نوشتهی مشترک دکتر عارفزاده و دامنه
مَلهگِرد: کسی که بیشتر در محل و خانهی مردم میچرخد تا منزل خودش. کسی که همیشه بیرون از خانهاش است و مرتباً به همهی خانهها سرک میکشد. نیز فردی که زیاد کوچهپسکوچهها چخچخ میگیره. هنوزم هستند ازین نوع افراد که تکیهپیش ولوو هستند؛ انگاری زنووچه ندارند!
دِمِقابِل: نشانهی مقایسه و چندبرابر بودن. مثال: هر چی مه وسه هاکانی من دِمقابل، سه مقابل تِه وسه کامبه. یعنی دوبرابر، سه برابر. حرف دال در اول دمقابل عدد است، نه حرف. یعنی دو.
هَلو: در لهجهی ما بسیاری از قدیمیها به «هنوز» میگن هلو. مثلاً: هنوز بهتر ،هلو بهتر. هنوز بدتر، هلو بدتر. این «هَلو» برابرنهادِ «هنوز» است. اغلب هم در حالت صحیت به شکل مَخ اینگونه تلفظ میشود.
اَلوو: همان جفت که همواره جنین پس از تولد از بدن مادر زائو خارج میشود. الوو در دورهی بارداری منبع تغذیهی کودک است. به انگلیسی میشه پلاسنتا.
جفت (به زبان محلی ما: اَلوو)
مجمع (سینی) روی کارسی (کُرسی)
علف ورهگوش. خَرو
ورهگوش: علف هرز ورهگوش. چنین میپندارند که دَمکردهاش برای مشکلات تنفسی و برونشیت خوب است شبیه بوتهی پیتنک است ولی فرق دارد. علت نام این بوته این است چون شبیه گوش وره (برّه) است.
کارسی: کِرسی
خَرو: علف خودرویشی و صحرایی و وجین که خوراک بسیارخوب برای دام است. بوتهاش شبیه نخود میباشد.
فرهنگ واژگان تبری. جهانگیر نصری اشرفی
عکس از: آقاسید مهدی حسینی
نمونه صفحات فرهنگ واژگان تبَری (=طبرستان مازندران)
نمای پنج جلدی فرهنگ واژگان تبَری
ته آخر نووئه: آخر تو نباشد. پایان وجودت نباشد. این عکس عبارت نکوهشی و سرزنشی و نفرین ته آخر بووشه ، است و زمانی بکار میرود که مخاطب مارا به شگفتی،ترس، خوشی ،خنده ، و خلاصه یک حس بسیار غیرمنتظره برساند و در واقع نوعی تحسین و تشکر است و چون خاطر مخاطب برای گوینده عزیز است نفرین را منفی میکند و بکار میبرد. ته آخر نووشی! هم میگویند. اصلش هم همین تحسین است نه نفرین. بیشتر بخوانید ↓




















































