به قلم دامنه: به نام خدا. کافرکُلی جادهٔ هراز آب اسک. از مدت ها پیش در پی این بودم پستی در بارۀ کافرکُلی بنویسم. تا این که پس از مطالعات متعدّد بر روی این پدیدۀ مهم تاریخی ایران، این تصمیمم نتیجه داد و اینک ارائه کرده ام. نوشتن این پست زمانی بر من لازم و ضروری تلقی شد که علاوه بر مرورهای مطالعاتی، چندی پیش مستندی دیدنی از کارشناس موضوع، آقای مهدی خلیلی در شبکۀ مستند مشاهده و استماع کرده بودم.
کافرکُلی ها در روستای آب اسک جادۀ هراز هم راستای رشته کوه های البرز ساخته شدند. دخمه هایی هستند دست کَنده شده توسط ایرانی های عصر ساسانی. این غارهای دستی مشهورند به کافرکُلی. کافر در اینجا یعنی کسانی که آن زمان مسلمان نشده بودند و کُلی به زبان مازندرانی ها یعنی خانه. آشیانه. لانه. مثل: کِرک کُلی. کوترکُلی، غازکُلی. سیکاکُلی. جیکاکُلی. در جایی از جادۀ هراز به سمت آمل روستایی ست به اسم آب اسک. در آن محدوده بر دیواره های رشته کوه البرز، دخمه هایی دست کنده شده را می بینید که می گویند برای نجات و پناهگاه بوده است. غارها به گونه ای ساخته شده است که حالت تدافعی بودن را نشان می دهد و از دهنۀ آن بر محیط، اطراف و جادّۀ هراز مُشرف و کاملاً مسلط بودند.
من دقیق نمی توانم حکم کلی کنم که کافرکُلی یا کافرکالی یعنی چه؟ ولی می گویند ایرانی هایی که در دورۀ فتح ایران توسط اعراب مسلمان در دورۀ خلیفۀ دوم عمر بن خطّاب _که در ادبیاتی دیگر حملۀ اعراب به ایرانِ دورۀ ساسانی خوانده می شود_ نمی خواستند به آیین اسلام درآیند، برای حفظ کیش خویش و در امان ماندن از غارت و کشته شدن توسط اعراب افراطی مهاجم، این گونه غارها را تعبیه و در آن پناه گرفته بودند.
البته برخی بر این نظرند این دخمه ها را زرتشتی ها ساخته اند تا اجسادشان را در آن بگذارند و حیوانات و پرندگان از آن تغذیه کنند. بگذرم. در تصاویری که در زیر آپلود کرده ام کافرکُلی های ساخته شده بر جدار کوه ها را مشاهده می کنید. نیز بیفزایم نقل است «در حال حاضر بخشهایی از غارهای دستکن روستای آب اسک توسط روستاییان بومی دامدار، تبدیل به آخور و محل نگهداری علوفه و دام شده است.» و نیز گفته می شود نام روستای آب اسک، از اَشک اول، پادشاه اشکانی گرفته شده و با گذشت زمان واژۀ اشک به «اسک» تبدیل شده است.
به قلم دامنه: به نام خدا. شیعه مفتخر است به پیشوای صادق -علیه السّلام- امام ششم و بنیانگذار مذهب جعفری. مطالعهی گفتهها و فرمودههای آن حضرت، به انسان قوّتِ قلب داده و وی را به تفکر و خویشتننگری و اندیشیدن میکشاند.در آستانهی سالروز شهادت امام صادق (ع) به سه نمونه از سخنها و احادیث آن امام بزرگوار ازین (منبع) میپردازم، تا روشن کنم این نگرشهای حکمیانه تا چه حدّ بر جان انسان نفوذ میکند و بر جویبار درونش جوشش میآفریند:
یک: هر که به سه چیز دل ببندد فریب میخورد: کار نشدنی را تصدیق کند، به کسی که مورد وثوق نیست اعتماد نماید، و به آنچه مالک نیست طمع ورزد.
دو: حاکمان نمیتوانند در سه چیز کوتاهی کنند: نگهبانی مرزها، سراغِ مَظالم رفتن و رفع ستم از مردم کردن، و گزینشِ صالحان و شایستگان برای امور اجرائی.
سه: مُروّت و مردانگی آن است که خداوند تو را در آنجا که نهی کرده است، حاضر نبیند، و آنجا که فرمان داده حضور داشته باشی، غایب نبیند.
امام صادق فرمودند: هر کس ریاست بخواهد، هلاک شود.
به نام خدا. در سالروز شهادت امام کاظم ع
سه سخن آن امام تقدیم میشود:
یکم: شایسته فرد عاقل است که چون کارى را انجام میدهد، از خداوند حیا کند.
دوم: خردمندان، زائد بر حاجت را نیز ترک کنند تا چه رسد به گناهان، با آنکه ترک زوائد فضیلت است و ترک گناه واجب.
سوم: اگر مؤمنى را ساکت و کمحرف دیدید به وى نزدیک شوید که حکمت مىافشاند. مؤمن کمحرف و پرکار است. و منافق پُرحرف و کمکار.
به نام خدا
چهار سخن از امام رضا علیهالسّلام
۱. بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذتى نیست و زِمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست. (تحف العقول، ص ۴۵۰)
۲. زمانـى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد و چون زمامدار ستم ورزد، دولت خـوار گردد. و اگر زکات امـوال داده نشود چهارپایان از بین روند. (بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۷۳)
۳. زمانى بر مردم خواهدآمد که در آن عافیت ۱۰ جزء است که ۹ جزء آن در کنارهگیرى از مردم و یک جزء آن در خاموشى است. (تحف العقول، ص ۴۴۶)
۴. از امام رضا (ع) سؤال شد: سِفله کیست؟ فـرمـود: آن که چیزى دارد که از (یـادِ) خـدا بـازش دارد. (تحف العقول، ص ۴۴۲)
به قلم دامنه: در ادبیات دینی شیعه استعجال در اجابتِ دعا و استعجال در امر ظهور منجی (ع) ناپسند دانسته و از آن نهی شده است. این امر به عنوان شتاب و شتابزدگی ناخوشایند معرفی شده است. کما این که...
اما آیا منظور از «انتظار فرج» در روایات، اختصاصاً موضوع ظهور امام زمان ع است و یا امیدواری به خدای متعال داشتن؟ البته این در تخصص و دانش من نیست، کار اهل فن است. همین قدر سوادم قد میکشد که انتظار فرَج در معنای عام و ناب، «امید و رجاء» به خدا داشتن است و معنای خاصش در نزد تعدادی علمای بزرگ، مثل صاحب کمالالدین، صاحب احتجاج، در انتظار ظهور امام عصر بودن.
به قلم دامنه. به نام خدا. ابتداء به خوانندگان شریف اطلاع دهم تغییر و تحولات شکلی و ظاهری و در واقع بهم ریختگیهایی که امروز در وبلاگ دامنه دارابکلا -در نسخهی نمایش موبایل و تبلت و شاید هم در کامپیوترتان- شاهدش بوده یا خواهید بود، از من نیست، از خودِ دست اندرکاران سایت پرشین بلاگ است. آنان به قول خود در حال بازسازی زیرساختها و ارتقای شکلی و فنی سایت هستند و به همین علت همهی شکل و شمایل وبلاگهای این سایت، از جمله دامنه دارابکلا، بهم ریخته است. من البته از دیروز اول مرداد ۱۳۹۶ پیشدستی کرده، زود جُنبیدهام از آنجا به اینجا یعنی «قلم دامنه دوم یا دامنهی دوم دارابکلا» کوچیدهام.
بنابراین، خوانندگان شریف که همواره دامنه دارابکلا را پی میگرفتند و مطالب و پستهای آن را میخوانده و میدیدند حال که قلم قم راه افتاده، برای سهولت دسترسی شان به این وبلاگ، آدرس آن را ذخیره کنند تا دیگر نیاز نباشد به لینک آن در دامنه دارابکلا رجوع نمایند. ممنونم. همین جا بر خود لازم میدانم حلول اول ماه ذیقعده، خجستهمیلاد کریمهی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را به همهی دلدادگان عترت آل محمد (ص) تبریک بگویم.
فردا ۳ مرداد ۱۳۹۶ میلاد آن حضرت است و پیشاپیش مبارک. آن دُخت گرانقدر امام موسی بن جعفر (ع) و خواهر عظیم الشّأن امام رضا (ع) در اولین روز ماه ذیقعده سال ۱۷۳ هجرى قمرى در مدینه منوّره متولد شدند و پس از ۲۸ سال زندگی سراسر عصمت و طهوری و روشنگری، در راه رسیدن به مشهد و اوج شیدایی به حضرت رضا (ع) در شهر قم وفات نمودند. میلادش پربرکت است و وجودش در ایران گرامی.
پست ۶۱۱۹
به قلم دامنه. به نام خدا. این پستِ ۶۱۱۹ در دامنه است. ۵۴۴۸ پست در دامنه اول یعنی دامنه دارابکلا از ۲۶ مهر ۱۳۹۲ تا ۳۰ تیر ۱۳۹۶. و ۶۷۱ پست در قلم قم دامنه دوم. پستهایی با موضوعات مختلف و با نویسندگان شریف و فرهیختۀ دامنه. گرچه همچنان شائق بودم دامنه اول را در پرشین بلاگ ادامه بدهم اما به دلیل مشکلات فنی و برهم ریختن سایت پرشین بلاگ بی هیچ وقفه ای، در تیر ۱۳۹۶ دامنه دوم یعنی قلم قم دامنه دوم را راه اندازی کردم و همچنان بروز و فعال پیش می رود.
ابتدا دغدغۀ این را داشتم که با برهم ریختن پرشین بلاگ، از مخاطبین دامنه دوم کاسته شود که با کمال خوشحالی در همان آغازین روزهای راه اندازی، با ۷۷۷ بازدید و ۴۱ نفر آنلاین همزمان روبرو شدم، که این آمار بازدید و نیز تعداد آنلاین در ماه های بعد بیشتر شد (گاه ۵۶ نفر آنلاین) و همچنان به شکرانۀ خدا رو به افزایش شد و امروزه این حُسن توجه مخاطبان شریف دامنه، بسیار راضی کننده شد و در عین حال برای من مسؤلیت زا گردید. تصاویر مستند را جهت اطلاع دامنه خوانانش شریف در زیر منعکس کرده ام تا رسانده باشم با آن که در دامنه دارابکلا گاه بالای ۲۶۷۷ بازدید ثبت می شد، این دغدغه من در دامنه دوم برطرف شد و اوضاع بسیار عالی تر از همیشه است.
عکس آخر لوگو و قالب اصلی دامنه دوم بود که هم اینک با بهم ریختن سایت _که مدیران آن همچنان مشغول تغییر ساختار سایت هستند_ قالب پیش فرض سایت را (عکس یکی به آخر) به اجبار برای دامنه دارابکلا (طوفان فکری) برگزیدند، و هر چند روز تغییرات آن بر روی دامنه مشاهده می شود که از تصرف من خارج است.
این نکته را بیفزایم از ۵۴۴۸ پست در دامنه اول، فقط ۸۵۵ پست از آسیب مشکلات فنی سایت مصون ماند. اما من پیش از آن که پست های دامنه از بین برود تمامی پست های دامنه را مخفیانه در یک وبلاگ دیگرم به نام دامنۀ پشتیبان: اینجا بایگانی می کردم که خوشبختانه با آن که وبلاگ داران پرشین بلاگ بخش وسیعی از پست ها و عکس ها و حتی وبلاگ های خود را به علت آن مشکل ساختاری سایت، بکلی از دست دادند، من حتی یک پاراگراف از متن ها و پست های دامنه اول را از دست ندادم و همه محفوظ و بایگانی ست. چون دامنه اول بخشی مهم از خاطرات من است و نیز شاید بخشی از خاطرات دامنه خوانان شریف نیز باشد.
دامنه دارابکلا؛ طوفان فکری = در قالب نوین
شکل و شمایل دامنه اول=دامنه دارابکلا
بایگانی دامنهی اول دارابکلا
تأسیس دامنه دوم. این که چرا نام وبلاگ را گذاشتم «قلم دامنه دوم»؟ اول باید جان را مراقب بود و آن را تیمار کرد. معتقدم تا به جان و نفسِ خویش نپردازیم، به معرفت درست، دست نمییابیم. بعد جهان را باید شناخت و جهانبینی داشت. چه دیدنِ جهان باشد و چه بینشِ آن. آنگاه ایران را باید دوست میداشت و آن را پاسداری نمود، چراکه، هر انسانی باید در بخشی از زمین مستقر شود و حیات خود را رونق معنوی و طول و عرض عالی ببخشد و چه جایی بهتر از ایران: «چون ایران نباشد تن من مَباد». سپس انسان را باید شناخت و انسانشناسی داشت. و از پُلِ انسان شناسی باید به راه رشد رفت. و اما چرا در شرح وبلاگ گفتهام «بیان و پیام»؟ زیرا همچنان بر آنم بیان و پیام دو مسألۀ حیاتی و اصلی بشر است. بیان و پیام، آموزۀ اصلی عالَم است. هم باید بیان و آزادیِ بیان داشت و هم باید بیان حاوی پیام باشد. پایان. ۲۷ تیر ۱۳۹۶.
نقارهخانه از زاویهی سردرگاه نواب
حرم رضوی. ۱۱ آذر ۱۴۰۱ عکاس: دامنه
مشهد مقدس. حرم امام رضا ع از زاویهی شرقی
به قلم دامنه. به نام خدا. امام رضا و آرامش ملت. به این جملهی امام خمینی دربارهی امام رضا بهدقت توجه کنید: «حضرت رضا -سلام الله علیه- در آن ابتلائاتی که داشت و در آن مصیبتهای معنوی که برایش وارد میشد، بدون اینکه یک اختلافی ایجاد کند، با آرامش، راه خودش را به پیش میبرد. مقیّد بود به اینکه آرامش ملت را حفظ کند.» (صحیفه امام، جلد ۱۳ ص ۴۲۷)
از این سخن امام خمینی دربارهی حضرت رضا ع چه میفهمیم؟ من دریافتهای خودم را به فشردگی با تمرکز بر کلیدواژههای موجود در جمله میگویم. امید است برداشتهایم خطا نباشد:
یک. آن امام رئوف در دوران حیات خود به ابتلائات -آزمایشها در گرفتاریها- دچار شده بودند. مانند مهاجرت اجباری به مَرو و توس، پذیرش مصلحتآمیز ولایتعهدی مأمون خلیفهی عباسی، تُهمتها به موضوع فرزندش امام جواد ع و... .
دو. امام علی بن موسیالرّضا (ع) مصیبت های معنوی داشتند. گرچه این واژه نیازمند تفسیر دقیق و به عبارتی هرمنوتیکیست، ولی فرق است میان گرفتاریهای مادّی مانند خوراک و آسایش و بلاهای طبیعی و... با گرفتاریهای معنوی. مثلاً این که عدهای در آن دوره، امامت در شیعه را تا امام هفتم، امام کاظم ع دانستند، یعنی فرقهی وقفیّه که تا امام هفتم متوقّف شدند (شیعهی هفت امامی) و گفتند امام به آسمان عروج کرد و برمیگردد و ظهور میکند، این تفکر میتوانست یک مصیبت معنوی برای امام رضا بوده باشد.
سه. امام رضای آل محمد ص با وجود آنهمه ابتلاءها و مصیبتهای معنوی، اما به دلیل حکمت سرشار و شناخت و احاطهای که داشتند، هرگز اختلافی نیفکندند و این کلاً از ساحت عصمت و امامت به دور است؛ این بدین معنیست که آن حضرت، فضای جامعه را برای انقلاب و دگرگونی اساسی مهیّا نمیدیدند ازینرو مکتب شیعه را با اندیشهپردازیهایش تقویت و غنی کردند. مثل مطالب کتاب عیون اخبار رضا.
چهار. و آخر این که امام رضا در جامعهی بحرانزدهی آن روزگار، به چیزی جز آرامش ملت فکر نمیکردند. در واقع این سخن امام خمینی دربارهی امام رضا نشاندهندهی این است که اساسِ اسلام بر آرامش ملت است. جامعهی ناآرام، جامعهیی معیوب و بیمار است. بنابراین وقتی انقلابکردن در محیط و زمانهای چون دورهی سخت امام رضا نه فقط نمیتواند وافی به مقصود باشد بلکه مُخلّ آرامش ملت و موجب اختلال در روند مکتب میگردد؛ امام رضا آرامش را حفظ میکنند تا دین و شیعه محفوظ بماند و غنیتر گردد. به همین دلیل است که میبینیم امام رضا با حکمت و اندیشهپردازی و سخنان بسیارمهم، اسلام را از ملعبهی آل عباس و تفسیرهای غلط فرقههای منحرف نجات دادند.
نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی: روستای دارابکُلا، از روستاهای بزرگ ایران است؛ پرجمعیت و دارای تاریخ و قدمت در شهرستان میاندورود استان مازندران. میاندورود چون میانِ دو رودخانهی شهرستان نکا و ساری واقع است، بدیننام خوانده شده است: یعنی میانِ دو تا رود. روستای ما در مجاورت و جنوب شرقی شهر سورک قرار دارد و با جادهی بینالمللی مشهد مقدس، ۵ کیلومتر (از سمت جنگل به دریا) فاصله دارد.
نماد دامنهی دارابکلا
دارابکلا ااز لحاظ جغرافیایی موقعیت زیبایی یافته است. از سمت جنوب و جنوب شرقی به دامنههای جنگل البرز مرکزی امتداد دارد و این جنگل با انبوهی از چشمهها به مردم حیات و سرزندگی بخشیده است. و از دو سمت شرق و غرب نیز دو یال بزرگ و طولانی آن را احاطه نموده است و بر نقشهی زیبایی آن، افزوده است. و سمت دیگر آن تا شهر سورک و جادهی مشهد مقدس گسترش دارد.
رَف بِن نمایی از حمومپیش دارابکلا
جمعیت این روستا بالای ۵ هزار نفر است. کشاورزی و باغداری از اشتغالات مهم مردم دارابکلاست. در روستای دارابکلا به دلیل مذهبیبودن مردم و سنت پایدار آن، بیش از ۱۹ هیأت مذهبی تأسیس گردیده است که در طول سال از هم نمیگسلند. بخش زیادی از مردم روستا خصوصاً نسل میانسال، به امور اداری دولتی اشتغال دارند. از ویژگیهای خوب این روستا این است کسانی که به هر دلیل و علتی به شهرهای دیگر مانند ساری و نکا مهاجرت و سکونت کردهاند، هیچگاه روستا را به طور کامل و مطلق ترک نمیکنند. در سه شهر قم، مشهد و تهران، تعداد زیادی از دارابکلاییها سکونت دارند که به طور متناوب و متوالی به زادگاه خود دارابکلا آمدوشد دارند.