قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۴۴ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۳ ق.ظ دامنه |
طاغوت از نظر شهید بهشتی

طاغوت از نظر شهید بهشتی

آراء اندیشمندان


طاغوت کسی است که
 
تمام تکبُّر و بزرگ ‌بینی در او جمع شده است
 
طاغوت کسی است که
 
خود را فراتر از قانون می‌داند
 
و به هیچ‌کس پاسخگو نیست.
 
طاغوت کسی است که
 
خود را عقل کُل و دیگران را نادان می‌داند.
 
طاغوت کسی است که با زور و قُلدری
 
به جای مردم تصمیم می‌گیرد
 
و مخالفانش را سرکوب می‌کند.
 
طاغوت هزار چهره است
 
و می‌تواند در هر شکل و لباسی ظاهر شود.
 
طاغوت ممکن است
 
با کراوات و ظاهری بسیار مدرن شود.
 
طاغوت ممکن است
 
 


در لباس نظامی ظاهر شود.
 
طاغوت ممکن است
 
در لباس پادشاهی ظاهر شود.
 
طاغوت ممکن است
 
در همین لباسی که تن بنده است
 
یعنی در لباس روحانیت ظاهر شود.
 
تعجب نکنید!
 
خلاصه باید بگم:
 
طاغوت طاغوته،
 
چه تاج به سر

چه عمامه به سر

 

(سخنرانی شهیدبهشتی، 24اسفند 57،دانشگاه تهران)

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سپاه دانش

سلسله مباحث ایران شناسی


به قلم دامنه. به نام خدا. رژیم های استبدادی معمولاً از آگاهی اجتماعی وحشت دارند، ولی گاه مجبورند به اقتضائاتی ولو به اِکراه تن دهند. شاه (پهلوی دوم) برای حفظ دیکتاتوری و سلطنت موروثی خود، در دهۀ 40 تن به رفرُم دیکته شدۀ آمریکا داد و سپاه دانش را ایجاد کرد. نهادی آموزشی برآمده از انقلاب سفید مشهور به «انقلاب شاه و مردم» با هدف تغییر و تحول در جامعه سنتی ایران. یعنی برنامۀ سوادآموزی روستائیان و ساکنان مناطق دورافتاده کشور.


سپاه دانش _که در سال 1341 به تصویب مجلس رسید و در سال 1342 آغاز شد_  متشّکل از جوانان دیپلم و بالاتر بود _که بعد از سپری کردن یک دوره 4 ماهه در پادگان های آموزشی ارتش و گرفتنِ درجه گروهبانی_ به روستاهای ایران (با 70% بی سواد) می رفتند و به جای خدمت در ارتش و مرزبانی، به شغل معلمی مشغول می شدند. آنان «موظف بودند به افراد بی سواد به ویژه کودکان 7 تا 17 ساله سواد بیاموزند». در منابع آمده است:


«28 دوره از پسران و 18دوره از دختران در این سپاه خدمت کردند که شماره آنها به بیش از 100 هزار تن می‌رسید که بسیاری از آنها پس از پایان دوره خدمت به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمدند.» تصاویر زیر _با عکاسی دیمتری کیسل_ سپاهیان دانش در سال 1343 در مناطق روستایی شیراز است:


     

و

     

(منبع)


۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فِنی و چُوکُّولوم

فرهنگ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. در محاورۀ دارابکلایی ها منقار پرندگان «چُوکُّولوم» است و دماغِ و بینی حیوانات، فنی. بگذرم از این، که وقتی دارابکلایی ها مثلاً خشم می کنند، به همدیگر از سرِ عیب و نقص و طعنه و کنایه و لُغز می گویند: بلا وِن فنی ره بخاره، چُوکُّولومه.



اما من در این پست می خواهم این عبارتِ «وَن دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَنیّه» را کمی شرح کنم؛ به همان سبک همیشگی ام که در سلسله مباحث فرهنگ لغت دارابکلا می نگارم. پس به تعمُّد از فِنی و چُوکُّولوم می گذرم و به دِماغ دِله فهم دَنیّه می چسبم:



جای دور نروم، اول از همه بگویم که مرحوم مادرم وقتی از زبان هر کسی ادبیاتی نامناسب و زشت می دید و می شنید، از سرِ نصحیت و برائت از آن واژگان زمُخت و بد، می گفت: اینجه ره، وَن دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَنیّه.



حالا با چند مثال این عبارت را جامی اندازم بهتر است بگویم بر یادها می آورم:


1- هر گاه در خانه ای دعوا موَا راست شود، این به اون می گه: خاش دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَکون.


2- وقتی شوهره، بد و بیراه می گه. زنه می گیه: کِه خانِه خاشِه اون دِماغ دِله اِتّ ذرّه فهم دَکانی.


3- هنگامی که میانِ زن و شی، هنگامه ای بپا شد و همسایه در سره غوغایی برخاست، اون به اون می گه: از اوَّل هِم دَکّال تِه دِماغ دِله اِتّ پِمبلیک فهم دَنی بیه.


در ضمن بر یادها آورم که: دَکّال یعنی هیج اصلاً ابداً. پِمبلیک یعنی خیل خیل خیلی کم. و دِماغ هم در این عبارت تمسُّخری یعنی مغز و مُخ و عقل. نه بینی و فنی و  چُوکُّولوم. تا لغت بعد من بگذرُم. «فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اِروای تِه هَچّه بَمِرده

دامنۀ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. اِروای تِه هَچّه بَمِرده. به عبارتی شُسته رُفته تر این اصطلاح در گویش دارابکلایی ها یعنی به اَرواح هر چه مُردگان تو. این زمانی اوج می گیره که میان دو یا سه نفر در کنار هم این حالات پدید آید:


موقعی که یکی بگه: اِتّا خبر دارمه اعی بعداً گوومّبه. طرف و طرف های این فرد مثل فردِ فلفل خورده به ولوِله و هیجان می آیند و به اِصرار مثل عین چسب فوری می چسبند و می گن:  اِروای تِه هَچّه بَمِرده باعی (=بگو). جان مادرت باعی. زود باهی. مِه دل حُوسوس هِکته جان من باعی. تِه جّد قسم باهی.


زمانی یکی از یکی چیزی بخواد مثلاً بیلی، زنبیلی، موتوری، بینجی و پیچ ومِهره ای. طرف تا بگه ندارم، این سمج می شه می گه:  اِروای تِه هَچّه بَمِرده هادِه. زود پس دِمبه.


و یا وقتی یکی بی خیال باشه و هیچی نجُنبه به او از سر لَج یا خوبی می گن اِروای تِه هَچّه بَمِرده، یِ کّمه تکون بَخور. تِره بخُّدا قسم اتّا کمه انصاف دار. «فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

قونجولوک


لغت دارابکلا
 

به قلم دامنه. به نام خدا . قونجولوک. وضعیتی ست در آدم که در آن سرش را خم، پُشتش را غوز و حالتش را پَکر می کند. بنابراین هر گاه فردی در گوشه ای چنین حالی بایستد و پروخ بزند، دارابکلایی ها به چنین فردی می گویند ها چیه! چرا قونجولوک زدی؟ عزا گرفتی!

 

انسان موجودی ست آکنده از انواع احساسات، نگرانی ها، خیالات و دارای جسمی آسیب پذیر و روانی تحریک پذیرتر. نمی توان گفت قونجولوک، افسردگی ست. اغلب نوعی رفتار و عادت است برای افراد، چه در برابر سرما، چه در موقع انتظار، چه در حین خبرِ بد شنیدن، چه زمانی که تنهاست، چه موقعی که می خواهد آفتاب بگیرد و چه آن هنگامی که می خواهد به کسی رو بزند پولی قرض بگیرد، معمولاً قونجولوک می زند و دو کف دستش را به هم می مالد و از دهنش اصواتی، یا هَعی، یا کفی، یا بخاری، یا خنده ای، یا غمی و یا چشمانِ تارکرده ای نشان می دهد.

 

قونجولوک، معمولاً در حالت ایستاده بیشتر رخ می دهد تا نشسته. گاهی هم ناخواسته خود را به وضع قونجولوک در می آورد. حالتی که غمگین بودن فرد را نشان می دهد. راستی معادل فارسی قونجولوک چیست؟ «فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رفتار مدرن یعنی چه؟

جهان و ایران


متن نقلی از دکتر محمود سریع القلم: «...تابحال دیده اید: سرنشینان یک اتوموبیل گران قیمت یک میلیارد تومانی، چگونه پوست میوه، دستمال کاغذی و خاکستر سیگار به بیرون پرتاب می‌کنند؟ تابحال دیده اید چهار نفر آهسته با هم در عرض یک  پیاده رو قدم می زنند و گپ می‌زنند و مانع عبور دیگر شهروندان می‌شوند؟ تابحال دیده اید پیاده روهای نزدیک به رستوران‌های فست‌فود ساعت دوازده شب چگونه مملو از آشغال است؟ آیا تابحال دیده اید راننده‌ای نه دوبله بلکه در ردیف سوم پارک کرده و رفته است و ترافیک خیابان را مختل نموده است؟




صدها رفتار مانند اینها ضدّ مدرن بودن است. فکر کردن، استدلال آوردن، مؤدب بودن، احترام گذاشتن، نظیف بودن، رعایت حقوق دیگران را کردن، قانون را رعایت کردن، منظم بودن، صد متر دورتر رفتن ولی درست پارک کردن، وظیفه شناس بودن، مالیات دادن، درآمد بدون زحمت را قبول نکردن، دقیق بودن، حرف بیهوده نزدن، تخریب نکردن، غیبت نکردن، قانع بودن، دروغ نگفتن، انتهای صف ایستادن، تهمت نزدن، وجدان کاری داشتن و صدها اندیشه و رفتار دیگر از مشتقات مدرن بودن است.



درست می‌فرمایید اگر همه این گونه رفتار کنند کشور بهشت می‌شود؛ حتی اگر هفتاد درصد این گونه عمل کنند ایده آل است. ملت‌ها و سرنوشت آن‌ها با خصلت‌های اکثریت تعیین می‌شود. اگر اقلیتی درست رفتار کند فایده‌ای ندارد. ژاپن، ژاپن شده است چون ۹۵ درصد مدرن رفتار می‌کنند...» (منبع)


نکتۀ دامنه


به نام خدا. واژۀ «یادهست» بر روی عکس، به جای «یادبود» است. یعنی تا هستیم برای هم «یادهست» بگیرم نه «یادبود» که وقتی مُردیم به یاد هم می افتیم. خواستم بگویم این روحیه و رفتار هم، روحیه ای پیشرفته و دینی ست که حالا نامش را برخی می گذارند مدرن و مدرنیته.

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سه نکته به سپاه

پاسخ های دامنه


پاسخ قلم قم به سردار رمضان شریف. «سردار رمضان شریف سخنگو و مسئول روابط عمومی کل سپاه در سومین همایش و کارگروه تخصصی روابط عمومی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) گفت:



امروز شاهدیم که  رسانه های معاند و متاسفانه برخی در داخل کشور، فعالیتهای سپاه در عرصه ی سازندگی را  اقتصادی و با نگاه منفعت طلبانه  معرفی می کنند، در حالی که حضور و نقش آفرینی سپاه در این عرصه تنها با هدف خدمت به مردم و سازندگی و آبادانی ایران اسلامی صورت گرفته وسپاه هیچ گونه نگاه کاسب کارانه ای را در این عرصه دنبال نمی کند.» (منبع)



نکتۀ قلم قم


به نام خدا. ضمن سلام به سردارِ سخنگو. به عنوان یک شهروند عادی ایرانی باید سه نکته را در بارۀ این استدلال سردار رمضان شریف شفاف سازی کنم: اولاً سپاه نهادی بوده برخاسته از مستضعفان علیۀ مستکبران. ثانیاً خصلت ذاتی اقتصاد، سود و منفعت بیشتر در مصاف با رقیبان اقتصادی ست. این کازاری طبیعی ست. به همین دلیل مناقصه و مزایده در اقتصاد، محور است و نفع و زیان در آن اساسِ کار. ثالثاً چه بخواهیم و چه نخواهیم هر شرکت و یا نهادی به اقتصاد ورود کرد باید طعم تلخ نقد را بچشد و لذت شیرین سود را لمس کند. پس آنچه شما از آن «هیچ گونه نگاه کاسب کارانه» و ردّ «نگاه منفعت طلبانه» یاد کرده اید، نمی تواند به لحاظ اقتصادی مسموع باشد؛ ذاتِ کسب و کار سود است، نه زیان. من ضمن ردّ افکار معاند و دشمنان عَنود نظام و ایران، شفّافانه و دلسوزانه بگویم اقتصاد برای نهاد انقلابی سپاه که امید و امنیت مردم و حکومت است، سمّ مُهلک است. با فرستادن یک تیم تحقیق ناشناس، باانصاف و آزاداندیش به میان مردم و مؤمنین، کاشف به عمل آوردید که برداشت و حرف دل مردم از ورود سپاه به اقتصاد _که از آثار سوء و زیانبار دورۀ نابسامان و جنجالی دولت محمود احمدی نژاد است_ چیست؟ من به نظرم، نظر مردم نسبت به سپاه در این فاز اقتصاد، از سرِ دلسوزی و غمخواری، منفی ست.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامۀ سیستانی به صافی

مرجعیت


نامه نگاری های دو مرجع شیعه مقیم نجف و قم. پاسخ آیت الله العظمی سید علی سیستانی به پیام تبریک آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی به مناسبت آزادسازی شهر موصل عراق که توسط حجت الاسلام والمسلمین شهرستانی، تقدیم این مرجع تقلید شد. (منبع)




دستخط آیت الله العظمی سیستانی مرجع بزرگ شیعیان جهان



۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاه شجاع

ایران شناسی


به قلم دامنه. به نام خدا. قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع. دیشب این غزل حافظ را خواندم و به خود گفتم به اشتراکش بگذارم تا خوانندگان شریف قلم قم هم آن را مرور کنند. جلال الدین شاه شجاع مظفر با همۀ نقص و عیب ها، و خوی و خصلت ها که زندگی و شاهی گری و جنگ و صلح هایش خواندن دارد، کسی بود که با تاخت و تازها علیۀ ایران مقابلۀ سخت و جانانه کرد؛ گرچه خود به استبداد روی آورد.



حافظ (روحانی آگاه و زیرک و به قول معروف روشنفکر) که هم عصر شاه شجاع بود، این غزل را این گونه پُرکنایه سرود تا جامعۀ ریاکار دورۀ شاه شجاع را نقد رندانه نموده باشد.




می دانیم که دین با ریاکاری به ظاهرگرایی و قشری گری کشانده می شود که عیب عمده و عدیده ایی ست. این غزل را شاید بارها خوانده باشید اما بار معنایی و اشاراتی آن، آنچنان بالاست که تکرارش به قول عارفان تکرار نیست، بلکه سیری تازه است و قلم قم در ارائه اش این گونه کوشیده است. البته تفسیر عرفانی زیر را با برداشت آزادم، خلاصه کرده ام. (منبع تفسیر)









تفسیر عرفانی


1. به شکوه و عظمت شاه شجاع قسم می خورم که به خاطر دنیا و حمایت های مالی شاه، با کسی جنگ و نزاع ندارم.

2. مِی مغانه بیاور که همدل آمد، ای توبۀ من، خداحافظ؛ زیرا هم پیاله ام آمد. من دوباره به شراب نوشی می پردازم.

3. به خاطر خدا خِرقۀ آلوده به ریای مرا با شراب بشویید تا پاک شود که من از این زمانۀ آشفته و پر از ریا و تزویر بوی خیر نمی شنوم. زمانه، زمانۀ ریاکاری و تظاهر به دینداری شد.

4. زمانه تغییر کرده است. ببین کسی که به دیگران اجازۀ رقص و سماع نمی داد، اکنون خود با نوای خوش چنگ، رقص کنان و دست افشان به خانه می رود.

5. به شکرانۀ این نعمت که من بنده ای فرمانبردارم و تو فرمانروا، به عاشقان درگاهت از روی محبت عنایتی کن.

6. ما تشنۀ نوشیدن جرعه ای از جام لطف توییم؛ ولی گستاخی نمی کنیم و سبب دردسر تو نیز نمی شویم.

7. از خدا تمنا می کنم که همواره از نزدیکان بارگاه شاه شجاع باشم.

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کویریات

لیف روح


به قلم دامنه. به نام خدا. آیت‌الله‌ العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی مرجع تقلید شیعیان می فرمودند: «اَنا کُل یوم رجُل. من هر روز مرد دیگری هستم.»

(منبع: جلوه های ماندگار، اثر آیت الله العظمی منتظری، ص 104)

خبر درگذشت آیت‌الله‌ العظمی بروجردی


منظور از سخن بالا این است انسان نباید دُگم اندیش، متحجّر و ایستا باشد. باید مقتضیات زمان و مکان را در فهم و نگرش خود دخالت دهد تا دچار جهل، جمود و خمودگی نگردد.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۳ ق.ظ دامنه |
اطلاعیۀ قلم قم

اطلاعیۀ قلم قم

اطلاعیهٔ قلم قم دامنه دوم

 

 به قلم دامنه. به نام خدا. ابتداء به خوانندگان شریف اطلاع دهم تغییر و تحولات شکلی و ظاهری و در واقع بهم ریختگی هایی که امروز در وبلاگ دامنه دارابکلا _در نسخۀ نمایش موبایل و تبلت و شاید هم در کامپیوترهای تان_ شاهدش بوده یا خواهیدبود، از من نیست، از خودِ دست اندرکاران سایت پرشین بلاگ است. آنان به قول خود در حال بازسازی زیرساخت ها و ارتقای شکلی و فنی سایت هستند و به همین علت همهٔ شکل و شمایل وبلاگ های این سایت، از جمله دامنه دارابکلا، بهم ریخته است. من البته از دیروز اول مرداد 1396 پیش دستی کردم، زود جُنبیده ام از آنجا به اینجا «قلم قم» کوچیده ام.


 

بنابراین، خوانندگان شریف که همواره دامنه دارابکلا را پی می گرفتند و مطالب و پست های آن را می خوانده و می دیدند حال که قلم قم راه افتاده، برای سهولت دسترسی شان به این وبلاگ، آدرس آن را ذخیره کنند تا دیگر نیاز نباشد به لینک آن در دامنه دارابکلا رجوع نمایند. ممنونم.

 

همین جا بر خود لازم می دانم حلول اول ماه ذیقعده، خجستۀ میلاد کریمۀ اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را به همۀ دلدادگان عترت آل محمد (ص) تبریک بگویم. فردا 3 مرداد 1396 میلاد آن حضرت است و پیشاپیش مبارک.

 

 

آن دُخت گرانقدر امام موسی بن جعفر (ع) و خواهر عظیم الشّأن امام رضا (ع) در اولین روز ماه ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوّره متولد شدند و پس از 28 سال زندگی سراسر عصمت و طهوری و روشنگری، در راه رسیدن به مشهد و اوج شیدایی به حضرت رضا (ع) در شهر قم وفات نمودند. میلادش پربرکت است و وجودش در ایران گرامی.

 

 

این دو عکس زیر را چند شب پیش (شب شهادت امام صادق (ع) 28 تیر 1396) در حرمش از دو زاویۀ غربی و شرقی انداختم. گرچه کیفیت عکس چندان مطلوب نیست اما بروز است و حاصل زیارتم در آن حرم، که آن شب نائب الزّیارۀ خوانندگان شریف هم بودم. پایان. (11)

 

مسجداعظم قم. شهادت امام صادق. 28 تیر 1396.

سردرِ ورودی مدرسۀ فیضیۀ از داخل حرمعکاس: دامنه

===
افزوده به این پست در اسفند 1396

 

 

پست شش هزار یکصد و نوزده

به قلم دامنه. به نام خدا. این پستِ 6119 در دامنه است. 5448 پست در دامنه اول یعنی دامنه دارابکلا از 26 مهر 1392 تا 30 تیر 1396. و 671 پست در قلم قم دامنه دوم. پست هایی با موضوعات مختلف و با نویسندگان شریف و فرهیختۀ دامنه.

 

 

گرچه همچنان شائق بودم دامنه اول را در پرشین بلاگ ادامه بدهم اما به دلیل مشکلات فنی و برهم ریختن سایت پرشین بلاگ _که در اینجا و اینجا توضیح داده بودم_ بی هیچ وقفه ای، در تیر 1396 دامنه دوم یعنی قلم قم دامنه دوم را راه اندازی کردم و همچنان بروز و فعال پیش می رود.

 

 

ابتدا دغدغۀ این را داشتم که با برهم ریختن پرشین بلاگ، از مخاطبین دامنه دوم کاسته شود که با کمال خوشحالی در همان آغازین روزهای راه اندازی، با 777 بازدید و 41 نفر آنلاین همزمان روبرو شدم، که این آمار بازدید و نیز تعداد آنلاین در ماه های بعد بیشتر شد (گاه 56 نفر آنلاین) و همچنان به شکرانۀ خدا رو به افزایش شد و امروزه این حُسن توجه مخاطبان شریف دامنه، بسیار راضی کننده شد و در عین حال برای من مسؤلیت زا گردید.

 

 

تصاویر مستند را جهت اطلاع دامنه خوانانش شریف در زیر منعکس کرده ام تا رسانده باشم با آن که در دامنه دارابکلا گاه بالای 2677 بازدید ثبت می شد، این دغدغه من در دامنه دوم برطرف شد و اوضاع بسیار عالی تر از همیشه است.

 

 

عکس آخر لوگو و قالب اصلی دامنه دوم بود که هم اینک با بهم ریختن سایت _که مدیران آن همچنان مشغول تغییر ساختار سایت هستند_ قالب پیش فرض سایت را (عکس یکی به آخر) به اجبار برای دامنه دارابکلا (طوفان فکری) برگزیدند، و هر چند روز تغییرات آن بر روی دامنه مشاهده می شود که از تصرف من خارج است.

 

 

این نکته را بیفزایم از 5448 پست در دامنه اول، فقط 855 پست از آسیب مشکلات فنی سایت مصون ماند. اما من پیش از آن که پست های دامنه از بین برود تمامی پست های دامنه را مخفیانه در یک وبلاگ دیگرم به نام ((قلمرو دارابکلا=بایگانی دامنه)) بایگانی می کردم که خوشبختانه با آن که وبلاگ داران پرشین بلاگ بخش وسیعی از پست ها و عکس ها و حتی وبلاگ های خود را به علت آن مشکل ساختاری سایت، بکلی از دست دادند، من حتی یک پاراگراف از متن ها و پست های دامنه اول را از دست ندادم و همه محفوظ و بایگانی ست. چون دامنه اول بخشی مهم از خاطرات من است و نیز شاید بخشی از خاطرات دامنه خوانان شریف نیز باشد.

 

آمار 777 بازدید در آغازین روزهای راه اندازی تیر1396

قلم قم QQom دامنه دوّم

 

آمار 41 نفر آنلاین در قلم قم دامنه دوّم

 

 

دامنه اول=دامنه دارابکلا

 

 

(شکل و شمایل دامنه اول=دامنه دارابکلا)

بایگانی کامل دامنه در ادامه

 

  

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کوزۀ ترَک خورده

داستان کوتاه


در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست... چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترَک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.


اَهرم بارکش چوبی قدیمی


مرد، دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طور کامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترَک خورده شرمنده بود که فقط می تواند نصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترَک ها حاصل سال ها کار است.


کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند: «از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای... فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای.»


مرد خندید و گفت: «وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن.» موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده... سمت خودش... گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: «می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترَک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم.


این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترَک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟ (منبع)

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چَخ دَسّی

فرهنگ لغت دارابکلا

به قلم دامنه. به نام خدا. چَخ دَسّی. چَخ دَسّی (=چرخ دستی) هم لغت است، هم خاطره و هم عصای دست جوان های آن روزگار پرحادثه. برای ما در آن دورۀ قشنگ بچّگی ها، این چَخ دَسّی ها از مِرسدِس بنز آلمان هم گران تر! و دوست داشتنی تر بود.


چَخ دَسّی. عکاس: جناب رنگین کمان


چند لاشه تخته بود، دو راسته چوب، چند میخ، یک تکّه ریسمان و نیز سه بلبرینگ (=Ball bearing) کارکردۀ مُستعمل. یعنی چرخنده ای که ما را دورتادور روستا و نِسوم (جنگل) می چرخاند؛ بلبرینگ ها را از کَتل کَش دارها، کامیون دارها، از اینوَر و آنوَرها، از این و از آن ها به رایگان و مُفت می گرفتیم. چه می کردند جوان های روستای دارابکلا با این چَخ دَسّی ها؟


این کارها را:


در هر لیزتپه سر، سُرسُره بازی می کردند. هیمه (=هیزم) می آوردند. توتون و گندم و آفتابگردون بارش می کردند. علف و خال (=شاخه های نَرمه درختان) برای بُزی و گو و گوسفند می آوردند. برخی هم دُکّان و فرمون و مأموریت! با آن می رفتند که قند و روغن و خربزه و پنبه تیم و آدامس خروس نشان بارش کنند به خونه ها بیاورند و چهارشاهی از پدرمادر بگیرند. برخی ها هم با آن سوارکاری می دادند و انواع بازی. حتی برخی ها وقتی می خواستند جول غورزم و قارت خیل و مصیّب رَف بِن، اوولی (=شنا و آب تنی) برن، با همین چخ دسّی می رفتند.



اساساً برترین ابزار بچه های آن دوره ها بود. اگر بگم نوموزه بازی! هم با چَخ دَسّی می رفتند، زیاد بلوف! نزده ام. هر کسی سعی می نمود بهتر از دیگری چَخ دَسّی بسازد و مانور تفاخُر بدهد.



بگذرم که این وسیله، از وسائط نقلیه ی اصلی محل و محلّه و کوچه پس کوچه های روستای ما و اوسا و مُرسم و شاید هم جامخانه و اَسرم و پیله کو و کیاپی و لالیم و انجیرنسُوم بود. پایان. فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۹ ق.ظ دامنه |
عبدی و پاسخ دامنه

عبدی و پاسخ دامنه

به قلم مهندس محمد عبدی


سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دامنه خوانان بزرگوار. پستهای مطالب اخیر دامنه را مثل همیشه با دقت از نظر گذراندیم و گاهی لختی تامل و گاه در تفکری عمیق تحت تاثیر نکات آن قرار گرفته ایم و ازین نظر از زحمات خالصانه شما بی نهایت سپاس و عرض خسته نباشید و دست مریزاد داریم.



اما آنچه بیشتر از همه این حقیر را تحت تاثیر و تحسین مخصوص واداشت پست مطلب نظر جناب ناخدایکم دریادار آقا رحیم آفاقی دوست دیرین و یار دبستانی دوران تحصیل دبیرستان ما بود. از تعریف پستهای شجره ای شما و مطالبی زیبا در تایید و همراهی مطالب شما در مورد آقا موسی آفاقی نوشت که شخصا ازین دیدگاه باز و تاییدکننده ایشان بسیار غبطه خوردم و ای کاش در برابر شجره نویسی محل ما نیز کسانی بودند که این چنین ما را مورد تفقُّد و ملاطفت قرار می دادند تا ما کار را نیمه رها نکنیم! و به سرانجام نهایی می رساندیم و ...



می‌گویم کبلاقا قدر چنین افرادی را بدان و خدای را ازین نظر شکر نما که هستند آدمهای مُنصف و با شخصیتی که از دانستن اصالت و شجره اصیل خویش افتخار می کنند و در این دوران پر ادعا بی ادعا روزگار می گذرانند. موفق باشید و باشیم.»


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به رفیق متفکّرم جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی. ابتداء از تأخیری که در بارگذاری متن تو جناب مهندس شد پوزش می طلبم. از تشویق هایت در همۀ فواصل سال و تداول ایّام و نیز تداوم آرمان، ممنونم. همیشه مُعینِ من بودی و مرا مشوّقی دلسوز. به آن رفیق شریف افتخار می کنم که در کنار اوج کار و مشاوره دادن به مردم، دست از نوشتن نمی شُویی و این یعنی آرمانگرا بودنت. در مورد آن پُست شیخ موسی آفاقی دائی ما در دامنۀ دارابکلا، و نکات اشاراتی ات در بارۀ جناب عبدالرّحیم آفاقی، بی نهایت سپاس. درک می کنم نکته ای که در این نوشته ات گفتی. مهم آن است انسان به وظیفه اش عمل کند تا نزد خدای رحمان خجِل نباشد. خدا به همرات مهندس.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کژدُم

داستان کوتاه


شخصی ژاپنی داشت دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد... ناگاه کژدُمی دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است. دلش سوخت. کنجکاو شد که چه بلایی بر سرش آمده است. میخ و موقعیت کژدُم را بررسی کرد. تعجب کرد که میخ 4 سال قبل هنگام ساختن خانه اش به دُمش کوبیده شد اما کژدُم تا کنون در این حصر زنده مانده است.


رویارویی و ستیزه دوحشره بر یک ساقه. (منبع)


حیرت کرد و به کژدُم زوم کرد و متمرکز شد تا سردربیاورد چه شد؟ همینطور حیران نگاه می کرد، ناگهان کژدُم دیگری را دید که با غذایی در دهانش می آید...   شدیداً منقلب شد... پیش خود گفت چهار سال مراقبت این گونه شیدانه از همسرش؟؟ این دیگر چه شوق و وفاداریی هست!؟


سپس فریاد زد: لعنت بر خیانت. زنده باد وفای کژدُم و انسانیت و شرف. (برداشت آزاد و خلاصه نویسی قلم قم از یک داستان در عصر ایران)
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

وزن دعای پاک و خالص

داستان کوتاه


«زنی با لباسهای کهنه و مُندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند کار کند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند صاحب مغازه با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند زن نیازمند در حالی که اصرار می‌کرد گفت: آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می‌آورم. مغازه دار گفت نسیه نمی‌دهد.


مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می‌شنید به مغازه دار گفت: ببین این خانم چه می‌خواهد؟ خرید این خانم با من. خواربار فروش گفت: لازم نیست خودم می‌دهم لیست خریدت کو؟ زن گفت: اینجاست.



عکس از پارسینه

مغازه دار با طعنه گفت : لیست ‌ات را بگذار روی ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستی ببر! زن با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ی ترازو پایین رفت. خواربارفروش باورش نمی‌شد. مشتری از سر رضایت خندید.


مغازه‌دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی دیگر ترازو کرد کفه ی ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه‌ها برابر شدند. در این وقت، خواربار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است. کاغذ لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود «ای خدای عزیزم تو از نیاز من باخبری خودت آن را برآورده کن.»


مغازه ‌دار با بُهت جنس ها را به زن داد و همانجا ساکت و متحیّر خشکش زد. زن خداحافظی کرد و رفت. مشتری یک اسکناس با ارزش به مغازه ‌دار داد و گفت: فقط خداست که می‌‌داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است.» (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۵:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مش مُراد و شیر

داستان کوتاه

داستان کوتاه
: یکی ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺩِﻩ ﺑﻪ اسم مش مُراد به ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺷﺐ ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ، ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ، ﻣﺮﺩ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.




ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺩﻩ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، ﻣﺶ مراد ﯾﮏ ﺷﯿﺮ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ! ﻣﺶ مراد با ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ.


ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺳﮓ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻣﺶ ﺗﯿﻤﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ، ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ. (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

صبر جمیل یعنی چه؟

قرآن در صحنه


صبر جمیل در آیه پنج سوره معارج: «فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلا» به چه معنا است؟


پاسخ اجمالی: صبر جمیل به معناى «شکیبایى زیبا» است، و آن صبر و استقامتى است که برای خدا صورت گیرد و تداوم داشته باشد؛ یأس و ناامیدى به آن راه نیابد؛ و توأم با بی‌تابى، شکوه و آه و ناله نگردد. صبر جمیل؛ شکیبایى در برابر حوادث سخت و آزمایش‌های سنگینی است که نشانه شخصیت و وسعت روح آدمى است.



صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران الهی است که در بهره‌مندی آنان از ولایت و رسالت تأثیرگذار بوده است. صبر جمیل؛ صبرى است که پیامبران الهی در برابر اذیت و آزار مخالفان و مشرکان می‌دیدند؛ مشرکان و مخالفان آنان را ساحر و دروغ‌گو می‌خواندند؛ بشارت‌های آنان را تکذیب می‌کردند، اما آنان لب به شکوه باز نمی‌کردند.




مؤمنان کسانى هستند که در برابر حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمى‌‏گردد، و سخنى که نشان دهنده ناسپاسى و کفران و بى‏‌تابى باشد بر زبانشان جارى نمى شود؛ صبر آنها، صبر زیبا و جمیل است.



همان‌گونه که بیان شد؛ صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران و اولیای الهی است، اما برخی از آنان نمونه بارز شکیبایی‌اند؛ نظیر صبر حضرت ایوب (ع) در برابر رنج‌های فراوان، بیماری‌های بسیار شدید که موجب شد تا خانواده و بستگان نزدیکش از او فاصله بگیرند، به گونه‌ای که تنها ماند، نه یارای حرکت داشت و نه کسی بود تا او را کمک کند، اما هرگز لب به ناله و شکوه نگشود و جز به خدای متعال به کسی متوسل نشد.[۱] شکیبایی حضرت ایوب در برابر حوادث و ناملایمات به اندازه‌ای زیبا و برجسته است که در فرهنگ دینی ما «صبر ایوب» عنوان نمادینی شده که زبان‌زد خاص و عام است.



صبر یعقوب در فراق یوسف(ع)،[۲] صبر پیامبر اسلام(ص) در برابر استهزاء و تکذیب و آزار مخالفان،[۳] بویژه تحمل شرایط سخت محاصره در شعب ابی‌طالب، صبر امام علی(ع) به مدت ۲۵ سال برای صیانت از کیان اسلام،[۴] صبر امام حسین(ع) در روز عاشورا[۵] و صبر زینب کبری(س) در برابر حوادث روز عاشورا، کوفه و شام.[۶] این نوع صبرها از مصادیق روشن صبر جمیل در تعالیم و آموزه‌های دینی ما است.



نکته‌ای که در این موضوع قابل دقت است، این است که اگر کسی سؤال کند در قرآن کریم در داستان حضرت یعقوب(ع) آمده است که وی در فراق یوسف آن‌قدر گریه کرد که چشمانش را از دست داد، آیا این بی‌تابی با صبر جمیل در تقابل نیست؟![۷] پاسخ آن است که قلب انسان کانون عواطف است، جاى تعجب نیست که در فراق فرزند، اشک انسان جارى شود، این یک امر عاطفى است، آنچه در این مورد مهم است؛ آن است که انسان کنترل خویشتن را از دست ندهد و سخنی بر خلاف رضاى خدا نگوید و یا کاری بر خلاف خواست الهی مرتکب نشود.



از روایات استفاده مى ‏شود همین اشکال را هنگامى که پیامبر اکرم(ص) در مرگ فرزندش ابراهیم اشک مى‌‏ریخت به آن‌حضرت گرفتند که شما ما را از بی­ صبری نهى می‌کنید، اما خودتان اشک مى‌‏ریزید؟! پیامبر در جواب فرمود: چشم مى‌‏گرید و قلب اندوهناک مى‌‏شود، ولى چیزى که خدا را به خشم آورد نمى‌‏گویم.[۸]

منابع بحث در ادامه

ادامه مطلب...
۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خودکامگی

علی مطهری نوشت:


«محدودیت‌های جدید برای جناب آقای سیدمحمد خاتمی که گفته می‌شود از سوی دادگاه ویژه روحانیت به ایشان اعلام شده و این خبر توسط نزدیکان وی تایید شده است، گذشته از غیر قانونی بودن آن که یک دادگاه بدون حضور متهم و شنیدن دفاعیات او و احیانا وکیلش و استفاده او از حق اعتراض و تجدید نظر چگونه چنین حکمی را صادر کرده است، انسان را به فکر وا می دارد...


در حالی که افکار عمومی جامعه پی در پی علامت می‌دهد که مخالف ادامه حصر خانگی است، آن‌ها یک حصر دیگر اضافه می‌کنند و شخصیتی را بدون مستند قانونی از حقوق اجتماعی و شهروندی‌اش محروم می‌نمایند...



عکس میرحسین موسوی. سید محمد خاتمی


برخی شوراها و نهادهایی مثل دادگاه ویژه روحانیت، قانون اساسی و مجلس را دور می زنند و کشور را به سوی خودکامگی سوق می‌دهند، همان چیزی که برای نابودی آن انقلاب کردیم.  علاوه بر این آیا این‌ها فکر نمی‌کنند که با این محدودیت‌ها بر محبوبیت آن سید می‌افزایند؟ اگر ایشان و دو نفری که در حصر خانگی به سر می‌برند خطایی کرده‌اند باید روال قانونی خود را طی کند و تکلیف آن همراه خطاهایی که بخشی از نظام در آن وقایع مرتکب شد در دادگاه علنی صالح روشن شود.



اگر این ها در طولانی کردن اعتراضات و در نتیجه بهره برداری دشمن خطا کرده‌اند، در مقابل مثلا برخی اعضای شورای نگهبان و  رئیس‌جمهور سابق خطاهای فاحش مرتکب شدند.



این نمی‌شود که مردم را برده خود بدانیم و برای آن‌ها دستور حصر و محدودیت صادر کنیم. مجلس در این جا وظیفه سنگینی دارد و باید از حقوق ملت دفاع کند و اساسا فلسفه وجود  مجلس جلوگیری از خودکامگی‌ها و دفاع از حقوق ملت است. (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آزاده محمدحسین طالب رجب

دارابکلایی ها


به قلم دامنه. به نام خدا. می دانم او را که بر دوش قنبر و حجّت رمضانی نوه های حاج اکبر رمضانی ست، می شناسید. آری، او آزادۀ دفاع مقدس است، مرحوم محمدحسین آهنگر طالب رجب. نوجوان بود به جبهه رفته بود. اسیر شده بود. نیز شیمیایی.


پس از آزادی از اسارت در سال 1368، مدتی میان مان بود. اما تلخی های رنج آور مجروحیت شیمیایی و میکروبی امانش برید و از میان مان به دیار بقا بُرد. روحش همیشه شادمان. یادش همیشه برقرار.




نکته آن که غرب و شرق خصوصاً روس و آمریکا، صدام را به همه گونه سلاح های کُشنده تجهیز و حتی هدیه می کردند، که ایران از نقشۀ منطقه محو و ضمیمۀ عراق و در تیول شیوخ عرب شود، اما محمدحسین هایی برخاستند و نگذاشتند.


حالا این ایران و این امانتِ حراست شده از چنگِ جنگ 8سالۀ امپریالسیم علیۀ انقلاب اسلامی ایران در دست مسئولان. آیا آن را می سازند یا می سوزاند! آیا وحدت و آزادی را پاس می دارند یا بر انحصار و افراط می دمند!


ان شاء الله پیام خون شهیدان و زجرهایی که اسیران در اسارتگاه های خشم کشیده اند را و نیز صبر و نجابت ملت شریف ایران _این ولی نعمتان_ را از یادها نبرند که خدای ناکرده گرفتار خشم خدا شوند.


ممنونم از رنگین کمان که عکس محمدحسین با لبانی شادمان را فرستاد. بر پدرش حاج رجب و مادر مهربانش حاجیه لیلا طالبی _دائی زادۀ مرحوم پدرم_ و نیز به همۀ بازماندگانش و رفقایش سلامی وافر می فرستم.

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مباحثۀ دو عالم

جهان اسلام


متن نقلی: «در پی سخنان جدید سخنگوی دانشگاه الازهر مصر علیه شیعیان و متهم کردن آنان به جاهلیت و سَبّ اصحاب پیامبر(ص)، «سید طاهر الهاشمی» از شخصیت های سرشناس شیعه مصر واکنش نشان داد. وی گفت: نزدیک به ۲۲ مرجع از مراجع شیعه در عصر حاضر طی فتواهای متعدد اهانت به مقدسات مسلمین را حرام اعلام کردند؛ در حالی که فتنه انگیزان اصرار دارند که هیچ نکته مثبتی را از شیعیان امام علی(ع) بازگو نکنند!





الهاشمی تاکید کرد: در میان شیعه کسی یافت نمی شود که به سبّ صحابه و همسران رسول اکرم(ص) فتوا بدهد و شیعیان به این فتاوا پایبند هستند.  وی از الازهر و علمای آن که باید مناره اسلام و مسلمین در سر تا سر جهان باشد و مکانی برای اجتماع و اتحاد مسلمین باشد ابراز نا امیدی کرد و گفت: انتظار می رفت که الازهر مسائلی که مدتها پیش در مورد آنها بحث شده و به پایان رسیده است را دوباره برجسته نکند.



این اندیشمند مصری با انتقاد از مواضع الازهر علیه پیروان اهل‌بیت(ع) گفت: در مقابل اقدامات وحدت طلبانه مراجع شیعه، برخی علماء و مبلغین اهل سنت اصرار دارند که هیچ نکته مثبتی را از شیعیان علی بن ابی طالب(ع) برای مردم بازگو نکنند. آنان با هدف کنار زدن شیعه، مسلمانان را تحریک می کنند. این افراد، شیعیان را غیر مسلمان معرفی می کنند و با فتنه انگیزی بین امت، زمینه کشتار پیروان اهل بیت(ع) را فراهم می آورند. با این سخنان، به جنگ با خود اهل بیت(ع) می پردازید نه شیعیان.



سید طاهر الهاشمی در ادامه، اشاره ای به بحث های علمی و تاریخی در باب "عدالت و عصمت صحابه" کرد و گفت: سخن آقای شومان از جنس سخن کسی است که می‌گفت "سرور ما معاویه، سرور ما حجر بن عدی را کشت، چون او سرور ما علی بن ابی طالب را دوست داشت!!". وی ادامه داد: این حرفها، از بین بردن و ناکارآمد ساختن تمام ملاک ها و معیارهای ارزش گذاری است. ضمن اینکه این دروغ را به قرآن کریم نسبت می دهد که میان "مسلمانان قبل از فتح مکه و بعد از آن" و بین  "کسانی که در کنار پیامبر(ص) ماندند و کسانی که از جنگ ها فرار کردند" و میان "کسانی که در خانه ماندند و کسانی که در راه خدا جهاد کردند" تفاوتی قائل نشده است؛ زیرا تمام اینها از صحابه بوده اند!  الهاشمی این سؤال را مطرح کرد که: شما چگونه حکم می کنید؟ آیا فکر می کنید که با این سخنان، به جنگ با پیروان اهل بیت(ع) می پردازید یا جنگ با خود اهل بیت(ع)؟



عضو مصری مجمع عمومی جهانی اهل‌بیت(ع) سپس به سوره منافقین اشاره کرد و گفت: منافقین چه کسانی هستند؟ آیا بخشی از صحابه پیامبر(ص) نفاق پیشه نکردند؟



این شخصیت برجسته مصری با تأکید بر اینکه قرآن کریم به منافقین اشاره کرده است و کلمات قرآن بر وجود منافقین در هر زمان و مکان دلالت دارد، گفت: این قابل قبول نیست که بگویند نفاق در هر زمان و مکانی به غیر از زمان نبوت وجود دارد؛ چرا که این حرف با آنچه بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده، مخالف است.



وی به یکی از منافقان مشهور مدینه در عصر رسول اکرم(ص) اشاره کرد و گفت: آیا «عبدالله بن ابی بن سلول» صحابی پیامبر نبود؟ آیا از منافقین نبود؟ آیا کسانی از اصحاب وجود نداشتند که با پیامبر مخالفت کردند و در سپاه اسامه حاضر نشدند؟ آیا تعدادی از صحابه با پیامبر مخالفت نکردند و از جنگ فرار ننمودند؟  الهاشمی در پایان از کسانی که مدعی هستند که در زمان نبوت، نفاق و منافقی نبوده است، خواست تا دلیلی بیاورند که ثابت کند که همه صحابه، معصوم از نفاق بوده اند.


سخنگوی الازهر چه گفت؟


شایان ذکر است «عباس شومان» سخنگوی الازهر چند روز پیش گفته بود: ما نمی پذیریم که شیعیان در مراسم عزاداری امام حسین(ع) به عایشه، ابوبکر، عمر و عثمان یا به معاویه ــ که از کاتبان وحی بود ــ بدگویی کنند. ما باید آنچه بین صحابه گذشته را به خداوند واگذار کنیم و پرداختن به آن برای اوضاع کنونی ما سودی نخواهد داشت و چیزی جز گناه به دفتر اعمال ما نمی افزاید.



وی با اهانت به پیروان مکتب اهل بیت(ع) در جهان گفت: علیرغم ناخشنودی جاهلان، خداوند از تمامی صحابه راضی است. پروردگارا ما از آنچه سفیهان انجام می دهند برائت می جوییم!» (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیزده سرلشکر ایران

نظامیان ایران


سرلشکرهای ایران


سرلشکر سیدعبدالرحیم موسوی فرمانده کل ارتش
. سرلشکر محمد حسین افشردی معروف به محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح،  امیر سرلشکر «عطاالله صالحی» جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سردار سرلشکر «غلامعلی رشید» فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص)، سردار سرلشکر «محمدعلی جعفری» فرمانده کل سپاه، امیر سرلشکر «حسین حسنی سعدی»، سردار سرلشکر «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه، سردار سرلشکر «محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، امیر سرلشکر «علی شهبازی»، سردار سرلشکر «سید یحیی صفوی» دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا، دریابان «علی شمخانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی، سردار سرلشکر «سید حسن فیروزآبادی» رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح و سردار سرلشکر «مصطفی ایزدی». (منبع)


زندگینامۀ مختصر 13 سرلشکر جمهوری اسلامی ایران


امیر موسوی، پس از سرلشکر شهبازی، سرلشکر سلیمی و سرلشکر صالحی، چهارمین فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
 این فرمانده با سابقه ارتشی که سابقه حضور 96 ماهه در جبهه‌های حق علیه باطل را دارد و در یگان‌های مختلف در جبهه‌های جنوب و غرب کشور در برابر دشمن بعثی و ضد انقلاب حضور داشته است، فرماندهی تیپ دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع)، فرماندهی دانشگاه افسری، فرماندهی قرارگاه شمال شرق آجا، معاونت آموزش نیروی زمینی ارتش، معاونت طرح و برنامه نزاجا، جانشینی اداره عملیات و ریاست ستاد مشترک ارتش را در کارنامه خود دارد.



وی همچنین از چهارم شهریور سال 1384 تا تیر 1395 جانشینی فرمانده کل ارتش و ریاست مرکز مطالعات راهبردی آجا را برعهده داشت و در تیر ماه 95 در حکمی از سوی فرمانده معظم کل قوا به سمت جانشینی رئیس ستادکل نیروی‌های مسلح منصوب شد.



سید عبدالرحیم موسوی متولد ۱۳۳۹ در قم، از فرماندهان با سابقه ارتش در رسته توپخانه است که در سال های جنگ ایران و عراق نیز در همین حوزه به خدمت مشغول بود و در ۱۶ تیرماه ۱۳۹۵ به عنوان جانشین رئیس ستاد کل منصوب شد تا توازن سپاه و ارتش در ستاد کل محفوظ بماند.



محمد حسین افشردی معروف به محمد باقری (متولد ۱۳۳۹) سرلشکر سپاه پاسداران و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.وی برادر حسن باقری (غلامحسین افشردی) است که اولین مسئول اطلاعات و عملیات سپاه بوده‌است.



سرلشکر عطاءالله صالحی (متولد ۱۸ اسفند ۱۳۲۸) جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده کل سابق ارتش جمهوری اسلامی ایران است.وی درسال ۱۳۴۶ وارد ارتش شد و در سال ۱۳۴۹ با رسته توپخانه از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد. امیر صالحی در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۴ و پس از استعفای امیر سرلشکر محمد سلیمی به سمت فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.



غلامعلی رشید علینور (متولد ۱۳۳۲ دزفول) مشهور به غلامعلی رشید، سرلشکر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا و با حفظ سمت، معاون امور دفاعی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی می‌باشد.



محمدعلی جعفری ملقب به «عزیز» فرمانده سپاه پاسداران است. او که در خانواده‌ای مذهبی در یزد متولد شده با سختی دوران مدرسه و دبیرستان را طی کرد و بعد با کمک چند تن از نیکوکاران استان یزد به دانشگاه رفت و یک سال پیش از انقلاب دوره لیسانس معماری را در دانشگاه تهران آغاز کرد.نام "محمد علی جعفری" به عنوان یکی از پنج شخصیت ایرانی که در لیست ۵۰۰ نفره قدرتمندترین افراد جهان که از سوی نشریه آمریکایی " فارن پالیسی" منتشر شده است، دیده می‌شود.



امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی، جانشین فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا است.وی معاون سابق هماهنگ‌کنندهٔ ستاد کل نیروهای مسلح بوده است. هم‌چنین پیش از آن نیز عهده‌دار سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده‌ است.



قاسم سلیمانی که در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در شهرستان رابر از توابع کرمان به دنیا آمد، در نوجوانی به کار بنایی مشغول بود اما پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به سپاه پاسداران پیوست.وی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.و در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان بود.طبق منابع غربی، سلیمانی نقش مهمی در دادن قدرت نظامی به حزب‌الله لبنان، عقب راندن اسرائیل از جنوب لبنان، جنگ افغانستان، شکل‌دهی به فضای سیاسی عراق پس از سرنگونی رژیم صدام، تغییر روند جنگ داخلی سوریه و مقابله با داعش در عراق داشته‌است.



محسن رضایی میرقائد متولد ۱۳۳۳ مسجدسلیمان- اقتصاددان، سیاست‌مدار، از اعضای ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و استاد دانشگاه است. وی هم‌اکنون به‌عنوان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین مدرس دانشگاه امام حسین فعالیت می‌کند. او در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ (۱۶ سال)، فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برعهده داشت.



سرلشکر علی شهبازی، زادهٔ قم، رئیس گروه مشاوران نظامی فرماندهی کل نیروهای مسلح ایران است. وی از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که با درجهٔ سرلشگری فرماندهی ارتش را بر عهده داشت.



سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی صفوی (که در جریان مبارزات پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و برای عدم شناسایی توسط عوامل ساواک نام مستعار رحیم را برای خود برگزیده بود) متولد روستای همام از بخش باغ بهادران شهرستان لنجان، از توابع استان اصفهان، از فرماندهان سپاه اصفهان در دوران جنگ ایران و عراق و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میان سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۶ بود. او در حال حاضر به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مربوط به نیروهای مسلح فعالیت می‌کند.



امیر دریابان علی شمخانی (زادهٔ ۱۳۳۴ در اهواز)، سیاستمدار اصلاح طلب، فرماندهٔ سابق نظامی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.دریابان شمخانی به مدت هشت سال وزیر دفاع بوده است.



سید حسن آقایی فیروزآبادی (زاده ۱۳۳۰، مشهد) رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است. وی از سال ۱۳۶۸ تا ۸ تیر ۱۳۹۵ ریاست ستاد فرماندهی کل قوا و پس از تغییر نام ستاد کل نیروهای مسلح را عهده‌دار بود و بلندپایه‌ترین مقام نظامی پس از فرمانده کل قوا به حساب می‌آمد.



مصطفی ایزدی، معاون راهبردی و اشراف فرماندهی کل قوا در ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. 
(منبع)
۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کادوی کم درد

داستان کوتاه


کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قُلّک کوچکی که روی تاقچه بود رفت. همۀ خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد. پولهای خُرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد.



وارد مغازه شد. با ذوق گفت: ببخشید آقا یه کمربند می خواستم. آخه فردا تولد پدرمه. مغازه دار میگه: به به! مبارک باشه! چه جوری باشه؟ چرم یا معمولی؟ مشکی یا قهوه ای؟ ... پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت. سپس گفت: فرقی نداره. فقط... فقط دردش کم باشه! (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ابعاد تربیت

از حجت الاسلام علی اکبر دارابکلایی


چراغ زندگی. فصل دوم: مبانی تربیت و رشد و تعالی قسمت 2. تربیت در بعد غرائض جنسی: یکی از سخت ترین و دشوارترین تربیت ها است و کوتاهی و غفلت موجب فساد خانواده می شود.


نیروی جنسی:1- در همگان هست و نژاد نمی شناسد2- مرز نمیشناسد و محدوده زیستی ندارد3- رشد آن در انسان تدریجی است4- چیزی نمی تواند آنرا سرکوب کند مگر تقوا.




تربیت در بعد اجتماعی: انسان براساس فطرت و آفرینش نیاز به جامعه و روابط دارد.


فوائد روابط اجتماعی:1- راهی برای ایجاد رفاقت بسوی کمال است2- عمل به سفارش اسلام 3- تقویت باورهای گروهی و همبستگی می شود.

تربیت در بعد عاطفی: مهمترین عواطف موجود در انسانها:1- احساس دوستی و دشمنی2-خشم3-ترس4-حسد5- محبت و عشق



تربیت در بعد عقلانی:  عقل برای انسان بهترین راهنماست امام صادق(ع): عقل راهنمای مومن است،
راه های تقویت عقل:1- مشورت کردن2- عاقبت اندیشی3- معاشرت با افراد عاقل.

تربیت در بعد دینی: روش صحیح در تربیت دینی:1- آسان گیری در فرائض دینی رسول اکرم(ص) آسان بگیرید و سخت گیری نکنید انزار بدهید و تنفر ایجاد نکنید    الجامع الصغیر ج2 ص791.

در قرآن 45 بار کلمه یسر و 15 بار کلمه عصر آمده است
1- روش الگویی،آموختن و یاد دادن
2- اکتفا به حد اقل ها و واجبات
4- برخورد مناسب
5- تشویق و تحسین
6- رفت و آمد با خانواده های مذهبی
7- رفتن به زیارتگاهها
8- پرهیز از خرافات


تربیت در بعد اقتصادی:1- قناعت2- دوری از اسراف3- اندازه گیری در معیشت زندگی،مخارج زندگی.

 مبانی تربیت و رشد و تعالی. مبانی تربیت و رشد و تعالی: بخش اول. وجود انسان با تربیت در جامعه آنقدر مفید است که هیچ ملائکه ای و هیچ موجودی آنقدر مفید نیست چند نکته ضروری:


1- تربیت و تعلیم در راس همه امور زندگی است

2- داشتن مهارت و دانش نقش محوری در تربیت انسان است.

3- سعادت و خوشبختی خانواده و جامعه منوط به داشتن تربیت است و نفع این افراد به جامعه بیشتر است.

4- هدف و انگیزه در تربیت افراد داشتن انسانهای مومن و متقی است.

5- جامعه تربیت شدهآمادگی و زمینه بیشتری برای ظهور حضرت حجت (ع) و جامعه مهدوی می شود.


انواع تربیت: 1- تربیت در بعد جسمانی 2- تربیت در بعد روانی3- تربیت در بعد غرائض جنسی4- تربیت در بعد اجتماعی5- تربیت در بعد اخلاقی 6- تربیت در بعدعاطفی7- تربیت در بعد عقلانی8- تربیت در بعد دینی 9- تربیت در بعد اقتصادی


تشریح تربیت در بعد جسمانی:


رسول خدا فرمودند: همانا بدن تو بر تو حقی دارد. دین اسلام اجازه نمی دهد فرد به بدن و روان خود لطمه بزند تغذیه سالم باعث تربیت سالم می شود کسانی که فقر آهن دارند سه مشکل دارند:


1- از نظر جسمانی سردرد و سرگیجه، ببییب حالی، رنگ پریدگی 2- از نظر روانی، عصبانیت، پرخاشگری 3- از نظر یادگیری، حافظه ضعیف دارند.


تربیت در بعد روانی: عوامل اختلال روانی فرزندان: 1- بی توجهی والدین به فرزندان و طرد آنها به خاطر نقص بدنی،ضعف هوش،رفتار کودکانه،عدم موفقیت،عدم رعایت مسائل اخلاقی و شرعی 2- حساسیت زیاد به امور غیر ضروری 3- خانواده گسسته و طلاق و اختلافات والدین 4- آلودگی صوتی 5- تبعیض در خانواده 6- کمبود محبت 7- عدم آشنایی و آگاهی از مهارت های زندگی و تربیت


راههای درمان مشکلات روانی در خانواده:

1- مشکلات در زندگی را یک امر عادی و جزئی از زندگی باید دانست

2- توجه به اصل پیش بینی و پیشگیری

3- قضاوت منطقی و کوتاه آمدن انتظارات

4- دیدن نعمتها و شکر گذاری

5- مثبت اندیشی

6- تقویت بنیه اقتصادی و مذهبی

7- رضایتمندی از قضا و قدر الهی

۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مهارتهای زندگی 2

سبک زندگی


به قلم حجت الاسلام علی اکبر دارابکلایی. مهارتهای زندگی بخش دوم. عوامل نشاط در زندگی:

1- داشتن جهان بینی صحیح: جهان بینی دقیق از پوچی و بیهودگی و رنج و زحمت و... را مانع می شود رسول خدا به ابوذر فرمودند شادی در آن است که قوی ترین مردم باشی پس برخدا توکل کن شادی تو در این است که عزیزترین مردم باشی، پس از خدا بترس شادی تو در این است که غنی ترین مردم باشی پس نسبت به آنچه در دست قدرت خداست مطمئن تر باشی تا به آنچه در دست خودت است وسایل الشیعه ج12ص417


2- قناعت: لقمان به فرزندش فرمود: به آنچه خدا قسمتت کرده قانع باش تا زندگی ات شاد باشد و به مال و ثروت دیگران توجه نکن (کافی)
3- محبوبیت، مقبولیت، موقعیت: از عوامل شادی است
4- استفاده از ابزارهای شادی آفرین(حلال باشد)
5- خوش بینی


زمینه های اضطراب و نگرانی:
1-افکار و باورهای نادرست درباره زندگی
2-بحران معنویت،پوچی گرایی از یاد خدا
3-نگاه بدبینانه به انسان و زندگی
4-عدم اعتقاد به قضا و قدر الهی
5- اختلاف های خانوادگی


عوامل تاثیر گذار در ایجاد محبوبیت:

1- آراستگی ظاهر: در سیره ائمه(ع) اینکه در ملاقات با دیگران همیشه آراسته بودند.2- نرم و ملایم بودن: ادب و متانت در سخن گفتن، موجب محبوبیت می شود. 3- حق شناسی و تشکر از دیگران 4- آغاز دیدار با سلام:از سنت رسول خدا بود 5- عفو و بخشش از لغزشهای دیگران 6- پرهیز از منت گذاشتن 7- کارگشایی و خیرخواهی 


راهکارهای تثبیت آموزه های دینی:

1- دیانت والدین: نماز به موقع،توجه به حلال و حرام و... 2- تمرین 3- حضور در محافل مذهبی 4- ارتباط با خانواده های مذهبی، علی (ع) به مالک اشتر فرمودند: ای مالک با خانواده های خوب و متدین و شریف و با سابقه های خوب رابطه داشته باش  نهج البلاغه نامه53 ، 5- الگو دهی مناسب 6- تشویق و تحسین.



خانوادۀ برتر


به قلم حجت الاسلام علی اکبر دارابکلایی: ویژگی های خانواده برتر: 1- اصالت خانوادگی 2-ویژگی های نفسانی،اعتقادی 3- ویژگی های رفتاری،شخصیتی


خانواده: کانونی است مقدس در سایه زناشویی دو جنس مخالف شکل می گیرد و با پیدایش فرزندان کامل می شود اسلام برای تشکیل خانواده استانداردهایی معرفی کرده است و خروجی این تربیت انسانهای شایسته است.



اولین ویژگی خانواده برتر اصالت خانوادگی:

ادامه مطلب...
۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۸:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آغوز رُشی

فرهنگ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. کم کم آغوز رُشی در دارابکلا و اوسا و مُرسم آغاز می شود. آغوز یعنی گردو. رُشی یعنی کوفتن چوب بلند بر سرشاخه های درخت گردو و ریختن آن بر کف زمین. پس آغوز رُشی یعنی کَندن و چیدن گردو از روی درخت به کمک رُوشا (چوب بلند).



نکتۀ مهم در این آغوز رُشی این است که آغوز رُوش دوتا سهم دارد و آغوزصاحاب (=مالک زمین و درخت) یک سهم. همین سنت دو به یکی، باعث می شد آغوزرُش ها با شوق زیاد به آغوز رُشی بروند. اگر مثلاً  درختی 2100 کال گردو داشته باشد، آغوزرُش 1400 کال می گیرد و آغوزصاحاب 700 کال. و جالب است خیلی این.


چرا این جوره؟ چون آغوز رُشی آنچنان سخت و سهمناک است که هر آن، ممکن است جان آغوزرُش در خطر بیفتد. همینه که سهمش بیشتره. سُنّتی زیبا و عادلانه در میان روستایی ها. تا بعد. در فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا نیز منتشر شد.


آغوزدار. 1395. گردنۀ امامزادۀ علی اکبر اوسا-دارابکلا.
عکاس: جناب یک دوست

۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۸:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تذکر آیة الله وحید خراسانی

هشدار مرجعیت


آیة الله العظمی حسین وحید خراسانی:
«باید همانگونه که خداوند به حضرت موسی فرمان داد که با فرعون با زبان نرم سخن بگوید ما نیز با جهان با زبان خوش صحبت کنیم. صحبت کردن با زبان خشن و تند و با روش‌های افراطی با جهان، خدمت کردن به اسراییل است.» 9 شهریور 1396 (منبع)


۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

جاویدان بودن اسلام

اسلام و فطرت


آیت الله شهید مرتضی مطهری
می گوید: «مادر و منبع همۀ رازها و رمزها، روح منطقی اسلام و وابستگی کامل آن به فطرت و طبیعت انسان و اجتماع و جهان است. اسلام در وضع قوانین و مقررات خود رسماً احترام فطرت و وابستگی خود را با قوانین فطری اعلام نموده است. این جهت است که به قوانین اسلام امکان جاویدان بودن داده است.» (مجموعه آثار، جلد 3، ص
190 _ 189)



۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پند سقراط

 دامنۀ داستان
 
روزی سقراط، مردی را دید که خیلی ناراحت است. علت را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی گذشت. من از طرز رفتارش رنجیدم.
 
 
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت : خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است. سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
 
 
مرد گفت: مسلّم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم که از بیماربودن کسی دلخور نمی شود. سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟ مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفَقت. و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
 
 
سقراط گفت: همۀ این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی، آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است، روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد، هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش، نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. (منبع) 
۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حصور یعنی چه؟

لیف روح

به نام خدا. حصور چیست؟ حضرت یحیی (ع) حصور بوده است، حصور به معنی مبالغه کننده در خودداری از شهوات و هواهای نفسانی. (به نقل از تفسیر صافی، ج 1، ص 360)
 
 

بندبازی

دامنه: سالم زیستن از بندبازی سخت تر است


اکثر کسانی که مُنکر آخرت هستند، آنهایی اند که در دام شهوت اسیرند. آیه های 15 و 16 سورۀ طه همین را می گوید، چون میان مَنْ «لَا یُؤْمِنُ بِهَا» و  «وَاتَّبَعَ هَوَاهُ» در آیه 16، علاقه و پیوند سببیه است؛ یعنی پیروی از هوَس، موجب انکار قیامت است. (منبع: قرآن شناسی. محمدمهدی فولادوند. ص 398)
۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تشعیر چیست؟

ایران شناسی


به نام خدا
. هنر در ایران. تشعیر از کلمه شعر به معنی موی حیوان یا انسان است و در هنر مینیاتور سازی و نقاشی ایرانی به آثاری گفته می شود که با حرکات منظم قلم مو و حرکاتی تند و سریع اشکالی زیبا در حاشیه نگاره ها ساخته می شود. در هنر تشعیر از رنگ هایی روشن، خیال انگیز و درخشان استفاده می کنند.


تشعیر
هنر تشعیر


تشعیر یکی از رشته های نقاشی است که بیشتر برای زینت بخشیدن به حاشیه ی نقش ها به کار برده می شود و بر رونق و زیبایی و اعتبار نقاشی می افزاید. ویژگی این فن استفاده از قلم نازک است که در حقیقت موئینه کاری باید نامید. در این هنر تصویر جانورانی از قبیل اژدها و شیر و آهو و گوزن و خرگوش و سیمرغ و پلنگ در حال عادی و یا گرفت و گیر ارائه می گردد و یا پرندگان زیبا و رنگین در حال پرواز یا نشسته بر روی شاخه های درخت ترسیم میشود. افزون بر این گاهی سوارانی در حال تیر اندازی در برخی از تشعیر ها دیده شده است. (مآخذ: اینجا و اینجا)
۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۳ ق.ظ دامنه |
کافرکُلی یعنی چه؟

کافرکُلی یعنی چه؟

دامنۀ ایران


به قلم دامنه: به نام خدا. کافرکُلی جادهٔ هراز آب اسک. از مدت ها پیش در پی این بودم پستی در بارۀ کافرکُلی بنویسم. تا این که پس از مطالعات متعدّد بر روی این پدیدۀ مهم تاریخی ایران، این تصمیمم نتیجه داد و اینک ارائه کرده ام. نوشتن این پست زمانی بر من لازم و ضروری تلقی شد که علاوه بر مرورهای مطالعاتی، چندی پیش مستندی دیدنی از کارشناس موضوع، آقای مهدی خلیلی در شبکۀ مستند مشاهده و استماع کرده بودم.


کافرکُلی ها در روستای آب اسک جادۀ هراز هم راستای رشته کوه های البرز ساخته شدند. دخمه هایی هستند دست کَنده شده توسط ایرانی های عصر ساسانی. این غارهای دستی مشهورند به کافرکُلی.


کافر در اینجا یعنی کسانی که آن زمان مسلمان نشده بودند و کُلی به زبان مازندرانی ها یعنی خانه. آشیانه. لانه. مثل: کِرک کُلی. کوترکُلی، غازکُلی. سیکاکُلی. جیکاکُلی.


در جایی از جادۀ هراز به سمت آمل روستایی ست به اسم آب اسک. در آن محدوده بر دیواره های رشته کوه البرز، دخمه هایی دست کنده شده را می بینید که می گویند برای نجات و پناهگاه بوده است. غارها به گونه ای ساخته شده است که حالت تدافعی بودن را نشان می دهد و از دهنۀ آن بر محیط، اطراف و جادّۀ هراز مُشرف و کاملاً مسلط بودند.


کافرکُلی آب اسک جادۀ هراز      کافرکُلی آب اسک جادۀ هراز

نمونه هایی از کافرکُلی

کافرکُلی آب اسک جادۀ هراز

کافرکُلی آب اسک جادۀ هراز


من دقیق نمی توانم حکم کلی کنم که کافرکُلی یا کافرکالی یعنی چه؟ ولی می گویند ایرانی هایی که در دورۀ فتح ایران توسط اعراب مسلمان در دورۀ خلیفۀ دوم عمر بن خطّاب _که در ادبیاتی دیگر حملۀ اعراب به ایرانِ دورۀ ساسانی خوانده می شود_ نمی خواستند به آیین اسلام درآیند، برای حفظ کیش خویش و در امان ماندن از غارت و کشته شدن توسط اعراب افراطی مهاجم، این گونه غارها را تعبیه و در آن پناه گرفته بودند.


البته برخی بر این نظرند این دخمه ها را زرتشتی ها ساخته اند تا اجسادشان را در آن بگذارند و حیوانات و پرندگان از آن تغذیه کنند. بگذرم. در تصاویری که در زیر آپلود کرده ام کافرکُلی های ساخته شده بر جدار کوه ها را مشاهده می کنید.



نیز بیفزایم نقل است «در حال حاضر بخشهایی از غارهای دستکند روستای آب اسک توسط روستاییان بومی دامدار، تبدیل به آخور و محل نگهداری علوفه و دام شده است.» و نیز گفته می شود نام روستای آب اسک، از اَشک اول، پادشاه اشکانی گرفته شده و با گذشت زمان واژۀ اشک به «اسک» تبدیل شده است.
۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۰:۵۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۳ ق.ظ دامنه |
مصباح از نظر ملکیان

مصباح از نظر ملکیان

مصطفی ملکیان و مصباح یزدی


متن نقلی
: مصطفی ملکیان در بخشی از مصاحبه خود با نشریه "برای فردا" با اشاره به سوابق همکاری فرهنگی با آیت‌الله مصباح یزدی گفت: سه دلیل دیگر داشت که من مُرید ایشان نشدم:


اول اینکه آقای مصباح خیلی دست خوش جذم و جمود و تعصب و پیش داوری و بی مدارایی نسبت به هرگونه دگر اندیشی بود و من این روحیه را نمی پسندیدم. من از نوجوانی نسبت به همه افکار خیلی باز بودم، آقای مصباح بسیار متعصب بود و دارای پیش داوری منفی نسبت به دگراندیشان منجمله دکتر شریعتی در آن زمان بود.


نکته دوم اینکه آقای مصباح تحمل مخالفت با خودش را نداشت. نمی شد ایشان را به جد نقد کرد، شما باید از آقای مصباح تنها رهنمود بگیرید، نمی توانستید به جد وارد یک بحث با او شوید و مخالفت خود را اعلام کنید.


نکته سوم اینکه ایشان خیلی کم مطالعه بود و کتاب های خیلی محدودی می خواند. جهت دیگری که من از مریدان ایشان نبودم مربوط می شد به مسائل انقلاب. در زمانی که من با ایشان بودم خودم خیلی موافق انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی بودم و خیلی علاقه شخصی به آقای خمینی داشتم. در آن زمان ولی در نشست و برخاست هایی که من با  آقای مصباح داشتم؛ همیشه یک نوع بی اعتنایی به این امور می دیدم و شیفتگی ای که من در آن زمان نسبت به آقای خمینی داشتم در آقای مصباح دیده نمی شد. مصباح اطرافیان خودشان را به جد از اینکه در جنگ شرکت کنند؛ باز می داشتند.




در آن زمان بسیاری از آرا و انظاری که بزرگان آن زمان جمهوری داشتند را دارای سبقه مارکسیستی می دیدند، با بسیاری از مواضع آقای بهشتی مخالفت داشتند، وقتی آقای خمینی انجمن حجتیه را تخطئه کردند مصباح در این تخطئه همراه نبود، اینها مواردی است که من آگاهانه
بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تابلو شام آخرِ داوینچی

چهره ها

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آخر دچار مشکل بزرگی شد: می بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا، از یاران مسیح که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد. کار را نیمه کاره رها کرد تا مدل های آرمانیش را پیدا کند.



و



روزی در یک مراسم همسرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره یک جوان زیبا یافت، جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرهایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود...

اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال(روحانی کلیسا) به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.

نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت، به زحمت وی را به کلیسا آورد، دستیاران وی جوان را سرا پا نگه داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خود پرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

وقتی کارش تمام شد، جوان، که دیگه مستی کمی از سرش پریده بود، چشم هایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: «من این تابلو را قبلا دیده ام!»

داوینچی با تعجب پرسید: «کی؟»

-سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیز را از دست بدهم، موقعی که در یک مراسم همسرایی شرکت کردم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی مسیح شوم!!!

۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

متن های مختلف

متن های گوناگون

1


سلسله مباحث لیف روح

پروردگارا هر که را عقل دادی، چه ندادی و هر که را عقل ندادی، چه دادی. (پیر هرات خواجه عبدالله انصاری)


2

دولت ترکیه عملیات احداث و نصب دیوار مرزی 144 کیلومتری در مرز مشترک با ایران را آغاز کرده است. شرح خبر : در عصر ایران


3

تأسیس حزب

«توسعه ملی ایران اسلامی»

به جای

«سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»


(منبع عکس)

گفت‌وگو با محمد سلامتی: محرمانه‌های یک سازمان نیمه‌مخفی

کامل متن در فراز ایران: اینجا


4

داستان کوتاه


«یکی از علما را پرسیدند که یکی با ماه روئی است در خلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خُفته و نفس طالب و شهوت غالب. 
هیچ باشد که به قوت پرهیزگاری، او به سلامت بماند؟
گفت: اگر از مَه رویان به سلامت بماند، از بدگویان نماند!» (منبع)



5
زیارت دوره یعنی چه؟ به نام خدا. حاجیان ایرانی. زائران حج، در شهر مدینه مسجد قبا، مسجد ذوقبلتَین، مزار حضرت حمزه سید الشهدا (ع)، شهدای اُحد در منطقه کوه اُحد و اماکن تاریخی و مذهبی دیگر را بازدید و زیارت می کنند که به زیارت «دوره » معروف است. (منبع)

کوه اُحد در مدینه منوره
کوه اُحد در مدینه منوّره
۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ایّوب برزگرنژاد

چهره ها


به نام خدا. دوستی ایرانی ها با آفریقا. دکتر ایّوب برزگرنژاد رووارملی (رودبارمحله هزارجریب) پزشک فوق تخصص و شاعر خوش گوی شهرستان نکاست. دست نوازشگر و محرومیت چشیده و حاذقِ این روستازادۀ دردآشنا، برای مستضعفان منطقۀ هزارجریب نکا و حومه، همواره در ذهن ها و خاطره ها و یادها ماناست.


سلام می کنم به این پزشک متعهّد مردم گرا. ممنونم از ارسال کنندۀ عکس این شاعرِ شعرگوی متن ها و سوژه های بامُسمّا و گرانبهاء.


دکتر ایّوب برزگرنژاد پزشک و شاعر نکا در آفریقا

سلام گرم قلم قم دامنه دوم به دکتر ایّوب برزگرنژاد

پزشک دلسوز و شاعر خوش گوی نکا


۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خا یعنی خا

از مهندس محمد عبدی
 

سلسله مباحث فرهنگ لغت دارابکلا
 
یک «خا» (=خواه) و چند معنا
 
واقعا شیرین تر از زبان مازندرانی داریم!؟
 
خا : یعنی باشه
 
خا : یعنی تو راست میگی
 
خا : یعنی خفه شو
 
خا : یعنی ادامه بده
 
خا : یعنی خب
 
خا : یعنی اَره بابا
 
خا : یعنی بی خیال
 
خا : یعنی بعدش چی شد؟
 
خا: یعنی بسّه
 
همه این «خا»ها با تغییر لحنِ بیان
مفهوم و رسانده می شود
 
 

پاسخ دامنه
 
سلام مهندس
پس خمیرآش بَخو. خا؟
آن هم خمیرآش سنه کوه
عکس هم از خودته
جناب مهندس عبدی. خا؟
۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غُبار رُوبی چرا؟

عترت

به قلم دامنه. به نام خدا. غُباررُوبی مَضجع امام رضا (ع). هر ساله مَضجع شریف امام رضا (ع) _این کانون معنوی و دینی ایران و ایرانیان_ توسط بالاترین مقام حکومت شست و شو و غُباررُوبی می شود. اقدامی اخلاقی و محترمانه نسبت به ساحت مقدس امام رئوف که مردم ایران تحت ولایت و زعامت آن امام هُمام اند.


این حرکت معناگرایانه به نظرم در ذات خود درسی بزرگ و پیامی عمیق، نهفته دارد که باید از آن برای خویش عبرتی ساخت و سبک زندگی را بدان آراست. دو سه نکته ای را من در اینجا می نویسم:



مراسم غبار رُوبی مضجع امام رضا (ع) 1مرداد1396


1- همۀ ما ایرانی ها عاشق امام رضا علیه السّلام هستیم و سالی یکی دوبار بر گِرد حرمش، زایر می گردیم. عاشق، کمترین کارش صدق و فداکاری برای معشوق است. آن هم معشوقی اینچنین محبوب و رئوف. پس رُفتنِ غبار از قبر آقا (ع) حرکتی عاشقانه و بشدّت شیداگرانه است.


2- اگر غُباررُوبی قبر را سَمبولیک و رمزآمیز فرض کنیم، این حرکت ندا و نوری به درون همه ی مان می تاباند که غُبارروبی درونی نیز داشته باشیم و خود را همواره پالایش کنیم تا به اخلاق رضوی خو گیریم و با سیرۀ آن امام رئوف سیر کنیم و صیرورت بیابیم.


3- ملت ایران با این سنّت زیبا و آئین متین، می خواهد این را بگوید که حتی حاضر نیست قبر آقا امام رضا (ع) به کمترین گرد و غبار آغشته باشد. پس وقتی چنین است، این آئین درس آفرین را برای خودمان شیوۀ و سبک زندگی بکنیم و نگذاریم قلب و روح و اندیشه و عمل مان آلوده به غبار و آغشته به گرد و خاک و آمیخته به کژی و غَشّ ها و غِشاها باشد.



4- ایران قرن هاست که با اسلام است و اسلام، قرن هاست که در ایران است. پس اسلام و ایران را باهم و در کنارهم بدانیم و به تعبیر شهید آیت الله مرتضی مطهری «خدمات متقابل ایران و اسلام» را از نظر دور نداریم. غُباررُوبی، نمایش همین تئوری ماناست.
۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دکتر حسابی

داستان کوتاه



یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت: شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم.



دکتر حسابی



دکتر جواب داد: تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشک هوا کند.(منبع)


۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دو متولّی مساجد دارابکلا

 

 

ملاولی حسین دارابکلایی

متولّی مسجد و تکیه پایین محلۀ روستای دارابکلا

 

از جناب رنگین کمان بابت تهیه و ارسال عکس ممنونم

 

عکس زیر: مرحوم مهدی مشهور به میدی

متولی مسجد و تکیۀ بالا دارابکلا

خدا بیامرزدش

 

 

و

 

 

نبی طالبی.حسین گرجی و مرحوم میدی

قلیان اگر نبود، یک پای مهدی همَش لنگ! بود

۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فقیهی که زنش کُتک می خورد

داستان کوتاه


مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء از بزرگ‏ترین فقیهان عالَم تشیّع بوده است، در حدّى که علماى بزرگ شیعه از قول او نقل کرده ‏اند که فرموده بود: اگر تمام کتاب‏هاى فقهى شیعه را در رودخانه بریزند و به دریا برود و شیعه دیگر یک ورق فقه دستش نباشد، من از اول تا آخر فقه شیعه را در سینه ‏ام دارم، همه را بیرون مى‏ دهم تا دوباره بنویسند. مرجع هم شده بود.





اهل علم و اصحاب سرّش فهمیدند که همسرش در خانه بداخلاقى مى ‏کند، ولى خیلى هم خبر از داستان نداشتند. این قدر در مقام جست‏ و جو برآمدند تا به این نتیجه رسیدند که این مرد بزرگ الهى، این فقیه عالى ‏قدر گاهى که به داخل خانه مى ‏رود، همسرش حسابى او را کُتک مى ‏زند.



یک روز چهار پنج نفر جمع شدند و خدمتش آمدند گفتند: آقا ما داستانى شنیده ‏ایم از خودتان باید بپرسیم، آیا همسر شما گاهى شما را مى ‏زند؟!  فرمود : بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قوى البُنیه هم هست، گاهى که عصبانى مى ‏شود، حسابى مرا مى ‏زند. من هم زورم به او نمى‏ رسد.



گفتند: او را طلاق بدهید. گفت: نمى ‏دهم. گفتند: اجازه بدهید ما زن‏هایمان را بفرستیم، ادبش کنند. گفت: این کار را هم اجازه نمى ‏دهم. گفتند: چرا؟



گفت: این زن در این خانه براى من از اعظم نعمت‏هاى خداست، چون وقتى بیرون مى‏ آیم و در صحن امیرالمومنین مى ‏ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز مى‏ خوانند، مردم در برابر من تعظیم مى‏ کنند؛ گاهى در برابر این مقاماتى که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمى ‏دارد، همان وقت مى ‏آیم در خانه کُتک مى‏ خورم، هوایم بیرون مى ‏رود! این چوب الهى است، این باید باشد. (منبع: کتاب نفس؛ شیخ حسین انصاریان، ص 328)

۲۸ تیر ۹۶ ، ۰۹:۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ق.ظ دامنه |
حصر

حصر

حصر و محصوران

 

مصاحبۀ اعتماد با محمدرضا باهنر

 

سؤال: «در ماجرای حواشی انتخابات سال ٨٨، بعضی از نمایندگان مجلس مثل آقای مطهری معتقد بودند و البته هستند که باید تکلیف همه‌چیز روشن شود و مقصران محاکمه شوند. نظر شما چیست؟

 

جواب: می‌دانید تکلیف چطوری باید روشن بشود؟ اگر به صورت جدی و براساس قوانین موجود کشور محاکمه بشوند، این آقایان سران فتنه مجازات‌شان بالاست. نظام نمی‌خواهد این کار را بکند. می‌گویند چرا حصر را برنمی‌دارید، من سوالی می‌کنم از کجا معلوم که آقایان سران فتنه وقتی آمدند بیرون دوباره کنفرانس خبری نگذارند و بیانیه ندهند؟!

 

در دادگاه که نمی‌توانند کنفرانس خبری بگذارند و بیانیه بدهند؛ صرفا محاکمه شوند.

 

گفتم خدمت‌تان؛ اگر محاکمه شوند، حکم و مجازات‌شان خیلی سنگین خواهد بود و طرفداران محاکمه قطعا پشیمان می‌شوند.» (منبع)

 

 
پاسخ دامنه
 
به نام خدا. آقای باهنر در طول عمر سیاسی خود از این نوع ناروابافی ها و خیالبافی ها زیاد داشته است. او همیشه گِرد قدرت چرخیده و مطابق حزب باد، جهیده. این جملات او هم مُشتی دیگر از خروارها مَجیزگویی هایش برای ماندن در قدرت و ترس از اَفّوا و دور و بری هاست.
 
 
 
باهنر که سادگی کرده و اعتراف نموده حرف از محاکمه نکردن به میان آورده، پس اول از همه بگوید حال که اذعان کرده ای هنوز محاکمه نشدند پس این مدت طولانی 8 سال که میرحسین، رهنورد و کروبی در حصر و محرومیت مطلق بوده اند اسمش چیست؟ چه نوع مجازات شرعی و اسلامیی بوده است؟ کجای اسلام و قرآن «حصر» داریم که این نظام، مرتکب آن شده است!؟ آخر بگویم آخرتِ خودت را برای دنیای دیگران ویران نکن.
۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۴ ق.ظ دامنه |
امام صادق

امام صادق

دامنۀ عترت

 

به قلم دامنه. شهادت امام صادق علیه السلام. به نام خدا. شیعه مفتخر است به پیشوای صادق علیه السّلام، امام ششم و بنیانگذار مذهب جعفری. مطالعۀ گفته ها و فرموده های آن حضرت، به انسان قوّتِ قلب می دهد و آدمی را به تفکر و خویشتن نگری و اندیشیدن می کشاند.

 

 

 

 
امام صادق : هر کس ریاست بخواهد، هلاک شود
 
 
من در آستانۀ سالروز شهادت امام صادق (ع) در «قلم قم دامنه دوّم» به سه نمونه از سخن ها و احادیث آن امام بزرگوار می پردازم، تا روشن کنم این نگرش های عمیقانه و حکمیانه تا چه حدّ بر جان انسان نفوذ می کند و بر جویبار درونش جوشش می آفریند: (منبع)
 
 
نماز اول وقت یک رانندۀ کامیون بر کف خیابان

 
1- هر که به سه چیز دل ببندد فریب می خورد: کار نشدنی را تصدیق کند، به کسی که مورد وثوق نیست اعتماد نماید، و به آنچه مالک نیست طمع ورزد.
 
 
2- حاکمان نمی توانند در سه چیز کوتاهی کنند: نگهبانی مرزها، سراغِ مَظالم رفتن و رفع ستم از مردم کردن، و گزینشِ صالحان و شایستگان برای امور اجرائی.
 
 
3- مُروّت و مردانگی آن است که خداوند تو را در آنجا که نهی کرده است، حاضر نبیند، و آنجا که فرمان داده حضور داشته باشی، غایب نبیند.
۲۷ تیر ۹۶ ، ۰۰:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۸ ق.ظ دامنه |
چرا قلم قم؟

چرا قلم قم؟

تأسیس دامنه دوّم

 

به قلم دامنه. به نام خدا. چرا «قلم قم QQom دامنۀ دوم»؟ چرا «جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان»؟ چرا «بیان و پیام»؟

 

 
1- این که چرا نام وبلاگ را گذاشتم «قلم قم QQom»؟ باید بگویم چونکه قم، مِلک طِلق هیچ کسی نیست. هیچ کسی هم قادر نیست قم را تماماً از آنِ خود کند. زیرا قم را علم و دانش و ارزش احاطه کرده است؛ نیز آزادی و اندیشه و اجتهاد؛ نه قدرت و استیلا و انقیاد. قم مالِ همۀ ایرانیان است. متعلّق به تمامی شیعیان و مُحبّان اهل بیت علیهم السّلام است. قم مرکز اجتهاد است؛ شهر علم و عالمان. شهر همۀ ایرانی ها. قم را نمی شود شاغول کرد. قم، سُلطه پذیر نیست. قم، با تفکر برپاست و با تفکّر می ماند. مردم ایران، چشمشان به قم است. چونکه احکام شرع شان از قم و از مرجعیت برمی خیزد. پس «قلم قم QQom دامنه دوم» جغرافیای محدودی ندارد، جغرافیای آن، همۀ ایران است و مخاطبان آن، همۀ ایرانیان.

 

 


دارابکلا از زاویۀ بَبِرخاسه.17فروردین1396.عکاس:جناب یک دوست

 

2- چرا «جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان»؟ را شعار وبلاگ کردم؟ چونکه اول باید جان را مراقب بود و آن را تیمار کرد. معتقدم تا به جان و نفسِ خویش نپردازیم، به معرفت درست، دست نمی یابیم. همۀ ما در درجۀ نخست، جُنبنده و دمیده شدۀ روح خدای متعالیم. بعد جهان را باید شناخت و جهان بینی داشت. چه دیدنِ جهان باشد و چه بینشِ آن. آنگاه ایران را باید دوست می داشت و آن را پاسداری نمود، چراکه، هر انسانی باید در بخشی از زمین خدا مستقر شود و حیات خود را رونق معنوی و طول و عرض عالی ببخشد و چه جایی بهتر از ایران: «چون ایران نباشد تن من مَباد».

 

 

سپس انسان را باید شناخت و انسان شناسی داشت. و از پُلِ انسان شناسی باید به ادیان و دین شناسی رفت. زیرا انسان بدون دین و دین ورزی موجودی عبَث است. و عبث، بیهودگی، پوچی و پوچ اندیشی با فلسفۀ زیستن و آدمیت انسان و حکمت خداوند متعال نمی خواند. با این شیوۀ زندگی، قرآن به عنوان هدایتگر بشر جِلوه می کند و بر جان انسان های حقّگرا می درخشد و آن گاه با قرآن، ایمان حاصل می شود که نهایتِ آن عرفان و خداشناسی و خداگرایی ست، که به ثنا و ستایش خداوندی می انجامد؛ چراکه، ما در هر کاری که بسر بریم _از جمله وبلاگ و فضای مَجازی_ باید و باید در دنیای واقعی و در فضای حقیقی، در اوج پرستش «الله» باشیم و وصال «رحمان». همین و والسّلام.

 

و

 

3- و اما چرا در شرح وبلاگ گفته ام «بیان و پیام»؟ زیرا همچنان بر آنم بیان و پیام دو مسألۀ حیاتی و اصلی بشر است. بیان و پیام، آموزۀ اصلی انبیای الهی (ع) و ائمۀ اطهار (ع) و تمامی حکیمان و مُتألِّهان عالَم است. هم باید بیان و آزادیِ بیان داشت و هم باید بیان حاوی پیام باشد. پیام، محصول وحی است. همۀ پیامبران خاصّه حضرت خاتم (صلوات الله)، پیام آورندگان انسان و جهان و جان بودند.

 

 

پس در قلم قم دامنه دوم، بیان و پیام است. هم بیان و پیام مدیر وبلاگ و هم بیان و پیام خوانندگان شریف آن و هم نویسندگان بزرگوار آن که بارها و بارها در دامنه دارابکلا با قلم آنان مأنوس بودیم و بهره می بردیم؛ خصوصاً روحانیونی گرامی حُجج اسلام: شیخ علی اکبر دارابکلایی. شیخ مالک رجبی دارابی. شیخ محمدجواد غلامی دارابی و نویسندگان بزرگوار دیگر؛ که نام بردن از همۀ آنان موجب اطاله می شود. ذوق هنرمندانۀ «جناب یک دوست» که با ارسال تصاویر دیدنی از جای جای دارابکلا، با زاویه های هنرمندانه، موجب تنوع برای خوانندگان شریف و بینندگان ارجمند می گردد.

 

 

 

آری؛ این گام بلند و مسؤولانه حاصل نمی شود مگر به تحرّک و مسئولیت پذیری و گذر از هر گونه کاهلی و دورکردنِ خود از هر نوع بیهودگی و کاهیدگی و وازدگی. پایان.

 


آرم دامنه

 

آرشیو قلم قم دامنه دوم

۲۷ تیر ۹۶ ، ۰۰:۰۸ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |