‌برای‌ حضرت‌ موسی‌ نقل‌ می‌کنند مسیحیان‌ و مسلمانان‌ نیز آن‌ها ‌را‌ تصدیق‌ می‌نمایند و ‌به‌ صحت‌ آن‌ها اعتراف‌ دارند و اما معجزات‌ پیامبران‌ دیگر مورد قبول‌ همه‌ نیست‌، ‌اینکه‌ ‌است‌ ‌که‌ آن‌ها ‌به‌ دلائل‌ دیگر نیازمندند ‌تا‌ ‌به‌ مرحله‌ ثبوت‌ برسند.


در‌ پاسخ‌ وی‌ گفتم‌: آری‌، درست‌ ‌است‌ ‌که‌ مسیحیان‌ و مسلمانان‌ نیز معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌را‌ قبول‌ دارند ولی‌ نه‌ ‌از‌ راه‌ تواتر و نقل‌های‌ یقین‌ آور یهودیان‌ بلکه‌ ‌به‌ علت‌ ‌اینکه‌ ‌که‌ پیامبرانشان‌ ‌از‌ ‌آن‌ معجزات‌ خبر داده‌اند. مسیحیان‌ و مسلمانان‌، معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌را‌ ‌به‌ وسیله پیامبرانشان‌ می‌شناسند و ‌اگر‌ نبوت‌ آنان‌ ‌را‌ نپذیرند، راهی‌ ‌به‌ تصدیق‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ نخواهند داشت‌ ‌تا‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ پیامبری‌ قبول‌ بدارند. ‌اینکه‌ اشکال‌ تنها ‌به‌ دین‌ یهود اختصاص‌ ندارد بلکه‌ ‌به‌ تمام‌ ادیان‌ گذشته‌ ‌هم‌ متوجه‌ ‌است‌ و تنها دین‌ اسلام‌ ‌است‌ ‌که‌ معجزه ‌آن‌ جاودان‌ و ‌در‌ تمام‌ قرون‌ و اعصار زنده‌ و ‌در‌ میان‌ تمام‌ ملت‌ها و نسل‌ها جریان‌ دارد و ‌تا‌ روز رستاخیز ‌با‌ جهانیان‌ سخن‌ می‌گوید و آنان‌ ‌را‌ ‌به‌ سوی‌ حق‌ دعوت‌ می‌کند.



ما از‌ راه‌ ‌اینکه‌ معجزه جاودان‌ و جاری‌ ‌که‌ همان‌ قرآن‌ ‌است‌، اسلام‌ ‌را‌ می‌شناسیم‌ و ‌آن‌ ‌را‌ تصدیق‌ می‌کنیم‌، اسلام‌ ‌را‌ ‌که‌ شناختیم‌ و پذیرفتیم‌ ‌از‌ تصدیق‌ تمام‌ پیامبران‌ گذشته‌ نیز ناگزیریم‌ زیرا ‌که‌ قرآن‌ و پیامبر اسلام‌ آنان‌ ‌را‌ امضا و تصدیق‌ کرده‌ ‌است‌.


کوتاه‌ سخن‌ ‌اینکه‌ قرآن‌ تنها معجزه جاودان‌ و همیشگی‌ ‌است‌ ‌که‌ صحت‌ تمام‌ کتب‌ آسمانی‌ پیشین‌ ‌را‌ امضا و ‌به‌ صدق‌ و پاکی‌ تمام‌ پیامبران‌ گذشته‌ شهادت‌ می‌دهد و ‌به‌ آنان‌ ارج‌ می‌نهد.» (منبع)

۱۹ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۰۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیستانی و شهدای جهاد

به قلم دامنه
 
 
 به نام خدا. همانطور که می دانید جهان اسلام به یُمن برکت حضور آگاهی بخش آیت الله العظمی سید علی سیستانی و فتوای تاریخی  آن مرجع و ملجاء بزرگ شیعیان جهان، از جریان انحرافی و خون ریز گروه هایی چون داعش، تقریباً رهایی یافته است.

 

این دست نوشتۀ ایشان، برای خانواده های شهدای فتوای جهاد کفایی ست که هم خلاصه است و هم بسیارمتین و به دور از اِغراق. خدا را می خوانیم این مرجع محبوب، ساده زیست، متنفِّذ و مقتدر جهان اسلام را برای ما حفظ نماید تا با حضور مغتنم شان، شرِّ افراط و افراطی گری بکلّی کَنده و یا لااقل تیزیِ شمشیر بی رحم و خشن شان کُند گردد. شاید متنبِّه شوند! شاید. در متن این پیام چنین آمده است:

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم. «إن لشهداء الدفاع الکفائی حقاً عظیماً علینا جمیعاً ومنزله رفیعه یُغبَطون علیها، أسأل الله تعالى أن یحشرهم مع أنصار الحسین (علیه السلام). شهدای جهاد کفایی بر گردن همه ما حق بزرگی دارند و دارای جایگاه بالایی هستند که مورد غبطه قرار می گیرند، از خداوند متعال مسألت می نمایم که آنها را با یاران امام حسین علیه السلام محشور گرداند». (منبع) 

۱۸ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چرا امام آمد؟

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. چرا امام آمد؟ در آغاز دهۀ چهل، حاج آقا روح الله مشهور به «آقای خمینی» به دلیل حضور مقتدرانۀ مرجع عامه آیت الله العظمی سید حسین بروجردی در قم، یا در سکوت بود و یا در انزوا و درس و عرفان. با درگذشت ایشان در 10 نوروز 1340، کم کم نام «خمینی» بر سر زبان ها افتاد. طی سه سال، سه سخنرانی مهم علیۀ رژیم شاه کرد. سال 1342 شاه، «آقای خمینی» را در قیطریۀ تهران در حصر کرد. سپس به دلیل سخنرانی دیگرش در سال 1343 وی را از ایران به ترکیه تبعید کرد و پس از مدتی از آنجا به عراق و در اوج انقلاب در مهر ماه 1357، به روستای نوفل لوشاتو در فرانسه. تا این که پس از 15 سال تبعید، «در ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه صبح 12 بهمن 1357 پای امام خمینی به خاک وطن رسید.»






رهبر نهضت اسلامی در ترکیه تحریرالوسیله را نگاشتند. در نجف به درس و بحث پرداختند. و گه گاهی شاگردان و پیروان خود در ایران را با پیام های مخفی کتبی و شفاهی به مبارزه علیۀ شاه فرا می خواندند. کم کم در مدرسۀ شیخ انصاری نجف، بحث حکومت اسلامی _که گاهی با عنوان ولایت فقیه مخفیانه چاپ و توزیع می شد_ را مطرح نمودند. صحبت های ایشان از طریق «نوار» به میان مبارزان راه می یافت. اعلامیه ها و عکس ها و نوارهایی که از سوی رژیم شاه جُرمی خطرناک محسوب می شد که اعدام، سرنوشتِ محتومِ دارندۀ آن بود. به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران را «انقلاب نوار» هم نام داده اند که بعدها امام خمینی آن را «انقلاب نور» نامید.




با اوج گیری انقلاب توسط مردم در 17 شهریور 1357 و پاییز و زمستان همان سال، با اِعمالِ نفوذ شاه بر رژیم عراق، آیت الله خمینی مهر 1357 از عراق اخراج شد. سوریه و کویت وی را نپذیرفتند. فرانسه به ایشان اجازۀ اقامت داد. از این زمان به بعد، مبارزین و مردم «حاج آقا روح الله خمینی« را امام خمینی لقب دادند و لفظ «امام» در ایران _که همچنان باقی ماند_ اشاره است به مقام و جایگاه رهبری نهضت و تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران.



در 26 دی 1357 شاه از ایران «دَر» رفت. امام که در فرانسه 313 مصاحبه و سخنرانی مهم کرده بودند و در آن تئوری های متعدد و وعده های فراوان به ملت داده بودند، به ایران آمدند. 10 روز بعد، 22 بهمن 57 پدیدار گشت و رژیم سلطنتی شاه، مفتضحانه به دست ملت سرنگون شد و بعد در 12 فروردین 1358 «جمهوری اسلامی ایران» با رأی پرشور و شعور مردم، تأسیس و برقرار گردید.



حال با این توضیح و شرح گذرا، سؤال این است چرا امام آمد؟ به نظر من امام اُمّت حداقل برای این اهداف به ایران آمد؛ امام برای این به ایران آمد که:



1- که بنیادِ شیوه های سلطنتی، شاه و شاهی گری بکلّی از پهنۀ کشور رخت بَربندد.

2- که هیچ کسی به خود جرأت ندهد بر ملت سیطره و ستم داشته باشد.

3- که هیچ مقام و پستِ دائم العمری و بدون پاسخگو نداشته باشیم.

4- که مردم حاکم بر سرنوشت خویش باشند.

5- که ملت، همۀ مقامات (به تعبیر امام، نوکران مردم) را بر پُست ها بکارند.

6- که دولت به ملت خدمت کند و ایرانِ آزاد را آباد سازد.

7- که هیچ دست اندرکاری، حق نداشته باشد دیکتاتوری پیشه کند.

8- که اسلام و ایران در کنار هم برای مردم آسایش و معنویت فراهم آورند.

9- که هیچ شرکی، پرستشی، کُرنشی و ستایشی جز توحید و خداپرستی شکل نگیرد.

10- که مردم با عمل مختارانه به احکام دین، به اوج کمال و تعالی نسبی برسند.

11- که تبعیض و فساد و دزدی و اختلاس و اَشرافیت نابود و فنا شود.

12- که روحانیت برای خود حقّ ویژه ای قائل نشود و مردم را رَمه نپندارد.

13- که «رأی ملت»، میزان باشد، نه به تفسیر ناروای آن روحانی، زینت و عاریت.

14- که آقازادگی، امتیازطلبی، جناح گرایی، حذف، حصر و ردّصلاحیت استصوابی نباشد.

15- که همه ایرانیان (شیعه، زرتشتی، مسیحی، سنی، کلیمی و ...) برای ایران تصمیم بگیرند.

16- که با رژیم استبدای، خائف و خائنِ شاه، تماماً فرق داشته باشیم.

17- که در یک کلام، زمینه ساز ظهور حضرت مهدی موعود (عجّ) باشیم.

ایران. 12 بهمن 1396. توحید.

۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

داعش و فتوای سیستانی

سیستانی؛ مرجع مقتدر و محبوب

توضیح دامنه: نقش بی نظیر مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی در اتحاد امت اسلامی و نابودی جریان تکفیری داعش:


1


راجه فاروق حیدرخان» نخست وزیر کشمیر آزاد: «این فتوای حضرت آیت الله العظمی سیستانی بود که عراق را از ویرانی و نابودی نجات داد.» (منبع)



2


«شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)- هیاتی از علمای دانشگاه الازهر مصر روز گذشته به زیارت حرم مطهر امام علی(ع) مشرف شدند... این هیات متشکل از اساتید دانشگاه الازهر روز گذشته مورد استقبال «محمد علی رزوقی» رئیس کمیته اداری عتبه مقدس علوی قرار گرفتند و درباره موضوعات مختلف مرتبط با تقویت پیوند برادری میان مسلمانان براساس حّب رسول الله (ص) و اهل بیت مطهرشان (علیهم السلام) با مسئولان آستان قدس علوی گفتگو کردند.



«ولید مطر» از اعضای این هیات و استاد دانشگاه الازهر در این باره به مرکز اطلاع رسانی آستان قدس علوی گفت: بدون شک خداوند متعال با زیارت اماکن مقدسه که همواره دوستدار آن هستیم، بر ما منت نهاد واین اماکن را در کشوری قرار داد که در دل های ما جا دارد.


مطر افزود: در عراق بهترین خلق خداوند سبحانه و تعالی پس از رسول الله (ص) یعنی امام علی (ع)، امام حسین (ع) و بسیاری از اهل بیت علیهم السلام قرار دارد و ما به این حرم مطهر آمده ایم تا وجوه منور برادران شیعه را که محبت و همبستگی ما را کنار هم قرار می دهد، ببینیم.


از سوی دیگر «یوسف رواب» رئیس موسسه «وجهه الحق برای توسعه و اطلاع رسانی» نیز در این باره گفت: هدف از زیارت حرم مطهر امام علی (ع)، ایجاد پل های ارتباطی میان علمای الازهر و علمای حوزه علمیه نجف و مرجعیت عالی دینی است.


رواب تاکید کرد: اگر فتوای حضرت آیت الله العظمی سیستانی نبود، بسیاری از پایتخت های عربی یکی پس از دیگری سقوط می کرد. به برکت این فتوا داعش نابود شد. این فتوا امت عربی را پیش ازملت عراق  متوحد کرد.» (منبع)

۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رهبری در خانۀ خشتی


آیت الله العظمی سیستانی
 

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله پست های مرجعیت. یک مرجع است؛ یک عالم آگاه دینی. یک فقیه است؛ یک مقتدای محبوب اسلامی. آیت الله العظمی سید علی سیستانی. نشسته بر خانۀ خشتی؛ در زاویۀ جنوب شرقی حرم حضرت امام علی.

 

آیت الله العظمی سید علی سیستانی

 

 

آن مرجع ساده زیست، چون بر مشیء امام علی (ع) زندگی می کند، بر قلوب مؤمنین حضوری محبوبانه دارد. سیستانی بزرگ، چون عالمی خبیر و تیزیبن است، بر کیدهای دشمن حیله ورز آگاه است. نقشه های آنان را می شناسد و هم حوزه و هم دولت و مردم عراق و منطقه را بخوبی هدایت می کند.

 

او بی آن که خدَم و حشَم و گارد و هزینه های میلیاردی حفظ جان، داشته باشد، در همان خانۀ خشت خام گِلی، بر عراق و جهان اسلام نفوذی فوق العاده دارد و ذرّه ای هم هوا و جاه و مقام و ریاست و فرمانروایی در او نفوذ ندارد. راستی؛ چه چیزی باعث این نفوذ و محبویت است؟ راستی و درستی و ساده زیستی. درود بر آن مرجع بزرگ شیعیان جهان. جانش برای حفظ کیان اسلام، همیشه جانان.

۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیستانی و اهل سنّت

سلسله خاطرات دامنه


به قلم دامنه
. به نام خدا. اوائل دی امسال (1396)، به مدت چندروز در مشهد مقدس بودم. معمولاً هر بار، عینِ همۀ دفعات مسافرتم به آن مکان شریف، همۀ صحن های حرم رضوی را به قصد تبرّک و دیدار می گردم.


در یکی از همان روزها چشمم به ستون های صحن کوثر حرم امام رضا علیه السلام افتاده بود، دیدم عکسی از مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سید علی سیستانی نصب است. تعجّب کردم. چون دست اندرکاران حرم رضوی سابقه نداشته است از این مرجع عالقیدر، عکسی، متنی یا سخنی نشر دهند.



با کنجکاوی پیش رفتم که ببینم موضوع چیست؟ دیدم سخنی بسیارمهم و تکان دهنده از این فقیه آگاه، مرجع روشن ضمیر، عالم ساده زیست و شخصیت متنفّذ جهان اسلام، منعکس شده است. با گوشی همراهم، عکسی انداختم که اینک این پست بر مبنای همان عکس و سخن، شکل گرفته است. امید است مفید، نافع، درس عبرت و پند افتَد.



عکاس: دامنه. از روی ستون صحن کوثر
حرم امام رضا (ع) 7 دی 1396.
به متن، بادقت و تفکر نگریسته شود


برخی از کلیدواژه های این سخن حکیمانۀ آیت الله العظمی سید علی سیستانی این گونه است: دین همان محبّت. تعجّب از تفرقه. دفاع شیعیان از حقوق اجتماعی و سیاسی سُنّی حتی قبل از حقوق خود. گفتمان شیعه دعوت به وحدت. نگویید برادرانِ اهل سنت؛ بگویید جانِ ما اهل سنت.



حال مقایسه کنید دیدگاه مترقی و حکیمانۀ این مرجع محبوب را با دیدگاه های شاذّ و اختلاف افکنِ برخی از مقدس مآب های به دور از حکمت و مصلحت و حقیقت، که تمام مأموریت شان دویّت آفرینی میان مسلمانان و فِرَق دینی ست و دست گذاشتن روی رویدادهای خاص و آب و تاب دادن به استثناء های دین به جای نشر قواعد و مبانی و اشتراکات.



خدا، آقای سیستانی را تندرستی و بقای عمر دهاد تا عِماد جهان اسلام برقرار و استوارتر بماند.

۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۹ ب.ظ دامنه |
قضیۀ عزل آیت الله منتظری

قضیۀ عزل آیت الله منتظری

آیت‌الله ابراهیم امینی نجف آبادی:«اما متأسفانه تلاش‌های امام به نتیجه نرسیدند و عملکردها و رویکردهایی که شدیداً به کیان نظام صدمه می‌زدند و عرصه را برای دخالت دشمنان مساعد می‌کرد، از جانب آقای منتظری ادامه پیدا کرد...



حضرت امام را به این نتیجه قطعی رساند که ایشان برای تصدی مسئولیت سنگین رهبری شایستگی لازم را ندارد و باید بیش از آنکه نظام خسارات جدی‌تری ببیند، ایشان را از مقامش عزل کنند و لذا در حالی که از تخریب حاصل عمر خود، به‌شدت آزُرده خاطر بودند و صدمه روحی سنگینی خوردند، اما قاطعانه ایستادند و آقای منتظری را به‌رغم علاقه‌ای که به ایشان داشتند، از مقام قائم مقامی رهبری عزل کردندمصاحبه با ماهنامۀ پاسدار اسلام. (منبع)




جواب دامنه به امینی



1- من با آن که نسبت به این قطعۀ غامض تاریخ ایران پیش داوری نمی کنم، اما قبلاً در این پست «نقدی بر آیت الله خوئینی ها» (اینجا)، تا حدّی نکته هایی گفته ام. اینک با مشاهدۀ مصاحبۀ بسیارمفصّل آقای آیت‌الله ابراهیم امینی امام جمعه سابق قم با ماهنامۀ پاسدار اسلام، چند نکته ای بازگو می کنم. امید است موجب روشن تر شدنِ قضیه عزل شود.



2- آقای آیت‌الله ابراهیم امینی عضو همان خبرگانی بود که رأی به رهبر آینده بودنِ آیت الله العظمی حسینعلی منتظری داد که اصطلاحاً از آن به عنوان «قائم مقام رهبری» یاد می شد. از ایشان می پرسم چگونه ممکن است بدون در نظر گرفتن رأی خبرگان ملت، رهبرِ آیندۀ منتخبِ خبرگان رهبری را فوری بدون تشریفات قانونی عزل کرد؟ پس آن همه رأی قریب به اتفاق نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری به مرحوم آقای منتظری چه می شود؟




3- آقای آیت‌الله امینی بگویند مگر نصب و عزل رهبری بر عهدۀ مجلس خبرگان نبوده است؟ پس چرا خبرگان از آراء و نصب خود که جنبۀ مشروعیت سیاسی داشت، دفاع نکرد؟ و ان قُلتی نیاورد؟ به نظر شما مگر خبرگان ناظر و مُشرف و ناصب رهبری نیست؟ پس چرا عزلِ منتظری که حقِ قانونی آن مجلس بود _بر فرض اگر حق ایشان، عزل بود_ در آن مجلس صورت نگرفت و به رأی گذاشته نشد؟ امر بیّن این که، پس از جنگ همه قرار گذاشته بودند در چارچوب قانون باشند و به قانون بازگردند.



4- اگر من جای مصاحبه گران مجلۀ پاسدار اسلام بودم، از آقای امینی پرسش های مهمتری می پرسیدم. از جمله پرسش می کردم آیا رهبر مستقر نظام، حق دارد رهبرِ مستودع (بخوانید قائم مقام رهبری) را بنا به تصمیم فردی اش، برکنار و عزل کند؟ آقای امینی چرا در مصاحبۀ خود جملۀ «به‌شدت آزُرده خاطر بودند» را به امام نسبت داد و در این قضیۀ سرنوشت ساز ملت و حتی اُمت، چنین نسبتی را بکار برده است؟



5_ نیز می پرسیدم آیا رهبر نظام با وصیت یا سفارشِ شفاهی می تواند رهبر آیندۀ کشور را تعیین کند؟ کما آن که خبرگان در سال 1368 وصایت امام را لحاظ کرد. نیز این را سؤال می کردم که عزل مرحوم منتظری به نوعی «وتو»ی رأی مجلس خبرگان نبود؟ اگر بود، چگونه خبرگان از منصوبِ خود دفاع ننمود؟ آیا خبرگان رهبری که ناظرِ کار رهبر نظام است نیز در این گونه تصمیم ها مثل ملت، باید مطیع رهبر باشد و اطاعت کند و از حریم و حوزۀ کارش صرف نظر نماید؟ مرز اطاعت از رهبری و نظارت بر رهبری چیست؟



نکتهٔ پایانی: من البته به لحاظ اندیشۀ سیاسی _فرای از این قضیۀ غامض عزل و مسائل داخلی_ معتقدم هیچ شخصی در اسلام اجازه ندارد برای ملت و برای رهبری آیندۀ ملت، تعیین تکلیف کند و یا وصیتنامۀ سیاسی بنویسد و همگان را به آن دعوت کند. ملت، طبق قرآن و عقل، خود حاکم بر سرنوشت خود است. دیروزییان نمی توانند برای فرداییان، حکم و وصیت کنند و سرنوشت ملتی را از پیش سفارش کنند. امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ به شاه و نظام طاغوت تشر انقلابی زده بودند، شاه به چه حقی برای نسل آینده، تعیین تکلیف می کند. یعنی هر نسلی خود برای خود رفراندوم می کند. والسّلام.
۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دست دادن به زن

فتوای آیت الله منتظری


جناب دارتوکِن دارکوب دیشب پرسش دیگری به دامنه ارسال کرده، چون شب، به مشیت خدای متعال، خواب بر انسان مستولی ست، پاسخ موکول شد به امروز که جمعه است به قول ایرانی ها آدینه. او پرسیده جناب اقای دامنه «در بارۀ معضل بقرنج به نام دست دادن به زنان چه دیدگاهی داری؟» جناب دارکوب حاشیه هایی هم نگاشته... و قِس علی هذا.



دیدار کمیساریای عالی خارجی نیجریه با ملکه بریتانیا. کاخ باکینگهام انگلستان



پاسخ دامنه:



به نام خدا. سلام من به شما «جناب دارتوکِن». اول این که مُلا لغتی دامنه بگوید بقرنج غلط است و املایش بُغرنج است. یعنی پیچیده. مُعقّد. بسیاردرهم. پیچ در پیچ. دشوار. مُعمّا. دوم آن که دامنه حتی به حدّ طلبه نیست، چه رسد به فقیه! این سؤال را باید به دفاتر مراجع تقلید در قم می فرستادی. ولی خوب، چون میان شما و دامنه نوعی تراضی و ترازو حکمفرماست پاسخی عرض می کنم و مستندی نیز ضمیمه.


1- از شما می پرسم اگر جای عکس بالا بودی با ملکه الیزابت چه می کردی؟ مثل علی هاشمی، قهرمان وزنه بردار ایران در عکس زیر پَنگ پینگ پونگ بازی!! می کردی؟ بله، ما آداب معاشرت داریم که هم از شرع ناشی ست و هم از عرف. هر دوی این شرع و عرف را، مصلحتی ثانویه قید می زند. همان مصلحتی که می تواند حج را _که از احکام قطعی قرآن است_ موقتاً تعطیل کند.


2- من شخصاً آداب فردی شرعی ام را در این جور مواقع بر حسب آرای مرجع اَعلم تقلیدم _که معمولاً مؤمنان آن مرجع را مخفی می دارند و من هم چنین می نمایم_ عمل می کنم. و شما می دانید باید از اَعلم تقلید کرد. اگر اعلَم را نشد تشخیص داد، به آن مرجعی که تفقّه و وارستگی اش زبانزد است باید رجوع نمود. البته رجوع به یکی از مراجع امری اختیاری ست، اما تقلید در فروع دین بر مؤمنان غیرمجتهد، امری واجب است.



3- پرسش شما را به فتوای آیت الله العظمی حسینعلی منتظری دربارۀ دست دادن به زنان، مستند و ضمیمه می سازم که آن فقیه مجاهد نستوه (=خستگی ناپذیر) در سال 1381، با شرایطی، دست دادن به زن را جایز دانستند که خواندن آن را بر خوانندگان شریف و شما جناب دارکوب توصیه می کنم:



مسوول دفتر و شاگرد مرحوم آیت الله العظمی منتظری یعنی حجت الاسلام مجتبی لطفی در یادداشتی با عنوان «حرکت ورزشکار ایرانی و فتوای کارگشای آیت الله منتظری»، می‌گوید که آن مرحوم در سال ۱۳۸۱ در پاسخ به یک دانشجوی ایرانی ساکن اروپا، با شرایطی دست دادن را جایز دانسته بود.




حجت الاسلام مجتبی لطفی نوشت: «چند روز گذشته [علی هاشمی، قهرمان وزنه برداری] ورزشکار ایرانی هنگامی که خانمی مدال برگردنش می آویزد با حرکتی عجیب و غریب رغم دست دراز کردن آن خانم، برای چند ثانیه سوژه خبری پر سرو صدایی ایجاد می کند. از این دست موارد به ویژه در مراودات دیپلماتیک کم نداریم یا باید فدراسیون‌های ما طی پروتکلی از پیش تعیین شده از تکرار این حوادث جلوگیری نمایند یا به فتوای مراجعی که در این موارد به جواز دست دادن با نامحرم فتوا داده اند مراجعه کرد.



پانزده سال پیش!  در اردی بهشت ۱۳۸۱ ایمیلی به دست آیت الله منتظری رسید. پرسش کننده دانشجوی ایرانی ساکن اروپا بود که با سفارت ایران همکاری داشت. اما مشکلی دارد و آن این که کارمندان سفارت ایران با خانم هایی که روابط دیپلماتیک دارند دست نمی دهند و این امر نوعی توهین به اسلام و فرهنگ ایرانی و توهین به خانمی تلقی می شود که دست خود را دراز کرده است. اومی گوید ما مجبوریم حرکات عجیب و غریبی انجام دهیم! خواهشمندیم برای این معضل چاره ای اندیشیده شود.


آیت الله منتظری در پاسخ، با شرایطی دست دادن را جایز دانستند:


1 . زن غیرمسلمان برای خود حرمتی قایل نشده و ترک آن را بی حرمتی به خود تلقی کند.

2 . در دست دادن قصد لذّت و فساد نباشد که مطلقاً جایز نیست.

3 . حِلّیت مبنی بر ضرورت عرفی است که در ضرورت به همان مقدار ضرورت حلال می شود.

در پایان آیت الله منتظری از باب احتیاط می‌گوید اگر دست دادن با دستکش امکان دارد احتیاط خوب است.



این فتوا وقتی صادر شد که آیت الله منتظری در حصر خانگی ناشی از سخنرانی ۱۳ رجب به سر می برد که در آن انتقاداتی را مطرح کرده بود. اما بیش از یکسال پس از آن که دیگر از حصر آزاد شده بود و کمتر کسی از این فتوا اطلاع داشت و پس از دست دادن خانم شیرین عبادی با یکی از فعالان سیاسی، این فتوا علَم شد که چه نشسته اید! منتظری به دنبال توجیه دست دادن یک خانم با یک آقاست و شروع حمله و پیش کشیدن مسایل سیاسی.


فقیه عالیقدر مرجع تقلید شیعیان

مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری


آتش بیار معرکه روزنامه جمهوری، کیهان و برخی نشریات محلی چون ۱۹ دی قم بود. القصه فتوایی که که می توانست کارساز باشد و مورد بررسی علمی قرار گیرد و برای خارج نشینان، دیپلمات ها و ورزشکاران کارگشا باشد با هوچی گری رسانه ای، رفت تا موجی علیه آیت الله منتظری ایجاد نماید. و کم له من نظیر…!» (منبع)

۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

واکنش مهم سیستانی

آیت الله العظمی سیستانی


به قلم دامنه. به نام خدا. مرجع بزرگ شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکای چپاولگر و سلطه طلب در اعلامِ بیت المقدس اشغالی به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی را محکوم کردند. متن مهم آن مرجع روشن ضمیر و خبیر به نقل از سرویس ترجمه شفقنا به نقل از سایت رسمی دفتر حضرت آیت الله العظمی «سید علی سیستانی»، چنین است:



بسم الله الرحمن الرحیم. تعلیقاً على قرار الولایات المتحدة الاعتراف بمدینة القدس عاصمة للکیان الاسرائیلی صرح مصدر مسؤول فی مکتب السید السیستانی فی النجف الاشرف بما یلی: ان هذا القرار مدان ومستنکر، وقد اساء الى مشاعر مئات الملایین من العرب والمسلمین، ولکنه لن یغیر من حقیقة ان القدس ارض محتلة یجب ان تعود الى سیادة اصحابها الفلسطینیین مهما طال الزمن ، ولا بد ان تتضافر جهود الامة وتتحد کلمتها فی هذا السبیل والله ولی التوفیق. ١٨ ـ ربیع الاول ـ ١٤٣٩هـ (منبع)





ترجمه: این تصمیم محکوم است و به احساسات صدها میلیون عرب و مسلمان توهین کرده با این حال این واقعیت را تغییر نمی دهد که بیت المقدس یک سرزمین اشغالی است و هر چه قدر هم به طول بینجامد باید به حاکمیت صاحبان فلسطینی خود بازگردد و تلاش ها و کلمه امت نیز باید در این راه متحد شود. والله ولی التوفیق. (منبع)





بیت المقدس؛ قبلۀ اول مسلمانان در اشغال صهیونیسم



نکتۀ ضروری دامنه


دامنه حرکتِ ننگینِ امپریالسیم آمریکا را خُدعه ای مرموز می داند و معتقد است در زیر این اقدام بسیارکثیف، تنش افزایی در خاورمیانه نهفته است. آنان که دکتر ظریف را همچنان نُخبه می دانند، از وی بخواهند تحرّک کند و نگذارد ستیزه و جنگ، جای مراوده و مذاکره و دیپلماسی فعّال میان مسلمانان حتی با آل سعود را تنگ کند. اروپای دوران جنگ و وحشت و گریز را به یاد داشته باشیم که چگونه با صلح و گفت و گو به اروپای متحد و پیشرفته (ولو دورمانده از معنویت) رسیده است.


از واکنش مهم و نکتۀ معنادارِ پیام مرجع بسیارهوشمند جهان اسلام آیت الله العظمی سید علی سیستانی، باید سپاسی وافر بگذاریم و برای سلامتی اش دعا به آسمان برسانیم.

۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۸:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ویژه نامۀ آیت الله منتظری

آیت‌ الله العظمی منتظری



متن نقلی: توضیح دامنه. این متن، گفت‌وگویی ست میان سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی. مستند قائم‌مقام به زندگی فقیه عالیقدر،مرجع تقلید شیعیان جهان مرحوم آیت‌ الله العظمی حسینعلی منتظری می پردازد. تهیه‌کننده اش مهدی صفارهرندی ست و کارگردانش سیدعلی صدری‌نیا.


عمادالدین باقی _که از نزدیکان و علاقمندان به مرحوم منتظری بوده و هست_ نیز در این مستند سخن گفته است. مستندی که می خواست، منحصر به فرد باشد، ولی هنوز کسی نمی تواند مرحوم منتظری را بدرستی بشناساند زیرا درک و بیان واقعیت ها و قضاوت ها در این باره بسیار حُرّیت و انصاف و از همه مهمتر آزاداندیشی و حق گرایی می خواهد. عکسهای منتخب این پست، از دامنه است.


عمادالدین باقی مشهور به (ع. باقی)


آیات عظام مرحوم منتظری، مرحوم موسوی اردبیلی، شُبیری زنجانی


متن روایت عمادالدین باقی
: ... یکی از مسائلی که باعث شد آیت‌الله منتظری به عنوان نفر دوم مطرح شود، این بود که در بین روحانیون انقلابی قبل از انقلاب تنها کسی بود که در سطح عالی حوزه قرار داشت. نکته دیگر اینکه ایشان در محافل حوزوی از لحاظ صداقت و از این نظر که جاه‌طلب نبود بسیار شناخته‌شده است. مثلا در خاطرات آقای ابراهیم امینی در صفحه ٨٧ آمده است که وقتی آقای مطهری و آقای منتظری به درس امام می‌رفتند، بعضی از مخالفین می‌گفتند شما که خودتان در فقه و اصول از آقای خمینی باسوادترید. چرا به درس ایشان می‌روید؟ چون آن موقع امام به عنوان استاد اخلاق شناخته می‌شد و تا قبل از فوت آقای بروجردی هیچ‌کس ایشان را به عنوان استاد فقه نمی‌شناخت.


آقای منتظری دنبال این نبود که برای خودش جایگاهی را تدارک ببیند و نوعا آدمی بود که اگر به این می‌رسید که کسی افضل است، دنبال او می‌رفت.
بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

انقلاب و موسوی اردبیلی

سعید حجاریان

 

دربارۀ آیت الله العظمی سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی

 

...آقای موسوی اردبیلی پس از رحلت امام علیرغم اینکه رهبری از وی خواست پیشنهاد ریاست قوه قضائیه را بپذیرد، این درخواست را نپذیرفت و در پاسخ به این پرسش که «چرا وقتی امام به شما چنین حکمی داد پذیرفتی اما اکنون از پذیرفتن همان پست ابا داری؟» پاسخ داد:‌ «من از امام می‌ترسیدم اما چنین حسی را نسبت به سایرین نداشته و ندارم». بنابراین پیشنهاد را نپذیرفت و به قم رفت و آنجا به تدریس در حوزه و تقویت و توسعه دانشگاه نوپای مفید مشغول شد تا اینکه سکته ناقصی کرد.

 

 

    

 

 

پس از آن عارضه من و جمعی از دوستان به عیادت ‌ایشان رفتیم. وی با همان روحیه بشاش و در جواب احوال‌پرسی‌مان، پاسخ داد: «چپ رفت» او اشاره به آسیب‌دیدگی سمت چپ بدن‌اش داشت ولی ضمناً می‌خواست بگوید که دوره چپ‌ها به سرآمده است.

 


ایشان در اواخر عمر کاملاً مواضع اصلاح‌طلبانه داشت و همگی را به آرامش دعوت می‌کرد. آن مرحوم در بازداشت‌های سال 88 نیز حامی حقوق بازداشت‌‌شدگان بود و صدای تظلم‌خواهی خانواده آنان را می‌شنید و برای حل مسأله حصر نیز یک بار با یکی از مقامات عالیرتبه صحبتی داشت که البته ناموفق بود...

 

 

دامنه: آن مرحوم در بحران 88 به اقدام آزادیخواهانه اش بخوبی عمل کردند، با آن که مرجع تقلید بودند، ولی پا پیش گذاشتند گویا تا تهران رفتند و دیدار هم کرد، برای حل مسأله حصر و تظلم خواهی ها، ولی حاصلی نداشت. مرحوم هاشمی رفسنجانی هم دو خطبۀ نمازجمعه اواخر تیرماه 88 را به برون رفتِ از بحران 88 اختصاص داده بود، ولی نه فقط مسموع واقع نشد، بلکه تا آخر عمر از نمازجمعه خلع شد و به جایش حجت‌ الاسلام شیخ کاظم صدیقی _یکی از وُعّاظ تهران_ امام جمعه شد. بگذرم.

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حشدالشعبی پیرو سیستانی

به قلم دامنه


در بارۀ آیة الله العظمی سید علی سیستانی


به نام خدا. نیروهای الحَشد الشعبی (=بسیج مردمی عراق) دلسپرده و فرمانبَر مرجع بزرگ شیعیان جهان، حضرت آیة الله العظمی سید علی سیستانی اند. عکس آن مرجع دانشمند روشن ضمیر، فقیه آگاه و دلسوز جامعۀ مسلمین بر سینۀ یک رزمندۀ حشد الشعبی عراقی در تلعفر عراق، علامت روشنی برای این اقتداء و پیروی آگاهانه است.




آقای سیستانی شخصیت بزرگ و کم نظیری ست که جهان شیعه به وجودشان افتخار می کند که چنین انسان والایی، مرجعیت شیعه را بدرستی پاسبانی می کند و نمی گذارد خدشه ای بر آن وارد گردد.



با آرزوی سلامتی و بقای عمر پربرکت برای آن مرجع شجاع عالیقدر و توفیق بیشتر برای رزمندگان غیور جهان اسلام و همۀ آزادگان و مبارزان برحق جهان. (منبع عکس)

۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خطر تحجُّر در حوزه

سخن امام خمینی

خطر تحجُّرگرایان و مقدّس نمایان احمق
در حوزه‌های علمیه کم نیست

امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی
۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آسیب های روحانیت

هشدارهای مرجعیت ایران


آیت الله العظمی سید موسی شُبیری زنجانی در دیدار با حجت الاسلام و المسلمین اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه کشور از کم رنگ شدن تقوی، دانش و محبوبیت طلبه ها ابراز تأسف کرد. ایشان کم شدن محبوبیت طلبه‌ها در جامعه را «نگران کننده» دانست و گفت:


نوع طلبه‌ها محبوبیت سابق را ندارند. در گذشته این صِنف محبوب و مورد احترام بود، اکنون ممکن است شخصی به خاطر رفتارش در جایی مورد احترام باشد اما این موضوع درباره نوع طلبه ها نیست. الان اگر اختلافی بین طلبه و غیر طلبه در جامعه رخ دهد، چرا خیلی ها حداقل قسمتی از مشکل را از جانب طلبه می دانند؟ چون محبوبیت طلبه ها کم شده است. اینها مصیبت‌هایی است که اگر چه سخت است اما باید قبول کرد.


وی «ورود طلاب به فعالیت‌های سیاسی» را یکی از عوامل مهم کم شدن محبوبیت آنان دانست و افزود: بسیاری از افراد تخصص لازم را ندارند. جدای از اینکه برخی رفتارها شأن و احترام طلبه را پایین می‌آورد؛ مخصوصا اینکه طلبه پرچم به دوش بکشد و بگوید «زید» را شما انتخاب کنید و «عَمرو» را انتخاب نکنید. این رفتارها شأن و احترام طلبه را پایین می‌آورد؛ یک بازاری محترم این کار را نمی کند که یک طلبه انجام می‌دهد؛ طلبه هم اگر بخواهد در این زمینه فعال باشد باید در این مسیر یک سری ارشادات کلی داشته باشد اما وارد شدن طلبه ها به این وادی صلاح حوزه و طلبه نیست.



آیت الله العظمی شبیری زنجانی از کم شدن «علمیت» حوزه‌های علمیه ابراز نگرانی کرد و افزود: الان خیلی از چیزها شعار است اما شعار جای واقعیت را نمی گیرد. خیلی ها در اوّلیات فقه مانده‌اند اما از آنها به عنوان مجتهد یاد می‌شود. مرحوم والد ما همه موارد علم را با استنادات حاضر داشت. الان من به جای او نشسته‌ام اما برخی از مسائل را نمی دانم. گاهی انسان به چیزی نیاز دارد باید از کسی بپرسد اما کسی نیست که اگر مشکل فقهی پیش آمد از او بپرسیم.


آیت الله العظمی سیدموسی شُبیری زنجانی


این مرجع عالی‌قدر از کم فروغ شدن موضوع «تقوا» در حوزه‌های علمیه انتقاد کرد و گفت: یکی از مسائلی که الان با سابق فرق کرده است مسأله اخلاق و تقوای طلبه هاست. آن زمان مرحوم آقای خمینی درس اخلاق داشت و حوزه معنویت خاصی داشت  از مرحوم سید مرتضی عسگری شنیدم که گفت طلبه فیضیه بودیم. دو ساعت به اذان صبح چراغ همه حجره ها روشن بود و طلبه ای خواب نبود. علی القاعده همه مشغول تهجد بودند. الان چنین نیست. خوف الهی باید وجود داشته باشد.


حجت الاسلام اعرافی،مدیر حوزه‌های علمیه کشور و امام جمعه قم


آیت الله العظمی شبیری زنجانی، آسیب ندیدن «نوع روحانیت» را برای دوام برنامه های دینی ضروری دانست و از طلبه‌ها خواست با رفتار صحیح خود با مردم به ترمیم چهره‌ این قشر کمک کنند. وی تاکید کرد: طلبه باید تلاش کند با مردم فاصله نداشته باشد. گاهی مواردی پیش می‌آید که خواسته ما با خواسته مردم متفاوت است ما باید در کنار مردم قرار بگیریم چرا که با همین مردم می خواهیم دین خدا را اجرا کنیم.



این مرجع عالی قدر در پاسخ به پرسش مدیر حوزه‌های علمیه درباره فقه اجتماعی گفت: اگر فقه در امور اجتماعی دارای نواقصی است نه به این علت است که فقه ناکارآمد است بلکه به این دلیل است که ما روی آن کار نکرده ایم. چرا که موقعیت آن پیش نیامده بود و الان می‌توان با استناد به قرآن و سیره نبی اکرم و ائمه هدی علیهم السلام به این موضوعات پرداخت. البته فقه اجتماعی نباید در مقابل فقه فردی تصور شود.» (منبع)

۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دو غدّۀ ضد توحیدی

آیت‌الله جوادی آملی


در جمع دانش‌پژوهان بیست و دومین دوره طرح ولایت مطرح کرد: «آنچه که در مسئله توحید مشکل ما است، قارونی یا فرعونی فکر کردن است.‌ مشکل ما در توحید همین دو غُده است. ما حق نداریم اسلامی حرف بزنیم ولی قارونی عمل کنیم.» 1 شهریور 1396. (منبع)


۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فتوا دربارۀ غیرمسلمانان


آیت الله العظمی سیستانی
 

 به قلم دامنه: به نام خدا. دیشب وقتی پاسخ شرعی مرجع بزرگ شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی قلب تپندۀ جهان اسلام به پرسشی در راستای قضایای اخیر شورای یزد را _که شش فقیه منصوب رهبری در شورای نگهبان حضور یک زرتشتی به نام آقای سپنتا نیکنام را «خلاف شرع» اعلان کرده بودند و کل کشور و حتی بخشی از جناح راست را به بُهت فرو برده اند_ خواندم به وجد آمدم که آن مرجع خبیر، وارسته، ملجاء و امید مسلمانان جهان چه شجاعانه فتوا صادر کردند.

 

 

آری؛ آن مرجع عظیم الشّأن که در علم و عمل و ساده زیستی و ورع و هوشیاری بسیار پیشتاز و ممتازند، در این فتوای تاریخی شان مشخص کردند که استفاده از مهارت غیرمسلمانان حرام نیست.

 

 

درود خدا بر ایشان که با خرد و ایمان و درستکاری شان اسلام را بادقّت پاسبان اند و مسلمانان را با فراست و دانایی رهنمون و هدایتگر. خدا عمرش را بسیار طولانی بگرداند و همواره در صحت و سلامت باشند.

 

 

ایشان سخن شرع را بیان کردند این که دیگران از این پند گیرند یا نه، موضوعی دیگر است و از آن می گذرم. قم. دامنه.

 

 

پرسش:  اگر غیر مسلمان تعهد دهد که درچارچوب مقررات و قوانین نظام اسلامی عمل کند، آیا انتخاب فردی از اقلیت های مذهبی توسط مردم از طریق برگزاری انتخابات در شهرهایی با اکثریت مسلمان و یا بر عهده گرفتن  نمایندگی مردم توسط او جهت انجام امور مدنی و اداره شهر و امثال آن ، خلاف شرع مقدس اسلام است؟ آیا در تاریخ حکومت نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلوات الله وسلامه علیه و امیر المومنین حضرت علی علیه السلام، از مشارکت غیر مسلمانان، برای اداره و توسعه امور مسلمین به ویژه در معماری و پزشکی و فنون دیگر بهره برده نشده است؟ آیا در سیره و فرمایشات اهل بیت علیهم السلام در این خصوص منعی وجود دارد؟ (منبع)

 

 

پاسخ

 

بسمه تعالی شأنه

مجرد استفاده از مهارت های غیرمسلمان حرمت ندارد 

۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آیت الله سیستانی 2

مرجعیت

به قلم دامنه
. به نام خدا. 
در قسمت اول (اینجا) سه نکته از تفکرات و ویژگی های آیت الله العظمی سید علی سیستانی مرجع بزرگ شیعیان جهان را ارائه کرده بودم. اینک دنبالۀ آن را پی می گیرم:

قسمت دوم


4- رویدادهای پیچیدۀ عراق پس از اشغال توسط آمریکا را بادقت و زیرکی تمام مدیریت کردند. و با نُسخۀ مرجعیت، علیۀ دیکتاتوری مُستبد پیروز شدند. هرگز نگذاشتند بدون برگزاری انتخابات، کسی بر عراق حکومت کند.





5- در پاسخ به سؤالات مختلف در زمان پس از سقوط صدام، همواره می گفتند آنچه اکثریت عراق بخواهند خواستۀ ما نیز همان است. (رک: آیت الله سیستانی و عراق جدید. ص 148)



6- ایشان هیچ گاه به حکومت ورود نکردند، اما از طریق مرجعیت (که عالی ترین نهادِ دینی مکتب شیعه است) ملت و حکومت را به اَحسن وجه و با مهربانی و عطوفت رهبری کرده و می کنند. در عراق نظریۀ «ولایت مطلقۀ فقیه» وجود ندارد، نهاد مرجعیت اُس و اساس حوزۀ نجف محسوب می شود و ایشان از طریق مرجعیت نفوذی بسیاربالا _حتی فراتر از قانون و ساختار سیاسی_ در کل عراق و حتی بر منطقه دارند. در حقیقت ایشان از طریق مرجعیت رهبری می کنند نه به شیوۀ «ولایت فقیه».



7- آن مرجع خبیر بر حق ورود زنان و اقلیت های دینی و مذهبی به فعالیت های سیاسی و مسئولیت های اجتماعی و حکومتی تأکید کرده و می کنند. (همان: ص 156)



8- در همان دورۀ انتقالی از طریق دفترشان به خبرنگار اشپیگل گفته بودند: «نیروهای اصلی سیاسی و اجتماعی در عراق به دنبال تشکیل حکومت دینی نیستند، بلکه در پی حکومتی اند که در آن آنچه از نظر مردم عراق اصول و مبانی دین محسوب می گردد محترم شمرده شوند. حکومتی که بر پایه کثرت گرایی، عدالت و مساوات استوار باشد.» (می توانید رجوع کنید به ص 154 کتاب «آیت الله سیستانی و عراق جدید» نوشتۀ مسیح مهاجری) ادامه دارد...

۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۰۵ ق.ظ دامنه |
زلزله و صانعی و خاتمی

زلزله و صانعی و خاتمی

مسائل اجتماعی ایران


1- در معتقدات شرعی ما فلسفه وجودی حوادثی چون زلزله و سیل و… چیست؟

2- اگرچه بر اساس بعضی تعابیر در لسان آیات و روایات، از آن به آزمایش الهی نام برده می شود، اما در میان عامه مردم به عنوان بلا و عقوبت تعبیر می گردد و متأسفانه از حادثه دیدگان به عنوان کسانی نام برده می شود که مورد عذاب و عقوبت الهی واقع شده اند. حال از نظر جناب عالی، این تعابیر درست است یا خیر؟



پاسخ آیت الله العظمی یوسف صانعی:

باید توجه داشت که حوادث غیر مترقبه همچون زلزله، طوفان و غیر آنها، همانند بقیه امور و حوادث، تابع علل و اسباب خودش می باشد که همه و همه مخلوق و آفریده شده خداوند است، و سنّت الهی بر جریان علل و معالیل و اسباب و مسببات است (ولن تجد لسنه اللّه تبدیلا) و این انسان است که خداوند او را به نحوی آفریده که با پیشرفتش در علم و دانش و پی بردن به علل و عوامل امور می تواند آنها را کاهش داده و بلکه ممکن است روزی بشر جلوی همه آن حوادث را با علل و عوامل پیشگیری کننده – که آنها نیز آفریده شده ذات باری تعالی می باشند – بگیرد که ظاهراً بلکه قطعاً در زمان ظهور حضرت مهدی (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) که علم و درک و عقل بشر کامل می گردد، چنین پیشگیری تحقق پیدا خواهد نمود، این بود بیان مختصری از نحوه خلقت و آفرینش الهی در زمین.


و اما مسئله بلا و عقوبت بودن این چنین حوادثی به طور کلّی، قطعاً منفی است و ما نمی توانیم به اسلام عزیز نسبت بدهیم که مردمی که از خانه و زندگی ساقط شده اند، گناهکار بوده اند و خداوند آنها را عقوبت نموده; چون به علاوه از اینکه این افترا به اسلام است، اصولا این جور عقوبتها نسبت به گناهکاران ـ که خارج از مفروض در سؤال است ـ در اسلام و بعد از بعثت رسول اللّه (صلی الله علیه وآله)، نبوده و تحقق پیدا نخواهد کرد; و چگونه می توان این زلزله ها را عقوبت نامید با اینکه در همان حال، مردم باید به خدای خویش توجه نمایند و نماز آیات بخوانند! و نیز چگونه می توان آن را عقوبت نامید با اینکه نسبت به اشباه و نظایر آنان مثل غریق یا کسی که خانه بر سرش خراب شده، حسب روایات اجر شهید را دارد!


و بر همه ماهاست که از این گونه سخنان نادرست نسبت به این انسانهای والای صدمه خورده و اذیت شده، دم فروبندیم و به فکر خدمت به آنها و درخواست صبر جمیل و اجر جزیل از خداوند برای مصیبت دیدگانشان باشیم؛ و این جانب از همه آنان که صدمه خورده و اذیت شده اند درخواست دعای خیر را داشته و دارم؛ چون این گونه افراد محروم، انسانهای بزرگ و مؤمنی بوده و هستند که اکنون مُضطر شده اند و خدای بزرگ دعای مُضطر را ـکه در رأس آنها مهدی موعود (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) می باشدـ اجابت می نماید، و در پایان از خداوند متعال برای از دست رفتگان این حادثه دردناک طلب مغفرت و آمرزش می نمایم.(منبع)




حجت الاسلام سید محمد خاتمی: «...طبیعت نه قهر دارد و نه مهر بلکه روند خود را بر اساس نظم و سامانی که خداوند منّان برای آن مقرّر فرموده است طی می‌کند ولی از قهر و مهر انسان‌ها بخصوص کسانی که مسوولیت اداره زندگی جامعه را برعهده دارند می‌توان سخن گفت و مهر واقعی آنکه با بهره‌گیری از دانش و تجربه بشری کاری کنیم که حوادث طبیعی کمترین اثر منفی را بر زندگی انسان‌ها داشته باشد.» (منبع)
۲۴ آبان ۹۶ ، ۰۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آیت الله سیستانی

دامنۀ مرجعیت


به قلم دامنه. به نام خدا. تا به حال دربارۀ مرجعِ فقیه آیت الله العظمی سید علی سیستانی مطالب متعدّدی _فتوا، شرح حال، دیدگاه های ایشان_ منتشر کرده ام. بر روی این فقیه آگاه و بانفوذ و محبوب جهان اسلام مطالعات زیادی انجام داده ام. هم از سر شوق و علاقۀ شدیدم به ایشان و هم از روی دانش افزایی خویش و نیز هم برای پندآموزی از زندگی ساده زیستانۀ وی. در این پست می خواهم به زوایای دیگری از زندگی سراسر عزّت و عبرت این عالمِ زمانه (متولد 9 ربیع الثانی 1349 ه. قمری. مشهد)، بپردازم:


قسمت اول:

1- به روایتِ دوست و دشمن، این روحانی را بآسانی نمی توان دور! زد؛ به عبارتی بهتر است بگویم نمی توان بر او چیزی را تحمیل نمود و فریبش داد. بسیار زیرک و هوشمند است. دلیلش را در بند2 بیابید.




2- به تعبیر نویسندۀ کتاب «آیت الله سیستانی و عراق جدید» _که تا به حال از سال 1384 تا 1390 سه دیدار حضوری و گفت و گوی خصوصی در بیت ایشان با ایشان داشته_ این آیت الله، آیت اللهی «آینده نگر»، «باهوش»، «آگاه به مسائل روز»، «کنجکاو»، ضدِّ خرافات»، «سرزنده»، «روشن»، «پُرمطالعه»، «باخبر از همه چیز ایران»، «فوق العاده به روز»، «هوشمند»، «نفوذ فوق العاده در میان مردم عراق»، «مسلط به ترفندهای دشمن» است. (برگفته از ص 41 تا 134 کتاب نوشتۀ مسیح مهاجری. چاپ سوم، نشر روزنامۀ جمهوری اسلامی، 1390)


کتاب «آیت الله سیستانی و عراق جدید» نوشتۀ حجة الاسلام والمسلمین مسیح مهاجری

کتاب «آیت الله سیستانی و عراق جدید»

عکس از دامنه


یادداشت های دامنه از کتاب «آیت الله سیستانی و عراق جدید»


3- کتاب موردِ اشاره، نوشتۀ حجة الاسلام والمسلمین مسیح مهاجری را دوبار خواندم. چاپ اولش را که بهمن 1390 منتشر شد، در اردیبهشت 1392 خواندم و چاپ سومش را اخیراً در 15 آبان 1396 خوانده و یادداشت برداری کرده ام. ماحصَلِ آن، هفت صفحه نکته برداری برجسته است که به چند نمونه از آن اشاره می کنم به صورت برداشتِ آزاد دامنه از کتاب:



خانه اش کوچک، خشتی، گِلی در کوچه ای باریکِ در «شارع الرّسول» نجف، در ظاهر یک خانۀ معمولی ست، ولی تمام تشکیلات دولت عراق در همین خانه گِلین خلاصه می شود. (ر. ک: ص 16 کتاب)


به آیت الله سیستانی عرض کردم: «ایران گرفتار خُرافات است». گفتند: «خودتان این وضع را به وجود آوردید. هی گفتید آقای بهاءالدینی اینطور است و آنطور است. هی کرامات گفتید. من خودم در قم بودم و این چیزها را می دانم و اینجا هم که هستم کتاب های زیادی می خوانم و... جمکران را آنطور بزرگ کرده اید و منبری ها آن حرف ها را می زنند». (ص 69 تا 71 کتاب) ادامه دارد...

۱۹ آبان ۹۶ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۴۸ ق.ظ دامنه |
تلگراف آقای خوئی به شاه

تلگراف آقای خوئی به شاه

آیت الله العظمی خوئی

 

اخطار صریح و شجاعانۀ مرجع بزرگ شیعیان جهان مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی به شاه خائن در سال 1342: «از قرون متمادی دشمنان اسلام از نظر اضمحلال دین و برده ساختن مسلمانان درصدد تفریق دو قوه روحی و مادی آنها برآمده و به فضل الهی در اثر تنبه اولیای امور و علماء اعلام به مقصد خود نائل نگشته اند.

 

در حال حاضر زمینه را قابل دیده به فعالیت پرداختند که ضربت مُهلک خود را بر پیکر کشور اسلامی وارد سازند. بسیار جای تأثر و تأسف است که سقوط و انحطاط مملکت اسلامی و یگانه مرکز تشیع به جایی برسد که زمامداران آن آلت و وسیله انجام مقاصد شوم آنها گردند.

 

 

ما چندی قبل مفاسد تصویب نامه شوم و جعل قوانینی برخلاف مقررات اسلام را تذکر داده و اعلام خطر نمودیم با این حال شاه با کمال جدیت از آن قوانین دفاع کرده و در اثر آن روزنامه های مزدور و خائن بهانه به دست آورده نسبت به مقام روحانیت هتاکی نموده بلکه مقدسات اسلام را خرافات و ارتجاع سیاه و قوانین پوسیده نامیدند.

 

 

البته حکم چنین اشخاص در شرع مطهر معین و مبین است، ما جداً از شخص شاه خواستاریم که اسباب اغتشاش مملکت و ناراحتی عموم مسلمانان جهان را مرتفع سازند.

 

علماء اَعلام و عموم طبقات مسلمانان با اتکال به حول و قوه الهی از مقدسات دین تا آخرین نفس دفاع خواهند نمود. علی الله توکلنا ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین. ابوالقاسم الموسوی الخوئی غره ذیقعده/۱۳۸۲ فروردین ۱۳۴۲.» (منبع)

۰۸ آبان ۹۶ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ دامنه به مسیح مهاجری

مسائل داخلی ایران


حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی: «...بسیاری از مردم گرفتار، برای حل مشکلاتشان پناهگاهی ندارند. تاسف بارتر اینکه مسئولین ما به بهانه‌های مختلف از مردم فاصله گرفته‌اند... فقر و محرومیت نیز یک واقعیت انکارناپذیر است که بسیاری از مسئولین از آن بی‌خبرند. در کشوری که مسئولین آن در برج عاج زندگی می‌کنند... بعضی از مسئولین ما به جای سخن گفتن از وظایفی که برعهده دارند به همه چیز می‌پردازند و از زمین و آسمان حرف می‌زنند و به بالا و پائین دنیا حمله می‌کنند و شاید نمی‌دانند در یک قدمی آنها گرفتارانی هستند که در محرومیت و ظلم و عدم توجه به مشکلاتشان دست و پا می‌زنند... (منبع)



دامنه: این تقارُن فقر با صبر است.

جانم فدای نیازمندان و تهیدستان



پاسخ دامنه



به نام خدا. می دانیم که بُرج عاج در زبان عامیانه، کنایه ای ست به آنان که بی دغدغۀ مردم، در خیالات خام و وهم آلود خود غرقه اند و از دلِ مردم بی خبر، بلکه بدتر از آن بی خیال.



جناب مسیح مهاجری، برای این گونه افرادی که شما شجاعانه نقدشان کرده ای، این گونه کنایات اثری ندارد، چون به قول شما در بُرج عاج اند و گوشۀ خلوت خود در جلوت و تنعُّم و ناز و چیزی نمی شنوند!



من فقط چندنکته را به یادها می آورم و می گذرم چون آنان در برج عاج نشسته اند و به افکارعمومی هیچ ارزش و بهائی نمی گذارند:



1- وقتی سیرۀ علمای دینی را می خواندیم و نیز سرگذشت همین روحانیان قدرت گرفته در حکومت اسلامی را، افتخارشان این بوده که در دورۀ طلبگی و طاغوت شاه، حتی پول سیب زمینی و لبو نداشتند که سدّ جوع کنند ولی حالا...



2- وقتی شهید آیت الله سیدحسن مدرس _روحانی ضدّ استبداد_ می خواست طلبه ایی را در حوزۀ علمیه اش بپذیرد اول نگاه به سر و وضع و لباسش می انداخت که مرفّه و شیک نباشد. روزی دید یکی آمده و دگمۀ لباسش خیلی خوشگل و گرانقیمت است، او را برای مدرسه اش پذیرش نکرد. گفت از همین دگمه ات پپداست که ساده زیست نمی توانی باشی و آخوندی یعنی ساده زیستی. اما حالا...



3- وقتی شاه جشن های پُرخرج و تاجگذاری های پُرهزینه می گرفت، مهمترین منتقدین بحقّ آن جبّار، علمای مبارز دینی بودند و فریاد برمی آوردند و تذکر می دادند. اما در همین دولت 9 و 10 جمهوری اسلامی مشهور به حُکمرانی احمدی نژادی، میلیارد میلیارد تومان و میلیون میلیون دلار پول نفت و درآمدهای دیگر ناپدید شد و در جاهایی نامشخص رفت، که کمتر عُلمایی سراغ داریم که لب به سخن گشوده باشد و از بیت المال دفاع کرده باشد. چرا؟ چون از حکومت می ترسند! از حیثیت و آبروی خود می هراسند! چرا آنها حالا که طاغوت شاه را برانداختیم، باید از نصیحت و تذکر و فریاد هراس داشته باشند و سکوت پیشه کنند؟



4- در ضمن جناب مسیح مهاجری _که پرورش یافتۀ شهید مظلوم بهشتی هستی_ به شما هم باید تذکر دهم که آن هنگام بارها و بارها مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری همین گونه نقدهای شبیه شما را، به نظام و حتی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی تذکر می دادند ودلسوزانه در میان می گذاشتند و مردم را دعوت به آگاهی می کردند، ولی شما و روزنامه ات و بسیاری از هم لباسان و صاحبان قدرت، وی را نعوذبالله «شیح ساده لوح»!!! می خواندید.



تو و امثال شما خوب می دانستید که واژۀ «ساده لو، ساده لوح» در لغتنامۀ دهخدا کنایه از چیست؟ نعوذبالله کنایه از «مرد خفیف العقل»، نعوذبالله زبانم لال «کنایه از احمق و بی شعور» کنایه از ساده مرد.



این اهانت ها و ظلم های مسلّم به مرجع شیعۀ مبارز، پدرشهید، فقیه عالیقدر، عالم شجاع، مرد وارسته، شیخ ساده زیست و از دنیابُریده را هزاران هزاران بار دیدید و چیزی نگفتید و خودت هم بخشی از همان بُمب باران کنندگان بودی. باز هم خدا را شکر به راه حق هدایت شدی و زبان و قلم ات را مردمی تر کرده ای نه حکومتی و آغشته به جوهر قدرت.



بگذرم و آقازادگی ها و میراثخواری ها و فسادها و دنیازدگی و آفت ها را فعلاً فاکتور بگیرم که سینه ام نهُفته ها و نگفته ها زیاد دارم که به مرور ایام می گویم. حیف حیف که روحانیون دنیازده و قدرت طلب، علاوه بر خود و انقلاب، بر روحانیون وارسته و منزّه نیز ضربه می زنند و با آبرو و اعتبار آنان بازی می کنند و آفت به جامعه و نظامِ برآمده از خون پاک شهیدان_می گُسترانند.

۰۷ آبان ۹۶ ، ۱۹:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۸ ق.ظ دامنه |
قلب تپندۀ جهان اسلام

قلب تپندۀ جهان اسلام

مرجعیت


به قلم دامنه. به نام خدا. چرا آیت ‌الله العظمی سیدعلی حسینی سیستانی این همه محبوب جهان اسلام و قلبی تپنده برای جهان تشیّع است؟


ایشان شخصیتی با ویژگی‌های معنوی و آرمانی ست که اهل ‌بیت _علیهم‌ السّلام_ بدان سفارش کرده‌اند. عالمی مخلص که نمادی آشکار برای تعبیر «عالم ربانی» و این سخن معصوم علیه‌ السّلام است: «جریان کار باید در دست عالمانی باشد که امانت‌دار حلال و حرام الهی هستند».


چند مورد آداب درخشان ایشان که دانشگاه انسان سازی ست:


1ـ مطالعه فراوانی دارد، کتاب‌ها و دیدگاه‌های مختلف را پی می‌گیرد و انصاف و احترام به اندیشه دیگران در وجود ایشان موج می زند.



2ـ حلقه‌ های درس نجف به مباحثه‌ های داغ میان همدرسان یا میان استاد و شاگرد شهرت دارد. درس‌های آیت ‌الله سیستانی اما از جدال‌ های هدربخش به دور است. «ایشان در نقد سخن استادان خویش و دیدگاه‌های دیگران همواره از واژه‌هایی آمیخته‌ با ادب استفاده می‌کند، تا حتی اگر نظریات آنان سُستی نمایانی داشته باشد و نتوان از آن دفاع کرد، جایگاه و عظمت علما حفظ شود.» با رویی گشاده و روحیه‌ ای سرشار از روشنگری و راهنمایی با طلاب سخن می‌گوید و در برابر بحث های بی مورد، سکوت و خاموشی پیشه می سازد.

3ـ از خُلق و خوی نیکوی آیت ‌الله سیستانی یکی این است که در پایان وقت درس، همواره شاگردان را به پرسشگری و انتقاد تشویق می‌کند از او نقل است که به طلاب گفت: «باید بپرسید ،حتی اگر در باره شماره صفحه بحث خاصی باشد یا نام کتابی، تا به گفت‌ وگو با استاد و ارتباط علمی با وی خو بگیرید».


شاگردان خود را به مقایسه بحث‌های خویش با پژوهش‌ های چاپ‌ شده و اطّلاع از نقاط ضعف و قوت آن وامی دارد و بر گرامی داشتن علما و پایبندی به رعایت ادب در نقد سخنان ایشان تأکید دارد و خود نیز اساتید خود را با احترام ویژه نام می‌برد.





4- پارسایی دارد و نیز رویکردی پرهیزکارانه به رویدادها. گاه همین سکوت هایش برای منافع عمومی، و دم فرو بستن برای حفظ کیان اسلام و آسایش مردم، موجب می شود برخی از افراطیون به وی اهانت هم روا بدارند! اما آن مرجع عالیقدر این گونه اهانت ها را به جان می خرند تا به اساس دین لطمه ای وارد نشود.


آیت ‌الله سیستانی همواره خود را پایبند به سکوت و آرامش و «پرهیز از این غوغاسالاری‌ ها» می‌دانند. «زهد و پارسایی ایشان در پوشاک ساده و خانه کوچک استیجاری و اثاثیه ناچیز برای زندگی، امری مثال‌ زدنی است.»



5ـ به روایت یکی از شاگردانش «آیت ‌الله سیستانی تنها یک فقیه نیست، بلکه بزرگمردی فرهیخته و آگاه به اندیشه‌های معاصر و آشنا با دیدگاه‌های تمدنی گوناگون است که به زمینه‌های اقتصادی و سیاسی در معادلات جهانی نگاهی ژرف دارد و همسو با پیشرفت‌های نمایان بشری و اوضاع کنونی، نظریه‌های برجسته مدیریتی و اندیشه‌های اجتماعی تازه‌ای را ارائه داده است، به گونه‌ای که در نظر ایشان، «فتوا» کارکرد شایسته‌ای در نیل جامعه مسلمان به خیر و صلاح دارد.»


افتخار کنیم در عصری بسر می بریم که با نعمتی بزرگ و اُسوه ای حسنه و با قلب تپندۀ جهان تشیّع یعنی آقای سیستانی زندگی می کنیم. قدر این نعمت عُظما و بی مانند را بدانیم و او را بیشتر بشناسیم. دامنه از روزی که تأسیس شده است کوشیده است با پست های مختلف، خوانندگان شریف را با آن مرد بزرگ، محبوب دل ها، خبیر و آگاه، منزّه و وارسته بیشتر آشنا سازد.


برداشت آزاد دامنه از یکی از متن های

«سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر آقای سیدعلی سیستانی» (اینجا)

۲۸ مهر ۹۶ ، ۰۷:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ مجتبی لطفی

آیت الله العظمی منتظری


توضیح دامنه: به نام خدا. دامنه در 25 مهر 1396 (در این پست اینجا) متنی با عنوان «نقدی بر آیت الله خوئینی ها» منتشر کرده بود. دیشب در سایت انصاف نیوز (وابسته به دکتر پزشکیان با مدیریت علی اصغر شفیعیان) خواندم که حجت الاسلام مجتبی لطفی پاسخی به آیت الله خوئینی ها نوشتند. این متن را به دلیل اهمیت در دامنه بازنشر می دهم. یادآوری کنم مجتبی لطفی یکی از کتاب های مهم مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی منتظری را با عنوان «جلوه های ماندگار» تألیف و تدوین کرده است که من دو سال قبل آن را در دامنه معرفی کرده بودم:



متن نقلی: «حجت الاسلام «مجتبی لطفی»، مسوول دفتر مرحوم آیت الله منتظری و شاگرد وی، در یادداشتی تلگرامی با عنوان «پرسش‌هایی از آقای سید محمد موسوی خوئینی‌ها»، به اظهارات اخیر آیت الله خوئینی‌ها [لینک] پاسخ داد. به گزارش انصاف نیوز، متن یادداشت آقای لطفی در پی می‌آید:


«پرسش‌هایی از آقای موسوی خوئینی‌ها. اخیراً جنابعالی در یادداشتی منتشر شده در باره‌ی عزل آیت الله منتظری، هم در جایگاه مدعی و هم قاضی قرار گرفته و حکم به محکومیت آیت الله منتظری صادر کردید.


با این که خود را ناظری بیرونی بر شمردید که به داوری پرداخته اما فرمودید: «من انکار نمی‌کنم که هیچ چیزی با ارادت و ایمانِ من به امام خمینی برابری نمی‌کند!» که این تناقض خود اعتراف به داوری یک جانبه نیست؟


در این جا با تمامی احترامی که برای شخصیت شما قائل بوده و هستم خواستم در جایگاه پرسش کننده در این محکمه به چند پرسش بپردازم:



الف: از مرحوم مهندس بازرگان مایه گذاشتید که به تعبیر شما از دست فقیه عالیقدر «به فغان آمده بود». اینکه داوری دبیر کل نهضت آزادی برای شما مهم شده (علی رغم تمامی جفایی که در حق او شد و مبرهن است که از سوی چه جناحی) بماند، اینکه جناح شما در زمان صدارت، بر طبل نفوذ لیبرالها در بیت آیت الله منتظری کوبیدند و رابطه‌ی ایشان با نهضت آزادی، و اینکه قرار بوده از طریق اینان کشور به دست منافقین سپرده شود نیز بماند.



اما بد نیست مستند فغان مرحوم بازرگان را بفرمایید و اینکه در مدت شش ماهی که دولت موقت بر قرار بود آیت الله منتظری چه مسوولیتی در کشور داشت که مرحوم بازرگان از آن جهت از ایشان گله داشت در حد فغان! البته بد نبود به اشغال سفارت آمریکا اشاره می‌کردید که باعث استعفای بازرگان شد که هیچ، بلکه امام و کشور در عمل انجام شده قرار گرفت و آثار و تبعات آن هنوز گریبان‌گیر کشور است.



ب: مستطاب عالی از «ضعف‌های آیت الله منتظری» ذکری فرمودید «که با مسایل مدیریت کلان کشور گره می‌خورد و مشکلاتی جدی به وجود می‌آورد».  به خوبی می‌دانید قبل و بعد از انتخاب قائم مقام، این امام خمینی بودند که اختیارات حاکمیتی، احتیاطات و حتی برخی از فتاوای خویش را به آیت الله منتظری ارجاع دادند.


آقای منتظری به جز این، ملجأ و پناه مردم و مسوولان از جناح‌های متنوعی بودند که با دسترسی نداشتن آسان به امام راه قم را پیش می‌گرفتند. آنچه که ایشان در کارنامه‌ی خود دارد و هم چنین از سر دلسوزی و احساس وظیفه مطالبی بیان می‌شد، کدامیک ایراد داشت که به نظر شما مشکلاتی را پدید آورد؟ (از باب نمونه):



نقد برخوردهای تندروانه و غیرقانونی و شرعی با برخی علمای حوزه مانند آیات شریعتمداری و روحانی، جریان روشنفکری چون دکتر سروش و برخی دانشگاهیان و نفی محرومیت از تحصیل منتقدان و مخالفان؟



نقد برخی از اقدامات وزارت اطلاعات و احتمال نفوذ سرویس‌های خارجی در آن برای حذف نیروهای خدوم و آبرو بردن اسلام و انقلاب با برخی اقدامات آگاهانه یا غیر آن؟ آیا از برخوردهایی که با دوستان شما شد و افشای امثال سعید امامی‌ها، احساس نکردید که حق با آیت الله منتظری بود؟



نقد به سیستم قضایی و به ویژه زندان‌ها و آنچه که توسط آقای لاجوردی و گروه ایشان در دادستانی مرکز در زندان‌ها اعمال می‌شد؟ اگر به منابع آقای منتظری شک دارید، گزارشاتی که امثال آقای هادی خامنه‌ای دادند را بخوانید و عزل لاجوردی را. اما چه کسانی وی را پس از ۲۴ ساعت باز گرداندند جز دوستان ذی نفوذ شما؟ سه مجتهد مسلم (منتظری، اردبیلی و صانعی) منتقد جدی آقای لاجوردی بودند اما پشت وی به چه کسی گرم بود؟



رسیدگی به امور زندانیان از طریق نمایندگان ویژه؟ تأسیس دادگاه عالی قم و آزادی بیش از ۶ هزار زندانی؟


تشکیل شورای عالی مدیریت حوزه‌های علمیه و تأسیس مدارس علمیه تحت برنامه که نخبگانی تربیت کرد که بیشترین رزمنده و شهید از این مدارس بودند؟



تأسیس: دانشگاه امام صادق، مرکز جهانی علوم اسلامی، مرکز بزرگ اسلامی کردستان، مرکز فرهنگی لندن، مرکز تربیت مدرس دانشگاهها؟ و… و خدمات فرهنگی دیگر کدامیک به تعبیر شما مشکل ساز بود؟


نقد مدیریت جنگ و اعتراض به نصب آقای بنی صدر به فرماندهی کل قوا؟ طرح ادغام ارتش و سپاه و نقد تضعیف ارتش؟ پیشنهاد خاتمه‌ی جنگ با وساطت کشورهای اسلامی برای جلوگیری از خسارات فراوان؟ (که از دوستان شما در بیت امام طعنه شنید که: منتظری بوی دلار به مشامش خورده است!)


انتقاد به کودتای خزنده علیه نیروهای خدوم و انقلاب و خطر انزوای آنان؟


نقد دخالت همه جانبه‌ی دولت در اقتصاد و اهتمام به اقتصاد عرضه و تقاضا و لزوم نظارت دولت و نه دخالت؟ و تذکرات بیشمار از اول انقلاب تا پایان عمر به توسعه‌ی اقتصادی، کشاورزی و توسعه‌ی روستاها؟


نظرات ایشان در باب آزادی مطبوعات، رسانه‌ها، احزاب، انتخابات و نقد نظارت استصوابی؟     و پاشنه آشیل عزل ایشان یعنی اعتراض به اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ به ویژه تابستان ۶۷ که این قصه سر دراز دارد؟


استاد بزرگوار جناب آقای خوئینی‌ها (دام ظلکم الوارف)  از صراحتم نرنجید، حرف بسیار است و فرصت نابرابر، اما انصافاً کدامیک از گزینه‌های فوق به واقعیت نزدیک نبود؟ و قطعاً از شأن شما به دور است که در قبال پرسش‌های فوق و بیش از این، شوی نخ نمای نفوذ سید مهدی هاشمی، لیبرال‌ها و منافقین در بیت آن فقیه فقید و از همه بدتر ساده لوحی را برای رد گم کردن مطرح نمایید.


و من برخلاف حضرتعالی که معتقدید: «هیچ چیزی با ارادت و ایمانِ من به امام خمینی برابری نمی‌کند»؛ چیزی جز واقعیت و قضاوت در باره‌ی آن، با ارادت و ایمانم به آیت الله منتظری برابری نمی‌کند و معتقدم همان گونه که استاد مشترکمان نقد بر خود نوشتند، باید نقادی کرد و نباید بزرگی بزرگان مانعی در این فرایند مبارک باشد. ارادتمند: مجتبی لطفی.» (منبع)

۲۷ مهر ۹۶ ، ۰۷:۲۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

از سیستانی بیاموزیم

آیت الله العظمی سیستانی


هرچه اصرار کردم، مرجع عالی‌قدر نگذاشتند دستشان را ببوسم... شنیده بودم که به یکی از علمای ایران فرموده بودند: «می‌گویند برخی از روحانیون در ایران اَشرافی زندگی می‌کنند.


باید توجه داشت که همه مردم دین را از روی عقل و استدلال نپذیرفته‌اند، بلکه به روحانیت اعتماد کرده‌اند و دیده‌اند آنها مردمان خوبی هستند، متدیّن شده‌اند. اینها اگر اعتمادشان را به روحانیون از دست بدهند، به دین هم بی‌اعتماد می‌شوند!»


روایت دیدارچهارم حجت الاسلام سیدمحمود دعایی با آیت الله العظمی سیدعلی سیسانی (منبع: جماران)
۲۷ مهر ۹۶ ، ۰۷:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ویژگی ممتاز سیستانی

آیت‌الله العظمی سیستانی

«...برآوردم از شخصیت والای آیت‌الله العظمی سیستانی به طور اجمال این بود که عالم روشن‌بین و در حقیقت روشنفکری هستند. مصداق بارز کلام امام صادق (ع) که: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس»، یعنی عالم‌ زمان‌شناس مورد هجوم امور مشتبه قرار نمی‌گیرد و به تعبیر عامیانه گیج نمی‌شود. ایشان با خرافات و زوائدی که باعث بیزاری علاقه‌مندان به اسلام می‌شود، سر ناسازگاری دارند...





در اینجا [دیدار چهارم] حضرت آیت‌الله نکته مهمی را یادآور شدند که فکر می‌کنم در تاریخ مرجعیت بی‌سابقه باشد و آن اینکه به مقلدان ساکن در عراق فرموده‌اند لزومی ندارد وجوهات شرعی را به نمایندگان ایشان بدهند یا برای ایشان بفرستند، بلکه می‌توانند در هر کاری که خود مصلحت می‌دانند، خرج کنند و از جمله به فقرا مساعدت نمایند.



...این امر علاوه بر اینکه به متدیّنان عراق شخصیت و اعتماد به نفس می‌دهد که تا چه حد مورد اعتماد مرجعیت هستند، روحیة آزاده و بزرگ‌منشی و طبع بلند حضرت آیت‌الله را نیز نشان می‌دهد که چقدر از نام‌خواهی و سُلطه‌جویی گریزانند؛ زیرا قاعدتاً دریافت وجوهات شرعی زمینه و پشتوانه قدرت مراجع است و ایشان اینجور بزرگوارانه آن را در اختیار خود مقلدان قرار داده تا در موارد مقتضی و به تشخیص خود هزینه کنند...



ایشان اصرار دارند از دولت عراق و هیچ دولت دیگری کمک مالی نگیرند و معتقدند که حوزه‌های علمیه و روحانیت شیعه باید همچون سیره دیرینه‌اش مستقل از دولت‌ها بماند. طبیعی است که مجموع این منش و بینش که حاکی از دانش عمیق و وسیع، انصاف، بی‌طرفی، دوراندیشی و واقع‌بینی و دقت نظر در امور مختلف است، منشأ نفوذ کلمه باشد...



هرچه اصرار کردم، مرجع عالیقدر نگذاشتند دستشان را ببوسم. اتاق کوچک مرتبی داشتند، بسیار ساده و بی‌پیرایه. تمام مدت دوزانو نشستند و از هر گونه تشریفاتی پرهیز داشتند. زهد، ساده‌زیستی، فروتنی و تواضع ایشان به‌راستی کم‌نظیر است. شنیده بودم که به یکی از علمای ایران فرموده بودند:


«می‌گویند برخی از روحانیون در ایران اشرافی زندگی می‌کنند. باید توجه داشت که همه مردم دین را از روی عقل و استدلال نپذیرفته‌اند، بلکه به روحانیت اعتماد کرده‌اند و دیده‌اند آنها مردمان خوبی هستند، متدین شده‌اند. اینها اگر اعتمادشان را به روحانیون از دست بدهند، به دین هم بی‌اعتماد می‌شوند!»


همین است که خودشان با وجود همه امکانات مالی و اعتباری، هنوز در چنان خانه‌ای زندگی می‌کنند که از حد متوسط مردم ما بسیار پایین‌تر است.»

روایت دیدارچهارم حجت الاسلام سیدمحمود دعایی با آقای سیستانی
(منبع: جماران)

۲۶ مهر ۹۶ ، ۰۶:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقدی بر آیت الله خوئینی ها

مسائل داخلی ایران

به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً آیت الله سیدمحمد موسوی خوئینی ها یکی از سردمداران جناح چپ به موضوع «قائم مقام رهبریِ» مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی منتظری ورود کرد و چنین گفت:






«باز کردن پروندۀ عزل آن فقیه عالی‌قدر برای من بسیار دشوار است... او در راه به ثمر رسیدن نهضت و انقلاب اسلامی چه مصیبت‌ها کشید، چه اهانت‌ها و زخم زبان‌ها، چه زندان‌ها و شکنجه‌ها، چه تبعیدها و محرومیت‌ها؛... در یک اقدام مصلحت‌اندیشانه، جایگاه قائم‌مقام رهبری را برای وی به تصویب خبرگان رهبری رساندند...  اما افسوس و صد افسوس که آن عالم مجاهد، در کنار نقاط قوت فراوان، ضعف‌هایی هم داشت... ای کاش آن اقدام مصلحت‌اندیشانه انجام نمی‌شد تا آن جراحی دردناک اتفاق نمی‌افتاد. آری، همان ضعف‌ها بود که امام را ناگزیر از آن اقدام کرد... تردید ندارم که در عزل ایشان حق با امام بود.» (منبع)



جواب دامنه




1- این که شما را یک روحانی بافکر و مرام و در خط امام می دانسته و می دانم، شکی نیست؛ اما دأبم همیشه این بوده هیچ گاه همۀ حرف هایی که زده ای و نوشته ای و یا می زنی و می نویسی، دربست نپذیرم و بَه بَه و چَه چَه نکنم. روی این حرف تازۀ شما هم، بر همین مَنهج ام.



2- تا زمانی که در یک موضوعی نتوان دو طرف قضیه را به یک اندازه و با نگرش عدالت گرانه نقد و بررسی کرد، داوری ها در بارۀ آن موضوع را نمی توان پذیرفت. از یک سو راحت و آسان مرحوم منتظری را نقد می کنند و حتی فُحش و ناسزا بار می کنند، ولی از سویی دیگر به خاطر مقام خاص و احترام والایی که امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی دارند، نمی توانند ایشان را بآسانی نقد و بررسی کنند؛ پس این قضیه همچنان غامض باقی می ماند.



3- آیا به نظر شما «عزلِ» مرحوم آیت الله العظمی منتظری از وظایف و حقِّ مجلس خبرگان نبود؟ زیرا هم امام معتقد بودند همه به قانون اساسی اقتداء کنیم و هم مجلس خبرگان ایشان را به مقام «قائم مقام رهبری» برگزیده بود که عموم مردم از آن اقدام بارها و بارها حمایت و اظهار رضایت و شادمانی کرده بودند.



4- چرا موضوعی خیلی کوچک مانند قضیۀ سید مهدی هاشمی، موجب شد با موضوعی بسیاربزرگ، یعنی قائم مقامی رهبری آن گونه برخورد گردد؟ اگر می خواهی بگویی منتظری انتقاد می کرد، باید گفت ایشان چهار شأن داشت و این شئوون نمی گذاشت چیزی را که خود تشخیص می داد باید بگویند، بازگو نکنند ولو آن که امام آن را نپذیرند؛



1- مرجع و فقیه بود. 2- قائم مقام رهبری بود. 3- زندان کشیده و شکنجه دیده به دست طاغوت بود. 4- و نیز یکی از رهبران اصلی نهضت اسلامی بود. آیا اینها موجب نمی شد ایشان در موضوعات نظام، نظرات خود را بی واهمه و هراس و بنا به تشخیص خود اظهار نمایند؟



5- شما که پس از دورۀ امام، بارها در روزنامۀ سلام ولایتِ رهبری را «درقانون» و «محدود» و «مقیّده» و «انتخابی» و «غیرمطلقه» می دانستی و بحث مشهور «دور و تسلسل» شما هم گویایی این نوع مواضع شماست؛ چرا در قضیۀ عزل و برکناری فوری و آنی مرحوم منتظری، بر خلاف عقاید و آراء دموکراتیک خود نظر می دهی؟



6- بحث من فراتر از قضایای عزل و مسائل دیگری ست که شما به کنایه اشاره کردید. بحث من این است که شما در موضوع انسان شناسی اشتباه می کنی. از یک سو می گویی «اما افسوس و صد افسوس که آن عالم مجاهد، در کنار نقاط قوت فراوان، ضعف‌هایی هم داشت» از سوی دیگر دربارۀ همۀ طرف های قضیه نمی توانی و نمی خواهی اظهارنظر کنی.



پرسشم این است به من نشان بده غیر از معصومین _علیهم السّلام_ چه کسی در این گیتی «ضعف‌هایی» ندارد که «صد افسوس» منتظری فقط! داشت؟ رفتی از یک موضوعی مثلاً رفع ابهام کنی! و خواستی خود را موجّه سازی و شاید هم برخی را دلخوش! ولی بدجوری غلتیدی و خیلی خَلط کردی.



بگذرم و فقط دو جملۀ کوتاه بگویم یکی این که: تاریخ ننویسید، تاریخ را بنویسد. دوم این که به قول دکتر عبدالکریم سروش بدین مضمون: وقتی انسان را تعریف می کنیم، «اشتباه» و ضعف بخش لاینفکِّ آن است.

۲۵ مهر ۹۶ ، ۰۷:۳۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

اختلافات فکری عُلمای دین

مسائل داخلی ایران


چه خوب اختلافات میان عُلما آسان و زیبا بود
مثل این قضیه


...دولت آقای مهندس میرحسین موسوی (که امیدوارم بر آنچه میان خود و خدای خود وظیفه می‌داند، استوار بماند) تصمیم گرفت، برای کاهش فشار مشکلات بر مردم و نیز صرفه‌جویی در مصرف ارز، خود عهده‌دار امر واردات کالا و توزیع آن در داخل کشور شود... این تصمیم دولت یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های اختلاف‌ها بین دولتِ مورد حمایت جریان چپ و مخالفانشان گردید، تا آنجا که گفتند کوپنیست مساوی است با کمونیست...





مرحوم آیت‌الله منتظری، نامه‌ای خطاب به شورای عالی قضایی مرقوم فرمودند مبنی بر اینکه دادگاه‌های امور صنفی، که به گران‌فروشی و احتکار رسیدگی می‌کنند، را تعطیل کنید؛ و اضافه کرده‌بودند که قیمت‌ها را بازار تعیین می‌کند و به حدیثی از رسول گرامی اسلام (ص) استناد کرده‌ بودند که جمعی از مردم مدینه از گرانی به آن حضرت شکایت بردند و درخواست کردند که ایشان قیمت‌ها را تعیین کنند؛ پیامبر خدا نپذیرفتند و فرمودند خداوند چنین نکرده ‌است، من هم نمی‌کنم.


شورای عالی قضایی با توجه به جایگاه آقای منتظری، که قائم‌مقام رهبری بودند، نگران شدند که اگر خواستهٔ ایشان را عملی نسازند، ایشان موضوع را رسانه‌ای کنند و شورا در برابر عمل انجام‌شده قرار گیرد. بنده از دوستان درخواست کردم امروز عجله نکنید تا راه‌حلی پیدا کنیم و یا خدمت ایشان برسیم و پس از ارائهٔ دیدگاهمان با موافقت ایشان تصمیم مناسبی بگیریم.


پس از جلسهٔ شورا، وقتی که به جماران رسیدم، پیش از رفتن به منزل، به دفتر حضرت‌ امام رفتم و خبرِ نامهٔ آقای منتظری را به مرحوم حاج احمد آقا گفتم تا به عرض امام برسانند. نظر خودم و سایر اعضای شورا را نیز گفتم. در نوبت جلسهٔ بعدی شورا، نامه‌ای از طرف امام خطاب به شورای عالی قضایی رسید که فرموده‌ بودند دادگاه‌ها به کار خود ادامه‌ دهند و اضافه کرده‌ بودند: «ما که نمی‌توانیم ایران امروز را مانند مدینهٔ زمان رسول اکرم (ص)، که به اندازهٔ یک دِه بوده است، اداره‌ کنیم...»
راوی: آیت الله سید محمد موسوی خوئینی ها. (منبع)

۱۱ مهر ۹۶ ، ۰۷:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سادات سُنّی

سیادت سادات در اسناد سجّلی


آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی تلاش های خود در این زمینه را برشمردند و فرمودند: بنده به این مطلب توجه داشته ام و به آن اهمیت داده ام؛ هم در کتابهایی که تألیف نموده ام و هم در تصویب قوانین. در زمانی که در شورای نگهبان بودم و در زمان تصویب قوانین مربوط به ثبت احوال، تأکید اینجانب بر ثبت سیادت سادات در اسناد سجّلی موجب تصویب این قانون گردید و زمینه حفظ نسب تمام سادت ایران فراهم شد. در واقع با این اقدام، توانستم ثبت سیادات را در ایران قانونمند کنم.




ایشان با ذکر نمونه هایی از سادات و نسل علی (ع) افزودند: سادات سُنّی زیادی نیز در نقاط مختلف جهان وجود دارد. در سفری که در سالهای دور به کربلای معلی داشتم، دیدم که پادشاه اسبق مغرب (جدّ پادشاه فعلی) که از سادات حسنی صحیح النسَب بود شخصاً ضریح اباعبدالله(ع) را غبارروبی می کرد.


این مرجع تقلید جهان تشیع ادامه داد: خاندان هاشمی که در اردن حاکم هستند هم از سادات معروف هستند. معظم له همچنین در پاسخ به سؤالی در باب سیادت صفویان متذکر شدند: صفویه از سادات بودند و ما سیادت آن ها را قبول داریم و کسی نباید در این امر شبهه کند.


آیت الله صافی گلپایگانی در پایان با دعا برای موفقیت پژوهشکده، خطاب به رئیس و مسئولین پژوهشکده الذریّة النبویّة نیز فرمودند: این افتخاری که شما پیدا کرده اید بسیار بزرگ است. کار شما مهم است و در این راه نیاز به سفرها و کارهای تحقیقاتی فراوان دارید.» (منبع:  اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ)
۰۳ مهر ۹۶ ، ۰۹:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ب.ظ دامنه |
سردار نجات و حصر

سردار نجات و حصر

 

به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً (22 شهریور 1396) سرتیپ حسین نجات جانشین سازمان اطلاعات سپاه، برای بار چندم در بارۀ حصر و «فتنه88» سخنرانی و تحلیل مفصّلی کرد و گفت: «من خودم در جریان وقایع آن روز با لباس مُبدّل ناظر صحنه‌ها بودم و حتی مجروح هم شدم...  .

 



 

 

او گفت: «وقتی آشوبگران به خیابان آمدند، من با آقای [سعید] حدادیان تماس گرفتم و ایشان هیات خود را بصورت دسته عزاداری وارد خیابان انقلاب کرد. وقتی این جمعیت زیاد به میدان آمد و فتنه‌گران و عناصر ضدانقلاب آنها را دیدند، صحنه را ترک کردند... .»

 

وی همچنین گفت: «در خصوص ماجرای آقای منتظری هم همین روال طی شد. بعد از شرارت‌‌افکنی‌های ایشان شورا تصمیم به حصر گرفت... .»

 

او در ادامه این گونه گفت: «اگر امام زنده بودند این افراد [میرحسین، کروبی] را مصداق باغی دانسته و با آنها به شدت برخورد می‌کردند، اما رهبری به دلیل فضای غبارآلود اینگونه مصلحت ندانستند.» (منبع)

 

 

جواب دامنه

 

من در مورد تحلیل و اَخبار آقای نجات، چند نکته ایی می گویم و بازهم از آن رد می شوم و منتظر محاکمه می مانم تا حرف های دوطرفِ ماجرا را آزادانه، کامل و مساوی بشنوم، سپس پیش وجدانم داوری کنم. چون از پس از آغاز حصر _که قریب  8سال از آن می گذرد_ فقط بک سوی ماجرا حرف های شان را آزادانه، مکرّر و از تریبون های بیت المال و متعلّق به آحاد ملت زده است. من به عنوان یک شهروند عادی ایرانی با خواندن سخنرانی سردار نجات، احساس تکلیف کرده ام سکوت نکنم و نکاتی را که خود تشخیص داده ام بگویم:

 

 

1- اول از حریم مرجعیت دفاع کنم. این که سردار سرتیپ پاسدار حسین نجات [محمد حسین زیبایی نژاد] در ضمن تحلیل بحران 88، به یک مرجع بزرگ و مبارز شیعه مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری تعریض بزند و آن «فقیه عالیقدر» و پدرِشهید را _که دستش از این دنیا در دفاع کوتاه است_ اهانت کند و ایشان را «شرارت‌‌افکن» بنامد، امری تازه نیست! گویا برای برخی ها که قدرت را در احاطۀ خود می بینند، امری رایج شده است و به خود اجازه می دهند آزادانه و بدون هیچ دغدغۀ پاسخگویی به هیچ جایی _حتی مجلس شورای اسلامی که تصریح شده بود «در رأس امور است»_ هر چه خود می پسندند بر زبان جاری کنند.

 

 

قبر مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری قم. حرم حضرت معصومه (س)

 

به آن مرجع تقلید از سال 1368 که از قائم مقام رهبری برکنار شد تا کنون، اهانت های فراوان و ناسزاهای زیادی نسبت دادند و حالا هم خیلی راحت، بآسانی آب خوردن، یک مرجع با آن همه سابقۀ زندان و شکنجه و مبارزه با شاه را «شرارت‌‌افکن» !!! می نامند. بگذرم.

 

 

هان! بدان! که مراجع شیعه، نعمت شیعیان اند و حق دارند هر آنچه را خود اجتهاد یا شَور کرده اند بیان نمایند و هیچ کس و هیچ حکومتی نمی تواند به مراجع شیعه فرمان دهد که فتوا ندهند، تشخیص های سیاسی شان را بیان نکنند و اجتهادات شان را مخفی نگه دارند؛ چرا که به گفتۀ استاد شهید مرتضی مطهری «اجتهاد موتور محرّکه اسلام است».

 

 

 

فقط این را می دانم که قانون اساسی عصر نهضت مشروطه، مراجع شیعه را از هرگونه اهانت کردن و محاکمه و زندان و حصر در امان نگه می داشت؛ الان را نمی دانم. ان شاء الله جمهوری اسلامی بتواند در حفظ و حراست نهاد مرجعیت که متولّی دیانت مردم است، توفیقی کسب کند و کارکردش را نزد خالق و مخلوق بخوبی بنمایاند.

 

 

2- این که آقای نجات چندمین بار است تحلیل ارائه می کند و یا خبرهای خاص امنیتی! را به عَمد به جامعه نشر و درز می دهد، از حق آزادی بیان استفاده می کند. تا اینجا حرفی نیست، اما می پرسم همین حق چرا برای محصوران، محفوظ نیست تا مردم بدانند جوابیه، دفاعیه و نظرشان نه فقط در بارۀ 88 چیست بلکه نسبت به حجم وسیع تحلیل ها و داورها و حتی توهین های 8 سال پیش چیست؟

 

 

3- اگر سرتیپ نجات در سال 88 به اعتراف خود با «لباس مُبدّل ناظر صحنه‌ها بود» باز هم حق او بود مبدّل شود، چون در دبیرخانۀ شورای عالی امنیت ملی کار می کرد. حالا هم که 8 سال از آن بحران گذشته است، بهتر است وی به میان مردم برود و با همان «لباس مُبدّل ناظر صحنه‌ها» شود و با نظرخواهی مستقیم از شهروندان، ببیند رفعِ حصر، مطالبۀ عمومی و خواستۀ اکثریت جامعه هست یا نه؟

 

 

4- این که نیروهای امنیت به اذعانِ خود آقای نجات از یک مدّاح تندروی جناحی خاصی به نام سعید حدّادیان در بحران88 استفاده بکنند و آنها را برای مقابله به خیابان ها بکشانند، جای تأمّل! دارد و درز خبر آن از زبان جانشین سازمان اطلاعات سپاه، برای داوری ها و تاریخ نویسان مفید است و آن دورۀ به قول وی «غبارآلود» را شفّاف می نماید. این خبری خوب! بود.

 

 

5- اما در مورد آنچه در بارۀ امام خمینی رهبر کبیر انقلاب، غیب گویی کرده است، چیزی نمی گویم، چون می فهمم و مردم هم حسابی می فهمند داستان چیست و برای چیست. پایان.

۲۶ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مفاتیح‌الجنان

اندیشمندان


به قلم دامنه. به نام خدا. آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی از مرجع عظام تقلید دیروز 15 شهریور 1396 گفت: «کتاب مفاتیح‌الجنان شیخ عباس قمی برای دوران خود مناسب بود ولی برای دوران کنونی نیازمند تغییراتی بود که به همین دلیل تهیه مفتاح جدیدی در دستور کار قرار داده‌ایم.» (منبع)





باید بگویم این اقدام
آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی اگر صورت تحقّق به خود گیرد، هم پسندیده است و هم شجاعانه. درست در جریان هستم که در سال های 1371 یا 1372 و 1373 بود که دکتر عبدالکریم سروش به عنوان تأثیرگذارترین روشنفکر دینی ایران و حلقۀ واسط میان دانشجویان و روحانیان، بر ضرورت بازنگری کتاب شریف مفاتیح‌الجنان خصوصاً ملحقۀ حاشیۀ آن «باقیات صالحات» تأکید کرده بودند که بشدّت مورد نکوهش قرار گرفته بود و در فضای سیاسی حکومتی و حوزوی ایران بر او بسیارسخت گرفته بودند و عده ای هم وی را تکفیر نموده بودند.


دکتر عبدالکریم سروش


کاملاً به یاد دارم خود
آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی نیز به آن موضوع ورود کرده بودند و در بحث «انتظارات دانشگاه از حوزه» (سخنرانی مشهور و طولانی سروش در دانشگاه اصفهان) به نقد و سرزنش سروش پرداخته بودند که بیانات شدیدالحن ایشان در روزنامۀ رسالت به چاپ رسیده بود که بعدها قضایای شکل گرفت که موجب ناراحتی آیت الله شد و فرمودند دیگر به این گونه مباحث ورود نمی کنند چون احساس تنهایی می کنند، و به نظرم دیگر ورود هم نکردند.


در سال های اخیر نیز آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی از مراجع عظام تقلید _که در بحث «قبض و بسط تئوریک شریعت» دکتر سروش، به نقدش پرداخته بودند و کتابی با عنوان «در آینۀ معرفت» را به زیر  چاپ بردند_ در کنار کتابِ مفاتیح‌الجنان به تدوین کتاب «مفاتیح الحیات» همت گماشتند که خود فرمودند (به این مضمون) که آن کتاب برای تنظیم آخرت است و مفاتیح الحیات برای اصلاح زندگی همین دنیا. بگذرم و باید دید چه می شود. ان شاء الله خیر گردد.
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عظمت آقا سیستانی

مرجعیت و روحانیت


آیت الله سید محمدجواد علوی بروجردی در گفت وگوی تفصیلی با شفقنا نکات بسیار مهمی در باب فتوا و جایگاه امروز مرجعیت و روحانیت و نقش حضرت آیت الله العظمی سیستانی در میان شیعه و سایر مذاهب بیان کرد. آیت الله علوی بروجردی نسبت به عملکرد امروز روحانیت انتقاد می کند و می گوید:


ما قدری از مردم فاصله گرفتیم و دیگر برای مردم پدری نمی کنیم. مردم به قول معروف در حوادث و ناراحتی ها همیشه به ما پناه می آوردند و ما پناه مردم بودیم، اما امروز این مساله کمرنگ شده به این دلیل که فرد روحانی متصدی اجرا شده، به این دلیل که ما آنطور که باید و شاید مسئولیت های خودمان را جدی نگرفتیم، به این دلیل که از جامعه خود شناخت لازم نداشتیم.


آیت الله سید محمدجواد علوی بروجردی

آیت الله سید محمدجواد علوی بروجردی


حرمت مرجعیت را باید شخصیت مراجع و روحانیت حفظ کنند و بی جهت در مسایل از آبروی روحانیت مایه نگذارند، اگر این حرمت حفظ شد، هر کجا شیعه هست، نفوذ فتوا هم خواهد بود. و بدانیم که اگر به طور روزمره مرجع تقلید در همه کارها دخالت کرد و وارد شد، اثر فتوا از بین می رود، اما در مواقع حساسی که هویت شیعه، هویت مملکت و ناموس شیعه به خطر می افتد، وظیفه ورود دارد.


او می گوید: حضرت آیت الله سیستانی در مسایل سیاسی و حکومتی به گونه ای عمل کردند که آبروی مرجعیت سرمایه کسی نباشد و این برداشت صورت نگیرد که این شخص را مرجعیت سرکار آورده و  اگر خوب عمل نکرد، مرجعیت کاستی پیدا کند؛ این هنر آیت الله سیستانی است. یعنی تا به امروز نه تنها ایشان عراق را با این تدبیر گرداندند بلکه به گونه ای حرکت کردند که  گَردی به دامن مرجعیت و روحانیت ننشسته است و این نقش بسیار ارزنده و ارزشمندی است.


آیة الله العظمی سید علی سیستانی مرجع بزرگ شیعیان جهان


او معتقد است که در حال حاضر نفوذ مرجعیت وجود دارد منتهی باید سعی کنیم گسست هایی که گوشه و کنار ایجاد می شود را ترمیم کنیم، به خصوص روحانیونی که تریبونی دارند باید از این تریبون حرف هایی بزنند که سنجیده و قابل قبول برای مردم باشد تا پذیرفته شود. این تریبون ها را جایگاه مبارزات خطی، جناحی و حزبی نکنیم.


باید از شخصیت حضرت آیت الله سیستانی و مرجعیت ایشان بهره برداری کنیم و بیاموزیم و بدانیم که ما هم در حال حاضر در کشورمان به نفوذ مرجعیت نیاز داریم و کسانی که در رده ها و کارهای مختلف، این مرجعیت را می کوبند و به اصطلاح نزول می دهند و خراب می کنند، توجه داشته باشند که چه نیرویی را می کوبند (منبع: شفقنا)


2

به قلم دامنه. به نام خدا. در این پست دو نکتۀ مهمی دارم که می نویسم زیرا معتقدم اگر آن را نگویم دَینم را اداء ننمودم و ترس را بر حق گویی ترجیح دادم:


1- آیت الله محی الدین حائری شیرازی امام جمعۀ سابق شیراز (از روحانیون متعلق به جناح راست) در این زمانه ایی که عده ای شبانه روز می کوشند با اَهرم «فتنه» و منگنۀ «حصر» رقیب خود را همچنان دور از دسترس مردم نگه دارند تا به خیال خود در امن و امان باشند، با نوشتن یک نامۀ شجاعانه و اخلاق گرایانه، از سیدمحمدخاتمی حلالیت طلبید:



«عارضه‌ی اخیرم... فرصتی است تا از همه‌ی کسانی که در وادی رقابت سیاسی و … به آنها ستم کرده‌ام حلیّت بطلبم. مثلاّ از شخصی پرسیدم شما چرا می گویید خاتمی رییس جمهور شود؟ او گفت: جون خوشکل است. گفتم: یزید هم خوشکل بود... بالاخره اگر در این دنیا حلال نکنند، عاقبتِ روز بازخواستم، سیاه رویی است. از همه حلیّت می‌طلبم. (منبع)



2- در حالی که آیت الله العظمی سیستانی مرجع بزرگ شیعیان جهان و مغز متفکر مکتب بالندۀ اسلام، بر بکارگیری همۀ آحاد ملت از هر دین و آئین و مذهب توسط دولت عراق توصیه کرده و می کنند، در ایران فقهای شورای نگهبان به رهبری آیت الله شیخ احمد جنتی، حضور یک زرتشتی هموطن به نام آقای سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد را خلاف شرع اعلام کرده اند و همچنان برای حذف آن اصرار می ورزند:


عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفت: «فقهای شورای نگهبان موضوع را بررسی کردند، رأی‌گیری شد، خلاف شرع تشخیص داده شد و به مراجع ذیربط برای ابلاغ و اجرا ارسال شد» (منبع)



بیایید از آموزه های اخلاقی، شرعی، دینی، سیاسی و هوشمندی های بی مانند آیت الله العظمی سیستانی درس بگیرید و این قدر، ملت صبور ایران را با این کارها از نظام دلخور نکنید و نسل جوان را هر روز بیشتر از دیروز از خود دور نسازید.



در حالی آن مرجع محبوب، هر روز به تألیف قلوب فکر می کند و دولت عراق را به سیاست های وحدت بخش فرامی خواند و خود نیز هیچگاه و هرگز از نام و عنوان و القاب و عکس هایش در معابر و سازمان دولتی استفاده نمی کند، عده ای در ایران خود را ممتاز می دانند و برای مردم فرمان های جوراجور صادر می کنند. خدایا توفیقی ببخش تا دست اندرکاران این نظام، قدردانِ این مردم _که ولی نعمتان اند_ باشند.

۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامۀ سیستانی به صافی

مرجعیت


نامه نگاری های دو مرجع شیعه مقیم نجف و قم. پاسخ آیت الله العظمی سید علی سیستانی به پیام تبریک آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی به مناسبت آزادسازی شهر موصل عراق که توسط حجت الاسلام والمسلمین شهرستانی، تقدیم این مرجع تقلید شد. (منبع)




دستخط آیت الله العظمی سیستانی مرجع بزرگ شیعیان جهان



۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کویریات

لیف روح


به قلم دامنه. به نام خدا. آیت‌الله‌ العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی مرجع تقلید شیعیان می فرمودند: «اَنا کُل یوم رجُل. من هر روز مرد دیگری هستم.»

(منبع: جلوه های ماندگار، اثر آیت الله العظمی منتظری، ص 104)

خبر درگذشت آیت‌الله‌ العظمی بروجردی


منظور از سخن بالا این است انسان نباید دُگم اندیش، متحجّر و ایستا باشد. باید مقتضیات زمان و مکان را در فهم و نگرش خود دخالت دهد تا دچار جهل، جمود و خمودگی نگردد.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تذکر آیة الله وحید خراسانی

هشدار مرجعیت


آیة الله العظمی حسین وحید خراسانی:
«باید همانگونه که خداوند به حضرت موسی فرمان داد که با فرعون با زبان نرم سخن بگوید ما نیز با جهان با زبان خوش صحبت کنیم. صحبت کردن با زبان خشن و تند و با روش‌های افراطی با جهان، خدمت کردن به اسراییل است.» 9 شهریور 1396 (منبع)


۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

فقیهی که زنش کُتک می خورد

داستان کوتاه


مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء از بزرگ‏ترین فقیهان عالَم تشیّع بوده است، در حدّى که علماى بزرگ شیعه از قول او نقل کرده ‏اند که فرموده بود: اگر تمام کتاب‏هاى فقهى شیعه را در رودخانه بریزند و به دریا برود و شیعه دیگر یک ورق فقه دستش نباشد، من از اول تا آخر فقه شیعه را در سینه ‏ام دارم، همه را بیرون مى‏ دهم تا دوباره بنویسند. مرجع هم شده بود.





اهل علم و اصحاب سرّش فهمیدند که همسرش در خانه بداخلاقى مى ‏کند، ولى خیلى هم خبر از داستان نداشتند. این قدر در مقام جست‏ و جو برآمدند تا به این نتیجه رسیدند که این مرد بزرگ الهى، این فقیه عالى ‏قدر گاهى که به داخل خانه مى ‏رود، همسرش حسابى او را کُتک مى ‏زند.



یک روز چهار پنج نفر جمع شدند و خدمتش آمدند گفتند: آقا ما داستانى شنیده ‏ایم از خودتان باید بپرسیم، آیا همسر شما گاهى شما را مى ‏زند؟!  فرمود : بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قوى البُنیه هم هست، گاهى که عصبانى مى ‏شود، حسابى مرا مى ‏زند. من هم زورم به او نمى‏ رسد.



گفتند: او را طلاق بدهید. گفت: نمى ‏دهم. گفتند: اجازه بدهید ما زن‏هایمان را بفرستیم، ادبش کنند. گفت: این کار را هم اجازه نمى ‏دهم. گفتند: چرا؟



گفت: این زن در این خانه براى من از اعظم نعمت‏هاى خداست، چون وقتى بیرون مى‏ آیم و در صحن امیرالمومنین مى ‏ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز مى‏ خوانند، مردم در برابر من تعظیم مى‏ کنند؛ گاهى در برابر این مقاماتى که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمى ‏دارد، همان وقت مى ‏آیم در خانه کُتک مى‏ خورم، هوایم بیرون مى ‏رود! این چوب الهى است، این باید باشد. (منبع: کتاب نفس؛ شیخ حسین انصاریان، ص 328)

۲۸ تیر ۹۶ ، ۰۹:۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |