قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم دارابکلا ابراهیم طالبی دارابی
Qalame Qom Damaneye Dovvom

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۷۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تک نگاران دامنه» ثبت شده است

دو خاطره

 

7097

 

 

خاطرۀ اول

به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: با اجازه از مدیر محترم مدرسۀ فکرت و دوستان عزیز. اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۷۰ بود. برادر خانمِ بنده راننده اتوبوس بود و ما هماهنگ کردیم که در تهران پارس سوار ماشین ایشان شویم و بابل پیاده شویم. ما که هنوز تا آن زمان فرزندی نداشتیم، دو نفری روی صندلی خود مستقر شدیم. بعد از ما یک زن و شوهری وارد شدند که خانم، نه حجابش متعارف که بسیار هم غیر متعارف بود. از قضا کنار ما هم نشستند.

 

نکته جالب این که وضع ظاهری شوهرش هم بهتر از خانم نبود: دکمه ها تا روی شکم باز، یک قمه هم به کمرش بسته و ...  گفتم یا ابالفضل، انشاالله امشب سالم برسیم. حالا در طول مسیر چه کارهایی که نمی کردند، کاری نداریم.

جاده هراز. بازنشر دامنه

 

به پلور که رسیدیم، اتوبوس برای نماز و شام توقف کرد. من رفتم نماز بخوانم، دیدم که همون جوون هم وضو گرفت و اومد نماز خواند. من هم در کمال تعجب گفتم: الله اکبر، خیلی جالبه. بعد از نماز که سوار اتوبوس شدیم به خانمم گفتم این جوون با این وضعیت ظاهری اش، نماز هم خواند. خانمم گفت: اتفاقا خانمش هم از من چادر گرفت و نماز خواند. گفتم جل الخالق!! واقعا هم تعجبم بیشتر شد و هم بیشتر خدا را شکر کردم. قطعا این دو جوان هیچ اجباری در خواندن نماز نداشتند و سعی کردند این رابطه را خفظ نمایند.

 

ظاهر زیبا نمی آید بکار 
حرفی از معنی اگر داری بیار

 

مرد سیرت را بصورت کار نیست 
جامه گر صد وصله باشد عار نیست

 

گرچه مامور به ظاهر هستیم و حق نداریم، از اندرون افراد تجسس کنیم، اما نباید فقط ظاهر افراد را قضاوت کنیم.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب حجةالاسلام محمدرضا احمدی. خاطره‌ای خواندنی، آموزنده و هیجان‌انگیز بود که به‌شیوایی نوشتی. بلی؛ گرچه ظاهر انسان هم باید آراسته، پوشیده، فاخر و به‌دور از هر جِلف و سفاهتی باشد، اما درون انسان، یک بی‌کران ساختاری‌ست که فقط خدا و خود آدمی از آن خبر و برداشتِ درست دارد.

 

دو بیت مولوی را برای تأیید تفسیر خوب شما از خاطره‌ات و این شعر زیبای استنادی‌ات، می‌آورم:

 

پس به صورت آدمى فرع جهان
وز صفت اصل جهان این را بدان

 

ظاهرش را پشّه اى آرَد به چرخ
باطنش باشد محیط هفت چرخ

مثنوی مولوی. دفتر چهارم، ابیات 3766ـ3767.

 

 

خاطرۀ دوم

به قلم دامنه

 

یک خاطره هم بگویم خیلی‌ خلاصه: سال ۷۲ با اتوبوس از هراز می‌آمدم ساری. بین‌راه یک آقایی، به حجاب یک زن مانتو‌پوش گیر داد و ... . من به آن آقا اعتراض کردم ... گفتم حجاب ایشان متعارَف است ... .

 

در رستوران پُلور جادۀ هراز که پیاده شدیم، در راهروی نمازخانه دیدم همان مانتوپوش، اولین زنی بوده که از کیف‌ دستی‌اش چادر درآورده، به سمت قبله و نمازگزاردن رفته ... .

 

آری؛ این قلب‌هاست که مرکز ایمان است، نه ظاهر و تظاهرات افراد.

 

دی 1397.

ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۷ ، ۰۶:۰۶
دامنه |

دامنۀ ایران

 

7088

به قلم «یک دارابکلایی» : با سلام. بنده تخصصی در موضوعات مطرح شده توسط این دو بزرگوار [در پست: 7085] ندارم. فقط یادم هست که در جایی از روزنامه نگار معروف معاصر مصری - حسنین هیکل - خواندم که رو به یکی از ادیبان معاصر ایرانی در جلسه ای گفتند:

 

ما مصری ها اگر شاعری همچون فردوسی داشتیم آنگاه زبانمان اصلیمان را از دست نمی دادیم و امروزه به عربی صحبت نمی کردیم. شما زبان فارسی تان را مدیون فردوسی هستید. اگر شاهنامه نبود شما نیز امروز به فارسی تکلم نمی کردید. با سپاس.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب «یک دارابکلایی». 1- ممنونم از توجۀ شما به بحث ها و مطالب در دامنه. داشتن خوانندۀ خوش ذوق و دانایی چون شما، برای من یک ارزش و درس آموزی ست. 2- حکیم ابوالقاسم فردوسی هم بعد از اسلام است. نویسندۀ آن متن، صحبت از پیش از ظهور اسلام می کند.

 

3- من البته در پست هایی که در صدرش می نویسم «متن نقلی»، علاوه بر رعایت امانت نوشتار نویسندگان، به معنای پیش داور نبودنِ خودم در آن باره، نیز هست. بنابراین من هم مانند جناب عالی، در بارۀ اصل موضوع مطرح شده، اظهارنظری نکرده ام و حتی عنوان پست را با واژۀ پرسشیِ «آیا»، به صورت سؤالی درآورده ام؛ بدین صورت: «آیا ایرانی ها شعر را از عرب یاد گرفتند؟». ممنونم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۷ ، ۰۸:۵۸
دامنه |

دامنۀ جامعه

7084

 

به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: حیا و اِستحیا. مفهومی اصیل که هم تشکیل دهنده بخشی از شخصیت انسان است و نشان انسانیت و هم در محاورات روزانه با دو کلمه "با حیا" و "بی حیا" زیاد سر و کار داریم. از باب تُعرَفُ الاشیاءُ باَضدادِها، وقتی حیا را در مقابل وقاحت می گذاریم، تازه متوجه می شویم که با چه مفهوم با عظمتی مواجه هستیم.
 

علت طرح بحث، مرور آیه 53 سوره احزاب است که امروز در برنامه قرائت روزانه قرآن در محل کار انجام گرفت. در این آیه، رسول خدا(ص) به دلیل حیایی که دارد نمی تواند به مهمانانی که در منزل شان حضور پیدا کردند و شام شان را هم میل کردند بگوید متفرق شوند:


فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسینَ لِحَدیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیی‏ مِنْکُمْ  وقتی به منزل پیامبر رفتید، بعد از خوردن غذا متفرق شوید و سخنی گویید، این کار شما پیامبر را اذیت می کند و ایشان حیا می کند که شما را بیرون کند. با این که پیامبر از این رفتار مردم اذیت می شد، اما حیا می کرد که به آنها تذکر بدهد.
 

کسی که خدای متعال در سوره قلم او را با اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عظیمٍ خطاب می کند، باید حیای عظیم هم داشته باشد تا خُلقش کامل گردد. این صفتِ نیکِ نفسانی می تواند منشأ بسیاری از خوبی ها و پاکدامنی ها و زیبایی ها باشد. از آنجایی که حیا یک امر نفسانی است، خلوت و جلوت برای انسان با حیا یکی است.


بر اساس سخن رسول خدا(ص)، حیاء سراسر خیر است و جز خیر نتیجه‌ای ندارد. و به گفته بعضی از بزرگان، حیاء انسان را، چه دیندار باشد چه غیردیندار، از پلیدی‌ها باز می‌دارد.
 

چند نکته:


1. حیاء باید آگاهانه، بجا و به ‌اندازه باشد.
2. زیاده‌روی در حیاء کردن از مصادیق اسراف است.
3. در تحصیل علم، کسب درآمد حلال و خدمت به مهمان حیا جایز نیست.

 

اما خیلی عجیبه که انسان نسبت به خودش هم حیا داشته باشد. یعنی آنقدر مقام انسان بما هو انسان با عظمت است که حتی خودش باید از خودش شرم داشته باشد. به این سخن زیبای امیر بیان(ع) توجه کنید: غایَهُ الحَیاءِ أن یَستَحیِىَ المَرءُ مِن نَفسِهِ؛ اوج حیا این است که آدمى از خودش حیا کند. بنا بر اختصار است، اما سخن در این موضوع زیاد و ذوجهات است و جای آن دارد به بحث گذاشته شود.

 

پاسخ دامنه


سلام جناب حجةالاسلام شیخ احمدی. عالی نوشتی. «اوج حیا» را نیز بسیاردقیق و به‌جا متذکر شدی. متبرّک کردی محیط مدرسۀفکرت را با این بحث دینی، قرآنی، روایی و اخلاقی. برقرار باشید و سالم و پرنشاط.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۷ ، ۰۶:۴۸
دامنه |

هفت دستگاه

 

7069

به قلم یک دارابکلایی: با سلام. {در راستای پست: 7067} به گفته استاد قاری قرآنی، که بنده سالیان دور چند جلسه در کلاس‌های صوت و لحن او حضور داشتم، قرآن در هفت دستگاه قرائت می‌شود و قاری مجاز نیست که غیر از آنها از دستگاه دیگری استفاده کند. این هفت دستگاه که به اختصار صنع بسحر می‌باشد عبارتند از صبا، نهاوند، عجم، بیات، سه‌گاه، حجاز و رست یا راست. ایشان تأکید داشتند که حتی از دستگاه دشتی که نوای محزونی هم دارد نباید در خواندن قرآن استفاده کرد. البته دلیلش را نمی‌دانم و به یاد نمی‌آورم.

 


در مورد ربّنای شجریان هم با جستجویی که در اینترنت انجام دادم ایشان آن را در مقام‌های قرآنی خوانده‌اند؛ ربّنا از دستگاه رست شروع شده و به عجم خاتمه می‌یابد. قاعدتاً استاد شجریان که قاری قرآن بوده و به نواهای قرآنی تسلط داشته و حتی چند کاست قرآن به نام "به یاد پدر" دارند، به این موضوعات واقف بوده و از ایشان بعید بود که خارج از عرف بخوانند.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب «یک دارابکلایی». از توضیحات مناسب شما بهره بردم. دوست فاضل و ارجمند من جناب حجةالاسلام محمدجواد غلامی دارابی نیز در آن پست مورد اشارۀ بالا، در پاسخ به پرسشم نکاتی را برشمردند. حال شما با این اطلاعاتِ افزوده، مطلب را غنی تر و مستند ساخته ای.

 

راستی، آن شخص که به دعای ربّنای محمدرضا شجریان اشکال وارد کرد آقای محمدجواد لاریجانی بود که البته برای من مخالفت وی با آن آوا، کاملاً مبرهن و آشکار است چرا؟ بهتر است ورود نکنم و به همین شرح موجَز و مفید شما بسنده کنم. فقط جهت استنادسازی متن نامۀ آقای لاریجانی را در ادامۀ مطلب ضمیمه می کنم.

بقیه ادامۀ مطلب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۷ ، ۰۶:۳۳
دامنه |

دامنۀ جامعه

 

7068

 

به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: با سلام. اگر در ابتدا بتوانیم خدمت را دسته بندی کنیم، هم با مفهوم گسترده و عمیق آن بیشتر آشنا می شویم و هم متوجه خواهیم شد که کدام یک از خدمات از اهمیت بیشتری برخوردار است.

بر این اساس انواع خدمت را در موارد زیر می توانیم برشماریم:


1. خدمات علمی، مانند: تدریس، مدیریت پروژه های علمی، سوادآموزی و ...
2. خدمات معنوی، مانند: احیاء دل و جان انسان.
3. خدمات مادی، مانند: وام، قرض الحسنه و کمک های بلاعوض.
4. خدمات روحی روانی، مانند: کمک به شخص مریض، کمک به معتاد جهت خلاصی از دام اعتیاد و ...
5. خدمات اعتقادی، مانند: جهت دهی افکار و باورها به سوی حقیقت.
6. خدمات اجتماعی، مانند: فعالیت های عمرانی، مسجد و مدرسه سازی، اداره بهداشت و....

 

مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی:

به جای مستحبّات، تا می توانی به کار مردم برس


"خدمت" شاید یکی از مفاهیم عامی باشد که هم عقل و وجدان آدمی و هم  شرع الهی بر آن تاکید مضاعف دارند‌.
نکته بعدی، اولویت بندی خدمات است. کسی که بشدت نیازمند
یک لیوان آب هست، قطعاً برای او رفع تشنگی اهمیت فوق العاده ای دارد، حتی دادن اموال فراوان و توصیه های اخلاقی و ... هم جایگزبن آب نخواهد شد و او را از مرگ نجات نمی دهد.


ممکن است در وهله اول، خدمات عمرانی و مادی، بیشتر به ذهن بیاید، اما خدمات دیگر به لحاظ ماهیت و مفهوم کمتر از آن نیست. آیات و احادیث فراوانی در زمینه خدمت، آن هم با تمام اقسامش وجود دارد.


نکته آخر این که با نگاه مختصر به اطراف خود، شاهد انواع و اقسام خدمات از سوی اقشار مختلف هستیم، اما به راستی کدام یک برتری دارد و بزرگترین و مهمترین خادمان چه کسانی هستند؟ برای این که به این سوال جواب بدهیم، می پرسیم که بزرگترین مشکل انسان چیست که بتوان خدمت بزرگی به او کرد؟


شاید با بنده هم عقیده باشید که بزرگترین مشکل انسان که حتی موجب ضلالت و گمراهی اش می شود، "جهل" اوست. اگر چنین است، پس کسی که او را بتواند از جهالت و ضلالت برهاند و به سوی دانایی و هدایت رهنمون گردد، بزرگترین خدمت را به او کرده است.


راستی، آیا انبیا و امامان و در ادامه، علما و دانشمندان و اساتید و معلمان کاری غیر از این می کنند؟ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیِهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ. (سوره جمعه/ آیه 2.)

بحث ۹۰ مدرسۀفکرت

10 دی 1397.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۷ ، ۰۶:۱۶
دامنه |

بازتاب موسیقی

 

7065

به قلم یک دارابکلایی: با سلام. به نظر می‌رسد شیخ اجل سعدی شیرازی با دانستن بحث‌های مربوط به حرمت موسیقی، (پست 7061) آن را زیرکانه با استفاده از همین مورد حُدی خوانی مورد نقد قرار داده است. او اشاره دارد که شتر با آن حیوانیت خود با موسیقی به هیجان در می‌آید. حال انسانی که موسیقی را درک نکند خود چگونه حیوانی است!!؟


باید به یاد داشته باشیم که سعدی فقط شاعر نیست؛ به عنوان دانش‌آموخته نظامیه بغداد او را جزو علما و متفکران ایرانی و اسلامی نیز باید به حساب آورد.


اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب
گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری

(دیوان غزلیات سعدی، غزل 548، بیت دوم)

 

دامنه:

سلام و سپاس جناب یک دارابکلایی

افزودۀ خوبی بود. خداقوت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۷ ، ۰۶:۲۳
دامنه |

دو پاسخ

 

7063

 

پاسخ اول

به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: با سلام. کلمه رؤیا هفت بار در قرآن به کار رفته است. از جمله رؤیای حضرت ابراهیم درباره ذبح حضرت اسماعیل. در آیاتی دیگر نیز رویای پیامبر(ص) به عنوان یک الهام الهی تأیید شده است. مستحضر هستید که بین خواب و بیداری پیامبران و امامان تفاوتی وجود ندارد. آیا آنچه در خواب می بینیم، ارتباطی با واقعیات خارجی دارد؟ آیا در خواب چیزی به ما ما گویند که در بیداری نمی توانیم آن را به دست آوریم؟


گرچه بعضی ها معتقد هستندکه خواب و رؤیا هیچ ارزشی ندارد، اما بنده معتقدم  که مسایل مختلفی در خواب به انسان تذکر داده می شود، اما با توجه به این که حجاب های مختلف اطراف ما را گرفته، ما نمی توانیم آن را درک کنیم، بعد از آن که اتفاقی در خارج از خواب رخ دهد، تازه متنبه می شویم و می گوییم: اِ من این جریان را در خواب دیده بودم. برای همه ما کم و بیش این اتفاق افتاده که خواب هایی دیدیم که تبدیل به واقعیت شد.


این جاست که با اصطلاحی با نام "رؤیای صادقه" مواجه می شویم، یعنی خوابی که با بیداری مطابق باشد که از آن با رؤیای حسنه و رؤیای صالحه و رؤیای الهی هم نام می برند. حتی بعضی ها این خواب را از مصادیق وحی و از اقسام نبوت می دانند.


سه قسم رؤیای صادقه داریم:

بقیه در ادامه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۷ ، ۰۶:۱۸
دامنه |

بررسی تطبیقی

 

7058

به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: قسمت اول: معنای مکر: با سلام حضور همراهان گرامی. عموما در کتب لغت به معنای منفی آن ترجمه شده است. در لغت نامه دهخدا، مکر به معنای فریب آمده است. مکر در فرهنگ فارسی معین هم به معنای فریب و حیله آمده است. در فرهنگ فارسی عمید هم به فریب، حیله و خدعه معنا شده است. اما در فرهنگ لغات عربی به معنای تدبیر آمده است، چه در کار بد باشد و چه در کار خوب.

 

 


در المفردات فی غریب القرآن و اقرب الموارد آمده است: "مکر آن است که شخص را با حیله‌ای از مقصودش منصرف کنی". در لسان العرب حیله‌گری در نهان آمده است. قاموس اللغة و صحاح جوهری مکر را حیله و خدعه معنا کرده‌اند که البته این دو کتاب لغت، معنای غالب را در نظر گرفته‌اند.


مکر، کید، خدعه
"کید" به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است. این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و ۳۵ مرتبه در قرآن به کار رفته؛ و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است. "خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد که در قرآن پنج بار به کار رفته. اما گستره معنایی آن محدودتر از مکر است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی می‌شود که از شأن آنها ظاهر بودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته شده است.
 

 

بر اساس معنایی که برای مکر ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می‌تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می‌تواند در افعال شر و هم در افعال خیر به کار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر. البته استعمال لفظ مکر بیشتر در موارد مذموم است، به خصوص در زبان فارسی، لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانسته‌اند.


قسمت دوم: مکر در قرآن

بقیه در ادامۀمطلب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۷ ، ۰۶:۰۲
دامنه |

تریبون دارابکلا

 

7053

به قلم محمد حسین آهنگر: بحث 80 (مدرسۀفکرت) را با عنوان وقایع تاریخ دارابکلا پی می گیرم:
کدخدا. اولین کدخدا در محل در اویل حکومت رضا شاه ودر تعریف ساختار  جدید امور روستا در آن زمان شکل گرفت که فردی به نام نصراله کامشی که بعدا فامیلی رمضانی را برای خود برگزید که پدر بزرگِ پدر عسگر رمضانی است  که در دوره کدخدایی او اولین بار مردم دارابکلا شناسنامه دار شدند. و قبل از ان افراد به نام پدر و اجداد خود شناسایی می شدند و نام کسی در ثبت و احوال نوشته نبود.

 

2 دومین کدخدا سیدمحمد رئیس پدر سید باقر سجادی.

 

3 سومین کدخدا اسد رمضانی پدر بزرگ موسی رمضانی معروف به قلیچی.

 

4 چهارمی علی چلویی معروف به غلامعلی پدر بزرگ پدر آقای جواد غلامی همکلاسی ما در مدرسۀفکرت.

 

5 پنجمی شیخ حسن مهاجر. پدر ابراهیم مهاجر.

 

6 ششمین کدخدا. میرزا هادی دارابی پدر عمو دارابی.

 

7 حسن اهنگر معروف به داودحسن پدربزرگ عیسی اهنگر دبیر همکلاسی در مدرسۀفکرت.

 

8 حاج گتی اهنگر  پدر اسماعیل اهنگر.

 

9 محمد راستگو پدر ابراهیم راستگو البته به مدت کوتاه.

 

10 میرزا حسن صالحی پدر مهدی صالحی.

 

11 صادق ملایی پدر محمد حسین ملایی که در دوره ایشان مصادف شد با پیروزی انقلاب. بعد از انقلاب ساختار از کدخدا به دهیار تغییر نام پیدا کرده است.

 

دارابکلا. عکاس: جناب یک دوست


پاکار. پاکاربه کسی می گفتند پیام ارباب و کدخدا را به مردم ابلاغ می کرد: 1 اولین پاکار حسین پاکار بالا محله پدر مرحوم علی رمضانی معروف به حسین سک علی. 2 اسد عزیز. 3 محمد عباسپور معروف به محمد کل. 4 اکبر محسنی معروف به اکبر شاهزه پدر جلیل محسنی. 5 محمد رضا چلویی پدر اکبر چلویی کارمند دارایی که با پیروزی انقلاب شغل پاکار حذف شد.

(تاریخ سیاسی دارابکلا)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۷ ، ۰۷:۱۷
دامنه |

خاطرۀ سیاسی

7043

متنی که امروز در «مدرسۀ فکرت» نوشت

 

به قلم حمید عباسیان: به نام خدا. پاسخ بحث ۷۸ مدرسۀفکرت: با درود فراوان به اعضای مدرسۀ فکرت. از مدیر مدرسه بخاطر حضور کم رنگم با توجه به اینکه وقت کمی را به تلگرام اختصاص میدم، [پوزش می خواهم] دلم نیومد ازاین مبحث بگذرم. مبحثی که نسل ما درآن دوران بهای سنگینی دادند تا رسید به دست نسل فعلی ، کاری ندارم به اینکه قرار بود چه شود و چه شد...

 

حمید عباسیان و دامنه. سال 1361.

 

خاطرات و اتفاقهایی که داخل محل دوره انقلاب افتاد را دوستانی که سهم به سزایی در انقلاب داشتند گفتند و اما خاطره ای که نمی توانم فراموشش کنم فعالیتهای شهید مظلوم ابراهیم عباسیان بود ۰ تازه اوایل انقلاب بود هنوز تظاهرات شکل نگرفته بود شبی از شبهای انقلاب در منزل به اتفاق خانواده نشسته بودیم که شهید مظلوم سراسیمه وارد اتاق شد و به اتاق دیگه رفت منهم پشت سرش وارد اتاق شدم گفتم ابراهیم اینا چیه گفت حمید اینا اعلامیه های امام خمینیه گفتم اونی که داخل کاغذ پیچیدی چیه؟ گفت نوار کاست امامه  گفتم بده گوش کنم، ابراهیم گفت باید زیر لحاف گوش کنی اینجوری صداش میره بیرون ، خلاصه نوارو گرفتم و رفتم ریر لحاف نوارو گوش کردم، سرود خمینی ای امام بود. بالاخره شدیم انقلابی و اتفاقات دیگر...

 

مزار دارابکلا. قبر شهید ابراهیم عباسیان


خاطره دیگری دارم اینه که به یک بنده خدایی به شوخی گفته بودم اینقر از شاه طرفداری نکن دارند اسم شاهدوستها را مینویسند اون بنده فلک زده ترسید و انقلابی شد. بدرود.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام داداش حمید. خاطره‌ی بسیار پرارزشی از شهیدمظلوم ابراهیم عباسیان درباره‌ی اعلامیه و نوار امام خمینی در آن سال سخت و کش‌مکش‌ها، گفتی. بخشی مهم از تاریخ‌سباسی دارابکلا به‌حساب می‌آید.

 

من به دلیل اهمیت سیاسی این متن شما و نیز نقل خاطره از برادر شهیدت را که امروز در راستای (بحث 78، خاطرات انقلاب 57 در دارابکلا) در مدرسۀ فکرت نوشتی، در وبلاگم دامنه (بخش تاریخ سیاسی دارابکلا) نیز منتشر کرده ام. درود به او و تو و بر "مادرشهید"تان که اینک بر تخت است و هزاران درد.

(تاریخ سیاسی دارابکلا: اینجا)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۷ ، ۰۹:۱۹
دامنه |

ایرج میرزا

 

7031

به قلم «یک دارابکلایی»: با سلام. با همان مضمون داستان شما (پست 7030: اینجا) داستانی آلمانی وجود دارد که ایرج میرزا به زیبایی آن را به شعر در آورده به نام «قلب مادر». نزدیک به همین مضمون از استاد شهریار هم شعری است به نام «ای وای مادرم».

 

با ارسال شعر ایرج میرزا آرزوی سلامتی دارم برای همه مادران زنده و آرزوی رحمت ایزدی برای مادران ملکوتی شده.

 

 

داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌
که‌ کُند مادرِ تو با من‌ جنگ

 

هر کُجا بیندم‌ از دور کُند
چهره‌ پر چین‌ و جبین‌ پُر آژنگ

 

با نگاهِ غضب‌ آلود زند
بر دلِ نازکِ‌ من‌ تیرِ‌ خدنگ

 

مادرِ سنگ‌دلت‌ تا زنده‌ست‌
شهد در کامِ من‌ و توست‌ شَرنگ

 

نشوم‌ یکدل‌ و یکرنگ‌ تو را
تا نسازی‌ دلِ او از خون‌ رنگ

 

گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی‌
باید این‌ ساعت‌ بی‌خوف و درنگ

 

روی‌ و سینۀ تنگش‌ بدری‌
دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینۀ‌ تنگ

 

گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌
تا بَرد ز آینۀ‌ قلبم‌ زنگ

 

عاشقِ بی‌خرد ناهنجار
نه،‌ بل‌ آن‌ فاسقِ بی‌عصمت‌ و ننگ

 

حُرمتِ مادری‌ از یاد ببُرد
خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ ز بنگ

 

رفت‌ و مادر را افکند به‌ خاک‌
سینه‌ بدرید و دل‌ آورد به‌ چنگ

 

قصدِ سرمنزلِ‌ معشوق‌ نمود
دلِ مادر به‌ کفش‌ چون‌ نارنگ

 

از قضا خورد دمِ در به‌ زمین‌
و اندکی‌ سُوده‌ شد او را آرنگ

 

وان‌ دل‌ گرم‌ که‌ جان‌ داشت‌ هنوز
اوفتاد از کف‌ آن‌ بی‌فرهنگ

 

از زمین‌ باز چو برخاست‌ نمود
پی‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ

 

دید کز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌
آید آهسته‌ برون‌ این‌ آهنگ:

 

«آه‌ دست‌ پسرم‌ یافت‌ خراش‌
آه‌ پای‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ
»

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام و سپاس. بسیار بجا بود. از شما جناب «یک دارابکلایی» بابت این هوشمندی و فرستادن چنین متنی مناسبِ پست قبلی، بسیار قدردانم. دلِ نازک مادر مهربان، در آخرین بیت، ضربان قلب هر انسان باانصافی را به اوج می رساند و درودی پی در پی نثار همۀ مادران جهان می نماید. نیز درودم بر مرحوم مادرم که ما را حتی یک اُف هم نگفت. و درود بر مادرت، که شما را خوب پروَرید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۸:۰۸
دامنه |

پاتوق ها و کافه ها

 

7018

مُنتخَب متن‌هایی‌که در مدرسۀفکرت می‌نویسد

به قلم جلیل قربانی:

۱- قهوه‌خانه در ایران در دوره صفویان تاسیس شد و در ابتدا محلی برای نوشیدن چای و خوردن ناهار و شام بود.

 

۲- امروزه قهوه‌خانه، کافه یا کافی‌شاپ جایی است که در آن نوشیدنی و وعده‌های سبک غذا ساندویچ و پیتزا سرو می‌شود.

 

۳- بعدها کارهایی مانند اطلاع‌رسانی، نشر افکار و اخبار اجتماعی- اقتصادی و حتی سیاسی و سرگرمی‌هایی چون مدیحه‌سرایی، نقالی، شاهنامه‌خوانی، غزل‌خوانی، سخنوری و مشاعره و شعرخوانی و کتاب‌خوانی به یاد شاعر یا نویسنده یا زمان خاص نیز در آن جایگاه پیدا کرد و این مکان به عنوان نهاد مهم از جهت فرهنگی معرفی شد.

 

۴- کافه‌ها در جهان و ایران، گاهی اوقات به دلیل حضور مداوم چهره‌های فرهنگی، علمی، ادبی و هنری، معروف شده و به عنوان پاتوق طرفداران و دوستداران آنها درآمده بودند.

 

۵- در زمانی نه چندان دور تاسیس یک رستوران تازه، کبابی تازه و بعدها قهوه‌خانه یا کافه تازه مدت‌ها طول می‌کشید و هر محله‌ای به پاتوق‌های این‌چنین قدیمی‌اش شناخته می‌شد.

 

۶- امروزه می‌توانید هر چند روز یک بار خبر تاسیس کافه یا رستوران یک چهره سرشناس آن هم بیشتر از اهالی سینما را بشنوید. حضور این سلبریتی‌ها در هر کافه‌ای از ابزارهای جلب مشتری است. این کافه‌ها دیگر نه به خاطر حس خوب‌شان، بلکه به خاطر سلبریتی‌هایی که آنجا رفت و آمد می‌کنند، تبدیل به پاتوق می‌شوند.

 

۷- البته برخی از کافه‌هایی که در شهرها در حال افزایش است، با انگیزه‌ها و عنوان‌هایی مانند کافه کتاب‌خوانی و نقد کتاب، کافه پخش و نقد فیلم، کافه گالری نمایش و فروش آثار هنری (نقاشی، مجسمه‌سازی و صنایع دستی)، کافه فکر، عرصه بازی‌های فکری و در اغلب آنها با امکان پخش مسابقات ورزشی به‌ویژه فوتبال ملی و جهانی، تاسیس می‌شود و این ابزارها را برای جلب مشتری به کار می‌گیرند. مثلاً کافه‌ آفرود، پاتوق علاقمندان به ماشین‌های شاسی بلند خارج از جاده‌های معمولی هم تاسیس شده است.

 

۸- اگر بتوان ظرفیت مدیران فرهنگی و اجتماعی جامعه و جوانان و علاقمندان به فرهنگ در جامعه را تقویت کرد، در کنار کافه‌های بی‌روح که در مرحله سرگرمی باقی ماندند، رواج این نوع کافه‌ها با گرایش‌های نخبه‌گرایانه را باید به فال نیک گرفت و در ترویج آن کوشید.

 

پاسخ دامنه


سلام جناب جلیل قربانی
۱. معذرت که زحمت دادم.
۲. پربار برگشتی. آموزنده و یادگرفتنی.
۳. راهکار در بند هشتم نیز مهم است.
۴. از این‌همه اطلاعات و قدرت تحلیل آن دوست فرهیخته، لذت می‌برم. ژان پل سارتر در کافه چه کرد و الان در کافه ها چه می کنند!
۵. برای من کلاس درس بود.
۶. بازهم به تناوب، از مفسّر تحلیلگر «مدرسۀفکرت» تقاضای تحلیل، سوژه های دیگر، خواهم داشت. سالم و تندرست بمانید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۷ ، ۰۸:۴۸
دامنه |

تریبون دارابکلا

 

7017

به قلم خواهر رباب رنجبر: به نام خدا. سلام. توجه ... توجه. به اطلاع اهالی محترم روستای دارابکلا میرساند؛ همایش بزرگ پیاده روی خانوادگی، به همراه اجرای برنامه های ورزشی و مسابقه و همچنین اهداء جوایز‌ در صورت مساعد بودن هوا، روز جمعه ۱۳۹۷/۹/۲ از ساعت ۸ الی ۱۱ برگزار میگردد. شروع پیاده روی از مسیر میدان امام حسین (ع) دارابکلا به سمت امامزاده جعفر می باشد. لذا از کلیه خانواده های محترم جهت شرکت در این همایش بزرگ‌ دعوت بعمل می آید.

 

پاسخ دامنه


با سلام. به نام خدا. به دست‌اندرکاران این حرکت ورزشی و اجتماعی که موجب عطوفت، انسجام، دیدارِ چهره‌به‌چهره و برانگیختنِ شادمانی‌ست، خداقوت می‌گویم. اقدام پسندیده و خوشحال‌کننده‌ای‌ست. تفکر بانوان گرانقدر دارابکلا را _که در این مسأله، پیشرو، خوشفکر و تلاشگر هستند_ تحسین می کنم. درود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۷ ، ۱۰:۱۹
دامنه |

دامنۀ نقدها

 

7004

به قلم جناب یک دارابکلایی. با سلام، به نظر شما بهتر نیست که به جای copy و paste کردن مطالب از سایت‌های دیگر [اشاره به پست حاج سیدتقی شفیعی دارابی: اینجا] مطالب تولیدی خود خوانندگان نشر داده شود، یا اینکه لینک مطالب قرار داده شود، یا خلاصه و چکیده مطالب بیان شود؟

 

در دنیای کتاب و چاپ و نشر بیان مطالب از افراد و منابع مختلف بدون نام مرجع بسیار نکوهیده بوده و جرم محسوب می‌شود؛ آن هم به صورتی که نوشته می‌شود «به قلم ...». حداقل در آخر مطلب منبع ذکر شود و حداقلِ حداقل اینکه اگر قرار است منابع در پایان ذکر نشود (اعداد داخل پرانتز) از متن اصلی حذف شود!!
 

 

اگر چه ارسال کننده گرامی منابع را ذکر نکرد، جهت راحتی و اطلاع خوانندگان لینک‌های مطالب را در پایان قرار می‌دهم.


http://www.erfan.ir/farsi/80768.html : اینجا


http://www.beytoote.com/religious/bozorgan-din/emam-hassan-mojtaba.html  اینجا

با سپاس. مشتاق خواندن مطالب خود دوستان، حتی به اندازه یک پاراگراف کوچک.

 

جواب دامنه

 

سلام بر شما جناب یک دارابکلایی. این نقد و انتظارات شما، از نظر من وارد است. من، دخل و تصرّفی در نوشته هایی ارسالی نویسندگان گرامی دامنه نمی توانم بکنم. جناب حاج سید تقی، حتماً پس از دیدن نقد شما بر چگونگی متن ایشان، پاسخی خواهند نوشت. شما خوانندۀ همیشگی و دانای دامنه، واقف هستید من همیشه این اصل را در وبلاگ رعایت کرده و می کنم. هم خود قلم می زنم و هم متن های نقلی را نشانه گذاری و منابع آن را لینک می کنم. ممنونم از تذکر خیرخواهانۀ شما به جناب شفیعی که همواره سعی داشته اند در ایام شهادت، متن هایی را به دامنه ارسال نمایند. از هر دو بزرگوار بسیار قدردانی می کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۰۶:۲۶
دامنه |

دامنۀ جهان

7000

 

به قلم جلیل قربانی: سوئیفت/SWIFT به زبان ساده


۱- برای آشنایی با سوئیفت، شبکه بانکی داخلی را برای‌تان شبیه‌سازی می‌کنم.


۲- می‌دانید که در سامانه شتاب، تنها کارت‌های بانکی عضو این شبکه می‌توانند دریافت و پرداخت و انتقال پول را انجام دهند. نقل و انتقال پول در این شبکه با اطمینان ۱۰۰ درصد است.


۳- برای انجام این کار، باید بانک‌های مبدأ و مقصد کارت بانکی عضو شبکه باشند. در غیر این صورت، خدمات کارت بانک به دارنده آن کارت ارائه نمی‌شود.


۴- کارت بانکی هر موسسه مالی و پولی، نمی‌تواند به آسانی عضو شتاب شود، مگر آن که با تایید بانک مرکزی، مقررات شبکه شتاب را بپذیرد.


۵- در شبکه سوئیفت هم برای مبادلات پولی بین‌المللی، چنین سازوکاری وجود دارد. برای نقل و انتقال پول در بین بانک‌ها در سراسر جهان از طریق این شبکه باید مقررات آن را پذیرفت.


۶- عدم ارائه خدمات سوئیفت به هر کشور با بانک به معنای عدم عضویت یا لغو عضویت آن در شبکه سوئیفت و محرومیت از امکان تبادل پول با بانک‌ها در دیگر کشورهاست.


۷- مبادلات پولی در سوئیفت با اطمینان ۱۰۰ درصد است و مبادلات خارج از شبکه بانکی، غیرممکن یا بسیار دشوار است.


۸- مرکز سوئیفت در بروکسل قرار دارد و بانک مرکزی کشورها از طریق یک مسیر ویژه با آن ارتباط دارند.


۹- ایران از سال ۱۳۷۰ عضو سوئیفت شد. عضویت ایران با تحریم سال ۱۳۹۰ لغو و پس از برجام برقرار شد.

 

۱۰- همان‌طور که دسترسی آدم‌های بدحساب از نظر مقررات بانک مرکزی و شبکه شتاب، به شبکه شتاب قطع می‌شود، دسترسی کشورهای غیرشفاف از نظر مقررات بانکی بین‌المللی به ویژه  FATF، به سوئیفت قطع می‌شود. هر دو گروه در لیست سیاه قرار می‌گیرند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۷ ، ۲۱:۲۱
دامنه |

کارهای هر آدم

 

6798

به قلم مهندس عاصم طالبی دارابی. به نام خدا. با سلام خدمت اعضای مدرسۀفکرت و پدر بزرگوار خودم. امیدوارم حال همه خوب باشد. از اونجا که به دلیل مشغله های کاریم، فرصت استفاده از گروه رو زیاد ندارم، گفتم با اجازه ی پدر یه متنی بنویسم و به اشتراک بذارم با موضوع دلخواه خودم: تو هرشرایطى راجع به آینده فکر کنیم، تجسم کنیم، رویاپردازى کنیم، بُرد با رؤیاست، برد با تجسمه.

 

جملات بالا رو خودم نوشتم. Copy _paste نیست. معتقدم هر آدمی یه رسالتی داره و باید کارهای زیر رو انجام بده:

1. رسالتشو پیدا کنه.
2.تصویرسازی کنه.
3.با رشد شخصی آماده ی اقدام و تلاش باشه.
4.اقدام کنه و تغییر کنه و باز هم اقدام کنه
.
5. نتایج رو تحلیل کنه
.
6.بدونه که شروع کردن راحته ولی تموم کردن کار هر کسی نیست
.
7.به نتیجه برسه و دوباره هدف گذاری جدید کنه.

 

نکته ی مهم اینه که هیچ وقت نباید منتظر تشویق اطرافیان بود وقتی خودت تصمیم گرفتی ، دیگه تمومههههه. به نظر من خیلیا درگیر واقعیت های زندگی میشن و معمولی بودن رو به تلاشگر بودن ترجیح میدن. به نظرم خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر اینکه خودشون تغییر کنند.


 

خلاصه: فقط به رشد فکر میکنم و تو جامعه ای که همه می نالند، بُرد با کسیه که فقط به جلو رفتن فکر میکنه. نمیدونم شاید یه روزی یه تریبون بهم داده بشه تا اتفاق های مثبت زندگی مو به عنوان تجربه تعریف کنم... تشکر مجدد از پدر محترم.

عاصم طالبی دارابی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۶
دامنه |

مشهور به کبل آخوند

 

به‌ قلم حجةالاسلام دکتر باقر طالبی دارابی. بیاد پدر  و در وصف پدر بزرگ ! امروز (26 دی 1397) دوازدهمین سالروز رحلت پدرم حجه الاسلام و المسلمین شیخ علی اکبر طالبی دارابی فرزند آخوند ملا علی است؛روحانی ساده و ذاکر اهل بیت علیهم السلام روضه خوانی امام حسین ع به جانش وصل بود.

 


او پسر آخوند ملا علی (ره ) یک روحانی باصفا بود . پیران روستای ما که آنها نیز سالها پیش که من نوجوان بودم از دنیا رفتند ،ما نوادگان آخوند ملا علی میگفتند شما باید از اخلاق و رفتار و گشاده رویی و  سخاوت  پدر بزرگتان درس بگیرید آخوند ملا علی یعنی پدر بزرگ ما یک روحانی صافدل بود که با کشاورزی و  آسیاب بانی ارتزاق میکرد و به گفته همان پیران خدا بیامرز روستامان وقتی پایان روضه خوانی پولی به او میدادند ،همانجا میان فقرا تقسیم میکرد.

 

 

ملا علی نجاری زبر دست نیز بود که بیش از صد سال پیش تکیه ای با چوب جنگل در روستای ما ساخته بود که به زیبایی و هنر چشمگیر و درخشان و زبانزد بود. مردم روستا برای قدردانی و احترام ملا علی او را بعد از فوتش در داخل تکیه دفن کردند تا گرامی اش بدارند . اما این اواخر برای ساخت یک حسینیه یا تکیه بزرگ و پر زرق و برق،استخوانهای آن مرحوم را در هنگام خاک برداری بیرون کشیدند و حرمت نگه نداشتند اگر چه آن استخوانها را بار دیگر در جای خود در زیر زمین تکیه جدید در خاک کردند.

 

عکاس: جناب یک دوست

 


پدرم مرحومم نسبت به نام و یاد آخوند ملا علی حساس بود و سنگ قبری بر دیواره تکیه قبلی نهاده بود که اینک از نصب همان سنگ نیز دریغ کردند و روحانیت روستای ما نیز سکوت کرد و هیچ نگفت! حتی در همان تکیه سخنرانان از برخی روحانیون نسل بعدی که البته شایسته یادآوری هستند،یاد میکنند اما حتی یک کلمه از مدفون در همان تکیه یاد نمیکنند !

 


اگر امروز از کتاب "حاج آخوند " نوشته عطالله مهاجرانی بسیار سخن گفته میشود ، باید بیاد داشت امثال حاج اخوند و آخوند ملا علی و دیگرانی از این دست بسیار بودند و روحانیت امروز بسیار محرومیت میکشد از فقدان این قبیل روحانیون مردمی . گاهی نام و یاد این قبیل روحانیون توسط نسل بعدی روحانیت به دلایلی حذف شد!
خدا  پدر و مادرم و آخوند ملا علی و همه رفتگان را بیامرزد .


باقر طالبی دارابی
تهران، ایرانمهر  
۱۳۹۷/۱۰/۲۶.

روحانیت دارابکلا: اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۷ ، ۱۹:۳۹
دامنه |

فراموشی

6782

جعفر رجبی دارابی

 

این تصویر و متن را جناب جعفر رجبی فرستاده

 


در این تصویر اگر ۴ نفر می‌بینید یعنی آلزایمر دارید، اگر ۶ نفر می‌بینید در حال گرفتن آلزایمر هستید، اگر ۸ نفر می بینید عادی هستید، اگر ۱۰ نفر دیدید یعنی مغزتون مثل ساعت فعاله.

 

دامنه: سلام آقا جعفر. من هر 10 نفر را دیدم. اما این که مغزم مثل ساعت فعّال باشه؛ اللهُ اَعلم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۱
دامنه |

نوشتۀ سریع القلم

 

پست 6771

به قلم رضا ادبی فیروزجایی: کتاب اقتدار گرایی ایرانی در عهد پهلوی تحقیقی تاریخی درباره دوره پهلوی نیست و از یک زاویه خاص به بررسی عملکرد پهلوی ها پرداخته است: نظام مدیریت۰ تصمیم سازی و پیامدهای انها. دکتر محمود سریع القلم نویسنده کتاب، پس از طرح چارچوب نظری طی دو فصل به رابطه میان تحولات و نظام تصمیم سازی در دوره پهلوی اول و دوم پرداخته است.

 

عکس از دامنه


این کتاب به موضوع توسعه یافتگی ایران می پردازد و مشاهدات و تحقیقات نویسنده طی سه دهه را در قالب داده های دوره پهلوی به آزمون میگذارد. فصل اول: چارچوب نظری. فصل دوم: از رضا خان به رضا شاه. فصل  سوم: محمد رضا پهلوی: از ولیعهدی بیست و دو ساله تا شاه شاهان. فصل چهارم: نتیجه گیری.

 

 

دکتر محمود سریع القلم: «طی تحقیقات برای تدوین کتابِ در حال اتمام خود، «اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی،» به امثال این نقل قول و نقل قول­ هایی مشابه بسیار برخورد کرده­ ام. از منظر یک دانشجوی علوم انسانی، این سئوال به کرّات مطرح می­ شود: چرا تاریخ ما تکه تکه است؟ چرا در هر دوره، سیاست­ ها و اندیشه ­هایی در تناقض کامل با دوره قبل دیده می ­شود؟ چرا امتداد نداریم؟ چرا منحنی رفتاری ما در این حدّ، فراز و نشیب دارد؟» (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۷ ، ۰۶:۳۶
دامنه |

لغت دارابکلا

 

6734

به قلم دامنه. به نام خدا. چَچکَل. این واژه یعنی هیزمِ نیم سوزِ در حالِ سوختن و آماده برای گُر گرفتن که حالت خاموش شدن آن بیشتر از شعله ور شدنش است. مثل عکس زیر:

 

چچکل آتش

 

در روستای دارابکلا، به کسی که میان دو دوست، دو انسان، دو حیوان، کلاً بین دو نفر، آتش افروزی و جنگ و دعوا می افکنَد، و پیِ دمیدنِ اختلاف و کاشتن تخم عداوت بر می آید، به چنین فردی می گویند: «چَچکَل پیش ندِه!». یعنی دعوا راه نینداز.

 

چَچکَل پیش ندِه! به زبان فارسی یعنی هیزم آتش گرفته ی در حال خاموشی را پیش تر نده تا در شعله ی آتش بسوزد. کنایه از آدمی که از ستیزش دیگران، لذت و نفع می برَد و شیطنت می کند.

فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

 

شرح یک واژه

 

6738

به قلم یک دارابکلایی. با سلام. من هم هر دو واژه را شنیده ام. (اینجا) به نظرم اصل کلمه همان "تشکل" تشکیل شده از "تش" + "کل"، اولی به معنی آتش و دیگری به معنی کله باشد؛ در مجموع به معنی کله ی آتش است. "چشکل" و سپس "چچکل" همان تغییر یافته کلمه اول هستند. در همه زبان ها معمول است که گویشوران آن زبان تمایل دارند که به راحتترین صورت کلمات را تلفظ کنند؛ مثل در تجوید قرآنی ادغام و قلب به میم داریم، مردم "محمد حسن" را "ممسِن" صدا می کنند، و یا انگلیسی زبانان did you را "دیججو" تلفظ می کنند.

 

هیمه تَش

 

در زبانشناسی قواعد چندانی از جمله deletion یا "حذف" و assimilation یا "تشبیه" وجود دارد. در تغییر کلمه تشکل به چچکل از قاعده دوم استفاده شده: محل تلفظ صدای "چ" نزدیک و شبیه صدای وبین دو صدای "ت" و "ش" است. پس به جای "تش"، "چش" گفته شده و سپس همین حالت برای "ش" و "ک"، و "چ" و "ک" به وجود می آید. به این طریق "تشکل" که تلفظ آن سختتر است جای خود را به "چچکل" که راحتتر و ساده تر تلفظ می شود، می دهد. (خودتان می توانید با تکرار کردن چند باره این دو کلمه متوجه شوید که تلفظ دومی روان تر است!)


همانطور که به خوبی بیان کردید، اصطلاح "چچکل پیش هادن" موقعی استفاده می شود که در دعوای میان دو نفر یکی دیگر سعی می کند که با اعمال یا حرف هایی آتش دعوا را شعله ور تر کند و یا به قول فارسی زبانان "آتش بیار معرکه شود".

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب یک دارابکلایی. از این همه دقت و غَور در واژه و اهتمام به بحث، ممنونم. پست نوشتن من یک طرف؛ این شور و ذوق و کنجکاوی عالمانه ی شما و دیگر دامنه خوانان محترم هم، یک طرف. انرژی می بخشد به مدیر وبلاگ. لذت بردم از شکافتن بحث لغت.

 

 

من اساساً لغت و زیر و بم های آن را دوست دارم. وقتی «باز» می شود، انگار به فتوحات! رسیده ام. قلبِ به میم را هم عالی آمدی. مثل «شنبه» که همیشه تلفظ می کنیم «شمبه». معنای غیرلفظی چچکل را نیز در آخرین عبارت خود، بخوبی بازتاب داده ای. بی نهایت سپاس جناب.

(نشر همرمان در: فرهنگ لغت دارابکلا)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۷ ، ۰۷:۱۱
دامنه |

بردن، باختن

 

6688

به قلم جناب «سین». با عرض ادب سلام به دامنه ی گرامی و دامنه خوانان ارجمند. در بازی هایی که برد و باخت در آنها معنا دارد، هر بازی را ۳ بار انجام می دهیم:

 


بار اول:  به کودک اجازه دهید که شما را در بازی ببَرد. این برد کمک می کند تا اعتماد به نفسش افزایش پیدا کند؛ همچنین این برد باعث می شود کمی تخلیه هیجانی شود و اگر از شما خشمی دارد، مقداری از آن خشم با شکست شما تخلیه شود.
 

آموزش سایه بازی به کودکان


بار دومی:  که بازی می کنید بهتر است در بازی کودک را ببَرید؛ این باخت به کودک کمک می کند مفهوم شکست را دریابد، «نه» شنیدن را یاد بگیرد و کم کم متوجه این امر شود که گاهی انسان تمام تلاشش را می کند ولی موفق نمی شود.



بار سوم:  که بازی را انجام می دهید باید کاری کنید که کودک با تلاشی بسیار بیشتر از تلاشی که آن دو بار داشته، برنده شود. این بار در حال آموزش این نکته به کودک هستید که گاهی برای موفقیت باید خیلی تلاش کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۰۹
دامنه |

ورق های یک کتاب

 

متن وارده به دامنه: معرفی یک کتاب. این کتاب «زبانِ بدن» خلاصه ای از مطالعات دانشمندان رفتارشناسی است که در این علم پیشگام هستند ویا در این زمینه تخصص دارند:

 


در صفحه ی ۵ و ۶ این کتاب در مورد شانه بالا انداختن است، که یک حرکت جهانی است. یعنی یک فرد با این حرکت، نشان می دهد متوجه ی صحبت های شما نمی شود.

 


بچه ی ۵ساله اگر به والدین خود دروغ بگوید فوری دهانش را با دو دست می پوشاند.

 


در بزرگسالی مسائل ماهرانه تر می شود؛ در آخرین لحظه دست از صورت به کنار کشیده می شود ودر نتیجه علامت لمس بینی شکل می گیرد.


در نوجوانی دست ها روی دهان، انگشت به آرامی دور لب ها حرکت می کنند.

 


در صفحه ۱۲ این کتاب در مورد مورد ارتباط غیر کلامی که ارتباط توانایی یک شخص در صحبت کردن و مقدار اشاراتی که برای انتقال دادن پیغام استفاده می کند، وجود دارد.

 


نظر نویسنده اینه که شخصی در مراتب بالای اجتماعی یا مدیریتی قرار دارد می تواند از دایره ی لغات خود برای انتقال منظورش استفاده کند، در حالی که یک فرد با تحصیلات پایین تر برای برقراری ارتباط بر استفاده از اشارات، بیشتر تکیه می کند تا کلمات.

 


به طور کلی ارتباط از طریق زبان بدن پیشینه ای یک میلیون ساله دارد اما در بیست سال اخیر به طور علمی مورد مطالعه قرار گرفته است.
 

 

در فصل هفدهم نشان می دهد که چگونه علائم و اشارات بدنی در مجموع در ترکیب با هم روی می دهند و موقعیت ها بر تفسیر شما اثر می گذارند.

 

 

 

جواب دامنه

به نام خدا. ضمن سلام و سپاس بی کران. من وقتی خواندم، خیلی تعجب کردم؛ چون این رفتارها و واکنش ها را دقیقاً نمی دانستم. کاش این دامنه خوان شریف پیشتر و بیشتر از این، به آگاهی می رسانید.

 

 

درضمن، در مورد «دایرۀ لغات» که این دامنه خوان بخوبی در متن بالا چینش نمود، باید بگویم من سه سال قبل، پستی گذاشته بودم با عنوان «هجرت کلمات»، یعنی برخی از لغات را باید وارد زندگی کرد و از لای فرهنگنامه ها و متون کهن ایران، هجرت داد  و به متن جامعه و نوشتار آورد. ممنونم؛ پست خوبی ارسال کرده ای، که من با اشتیاق هم خواندم و هم از سوی شما به اشتراک گذاشته ام. خدا نگه دار.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۵۴
دامنه |