قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۱۸۳ مطلب با موضوع «گوناگون» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۱۸ ب.ظ دامنه |
مذاکرۀ ابرهه و عبدالمطلّب

مذاکرۀ ابرهه و عبدالمطلّب

دامنۀ تاریخ

 

7009

به قلم دامنه: به نام خدا. ابرهه لشکر عظیمى تشکیل داد با چند فیل. با تاکتیک ایجاد رُعب و وحشت. تا نزدیکى مکّه رسیدند. گلّه شترى مشاهده کردند؛ بالغ بر 200 نفر. براى تغذیه لشگریان خود شترها را مصادره کردند. ابرهه شخصى را به مکّه اعزام کرد تا بزرگ و رئیس مکّه را با خود بیاورد؛ یعنی عبدالمطلّب.

 

 

عبدالمطلّب فردی تنومند، زیبا، شجاع و سخنور بود. جذبه و ابهت وى ابرهه را به حیرت افکند. او به عبدالمطلّب گفت: «آیا تو بزرگ مکّه اى؟ فرمود: چنین مى گویند. گفت: قصد ما ویران کردن کعبه است امّا کارى با مردم مکّه نداریم و نمى خواهیم خون آنها را بریزیم. به مردم بگو از شهر خارج شوند تا آسیبى نبینند. آیا حاجت و درخواستى ندارى؟

 

فرمود: لشکریانت شتران مرا مصادره کرده اند، دستور بده آنها را به من بازگردانند.

 

ابرهه از این درخواست عبدالمطلّب متعجّب شد و گفت: «در ابتداى ملاقات تو را انسان بزرگوار و باشخصیّتى یافتم، امّا با این درخواست در نظر من کوچک شدى. زیرا تصوّر کردم از من خواهى خواست که از تخریب کعبه خوددارى کنم! عبدالمطلّب در پاسخ ابرهه گفت: «أَنَا رَبُّ الاِبِلِ وَلِهَذَا البَیْتِ رَبٌّ یَمْنَعُهُ» من صاحب شترانم، و کعبه صاحبى دارد که آن را حفظ مى کند».

 

 

عبدالمطلّب شترانش را تحویل گرفت و به مکّه بازگشت و به مردم گفت: ما توان مقابله با لشکریان انبوه ابرهه را نداریم؛ آنها انسان هایى خشن و درصدد انتقام هستند. همه به کوه هاى اطراف پناه ببرید. سپس خود به کنار کعبه رفت و دست به دعا برداشت.»

 

پرندۀ ابابیل

 

پرندگان ابابیل، به امر خداوند قادر و متعال، لشکر ابرهه را نابود ساختند. وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ * تَرْمِیهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ * فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ (سورۀ فیل آیات 3 تا 5) یعنی خداوند بر سر آنان پرندگانى را فوج فوج فرستاد. که بر آنان سنگریزه‌هایى از گل سفت پرتاب کردند. پس آنان را مثل کاه خورد شده قرار داد.

 

به نحوۀ پاسخ عبدالمطلّب دقت کنید که در مذاکراه با ابرهه چه هوشمندانه عمل نمود. از او یاد بگیریم با دشمن چگونه رفتار کنیم.

۲۱ آبان ۹۷ ، ۱۸:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تشییع جنازه دکتر شریعتی

دامنۀ چهره ها

 

7008

یک نقل تاریخی: «در پایان خرداد سال 1356 مرحوم مطهری در لندن در خانه دکتر سروش بود و شریعتی درگذشت اما در مراسم تشییع جنازه دکتر شریعتی شرکت نکرد. در حالی که مرحوم دکتر مفتح تا دمشق هم رفت و زیر تابوت دکتر را گرفت. می توان بر مطهری خرده گرفت که چرا مفتح رفت و شما نرفتی؟ هیچ کس اما خرده نگرفت. چون نوع روابط روحانیون با دکتر شریعتی متفاوت بود. مثلا آیت‌الله خامنه‌ای [به دکتر شریعتی] بسیار علاقه‌مند بودند و در مشهد به منزل پدر او رفتند و تسلیت گفتند و برخی اما همچنان منتقد بودند.» (منبع)

۲۰ آبان ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۴۶ ق.ظ دامنه |
چرا مرگ بر آمریکا؟

چرا مرگ بر آمریکا؟

امپریالیست یاغی

 

6795

به قلم دامنه. به نام خدا. چرا مرگ بر آمریکا؟ سلام. من دست‌کم به چهار دلیل به این شعار استراتژیک ملل انقلابی جهان، ندای محوری ملت ایران و آموزه‌ی امام باور دارم:


۱. بدی به خود
۲. بدی به جهان
۳. بدی به ایران
۴_ فرمان عقل و قرآن

 


۱. آمریکایی‌ها به خود بدی کرده‌اند؛ از آن سال دور ۱۷۷۶ که با انگلیسی‌ها درافتادند و بعدها جنگ‌های داخلی استقلال ضد برده‌داری راه انداختند، و ایالات متحده‌ی آمریکا را بنا نهادند، تا الآن، به مرور و با مُنحنی نزولی، از آرمان بنیانگذاران اولیه و افکار درخشان ابراهام لینکلن و توماس جفرسون دست شُستند و به درّه‌ی سقوط و انحطاط کشانده‌شدند. در واقع آن "مجسّمه‌ی آزادی" _که آزادیخواهان انقلابی فرانسه در صدمین سال استقلال آمریکا به آنان هدیه کردند و در آن کشور نصب شد،_ امروزه تبدیل به "آزادی مجسمه" شده‌است! یعنی در حقیقت، آزادی اش را بلعید.

 


۲. آمریکایی‌ها به جهان بدی کرده‌ و می‌کنند؛ این کشور که می‌خواست محافظ آزادی و استقلال ملل باشد، کم کم از انزواطلبی و احترام به حقوق ملت‌ها بیرون رفت و در بیش از ۵۱ کشور جهان، رسماً و علناً کودتا راه انداخت و ژنرال‌ها و دیکتاتورها را بر سرکار گذاشت! و مردم را به دم تیغ مستبدان و حاکمان فاسدِ وابسته نهاد. یعنی در حقیقت، آمریکا استقلال ملت‌ها را بلعید.

 


۳. آمریکایی‌ها به ایران بدی کرده‌ و می‌کنند؛ امروزه، نسل اول دست‌کم عملکردهای بد و ظالمانه‌ی این رئیس جمهورهای آمریکا را از دهه‌ی بیست تا الآن خوب به یاد دارند: روزولت، ترومن، آیزنهاور، اف کندی، جانسون، نیکسون، جرالد فورد، کارتر، ریگان، هربرت بوش، کلینتون، واکر بوش، اوباما، ترامپ. بدترین و خیانت‌بارترین آن ساقط کردن دولت مرحوم مصدق است که هرگز از اذهان جامعه‌ی مترقی و انقلابی ایران محو نمی‌شود که یک خادم ملت را با کودتا سرنگون کردند و یک خائن ملت را شاهنشاه! ساختند. و هنوز نیز دست از توطئه و فشار و ضربه‌زدن به ایران و آرمان انقلامان نشُستند. در حقیقت، آمریکا دموکراسی جهانی را بلعید.


۴. اما حکم عقل و قرآن؛


الف_ عقل حکم می‌کند باید در برابر کشوری که زورگویی و قُلدوری را به جای آزادی و دموکراسی به جهان تحمیل می‌کند و می‌خواهد ارباب‌منشانه و هژمونیک (=سُلطه‌گرانه)، بر همه‌ی جهان حکومت کند، ایستاد و تن به خواری و خفّت نداد. همان‌گونه که حکیم ایران ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه، دادِ سخن سر داد. و امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ فریاد بلند "آمریکا شیطان بزرگ است" را بانگ زد و از تسلیم‌پذیری زنهارمان داد.


ب_ قرآن فرمان می‌دهد موسی‌وار باید به سراغ فرعون رفت و با او احتجاج نمود و اگر فرعونیت کرد، باید با چنین خصمی، به مبارزه و نبرد برخاست و اگر شرائط نابودکردن فرعون فراهم نیست، دست‌کم تن به یوغ، اسارت، ذلت، گردن‌کشی، برده‌داری و خدایگون شدن فرعون‌ها نداد.

 


آن زمان که اسلام و قرآن در بالای طاقچه‌ها بود و هنوز مفاهیم آن به قول مرحوم طالقانی در صحنه نبود، و آرمان آن به قول مرحوم دکتر شریعتی فضیلت فراموش‌شده، بود؛ گرچه الحادِ مارکسیسم محکوم است، اما بخشی از مارکسیست های انقلابی جهان چون "چه‌گوارا" و تئوریسین های مشهورشان، در چهارگوشه‌ی جهان با درخشندگی به نبرد با امپریالیسم شتافتند؛ اما انحنای دولت‌های کمونیست به توتالیتریسم (=تمامت‌خواه) و دگردیسی به رُعب و وحشت، این نبرد را به نفع امپریالیسم مغلوبه نمود.

 

اینک چهل‌سال است، ندای اسلام ناب محمدی از حلقوم ملت انقلابی ایران علیه‌ی زر و زور و تزویر امپریالیسم آمریکا به صدا و صلا درآمده‌است و پوزه‌ی آن را به خاک مالیده‌است. آمریکایی که حکومت یک "آل" را در عربستان به "جمهوریت" ایران ترجیح می‌دهد؛ چون می‌تواند آن فاسدان را بدوشد و هرگز نمی‌تواند "سیدعلی" آن تنها رفیق روحانی علی شریعتی را حتی ثانیه‌ای بفریبد. با همه‌ی گلایه‌ها و انتقاد‌ها که ممکن است در امور داخلی به رهبری داشته باشم، این خوی امپریالیسم ستیزانه‌اش را پویه‌ی انقلابی می‌دانم و فریاد برمی‌آورم: مرگ بر آمریکا و ننگ به نیرنگ تو.


۱۲ آبان ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۱۲ آبان ۹۷ ، ۱۰:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۰۲ ق.ظ دامنه |
بگویید انفسنا السنة

بگویید انفسنا السنة

توصیۀسیستانی

 

6794

متن نقلی: توضیح دامنه: حجت الاسلام اراکی _دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی_ که در راهپیمایی عظیم اربعین شرکت کرده است، به دیدار آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی رفت. آیت‌الله العظمی سیستانی در این دیدار سخنانی فرمودند که به دلیل اهمیت آن در اینجا ارائه می شود:

 

آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی: «در جلسه‌ای که با حضور تعداد زیادی از نیروهای حشدالشعبی داشتند یکی از آن‌ها چنین گفته بود که ما با اخواننا السنة هم‌زیست و برادر هستیم. من به ایشان گفتم: نگویید اخوان سنة بلکه بگویید انفسنا السنة؛ آن‌ها خود ما هستند و با ما هیچ فرقی ندارند‌... به نیروهای حشدالشعبی گفتم که شما خود را سپر بلای مردم و همین خانواده‌های اهل سنتی که امروز داعش آن‌ها را مورد هجوم قرار می‌دهد و امنیت آن‌ها را سلب کرده است قرار دهید. گفتم شما جان و مال خود را سپر بلای آن‌ها قرار دهید و از آن‌ها دفاع کنید... با وجود اینکه دشمنان اسلام در عراق تلاش داشتند که بین شیعه و سنی جنگ ایجاد کنند و برخی‌ها هم اصرار داشتند بر اینکه از بنده در این رابطه حکمی بگیرند. اما بنده اِبا کردم و به‌ هیچ‌وجه درگیری شیعه و سنی در عراق را به مصلحت ندانستم(منبع)

۱۲ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

توهین به مقدّسات

رأی مردم ایرلند

6792

 

به قلم دامنه. به نام خدا. ششم آبان امسال در خبرها (اینجا) خواندم حدود ۶۵ درصد مردم ایرلند به حذف جُرم بودن توهین به مقدّسات از قانون اساسی مصوّب سال ۱۹۳۷ کشورشان، رأی دادند. به گفتۀ وزیر دادگستری این کشور نتیجۀ این همه‌پرسی «بازتاب دهنده حمایت عموم مردم از یک قانون اساسی مدرن و لیبرال است.» ایرلندی ها در دو رفراندوم قبل هم به سقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان رأی داده بودند.

 

یک نکته بگویم و خلاص؛ مردمی که خود را مدرن و لیبرال می پندارند! و سِقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان را روا و مُجاز می شمارند، آیا می خواستی، توهین به مقدّسات را جُرم بدانند؟! و به حذف آن رأی ندهند!؟ زنهار! که لیبرالیسم مطلق همین است؛ رسیدن به آخر تباهی ها و تاریکی ها.

۱۰ آبان ۹۷ ، ۰۵:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غرب، بیمار است

گرسنگی

 

6784

به قلم دامنه. به نام خدا. غرب، قتل یک ثروتمند و دلّال اسحله _جمال خاشقچی_ توسط عربستان سعودی را مثلاً می بیند و این همه به آن می پردازد! تا بازهم بیشتر، این ثروت های کشور مُنحط منطقه را بچاپد و بدوشد. اما قتل عام و به گرسنگی کشاندن آن همه کودکان یمنی به دست فاسدان آل سعود را مهم نمی داند! و از کنار آن بآسانی می گذرد؛ چرا؟ چون یمن، کشور فقری ست و ارزش چپاول کردن ندارد!

 

 

گرچه قتل این شخص روزنامه نگار و تاجر اسلحه نیز، امری جنایتکارانه و محکوم است؛ ولی این کجا و آن همه بلا و بیداد بر سر ملت شیعه ی ستمدیده ی یمن کجا. غرب، حقیقتاً بیمار است. بیماری لاعلاج.

 

جمال خاشقچی. «Jamal Khashoggi»

 

 

گرسنگی و قتل عام کودکان یمن

 

۰۶ آبان ۹۷ ، ۰۵:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تست آلزایمر

فراموشی

6782

جعفر رجبی دارابی

 

این تصویر و متن را جناب جعفر رجبی فرستاده

 


در این تصویر اگر ۴ نفر می‌بینید یعنی آلزایمر دارید، اگر ۶ نفر می‌بینید در حال گرفتن آلزایمر هستید، اگر ۸ نفر می بینید عادی هستید، اگر ۱۰ نفر دیدید یعنی مغزتون مثل ساعت فعاله.

 

دامنه: سلام آقا جعفر. من هر 10 نفر را دیدم. اما این که مغزم مثل ساعت فعّال باشه؛ اللهُ اَعلم.

۰۵ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زبان علمی و زبان ادبی

زبان فارسی

 

6776

به قلم دامنه: به نام خدا. می خواهم تفاوت این دو زبان را در این پست برای مدرسۀ فکرت و گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه بگویم. امید است مفید افتد:

 

زبان علمی: نثری ست یکسره پیام رسان. هدف آن رساندن معنا و پیغام به خواننده است. مقصودی جز انتقال معنا ندارد. و هرگز مخاطب را متوقّف در واژگان و تعبیرات و آرایه های ادبی نمی کند.


مثال می زنم: ماهیت انقلاب، همیشه پس از پیروزی روشن می شود.

 

 


زبان ادبی: این نثر یا نظم ادبی تنها ابزارِ پیام نیست و هدف از آن فقط و فقط رسانیدن پیغام به خواننده نمی باشد. به همین خاطر مخاطب خود را در خود نگه می دارد و توجه اش را به واژگان و ترکیبات جلب می کند. زبان ادبی سرشار از آرایه ها، زیورها، ابهام ها، ایهام ها، صُوَر خیال، کنایات و اشارات و... است.

 


مثال می زنم: اگر من مثلا" از شما بپرسم چه آرزو دارید؟ شما احیانا" جواب دهید: ریختنِ همه ی احساس ها، در بِرکه ی روح، با یک سَمفونی... در واقع شما از زبان ادبی مایه گرفته ای و مخاطب را با زیبایی به پیام و واژگان _هر دو_ دعوت کردی.


 

در یک عبارت کوتاه بگویم، زبان ادبی، رقصِ کلمات است. زبان علمی راه رفتن با کلمات. و هر دو در زبان فارسی بی اندازه کاربرد، لذّت و جایگاه دارد.

 


دوستان سعی کنیم در پیام رسانی ها از زبان علمی استفاده کنیم و در موضوعات خاص، از زبان ادبی. و ارزش هر دو سبک را در جای خود نگهبان باشیم تا زبان فارسی همچنان شیرین بماند.

 


با دو، سه جمله به زبان ادبی از بیان استاد محمدرضا حکیمی در "صفحه ی ۱۱ فریاد روزها" این پست را به پایان می برم:


می خواهم صبح باشم، چشمِ باز هستی
می خواهم عشق باشم، فروغِ نگاه ها
می خواهم شعر باشم، اشکِ سخن ها
می خواهم غزل باشم، سخنِ اشک ها
.

ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۰۱ آبان ۹۷ ، ۰۹:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خلخالی، موسی خیابانی و حزب توده

وقایع انقلاب

 

6774

به قلم دامنه: به نام خدا. در اوایل انقلاب، روزی شهید مطهری به احسان نراقی گفت می خواهد به همراه بهشتی و بازرگان به قم برود و از امام بخواهد که حاکم شرع _آیت الله صادق خلخالی_ را عزل کند. رفتند و این کار را کردند. ولی روز بعد موسی خیابانی _نفر دوم پس از مسعود رجوی_ که خودش در زندان قصر چند اتاق داشت و پرونده ها را معمولاً برای اعدام به وسیلۀ خلخالی آماده می کرد، گروهی را جمع کرد و به همراه چند اتوبوس به قم رفت و پشت منزل امام تحصّن کرد، تا توانست با کمک سیداحمدآقا، خلخالی دوباره بازگردد.

 

کتاب «Ehsan Naraghi» عکس از دامنه

 

 

   

موسی خیابانی        .       صادق خلخالی

 

دو ماه بعد، مهندس بازرگان به قم رفت و دوباره فرمان عزل خلخالی را گرفت. در این موقع، حزب توده هم آقای شیخ صادق خلخالی را کاندیدای مجلس کرد. اگر روزنامه های حزب توده مرور شود، مشخص است که تنها سازمانی که برای توده ای ها اعتبار واقعی داشت، دادگاه انقلاب بود.

 

رجوع شود به کتاب آن حکایت ها (گفتگوی هرموز کی با احسان نراقی). جلد 1. ص 29.

۳۰ مهر ۹۷ ، ۱۱:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۶ ق.ظ دامنه |
آزادی و دیکتاتوری

آزادی و دیکتاتوری

انسان و آزادی

 

6773

به قلم دامنه: به نام خدا. در کتاب خاطرات ماندگار، این گفتۀ شهید مظلوم بهشتی توجه ام را جلب کرد که ایشان چقدر به آزادی بهاء می دادند. آزادی را «بزرگترین ویژگی چشمگیر جهانی» انقلاب اسلامی می داند و نقل می کند روزی «یکی از مارکسیست های چکسلواکی آمده بود می گفت ما فکر می کردیم دیکتاتوری نعلین و عمامه جانشین دیکتاتوری چکمه و تاج می شود، اما دیدیم که چنین اتفاقی هم نیفتاد»

 

عکس از دامنه

از نظر شهید بهشتی «آزادی همۀ اسلام نیست، آزادی از مسائل مهم بشری است و از ارکان اسلام، ولی همۀ اسلام نیست.» [ص 264 خاطرات ماندرگار]  بنابراین ایشان معتقد بود: «انسان ها باید بتوانند که آزاد بیندیشند، انتقاد کنند و تصمیم بگیرند.» زیرا از نگاه شهید بهشتی که در سخنرانی سال 1352 با موضوع برخورد اسلام با آراء و عقاید دیگران ایراد کرد: «هر انسانی یک کتاب سربسته است که اوراق این کتاب با اوراق کتاب انسان دیگر تفاوت بسیار دارد.» [ص72 خاطرات ماندرگار] او حتی در مقایسۀامام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ با شهید مطهری معتقد است: «امام از مرحوم آقای مطهری وسیع النظرتر است». [همان ص 64] روحشان شاد.

 

خاطرۀ بهشتی

 

در ادامۀ مطلب

ادامه مطلب...
۲۹ مهر ۹۷ ، ۰۵:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ دامنه |
قبض و بسط تئوریک شریعت

قبض و بسط تئوریک شریعت

نظریۀدکتر سروش

 

6772

کتاب: «Abdolkarim Soroush» عکس از دامنه

 

به قلم دامنه: به نام خدا. در اجابت به درخواست جناب امیر، برداشت خودم را از نظریه ی قبض و بسط تئوریک شریعت دکتر سروش، در مدرسه ی فکرت و گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه ارائه می کنم:

 


۱_ همیشه باید از الفاظ آغاز کرد. اگر به نظر من، جای قبض و بسط، دو واژه فارسی متضاد "تنگ و گشاد" را بگذاریم، بخش بزرگی از نظریه، دانسته و روشن می شود. پس؛ این نظریه در پی این است چگونه فهم دینی تنگ و گشاد می شود؟

 


۲_ سروش معتقد است قوّت فکر هرکسی، ناشی از شوق اوست. لذا میزان و زاویه ی دید هر فرد در معرفت و دینداری تأثیر دارد. او تفاوت دینداریِ عامیانه و عالمانه را مثال می زند که بر هاضمه ی عوام، کثیری از معانی و فهم، گران است.

 


۳_ این نظریه مکانیسم "فهم دینی" را معین می کند. فهم و معرفت در هر عصری هندسه ای دارد و به اعتقاد سروش فهم دین هم، همیشه عصری ست و قبض یا بسط دارد. به تعبیر من تنگ و گشاد می شود.

 


۴_ سروش در جای جای نظریه اش، نام چندین نام آور را می آورد و با مثال از آنها دیدگاه اش را تبیین می کند. مثلا" دکتر شریعتی و شهید مطهری را دو دیندار عصر خود می نامد و می گوید دین هر کس از این دو شخصیت، فهم اوست از شریعت، چنانچه علم هر کس فهم اوست از طبیعت.

 


۵_ فهم دین عصری ست؛ ولی از نظر سروش _در صفحه ی ۳۶۱ کتاب_ این معنا فرسنگ ها فاصله دارد با این سخن عامیانه که حقیقت نسْبی و عصری است.

 


۶_ این نظریه قائل است هیچ فهمی از دین نیست که به معرفت بیرونی متّکی نباشد. البته این فهم به تصریح خود سروش باید روشمند و از سر تدبّر و خضوع باشد نه بُوالهوَسی و دل سپردن به کج دلان و نورسیدگان.

 


۷_ از نظر سروش آگاهی های پیشینی، بر آگاهی های پَسینی سه نوع تأثیر می گذارد: تأیید و اثبات، رد و ابطال، تغییر دایره ی معنا، همان قبض یا بسط.

 


۸_ در یک عبارت دیگر بگویم سروش بر درک عصری از دین، _که صامت است ولی بی زبان نیست_ تأکید دارد. دو مثال بلیغ می زند یکی اسلام اهل حدیث که علامه مجلسی را نمونه ای از آن می شمارد. دیگری اسلام اهل حکمت. و او علامه طباطبایی را نمادی از آن معرفی می کند که از نظر سروش این دو نگرش، نشان از دو فهم متفاوت از اسلام می دهد. همان قرائت های مختلف که سروش در جای دیگر از آن بحث کرده است.

 


۹_ سروش در کل بر این نظر است؛ ذهنِ خالی، هیچ کار نمی کند و برای شکار حقیقت، ذهن را باید هرچه تواناتر، غنی تر و مسأله دارتر ساخت. زیرا سروش این را مفروض می گیرد که "دانایی بیشتر، بینایی بیشتر به همراه می آورد". بینایی در معنای بینش. او به صراحت می گوید فقیه عصرِ خود بودن، با شناخت جدید جامعه، انسان و طبیعت میسّر است.

 


۱۰_ خلاصه این که قبض و بسط، نظریه ی تکامل معرفت دینی است. این نظریه به سیَلان فهم دینی و تحول شریعت شناسی باور دارد. و از تأثیر علوم دیگر بر فهم دینی صحبت به میان می آورد. حتی اثر خوردن یک حبّه قند بر میزان قند خون فقیه  ودانشمند را هم از نظر دور نمی دارد.


از جناب امیر رمضانی بابت کشاندنم به این موضوع داغ دهه ی هفتاد _که لحظه لحظه در ماهنامه ی کیان آن را می کاویدم_ ممنونم. البته در این باره سخن ها دارم که می گذرم.


۲۸ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۱:۳۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

طالب آملی که بود؟

مشهور به طالبا

 

6770

(منبع عکس: اینجا)

 

به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. تازگی کتابی با عنوان "زندگی و شعر طالب آملی" نوشته ی محمدرضا قنبری، به دستم رسیده و با ولع خواندمش. حیفم آمد جمع بندی ام را _که از این کتاب نوشته ام_ در گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه به اشتراک نگذارم. در این پست، به صورت فشرده سید محمد بن عبدالله آملی متخلّص به طالب آملی و مشهور به طالبا، شاعر شیعی قرن ۱۱ هجری را معرفی می کنم:

 

کتاب زندگی و شعر طالب آملی. عکس از دامنه


در عصر صفویه می زیست. هم روزگار صائب بود. از آمل مازندران به کاشان رفت. سپس در هندوستان در دربار پادشاه مغولی نورالدین محمد، مقیم گردید و محبوب وی شد. اشعار فراوان، دلکش و بسیارمتنوع سرود. بیش از چهل سال عمر کرد و در فتح پور یکی از شهرهای هند مدفون شد.

 


او دارای فراز و فرودهای زیادی بود. بدنی بسیار لاغر و نحیف داشت. از بیماری طاقت فرسا، اَحوَل (دوبین) بودن چشمش، و از روزگار، عشق و افیونی شدن، شِکوه ی سختی داشت. گاه عشق را می ستود، گاه آن را بشدت می کوبید. شرع را بر عقل ترجیح می داد، ولی گاه از حد می گذشت و خود را گناهکار می دانست و دهان آلوده؛ و بسیار توبه می کرد. در مدح امام رضا (ع) شعری دل انگیز گفت. پاره ای تذکره نویسان ضمن تعریف اشعارش، و تمجید از توانایی شعرگویی اش، وی را "مجنون" هم نامیده اند.

 


سه بیت جداگانه از دیوان طالب برگزیدم و در اینجا منعکس می کنم:

 


۱_ در مدح و ذمّ عشق این بیت را می آورم:

 

کارفرمای تو عشق است یقین دان "طالب"
که طَلاح تو ازو بلکه فساد تو ازوست


(توضیح: طَلاح متضادّ صلاح است)

 


۲_ در ترجیح شرع بر عقل این بیت طالب، عالی ست:


کم فروغِ خرَد گیر و نورِ شرع پذیر
که آفتاب شریعت بِه از ستاره ی عقل

 


۳_ در ناخرسندی از روزگار این بیت او از نظر من غوغا می کند:

 

نارسا بَختم ولیکن همّتم کوتاه نیست
اوجِ عَنقا گیرم اَر بالِ مگس باشد مرا

 

(توضیح: عنقا، مرغی افسانه ای ست؛ بلندپرواز و بلندآشیانه)

۲۷ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقدی بر افکار عبدالکریم سروش

آب و سراب

پست 6759

به قلم دامنه: به نام خدا. قادر فاضلی در کتاب خود «آب و سراب» به نقد و بررسی افکار دکتر عبدالکریم سروش می پردازد. در این کتاب متن های مختلف دکتر سروش از جمله «طوطی و زنبور» و «بشر و بشیر» و نیز «رؤیای رسولانه» نقّادی شده است. من در این پست، به گوشه ای از آن اشاره می کنم.

 

عکس از دامنه

 

نویسندۀ کتاب می گوید برخی دست می گذارند روی این مسأله که پیامبر  _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ خود یک بشر است. اما دنبالۀ آن را نمی گویند ولی بر او وحی می شود: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ...» [آیۀ 110 کهف] یعنی: بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می شود. (رجوع شود به ص 15 و 16 کتاب)

 

 

وی در نقد آقای سروش معتقد است اگر بنا بود که وحی از خودِ پیامبر بجوشد، دیگر انتظار معنی نداشت... پیامبران روزها و هفته ها منتظر نزول وحی می شدند.

 

 

قادر فاضلی همچنین بر این نظر است سروش در ابیات مولوی استفاده ی ابزاری کرده است. و می گوید: «که نمی دانم از جهالت او سرچشمه می گیرد یا از شیطنت او» مثل این بیت مثنوی: «من نخواهم دایه مادر خوش تر است ...» که سروش اول و آخر این ابیات را زد و در آخر مقالۀ «بشر و بشیر» از آن سوء استفاده کرد. (ص 24 و 25 آب و سراب)

 

 

ناقد معتقد است که حالات مخصوص بین پیامبر و خدای او هرگز بشری نیست حتی مَلک هم ظرفیت تحمّل آن را ندارد. پیامبر _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ یک جنبۀ حقیقت بشری دارد و یک جنبۀ حقیقت ازلی. جنبۀ بشری پیامبر از خاک است و بر خاک فرو می رود ولی جنبۀ ازلی او فوق افلاک است و به ماورای افلاک می رود.

۲۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۰۶ ق.ظ دامنه |
همچو سلمان در مسلمانی بکوش

همچو سلمان در مسلمانی بکوش

سلمان فارسی

 

پست 6757. به قلم دامنه: به نام خدا. سلمان اولین مسلمان ایرانی ست که رسول خدا _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ فرمودند: «سلمان از ما اهل بیت است». سلمان (=روزبه فرزند فَروخ) اصالتاً اصفهانی بوده، اهل جَیّ (=لقب قدیم اصفهان و اکنون نام دهستانی از توابع اصفهان) که بعد به کازرون هجرت کرد. و برای نجات خود از روزگار به شام و سپس حجاز گریخت و نزد رسول خدا (ص) شرف یاب شد و اسلام را با رغبت و انتخاب پذیرفت.

 

کتاب «سلمان فارسی استاندار مدائن» عکس از دامنه

 

سلمان فارسی (=ابوعبدالله) آنقدر محبوب شد که مشاور حضرت زهرا _سلام الله علیها_ و رازدار آن بانوی عزیز شد. و پیرو و شیعۀ خالص امام علی (ع) بود. در قضیۀ بیعت پس از رحلت پیامبر (ص) حامی و مطیع امام علی (ع) بود. و سه روز پس از دفن پیکر پاک و مطهر رسول خدا (ص)، خطابه ای در فضای غمبار مدینه در دفاع از علی (ع) کرد و گفت:

 

«شما حقیقت را می دانید اما بدان عمل نکردید!»؛ «اگر علی را از دست دادید، علم و دانش انسانی را از دست داده اید و انسانیت را به انکار و فراموشی سپرده اید» و نیز گفت: «اما شما ای مردم! سنت بنی اسرائیل را پیش گرفته اید و از مَجرای حق به خطا رفتید» و اعلان کرد: «مولای ما علی، پیشوای روسفیدان و امام صادقان و صالحان می باشد.»

 

بارگاه حضرت سلمان فارسی

 

راه و رسم سلمان، برنامۀ قرآن بود. او حتی مفسّر قرآن بود. هم خودسازی داشت و هم دیگرسازی و جامعه سازی. وقتی استاندار مدائن هم شد و چند سال در آن مقام ماند تا درگذشت، از سهمیۀ 5هزار درهمی خود، مصرف نمی کرد و آن را به تهیدستان و محرومان انفاق می نمود و خود، از طریق «زنبیل بافی» زندگی شخصی اش را تأمین می کرد.

 

 

همچو سلمان در مسلمانی بکوش

ای مسلمان! تا که سَلمانت کنند

(شعر از سید عباس جوهری. خزائن الاشعار ص 28)

 

سلمان بیش از 250 سال عمر کرد. او را اَفقه، اعلَم، و لقمان حکیم خوانده اند و حتی به بخشی از «علوم غیبی» دست یافته بود. در احادیث زیادی، سلمان، آگاه به «علم اول و آخر» و «دانای به حوادث و وقایع» معرفی شده است. حتی پیامبر (ص) فرمود:

 

«از سلمان اطاعت کنید»

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۱ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

پنج ویژگی مشترک تمدن مشرق زمین

نگاه الهی

 

6752

به قلم دامنه: به نام خدا. اگر فرصت کرده اید کتاب «روایت تفکر، فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون» دورۀ پنج جلدی را مطالعه کنید. این کتاب، تدوین مرکز مطالعات و پژوهش های راهبردی ست که من چاپ سوم (1394) آن را از کتابخانۀ یادگار قم، امانت گرفته و خوانده ام. مجموعاً 950 صفحه است. مطالب پرباری دارد. در این پست، پنج ویژگی مشترک تمدن مشرق زمین و یک نکته را بر مبنای این کتاب می نویسم:

 

 

    

عکس از دامنه

 

 

طرح روی جلد هر پنج جلد «روایت تفکر، فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون»

 

    

عکس از دامنه

 

پنج ویژگی مشترک تمدن مشرق زمین: 1- اعتقاد به خدا یا خدایان. 2- اعتقاد به معاد. 3- احترام به طبیعت. 4- عدم شکل گیری نظام برده داری عمیق و مسلّط. 5- نگاه دینی_الهی به سیاست. یعنی مأمورِ خدا دانستن پادشاهان و مشروعیت بخشی دینی به آنان. (ص 43 و 44)

 

 

در نگاه دینی، تاریخ با پیامبران شروع می شود... حضرت آدم (ع)؛ اولین انسان، نبی الهی است و مؤسس اولین تمدن بشری... اما کسی که منشاء انسان را حیوان می داند این موضوع را درک نمی کند و داروینیسم اجتماعی را اعتقاد دارد... یعنی نظریه ی ترقّی تاریخی. (ص 13)

۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۵:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامۀ استاد حکیمی به فیدل کاسترو

دین، عدالت، اسلام

پست 6750

 

 

دستخط نامۀ استاد حکیمی به فیدل کاسترو «Fidel Castro»

(زاده ۱۳ اوت ۱۹۲۶ – درگذشته ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶)

تأکید حکیمی بر حفظ کرامت انسان و مقاومت پایدار در برابر استعمار سفّاک و مستکبران جهانی

 

 

علامه محمد رضا حکیمی: «دینی که عدالت در آن اصل نباشد دین نیست چه رسد به اسلام.»

۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

حال امام موسی صدر قبل از مفقود شدن

به روایت دینانی

 

6732

به قلم دامنه. به نام خدا. دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در صفحه ی 232 کتاب "سرشت و سرنوشت" در گفتگو با کریم فیضی از حال امام موسی صدر قبل از مفقود شدن می گوید که در مصر با هم دیدار داشتند. متن این گپ و گفت دکتر دینانی با امام موسی صدر را در تصویر زیر آوردم:

 

 

صفحۀ 232 کتاب «سرشت و سرنوشت». عکس از دامنه

۰۶ مهر ۹۷ ، ۰۷:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پیوند روحانیت با روستا

زمین خرمن کوب

 

6728

به قلم دامنه. به نام خدا. در کتاب «خاطرات ماندگار؛ از زندگی شهید بهشتی» به کوشش مرتضی نظری، یک مطلب خیلی مهم و خواندنی خوانده ام که شهید مظلوم بهشتی بیان داشت. من خلاصۀ آن را به صورت برداشت آزاد در اینجا می نویسم:

 

شهید بهشتی. رفسنجانی. یاسر عرفات.مرحوم منتظری.حسن لاهوتی

 

شهید بهشتی می گوید: پیوند روحانیت و روستا و روستایی یک پیوند ریشه دار است... اکثریت طلاب حوزه علمیه قم، بچه دهاتیها هستند و به این بچه دهاتی بودنشان هم افتخار می کنند. در سال 1329 ماه رمضان با شهید اسلام مطهری و گروه دیگری از دوستان بنا گذاشتیم به روستاهای دورافتاده ای برویم که معمولاً طلاب نمی روند... قرار شد نفری صد تومان به عنوان خرج یک ماه و کرایه رفت و آمد با خودمان برداریم چون غالباً مردم آن روستاها فقیر بودند و چه بسا یک میهمان هم برای آنها تحمیل بود... مرحوم آیت الله بروجردی _رضوان الله علیه_ که از شنیدن سفر ما خیلی خوشحال شدند، از محل وجوهات و پول های حوزه، نفری صد تومان در اختیار این عده گذاشت...

 

 

ما حدود 18 نفر بودیم. وقتی به قم برگشتیم گزارش این سفر تبلیغی را به جلسه دادیم... جالب ترین گزارش را آیت الله منتظری داد. ایشان گفتند:

 

 

«من به یکی از روستاهای دورافتاده ی فریدن اطراف نجف آباد رفتم. در این دِه، فصل خرمن بود و مردم اصلاً در دِه نبودند. و به صحرا رفته بودند. در بسیاری از روستاها زمینی به نام «خرمن کوب» هست که زیر آن سِفت است و گندم ها کمتر از بین می رود. در این ده هم اهالی گندم شان را می آوردند و همان جا خرمن می کردند، و آن مجمعِ روستاییان در فصل خرمن کوبی می شد. گفتم ما شنیدیم که بزرگترین و طبیعی ترین مجمع روستا در محل خرمن کوبی است و فکر کردیم که این خرجی خود را کمی قند و چای بخریم، و به آن جا ببریم و شب ها خودمان یک چای و سور و ساتی تهیه کنیم و آن ساعتی که نسیم نمی آید و روستاییان نمی توانند خرمن باد بزنند و استراحت می کنند برای شان قصّه بگوییم و لا به لای قصّه هم احکام خدا و معارف اسلام را بگوییم.»

 

 

شهید بهشتی با نقل گزارش مرحوم آیت الله العظمی منتظری این گونه خاطره اش را پایان می برد: «پیوند روحانی با روستا این جور است، این عشق و علاقه و محبّتی هم که در دل مردم ما است ریشه هایش، ریشه های طولانی است.» [ص 66 و 67 کتاب خاطرات ماندگار؛ از زندگی شهید بهشتی؛ سخنرانی شهید بهشتی 19 دی 1359 در روستای آب باریک ورامین]

۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شبَث

چهرۀ مُتلوّن

 

6720

به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی کتاب «سلمان فارسی؛ استاندار مداین» نوشتۀ حجت الاسلام احمد صادقی اردستانی را می خواندم، به شخصیت «هزار رنگ» شبَث بن رِبعی تَمیمی ریاحی کوفی (در ص 330 به نقل از ص 260 کتاب نفس الرحمان) که رسیده بودم، سرفصل های زندگی اش را در گوشه ی «دفتریادداشت»ام، نوشته ام؛ که اینک نیاز دانستم آن را در ایّام محرّم _که ماه بازشناسی چهره های معامله گر تاریخ اسلام نیز هست_ در این پست بنویسم و به اشتراک بگذارم؛ باشد تا بیشتر انسان! شناسی کرده باشیم:

 

نقش "شبَث بن رِبعی تَمیمی ریاحی کوفی" در سریال مختار اثر داوود میرباقری

 

- یک روز مؤذّن خانم سَجاح بود و علیۀ رسول خدا (ص) می جنگید...

- بعد توبه کرد و مسلمان شد...

- بعد به گروهی که عثمان را به قتل رساندند کمک کرد...

- بعد به گروه یاران امام علی _علیه السّلام_ پیوست...

- بعد به گروه «خوارج» ملحق شد و علیۀ علی _علیه السّلام_ می جنگید...

- بعد از کار خود پشیمان شد و توبه کرد!...

- بعد به کربلا رفت و در به شهادت رساندن امام حسین _علیه السّلام_ شرکت داشت...

- بعد به یاران «مختار ثقفی» پیوست و به خونخواهی حسین  _علیه السّلام_ اقدام نمود...

- بعد رئیس پلیس کوفه شد...

- بعد در کشتن مختار ثقفی شرکت داشت...

- و سرانجام در 80 سالگی مُرد.

 

خدایا! ما را از شرّ چنین چهره هایی که زر و زور و تزویر را در خود جمع می کنند و حاضر می شوند هر جنایت و خیانتی را مرتکب شوند، در امان بدار. همان کسانی که، همۀ داشته های خود را با سکّه و درهم و دینار معاوضه می کنند و به جای آخرت، آخور می خرند!

۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۲۲ ق.ظ دامنه |
نماز؛ یک فرصت بزرگ برای انسان

نماز؛ یک فرصت بزرگ برای انسان

مکاشفه و رستگاری

 

6716

به قلم دامنه. به نام خدا. در کتاب «انسان شناسی قرآنی» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری مطلبی مهم دربارۀ نماز است که حیفم آمد در ایام محرم الحرام، ماه حُزن و پیام و عشق بازی با خدای متعال، به اشتراک نگذارم. من چند صفحه ی این اثر بسیارمهم را خلاصه کرده و در اینجا می نویسم. ایشان می گوید:

 

نماز ظهر عاشورا به امامت امام حسین (ع) و یاران باوفا

 

انسان نماز می خواند نه برای این که خدا فراموش نکند که چنین بنده ای دارد، بلکه برای آن که  بنده فراموش نکند که خدا دارد و بنده است... یک نکته این است که در نماز این فایده و اثر بار است که به پا دارندۀ سایر مقررات است... [چون] نماز انسان را از کار بد باز می دارد.

 

شهید مطهری همچنین می گوید: در روایات ما آمده که نماز فقط به آن اندازه قبول است که حضور قلب در آن باشد... هر اندازه [حضور قلب] نباشد گرچه تکلیف ساقط شده ولی دیگر اثر را ندارد... نمازِ بدونِ حضور قلب نمازِ دورانداختنی است، عقوبت ندارد ولی هیچ و پوچ است.

 

 

ایشان همچنین می گوید: حدیث داریم که نوافل از آن جهت مستحب شده است که غفلت های نمازهای فریضه را جبران کند.

 

و در ادامۀ همین بحث نماز، سخن بسیارلطیفی از شهید ثانی (فقیه عالی مقام) می آورَد از کتاب اسرار الصلوة وی که فوق العاده دلنشین و اثرگذار است. مطهری از آن فقیه چنین می گوید: تعبیر این مرد فقیه عالی مقام این است که «الصّلاةُ بابُ الذّکر». نماز دروازۀ ذکر است. «والذّکرُ بابُ الکشف» و یاد خدا دروازۀ مکاشفه است. و «والکشفُ بابُ الفَوز الاکبَر» و مکاشفه دروازۀ بزرگترین رستگاری هاست. (رسائل شهید ثانی طبع قدیم. ص 105) (منبع: انسان شناسی قرآنی. شهید مطهری. ص ص 194 تا 205)

۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

طَفرۀ سوسیالیسم تخیّلی

دانستنی ها

 

6705

به قلم دامنه. به نام خدا. ضمن سلام، این سخن جالب توجه و آموزشی را از یادداشت های سال های گذشته ام از ص 31 کتاب «قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفۀ تاریخ» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری به صورت بردداشت آزاد می نویسم. ایشان طفره روی در میان سوسیالیست ها را این گونه شرح داده اند:

 

کشورهای عضو اتحاد شوروی کمونیستی

 

فلاسفه «طَفره» را مطرح کردند. یعنی عبور از نقطه ای به نقطه ایی دیگر بدونِ عبور از یکی از راه هایی که آن ها را به یکدیگر متّصل می کند. پس طفره مانند این است که نُطفۀ انسان قبل از عبور از مرحلۀ جنینی به مرحلۀ تولد برسد...

 

 

شهید مطهری برای طفره یک مثال سیاسی می زند و شرح می دهد: یا به عبارتی عبور از فئودالیسم به سوسیالیسم بدون عبور از کاپیتالیسم. که امر محال است. این معنی طفره رفتن!

 

 

مثلاً برخی از سوسیالیست ها بدون توجه به جبر تاریخ و تسلسُل منطقی حَلقات تاریخ می خواستند سوسیالیسم را پایه گذاری کنند که به آنها سوسیالیست های ایده آلیست و سوسیالیسم آنها را سوسیالیسم تخیّلی نامیدند. یعنی بر خلاف سوسیالیسم  مارکسیسم که بر شناخت تسلسل منطقی حلقه های تاریخ [فئودالیسم، کاپیتالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم] مبتنی است.

۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

لُقَطه چیست؟

دانستنی های دینی

 

پست 6702. به قلم دامنه. به نام خدا. این مطلب را از علامه طباطبایی یاد گرفته و خوانده ام. اینک در اینجا می نویسم. ایشان در ص 287 کتاب «تعالیم اسلام» نوشته اند:

 

 

«هر مالی که پیدا شود و صاحبش معلوم نباشد «لُقَطه» نامیده می شود.   1- مالی که یافته می شود و صاحبش معلوم نیست اگر در قیمت، از یک مثقال نقره و کمتر باشد، بی مانع می توان برداشت و تصرُّف نمود.   2- اگر مالی در ویرانه ها که سکَنۀ آن منقرض شده اند، یا در بیغوله ها و زمین های بایر بی مالک پیدا شود، حکم «لُقَطه» را دارد.    3- اگر حیوان بی صاحب پیدا شود، حکم «لُقَطه» را دارد.   4- اگر بچۀ بی صاحب در سر راه یافته شود، به همۀ مسلمانان واجب کفایی است که او را برداشته و بزرگش کنند.    5- اگر مال دزدی به عنوان امانت به کسی سپرده شود، حکم «لُقَطه» را دارد و باید به مالک اصلی آن تسلیم شود و نمی توان به دزد تحویل داد.

۱۵ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |