در پارک دیدار چه گذشت؟
چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۴۰۴، ۰۵:۱۷ ب.ظ
گزارش
دامنه ۲۹ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : با شیخ سجاد شهامت دیدار زیر درخت توت با برگهای
زرد پاییزی، بهزیبایی انجام گرفت؛ البته کمی آنطرفتر در تپّهسر.
گفتوشنود او و من روی نیروی دین بود. به او گفتم روحانیت پس از پیروزی ملت
بر سلطنت، از نیروی دین -که از دیرباز در دل و نهاد مردم با مخلوطی از
خرافه و عقیده کاشته شده بود- برای خود ابزار قدرت ساخت تا با نیروی
هژمونیک (=سلطهگرانه) حکومت را در تصرف مطلق خود گیرد و استبداد دینی را
برین میهنِ انباشته از تمدن و تکثر و تفکر و تئوری و شعر و رواداری، روا
داشتند؛ ستم تئوریک بر پایهی ستم پراتیک. به او گفتم حتی در درون روحانیت
نیز کسانی باسوادتر و پارساتر از امام خمینی وجود داشتند که نظری عقلی
داشتند که حکومت به طبابع ملت است، نه به حکم روحانیت و جعل و روایت. اما
امام خمینی فقط تئوری خود را درست و به دین منطبق میدانست و آن را بر
قانون اساسی کشور برچسب زد حتی افرادی چون آقاخویی آماج هجوم قرار گرفته
بودند. و در ادامه، روحانیت از مذهب شیعه و برخی از مفاد جنبشگرانهی آن و
باورهای مذهبی و مساواتطلبانهی مردم، برای خود نظریهی "ولایت" جعل کرد،
که در نبودِ مهدی موعود همه باید زیر "ولایتِ" یک فقیه -که ولی به معنی
پدر و سرپرست ملت و دین است- نفَس بکشند و با رضایت او آب را در گلو جِر
بدهند! وگرنه آن جرعهی آب از شراب نجستر است و به دوزخ! فرستاده میشوند.
حکومت رفتهرفته مال روحانیت شد و فساد هم دوشادوش حکومت آنقدر رشد کرد که
مردم را به آخرین حد گریز از روحانیت رسانیده است. به او گفتم بروید به
حاکم و حکومت برسانید این حکومت به دین لطمات جبرانناپذیر وارد کرده است و
تا دیر نشده است بیش ازین به دین زور نگویند و مذهب را بهانهی ولایت بر
مردم نسازند. همین قدر دین را نردبان کردند، پیش خود و آفرینش و آفریدگار
شرم کنند. دست از سرِ مذهب و ملت و میهن بردارند و حکمرانی را بیشازین
لکهدارتر نکنند. بگذرم. آقای شیخ "سجاد شهامت"، موضع گرفت اما نه چندان
مانند جزماندیشان و کجخُلقان. برآشفته نشد، تصدیق کرد و تبصره زد و گفت
باید کوشید رفع کرد و نباید تنها گذاشت. گفت عفت عمومی خیلی مهم است. گفتم
عفت درنوردیده شود بسیار برای تمدنسازی ایرانی بد است، ولی حکومت و
روحانیت فسادش از جریحهدارشدن عفت، پیشی گرفته است، پس بدی حکومت بر بدی
نادیدهانگاری عفت جلو زده است و خود حکومت به یک نادیدهانگار بزرگ در
ایران در آمده است، راه مردم نمیپیماید و راه یک فرد و چند فرد شبیه آن
فرد برای این حکومت اهمیت دارد و بس. عکس را او از من انداخت و عکس خود را
امانت گذاشت، لذا از پخش آن دوری گُزیدم.
| لینک کوتاه →
qaqom.blog.ir/post/2737
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
