"اما الان داریم با ایرانیها گفتوگو میکنیم. اگر توافقی رخ دهد، خیلی خوب است؛ اگر هم نشود، اتفاقات بدی خواهد افتاد... ما یک نیروی فوقالعاده به سمت ایران فرستادیم حتی بزرگتر از آنچه که به ونزوئلا فرستادیم. من نمیتوانم بگویم چه کاری انجام خواهم داد، اگر بخواهم دقیق بگویم چه میخواهم بکنم، خیلی احمقانه خواهد بود." پایان نقل قول
بنابرین؛ من برین نظرم حتی محاصره و جنگ کمشدت اخیر آمریکا با ونزوئلا در آمریکایی لاتین -که به دستگیری مادارو رئیسجمهور قاچاقچی مواد مخدر و متحد نظام ج . ا . ایران منجر شد- پیشزمینهی دراماتیک و چارهپذیر برای جنگ با نظام ج . ا . ایران است، زیرا شروع حمله، ممکن است بازار نفت مدتزمانی مختل شود و تسلط بر کشور ونزوئلا و مدیریت نفت آن، فضای ملتهب جهان را جبران میکند. ایران، توان هیچ ائتلاف با هیچ کشوری را ندارد (کسی را ندارد، همه جا فرو ریخت) و به صورت تنها خود را در برابر ارتش آمریکا و احتمالاً ائتلاف نظامی بینالمللی میبیند. مجدداً میگویم فرصت مذاکرات توسط جناح حاکم بر نهادهای حاکمیتی با رجزهای توخالی و غیرعقلانی از بین رفت، حالا ترامپ همزمان چهار تسلیمنامه از نظام روحانیت ایران میخواهد: ۱. ختم سلاح هستهای حتی قدرت علم اتمی. ۲. از بین بردن تمام موشکهای بُرد بلند. ۳. تعهد به عدم تعرض به خاورمیانه و دستشدن از نیروهای نیابت و منحلکردن سپاه قدس. ۴. و نیز شناسایی اسرائیل و سپردن عهدنامه به آمریکا برای دستکشیدن از شعار محو اسرائیل و تنازع و تعرض و رفتار بیثباتکننده. ابراهیم طالبی دارابی دامنه.
سیم وایِر !!! نگاهم به جنگ سه حکومت با هم. نگارش دامنه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رفتم لای حافظ ببینم چه آمد گفت؟! گفت:"ناگهان پرده برانداختهای، یعنی چه؟! / مست از خانه برون تاختهای، یعنی چه؟! / شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای! / قدر این مرتبه نشناختهای، یعنی چه؟!" محل ما روستاست؛ اسمش داراب کُلا. لفظ وایر خودش در انگلیسی، اسم سیم برقرسان است، اما محل به وایر شمع و دلکو و کوئیل موتور خودرو میگویند: سیم وایِر یعنی سیم سیم. حالا همین سیم وایر -که از کوئیل و دلکو میرود بر سرِ شمع در بدنهی سیلندر، تا جرقه بزند، پستون را مانند جت حرکت بالا و پایین دهد- اگر فقط کمی، فقط کمی ایراد داشته باشد، ماشین به تِرت و پِرت میافتد و اصلاً روشن نمیشود که بشود با آن تا انجیل نِسوم! رفت چه رسد به چمازتپه! حالا الآن چندین بار و چندین روز است حکومت در نظام ج . ا . ایران، چنان هراسی از بنیان خود دارد تا تق به توق میخورد، اینترنت را -که مالک و مبتکر آن در جهان آن را به بشریت هدیه و وقف کرد- به زور و جباریت، بر روی ملت میبندد. سراسر مملکت، کل ملت را به خاطر بقای قدرت خود گویی به فلک و کتک بست. شبیه کره شمالی شدهایم این چند روزی!!! به یک تشبیه. قصه اما چیست؟ سه تا حکومت با هم سر جنگ دارند. همین الآن هم دارم مینویسم، هر آن، امکان آن بسیار بالاست. ملت ایران و آمریکا با هم جنگ ندارند. حتی بسیاری از دانشمندان علوم، دانشجویان دانش و فنون، متخصصان مختلف ایران این مرز و بوم در آمریکا مشغول درس، کار، درآمد و زندگیاند. این سو سه حکومت با هم نمیسازند: اسرائیل ایران آمریکا. آن دو تا حتی شریر بینظیر اما به ج . ا . ایران چه مربوط که میخواهد به میزان هلاکت معیشت ملت و خطرات مام میهن، اسرائیل را محو کند و حتی آمریکا را در خود ایالات متحده آمریکا غرق کند! خندهدارترین کار ازین بالاتر؟! خاب ۴۷ سال شعارش را داد این نظام، ولی دید نمیتواند. اگر میتواند خاب بُکند، اسرائیل را محو کند از زمین! بیچاره فلسطین هم درین محوشدن! بلعیده میشود و جنوب لبنان با محو اسرائیل لابد سُر میخورَد سمت جنوب و وصل میشود به سینای مصر!! آمریکا را هم میخواهد غرق کند و کانادا را لابد بُکند هممرز مکزیک!!! واقعاً چقدر از سیاست رئالیته پرت است حکومت. کجاست سه عنصر بشری به تعبیرم: داد - دانش - درایت (= یعنی به ترتیب عدل - علم - عقل) کجاست واقعاً؟! بگذرم.
حکومت حرف ملت را نشنوَد همین میشود که شد. قدر منتقدان خود را نمیدانست این حکومت -که ۳۷ سال است دارند به قدرت، محترمانه و اخلاقمدارانه انتقاد میکنند و پیشنهاد پیشرفت و رهایی از بنبست میدهند- اما حاکمیتِ یکدست، گوش نمیکند که نمیکند. من در ۱۷ دی گفتم که اینترنت را خواهد بست حکومت، و دیدم شبش بست. ۱۹ دی خواستم تحلیل بنویسم دیدم، نه فقط نت نیست، حتی خون ریخته شد. این بود به صورت خطی متنی در دفتر یادداشت تقویم ۱۴۰۴ خودم، نوشتم که اینک کمی نت باز شد، منتشر میکنم. حرف و تحلیل و گزارش، زیاد دارم. بماند واتسآپ اگر وصل شد. این متن را هم آفلاین در پیشخوان واتسآپم تایپ کردم، و اینک در ایتای مدرسه فکرت بار میگذارم. سخن را آفرینش به همگان داد، نه فقط به حاکمان و یا سلطنتکنندگان. پس سخن از تولیدات آفرینش و آفریدگار است، آن را به هم پیام کنیم و دریغ نکنیم. درود بر ذهنهای سالم و دهنهای صالح. سیم وایِر!!! را قطع کنی حکومت، خودت هم قطع میشوی، یقین کن. ملت را نمیشود در بیخبری گذاشت و گفت فقط سخنرانیهای ما را گوش کن و گزارشهای سیستم را به خاطرت بسپُر. نه نمیشه. به قول بهنام بانی در آن آهنگش: "نه نمیشه"!
نگارش دامنه میگویند در برابر اسرائیل دو جبهه وجود دارد: ۱. جبههی سازش. ۲. جبههی مقاومت. محور سازش معتقد است پس از چند جنگ از پنجاه شصت سال پیش با اسرائیل و آزمودن حاصل ستیز، خاورمیانه دیگر باید با اسرائیل به صلح و رابطه برسد ولو آن که حق از آن فلسطین است، زیرا جنگ با اسرائیل نتیجهبخش نیست و خاورمیانه را از زندگی عادی و امنیت و توسعه خارج میکند. محور مقاومت اما بر آن است از یک سو با تفکر سازش به مقابلهی سیاسی و مفهومی برخیزد و حتی خیزش "بیداری اسلامی" علیهی سران عرب ایجاد کند و از دگر سو نیروهای مقاومت را مسلح و پیکارگر نگه دارد. ج.ا.ایران -که محور مقاومت را با نیروهای اعزامی خود و نیروهای نیابت از مستضعفین چند کشور در خاورمیانه خصوصاً افغانها، سازماندهی کرده بود- در اثر جنگ اسرائیل در هفت جبهه و غلبهی ارتش اسرائیل بر همه، بشدت تضعیف شد و این محور، تقریباً فرو پاشید و یا دستکم از ابتکار عمل باز ماند و تقریباً تمام سران این مقاومت از نظامیان ایران و جنبش لبنان و حماس و ... توسط اسرائیل ترور شدند. به نظر من بزرگترین ضعف نظام ج.ا.ایران این بود نظامیان خود و نیروهای مسلح محور مقاومت بهویژه حزبالله لبنان را در سرکوب قیام مردم سوریه مشارکت داد و مرتکب خطای استراتژیک شد که همچنان نزد ملت سوریه و ایران مورد مؤاخذه است که سرانجام آن جز شکست و خسران نبوده است؛ بشار اسد دیکتاتور سوریه به مسکو فرار کرد و هزینههای ایران بر باد فنا رفت و نیروهای اعزامی آن از سوریه متواری شدند و ممکن است از سرنوشت تعدادی از آن چیزی در دست نباشد یا استتار صورت گرفته است تا ملت سر در نیاورد. اما اینک ج.ا،ایران در درون میهن با اعتراضات مردمی مواجه شد که از ۷ دی ۱۴۰۴ از بازار تهران شروع شد و به سایر شهرهای کشور سرایت کرد و همچنان ادامه دارد. مسئله این است: در خاورمیانه اگر مقاومت بوی مقابله با اسرائیل میدهد، در داخل ایران، مقاومت در برابر اعتراضات بهحق مردم بوی چه چیزی را میدهد؟! یقیناً مقاومت در برابر خواستههای مردم -که از فروپاشی اقتصاد ایران به فریاد و فغان آمدهاند- صورت خوشی ندارد. عدلیترین و عقلیترین و علمیترین مسیر، مسیری است که ملت آن را بخواهد؛ اکثریت ملت مدتهاست مطالبات سیاسی و اقتصادی و حتی روابط خارجی را به گوش حکومت و حاکمیت و حتی چند دولت از ۲ خرداد ۷۶ به این ور، رسانده است، اما حاکمیت پند نگرفت و نمیگیرد و شد آنچه خردمندان، آن را بهدقت قابل وقوع میدانستند. مقاومت، خوب است،؛ البته نه در برابر ملت، بلکه در برابر هر گونه زور و زر و تزویر در سیاست و حکومت. ج.ا.ایران همانمقدار حامیان خود را حق تظاهرات میدهد، معترضان خود را هم میبایست حق اعتراضات دهد تا به تراکم و شکاف نمیانجامید؛ بحران از بحرانهای پنجگانهی مشارکت، مشروعیت، توزیع، هویت و... لبریز شد و اینک ملت فغانش از معیشت و تنگی زندگی است. کجایی عقل؟!؟ واقعاً کجایی؟! متن دوم من: ملت باید تغییر کند؟! یا حکمرانان؟! نگارش چاپ شب دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : اقتصاد در ج.ا.ایران با دو بحران نوسان و بیثباتی وارد شوک و شکاف و اعتراض شد. سقوط ارزش ریال ایران دیگر به قول کارشناسان فن، "روزانه و هفتگی" نیست بلکه حالا دیگه در نگاه فعالان بازار "ثانیهای" گردیده است. چندماه پیش در همین صحن گفتم شیوهی حکمرانی این نظام چنان غیرعقلانی است که قیمت یک دلار را به ۵۰۰ هزار تومان هم میرسانَد. حالا امروز دلار سهشنبه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ در بازار آزاد "به ۱۴۶ هزار و ۳۰۰ تومان" صعود کرد؛ هم یک "رکورد تاریخی، و هم علامت یک "فروپاشی تدریجی اعتماد به سیاستهای پولی و ارزی". حکمرانان ایران! دست از سر این ملت بردارید که با دشواری دارند معیشت میگذرانند. بگذرم. آن که باید تغییر کند ملت نیست، حکمراناناند. بیشازین میهن را در معرض و حلقوم مخاطرات نبرید. از سرنوشت سوریه و ونزوئلا و جنوب لبنان بیآموزین!
- انگشت بر بقا اسرائیل تا شعار "محو اسرائیل" را نشانه گیرد.- انگشت بر ۷ اکتبر حماس که جنگ اسرائیل را تدافع نشان دهد.- انگشت بر ابدیت اسرائیل که تز ارض موعود، ارث یهود را نشانه گیرد.- انگشت بر جنگافزار تا بگوید اسرائیل با سلاح هم میجنگد هم میفروشد.- انگشت بر لیسیدن زخم، تسلیح مجدد تا قدرت رخ کشد و فضا جنگ دگر.- انگشت بر هفت جبهه تا هم فشار بر اسرائیل را آدرس دهد و هم قدرت ارتش را به رخ بکشد که در جنگ با هفت جبهه درگیر شد.
نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۱۶ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : یک شاهزادهی دیپلمات دولت عربستان -ترکی الفیصل- در کنفرانس "خاورمیانه و آفریقا" در ابوظبی حرفهای قابل تأمل! زد که لُبّ حرفش این است اسرائیل با درهم کوبیدن همهی طرفهای جنگ، قدرتمندتر شده است، برخلاف روایت رسمی نظام ایران که قائل است اسرائیل "له" شد و "به زمین چسبید"، اما استدلال فیصل یک روایت رئالیستی از وضعیت اسرائیل پس از جنگش با چند محور است. او گفت: "کاهش قدرت و نفوذِ" جنبش حزبالله لبنان پس از جنگ با اسرائیل و "همچنین سقوط دولت سوریه در سال گذشته، توان ایران را برای تأثیرگذاری بر تحولات منطقه محدود کرده" و در ادامه گفته: "به نظر من بدون تردید این اسرائیل است که دردسرساز است و آمریکا باید آن را مهار کند." او حملات مستمر اسرائیل به لبنان، غزه و سوریه را شاهدی بر این مسئله دانست و گفت اسرائیل «احساس قدرت» میکند. جالب این است در حالیکه نظام ایران حضور آمریکا در خاورمیانه را دخالت میداند، او آمدن آمریکا به خاورمیانه را "کمک" معنی میکند؛ تفاوت غلیظ میان تفکر عربستان با جمهوری اسلامی ایران. عین جملهی این دیپلمات عربستان: "پس از حملهی صدام به کویت، نیروهای آمریکایی به کمک منطقه آمدند.» بنابراین از نظر من اگر نظام به مردم خود در مورد توان جنگی اسرائیل اطلاعات نادرست بدهد، خلاف اخلاق و حتی نافی امنیت ملی است. از طرفی دولتهای خاورمیانه همچنان اسرائیل را دست برتر و ویرانگر خاورمیانه ارزیابی میکنند. این را باید در نظر داشت تبلیغات و خرج گزاف هرگز جای واقعیات نمینشیند. آری، اسراییل، نه "له" شد، نه قدرت تهدیدش از بین رفت. آمریکای حاضر در خاورمیانه هم بر همه جای آن تسلط مطلق دارد، حتی در سند امنیت ملی آمریکا که پریروز منتشر شده، اعلام نموده تنگهی هرمز خط قرمز امنیت راه انرژی برای آمریکاست.
۱. سیاست سنتی بقا توسط ارتش اسرائیل۲. سیاست دخالتگری امنیت جهانی آمریکا۴. تقسیم دلار میان مبارزان توسط ایران، امارات، قطر، ترکیه و عربستان۴. سیاست سنتی خاورمیانهای نظام روحانیت ایران که خواهان سرنگونی دولتهای سازشگر عرب و قیام مردمی تمام خاورمیانه است.
- مثلاً ترامپ گفت: «بسیاری از کشورها برای اسرائیل به خاطر کاری که انجام داده و نبردی که داشته، احترام قائل شدهاند.»
- مثلاً نتانیاهو گفت: "دشمنان اسرائیل حقیقت سخت را فهمیدهاند و آن این است هرآنکس که به ما حمله کند، بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد اما کسانی که شریک ما میشوند، پیشرفت و امنیت بیشتر برای مردم خود رقم خواهند زد... اسرائیل هرآنچه لازم باشد انجام خواهد داد."
نگارش صبح ۱ ، ۷ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. نگاهی به محیط سه سمت اسرائیل و ایران و آمریکا نشان میدهد سه سمت نسبت به هم، در جنگ لفظی شدیدی قرار گرفتند و هر سه سمت در حال نشاندادن میزان آمادگی پیشدستی و بازدارندگی خود هستند. بارشِ سخن هر سه سمت، یادآور روزهاییست که صدامحسین نسبت به مرزهایش با ایران، اولتیماتوم مُطنطن میداد و ازین سمت، امام خمینی و یارانش در حکومت، به او پاسخ لفظی میدادند. تا رسید روز آخر شهریور ۱۳۵۹ که صدام رجزهایش را عملی کرد و جنگ را آغاز استارت زد. حالا مروری در زیر از محیط مجدد جنگ، درین روزا:
- محیط اسرائیل: بنیامین نتانیاهو دیروز دوشنبه ۳۱ ، ۶ ، ۱۴۰۴ در مقر وزارت جنگ با یسرائیل کاتس وزیر جنگ و «ایال زامیر» رئیس ستاد ارتش و اعضای ستاد حرف زد. این حرف: "ما در نبردی هستیم که در آن دشمنان خود را شکست خواهیم داد و باید محور ایران را نابود کنیم و این در دسترس ماست... ما مصمم هستیم که به تمام اهداف جنگی دست یابیم... سال آینده برای امنیت اسرائیل تاریخی خواهد بود... اسرائیل مصمم است که نه تنها در غزه، بلکه در سایر عرصهها نیز به اهداف خود دست یابد.. فرصتهایی برای امنیت، پیروزی و صلح ایجاد کند."
- محیط آمریکا: ترامپ، مایک والتز را نمایندهی آمریکا در سازمان ملل کرد، چهرهی ضدایرانی. او گفت فعالسازی مکانیسم ماشه یکی از اقدامات اصلیام است. والتز چهرهی اطلاعاتی آمریکا همانیست جنگ آمریکا با عراق را یک "اشتباه فاجعهبار" میدانست و به برکناری صدامحسین اعتراض داشت زیرا از نظر او "خلأ قدرت در عراق ایجاد کرد که به سود ایران" شده بود.
- محیط ایران: ۱. آقای مظاهر مجیدی فرمانده سپاه استان همدان گفت: "هفته دفاع مقدس هر سال توفیقات داشتیم رژه نیروهای مسلح را برگزار کنیم...امسال به دلیل تهدیداتی که ایجاد شد، مقرر گردید از تجمعات گسترده پرهیز و آمادگیها برای دفاع از کشور معطوف شود." ۲. آقای علی فدوی جانشین سپاه پاسداران در نشست شورای اداری استان یزد گفت: "در کشور ما هر فردی هر سخنی را آزادانه مطرح میکند و این موضوع باعث میشود جمعآوری اطلاعات برای دشمن آسان شود." ۳. بیانیهی سپاه: "...آمادگیهای همه جانبه رزمی، تدبیر راهبردی، امنیت مردمپایه، توان اطلاعاتی، دفاع زمینی، دریایی و هوایی، موشکی و سایبری و حمایت بیدریغ از مقاومت و سایر عرصههای میدان در بالاترین سطح آماده و مهیا برای اقدام متقابل هستند." ۴. آقای سیدمصطفی خوشچشم اهل مشهد، کارشناس شبکهی افق به نقل سایت "دیدهبان" گفت: "در نظرسنجیهایی که بعد از توقف جنگ ۱۲ روزه انجام شد، تعداد مردمی که خواستار ساخت بمب اتم هستند، بیشتر شده و به ۹۰ درصد رسیده است." ۵. نزدیک ۷۰ نمایندهی مجلس هم خواستار ساخت بمب اتم شدند. ۶. چهرههایی هم از جناح چپ از آقای مسعود پزشکیان خواستند در آمریکا با ترامپ دیدار کند تا جلوِ جو جنگی و تحریمی علیهی ایران را بگیرد.
در آخر، بیان کنم، نظری درین موارد فعلاً ندارم. هفتهی دفاع مقدس بود و یادآوری این روزای جنگی و محیط لغزان تعلیق صلح و جنگ و آتشبس بیاطمینان. فقط در مورد سه مورد حرف دارم: الف. مفاد آخرین پارگراف بیانیهی سپاه پاسداران در بند ۳ بالا، بگویم حتی ارتشهای بزرگ دنیا -که ائتلاف ناگسسته دارند- چنین حدی از توان را در خود ادعا نمیکنند. بیانیه باید بیان واقعیت باشد نه حاصل احساسات و غیرت و آرمان. هر کدام البته در جایشان. ب. آقای علی فدوی هم بداند نشست اطلاعات از سوی سخنرانیهای پیدرپی سراداران آفت بزرگ این روزهای جمهوری اسلامی ایران است. بگذرم. ج. آقای پزشکیان دفتردار نظام است، نه رئیسجمهور ایران! ازش ساخته نیست. چپ درین باب، تخیل خارقالعاده کرد در باب مسافرت بعضاً مفرّح دیرباز سران ایران به نیویورک مقر آن سازمان!
نگارش ۲۲ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی
این، چارلز برد کوپر فرمانده سنتکام است؛ فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا مستقر در خاورمیانه. آن، «ابومحمد جولانی»ست؛ رئیس فعلی سوریه. اون، خلیل حیّه؛ رهبر حماس باریکهی غزه.
چارلز کوپر و جولانی همین جمعه پس از حملهی نیرو هوایی ارتش اسرائیل به دوحه، دور هم نشستند چیزهایی را تقسیم کردند و تصمیم ساختند، در چهار محور "۱. سیاسی ۲. نظامی ۳. شراکت استراتژیک ۴. گسترش کانال ارتباط".
دور از چشم همه، خاورمیانه در خفا در حال شکلگیری نظم نوین است؛ و در علَن در حال شکلگیری هژمونی نیرو هوایی ارتش اسرائیل.
نقله خلیل حیّه از ترور، جان سالم به در برد زیرا میگویند بر پیکر پسرش همام که ترور شد، نماز خواند. این عکس حیّه به نقل منبع، پس از ترورش است.
سه ارتش در خاورمیانه جولان دارند: ارتش اسرائیل مستقر در خاک فلسطین، ارتش آمریکا مستقر در قطر و تنت و بحرین، ارتش روسیه مستقر در لاذقیهی سوریه. البته سرویس اطلاعاتی فرانسه، اطلاعات و جاسوسی خاورمیانه را رهبری و سپس فروش میکند.
اینک چند سالیست قطر همزمان مرکز دو امر متضاد است: هم خاکش مقر مرکزی ارتش آمریکاست. هم شهرش محل استقرار رهبران حماس. حماس البته جدا از جلوههای ویژه مبارزه با اسرائیل، سه ضعف درونگرایانه دارد:
۱- فندقبارگی (=هتلنشینی) بیشتر رهبران آن که در غزه نیستند خارج به سر میبرند، مگر استثناء چون شیخ احمد یاسین و یحیی سنوار که هر دو در غزه توسط ارتش اسرائیل ترور شدند.
۲- تصلب در فقه اهل سنت و گرایش به تفکر "تکفیر" و پیوستگی به حزب بعث صدام
۳- نبود سازش میان آنان و دولت خودگردان.
قطر تا این جا سه حمله به خاک خود دشت کرد: از ارتش عربستان، از سپاه پاسداران ایران، از ارتش اسراییل. عربستان تمامعیار به قطر تاخته بود. سپاه ایران مقر آمریکا را در آخرین روز جنگ ۱۲ روزه زد و نیروی هوایی ارتش اسرائیل هم مقر اجلاس حماس را بمباران کرد. بگذرم.
نگارش ۲۱ ، ۶ ، ۱۴۰۴ :. ابراهیم طالبی دامنه دارابی. بنیامین نتانیاهو دیشب چه تهدیدی کرد؟ من البته صبح زود در خبرگزاری بینالمللی "قدس" تعقیب کردم. او گفت:
"جبههی شرقی اسرائیل، «معاله آدومیم» نیست، بلکه «غور اردن» است... ما چهرهی خاورمیانه را تغییر خواهیم داد... و با ایران میجنگیم... ما برای موجودیت و ابدییت اسرائیل میجنگیم."
میخواهم این اشارات تهدید در جنگ لفظی این مقام اسرائیل را کمی توضیح دهم. غور در لغت یعنی فرورفتن در تفکر. سر فرو بردن در فکری ژرف. و در جغرافیا، به جایی پَست، عمیق و فرورفته اطلاق میشود. در اردن چند غور وجود دارد که در لفظ جمع، به آن اَغوار اردن میگویند. نگاه شود به رنگ سرخ نقشه. او طرح "اِی. وان" را تز انتخاباتی خود کرده بود که برای کسب رأی در پیروزی حزب لیکود، به رأیدهندگان، قول داده بود؛ یعنی «الحاق غور اردن» به اسرائیل. او و تیم او رأی هم آوردند و همچنان طی این دو سه سال بر اریکهی قدرت، تکیه زدند و بر خاورمیانه چنگ انداختهاند. حرف جدید او به معنای تصرف کامل کرانهی باختری است، که اینک محمود عباس ابومازن، رئیس "تشکیلات خودگردان فلسطین" در آن مستقر است و جمعیتی معدود از ملت فلسطین.
وقتی میگوید غور، جبههی شرقی اسرائیل است، همزمان دو تیر شلیک میکند: ۱. حرف از مرز نمیزند، میگوید جبهه. یعنی مرز اسرائیل، حتی غور اردن هم نیست، بلکه نامعلوم گذاشت تا تصرفات بعدی کی رخ دهد. ۲. ابدیت اسرائیل یعنی پیشروی به سمت سرزمینهای شرق اسرائیل. زیرا غربِ آن، دریاست؛ همان مدیترانه. و در تصرف مطلقشان.
نگارش ۲۰ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. چاپ صبح.
نیروی هوایی اسرائیل دیروز ۱۹ ، ۴ ، ۱۴۰۴ همزمان هم به دوحه پایتخت قطر و هم به صنعا پایتخت یمن شمالی حملهی مرگبار کرد. اما مهمتر از آن حرف بنیامین نتانیاهو است که با زبان تهدید و رمز پنهان گفت:
"به قطر و همه کشورهایی که به [اعضای حماس] پناه میدهند میگویم: یا آنها را اخراج کنید یا به عدالت بسپارید، چون اگر این کار را نکنید، خودمان اقدام خواهیم کرد."
از دید من این حمله و این حرف، چه معانییی دارد. من سه بُعد سیاسی و نظامی و منطقهای را بر میرسم:
۱. از نظر سیاسی نشان میدهد اسرائیل با این کار به کشورهای خاورمیانه پیامی غیرمستقیم داد که خاک خاورمیانه را به دیدهی محیط تهدید بقا و امنیت خود مینگرد. از عُمان گرفته تا رُباط مراکش و سودان و حتی از افغانستان گرفته تا تهران و ترکیه و اَمان اردن، حوزهی حملهی نیروی هوایی اسرائیل است. قصد اسرائیل اعلان تفوق و توان ضربه به حریف است،
۲. از نظر نظامی دارد جولان میدهد که نه "له" شدم و نه "به زمین چسبیده"ام. بنابراین ارتش اسرائیل با این دو کار (و پیش ازین با حملات وحشتناکس در همین روزهای اخیر به زاغههای سلاح جنبش حزبالله لبنان و ضربه به سوریه در حمایت از دروزیهای سویدای سوریه) ارزیابی اخیر آقاخامنهای از اسرائیل را در مَظان تردید بُرد، تا بگوید جنگ اسرائیل با همه، جنگ همیشگی این ارتش مجهز است و از پا در نمیآید و جنگش را با آتشبسهای لغزان گره نزده است. اسرائیل زمان را به نفع خود میداند که فاجعهی باریکهی غزه را با فتوحات هوایی به منطقه طاق بزند.
۳. از نظر منطقهای به نظرم این حرکت نظامی و حرف سیاسی اسرائیل به ترک دائمی کشورهای خاورمیانه از رویارویی با ارتش اسرائیل میانجامد؛ زیرا اسرائیل برخلاف ظاهر قضیه، هم روسیه را پشت خود دارد، هم آمریکا را، هم تمام اروپا را، هم سازمان ملل متحد را و حتی پاپ واتیکان را. و در رأس همه زرادخانههای غرب و شرق را و ثروت هولانگیز یهود در آمریکا و استرالیا را،
نکتهی آخرم اینه، این که شنیده شد اسرائیل "له" شد و "تقریباً از پا در آمد" و "به زمین چسبیده" شد، برای هر فرد آشنا به دشمن، نباید مایهی اطمینان باشد، زیرا بر دشمن همیشه باید در همان حد بدبین، تحلیل و اشراف داشت، که هست. پس؛ این حرف نباید آن گونه شود که باز، غافلگیری رخ دهد. به قول آقا سیدیحیی رحیم صفوی: "نظامیان همیشه باید سناریوی بدبینانهتر" را احتمال دهند و خوشبین نباشند. آری؛ دشمن، یعنی نیرویی که هر آن ممکن است از جبههی غفلت و یا پشتِ رجَز، وارد شود و نفوذ هم، این رخنه و رسوخ را در زمان مقتضی مهیا میکند. بنابرین باید احتمال داد، آقاخامنهای با هدف تخلیهی اطلاعاتی اسرائیل، این دو سه ترکیب لفظی را وارد دنیای تحلیل جنگ ۱۲ روزه کرده باشد. مهم، مهیابودن برای میهن است و حراست از ملت. سپس، نوبت مدد به جایی که امکانش اگر بود. بگذرم.
متن نقلی: آقای پزشکیان گفته است: "نه زیر پایمان آب هست نه پشت سدها... آب چاهها تمام شود نمی دانیم چکار باید بکنیم... با شعار دادن، نقد کردن و توقع ایجاد کردن، مشکل حل نمیشود... نفت را خواستند تحریم کنند و دارند تحریم میکنند ... حرف نمیزنی؟ خب میخواهی چکار کنی؟ میخواهی بجنگی؟! خب آمد و زد؛ الان برویم درست کنیم دوباره میآید میزند".
حرف منتقدان چیست؟
نگارش ۱۲ ، ۵ ، ۱۴۰۴ :
ابراهیم طالبی دامنه دارابی
این متنم اشاره به سیاست داخلی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نیست، فقط به سیاست خاورمیانهای میپردازد:
محو اسرائیل از خاورمیانه
این فاز هر چند پشتوانهی ایدئولوژیک و آرمانگرایانه به خود بگیرد، اما برای میهن ایران زیانبار است. زیرا حتی اگر ایران قادر باشد بر فرض محال اسرائیل را از خاورمیانه محو کند، آن وقت واکنشهای متحد اصلی اسرائیل یعنی آمریکا، قهرآمیزترین حالت به خود میگیرد، که خسارت آن غیرقابل تصور است و میزان ویرانگری آن بشدت وحشتناک میشود. اسرائیل، شرّ مطلق است و بدون تردید نامشروع، اما مگر هر شرّی را میشود از میان برد و پول مردم را برای آن از بین برد؟!
درگیری با آمریکا
چین و روس خواهان تز درگیریهای صوری و لفظی دایمی میان آمریکا و ایران هستند تا با سرگرمکردن آمریکا بر سر ایران، آنان اقتصاد خود را رونق دهند و به سرمایهگذاری در جهان مشغول باشند. بر فرض به ادعای حاکمان فعلی ایران، جمهوری اسلامی، آمریکا را حریف باشد، آن وقت آمریکا، نه دست به فرار میزند و نه دست روی دست میگذارد. کمترین کارش این میشود اقتصاد ایران را فلج کند و سد راه پیشرفت آسان کشور شد و معیشت و آیندهی ایران را هدف قرار دهد.
خاورمیانه
حتی اگر در خیالیترین فرض، نظام حاکم بر ایران، خاورمیانه را از چنگ تمام قدرتهای جهانی به در بیاورد، آن وقت با این تفکرِ مثلا" اسلامیزهکردن دستوری مردم -که حتی در داخل ایران هم به بنبست رسیده است- مگر میتواند بر ملل عرب -که خوشگذرانترین قوم آفرینش هستند- حکم بِدوانَد. خیالی بیش نیست. این سیاست جمهوری اسلامی جز خسارت هیچ عایدییی ندارد.
فلسطین
ایران حماس را در باریکهی غزه سالهاست در برابر دولت خودگردان فلسطین در کرانه، تجهیز و تسلیح کرد و عملاً فلسطین را؛دو پاره کرد غزه و کرانه. حالآنکه قضیهی فلسطین ابتدا باید از راه همبستگی فلسطینی پیش برود، نه شقاق و تضادآفرینی. اینک اسرائیل به بهانهی عملیات حماس، نه فقط غزه را به بدترین وضع انداخت، بلکه کل منطقه را زیر هراس نگه داشت، حتی جمهوری اسلامی ایران را هم زیر ضربات ترور و وحشت فرو برد و به جنگ سنگین با ایران پرداخت و ضربات را زد و رفت برای فازهای بدتر بعد. ایران هم، دیگر حتی برای لبنان و سوریه نمیتواند یک قدم بردارد و یک کلاشینکف دهد، چه رسد به کمک حماس. معلوم بود نظام ایران نمیتواند حماس را نجات دهد و دیدیم غزهای را، که به تلّی از خاک بدل شد و مردمش اسیر و گرفتار و گرسنه و آوارهی دو سمت درگیری و جنگ. اسرائیل هم، نظامی است با ارتش بیرحم و حاکمانی در آخرین وجه نیرنگ و ننگ. خود جمهوری اسلامی ۱۲ روز در جنگ اسرائیل با ایران، از توقف و آتشبس خوشحالی کرد و آن را حتی پیروزی خود به حساب آورد، حال آن که با چندین ماه جنگ جهنمی اسرائیل، شمال مرفه تهران به حماس میگوید: بجنگ! بجنگ! بجنگ! خودش خوشحال آتشبس شد، ولی حماس را میگوید همچنان بجنگ! حتی مردم غزه گرفتار در حنگ گردند و این چنین میان درگیری دو سمت دعوا و دفاع، در نهایت مشقت و رنج.
سازگاری
هیچ سیاستی سالمتر از سازگاری جهانی نیست. زیرا آمریکا با این روشهای جمهوری اسلامی ایران، نه از پای در میآید و نه حاصلی از تضاد نصیب ایران میشود. راه، راه اقتصاد است و ایدئولوژی فقط شعار در ظاهر است و دروغ برای حفظ قدرت. چونکه جمهوری اسلامی حتی نتوانست مردم ایران را به دلخواه حاکم و حاکمان درآورَد، چه رسد بخواهد رهبری دیگر مردم خاورمیانه را گردن بگیرد. خندهدار است خیلی! راه، راه مهندس مهدی بازرگان، مصلح صالح ایران که داشت روحانیت را درس سیاست میداد و سازواری جهانی ولی آخوند مگر حرف دانشمند را میشنود! خودشان را دانای دهر میدانند و حتی ولی و سرپرست دین و میهن و مردم!
اقتصاد
عامل قدرت، اقتصاد است. چند قدرت بازیگر جهان اگر سیاست جهانی پیشه کردند و ارتش قدرتمند ساختند، علت اصلی آن است میخواهند ثروت و اقتصاد خود را همچنان رشد دهند و در برابر رقابت -که یک اصل عقلی اقتصاد است- از همدیگر کم نیاورند.
به نظر میرسد حتی یقین حاصل است ملت، روزی را رقم خواهد زد که در آن شایستگان دانش را به اریکهی خدمت و سیاست میرسانَد و خودکامگان را از دور حکومت بسته و مسدود، بدون حتی قطرهی ریختن خون و خشونت، خارج میکند. میهن! بخن!
آهن سرد آیا؟! نگارش ۵ ، ۵ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. آقاخامنهای در پیام ضبطشدهی دو روز پیشش، گفت "این ضربه را" اسرائیل بر ایران "وارد آوَرد." اشارهاش از ضربه به ترور سران نیروهای مسلح سپاه و ارتش و رئیسان و معاونان اطلاعاتی نظام و سپاه پاسداران و دانشمندان اتمی ایران بود، که چهل روز گذشت. البته سرآخر هم گفت: "دشمنان ایران آهن سرد میکوبند."
من نظرم اما این است:
"ضربه" نبود، زیان زیاد و بسیار بزرگ بود که علاوه بر ترور غافلگیرانهی اشخاص شاخص قدرت و نظام، میلیاردها دلار از زیرساختهای نظامی و اتمی جمهوری اسلامی ایران را بلعید. ۱۲روز پایتخت را به بنبست محض فرو برد، همهی سران نظام را مجبور کرد به مخفیگاه بروند؛ که عقلی هم هست انسان از ترس یا حفظ نفس و ماندن برای ایفای نقش، پناه بگیرد. بیش از چند میلیون جمعیت تهران را به ترک تهران و رفتن به شمال ایران و سرازیر شدن به قم، مجبور کرد. بهطورب که قم در پخت نون، با ازدحام جمعیت مسافر مواجه شده بود. ترکِ محیط جنگی شهری هم، خودش یک حرکت عقلی و ستوده است. حتی هنوز هم ترس از جنگ دوم اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، در تهران بشدت سایه افکنده است. یعنی جمهوری اسلامی ایران بر حملهی دوم اسرائیل حساب باز کرده است و رهبران آن با حفاظتی چندین لایه و آمادهباشهای متوالی محافظت میشوند و راحت نمیتوانند نزد مردم حاضر شوند. خودِ این افزودن لایهی حفاظت و آمادهباش میلیاردها تومان پول میبلعد. بگذرم.
اما اینکه بر "آهن سرد میکوبند" به نظرم چنین نیست. چون تمام حرکتهای آمریکا و اسرائیل و اروپا نشانی از چکش بر فولاد داغ، بر سر سندان سفت است. از "مکانیسم ماشه" تا خلع سلاح دالان داوود که از مرز اسرائیل هست تا مرز کردستان عراق ایران و حتی تنگ زنگزور. آری؛ اسرائیل در صدد تأمین این دالان است و ناتو در پی تسلط بر زنگزور. تعجب آن است آسمان این مسیر تماماً در اختیار اسرائیل افتاد. جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران فازبندی است، مرحله به مرحله شروع میکند. نیروهای اعزامی از جمهوری اسلامی ایران هم، حتی یک نیرو نمانده است در مرز اسرائیل و سوریه و لبنان. هفت جبهه را همزمان با جهنمیترین رفتار، ارتش اسرائیل زیر آتشبار دارد. زیرا این حکومت اساسش این است در خاورمیانه هیچ دولتی نباید قدرت داشته باشد. هر گاه چنین چیزی پیش بیاید، ارتش اسرائیل طبق مانیفست آن. غافلگیرانه حمله میکند: مانند حملههای ویرانگر سالیان دور ارتش اسرائیل به مصر، به عراق، به سوریه، به اردن و حتی به جنبشهای شِبهنظامی لبنان و حکومت انصارالله حوثی در یمن شمال. اخیرا" هم کنسِت اسرائیل (= لفظ عِبری برای پارلمان و در عربی مجلس و در افغان لوییجرگه) تصویب کرد، کرانهی باختری هم باید به خاک! اسرائیل ضمیمه شود.