قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۸۸ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

آنچه بر من گذشت 53

زندگینامۀ من


قسمت 53. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. آنچه بر من گذشت. اولین گروه پاسداروظیفه سپاه مازندران ساری پیش از این که من به فکرش بیفتم اعزام شده بود. شهید محمدباقر مهاجر و حسن آهنگر (حاج مرتضی) دو رفیق من، با همان گروه به سربازی (در جبهه) رفته بودند. من با سری دوم اعزام، همگروه شدم. با هم محلی هایی چون: آقاعلی پورصمد. علی نقی رمضانی. مهدی آهنگر (طالب حاجی). احمد رمضانی (زکریارمضان). اصغر هاشمی (سیدطالب). حسین رمضانی (پسرخاله ام). اکبر جمالی پایین محله و محمدتقی محسنی برادر جلیل.



مسیر سرتا. سال 1363 : از راست گوشه: حسن صادقی. سید محمد اندیک. احمد نصیری. حسن آهنگر. جعفر رجبی. سید علی اصغر. سید رسول. نفر جلوی: دامنه. عکاس روانشاد یوسف

ایام سربازی ام. 1363. مسیر سرتا. بارفقا


اما چند روز پیش از اعزام به سربازی، به ما گفتند از انجمن اسلامی محل تأییدیه بیاوریم. فردای آن روز _که روزهای آخر سال 1362 بود_ رفتم سراغ گرفتن تأییدیه انجمن. شورای انجمن اسلامی پنج نفر و گاهی سه نفر بودند. یعنی آقایان (... و ... و ... و ... و ...) که نامشان را نمی برم، فقط یکی شان چند سال پیش درگذشت (خدا بیامرزد).


درخواست تأییدیه دادم و کارم را نیز گفتم که برای سربازی رفتن است. هنوز که هنوزه! دارند برای من تأییدیه! صادر می کنند. اما برای بقیه صادر کرده بودند چون خودم با چشمانم تأییدیۀ آنها را دیده بودم که به من نشان داده بودند. اما من هر بار طی آن فرصت کوتاه گفتم، گفتند داریم امشب برای شما جلسه برگزار می کنیم! که تأییدیۀ انجمن صادر کنند. بگذرم. خدا خود داوری خواهد کرد؛ ان شاءالله.



فقط بگویم انجمن های اسلامی سراسر کشور از شهر گرفته تا روستاها، همه زیرنظر سازمان تبلیغات بودند که رئیس کل آن آیت الله احمد جنتی بود. تمام امور شغلی مردم زیر نظر این انجمن ها و مُهر تأییدشان بود که سرنوشت افراد فقط با همان مُهر و دو سه نفر، تعیین می شد. خدا خود می داند چه تعداد آدمهای شریفی که به خاطر همان مُهرها و گزارش دادن ها زندگی شان دچار سختی و محرومیت ها شد حتی ممانعت از ورود افراد به دانشگاه ها. یعنی درس خواندن هم مُهری شده بود! تاریخ خود بهترین قاضی ست.



علیرغم نگرفتن تأییدیه انجمن، روز اعزام، خودم را به همراه آن هم محلی ها که در بالا اشاره کردم به سپاه مازندران _دور میدان امام ساری، جنب خیابان جام جم که آن زمان در ورودی اش پشت کوچۀ منتهی به خیابان دولت بود_ رساندم. همه، برگه هایشان آماده و تأیید شد اما من در میان دارابکلایی ها ردّصلاحیت شدم.



آری؛ آن کسانی که غرَض ورزی داشتند اعمال نفوذ کردند و مرا از سربازی رفتن در سپاه نیز محروم کردند. آنها اعزام شدند و من ماندم. با آن که در آن تاریخ سه بار به عنوان بسیجی به جبهه های غرب و جنوب رفته بودم. باز هم می گویم خدا خود داوری می کند. کی و کجا؟ در یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ؛ 9 طارق. یعنی به قرار قرآن «آن روز که رازها [همه] فاش شود»



خیلی خشمم گرفته بود ولی بازهم به روی شان نیاوردم و فروخوردم. روز بعد برای خنثی سازی اقدام آن کینه ورزان که دَم افرادی از سپاه را _با نفوذی که مثلاً داشتند_ می دیدند و مرا این گونه مورد آزار و اذیت و محرومیت، چه در آن پروندۀ اشتغال در آن نهاد و چه حتی سربازی در سپاه، قرار می دادند، وارد عمل شدم.



نمی گویم چه کردم، ولی من هم فردای آن روز اعزام _با همۀ کوشش ها و دوندگی هایی! که آنان برای ممانعت من انجام دادند_ به سپاه وارد شدم و خدمت سربازی ام را با عنوان پاسداروظیفه بدرستی و رضایت دلخواهم به پایان بردم. نمی دانم این ورودم آنها را آیا با همۀ راهزنی هایی که علیۀ من انجام دادند، دچار حِرمان و دردهای سخت و جانکاه مازوخیستی! کرده بود یا نه!؟ خدا می داند. الله العلم. و نیز أَلْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللّه ُفِى قَلْبِ مَنْ یَشآءُ. علم، نورى است که خداوند به قلب هر کس که بخواهد مى افکند. مصباح الشریعة، ص 16. نیز ر.ک: منیةالمرید، ص 148 و 167؛ بحارالانوار، ج 1، ص 224؛ مشکاةالانوار، ص325. (منبع)



اسفند 1362 وارد شهر زیبا و دریایی جنگلی چالوس شدم و اواخر سال 1363 سربازی ام در سپاه را به پایان بردم. با آن همخدمتی های دارابکلایی ام بر من بسیارخوش گذشت. آنها در پادگان های اطراف نوشهر و مرزن آباد و برخی هم به شهرهای دیگر افتادند. اما من در ستاد منطقه3 مازندران و گیلان مستقر در شهر چالوس. اول میدان، ابتدای ورودی جاده چالوس_تهران. هتلی مشهور و شیک؛ که رژیم شاه برای عیاشی ها ساخته بود. اینجا مقرّ مرکزی سپاه بود حتی ساری هم زیر نظر اینجا بود. یعنی از آستارا تا جنگل گلستان زیر نظر سپاه منطقه 3 بود. فرمانده اش دو تهرانی به نام های «محسن» و «میرتارنظر» بودند.



من عاشق مطالعه و کتاب بودم. و حالا در سپاه آنجا با خیلی ها آشنا شدم و سپش رفیق. چه پاسدارها و چه پاسداروظیفه ها. یکی دو ماه بعد شروع کردم به طلبگی. یعنی خودطلبگی. با آقای طاهری که ریاست ستاد منطقه3 را گاهی برعهده داشت، یک شب صحبت کردم که می خواهم بعدازظهرها به کلاس طلبگی حوزه چالوس شرکت کنم. موافقت کرده و خیلی هم تشویق نمودند.



من تا پایان سربازی ام رسماً اجازه داشتم عصرها از سپاه خارج شوم و به محل درس طلبگی در مرکز شهر چالوس بروم. جامع المقدمات که شامل 15 کتاب است را شروع کردم. از اَمثله و شرح امثله گرفته تا  صرف میر و ... .



استادمان در آن سال آقای سعیدی بود که خدا حفظش کند. بسیار انسان شریف، پخته و مُلّایی بود. برای همیشه دعاگویش هستم که مرا در آن دوره، با آن که جوان و غریب بودم ورز داد و مدد علمی رساند. علاوه بر طلبگی در کنار سربازی، هر روز روی مفاهیم و تحوید قرآن کار می کردم و با ولَع رُمان، کتاب های سیاسی، عقیدتی، مجله دانستنی ها و روزنامه های جمهوری و اطلاعات و کیهان آن زمان را می خواندم. یادم است از کتابفروشی مدرن چالوس بعد از پل فلزی، با آن که تک کتاب های دکتر را داشتم، تمام مجموعه آثار دکتر شریعتی را که به صورت یکجا در 36 جلد چاپ شده بود، خریداری کردم و هنوز هم در کتابخانه شخصی ام نگهش داشتم.«آنچه بر من گذشت» اینجا


تمام قسمت های زندگینامه من اینجا

۱۱ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مقام حضرت اُم البنین

دامنهٔ عترت


به قلم دامنه. به نام خدا. امشب وفات حضرت اُم البنین _سلام الله علیها_ است. ضمن تسلیت وفات آن بانوی والامقام و بزرگ زن تاریخ اسلام به همۀ دلدادگان اهلبیت (ع) یک نکته و یک نقل قول مهم می آورم و از همۀ دامنه خوانان شریف، التماس دعا دارم:



نکتۀ دامنه


این بانوی مکرم مادر 4 شهید است؛ حضرت قمربنی هاشم ابوالفضل العباس _علیه السلام_ عبداللّه، جعفر و عثمان که همگی در کربلا و در رکاب حضرت سیدالشهداء (ع) به شهادت رسیدند. (منبع) آیا این کم مرتبه و مقامی ست؟ پس درود بی کران بر اُم البنین مادر عباس.




نقل قول از فقیه اهلبیت علیهم السّلام: «ام البنین سلام الله علیها واسطه فیض الهى ست. این بانوى بزرگوار نزد مسلمانان جایگاهى ویژه دارد، و بسیارى از آنان معتقدند او را نزد خداوند منزلتى والاست و اگر دردمندى او را به درگاه حضرت بارى تعالى شفیع و واسطه قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد. لذا به هنگام سختیها و درماندگیها، این مادر فداکار را شفیع خود قرار مى دهند. البته بسیار هم طبیعى است که ام البنین سلام الله علیه نزد پروردگار مقرب باشد زیرا وى فرزندان پاره هاى جگر خود را خالصانه در راه خدا و استوارى دین حق تقدیم داشته است.» (منبع)

۱۰ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

از دوبی

دامنۀ اختصاصی

8 اسفند 1396


عکسها: اینجا


عارف طالبی دارابی

۰۹ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سگ بامشی

دامنۀ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت 197. سگ بامشی. در روستای دارابکلا این یک اصطلاح و متلک و لُغز است. چون رابطۀ سگ و گربه اغلب بحرانی و ضدّ هم است، این مثال در افّواء و محاورۀ عمومی و حتی درون خانوادگی رواج یافته است. با مثال روشن می کنم:





اون زن و شی چیطینه؟ > سگ بامشی!

این کیجا و ریکا چیطی؟ > سگ بامشی!

اون شخ با اون شخ؟ > با پوزش شاید! سگ بامشی!

این خِش با آن خِش > نه؛ نه؛ سگ بامشی!

پسرزن با شی مار > سگ بامشی!

عاشق و معشوق : سگ بامشی!

خاطرخواها چیطی؟ سگ بامشی!

دکوندار با دستفروش > سگ بامشی!

چه قشنگ بِرار و خاخرنه > نا، نا، سگ بامشی!

سم فروش با کودفروش > سگ بامشی در سگ بامشی!

ایران با چهان > خیلی آشتی. خیلی دوستی!

جهان با ایران > من نمی دانم سگ یا بامشی!
(«فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا)

۰۹ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نُه خبر نُه نظر

به نام خدا
دامنهٔ خبر و نظر
چند مطلب را مرور می کنم شاید نکته افزاید

1- اسبه حلوا و مراحل پخت آن در سنه کوه. ظرف پخت اسبه حلوا هم حتما دیگ مسی باید باشد تا حرارت را یکنواخت و مناسب....     طریقه گذاشتن دیگ در تش کله هم باید کج باشد تا کترا زدن کامل و راحتتر صورت گیرد. (اینجا)
دامنه: مهندس عبدی، عالی این پست را در وبساست خود نوشته و به تصویر کشانده است.

2- رئیس مرکز ژنتیک نور اعلام کرد: 230 هزار شهید و 50 هزار مفقود الاثر در دفاع مقدس.

دامنه:  قابل توجۀ جاه و مقام خواهان،  ریاست طلبان، ثروت پرستان.

3- از صداوسیما برنامه ای به گوشم می رسید که اخبارگو با آب و تاب می گفت در آمریکا 300 میلیون قبضه اسلحه در دست مردم است.
دامنه: یعنی تقریباً اندازۀ کل جمعیت آمریکا. حال اگر همین میزان سلاح در دست ایرانی ها باشد حدس می زنید چه می شود؟ البته با اعتقاد می گویم: مرگ بر آمریکا.

4- در رُمان برکت خوانده بودم شیخ یونس برکت از پیرمرد روستایی می پرسد اصول دین چندتا؟ می گوید: چهل تا. برکت می گوید نه پدر پنچ تاست. پیرمرده می گه: چقد کم!
دامنه: اصول دین پنج تاست (سه تا هم می گویند) ولی برای برخی ها گویا هزار تاست. مثلاً اگر فلان چیز یا فلان کس را قبول نداشته باشی، گویی اصول دین را از دست داده ای!

5- این روزها آن بالامالاها خُوب دارند دربارۀ محمود احمدی نژاد افشاگری می کنند! و حتی او را «اَشعث» می خوانند!
دامنه: حال که همۀ راستی ها حتی کیهان! و آن مؤسّسۀ خاص قم، هویت محمود احمدی نژاد را بلاخره شناختند! و یکی یکی نه فقط از او تبرّی می جویند بلکه برخی ها هم به صداقت میرحسین تأکید می کنند؛ آیا هنوز هم باور دارند چینین شخصی! انتخابات ریاست جمهوری 88 را درست! برگزار کرده است!؟

6- فرانسوی ها می گویند سه چیز را نمی شود پنهان کرد: عشق و دود و سُرفه را.
دامنه: من می گم: و نیز تقلّب و نیرنگ و حُقّه را.

7- دیروز گل تله را وقتی نوشته و پست کردم (اینجا) برخی از خوبان تلگرام کردند و گفتند خیلی خندیدیم. حتی یکی متلک گفت این گل ها (=موش ها) حتی دارتوکن دارکوب! را هم می تونن بخورن چه رسد به بامشی ها را.
دامنه: می پرسم راستی اگر سوسک دیدید می کُشید؟ آری؟ یا نه؟

8-قبلاً در دامنۀ دارابکلا فامیلی های سیاسی را می گفتم یکی پرسید چرا ادامه نمی دید؟
دامنه: باشه چشم. حجت الاسلام سید احمد خاتمی دامادِ آیت الله شهید سیدمحمدرضا سعیدی ست. به عبارتی تولیتِ فعلی حرم حضرت معصومه (س) حجت الاسلام سعیدی (امام جمعه قم) برادرهمسرِ آقای سیداحمد خاتمی ست.



9- و نیز این ها که این جوری ماهی می گیرند و معاش تأمین می نمایند. (منبع)
دامنه: خوبه، خوبه. خدا را شکر که با آب گل آلود ماهی نمی گیرند! مثل میراثخواران! مثل قدرت پرستان! مثل چاپلوسان! مثل کاسه لیسان! مثل آن ها که یک شبه ره صدساله را با رانت و رابطه و سوء استفاده طی کردند و بی هیج سواد و سابقه ای در رأس و صدر می چرخد و از جمهوری اسلامی نون و نمک می خورند و پیش خود به همه برای این راحت خوری ها! می خندند.

۰۹ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رهبرِ ما قرآن بَس

دامنۀ روح


قسمت 211


به قلم دامنه



(1)


سنائی:


اول و آخرِ قرآن ز چه باء آمد و سین

یعنی اندر رهِ دین رهبر ما قرآن بَس


شرح دامنه:


به نام خدا. چون قرآن کریم با باء «بسم الله» آغاز می شود و با سینِ «النّاس» پایان می یاید؛ لذا حکیم سنائی غزنوی از جمع حروف ب و س، «بَس» را حُسن تعلیل کرد. آری؛ چه عالی علت ادبی آورد سنایی، اندر رهِ دین، رهبر ما قرآن بَس.



عکس از: رنگین کمان


(2)


نقش روشنگر درین عصرِ نوین

چیست؟ گوید: «دیده بگشا و ببین»


شرح دامنه:


ای بیت نمی دانم از کیست. کافی ست دیده را باز کنیم، دیگر همه چیز را می بینیم. این خاصیت این عصر است. عامل روشنگری، دیدۀ ماست؛ که باید بازش نگه داشت و الّا بلعیده می شویم. و الّا در تاریکی و خامی می مانیم. قرآن هم که رهبر ماست، از ما دیده می خواهد؛ دیده ای باز.



3



دامنۀ روح

لیف روح 214


به نام خدا. امروز دنیا متوجه شده است که سکون و آرامش در محیط بشری با تسلیحات جنگی نیست، بلکه با تسلیحات اخلاقی است که قدرت ایجاد آرامش را دارد.


(گزارش 72 روز در قم حجت الاسلام سراج. از رسول جعفریان. ص 143)

از یادداشت های 1389 دامنه

۰۹ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پنج شرط دوستی

مباحث عترت

 

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سلام. باسمه تعالی. پنج شرط دوستی. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الصَّدَاقَةُ مَحْدُودَةٌ فَمَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ تِلْکَ الْحُدُودُ فَلَا تَنْسُبْهُ إِلَى کَمَالِ الصَّدَاقَةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ فِیهِ شَیْ‏ءٌ مِنْ تِلْکَ الْحُدُودِ فَلَا تَنْسُبْهُ إِلَى شَیْ‏ءٍ مِنَ الصَّدَاقَةِ أَوَّلُهَا أَنْ یَکُونَ سَرِیرَتُهُ وَ عَلَانِیَتُهُ لَکَ وَاحِدَةً وَ الثَّانِیَةُ أَنْ یَرَى زَیْنَکَ زَیْنَهُ وَ شَیْنَکَ شَیْنَهُ وَ الثَّالِثَةُ أَنْ لَا یُغَیِّرَهُ مَالٌ وَ لَا وِلَایَةٌ وَ الرَّابِعَةُ أَنْ لَا یَمْنَعَکَ شَیْئاً مِمَّا تَصِلُ إِلَیْهِ مَقْدُرَتُهُ وَ الْخَامِسَةُ أَنْ لَا یُسْلِمَکَ عِنْدَ النَّکَبَاتِ.

 

 

امام صادق علیه السلام فرمود: دوستی شرایطی دارد که هرکس آن را رعایت نکند، او را دوست کامل ندان و کسی که هیچکدام از این شرایط را نداشته باشد چیزی از دوستی نمی‌داند.

 

 

اولین شرط این است که آشکار و نهانش برای تو یکی باشد. دوم اینکه زینت تو را زینت خود و زشتی تو را زشتی خود بداند. سوم اینکه ثروت و مقام [رابطه دوستی] او را تغییر ندهد. چهارم اینکه آن چیزی را که توانایی آن را دارد از تو دریغ نکند. پنجم اینکه تو را در سختی‌ها و مشکلات رها نسازد.  (منبع: خصال، ج۱، ص۲۷۷.) 8 اسفند 1396. قم. مالک رجبی.

 

 

جواب دامنه

 

سلام جناب شیخ مالک. سخنان امامان (ع) بر دل انسان می نشیند و آدمی را به راه می آورد. ممنونم دامنه را با این پست مزیّن به سخن عترت و عبرت نمودی.

۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۳ ق.ظ دامنه |
خویشاوندان آستر همدیگرند

خویشاوندان آستر همدیگرند

علامه طباطبایی

 

قرآن در صحنه

دامنۀ قرآن

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیَاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

 

اى مؤمنان از غیر خودتان کسانى را به همدلى نگیرید که از هیچ نابکارى در حق شما فروگذار نکنند و به رنج و محنت افتادن شما را خوش دارند و دشمنى از لحن و سخنشان آشکار شده است و آنچه دلهاشان پنهان مى‏دارد، بدتر است، آرى اگر اندیشه کنید آیات خویش را به روشنى برایتان بیان کرده‏ایم‏.

 

(سوره ۳: آل عمران - جزء ۴ - آیۀ 118. ترجمۀ خرمشاهی)

 

 

 

تفسیر علامه طباطبایی : در این آیه شریفه، (ولیجه) (خویشاوند نزدیک) را بطانه (آستر) نامیده و وجهش این است که آستر به پوست بدن نزدیک است. تا رویۀ (ظهاره) لباس. چون آستر لباس بر باطن انسان اِشراف و اطلاع دارد و مى داند که آدمى در زیر لباس چه پنهان کرده، خویشاوندِ آدمى هم همینطور است، [یعنی آستر همدیگرند] از بیگانگان به آدمى نزدیکتر و به اَسرار آدمى واقف تر است.

 

 

و جمله لَا یَأْلُونَکُمْ به معناى لایقصرون فیکم است. یعنى دشمنان از رساندن هیچ شرّى به شما کوتاهى نمى کنند.  و کلمۀ خَبَال به معناى شرّ و فساد است و بهمین جهت است که جنون را (خبل) هم مى گویند، چون در جنون، فساد عقل است.

 

 

و در جمله وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ کلمه ما مصدریه است و معناى جمله را (ودوا عنتکم) مى سازد، یعنى دوستدار شدت و گرفتارى و ضرر شمایند.

 

 

و جمله قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ مى رساند که دشمنى آنان نسبت به شما آنقدر زیاد است که نمى توانند پنهان بدارند. بلکه دشمنى باطنیشان در لحن کلامشان اثر گذاشته است.

 

 

پس در حقیقت در این جمله کنایه اى لطیف بکار رفته، و آنگاه بدون اینکه بیان کند، در دلهاى خود چه چیز پنهان کرده اند، فرموده: وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ تا اشاره کرده باشد، به اینکه آنچه در سینه دارند، قابل وصف نیست، چون هم متنوع و گوناگون است و هم آنقدر عظیم است که در وصف نمى گنجد، و همین مبهم آوردن ما فى صدورهم، بزرگ وعظیم بودن را تأیید مى کند. المیزان. 

۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

گل تَله

دامنۀ لغت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت 196. گل تَله. توی دارابکلا در هر خونه ای در قدیم و تا همین چندسال پیش _شاید هم همین الآن_ یک بامشی (=گربه) می گذاشتند که خونه، گل (=به فتح گاف یعنی موش) نیفتد. یعنی اگر افتاد، موش امانش ندهد. کم کم دیدند نه، بامشی از گل می ترسد! و یا از بس استخون و چیزمیز دادند، بامشی حتی نای گل گرفتن ندارد! به فکر افتادند گل تَله بخرند. خریدند و دِمار از گل درآوردند!





چون؛ هی می رفتند تَه خانه، می دیدند گل است. می رفتند سرِ کیسۀ آرد که آرد بیاویزند، می دیدند گل است. می رفتند بُومسَر، آغوز و کانجی و رونکی اسب را بیارند، می دیدند گل است. حتی می رفتند رختِ خواب بندازند و بخوانند، می دیدند بازهم گل است. خونه ها شده بود خونۀ گل ها. بامشی ها هم همه تنبل و فقط می خوردند و کنار بخاری پیچ می زدند می خوابیدند و خُروپُف می کردند. گل تَله خریدند راحت شدند.



گل تَله به زبان دارابکلایی ها همان تله موش است. شامل یک تخته به اندازۀ کف پا، یک سیم نوک تیز برای تعبیه پنیر یا هر غذای مورد علاقۀ موش ها. یک فنر، و چند سیم مفتولی سفت قابل جهش. که آن را در محل عبور و مرور موش ها کار می گذارند. موش به طمع و هوَس می افتد که طُعمه را برُباید، که در کسرِ ثانیه، سیم مفتول به کمک فنر قوی می جهَد و گل را در لایی خود گیر می اندازد و روده هایش را درمی آورد و یا مُخش را لِه و لورده می کند.


اینم عکس تله موش با بطری نوشابه



مادران و خواهران خانه ها که معمولاً به گل تله در طول روز سر می زدند که آیا گل افتاده یا نه، با صدای فنر بر روی تخته و کمرِ گل، فوری می فهمیدند گل افتاد، بی معطّلی می رفتند که بگیرند تا در نرود، می دیدند حالا بامشی زرنگ شده و دُم می جنباند و گل را می خواهد بگیرد!



عکس دو گل تَله را نشان دادم، یکی همون چوبی و تخته ای و دیگری تله موش با بطری نوشابه است که ابتکاری ست یعنی گل می کوشد از روزنۀ سرِ بطری به داخل بطری برود تا  به طُعمه برسد که گیر می افتد. نیز عکس آمار واردات تله موش ایران از جهان در شهریور 1396 یعنی همین امسال!


واردات تله موش ایران از جهان


خاطره ها دارم با همین گل تله. من شیفتۀ گل تَله بودم، هم کارگذاشتنش را بسیاردوست می داشتم و هم وقتی گل می افتاد زودتر از همه می دویدم که گل دِم را بگیرم و بندازم پیش بامشی ها که ببینم چه جوری به کول هم می پُرند. چندباری هم انگشت من رفت لای تله. لامصّب! قطع می کرد اگر ناخن را چِک می گرفت. («فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا)

۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حکومت پایشگره یا ملّت!

نوشته های جناب توحید
بسم الله الرحمن الرحیم. حکومت پایشگر است یا ملّت!؟ از زمانی که انسان از وضع طبیعی اش خارج، و آزادانه، آگاهانه و بااختیار تسلیمِ قرارداد اجتماعی شد، نه هرج و مرج را ترجیح داد و نه دیکتاتوری و استبداد مطلقه را خواست. او بر این برآمد، که از حالتِ انسان گرگِ انسان است _تعبیر توماس هابز در کتاب لویاتان_ بدَر روَد. و رفت. و آسایش و آرامش و رفاه و نظم هم یافت.



حال، هر حکومت و دولت و حکمرانی بخواهد ملت را پایِش کند، مردم را دائم بپاید، عالمان و دانشمندان را کنترل نماید، جوان و پیر و زن و مرد را تحت نظر گیرد، کتابخوان و کتابدان را به تعقیب و تفتیش بگذارد و نیز بگُدازد؛ و در یک کلام کنترل چی شهروندان خویش باشد، بداند که از
قرارداد اجتماعی خارج شده است و بر ملت زور می راند نه خدمت و نظم.



زیرا این جکومت و حکمران نیست که خود را پایشگرِ ملّت بداند، ملت است که به دلیل حق حاکمیت بر سرنوشت، حقِّ پایش هر حکومت و قدرتی را دارد؛ چه قدرت های سلطه طلب و هژمونیک و امیریالیست جهان و کرۀ آلودۀ روزگار ما؛ و چه دولت ها و امیرها و شاه ها و پادشاه ها و خادم الحرم های اطراف و اکناف ما. ایران. 7 اسفند 1396. توحید.

۰۷ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۵۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

رُمان برکت

دامنۀ کتاب


به قلم دامنه. به نام خدا. آخرین رُمانی که این روزهای پایان سال، به پایانش بردم رُمان «برکت» است؛ اثر ابراهیم اکبری دیزگاه. رُمانی خوش نوشت، زیبا، جذّاب، آموزنده، تکان دهنده، شیرین و تلخ، خوش چاپ، بسیارسبک و کم وزن. بر من که حسابی چسبید. چسبیدم و بالینی خواندمش. خوش هضم و خوش گوارش بود.


رُمان، روایت شیخ یونس برکت _شخصیت محوری داستان است_ که به روستایی در ایران می رود تا ماه رمضان را میان مردم دوردست و تهیدست باشد که تبلیغ دین کرده باشد و اَدای دِین. اما برای او و مردم آنجا قضایای قشنگ و عجیب و غریبی شکل می گیرد که برای خواننده خصوصاً خردمند و اهل درد و فضل، بسیاردلکَش است.



ناشرش کتابستان معرفت است. چاپ سومش 1396. چاپ نخستش 1395. در 370 صفحه. سال وقوع داستان! هم 1390 است. تأکید دارم شیوخ و آخوند و روحانیون و کتاب دوستان این «برکت» را بخوانند؛ بلکه حتی آن را بیابند!



به شیوۀ معمول دامنه، چهارنکته از کتاب را _که خلاصه نویسی کرده ام_ به اشتراک می گذارم تا خسّت نکرده باشم. امید است مورد توجه و سپس ابتیاع یا تهیّه قرار گیرد.

 

1- در صفحۀ 138 آمده است: با خود فکر کردم اگر مثل «سالار» مریض شوم، رفتارم با خدا چه جوری خواهد شد!



2- در صفحۀ 68 این گونه برداشت شد: دختره پرسید شیخ! ایمان چه جوری به وجود می آید؟ با خودم فکر کردم چه بگویم. درهرصورت فکر می کنم ایمان چیزی شبیه گلابی و سیب باشد که همه می توانند بخورند. اما بعضی ها دوست ندارند. بعضی ها معده شان مشکل دارد، اگر بخورند مریض می شوند. ولی برخی ها! هم سیب و گلابی را برای بازی و تزئین سُفره و چیزی می خواهند!



3- در صفحۀ 43 چنین نوشته است: یکی آمد و گفت این روستا خیلی آخوندپَران است، هیچ آخوندی دوبار به این دِه نیامده. گفتم: اگر طلبه بخواهد کار پیامبری کند، هیچ وقت نمی پَرد!



4- در صفحۀ 64 آمده است: آقای حاجی یونس برکت! افعی آدمو یه بار نیش می زنه راحت می کنه، ولی این زن هر روز هزاربار نیش می زنه. با شوخی گفتم: خوبی نیش زن اینه که زهر نداره، فقط زخم داره. گفت: داره، داره، زهر هم داره، زهرِ کُشنده!



در زیر از چهار جای خواندنی تر رُمان برکت، عکسی انداختم که مرور آن _ولو فوری_ بسیار شعَف می آورد و بسیاربسیار شرَف. اگر اشراقی بدان نظر افکنده شود، شوق و طوع و طرَب هم می افزاید:


 

     

از صدای خودم لذت می بردم یا از ظلَمتُ نفسی

 
آدم باید دلش پاک باشه

    

امام موسی صدر جهانی ست



رُمان برکت. ابراهیم اکبری دیزگاه

۰۷ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۰۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

دو خبر دو نظر

دامنهٔ خبر و نظر

 

خبر اول

 

به گزارش میزان، سید سلمان سامانی سخنگوی وزارت کشور از حذف کپی کارت ملی و شناسنامه برای ارائه خدمات به مردم در دستگاه‌هاى دولتی در ٣ استان سمنان، قم و خوزستان خبرداد و گفت: این پروژه با محوریت وزارت کشور در این ٣ استان به صورت پایلوت در حال اجرا است و با توجه به دریافت بازخورد از اجرای موفق این طرح، اجراى آن در سراسر کشور و تمامی دستگاه‌های دولتی و بانک‌ها و ... به مرور به اجرا گذاشته خواهد شد. (منبع)

 

 

خبر دوم

 

آیت الله محمد یزدی رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اجلاسیه منشور روحانیت گفت: طلبه ای که یک سال درس یک مرجع می رود ولی آن مرجع در طول سال حتی یک کلمه از نظام و ولایت فقیه و حکومت اسلامی نمی گوید، چه می داند این کتابی که امروز رونمایی شده چه می گوید، بنابراین حداقل باید این چنین اجلاسیه هایی مرتب برگزار شود. (منبع)

 

نظر دامنه: به نام خدا. 1- در مورد خبر اول باید بگویم خبر مسرّت بخشی ست. حیف که طی این چهل سال پس از انقلاب، با همین کپی کردن شناسنامه و کارت های ملی برای پیش پاافتاده ترین کارهای اداری، هزاران هزار درخت تنومند و سایه سار، از ریشه ها کنده و تبدیل به کاغذ و کُپی! شدند. یعنی هدردادنِ میلیادرها تومان پول این مردم بی نوا و تخریب زمین و جنگل و سرسبزی ها. 2-  در مورد نقل قول آیت الله محمد یزدی فقط یک جمله می افزایم و بس است: مگر آن هایی که در طول سال، هزاران کلمه «از نظام و ولایت فقیه و حکومت اسلامی» می گویند از جمله خود شما، چه اثری روی مردم و روحانیت داشته اید! که بر آنها حکم و گلایه می رانید؟ بر مردم ایران چیزی را نمی توان اجبار و القاء نمود، چه برسد به مراجع و اساتید و امینان این مرز و بوم.

۰۶ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

جامعه و نظم

جامعه و نظم


توضیح دامنه. به نام خدا. متن زیر تازه ترین متن شیخ وحدت است در وبلاگ شان «دفتر یادداشت». این متن با عنوان «جامعه و نظم» در 22 بهمن 1396 منشتر شده است:



«لینک دفتر یادداشت»


«یکی از اصلی ترین مفاهیم در بحث جامعه، مفهوم نظم است. اصولاً تصور جامعه از تصور نظم، غیر قابل انفکاک است. در مَثَل، جامعه مانند جسم و نظم به مثابه جان آن است، به عبارت دیگر جامعه موجودی است که با نظم زنده است، همان طور که بدن جاندار با ازدست دادن جان انسجام خود را از دست می دهد ودر اندک مدتی متلاشی می گردد نظم هم اگر از جامعه ای رخت بربندد، آن جامعه گرفتار هرج و مرج شده  و دیری نخواهد پایید که فرو خواهد پاشید.



این است که بشر از همان زمانی که زندگی اجتماعیش را آغاز نمود آن را همراه با نوعی نظم آغاز نمود، وتاریخ، جامعه ی بزرگ یا کوچکی را سراغ ندارد که فاقد نظم ودر همان حال به حیاتش ادامه داده باشد.» (آدرس وبلاگ اینجا)

۰۶ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پیام زهرا رهنورد

متن پیام زهرا رهنورد
دامنهٔ چهره ها
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به ره بنه و هیچ مَپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

مادری شجاع و محنت ایام دیده، و غم فراق فرزندان را صبورانه بر دوش کشیده، در روز شهادت جدّه‌اش فاطمه زهرا (س) از این جهان رخت رحلت برگزیده و به اجداد طاهرینش پیوست، احترام‌السادات نواب صفوی اسطوره‌ای از صبر و ایمان بود.


الحق همه مردم خوب، اعم از سروران و یاران و دوستان و همراهان از همه اقشار که به دلیل گستردگی، نام بردن از تک تک آنها در توانم نیست، با قبول همه مشکلات احتمالی فضای امنیتی و عواقب محتمل آن، با پیام‌ها و تسلیت‌ها و حضور در مراسم سوگواری مرهمی بر دلمان نهادند که تا ابد فراموش نمی‌شود.

اما آرزو دارم با آن همه مهربانی و همراهی، سپاسگزار خداوند منّان باشم و نهایت تشکر و قدردانی خود را بر دیده نهاده و تقدیم حضور شما نمایم.
از طرف میرحسین موسوی فرزندان و کلیه خاندان آن مرحومه
(منبع)
۰۶ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت به شیخ وحدت

منصور هادوی


به قلم دامنه. به نام خدا. همه از خداییم و به سوی خدا بازمی گردیم. درگذشت ناگهانی آقای منصور هادوی _برادرهمسر شیخ وحدت_ را به تمامی بازماندگان نسبی و سببی خصوصاً به زن داداش بزرگوار و صبور و گرامی ام کربلایی انسیه هادوی و جناب حاج قربانعلی هادوی (پدر محترم و بزرگوار آن مرحوم) و به جناب شیخ وحدت تسلیت می گویم.





مرحوم آقامنصور را خوب می شناختم. هر بار که او را از نزدیک می دیدم، خندان، باروحیه، خوش خُلق، گرم، صمیمی، مهربان و در یک کلام صاف و ساده و بی تکبّر بود. خدا او را با خوبان و با مادرِ خدابیامرز و بسیاربسیار عزیزش محشور کناد.



تسلیت ها



به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: دامنۀ نویسندگان دامنه. با سلام و عرض ادب با شنیدن خبر درگذشت مرحوم شادروان منصور هادوی برادر همسر شیخنا وحدت (در این پست: اینجا) بسیار متاثر و متاسف شده و مراتب همدردی و عرض تسلیت این حقیر را محضر جناب حجت الاسلام و المسلمین شیخ ابوطالب طالبی دارابی (شیخنا وحدت) و خانواده محترم ابلاغ فرمایید. علو درجات برای آن عزیز سفر کرده و بقای عمر و صبر و اجر برای بازماندگان از درگاه خداوند متعال خواستارم.



دامنه: ضمن سلام به شما. از لطف تان ممنونم. ان شاء الله همیشه تندرست و در صحت و سلامت باشید. خداحافظ. این عکس تو را جناب رنگین کمان دیشب به تلگرامم فرستاد.


=========


به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی: سلام. مرگ یکی از فرایندهای است برای رسیدن به حقیقت. به عبارتی واقعیتی است برای رسیدن به حقیقت. سخنی بود از استاد شیخ وحدت.



خبر درگذشت منصور هادوی را (در این پست: اینجا) دیدم. منصور هم مدرسه ای من در دبیرستان امام خمینی (ره) ساری بود. اوایل انقلاب بود. برای گرمابخشی حضور در عرصه های انقلاب و آشنایی با اندیشه های گوناگون، ایشون اهل بحث و مباحثه بودند. وضعیت بدنی وروحی متعادلی داشتند.



ازطرفی سنی که منجر به مرگش شود درخور ایشان نبود. به هرحال؛ این پدیده تلخ وناگوار را به خانواده محترم بویژه استاد شیخ وحدت تسلیت عرض می نمایم. از شما رفیق فرهیخته ام بدلیل اطلاع رسانی کمال امتنان را دارم.





پاسخ دامنه: سلام من هم به تو رفیقِ درک و دل و اِدراک. چندنکتۀ بسیارکوتاه برای این متن خوب و ارزندۀ شما می نویسم:


1- ممنونم که اَدای دَین نمودی به همکلاسی ات مرحوم منصور هادوی و نیز به استادت شیخ وحدت.



2- اتفاقاً وقتی حضور یافته بودم برای عرض تسلیت، به شیخ و همسر داغدیده اش گفتم که سیدعلی اصغر با منصور همکلاسی و رفیق بودند. خیلی تعجب کردند و نیز اظهار خرسندی.



3- من مرگ اندیشی (=مطالعات معادشناختی) را دوست می دارم؛ زیرا به انسان هم هویت عطاء می کند و هم حُرّیت می بخشد. تعبیر من از مرگ و زندگی، دو شاهینِ یک ترازوست که انسان را میزان می کند. مرگ هرگز نابودی نیست، بلکه محرومیتِ موقّت زندگان و بازماندگان از مُردگان و درگذشتگان است.


=========


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: هوالباقی. درگذشت مرحوم منصور هادوی را به خانواده آن مرحوم به ویژه به استاد عزیز و نازنینم حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج اقا وحدت و همسر گرامی ایشان تسلیت عرض می کنم. روحش شاد و رحمت واسعه الهی بر او باد.

۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۲۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

راه هجرت حضرت معصومه

پُست شش هزار یکصد و نوزده


به قلم دامنه. به نام خدا. این پستِ 6119 در دامنه است. 5448 پست در دامنه اول یعنی دامنه دارابکلا از 26 مهر 1392 تا 30 تیر 1396. و 671 پست در قلم قم دامنه دوم. پست هایی با موضوعات مختلف و با نویسندگان شریف و فرهیختۀ دامنه.



در شش هزار و یکصد و نوزدهمین پست در دامنه، مسیر هجرت بانو حضرت معصومه سلام الله علیها به ایران را هدیۀ دامنه خوانان شریف می کنم. باشد تا مورد شفاعت آن کریمۀ اهلبیت _علیهم السلام_ واقع شویم.





آن حضرت که در سال 201 هجری قمری (منبع) جهت پیوستن به امام رضا علیه السلام و دیدار با برادر، از مدینه به سمت مرو (که امروزه در ترکمنستان واقع است) هجرت کرده بودند؛ در شهر ساوه دچار مریضی شدند. به نقلی دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت شدند و همه برادران و برادرزادگان وی به شهادت رسیدند. (منبع)



وقتی به قم رسیدند در بیت النور قم به مدت کوتاهی مأوا گرفتند و در نهایت در فراق برادرشان آقا امام رضا (ع) بر اثر شدت مریضی رحلت کردند که از آن زمان به بعد قبر منوّرش ملجاء و مَرهم و مأوای شیفتگان اهل بیت (ع) است. سلام بر آن کریمۀ اهلبیت _علیهم السلام_ که وجودتش نه فقط برای قم و حوزه و اجتهاد و مرجعیت شیعه، نعمت و خیر است، بلکه برای تمام ایران برکت و رحمت است.

۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامه نگاری منصوب رهبری

دامنهٔ پاسخ ها


به قلم دامنه
. به نام خدا. این روزها اغلب خبردار هستید که نامه نگاری های محمود احمدی‌نژاد _که 8 سال رئیس دولت های 9 و 10 گردیده بود! و دَم از مدیریت جهان می زد و به اوباما و این و آنِ جهان، نامه هایی بی معنا می نگاشت و القصّه هیچ دلواپسی هم آن زمان دادش درنمی آمد! و به او اعتراضی نداشت_ اینک که منصوب رهبری در تشخیص مصلحت است، کارش به نامه نگاری به رهبری رسیده است
و با حالتِ مدعی و دستوری! «برگزاری فوری و آزاد انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، البته بدون مهندسی شورای نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی و آزاد گذاردن مردم برای انتخاب... تغییر فوری رییس دستگاه قضا» را خواهان می شود.





دامنه یقین دارد که محمود احمدی نژاد هرگز دغدغۀ آزادی ملت را ندارد. او می خواهد از این گردابی که
بشدت به آن مبتلا شده است، خود را با شیوۀ تحریک مردم و برخی از جوان های احساساتی و زودباور، نجات! دهد. در سنت الهی، آه، گاه در همین دنیا نمود پیدا می کند. شاید بر من بخندید ولی من با همۀ باورهایم معتقدم آه مظلوم می گیرد و آه سید مظلوم میرحسین موسوی از پاک ترین چهره های محبوب امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و آن شکایت دردآلودی که مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی گفته بود به پیش خدا عرضه می دارد، این فرد ماجراجو و بی اعتقاد به روحانیت (=منهاییون) را بدجوری رسوا، دچار هذیان گویی بی پایان و پریشان حالی حادّ ساخته است.


او البته در حد و اندازه ای نیست که برای آزادی مردم تلاش کند! برای او همین بس که عامل فاجعۀ بازداشتگاه کهریزک [قاضی سعید مرتضوی] را لجوجانه بر ریاست سازمان تأمین اجتماعی گمارد که گند فساد آن هنوز مشام ها را می آزارد.


برخی اساساً می خواهند سر زبان ها باقی بمانند.
برادرِ حاتم طائی نیز از حقد و حسد بر برادرش، چون می خواست مشهور بماند و سر زبان ها افتد در چاه زمزم اِدرار! نمود. و اتفاقاً مشهور هم شد!



محمد نوری زاد. محمود احمدی نژاد



تا مدتی محمد نوری زاد همان همکار راست افراطی و دوآتشۀ حسین شریعتمداری کیهان، به رهبری نامه های شِداد و غِلاظ می نوشت! حالا نوبت به محمود احمدی نژاد رسیده است. هرچند نامه به رهبری نوشتن حق هر شهروندی ست ولی دو نکته بگویم و خلاص:


یکی این که
مرحوم آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در آن نامۀ مشهور «بی سلام» بافراست و روشن بینی تمام، به رهبری صریحاً گفته بود احمدی نژاد شما _یعنی رهبری_ را هدف گرفته است نه مرا. و دوم آن که جناب مهندس میرحسین موسوی سیدِ مظلوم و در بند 8 سال حصر مطلق و تنگنایی و تنهایی، در آن مناظره خفت بار صداو سیمای ضرغامی گفته بود این فرد، راحت توی چشم ملت نگاه می کند و دروغ می زند.


به امید روزی که نه فقط حصر میرحسین و رهنورد و کروبی برکنده شود، بلکه اساساً پدیدۀ بدعت آمیز حصر از ریشه خشکانده گردد؛ زیرا حصر، نه اسلامی ست، نه انسانی، نه اخلاقی و نه قانونی.


گرچه در جریان این قضیه مهم سیاسی کشور هستید، اما دامنه صرفاً برای ثبت و جمع بندی به بخشی از واکنش های وسیع حامیان دیروز احمدی نژاد و برائت جویان امروز وی، اشارۀ گذرا می کند.
آری؛ هر کس ظلم کند، آن هم ظلم بیّن در نزد میلیون ها مردم متدیّن، در همین دنیا بخشی از عذابش را می چشد، آری می چشد، چه احمدی نژاد باشد و چه آن کسانی که چشم بر روی انحراف، جنجال ها، ویرانگری هایش بسته بودند:


عبدالله گنجی مدیر مسوول روزنامه‌ جوان متعلق به سپاه پاسداران: [احمدی نژاد با نوشتن نامه به رهبری] «تقریبا به لب بام بدون نرده و حفاظ رسیده است این خاطره را بازگو می‌کنم». در یکی از شب‌های سرد اسفند۱۳۸۳ساعت ۱۲شب با چند نفر از دانشجویان ارشد و دکتری آن روز در شهرداری تهران خدمت ایشان رسیدیم... پس از احوالپرسی و مقدمات از احمدی‌نژاد سئوال کردم شما برای چی می‌خواهید کاندیدای ریاست جمهوری شوید؟ و او پاسخ داد: «هرچه بررسی می‌کنم می‌بینم ۱۶سال است دولت دست آقا نیست، می‌خواهم دولتی تشکیل دهم و اختیارش را با آقا بگذارم، عصای دست ایشان باشد برای حل مسائل کشور.» (منبع)


محمدعلی رامین طراح قضیۀ نفی هولوکاست در دولت احمدی نژاد، درباره نامه ‌احمدی‌نژاد به رهبر انقلاب معتقد است: احمدی‌نژاد به وعده فروپاشی نظام اسلامی و حمایت شیطان دل خوش کرده است. او فقط یک شیطان حقیر و ابله است که
بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت به میرحسین، رهنورد

آیت الله العظمی یوسف صانعی


پیام تسلیت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی یوسف صانعی به مهندس
میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب امام خمینی و دکتر زهرا رهنورد هنرمند مبارز و استاد دانشگاه به مناسبت درگذشت مادر رهنورد:


بسمه تعالی. إِنَّا للهِِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. درگذشت بانوی صبور و پرهیزگار مرحومه احترام السادات نواب صفوی در سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) موجب تأسف و تأثر گردید، اجر و پاداش استقامت و صبر آن مرحومه مغفوره در محرومیت از دیدار عزیزانش ـ که از حقوق اولیه انسانی و اسلامی به حکم صله رحم می باشدـ جز از عهده ذات باری تعالی بر نخواهد آمد که  إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَاب.




صانعی. میرحسین. رهنورد





اینجانب ضمن عرض تسلیت از خداوند متعال برای بازماندگان بالخصوص متدینه فاضله سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و دوست و رفیق قدیمی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی؛ معتمد ملت و سیدنا الاستاذ امام خمینی (س) صبر جمیل و اجر جزیل و برای آن مرحومه غفران و رحمت الهی و حشر با ائمه اطهار و صدیقه طاهره (علیهم السلام) را خواستارم. قم المقدسة – یوسف صانعی. سوم جمادی الثانی 1439 – 1/12/1396.
(منبع)

۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یادبود شهیدان دارابکلا

فاطمیه و شهیدان

اول اسفند 1396. عکس های ارسالی جناب رنگین کمان


عکسها در اینجا


مراسم یادبود نوزده شهید روستای دارابکلا به مناسبت فاطمیه

۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چشمان بر حقایق نبندیم

[پاسخ به دامنه]


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی
: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در جواب به این فرمایشات جدید شما مورد به مورد می خواهم توضیحاتی را تقدیم نمایم. شایسته می دانم تا خود را از چارچوب کلیشه ای یک بُعدی نگری خارج نماییم و صداقت و حقیقت را در لباس طرفداری صرف از جریانی فدا نکنیم. چرا که بنده به دور از هر هیجان خاص و یکجانبه نگرانه ای در یک محیط کاملا بی طرفانه که امیدوارم متهم به شاه دوستی و یا خدای نکرده ضدانقلابی نگردیم می خواهم پاسخی مناسب به فرمایشات اخیر شما به عنواب جوابیه بنده مرقوم فرمودید و در این پست (اینجا) دامنه منتشر شده است را تقدیم نمایم. باشد که بدور از تعصب مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد.





در بند 1- به درستی اشاره نمودید که زابلی ها به دلیل خشکسالی و قحطی در منطقه سیستان کوچانده شده و به اجبار نقل مکان کردند و این مطلب مربوط به سال 1327 و 1328 می شود که نه بخاطر زلزله بلکه همین دلیل اخیرالذکر به مناطق شمالی کشور از جمله شاه آباد کوچانده شدند و البته زمینهای این منطقه تماما جنگل غیر صنعتی و لم  و لوار و گاله جار و باتلاق بود که به قول پدر خدابیامرزم بیان می داشت که روز آدم رو خرس و پلنگ می خورد و ... خلاصه کاری به رژیم و فرد حکومت کننده ندارم همین که حکومتی این گونه زمینها را با زهکشی و کار احیا نمود و مردمان کشور خودش را به نان و زندگی رساند خودش بزرگترین خدمت هست و ماجور؛ حال اسمش را هر چه می خواهی بگذار ولی باید اذعان داشت که بعد از انقلاب به دلایلی در این زمینه کمتر موفق بوده ایم.




برای بند 2- شما اشاره نمایم که آنان به فکر فقر و بیکاری مردم بودند و یا نبودند را به ادعا نمی شود ثابت کرد آن چیز که عیان است و واضح است غیر ازین بیان شماست و حقیقت را نمی شود کتمان کرد؛ نمی خواهم بیشتر از قبل در این مورد بحث نمایم تعداد کارخانه ها و مراکز کشت و صنعتها و میزان بیکاری و درصد رشد صنعتی شدن و همه و همه خود مثل روز روشن است و انکار حقایق توسط امثال بنده و جنابعالی یا دیگران چیزی را عوض نمی کند.



البته بدون تعارف عرض می کنم ای کاش ما هم ذره ای بیشتر عدالت حکومت سابق را داشته باشیم و همه مردم را در خوردن و بردن سهیم می کردیم نه فقط عده قلیلی را که رهبری معظم انقلاب هم در سخنرانی اخیرشان به ضعف عدالت اعتراف و عذرخواهی در پیشگاه خدا و ملت نمودند و امیدوارم مسئولین در همه سطوح فرمایشاتش را جدی گرفته کنار کاخ خود برای کوخ نشینان هم لقمه ای باقی بگذارند.



موارد مصداقی در این زمینه زیاد است. حال کمپرادوری و طرح امریکایی دانستن برخی اصلاحات اقتصادی در رژیم گذشته را تمام و کمال اصلا نه تنها نمی پسندم بلکه پوشش و محمل و ادعایی مضحک می دانم که برای پوپولیستی کردن و تخریب هرگونه دستاورد بشری و علم امروزی را خراب نمودن می دانم و اصلا موافق اینگونه تخریب علوم و پیشرفتهای بشری با انگ امریکایی و اروپایی زدن نمی دانم و برای تصور امنیتی مراکز خاص می دانم و به درد برخی کلاسهای توجیهی می خورد.



گلسرخی را نه تنها شهید نمی دانم بلکه یک توده ای (مشخصا مارکسیست) طرفدار کمونیستی کردن اقتصاد کشور می دانم که بزرگترین ضربه را به رشد و تعالی کشور زدند و چوب لای چرخ اقتصاد کشور گذاشتند و
بقیه ادامه


افکار عمومی را به بیراهه کشاندند و همه چیز را با ادعا و پوشش شعار عاشورا و امام حسین (ع) پوپولیستی کردند.



در بند 3- شما در مورد احداث شرکت نکاچوب باید گفت که کتابچه های کارشناسی آن دوران قبل از انقلاب بسیار کارشناسی شده و علمی بودند و بسیار بسیار دقیق و قانونمند کارها را پیش بینی و شروع به اجرا کرده بودند ؛اگر نبود اکنون اثری از جنگل هم  نبود  این حقیقت کتمان ناپذیری است که دوست دارم از افراد بی طرف بیشتر تحقیق و پرس و جو نمایید. برعکس نظر شما جنگل را با ارائه قوانین و تثبیت و ملی کردن منابع طبیعی در حکومت سابق نجات دادند و از غارت و چپاول خرده مالکین به قیمت از دست رفتن محبوبیت مشابه طرحهای واگذاری زمینها به کشاورزان تا آخر اجرا و در مقابل خوانین و بزرگ مالکین یک گام عقب ننشستند  و حال قضاوت شما جور دیگر هست اشکالی ندارد برداشت شماست و باشد قضاوت تاریخ.



اینکه تصور کنید بومیان را بکار گرفتند که دهانشان را ببندند هم تهمت و افترایی بزرگ است و قطعا باید در پیشگاه خداوند توبه نمایید و توبه نصوح بله توبه نصوح چرا که بومیان را بکار گرفتن و ایجاد اشتغال پایدار نمودند و همه را صاحب معیشت و زندگی آبرومندانه نمودن را دهانشان بستن بدانی پس چرا ...؟؟!!




در مورد بند 4- توضیحات شما نمی خواهم وارد مجادله شوم اما حقیقتا این حکومت باید نقد درونی کند و حقایق را بجای کتمان نقد منصفانه کند و در کنار بیان حقایق تاریخی و سانسور نکردن گذشته روشن اقتصادی و پیشرفتهای صنعتی در برابر پیشرفت علمی و آگاهی نسل امروزی، ایراد کار اداره کشور را بر طرف کند و عدالت اجتماعی را بیشتر بگستراند و اصلاحات اساسی و درست مردم پسند را بیشتر مدنظر حکومت قرار دهد تا انقلاب اسلامی که الحق خون بهای شهدای گرانقدری است که خالصانه و فقط و فقط برای رضای خدا شهید شده اند بیشتر و بهتر در برابر تندبادهای دهر مصون و محفوظ بماند و از بیان حقیقت نه تنها هراس نداشته باشیم بلکه جهت رفاه و معیشت مردم تلاش بیشتری کنیم و فکر نکنیم که مردم محکوم به صبر و تحمل شداید و بلایای ناشی از تصمیمات غلط حاکمانشان هستند با نامهای مقدس و احساسات مذهبی می شود برای همیشه بر مردم حکومت کرد بلکه باید منتظر روزی بود که مردم هم مسئولین را خدمتگذار خود بدانند نه سوار بر گرده خود.



البته به نظرم آنچه مردم را در قبل از انقلاب وادار به شورش کرد وجود یک آلترناتیو قوی مذهبی و امید به رفع ظلم و تبعیض و آزادی بوده است و دوست داشتند که از زیر یوغ استبداد و دیکتاتوری فردی و گروهی خاص بیرون بیایند و خود بر سرنوشت خود حاکم باشند که در جای جای مصاحبه های امام در پاریس و قطعنامه های پایان مراسم تظاهرات قبل از انقلاب مکتوب وجود دارد. امیدوارم چشمان خود را بر حقایق نبندیم و در همه حال راست و درست ببینیم و بگوییم. موفق باشید.



پاسخ دامنه


جناب مهندس بزرگوار عبدی با سلام و احترام. از این که به مسائل جامعه، چه مربوط به رژیم فاسد گذشته و چه پس از انقلاب اسلامی مردم انقلابی و مؤمن و مقاوم ایران، این همه توجه نشان می دهید ممنونم. گرچه باهم بر سر موضوعات و حتی مصادیق، اختلاف دیدگاه اساسی داریم و این علامتِ سلامت رفتاری ست میان دو رفیق. خداحافظ.


۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زحمات امام را برباد میدهد

هشدار قبلی مراجع


آیت الله جواد فاضل لنکرانی فرزند مرحوم آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی، در مصاحبه‌ای تصویری که با سایت مباحثات انجام داده است، در خاطره‌ای نظر پدرش را درباره‌ی «محمود احمدی نژاد» بازگو کرده است:


«
آقای جنتی و آقای یزدی آمدند خدمت والد ما، آقای جنتی شروع کرد به تعریف کردن از [احمدی نژاد]؛ که آقا این چقدر متدین است، چقدر ساده زیست است… بعد پدر ما فرمودند که: «آقای جنتی! من با این آدم اختلاف شخصی ندارم و فکر نکنید که یک‌وقت من از این آقا چیزی خواستم، نداده و من به این دلیل ناراحتم؛ من از احدی از روسای جمهور و مسوولین نظام تا حالا چیزی نخواسته‌ام و نخواهم خواست. ولی من از شما تعجب می‌کنم! این چطور آدم متدینی است که در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید ایستاد؟ مگر آدم متدین می‌تواند در مقابل فتوای ۵ مرجع تقلید بیاستد؟»




بعد هم گفتند: «آقای جنتی! از اول انقلاب تا حالا که نزدیک ۳۰ سال است که می‌گذرد، این مقدار که از روی کار آمدن این آدم برای انقلاب من احساس خطر می‌کنم، تا به حال احساس خطر نکرده بودم. این آقا با اشخاص، با فاضل، بهجت، تبریزی با این اشخاص از مراجع مخالفت ندارد، بدانید شما! این آقا
[محمود احمدی نژاد] با نهاد مرجعیت و روحانیت مخالف است.»


بعد استدلال کردند، گفتند: «این آقا یک استدلالی دارد، استدلالش این است که من خودم مستقیم با امام زمان در ارتباطم و دیگر نیازی به نُوابش ندارم؛ مگر در صحبت‌هایش مساله‌ی ارتباط با امام زمان و این‌ها را مطرح نمی‌کرد؟! کسی که این ادعاهای واهی را دارد قطعا معتقد است که، ما دیگر به نوابش چه کار داریم! شما مسلم بدانید که این آدم و هم‎فکرانش به هیچ وجهی مرجعیت و روحانیت را قبول ندارد.»


بعد فرمود: «من نیستم و شما هستید؛ امروز جلوی ماها ایستاد، این در آینده جلوی آقای خامنه‌ای خواهد ایستاد. کلاه سرتان گذاشته! این ولایت فقیه را قبول ندارد» البته در این عبارت کلاه سرتان گذاشته تردید دارم. ولی فرمودند که این ولایت فقیه را قبول ندارد. بعد فرمودند: «این آدم اگر بماند سر کار، تمام زحمات آقای خمینی را بر باد خواهد داد.» (منبع)
۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عکسها و حرفها 28

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه؛ تماشا در ادامه

ادامه مطلب...
۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |