قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۱۶۵ مطلب با موضوع «گوناگون» ثبت شده است

شبَث

یک چهرۀ مُتلوّن رنگارنگ

پست 6720. به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی کتاب «سلمان فارسی؛ استاندار مداین» نوشتۀ حجت الاسلام احمد صادقی اردستانی را می خواندم، به شخصیت «هزار رنگ» شبَث بن رِبعی تَمیمی ریاحی کوفی (در ص 330 به نقل از ص 260 کتاب نفس الرحمان) که رسیده بودم، سرفصل های زندگی اش را در گوشه ی «دفتریادداشت»ام، نوشته ام؛ که اینک نیاز دانستم آن را در ایّام محرّم _که ماه بازشناسی چهره های معامله گر تاریخ اسلام نیز هست_ در این پست بنویسم و به اشتراک بگذارم؛ باشد تا بیشتر انسان! شناسی کرده باشیم:

 

نقش "شبَث بن رِبعی تَمیمی ریاحی کوفی" در سریال مختار اثر داوود میرباقری

 

- یک روز مؤذّن خانم سَجاح بود و علیۀ رسول خدا (ص) می جنگید...

- بعد توبه کرد و مسلمان شد...

- بعد به گروهی که عثمان را به قتل رساندند کمک کرد...

- بعد به گروه یاران امام علی _علیه السّلام_ پیوست...

- بعد به گروه «خوارج» ملحق شد و علیۀ علی _علیه السّلام_ می جنگید...

- بعد از کار خود پشیمان شد و توبه کرد!...

- بعد به کربلا رفت و در به شهادت رساندن امام حسین _علیه السّلام_ شرکت داشت...

- بعد به یاران «مختار ثقفی» پیوست و به خونخواهی حسین  _علیه السّلام_ اقدام نمود...

- بعد رئیس پلیس کوفه شد...

- بعد در کشتن مختار ثقفی شرکت داشت...

- و سرانجام در 80 سالگی مُرد.

 

خدایا! ما را از شرّ چنین چهره هایی که زر و زور و تزویر را در خود جمع می کنند و حاضر می شوند هر جنایت و خیانتی را مرتکب شوند، در امان بدار. همان کسانی که، همۀ داشته های خود را با سکّه و درهم و دینار معاوضه می کنند و به جای آخرت، آخور می خرند!

۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نماز؛ یک فرصت بزرگ برای انسان

دروازۀ مکاشفه و دروازۀ رستگاری

پست 6716. به قلم دامنه. به نام خدا. در کتاب «انسان شناسی قرآنی» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری مطلبی مهم دربارۀ نماز است که حیفم آمد در ایام محرم الحرام، ماه حُزن و پیام و عشق بازی با خدای متعال، به اشتراک نگذارم. من چند صفحه ی این اثر بسیارمهم را خلاصه کرده و در اینجا می نویسم. ایشان می گوید:

 

نماز ظهر عاشورا به امامت امام حسین (ع) و یاران باوفا

 

انسان نماز می خواند نه برای این که خدا فراموش نکند که چنین بنده ای دارد، بلکه برای آن که  بنده فراموش نکند که خدا دارد و بنده است... یک نکته این است که در نماز این فایده و اثر بار است که به پا دارندۀ سایر مقررات است... [چون] نماز انسان را از کار بد باز می دارد.

 

شهید مطهری همچنین می گوید: در روایات ما آمده که نماز فقط به آن اندازه قبول است که حضور قلب در آن باشد... هر اندازه [حضور قلب] نباشد گرچه تکلیف ساقط شده ولی دیگر اثر را ندارد... نمازِ بدونِ حضور قلب نمازِ دورانداختنی است، عقوبت ندارد ولی هیچ و پوچ است.

 

 

ایشان همچنین می گوید: حدیث داریم که نوافل از آن جهت مستحب شده است که غفلت های نمازهای فریضه را جبران کند.

 

و در ادامۀ همین بحث نماز، سخن بسیارلطیفی از شهید ثانی (فقیه عالی مقام) می آورَد از کتاب اسرار الصلوة وی که فوق العاده دلنشین و اثرگذار است. مطهری از آن فقیه چنین می گوید: تعبیر این مرد فقیه عالی مقام این است که «الصّلاةُ بابُ الذّکر». نماز دروازۀ ذکر است. «والذّکرُ بابُ الکشف» و یاد خدا دروازۀ مکاشفه است. و «والکشفُ بابُ الفَوز الاکبَر» و مکاشفه دروازۀ بزرگترین رستگاری هاست. (رسائل شهید ثانی طبع قدیم. ص 105) (منبع: انسان شناسی قرآنی. شهید مطهری. ص ص 194 تا 205)

۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

طَفرۀ سوسیالیسم تخیّلی

دانستنی های سیاسی

پست 6705. به قلم دامنه. به نام خدا. ضمن سلام، این سخن جالب توجه و آموزشی را از یادداشت های سال های گذشته ام از ص 31 کتاب «قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفۀ تاریخ» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری به صورت بردداشت آزاد می نویسم. ایشان طفره روی در میان سوسیالیست ها را این گونه شرح داده اند:

 

کشورهای عضو اتحاد شوروی کمونیستی

 

فلاسفه «طَفره» را مطرح کردند. یعنی عبور از نقطه ای به نقطه ایی دیگر بدونِ عبور از یکی از راه هایی که آن ها را به یکدیگر متّصل می کند. پس طفره مانند این است که نُطفۀ انسان قبل از عبور از مرحلۀ جنینی به مرحلۀ تولد برسد...

 

 

شهید مطهری برای طفره یک مثال سیاسی می زند و شرح می دهد: یا به عبارتی عبور از فئودالیسم به سوسیالیسم بدون عبور از کاپیتالیسم. که امر محال است. این معنی طفره رفتن!

 

 

مثلاً برخی از سوسیالیست ها بدون توجه به جبر تاریخ و تسلسُل منطقی حَلقات تاریخ می خواستند سوسیالیسم را پایه گذاری کنند که به آنها سوسیالیست های ایده آلیست و سوسیالیسم آنها را سوسیالیسم تخیّلی نامیدند. یعنی بر خلاف سوسیالیسم  مارکسیسم که بر شناخت تسلسل منطقی حلقه های تاریخ [فئودالیسم، کاپیتالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم] مبتنی است.

۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

لُقَطه چیست؟

دانستنی های دینی

پست 6702. به قلم دامنه. به نام خدا. این مطلب را از علامه طباطبایی یاد گرفته و خوانده ام. اینک در اینجا می نویسم. ایشان در ص 287 کتاب «تعالیم اسلام» نوشته اند:

 

 

«هر مالی که پیدا شود و صاحبش معلوم نباشد «لُقَطه» نامیده می شود.   1- مالی که یافته می شود و صاحبش معلوم نیست اگر در قیمت، از یک مثقال نقره و کمتر باشد، بی مانع می توان برداشت و تصرُّف نمود.   2- اگر مالی در ویرانه ها که سکَنۀ آن منقرض شده اند، یا در بیغوله ها و زمین های بایر بی مالک پیدا شود، حکم «لُقَطه» را دارد.    3- اگر حیوان بی صاحب پیدا شود، حکم «لُقَطه» را دارد.   4- اگر بچۀ بی صاحب در سر راه یافته شود، به همۀ مسلمانان واجب کفایی است که او را برداشته و بزرگش کنند.    5- اگر مال دزدی به عنوان امانت به کسی سپرده شود، حکم «لُقَطه» را دارد و باید به مالک اصلی آن تسلیم شود و نمی توان به دزد تحویل داد.

۱۵ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دین و نفَس

دامنۀ دین و انسان

پست 6701. به قلم دامنه. به نام خدا. دین و نفَس. این مطلب من جنبه ی عمومی دارد، نه خدای ناکرده القای خاص و یا اتهام ناروا. صرفاً یک بحث دینی ست. خلاصه نویسی ام است از کتاب سرشت و سرنوشت گفتار ۹، دین و دینداری. اثر دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی از ص ۱۸۵ تا ۲۰۴.

 


دین حتی از نفَس کشیدن نیز برای انسان ضروری تر است. انسان اگر نفَس نداشته باشد می میرد، ولی اگر دین نداشته باشد به آگاهی و کمال نمی رسد و وقتی به آگاهی نرسد، همه ی هستی اش می میرَد، پس دین از نفس کشیدن برای انسان ضروری تر است...
 

اسلام دین صلح و رحمت و رستگاری ست


دین ارتباط انسان با خدا و کمال است... کسی که باور نداشته باشد، دین هم نخواهد داشت... غایت دین کمال است... اگر کسی دین نداشته باشد تمام لایه های انسانی و معنوی اش به فعلیت نمی رسد... حتی اگر کسی تفسیر دینی اش شبان وار باشد باید با او همدلی کرد تا کم کم دیدش روشن و بازتر شود... بر «ندارندهٔ باور» دین وجود ندارد... و کسی که به این مطلب نرسیده باشد محروم است. به قول علامه طباطبایی «مستضعف فکری».

۱۵ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

به تعطیلی کشاندنِ جلسات علامه طباطبایی و هانری کُربَن

هم اندیشی علامه طباطبایی و هانری کُربَن

پست 6700

چگونه جلسات علامه طباطبایی و هانری کُربَن

در اوائل انقلاب توسط عده ای!! به تعطیلی کشانده شد؟

این دو صفحه برملا می کند:

 

کتاب سرشت و سرنوشت (گفتگوی کریم فیضی با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی. انتشارات روزنامه اطلاعات. ص 248 و 249.

۱۴ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تازه ترین عکس میرحسین و شعر افشین علا

حصر و عکس

پست 6698
 

به نام خدا. شعر افشین علا دربارۀ عکس تازه میرحسین

نخست وزیر محبوب امام و ایران

 

تازه ترین عکس میرحسین موسوی. در شهریور ماه 1397.  بازنشر دامنه


عکس تو توفان در ضمیرم کرد
از گریه کردن ناگزیرم کرد


باران اندوه کهنسالیت
رگبار شد، آماج تیرم کرد


هرگز مَپندار این سکوت و صبر
با دشمنانت هم مسیرم کرد


قهری که بین عاشقان افتاد
بر آشتی دادن دلیرم کرد


من صلح می خواهم! همین خواهش
در چنگ کج فهمان اسیرم کرد


در راست یا چپ سربلندی نیست
این دیرفهمی سر به زیرم کرد


پنجاه و هفت آغاز اوجم بود
هشتاد و هشت از عمر، سیرم کرد


عکس مرا هم کاش می دیدی
این سالها بدجور پیرم کرد


(افشین علا _ ۱ شهریور ۱۳۹۷)
(منبع)

۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاه عباس، شیخ بهائی، میرداماد

داستانِ دو عالِم بزرگ شیعه

پست 6694. در راه مشهد مقدس، شاه عباس صفوی تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند! [شاید هم دو به هم زنی نماید] به شیخ بهایی که اسبش جلو می رفت گفت: این میرداماد چقدر بی عُرضه است! اسبش دائم عقب می ماند. شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش بر آن اسب سوار است، حیوان کِشش اینهمه عظمت را ندارد.

 

           

شیخ بهائی.     شاه عباس.     میرداماد

 

شاه عباس ساعتی بعد، عقب ماند، به میرداماد گفت: این شیخ بهائی رعایت نمی کند، دائم جلو می تازد. میرداماد گفت: اسب او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی شناسد و می خواهد از شوق، بال در آورد.

۱۱ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۴۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ دامنه |
ابوذر، مردی در صحرای ربذه

ابوذر، مردی در صحرای ربذه

خدا را از راه دل شناخته

پست 6691. ابوذر در نگاه علی شریعتی. چهره ی گندمگون و آفتاب زده ای است که خشونت صحرا در آن نقش بسته، پوست چروکیده ای است همچون پاره ی چرمی، در زیر آفتاب جزیره، خشکیده و سیاه گشته است، قامت باریک و بلندی است که بار رنج ها و سختی های بیابان اندکی آن را خمیده است، سینه ی لاغر و استخوانی ای است که مردی و پایداری از آن می تراود، و دو چشم دلیر شیری است که از لهیب آتش صحرا، برای خویش، دو نگاه ساخته است.

 

 

این داستان سر گذشت تندبادی است که در میان قبیله ای طغیان کرده و در صحرای خلوتی فرو نشست... سر گذشت مردی از غِفار است.

 

 

سرگذشت مردی از غفار، تند بادی که در میان قبیله ای طغیان کرد و در صحرای خلوتی فرو نشست. نام اصلی او "جندب جناده"، کُنیۀ وی "ابوذر" و از قبیلۀ غفار. برادرش انیس و مادرش رمله بود. با دیدن پیامبر احساس کرد عطشش رفع شده و در تیرگی قلبش سپیده دمی از آفتاب ایمان دمیده است. ابوذر وقایع دوران خلفا را می دید و دیگر طاقت تحمل این اوضاع را نداشت و در برابر عثمان به قیام برخاست و در این راه هم کشته و شهید شد (در صحرای ربذه).

 

پاسکال می گوید: «دل دلایلی دارد که عقل را به آن دسترسی نیست و به وجود خدا دل گواهی می دهد نه عقل، و ایمان از این راه به دست می آید.» ابوذر هم چنانکه پاسکال معتقد است، خدا را از راه دل شناخته و سه سال پیش از آنکه پیغمبر را ملاقات کند پرستش کرده است.

 

 

ابوذر: ای معاویه! اگر این کاخ را از پول خود می سازی اسراف است و اگر از پول مردم خیانت.

ای عثمان ! گدایان را تو گدا کردی و ثروتمندان را تو ثروتمند ساختی.

 

 

ابوذر در تمام جنگ های بعد از خندق با پیغمبر شرکت می کرد. در جنگ بنی لحیان و ذی قرد با پیغمبر شمشیر زد و در سال ششم هجری پیغمبر برای جنگ بنی مصطلق بیرون رفت و ابوذر را در مدینه جانشین خود ساخت. او با اُم ذر که یکی از اصحاب پیغمبر بود ازدواج کرد و پس از ازدواج زندگی در کنار اصحاب صَفّه را ترک گفته و برای سکونتش در خارج مدینه بر روی تلّی خیمه ی کوچکی زد.

 

 

مناظره ی ابوذر و پیامبر (ص):

 

1- نماز چیست؟ بهترین قانون است، چه زیاد برگزار شود چه کم.

 

2- برترین اعمال کدام است؟ ایمان به خداوند بزرگ و جهاد در راه او.

 

3- کدامیک از مؤمنین مسلمان تر است؟  کسی که مردم از دست و زبانش ایمن باشند.

 

4- کدام بخشش بهتر است؟ بخشش مرد کم بضاعتی که از دسترنج خود به فقیر کمک کند.

 

5- بر دانشم بیفزای؟ قرآن بخوان، با خواندن قرآن ترا در زمین نوری است و در زمین یادی.

 

 

- از خنده ی بسیار بپرهیز که دلت را می میراند و روشنی چهره ات را می برد.

 

- جز در خیر خاموش باش زیرا سکوت شیطان را از تو می گریزاند و در دینت تو را یاری می کند.

 

- حق را بگو اگر چه تلخ باشد.

 

- آنچه را می دانی که در خود داری بر دیگران عیب مگیر. نسبت به کاری که خود نیز مرتکب شده ای مردم را سرزنش مکن.

 

- ای ابوذر! هیچ خردی چون تدبیر و هیچ پارسایی چون خودداری و هیچ نیکویی چون نیکخویی نیست.

 

اوج سخن شریعتی در عشق به ابوذر

 

کوه با نخستین سنگ آغاز می شود

و مرد با نخستین درد آغاز می شود

و من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

خلاصه ای از کتاب «ابوذر» نوشته مرحوم دکتر علی شریعتی.

۰۸ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۳۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تشیع جنازۀ رضاخان در قم چه گذشت؟

مراجع بر جنازۀ دیکتاتور رضاخان نمازنخواندند

پست 6685. نقل تاریخی. به نام خدا. سوم شهریور 1320 یکی از روزهای مهم تاریخ معاصر ایران است. در این روز، نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار به استعفا شد و متفقین با انتقال سلطنت به پسر و ولیعهد او، محمدرضا موافقت کردند.

 

     

آیات عظام: بروجردی.  سید حجت کوه کمره ای.  سیدصدرالدین صدر

 

او که اختیاری از خود نداشت، روز چهارم مرداد ۱۳۲۳ شمسی و در حالی که در آرزوی رفتن به قاهره بود، در ژوهانسبورگ مُرد. ماجرای تشییع جنازه رضاشاه به یکی از موضوعات جنجالی در آن زمان تبدیل شد. محمدرضا تصمیم گرفته بود که جنازه پدرش در قم تشییع شود و سپس آیت‌الله بروجردی بر جنازه نماز بخواند. اما هیچ چیز مطابق میل او پیش نرفت.

 

 

آیت الله سیدعبدالجواد علم‌الهدی درباره تصمیم محمدرضا برای تشییع پدرش می‌گوید: به دنبال تصمیم محمدرضا پهلوی برای برگزاری مراسم تشییع پیکر پدرش (رضا خان)، سه نفر از طرف وی - قائم مقام رفیع، صدرالاشراف و تولیت قم- نزد آیت‌الله بروجردی آمدند تا رضایت ایشان را برای اقامه نماز بر پیکر رضاخان جلب کنند.

 

 

این سه در مجلسی دوزانو در برابر آن مرجع تقلید بزرگوار نشستند و گفتند: اعلیحضرت همایونی ما را فرستادند تا وجود اقدس شما بر پیکر پدر ایشان نماز بخوانید. آقای بروجردی با شنیدن این سخن، رنگ چهره مبارکشان تغییر کرد و فرمودند: تشریف ببرید. آن‌ها باز درخواست خود را تکرار کردند و همان جواب را شنیدند. مرتبه سوم، تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) درخواست را تکرار کرد که این بار آیت‌الله بروجردی فرمودند: لطفاً تشریف ببرید، من کارهای او (رضاخان) را فراموش نکرده‌ام.

 

عکس: رضا خان به همراه فرزندان در جزیره موریس

 

 

این سه نفر - قائم مقام رفیع، صدرالاشراف و تولیت قم- خدمت آیت الله حجت کوه‌کمره‌ای (ره) رفتند و درخواست خود را مطرح نمودند که ایشان فرمودند: اگر آقای بروجردی بیاید ما نیز می‌آییم. این سه نزدِ آیت الله سیدصدرالدین صدر (ره) رفتند تا شاید رضایت ایشان را جلب کنند اما آن مرجع تقلید بزرگوار با لحنی تند فرمودند: ما کارهای او (رضاخان) را فراموش نکرده‌ایم. (منبع)

 

 

 

آیت‌الله مهدوی کنی نیز در این باره در کتاب خاطراتشان می‌نویسند: در آن ایام موضوع آوردن جنازه پهلوی مطرح شد؛ می‌خواستند جنازه‌ وی را از مصر به ایران منتقل کنند و مراسم تشریفات و تجلیل به جای آورند. برای تطهیر رضاشاه بنا بود که جنازه را به قم بیاورند و یکی از آیات بر او نماز بخواند و در قم به خاک بسپارند یا پس از نماز، در شهرری دفن کنند.

 

قم. حرم حضرت معصومه (س). جنازۀ رضاخان

 

از کسانی که در مخالفت با این جربان (مسئله نماز و تجلیل از او درقم) وارد میدان شد و شدیداً فعالیت کرد، نواب‌صفوی و دیگر برادران فداییان اسلام بودند که سخنرانی‌های زیادی در مدرسه‌ فیضیه کردند. درهمین جریان بعضی از افراد مانند مرحوم «آقا سید هاشم حسینی» را دستگیر و به خرم‌آباد تبعید کردند. با توجه به فعالیت‌های سیاسی درقم و جوی که پیدا شد هیچ یک از آقایان مراجع حاضر نشدند درتشییع جنازه رضا شاه حاضر بشوند و یا نماز بخوانند.

 

 

جنازه را با عجله به قم آوردند؛ طوافی دادند و بردند. علما و طلاب نیز طبق تصمیم قبلی ازمدرسه‌ها و خانه‌ها بیرون نیامدند و در تشییع شرکت نکردند؛ طبق نقل هیچ یک از روحانیون حتی یک طلبه هم در تشییع دیده نشد. نقل می‌کردند در آنجا فقط یک مشت زیارتنامه‌خوان‌های حرم بودند که به عنوان علمای قم به آنجا آمده بودند (که این‌ها در اطراف صحن حضور داشتند) منظور آن‌ها این بود که بگویند که عده‌ای از طلبه‌ها و علما در آنجا حضور داشتند، ولی واقعیت این است که مراسم (تشییع) جنازه رضا شاه به حدی بایکوت شده بود که اگر یک طلبه از گوشه و کنار قم می‌خواست برای تماشا هم برود جرأت نداشت. (منبع)

 

 

آنچه آیت الله مهدوی کنی نقل کردند، در عکسی که از تشییع جنازه رضاشاه در حرم حضرت معصومه (س) منتشر شده نیز مشهود است و نشان می‌دهد که نه مردم عادی و نه علمای قم، در مراسم تشییع رضاشاه شرکت ندارند و این مراسم، تنها با حضور تعداد کمی از مقامات رسمی برگزار شده است. (منبع)

۰۵ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

داستان های کوتاه

استالین. شیخ جعفر شوشتری

پست 6682. دو داستان کوتاه

 

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: «استاد، چه شده که این‌گونه اشک می‌ریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟» شیخ جعفر در میان گریه‌ها گفت: «آری، یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده.»

 

شیخ جعفر شوشتری

 

همه با نگرانی پرسیدند: «مگر چه گفته؟» شیخ در جواب می‌گوید او به من گفت: «او به من گفت شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من می‌گویند. آیا تو هم همانی هستی که همه می‌گویند؟! و این سئوال حالم را عجیب دگرگون کرد.» (منبع: عصر ایران)

 

 

 

عصر وحشت استالین


این طنز سیاسی فضای وحشت عصر استالین است، دیکتاتورترین کمونیست که مکتب مارکس و لنین را به انحراف بُرد: زمانی که استالین فوت کرد، نیکیتا خروشچف جانشین او در کنگره حزب کمونیست شروع به بازگویی جنایات استالین کرد. همه حاضرین تعجب کرده بودند که چگونه یک رهبر از رهبر پیشین این چنین تند انتقاد می کند.  در حین سخنرانی که سالن مملو از جمعیت بود، ناگهان فردی خطاب به خروشچف فریاد زد: پس تو آن زمان کجا بودی؟

 

ژوزف استالین [Joseph Stalin]

 

سالن ساکت شد. خروشچف رو به جمعیت گفت: چه کسی این سوال را پرسید؟ هیچ کس جواب نداد. دوباره گفت: کسی که این سوال را کرد، بایستد. اما هیچ کس بلند نشد. خروشچف در حالی که لبخند بر لب داشت، گفت: در آن زمان من جای تو نشسته بودم! (منبع: حکایات حکیمانه)

۰۳ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۳۵ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ دامنه |
بازکردن پنجره‌های خانۀ میرحسین

بازکردن پنجره‌های خانۀ میرحسین

از حصر میرحسین چه خبر؟

 

پست 6680. نرگس موسوی، دختر میرحسین موسوی گفت: گشایشی که در آستانه عید قربان در حصر اختر اتفاق افتاده است، باز شدن تعدادی از پنجره‌های جوش داده‌شده بوده است.

 

 

به گزارش ایسنا، نرگس موسوی در بخشی از این خبر که آن را در توییتر خود منتشر کرده، نوشته است که، ماموران امنیتی روز گذشته اقدام به باز کردن پنجره‌های خانه اختر [کوچۀ بن بست اختر] کردند که هشت سال پیش آن را جوش داده و قفل کرده بودند. (منبع)

۰۲ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۲۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دیالکتیک چیست؟

فرق نبرد مادّی و نبرد آرمانی

 

پست 6656. به قلم دامنه: به نام خدا. با سلام و تسلیت سالروز شهادت امام جواد _علیه السّلام_ من این متن را، که از روی کتاب (قیام و انقلاب مهدی: نوشته آیت الله مرتضی نظر مطهری) برداشت آزاد، کرده ام؛ ارائه می کنم؛ تا در این روز حُزن، به فرق های مهم زندگی معنوی و فطری با زندگی مادی و ابزاری دقت داشته باشیم. موضوعی که امامان ما بر تقویت و تبیین آن کوشیده اند:

 

 

هراکلیت در 2500 سال پیش گفته بود: «نزاع، مادرِ پیشرفت هاست». این است دیالکتیک طبیعت: طبق شیوۀ دیالکتیکی، مانند مارکسیست ها، طبیعت هدفدار نیست و کمال خود را جستجو نمی کند! بلکه به سوی انهدامِ خویش تمایل دارد. ولی چون آن انهدام نیز به نوبۀ خود به انهدام خویش تمایل دارد و هر نفی کننده به سوی نفی کنندۀ خود گرایش دارد (=تز، آنتی تز، سنتز)، لذا قهراً و جبراً تکامل رخ می دهد. این است دیالکتیک طبیعت.

 

 

علاوه بر قضیۀ دیالکتیک طبیعت، برخی، تحولات تکاملی تاریخ را نیز از زاویۀ انقلابِ اَضداد _دیالکتیک_ به یکدیگر توجیه می کنند. یعنی معتقدند که طبیعت _که تاریخ جزئی از آن است_ در حرکت و تکاپوی دائم است و نیز دارای همبستگی میان اجزاء است. و نیز جدال درونی اشیاء رو به تزایُد است: تز، آنتی تز، سنتز. یعنی از نظر دیالکتیکی جامعه یک تکاپوی اضداد است (=بخوانید نزاع) که همواره هر حادثه به ضدِ خودش و او به ضدِّ ضدِّ تبدیل می شود و تکامل رخ نمی دهد. چون در بینش دیالکتیکی، همۀ ارزش های اجتماعی، تابع و وابسته به ابزار تولید است، لذا آن را بینش ابزاری می نامند.

 

 

خلاصه ماتریالیسم این است که تاریخ ماهیت و طبیعت مادّی دارد و وجودِ دیالکتیکی. از نظر آنها کشمکش و جدال میان اشیاء و افراد و جامعه به سود نیروهای نو و شکست نیروهای کهنه پایان می یابد. (=جدال نو با کهنه) و این نو هم، باز کهنه می شود و جامعه دچار بن بست و تضاد می شود و ضرورت دگرگونی پیدا می شود و همین طور ادامه می یابد تا... .

 

کتاب «دیالکتیک سکولارسازی درباره‌ عقل و دین» حاصل گفت‌وگوی کاردینال یوزف راتزینگر (پاپ بندیکت شانزدهم) و یورگن هابرماس

 

 

اما در بینش فطری، حرکت انسان به سوی کمالات است. از نوع حرکت دینامیکی است نه مکانیکی. این است که انسان باید «پرورش» داده شود، نه این که «ساخته» می شود. یعنی؛ بر خلاف بینش ابزاری، طبیعتِ تاریخ نه مادّی محض که مانند انسان طبیعتی مُزدَوج است از مادّه و معنی. به عبارتی در بینش فطری، تضاد درونی در فرد موجود است که میان جنبۀ زمینی و ماورائی اوست: روح + تن.

 

میل جان اندر حیات و در حی است

زانک جانِ لامکان اصل وی است

 

میل جان در حکمت است و در علوم

میل تن در باغ و راغ است و کروم

 

میل جان اندر ترّقی و شرف

میل تن در کسب و اسباب علف

(مولوی)

 

این است نبرد درونی انسان که آن را نبرد میان عقل و نفس می خوانند. قرآن، نبرد انسانِ باایمان با انسانِ مادّه پرست را تأیید می کند؛ در داستان هابیل و قابیل، نبرد، نبردِ میان میان ایمان و مادّه گرایی ست، نه نبرد طبقاتی و ابزاری، «نبرد آرمانی» به معنی خودآگاهی اجتماعی، ریشۀ فطری دارد نه ریشۀ طبقاتی (=در بینش مادّیون) و پرتو ایمان، در انسان رشد می کند. برای دانستن بیشتر می توان این (منبع) را مطالعه کرد.

۲۱ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

صوفیه چه کسانی بودند؟ صفویه چگونه راه افتاد؟

پارسایان علیۀ دنیاپرستان

 

پست 6653. به قلم دامنه: به نام خدا. صوفی گری _پشمینه پوشان_ در حقیقت، یک جنبش اعتراضی علیۀ علما و روحانیون و دانش آموختگان مسلمانی بود که از نظر صوفیان، بیش از آن که به مکتب اسلام علاقمند باشند به قدرت سیاسی می اندیشیدند؛ و یا به حاکمیت و حکومت چسبیده بودند.

 

 

 

بر خلاف علما، صوفی ها خداوند را بر مبنای قادر متعال ادارک نمی کنند بلکه او را بر حسب عشق درک می نمایند.  صوفیه اساساً نهضت بود؛ نهضتی عرفانی که محدودیت های مذهب رسمی را برای اتحاد با خدا با حقیقت های غائی، نفی می کرد. غربی ها عمدتاً در معرفی صوفی ها، اشتباه می کردند، آنها خیال می کردند اینان همان دراویشان چرخان هستند که با چرخیدن _سماع_ به حالت خَلسه دست می یابند.

 

 

از جمله کسانی که تحت تأثیر صوفیه بودند، می توان به حافظ و مولوی اشاره نمود. مولوی می گفت:

 

چو چرخم من چو ماهم من چو شمعم من ز تاب تو

همه عقلم همه عشقم همه جانم به جان تو

(گنجور: غزل 2166 دیوان شمس)

 

 

صوفیه بعدها به «حیدر» رسید، حاکم فرقهٔ صفوییه. حیدر توانسته بود به عنوان یک آدم هوشیار؛ پرچم تسننن را از ایران پایین بکشد و پرچم تشیع را بر فراز سلسلۀ صفویه به اهتزاز درآورَد که می دانیم این خاندان با ایران و اسلام و مکتب شیعه چه کرد. بلکه چه ها کرد!

 

 

بعد از کشته شدن او و «علی» _پسرش_ رهبری فرقۀ صفویه به «اسماعیل» 7 ساله! واگذار شد که فرقه را به سلسلهٔ شاهی رساند. (منبع)

 

 

 

اسماعیل 12 ساله، که در رشت مخفی شده بود (= به قول امروزی ها در آب نمک خوابانده شده بود) بعدها در اوت 1499 به عنوان شاه سلسلۀ صفوییه پادشاهی مذهبی دنیوی اش را اعلام کرد. شاهی که پیروانش وی را «خدای زنده» می دانستند، یعنی «تجسید خدا». اسماعیل را «شاهِ نظرکرده» می دانستند.

 

 

خودِ شاه اسماعیل که خود را «راز خداوند» می خواند، نیز، بعدها چنان حسّ قدرت و استیلا به او دسته داده بود که دعوی الوهیت! کرد. کاری اغفال گر، که جدّش _حیدر_ هم می کرد: خواب نمای حضرت علی (ع) شدن! که آن حضرت در خواب به او گفت به امر حکومت فراخوانده شده ای. و به همین خاطر سرِ قبایل تُرک، دستار سرخی با 12 ترَگ نهاده بود که هر ترَگ نشانگر یکی از امامان شیعه بود! که دشمنان او ، آن ها را به تحقیر «قزلباش» می خواندند یعنی سُرخ سَر. شعار آنها این بود:

 

ما چاکران حسینیم و این دوران ماست

در اخلاص ما بندگان امامیم

نام ما «فدایی» و لقب ما «شهید» است

۲۰ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سید مرتضی علم الهدی

بزرگان شیعه

 

پست 6652. به قلم دامنه: به نام خدا. یکی از مشاهیر شیعه سید مرتضی علم الهدی _متوفّای 436 قمری_ است. آن عالم بزرگ اسلام نخستی کسی بود که دربارۀ علمِ اصول آرائی ابراز داشته است. او برادر «سید رضی» _متوفّای 406 قمری_ است که جامعِ نهج البلاغه امام علی (ع) است. معروف ترین کتاب سید مرتضی الذریعه است. او شاگرد شیخ مفید و شیخ مفید شاگرد شیخ صدوق  _مدفون در شهری ری_ بود. (منبع: آشنایی با علوم قرآنی. علی اصغر حلبی. چاپ ششم. تهران. انتشارات اساطیر. 1379 . ص 209)

 

 

ابوالقاسم علی بن الحسین معروف به سید مرتضی و علم الهدی، رجب 355 قمری در بغداد زاده شد. پدرش _حسین موسوی_ منصَب رسیدگی به کار و زندگی سادات دودمان ابوطالب و مسؤولیت نظارت بر دیوان مظالم و سرپرستی زائران خانه خدا را که از منصب‌های مهم آن روز بود_ به عهده داشت. پدربزرگش ابراهیم مجاب، بود که از نوادگان حضرت امام کاظم _علیه‌السلام_ است.

 

سرگذشت سید مرتضی: اینجا

 

اضافه کنم «اصول فقه»، علمى است که در آن از قواعدى بحث مى‌شود که نتیجه آن‌ها در استنباط حکم شرعى مورد استفاده مجتهد قرار مى‌گیرد. از این رو علم اصول فقه نسبت به علم فقه، علمى ابزارى است که فقیه به وسیله آن مى‌تواند احکام شرعى فرعى را از منابع آن‌ها یعنى کتاب، سنّت، اجماع و عقل استنباط کند. (منبع)

۱۹ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چه کسی پول می گیرد تا دروغ بگوید؟

 

درس هایی از بهلول

 

(زندگینامۀ بهلول: اینجا)


 

ارسالی مهندس محمد عبدی سنه کوهی

 

 

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ

 

*فیلسوف است*

 


کسی که راست و دروغ برای او یکی است،

 

*چاپلوس است*
 

 

کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید،

 

*دلّال است*
 

 

کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد،

 

*گدا است*
 

 

کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را

تشخیص دهد،

 

*قاضی است*
 

 

کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ

و دروغ را راست جلوه دهد،

 

*وکیل است*
 

 

کسی که جز راست چیزی نمی گوید،

 

*بچه است*
 

 

کسی که به خودش هم دروغ می گوید،

 

*متکبر است*
 

 

کسی که دروغ خودش را باور می کند،

 

*ابله است*
 

 

کسی که سخنان دروغش شیرینست،

 

*شاعر است*
 

 

کسی که علی رغم میل باطنی خود

دروغ می گوید،

 

*همسر است*
 

 

کسی که اصلا دروغ نمی گوید،

 

*مرده است*
 

 

کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد،

 

*بازاری است* 
 

 

کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد،

 

*پُر حرف است*
 

 

کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند،

 

*سیاستمدار است*
 

 

کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند

و به او می خندند،

 

*دیوانه است*
 

بهلول در شهر کوفه دیده به جهان گشود و نام اصلی اش وهَب است
 
 
دامنه: کسی که مثل باد جابجا می شود تا انباشت! و انبار کند، آدمِ چاپلوس است.
 
۱۸ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۱۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۷ ق.ظ دامنه |
لفی خسر را چگونه معنا کنم؟

لفی خسر را چگونه معنا کنم؟

یخ فروش و فخر رازی

 

پست 6638. تهیۀ مهندس محمد عبدی سنه کوهی: ارتباط با خدا. فخر رازی از مفسران قرآن کریم می‌گوید: مانده بودم «لفی خُسر» را چگونه معنا کنم. از بس فکر کردم خسته شدم و با خود گفتم بروم سراغ سوره‌های دیگر تا فرجی شود. نقل میکند روزی گذرم به بازار افتاد و دیدم کسی با التماس فراوان به مردم می‌گوید: مردم رحم کنید به کسی که سرمایه اش در حال آب شدن هست و داره نابود میشه،

 

 

نگاه کردم دیدم او یخ فروش است یک قالب یخ آورده، هوا هم گرم است و یخ هم در حال آب شدن،و او التماس می‌کند از مردم که از من یخ بخرید. من معنای «لفی خسر» را در سوره عصر از این یخ فروش فهمیدم. ما هم لحظه به لحظه یخ زندگیمان در حال آب شدن است اما قدر این نعمتها و فرصت های ناب را نمی دانیم و درک نمی کنیم. مگر زمانی که دیر می شود و جز افسوس کاری از ما ساخته نیست.

 

 

پاسخ دامنه

به نام خدا. سلام مهندس. بسیارظریف بود. نیز بسی لطیف. از آفات فراوان و تو در توی غافلان یکی این است در قرآن پناه ندارد! که به نظرم قرآن مخزن دفعِ آلام و رفعتِ آرمان است. به تعبیر دیگرم، قرآن قرارگاه افزودن تأمُّلات و زدون تألُّمات است.

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۴۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آیت الله شیخ محمد صالح علامه مازندرانی

ساده زیستی علمای اَعلام

پست 6631


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: به نام خدا. یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ. (۱۵ فاطر). سلام آقا ابراهیم در زندگی نامه ی شمارۀ 74 خودت (اینجا) فقر را به میان آوردی که با فقر دست وپنجه نرم می کردیو. بگویم فقر فراگیر است. اکثر انبیاء و امامان و خوبان عالم و خیلی از علماء سرمایه نداشتند چون سرمایه ی پاکِ پاک بدست آوردن بسیار بسیار سخت است.

 

 

یک نمونه می آورم:

 

فقر شدید ملامحمدصالح مازندرانی: مرحوم ملا محمد صالح مازندرانی چندان فقیر و تهیدست بود که از شدت کهنگی لباس خجالت می‏ کشید که در مجلس درس شرکت کند. به این دلیل در بیرون مدرسه می ‏نشست و بدرس استاد گوش می ‏داد و آنچه تحقیق می‏ کرد بر برگ چنار می ‏نوشت. طلاب گمان می‏ کردند که او برای گدائی آمده که چیزی بگیرد.

 

 

آیت الله شیخ محمد صالح علامه مازندرانی


 

تا آنکه در یکی از ایام مساله ‏ای براستاد که ملا محمد تقی مجلسی بود مشکل شد، حل آن رابه روز دیگر حواله کرد روز دیگر هم آن مشکل حل نشد به روز سوم حواله شد در این اثناء، یکی از شاگردان گذرش به مدرسه افتاد دید که ملا صالح عبا را بسر خود پیچیده و برگ درخت چنار زیادی مسوده کرده و در پیش روی ریخته این شخص بر او وارد شد.

 

 


ملا محمد صالح برای اینکه زیر جامه نداشت برای او تواضع نکرد. پس آن شخص دو سه برگ چنار را برداشته دید در آنها حل مساله معضله نوشته شده است. روز سوم به مجلس درس رفته مساله مطرح شد ولی کسی نتوانست حل کند پس آن شاگرد شروع کرد به بیان کردن حل مساله.

 

 


ملا محمد تقی تعجب کرد و با اصرار گفت: این جواب از تو نیست و از کسی دیگر یاد گرفته‏ ای؟ آخر الامر آن طلبه قضیه ملا صالح را نقل کرد. آخوند چون از کیفیت حال ملامحمد صالح آگاه شد و دید در بیرون مدرسه نشسته، فوری لباسی برای او حاضر ساخته و او را به داخل مدرَس خواست و تحقیق این اشکال را شفاهاً از او شنید. پس آخوند برای او مقررّی و ماهانه تعیین کرد. (قصص العلماء،445) منبع: مردان علم در میدان عمل، سید نعمت الله حسینی، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، جلد 1.

 

 


 

این بچه ها همیشه میان پیش من، به من میگن بریم نماز را در مسجد بخوانیم به جماعت. هر وقت خونه هستم میریم. خیلی علاقه دارند به مسجد. چون یکی از رفقایشان اذان میگه؛ اینا هم دوست دارن بیان اذان بگن و مکبّر بشند.

 

 

پاسخ دامنه

به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک. سه نکته در پاسخ می گویم و والسّلام: 1- فقری که من کشیده ام، در برابر علمای بزرگ اسلام اصلاً به حساب نمی آد. آن عالمان ربّانی، تالی تِلوِ معصومین (ع) هستند و بنای شان بر ساده زیستی ست و با مردم محروم همسان بودن. 2- این فقری که در آیۀ 15 سورۀ فاطر آوردی، همانطوری که می دانید با فقر مادی فرق دارد. و افتقار است که افتخار بنده است. مانند آن مناجات مشهور امام علی (ع) 3- از این روزگارت را با نوجوانان طی می کنی و آموزه های اسلامی و اخلاقی را به میان آنان می بری، پیامبرانه ترین کاری ست که قُرب دارد و اقتراب (=به همدیگر نزدیک شدن)

۱۱ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عبد صالح خدا

روح ناظر روح الله

 

کتاب «عبد صالح خدا» عکس از دامنه

 

پست 6622. به قلم دامنه. به نام خدا. دیشب مطالعه می کردم. رسیدم به اینجا. یعنی عبد صالح خدا. چه می خواهم بگویم؟ می خواهم بگویم شیعیان باور مُدرنی دارند. به عبارتی دیگر فرازمان و فرامکان می اندیشند. عصمت را فقط برای معصومین _علیه السّلام_ قائل اند.

 

 

همین تفکر باعث می شود شیعه هیچ کسی را، حتی «حاج آقا روح الله» را (که بعدها امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ شد، و به سلطۀ سرکوبگرانۀ خیانت بار سلطنت شاهنشاهی پایان داد و رژیم سراسر وابسته و ضد اسلامی شاه را واژگون ساخت) مقدّس و معصوم نداند و مکتب فکری_سیاسی ایشان را قابل بررسی و نقد بداند.

 

 

امام خمینی را معصوم نمی دانیم. و مشخص است وقتی شخصیتی معصوم نیست، بشر عادی ست. اما ایشان به گونه ایی رفتار می کردند که همه در او ذوب می بودیم. و به تعبیر زیبا وی را به دلیل «عبد صالح خدا»بودن پیروی می کردیم. رهبری بود که به ایران و ایرانی عزّت بخشید. دست استعمار را از کشور قطع کرد. شاه را سرنگون کرد. شاهی بر برانداخت. و بارها توصیه کرد هیچ کس حق ندارد بر ملت ریاست و دیکتاتوری پیشه کند. و همه را فراخواند تا خدمتگزار این ملت باشند.

 

 

من بر حسب مطالعۀ این کتاب، چهارنکته می آورم تا دامنه خوانان شریف را در آن سهیم کنم. در کتاب عبد صالح خدا، نکته هایی ست که بیم داشتم اگر نگویم حق مطلب را ادا نکرده باشم:

 

 

«خدا را سپاس که مبارزه به وسیلۀ یک رهبر روحانی شروع شد؛ خالص، بدون شائبه، بدون این که حتی یک ساعت از همۀ عمرش، در یک گروهی، در یک جریان سیاسی، در یک باندی، در یک تشکیلاتی، در یک اداره ای گذرانده باشد، یک روحانی حوزه نشین و در معنا، یک آتشفشان خاموش... لحظۀ مناسب فرا رسید و این آتشفشان منفجر شد و همۀ ایران را و سپس جهان اسلام را منفجر کرد... یک انسان والای همیشه طلبه بود، یک مرجع تقلید که خود را از یک طلبه فراتر نمی دانست و نمی گفت.» (ص 54. سخنرانی آقای خامنه ای در 15 اسفند 1358)

 

 

 

کاری که امام خمینی انجام داد، از نوع کار انبیا بود، نه از نوع کار علما. اگرچه علما ورثۀ انبیا هستند، اما غیر از این بزرگوار، عالمی که توانسته باشد شأن وراثت را تحقق ببخشد، نداشته ایم. (همان. 27 اردیبهشت  1372)

 

 

 

ما به حیات روح، به شعور روح، به درک روح از آنچه می گذرد و به مسائل جاری دنیای ماده معتقدیم... ممکن است بعضی از ارواح، بعد از آن که جسمشان از این دنیا زایل و فانی شد، تا مثلاً قیامت، در خواب باشند،... ولیکن، ارواح بیدارِ هوشیارِ مؤمنِ محیطی، مثل روح عرفانی امام بزرگوار، بلاشک از آن روح هایی است که حاضر و ناظر است. هر کاری می کنیم، آن بزرگوار به احتمال قوی و نزدیک به یقین، آن را می فهمند و برای ما دعا می کنند. (همان. ص 173 و 174)

آنچه در آینه جوان بیند

پیر در خشت خام آن بیند

۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غربی سازی ایران به امر رضاخان

از لا به لای تاریخ ایران

قسمت پنجم

به قلم دامنه: به نام خدا. در این قسمت، به یک گوشه از کشف حجاب اجباری و یکسان سازی لباس زوری، در عصر ستمشاهی رضاخان میرپنج برای غربی سازی ایران و از هویت انداختن ایرانیان، توجه می دهم:

 

 

کدخدای دهی در رحمت آباد خوزستان از اهالی محل، به زور و شلاق، پول می گیرد یک دست کُت و شلوار می خرد. و نیز جفتی کفش. تا هر وقت لازم شد رعیت مظلوم محل به اداره ای در شهر دزفول برود، با لباس متحدالشکل رضاخانی! برود. یعنی به اصلاح مدرن و پیشرفته باشد!

 

 

یعنی کشاورز و کاسب بی نوای روستا آن لباس را بپوشد و پس از بازگشت از نزد کارمند اداره، به کدخدای رحمت آباد تحویل دهد تا نوبت به رعیت دیگری برسد.

 

 

چهره کریه رضاخان ستمگر در تبعید ژوهاسبورگ آفریقا

 

 


در روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه، بنیانگذار سلسله منحوس و فاسد پهلوی کمتر از یک ماه پس از اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس، از پادشاهی دیکتاتوری ایران استعفا داد و سلطنت را به پسرش محمدرضا به ارث گذاشت و واگذار کرد. آیا حکومت مگر ارث پدری ست!!؟؟
 

 

 

این بود مدرن سازی رضاخانی. او بارها گفت از الاغ و روستایی بدم می آید. او به رعیت این ستم ها را می کرد و به زنان آن کشف حجاب ها را؛ ولی خود وقتی زمین را به زور از زمینداران و اشراف می ستاند، به نام خود سند می زد و به کام خود می ریخت. به طوری که، این مرد بی سواد و بداخلاق به بزرگترین زمیندار جهان بدل شد.

 

 

 

عاقبتِ این دیکتاتور مُستبدِ بی تبار و بی ریشه، فساد بود و ستم و کشتار و قتل روشنفکران و شهادت روحانیان و بی نوا ساختن ایلات و ظلم قبایل و نیز مُردن زجرآورش در بیرون ایران.

 

رضاخان درنگاه امام خمینی ​در کامنت زیر

۰۶ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۸ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حقیقت و مصلحت

جنتی و سپنتا

 

به قلم دامنه: به نام خدا. این حق آقای آیت الله شیخ احمد جنتی ست که هم در مقام منصوبی عضو شورای نگهبان و هم در پست منصوبی مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت به مسائل کاری و حتی غیرکاری موضع گیری کند. تا اینجا بحثی نیست.

 

 

اما ایشان 9 ماه تمام، با پافشاری بر موضع سرسختانه و به دور از هر نوع مشورت پذیری و تفکرات منحصر به او و آیت الله شیخ محمد یزدی، تلاش نمود یک زرتشتی جوان منتخب مردم مسلمان و مؤمن یزد _به اسم سپنتا نیکنام_ به شورای شهر یزد نرود!

 

 

همۀ اینها را جناب جنتی به اسم حفظ فتوا و فقه امام خمینی و استناد به یک سخن امام خمینی _که شأن نزولش مشخص است_ و نیز نگرانی از نفی سبیل! و جلوگیری از سُلطه اغیار و ممانعت از نفوذ اقلیت های مذهبی به سیستم مدیریتی نظام نمود. که مثلاً نظام آسیب نبیند.

 

 

 

حالا چند روز پیش در 30 تیر 1397، تمام رشته هایش در مجمع مصلحت پنبه شد و این نهاد _که با خردمندی و دوراندیشی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی برای خارج کردن نظام از بن بست ها و راه حل یابی معضلات حکومتی بنا شده_ مثل آن نهادی که زیر چتر و نفوذ و سلطۀ اوست، نیست که نگاه کند جنتی چه رأیی می دهد! واقعاً تشخیص حقیقت و مصلحت باید تا این حد دور از هم باشد!؟

 

 

 

ای خدای قادر و ناظر و شاهد! می دانیم عاقبت این انقلاب اسلامی را ختم به خیر می کنی، عاقبت این قبیل افراد را آنچه خود صلاح می دانی ختم کن، تا این انقلاب مقدّس ایرانیان، از هر نوع تفسیر خودخواهانه، کدخدامنشانه، قشری گونه، زرمندانه، زورصفتانه، تزویرگونه و نیز بلیّه های متنوع و متضادّ و مستَزاد! _mostazād_ مَصون بماند و امامِ ما در امان. و خون شهیدان مان، همواره پیامدار و جاویدان. و پرچم منقّش به الله ی ایرانِ مقتدر و بزرگ و عدالت جوی مان در اهتزار و دُرّ افشان. پایان. قم. دامنه.

۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۰۶ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۲۴ ب.ظ دامنه |
آیت الله طالقانی و نمازجمعه

آیت الله طالقانی و نمازجمعه

زبان ابوذر ، شمشیر مالک اشتر

 

به قلم احمد کریمی: با درود و خداقوت. با توجه به این که فردا 5 مرداد است، خوبست که در وبلاگ دامنه به روز تاریخی 5 مرداد سال 58، سالگرد برگزاری نخستین نماز جمعه رسمی تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی (ره) و به امامت ابوذر زمان، مبارز زندان دیده و شکنجه دیده ساواک در زندان اوین، مرحوم آیت ا... سیدمحمود طالقانی اشاره ای بکنید.

 

 

 

در ماه های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق- که هنوز دچار انحراف جدی نشده بود- از این روحانی بزرگ با القاب "پدر" و "پدر آزادی" یاد می کرد؛ زیرا از دیدگاه آنان، ایشان اهل دموکراسی و آزاداندیشی به شمار می آمد. پس از انحراف این گروهک به منافقین، به کار بردن این القاب برای مرحوم آیت ا... طالقانی قدغن شد.

 

 

شهرام ناظری، خواننده موسیقی سنتی کشورمان، در سال 58 در آلبوم چاووش 4، تصنیفی را با عنوان "ای پدر" در سوگ مرحوم آیت ا... طالقانی خواند که مَطلع شعر آن چنین است:

 

ای پدر سوگ تو ماتم آزادیست

سرنگون زین ماتم، پرچم آزادیست

...

(متن کامل شعر در ادامه مطلب)

 

با توجه به این که نخستین بیت به لقب "پدر آزادی" اشاره دارد، پس از انحراف منافقین، پخش این تصنیف از رادیو و تلویزیون قدغن شد. پس از گذشت 39 سال از آن زمان، فردا، 5 مرداد 97، سی و نهمین سالگرد آن روز تاریخی (5 مرداد 58) نیز جمعه خواهد بود و ما این تقارن را به فال نیک می گیریم: به امید برگزاری نماز جمعه ای شکوهمندتر و به امید ظهور آقا امام زمان(عج). خدا نگهدار.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام دوست خوب و اهل فضل جناب احمد (نعمت) کریمی. سوژه ی درخور تأملی را نشانه رفتی. هم نمازجمعه، هم آن مرد بزرگ مرحوم آیت الله طالقانی، هم ابزاراندیشی سازمان تروریستی منافقین، هم اشاره به تصنیف «ای پدر»، و هم آرزوهای هوشمندانه و آرمانگرایانه.

 

 

به توان شما در دامنه نویسی باور دارم و به دارایی فکری ات نیز امید. بازهم، دامنه را به نوشته هایت و ادبیات زییایت مزیّن کن. خرسندم که از نقطه ای فریبا و دیرین و کهن، دامنه خوانی را آغاز نموده ای. سرفراز بمانید.

ادامه مطلب...
۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |