قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۴۴ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۳ ق.ظ دامنه |
طاغوت از نظر شهید بهشتی

طاغوت از نظر شهید بهشتی

آراء اندیشمندان


طاغوت کسی است که
 
تمام تکبُّر و بزرگ ‌بینی در او جمع شده است
 
طاغوت کسی است که
 
خود را فراتر از قانون می‌داند
 
و به هیچ‌کس پاسخگو نیست.
 
طاغوت کسی است که
 
خود را عقل کُل و دیگران را نادان می‌داند.
 
طاغوت کسی است که با زور و قُلدری
 
به جای مردم تصمیم می‌گیرد
 
و مخالفانش را سرکوب می‌کند.
 
طاغوت هزار چهره است
 
و می‌تواند در هر شکل و لباسی ظاهر شود.
 
طاغوت ممکن است
 
با کراوات و ظاهری بسیار مدرن شود.
 
طاغوت ممکن است
 
 


در لباس نظامی ظاهر شود.
 
طاغوت ممکن است
 
در لباس پادشاهی ظاهر شود.
 
طاغوت ممکن است
 
در همین لباسی که تن بنده است
 
یعنی در لباس روحانیت ظاهر شود.
 
تعجب نکنید!
 
خلاصه باید بگم:
 
طاغوت طاغوته،
 
چه تاج به سر

چه عمامه به سر

 

(سخنرانی شهیدبهشتی، 24اسفند 57،دانشگاه تهران)

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سپاه دانش

سلسله مباحث ایران شناسی


به قلم دامنه. به نام خدا. رژیم های استبدادی معمولاً از آگاهی اجتماعی وحشت دارند، ولی گاه مجبورند به اقتضائاتی ولو به اِکراه تن دهند. شاه (پهلوی دوم) برای حفظ دیکتاتوری و سلطنت موروثی خود، در دهۀ 40 تن به رفرُم دیکته شدۀ آمریکا داد و سپاه دانش را ایجاد کرد. نهادی آموزشی برآمده از انقلاب سفید مشهور به «انقلاب شاه و مردم» با هدف تغییر و تحول در جامعه سنتی ایران. یعنی برنامۀ سوادآموزی روستائیان و ساکنان مناطق دورافتاده کشور.


سپاه دانش _که در سال 1341 به تصویب مجلس رسید و در سال 1342 آغاز شد_  متشّکل از جوانان دیپلم و بالاتر بود _که بعد از سپری کردن یک دوره 4 ماهه در پادگان های آموزشی ارتش و گرفتنِ درجه گروهبانی_ به روستاهای ایران (با 70% بی سواد) می رفتند و به جای خدمت در ارتش و مرزبانی، به شغل معلمی مشغول می شدند. آنان «موظف بودند به افراد بی سواد به ویژه کودکان 7 تا 17 ساله سواد بیاموزند». در منابع آمده است:


«28 دوره از پسران و 18دوره از دختران در این سپاه خدمت کردند که شماره آنها به بیش از 100 هزار تن می‌رسید که بسیاری از آنها پس از پایان دوره خدمت به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدند.» تصاویر زیر _با عکاسی دیمتری کیسل_ سپاهیان دانش در سال 1343 در مناطق روستایی شیراز است:


     

و

     

(منبع)


۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فِنی و چُوکُّولوم

فرهنگ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. در محاورۀ دارابکلایی ها منقار پرندگان «چُوکُّولوم» است و دماغِ و بینی حیوانات، فنی. بگذرم از این، که وقتی دارابکلایی ها مثلاً خشم می کنند، به همدیگر از سرِ عیب و نقص و طعنه و کنایه و لُغز می گویند: بلا وِن فنی ره بخاره، چُوکُّولومه.



اما من در این پست می خواهم این عبارتِ «وَن دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَنیّه» را کمی شرح کنم؛ به همان سبک همیشگی ام که در سلسله مباحث فرهنگ لغت دارابکلا می نگارم. پس به تعمُّد از فِنی و چُوکُّولوم می گذرم و به دِماغ دِله فهم دَنیّه می چسبم:



جای دور نروم، اول از همه بگویم که مرحوم مادرم وقتی از زبان هر کسی ادبیاتی نامناسب و زشت می دید و می شنید، از سرِ نصحیت و برائت از آن واژگان زمُخت و بد، می گفت: اینجه ره، وَن دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَنیّه.



حالا با چند مثال این عبارت را جامی اندازم بهتر است بگویم بر یادها می آورم:


1- هر گاه در خانه ای دعوا موَا راست شود، این به اون می گه: خاش دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَکون.


2- وقتی شوهره، بد و بیراه می گه. زنه می گیه: کِه خانِه خاشِه اون دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَکانی.


3- هنگامی که میانِ زن و شی، هنگامه ای بپا شد و همسایه در سره غوغایی برخاست، اون به اون می گه: از اوَّل هِم دَکّال تِه دِماغ دِله اِتّ پِمبلیک فهم دَنی بیه.


در ضمن بر یادها آورم که: دَکّال یعنی هیج اصلاً ابداً. پِمبلیک یعنی خیل خیل خیلی کم. و دِماغ هم در این عبارت تمسُّخری یعنی مغز و مُخ و عقل. نه بینی و فنی و  چُوکُّولوم. تا لغت بعد من بگذرُم. «فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اِروای تِه هَچّه بَمِرده

دامنۀ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. اِروای تِه هَچّه بَمِرده. به عبارتی شُسته رُفته تر این اصطلاح در گویش دارابکلایی ها یعنی به اَرواح هر چه مُردگان تو. این زمانی اوج می گیره که میان دو یا سه نفر در کنار هم این حالات پدید آید:


موقعی که یکی بگه: اِتّا خبر دارمه اعی بعداً گوومّبه. طرف و طرف های این فرد مثل فردِ فلفل خورده به ولوِله و هیجان می آیند و به اِصرار مثل عین چسب فوری می چسبند و می گن:  اِروای تِه هَچّه بَمِرده باعی (=بگو). جان مادرت باعی. زود باهی. مِه دل حُوسوس هِکته جان من باعی. تِه جّد قسم باهی.


زمانی یکی از یکی چیزی بخواد مثلاً بیلی، زنبیلی، موتوری، بینجی و پیچ ومِهره ای. طرف تا بگه ندارم، این سمج می شه می گه:  اِروای تِه هَچّه بَمِرده هادِه. زود پس دِمبه.


و یا وقتی یکی بی خیال باشه و هیچی نجُنبه به او از سر لَج یا خوبی می گن اِروای تِه هَچّه بَمِرده، یِ کّمه تکون بَخور. تِره بخُّدا قسم اتّا کمه انصاف دار. «فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

قونجولوک


لغت دارابکلا
 

به قلم دامنه. به نام خدا . قونجولوک. وضعیتی ست در آدم که در آن سرش را خم، پُشتش را غوز و حالتش را پَکر می کند. بنابراین هر گاه فردی در گوشه ای چنین حالی بایستد و پروخ بزند، دارابکلایی ها به چنین فردی می گویند ها چیه! چرا قونجولوک زدی؟ عزا گرفتی!

 

انسان موجودی ست آکنده از انواع احساسات، نگرانی ها، خیالات و دارای جسمی آسیب پذیر و روانی تحریک پذیرتر. نمی توان گفت قونجولوک، افسردگی ست. اغلب نوعی رفتار و عادت است برای افراد، چه در برابر سرما، چه در موقع انتظار، چه در حین خبرِ بد شنیدن، چه زمانی که تنهاست، چه موقعی که می خواهد آفتاب بگیرد و چه آن هنگامی که می خواهد به کسی رو بزند پولی قرض بگیرد، معمولاً قونجولوک می زند و دو کف دستش را به هم می مالد و از دهنش اصواتی، یا هَعی، یا کفی، یا بخاری، یا خنده ای، یا غمی و یا چشمانِ تارکرده ای نشان می دهد.

 

قونجولوک، معمولاً در حالت ایستاده بیشتر رخ می دهد تا نشسته. گاهی هم ناخواسته خود را به وضع قونجولوک در می آورد. حالتی که غمگین بودن فرد را نشان می دهد. راستی معادل فارسی قونجولوک چیست؟ «فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رفتار مدرن یعنی چه؟

جهان و ایران


متن نقلی از دکتر محمود سریع القلم: «...تابحال دیده اید: سرنشینان یک اتوموبیل گران قیمت یک میلیارد تومانی، چگونه پوست میوه، دستمال کاغذی و خاکستر سیگار به بیرون پرتاب می‌کنند؟ تابحال دیده اید چهار نفر آهسته با هم در عرض یک  پیاده رو قدم می زنند و گپ می‌زنند و مانع عبور دیگر شهروندان می‌شوند؟ تابحال دیده اید پیاده روهای نزدیک به رستوران‌های فست‌فود ساعت دوازده شب چگونه مملو از آشغال است؟ آیا تابحال دیده اید راننده‌ای نه دوبله بلکه در ردیف سوم پارک کرده و رفته است و ترافیک خیابان را مختل نموده است؟




صدها رفتار مانند اینها ضدّ مدرن بودن است. فکر کردن، استدلال آوردن، مؤدب بودن، احترام گذاشتن، نظیف بودن، رعایت حقوق دیگران را کردن، قانون را رعایت کردن، منظم بودن، صد متر دورتر رفتن ولی درست پارک کردن، وظیفه شناس بودن، مالیات دادن، درآمد بدون زحمت را قبول نکردن، دقیق بودن، حرف بیهوده نزدن، تخریب نکردن، غیبت نکردن، قانع بودن، دروغ نگفتن، انتهای صف ایستادن، تهمت نزدن، وجدان کاری داشتن و صدها اندیشه و رفتار دیگر از مشتقات مدرن بودن است.



درست می‌فرمایید اگر همه این گونه رفتار کنند کشور بهشت می‌شود؛ حتی اگر هفتاد درصد این گونه عمل کنند ایده آل است. ملت‌ها و سرنوشت آن‌ها با خصلت‌های اکثریت تعیین می‌شود. اگر اقلیتی درست رفتار کند فایده‌ای ندارد. ژاپن، ژاپن شده است چون ۹۵ درصد مدرن رفتار می‌کنند...» (منبع)


نکتۀ دامنه


به نام خدا. واژۀ «یادهست» بر روی عکس، به جای «یادبود» است. یعنی تا هستیم برای هم «یادهست» بگیرم نه «یادبود» که وقتی مُردیم به یاد هم می افتیم. خواستم بگویم این روحیه و رفتار هم، روحیه ای پیشرفته و دینی ست که حالا نامش را برخی می گذارند مدرن و مدرنیته.

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سه نکته به سپاه

پاسخ های دامنه


پاسخ قلم قم به سردار رمضان شریف. «سردار رمضان شریف سخنگو و مسئول روابط عمومی کل سپاه در سومین همایش و کارگروه تخصصی روابط عمومی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) گفت:



امروز شاهدیم که  رسانه های معاند و متاسفانه برخی در داخل کشور، فعالیتهای سپاه در عرصه ی سازندگی را  اقتصادی و با نگاه منفعت طلبانه  معرفی می کنند، در حالی که حضور و نقش آفرینی سپاه در این عرصه تنها با هدف خدمت به مردم و سازندگی و آبادانی ایران اسلامی صورت گرفته وسپاه هیچ گونه نگاه کاسب کارانه ای را در این عرصه دنبال نمی کند.» (منبع)



نکتۀ قلم قم


به نام خدا. ضمن سلام به سردارِ سخنگو. به عنوان یک شهروند عادی ایرانی باید سه نکته را در بارۀ این استدلال سردار رمضان شریف شفاف سازی کنم: اولاً سپاه نهادی بوده برخاسته از مستضعفان علیۀ مستکبران. ثانیاً خصلت ذاتی اقتصاد، سود و منفعت بیشتر در مصاف با رقیبان اقتصادی ست. این کازاری طبیعی ست. به همین دلیل مناقصه و مزایده در اقتصاد، محور است و نفع و زیان در آن اساسِ کار. ثالثاً چه بخواهیم و چه نخواهیم هر شرکت و یا نهادی به اقتصاد ورود کرد باید طعم تلخ نقد را بچشد و لذت شیرین سود را لمس کند. پس آنچه شما از آن «هیچ گونه نگاه کاسب کارانه» و ردّ «نگاه منفعت طلبانه» یاد کرده اید، نمی تواند به لحاظ اقتصادی مسموع باشد؛ ذاتِ کسب و کار سود است، نه زیان. من ضمن ردّ افکار معاند و دشمنان عَنود نظام و ایران، شفّافانه و دلسوزانه بگویم اقتصاد برای نهاد انقلابی سپاه که امید و امنیت مردم و حکومت است، سمّ مُهلک است. با فرستادن یک تیم تحقیق ناشناس، باانصاف و آزاداندیش به میان مردم و مؤمنین، کاشف به عمل آوردید که برداشت و حرف دل مردم از ورود سپاه به اقتصاد _که از آثار سوء و زیانبار دورۀ نابسامان و جنجالی دولت محمود احمدی نژاد است_ چیست؟ من به نظرم، نظر مردم نسبت به سپاه در این فاز اقتصاد، از سرِ دلسوزی و غمخواری، منفی ست.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامۀ سیستانی به صافی

مرجعیت


نامه نگاری های دو مرجع شیعه مقیم نجف و قم. پاسخ آیت الله العظمی سید علی سیستانی به پیام تبریک آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی به مناسبت آزادسازی شهر موصل عراق که توسط حجت الاسلام والمسلمین شهرستانی، تقدیم این مرجع تقلید شد. (منبع)




دستخط آیت الله العظمی سیستانی مرجع بزرگ شیعیان جهان



۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاه شجاع

ایران شناسی


به قلم دامنه. به نام خدا. قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع. دیشب این غزل حافظ را خواندم و به خود گفتم به اشتراکش بگذارم تا خوانندگان شریف قلم قم هم آن را مرور کنند. جلال الدین شاه شجاع مظفر با همۀ نقص و عیب ها، و خوی و خصلت ها که زندگی و شاهی گری و جنگ و صلح هایش خواندن دارد، کسی بود که با تاخت و تازها علیۀ ایران مقابلۀ سخت و جانانه کرد؛ گرچه خود به استبداد روی آورد.



حافظ (روحانی آگاه و زیرک و به قول معروف روشنفکر) که هم عصر شاه شجاع بود، این غزل را این گونه پُرکنایه سرود تا جامعۀ ریاکار دورۀ شاه شجاع را نقد رندانه نموده باشد.




می دانیم که دین با ریاکاری به ظاهرگرایی و قشری گری کشانده می شود که عیب عمده و عدیده ایی ست. این غزل را شاید بارها خوانده باشید اما بار معنایی و اشاراتی آن، آنچنان بالاست که تکرارش به قول عارفان تکرار نیست، بلکه سیری تازه است و قلم قم در ارائه اش این گونه کوشیده است. البته تفسیر عرفانی زیر را با برداشت آزادم، خلاصه کرده ام. (منبع تفسیر)









تفسیر عرفانی


1. به شکوه و عظمت شاه شجاع قسم می خورم که به خاطر دنیا و حمایت های مالی شاه، با کسی جنگ و نزاع ندارم.

2. مِی مغانه بیاور که همدل آمد، ای توبۀ من، خداحافظ؛ زیرا هم پیاله ام آمد. من دوباره به شراب نوشی می پردازم.

3. به خاطر خدا خِرقۀ آلوده به ریای مرا با شراب بشویید تا پاک شود که من از این زمانۀ آشفته و پر از ریا و تزویر بوی خیر نمی شنوم. زمانه، زمانۀ ریاکاری و تظاهر به دینداری شد.

4. زمانه تغییر کرده است. ببین کسی که به دیگران اجازۀ رقص و سماع نمی داد، اکنون خود با نوای خوش چنگ، رقص کنان و دست افشان به خانه می رود.

5. به شکرانۀ این نعمت که من بنده ای فرمانبردارم و تو فرمانروا، به عاشقان درگاهت از روی محبت عنایتی کن.

6. ما تشنۀ نوشیدن جرعه ای از جام لطف توییم؛ ولی گستاخی نمی کنیم و سبب دردسر تو نیز نمی شویم.

7. از خدا تمنا می کنم که همواره از نزدیکان بارگاه شاه شجاع باشم.

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کویریات

لیف روح


به قلم دامنه. به نام خدا. آیت‌الله‌ العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی مرجع تقلید شیعیان می فرمودند: «اَنا کُل یوم رجُل. من هر روز مرد دیگری هستم.»

(منبع: جلوه های ماندگار، اثر آیت الله العظمی منتظری، ص 104)

خبر درگذشت آیت‌الله‌ العظمی بروجردی


منظور از سخن بالا این است انسان نباید دُگم اندیش، متحجّر و ایستا باشد. باید مقتضیات زمان و مکان را در فهم و نگرش خود دخالت دهد تا دچار جهل، جمود و خمودگی نگردد.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۳ ق.ظ دامنه |
اطلاعیۀ قلم قم

اطلاعیۀ قلم قم

اطلاعیهٔ قلم قم دامنه دوم

 

 به قلم دامنه. به نام خدا. ابتداء به خوانندگان شریف اطلاع دهم تغییر و تحولات شکلی و ظاهری و در واقع بهم ریختگی هایی که امروز در وبلاگ دامنه دارابکلا _در نسخۀ نمایش موبایل و تبلت و شاید هم در کامپیوترهای تان_ شاهدش بوده یا خواهیدبود، از من نیست، از خودِ دست اندرکاران سایت پرشین بلاگ است. آنان به قول خود در حال بازسازی زیرساخت ها و ارتقای شکلی و فنی سایت هستند و به همین علت همهٔ شکل و شمایل وبلاگ های این سایت، از جمله دامنه دارابکلا، بهم ریخته است. من البته از دیروز اول مرداد 1396 پیش دستی کردم، زود جُنبیده ام از آنجا به اینجا «قلم قم» کوچیده ام.


 

بنابراین، خوانندگان شریف که همواره دامنه دارابکلا را پی می گرفتند و مطالب و پست های آن را می خوانده و می دیدند حال که قلم قم راه افتاده، برای سهولت دسترسی شان به این وبلاگ، آدرس آن را ذخیره کنند تا دیگر نیاز نباشد به لینک آن در دامنه دارابکلا رجوع نمایند. ممنونم.

 

همین جا بر خود لازم می دانم حلول اول ماه ذیقعده، خجستۀ میلاد کریمۀ اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را به همۀ دلدادگان عترت آل محمد (ص) تبریک بگویم. فردا 3 مرداد 1396 میلاد آن حضرت است و پیشاپیش مبارک.

 

 

آن دُخت گرانقدر امام موسی بن جعفر (ع) و خواهر عظیم الشّأن امام رضا (ع) در اولین روز ماه ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوّره متولد شدند و پس از 28 سال زندگی سراسر عصمت و طهوری و روشنگری، در راه رسیدن به مشهد و اوج شیدایی به حضرت رضا (ع) در شهر قم وفات نمودند. میلادش پربرکت است و وجودش در ایران گرامی.

 

 

این دو عکس زیر را چند شب پیش (شب شهادت امام صادق (ع) 28 تیر 1396) در حرمش از دو زاویۀ غربی و شرقی انداختم. گرچه کیفیت عکس چندان مطلوب نیست اما بروز است و حاصل زیارتم در آن حرم، که آن شب نائب الزّیارۀ خوانندگان شریف هم بودم. پایان. (11)

 

مسجداعظم قم. شهادت امام صادق. 28 تیر 1396.

سردرِ ورودی مدرسۀ فیضیۀ از داخل حرمعکاس: دامنه

===
افزوده به این پست در اسفند 1396

 

 

پست شش هزار یکصد و نوزده

به قلم دامنه. به نام خدا. این پستِ 6119 در دامنه است. 5448 پست در دامنه اول یعنی دامنه دارابکلا از 26 مهر 1392 تا 30 تیر 1396. و 671 پست در قلم قم دامنه دوم. پست هایی با موضوعات مختلف و با نویسندگان شریف و فرهیختۀ دامنه.

 

 

گرچه همچنان شائق بودم دامنه اول را در پرشین بلاگ ادامه بدهم اما به دلیل مشکلات فنی و برهم ریختن سایت پرشین بلاگ _که در اینجا و اینجا توضیح داده بودم_ بی هیچ وقفه ای، در تیر 1396 دامنه دوم یعنی قلم قم دامنه دوم را راه اندازی کردم و همچنان بروز و فعال پیش می رود.

 

 

ابتدا دغدغۀ این را داشتم که با برهم ریختن پرشین بلاگ، از مخاطبین دامنه دوم کاسته شود که با کمال خوشحالی در همان آغازین روزهای راه اندازی، با 777 بازدید و 41 نفر آنلاین همزمان روبرو شدم، که این آمار بازدید و نیز تعداد آنلاین در ماه های بعد بیشتر شد (گاه 56 نفر آنلاین) و همچنان به شکرانۀ خدا رو به افزایش شد و امروزه این حُسن توجه مخاطبان شریف دامنه، بسیار راضی کننده شد و در عین حال برای من مسؤلیت زا گردید.

 

 

تصاویر مستند را جهت اطلاع دامنه خوانانش شریف در زیر منعکس کرده ام تا رسانده باشم با آن که در دامنه دارابکلا گاه بالای 2677 بازدید ثبت می شد، این دغدغه من در دامنه دوم برطرف شد و اوضاع بسیار عالی تر از همیشه است.

 

 

عکس آخر لوگو و قالب اصلی دامنه دوم بود که هم اینک با بهم ریختن سایت _که مدیران آن همچنان مشغول تغییر ساختار سایت هستند_ قالب پیش فرض سایت را (عکس یکی به آخر) به اجبار برای دامنه دارابکلا (طوفان فکری) برگزیدند، و هر چند روز تغییرات آن بر روی دامنه مشاهده می شود که از تصرف من خارج است.

 

 

این نکته را بیفزایم از 5448 پست در دامنه اول، فقط 855 پست از آسیب مشکلات فنی سایت مصون ماند. اما من پیش از آن که پست های دامنه از بین برود تمامی پست های دامنه را مخفیانه در یک وبلاگ دیگرم به نام ((قلمرو دارابکلا=بایگانی دامنه)) بایگانی می کردم که خوشبختانه با آن که وبلاگ داران پرشین بلاگ بخش وسیعی از پست ها و عکس ها و حتی وبلاگ های خود را به علت آن مشکل ساختاری سایت، بکلی از دست دادند، من حتی یک پاراگراف از متن ها و پست های دامنه اول را از دست ندادم و همه محفوظ و بایگانی ست. چون دامنه اول بخشی مهم از خاطرات من است و نیز شاید بخشی از خاطرات دامنه خوانان شریف نیز باشد.

 

آمار 777 بازدید در آغازین روزهای راه اندازی تیر1396

قلم قم QQom دامنه دوّم

 

آمار 41 نفر آنلاین در قلم قم دامنه دوّم

 

 

دامنه اول=دامنه دارابکلا

 

 

(شکل و شمایل دامنه اول=دامنه دارابکلا)

بایگانی کامل دامنه در ادامه

 

  

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کوزۀ ترَک خورده

داستان کوتاه


در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست... چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترَک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.


اَهرم بارکش چوبی قدیمی


مرد، دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طور کامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترَک خورده شرمنده بود که فقط می تواند نصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترَک ها حاصل سال ها کار است.


کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند: «از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای... فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای.»


مرد خندید و گفت: «وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن.» موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده... سمت خودش... گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: «می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترَک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم.


این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترَک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟ (منبع)

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چَخ دَسّی

فرهنگ لغت دارابکلا

به قلم دامنه. به نام خدا. چَخ دَسّی. چَخ دَسّی (=چرخ دستی) هم لغت است، هم خاطره و هم عصای دست جوان های آن روزگار پرحادثه. برای ما در آن دورۀ قشنگ بچّگی ها، این چَخ دَسّی ها از مِرسدِس بنز آلمان هم گران تر! و دوست داشتنی تر بود.


چَخ دَسّی. عکاس: جناب رنگین کمان


چند لاشه تخته بود، دو راسته چوب، چند میخ، یک تکّه ریسمان و نیز سه بلبرینگ (=Ball bearing) کارکردۀ مُستعمل. یعنی چرخنده ای که ما را دورتادور روستا و نِسوم (جنگل) می چرخاند؛ بلبرینگ ها را از کَتل کَش دارها، کامیون دارها، از اینوَر و آنوَرها، از این و از آن ها به رایگان و مُفت می گرفتیم. چه می کردند جوان های روستای دارابکلا با این چَخ دَسّی ها؟


این کارها را:


در هر لیزتپه سر، سُرسُره بازی می کردند. هیمه (=هیزم) می آوردند. توتون و گندم و آفتابگردون بارش می کردند. علف و خال (=شاخه های نَرمه درختان) برای بُزی و گو و گوسفند می آوردند. برخی هم دُکّان و فرمون و مأموریت! با آن می رفتند که قند و روغن و خربزه و پنبه تیم و آدامس خروس نشان بارش کنند به خونه ها بیاورند و چهارشاهی از پدرمادر بگیرند. برخی ها هم با آن سوارکاری می دادند و انواع بازی. حتی برخی ها وقتی می خواستند جول غورزم و قارت خیل و مصیّب رَف بِن، اوولی (=شنا و آب تنی) برن، با همین چخ دسّی می رفتند.



اساساً برترین ابزار بچه های آن دوره ها بود. اگر بگم نوموزه بازی! هم با چَخ دَسّی می رفتند، زیاد بلوف! نزده ام. هر کسی سعی می نمود بهتر از دیگری چَخ دَسّی بسازد و مانور تفاخُر بدهد.



بگذرم که این وسیله، از وسائط نقلیه ی اصلی محل و محلّه و کوچه پس کوچه های روستای ما و اوسا و مُرسم و شاید هم جامخانه و اَسرم و پیله کو و کیاپی و لالیم و انجیرنسُوم بود. پایان. فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۹ ق.ظ دامنه |
عبدی و پاسخ دامنه

عبدی و پاسخ دامنه

به قلم مهندس محمد عبدی


سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دامنه خوانان بزرگوار. پستهای مطالب اخیر دامنه را مثل همیشه با دقت از نظر گذراندیم و گاهی لختی تامل و گاه در تفکری عمیق تحت تاثیر نکات آن قرار گرفته ایم و ازین نظر از زحمات خالصانه شما بی نهایت سپاس و عرض خسته نباشید و دست مریزاد داریم.



اما آنچه بیشتر از همه این حقیر را تحت تاثیر و تحسین مخصوص واداشت پست مطلب نظر جناب ناخدایکم دریادار آقا رحیم آفاقی دوست دیرین و یار دبستانی دوران تحصیل دبیرستان ما بود. از تعریف پستهای شجره ای شما و مطالبی زیبا در تایید و همراهی مطالب شما در مورد آقا موسی آفاقی نوشت که شخصا ازین دیدگاه باز و تاییدکننده ایشان بسیار غبطه خوردم و ای کاش در برابر شجره نویسی محل ما نیز کسانی بودند که این چنین ما را مورد تفقُّد و ملاطفت قرار می دادند تا ما کار را نیمه رها نکنیم! و به سرانجام نهایی می رساندیم و ...



می‌گویم کبلاقا قدر چنین افرادی را بدان و خدای را ازین نظر شکر نما که هستند آدمهای مُنصف و با شخصیتی که از دانستن اصالت و شجره اصیل خویش افتخار می کنند و در این دوران پر ادعا بی ادعا روزگار می گذرانند. موفق باشید و باشیم.»


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به رفیق متفکّرم جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی. ابتداء از تأخیری که در بارگذاری متن تو جناب مهندس شد پوزش می طلبم. از تشویق هایت در همۀ فواصل سال و تداول ایّام و نیز تداوم آرمان، ممنونم. همیشه مُعینِ من بودی و مرا مشوّقی دلسوز. به آن رفیق شریف افتخار می کنم که در کنار اوج کار و مشاوره دادن به مردم، دست از نوشتن نمی شُویی و این یعنی آرمانگرا بودنت. در مورد آن پُست شیخ موسی آفاقی دائی ما در دامنۀ دارابکلا، و نکات اشاراتی ات در بارۀ جناب عبدالرّحیم آفاقی، بی نهایت سپاس. درک می کنم نکته ای که در این نوشته ات گفتی. مهم آن است انسان به وظیفه اش عمل کند تا نزد خدای رحمان خجِل نباشد. خدا به همرات مهندس.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کژدُم

داستان کوتاه


شخصی ژاپنی داشت دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد... ناگاه کژدُمی دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است. دلش سوخت. کنجکاو شد که چه بلایی بر سرش آمده است. میخ و موقعیت کژدُم را بررسی کرد. تعجب کرد که میخ 4 سال قبل هنگام ساختن خانه اش به دُمش کوبیده شد اما کژدُم تا کنون در این حصر زنده مانده است.


رویارویی و ستیزه دوحشره بر یک ساقه. (منبع)


حیرت کرد و به کژدُم زوم کرد و متمرکز شد تا سردربیاورد چه شد؟ همینطور حیران نگاه می کرد، ناگهان کژدُم دیگری را دید که با غذایی در دهانش می آید...   شدیداً منقلب شد... پیش خود گفت چهار سال مراقبت این گونه شیدانه از همسرش؟؟ این دیگر چه شوق و وفاداریی هست!؟


سپس فریاد زد: لعنت بر خیانت. زنده باد وفای کژدُم و انسانیت و شرف. (برداشت آزاد و خلاصه نویسی قلم قم از یک داستان در عصر ایران)
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

وزن دعای پاک و خالص

داستان کوتاه


«زنی با لباسهای کهنه و مُندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند کار کند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند صاحب مغازه با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند زن نیازمند در حالی که اصرار می‌کرد گفت: آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می‌آورم. مغازه دار گفت نسیه نمی‌دهد.


مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می‌شنید به مغازه دار گفت: ببین این خانم چه می‌خواهد؟ خرید این خانم با من. خواربار فروش گفت: لازم نیست خودم می‌دهم لیست خریدت کو؟ زن گفت: اینجاست.



عکس از پارسینه

مغازه دار با طعنه گفت : لیست ‌ات را بگذار روی ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستی ببر! زن با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ی ترازو پایین رفت. خواربارفروش باورش نمی‌شد. مشتری از سر رضایت خندید.


مغازه‌دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی دیگر ترازو کرد کفه ی ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه‌ها برابر شدند. در این وقت، خواربار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است. کاغذ لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود «ای خدای عزیزم تو از نیاز من باخبری خودت آن را برآورده کن.»


مغازه ‌دار با بُهت جنس ها را به زن داد و همانجا ساکت و متحیّر خشکش زد. زن خداحافظی کرد و رفت. مشتری یک اسکناس با ارزش به مغازه ‌دار داد و گفت: فقط خداست که می‌‌داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است.» (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۵:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مش مُراد و شیر

داستان کوتاه

داستان کوتاه
: یکی ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺩِﻩ ﺑﻪ اسم مش مُراد به ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺷﺐ ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ، ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ، ﻣﺮﺩ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.




ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺩﻩ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، ﻣﺶ مراد ﯾﮏ ﺷﯿﺮ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ! ﻣﺶ مراد با ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ.


ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺳﮓ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻣﺶ ﺗﯿﻤﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ، ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ. (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

صبر جمیل یعنی چه؟

قرآن در صحنه


صبر جمیل در آیه پنج سوره معارج: «فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلا» به چه معنا است؟


پاسخ اجمالی: صبر جمیل به معناى «شکیبایى زیبا» است، و آن صبر و استقامتى است که برای خدا صورت گیرد و تداوم داشته باشد؛ یأس و ناامیدى به آن راه نیابد؛ و توأم با بی‌تابى، شکوه و آه و ناله نگردد. صبر جمیل؛ شکیبایى در برابر حوادث سخت و آزمایش‌های سنگینی است که نشانه شخصیت و وسعت روح آدمى است.



صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران الهی است که در بهره‌مندی آنان از ولایت و رسالت تأثیرگذار بوده است. صبر جمیل؛ صبرى است که پیامبران الهی در برابر اذیت و آزار مخالفان و مشرکان می‌دیدند؛ مشرکان و مخالفان آنان را ساحر و دروغ‌گو می‌خواندند؛ بشارت‌های آنان را تکذیب می‌کردند، اما آنان لب به شکوه باز نمی‌کردند.




مؤمنان کسانى هستند که در برابر حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمى‌‏گردد، و سخنى که نشان دهنده ناسپاسى و کفران و بى‏‌تابى باشد بر زبانشان جارى نمى شود؛ صبر آنها، صبر زیبا و جمیل است.



همان‌گونه که بیان شد؛ صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران و اولیای الهی است، اما برخی از آنان نمونه بارز شکیبایی‌اند؛ نظیر صبر حضرت ایوب (ع) در برابر رنج‌های فراوان، بیماری‌های بسیار شدید که موجب شد تا خانواده و بستگان نزدیکش از او فاصله بگیرند، به گونه‌ای که تنها ماند، نه یارای حرکت داشت و نه کسی بود تا او را کمک کند، اما هرگز لب به ناله و شکوه نگشود و جز به خدای متعال به کسی متوسل نشد.[۱] شکیبایی حضرت ایوب در برابر حوادث و ناملایمات به اندازه‌ای زیبا و برجسته است که در فرهنگ دینی ما «صبر ایوب» عنوان نمادینی شده که زبان‌زد خاص و عام است.



صبر یعقوب در فراق یوسف(ع)،[۲] صبر پیامبر اسلام(ص) در برابر استهزاء و تکذیب و آزار مخالفان،[۳] بویژه تحمل شرایط سخت محاصره در شعب ابی‌طالب، صبر امام علی(ع) به مدت ۲۵ سال برای صیانت از کیان اسلام،[۴] صبر امام حسین(ع) در روز عاشورا[۵] و صبر زینب کبری(س) در برابر حوادث روز عاشورا، کوفه و شام.[۶] این نوع صبرها از مصادیق روشن صبر جمیل در تعالیم و آموزه‌های دینی ما است.



نکته‌ای که در این موضوع قابل دقت است، این است که اگر کسی سؤال کند در قرآن کریم در داستان حضرت یعقوب(ع) آمده است که وی در فراق یوسف آن‌قدر گریه کرد که چشمانش را از دست داد، آیا این بی‌تابی با صبر جمیل در تقابل نیست؟![۷] پاسخ آن است که قلب انسان کانون عواطف است، جاى تعجب نیست که در فراق فرزند، اشک انسان جارى شود، این یک امر عاطفى است، آنچه در این مورد مهم است؛ آن است که انسان کنترل خویشتن را از دست ندهد و سخنی بر خلاف رضاى خدا نگوید و یا کاری بر خلاف خواست الهی مرتکب نشود.



از روایات استفاده مى ‏شود همین اشکال را هنگامى که پیامبر اکرم(ص) در مرگ فرزندش ابراهیم اشک مى‌‏ریخت به آن‌حضرت گرفتند که شما ما را از بی­ صبری نهى می‌کنید، اما خودتان اشک مى‌‏ریزید؟! پیامبر در جواب فرمود: چشم مى‌‏گرید و قلب اندوهناک مى‌‏شود، ولى چیزى که خدا را به خشم آورد نمى‌‏گویم.[۸]

منابع بحث در ادامه

ادامه مطلب...
۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۸ ق.ظ دامنه |
خودکامگی

خودکامگی

علی مطهری:

 

«محدودیت‌های جدید برای جناب آقای سیدمحمد خاتمی که گفته می‌شود از سوی دادگاه ویژه روحانیت به ایشان اعلام شده و این خبر توسط نزدیکان وی تایید شده است، گذشته از غیر قانونی بودن آن که یک دادگاه بدون حضور متهم و شنیدن دفاعیات او و احیانا وکیلش و استفاده او از حق اعتراض و تجدید نظر چگونه چنین حکمی را صادر کرده است، انسان را به فکر وا می دارد...

 

در حالی که افکار عمومی جامعه پی در پی علامت می‌دهد که مخالف ادامه حصر خانگی است، آن‌ها یک حصر دیگر اضافه می‌کنند و شخصیتی را بدون مستند قانونی از حقوق اجتماعی و شهروندی‌اش محروم می‌نمایند...

 


میرحسین و خاتمی

 

برخی شوراها و نهادهایی مثل دادگاه ویژه روحانیت، قانون اساسی و مجلس را دور می زنند و کشور را به سوی خودکامگی سوق می‌دهند، همان چیزی که برای نابودی آن انقلاب کردیم.  علاوه بر این آیا این‌ها فکر نمی‌کنند که با این محدودیت‌ها بر محبوبیت آن سید می‌افزایند؟ اگر ایشان و دو نفری که در حصر خانگی به سر می‌برند خطایی کرده‌اند باید روال قانونی خود را طی کند و تکلیف آن همراه خطاهایی که بخشی از نظام در آن وقایع مرتکب شد در دادگاه علنی صالح روشن شود.

 

 

اگر این ها در طولانی کردن اعتراضات و در نتیجه بهره برداری دشمن خطا کرده‌اند، در مقابل مثلا برخی اعضای شورای نگهبان و  رئیس‌جمهور سابق خطاهای فاحش مرتکب شدند.

 

 

این نمی‌شود که مردم را برده خود بدانیم و برای آن‌ها دستور حصر و محدودیت صادر کنیم. مجلس در این جا وظیفه سنگینی دارد و باید از حقوق ملت دفاع کند و اساسا فلسفه وجود  مجلس جلوگیری از خودکامگی‌ها و دفاع از حقوق ملت است. (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آزاده محمدحسین طالب رجب

دارابکلایی ها


به قلم دامنه. به نام خدا. می دانم او را که بر دوش قنبر و حجّت رمضانی نوه های حاج اکبر رمضانی ست، می شناسید. آری، او آزادۀ دفاع مقدس است، مرحوم محمدحسین آهنگر طالب رجب. نوجوان بود به جبهه رفته بود. اسیر شده بود. نیز شیمیایی.


پس از آزادی از اسارت در سال 1368، مدتی میان مان بود. اما تلخی های رنج آور مجروحیت شیمیایی و میکروبی امانش برید و از میان مان به دیار بقا بُرد. روحش همیشه شادمان. یادش همیشه برقرار.




نکته آن که غرب و شرق خصوصاً روس و آمریکا، صدام را به همه گونه سلاح های کُشنده تجهیز و حتی هدیه می کردند، که ایران از نقشۀ منطقه محو و ضمیمۀ عراق و در تیول شیوخ عرب شود، اما محمدحسین هایی برخاستند و نگذاشتند.


حالا این ایران و این امانتِ حراست شده از چنگِ جنگ 8سالۀ امپریالسیم علیۀ انقلاب اسلامی ایران در دست مسئولان. آیا آن را می سازند یا می سوزاند! آیا وحدت و آزادی را پاس می دارند یا بر انحصار و افراط می دمند!


ان شاء الله پیام خون شهیدان و زجرهایی که اسیران در اسارتگاه های خشم کشیده اند را و نیز صبر و نجابت ملت شریف ایران _این ولی نعمتان_ را از یادها نبرند که خدای ناکرده گرفتار خشم خدا شوند.


ممنونم از رنگین کمان که عکس محمدحسین با لبانی شادمان را فرستاد. بر پدرش حاج رجب و مادر مهربانش حاجیه لیلا طالبی _دائی زادۀ مرحوم پدرم_ و نیز به همۀ بازماندگانش و رفقایش سلامی وافر می فرستم.

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مباحثۀ دو عالم

جهان اسلام


متن نقلی: «در پی سخنان جدید سخنگوی دانشگاه الازهر مصر علیه شیعیان و متهم کردن آنان به جاهلیت و سَبّ اصحاب پیامبر(ص)، «سید طاهر الهاشمی» از شخصیت های سرشناس شیعه مصر واکنش نشان داد. وی گفت: نزدیک به ۲۲ مرجع از مراجع شیعه در عصر حاضر طی فتواهای متعدد اهانت به مقدسات مسلمین را حرام اعلام کردند؛ در حالی که فتنه انگیزان اصرار دارند که هیچ نکته مثبتی را از شیعیان امام علی(ع) بازگو نکنند!





الهاشمی تاکید کرد: در میان شیعه کسی یافت نمی شود که به سبّ صحابه و همسران رسول اکرم(ص) فتوا بدهد و شیعیان به این فتاوا پایبند هستند.  وی از الازهر و علمای آن که باید مناره اسلام و مسلمین در سر تا سر جهان باشد و مکانی برای اجتماع و اتحاد مسلمین باشد ابراز نا امیدی کرد و گفت: انتظار می رفت که الازهر مسائلی که مدتها پیش در مورد آنها بحث شده و به پایان رسیده است را دوباره برجسته نکند.



این اندیشمند مصری با انتقاد از مواضع الازهر علیه پیروان اهل‌بیت(ع) گفت: در مقابل اقدامات وحدت طلبانه مراجع شیعه، برخی علماء و مبلغین اهل سنت اصرار دارند که هیچ نکته مثبتی را از شیعیان علی بن ابی طالب(ع) برای مردم بازگو نکنند. آنان با هدف کنار زدن شیعه، مسلمانان را تحریک می کنند. این افراد، شیعیان را غیر مسلمان معرفی می کنند و با فتنه انگیزی بین امت، زمینه کشتار پیروان اهل بیت(ع) را فراهم می آورند. با این سخنان، به جنگ با خود اهل بیت(ع) می پردازید نه شیعیان.



سید طاهر الهاشمی در ادامه، اشاره ای به بحث های علمی و تاریخی در باب "عدالت و عصمت صحابه" کرد و گفت: سخن آقای شومان از جنس سخن کسی است که می‌گفت "سرور ما معاویه، سرور ما حجر بن عدی را کشت، چون او سرور ما علی بن ابی طالب را دوست داشت!!". وی ادامه داد: این حرفها، از بین بردن و ناکارآمد ساختن تمام ملاک ها و معیارهای ارزش گذاری است. ضمن اینکه این دروغ را به قرآن کریم نسبت می دهد که میان "مسلمانان قبل از فتح مکه و بعد از آن" و بین  "کسانی که در کنار پیامبر(ص) ماندند و کسانی که از جنگ ها فرار کردند" و میان "کسانی که در خانه ماندند و کسانی که در راه خدا جهاد کردند" تفاوتی قائل نشده است؛ زیرا تمام اینها از صحابه بوده اند!  الهاشمی این سؤال را مطرح کرد که: شما چگونه حکم می کنید؟ آیا فکر می کنید که با این سخنان، به جنگ با پیروان اهل بیت(ع) می پردازید یا جنگ با خود اهل بیت(ع)؟



عضو مصری مجمع عمومی جهانی اهل‌بیت(ع) سپس به سوره منافقین اشاره کرد و گفت: منافقین چه کسانی هستند؟ آیا بخشی از صحابه پیامبر(ص) نفاق پیشه نکردند؟



این شخصیت برجسته مصری با تأکید بر اینکه قرآن کریم به منافقین اشاره کرده است و کلمات قرآن بر وجود منافقین در هر زمان و مکان دلالت دارد، گفت: این قابل قبول نیست که بگویند نفاق در هر زمان و مکانی به غیر از زمان نبوت وجود دارد؛ چرا که این حرف با آنچه بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده، مخالف است.



وی به یکی از منافقان مشهور مدینه در عصر رسول اکرم(ص) اشاره کرد و گفت: آیا «عبدالله بن ابی بن سلول» صحابی پیامبر نبود؟ آیا از منافقین نبود؟ آیا کسانی از اصحاب وجود نداشتند که با پیامبر مخالفت کردند و در سپاه اسامه حاضر نشدند؟ آیا تعدادی از صحابه با پیامبر مخالفت نکردند و از جنگ فرار ننمودند؟  الهاشمی در پایان از کسانی که مدعی هستند که در زمان نبوت، نفاق و منافقی نبوده است، خواست تا دلیلی بیاورند که ثابت کند که همه صحابه، معصوم از نفاق بوده اند.


سخنگوی الازهر چه گفت؟


شایان ذکر است «عباس شومان» سخنگوی الازهر چند روز پیش گفته بود: ما نمی پذیریم که شیعیان در مراسم عزاداری امام حسین(ع) به عایشه، ابوبکر، عمر و عثمان یا به معاویه ــ که از کاتبان وحی بود ــ بدگویی کنند. ما باید آنچه بین صحابه گذشته را به خداوند واگذار کنیم و پرداختن به آن برای اوضاع کنونی ما سودی نخواهد داشت و چیزی جز گناه به دفتر اعمال ما نمی افزاید.



وی با اهانت به پیروان مکتب اهل بیت(ع) در جهان گفت: علیرغم ناخشنودی جاهلان، خداوند از تمامی صحابه راضی است. پروردگارا ما از آنچه سفیهان انجام می دهند برائت می جوییم!» (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیزده سرلشکر ایران

نظامیان ایران


سرلشکرهای ایران


سرلشکر سیدعبدالرحیم موسوی فرمانده کل ارتش
. سرلشکر محمد حسین افشردی معروف به محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح،  امیر سرلشکر «عطاالله صالحی» جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سردار سرلشکر «غلامعلی رشید» فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص)، سردار سرلشکر «محمدعلی جعفری» فرمانده کل سپاه، امیر سرلشکر «حسین حسنی سعدی»، سردار سرلشکر «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه، سردار سرلشکر «محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، امیر سرلشکر «علی شهبازی»، سردار سرلشکر «سید یحیی صفوی» دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا، دریابان «علی شمخانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی، سردار سرلشکر «سید حسن فیروزآبادی» رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح و سردار سرلشکر «مصطفی ایزدی». (منبع)


زندگینامۀ مختصر 13 سرلشکر جمهوری اسلامی ایران


امیر موسوی، پس از سرلشکر شهبازی، سرلشکر سلیمی و سرلشکر صالحی، چهارمین فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
 این فرمانده با سابقه ارتشی که سابقه حضور 96 ماهه در جبهه‌های حق علیه باطل را دارد و در یگان‌های مختلف در جبهه‌های جنوب و غرب کشور در برابر دشمن بعثی و ضد انقلاب حضور داشته است، فرماندهی تیپ دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع)، فرماندهی دانشگاه افسری، فرماندهی قرارگاه شمال شرق آجا، معاونت آموزش نیروی زمینی ارتش، معاونت طرح و برنامه نزاجا، جانشینی اداره عملیات و ریاست ستاد مشترک ارتش را در کارنامه خود دارد.



وی همچنین از چهارم شهریور سال 1384 تا تیر 1395 جانشینی فرمانده کل ارتش و ریاست مرکز مطالعات راهبردی آجا را برعهده داشت و در تیر ماه 95 در حکمی از سوی فرمانده معظم کل قوا به سمت جانشینی رئیس ستادکل نیروی‌های مسلح منصوب شد.



سید عبدالرحیم موسوی متولد ۱۳۳۹ در قم، از فرماندهان با سابقه ارتش در رسته توپخانه است که در سال های جنگ ایران و عراق نیز در همین حوزه به خدمت مشغول بود و در ۱۶ تیرماه ۱۳۹۵ به عنوان جانشین رئیس ستاد کل منصوب شد تا توازن سپاه و ارتش در ستاد کل محفوظ بماند.



محمد حسین افشردی معروف به محمد باقری (متولد ۱۳۳۹) سرلشکر سپاه پاسداران و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.وی برادر حسن باقری (غلامحسین افشردی) است که اولین مسئول اطلاعات و عملیات سپاه بوده‌است.



سرلشکر عطاءالله صالحی (متولد ۱۸ اسفند ۱۳۲۸) جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده کل سابق ارتش جمهوری اسلامی ایران است.وی درسال ۱۳۴۶ وارد ارتش شد و در سال ۱۳۴۹ با رسته توپخانه از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد. امیر صالحی در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۴ و پس از استعفای امیر سرلشکر محمد سلیمی به سمت فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.



غلامعلی رشید علینور (متولد ۱۳۳۲ دزفول) مشهور به غلامعلی رشید، سرلشکر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا و با حفظ سمت، معاون امور دفاعی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی می‌باشد.



محمدعلی جعفری ملقب به «عزیز» فرمانده سپاه پاسداران است. او که در خانواده‌ای مذهبی در یزد متولد شده با سختی دوران مدرسه و دبیرستان را طی کرد و بعد با کمک چند تن از نیکوکاران استان یزد به دانشگاه رفت و یک سال پیش از انقلاب دوره لیسانس معماری را در دانشگاه تهران آغاز کرد.نام "محمد علی جعفری" به عنوان یکی از پنج شخصیت ایرانی که در لیست ۵۰۰ نفره قدرتمندترین افراد جهان که از سوی نشریه آمریکایی " فارن پالیسی" منتشر شده است، دیده می‌شود.



امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی، جانشین فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا است.وی معاون سابق هماهنگ‌کنندهٔ ستاد کل نیروهای مسلح بوده است. هم‌چنین پیش از آن نیز عهده‌دار سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده‌ است.



قاسم سلیمانی که در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در شهرستان رابر از توابع کرمان به دنیا آمد، در نوجوانی به کار بنایی مشغول بود اما پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به سپاه پاسداران پیوست.وی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.و در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان بود.طبق منابع غربی، سلیمانی نقش مهمی در دادن قدرت نظامی به حزب‌الله لبنان، عقب راندن اسرائیل از جنوب لبنان، جنگ افغانستان، شکل‌دهی به فضای سیاسی عراق پس از سرنگونی رژیم صدام، تغییر روند جنگ داخلی سوریه و مقابله با داعش در عراق داشته‌است.



محسن رضایی میرقائد متولد ۱۳۳۳ مسجدسلیمان- اقتصاددان، سیاست‌مدار، از اعضای ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و استاد دانشگاه است. وی هم‌اکنون به‌عنوان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین مدرس دانشگاه امام حسین فعالیت می‌کند. او در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ (۱۶ سال)، فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برعهده داشت.



سرلشکر علی شهبازی، زادهٔ قم، رئیس گروه مشاوران نظامی فرماندهی کل نیروهای مسلح ایران است. وی از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که با درجهٔ سرلشگری فرماندهی ارتش را بر عهده داشت.



سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی صفوی (که در جریان مبارزات پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و برای عدم شناسایی توسط عوامل ساواک نام مستعار رحیم را برای خود برگزیده بود) متولد روستای همام از بخش باغ بهادران شهرستان لنجان، از توابع استان اصفهان، از فرماندهان سپاه اصفهان در دوران جنگ ایران و عراق و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میان سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۶ بود. او در حال حاضر به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مربوط به نیروهای مسلح فعالیت می‌کند.



امیر دریابان علی شمخانی (زادهٔ ۱۳۳۴ در اهواز)، سیاستمدار اصلاح طلب، فرماندهٔ سابق نظامی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.دریابان شمخانی به مدت هشت سال وزیر دفاع بوده است.



سید حسن آقایی فیروزآبادی (زاده ۱۳۳۰، مشهد) رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است. وی از سال ۱۳۶۸ تا ۸ تیر ۱۳۹۵ ریاست ستاد فرماندهی کل قوا و پس از تغییر نام ستاد کل نیروهای مسلح را عهده‌دار بود و بلندپایه‌ترین مقام نظامی پس از فرمانده کل قوا به حساب می‌آمد.



مصطفی ایزدی، معاون راهبردی و اشراف فرماندهی کل قوا در ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. 
(منبع)
۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |