دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

نگاهی به کتاب قبض و بسط تئوریک شریعت

۲۷ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی. صاحبِ نظریه‌ی "قبض و بسط تئوریک شریعت" در ص ۱۳۰ کتاب ۶۸۳ صفحه‌ای‌اش با همین نام معتقد است: - به‌طورکلی تئوری‌های تازه، هم تصدیقات ما را دگرگون می‌کند و هم تصورات ما را. او -دکتر عبدالکریم سروش- در ادامه مثال می‌زند که: "یکی از دشمن‌ترین راهزنان همین است که الفاظ زبان، ثابت‌اند و ما فکر می‌کنیم که آنچه در زیر این الفاظ وجود دارد نیز ثابت است. درست مانند آدمی که از ابتدای تولد تا به آخر عمر اسم و شناسنامه‌ی واحد دارد، ولی شخصیتش عوض می‌شود." در حقیقت هر کسی در جهانی که می‌شناسد زندگی می‌کند، نه در جهانی که نمی‌شناسد. آب را می‌شناسیم، می‌نوشیم. یزد را می‌شناسیم، می‌رویم. مسائل را می‌شناسیم، پیروی یا رد می‌کنیم. و ازین قبیل موردها. او برین نظر است که "همه‌ی کار معرفت، دادن تصویر عقلانی از بیرون است." جهان بیرون از منظر او تحت مقولات مختلف، مختلف فهمیده می‌شود و همه در رفعت فهم شریک‌اند. حتی اگر معارض هم باشند در بهترین فهمیدن ما کمک موثری می‌کند. معنای "رفع" در فلسفه‌ی هگل همین است. از نظر هگل اَضداد (تز و آنتی‌تز) در سنتز رفع می‌شود. یعنی ارتقا می‌یابد. به دو معنا: محو می‌شوند و رفعت می‌یابند.

شش جامعه سیاسی

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی.  ۲۶ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : در جامعه‌شناسی سیاسی از شش جامعه‌ی سیاسی یاد می‌شود. بسیار فشرده این شش جامعه را تبیین می‌کنم با هدف آشنایی‌دادن یا نیمه‌آشناشدن با این شش مفهوم مهم علم سیاست:

 
۱. جامعه‌ی سیاسی تکثراگرا. امکان گردش قدرت به صورت منظم و آزاد وجود دارد و زندگی غیرایدئولوژیک می‌شود. آزادی ایجاد تشکل وجود دارد. هیچ کس حق ویژه و پیشینی ندارد. سرکوب سازمان‌یافته ممنوع می‌شود.
 
۲. جامعه‌ی سیاسی بسته‌ی سنتی. درین نوع جوامع، سیاست خصلت شخصی و فرایند فردی پیدا می‌کند. دکتر حسین بشیریه دو رژیم اردن هاشمی و رضاشاه پهلوی را دو نمونه ازین دست نام برده است. می‌شود نمونه‌های جدیدی هم سراغ گرفت.
 
۳. جامعه‌ی سیاسی نیمه‌سنتی و غیرتوده‌ای. ساخت دولت درین سبک قدرت، نسبتاً بسته است و و گروه‌های نوپدید نمی‌توانند به‌آسانی در آن راه یابند. اما این گروه‌ها به صورت رقیب حکومت درمی‌آیند و احتمال انقلاب، بالاست.
 
۴. جامعه‌ی سیاسی بسته‌ی توده‌ای. حکومت، بسیج‌گر توده‌ای می‌شود و مردم را در برابر گروه‌ها و سرکوب جامعه‌ی مدنی وارد میدان می‌کند و از احساسات آنان سود می‌جوید و خود را ناجی ملت جا می‌زند.
 
۵. جامعه‌ی سیاسی سرکوبگر غیرتوده‌ای. سرشت نظام به زیان گروه‌ها و احزاب است و بدون توسل به بسیج توده‌ها آنان را سرکوب می‌کند. چنان سرکوب وحشتناک که گرایش به سمت اعتراضات به‌اندازه‌ی زیاد سخت می‌شود. مانند حکومت بعث توسط صدام.
 
۶. جامعه‌ی سیاسی سرکوبگر توده‌ای. درین نوع جوامع، دولت مطلقه جامعه‌ی مدنی را سرکوب می‌کند و در مقابل دست به بسیج توده‌ای در سطحی گسترده می‌زند. یک یا دو ایدئولوژی فراگیر راستگرا یا چپگرا، مردم را با وعده‌ها و وعیدها دلخوش می‌کنند و وعده‌ی اصلاح فوری و ترقی می‌دهند. لازمه‌ی این کار، اخراج گروه‌های سیاسی منتقد از قدرت است، زیرا چنین ساختاری هر احساس خطری را با اقتدارگرایی خود در تضاد می‌بینند.
 
من به مناسب هفته‌ی کتاب، این یادداشت را با استناد آزاد به کتاب "جامعه‌شناسی سیاسی" اثر دکتر حسین بشیریه نوشتم که سال ۱۳۷۱ همین کتاب را در کلاسش در رشته‌ی علوم سیاسی دانشگاه تهران آموختم.

اِحرام اَبرَد لباس خنک هوشمند حاجی ها !

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی. ۲۳ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : دیروز عربستان سعودی لباس حاجیان را با عنوان اِحرام‌الاَبرَد یعنی اِحرامِ خنک هوشمند، رونمایی کرد که فن‌آوری خنک‌کننده دارد تا هنگام انجام مناسک حج و عمره، زائر مسلمان در آسایش و رفاه باشد و لذت دنیا را حتی طی عبادت بچشد. پشت این کار، تفکرِ تجارت و سود و ثروت حاکم است که برنامه‌های چشم‌انداز آینده‌ی عربستان توسط بن سلمان محمد را پیاده کند. حساب کنید سالانه ۶ میلیون حاجی و ۳۰ میلیون زائر حج عمره وارد مکه و مدینه و منا می‌شوند، تا چهار سال آینده چه سود هنگفتی به جیب سران عرب عربستان و تاجران این کشور و جهان می‌زند. از احکام شرعی دین هم، تجارت و سود می‌شود کرد. خوشا به حال ثروتمندان و آن کسان در جهان و ایران که در عمرشان پنجاه بار! حج می‌روند که مثلاً خدا را بشناسند و اهل توحید شوند و شرک! نورزند. و به قول محل ما: در زمین زراعی، سامون‌دِزّی دیگه نکنند. نمی‌کنند؟! من خبر ندارم. بگذرم.

پیکره‌ی اختاپوسی خاورمیانه

۱۸ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : نگارش دامنه. بنیامین نتانیاهو برین نظر بوده است که "محور مقاومت" در خاورمیانه "پیکره‌ی اختاپوسی" بوده که "اسرائیل بازوهایش را قطع کرده و سپس به سرش یعنی ایران حمله می‌کند و آن را از بین می‌برد." اسرائیل با این تشبیه‌سازی هیولایی، جنگ دنباله‌دارش را در خاورمیانه شروع کرد و به گفته‌ی خودشان به آن مشروعیت پیش‌دستانه‌ی حقوق بین‌الملل داد. سوریه را از دست اسد و نیروهای جمهوری اسلامی حافظ خاندان اسد، بیرون آوَرد. در غزه با استفاده از عملیات حماس، به مقابله و کشتار جهنمی برآمد و تقریباً تمامی آن نوار را زیر نفوذ ارتش خود بُرد. و جنبش حزب الله را -که از حکومت ایران تزریق و نیز ترزیق می‌شود- در جنوب لبنان به عقب راند و رهبران و مؤثران آن را ترور کرد و همچنان در حال بمباران موضعی آن مناطق است. اسرائیل هم‌اینک در حال آماده‌سازی برای جنگ با حشدالشعبی (=بسیج مردمی) عراق است. البته آقای حسین کنعانی‌مقدم تحلیلگر جناح حاکمیت نظرش اما این است که جنگ با داخل عراق را اسرائیل بر عهده گرفته است و جنگ با ایران را آمریکا.
 
اوضاعی که در خاورمیانه پیش روست، به نظر من ناشی از چهار چیز است:
 
۱. سیاست سنتی بقا توسط ارتش اسرائیل
۲. سیاست دخالتگری امنیت جهانی آمریکا
۴. تقسیم دلار میان مبارزان توسط ایران، امارات، قطر، ترکیه و عربستان
۴. سیاست سنتی خاورمیانه‌ای نظام روحانیت ایران که خواهان سرنگونی دولت‌های سازشگر عرب و قیام مردمی تمام خاورمیانه است.
 
روشن سازم در میهن ایران، مردم زندگی و آسایش و چاره‌جویی از گرانی را بر هر ستیزه‌گری با هر جای جهان ترجیح دادند، اما همچنان خواست ملت ایران از سوی حاکمیت نادیده گرفته می‌شود. بردباری ملت هم در حال آزمودن است. نظام روحانیت ایران تا کنون طی نزدیک پنجاه سال حکومتش، با آن‌همه هزینه‌ی سرسام‌آور غیرپاسخگویش، حتی هیچ کشوری در خاورمیانه را نتوانست همسان خود سازد، بلکه هر حا که کِلِه (=تش‌کله با هیمه) زد، از دست داده و توسط ارتش اسرائیل رانده شده است. گوش شنوا نیز برای تغییرات در نظام اصلاً وجود ندارد و حاکمیت، حرف خود را فقط صحیح می‌داند و این روند یعنی مردم بچشید هر چه برای شما پخت و پز شد و دم نزنید. روزی امام خمینی حتی هشدار داده بود:
 
"باید به حسَب واقع، به حسَب انصاف، به حسَب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم کوچه و محله و زاغه‌نشین که شماها را روی مَسند نشانده‌اند، ملاحظه آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» -خدای نخواسته- باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این‌] است که فاتحه همه‌ی ما را می‌خوانند.»

نُه اصل در تفکر کوروش کبیر

 ۱۷ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : نگارش دامنه. امروز مطبوعات خبر دادند منشور حقوق بشری کوروش به ثبت جهانی رسید، این کار در کنفرانس ۴۳ یونسکو در سمرقند تصویب شد. جزئیات آن در سایت رُکنا آمده است. اما کوروش کبیر چه تفکری داشت؟ نُه اصل از میان چندین تز او را فقط برمی‌شمارم:

 

- دشمن‌تراش نباید بود.

- مصلحت ملی نباید با کینه‌توزی دنبال شود.

- القاب‌بخشیدن به خودش را ممنوع کرد.

- حق سلطنت باید ناشی از رفتار درست پادشاه باشد.

- مدارا پاداش قدرت است.

- مغلوب نباید تحقیر شود.

- رد غنیمت طلا و نقره به وطنِ کشورهای فتح‌شده.

- بیعت مردم با حکومت باید با خواست مردم باشد.

- اهورامزدای زرتشت وظیفه‌ی متحدکردن مردم روی زمین را تحت لوای صلح و عدالت، محوّل کرد.

 

ایران آریایی است. اما آنچنان تبِ ضد میهنی را در طبع ملت دمیده بودند و دم از اسلامیزه کردن ایران -چیزی شبیه مِس قَلعی‌کردن- زدند که حتی این آقای جمشید آریا هنرپیشه‌ی مشهور و قدَر ایران  فامیلی خود را پس از انقلاب، هاشم‌پور کرده بود! اینک اما ملت ایران دریافت، آریایی‌بودن و کوروش کبیر داشتن، یک سرمایه و میراث تمدنی است و منشورش، جهانی شده است و اوست که راه ایران و راهنمای میهن است.

آموختن دروغ در آزمون ضمن خدمت فرهنگیان

۱۶ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : نگارش دامنه. مدرسه‌سازی ریشه‌اش یاددادن سواد است یا ایجاد مهارت و فن. و این آموزش اصالت زندگی و دانش یک ملت را معین می‌کند که مستلزم راستگویی و مراعات اخلاقیات حرفه‌ای آموزش است. اما خود نظام آموزش و پرورش در آزمون اخیر ضمن خدمت فرهنگیان، یعنی آنان که دانش‌آموزان را تعلیم می‌دهند تا دانشمند شوند و دانای میهن‌شان، سؤالی دروغ تهیه کرد و معلم را مجبور کرد برای کسب مراتب بالاتر شغلش، جواب دروغ را تیک بزند. تست این بوده است:

 

"کدام کشور برای اولین ‌بار در دنیا موفق شد، چهار فروند از جنگنده‌های اف۳۵ را منهدم کند؟» گزینه‌ها:

 

۱. روسیه

۲. کره‌شمالی

۳. ایران

۴. آمریکا"

 

به قول آقای عباس عبدی این سؤال "به ابتذال کشیدن شخصیت پاسخگو است". آری، یعنی ای آموزگار تو تا این دروغ را صحیح ندانی، معلم نمی‌شوی. باید این تست دروغ که ایران در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل ۴ فروند جنگنده‌ی هوایی رادارگریز اف۳۵ ارتش اسرائیل را منهدم کرد را تیک بزنی و گزینه‌ی ۳ را برگزینی! تا ما تو را رتبه‌ و مدرک بالاتر دهیم. حال آن‌که حتی یک اف۳۵ صدمه حتی ندید، چه رسد انهدام. این، انهدام اخلاق در نظام آموزش و پرورش است که بنا را بر پایه‌ی دروغ چید درین تست. دولت آقای مسعود پزشکیان -که قدرتش از مؤسسه‌ی کیهان کمتر است- تست را دید و گویا دم هم نزد. اسم این نظام را هم گذاشتند "حکومت مقدس نائب امام زمان". لااقل بروند زیارت "ناحیه‌ی مقدسه" را بخوانند از مُفاد آن دست‌کم تعلیم گیرند که ادب یک نظام در چه مواردی است. تا دروغ را نهادینه نکنند و حقارت بر جَبین معلمان ننشانند.

یک صفحه از کتاب نگین آفرینش

سست‌گویی‌های مذهب‌واره‌ی یک کتاب.  ۱۵ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی. کتابی که دارید می‌بینید از پول ملت چاپ شد، در حجم انبوه. چاپ هشتاد و هشتمش در سال ۱۳۹۱ بود. لابد الآن که ۱۴۰۴ است شمارگان چاپش ازین عدد هم بسیار گذشت. اما ببینیم در ص ۱۶۴ چه حرف سستی به خورد مردم داده است. کتاب مدعی است فساد اخلاقی باید رواج یابد و مردم برای فساد، بر یکدیگر سبقت بگیرند و همه‌ی لذت‌های مادی را لمس کنند و از حیات خود راضی نباشند، اشتیاق ظهور پیشوایی به اسم حجت ولی عصر فراوان می‌شود و مردم در پی جهانی برخوردار از معنویت می‌شوند و آن وقت است تشنه‌ی "آبشار لطف امام زمان" می‌شوند. بگذرم.

خواستم بگویم اگر این ایده‌های خام درسنامه‌ی "مرکز تخصصی مهدویت" حوزه‌ی علمیه‌ی قم است، پس چرا اساساً جمهوری اسلامی مبتنی بر حاکمیت روحانیت شیعه شکل دادند و سؤال اساسی‌تر این است حجت کجا می‌آید؟! به جمهوری اسلامی ایران؟ خب این نظام که می‌گوید ما ضد فساد هستیم و خودش را مقدس هم معرفی کرده است، پس فساد که این کتاب می‌گوید رونق باید بگیرد تا ظهور رخ دهد، فلسفه‌ی تأسیسی این نظام روحانیت را لغو می‌کند که. جالب این است مدعی است آن وقت جهان به این گستردگی و پر از فساد، یکسره معنویت می‌شود و دور از فساد. پول ملت را می‌گیرند کتاب پر از ابهام و افکار خام در آن جاسازی می‌کنند و دستمزد نوشتن را به جیب می‌زنند و بعد اسم قشنگ هم رویش می‌گذارند: "نگین آفرینش" و آن را درس ملت می‌نامند. با ادعاهای این کتاب، در واقع ماهیت و مأموریت "جمهوری اسلامی ایران" -که توسط روحانیت شیعه اداره و اراده می‌شود- زیر سؤال رفته است.

انسان بیدار

انسان بیدار ۱۲ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی. انسان، جُنبنده‌ی برتر است. حتی دین -که نقل است از آسمان آمد- در خدمت انسان است، نه انسان در خدمت دین. دین بدون انسان، فاقد موجودیت است. دین را به بیشه ببرند، هیچ شیر و شغال و پشه و زرّافه آن را درک نمی‌کندآ چون عقل ندارند. پس، انسان است که دین را -اگر پیام‌های درستی و راستی در آن باشد- موجودیت و بقا می‌دهد. این‌که یک لیدر جناح چپ اخیراً در یزد به چندمین سالگرد پدرش رفت و در جمع برخی از فعالان سیاسی یزد گفت: "هر آنچه که در مقابل آزادی قرار گیرد، حتی اگر دین باشد، زیان می‌کند." بیدارگرانه‌ترین سخن از ناحیه‌ی یک فرد مذهبی‌پوش جهان بود. من هم برین نظرم که دینی که ضد آزادی انسان باشد، دین نیست، زور و انحراف و خرافه است. انسان بیدار، انسان مدّ نظر آفرینش است. ترس از انسان بیدار، از ضعف است و از ستم و استبداد دینی نشئت می‌گیرد و روحانیت مسئله‌دار ایران، با انسان آزاد و بیدار مسئله پیدا کرده است. انسان بیدار، انسان پرسشگر است، نه انسان تابع آخوند و خرافات. در جاده‌های ایران، چند مسیر، مسیر خواب‌آلودگی رانندگان است، این تابلوهای پرسشگر، هر ۵ کیلومتر، ۵ کیلومتر نصب است و جواب "درست" و "نادرست" آن هم کمی جلوتر، نصب است، تا رانندگان را مشغول به پرسش کند که خواب نروند و بیدار بمانند. این عکس را دیروز در جاده انداختم تا بگویم انسان بیدار، نه سقوط می‌کند و نه کسی می‌تواند او را به خواب کند! آقای لیدر جناح چپ پس از سال‌ها ترس و لرز، حرف تاریخی را بلاخره بدون ترس زد: "دین نمی‌تواند پرسش را نفی کند؛ چرا که همان خدایی که دین را آفریده، قدرت پرسشگری را هم به انسان داده است و بنابراین، دین نمی‌تواند به کسی بگوید تو چرا پرسش می‌کنی؟! دین واقعی، تأییدگر پرسشگری است." من هم در مورد دین و آزادی، آزادی را اصل می‌دانم. تا آزادی نباشد حتی دین هم زیان بیش نیست. کسانی که خود را بیدار می‌پندارند و دم از بیدارگری می‌زنند، اما از آزادی انسان هراسناک هستند، خواب‌آلودگانی بیش نیستند. ادعاهای صوری و حوار ظاهری این تیپ افراد -که عین چرخ‌فلک! دور قدرت و حکومت قدم‌رو می‌زنند که خود را روزی‌خور باقی بدارند- به پسپوک (=ریزترین پرنده) فقط شباهت می‌زند: روزی پسپوک روی شاخه‌ی درخت تناوری نشست فضولاتش را پایین ریخت، سپس به درخت گفت: خودت را محکم بگیر می‌خواهم پرواز کنم. درخت -که تازه متوجه حضور او شده بود- با نیشخند گفت: من اصلا نفهمیدم تو کی آمدی روی شاخه‌هایم! بگذرم! آزادی مانند درخت تناور است و مستبدین و هُرهُری‌مذهب‌ها را حتی حد پسپوک حساب نمی‌کند. آزادی، نفوذش جهانگیر است، تنها متاع عقلی آفرینش، که حتی دین و دینداران با آن در بیفتند، واژگون‌شان می‌کند. به تابلو و جاده و سوژه کمی دقت شود، بس است.

عقب نشینی به ژرفای درون

نگارش صبح ۱۷ ، ۷ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. وقتی ملتی مورد حقارت امیران و خُرده‌امیران خود قرار گیرد به کجا عقب می‌نشیند؟! آیزایا برلین می‌گوید بیشتر به سمت درون یعنی "زُهدورزی". مانند ملت آلمان در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ که نتوانستند دولت مرکزی تشکیل دهند، نقل است در آن دو قرن آلمان ۳۰۰ امیر و ۱۲۰۰ خُرده‌امیر به خود دید. آشوب ۳۰ساله، حس حقارت، نفرت از حاکم و محزون از ضعف ملی عوارضی بود که به عواید یک ملت منجر شد. حتی زهدورزی، ریشه‌ی رومانتیسم اروپا شد و بیشتر، خود را در سبک ادبیات غمگین و مردم‌پسند، تجلّی (=نشان) داد.
 
در همان جنبش بود که مردم به دیدار هم نائل می‌آمدند؛ زیرا سران فکری این جنبش مدنی معتقد بودند تنها راه پی‌بردن به درون همدیگر، "دیدار و رابطه و حرف‌زدن" است، چراکه در حرف و دیدار، نظردوختن به چهره‌ی یکدیگر و تماشای پیج‌وتاب اندام و شنیدن صوت سخن، راه عبور به درون همدیگر است. مردم آلمان حقارت خود را با عقب‌نشستن به درون، اندوه‌زُدایی کردند. بگذرم.
 
اشاره: علاقمندان می‌توانند به کتابی که خودم آن را خرداد ۱۳۹۸ مطالعه کردم، رجوع کنند: به ص ۶۹ تا ۷۹ کتاب "ریشه‌های رومانتیسم" اثر فیلسوف سیاسی روسی مهاجر به لندن "آیزایا برلین" (۱۹۰۹ - ۱۹۹۷) ترجمه‌ی عبدالله کوثری در ۲۳۴ صفحه.

بهبودستان در ایران

نگارش شب ۱۵ ، ۷ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. خبر خیلی خوبی به چشمم خورد. داشتم روزنامه‌ی اطلاعات را می‌خواندم که دیدم حجت‌الاسلام آقای سیدمصطفی محقق‌داماد ریاست "شورای بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار" خبر خوشایندی مطرح کرد. از زبان خود وی نقل می‌کنم. او گفت:

 
- "خانه‌ی علاج" (=بهبودستان) در بخشی از باغ موقوفه ۱۰ هکتاری دکتر منوچهر ستوده در منطقه کلارآباد استان مازندران ایجاد می شود تا استادان برجسته‌ی کشور وقتی از بیمارستان ترخیص می شوند تا زمان بهبودی کامل در آن مرکز استراحت کنند و پزشک به وضعیت آنان رسیدگی کند. دکتر «منوچهر ستوده» ایرانشناس و جغرافیدان برجسته، یک باغ ۱۰ هکتاری در استان مازندران را به‌طور یک‌جا به بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار وقف کرده اند که حدود چهار هکتار آن زمین زراعی است و جای بسیار خوبی برای ایجاد «خانه‌ی علاج» به نظر می‌رسد."
 
شخصاً با این کار ستُرگ و ستودنی در رعایت شأن و منزلت دانشمندان میهن -بدون تبعیض و تفتیش عقاید و شاخص‌های غلط- احساس خوشحالی می‌کنم. سال‌ها پیش در روستای داراب‌کلا کلنگی روی حمام مردانه‌ی پیش غسّالخانه زمین زدند و من چشمم افتاد و پرسیدم چیست این سازه؟ شنیدم که گفت "خانه‌ی عالِم". دیگر نمی‌دانم چی شد و به کجا رسانده شد. در داراب‌کلا البته تقریباً تمامی آخوندها خود خونه‌ی ارثی یا شخصی دارند و "خانه‌ی عالِم" چرا کلنگ خورده بود، خبر ندارم. اما اصل طرح -که افراد یک دِه به یک روحانی باسواد و باتقوا و بدون آلایش و دنیازدگی مستقر در "خانه‌ی عالِم" رابطه‌ی فکری و دینی و اجتماعی داشته باشند- ایده‌ی مناسبی است. کم و کیف آن را خبر ندارم.

جعفر سبحانی زنان را "کنیز خدا" می‌داند!!!

در کتاب "سیمای انسان کامل" اثر آیت‌الله جعفر سبحانی دیشب می‌خواندم و خنده‌ام! گرفت که وی در ص ۲۰۸ این کتابش معتقد است: "کنیزی زنان نسبت به خدا از مفاخر آنها به شمار می‌رود". حتی به‌صراحت نوشته است: "خدا در مقام توصیف دختر پیامبر [ص] می‌فرماید: زوّجتُ أمتی فاطمةَ مِن عبدی علیٍّ: من کنیزم فاطمه را به همسری بنده‌ام علی در آوردم." واقعاً ازین ادعا درین کتاب، متعجب که کم است، در خنده و قهقهه!غرق شدم! بگذرم. دامنه.

مَجوس

نگارش اول ۸ ، ۴ ، ۱۴۰۱ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی . در "مَجوس" اثر جان رابرت فاولز (۱۹۲۶ - ۲۰۰۵) رمان‌نویس انگلیس در صفحه‌ی ۲۱ از نکته‌ی جالبی پرده برمی‌دارد. وقتی برای استخدام معلم درس انگلیسی شدن در خارج از بریتانیا به مصاحبه رفته بود، "زنی بی‌قرار با ذهنی فرهنگ‌زده و لحن و لغاتی سطح‌بالا" با وی مصاحبه کرده بود که با "حالتی انگار خصوصی گفت بسیاربسیار اهمیت دارد که افرادی شایسته در خارج کشور، مُعرِّفِ «ما» باشند". بگذرم.
 

مجوس. عکس از دامنه

 

 

صداقت سقراطی

نگارش دوم

عصر ۱۲ ، ۷ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی
من رمان "مَجوس" اثر رابرت فاولز را تیر ۱۴۰۱ خواندم. او درین رمان از "صداقت سقراطی" مثال زد که معتقد است دانشگاه آکسفورد "بزرگترین هدیه‌اش به زندگی متمدن" همین صداقت سقراطی است. من البته از آکسفورد درین متن حرفی نمی‌زنم. اما خُب شاید ذهن بپرّد به این سمت مگر سقراط تفکرش چی بوده است. روشن سازم بنیاد تعلیمات سقراط:
 
۱. جویایی خوشی
۲. رستگاری
 
بوده است. البته در پرتو فضائل سقراطی؛ مانند این پنج اصل: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، روشنگری. خود سقراط شیوه‌ی پرسشگرانه داشت برای بیدارسازی. او نابینا بود و دائم میان جمع‌های جوانان در محلات و خیابان آتن می‌رفت و با جملاتی پرسش‌گونه، ذهن‌شان را به مسائل روز آن دوره، مشوّش می‌کرد، آنگاه از جمع‌شان می‌گذشت تا به تفکر و اندیشه بپردازند. بگذرم. این رمان، پرلغت‌ترین رمانی بود که در عمرم خوانده و از ادبیات غنی و مبتکرانه‌ی آن، لذت برده بودم.

غریو کتاب

نگارش صبح ۱۰ ، ۷ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. در رمان "کتابفروشی ۲۴ ساعته" اثر رابین اسلوان ص ۲۲ آن خوانده بودم که او از جامعه‌ی کوچکی در یک شهر -نمی‌دانم فرضی یا واقعی- نام برده بود مردمش مثل چند قمَر به صورت عجیب، گِرد این کتابخانه‌ی ۲۴ ساعته (فروشگاه کتاب) می‌چرخیدند و کتاب می‌خریدند. حالیا، دریغا، در ایران هم روزی رسد مردم به جای داروخانه‌ی شبانه‌روزی و غیرشبانه‌روزی و گرفتن قرص و کپسول و آمپول، دور کتابفروشی بگردند و کتاب بگیرند. بگذرم. کی شود غریوِ کتاب از هر صدایی طنین‌اندازتر باشد.

میهن را چرا باید در خطر اندازند؟!

ترامپ و نتانیاهو دیشب -من که خواب ژرف! بودم- در آمریکا حرف‌هایی گفتند که نگاه به آن، به نظرم برای تحلیل خاورمیانه ضرورت دارد:
 
- مثلاً ترامپ گفت: «بسیاری از کشورها برای اسرائیل به خاطر کاری که انجام داده و نبردی که داشته، احترام قائل شده‌اند.»
 
- مثلاً نتانیاهو گفت: "دشمنان اسرائیل حقیقت سخت را فهمیده‌اند و آن این است هرآن‌کس که به ما حمله کند، بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد اما کسانی که شریک ما می‌شوند، پیشرفت و امنیت بیشتر برای مردم خود رقم خواهند زد... اسرائیل هرآنچه لازم باشد انجام خواهد داد."
 
دیدگاه من: خاورمیانه خیلی‌سال است از درگیرشدن با اسرائیل کنار کشید، چون هر بار دید اسرائیل در جنگش با هر کشور، هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد حتی بمباران سد اُسوان مصر باشد و یا تخریب مرکز هسته‌ای صدام و یا ترور اسماعیل هنیه در شمال تهران و یا ترور یکجای سران نظامی و اطلاعاتی و دانشمندان اتمی ایران در تهران و ۱۹ استان همزمان. خاورمیانه از همان سال‌ها متوجه شد نیروی هوایی ارتش اسرائیل در هر فصل، مجهزتر از فصل قبل می‌شود. حالا که چندسالی‌ست جمهوری اسلامی ایران به تصمیم سران نظام خود را تا مرزهای کشورهای خاورمیانه با اسرائیل کشانده، دیده‌شده که اسرائیل همچنان جنگ‌طلب است و منتظر فرصت. مثلا" آمد در آسمان ایران تا ۱۲ روز خیمه زد و تمام سایت‌های اتمی ایران را خود و بی۲های آمریکا تلّ خاک کردند و تجهیزات هسته‌ای ایران را در زیر میلیاردها تُن آوار، در اعماق. عقل می‌گوید ملت و میهن اول، سپس اگر امکان و توان بود، دیگران. به تز امام "امروز ایران فردا فلسطین". هر چند این تز هم محتاج گرایش و رأی مردم است. وگرنه هزینه‌های هر رویارویی از جیب معیشت مردم کسر می‌شود و نسوج میهن در خطر قرار می‌گیرد که گرفت. شرّ، باطل است و ممکن است زور هم داشته باشد، اما دفع شرّ -اگر هم از روی ناچاری باشد- باز نیز عقلانیت می‌خواهد و نقشه و طرح و مشورت در خاورمیانه و ائتلاف و تجهیزات.

محیط مجدد جنگی!

نگارش صبح ۱ ، ۷ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. نگاهی به محیط سه سمت اسرائیل و ایران و آمریکا نشان می‌دهد سه سمت نسبت به هم، در جنگ لفظی شدیدی قرار گرفتند و هر سه سمت در حال نشان‌دادن میزان آمادگی پیشدستی و بازدارندگی خود هستند. بارشِ سخن هر سه سمت، یادآور روزهایی‌ست که صدام‌حسین نسبت به مرزهایش با ایران، اولتیماتوم مُطنطن می‌داد و ازین سمت، امام خمینی و یارانش در حکومت، به او پاسخ لفظی می‌دادند. تا رسید روز آخر شهریور ۱۳۵۹ که صدام رجزهایش را عملی کرد و جنگ را آغاز استارت زد. حالا مروری در زیر از محیط مجدد جنگ، درین روزا:

- محیط اسرائیل: بنیامین نتانیاهو دیروز دوشنبه ۳۱ ، ۶ ، ۱۴۰۴ در مقر وزارت جنگ  با یسرائیل کاتس وزیر جنگ و «ایال زامیر» رئیس ستاد ارتش و اعضای ستاد حرف زد. این حرف: "ما در نبردی هستیم که در آن دشمنان خود را شکست خواهیم داد و باید محور ایران را نابود کنیم و این در دسترس ماست... ما مصمم هستیم که به تمام اهداف جنگی دست یابیم... سال آینده برای امنیت اسرائیل تاریخی خواهد بود... اسرائیل مصمم است که نه تنها در غزه، بلکه در سایر عرصه‌ها نیز به اهداف خود دست یابد.. فرصت‌هایی برای امنیت، پیروزی و صلح ایجاد کند."

- محیط آمریکا: ترامپ، مایک والتز را نماینده‌ی آمریکا در سازمان ملل کرد، چهره‌ی ضدایرانی. او گفت فعال‌سازی مکانیسم ماشه یکی از اقدامات اصلی‌ام است. والتز چهره‌ی اطلاعاتی آمریکا همانی‌ست جنگ آمریکا با عراق را یک "اشتباه فاجعه‌بار" می‌دانست و به برکناری صدام‌حسین اعتراض داشت زیرا از نظر او "خلأ قدرت در عراق ایجاد کرد که به سود ایران" شده بود.

- محیط ایران: ۱. آقای مظاهر مجیدی فرمانده سپاه استان همدان گفت: "هفته دفاع مقدس هر سال توفیقات داشتیم رژه نیروهای مسلح را برگزار کنیم...امسال به دلیل تهدیداتی که ایجاد شد، مقرر گردید از تجمعات گسترده پرهیز و آمادگی‌ها برای دفاع از کشور معطوف شود." ۲. آقای علی فدوی جانشین سپاه پاسداران در نشست شورای اداری استان یزد گفت: "در کشور ما هر فردی هر سخنی را آزادانه مطرح می‌کند و این موضوع باعث می‌شود جمع‌آوری اطلاعات برای دشمن آسان شود." ۳. بیانیه‌ی سپاه: "...آمادگی‌های همه جانبه رزمی، تدبیر راهبردی، امنیت مردم‌پایه، توان اطلاعاتی، دفاع زمینی، دریایی و هوایی، موشکی و سایبری و حمایت بی‌دریغ از مقاومت و سایر عرصه‌های میدان در بالا‌ترین سطح آماده و مهیا برای اقدام متقابل هستند." ۴. آقای سیدمصطفی خوش‌چشم اهل مشهد، کارشناس شبکه‌ی افق به نقل سایت "دیده‌بان" گفت: "در نظرسنجی‌هایی که بعد از توقف جنگ ۱۲ روزه انجام شد، تعداد مردمی که خواستار ساخت بمب اتم هستند، بیشتر شده و به ۹۰ درصد رسیده است." ۵. نزدیک ۷۰ نماینده‌ی مجلس هم خواستار ساخت بمب اتم شدند. ۶. چهره‌هایی هم از جناح چپ از آقای مسعود پزشکیان خواستند در آمریکا با ترامپ دیدار کند تا جلوِ جو جنگی و تحریمی علیه‌ی ایران را بگیرد.

در آخر، بیان کنم، نظری درین موارد فعلاً ندارم. هفته‌ی دفاع مقدس بود و یادآوری این روزای جنگی و محیط لغزان تعلیق صلح و جنگ و آتش‌بس بی‌اطمینان. فقط در مورد سه مورد حرف دارم: الف. مفاد آخرین پارگراف بیانیه‌ی سپاه پاسداران در بند ۳ بالا، بگویم حتی ارتش‌های بزرگ دنیا -که ائتلاف ناگسسته دارند- چنین حدی از توان را در خود ادعا نمی‌کنند. بیانیه باید بیان واقعیت باشد نه حاصل احساسات و غیرت و آرمان. هر کدام البته در جای‌شان. ب. آقای علی فدوی هم بداند نشست اطلاعات از سوی سخنرانی‌های پی‌درپی سراداران آفت بزرگ این روزهای جمهوری اسلامی ایران است. بگذرم. ج. آقای پزشکیان دفتردار نظام است، نه رئیس‌جمهور ایران! ازش ساخته نیست. چپ درین باب، تخیل خارق‌العاده کرد در باب مسافرت بعضاً مفرّح دیرباز سران ایران به نیویورک مقر آن سازمان!

الآنِ اسرائیل و ایران

نگارش ۲۹ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. حلقه را حالا بسته‌تر کرد آمریکا. مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا در اسرائیل گفت "ایران نباید حتی موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌برد داشته باشد." از آن سو نه فقط بتسالل اسموتریچ وزیر دارایی اسرائیل گفت «غزه را سنگ به سنگ تخریب می‌کنیم تا امکان هیچ بازگشتی برای اهالی باقی نمانَد." بلکه حالا خانه‌ی بادیه‌نشینان عرب صحرای نقب (=نگب) که زندگی شبانی دارند (نگاه به عکس) توسط اسرائیل آتش زده شد.
 
این مثلث مرموز وارونه‌ی نقب اسرائیل (نگاه به عکس) ۱. هم مرکز اتمی دیمونا است که توسط فرانسه ساخته شد، ۲. هم محل یک پایگاه نظامی محرمانه‌ی آمریکا در کوه «هارکرینِ» در آن ۳. و هم محل اختفای شش پایگاه نیرو هوایی اسرائیل با پیچیده‌ترین جنگنده‌ها و تجهیزات ارتش آن.
 
 
 
...
 
 
 
بارها گفتم از نظر من ایران آن توان را ندارد که نگذارد اسرائیل با مردم فلسطین چنین کشتار فجیعی کند. اسرائیل سالهاست پی کشاندن پای ایران به لب مرز و ورود به ماجرا بود. جنگ غزه آغاز تاکتیک بود، تکنیک نیز. و یک رفتار استراتژیک، که ایران را دام اندازد و انداخت. هر چه دارد می‌کشد الآن این نظام، هم ناشی از خصم خشن اسرائیل است، هم مشورت‌نداشتن عُقلایی سیستم برای گذار.
 
نظرها در ایران فراوان است. مثلاً این مشیء سیاسی روزنامه جمهوری اسلامی حجت الاسلام مسیح مهاجری است که یک جایگاه ویژه برای این جریده قائل‌اند: او گفت: "ما اگر در سیاست‌هایمان تجدید نظر کنیم و توجه به مردم را محور اصلی حکمرانی قرار دهیم پیروز خواهیم شد... می‌توان با تصحیح سیاست‌های داخلی دشمن را وادار به عقب‌نشینی کنیم."

طبقه‌ی پرولتاریا ، طبقه‌ی روحانیت

نگارش ۲۷ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. اون لنین است؛ لنین، بر شالوده‌ی مارکسیسم ماند، اما برای تحرک انقلابی آن، برآن حاشیه و نقب زد و «دیکتاتوری بر پرولتاریا» را برتر از «دیکتاتوریِ پرولتاریا» معرفی کرد، از دید او پرولتاریا (=کارگری و کارگران) نیاز داشتند یک حزب کمونیست تأسیس شود تا آنان را جهشی جهت دهد و بیدار کند و حتی رهبری نماید. کنارش هم، "چکا" را راه انداخت که پلیس مخفی بود، تا ضدکمونیست‌ها را کنترل و اذیت کند. تروتسکی رفیق لنین اما گفته بود اگر لنین به قدرت برسد دولتش مانند "یک دادگاه انقلابی خواهد بود" تا "کلّه‌ی ‌کارْل مارکس" را -که "به بزرگی کلّه‌ی شیر" است- به عنوان نخستین سر، زیر گیوتین ببرد. لنین البته دانشگاه، وکالت خواند و درس و مسائل را علّی و معلولی می‌دید، نه فقط، وقت برای مطالعه مقاله و کتابت. لنین زود مُرد و استالین جانشین، مکتب لنین را اساساً از تئوری‌های کلّه‌ی ‌کارْل مارکس، تهی کرد و رفت.
 
 
آنان، طبقه‌ی پرولتاریا را اِشراف دادند البته از ناحیه‌ی حزب. اینان در ایران طبقه‌ی روحانیت را اِشراف دادند، از هر طریقت: ۱.ولایت، ۲. شورا نگهبان، ۳. هر نهاد یک نفر از روحانیت،  ۴. هر استان یک آخوند بر سر استاندار. باید دید چه می‌شود. حزب کمونیست که رفت پس از ۷۰ سال تنازع برای بقا. حالا این روحانیت است و این ملت. به دیده‌ی من، اگر خدمت و قدرت، توأمان شد، یک چیز است، ولی اگر یکی از یکی دیگه جدا افتد، وای به حال میهن و نظام و ملت. عبرت‌ها آیا اعتبار می‌یابد! ای چه بسا ،،، ! بگذرم. دریغا! همانادریغا!

دوحه، در دو رو ؛ سمت "سیسی"، نه سوی "رنتیسی"

نگارش ۲۵ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. چاپ صبح. خُب، نشست دوحه هم معلوم شد چه کرد با اسرائیل. یک بیانیه. تمام. جالب است جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان درین نشست گفت: «ما در اینجا هستیم تا به همه‌ی جهان بگوییم که بنا بر ابتکار صلح عربی، آماده‌ی صلح [با اسرائیل] هستیم." ابتکاری که چند سال پیش عربستان سعودی آن را ارائه داده بود. و امیر قطر البته کمی عمقی‌تر !!! سنو کرد؛ شنا و گفت: "تبدیل منطقه‌ی عربی به منطقه‌ی نفوذ اسرائیل، توهم خطرناک"ی است. و در خودِ بیانیه‌ی نشست دوحه -به نقل از تسنیم- هم آمده: "از موضع حکیمانه و متمدنانه‌ی قطر در قبال این تجاوز وحشیانه قدرانی می‌کنیم ... در برابر نقشه‌های اسرائیل برای تحمیل واقعیتی جدید بر منطقه، باید مقابله کرد." عجب! یا للعجب! البته خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه جدا از گزارش نشست، دست‌کم تحدّی را به عمل آوُرد و به ارزیابی بیانیه پرداخت و آن را "ناامیدکننده، بسیارضعیف، فاقد ضمانت‌های اجرایی و خودداری از حتی یک اقدام عملی" توصیف نمود.
 
من برآوردم این است آنان از تکرار تفکر جمال عبدالناصر دوری می‌کنند و راه محمد انورسادات را به نفع حکومت‌های موروثی خود می‌بینند و از "ائتلاف نظامی" -که آقامحسن رضایی برای سران عرب! توئیت کرده بود و آقای علی لاریجانی هم توئیت زده بود که ای کشورهای عرب! یک کاری لااقل علیه‌ی اسرائیل بکنید- به‌راحتی عبور کردند! حتی به این ایده‌ی بدون رایزنی و خام این دو نفر منصوب در جمهوری اسلامی ایران، محل حتی نگذاشتند. جالب است دانسته شود ۱۲ روز، اسرائیل تهران و حدود ۱۹ استان ایران را زیر جنگ و بمب خود برده بود، این سران، سراسیمه نشده بودند. به نظر من این سران، السیسی و سادات مصر را راه اعراب برگزیدند. دوحه، در دو رو بود. یک رو، مانور و جولان روی واژگان و روی دیگر رفتن به راه انور سادات و عبدالفتاح سیسی، نه راه "عبدالعزیز رنتیسی" رهبر وقت حماس (=جنبش مقاومت اسلامی) که توسط ارتش اسرائیل ترور شد.

خاطره ی دلکش از استاد محمدتقی شریعتی

خاطره و نکته. نگارش ۱۵ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. چاپ شب. روزی جبهه بین انگشتان شست و اشاره‌ی دست چپم، قرمزی بالا داد. آنقدر آن را خاراندم قرمزجیجیلیک (=شدیداً سرخ) شده بود و کوش می‌کرد. بیش از ۱۵ نفر هر کدام چیزی گفتند.

 

یکی گفت : گال است!

یکی گفت : خال است!

یکی گفت : سالَک است!

یکی گفت : رُطیل زد!

یکی گفت : عقرب رفت!

یکی گفت : گَل گاز گرفت!

یکی گفت : شط‌علی سَپِل زد!

یکی گفت : مادرزادی است! یا اباالفضل!

یکی گفت : برو پایگاه اورژانس خط، بپرس از پزشک!

 

رفتم با تویوتای غذا. آقای پزشک پشت خط تا دید گفت: کنسرو چیتی قارچی خوردی؟ گفتم آری! گفت چند رزمنده را گرفت! بگذرم. کنسرو از ارتش آمده بود با قارچ و گوشت. آمدم سنگر و گفتم مرا با نظرت خودتان گج‌گمراه کردید، نزدیک بود وصی‌ناظر را بگیرم!

 

 

اینک این خاطره، مرا به خاطره‌ی دلکش از استاد محمدتقی شریعتی پدر زنده‌یاد دکتر علی شریعتی دوخت. شاید گفته شود چطور؟ می‌گم بیا، اینا، این، طور:

 

از آن استاد در ص ۱۲۲ کتاب "از چشمه‌ی کویر" خوانده‌ام که یک تاجر مشهدی در کِشتی نشسته بود. گفت سرم درد می‌کند. آن فرد گفت "من ناخدای کشتی هستم، پزشک نیستم." تاجر خدا را شکر کرد که "اگر [۲۹] ایرانی همراش بودند، فوراً [۲۹] جور اظهار نظر و دارو تجویز می‌کردند". بگذرم.

سه ارتش در خاورمیانه

نگارش ۲۲ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی

این، چارلز برد کوپر فرمانده سنتکام است؛ فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا مستقر در خاورمیانه. آن، «ابومحمد جولانی»ست؛ رئیس فعلی سوریه. اون، خلیل حیّه؛ رهبر حماس باریکه‌ی غزه.

 

 

 

چارلز کوپر و جولانی همین جمعه پس از حمله‌ی نیرو هوایی ارتش اسرائیل به دوحه، دور هم نشستند چیزهایی را تقسیم کردند و تصمیم ساختند، در چهار محور "۱. سیاسی ۲. نظامی ۳. شراکت استراتژیک ۴. گسترش کانال ارتباط".

 

دور از چشم همه، خاورمیانه در خفا در حال شکل‌گیری نظم نوین است؛ و در علَن در حال شکل‌گیری هژمونی نیرو هوایی ارتش اسرائیل. 

 

نقله خلیل حیّه از ترور، جان سالم به در برد زیرا می‌گویند بر پیکر پسرش همام که ترور شد، نماز خواند. این عکس حیّه به نقل منبع، پس از ترورش است.

 

سه ارتش در خاورمیانه جولان دارند: ارتش اسرائیل مستقر در خاک فلسطین، ارتش آمریکا مستقر در قطر و تنت و بحرین، ارتش روسیه مستقر در لاذقیه‌ی سوریه. البته سرویس اطلاعاتی فرانسه، اطلاعات و جاسوسی خاورمیانه را رهبری و سپس فروش می‌کند.

 

اینک چند سالی‌ست قطر همزمان مرکز دو امر متضاد است: هم خاکش مقر مرکزی ارتش آمریکاست. هم شهرش محل استقرار رهبران حماس. حماس البته جدا از جلوه‌های ویژه مبارزه با اسرائیل، سه ضعف درون‌گرایانه دارد:

 

۱- فندق‌بارگی (=هتل‌نشینی) بیشتر رهبران آن که در غزه نیستند خارج به سر می‌برند، مگر استثناء چون شیخ احمد یاسین و یحیی سنوار که هر دو در غزه توسط ارتش اسرائیل ترور شدند.

 

۲- تصلب در فقه اهل سنت و گرایش به تفکر "تکفیر" و پیوستگی به حزب بعث صدام

 

۳- نبود سازش میان آنان و دولت خودگردان.

 

قطر تا این جا سه حمله به خاک خود دشت کرد: از ارتش عربستان، از سپاه پاسداران ایران، از ارتش اسراییل. عربستان تمام‌عیار به قطر تاخته بود. سپاه ایران مقر آمریکا را در آخرین روز جنگ ۱۲ روزه زد و نیروی هوایی ارتش اسرائیل هم مقر اجلاس حماس را بمباران کرد. بگذرم.

غور اردن

نگارش ۲۱ ، ۶ ، ۱۴۰۴ :. ابراهیم طالبی دامنه دارابی. بنیامین نتانیاهو دیشب چه تهدیدی کرد؟ من البته صبح زود در خبرگزاری بین‌المللی "قدس" تعقیب کردم. او گفت:

 

"جبهه‌ی شرقی اسرائیل، «معاله آدومیم» نیست، بلکه «غور اردن» است... ما چهره‌ی خاورمیانه را تغییر خواهیم داد... و با ایران می‌جنگیم... ما برای موجودیت و ابدییت اسرائیل می‌جنگیم."

 

می‌خواهم این اشارات تهدید در جنگ لفظی این مقام اسرائیل را کمی توضیح دهم. غور در لغت یعنی فرورفتن در تفکر. سر فرو بردن در فکری ژرف. و در جغرافیا، به جایی پَست، عمیق و فرورفته اطلاق می‌شود. در اردن چند غور وجود دارد که در لفظ جمع، به آن اَغوار اردن می‌گویند. نگاه شود به رنگ سرخ نقشه. او طرح "اِی. وان" را تز انتخاباتی خود کرده بود که برای کسب رأی در پیروزی حزب لیکود، به رأی‌دهندگان، قول داده بود؛ یعنی «الحاق غور اردن» به اسرائیل. او و تیم او رأی هم آوردند و همچنان طی این دو سه سال بر اریکه‌ی قدرت، تکیه زدند و بر خاورمیانه چنگ انداخته‌اند. حرف جدید او به معنای تصرف کامل کرانه‌ی باختری است، که اینک محمود عباس ابومازن، رئیس "تشکیلات خودگردان فلسطین" در آن مستقر است و جمعیتی معدود از ملت فلسطین.

 

 

وقتی می‌گوید غور، جبهه‌ی شرقی اسرائیل است، همزمان دو تیر شلیک می‌کند: ۱. حرف از مرز نمی‌زند، می‌گوید جبهه. یعنی مرز اسرائیل، حتی غور اردن هم نیست، بلکه نامعلوم گذاشت تا تصرفات بعدی کی رخ دهد. ۲. ابدیت اسرائیل یعنی پیشروی به سمت سرزمین‌های شرق اسرائیل. زیرا غربِ آن، دریاست؛ همان مدیترانه. و در تصرف مطلق‌شان.

تحلیلم بر حمله اسرائیل به صنعا و دوحه

نگارش ۲۰ ، ۶ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. چاپ صبح. 

نیروی هوایی اسرائیل دیروز ۱۹ ، ۴ ، ۱۴۰۴ همزمان هم به دوحه پایتخت قطر و هم به صنعا پایتخت یمن شمالی حمله‌ی مرگبار کرد. اما مهمتر از آن حرف بنیامین نتانیاهو است که با زبان تهدید و رمز پنهان گفت: 

 

"به قطر و همه کشورهایی که به [اعضای حماس] پناه می‌دهند می‌گویم: یا آن‌ها را اخراج کنید یا به عدالت بسپارید، چون اگر این کار را نکنید، خودمان اقدام خواهیم کرد."

 

از دید من این حمله و این حرف، چه معانی‌یی دارد. من سه بُعد سیاسی و نظامی و منطقه‌ای را بر می‌رسم:

 

۱. از نظر سیاسی نشان می‌دهد اسرائیل با این کار به کشورهای خاورمیانه پیامی غیرمستقیم داد که خاک خاورمیانه را به دیده‌ی محیط تهدید بقا و امنیت خود می‌نگرد. از عُمان گرفته تا رُباط مراکش و سودان و حتی از افغانستان گرفته تا تهران و ترکیه و اَمان اردن، حوزه‌ی حمله‌ی نیروی هوایی اسرائیل است. قصد اسرائیل اعلان تفوق و توان ضربه به حریف است،

 

۲. از نظر نظامی دارد جولان می‌دهد که نه "له" شدم و نه "به زمین چسبیده"ام. بنابراین ارتش اسرائیل با این دو کار (و پیش ازین با حملات وحشتناکس در همین روزهای اخیر به زاغه‌های سلاح جنبش حزب‌الله لبنان و ضربه به سوریه در حمایت از دروزی‌های سویدای سوریه) ارزیابی اخیر آقاخامنه‌ای از اسرائیل را در مَظان تردید بُرد، تا بگوید جنگ اسرائیل با همه، جنگ همیشگی این ارتش مجهز است و از پا در نمی‌آید و جنگش را با آتش‌بس‌های لغزان گره نزده است. اسرائیل زمان را به نفع خود می‌داند که فاجعه‌ی باریکه‌ی غزه را با فتوحات هوایی به منطقه طاق بزند.

 

۳. از نظر منطقه‌ای به نظرم این حرکت نظامی و حرف سیاسی اسرائیل به ترک دائمی کشورهای خاورمیانه از رویارویی با ارتش اسرائیل می‌انجامد؛ زیرا اسرائیل برخلاف ظاهر قضیه، هم روسیه را پشت خود دارد، هم آمریکا را، هم تمام اروپا را، هم سازمان ملل متحد را و حتی پاپ واتیکان را. و در رأس همه زرادخانه‌های غرب و شرق را و ثروت هول‌انگیز یهود در آمریکا و استرالیا را،

 

 

نکته‌ی آخرم اینه، این که شنیده شد اسرائیل "له" شد و "تقریباً از پا در آمد" و "به زمین چسبیده" شد، برای هر فرد آشنا به دشمن، نباید مایه‌ی اطمینان باشد، زیرا بر دشمن همیشه باید در همان حد بدبین، تحلیل و اشراف داشت، که هست. پس؛ این حرف نباید آن گونه شود که باز، غافلگیری رخ دهد. به قول آقا سیدیحیی رحیم صفوی: "نظامیان همیشه باید سناریوی بدبینانه‌تر" را احتمال دهند و خوشبین نباشند. آری؛ دشمن، یعنی نیرویی که هر آن ممکن است از جبهه‌ی غفلت و یا پشتِ رجَز، وارد شود و نفوذ هم، این رخنه و رسوخ را در زمان مقتضی مهیا می‌کند. بنابرین باید احتمال داد، آقاخامنه‌ای با هدف تخلیه‌ی اطلاعاتی اسرائیل، این دو سه ترکیب لفظی را وارد دنیای تحلیل جنگ ۱۲ روزه کرده باشد. مهم، مهیابودن برای میهن است و حراست از ملت. سپس، نوبت مدد به جایی که امکانش اگر بود. بگذرم.

Qalame Qom : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا ، قم : ابراهیم طالبی دارابی مازندران، ساری، میاندورود
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Edited By Naghl Powered By Bayan