قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۵۳ مطلب با موضوع «روحانیت» ثبت شده است

دربارۀ حجه الاسلام سید احمد شفیعی دارابی

سیداحمدآقا از نظر سیدعلی اصغر


به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام. حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج سید احمد شفیعی (این پست: اینجا) فرزند فاضل واندیشمند آیت الله حاج سید رضی که احاطه بر استان وکشور به لحاظ مدیریت توام با سیاست داشتند وسرمایه اجتماعی بودند.
 

 

سیدعلی اصفر شفیعی دارابی. 1396

 

 

   

مرحوم آیة الله حاج سیدرضی شفیعی دارابی . حجة الاسلام والمسلمین سید احمدآقا شفیعی دارابی مدیر حوزۀ مصطفی خان ساری

همۀ پست های مرتبط با این دو شخصیت دارابکلا ساری در وبلاگ دیگرم:

اینجا

 

نه تنها با لیسانس علوم سیاسی بلکه با هنر نقاشی وخوش نویسی وورزشی درابعاد حرفه ای به علم فقهی اش اضافه نمودند واهل هنر و سلیقه معماری هستند . ذوق واشتیاق گرایش به خواسته های مردم ازجمله رویکرد رفتاری شان است . دلشادی اش مبتنی بر ایمان و توکل بخداست . ضمن اینکه تصویرش خیلی زیبا وعرفانی است .

۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حجت الاسلام سید احمدآقا شفیعی دارابی

خطّ هنرمندانه

 

به نام خدا. توفیقی حاصل شد که دیشب با جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمدآقا شفیعی دارابی _مدیر محترم مدرسهٔ علمیهٔ مصطفی خان ساری_ تماسی داشته باشم.

 

 

این دو تصویر زیبا را تقدیم می کنم به ایشان و همۀ دامنه خوانان شریف که به روحانیت وارسته و آگاه اعتقاد و باور دارند. خطّ هنرمندانه ایشان همیشه دیدنی ست. در این تابلونوشته زیر هم، بیت پرشور و عرفانی دوم غزل 37 حافظ به زیبایی و درهم تنیدگی خلق شد.

 

ان شاء الله سیداحمدآقا _این دوست بزرگ و هم محلی افتخارآمیز ما و بسیاری از دامنه خوانان و دامنه نویسان_ همیشه در سلامت و صحت و فعالیت علمی و اجتماعی باشند و با توفیقات روزافزون طی طریق نمایند. آمین.

التماس دعا. قم. دامنه

 

انتشار همزمان در وبلاگ دیگرم روحانیت دارابکلا: اینجا

 

 

 

غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلُّق پذیرد آزادست

(حافظ)

 

۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ولایت فقیه امتیاز تفکر مکتبی و سیاسی شیعه

ورود حاج سیدتقی به بحث آزاد

 

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: با سلام. استفاده کردم از بحث خوب و جذّاب جناب سیدعلی اصغر شفیعیِ افتخارآفرین، و دامنه ی شورانگیز و نشاط آور. [این پست: اینجا]

 

 

 

عمو اصغر باب مباحثه را عنوان کردند و اعتقادشان همان است که شما در بند های الف الی دال بخوبی عنوان نموده اید. متشکرم. بر خودم فرض می دانم از همۀ دامنه نویسان گرانقدر آقایان: سیدعلی اصغر، مهندس عبدی جناب دکتر دهقان که بحث های خواندنی در  دامنه می نویسند و خصوصاً از روحانیان بزرگوار حجج اسلام شیخ مالک و شیخ غلامی، و سایرین تشکر و تقدیر کنم که فضای دامنه را علمی و پربحث و نظر نگه می دارند. با آن که هجمه دشمن به روحانیت زیادتر شد، ولی مردم از روحانیت مطالب دینی شان را اخذ می کنند.

 

 

تکمله

 

تکمله : جناب دامنه، ولایت فقیه معنی و مفهومش در این بحث علمی، جایگاه بیشتری را به رخ علاقه مندان متبادر (=وارد در ذهن) ساخت که امام عظیم الشان آن را کتایت و قانون اساسی به همت و درایت فقیه زمان شناس آیت الله شهید مظلوم دکتر بهشتی با تلاش و کوشش فراوان تبیین  و در مجلس چند صدایی خصوصاً لیبرالها به تصویب رساند و  ولایت فقیه همان اعلمیت است که دامنه عنوان نمود.

 

نظریه اختیارات ولی فقیه

 

 

و در تفکر شیعه تمام فقها ملزم به اطاعت و رعایت حدود و ثغورش بوده و میباشند. ضمن اینکه روشنفکران مسلمان حال و گذشته مقید به التزام آن داشته و دارند. لذا مرحوم دکتر شریعتی با اینکه جامعه شناس بود، ذوب در شیعه علوی و عاشق روحانیت اصیل و غیر وابسته به زر و زور و تزویر دین و مذهب را به زبان روز و با شیوه بسیار جامع  وجوان پسند ارایه نمود.

 

 

ایشان در بحث اعلمیت به این مضمون اشاره فرموده فقها از بین خود یک نفر را به اعلمیت انتخاب می کردند و در بینشان اعلمیت وجود داشت و جهان شیعه پیرو اعلم در طول تاریخ بوده و است  و این عامل پویایی وبروز وپاسخگو بودن عالمان وسخنگویان  دین وشیعه بوده وهست. به زبان امروز به کارشناس ارشد و فوق تخصص دین اعلم و مرجع تلقی می شود.

 

 

امروز با اینکه ایت الله العظمی سیستانی مرجع عالم اسلام اند وسایرین در بحث امامت مسلمین تکیه به ولایت فقیه ولی امر مسلمین دارند و با اینکه خود مرجع اند احترام و تصمیمات و اختیارات ولی امر را رعایت می نمایند. چنانکه در یک بیان از ایشان نقل است من در نماز شب اولین کسی را که دعا می کنم حضرت اقای خامنه ای می باشد. چون علَم اسلام امروز در دست ایشان است.

 

 

و نیز رییس جمهور روسیه _ولادیمیر پوتین_ که به ایران  امده بود، بدون در نظر گرفتن عرف دیپلماتیک، مستقیم به دیدار مقام معظم رهبری میشتابند و به عقیده خودش او را مسیح می بینند (مصلح) همان اعلم نماینده مصلح جهان.   

 

 

رجب طیِب اردوغان _رئیس جمهور ترکیه_ نیز با حضور خانوادگی به دیدار رهبری معظم انقلاب می روند میگویند من شما را در سیمای پیامبر اعظم میبینم. یعنی اعلمیت فقیه. این افکار بلند و اعتقاد شیعه نه تنها مسلمانان بلکه اکثر سیاستمداران سرشناس دنیا معترفند.

 

 

 

یکی از القاب امام زمان (عج)  ولیِ عصر بودن است. وقتی نماینده خویش را معرفی می نمایند:

 

«...و اما الحوداث الواقعه، فارجعوا الی رواة حدیثنا، فانهم حجت الله علیکم و انا حجت الله علیهم» یعنی: و اما در حوداث اتفاقیه، پس رجوع کنید به راویان حدیث ما (فُقها و مجتهدین)، که آنان از ناحیه‌ی من حجت‌اند بر شما و من حجت خدا هستم بر آنان. (بحار الانوار، ج 53، ص 181) [منبع: اینجا]

 

 

 

در مسایل روز و نیازمندی های دین ودنیای خود به عالم اعلَم که بدور از هوای نفس و عالم به زمان و مطیع امر مولاست یعنی دیندار دین شناس و عالم ربّانی که از همه عالم تر ، عادل تر ، عاقلتر داناتر و زمان شناس تر و سیاستمدار و دینمدارتر ... است مراجعه و پیروی کنید .

 

 

 

امروز این اوصاف را در بین علمای دین می شود در سیمای ولایت فقیه دید. این اعلمیت همان ولایت فقیه در قانون اساسی است که در فقه اهل تسنن جایش خالی و از منظر سیاسی و اجتماعی وحاکمیتی به وابستگی و افراط گرایی و اسیب های ناشی از چند صدایی منتهی گردیده اند.

 

 

پاسخ دامنه

 

 

به نام خدا. سلام صمیمانه و احترام آمیز دارم به دوست دانای من جناب حاج سیدتقی، که هم بحث را شکل تازه ای دادند و هم با ادبیات شان مَودّت و حس برادری پدید می آورند. حقیقتاً شیوۀ پسندیده ای ست این تشویقات و ورود به بحث های دینی و سیاسی.

 

اما بعد جواب دامنه:

 

1- من از دیدگاه انقلابی شما آگاهم. و مشییء و شیوۀ دفاع جناب عالی از انقلاب و اصول آن را بتمامه مطّلع ام. از این رو، حدس می زدم احساس تکلیف بنمایی و بحث من و سیدعلی اصغر را کامل تر کنی؛ که نمودی. و یا با مطالبی مستند و مثال های خوب تاریخی و معاصر _خصوصاً نکتۀ اَعلا و مترقیانه ی مرحوم دکتر علی شریعتی_ بر غنای آن بیفزایی؛ که افزودی.

 

 

 

2- من، مرجعیت و ولایت فقیه را دو امر جدا از هم، اما در امتداد و مقوّم هم می دانم. یعنی، این از برجستگی ها و مترقی بودن و عقلانیت مکتب شیعه در دورۀ خاتمیت است که هم مرجع دارد و هم ولی فقیه. هم مقلّد دارد و هم رأی دهنده مردمی. هم بیعت دارد و هم عزل. هم پیروی دارد و هم نظارت عمومی. هم شرط دارد و هم قید. که شما خسران عظیم غیابِ این تفکر در اهل تسنُّن را به هوشمندی و تیزبینی و با دردناکی در پاراگراف آخر مقاله ی تان گوشزد کرده ای.

 

 

3- مرجعیت، راهکار اصلی شیعه است؛ چه آن وقتی که حکومت اسلامی هنوز تأسیس نشده است و چه هنگامی که حکومت توسط مردم برقرار شده است. اما ولی فقیه، رهبر جامعه است که مدیریت و هدایت را بر گردن دارد و با رأی مردم انتخاب می شود نه نصب و حق پیشینی.

 

 

 

4- و این سازوکار سیاسی عقیدتی شیعه _که بر امام و اُمت ابتناء دارد به مردم، تکیه_ هرگز قدرت و قدرت طلبی و کیشِ شخصیت و هوای نفس نیست، مسئولیت است. زمامداری است. عهده داری است. نفس امّاره هرگز نیست، بلکه کاملا بعکس، بارگیری از نفس تزکیه شده و متّصف به عدل است که دائم فقیه حاکم باید خود را از هر نوع خُطواتی بَری نگه دارد.

 

 

 

5- این است که امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ دو شرط بنیادین برای ولایت فقیه قائل اند: علم به قانون و عدالت. و در این صورت است، که نه فقط مردم آن سرزمین، بلکه همۀ مراجع عظام تقلید _که ممکن است میان شان اعلم از سایرین وجود داشته باشد_ و مجتهدین بلاد، به مدیریت ولی فقیه گردن می نهند و امر حکومتی و هدایتی و ولایتی اش را به دلیل انتخاب و رأی اکثریت مردم مُطاع می دانند و خلاف آن را مستوجب جواب به خدا. پوزش از شرح دامنه.

۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مرجعیت سرپرستی دین و متدیّن را برعهده دارد

نقد بر متنِ اعلَم عُلمابودن

 

پست 6588

 

سیدعلی اصغر شفیعی دارابی. عکاس: سید میثم

 

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام. مقاله اعلم علما (اینجا) را خواندم. برای فرزندان زمان که ابعاد پیچیده زندگی با علوم وروشهای علمی مدیریت می شود، انتظار این است علما هم زمان شناسی با زمان بودن برای زمان بودن فرمول مدیریت کلان ارائه کنند.

 

 

باید بر وظائف مسئولیتشان افزود برای اینکه جامعه خیلی از اندیشه های تکریم وکرامتی وآرمانگرایی صرف جلوتر است. قدرت تحلیل انسان ونسبتش با هستی از فلسفه وحکمت گذشته است.

 

 

آدمیان با مدرن کردن سازوکارهای زندگی وزیستن اهل مفاهیم مدرن شدند. انسان نو شده است. خواسته هایش تغییرکرد. وادعایش چربیدن بر اقبال وسرنوشت نانوشته رقم خورده است. بنابرین اساس رویکرد رفتاری در قالب گوناگون، بویژه مدیریت مذهبی، باید تغییر کند ونو شود.

 

پاسخ دامنه

 

 

به نام خدا. سلام. 1- سپاس می گذارم متنِ اعلَم عُلما بودن را خواندی و بحث را به چالش کشانده ای. طوفان فکری، از همین بحث در بحث سر می گیرد و مُنتِج می شود.

 

 

 

2- این که نوشتی عالمان دینی زمان شناس شوند، سخن حقّی ست. به همین خاطر افراد متفکری چون مرحوم بروجردی، علامه طباطبایی، مرحوم طالقانی مرحوم آیت الله العظمی منتظری، شهید مطهری، شهید مظلوم بهشتی، آیت الله سید علی خامنه ای، مرحوم استاد محمدتقی شریعتی، مرحوم دکتر علی شریعتی، علامه سیدمحمدحسین فضل الله و بیشتر از همه امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ و امروزه آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی، اجتهاداتی مشکل گُشا و سخنان نوینی مبتنی بر دو عنصر زمان و مکان کردند و می کنند.

 

 

علامه سیدمحمدحسین فضل الله عالم بزرگ و خبیر لبنان

 

 

این، نشان می دهد، انتظار بحقّ شما از علما، توسط پیشتازانی از عالمان دین، برآورده شده بود. مثلاً مبارزه با «استبداد» و «استعمار» یکی از زمان شناسی تیزبینانۀ امام بود که برخی ها «سلطنت کردن شاه» را پذیرفته بودند و عده ای هم نسبت به جهان، بی اعتناء بودند.

 

 

 

3- اما این که گفتی جامعه نو شد و انسان نوین شد و مدیریت، از اقبال و تقدیر و قضا و قدر عبور کرد، و لذا نتیحه گرفتی «مدیریت مذهبی باید تغییر کند...»؛ با شما شدیداً مخالف ام؛ یعنی تا 100% با این نوع نگرش شما، اختلاف دیدگاه دارم؛ چرا؟ زیرا:

 

 

الف- اندیشۀ پیشرفته و مترقی مرجعیت تا زمان ظهور حجت (عجّ) هرگز با نوشدن علوم و زیر و رو شدن انسان، از میان نمی رود. مرجعیت، پدیده ای دینی، راه گشا و انسان محور و جامعه نگر و جامع اندیش است. کدام تز و نظریه را سراغ داری که تا این حدّ از امتیازات نوشونده برخوردار باشد؟

 

 

 

ب- مرجعیت پا به پای زمان و مکان پیش آمده است. و این اوج خردمندی در مکتب شیعه است که در غیاب حضور شخص پیامبر _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ و جانشیان ایشان یعنی امامان معصوم __علیهم السّلام__ پیروان و رهروان خود را به یک شخص شخیصی چون مرجع ارجاع داده اند. و مردم مؤمن را بلاتکلیف و بی سرپرست رها نکرده اند.

 

 

 

ج- از این رو، مرجعیت، سازوکار و تعبیه ای سنتی و و به تعبیری مدرن و حتی پسامدرن است. زیرا، با نو شدن زمان و تغییر مکان، این مقام و جایگاه _که سرپرستی دین و متدیّن را به نیابت برعهده دارد_ انسان را در کوه شبهه و مشکلات و اشکالات رها نمی سازد و مُعین و رهنون او باقی می ماند، تا ظهور.

 

 

 

د-پس «اَعلمِ عُلمابودن در مکتب شیعه» با آن همه شرائط سخت و نفس گیر ورع و علم و زمان شناسی و پروا و عدل برای هر مرجع، نه فقط اندیشه ای ناب و افتخارآفرین است، که آن پست دامنه (اینجا) در این مقطع نیز مدرن و نیاز روز و هدفمند بود. زیرا نیاز انسان به دین و توجّه اش به حق و تکلیف، هرگز در هیچ زمان و دوره ای ساقط نمی شود. همیشه، مجتهد باید استنباط کند و مؤمنان انتخاب و عمل. این توجه به عقل است و نگاه به شرع. ممنونم ازت رفیقِ از مهد تا لحدِ من، که طوفان فکری آفریده ای.

۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۹:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اَعلمِ عُلمابودن در مکتب شیعه

انتخاب پیشوا در شیعه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. یک روز _نمی دانم کی؟_ گزارشِ توصیفی-انتقادی در مجلۀ خواندنی های سال 1333 هجری خورشیدی را به بر حسب کتاب «برگ هایی از تاریخ حوزۀ علمیۀ قم» نوشتۀ حجت الاسلام رسول جعفریان را مطالعه و یادداشت برداری می کردم. گزارشگر آن مجله، خود یک دانش آموختۀ حوزه و ملبّس به لباس روحانیت بود و متن آن نشان می داد به ریز و بم حوزه بخوبی آشناست.

 

 

دیشب، این قسمت، در مرور مجددم به آن، رؤیت شد. دیدم بحث جالبی ست. لذا سه فراز آن را به شوق تایپ کرده، به اشتراک گذاشتم تا دامنه خوانان فهیم و شریف نیز، در آن تفکّر و تأمّلی کرده باشند:

 

 

نمایی از حوزۀ علمیۀ تکاب

1

 

کمتر مذهبی در دنیا تا این حد برای انتخاب پیشوای مذهبی شیعه، شرایط منطقی قائل شده است... مثلاً... از غیبت کبری تا کنون بر طبق موازین مذهبی شیعیان، هر مردی که در فهمِ احکام الهی اَعلمِ عُلما باشد و در تمام عمر خطایی از او سر نزده باشد، مرجع تقلید یعنی پیشوای مذهبی ما شیعیان خواهد بود. (متن گزارش، ص 185)

 

2

 

یک طلبه در تمام مدت تحصیل یک شکمِ سیر به خود نمی بیند. (ص 190)

 

 

3

 

می گویند فقیه پس از مجتهد شدن، به شهر خود برمی گردد و احکام دین را به مردم می آموزد. من با نهایت احتیاط یادآور شدم که ای بزرگواران باید دینی باشد تا احکامِ دین مورد پیدا کند... (متن گزارش، ص 188)

۳۰ تیر ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حجت الاسلام حامد دارابی نیا، حجت الاسلام حمید دارابی نیا

دامنۀ روحانیت دارابکلا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. از دیگر روحانیون روستای دارابکلا، حجت الاسلام شیخ حامد دارابی نیا و حجت الاسلام شیخ حمید دارابی نیا اند. این دو برادر، نوه های مرحوم آیة الله حاج شیخ عبدالله دارابی نیا هستند. که من آن مرحوم را در 5 مرداد 1395 در (اینجا) معرفی کرده بودم.

 

 

برادران شیخ حامد و شیخ حمید، فرزندانِ حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی دارابی نیا هستند؛ که ایشان را نیز در 15 مهر 1395 (اینجا) معرفی کرده ام.

 

این دو بردار _شیخیَن حمید و حامد_ اصالتاً دارابکلایی اند و مقیم قم؛ که نوۀ دختری مرحوم آیت الله طاهری گرگان می باشند.

 

 

حجت الاسلام شیخ حامد دارابی نیا. عکاس: دامنه

 

راست: شیخ حامد. وسط پدرشان حاج شیخ مهدی دارابی نیا. چپ: شیخ حمید

 

حجت الاسلام شیخ حمید دارابی نیا

 

 

من از زندگی، اوضاع درسی و اشتغالات نوه های روحانی مرحوم حاج شیخ عبدالله از نزدیک آشنایی ندارم، فقط دو ماه قبل از طریق یکی از روحانیون محترم محل، دوست فاضلم جناب شیخ محمدجواد مهاجری کسب اطلاع کرده ام نوه های حاج شیخ عبدالله روحانی اند.

 

جدّپدری شان مرحوم حاج شیخ عبدالله دارابی نیا (اینجا)

 

 

 

اخیراً در شب شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) در بیتِ پسرعمۀ مان حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد (آق شفیع) شفیعی دارابی، 17 تیر 1397 (تصاویر در اینجا) دعوت بودیم؛ که توفیقی شد از نزدیک با این دو برادرِ روحانی آشناتر شوم.

 

 

آن دو فاضل، واقعاً بسیارمتواضع، نیکورفتار و خیلی شبیه به هم هستند. از گپ و گفت کوتاه و مختصری که با هردو بزرگوار داشته ام، به این برداشت رسیده ام آن دو اهل فضل، مطالعه و دانش اند و بیش ازحد، خلیق، خوشخو و ملایم. که مردم ملّایِ ملایم و لیِّن را با اشتیاق می پسندند و پیروش می گردند. چنین بادا.

 

 

خدا سلامت شان بدارد و ان شاء الله تعالی برای نشر دین، معارف ائمۀ اطهار _علیهم السّلام_ و ابلاغ پیام های خدا، توفیقاتی روزافزون و سعادت داریَن نصیب شان شود. والسّلام. قم. دامنه.

نشرِهمزمان در وبلاگ دیگرم «روحانیت دارابکلا»(اینجا)

۲۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دستآوردها و آسیب های انقلاب ایران 2

قدرت گیری روحانیت

 

به قلم دامنه: به نام خدا. بحث: در قسمت اول این مبحث (اینجا)؛ مقدمه ای نوشته بودم؛ که حتما! از نظر گذشت. اینک سرآغاز بحث.

 

 

اول. روحانیت:

 

1-1 : دستآورد: روحانیت ایران، با پیروزی انقلاب، عملاً و نظراً به صحنۀ قدرت و سیاست وارد شد؛ از جایگاه رهبری گرفته تا سه قوه و از امام جمعه بودن گرفته تا پیشنماز ادارات کوچک.

 

 

 

برای روحانیتی که به اجبار رژیم شاه _و یا بعضاً داوطلبانه و بر اساس بینش غیرسیاسی و سنت گرایی_ فقط بحث و درس در کُنج حوزه اهمیت داشت و سیاست «پدرسوخته بازی» تعبیر می شد، این ورود یک دستآورد محسوب می شود. چراکه؛ مردم نیز در اَوان نهضت، آخوندهای گوشه گیر و منزوی را قبول نداشتند و با صوت جمعی، یک مطالبۀ برحق را ندا می دادند که حضور روحانیت به صحنه، نه فقط لازم است بلکه رهبریِ جنبش و نهضت مردم علیۀ شاه توسط روحانیت موجب مشروعیت حرکت و اطمینان بخشی راه می گردد.

 

 

حضور مراجع و علما برای افتتاح فاز جدید مسجد امام حسن عسکری قم

 

 

 

پس؛ انقلاب یک دستآوردش ابن بوده که روحانیت از حُجره و مَدرس و پرهیزکاری و انزوا و سنت گرایی، به جامعه و سیاست بپردازد و حکومت را در دست گیرد. در این راه، روحانیتِ مبارز و زندان کشیده و تبعید چشیده، البته پیشتاز بودند و به تبَع آن و مساعد شدنِ اوضاع، بقیۀ روحانیونی که از سیاست ورزی امتناع! می ورزیدند و از وضع وخیم و خطرناک و استبداد شاهی واهمه داشتند نیز، به صحنه آمدند و پست های دلخواه را پذیرفتند. از خبرگان گرفته تا شورای شهر و از سپاه و ارتش گرفته تا اوقاف و حج و نمازخانه ها و مساجد و امام زاده ها. بطوری که قدرت و نظام تا حد بسیاربالایی رنگ و صبغۀ روحانیت و مذهب به خود گرفت.

 

 

 

2-1 : آسیب ها: اما آسیب این ورود چیست؟ گرچه این بحثی عمیق می طلبد و از ورد زبان های روز گردیده است، اما من چندنمونه را بیان می دارم:

 

اولین آسیب این است اگر کارکردهای روحانیت در هر پست و مقامی مثبت نباشد _که بعضاً نیز چنین است_ بدی ها به اسم دین و شیعه تمام می شود. که خسران بزرگی ست و نسل آینده را ناامید و معترض و حتی متعرّض و خشمگین و بدتر از همه پُرنفرت علیۀ روحانیت نگه می دارد.

 

 

 

دومین آسیب را می توان در این دانست که وقتی مردم همۀ نابسامانی ها و فساد را به گردن روحانیت می اندازند و یا آنها را پاسخگوی فساد در نظام می دانند، آن شعار محوری «شاه و گدا برابرند در قانون» _خواستۀ محوری سیدمحمدطباطبایی از رهبران مذهبی انقلاب مشروطه ایران_ ممکن است در مردم گُل کند و آن ها را به غلیان و هیجان و جوشش و جنبش درآورد و به جدّ پرسشگرشان سازد که چی بود و چی شد؟ یا چی بودند و چی شدند؟ قانون برای ضعیفان شده است و روحانیت برای خود دادگاه ویژه! دارد، که این را یا تبعیض می داند و یا مانع آزادندیشی شان.

 

 

 

سومین آسیب را باید در این دید که ممکن است روحانیت شیعۀ ایران که آموزۀ اولش به تبعیت از امام علی و امام حسین _علیهماالسّلام_ عدالت است و ساده زیستی و مبارزه با هر نوع طاغوتی، مانند روحانیت زرتشتی عصر هخامنشیان تا ساسانیان، توجیه گر قدرت گردد و با فساد معامله و سازش کند و دین را از درون پوک سازد و مذهب را اسرارآمیز نشان دهد و خرافه و مناسک ظاهری را باب نماید و مکتب غنی را تهی.

 

 

چون که؛ خیال می کند اگر پی گیرِ فساد و انحراف و سوءاستفاده ها و کژی ها و خودرأیی ها شود، کیان نظام در خطر می افتد و شعار «حفظ نظام از اوجب واجبات است» نادیده انگاشته شود. چنانچه روحانیون زرتشتی نیز همین خیال و خطا را داشتند و آسان دین را به پول و تمکُّن و دنیای قدرت شاهان، فروخته بودند و ایران را از تمدُّن عقب انداختند.

 

 

 

چاره: روحانیت باید خود را بازسازی کند و خود پوست بیندازد تا پوست کسی کنده نشود. یعنی بر دستآوردهای حضورش در قدرت، شکل کارکردی، نظارتی و حق گویی و مردمی و ساده زیستی ببخشد. و در امر فساد و انحراف و خطاها و ناعدالتی ها، بی تعارف و با غیرتِ حسینی و مشیی علوی و پیام محمدی (ص) به مبارزه برخیزد و حق را بگوید؛ ولو آن که از هر پست و مقامی عزل شود و بر او سختی روَد.

 

 

پس؛ راه حل فقط بازسازی روحانیت در قدرت است. بازسازی از درون. و قبول عیب ها و تقویت درستی ها و درستکارها.

بحث سوم: در قسمت بعد

۲۰ تیر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ق.ظ دامنه |
روضۀ منزل آق سید شفیع شفیعی دارابی

روضۀ منزل آق سید شفیع شفیعی دارابی

روحانیت دارابکلا

 

به قلم دامنه: به نام خدا. دیشب 17 تیر 1397 شب شهادت آقا امام صادق (ع) طبق سنوات گذشته در مراسم روضۀ آن امام هُمام در بیتِ پسر عمۀ مان جناب حجت الاسلام والمسلمین آق سیدجواد (شفیع) شفیعی دارابی دعوت بودیم. که به اتفاق اخوی مان شیخ وحدت، شرکت جُستیم.

 

 

توفیقی بود تا ضمن شرکت در مجلس روضۀ صادقیه، با روحانیون بزرگوار دارابکلا نیز دیداری داشته باشیم و صلۀ اَرحامی کرده باشیم. این گونه تلاقی ها، موجب برکت و رحمت و مایۀ نشاط روحی ست.

 

عکس هایی زیر بخشی از انعکاس این مراسم معنوی و عبادی ست که به اشتراک می گذارم. به امید شفاعت امام صادق:

 

 

 

سلام به حضرت معصومه (س). از زایۀ عماریاسر. 17 تیر 1397.

 

حرم حضرت معصومه. 17 تیر 1397. عکاس: دامنه

 

نمای حرم حضرت معصومه (س) از زاویۀ بلوار عمار یاسر. عکاس: دامنه

 

 

     

 

دو روحانی؛ دو رفیق، دو همدرس، دویار قدیم، دو هممبازی دورۀ کودکی، دو دوست دیرین، دو پسرعمه و پسردائی؛ آق شفیع و شیخ وحدت. عکاس: دامنه

 

 

سمت راست: حُجج اسلام: شیخ خلیلی. حاج شیخ مهدی دارابی نیا و روحانی ردیفِ آخر دوست ارجمندم جناب  شیخ جواد مهاجری

 

 

حُجج اسلام: شیخ حامد، حاج شیخ مهدی، شیخ حمید دارابی نیا. دو فرزند در کنار پدرشان. عکاس: دامنه

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

علامه طباطبایی در نگاه علی شریعتی

یک شخصیت پرمحتوا

 

 

حتماً برای مطالعۀ این متن وقت بگذارید

 

مرحوم دکتر علی شریعتی در بخشی از کتاب «انسان بی‌خود» (مجموعه آثار، شماره ۲۵) به مقایسه‌ی بی‌هویتی غرب‌گرایان و شخصیت والای اسلام‌شناسان حقیقی می‌پردازد و به همین مناسبت علامه طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) را الگوی برتر یک شخصیت پرمحتوا می‌داند و معرفی می‌کند:

 

 

 

این آقای طباطبائی… همه نوابغ فلسفه و عرفان و کلام و ادب اسلام در اندیشه او به صورت خودآگاه وجود دارد، دریائی از چهارده قرن تفکر و علم و ذوق و ایمان و فداکاری و حماسه و معنویت- که در این فرهنگ و تاریخ عظیم اسلام است- در درون او منعکس است.

 

 

 

برای این‌که آن‌ها خالی از محتوای بومی و محتوای اصیل خودشان نشده و شخصیت‌زده نشده‌اند، (ولی) این متجدد تصدیق‌دار است که شخصیت‌زده شده.

 

 

 

و می‌دیدم کسانی را که از همین مشرق‌زمین و از توی جامعه‌های اسلامی به اروپا می‌آمدند، یا اروپائی در همین جا پیششان می‌آمد: علامه طباطبائی یکی از همین کسان- که من همیشه حس می‌کردم- است؛ یک مُدرّس بزرگ، یک فیلسوف و یک مرد متفکر بزرگ اسلامی است؛ در قم هم هست؛ یک آدم مُنفرد هم هست؛ دَم و دستگاه و هیچی هم ندارد؛ این، در برابر شخصیت‌های بزرگی مثل «هانری کروبَن» (یا) استادان بزرگ و شرق‌شناس و کرسی‌دار سوربن که قرار می‌گیرد، روح موفق و مسلط خودش را بر آن خارجی کاملاً نشان می‌دهد. چرا؟

 

 

 

برای این‌که این آقا خالی از محتوای خودش نشده؛ این آقای طباطبائی یا امثال او که دچار شخصیت‌زدگی نشدند؛ پُرند؛ از چی؟ از همه تاریخ خودش؛ آنجا که نشسته همه فرهنگ اسلامی در درون او موج می‌زند، همه نوابغ فلسفه و عرفان و کلام و ادب اسلام در اندیشه او به صورت خودآگاه وجود دارد، دریائی از چهارده قرن تفکر و علم و ذوق و ایمان و فداکاری و حماسه و معنویت- که در این فرهنگ و تاریخ عظیم اسلام است- در درون او منعکس است؛ آن‌وقت او با این عظمت و با این وقار و سنگینی خودش را می‌یابد و بنابراین در برابر یک فرنگی که قرار می‌گیرد، می‌بیند این فرنگی همه‌اش سیصد سال تاریخ دارد، همه‌اش چهارصد سال ادبیات دارد، و هنوز تازه به دوران رسیده- از سه قرن پیش- است؛ این است که احساس تفوق انسانی بر او می‌کند.

 

 

اما تصدیق‌دار متجدّد غرب زده:

 

اما تصدیق‌دار متجدّدی که از خودش فارغ شده، اسلام را همان مزخرفاتی می‌داند که وقتی کوچک بوده مامانش به او گفته؛ بعد که دیگر بزرگ شده، از آن هیچ نمی‌داند؛ بعد که دکتر شده مذهب اسلام (را) به همان اندازه‌ای (می‌شناسد) که وقتی قُنداق بوده، یا وقتی که خودش را نمی‌توانسته جمع کند، یک چیزهائی (درباره اسلام) به او گفته‌اند، و یا آدم‌های بی‌استعدادی که اصلاً صلاحیت این‌که درباره اسلام صحبت بکنند نداشتند، مسائلی را به نام تعلیمات دین به او یاد دادند؛

 

 

وقتی بچه بوده در آن سطح چیزهائی از دین یاد گرفته، بعد هم فراموش کرده؛ چیزی هم نبوده؛ تازه اغلبش هم منحرف بوده؛ بعد که رشد کرده و تحصیلات عالی کرده، این تحصیلات عالیش را همه از اروپائی گرفته؛ راجع به خودش هیچی نمی‌شناسد؛ از اسلام یک دین کلی می‌شناسد و مجموعه فحش‌هائی که اروپائی‌ها می‌دهند؛ از گذشته تاریخ خودش چند خواجه می‌شناسد (خواجه نظام‌الملک، خواجه رشیدالدین فضل‌الله…!)؛

 

 

 

(در این صورت) از دین بیزار می‌شود، از تاریخش بیزار می‌شود، از فرهنگش بیزار می‌شود، از ادبیاتش بیزار می‌شود. ادبیاتش چیست؟  مجموعه شعرهائی که تملُّقی است برای گدائی در برابر یک پادشاه ترک یا مغول.

 

 

 

...از آن‌همه معنویت و زیبائی که در عرفان و ادب ما هست، تملق‌های گدایانه و انحراف‌های صوفی‌مآبانه به رخ ما کشیده شد؛ و آن‌همه عوامل مترقی انسان‌ساز نو و عقلی و منطقی که می‌تواند ملتی را امروز احیاء کند و انسانی را مواج از شخصیت و نیرو و قدرت سازندگی بکند- که در اسلام هست-، به صورت مجموعه‌ای از تعلیمات خشک و جامد به رخ او و به مغز او وارد شده نه برای این‌که او آن‌ها را بشناسد برای این‌که از آن‌ها بیزار بشود.

 

 

 

...آنچه که امروز به عنوان بزرگترین و نخستین قدمی که روشنفکران خودآگاه ما باید بردارند تا به عنوان نخستین گام برای هرگونه اصلاح معنوی و فکری و به عنوان مقدمه‌ای و زمینه‌ای برای بنیاد هرگونه فرهنگی و هرگونه تربیتی و اصلاحی در فرد و جامعه تلقی بشود، این است که:

 

 

 

همان‌گونه هوشیارانه و طبق برنامه علمی و منطقی‌یی که آن‌ها ما را از خویش بیگانه کردند و نسبت به معنویت و مذهب خود نه تنها ناآشنا که دشمن کردند تا شیفته خود کنند و خود را در برابر آن‌ها حقیر، ذلیل و پست حس کنیم و هرچه را به خود منسوب است محکوم بدانیم و هرچه را که به او منسوب است مورد تقلید قرار بدهیم (این موجبات موجب شده است که ما- چنان‌که می‌خواست- تبدیل به یک انسان دست دوم بشویم که فقط به دردِ رنج بردن و مصرف کردن آنچه او تولید می‌کند- هم کالای معنوی و هم کالای مادی- (دچار شویم) و به این صورت در بیائیم)، (ما هم) بیاندیشیم تا همان‌گونه، همه این عوامل، همه این اصول و همه این راه‌هائی را که آن‌ها طرح کردند و برنامه‌هائی را که عنوان کردند تا ما را از خود بیگانه و از خود مُنسلخ و از خود گریزان و منفور کنند، (بشناسیم و) از همان راه‌ها برگردیم. به کجا؟

 

 

 

به خویش؛ به کدام خویش؟ به آن خویشی که در گذشته تجربه کرد، که انسانِ مستقلِ سازنده تمدن و کمال و فضیلت و جامعه متمدن نسبت به زمان خودش می‌ساخت، و به مکتبی که تجربه کرد، که مظاهرِ متعالیِ انسان‌هائی که برای همه وقت زنده‌اند و زیبایند، می‌سازد؛ به آن خویش برگردیم؛ آن خویش الگو می‌خواهد؛ چگونه؟  چنان‌که علی (ع) بود!  (منبع: شفقنا)

۰۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آیة الله آق میرصالح صالحی دارابی

معرفی روحانیت دارابکلا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. از بدو تأسیس دامنه تا اکنون، در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا (اینجا) بیش 135 روحانی دارابکلا را معرفی کرده و شرح حال مختصری عرضه داشتم. اینک نوبت معرفی یک روحانی دیگر که از عالمان بزرگ دارابکلاست فرارسیده است یعنی پدربزرگ مادرم از ناحیۀ مادری مرحوم آیة الله آق میرصالح صالحی دارابی.

 

 

او عالمی مشهور و متنفّذ بودند. بزرگان محل باخبرند که ایشان بنیانگذار نخستین مدرسۀ علمیه در دارابکلا بودند همان مدرسه ایی که به «اقامدرسه» معروف است (عکس دوم در زیر) که بعدها مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی که از نجف بازمی گردند آن را نوسازی و راه اندازی مجدد می کنند.

 

 

عکس شجرۀ آیة الله آقامیرصالح در زیر به استناد دستنوشته ی حاج کبل سیدمحمد شفیعی دارابی از وبسایت مهندس محمد عبدی سنه کوهی در زیر آمده است. یاد همه ی این عُلما که مفاخر بزرگ دارابکلا هستند، گرامی باد.

 

سند شجره جدّ مادری من به خط حاج کبل سیدمحمد

 

در سمت راست این سند که به خط جناب حاج کبل سیدمحمد شفیعی دارابی نوشته شده است: «سیده مهتاب موسوی همسر آیة الله سید صالح صالحی» ایشان _یعنی آیه الله آق میرصالح صالحی دارابی_ پدربزرگ مادری مادرم می باشد عکاس سند: مهندس محمد عبدی سنه کوهی.

 

مَدرَس و حُجره های آقا مدرسه؛ حوزۀ علمیۀ دارابکلا. ارسالی جناب رنگین کمان. 15 دی 1395

 

 

آیه الله آق میرصالح صالحی دارابی در امامزاده علی اکبر اوسا دارابکلا مدفون اند. روحش شاد. تا بعد...

 

(روحانیت دارابکلا: اینجا)

۰۴ تیر ۹۷ ، ۰۸:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۹ ق.ظ دامنه |
خِرقه سریال سرّ دلبران

خِرقه سریال سرّ دلبران

دامنۀ روحانیت
 
خِرقه و جُبّۀ روحانیت
 
 
برزو ارجمند (سلیم)  در نقش روحانی سریال سر دلبران
برزو ارجمند (سلیم)  در نقش روحانی سریال سرّ دلبران
 
بر تن مکن این خِرقه را
چون عشق در جان تو نیست
این حُجره داران را مَبین
این جامه دُکّان تو نیست
 
 
از هرچه تزویرت کند
این جامه یعنی دور شو
حتی سلیمانی اگر
این جامه یعنی مور شو
 
 
این خرقه بر تن میکنی
تا عشق را لایق شوی
در آسمان حل میشوی
تا در زمین عاشق شوی
 
این خرقه بر این حکم نیست
که تو خدای مردمی
پوشیده ای ثابت کنی
که خاکِ پای مردمی
که خاک پای مردی
 
 
تو هر دروغت قحطی است
وقتی که باور می شود
با حزب کفر افتاد اگر
یک شهر کافر می شود
یک شهر کافر می شود
 
 
عاشق زُلیخا ماندن است
چون قید دنیا را زده
تقصیر یوسف نیست که
دلبَر به دنیا آمده
 
 
بر تن مکن این خرقه را
چون عشق در جان تو نیست
این حجره داران را مَبین
این جامه دُکان تو نیست
 
از هرچه تزویرت کند
این جامه یعنی دور شو
حتی سلیمانی اگر
این جامه یعنی مور شو
 
******
 
متن آهنگ روزبه بمانی با نام «خرقه»
تیتراژ سریال سرّ دلبران محمدحسین لطیفی
۲۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۵۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

عمامه گذاری آقای چوپانی

دامنۀ روحانیت

 

به قلم دامنه. به نام خدا. مراسم عمامه گذاری جناب حجت الاسلام شیخ ابراهیم چوپانی در شب نیمۀ شعبان 12 اردیبهشت 1397 در مسجد جامع روستای دارابکلا، با حضور روحانیون دارابکلا ازجمله حُجج اسلام آقایان:

 

شیخ مرتضی چلویی دارابی امام جماعت محل. سیدمحمد شفیعی مازندرانی. سیدعلی صباغ دارابی. شیخ وحدت. سیداحمد شفیعی دارابی مدیر حوزۀ مصطفی خان ساری، جناب حاج کبل سیدمحمد شفیعی دارابی و سایر روحانیین و مؤمنین محل و نیز با شرکت روحانیون مَدعوّ منطقه، انجام شد.

 

من قبلاً در 30 بهمن 1395 در اینجا ایشان را معرفی کرده ام؛ ضمن تبریک به جناب شیخ ابراهیم چوپانی و اعضای محترم خانواده و خاندان نسبی و  سببی اش؛ سه نکته برای وی آرزو می کنم:

 

1- تداوم زیِّ طلبگی و ساده زیستی؛

2- استقلال فکری و اسلام شناسی بر حسب مقتضیات زمان؛

3- مردمی ماندن و دفاع از آزادی، تفکر و نشر معارف دینی.

 

و

روبرو حجت الاسلام شیخ ابراهیم چوپانی

نوۀ حاج عباس چوپانی مَرَسی

 

و

ممنونم از حاج حسین رنگین کمان در ارسال عکس


(روحانیت دارابکلا: اینجا)

۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شیخ محمد طالبی

روحانیت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. در ادامۀ بحث معرفی روحانیان دارابکلا به معرفی مختصر شیخ محمد طالبی فرزند کبل آخوند می پردازم. او عموی من بود. مردی پاک سیرت، مهربان به مردم، خوش قلب و بسیارآرام و ساده زیست.


پدربزرگم مرحوم کبل آخوند مُلّاعلی طالبی دارابی، ابن مُلاحیدر، ابن ملاطالب، از همسر اولش _اُمّ لیلا_ سه فرزند داشت که شیخ محمد _عموی من_ از بزرگترین آن بود.


شیخ محمد، فقط 5 دختر داشت که عموزادگان بسیارخوب و فوق العاده مهربان من بودند و همگی آنان طی سال های اخیر به فاصلۀ یک دهه، پس از سال ها کار و تلاش و زحمت های بی حدّ، به رحمت خدا پیوستند:


1- مرحومه فضّه (به معنی نقره و زر)، مادر آقای منصور شعبانی.


2- مرحومه فاطمه. همسر دوم مرحوم علی اکبر آهنگر دارابی؛ زن و شوهر هر دو خادم الحسین تکیه بالای دارابکلا بودند.


3- مرحومه لیلا. همسر مرحوم سید ابوطالب هاشمی دارابی. به عبارتی مادر آقایان مرحوم سیدحسین، سیدقاسم، سیدعلی اکبر، سیدعلی اصغر و ... .


4- مرحومه رُبابه. مادر آقایان رمضان، موسی و حسین رمضانی و ... .


5- مرحومه آسیه. مادر آقایان جلیل محسنی و قاسم و محمد و ... .


روح همۀ رفتگان و روح این روحانی دل پاک و دختران گرامی اش غریق رحمت حضرت حق باد. تا معرفی روحانی دیگر در امان خدا.
(روحانیت دارابکلا)
۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ارتداد خفی!

متن نقلی


دامنه نسبت به این متن پیش داوری نمی کند. صرفاً جهت انعکاس چنین دیدگاه در سلسله مباحث روحانیت ایران، مبادرت می کند:


«جواد شریفی طلبه حوزه علمیه مشهد نوشت: به اقتضای صرف ده سال از عمرم در حوزه علمیه و تجربه و مشاهده و مصاحبه‌های مکرر با بسیاری از طلبه‌ها می‌توانم مدعی وجود «ارتداد خفی» در میان حوزویان باشم.

 

 

منظورم از ارتداد خفی این است که قبسی [=شُعله ای] از آتش مدرنیته و جهانی شدن و علوم انسانی دامن حوزه علمیه را نیز گرفته و این سه گانه جادویی، ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه‌ها را با تشکیک‌های جدی روبرو کرده است. نُرم‌های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه‌ها تحمیل می‌شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده نیستند و بسیاری طلبه‌ها این اعتقادات را پس می‌زنند اما به علل گوناگونی که اینجا مجال طرحش نیست توان این که بی اعتقادی خود را آشکار کنند ندارند.

 


 

...کوتاه سخن این که در حد مشاهده‌ی محدود نگارنده، روبرویی ولو اندک و سطحی برخی طلبه‌ها با مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی، با تغییر نرم‌های اعتقادی طلبه‌ها، نرم‌های رفتاری‌شان را نیز تغییر داده است. این نکته در کنار مسلله‌ی فردیت‌های روزافزون و عطش یونیک بودن انسان مدرن، “طلبه‌های نا طلبه” را پدید آورده است.


به عقیده‌ی من _ اگر نگویم همه یا بیشتر _ بخش قابل توجهی از طلبه‌هایی که با داشتن لباس روحانیت، می‌نوازند، می‌خوانند، حرکات ورزشی نمایشی اجرا می‌کنند، استندآپ می‌کنند و… به منظور بروز دادن فردیت ویژه‌شان است.
 
 
آنها از طرفی می‌خواهند به آن چیزی که علاقه دارند بپردازند و از طرف دیگر می‌خواهند بخاطر این کنش‌های غیرمعمول‌شان از سوی حوزه‌ی علمیه، همصنفان خود و قشر سنتی جامعه سرزنش نشوند. برای این منظور آنها اهدافی روبنایی برای خود تعریف می‌کنند... .» (منبع)
 
۱۰ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حجت الاسلام عمادی

روحانیت دارابکلا


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: با سلام جناب دامنه خدا پدر و مادر شما را رحمت کند. دیشب خبر دار شدیم عالم عامل حضرت حجة الاسلام سید جلیل القدر حاج آقا عمادی اوسایی که در قم زندگی می کردند و در محضر علما و مراجع عظام کسب فیض می نمودند در سن 71 سالگی به ملکوت اعلی پیوستند و امروز تشییع جنازه ایشان بود جمعیت خیلی زیادی آمده بودند حضرات علماء داربکلا هم حضورداشتند حاج آقا وحدت و حاج آقا صادق الوعد ....... هم شرکت دا شتند.


خدا رحمتش کنه ایشان را می شناختم از خصوصیات بارز ایشان خوش اخلاق و متبسم و دائم الذّکر و بیان عالی در سخنوری داشتند منظور امشب شب جمعه فاتحه ایی بروح ایشان نثار نمائید. قم 28 دی 96.


عکس ارسالی جناب خلیل آهنگر دارابی اوسایی به دامنه



جواب دامنه


به نام خدا. مرحمت شما را نسبت به والدینم پاس می دارم. این روحانی تازه درگذشته را هم خدا مشمول رحمت هایش کند. ممنونم از اطلاع دهی شما. به تأکید شما فاتحه هم نثارش کردم.


اقدام شما در ارائۀ این پست قابل تحسین است. من هم به بازماندگان نسبی و سببی اش تسلیت می گویم. کسانی که این روحانی را نمی شناسند اضافه کنم ایشان عموی سیدجلال ترمی اوسایی (نجّار دارابکلا) اند.

۱۹ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ق.ظ دامنه |
مُلا عبدالله

مُلا عبدالله

روحانیت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. پیشتر، در سال گذشته، هم شرح حال مرحوم آیت الله محمدباقر دارابکلایی را نوشته بودم و هم به شرح حال پدرش مرحوم کوچک آخوند [کوچک به سکون هرسه حروف واو، چ، کاف] پرداخته بودم و هم به فرزندانش حُجج اسلام: شیخ اسماعیل صادق الوعد و شیخ محمد نجفی، و هم به دامادهای شان حُجج اسلام: سیدمحمد شفیعی مازندرانی، سیدحسین شفیعی و شیخ محمدجواد مهاجری. (اینجا).


اینک، در دنبالۀ سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، به پیشینیان این خاندان اشاره می کنم، رد می شوم. چون در سالیان دور زندگی می کردند و من هیچ شناختی از آن مرحومان ندارم مگر آن که بعدها اطلاعاتی جمع آوری کنم و بر این پست بیفزایم.


قبر مرحوم آیت الله محمدباقر دارابکلایی

18 دی 1396. عکاس: دامنه


اخیراً (18 دی 1396) وقتی برای تشییع جنازۀ شادروان فاطمه دارابکلایی _فرزند اسماعیل_ به مزار رفته بودم، مطابق معمول بر سرِ قبر مرحوم آیت الله محمدباقر دارابکلایی _عالِم شهیر دارابکلا_ حضور یافتم و ادای احترام کرده و عکسی هم انداخته ام. اگر بر سنگ قبر آن مرحوم خوب چشم بدوزید، اجداد و پیشینیان ایشان تا پنج نسل درج شده است که همگی مُلا و آخوند بودند، که من در بحث روحانیت محل، نام شان را برمی شمارم تا این تحقیق ام به مرور کامل تر شود.


آخوند شیخ علی اکبر (کوچک آخوند) پدرِ مرحوم آقا.

آخوند شیخ اسماعیل پدربزرگِ مرحوم آقا.

آخوند ملا اسماعیل پدربزرگ مرحوم کوچک آخوند.

آخوند ملا عیسی جدّ مرحوم کوچک آخوند.

آخوند ملا عبدالله جدّبزرگ مرحوم آقا و این خاندان.


این تبار روحانی و باتقوا بر افتخار روستای روحانیت خیز دارابکلا افزوده است. دارابکلایی ها در طول تاریخ شان، همیشه به وجود روحانیت منزّه و مردمی دارابکلا هم افتخار می کرده اند و هم اقتداء و احترام زیاد. روح پاک همگی این خاندان محترم و شریف شاد و شادمان باد. تا پست بعدی روحانیت دارابکلا،التماس دعا. «روحانیت دارابکلا»، اینجا

۱۶ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

طلبگی ناتمام طلاب دارابکلا

روحانیت دارابکلا


توضیح دامنه: به نام خدا قبلاً در 26 دی 1396، جناب حجت الاسلام شیخ مالک دربارۀ 13 نفر از طلبه های دارابکلا که طلبگی را ادامه ندادند، در همین پست [ادامۀ مطلب] توضیحاتی داده اند و جناب رنگین کمان هم به مرور عکس های آن طلبه های محترم را به دامنه ارسال کرده اند که منعکس شد. اینک با تغییر تاریخ همین پست به امروز، عکس دو نفر دیگر (ارسالی رنگین کمان) به عکس شش نفر قبلی ضمیمه می شود، یکی شیخ مهدی رمضانی برادر بزرگ رنگین کمان (عکس اول و دوم) و دیگری محمدحسن دارابکلایی فرزند ملاولی حسین (عکس سوم):


از راست: آقای شیخ مهدی رمضانی. شیخ حسن اسبوکلایی


با آرزوی توفیقات الهی برای این بزرگواران


متن شیخ مالک و اسامی و عکسهای قبلی



به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام جناب آقای طالبی خدا قوت زیارت قبول در پستهای مختلف از جمله در این پست اینحا اسامی برادرانی که بخشی از عمر خودشان را در حوزه ی علمیه گذراندند و در ادامه بدلائلی نتوانستند در حوزه ی علمیه ماندگار بشوند و اسامی آنها باشرح و احوال مختصر به قلم بسیار خوب شما از نظر گذراندم و استفاده کردم.



اما خیلی از افراد دیگر مثل آقای عبدالله درواری و اسماعیل طالبی (فرزند مرحوم حسنعلی) و اسماعیل رمضانی داریم و... که هم بنده زیاد اطلاع ندارم و هم شما. آنچه بنده کمی اطلاع دارم وشما اسمشان را نیاوردید خدمت شما مرقوم میدارم.


حجة الاسلام والمسلمین شیخ مالک رجبی دارابی. فروردین 1395. خیمه معرفت بهشهر

حجة الاسلام مالک رجبی

۱ : شیخ عیسی مهاجر برادر ناتنی مدیر محترم حاج اصغر مهاجر شاید ۵ الی ۶ سال در حوزه بودند.

۲ : هادی رجبی فرزند مرحوم حاج تقی رجبی پائین محله شاید به یک سال ادامه نکشید.

۳ : محمد حسن دارابکلایی فرزند ملا ولی حسین  شاید یک سال بود.

۴ : محمد تقی میرزایی داماد مرحوم سید علی سجادی چند سال پراکنده.

۵: عیسی رزاقی برادر ناتنی مرحوم یوسف رزاقی دوست دیرینتان بیش از دوسال.



۶ و ۷ : سید مجید شفیعی و سید محمد شفیعی برادران شهید روحانی سید جواد شفییعی و دوست شما سید عسکری شفیعی شاید ۷الی ۸ سال.

۸ : مهدی رمضانی برادرِ رنگین کمان بیش از ۳الی ۴ سال.

۹و۱۰: مصطفی جمالی و برادرش بیش از ۱ سال  دقیق اطلاع ندارم اطراف حمام قدیمی دارابکلا خانه ایشان است.



۱۱ : شفیع رضایی خانۀ ایشان در بالا محله؛ بیش از دو سال.

۱۲ : مختار آهنگر برادر حاج شیخ احمد آهنگر دوست شما شاید از ایشان نوشتی اطلاع ندارم.



شاید افرادی بودند در حوزه بعد بیرون رفتن الان اطلاع ندارم. وفقکم الله. مالک رجبی قم. دی ماه 96.


جواب دامنه


سلام علیکم جناب آقای شیخ مالک. با این اطلاعاتی که مکتوب و مدقّق فرستاده ای، دلشادم کردی. بیش از هر چیزی به این تحقیق بهاء می دهم و ارزش افزودۀ شما در این مبحث برایم بسیار مغتنم است. ضمن سلام و آرزوی توفیق برای همۀ این 12 نفر، ان شاء الله در پست هایی جداگانه به همۀ این خوبانی که اشاره کرده ای خواهم پرداخت. از اخلاق پسندیده ات خیلی دلخوشم که به بحث ها در دامنه اهمیت می دهی و موضوعات مهمتر را پی می گیری و سهم خود را بخوبی اداء می نمایی. داشتنِ دوستی این گونه هواخواه و فاضل نعمتی ست که سپاس بی کران نیاز دارد، سپاس سپاس.

ثبت و نشر در «روحانیت دارابکلا»، اینجا

===

ممنونم از رنگین کمان بابت ارسال این تصاویر




سید مجید شفیعی نفر وسط



از راست دوم محمدتقی میرزایی




عسکر رمضانی (حبیب الله) نفر راست



عیسی رزاقی برادر روانشاد یوسف



مختار آهنگر دارابی. عکاس: رنگین کمان



ذاکران اهلبیت (ع) سیدمحمد شفیعی.عکاس:یک دوست

۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۱ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اَنساب شیخ خراسانی

به قلم دامنه. به نام خدا. توضیحی بر پست «فرزندان حجت الاسلام خراسانی» [اینجا]. در همین ایامی که به دارابکلا آمده بودم، با جناب حاج کاظم خراسانی اخوی حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد رضا خراسانی دیدار و گفت و گویی در زمینۀ خاندان و فرزندان برادرش داشتم که ماحصَل آن این است:

شیخ زین العابدین مشهور به شیخ محمدرضا خراسانی


همۀ فرزندان ذکور آقای شیخ محمدرضا خراسانی، طلبه و ملبّس به لباس روحانیت و مقیم مشهد مقدس اند؛ که اسامی آنها را به دلیل اطلاع دقیق نداشتن، در پست آبان ماه 96 ذکر نکرده بودم:

1- حجت الاسلام شیخ امیر خراسانی
2- حجت الاسلام شیخ وحید خراسانی
3- حجت الاسلام شیخ مجتبی خراسانی
4- حجت الاسلام شیخ علی خراسانی

تبار این خاندان نیز بر حسب گفتۀ حاج کاظم به من این گونه اند: ملا اسحاق > ملا زین العابدین > ملا محمدکاظم (صاحب مکتبخانه) > حاج قاسم > شیخ زین العابدین مشهور به شیخ محمدرضا خراسانی  > و فرزندان روحانی شیخ محمدرضا.

برای همگی توفیقات الهی مسئلت دارم
ثبت و نشر در «روحانیت دارابکلا»، اینجا
۰۲ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

همسر حاج آقامهدی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. رفیقم حاج علی چلویی دارابی، لحظات پیش به من خبر داد همسر بزرگوار مرحوم حجت الاسلام حاج سید مهدی دارابی به رحمت خدا پیوست. این مصیبت وارده بر خاندان دارابی ها را به جمیع اعضای این بیت تسلیت می گویم. من به دلیل رفاقت بسیارنزدیک با آق حسین و آق محمد دارابی در نوجوانی و جوانی، از دست این مادر مهربان و بسیار زحمت کش و صبور، بارها و بارها نون و نمک خوردم و محبت شده ام و حق است بر ایشان صلوات وافر هدیه کنم. خدا رحمتش کناد.

ارسال عکس: اُم البنین دارابکلایی



۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شیخ عبداللّه درواری

سلسله مباحث روحانیت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. حجت الاسلام شیخ عبداللّه درواری فرزند مرحوم مَشد عباس است. واقع در تنگۀ بن بست مرحوم آقا دارابکلایی. او از خانواده ای فقرچشیده برخاسته است. ابتدا پیش همسایۀ گرانقدرشان مرحوم آیت الله شیخ محمدباقر دارابکلایی تلمُّذ کرد و سپس گویا به حوزۀ علمیۀ مشهد مقدس رفت و همچنان آنجا مقیم است.


شیخ عبدالله درواری. نفر دوم از راست. عکس از رنگین کمان



وی را مدتی ست که ندیده ام تا مطمئن شوم آیا همچنان در این کسوت مانده است یا نه. البته تا جایی که خبر داشتم هنوز خود را ملبّس به لباس روحانیت نکرده بود. این روزها را نمی دانم. به هر حال شیخ عبداللّه درواری جزوِ روحانیون دارابکلا و از میانِ خانواده ای محروم پا به این عرصه گذاشته است که نیازمند تشویق و حمایت هاست. اساساً روحانیون در طول تاریخ از قشر روستازادگان و از بینِ پابرهنگان و فقردیدگان برخاسته اند و همین امتیاز بزرگ موجب بوده است که اسلام را به مال و منال دنیا معاوضه نکنند و اغلب نیز نمی کنند.


آهنگرمحلۀ دارابکلا.عکاس: جناب یک دوست. 13دی1395



من شیخ عبداللّه درواری را از همان جوانی فردی خوش اخلاق، خندان، سر به زیر و از خاندانی مذهبی، دیندار، آرام و مأخود به حیا می دانستم. پدرش از مذهبی ها و مسجدی های محل بود. نَسَب این خانواده ها _که در دارابکلا به چند خانواده در کنار هم در همان تنگۀ بن بست مرحوم آقا دارابکلایی محدود می شود_ از ناحیۀ پدری از تویه و دِروار _بالای کیاسر در منطقۀ استان سمنان_ است. تویه و دِروار دو روستای چِفت به هم است که من رفته ام، دیده ام.



آقامدرسه؛حوزۀ علمیۀ دارابکلا. عکاس: رنگین کمان. 15دی1395



در سالهای دور این چند خانواده به دارابکلا مهاجرت کرده اند و فامیلی شان نیز از همین روستای دِروار ریشه می گیرد. برای همۀ آنان سلامتی و توفیق آرزو می کنم و برای درگذشتگان شان رحمت و مغفرت الهی می طلبم. به جناب شیخ عبداللّه درواری در هر کجای ایران است، سلام ویژه دارم. ان شاء الله موفق و مؤیّد باشند.



جهت مزید اطلاع، دارابکلایی ها این دو روستا را در تلفُظ جمع می کنند و مثلاً می گویند فلانی توتِرواری هَسّه. مثل مرحوم اصغر توتِرواری ساری، که تا سالهای اخیر هر روز به دارابکلا می آمد و به عنوان یک بازاری واسط و خُرده پا، به خرید گردو و جارو و کانجی از کشاورزان محل می پرداخت. «روحانیت دارابکلا»، اینجا

۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مراسم میلاد پیامبر اسلام


مراسم میلاد فرخندۀ پیامبر رحمت (ص) و پیشوای صادق (ع)

14 آذر 1396 در مسجدجامع روستای دارابکلا.

عکسهای ارسالی جناب رنگین کمان


عکسها در اینجا


۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چهار طلبه دیگر دارابکلا

روحانیت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. برای این که تحقیقم تکمیل تر گردد از روحانیون پُرشمار روستای دارابکلا، باید از چهار طلبۀ دیگر نیز نام ببرم که از این صِنف شریف بیرون آمدند و طلبگی را ادامه ندادند. آنان همگی از طلبه های مرحوم آیت الله آقا دارابکلایی بودند و در مدرسۀ امام صادق (ع) دارابکلا تحصیل می کردند و دو نفرشان به حوزۀ ساری و مشهد نیز رفته بودند اما در نهایت ادامه ندادند.




این چهار تن از جوانان دهۀ شصت عبارتند از: 1- عبدالعلی دباغیان فرزند مرحوم میرزا احمد. 2- اسماعیل رمضانی فرزند مرحوم زکریاتقی. 3- عیسی رزاقی (برادرِ روانشاد یوسف) فرزند مرحوم حسینعلی رزاقی ذاکر پیشکسوت اهل بیت (ع). 4- سید محمد موسوی دارابی فرزند حاج سیدکریم (شیشه بُر) طلبه گرامی و قاری خوش صوت قرآن.



دو نفرِ اخیر به ترتیب در حوزۀ علمیۀ مصطفی خان ساری و حوزۀ علمیۀ مشهد مقدس نیز تحصیل کرده بودند. برای این هر چهار نفر هم محلی، آرزوی سلامتی و بهروزی می کنم و بر رفتگان شان رحمت می طلبم. متأسّفانه هیچ عکسی از هیچکدام در دسترس نداشتم تا منعکس کنم. «روحانیت دارابکلا»

۰۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |