شغال: به زبان محلی ما: شال
شهید علیرضا عارفزاده
مرحوم اصغر آهنگر (حاج محمود مهدی)
مرحوم سیداحمد شفیعی (سیدمیرمیر علی)
سیدهاشم حسینی، شهید عارفزاده، مرحوم ناصر دباغیان
دبستان دولتی دارابکلا. سال ۱۳۶۱، کلاس ۵ ، بعد از امتحان نهایی
جناب دکتر اسماعیل عارفزاده ببداهه متن زیر را
در وصف برادر شهیدش علیرضا عارفزاده نگاشت:
چون خیالی گذشتی، چون خاطره ای ماندی
چون نسیم در وجودم، چون توفان در تار و پودم
رفتی و نرفتی از خیالم، تا بودی بودم، تا هستم هستی
جایی نرفتم بی تو، خوابم بی تو خیال است و خیالم بی تو در خواب
دارابکلا در اردیبهشت ۱۴۰۰
همان زاویه: دارابکلا در مرداد ۱۴۰۰
عکاس: جناب یک دوست
دو عکس در فصل پاییز و زمستان
باشد در نیمهی آبان و دی انشاءالله
جناسم. اوایل مرداد ۱۴۰۰ و تاسوعا. اوسا ۲۸ مرداد ۱۴۰۰
پیچ قبسنیبِن. تشکر از جناب یک دوست
این دو عکس: بالا و پایین از تصاویر دریافتی دامنه
عزاداری محرم. مرداد ۱۴۰۰ حیاط بالاتکیهی دارابکلا
به علت رعایت فاصلهگذاری در مقابله با ویروس کرونا
...
میدان «روحالله» قم
به نام خدا. سلام. شکر خدای مهربان را که امروز (۱۰ مرداد ۱۴۰۰) واکسن ایرانی «برکت» را در مرکز شمارهی ۱ «میدان روحالله» قم واقع در دانشکدهی بهداشت دریافت کردم، و انشاءالله (۸ شهریور ۱۴۰۰) نوبت دومم را. درود میفرستم بر دانشمندان ایران و جهان و آرزو میکنم جهان و ایران بر این ویروس چیره شوند و مردم با ارجنهادن به علم، دانش پزشکی را راهحل پیشگیری و درمان بدانند و همچنان با عمل و احترام به مقررات ستاد سلامت و فاصلهگذاری در ریشهکنی و عدم شیوع آن به کشور و ملت مدد برسانند.
شکر خدا دُز دوم را نیز صبح امروز (۸ شهریور ۱۴۰۰) در همین مرکز دریافت کردم. با تشکر از همهی کسانی که درین پروژهی ملی ملت را یاری میرسانند.
زیک: سینهسرخ
قضیهی اول مرغ بود یا تخممرغ؟!
اگر قحطی آب و نان آمد...
تو اما نگذار قحطی انسانیت نیز بیاید.
عرفان نظرآهاری
سدّ رودخانهی حمومپیش دارابکلا. تیر ۱۴۰۰. عکاس: جناب یک دوست
گَل که نمیگیرند؛ گوشت هم گرانه! پس چی میخوره این بامشی
لابد بامشی هم ریاضت اقتصادی میکشه
به کیلویی چهل تومن داری میرسی ای دونه!
پیادهروی زنان ویشته از مردانه؛ اَنده خاش جان رِه دوست دارنه
نمای یال جنوب غربی دارابکلا در فصل داغ گندمدرو
برگزاری نماز مغرب در مسجد الحرام
با رعایت فاصلهگذاری اجتماعی
بر اثر تشدید مرگ ناشی از ویروس کرونا
جمعآوری درب بطری و فروش آن
ابتکار شهرداری بابل جهت خرید ویلچر نیازمندان
کلاس دانشآموزان در فضای باز توسط خانم «کلثوم فقیری»
معلم ابتدایی چهارچنار شهر سرخنکلاتهی گرگان در ایام کرونا
( درگذشت: ۸ / ۲ / ۱۴۰۰ )
تدفین حجتالاسلام شیخ اسماعیل دارابیفر (بابویه دارابی) در مزار دارابکلا
به نام خدا. سلام و تسلیت. باز نیز خبر درگذشت یک روحانی دیگر از دارابکلا جناب حجتالاسلام شیخ اسماعیل دارابیفر (بابویه دارابی) بستگان آن مرحوم را مصیبتزده و داغدار و مردم و آشنایان را متأسف کرد. ضمن همدردی با بازماندگان نسبی و سببی ایشان، و آرزوی سلامتی و صبوری و بردباری برای آنان در غم فقدان آن طلبهی محترم علوم دینیه، از خدا برای روح آن مرحوم و والدین و اخویاش معلم بااخلاق مرحوم حسن بابویه، طلب مغفرت و رحمت میکنم. ایشان در دفتر آیتالله سید محمد شاهرودی مشغول بودند و سالها در حوزه به تحقیق و پژوهش میپرداختند. والسلام.
۸ / ۲ / ۱۴۰۰ . ابراهیم طالبی دارابی دامنه
۸ پلان با حجتالاسلام صادقالوعد
شنبه ۲۸ / ۱ / ۱۴۰۰
نوشتهی ابراهیم طالبی دارابی دامنه
به نام خدا. با سلام و احترام به همگان
پلان یکم. سال ۱۳۵۷، دارابکلا: تظاهرات شبانهی محرم آن سال علیهی شاه از بالاتکیه به سمت پایینتکیه، با اعزام خشمگینانهی سربازان تفنگبهدستِ پاسگاه ژاندارمری محل در برابر ما (انقلابیون در تظاهرات) میرفت که به شلیک خشم گلوله بینجامد، اما یک مردِ راسخ در اَمام ما (=جلودارانه) نتَرس و چون کوهِ استوار، در برابرشان ایستاد و واهمهی سهمگینِ گلنگدنکشیدن تفنگشان را از دل ما زدود و آتش را بر جان ما گلستان ساخت، او همین روحانی مبارز بود؛ شیخ اسماعیل دارابکلایی که صداش میکردیم حاجآقا صادقالوعد.
پلان دوم. سال ۱۳۵۸، جاده سرده میان مُرسم و اوسا: وقتی یک روحانی، با احوالی مُصفّا در جمع انقلابیون باشد، آن جمع، به شمع او روشن است. او آن سال شمع جمع ما بود؛ آنقدر صمیمی و ایدهپرداز که حتی جمع را در شنا و آبتنی رودخانهی سرده همراهی میکرد و تن به آب سرد سرده میزد؛ یادم هست وسط آب با صدای گیرایش -که بَم بود و غرّا- گفت: به! به! عجب آب خُنُکی. و این در آن زمان، نشان از صفای او میداد که خود را تافتهی جدابافته نمیدانست. میان ما بود؛ اَمام و اِمام آن آنات ما.
پلان سوم. سال ۱۳۵۹، دارابکلا: برای ما آن سال کتاب و کتابخانه از غذای جسممان لذیذتر مینمود و این ایشان بود و شاید مدد هملباسان دیگرش، که برای محل در زیر بالاخانهی کِلاکبر رجبی کتابخانهی امانی ساخت و محل را به صدها جلد کتاب در قفسهها آذین کرد و بر کام تشنگان دانایی جرعههای علم و معرفت ریخت. من خود دهها جلد کتاب سبک و آسان و کمکم سنگین و مهم آن را به امانت میبرده، میخواندم و همان کتابخانهی امانی، ما را در برابر جهل و نادانی ایمن نمود.
بیمارستان امام ساری
تاسوعا. اوسا. ( ۸ مهر ۱۳۹۶ )
پس از غسل ( ۲۹ / ۱ / ۱۴۰۰ )
یکشنبه ( ۲۹ / ۱ / ۱۴۰۰ ) مزار روستای دارابکلا
جوار قبر پدرش مرحوم آیتالله دارابکلایی
مراسم تدفین حاج شیخ اسماعیل دارابکلایی (حاجآقا صادقالوعد)
پلان چهارم. سال ۱۳۶۰، دارابکلا: پای منبرش، پای ما پلَندر نمیگرفت؛ یعنی کزکز نمیکرد از بس گیرا سخن میراند. صدایش نه بر گوش، که بر جان طنین داشت. خطبهی منبرش که شروع میشد شنونده مجذوب لحن جذابش میشد و وقتی زبان را با «رَب اشرَح لی صَدری ویسِّر لی امری واحلُل عُقدة مِن لِسانی یَفقهوا قَولی» قرآن، آغشته میکرد شدت شیوایی آن، آدم را بر کف تکیه میخکوب میکرد. بر ما علاوه بر منبر، در بالای کتابخانه -که بعدها به سردرگاه مسجد جامع انتقال یافت- ایدئولوژی و عقاید میگفت و کلاسش ما را به خداشناسی بیشتر و جهانبینی اسلامیِ ژرفتر پیش میبُرد.
پلان پنجم. سال ۱۳۷۱، تهران: خوابگاه دانشجویی خیابان طالقانی دانشگاه تهران زندگی دانشجوییام را طی میکردم. هماتاقی من، پیشتر در دانشگاه شهید بهشتی تحصیل میکرد، معمولاً بهندرت خودم را معرفی میکردم، اما وقتی روزی فهمید من یک دارابکلایی هستم، داشت پَر در میآوُرد. متعجب شدم. نگو که او شاگرد مرحوم صادقالوعد در آن دانشگاه بود. تازه فهمیدم که او، وی را استادی توانمند میداند و با اشتیاق بر من آشکار ساخت که زوایای عظیم سورهی حج را به احسَن وجه به رویش گشود. جزوهی درسیاش را پیشم باز و قطعاتی از آن را چونان قطرات باران بر سرم باراند.
پلان ششم. سال ۱۳۷۷، قم. منزلش: دوستانم از محل به قم آمده بودند، روزی به اتفاق هم، برای دیدار روحانیون محل، به منزل آنان رفته بودیم که توفیق شده بود آنانی که عصر آن روز در منزلشان حضور داشتند، دیدار کنیم. مرحوم صادقالوعد با رویی گشاده، در بر ما گشود و در آن نشست چه هم گرم و مهربان بر ما جلوه نمود و از گشایش نکات عالمانه هم، دریغ نداشت. یاد زندهیاد یوسف بهخیر که آن روز، جمع را خندان و بشّاش نگاه میداشت و نشاط و شادابی به ما میبخشید.
پلان هفتم. سال ۱۳۸۵، قم. منزلم: سراسر آن سال مرحوم پدرم چند باری به قم آمده بود. باری دچار کسالت شدید شده بود. آقای صادقالوعد به عیادت تشریف آورد. آن روز به چشمم دیدم آنان چقدر به هم عُلقه دارند و چقدر حرفهای صمیمی به هم رد و بدل میکنند. تازه فهمیده بودم پدرم وی را تا چه حد حرمت مینهَد و حتی عمیق دوستش میدارد. محبت بارز ایشان بر پدرم وقتی بر من مُحرز شده بود، دیگر وجوبِ احترامش را بر من صدچندان ساخته و چه موجی در دلم انداخته بود.
پلان هشتم. سال ۱۴۰۰، ساری. قم: خبر بُهتانگیز مبتلاشدن ایشان به این بیماری ناشناختهی دنیای آلودهی نوین و مدرن! سخت مرا فسُرد. این کمترین، سعی نمود تا میتواند بر شفایش دست نیاز به آسمان برَد. و بردم. چه میشود کرد وقتی علم هنوز در برابر بیماریهای نوپدید عجز دارد و انسانها را زودتر از موعد، از اُقربایش میرُباید. شنیدن رحلت این روحانی -که آیتاللهزادهای منزّه و مدرّس بود- در آغازین روز چهارم رمضان بر من گران آمد. بر فراق غمناکش گریستم و ۲۸ / ۱ / ۱۴۰۰ روزی به نام او در محل درج شد. تسلیت بر محل، خانواده، خاندان، خویشاوندان. اخص بر خانم فهیم و دختران معززشان. والسلام.
عکاس: جناب یک دوست
( ۸ / ۱ / ۱۴۰۰ )
حمیدرضا و امیرطاها
بِشمارسمِه: بیستوهشت تا سِخ. بِف
آقامدرسه و سمت دریای روستای دارابکلا
یک صحنه از غروب آفتاب در دو نمای ناب
مسیر راهآهن تهران به مازندران در سه فصل
مزار شهید مدرس در کاشمر خراسان رضوی
عکس تست روانشناسی: لانه. پرندهها. چهره
بسته به این دارد چه کسی کدام را زودتر ببیند که شخصیت عاطفی
آن فرد مشخص میشود. مثلاً (طبق منبع فوف) اگر کسی ابتدا چهره را
درین عکس ببیند یعنی: «از اعماق وجود خود میداند که فردی با ارزشه»
البته اگر علم روانشناسی این تست را تأیید کرده باشد. من بیخبرم
نقشهی صحنهای حرم امام رضا (ع)
شغال: به زبان محلی ما: شال
از زغالانبار دارابکلا تا قلهی دماوند
تکیهپیش دارابکلا. سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۹.
از تیتی تا شکوفه و نوج. بهمن ۱۳۹۹. تشکر وافر جناب یک دوست
منظرههای یک روز برفی دارابکلا. بهمن ۱۳۹۹. اینجا انارقلّت
کباب یک شب زمستانی در جنگل افرایی روستای دارابکلا
...
نوشتهای از زندهیاد نادر ابراهیمی: منیع: اینجا
عکسنوشتِ شعر «اقبال خودت باش» از اقبال لاهوری
خودروی آقای خامنهای در دوران تبعید
رهبری ۱۲ بهمن امسال بر مزار احمد قدیریان حضور یافت
(منبع)
سر در دانشگاه علامه طباطبایی
محلهی آذر قم یکی از محلههای قدیمی قم
عکس شاهنامهی فردوسی در موزهی فلورانس ایتالیا
جلگهی آلبانی مانز در دورس تیرانا مقر گروهک تروریسیتی رجوی
گارد ملی آمریکا در کنگره جهت دفع حملات احتمالی شورشیان
فاطمیه در حضور رهبری با رعایت مقررات سلامت. یاد سلیمانی ماندگار
اخراج سیهام حمود دختر مسلمان از مدرسهای در لندن
به خاطر اینکه حاضر نشده دامنکوتاه بپوشد
سمپاشی مزارع گندم استان قزوین با پهپاد
به حسینیه قصرالزهرا کاظمین عراق
حسینیهی وابسته به آیتالله سید صادق شیرازی
آیا شیعه که اُسوههایش
محمد و علی و فاطمه و معصومین ع اند
به منبر لوکسِ طلا نیاز دارد؟! راه را برای مردم گم نکنید
نامه محسن هاشمی به خواهرش فائزه
وضعیت کرونا در مراکز استانها
( ۲۰ دی ۹۹ )
حکم انتصاب حجتالاسلام علی کمساری
سرپرست جدید مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
...
کروکودیل در یک قدمی شکار گورخر.کنیا