قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم داراب‌کلا ابراهیم طالبی دارابی
«Qalame Qom Damaneye Dovvom»
جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ آبان ۹۸، ۱۰:۱۵ - پوریا قلعه
    :)
نویسندگان

مدرسۀ فکرت 10

يكشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۸ ق.ظ

مجموعه پیام‌هایم در مدرسۀ فکرت

  قسمت دهم

 

 

بقیه در ادامه


تقی آهنگر: سلام وعرض ادب یک سوال ویه درخواست از جنابعالی داشتم  اولی سوال اون اینکه باتوجه به داستان موسی وخضر علیه السلام (سوره کهف) برداشت شما از لحاظ ظاهری وباطنی این داستان ورابطه ان با قضا وقدر چیه 
 

 

پاسخم:


سلام جناب آقا تقی آهنگر
من برداشت شخص ام را می نویسم. تا اگر اشتباه بود به من برگردد.

اولا" خضر (ع) هرچه انجام داد به آن علم لدنّی داشت و خدا حکمت آن را به او عطا کرد. لذا کارهای او فراتر از سطح علمی روزگار بود. به اذن خدا کار و اقدام می کرد.


ثانیا" هیچ کاری و هیچ امری در هستی، بر حکمت خدا پیشی ندارد و امر خدا مافوق امرهاست. خضر امر خدا را اجرا کرد و آن سه تا کار را مأذون به اذن خدا بود. فرمان دریافت می کرد. چون مسلح به علم خاص بود. پس، خدا آن سه تا کار را کرد. هم به جهت توحید افعالی و هم از نظر حکمت که می خواهد از طریق خضر به موسی (ع) بدهد.


ثالثا" قضا و قدر جایی ست که قوانین ثابت خدا در میان باشد حال آن که در این قضیه، خضر با اتصال به خدا، فرمان ثانوی می یابد که چنین کند.
خدانگه دار.

 


بحث 43 : آیا برای کسی که به خدا یا دنیای پس از مرگ باور ندارد ضرورت دارد که به اصول اخلاقی و ارزش های انسانی پایبند باشد؟
این پرسش جناب حسین جوادی نسب است که عیناّ درج و در پیشخوان سنجاق شد.

 

پاسخ به بحث ۴۳ مدرسۀ فکرت
به نام خدا. سلام. در اجابت به جناب جوادی نسب چندجمله ای مرقوم می دارم:
ابتدا روشن سازم که کفر، امری قلبی ست و هیچ کس نمی تواند کفر کسی را بآسانی تشخیص دهد، اگر عیسی مسیح (ع) با نگاه به افراد، کفرشان را آنا" تشخیص می داد، نوعی معجزه ی آن نبی خدا بود.


در فرض پرسش شما که قید نهان دارد، از نظر من باز هم انسان بی نیاز از اخلاق و ارزش ها نیست. چند دلیل دارم:


۱_ در نهادِ انسان، نداهای خاص درونی کار گذاشته شده است. انسان حتی اگر بر فرض پرسش شما چنان باشد که پرسیدی، بازهم این صداهای درونش را می شنوند که حیوانات و سایر جنبندگان از این نداها، محروم اند.


 ۲_ انسان مدنی الطبع و اجتماعی و حتی در این عصر اجتماعاتی ست، پس نمی تواند اخلاق و ارزش ها را نادیده انگارد، اگر علاوه بر خدا و معاد، اخلاق و ارزش ها را هم انکار و یا نافرمانی کند، چنین شخصی در اجتماع و زیست عمومی دچار بزِه می شود. زیانکاری هایش بماند!


۳_ این نکته را هم بگویم کسانی که مدتی ست در ایران به تبعیت از برخی "پُست مدرن" های اروپا و آمریکا، ساز "معنویت" را جدا از "دیانت و شریعت" کوک کرده اند، راهی خطا و انحنا، در پیش گرفته اند، زیرا بُن مایه ی انسان، خداگرایی و  جاری بودن در شریعه ی دین و ارزش های ماورایی ست.


۴_ حتی اسم بشر به این دلیل بشر است که "بشارت" درونی دارد. و از آن رو نامش "انسان" است که اُنس با خدا و ارزش ها دارد. اگرچه همین انسان گاه دچار نِسیان هم می شود که هم ریشه است با فراموشی.


درپایان اشاره کنم از نظر علامه طباطبایی آن انسان های متصوّر در پرسش شما جناب جوادی،  "مستضعف فکری" اند و باید کوشید آن ها را به راه آورد. راه خدا، اخلاق و معاد. دامنه. ۲۹ مهر ۱۳۹۷.

 


چهار مرحله سازندگی انسان
به نام خدا. سلام. از نظر امام علی (ع) در نهج البلاغه، هر انسانی با این چهارمرحله می تواند خویشتن را بیشتر بسازد و بر مبنای آن بهتر از دیروز گردد:
۱_ مشارطه
۲_ مراقبه
۳_ محاسبه
۴_ معاتبه


توضیح: مشارطه یعنی با خود شرط کردن و پیمان داخلی بستن. معاتبه یعنی به خود عتاب و خطاب و تشَر زدن و هشدار داخلی دادن و نَهیب درونی برآوردن.


البته گرچه بر ما انسان های عادی، این سازندگی کاری سخت و طاقت فرساست؛ اما فرمولی مقدّس است که امام علی (ع) به بشریت یادآور شده است.
۲۹ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


@
جناب جوادی نسب! اساسا" انبیا برای تغییر خَلق نیامدند بلکه برای تغییر خُلق برانگیخته شدند. خلایق به اخلاق نیاز دارند که به قول دکتر سروش باید به اخلاق خداوند در آیند. این که خلقت انسان با نبوت آدم ابوالبشر (ع) آغاز شده و به حضرت ختمی مرتبت (ص) ختم شده حکمتی لطیف جز مکارم اخلاقِ خلایق ندارد. بنابراین انسان از ریشه ی نبوت برآمده است و محتاج اخلاق چه در انزوا و چه در اجتماع است. جز این باشد، نامش چیزی دیگر است.


بحث ۴۴ : در مورد موفقیت فرزندانتان چه راهکارهایی دارید؟ و یا دوستانی که فرزندان موفقی دارند از چه روشها و راهکارهایی بهره بردند؟
این پرسش جناب حمید عباسیان است که در پیشخوان سنجاق شد.


 

سوسیالیسم و کاپیتالیسم

به نام خدا. سلام. فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز ژاپنی الاصل آمریکا اخیرا" گفته است سوسیالیزم باید بازگردد. او در سال ۱۹۹۲ و اوج اقتدار لیبرالیسم پس از پایان جنگ سرد، در کتابی با عنوان "پایان تاریخ و آخرین بازمانده" مدعی شده بود: آنچه شاهدش خواهیم بود نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک بشریت و جهانی شدن اندیشه لیبرال دموکراسی غربی به عنوان آخرین شکل حکومت بشری است.

 

اما اینک از نظرش عقب نشست و در نهمین کتابش با عنوان "هویت: تقاضا برای شأنیت و سیاست خشم" می گوید: در شرایط فعلی به نظرم می رسد برخی چیزهایی که مارکس گفته، درست از آب در آمده است. مارکس درباره بحران تولید مازاد هشدار داده بود که فقیر شدن کارگران و تقاضای ناکافی را به دنبال خواهد داشت."

 

فوکویاما معتقد است با وجود این، تنها رقیب برای لیبرال دموکراسی، مدل کاپیتالیستی دولتی چین است. "چینی ها آشکارا مدعی اند که این سیستم برتری دارد زیرا آنها می توانند رشد اقتصادی و ثبات را در بلندمدت به گونه ای تضمین کنند که دموکراسی نمی تواند. اگر در طول ۳۰ سال آینده نیز این کشور سرپا بماند، اقتصادشان از آمریکا بزرگتر شود و مردم چین ثروتمندتر بشوند، من خواهم گفت که ادعای آنها بجاست".

 

فوکویاما به لیبرال ها هشدار می دهد که فکر نکنند لیبرال دموکراسی پایان جدید تاریخ است.

 

نکته ام در این پست امروز این است: هیچ گاه دربست نظریه های سیاسی را نپذیریم. حتی نظریه پردازها هم مدتی نمی گذرد که خود از حرف خود، یا بازمی گردند و یا اصلاح و زیر و زبَرش می نمایند.

۳۰ مهر ۱۳۹۷.


@
سلام جناب. یکی بنیانگذاران لیبرالیسم جان لاک است که در قرن ۱۷ شالوده ی این مکتب را بنا نهاد. که من سال ۱۳۷۴ کتابی در باره ی فلسفه سیاسی لاک نوشته بودم. پس، همانطور که جناب سید علی اصغر به شما یادآوری کردند، چنین برداشت از متن من، خطا بوده که من بخواهم فوکویامای قرن بیستم و بیست و یکم را واضع آن بپندارم. در زیر عکس کتابم را ارسال می کنم:

 

کتاب «فلسفۀ سیاسی جان لاک»

نوشتۀ من در دهۀ هفتاد.

 

پاسخ به بحث ۴۴ مدرسۀ فکرت
به نام خدا. سلام. از داداش حمید بابت طرح این پرسش ممنون هستم. اما بعد؛ دیدگاه و تجربه ی مان این است و نمی دانم آیا از نظر جناب حمید عباسیان راهکار تلقی می شود یا نه.


۱_ اساسا" برای آینده ی فرزندان، دست کم چهار چشم انداز برای هر پدر و مادری وجود دارد: سالم ماندن، داناشدن، شغل درآمدزا، ازدواج.


۲_ برای این دورنما، چندین شیوه وجود دارد که والدین باید آن را برای فرزندان عملی کنند. مانند: تغذیه عالمانه، گردشگری ها و مسافرت های فراوان، آموزش زبان های جهانی، همباشی با آنان، دمیدن مزّه ی مطالعه و کتابخوانی و نوشتن، گذشت و فداکاری، دقت و نظارت مدبرانه در انتخاب دوست، کنترل عاطفی روابط بیرونی، پل شدن میان فرزند و مدرسه، انتقال دینداری و معنویت، و از همه مهمتر ایجاد دوستی عمیق با فرزند به طوری که رفیق و انیس هم شوند و برای دوری و ملاقات هم بی تاب باشند. به عبارتی برقراری نوعی عشق جوششی و بی قید.


۳_ این به دست نمی آید مگر آن که مادر و پدر قناعت پیشه شوند و برای فرزندان اقتصاد و پس انداز بورزند. به قول کنفوسیوس ما امانتدار آیندگانیم نه میراثخوار گذشتگان.


۴_ از نظر من، مدیرکل آموزش و تربیت در خانه، باید مادر باشد و باید مقام مادر در خانه نزد فرزندان مقدس باقیبماند. 30 مهر 1397. دامنه.
 


سخنرانی امام علی (ع)
به نام خدا. سلام. سخنرانی آن حضرت در مسجد کوفه در خطبه ی ۲۰۱ نهج البلاغه آمده است که من در این پست، سه محور تأکیدی آن سخنرانی و یک نکته ام را بیان می کنم:


۱_ در "راه راست" از کمیِ روَندگان نباید هراسید.


۲_ اکثریت بر گِرد سُفره ای جمع اند! که سیری آن کوتاه است اما گرسنگی آن طولانی.


۳_ همه ی مردم در خشنودی/ خشم،  شریک اند. مثال زدند قوم ثمود را. که یک نفر شتر حضرت صالح (ع) را "پی" کرد، (یعنی دست و پای آن را بُرید) اما عذاب، همه ی قوم را گرفت.


نکته: هشدارهای امام علی (ع) محدود به زمان خاص نیست، امروزه نیز ما در مَعرض آزمون های داخلی و نیز مواجه با رفتارهای هیتلرمآبانه ی خارجی توسط ترامپ هستیم. رستگاری و سربلندی آن است در برابر چنین موانعی، مردمانی مقاوم و تسلیم ناپذیر باشیم. تا فردوسی های زمان، حکایات ما را با افتخار و غرور، حماسه سُرایی کنند. همیشه صلح در اسلام، اصل بوده است؛ حتی نوید اسلام "صلح جهانی" ست؛ ولی اگر ملتی مورد هجوم، تحریم و خشمِ دشمن واقع شد، حق مقاومت، عزت آفرینی و پایبندی به آرمان و اخلاق دفاعی برای آن محفوظ است.
۱ آبان ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

بحث ۴۵ : "نظرتان در مورد نماز و روزه استیجاری چیست؟ آیا تاثیری دارد؟"

این پرسش جناب محمد عبدی ست که عینا" درج و سنجاق شد.

 


مؤلّفه های امنیت ملی

به نام خدا. سلام. امنیت ملی در یک تعریف، به منزله ی "قدرتِ به حداقل رسانیدنِ هر نوع تهدید به منافع ملی، تمامیت ارضی و استقلال کشورها" است.

بنابراین؛ امنیت ملی دارای مؤلّفه های متعدّد فرهنگی، نظامی، اجتماعی، سیاسی، هویتی، دینی و... است.

۲ آبان ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

@
سلام من هم به شما جناب

ضمن تشکر و ابراز خوشحالی از سؤال انتقادی شما؛ ۱_ من صرفا" به گذشته نمی پردازم. متن هایم بر مدعایم گواهی می دهند . ۲_ گذشته البته، چراغ است و باید از آن آموخت. ۳_ سخنان پیامبران، امامان، قرآن، حکیمان، دانشمندان و صالحان برای همه زمان هاست و در گذشته حبس نیست. ۴_ گذشته یعنی تاریخ، و تاریخ خوراک و عبرت بشریت است. چنانچه ما هم به قول کنفوسیوس "امانتدار آیندگان" هستیم.

با احترام و آرزوی بهروزی برای شما
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


بحث ۴۶ : این پرسش جناب مهدی عرب خزایلی ست که عینا" درج و سنجاق شد.

"بشر با تمام اطلاعات امروز در حالی که تمامی امکانات امروز از او گرفته شود چگونه به بقا ادامه خواهد داد؟ چگونه احتیاجات جسمانی و روحانی خود را مرتفع می کند؟ چه تصمیمی خواهد گرفت و دنیا به چه سمتی خواهد رفت؟"

 

پاسخ به بحث ۴۶ مدرسه فکرت
به نام خدا. سلام. جناب خزائلی! پرسش شما سه بند دارد پاسخم به آن سه بند این است:


به بند یک: انسان موجودی اُعجوبه است. به تعبیر عُرفا انسان، "جهانِ کبیر" است، و جهان، "انسانِ صغیر". پس چنین مخلوقی، در هر شرایطی راه خود را باز می کند. گرچه در فرض سؤال شما، اگر چنین رویدادی رخ دهد، خسارت وحشتناکی ست.


به بند دو: همیشه باید با تکیه بر سنت، نو شد. نمی توان حاجت به تجدّد و نوگرایی داشت ولی سنت ها را لِه و لورده ساخت. نون سنگگ هنوز در نبرد با نون باگت، جان تازه می کند. چون بشر آن را با همه ی قدیمی بودنش به ولع می خواهد و می بلعد.


به بند سه: دیالکتیک. یعنی سمت و سو را تضادها و شکاف ها تعیین می کند.

 

 

@
سلام جناب دکتر عارف زاده. ۱_ در جایی از یک متن روانکاوانه خوانده بودم، دروغ در حافظه بایگانی نمی شود. حافظه آن را پس می زند. ۲_ ریشه ی دروغ متکثر است ولی یک علت اصلی بکارگیری دروغ، ضعف شخصیتی فرد دروغگوست که خیال می کند از این طریق، مهم و بااطلاع و دارای اخبار تازه! جلوه می کند. همین او را تحریک می کند به گزافه گویی و نشر و نشت خبر کذب و بَزک شده.

 

@
اضاف کنم که چنانچه خود نیک می دانید دایره ی عبادت بسیاروسیع است و نردبان انسان می شود. از جمله ی عبادت ها عبارت اند از:
انواع راز و نیازها
خدمت به خلق
دستگیری نیازمند
مددرسانی به جامعه
تدریس

کار و کوشش
مذاکرات علمی و مطالعه
درنگ در خود
اطاعت از بزرگان
دوستی اهل بیت (ع)
طبابت
مدیریت جامعه
محبت به مردم
و از همه ضروری تر انفاق به تهیدستان.

 


از سؤال کوچک به سؤال بزرگ


به نام خدا. سلام. این روزها مشغول خواندن کتابی جذّابم با عنوان "گذرنامه روح من". در دو جا حس کردم تا آن را تحلیل کنم و به اشتراک بگذارم. یک جا از نامه ی لئو تولستوی به یک هندو، که یک روزی خواهم نوشت و یک جا هم در صفحه ی ۶۲ کتاب؛ همین که در زیر می نویسم:


شما حتما" می دانید از شیوه های سقراط یکی این بود که از سؤال کوچک، به سوی سؤال بزرگ می رفت. یک مثال می آورم تا بحث را روشن کنم.


روزی سقراط از مردم آتن خواست تا آدم های دانا و خیلی باهوش را برای حکومت انتخاب کنند. از این رو، به این سو و آن سوی شهر می گشت و از جمع مردم می پرسید: "اگر بخواهم کفشی را تعمیر کنم، باید چه کسی را به این کار بگمارم؟"
جوانان هوشمند پاسخ دادند: کفّاش را ای سقراط.


سقراط پس از مطرح کردن چندین سؤال، سرانجام می پرسید: "کشتی دولت را چه کسی باید تعمیر کند؟"


نکته : سقراط با این روش، روشنگری می کرد و مردم را به سرِ عقل می آوُرد. قدرت همیشه از دانایی مردم توسط هوشمندان، واهمه دارد. پس به شیوه ی سقراط باید راه جست. شایعه ها، بافتن ها، دروغ ها و تهمت ها کار سُست دغَل بازان است. اما شیوه ی سؤالِ رسای سقراطی، کار درستکاران. 
۳ آبان ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


سلام جناب آزاد
از توجه ی شما به مباحث ممنونم. درضمن موضوعی که اشاره کردی، به گالیله راجع است. البته سقراط که یکتاپرست بود را هم محاکمه کردند و زهر شوکران نوشاندند. چون مردم را آگاه می کرد. به قول فرانسیس بیکن: دانایی، توانایی است. و به قول شاعر ایران:

توانا بود هر که دانا بود.


بحث ۴۷ : اخیرا" رهبری اشاره کرد به این که "مسئولان جز در موارد نظامی، امنیتی و اموری که با دشمن مقابله داریم، باید شفاف باشند و هیچ رازی را از مردم پنهان نکنند."
(کد خبر: 97073016790_ ایسنا: ۳۰ مهر ۱۳۹۷)


پرسشم از مدرسه ی فکرت این است شما چه رازهای پنهان شده ای از کشور و جامعه سراغ داشته و دارید که این مسئولان نباید آن را از مردم پنهان نگه می داشته و یا بدارند؟
 


از بوعلی دست کم این یکی را بیاموزیم


به نام خدا. سلام. همه ی ما حکیم ابوعلی سینا را به تُندذهنی و نابغه ی دوران می شناسیم. با آن که در علوم، سرآمد و برجسته ی روزگار بود، اما در الهیّات شیوه اش، علاوه بر تفکر، تضرّع و زاری و حتی گریه و حاجت به درگاه خداوند بود. حتی برای مسأله ای، چهل بار مرور کرد تا بر او کشف شد. خواستم بگویم، در این گونه امور که زوایای پیچیده و گوناگون دارد، با اندک بضاعتی که داریم، سعی نکینم زود مأیوس و یا خدای ناکرده مُنکر و ناباور شویم. وقتی بوعلی چنین بود، دیگه تکلیف ما روشن! است. بوعلی خود از خود، چنین حکایت می کند:


«من از طبیعیات و ریاضیات و طب، جز اندکی نزد استاد نخواندم، و در مدت ‌‎ ‌‏کوتاهی بدون سختی خود مسائل آن را حل کرده و بر حلّ آن بدون مشکلی پیروز ‏گشتم. امّا در الهیات، از آن چیزی نفهمیدم مگر پس از ریاضتها و توسّل به مبدأ حاجات و تضرع و درخواست باطنی به برآورندۀ  درخواستها. حتی یک مسئله آن ‌‏را چهل بار مرور و مراجعه کردم و از آن چیزی نفهمیدم تا اینکه از حلّ مسائل این ‌‏علم ناامید شدم. تا اینکه با رجوع به مبدأ کل و گریه و زاری به درگاه خداوند ‌‎ ‌‏متعال (که همه چیز به دست اوست) مسائل آن برای من کشف شد.»


امام خمینی نیز در کتاب مصباح الهدایه این سخن ابن سینا را نقل کرده اند.
۴ آبان ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

پاسخ بحث ۴۷
به عنوان یک پژوهشگر که می خواهم روی این موارد کار کنم، در انتظار این هستم دست کم ۴ راز زیر، از نهان به آشکار برسد:

 

۱_ هر سه نفر ارتشی در زمان شاه یک نفر به شاخه ی نظامی حزب توده وصل بود، این افراد کیا بودند؟

۲_ پرونده های انجمن حجتیه که در ساواک بود، کجا رفت؟

۳_ آن اتوبوس که به ارمنستان می رفت و فرج سرکوهی گوشه اش را گفت، مابقی را علی فلاحیان بگوید.

۴_ قضایای دراویش خصوصا" تخریب مکان شان در قم گفته شود.

فعلا" همین!

 

@

اما امام علی (ع) می فرماید:
اِغتَنِمُوا الفُرَص فَاِنَّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب
فرصت ها را غنیمت بشمرید؛ چون مانند باد در گذر است.

 

@
حبیب برای "قو" عالی خواند. دارمش...
قو در عشق، پایدار است و وفادار.


@
سلام جناب جوادی نسب!
فیلسوفی در غرب است که اخیرا" به ایران آمده است. من بحث هایش را پیگر بودم. سخن مهمی گفته بود بدین مضمون. همه خداپرست اند. برخی با هست ها خدا را می پرستند و برخی با نیست ها. از طریق نیست ها بازهم خداجویی می کنند. بگذرم.

 

 

یک خاطره از پدرم

 

حمید عباسیان: اتا خاطره از شیخ عمو خدا بیامرز بایرم ، اتا سال محرم تاسوعا شو بادله جه دسته بیاردبینه دارکلا مسجد ، شیخ عمو همین در روبرو نیشبیه بادله ی ها همه شروع هاکاردنه شیخ عمو ره کش دیتنه فکر هاردنه وه آقا دارکلایی هسه کش گیری تموم بیه شیخ عمو وشون بایته شما آقا دارکلایی ره کش دیرین ، بادله ای ها بایتنه ته آقا دار کلایی نی شیخ عمو بایته نا ، اونا دواره بوردنه آقا دارکلایی ره اتا اتا کش دیتنه. روحش شاد.

 

دامنه: ممنونم. خدا پدرت دایی حاجی را رحمت کناد.

 


دهخدا و پِهن اسب ها
به نام خدا. سلام. این قضیه را خیلی خلاصه می نویسم: مرحوم علی اکبر دهخدا کار بسیاربزرگی کرد. باید لغتنامه اش را به چاپ رسانَد. اما پولی ندارد. موضوع حتی در هیأت وزیران و بالاتر طرح می شود.


روزی وزیر دارایی به دیدن دهخدا می رود. وزیر می گوید: هیأت وزیران از من خواسته است بیایم و ببینم شما چه می کنید. دهخدا تعجب می کند و می گوید: مشغول کارِ لغت هستم و طالب کار دیگری نیستم و تنها آرزویم این است این کتاب چاپ شود.


وزیر دارایی می رود و دهخدا بعدها می شنوَد که دولت باید بودجه ای مشخص می کرد تا لغتنامه چاپ گردد. اما هرچه گذشت، هیچ پولی اختصاص نیافت. تا آن که سرتیپ حبیب الله خان _از صاحب مَنصبان لشکری_ دنبال کار دهخدا را می گیرد و پیشنهادش را مطرح می کند. سرتیپ گفت:


"قربان! از محلِ فروش پِهنِ اسبان قشون، می توانیم بودجه ی این کار (=چاپ لغتنامه دهخدا) را تهیه کنیم."


به قول یک نویسنده، نزدیک بود اسب ها قهرمانان ملی ما شوند!

رجوع شود به ص ۸۰ کتاب "گذرنامه روح من"
۵ آبان ۱۳۹۷. ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۷/۰۸
  • ۱۷۶ نمایش
  • دامنه |

مدرسه فکرت

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی