دامنۀ دردهای جامعه


سلسله مباحث دامنۀ دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. گاه مردم نمی توانند در علَن _به قول معروف در ملاء عام_ حرف بزنند، پس؛ به سراغ درِگوشی گفتن ها می روند و باهم ساعت ها می شینن پچ پچ می کنند، دردِدل و آه و ناله و هزارها سودا. می پرسم چه پچ پچ می کنند؟ من می گم 13تا را، بقیه با شما:



1- عیدی چی خریدی؟ هیچی!  2- سوریه به ما چه مربوط. 3- فساد مملکت رِه دوش هایته. 4- سه تا داماد دارم هرسه بیکار. 5- بالایی ها همدیگرو چشم ندارن ببین. 6- سرطان چقد فراوون شده. 7- راستی سال تحویل امسال کِه هسته؟ 8- پدرِ سیاست بسوزه! لامَصّب!


پچ پچ حیدر مصلحی و علوی وزرای اطلاعات احمدی نژاد و روحانی



9- هیچ خبر داری «فلانِ فلانی» تریاکی و شیشه ای شده!؟ 10- اسناد سرّی دستشه! اگر بگیرنش بالایی ها رو لو می ده. نه! نه! همه شون خاردی باردی دارن باهم. 11- دیشب خواب! دیدم وسط بِرمودا دارم شنا می کنم و کوسه ماهی هم کنارمن! خالی بندی خالی بندی، هی خالی بندی. 12- بازار رفتی این روزا؟ اصلاً تَن نمی شه رفت! همه چی گرون و بُنجول. 13- درخت می کارن؛ ولی برخی جنگل را هکتار هکتار قورت می دن، آن هم جنگل هیرکانی شمال ایران.


بگذرم. فقط بگویم هیرکان که نام قدیمی و باستانی ایالت گرگان است، یعنی درختان خودرویشِ 40 میلیون ساله از هیرکان آذربایجان تا جنگل گلستان.