پاسخ:
،، آقاجلیل سلام هر سه بند سخن تحلیلی آن دوست اندیشمندم، منطقی است و مورد قبول. در واقع نفع آنان این است ایران پول و منابع خود را درگیر سلاح کند و از توسعهیافتگی عقب بماند. چون در جارچوب نظم بینالمللی، این نظام را اخلالگر امنیت معرفی نمودند و دارند جاایران را در مسیری به بنبست میکشانند، که در داخل نیز فلج شود که در خاورمیانه فلجش کردند. باید آموخت میهن مهم است، نه رفتن به آن سوی خاورمیانه. ممنون از شرکتت درین مبحث. درود. دامنه
،، جناب آقای استاد شیخ احمد باقریان سلام در سخن خود در شرح حدیث به "بیحوصلگی" نیز توجه دادید. در مورد ناگواری تنبلی سخن واقعی را بیان داشتید. اما مردم چگونه حوصله کنند وقتی اینهمه اشکال پشت سر هم در نظام حاکم بر خود میبینند! مثلاً چند نمونه ذکر میکنم: تقریباً طی چند دولت اخیر تا الآن مردم از دست قدرت ناراحت و گلهگذار هستند و حتی در جستجوی گشایش و تغییر رویهها. اما هرگز هیچ اثری نمیبینند: صبح میروند بازار قیمت دیروز را با امروز فرقکرده میبینند. ظهر میروند قصابی ولی از قدرت خرید ۱۰۰ گرم آبگوشتی در میمانند. شب میروند دنبال لوبیا چیتی میبینند رقیب گوشت شد در قیمت. فردا بازم میروند چندشنبه بازار که کمی ارزانتر پیدا کنند، میبینند سر به فلک زده است برنج، نارنگی، سیبزمینی و حتی زردک و هویچ و عدس. مملکت مگر نباید به عقل و مصلحت ملت اداره شود؟! کجای عقلانیت میگوید بکوش برای محو یک جای دیگر. وقتی بنای قدرتهای جهانی این است نظام جاایران اگر هم بازم هستهای تأسیس کند، میزند، کدام خرد جمعی و منفعت عمومی حکم میکند باز نیز بساز، باز بیایند خاکتپه کنند. بگذرم. روحانیت به علت تصرف حکومت ایران را ناکارآمد کرد. بیحوصلگی ازین بدتر که ریشه در ناشایستگی حکومتگرانی دارد که از فردای انقلاب تا اکنون کارشان فقط سخنرانی است و زور سخن بر سر مردم. بگذرم. درود. دامنه
جواب آقای شیخ باقریان به من: علیک السلام جناب آقای طالبی متاسفانه هر حدیثی را به دم سیاست میچسبانید و این خلاف هدف ارسال حدیث است فرض بفرمایید همه انتقادات درست باشد اما تنبلی مربوط به خود شخص است و در هر نظامی گرچه ستمگر باشید مذموم و به زیان و دنیا و آتخرت خود شخص است این هدف حدیث است حدیث در مقام خودسازی ارائه شد نه در مقام خرده گرفتن بر دیگرزان ایدکم الله اگر فرمایشت را در جائی منعکس کردی لطف بفرما جواب مرا هم منعکس بفرما یکطرفه نباشد پیام دوم شیخ احمد باقریان: یک حاشیه جناب مدیر محترذم آقای طالبی بر احادیث وارد میکند و یک حاشیه هم در گروه دیگر بر همان حدیث لطفا بخوانید (کپی از گروه فقه معاصر بر حدیث تنبلی که دیروز تقدیم شد): عالی بود هزاران سپاس هزاران هزهر افسوس که هیچگاه در مدارس ما خبری از این روایات و احادیث نبود در حالیکه تدریس چنین احادیث و روایاتی میتوانست بسیار موثر باشد.
جواب من ۴ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴: جناب حاج شیخ احمد باقریان سلام اما من در برابر لفظ "متأسفانه" در قلم شما، میگویم خوشبختانه حدیث منقول شما را کاری نداشته و ندارم، ولی شرح شما بر حدیث را تقریر میزنم که در ذهنها قرار گیرد. اسم کار من زیر شرحهای شما استاد محترم، دُم چسباندن به سیاست نیست، بلکه بهروزرسانی سخن است که از دل تاریخ به متن جامعه سرایت کند. بههرحال، شما از تنبلی سخن راندید و من حرفی نزدم، اما از بیحوصلگی در میان مردم -یا هر جای کشور و دنیا میان انسانها- بهدرستی نکوهش کردید. و من هم گفتم وقتی مردم، حکومتِ بر خود را اینچنین ناگوار و نابِخرَد ببینند، بیحوصلگی دستشان میدهد. چند مثال ملموس زدم تا ذهنی سخن نرانده باشم. اگر شما میخواهید فقط حدیث شرح کنید و انتزاعی و ذهنی بماند، این هدف، هدف مؤثری نیست، گرچه فرمودی برای خودسازی مینویسید و عالیست. اما خودسازی، فرایند است برای دگرسازی و دگرسازی، روند است برای جامعهسازی. مثلاً مردم آقای مسعود پزشکیان را با شرکت مؤثر خود در پای صندوق، بر آن کاندیدای نظرکردهی حاکمیت و نهادها، به صورت شگفتانگیز غلبه دادند و وی را بر مسنَد نشاندند. او هم با تمسُک خوب به برخی سخنان در نهجالبلاغه، به نقد قدرت و فساد حکومت پرداخت و دل مردم را به خود نرم و امیدوار ساخت، ولی تا رفت داخل سیستم، خودش شد مبلغ متملّق همان قدرتی که در مناظرات نقدش میکرد. این رفتار سالوسانه و خائفانه، مردم را بهشدت بیحوصله میکند. من نقدم بر کار علمی و دینی شما نبود، شما معلم دین بار آمدید و نصیحت در فعل شما نقش بست. نقدم در ورود به شرح شما، بارکردن شرح شما بر حاکمیت بود که از بس بدکردار شدند، مردم را بیحوصله ساختند. یک ریشهی بیحوصلگی ملت، این جاست. امروز هم، در شرح حدیثتان فرمودی: "در آیین اسلام ملاک شایستگی انسان برای تصدی مقامات در دنیا، تقوی و علم و قدرت است". خب؛ من اگر برین شرح شما حاشیه بزنم، بازم میفرمایی دارم حدیث به دُم سیاست میبندم؟! لابد میگویی نه! پس خرسندم. اینک شروع میکنم: ببینید آقای شیخ باقریان ساروی فرحآبادی! نظام شما شش فقیه نگهبان گذاشت تا کاندیداهای مجلس خبرگان به تعبیر طنز طناز قدَر کشور آقای جلال رفیع "مجلس خُفتگان" را که فقط آخوند باید باشند را یا تأیید کند یا رد. این شش فقیه تک جناحی! اغلب دست به تصفیه زدند نه تأییده و مُرّ قانون و عرف و اخلاق. بعد شش حقوقدان نگهبان دیگر با این شش فقیه جمع میشوند و در سایر انتخابات -که حق تصرف و نظارت استصوابی برای خود قایل شدند- هر چه خواستند درو کنند، کردند و کشور را کردند جایی برای افراد ارادتسالار یک جناح که به حاکم، اطاعت تام ورزند و به قول خودشان ولایی!!! باشند. کجای این شرح حدیث شما که فرمودی "در آیین اسلام ملاک شایستگی انسان برای تصدی مقامات در دنیا تقوی و علم و قدرت است" با این نظام یکدست آخوندی و یکجناحی، همخوانی روایی دارد؟! خود آنان که "نگهبان" شدند، تقوا ندارند بعضاً و در بیشتر امور. در مورد علم هم، بسیاری از افراد که با چتر شورای نگهبان داخل قدرت رفتند، از دانش برخوردار نیستند و بیشترشان با رابطه و رانت و رفتار فساد، مدرک دانشگاهی جور کردند حتی یک روز سر کلاس دانشگاه نرفتند. بگذرم. اوقات شما را شادمان داشته باشم که خودت ناغافلی بیحوصله! به زبان محلی ما: بِحُصله! نشوی که مرا به دُم سیاست بچسبانی و شوم اَسبِ دِم. بگذرم. ممنونم. از بازخورد متنتان در گروه فقه هم خشنود شدم. چهخوب، آن جا هم ایکاش ندا داده شد. درود. دامنه
جواب شیخ باقریان: سلام علیک جناب آقای طالبی اگر بنا باشد از احادیث ارائه شده از جانب بنده استفاده سیاسی شود بنده هم از از این به بعد از ارسال آن در گروه واتساپبی مدرسه خودداری می کنم چون خلاف هدف من است و معقول نیست نویسنندهد ای خلاف هدف منتخب خود قلم بزند دوستاتی که تمایل دارند شرح احادیث را دنبال کنند لطف بفرمایند به کانال (معارف تشیع) ایتا و تلگرام رجوع فرمایند تندرست باشید لینگ کانال معارف تشیع
جواب من: سلام مجدد آقای شیخ باقریان این رفتارت نمونهی بارزی از بیحوصلگی است، که خودت بر خلاف شرح حدیثت، بدان مبتلا شدید. درود. دامنه.
شیخ باقریان به من: سلام علیک اصلا ربطی به بی حوصلگی ندارد بلکه چو.ن خلاف هدف من برداشت میشود معقول نیست ادامه بدهم من با این احادیث اول میخواهم خودم را بسازم البته اگر توفیق پیدا کنم بلمدپروازی هم ندارم بحث و انتقا سیاسی در جای خود باید عرضه شود و طوری نشود که مانع خودسازی شود من که خود ر ا اصلاح نکردم چطور یک جامعه را بتوانم اصلاح کنم؟ وقتی سخنم وارونه نتیجه گیری میشود چرا ادامه بدهم؟ پس ادامه نمیدهم وقتگذاشتن باید نتیج بدهد و وقتی نتیجه حاصل نمیشود صرف وقت معقول نیست الحمد لله گروههای فراوان حتی سیاسی هستند که از این احادیث و شرح آن استقبال میکتند و زحماتم در آن گروهها به هدر نمیرود پس در این گروه از دوستان و مدیر محترم خدا حافظی میکنم و به پیامهای بعدی را هم پاسخ نمیدهم چون جناب آقای طالبی بزرگوار بر نظر خود اصرار دارد و من هم بر نظر خودم اصار دارم و به نتیجه نمیرسیم خدا حافظتان
،، سلام آقای شیخ باقریان شما بر چه اساسی برای نظرگذاشتن زیر نوشتههای خود هم خط و ربط تعیین میکنید. شما پست میگذارید، بسیار هم آزادید، اما چنین کاری که برای نظردهنده قانون وضع کنی، خلاف آیین نویسندگی و آزادی نشر و نظر است. مگر من مکلف شدم طبق سلایق خودت بر متنهایت نظر بنگارم؟! این شیوهی علمی شما به نظرم خسارتبار است که دستور دهید روی متن شما چگونه باید نظر نوشت. این جا شما دارید برای شرح بر شرح خود دیوار. سد میسازید. پس ائمه هم بیاییند بگویند آقای شیخ باقریان به چه حقی داری احادیث ما را شرح و نظر میگذاری. بگذرم. بیحوصلگی شما عیان است. درود. دامنه
محمدتقی آهنگر: سلام سخن گهربار امام علی (ع) 👇 إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ، اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا.(نهج البلاغه حکمت ۷۶) چون کارها به هم شبیه گردند آخرشان را به اولشان قیاس کن. اشاره به این که همیشه آغاز و انجام کارها با یکدیگر پیوند ناگسستنى دارند و در واقع شبیه علت و معلول اند، بنابراین اگر ما در چگونگى پایان کارى شک و تردید داشتیم باید ببینیم آغازش چگونه بوده است; هرگاه در مسیر صحیح بوده عاقبت آن نیز چنین است و مطابق ضرب المثل فارسى: «سالى که نکوست از بهارش پیداست» و اگر آغاز آن در مسیر نادرستى قرار گرفته باید بدانیم که عاقبت آن نیز نادرست و خطرناک است.این سخن پیام دیگرى نیز دارد و آن این که اگر مى خواهیم نتیجه هاى خوب و پربار از کارهاى خودمان بگیریم باید در آغاز مراقب زیربناهاى آن باشیم.
،، آقامحمدتقی سلام مسئلهی پراهمیتی را مطرح کردی. دو مثال بزن تا دقیق متوجهی تفسیرت بشویم. هر زمینه که مناسب میدانی. درود. دامنه
محمدتقی آهنگر: سلام اقا ابراهیم نکته مهم اینکه متن های ارسالی ام از اقای انصاری وشرح ابن میثم بحرانی ،، هست واما مثال : تفاوت بنای مسجد قبا ومسجد ضرار اولی مصداق تقوا ،یعنی پایه واساس صحیحی داشت وعبادتگاه مومنان شد دومی مصداق بر پایه واساس نفاق ،کفر شرک ،تفرقه میان مسلمانان بنا شده بود در نهایت به دستور پیامبر(ص) به اتش کشیده شد / رجوع به ایه ۱۰۸ توبه مثال دوم : نامه امام به مالک همان عهد نامه ،،، در واقع بمفهوم حاکم سست عنصر وحاکم قوی ،،،، (استدل علی مالم یکن بما قدکان الامور اشباه ) باانچه در گذشته واقع شده است ونسبت به انچه واقع نشده استدلال کن زیراامور جهان شبیه هم هستند به نظر شخصی ام : این هشدار مهم امام برای رهروان راه حق راهگشاست مخصوصا حاکمان و مدیران ،مسئولین ،،، ارادت
،، سلام مجدد جناب حاج محمدتقی از توضیحات مفید و رهگشات ممنونم. خودت هم مطلعام روی مفاهیم قرآن و نهجالبلاغه اهتمام و ممارست میورزیدی و به شخص امام علی ع هم پیرویی ارادی داری. معتقدم این سخن حضرت علی ع که آخر کارها را به اول کارها قیاس کردن، نشان میدهد سیاست روی یک حرف عایدی ندارد بلکه باید هر بار جسارت تغییر داشت، چون تحولات جهانی بسیار گسترده است. درود. دامنه