قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۵۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مرجعیت» ثبت شده است

فتواهای جدید مراجع تقلید

احکام شرعی

بخش دوم

 

فتوای آیت‌الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی:

سؤال: نظر به احترام بسیار زیاد ذریّه رسول اکرم(ص) در میان مؤمنین و اهمیت رعایت احکام سادات نظیر حرمت دریافت زکات و یا جواز دریافت خمس، آیا صرفا افرادی که از ناحیه پدر نسب به سلسله سیادت می برند، جزو سادات محسوب می شوند و یا با توجه به جایگاه دخت گرامی نبی اکرم حضرت محمد(ص) در سلسله سادات، افرادی که از ناحیه مادر نیز به این سلسله منور نسب می برند جزو سادات محسوب می گردند و احکام و حرمت سادات شامل حال ایشان نیز می شود؟ و اگر این افراد به واسطه سیادت مادر جزو سادات محسوب می گردند آیا سیادت به فرزندان ایشان نیز منتقل می گردد و احکام و حرمت سادات شامل فرزندان ایشان نیز می شود؟


 

پاسخ: بسمه تعالی. حرمت دریافت زکات یا جوازدریافت خمس احکام مربوط به هاشمی است وهاشمی کسی است که از طریق پدر نسبش به هاشم بن عبد مناف(نیای دوم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سلم) برسد وسادات،یعنی ذریه حضرت زهراسلام الله علیها از آن جهت که ازناحیه امیر المومنین علی علیه السلام نسبشان به حضرت هاشم علیه السلام می رسد،مشمول این احکام هستند.البته کسانی که ازناحیه مادر به این خاندان  منسوب هستند دارای احترام هستند ولی هاشمی یا سید محسوب نمی شوند.. (منبع)

 

بقیۀ فتواهای مراجع در ادامه

ادامه مطلب...
۰۱ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۰۲ ق.ظ دامنه |
بگویید انفسنا السنة

بگویید انفسنا السنة

توصیۀسیستانی

 

6794

متن نقلی: توضیح دامنه: حجت الاسلام اراکی _دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی_ که در راهپیمایی عظیم اربعین شرکت کرده است، به دیدار آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی رفت. آیت‌الله العظمی سیستانی در این دیدار سخنانی فرمودند که به دلیل اهمیت آن در اینجا ارائه می شود:

 

آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی: «در جلسه‌ای که با حضور تعداد زیادی از نیروهای حشدالشعبی داشتند یکی از آن‌ها چنین گفته بود که ما با اخواننا السنة هم‌زیست و برادر هستیم. من به ایشان گفتم: نگویید اخوان سنة بلکه بگویید انفسنا السنة؛ آن‌ها خود ما هستند و با ما هیچ فرقی ندارند‌... به نیروهای حشدالشعبی گفتم که شما خود را سپر بلای مردم و همین خانواده‌های اهل سنتی که امروز داعش آن‌ها را مورد هجوم قرار می‌دهد و امنیت آن‌ها را سلب کرده است قرار دهید. گفتم شما جان و مال خود را سپر بلای آن‌ها قرار دهید و از آن‌ها دفاع کنید... با وجود اینکه دشمنان اسلام در عراق تلاش داشتند که بین شیعه و سنی جنگ ایجاد کنند و برخی‌ها هم اصرار داشتند بر اینکه از بنده در این رابطه حکمی بگیرند. اما بنده اِبا کردم و به‌ هیچ‌وجه درگیری شیعه و سنی در عراق را به مصلحت ندانستم(منبع)

۱۲ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۴۳ ب.ظ دامنه |
دو کلمه با آیت الله محمد یزدی

دو کلمه با آیت الله محمد یزدی

هَجمه به مرجع

 

6786

 

به قلم دامنه. به نام خدا. سایت ها اینجا از قول شما [آیت الله شیخ محمد یزدی] نوشته اند به آیت‌الله العظمی سید موسی شُبیری زنجانی نوشته ای: «یادآور می‌شوم مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است، پس لازم است این احترام و شئون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمائید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد»

 

آیت الله محمد یزدی. بازنشر دامنه

 

من با اصل نامه نگاری ها مشلکی ندارم، با این طرز سخن گفتن های شاهانه! با مرجعیت _که هویت شیعه هستند_ مخالفم. من هم به عنوان یک شهروند ایرانی به شخص شما آقای یزدی با صراحت می گویم: دیگر تکرار نگردد:

 

 

دیگر تکرار نگردد که مانند سال 1373 دستورمآبانه برخلاف سنّت رایج حوزه های شیعه، مراجع تقلید اعلام گردد! مراجع را خودِ مقلّدان، متشرّعان و باورمندان به مرجعیت بخوبی می شناسند، هیچ نیازی به نامه نگاری، تحکّم، تبعیض و حکومتی ساختنِ نهاد زعامتِ شیعه نیست. سیستانی و شُبیری چرا میان مردم محبوب شدند؟ چون حقیقت و اخلاص می ورزند.

 

 

دیگر تکرار نگردد که وقتی از سوی مردم برای خبرگان رأی نمی آورید، به جای آن خود را بازسازی کنید و بپرسید چرا از چشم ملت افتاده اید!؟ بیایید بازهم اقتدارمآبانه و برخلاف آداب مرسوم حوزه، به یک زعیم مُنزه و پاکدامن شیعه، این گونه مثل نامه های یک بالادست به یک زیردست، متنی را انشاء کنید و خشم مردم و آزاداندیشان را برانگیزانید.

 

 

دیگر تکرار نگردد که در شورای نگهبان هم برای یک عضو زرتشتی شهر یزد که با رأی مسلمانان و مؤمنان برگزیده شد و فقط می خواست به مردم و شهرش خدمت کند؛ شما و آیت الله شیخ احمد جنتی با آن که ربطی به شورای نگهبان نداشت، چه حرف هایی و چه استدلالاتی کرده بودید که مردم و حتی بسیاری از دست اندرکاران نظام را به تعجب، حیرت و انگشت بر دهان واداشته بودید.

 

 

خط امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ هرگز این نبوده و نیست که فوری با افرادی که مخالف مشیء و آرای فکری و حکومتی تان هستند، با حالات دیکتاتوری و دستوری، دیکته بنویسد و بگویید چنین کنید! و چنان نکنید! کمی از روزگار بیاموزید. کمی دل به این انقلاب ستُرگ بسوزانید.

 

خوشتر آن باشد که درس روزگار

گفته آید از دلِ آموزگار

 

و چه آموزگاری بهتر از مرجع شیعه شُبیری؟

۰۶ آبان ۹۷ ، ۱۴:۴۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

علی دُرّ و طلای مُصفّا

چهار نکته

 

6779

به قلم دامنه. به نام خدا. از کتاب «آیینۀ صدق و صفا» تدوین آیت الله رضا استادی، به نقل از آیت الله العظمی محمدعلی اراکی چهار نکته را می نویسم:

 

1- با آمدنِ آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم، آقای میرسیدعلی یثربی کاشانی گفته بود که الآن خداوند نجف را به قم منتقل کرده است. (ص 114)

 

کتاب «آیینه صدق و صفا» عکس از دامنه

 

2- عَمرو عاص، امام علی _علیه السّلام_ را دُرّ و طلای مصفّا و بی غلّ و غش می دانست و می گفت: «علی دُرّ و طلای مُصفّا است و تمام مردم همگی خاک اند»... ولی همین عَمرو عاص که علی را این همه می شناخت، پشت سر معاویه و وزیر و همه کاره اش بود! (ص 136)

 

 

3- خدا ما را از اصحاب قال قرار ندهد، اصحاب حال، قرار دهد. (ص 129)

 

 

4- در تحقّق اسلام علاوه بر علم، اعتقاد قلبی جنانی و تن به زیرِ بار دادن، [=تعبّد] و قبولی معلوم خود معتبر است . این امری است وراء علم و وراء شهادت به لِسان و آن عقد قلب است. متمّم اسلام همان تن به زیر بار دادن و قبول کردن و عقد قلب نمودن است. (ص 236)

۰۳ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بازتاب درس حکومت اسلامی امام خمینی

زجر امام در نجف

 

پست 6765

به قلم دامنه: به نام خدا. نهضت امام خمینی بآسانی ثمره نداد. هم سال ها رنج مبارزه با شاه را تحمل کرد و هم دوران دراز قیل و قال ها و طعنه ها و توهین های روحانیت وابسته را. متن سند زیر، بازتاب «درس حکومت اسلامی» امام خمینی در نجف و مراسم حج سال 1348 هجری شمسی را نشان می دهد. حتی یکی از علمای نجف! گفته بود: «تیمور بختیار این حرف ها را به ایشان [امام خمینی] دیکته کرده است.»

 

 

یادآوری کنم تیمور بختیار اولین رئیس ساواک پس از سال ها خوش خدمتی به شاه، سرانجام مغضوب شاه شده بود و آن وقت ها به عراق گریخته بود و با حزب بعث همکاری می کرد.

 

عکس از دامنه

۲۵ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

گزیدۀ سخنان آیت الله العظمی یوسف صانعی

دیدگاه های تازه

 

پست 6747. متن نقلی: گزیدۀ سخنان آیت الله العظمی یوسف صانعی مرجع تقلید شیعیان در مصاحبۀ شفقنا: ...سیره اجتهادی امام خمینی آن چنان که باید و شاید تداوم نیافت... زمانی که ما درس امام می رفتیم، بعضا نسبت به ایشان بی مهری بود... یادم می آید ما که درس امام می رفتیم بعد از ظهرها در فیضیه راه می رفتیم و بلند مباحثه می کردیم که این سر و صدا به گوش بقیه طلاب برسد و به این طریق، فقه امام را ترویج می کردیم.

 

آیت الله الظمی یوسف صانعی در دیدار اعضای شفقنا

 

بنده وقتی کفایه را خوانده بودم و می خواستم درس خارج امام بروم، اینقدر تبلیغات علیه امام خمینی زیاد بود که شک و تردید داشتیم اگر بخواهیم به درس ایشان برویم وقتمان تلف می شود لذا خدمت آقای فکور استخاره کردیم... بی مهری ها به امام بعد از فوت آیت الله العظمی بروجردی زیادتر شد و به نظرم همچنان ادامه دارد... بعد از ۵۰ سال که به فیضیه رفته بودیم از فیضیه رفتن ممنوع شدیم...

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۶ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۵۷ ق.ظ دامنه |
حملۀ سخیفانه به حوزه و مرجعیت شیعه

حملۀ سخیفانه به حوزه و مرجعیت شیعه

حوزه؛حافظ شیعه

 

6692

به قلم دکتر فتح الله دهقان. سلام استاد. در این که حوزه نیز ایراداتی دارد شک نیست ولی اینکه حوزه را تخطئه کنیم وبه مراجع عظام توهین کنیم و جملات سخیف را در مورد ان بزرگواران بکار ببریم این خواسته معاندان انقلاب ومخالفین تاریخی قسم خورده تشیع است. در طول تاریخ چهار چوبی شکل گرفته به نام حوزه علمیه اگر این چهار چوب ایرادی دارد که دارد باید اصلاح شود.

 

 

حوزه علمیه که بانی نشر شیعه است با همه ایراداتی که دارد در همه ابعاد اجتماعی اخلاقی سیاسی و...  کارنامه قابل دفاعی دارد. در بعد اجتماعی پند واندرزهای روحانیت به عنوان مثال دروغ نگویید. به بزرگتر ها احترام بگزارید. و..... همین دو مورد چقدر برای اجتماع مهم است وبه قوام ودوام خانواده که سنگ بنای زندگی بشر است کمک مینماید.

 

 

در بعد اخلاق حوزه شیعه افتخارات زیادی را در چنته دارد. علامه طباطبائی بهجت و... در بعد سیاسی میرزای شیرازی مدرّس امام خمینی و کاشانی ها هم در مبازرز ه با استعمار و استبداد حرکات بی نظیری را انجام دادند. در نهضت مشروطه اخوند خراسانی و...... در بعد علمی و مر جعیت بروجردی ها و... را شاهد ومدعا است.

 

 

دو نکته مهم یکی اینکه بزرگترین لطمه را به دین وحوزه ازعندی وهم فکرانشان زدند. به این دلیل که انها وهمفکرانشان اعمالی را انجام دادند بخاطر قدرت و.... که مایه بدبینی مردم به دین شده ودیگر اینکه انها هنوز بزرگوارانی را در حوزه میبینند که در مقابل برنامه های انان که برای حفظ قدرت انجام میدهند واین مزاحمین راکه انسانهای معتقد از علاقمندان تشیع مولا علی هستند می خواهند حذف کنند.

 

و نکته ظریف اینکه اینها وظیفه دارند وشاید هم مامور وشاید نادانسته بخشی از پروژه خارجی ها برای ضربه زدن به تشیع هستند.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دکتر دهقان. رُک بگویم این قُماش سخن! گویانِ محفلی، مثل حسن رحیم پور ازغدی، یک حوزه ی تماما" وابسته می خواهند که هرچه حکومت کرد، حوزه سر تکان دهد! و هر چه نکرد، لب نجُنباند. توهینی که این آدم بی بُنیه ی حرّاف، به مرجعیت کرد، آن احمد کسروی معلوم الحال نکرد. می گویید نه، فضای مَجازی معاندان و حتی داخل را مرور کنید.

 

 

من خیلی در دلم غُصّه خوردم که چنین آدم کم جنبه ای، بیاید درون فیضیه، (که روزی امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ علیه ی شاه خیانت پیشه، قیام کرد و در آن سخنان تاریخی گفت و جهان را تکان داد) علیه ی کیان حوزه این مقدار وقیحانه، حرف بی ربط و هذیان ببافد.

 


خدا بر صُدور یعنی درون سینه های انسان ها آگاه است. این تیپی ها!! که همه می شناسند، پولی اند و پولکی و فرمانی! ان شاء الله روزی فرا می رسد این گونه افراد هتّاک، رسوا می شوند. چون جفاکننده به حوزه، مرجعیت و انسان های شریف، جایی در این انقلاب ندارد.

 

 

حوزه مگر خدا و معصوم (ع) است که اشتباه نداشته باشد و مورد پرسش نباشد!؟ اشتباه را ترمیم می کنند، نه این که بیایی در صحن فیضیه، با تریبونی که محفل هایی خاص! در اختیارات می گذارند، علیه همه ی آورده های حوزه چرند و مزخرف ببافی و جامعه را مشوّش و مراجع عظام را اهانت کنی.

 

 

این چه رسم زشتی ست که هر کس چندکلمه ای خوانده و در نظام دور برداشته، راه بیفتد و در درون حوزه، به آن همه خدمات و حسنات مرجعیت _که زعیم های دینی اند و حامیان همیشگی مردم دین ورز_ این گونه حرّافانه و بی ادبانه قصه بگوید، داستان ببافد و زشت ترین عبارات را از دهنش خارج کند؟ کو! کجا رفت! آن غیرت و انصاف و عدالت!؟

 

آزمون ورودی حوزه های علمیه تهران

 

اینان خیال کرده اند اگر به حوزه بتازند، از فشار و تاوان آن همه فساد دار و دسته های شان که با آزادی تمام و رهاشدگی تامّ، آفریدند، خلاص می شوند و در دیدِ مردم، آدم های انقلابی تلقّی می شوند! اما کور خوانده اند. چون این رفتار زشت و توطئه ی بسیارشُوم شان، با واکنش بحق مراجع عظام، خصوصاً آیت الله العظمی مکارم، در نطفه خفه شد.

 

 

حوزه اگر ایراد دارد که دارد، در رفع آن باید بکوشد و اگر حکومت دخالت نکند به یقین آن ایرادها برطرف می شود، نه این که از تهران یکی را بیارند در جلوی چشم عده ای طلاب، این گونه گزافه گویی کند که شیطان هم چنین نمی کند. امتیاز حوزه های شیعه به قول شهید مطهری یکی این بوده است که از هر دولت و حکومتی استقلال مالی و فکری داشته است.

 

این شخص! از بس پشت شبکه های صداسیمای میلی، یکسویه و بی پروا سخن گفت، عادتش شد. گویا خیال کرد فیضیه هم شبکه یک و کانال افق «سیما» است. بگذرم.

۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حملۀ راست افراطی به مرجعیت و حوزۀ علمیه

زعامتِ مرجعیت

 

پست 6690

 

به قلم دامنه. در دفاع از مرجعیت. همه چیز از 25 مرداد 1397 شروع شد. در این حرکت سازماندهی شده، حسن رحیم‌ پور ازغدی عضو منصوب رهبری در شورای عالی انقلاب فرهنگی سخن راند! (منبع) این فرد _که سخنران پادگانی و صداسیمای میلی ست_ در آن تجمع، سخنان بسیارسخیفی علیۀ حوزه و روحانیت و مرجعیت شیعه گفت و کسی کفن! هم نپوشید. از جمله با نهایتِ بی اطلاعی و بی پروایی مدعی شد:

 

«علی‌رغم اینکه برخی از افراد ریشه سکولاریسم را در دانشگاه دنبال می‌کنند، باید گفت که ریشه سکولاریسم در حوزه علمیه بوده و در حوزه علمیه به مسائل روز کشور و مسائل حل نشده توجه نمی‌شود...»

 

تجمع عده ای طلاب در مدرسه فیضیه قم

 

سه روز بعد آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى نسبت به آن تجمع و سخنران های آن، با صدور یک بیانیۀ شجاعانه با عنوان توهین به حوزه علمیه در کانون حوزه علمیه، واکنش نشان دادند (منبع) و از جمله گفتند:

 

   

مکارم شیرازی  و  نوری همدانی

 

«حادثه‌اى که در مدرسه فیضیه کانون حوزه علمیه در چند روز پیش رخ داد به تمام معنا یک فاجعه بود. متأسفانه جمعى از طلاب و اساتید محترم را به آنجا دعوت کرده بودند، تا دربارۀ مسائل اقتصادى مردم صحبت کنند. سپس ورق برگشت؛ گوینده‌اى را که هیچ اطلاعى از وضع حوزه‌هاى علمیۀ شیعه نداشت، دعوت کرده و بدترین اهانت‌ها را به حوزه علمیه و مراجع شیعه کرد و پلاکاردى را در دست گرفتند که رئیس جمهور محترم را تهدید به مرگ مى‌کرد و اعتراف ضمنى به مطالب دیگرى داشت...  مسئولین محترم حوزه علمیه باید روشن سازند که این برنامه زیان‌بار با اجازه چه کسى صورت گرفته و مسئولین محترم سپاه نیز روشن سازند، آیا با اجازه آنها گروهى از سپاهیان در این برنامه شرکت داشته‌اند.»

 

 

آیت الله حسین نوری همدانی نیز در 29 مرداد 1397 (منبع) به سخن«رحیم پور ازغدی» واکنش نشاند داد و گفت: «حوزه هیچگاه سکولار نبوده و نیست و نخواهد بود. چرا باید کسی را برای سخنرانی به حوزه بیاورند که از حوزه بی اطلاع باشد؟... متأسفانه قسمتی از مطالب سخنران جلسه و بعضی از شعارها و دست نوشته ها در تجمع چند روز گذشته مدرسه فیضیه، دقیقاً در راستای اهداف دشمن بود... کسانی که این شعارها را نوشتند خواسته بحق طلاب و علما را منحرف کردند.»

 

 

بر اساس خبر خبرگزاری اهلبیت (ع) اَبنا برگزاری تجمع در مدرسه فیضیه در اعتراض به مشکلات اقتصادی، به علت شعارهایی با مضمون اهانت به مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و تهدید رییس جمهوری و نیز سخنان سخنران جلسه، مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. سخنگوی حوزه علمیه آقای حجت الاسلام «رفعتی نائینی» نیز در واکنش به این انتقادات اعلام کرد که آن تجمع مورد تایید مدیریت حوزه‌های علمیه نبوده است. وی ضمن تاکید بر پیروی از خط و مشی رهبری تصریح کرد: مدیریت حوزه های علمیه پیرو رهنمودهای مراجع عظام و مقام معظم رهبری (دام ظلهم العالی) عمل می نماید. (منبع)

 

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای با محکومیت شدید برخی شعارها و دست نوشته ها در تجمع اخیر طلاب و روحانیون در مدرسه فیضیه قم، هرگونه دخالت این نهاد درفرایند برگزاری مراسم را تکذیب کرد. (منبع)

 


دفتر دفتر آیت الله‌العظمی مکارم شیرازی در 7 شهریور 1397  به بررسی دلایل اعتراض مراجع به سخنان رحیم پور ازغدی پرداخت. (منبع) در این اطلاعیه آمده است:


«ایشان [رحیم پور ازغذی ]می گوید: «من شنیدم هفتصد، هشتصد رساله در قم می خواهند بدهند، ما اصلاً هفتصد تا مرجع می خواهیم؟ این جور که کارخانه انبوه تولید مرجع تقلید شروع شده، این که کاری نشد؟».

 

اولا: این عدد کاملاً خلاف واقع است. یک دهم آن هم صحیح نیست. معلوم نیست از کجا این عدد را گرفته اند. ثانیاً: آیا تعبیر به «کارخانه انبوه تولید مرجع تقلید» توهین به مرجعیت محسوب نمی شود؟!

 

این گوینده محترم می گوید: «چهارتا شرح و حاشیه را می خوانی و همان ها را می گویی و مرجع می شوی!».

 

این هم سخن عجیبی است. بزرگان مراجع بعد از 40 یا 50 سال به آن مقام می رسند و در گذشته هم چنین بوده است. مرحوم شیخ انصاری سخن معروفی دارد می گوید: «رسیدن به اجتهاد از طول جهاد هم سخت تر است»

 

ویدئوی سخنان وقاحت بار ازغدی: (اینجا)

 

 

تا این که حجت الاسلام آقای «سید علیرضا حسینی عارف» مدیر مرکز آموزش زبان و عضو شورای مدیران معاونت آموزش حوزه های علمیه، با توضیح دلیل مخالفت مراجع تقلید با مطالب سخنران این جلسه را توضیح داده است. وی علیرغم ادعای عجیب آقای رحیم پور، دهها درس خارج فقه در حوزه علمیه قم که به مسائل نوین اقتصادی، سیاسی، تربیتی، پزشکی و... پرداخته و می پردازند را ذکر کرده است.

 

 

متن یادداشت

 

(منبع)

درباره تجمع اخیر در مدرسه فیضیه قم، موضعگیری های زیادی شده و سخنان فراوانی گفته شده است. گذشته از برخی حاشیه‌های سیاسی که موضوع این یادداشت نیست، سخنان غیر واقعی سخنران محترم جلسه درباره محتوای علمی و آموزشی حوزه‌ علمیه، موجب ناراحتی مراجع عظام تقلید و باعث شگفتی آگاهان گردید. قطعاً این گوینده عزیز و انقلابی را به پنهان یا وارونه کردن حقایق متهم نمی کنیم، بلکه همانطور که آیت الله العظمی مکارم شیرازی فرمودند، اظهارات ایشان را بر این حمل می کنیم که "هیچ اطلاعى از وضع حوزه‌هاى علمیه شیعه ندارد". لذا آنطور که آیت الله العظمی نوری همدانی سؤال کردند، جا دارد که بپرسیم: "چرا باید کسی را برای سخنرانی به حوزه بیاورند که از حوزه بی اطلاع باشد؟".

 

 

نگارنده قصد ورود به این بحث را نداشتم و بهتر بود که این سخنرانی به وادی نسیان سپرده می شد؛ اما ادامه این داستان در بین نیروهای انقلاب، که متأسفانه به طرفداری بدون علم برخی از جوانان خوب و حزب اللهی از سخنران مذکور و موضعگیری علیه حوزه علمیه کشیده شده است، مرا بر آن داشت که به عنوان "یک مطلع از اوضاع علمی حوزه های علمیه" جهل مرکب دوستان را اصلاح کنم. مخصوصاً اینکه برخی افراد فرصت طلب نیز که از جنس این عزیزان انقلابی نیستند، فضا را برای حمله به مرجعیت و حوزه علمیه مناسب دیده اند!

 

 

سخنان مطرح شده در تجمع فیضیه دارای دو اشتباه بزرگ بود: "بی اطلاعی" و "مغالطه". در این یادداشت تلاش می کنم که این دو اشتباه را در به کوتاه ترین وجه ممکن تصحیح نمایم.

 

1- بی اطلاعی

 

سخنران محترم در وصف دروس عالی حوزه گفته است: «فقه بی‌ربط با زندگی، زندگی بی‌ربط با فقه، درس خارج‌هایی که به جای تئوریزه حکومت و تمدن دینی، عملا فقه سکولار می‌سازند، فقه فردی، عبادی، طهارت و نجاست. اما درباره اقتصاد، سیاست، بانک و روابط بین‌الملل حرفی ندارند" و سپس با ادعای اینکه حوزه امروز حرفی برای گفتن ندارد (!) ادامه داده است: "پنج درس خارج فقه نه، یک درس خارج فقه در قم، مشهد، نجف و اصفهان دارید که پرسش‌هایش را از بیرون بگیرد و همین الان در مسائل حکومتی بیاید بر اساس آنها ادله را پیدا کند و بحث کند؟ یعنی از ذهن نیاید به عین، از عین بیاید به ذهن؟ چند تا هستند؟" و "هنر نیست هی طهارت، نجاست و طواف بگویند. هزار بار گفته شده و برای هزار و یکم هم می‌گویند. به قول مطهری اجتهاد تکرار حرف‌های مکرر نیست...".

 

 

بر خلاف این ادعای عجیب، مراجع عظام تقلید و اساتید دروس خارج در حوزه های علمیه، نه یک درس و پنج درس و ده درس، بلکه دهها درس خارج در زمینه های غیر مکرر، جدید و کاملاً عینی داشته و دارند. اگر اطلاعات و ذهنیت سخنران محترم هنوز در فقه فردی و طهارت و نجاست و مسائل تکراری مانده است، خوب است تحقیق کند و بداند که علمای ما با بهره گیری از فقه پویای جواهری، حتی درباره مسایل جدیدتر از بانک، همچون لقاح مصنوعی، شبیه سازی و فقه الفضاء نیز درس داشته و بحث کرده اند.

 

 

فهرستی بسیار مختصر از برخی از این دروس را ذکر می کنم:

 

آیت الله العظمی «مکارم شیرازی» به مدت چند سال، دروس خارج فقه خود را به مسائل مستحدثه اختصاص دادند. تعریف مباحث مستحدثه نیز معلوم است؛ یعنی هر موضوع جدیدى که حکم شرعى آن منصوص نیست، اعمّ از اینکه آن موضوع در گذشته وجود نداشته (مانند امور بانکی) یا وجود داشته ولى برخى از ویژگى ها و شرایط و قیودش تغییر کرده است (مانند مالیّت بدن یا منافع محلله خون).

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۲۵ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مبارزه بى ‏امان علیۀ آمریکا

مرجع قائم

 

به تعبیر علامه حکیمی در عقل سرخ. ص 420

 

 	امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی

 

امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی: «جهان باید بداند که ایران راه خود را پیدا کرده است و تا قطع منافع آمریکاى جهان‏خوار، این دشمن کینه‏ توز مستضعفین جهان، با آن مبارزه ‏اى آشتى‏ ناپذیر دارد و حوادث ایران نه تنها ما را براى لحظه ‏اى عقب نخواهد نشاند، که ملت ما را در نابودى منافع آن مصمم ‏تر خواهد کرد.

 

ما مبارزه سخت و بى ‏امان خود را علیه آمریکا شروع کرده ‏ایم و امیدواریم فرزندانمان با آزادى از زیر یوغ ستمکاران، پرچم توحید را در جهان بیفرازند.

 

ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه ‏مان که مبارزه با آمریکاى جنایتکار است، ادامه دهیم، فرزندانمان شَهد پیروزى را خواهند چشید.»

(صحیفه امام، ج 15، ص 171)

۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

لطف امام رضا محسوسه

دامنۀ عترت و مرجعیت

 

کویریات دامنه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. مشهد که بودم در سَرسرای هتل محل اقامت، _هتل گلشن رضوی_ چشمم به این نوشتۀ دو عالم بزرگ شیعه خورد و عکسی از آن انداختم و ترجیح داده ام آن را به اشتراک گذارم.

 

امام رضا از نظر علامه طباطبایی

امام رضا از نظر علامه طباطبایی

 

قسمت بالای آن نقلی از سجایای اخلاقی مرحوم آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ست که آن مرجع ساده زیست حتی حاضر نبودند دگمۀ لباسشان خارجی باشد.

 

در قسمت پایین آن برگۀ خبری نیز سخن مهمی درج شده است از علامه طباطبایی دربارۀ امام رضا، که آورده است:

 

«همۀ امامان _علیه السّلام_ لطف دارند اما لطف حضرت رضا _علیه السّلام_ محسوس است. همۀ امامان _علیه السّلام_ رئوف هستند اما رأفت امام رضا _علیه السّلام_ ظاهر است»

۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فتواهای جدید مراجع تقلید

دامنۀ احکام


.

فتوای آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی:


پرسش: آیا مالیات در نظام اسلامى جایگزین خمس و زکات مى شود؟


پاسخ : مساله مهمّ این است که مالیات نوعى هزینه کار اقتصادى است. یعنى کسى که فعّالیّت اقتصادى دارد، از جادّه ها استفاده مى کند، از امنیّت بهره مى گیرد، از رسانه هاى جمعى کمک مى گیرد، و از دیگر امکانات بهره مند مى گردد. اگر این امکانات نبود، کار اقتصادى ممکن نمى شد، یا بهره کمى داشت. بنابراین وظیفه دارد سهمى از هزینه هاى کارهاى عمومى دولت، که در انجام امور اقتصادى او موثّر است را بپردازد، و این یک امر طبیعى است. حال اگر بعد از پرداختن مالیات، چیز اضافه اى براى او باقى نماند، خمس به او تعلّق نمى گیرد، و اگر اضافه بماند ۸۰ درصد آن مال خود اوست، و ۲۰ درصد دیگر که خمس است در حال حاضر عمدتاً صرف مسائل فرهنگ اسلامى، و حفظ عقاید و ارزشها مى گردد، که سود آن عائد مردم مى شود. چون اگر حوزه ها نباشد، نسل آینده از اسلام دور و جدا مى گردد. بنابراین، اساساً نباید قلمرو مالیاتها را با وجوه شرعیّه مخلوط کرد. (منبع)

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رهبری به شیوۀ آقا سیستانی

دامنۀ مرجعیت


توضیح دامنه: به نام خدا. با خواندن این پست، بیشتر از همیشه به شخصیت والای آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی آشنا می شویم. مرجعی بسیارمحبوب، مقتدر، بانفوذ، آشنا با کیدهای دشمن، هوشمند، ساده زیست و دلسوز ملت و جهان اسلام.




نماینده آیت‌الله العظمی سیستانی در ایران در مصاحبه با عصر اندیشه گفت: آیت‌الله سیستانی در امور عراق دخالت نمی‌کند بلکه نظارت می‌کند. حجت الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی در این مصاحبه گفت:



ما مکتب نجف داریم و مکتب قم و مکتب مشهد که اخیراً بعد از مرحوم میرزای اصفهانی تشکیل شد؛ من معتقدم آیت‌الله سیستانی شخصیتی است که این سه مکتب را از نزدیک دیده و درباره آنها حرف دارد. انتقادها و عبارتهایی که به عنوان تعریض به ایشان نسبت داده میشود، جزو امتیازات ایشان است.



آنها میگویند «مرجعیت ساکت»! بله ساکت است اما با سکوتش توانست آمریکاییها را اخراج کند و این فتوای جهاد را بدهد. مگر ائمه ما چگونه صحبت میکردند؟ مراجع ما ادامه دهنده آن خط هستند. آنها به عنوان تعریض میگویند «ساکت» و می‌خواهند بگویند آقای سیستانی فقط چند مسئله شرعی میگوید اما این جهاد کفایی را چه کسی اعلام کرد؟ همین مرجعیت ساکت بود و همه آمدند زیر این پرچم.



ما باید ببینیم آیت‌الله سیستانی در جامعه چه کرده و اثرش چیست؟ ایشان در چند محور، نقش اساسی ایفا کردند. یکی مسئله قانون اساسی عراق بود که اگر ایشان نبود، آمریکایی‌ها قانون اساسی عراق را نوشته و به خورد مردم داده بودند. اما اولین کاری که ایشان کرد،



این بود که گفت: «عراقیها خودشان باید قانون اساسی خودشان را تدوین کنند و هر عراقی یک رای دارد.» فقط همین مقدار صحبت کردند و البته تبعاتی هم داشت که اخضر ابراهیمی نماینده وقت سازمان ملل در امور عراق آمد که جریانش مفصل است که نتیجه همان دو جمله آیت‌الله سیستانی این شد که آمریکاییها در پروژه خود یعنی تحمیل قانون اساسی به مردم عراق شکست خوردند.



در خصوص فتوای جهاد کفایی هم می‌فرمودند: یکبار نشسته بودم، احساس کردم همه چیز که ساختیم، از بین رفت. همه کارهایمان از بین رفت. زیرا داعشی‌ها از موصل حرکت کردند و تا نزدیکیهای بغداد رسیدند. ایشان میفرمودند من متوسل به حضرت ولیعصر (عج) شدم و گفتم از دست من چیزی برنمی آید. آنها در یک هفته رسیده بودند.



در عین حال روش آقای سیستانی همان مرجعیت ساکت و صامت است و حتی با آمریکایی‌ها مبارزه منفی را در پیش گرفتند اما در این قضیه، وارد شدند و آن فتوا را دادند. یا جریان کردها را ملاحظه کنید. ایشان قصه کردها را با یک حرکت حل کردند. همه هم نگران بودند که چه میشود. ایشان دو کلمه فرمودند؛ گفتند هرچه انجام میشود، در چارچوب قانون اساسی باشد. خلاف قانون اساسی مشروعیتی نخواهد داشت.



از نظر سلوک شخصی و جنبه‌های رفتاری آیت‌الله سیستانی هم باید عرض کنم که بعید میدانم ایشان از نظر مطالعه در بین مراجع نظیر داشته باشد؛ اگر هم بوده من اطلاع ندارم. از نظر سلوک رفتاری، ایشان همیشه بزرگان را الگوی خود قرار داده است و یکی از مهمترین مسائلی که معتقدم در زندگی مرجعیت در عراق موثر بود، همین روش برخورد ایشان با مردم است. یادم می‌آید یک سال ایشان برای علمای تهران پیام فرستادند. آن پیام خیلی مهم بود. ایشان خطاب به علمای تهران فرموده بودند:



«مردم دینشان را از علما گرفته‌اند. روحانیت بوده که دین و معنویت را در جامعه تحکیم کرده است؛ اما با چه روشی؟ با برخورد و عملکرد شما بوده است. آن عملکردها بوده که تاثیر خود را در جامعه گذاشته و مردم به روحانیت و دین و مذهب علاقه پیدا کرده است.



الان من شنیده ام که ماشینهای آخرین سیستم سوار میشوید. در خانه‌های آنچنانی زندگی می‌کنید. من نمیگویم از راه حلال نبوده است. شما لابد از راه شرعی آورده اید. نمی‌خواهم در اینها تشکیک کنم اما روحانی نباید اینطور زندگی کند. روحانی باید وضع عمومی مردم را مراعات کند.»



میخواهم بگویم برخوردها و سبک زندگی خیلی موثر است. یعنی اگر اکنون شما به خانه ایشان بروید، می‌ببینید فرش و زندگی ایشان چگونه است و چقدر ساده زندگی می‌کنند.



امروز آقای سیستانی در امور دخالت نمی‌کند و درعین حال نظارت دارد. در قانون اساسی عراق هیچ نامی از مرجعیت نیست. در عین حال دولتمردان اگر بخواهند کاری انجام دهند، میآیند خدمت آیت‌الله سیستانی با ایشان مشورت میکنند و این بر اثر آن معنویتی است که ایشان در دل مردم دارد. مردم به ایشان عشق می‌ورزند و دولتمردان مجبورند که بیایند و با ایشان هماهنگ باشند.



این است که من معتقدم ایشان با این روش توانسته بسیاری از مشکلات و از همه مهمتر قداست روحانیت را حفظ کند و تا این لحظه اسم ایشان و مرجعیت و روحانیت جایگاه خودش را دارد و این برای ما مهم است که کسی بتواند به اسم دین صحبت کند، فردا برگ برندهای داشته باشد و بتواند در وقت حساس حرف خود را بزند و مردم همگی بسیج شوند.


در خصوص اهتمام آیت‌الله سیستانی به مسائل ایران هم باید بگویم ایشان همیشه داعیه وحدت دارند. همیشه صحبتشان این بوده است که اختلاف ایجاد نشود. (منبع)

۲۶ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دربارۀ آقا سیستانی

دامنۀ مرجعیت

توضیح دامنه:
عصراندیشه در ویژه نامۀ خود، به مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی با عنوان «منطق سکوت» پرداخته است.
چندنکتۀ جالب دربارۀ آن مرجع عالیقدر در ذیل می آید. دامنه نیز در طی این چندسال، همواره با انتشار پست هایی در وبلاگش، به زندگی و اندیشه و رفتار و فتواهای آقای سیستانی (اینجا) اهتمام داشته است. اما این پنج نکته نیز خواندنی ست:



1- سید جواد شهرستانی داماد و نماینده تام الاختیار آقای سیستانی به پیام ایشان به علمای تهران در چند سال قبل اشاره می کند که در آن آمده بود: « من شنیده ام که الان برخی علما ماشین های آخرین سیستم سوار می شوند و در خانه های آن چنانی زندگی می کنند. من نمی گویم از راه حلال نبوده لابد از راه شرعی بوده اما روحانی نباید این گونه زندگی کند.»



2- آیت الله در خانه ای 70 متری در نجف زندگی می کند و مالکیت آن هم متعلق به او نیست.






3- «روش او مرجعیت ساکت و صامت است و حتی با آمریکایی ها مبارزۀ منفی را در پیش گرفت اما در قضیه داعش وارد شد و فتوای جهاد کفایی صادر کرد».


4- حوزه مطالعات او محدود به علوم اسلامی نیست. بسیار کتاب می خواند. قانون اساسی فرانسه و انگلستان و آمریکا و کتاب های کمونیسم و زندگی نامه رجال سیاسی مانند نخست وزیر انگلستان و وزیر خارجۀ آمریکا را هم خوانده اند. اخضر ابراهیمی نماینده وقت سازمان ملل در مصاحبه ای از اشارات متعدد آیت الله به کتابی از محمد حسنین هیکل شگفت زده شده بود.


5- «اخیراً به عراقی ها درباره صرف و خرج وجوهات شرعی اجازه دادند. یعنی هر کسی از عراقی ها که وجوهات شرعی دارند نیازی نیست به دفتر ببرند یا به وکلای آقای سیستانی بدهند. کل سهم امام یا نیمی از سهم امام را اجازه دادند.»


در مجله عصراندیشه نیامده اما حال که به نکات متفاوت در زندگی و روش مرجع عالی شیعیان اشاره شد، خالی از لطف نیست که این مورد را هم بیاوریم که در سایت رسمی ایشان و در معرفی و عنوان به جای القاب مرسوم به لفظ «آقای» بسنده شده است. (منبع)

۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ به آیت الله مؤمن

مسائل داخلی ایران


بسم الله الرحمن الرحیم. دیروز در سایت ها خواندم «آیت الله دانش زاده قمی مشهور به محمد مؤمن» دربارۀ رهبری و رأی گیری 14 خرداد 1368 خبرگان رهبری، نکاتی گفت (در زیر) چند نکته را
در مقام پاسخ در اینجا می گویم:


1- این که ایشان در صدد رفع شُبهه و تشکیک برآمد، جای خوشحالی دارد، چون نشان می دهد آنچه در جامعه میان مردم می چرخد در بالادستِ نظام بازخورد دارد.


2- اما حرف های شان
به نظرم به جای آن که به تقویت رهبری و جایگاه مهم رهبری بینجامد، ناخودآگاه به تضعیف کشانده شد. چطور؟ آیا شایسته است وی بگوید رهبری «مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد». این تعریف است یا تضعیف؟


3- این که آقای مؤمن گفت
برخی از اعضای خبرگان چون «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند» در رأی ندادن به رهبری، باید بگویم آیا اساساً هیچ کس در نظام جمهوری اسلامی از این حقِّ قانونی برخوردار بوده است که بتواند شرط «مرجعیت» را در رأی گیری اولیه نادیده بگیرد؟ و یا درکل قادر بوده این شرط رهبری را از قانون اساسی حذف نماید؟


4- و آخر این که مگر شما خود نگفته اید «
آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته...» پس چرا می گویید «در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود»...ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد»؟ اگر این گونه است که شما استدلال و تعلیل کرده اید؛ پس چرا جامعۀ مدرسین قم در آن اطلاعیۀ مشهور معرّفی هشت مرجع قم به پیشگاه مردم، برخلاف شما بر مرجعیتِ رهبری صحّه گذاشته است؟ شما اشتباه می کنی یا جامعۀ مدرسین قم!؟


پس؛ بهتر است آری بهتر است که در مقام توضیح به ملت به عنوان یک فقیه منصوب شورای نگهبان و عضو قبلی و فعلی مجلس خبرگان، بادقت بیشتر و باشفافیت بالا سخن بگویید. تمام.
ایران. 13 اسفند 1396. توحید.


آیت‌الله مؤمن گفت:


«در رأی گیری روز ۱۴ خرداد، [1368] برخی به دلیل شبهه قانون اساسی که بر اساس آن می‌بایست رهبر از «مراجع تقلید» می‌بود و در آن زمان هنوز مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فعلیت نیافته بود، احتیاط کردند؛ ولی حدود چهل روز بعد در رأی‌گیری دوّم پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی (که شرط مرجعیت حذف شد)، این مسأله هم مرتفع شد و تعداد آرای ایشان خیلی بیشتر از قبل نیز شده بود.


رهبری ایشان چیزی نبود که از قبل برای آن برنامه‌ریزی شده باشد؛ گویا خداوند ایشان را برای چنین موقعیتی نگه داشته و آماده کرده بود؛ اینکه آیت الله خامنه‌ای در مشهد، تدریس مباحث فقه حکومتی داشته باشد و بعد از انقلاب هم به عنوان نماینده‌ی حضرت امام(ره) در مناصب مختلف و حسّاس رشد کند و بعد به این منصب ریاست عالی برسد، عنایت الهی است...

واقعا خداوند متعال بر این مردم لطف کرده که کسی را رهبر قرار داده که بزرگ شده اسلام و بزرگ شده‌ی نظام اسلامی است؛... آیت الله خامنه‌ای مسلمان واقعی است و به هیچ کس هم باج نمی‌دهد. (منیع) ، (منبع)
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۱۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت به میرحسین، رهنورد

آیت الله العظمی یوسف صانعی


پیام تسلیت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی یوسف صانعی به مهندس
میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب امام خمینی و دکتر زهرا رهنورد هنرمند مبارز و استاد دانشگاه به مناسبت درگذشت مادر رهنورد:


بسمه تعالی. إِنَّا للهِِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. درگذشت بانوی صبور و پرهیزگار مرحومه احترام السادات نواب صفوی در سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) موجب تأسف و تأثر گردید، اجر و پاداش استقامت و صبر آن مرحومه مغفوره در محرومیت از دیدار عزیزانش ـ که از حقوق اولیه انسانی و اسلامی به حکم صله رحم می باشدـ جز از عهده ذات باری تعالی بر نخواهد آمد که  إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَاب.




صانعی. میرحسین. رهنورد





اینجانب ضمن عرض تسلیت از خداوند متعال برای بازماندگان بالخصوص متدینه فاضله سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و دوست و رفیق قدیمی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی؛ معتمد ملت و سیدنا الاستاذ امام خمینی (س) صبر جمیل و اجر جزیل و برای آن مرحومه غفران و رحمت الهی و حشر با ائمه اطهار و صدیقه طاهره (علیهم السلام) را خواستارم. قم المقدسة – یوسف صانعی. سوم جمادی الثانی 1439 – 1/12/1396.
(منبع)

۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زحمات امام را برباد میدهد

هشدار قبلی مراجع


آیت الله جواد فاضل لنکرانی فرزند مرحوم آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی، در مصاحبه‌ای تصویری که با سایت مباحثات انجام داده است، در خاطره‌ای نظر پدرش را درباره‌ی «محمود احمدی نژاد» بازگو کرده است:


«
آقای جنتی و آقای یزدی آمدند خدمت والد ما، آقای جنتی شروع کرد به تعریف کردن از [احمدی نژاد]؛ که آقا این چقدر متدین است، چقدر ساده زیست است… بعد پدر ما فرمودند که: «آقای جنتی! من با این آدم اختلاف شخصی ندارم و فکر نکنید که یک‌وقت من از این آقا چیزی خواستم، نداده و من به این دلیل ناراحتم؛ من از احدی از روسای جمهور و مسوولین نظام تا حالا چیزی نخواسته‌ام و نخواهم خواست. ولی من از شما تعجب می‌کنم! این چطور آدم متدینی است که در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید ایستاد؟ مگر آدم متدین می‌تواند در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید بیاستد؟»




بعد هم گفتند: «آقای جنتی! از اول انقلاب تا حالا که نزدیک ۳۰ سال است که می‌گذرد، این مقدار که از روی کار آمدن این آدم برای انقلاب من احساس خطر می‌کنم، تا به حال احساس خطر نکرده بودم. این آقا با اشخاص، با فاضل، بهجت، تبریزی با این اشخاص از مراجع مخالفت ندارد، بدانید شما! این آقا
[محمود احمدی نژاد] با نهاد مرجعیت و روحانیت مخالف است.»


بعد استدلال کردند، گفتند: «این آقا یک استدلالی دارد، استدلالش این است که من خودم مستقیم با امام زمان در ارتباطم و دیگر نیازی به نُوابش ندارم؛ مگر در صحبت‌هایش مساله‌ی ارتباط با امام زمان و این‌ها را مطرح نمی‌کرد؟! کسی که این ادعاهای واهی را دارد قطعا معتقد است که، ما دیگر به نوابش چه کار داریم! شما مسلم بدانید که این آدم و هم‎فکرانش به هیچ وجهی مرجعیت و روحانیت را قبول ندارد.»


بعد فرمود: «من نیستم و شما هستید؛ امروز جلوی ماها ایستاد، این در آینده جلوی آقای خامنه‌ای خواهد ایستاد. کلاه سرتان گذاشته! این ولایت فقیه را قبول ندارد» البته در این عبارت کلاه سرتان گذاشته تردید دارم. ولی فرمودند که این ولایت فقیه را قبول ندارد. بعد فرمودند: «این آدم اگر بماند سر کار، تمام زحمات آقای خمینی را بر باد خواهد داد.» (منبع)
۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آقای خوئی و دانشمند یهودی

روایت مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی از گفت‌وگو با یک دانشمند یهودی و اثبات جاودانگی قرآن: «مرحوم آیت‌الله العظمی خوئی در کتاب تفسیری خود با عنوان «البیان فی تفسیر القرآن» که با نام «بیان در علوم و مسائل کلی قرآن» (ص ۶۵۶-۶۵۷) به فارسی ترجمه شده است به ماجرای گفتگوی خود با یک دانشمند یهودی و اثبات جاودانگی قرآن می‌پردازند:


من‌‌ با‌ یکی‌ ‌از‌ علمای‌ یهود گفت‌وگویی‌ داشتم‌ و ‌در‌ ‌این باره‌ ‌که‌ «دوران‌ دین‌ یهود سپری‌ ‌شده‌ و دلایل‌ و معجزاتشان‌ تمام‌ ‌شده‌ ‌است‌» ‌به‌ ‌او‌ گفتم‌: آیا شریعت‌ تنها ‌برای‌ یهودی‌هاست‌ و ‌ یا ‌ ‌به‌ تمام‌ مردم‌ و ملت‌ها عمومیت‌ دارد! اگر‌ اختصاص‌ ‌به‌ ملت‌ یهود داشته‌ ‌باشد‌، ملت‌های‌ دیگر ‌به‌ پیامبر دیگری‌ نیازمند خواهند ‌بود‌ و ‌آن‌ پیامبر ‌به‌ نظر ‌شما‌ جز پیامبر اسلام‌ چه‌ کسی‌ می‌تواند باشد‌! ‌اگر‌ شریعت‌ موسی‌ همگانی‌ و جهانی‌ ‌است‌ و ‌به‌ تمام‌ بشر و انسان‌ها عمومیت‌ دارد، پس‌ ‌به‌ یک‌ دلیل‌ همیشگی‌ و گواه‌ زنده‌ای‌ نیازمند خواهد ‌بود‌، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ امروز چنین‌ دلیل‌ و گواهی‌ ‌در‌ دست‌ نیست‌، زیرا معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌به‌ عصر ‌خود‌ وی‌ اختصاص‌ داشت‌ و ‌بعد‌ ‌از‌ وی‌ اثری‌ ‌از‌ ‌آن‌ باقی‌ نمانده‌ ‌است‌ ‌تا‌ موجب‌ باور و یقین‌ شود و بقا و استمرار آئین‌ یهود ‌را‌ ‌برای‌ همیشه‌ ثابت‌ کند و ‌در‌ تمام‌ اعصار و قرون‌ گواه‌ حقانیت‌ ‌آن‌ ‌باشد‌.



اگر‌ بگویید: گرچه‌ ‌اینکه‌ معجزات‌ فعلا وجود ندارد ولی‌ تواتر اخبار و نقل‌های‌ فراوان‌ وجود آن‌ها ‌را‌ روشن‌ و مسلم‌ می‌سازد، ‌در‌ جواب‌ خواهیم‌ ‌گفت‌ ‌که‌:



اولا: معجزه‌، ‌در‌ صورتی‌ می‌تواند، ‌از‌ راه‌ تواتر ثابت‌ شود ‌که‌ تعداد ناقلانش‌ ‌به‌ حدی‌ برسند ‌که‌ ‌در‌ میان‌ مردم‌ موجب‌ یقین‌ شود و ‌شما‌ نمی‌توانید چنین‌ تواتر ‌را‌ ‌در‌ اثبات‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌در‌ ‌هر‌ عصری‌ و میان‌ ‌هر‌ ملت‌ و نسلی‌ ثابت‌ کنید.



ثانیا: ‌اگر‌ تنها نقل‌ معجزات‌ ‌در‌ اثبات‌ یک‌ حقیقت‌ کفایت‌ کند، ‌اینکه‌ ‌که‌ ‌به‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ اختصاص‌ ندارد، ‌شما‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌را‌ نقل‌ می‌کنید، مسیحیان‌ معجزات‌ حضرت‌ عیسی‌ ‌را‌ نقل‌ می‌کنند، مسلمانان‌ نیز معجزات‌ پیامبرشان‌ ‌را‌، چه‌ تفاوتی‌ ‌در‌ میان‌ ‌اینکه‌ نقل‌ها هست‌ ‌که‌ گفتار ‌شما‌ ‌در‌ نقل‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ پذیرفته‌ شود ولی‌ گفتار دیگران‌ نه‌؟؟ ‌اگر‌ همان‌ نقل‌ معجزات‌ پیامبری‌ موجب‌ تصدیق‌ ‌آن‌ پیامبر شود، ‌شما‌ چرا نبوت‌ پیامبران‌ دیگر ‌را‌ ‌که‌ معجزات‌ همه‌ آنان‌ نقل‌ ‌شده‌ ‌است‌، تصدیق‌ نمی‌کنید!؟



او‌ ‌در‌ پاسخ‌ ‌من‌ ‌گفت‌: معجزاتی‌ ‌که‌ یهودیان‌ ‌برای‌ حضرت‌ موسی‌ نقل‌ می‌کنند مسیحیان‌ و مسلمانان‌ نیز آن‌ها ‌را‌ تصدیق‌ می‌نمایند و ‌به‌ صحت‌ آن‌ها اعتراف‌ دارند و اما معجزات‌ پیامبران‌ دیگر مورد قبول‌ همه‌ نیست‌، ‌اینکه‌ ‌است‌ ‌که‌ آن‌ها ‌به‌ دلائل‌ دیگر نیازمندند ‌تا‌ ‌به‌ مرحله‌ ثبوت‌ برسند.


در‌ پاسخ‌ وی‌ گفتم‌: آری‌، درست‌ ‌است‌ ‌که‌ مسیحیان‌ و مسلمانان‌ نیز معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌را‌ قبول‌ دارند ولی‌ نه‌ ‌از‌ راه‌ تواتر و نقل‌های‌ یقین‌ آور یهودیان‌ بلکه‌ ‌به‌ علت‌ ‌اینکه‌ ‌که‌ پیامبرانشان‌ ‌از‌ ‌آن‌ معجزات‌ خبر داده‌اند. مسیحیان‌ و مسلمانان‌، معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ ‌را‌ ‌به‌ وسیله پیامبرانشان‌ می‌شناسند و ‌اگر‌ نبوت‌ آنان‌ ‌را‌ نپذیرند، راهی‌ ‌به‌ تصدیق‌ معجزات‌ حضرت‌ موسی‌ نخواهند داشت‌ ‌تا‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ پیامبری‌ قبول‌ بدارند. ‌اینکه‌ اشکال‌ تنها ‌به‌ دین‌ یهود اختصاص‌ ندارد بلکه‌ ‌به‌ تمام‌ ادیان‌ گذشته‌ ‌هم‌ متوجه‌ ‌است‌ و تنها دین‌ اسلام‌ ‌است‌ ‌که‌ معجزه ‌آن‌ جاودان‌ و ‌در‌ تمام‌ قرون‌ و اعصار زنده‌ و ‌در‌ میان‌ تمام‌ ملت‌ها و نسل‌ها جریان‌ دارد و ‌تا‌ روز رستاخیز ‌با‌ جهانیان‌ سخن‌ می‌گوید و آنان‌ ‌را‌ ‌به‌ سوی‌ حق‌ دعوت‌ می‌کند.



ما از‌ راه‌ ‌اینکه‌ معجزه جاودان‌ و جاری‌ ‌که‌ همان‌ قرآن‌ ‌است‌، اسلام‌ ‌را‌ می‌شناسیم‌ و ‌آن‌ ‌را‌ تصدیق‌ می‌کنیم‌، اسلام‌ ‌را‌ ‌که‌ شناختیم‌ و پذیرفتیم‌ ‌از‌ تصدیق‌ تمام‌ پیامبران‌ گذشته‌ نیز ناگزیریم‌ زیرا ‌که‌ قرآن‌ و پیامبر اسلام‌ آنان‌ ‌را‌ امضا و تصدیق‌ کرده‌ ‌است‌.


کوتاه‌ سخن‌ ‌اینکه‌ قرآن‌ تنها معجزه جاودان‌ و همیشگی‌ ‌است‌ ‌که‌ صحت‌ تمام‌ کتب‌ آسمانی‌ پیشین‌ ‌را‌ امضا و ‌به‌ صدق‌ و پاکی‌ تمام‌ پیامبران‌ گذشته‌ شهادت‌ می‌دهد و ‌به‌ آنان‌ ارج‌ می‌نهد.» (منبع)

۱۹ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۰۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیستانی و شهدای جهاد

به قلم دامنه
 
 
 به نام خدا. همانطور که می دانید جهان اسلام به یُمن برکت حضور آگاهی بخش آیت الله العظمی سید علی سیستانی و فتوای تاریخی  آن مرجع و ملجاء بزرگ شیعیان جهان، از جریان انحرافی و خون ریز گروه هایی چون داعش، تقریباً رهایی یافته است.

 

این دست نوشتۀ ایشان، برای خانواده های شهدای فتوای جهاد کفایی ست که هم خلاصه است و هم بسیارمتین و به دور از اِغراق. خدا را می خوانیم این مرجع محبوب، ساده زیست، متنفِّذ و مقتدر جهان اسلام را برای ما حفظ نماید تا با حضور مغتنم شان، شرِّ افراط و افراطی گری بکلّی کَنده و یا لااقل تیزیِ شمشیر بی رحم و خشن شان کُند گردد. شاید متنبِّه شوند! شاید. در متن این پیام چنین آمده است:

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم. «إن لشهداء الدفاع الکفائی حقاً عظیماً علینا جمیعاً ومنزله رفیعه یُغبَطون علیها، أسأل الله تعالى أن یحشرهم مع أنصار الحسین (علیه السلام). شهدای جهاد کفایی بر گردن همه ما حق بزرگی دارند و دارای جایگاه بالایی هستند که مورد غبطه قرار می گیرند، از خداوند متعال مسألت می نمایم که آنها را با یاران امام حسین علیه السلام محشور گرداند». (منبع) 

۱۸ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چرا امام آمد؟

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. چرا امام آمد؟ در آغاز دهۀ چهل، حاج آقا روح الله مشهور به «آقای خمینی» به دلیل حضور مقتدرانۀ مرجع عامه آیت الله العظمی سید حسین بروجردی در قم، یا در سکوت بود و یا در انزوا و درس و عرفان. با درگذشت ایشان در 10 نوروز 1340، کم کم نام «خمینی» بر سر زبان ها افتاد. طی سه سال، سه سخنرانی مهم علیۀ رژیم شاه کرد. سال 1342 شاه، «آقای خمینی» را در قیطریۀ تهران در حصر کرد. سپس به دلیل سخنرانی دیگرش در سال 1343 وی را از ایران به ترکیه تبعید کرد و پس از مدتی از آنجا به عراق و در اوج انقلاب در مهر ماه 1357، به روستای نوفل لوشاتو در فرانسه. تا این که پس از 15 سال تبعید، «در ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه صبح 12 بهمن 1357 پای امام خمینی به خاک وطن رسید.»






رهبر نهضت اسلامی در ترکیه تحریرالوسیله را نگاشتند. در نجف به درس و بحث پرداختند. و گه گاهی شاگردان و پیروان خود در ایران را با پیام های مخفی کتبی و شفاهی به مبارزه علیۀ شاه فرا می خواندند. کم کم در مدرسۀ شیخ انصاری نجف، بحث حکومت اسلامی _که گاهی با عنوان ولایت فقیه مخفیانه چاپ و توزیع می شد_ را مطرح نمودند. صحبت های ایشان از طریق «نوار» به میان مبارزان راه می یافت. اعلامیه ها و عکس ها و نوارهایی که از سوی رژیم شاه جُرمی خطرناک محسوب می شد که اعدام، سرنوشتِ محتومِ دارندۀ آن بود. به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران را «انقلاب نوار» هم نام داده اند که بعدها امام خمینی آن را «انقلاب نور» نامید.




با اوج گیری انقلاب توسط مردم در 17 شهریور 1357 و پاییز و زمستان همان سال، با اِعمالِ نفوذ شاه بر رژیم عراق، آیت الله خمینی مهر 1357 از عراق اخراج شد. سوریه و کویت وی را نپذیرفتند. فرانسه به ایشان اجازۀ اقامت داد. از این زمان به بعد، مبارزین و مردم «حاج آقا روح الله خمینی« را امام خمینی لقب دادند و لفظ «امام» در ایران _که همچنان باقی ماند_ اشاره است به مقام و جایگاه رهبری نهضت و تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران.



در 26 دی 1357 شاه از ایران «دَر» رفت. امام که در فرانسه 313 مصاحبه و سخنرانی مهم کرده بودند و در آن تئوری های متعدد و وعده های فراوان به ملت داده بودند، به ایران آمدند. 10 روز بعد، 22 بهمن 57 پدیدار گشت و رژیم سلطنتی شاه، مفتضحانه به دست ملت سرنگون شد و بعد در 12 فروردین 1358 «جمهوری اسلامی ایران» با رأی پرشور و شعور مردم، تأسیس و برقرار گردید.



حال با این توضیح و شرح گذرا، سؤال این است چرا امام آمد؟ به نظر من امام اُمّت حداقل برای این اهداف به ایران آمد؛ امام برای این به ایران آمد که:



1- که بنیادِ شیوه های سلطنتی، شاه و شاهی گری بکلّی از پهنۀ کشور رخت بَربندد.

2- که هیچ کسی به خود جرأت ندهد بر ملت سیطره و ستم داشته باشد.

3- که هیچ مقام و پستِ دائم العمری و بدون پاسخگو نداشته باشیم.

4- که مردم حاکم بر سرنوشت خویش باشند.

5- که ملت، همۀ مقامات (به تعبیر امام، نوکران مردم) را بر پُست ها بکارند.

6- که دولت به ملت خدمت کند و ایرانِ آزاد را آباد سازد.

7- که هیچ دست اندرکاری، حق نداشته باشد دیکتاتوری پیشه کند.

8- که اسلام و ایران در کنار هم برای مردم آسایش و معنویت فراهم آورند.

9- که هیچ شرکی، پرستشی، کُرنشی و ستایشی جز توحید و خداپرستی شکل نگیرد.

10- که مردم با عمل مختارانه به احکام دین، به اوج کمال و تعالی نسبی برسند.

11- که تبعیض و فساد و دزدی و اختلاس و اَشرافیت نابود و فنا شود.

12- که روحانیت برای خود حقّ ویژه ای قائل نشود و مردم را رَمه نپندارد.

13- که «رأی ملت»، میزان باشد، نه به تفسیر ناروای آن روحانی، زینت و عاریت.

14- که آقازادگی، امتیازطلبی، جناح گرایی، حذف، حصر و ردّصلاحیت استصوابی نباشد.

15- که همه ایرانیان (شیعه، زرتشتی، مسیحی، سنی، کلیمی و ...) برای ایران تصمیم بگیرند.

16- که با رژیم استبدای، خائف و خائنِ شاه، تماماً فرق داشته باشیم.

17- که در یک کلام، زمینه ساز ظهور حضرت مهدی موعود (عجّ) باشیم.

ایران. 12 بهمن 1396. توحید.

۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

داعش و فتوای سیستانی

سیستانی؛ مرجع مقتدر و محبوب

توضیح دامنه: نقش بی نظیر مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی در اتحاد امت اسلامی و نابودی جریان تکفیری داعش:


1


راجه فاروق حیدرخان» نخست وزیر کشمیر آزاد: «این فتوای حضرت آیت الله العظمی سیستانی بود که عراق را از ویرانی و نابودی نجات داد.» (منبع)



2


«شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)- هیاتی از علمای دانشگاه الازهر مصر روز گذشته به زیارت حرم مطهر امام علی(ع) مشرف شدند... این هیات متشکل از اساتید دانشگاه الازهر روز گذشته مورد استقبال «محمد علی رزوقی» رئیس کمیته اداری عتبه مقدس علوی قرار گرفتند و درباره موضوعات مختلف مرتبط با تقویت پیوند برادری میان مسلمانان براساس حّب رسول الله (ص) و اهل بیت مطهرشان (علیهم السلام) با مسئولان آستان قدس علوی گفتگو کردند.



«ولید مطر» از اعضای این هیات و استاد دانشگاه الازهر در این باره به مرکز اطلاع رسانی آستان قدس علوی گفت: بدون شک خداوند متعال با زیارت اماکن مقدسه که همواره دوستدار آن هستیم، بر ما منت نهاد واین اماکن را در کشوری قرار داد که در دل های ما جا دارد.


مطر افزود: در عراق بهترین خلق خداوند سبحانه و تعالی پس از رسول الله (ص) یعنی امام علی (ع)، امام حسین (ع) و بسیاری از اهل بیت علیهم السلام قرار دارد و ما به این حرم مطهر آمده ایم تا وجوه منور برادران شیعه را که محبت و همبستگی ما را کنار هم قرار می دهد، ببینیم.


از سوی دیگر «یوسف رواب» رئیس موسسه «وجهه الحق برای توسعه و اطلاع رسانی» نیز در این باره گفت: هدف از زیارت حرم مطهر امام علی (ع)، ایجاد پل های ارتباطی میان علمای الازهر و علمای حوزه علمیه نجف و مرجعیت عالی دینی است.


رواب تاکید کرد: اگر فتوای حضرت آیت الله العظمی سیستانی نبود، بسیاری از پایتخت های عربی یکی پس از دیگری سقوط می کرد. به برکت این فتوا داعش نابود شد. این فتوا امت عربی را پیش ازملت عراق  متوحد کرد.» (منبع)

۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رهبری در خانۀ خشتی


آیت الله العظمی سیستانی
 

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله پست های مرجعیت. یک مرجع است؛ یک عالم آگاه دینی. یک فقیه است؛ یک مقتدای محبوب اسلامی. آیت الله العظمی سید علی سیستانی. نشسته بر خانۀ خشتی؛ در زاویۀ جنوب شرقی حرم حضرت امام علی.

 

آیت الله العظمی سید علی سیستانی

 

 

آن مرجع ساده زیست، چون بر مشیء امام علی (ع) زندگی می کند، بر قلوب مؤمنین حضوری محبوبانه دارد. سیستانی بزرگ، چون عالمی خبیر و تیزیبن است، بر کیدهای دشمن حیله ورز آگاه است. نقشه های آنان را می شناسد و هم حوزه و هم دولت و مردم عراق و منطقه را بخوبی هدایت می کند.

 

او بی آن که خدَم و حشَم و گارد و هزینه های میلیاردی حفظ جان، داشته باشد، در همان خانۀ خشت خام گِلی، بر عراق و جهان اسلام نفوذی فوق العاده دارد و ذرّه ای هم هوا و جاه و مقام و ریاست و فرمانروایی در او نفوذ ندارد. راستی؛ چه چیزی باعث این نفوذ و محبویت است؟ راستی و درستی و ساده زیستی. درود بر آن مرجع بزرگ شیعیان جهان. جانش برای حفظ کیان اسلام، همیشه جانان.

۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیستانی و اهل سنّت

سلسله خاطرات دامنه


به قلم دامنه
. به نام خدا. اوائل دی امسال (1396)، به مدت چندروز در مشهد مقدس بودم. معمولاً هر بار، عینِ همۀ دفعات مسافرتم به آن مکان شریف، همۀ صحن های حرم رضوی را به قصد تبرّک و دیدار می گردم.


در یکی از همان روزها چشمم به ستون های صحن کوثر حرم امام رضا علیه السلام افتاده بود، دیدم عکسی از مرجع بزرگ شیعیان جهان آیت الله العظمی سید علی سیستانی نصب است. تعجّب کردم. چون دست اندرکاران حرم رضوی سابقه نداشته است از این مرجع عالقیدر، عکسی، متنی یا سخنی نشر دهند.



با کنجکاوی پیش رفتم که ببینم موضوع چیست؟ دیدم سخنی بسیارمهم و تکان دهنده از این فقیه آگاه، مرجع روشن ضمیر، عالم ساده زیست و شخصیت متنفّذ جهان اسلام، منعکس شده است. با گوشی همراهم، عکسی انداختم که اینک این پست بر مبنای همان عکس و سخن، شکل گرفته است. امید است مفید، نافع، درس عبرت و پند افتَد.



عکاس: دامنه. از روی ستون صحن کوثر
حرم امام رضا (ع) 7 دی 1396.
به متن، بادقت و تفکر نگریسته شود


برخی از کلیدواژه های این سخن حکیمانۀ آیت الله العظمی سید علی سیستانی این گونه است: دین همان محبّت. تعجّب از تفرقه. دفاع شیعیان از حقوق اجتماعی و سیاسی سُنّی حتی قبل از حقوق خود. گفتمان شیعه دعوت به وحدت. نگویید برادرانِ اهل سنت؛ بگویید جانِ ما اهل سنت.



حال مقایسه کنید دیدگاه مترقی و حکیمانۀ این مرجع محبوب را با دیدگاه های شاذّ و اختلاف افکنِ برخی از مقدس مآب های به دور از حکمت و مصلحت و حقیقت، که تمام مأموریت شان دویّت آفرینی میان مسلمانان و فِرَق دینی ست و دست گذاشتن روی رویدادهای خاص و آب و تاب دادن به استثناء های دین به جای نشر قواعد و مبانی و اشتراکات.



خدا، آقای سیستانی را تندرستی و بقای عمر دهاد تا عِماد جهان اسلام برقرار و استوارتر بماند.

۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |