دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
قم، مازندران، ساری، میاندورود

پیام مدیر
نظرات
موضوع
بایگانی
پر پسند
پر بحث

۲۹۰ مطلب با موضوع «عترت» ثبت شده است

به قلم دامنه: به نام خدا. امشب میلاد فرخنده‌ی امام حسن عسکری (ع) مبارک. آن امام بزرگوار همیشه به شیعیان سفارش می‌کرد در هر کجا هستید، فردی اثرگذار باشید. دو سخن گوهربار از آن امام شهید به اهل معنا تقدیم می‌گردد: سخن اول: «أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»: یعنی: کینه توز، ناآرامترینِ مردمان است.

 

سخن دوم: «ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إِلاّ عَزَّ.»: یعنی: هیچ‌عزیزی حقّ را رها نکند، مگر آن‌که ذلیل گردد و هیچ‌ذلیلی به حقّ نیاویزد، مگر آن‌که عزیز شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۱۳۹۷ ، ۱۷:۵۱
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به مناسبت شهادت امام حسن عسکری (ع) «لَیستِ العِبادَةُ کثرَةَ الصّیامِ وَ الصّلوةِ وَ إِنّما العبادَةُ کَثْرَةُ التَّفکُّرِ فی أَمرِ اللّهِ.»: عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه [حقیقتِ] عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است. (تحف العقول، ص۴۴۸). «لا یَشغَلکَ رِزقٌ مضمونٌ عَن عَمَل مَفروض»: رزق و روزیِ ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد. منبع

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۱۳۹۷ ، ۱۷:۰۵
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: نامه‌ی معروف و مشهور امام رضا به عبد العظیم حسنی. بسم الله الرحمن الرحیم . ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند.  و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان. و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست.

 

دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده‌ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت‌ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود. به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.


جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم. (منبع: بحارالانوار. ج ۷۱ ص ۲۳۱.)

 

پاسخ دامنه


سلام جناب شیخ‌مالک. بسیارزیباست. با خواندنش خیلی لذت بردم. امید است بتوانیم رضایت امام رضا (ع) را به‌دست آوریم. گوهربار بود. شبیه نامه‌ی امام علی (ع) به حضرت  مالک اشتر است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۱۳۹۷ ، ۰۶:۳۶
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. نوشته‌ام برای مدرسۀ فکرت و گروه‌های تلگرامی روستای داراب‌کلا. سلام. ایرانیان به دین محمد (ص) درآمدند اما فرهنگ اعراب را نپذیرفتند. بنی‌هاشم، خاندان فقیر قبیله‌ی قریش بود. از این‌رو محمدِ این خاندان، به کار در کاروان شُترها مشغول شد. هر روز پس از کار، به صحرا می‌رفت و به خود و گناهان مردم فکر‌ می‌کرد. امینِ مردم گردید و به رسالت برانگیخته‌ شد.


وقتی به نارضایتی‌های زمانه‌اش، شکل و بیان داد، نوکیشان را جذب کرد. ارزش‌های گُم‌شده در جاهلیتِ عربی را در بافتی مذهبی سازمان بخشید. با طبقاتِ فرودستِ جامعه، همدستانی کرد و اَشرافیت مکه را تهدید نمود و افکارشان را هراسان ساخت. و گفت: "فقیران حق دارند در ثروت اغنیا شریک شوند."


فقیران نیز به وی، که مال‌اندوزی و غارت را درهم می‌کوبید، روی آوردند. جوانان هم که راهی به قدرت و دسترسی‌یی به مناسبات رسمی حاکمیت زورمند و زراندوز نداشتند، به محمد (ص) که مساوات را برای همگان می‌خواست، اشتیاق نشان دادند. رفتن محمد (ص) به یثرب، او را از فردی تنها و هجرت‌کرده، به رهبری بااقتدار تبدیل کرد که مذهبی نوین آورده بود و رسمی جدید برپا ساخته بود. یعنی فروریزی کاخ‌ها و برافراشتن کوخ‌ها و بالانشاندن کوخ‌نشین‌ها.


ایده‌ی اُمت (=جامعه‌ی مؤمنین) را ترویج کرد. به دلیل خلاء معنوی و فرهنگ شکننده‌ی قلمروهای بیزانس و شام، این نوید تازه‌ی محمدی، میان مردمان ظلم‌دیده و زیرِ سلطه خوابیده، بیداری آفرید و وحدت مبتنی بر باور مذهبی، جایگزین تفرقه‌ی قوم و قبیله‌ای شد. روح ایرانی، تحت تأثیر اعراب قرار نگرفت، اما تصویر محمد (ص) به عنوان اعلام‌کننده‌ی برابری انسان‌ها در برابر خالق یکتا، جایی برای شاه باقی نمی‌گذاشت و چهره‌ی علی (ع) به مثابه‌ی قهرمان مساوات در اسلامِ ناب، جاذبه‌ی عاطفی میان ایرانیان برانگیخت.


حکومت عادلانه در کل منطقه، که به تعبیر خانم ساندرا مک‌کی "پیوندی‌ست مقدس میان فرمانروا و فرمانگذار" از بین رفته‌بود. دین مسخ شدۀ زرتشت در ایران نیز به دلیل هزار سال ماندن در میان تشریفات بی‌تأثیر و مراسم عبادی اَسرارآمیز، خشکِ بی‌روح، همدستی با قدرت، تأیید هرزگی‌های پادشاهان، به چنگ زنیِ زر و زور و تزویر علیه‌ی فرودستان، و دوشیدن جان و مال تنگدستان رو به فساد و فرومایگی رفته‌بود. بعدها در زمانی نزدیک‌تر به تاریخ ما، ایرانیان به عنوان شیعیان تمام‌عیار و مردمانی فداکار و ستم‌ناپذیر، در مِه غبارآلود تاریخ گم نشدند و پیام امام حسین (ع) را با روح خود همآهنگ یافته و دریافتند که مرگِ با عزت، بر زندگیِ ننگینِ حاصل از سازش با باطل، شرَف دارد.

 

این شد که نبرد کربلا در تار و پود ایرانیان لانه کرد و تاریخ‌نویسان تحلیلگر جهان، ایرانِ شیعه‌ی علوی حسینی را این‌گونه توصیف می‌کنند؛ ایرانیان ثابت کرده‌اند که ایران بلوط تنومندی نیست که از توفان‌ها شکسته شود، یا خاری که در بیابان سرگردان شود، بلکه سَروی انعطاف‌پذیر و ژرف‌ریشه است که خم می‌شود، ولی هرگز نمی‌شکند. آری؛ فرهنگ ایرانی در آفتابِ تابان حضرت محمد مصطفی شکوفا شد. امید است این ایرانِ در آفتاب مانده‌ی درخشنده، به سایه نگراید. ایرانی که به اسلام مدَد رسانْد و میان اسلام و ایران "خدمات متقابل" برقرار شد. و این دو، کنار هم مقاوم، استوار و پاینده ایستاده‌اند. اسلام و ایران. ایران و اسلام. دو نام، یک پیام، با رسمی جاویدان.

 

نظر سید علی اصغر

 

مطلب بسیار زیبا و پخته ای را نوشتید .
دارای روح و ماهیت .
برخاسته از سرشت و برنشسته بر ذات .
نانو نمودن مزایای تاریخی دین محمد .
روش مقایسه بین دو فرهنگ و پیوندشان .
برشمردن انتخاب احسن مردم ایران .
برگزیده تر از ملت اعراب .
برجستگی علی و اولادش .
نقش سازنده و ابداعی پیامبر .
تاثیر یثرب بعنوان مکان استراتژی زا .
بررسی مدل حکومت ها .
مشارکت مردمی که تحت ظلم تاریخی قرار گرفتند در نهضت محمد .
نقش و کاربرد جوانان پرشور در پدیده های نوین .
برجستگی دین اسلام بر بت پرستان و زرتشتیان درباری .
وقایع نگاری علمی .
ارائه انتظار از حفظ دین و ایران .
و......


با همه اوصاف و تبیین پر مغز  که بهره رساند یکی از راههای بسیار تاثیر گذار حفظ دین و دیانت و افزایش امنیت عرصه فعالیت متدینین حکومت است که انگار مانند متصدیان دین زرتشت به نظام و ساز کادهایش بیشتر از دین بهاء می دهند .
مردم همواره دین اسلام را حفظ نمودند ...

 

نظر جناب (DARAB)

 

نسبت به متن دامنه در گروه دورهمی‌های داراب‌کلا


«ما هم باید ارزشهای گمشده خودرا دربافت مذهبی سامان بخشیم وجامعه طبقاتی راباهمدستی فقیران وجوانانی که بایدقدرت رابدست بگیرندو حاکمیت زورمندو زراندوز را در راستای اسلام برکنار کرد و کاخهای برافراشته رابه کوخ نشینان بخشید تا جامعه ای مؤمن وإسلامی را از فرهنگ شکننده ای  فعلی فاصله بگیرند تا تفرقه بین دین ومذهب وجود نداشته باشد جوانان وعزت مردان باروح ایرانی حتما قهرمان خواهندشد تا چهره حضرت علی علیه السلام را به عنوان قهرمان مساوات دراسلام ناب بوجود آورند تا حکومت عادلانه که درایران ازبین رفته دوباره به ایران با فرمانروا عادل و دلسوز با مبتنی بردین اسلام باروح همدستی وقدرت همه جانبه جوانان ومیهن دوستان به فاسدین دین چیره کنیم تا ایران رابه عنوان یک شیعیان تمام ومردمان فداکاروستم در مه غبارآلود مسولین فعلی گم شده است که باغیرت برزندگی وشرافت برباطل غلبه کنیم.

 

این نبرد درتاروپود ایرانیان لانه کرده تا دنیا برای جامعه فعلی نگران باشد و به حمایت ملت انعطاف نشان دهدتابیشتر کمر مردم خم نشود. آری فرهنگ ایرانی و آفتاب دین محمدی میدرخشد ملت نگران اسلام محمدی است که مقابل اسلام فعلی عربی قرارگرفته که باهمت و در کنارهم بودن میتوان اسلام و شیعیان رادوباره به دنیا ثابت کرد.»

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۱۳۹۷ ، ۰۶:۱۶
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

حضرت محمد (ص) از نگاه دکتر شریعتی: در اوج قدرت در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهری که ۲۰ سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال کرده‌اند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان مسیح، کنار کعبه می‌ایستد و در حالی که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش، در اطرافش برق می‌زنند و ... می‌پرسد؛ «ای قریش فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟»، قریش که سیمای مسیح را در این موسایی که اکنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب می‌شناسند و به چشم می‌بینند، پاسخ می‌دهند که «تو برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگواری» و آن گاه با آهنگی که از گذشت و مهربانی گرم شده است، می‌گوید: «بروید، همگی آزادید

 

 

امام حسن (ع) می فرماید: «عَلَیکم بِالْفِکرِ فَاِنَّهُ مَفاتیحُ اَبْوابِ الْحِکمَةِ؛ بر شما [شیعیان] لازم است که اندیشه کنید؛ زیرا فکر، کلیدهای درهای حکمت است»

(منبع: میزان الحکمه، ج ۸، ص ۲۴۵

رحلت رسول خدا و شهادت امام مجتبی تسلیت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۱۳۹۷ ، ۰۵:۰۱
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. حکومت نزد امام على (ع) امانتدارى و خدمت‌کردن است؛ نه سُلطه‌گرى و خودکامگى. «امام على (ع) امیرمومنان در نامه‌اى به زیاد بن ابیه، قائم مقام عبدالله بن عبّاس -استاندار بصره- چنین نوشته است: «أَتَرْجُو أَنْ یُعْطِیَکَ اللهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ! وَتَطْمَعُ ـوَأَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ، تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الاَْرْمَلَةَـ أَنْ یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ؟ وَ إِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا أَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَى مَا قَدَّمَ.» (نهج البلاغه، نامه‌ی ۲۱)

 

امید دارى خداى به تو پاداش فروتنان دهد، در حالى که تو نزد او از گردنفرازان به شمار آیى؟ و طمع بسته‌اى که ثوابِ صدقه دهندگان یابى، در حالى که در ناز و نعمت فرو رفته‌اى و آن را از ناتوانان و بیوه‌زنان دریغ مى‌دارى؟ آدمى بدانچه کرده است پاداش یابد و بدانچه از پیش فرستاده است در آید. نیز به کارگزاران خود در امر خراج به صراحت چنین نوشته است: «فَأَنْصِفُوا النَّاسَ مِنْ أَنْفُسِکُمْ، وَ اصْبِرُوا لِحَوَائِجِهِمْ، فَإِنَّکُمْ خُزَّانُ الرَّعِیَّةِ، وَ وُکَلاَءُ الاُْمَّةِ.» (نامه‌ی ۵۱)

 

داد مردم را از خود بدهید و در برآوردن حاجت‌هاى آنان شکیبایى ورزید، که شما خزانه داران مردم و وکیلان امّت هستید. و در نامه‌اى به فرماندهان سپاه خود فرموده است: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ حَقًّا عَلَى الْوَالِی أَلاَّ یُغَیِّرَهُ عَلَى رَعِیَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ، وَ لاَ طَوْلٌ خُصَّ بِهِ؛ وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اللهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوًّا مِنْ عِبَادِهِ، وَ عَطْفًا عَلَى إِخْوَانِهِ.» (نامه‌ی ۵۰)

 

امّا بعد، بر زمامدار است که اگر به زیادتى رسید، و یا نعمتى مخصوص وى گردید، موجب دگرگونى او نشود؛ و آن‌چه خداوند از نعمت خویش نصیبش کرده است، بر نزدیکى وى به بندگان خدا و مهربانى او به برادرانش بیفزاید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۱۳۹۷ ، ۰۶:۱۸
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. سلام. این متن را امروز برای مدرسۀ فکرت و گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه نوشته و ارسال کرده ام: به تعبیر مرحوم دکتر علی شریعتی، آنان که ماندند باید "کار زینبی" کنند. و من بر این پیام روشن شریعتی، حائری شدن را نیز می افزایم و شش نکته در این روز بزرگ اربعین می گویم که عظیم ترین زیارت است. و شما نیک می دانید زیارت در لغت یعنی تمایل، مایل شدن و میل کردن؛ مانند انوار خورشید که بر زمین مایل و خم می شود و می تابد:


نکته اول: ابتدا به حریم قبر امام حسین (ع) حائر می گفتند نه بارگاه و حرم.


نکته دوم: حائر در معنای عرفانی، بالاتر از عارف است. به عارفی که بالاترین وصال را سیر کند، حائر می گویند. که حیران کوی دوست می شود. و حیرت، اوج تماشای عارف است.


نکته سوم: هنوز هم اطراف قبر امام حسین (ع) تا شعاع ۲۲ متری را حائر می گویند و نماز مسافران در این قسمت حرم مانند مسجدالحرام، کامل است نه قَصر و شکسته.


نکته چهارم: آنان که در کربلا مقیم می شدند، خود را "حائری" می خواندند. لذا فامیلیِ حائری در ایران از جمله مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی _بنیانگذار حوزه علمیه قم، مشهور به آیت الله مؤسّس_ به همین علت است.

 

نکته پنجم: در قسمت حائر حرم امام حسین (ع)، خواندن زیارت "ناحیه مقدسه" که از ناحیه ی امام زمان (عجّ) زمزمه شده است، تأکید شده است.


نکته ششم: انسان های شیدا و اهل معنا همیشه حائر و سرگشته ی عشق حسینی اند. این مقام حائری شدن و کار زینبی کردن، البته لیاقت می خواهد و اِدراک معنویت و اقبال عشق و گذر از لایه ی تنگِ دنیا. تا این ذوق، نَم نَمِ بارانِ دل کسی نشود، او نمی فهمد حائری شدن چه لذّات و چه برکاتی در زندگانی دارد. والسّلام. اربعین، گوارای دل مشتاقان و حائران باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۱۳۹۷ ، ۱۳:۰۳
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه: به نام خدا. سلمان اولین مسلمان ایرانی ست که رسول خدا ص فرمودند: «سلمان از ما اهل بیت است». سلمان (=روزبه فرزند فَروخ) اصالتاً اصفهانی بوده، اهل جَیّ (=لقب قدیم اصفهان و اکنون نام دهستانی از توابع اصفهان) که بعد به کازرون هجرت کرد. و برای نجات خود از روزگار به شام و سپس حجاز گریخت و نزد رسول خدا (ص) شرف یاب شد و اسلام را با رغبت و انتخاب پذیرفت.

 

عکس از دامنه

 

سلمان فارسی (=ابوعبدالله) آنقدر محبوب شد که مشاور حضرت زهرا (س) و رازدار آن بانوی عزیز شد. و پیرو و شیعۀ خالص امام علی (ع) بود. در قضیۀ بیعت پس از رحلت پیامبر (ص) حامی و مطیع امام علی (ع) بود. و سه روز پس از دفن پیکر پاک و مطهر رسول خدا (ص)، خطابه‌ای در فضای غمبار مدینه در دفاع از علی (ع) کرد و گفت:

 

«شما حقیقت را می دانید اما بدان عمل نکردید!»؛ «اگر علی را از دست دادید، علم و دانش انسانی را از دست داده اید و انسانیت را به انکار و فراموشی سپرده اید» و نیز گفت: «اما شما ای مردم! سنت بنی اسرائیل را پیش گرفته اید و از مَجرای حق به خطا رفتید» و اعلان کرد: «مولای ما علی، پیشوای روسفیدان و امام صادقان و صالحان می باشد.»

 

بارگاه حضرت سلمان فارسی

 

راه و رسم سلمان، برنامۀ قرآن بود. او حتی مفسّر قرآن بود. هم خودسازی داشت و هم دیگرسازی و جامعه سازی. وقتی استاندار مدائن هم شد و چند سال در آن مقام ماند تا درگذشت، از سهمیۀ 5هزار درهمی خود، مصرف نمی کرد و آن را به تهیدستان و محرومان انفاق می نمود و خود، از طریق «زنبیل بافی» زندگی شخصی اش را تأمین می کرد.

 

 

همچو سلمان در مسلمانی بکوش

ای مسلمان! تا که سَلمانت کنند

شعر از سید عباس جوهری

خزائن الاشعار ص ۲۸

 

سلمان بیش از ۲۵۰ سال عمر کرد. او را اَفقه، اعلَم، و لقمان حکیم خوانده اند و حتی به بخشی از «علوم غیبی» دست یافته بود. در احادیث زیادی، سلمان، آگاه به «علم اول و آخر» و «دانای به حوادث و وقایع» معرفی شده است. حتی پیامبر (ص) فرمود:

 

«از سلمان اطاعت کنید»

 

سلمان خود، خویش را «فرزند اسلام» می خواند. و به احکام دو کتاب آسمانی انجیل و قرآن دانا بود. به سخن پیامبر (ص) : «در قلب سلمان علمی است که می تواند از وقایع و حوادث آینده آگاه گردد.» رسول الله ص سلمان را «محدّث اُمّت من» نامید. و محدّث یعنی کسی که آنچه از نظر مردم پنهان است و بدان احتیاج دارند، خبر می دهد. و علم سلمان به فرموده رسول خدا (ص) از علم ایشان سرچشمه گرفته است. سلمان از «متوسّمین» (=هوشیاران) بوده است که در قرآن آمده است.

 

سلمان پاک در طول استانداری اش در مدائن، به کاخ سفید (کوشک سفید) نرفت در بازار، دُکّانی را برگزید تا مردم بآسانی دسترسی به حاکم داشته باشند. او علاوه بر استانداری، نمازجماعت و نماز جمعه و تفسیر قرآن نیز برگزار می کرد. سلمان که صاحب کرامات بود، پس از سالها خدمت به اسلام و مسلمانان و محرومان، در هشتم ماه صفرالمظفّر ۳۵ هجری در اوایل حکومت خلافت امام علی (ع) که هنوز به کوفه نیامده بودند، در مدائن (=واقع در شرق دجله بالای کوفه) درگذشت و همان جا به خاک سپرده شد و بارگاه آن حضرت، هنوز باقی است. درود بر این صحابی بزرگ.

 

برای شناخت بیشتر به کتاب «سلمان فارسی استاندار مدائن» نوشته‌ی حجت الاسلام احمد صادقی اردستانی از انتشارات بوستان کتاب قم، مراجعه شود. من این متن را با مطالعه‌ی این کتاب و صورت «برداشت آزاد» نوشته‌ام.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۱۳۹۷ ، ۰۶:۰۶
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه: به نام خدا. این روزها یادآور اسارت است. اسارتِ خاندان اهل بیت (ع) در عصر عاشورا که پیام شهادت را به کوفه، شام و سپس به مدینه رساندند و بنیان حکومت فاسد اموی را برافکندند. یاد رنج های امام سجّاد (ع) سید السّاجدین و رهبر عارفین و دردهای حضرت زینب کبری _سلام الله علیها_ پیام آور عاشورا و سختی های تمامی اعضای عزیز بیت خاندان عصمت و طهارت _علیهم السلام_ دل ها را پرخون می کند و نام بلند و پاک شان را گرامی و جاویدان.

 

 

حرم کربلا

 

 

مقام تل زینبیه در چارچوب

توسعه حرم امام حسین(ع)

(منبع عکس: اَبنا

 

 

عکس بالا نمایی از طرح توسعۀ حرم امام حسین (ع) است. گنبد فیروزه ای رنگ سمت چپ تصویر «تلّ زینبیه» است. سمت راست عکس، ابتدای بین الحرمین به سمت حرم شریف حضرت ابوالفضل العباس (س) است. این تصویر ماکت، نمایی از آینده ی حرم کربلای معلّی است که هنوز تکمیل نشده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۱۳۹۷ ، ۱۰:۴۴
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

امشب شهادت امام سجاد -علیه السّلام- است. ضمن تسلیت و پاسداشت شهادت آن امام بزرگوار، سه سخن حضرت زین العابدین (ع) را تبرُّک می‌کنیم:

 

۱. همانا معرفت و کمال دین مسلمان، در گرو رهاکردن سخنان و حرف‌هایی است که به حالش ‏سودی ندارد.

 

۲. ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر، خواهی بود، مادامی که از درون خود پند دهنده‌ای داشته باشی و محاسبه‌‌ی (نفس) از کارهای مهمت باشد و ترس از (عاقبت امور) سرلوحه‌ات گردد.

 

۳. دنیا همچون نیمه‌خواب (=چُرت) است و آخرت بیداری می‌باشد و ما در این میان این دو، در خواب پریشانیم. ‏منبع

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۱۳۹۷ ، ۱۶:۴۸
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه

عاشورا. منبر. نوحه

قسمت یکم تا بیستم

ماه محرّم، ماه پیام (۲۰) آخرین قسمت


۳۴ زخم شمشیر، ۳۳ زخم نیزه
به نام خدا. سلام. آخرین قسمت این سلسله متن را با همه ی اعتقاد و عشقم این گونه می نویسم:


از غار حَرا با پیام "بخوان" برخاست. سه سال، دعوتِ مخفیانه نمود. فرمان آمد فراخوانی ات به توحید را، علنی و عمومی کن. کرد. بی پناهان و ستمدیدگان، به آیین اسلام، آذین بستند، ایمان ورزی کردند و از یوغ رَستند. اَشراف و ستمگران اما، به روی پیامبر رحمت (ص)، سدّ و دسیسه بستند. سه سال در شِعب ابوطالب، تبعید و تحریم شدند؛ اما تسلیم سرانِ تیره بختِ مشرکان مکه نشدند. حتی مؤمنان، مجبور به مهاجرت به حبشه شدند.

 


دسیسه چینان به سرکردگی ابوجهل، نقشه ی قتل پیامبر (ص) را ریختند. علی (ع) که معیار حق است، آن شبِ شُوم دژخیمان، تاج و دیهیم آنان را برانداخت؛ در بستر رسول الله (ص) آرمید تا آن مرد اَعلایِ بشریت، جان به دَر برَد. و بُرد. به دستِ غیب حضرت احدیّت، و به مدَد تار عنکبوت در غار ثور، از دِشنه ی جَور، رهید.

 


رسول اسلام (ص) دشمن را به مَخمصه انداخت و از کناره های دریای احمَر به سمت شمال یعنی سوی یثرب شتافت. برای دفع تبعیض در خانه ی هیچ اشراف زاده ای! سُکنیْ نگرفت. شُتر، جای بیت آن بزرگ مرد (ص) را شناساند. مسجدالنبی، بنا شد و یثرب، مدینه شد و میان اوس و خزرِج _که تشنه ی دِشنه ی هم بودند_ اُخوّت برقرار ساخت. حقوق، مدنیت، کار، عدالت، رحمت، امنیت، مقاومت، شفقت، سعادت و رستگاری آفرید.


زورگویان مکه، که رَشک می بردند و کینه انبار می نمودند، با همدستی منافقان مدینه که نیرنگ باز زر سِتان بودند، دسیسه ها و جنگ ها علیه ی نبی مصطفی (ص) ساز کردند. که غزوه ی"بدر" پیش درآمدِ خصومت دنباله دارشان بود. اما محمد (ص) و پیوستگان به اسلام، ترسو نبودند تا ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان، بازهم، مردم را به شکنجه، بیگاری و بردگی بکشانند. با ایمان راسخ ایستادند؛ و آنان را که آغازگر جنگ و نزاع و از میان بردنِ دولت و مکتب اسلام بودند، تار و مار کردند.

 


اسلام، گرچه بزرگان و سلحشورانی چون حمزه سیدالشهداء (س)  را در جنگ اُحد از دست داد، اما به یُمن همین خون های پاک، فراگیر شد و مکّه _این زادگاه مقدس محمد مصطفی (ص) و علی مرتضی (ع) و مهاجران_ با یاریِ جانانه ی انصار، فتح شد.

 


پیامبر (ص) همگان را عفو کرد. جز سه نفر، همه را بخشید حتی خانه ابوسفیان را اَمن اعلام کرد. و صریحا" شعار "الیوم یوم الملحمه" یعنی: امروز روز در هم کوبیدن است، را، عوض کرد و فرمود بگویید: "الیوم یوم المرحمه" یعنی امروز روز رحمت و گذشت است. بیشتر بخوانید ↓

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۸:۰۸
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دکتر فتح الله دهقان: اگر دین ندارید، آزاده مرد باشید. امام حسین(ع). انسان از روح و جسم تشکیل شده که ظرف و مظروف یکدیگرند و مکمل همدیگر و این حقیقتی است که روح سالم در جسم سالم است. به تبع آن انسان‌ها‌ دو نوع نیاز دارند؛ نیازهای جسمی و روحی، همانی که (مازلو) آنها را نیازهای اولیه و ثانویه می‌نامند. آزادی یکی از نیاز‌ها‌ی ثانویه انسان است که به نوعی بستر تامین نیاز‌ها‌ی اولیه نیز می‌باشد، در ادیان، مکاتب، آداب و رسوم و فرهنگ‌ها جایگاه خاصی دارد و از آرمان‌ها‌ی والای انسانی به شمار می‌رود.

 

آزادی موهبت والای الهی است که آزادگان تاریخ همواره برای رسیدن به آن لَه لَه می‌زنند. آزادی مانیفست انقلاب‌ها‌ی بزرگ جهان همچون انقلاب فرانسه بوده که پایدارترین دموکراسی را برای بشریت به ارمغان آورد. بخش بزرگی از قانون اساسی کشور‌ها‌ به آزادی اختصاص داده شده است. آزادی موهبتی است که در وجود آن تضارب آرا و عقاید صورت گرفته، استعداد‌ها‌ شکوفا شده، زمینه گردش آزاد نخبگان را فراهم نموده و... در نتیجه، بخشی از جوامع و کشور‌ها‌ی جهان به توسعه رسیده و زندگی آرام و پر نشاطی دارند. مردم و جوامع محروم از این نعمت خدادادی در فساد، ظلم، بی عدالتی، حکومت‌ها‌ی استبدادی و خودکامه... غوطه ورند و به آنها جهان عقب مانده می‌گویند.

 

در کشورمان ایران نیز در طول تاریخ تلاشها و مبارزات زیادی در راه آزادی صورت گرفته، انقلاب مشروطه نماد و سمبلی از این مبارزات است. به گواه تاریخ چه بسیار انسان‌ها‌ی پاک فطرت و... برای رسیدن به آرمان خود که آزادی بوده سعی و تلاش نموده و حتی جان خود را فدا نموده اند. یکی از آنها امام حسین (ع) بود که با افکار، گفتار، اعمال و فدا کردن هستی خود در راه آزادی الگو، اسوه و سرمشق آزادی خواهان جهان شد. تا جایی که مهاتما گاندی رهبر استقلال هندوستان می‌گوید: «اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد باید از امام حسین (ع) سرمشق بگیرد.»


امام حسین (ع) با فدا کردن جان خود به انسان‌ها‌ آموخت که از هوای نفس رها شوند و با ظلم، فساد، بی عدالتی مبارزه کنند. او به آنها یاد داد که از جهل زمانه آزاد شده و تحت سلطه جاهلان قرار نگیرند. حسین (ع) این انسان آزادی خواه معیارش دین بود و انسانیت، حرّیت مبنای حرکتش، نه خون و نژاد و طبقه و همین‌ها‌ بود که باعث علاقه ایرانیان به خاندان اهل بیت شد. تا جایی که خانم (ساندرا مک کی) نویسنده مشهور آمریکایی در کتابش (روح ایرانی) می‌گوید: «ایرانیان هر سال در محرم و عاشورا به پیروی از امام حسین (ع) گویی جسما و روحا خود را شهید می‌کنند.»

 

حسین (ع) قهرمان آزادگی با فدا کردن خود و اهل بیتش (حتی کودک شیرخوارش) به جهانیان آموخت که همه موظفند در راه آزادی تلاش نمایند و آزادی ارزش آن را دارد که برای آن فداکاری نماییم. شهادت او پیام دیگری هم داشت و آن وحشی گری، سبعیت و بی رحمی مخالفان آزادی انسان‌ها‌ به هر انگیزه‌ای در طول تاریخ است و اینکه مخالفان آزادی برای سرکوب آزادی خواهان از هیچ جنایتی ابا ندارند.

 

حسین با شهادتش قصد داشت آزادگی را به دنیا پرستان، فرصت طلبان، تزویرگران، عافیت طلبان و... بیاموزد. حسین با ایثار همه چیز خودش به دنبال این بود که آزادگی را به دین فروشان، کاسبان دین، کج فهمان دینی (شُریح قاضی که به خاطر امیال دنیوی حکم قتل امام حسین(ع) را داد) و آنانی که دین لقلقه زبانشان است در طول تاریخ بیاموزد. بر اساس اینهاست که استاد محمد رضا حکیمی می‌گوید:‌‌ «اسلام از کوه حرا آغاز شد و در روز عاشورا نهادینه و احیا شد.»

 

آری، در طول تاریخ آزادی هم به مانند اسوه‌ها‌ی آن به مسلخ رفته ولی برای بشر دست یافتنی است، چون ماه که همیشه پشت ابر نمی‌ماند. آزادی را بشر باید در راه رستگاری صرف کند، نه چون یزید در راه میل، هوس، قدرت، هشدار و.... امام حسین(ع) انسانی آزاده و آزادی خواه رستگاری بود که الگو و سرمشقی برای آزادی خواهان جهان در طول تاریخ است.

 چاپ آفتاب یزد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۰:۱۱
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه

رابطه‌ی علی با خدا:

عارفانه ترین رابطه


رابطه علی با محمد:

آگاهانه ترین رابطه


رابطه علی با فاطمه:

عاشقانه ترین رابطه


رابطه علی با مردم:

مهربانانه ترین رابطه


رابطه علی با یتیمان:

دلسوزانه ترین رابطه


رابطه علی با عدالت:

مُصمّمانه ترین رابطه


رابطه علی با ستمگران:

خشمگیانه ترین رابطه


رابطه علی با نماز:

بااخلاص ترین رابطه


رابطه علی با ستمدیده:

همدردانه ترین رابطه


رابطه علی با قرآن:

شیفته ترین رابطه


رابطه علی با حکومت:

بی میل ترین رابط

 

رابطۀ علی با خود:

سختگیرترین رابطه


رابطه علی با شهادت:

شیداترین رابطه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۹:۲۹
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

حکمت ۲۰۴ نهج البلاغه

 

لَا یُزَهِّدَنَّکَ فِى الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ

فَقَدْ یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهُ

وَ قَدْ تُدْرِکُ مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أَکْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْکَافِرُ (وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ)

 

ناسپاسى مردم تو را از کار نیکو باز ندارد، زیرا هستند کسانى،

بى آن که از تو سودى برند تو را مى‌ستایند، چه بسا ستایش اندک آنان براى تو،

سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد (و خداوند نیکوکاران را دوست دارد)

منبع

 

نظر شهید مطهری درباره‌ی این سخن مولا (ع):

«در واقع عالم خلقت را حضرت [امیر (ع)] مثل یک دستگاه می داند و می فرماید تو در اینجا که کار خیر می کنی لازم نیست همین نقطه هم پس بگیری، جهان از نقطۀ دیگر به تو پس می دهد. گاهی پیش می آید که آن شاکری که قدردانی می کند خیلی بیشتر از این کافر -یعنی این کُفر نعمت‌کننده- اِضاعه کرده است به تو احسان خواهد کرد... این خودش نشان می دهد که اساساً این فکر در متن اسلام وجود دارد، زیرا چیزی که حضرت امیر (ع) بگوید مبنا و فکر اسلام است» (منبع: انسان شناسی قرآنی، شهید مطهری، ص ۴۷ و ۴۸)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۹:۱۲
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به شرح دامنه> من از این نکاتی که از این منبع می آورم، خودم را مانند شما دامنه خوانان شریف، در حس و حال قشنگی که با خواندنِ این پست اتفاق می افتد، شریک و هم نوا و خوشحال و دردمند می دانم. با هم بخوانیم: تشیّع به گونه ای شایان توجه، مساوات طلب است. سپَر نیرومندی به توده ها در برابر نخبگان می دهد،.. عدالت از محمد ص نشأت می گیرد... آموزه های او از جمله عبارتند:

 

تمام مؤمنان در پیشگاه احدیّت، باهم برابرند.

زن و مرد تسلیم اسلام، در قدرت کُل سهیم اند.

محمد اغنیاء را مُخل همآهنگی جامعه می دانست، لذا رباخواری را ممنوع کرد.

محمد هشدار داد جامعه ای که نسبت به نیازمندان بی اعتناست، نه به تقوا دست می یابد و نه به فضیلت.

 

عدالت اسلامی شیعی در ساده ترین مفهومش، به معنای محدودیت شرّ برای خیر همگان است. در چشم شیعیان، علی ع  رهبر درخشان ترین نهضتی سیاسی و اعتراضی باقی ماند که خواهان برابری، شفقت و عدالت در دنیای غرق بی عدالتی و سرکوب و ظلم بود... شیعیان هنوز هم علی را قهرمان محرومان می دانند و نمادِ عدالت و نشانِ خیر محض.

 

 

علت رجوع ایرانیان به علی ع این است: رهایی از سال ها سُلطۀ حکومت های ظالم و غارتگر. و علی را مدافع حقوق زنان و مردان محروم می دانند.... و حسین ع جایگاه رفیعی در میان ایرانیان دارد. در ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان، رنج و مظلومیت امام حسین ع  نمادِ مظلومیت و سرکوبی ست که سال ها ایرانیان به طور فردی و جمعی، خود از دستت بیگانگان جبّار و نظام های سیاسی اجتماعی خودشان، متحمل شدند. آنان با شرکت در مراسم عاشورا، دهم روز مُحرّم، برای عزای امام حسین  جسماً و روحاًٌ شهید می شوند.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۶:۴۹
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

خویشاوندان ما از قریش مى ‏خواستند پیامبرمان صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را بکُشند،  و ریشه ما را درآورند و در این راه اندیشه ‏ها از سرگذراندند، و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند، و زندگى شیرین را از ما سلب کردند، و با ترس و وحشت به هم آمیختند، و ما را به پیمودن کوه‏ هاى صعب العبور مجبور کردند،  و براى ما آتش جنگ افروختند، امّا خدا خواست که ما پاسدار دین او باشیم، و شر آنان را از حریم دین باز داریم.

 

نهج البلاغه امام علی علیه السّلام

 

مؤمن ما در این راه خواستار پاداش بود، و کافر ما از خویشاوندان خود دفاع کرد، دیگر افراد قریش که ایمان مى ‏آوردند و از تبار ما نبودند، هر گاه آتش جنگ زبانه مى ‏کشید، و دشمنان هجوم مى ‏آوردند یا به وسیله هم پیمانهای شان و یا با نیروى قوم و قبیله ‏شان حمایت مى ‏شدند در امان بودند. پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اهل بیت خود را پیش مى‏ فرستاد تا به وسیله آنها، اصحابش را از سوزش شمشیرها و نیزه‏ ها حفظ فرماید، چنانکه عبیدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در احد، و جعفر در موته،  شهید شدند. 

 

کسانى هم بودند که اگر مى ‏خواستم نامشان را مى ‏آوردم، آنان دوست داشتند چون شهیدان اسلام، شهید گردند، امّا مقدّر چنین بود که زنده بمانند، و مرگشان به تأخیر افتاد. شگفتا از روزگار، که مرا همسنگ کسى قرار داده که چون من پیش قدم نبوده، و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است، کسى را سراغ ندارم چنین ادّعایى کند، مگر ادّعا کننده‏ اى که نه من او را مى‏ شناسم و نه فکر مى‏ کنم خدا، او را بشناسد در هر حال خدا را سپاسگزارم.

 

اینکه از من خواستى تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم، پیرامون آن فکر کردم و دیدم که توان سپُردن آنها را به تو یا غیر تو ندارم. سوگند به جان خودم، اگر دست از گمراهى و تفرقه بر ندارى، به زودى آنها را خواهى یافت که تو را مى ‏طلبند، بى آن که تو را فرصت دهند تا در خشکى و دریا و کوه و صحرا، زحمت پیدا کردن شان را بر خود هموار کنى. و اگر در جستجوى آنان بر آیى بدان که شادمان نخواهى شد، و ملاقات با آنان تو را خوشحال نخواهد کرد، و درود بر اهل آن.

 

[نامۀ ۹ نهج البلاغه‌. نامه امام (ع) به معاویه در افشاى دشمنى ‏هاى قریش و استقامت پیامبر  ص و افشاى ادّعاى دروغین معاویه در خونخواهى عثمان]

منبع: موعود اُمم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۷:۵۱
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

با تبریک میلاد بابرکت امام کاظم ع این متن ارائه می‌شود: «یک چنین شخصیتی مبارز، مجاهد، متصل به خدا، متوکل به خدا، دارای دوستانی در سراسر جهان اسلام و دارای نقشه‌ای برای این‌که حکومت و نظام اسلامی را پیاده بکند، این بزرگترین خطر برای حکومت هارونی است. لذا هارون تصمیم گرفت که این خطر را از پیش پای خودش بردارد. البته مرد سیاست‌مداری بود، این کار را دفعتاً انجام نداد. اوّل مایل بود که به یک شکل غیرمستقیم این کار را انجام بدهد. بعد دید بهتر این است که موسی‌بن‌جعفر را به زندان بیندازد، شاید در زندان بتواند با او معامله بکند، به او امتیاز بدهد، زیر فشارها او را وادار به قبول و تسلیم بکند، لذا بود که موسی‌بن‌جعفر را از مدینه دستور داد دستگیر کردند، منتها جوری که احساسات مردم مدینه هم جریحه‌دار نشود و نفهمند که موسی‌بن‌جعفر چگونه شد. لذا دو تا مرکب و محمل درست کردند یکی به طرف عراق، یکی به طرف شام که مردم ندانند که موسی‌بن‌جعفر را به کجا بردند. و موسی‌بن‌جعفر را آوردند در مرکز خلافت و در بغداد آن‌جا زندانی کردند و این زندان، زندان طولانی‌ای بود. البته احتمال دارد که مسلّم نیست که حضرت را از زندان یکبار آزاد کرده باشند، مجدداً دستگیر کرده باشند، آنچه مسلّم است بار آخری که حضرت را دستگیر کردند، به قصد این دستگیر کردند که امام علیه‌السّلام را در زندان به قتل برسانند و همین کار را هم کردند.

 

البته شخصیت موسی‌بن‌جعفر در داخل زندان هم همان شخصیت مشعل روشنگری است که تمام اطراف خودش را روشن می‌کند، ببینید حق این است. حرکت فکر اسلامی و جهاد متکی به قرآن یک چنین حرکتی است، هیچ وقت متوقف نمی‌ماند حتی در سخت‌ترین شرائط. که ما در زمان خودمان هم، در دوران اختناق شدید رژیم دیدیم کسانی بودند در تبعید، در زندان، زیر شکنجه، در شرائط سخت، بلکه در سخت‌ترین شرائط، اما در همان حال هم نه فقط نمی‌شکستند خودشان، بلکه دشمنشان را می‌شکستند. نه فقط تحت تأثیر قرار نمی‌گرفتند بلکه زندان‌بانها را تحت تأثیر قرار می‌دادند و این همان کاری بود که موسی‌بن‌جعفر کرد که در این‌باره داستانهای زیادی و روایات متعددی هست.

خطبه‌‌ی نمازجمعه. سیدعلی خامنه‌ای ۲۳ فروردین ۱۳۶۴

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ ، ۱۱:۵۸
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

ابوذر در نگاه علی شریعتی. چهرهی گندمگون و آفتاب‌زده‌ای است که خشونت صحرا در آن نقش بسته، پوست چروکیده ای است همچون پاره ی چرمی، در زیر آفتاب جزیره، خشکیده و سیاه گشته است، قامت باریک و بلندی است که بار رنج ها و سختی های بیابان اندکی آن را خمیده است، سینه ی لاغر و استخوانی ای است که مردی و پایداری از آن می تراود، و دو چشم دلیر شیری است که از لهیب آتش صحرا، برای خویش، دو نگاه ساخته است.

 

 

این داستان سر گذشت تندبادی است که در میان قبیله ای طغیان کرده و در صحرای خلوتی فرو نشست... سر گذشت مردی از غِفار است. سرگذشت مردی از غفار، تند بادی که در میان قبیله ای طغیان کرد و در صحرای خلوتی فرو نشست. نام اصلی او "جندب جناده"، کُنیۀ وی "ابوذر" و از قبیلۀ غفار. برادرش انیس و مادرش رمله بود. با دیدن پیامبر احساس کرد عطشش رفع شده و در تیرگی قلبش سپیده دمی از آفتاب ایمان دمیده است. ابوذر وقایع دوران خلفا را می دید و دیگر طاقت تحمل این اوضاع را نداشت و در برابر عثمان به قیام برخاست و در این راه هم کشته و شهید شد (در صحرای ربذه).

 

پاسکال می گوید: «دل دلایلی دارد که عقل را به آن دسترسی نیست و به وجود خدا دل گواهی می دهد نه عقل، و ایمان از این راه به دست می آید.» ابوذر هم چنانکه پاسکال معتقد است، خدا را از راه دل شناخته و سه سال پیش از آنکه پیغمبر را ملاقات کند پرستش کرده است.

 

ابوذر: ای معاویه! اگر این کاخ را از پول خود می سازی اسراف است و اگر از پول مردم خیانت. ای عثمان ! گدایان را تو گدا کردی و ثروتمندان را تو ثروتمند ساختی. ابوذر در تمام جنگ های بعد از خندق با پیغمبر شرکت می کرد. در جنگ بنی لحیان و ذی قرد با پیغمبر شمشیر زد و در سال ششم هجری پیغمبر برای جنگ بنی مصطلق بیرون رفت و ابوذر را در مدینه جانشین خود ساخت. او با اُم ذر که یکی از اصحاب پیغمبر بود ازدواج کرد و پس از ازدواج زندگی در کنار اصحاب صَفّه را ترک گفته و برای سکونتش در خارج مدینه بر روی تلّی خیمه ی کوچکی زد.

 

 

مناظره ی ابوذر و پیامبر (ص):

 

۱- نماز چیست؟ بهترین قانون است، چه زیاد برگزار شود چه کم.

۲- برترین اعمال کدام است؟ ایمان به خداوند بزرگ و جهاد در راه او.

۳- کدامیک از مؤمنین مسلمان تر است؟  کسی که مردم از دست و زبانش ایمن باشند.

۴- کدام بخشش بهتر است؟ بخشش مرد کم بضاعتی که از دسترنج خود به فقیر کمک کند.

۵- بر دانشم بیفزای؟ قرآن بخوان، با خواندن قرآن ترا در زمین نوری است و در زمین یادی.

 

- از خنده ی بسیار بپرهیز که دلت را می میراند و روشنی چهره ات را می برد.

- جز در خیر خاموش باش زیرا سکوت شیطان را از تو می گریزاند و در دینت تو را یاری می کند.

- حق را بگو اگر چه تلخ باشد.

- آنچه را می دانی که در خود داری بر دیگران عیب مگیر. نسبت به کاری که خود نیز مرتکب شده ای مردم را سرزنش مکن.

- ای ابوذر! هیچ خردی چون تدبیر و هیچ پارسایی چون خودداری و هیچ نیکویی چون نیکخویی نیست.

 

 

اوج سخن شریعتی در عشق به ابوذر

 

کوه با نخستین سنگ آغاز می‌شود

و مرد با نخستین درد آغاز می‌شود

و من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

خلاصه‌ای از کتاب «ابوذر»

نوشته مرحوم دکتر علی شریعتی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۱۳۹۷ ، ۱۱:۳۰
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

در وصف امام علی _علیه السّلام_. علی مردی که انسانیت بتمام معنی برازنده اوست بلکه اوست که به انسانیت شرف و افتخار داده است. برای شناسائی بهتر: نام مبارکش علی و کنیه او ابوالحسن و لقب مشهور او امیر المؤمنین و مرتضی بود. روز جمعه ۱۳ ماه رجب سی سال پس از عام الفیل در خانه کعبه متولد و این امتیاز برای همیشه به او تخصیص داده شد. پدرش ابوطالب عموی پیامبر اکرم (ص) بود که تا قدرت و نیرو داشت از پیغمبر حمایت کرد و از او دفاع نمود. مادرش فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبدمناف بود که پیامبر اکرم (ص) او را بمنزله مادر خود می دانست و همیشه از محبتهای او یاد می کرد و از نیکوئیهای وی سپاسگزاری می نمود.


علی از کودکی در دامان تربیت پیامبر نشو و نما کرد. و ده ساله بود که به پیغمبر ایمان آورد. علی اولین مردی بود که دین اسلام را پذیرفت و دعوت پیامبر را اجابت نمود. علی بعد از بعثت پیغمبر سیزده سال با آن حضرت در مکه و پس از جریان هجرت ده سال با آن بزرگوار در مدینه بود. علی بعد از رحلت پیامبر سی سال زندگی کرد. دو سال و چهار ماه در خلافت ابوبکر، ده سال و هشت ماه در خلافت عمر، دوازده سال، در خلافت عثمان، و حدود پنج سال هم خلافت خود آن حضرت طول کشید. علی هنگام هجرت پیامبر در رختخواب آن حضرت خوابید و جان خویش را در خطر انداخت تا دشمنان از تصمیم و خروج پیامبر آگاه نشوند.


علی در همه جنگهای پیامبر با دشمنان، شرکت داشت بجز جنگ تبوک که پیامبر او را بعنوان جانشین و نماینده خویش در مدینه باقی گذاشت. علی در جنگهای بدر، احد، خندق، خیبر، حنین و سایر جنگها رشادتها از خود نشان داد و در بعضی از آنها عامل اساسی پیروزی بشمار می رفت. علی در سال دوم هجری با فاطمه دختر پیامبر اکرم ازدواج نمود و از این پیوند زناشوئی حضرت امام حسن، امام حسین، زینب و ام کلثوم بوجود آمدند. در سال دهم هجری هنگامی که پیامبر اکرم از آخرین سفر حج خود بازگشت می نمود، در محلی بنام غدیر خم علی را بجانشینی و وصایت خود معرفی و اولویت و امارت او را بر مسلمین اعلام فرمود. علی در مدت خلافت خویش برخوردهائی با دشمنان خود داشت باین ترتیب:


۱. جنگ جمل. این جنگ بتحریک طلحه و زبیر و اقدام عایشه بمنظور خونخواهی عثمان که علی را متهم بقتل او کرده بودند پیش آمد نمود و علی در این جنگ پیروز شد و پس از آن کوفه را مقر حکومت خود قرار داد.


۲. صفین. طرف علی در این جنگ معاویه بود و هنگامی که داشت پیروزی علی نمودار می گشت با نیرنگ عمروعاص، کار به حکمیت واگذار شد و در نتیجه این غائله به نفع معاویه پایان یافت.


۳. جنگ نهروان. مخالفان علی، در این جنگ عده ای بنام خوارج بودند که از مسأله حکمیت در پایان جنگ صفین ناراضی بودند. آنان در این جنگ شکست خوردند و علی پیروز گردید.


علی ع سال چهلم هجری مطابق ۶۶۱ میلادی در سن شصت و سه سالگی بوسیله یکی از خوارج بنام عبدالرحمن بن ملجم با شمشیری زهرآگین در حال نماز مجروح شد و دو روز بعد در اثر همان زخم در گذشت. بدن مطهر آن حضرت در زمینی غیر معمور بنام غری (نجف کنونی) به خاک سپرده شد و اکنون قُبه و بارگاه وی که در مرکز شهر نجف در عراق قرار دارد زیارتگاه عموم شیعیان و علاقمندان است.

 

یک سخن از مولا علی: علی ع فرمود: ماء وجهک جامد یقطره السؤال، فانظر عند من تقطره.  آبروی تو (مانند یخ) منجمد است. خواهش و سؤال کردن، آن را آب می کند و می ریزد. پس بنگر نزد چه کسی آبروی خویش را می ریزی. سید محمد تقی حکیم.

(منبع: کتابخانه غدیر)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۱۳۹۷ ، ۱۵:۱۵
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر نخعی:

ای مالک!

اگر شب هنگام کسی را

در حالِ گناه دیدی،

فردا به آن چشم نگاهش نکن؛

شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی.

 

 

نیز امام علی (ع) در جایی دیگر فرمودند:

کنار پیامبر اکرم نشسته بودم آن حضرت سر بر دامن من گذاشته بود

و ما سخن از دجّال می گفتیم. رسول خدا چشم بازکرد فرمودند:

بیم آن دارم از رهبران و حاکمانِ گمراه در ریختنِ خون خاندانم.

(منبع: علامه مجلسی. بحارالانوار. ج ۲۸. ص ۴۸)

 

از آن خواننده‌ی شریفِ خوش‌ذوق که این «عکس نوشته»ی

مهم مولا امام علی (ع) را دیروز به واتساپم ارسال کرده‌اند

 تا این پست شکل بگیرد، متشکرم

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۸:۱۸
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. امشب میلاد حضرت امام هادی، علی النّقی علیه السّلام است. خجسته می‌داریم این شب بابرکت و شادی‌بخش را. چهار سخن آن امام عزیزِ شهید، مهربان و هدایتگر الهی را به یُمن این زادروزِ زیبا، عرضه می‌دارم:

 

۱. اگر مردم به راه‌هاى گوناگونى روند، من به راه کسى که تنها خدا را خالصانه مى‌پرستد خواهم رفت. ۲. شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالاى دنیاست و شکرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است. ۳. مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند. ۴. هر گاه در زمانه‌اى، عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانى به دیگرى حرام است، مگر آن که بدى از کسى ببیند. و هر گاه در زمانه‌اى، ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى که خیرى از کسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد. (منبع)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۱۳۹۷ ، ۰۸:۰۳
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

پاسخ به ادّعاهاى سران جمَل نامه امام علی (ع) به طلحه و زبیر : پس از یاد خدا و درود شما مى ‏دانید-  گر چه پنهان مى ‏دارید-  که من براى حکومت در پى مردم نرفته، تا آنان به سوى من آمدند، و من قول بیعت نداده تا آن که آنان با من بیعت کردند، و شما دو نفر از کسانى بودید که مرا خواستند و بیعت کردند. همانا بیعت عموم مردم با من نه از روى ترس قدرتى مسلّط بود، و نه براى به دست آوردن متاع دنیا. اگر شما دو نفر از روى میل و انتخاب بیعت کردید تا دیر نشده (از راهى که در پیش گرفته ‏اید) باز گردید، و در پیشگاه خدا توبه کنید. و اگر در دل با اکراه بیعت کردید خود دانید، زیرا این شما بودید که مرا در حکومت بر خویش راه دادید، اطاعت از من را ظاهر، و نافرمانى را پنهان داشتید. به جانم سوگند شما از سایر مهاجران سزاوارتر به پنهان داشتن عقیده و پنهان کارى نیستید. اگر در آغاز بیعت کنار مى ‏رفتید (و بیعت نمى‏ کردید) آسان‏تر بود که بیعت کنید و سپس به بهانه سرباز زنید.

 

 

شما پنداشته ‏اید که من کُشندۀ عثمان مى‏ باشم، بیایید تا مردم مدینه کسى بین من و شما داورى کنند، آنان که نه از من طرفدارى کرده و نه به یارى شما برخاسته، سپس هر کدام به اندازه جرمى که در آن حادثه داشته، مسؤولیّت آن را پذیرا باشد. اى دو پیر مرد، از آنچه در اندیشه دارید باز گردید، هم اکنون بزرگ‏ترین مسئله شما، عار است، پیش از آن که عار و آتش خشم پروردگار، دامنگیرتان گردد. با درود. (ترجمه نامه ۵۴ نهج البلاغه – نامه به طلحه و زبیر به عنوان دو تن از سران جنگ جمل) (منبع)

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۱۳۹۷ ، ۱۹:۱۹
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی