عزاداری در صحن شرقی اتابکی حرم حضرت معصومه س
حضور همهی صنوف و آحاد ملت متدین درین حرکت انقلابی
قم. خیابان شهدا. روبروی مدرسهی امیرالمؤمنین علیهالسلام
...
حضور انبوه زنان مؤمن و غیور در میدان شهدای قم
یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ حرم حضرت معصومه س . عکاس: دامنه
به قلم دامنه: به نام خدا. سلام امروز یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ در سالروز رحلت جانگداز حضرت پیامبر اکرم ص و شهادت حضرت امام حسن مجتبی ع ، به حرم حضرت معصومه س رفته، پس از زیارت حرم ملکوتی کریمهی اهل بیت ع و درنگ در عزاداری این روز جانسوز در صحن شرقی اتابکی، راهی راهپیمایی انبوه مردم دردمند علیهی آشوب و حامیان آشوب شدم که برایم در حکم اهمیت راهپیماییهای اوائل انقلاب را داشت که شرکت در آن هم تولّی بود و هم تبرّی. خداوند از کاری خشنود است که به گسترش عدالت و رعایت احکام شریعت و رضایت ملت بینجامد. هیچ چیز برای بنده دردناکتر از آن نبود که جلوِ چشم نظام و انقلاب، آشوبگران چادر از سرِ یک زن باحجاب برداشتند و به زور سر آن انسان شرافتمند را در انظار عمومی برهنه ساختند. حقیقتا" کاری کریه و رفتاری شنیع مرتکب شدند. مهربانی و خدمت انقلاب به مردم یک اصل بدیهی و دینیست، اما اُبّهت و اقتدار و قاطعبت علیهی شرارتافکنان هم، اصلی جداییناپذیر و منطقی و قطعیست. این دو شیوهی کشورداری اگر متوازن نباشد آشوبگران در هر فرصت دگری که بیابند، جریتر و جریحهدارتر خیابانها و حریم عمومی ملت را اشغال میکنند و امنیت و آسایش را خدشهدار.
تلویزیون ایران عبرت بیاموزد و معذرت بخواهد و تنبیه شود که چرا اینهمه به هرزهها (برخی از هنرپیشهنماهای پولپرست) در شبکههای خود میدان داده بود و میلیاردها پول در حلقومشان ریخت که حالا دُم درآوردند و خیال میکنند پشیزی میارزند که آشوب را دامن زدند و از کشور گریختند. ملت متدین و ریشهدار ازیندست کارهای سبُک و اَشرافی و خلاف آرمان انقلاب سازمان سیما حقیتا" ناراضیست و آنجا را لانهی این هرزهها کرده بود. آیا سیما باز هم بدین خفّت و حراج بیتالمال ادامه خواهد داد؟! خدا اعلم است. چند عکس هم ازین حرکت انقلابی امروز مردم در قم انداختم که در بالا گذاشتهام.
به قلم دامنه: نامهای به یک دوست دیرین و پاسخ آن: به نام خدا. جناب آسیدمهدی حسینی دوست گرامی با عرض سلام و احترام. خواستم انجاموظیفهای کرده باشم که بر گردنم مانده؛ یعنی یک قدردانی صمیمانه از اقدام سترگ شما؛ روشناییبخشی جادهی دارابکلا. از آنجا که آمدوشدم به محل پس از درگذشت والدینم بهندرت دست میدهد، کارِ راهبردی و زیرساختی جنابعالی را درصحنه مشاهده نکردم. بنده در صحن محترم هیئت رزمندگان دارابکلا متن نوشتار شما را دیده و خواندهام که در آن از آنانی که در پیشبرد اقدام شایستهی شما مشارکت جُسته و نیز از افرادی که ازین فکر زیبای شما استقبال نموده و محضرتان تبریک روانه داشته، تشکر و سپاس به عمل آوردهاید. کارِ ماندگار، در هر روزگار کتمانپذیر نیست؛ آثارش را با خود حمل میکند و نتایجش را باقی میگذارد. لذاست که مفهوم باقیات صالحات (با اثرات تردیدناپذیر دنیوی و اُخروی) در دین تمجید و تکریم شده است.
روشنایی جادهی دارابکلا در شهریور ۱۴۰۱
توسط جناب سیدمهدی حسینی بابت ثلث اموال
پدرش مرحوم حاج میرهادی حسینی
پدرتان مرحوم حاج سیدمیرهادی حسینی نه فقط برای خاندانتان اسوه و نمونه و نماد انسانی مهربان و متدیّن بوده، که نزد ما هم انسانی بهتماممعنا کمالیافته، مذهبی، اهل مناسک دینی، پایبند به اخلاق الهی، آرام، به قول خودمانی: بیآزار و در یککلمه مؤمنی دوستدار اهل بیت ع و پیکرهی دیانت بوده و با این صفات درخشان در شاکلهی شخصیتیاش، از کار و کوشش فراوان در باغ و زمین و دشت و دمَن دست نمیشسته. نوری که جنابعالی بر جاده تاباندید، بیدرنگ بر روح ایشان درخشش خواهد افکند. حشرش با خاندان عصمت -علیهم السلام- که خود از سادات نجیب بود و همنسل این سلسله. با آروزی سلامتی روزافزون برای آن دوست دیرین و اعضای خاندان محترمتان، مخصوصا" به عموزادهی عزیزمان یعنی مادر گرانقدرتان. والسلام. با ارادت: ابراهیم طالبی دارابی دامنه
پیوست: انتشار نامهام به جنابعالی در هر جایی که خود تشخیص دادهای، هیچ منعی ندارد.
پاسخ جناب آقای سیدمهدی حسینی: سپاس دوست گرامى آقا ابراهیم. از مهرورزى شما نسبت به پدرم و لطف شما نسبت به خودم منت دار شما هستم. با تائید خردمندانى چون جنابعالى، در آینده اى نه چندان دور فرهنگ نوین خرجکردِ ثلث نهادینه خواهد شد و شاهد عمران و آبادانى بیشتر دیارمان خواهیم بود. ولى به نظرم گام کوچکى بود براى ایمنى تردد وسائط نقلیه تا شاهد حوادث دلخراش نباشیم. به قولى "ران ملخى بود در پیشگاه سلیمان". یا به قول شیخ اجل "گر بانگ بر امد که سرى در قدمى رفت ؛ بسیار مگوئید که بسیار نباشد"
عزاداری عاشورا در نیزار قم
( ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ )
عزاداری عاشورا ( ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ) در منطقه نیزار قم
شامل روستاهای ساریهخاتون، حسینآباد، حسنآباد، دولتآباد
گلستانه و فریدونآباد که با دستهی عزا به امامزاده ساریهخاتون میپیوندند
یک نماد از یک زائر در آستانهی تشرف به زیارت حرم رضوی
...
عکس اول: مشهد مقدس. ۳ خرداد ۱۴۰۱ ، صحن جامع رضوی
از راست: سید علیاصغر شفیعی دارابی. حسن آهنگر دارابی
حاج احمد آهنگر. دامنه. حاج سید رسول هاشمی. جعفر رجبی
عکس از جلیل قربانی
نمونهدستنوشتهی جلیل قربانی
قضیهی نان و طنز عمران صلاحی
یادداشتهای روزانهام در دههی ۷۰ و ۸۰
...
پنجشنبه: ۲۵ فروردین ۱۴۰۱ ساعت سه و سی و نُه دقیقهی عصر، من و قم و نون بربری (چیدم توی صندوق عقب > > در عکس) که چند روز پیش قبل را ماه مبارک رمضان، به درِ بسته خورده و حسابی هم بور (=ناکام) شده! و با قُوتِ لایَموت، سر کرده بودم! حقا که افطار با این نون خوشپخت و لیقوان و آقوز و چای بهارچینِ لاهیجان، واقعاً مزّه دارد و سدّ جوع میکند.
...
...
به قلم دامنه: به نام خدا. سلام. حجتالاسلام شیخ اسماعیل افشارزاده روحانی مبلغی که رمضان امسال -فروردین ۱۴۰۱- به همراه خانواده در روستای قتلیش از توابع بخش گرمخان شهرستان بجنورد حاضر شد. وقتی روحانی -که طبیب روح مردم باید باشد- اینگونه به قلب جامعه میرود لاجرَم در قلب هم میمانَد. بارها گفتهام طبق آیهی نفر قرآن، طلبه پس ار کسب علم و دانش دینی در حوزهی علمیه، به فرمان خدای باریتعالی باید به دل جامعه برود و روشنگری کند. ماندن اینهمه روحانی در قم و مشهد، حقیقتاً وافی به مقصود نیست. باید پس از مدتی درسخواندن و تهذیب نفس به جامعهی ناس برگشت و با اُنس ملت، دین را معرفی و تبلیغ کرد. سلام بر هر روحانییی که میان مردم میرود و با مردم میمانَد و به مردم هم میمانَد. خدا عمر دهاد به جناب شیخ اسماعیل افشارزاده و انشاءالله باقی بماند بر همین منهج.
تکیهپیش دارابکلا. بهار ۱۴۰۱، عکاس: جناب یک دوست
سردرگاه امامزاده جعفر روستای دارابکلا
از چپ: شهید حسن طهرانیمقدم، شهید احمد کاظمی
سردار محمدحسین باقری افشردی، سردار امیرعلی حاجیزاده
شرحی بر چهار چهرهی والای بالا
یاد آن روزهای دههی ۶۰ به خیر که ما بسیجیها به سپاهیها «برادر» صدا میکردیم، نه «سردار». هیچ مفهومی در فضای سپاهی، جای واژهی برادر را نمیگیرد. با دو چهره ازین چهار چهرهی بزرگ سپاهی، روزی و روزگاری دیدارها برقرار بود، اما دو دیگر توفیق دیدن بر من نبود. یادِ دو تن به خیر و یاد دو تن دیگر به خاطر. بازنشر عکس سایت دامنه.
زندهیاد یوسف ما در هفدهمین سالگرد فراقش ز ما
تکیهپیش دارابکلا هنگام نماشونسَرا
به چهار سنگ خیره شدم اما
مُرسمراه. عکاس: جناب یک دوست
تِلای دارابکلا