دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

۵۴۹ مطلب با موضوع «جهان ، جامعه ، کتاب» ثبت شده است

کناره گیری الناز شاکردوست در اعتراض به کشتار دی ماه ۱۴۰۴

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۲۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

 

دوشنبه ۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : توجه: هنرپیشه‌ی مطرح سینمای ایران خانم "الناز شاکردوست" با این متنش در اعتراض به کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ از سینما و نقش بازیگری‌اش کناره‌گیری کرد. عکس متنش عینا" نقل می‌شود.   (اقتصاد۲۴)  دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

سگ هایش سوگواری کردند

جمعه, ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش شنبه ۱۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ در مدرسه فکرت شعبه‌ی "بله" : روزهای نوروز ۱۴۰۱ چند کتاب، تمام کرده بودم؛ یکی رُمان «مرگ در جنگل» اثر «شِروود اندرسُن» با ۲۵ داستان بود. اینک چه ستُرگ و سزاینده است اشاره‌ام به ص ۶۱ آن باشد که روزگاری سگ‌ها گرگ بودند. پیرزنی به اسم خانم گریمس، کار همیشگی‌اش این بود به پُشتش کیسه‌ی خوراک می‌بست تا به حیوانات خوراک دهد. روزی به جنگ رفت، اما در برف، گیر کرد، مُرد. سگ‌هایش سوگواری کردند و هی می‌گفتند: حالا دیگر ما گرگ نیستیم! ما سگیم؛ خادم انسان‌ها. ای انسان! زنده بمان! با مرگِ انسان، ما دوباره گرگ می‌شویم!!! بگذرم! حالا این خانم فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت دو هوای مسعود پزشکیان سه روز پیش در مورد کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه امسال (۱۴۰۴)  مدعی شد: "دولت سوگ جمعی را به رسمیت می‌شناسد." یعنی صاحبان عزا حتی اجازه‌‌ی برپایی سوگواری را ندارد؟!! دست‌کم ای انسان! ای نظام ج . ا . ایران! از آن سگ‌ها و سوگواری آزاد برای صاحبشان خانم گریمس بیآموز!!! دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

انگلستان در هر کشوری دو سفیر دارد!

يكشنبه, ۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۳۳ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه : ۷ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : یک ضرب‌المثل انگلیسی می‌گوید: انگلستان در هر کشوری دو سفیر دارد: سفیر حکومت، خبرنگار تایمز. (کهن‌ترین جریده‌ی لندن) ناپلئون بناپارت می‌گفت: سیاست فقط مغز دارد، قلب ندارد!

سیم وایِر نگاهم به جنگ سه حکومت

پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۵۶ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
سیم وایِر نگاهم به جنگ سه حکومت

سیم وایِر !!! نگاهم به جنگ سه حکومت با هم. نگارش دامنه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رفتم لای حافظ ببینم چه آمد گفت؟! گفت:"ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟! / مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟! / شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای! / قدر این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟!" محل ما روستاست؛ اسمش داراب کُلا. لفظ وایر خودش در انگلیسی، اسم سیم برق‌رسان است، اما محل به وایر شمع و دلکو و کوئیل موتور خودرو می‌گویند: سیم وایِر یعنی سیم سیم. حالا همین سیم وایر -که از کوئیل و دلکو می‌رود بر سرِ شمع در بدنه‌ی سیلندر، تا جرقه بزند، پستون را مانند جت حرکت بالا و پایین دهد- اگر فقط کمی، فقط کمی ایراد داشته باشد، ماشین به تِرت و پِرت می‌افتد و اصلاً روشن نمی‌شود که بشود با آن تا انجیل نِسوم! رفت چه رسد به چمازتپه! حالا الآن چندین بار و چندین روز است حکومت در نظام ج . ا . ایران، چنان هراسی از بنیان خود دارد تا تق به توق می‌خورد، اینترنت را -که مالک و مبتکر آن در جهان آن را به بشریت هدیه و وقف کرد- به زور و جباریت، بر روی ملت می‌بندد. سراسر مملکت، کل ملت را به خاطر بقای قدرت خود گویی به فلک و کتک بست. شبیه کره شمالی شده‌ایم این چند روزی!!! به یک تشبیه. قصه اما چیست؟ سه تا حکومت با هم سر جنگ دارند. همین الآن هم دارم می‌نویسم، هر آن، امکان آن بسیار بالاست. ملت ایران و آمریکا با هم جنگ ندارند. حتی بسیاری از دانشمندان علوم، دانشجویان دانش و فنون، متخصصان مختلف ایران این مرز و بوم در آمریکا مشغول درس، کار، درآمد و زندگی‌اند. این سو سه حکومت با هم نمی‌سازند: اسرائیل ایران آمریکا. آن دو تا حتی شریر بی‌نظیر اما به ج . ا . ایران چه مربوط که می‌خواهد به میزان هلاکت معیشت ملت و خطرات مام میهن، اسرائیل را محو کند و حتی آمریکا را در خود ایالات متحده آمریکا غرق کند! خنده‌دارترین کار ازین بالاتر؟! خاب ۴۷ سال شعارش را داد این نظام، ولی دید نمی‌تواند. اگر می‌تواند خاب بُکند، اسرائیل را محو کند از زمین! بیچاره فلسطین هم درین محوشدن! بلعیده می‌شود و جنوب لبنان با محو اسرائیل لابد سُر می‌خورَد سمت جنوب و وصل می‌شود به سینای مصر!! آمریکا را هم می‌خواهد غرق کند و کانادا را لابد بُکند هم‌مرز مکزیک!!! واقعاً چقدر از سیاست رئالیته پرت است حکومت. کجاست سه عنصر بشری به تعبیرم: داد - دانش - درایت (= یعنی به ترتیب عدل - علم - عقل) کجاست واقعاً؟! بگذرم. حکومت حرف ملت را نشنوَد همین می‌شود که شد. قدر منتقدان خود را نمی‌دانست این حکومت -که ۳۷ سال است دارند به قدرت، محترمانه و اخلاق‌مدارانه انتقاد می‌کنند و پیشنهاد پیشرفت و رهایی از بن‌بست می‌دهند- اما حاکمیتِ یکدست، گوش نمی‌کند که نمی‌کند. من در ۱۷ دی گفتم که اینترنت را خواهد بست حکومت، و دیدم شبش بست. ۱۹ دی خواستم تحلیل بنویسم دیدم، نه فقط نت نیست، حتی خون ریخته شد. این بود به صورت خطی متنی در دفتر یادداشت تقویم ۱۴۰۴ خودم، نوشتم که اینک کمی نت باز شد، منتشر می‌کنم. حرف و تحلیل و گزارش، زیاد دارم. بماند واتس‌آپ اگر وصل شد. این متن را هم آفلاین در پیشخوان واتس‌آپم تایپ کردم، و اینک در ایتای مدرسه فکرت بار می‌گذارم. سخن را آفرینش به همگان داد، نه فقط به حاکمان و یا سلطنت‌کنندگان. پس سخن از تولیدات آفرینش و آفریدگار است، آن را به هم پیام کنیم و دریغ نکنیم. درود بر ذهن‌های سالم و دهن‌های صالح. سیم وایِر!!! را قطع کنی حکومت، خودت هم قطع می‌شوی، یقین کن. ملت را نمی‌شود در بی‌خبری گذاشت و گفت فقط سخنرانی‌های ما را گوش کن و گزارش‌های سیستم را به خاطرت بسپُر. نه نمی‌شه. به قول بهنام بانی در آن آهنگش: "نه نمی‌شه"!

فرجام کار

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۳۹ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه جمعه ۱۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : شیخ عبدالقادر گیلانی زاده‌ی ۴۷۱ هجری قمری گیلان، سالک شافعی حنبلی و ساکن بغداد در ص ۱۴۷ کتابش"سرالاسرار" ترجمه‌ی مسلم زمانی و کریم زمانی، سه حالت زیرکیِ زیاد، هوشیاری فراوان و بینش نسبت به سرانجام کار را از "لوازم راه سالک" بر شمرده است. او می‌گوید سالک باید به عواقب کارها بنگرد و فریب ظاهر و احوال را نخورَد. از نظر این شیخ از مشایخ مشهور ترس از بدفرجامی غالباً سبب نجات از بدسرانجامی می‌شود. زیرا اهل فن را نظر بر این است که در تندرستی، خوف غالب است و در بیماری، امید.

مقاومت در خاورمیانه و مقاومت در برابر ملت ایران

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه می‌گویند در برابر اسرائیل دو جبهه وجود دارد: ۱. جبهه‌ی سازش. ۲. جبهه‌ی مقاومت. محور سازش معتقد است پس از چند جنگ از پنجاه شصت سال پیش با اسرائیل و آزمودن حاصل ستیز، خاورمیانه دیگر باید با اسرائیل به صلح و رابطه برسد ولو آن که حق از آن فلسطین است، زیرا جنگ با اسرائیل نتیجه‌بخش نیست و خاورمیانه را از زندگی عادی و امنیت و توسعه خارج می‌کند. محور مقاومت اما بر آن است از یک سو با تفکر سازش به مقابله‌ی سیاسی و مفهومی برخیزد و حتی خیزش "بیداری اسلامی" علیه‌ی سران عرب ایجاد کند و از دگر سو نیروهای مقاومت را مسلح و پیکارگر نگه دارد. ج.ا.ایران -که محور مقاومت را با نیروهای اعزامی خود و نیروهای نیابت از مستضعفین چند کشور در خاورمیانه خصوصاً افغان‌ها، سازماندهی کرده بود- در اثر جنگ اسرائیل در هفت جبهه و غلبه‌ی ارتش اسرائیل بر همه، بشدت تضعیف شد و این محور، تقریباً فرو پاشید و یا دست‌کم از ابتکار عمل باز ماند و تقریباً تمام سران این مقاومت از نظامیان ایران و جنبش لبنان و حماس و ... توسط اسرائیل ترور شدند. به نظر من بزرگترین ضعف نظام ج.ا.ایران این بود نظامیان خود و نیروهای مسلح محور مقاومت به‌ویژه حزب‌الله لبنان را در سرکوب قیام مردم سوریه مشارکت داد و مرتکب خطای استراتژیک شد که همچنان نزد ملت سوریه و ایران مورد مؤاخذه است که سرانجام آن جز شکست و خسران نبوده است؛ بشار اسد دیکتاتور سوریه به مسکو فرار کرد و هزینه‌های ایران بر باد فنا رفت و نیروهای اعزامی آن از سوریه متواری شدند و ممکن است از سرنوشت تعدادی از آن چیزی در دست نباشد یا استتار صورت گرفته است تا ملت سر در نیاورد. اما اینک ج.ا،ایران در درون میهن با اعتراضات مردمی مواجه شد که از ۷ دی ۱۴۰۴ از بازار تهران شروع شد و به سایر شهرهای کشور سرایت کرد و همچنان ادامه دارد. مسئله این است: در خاورمیانه اگر مقاومت بوی مقابله با اسرائیل می‌دهد، در داخل ایران، مقاومت در برابر اعتراضات به‌حق مردم بوی چه چیزی را می‌دهد؟! یقیناً مقاومت در برابر خواسته‌های مردم -که از فروپاشی اقتصاد ایران به فریاد و فغان آمده‌اند- صورت خوشی ندارد. عدلی‌ترین و عقلی‌ترین و علمی‌ترین مسیر، مسیری است که ملت آن را بخواهد؛ اکثریت ملت مدت‌هاست مطالبات سیاسی و اقتصادی و حتی روابط خارجی را به گوش حکومت و حاکمیت و حتی چند دولت از ۲ خرداد ۷۶ به این ور، رسانده است، اما حاکمیت پند نگرفت و نمی‌گیرد و شد آنچه خردمندان، آن را به‌دقت قابل وقوع می‌دانستند. مقاومت، خوب است،؛ البته نه در برابر ملت، بلکه در برابر هر گونه زور و زر و تزویر در سیاست و حکومت. ج.ا.ایران همان‌مقدار حامیان خود را حق تظاهرات می‌دهد، معترضان خود را هم می‌بایست حق اعتراضات دهد تا به تراکم و شکاف نمی‌انجامید؛ بحران از بحرا‌ن‌های پنجگانه‌ی مشارکت، مشروعیت، توزیع، هویت و... لبریز شد و اینک ملت فغانش از معیشت و تنگی زندگی است. کجایی عقل؟!؟ واقعاً کجایی؟! متن دوم من: ملت باید تغییر کند؟! یا حکمرانان؟! نگارش چاپ شب دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : اقتصاد در ج.ا.ایران با دو بحران نوسان و بی‌ثباتی وارد شوک و شکاف و اعتراض شد. سقوط ارزش ریال ایران دیگر به قول کارشناسان فن، "روزانه و هفتگی" نیست بلکه حالا دیگه در نگاه فعالان بازار "ثانیه‌ای" گردیده است. چندماه پیش در همین صحن گفتم شیوه‌ی حکمرانی این نظام چنان غیرعقلانی است که قیمت یک دلار را به ۵۰۰ هزار تومان هم می‌رسانَد. حالا امروز دلار سه‌شنبه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ در بازار آزاد "به ۱۴۶ هزار و ۳۰۰ تومان" صعود کرد؛ هم یک "رکورد تاریخی، و هم علامت یک "فروپاشی تدریجی اعتماد به سیاست‌های پولی و ارزی". حکمرانان ایران! دست از سر این ملت بردارید که با دشواری دارند معیشت می‌گذرانند. بگذرم. آن که باید تغییر کند ملت نیست، حکمرانان‌اند. بیش‌ازین میهن را در معرض و حلقوم مخاطرات نبرید. از سرنوشت سوریه و ونزوئلا و جنوب لبنان بیآموزین!

لباس حداکثری میشل اوباما

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۱۲ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

میشل اوباما

میشل اوباما همسر باراک حسین اوباما رئیس‌جمهور اسبق آمریکا "در جدیدترین حضور رسانه‌ای خود با کت و دامن بلند و پوشیده‌ای ظاهر شد." رسانه‌های جهان "این پوشش حداکثری" را به عنوان "نمادی از قدرت و شادی برای آغاز فصل اول سال ۲۰۲۶ یاد می‌کنند." من برین نظرم این کاندیدای احتمالی ریاست‌جمهوری آمریکا ممکن است می‌خواست با این رفتارش، برهنگی را پس بزند و رأی مذهبیون محجًب در ادیان را به خود جذب کند. البته اصل پرهیز از عریانی، یک آداب اخلاقی و واکنش ستوده است. ابراهیم طالبی دارابی توحید. یادآوری شود خانم "میشل اوباما" یک نویسنده است. "نور درون" تازه‌ترین کتاب اوست که آقای "یاسین قاسمی بجد" به فارسی برگردان کرد و در انتشارات "جزیره" چاپ و منتشر شد. / ابراهیم طالبی دارابی توحید.

تهیه لیست غرامت سنگین سوریه علیه نظام ج.ا.ایران

يكشنبه, ۱۵ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۴۷ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش ۱۵ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : آقای علی‌اکبر ولایتی درباره‌ی "جنگ ۱۲روزه" گفت اگر جنگ چند روز دیگر ادامه می‌یافت، برای اسرائیل "خسارت‌های عظیم و جبران‌ناپذیری" رقم می‌خورد. آقای ولایتیِ تحتِ وَلا و وِلا، اگر به قول خودت "خسارت عظیم" به اسرائیل می‌زدید! پس چرا تن به آتش‌بس تحمیلی دادید؟! شماها که منتظر چنین روزی بودید که اسرائیل را "از صفحه‌ی روزگار محو" کنید، خاب؛ چرا عقب نشستید و آتش‌بس را پذیرا شدید؟! بگذرم ازین حرف‌ها و رجزهای توخالی! که از پفک! و چسفیل! سبُک‌تر است، بهتر است حکمرانان این نظام ج.ا.ایران این حرف مهم "محمد یسر برنیه" وزیر دارایی دولت جدید سوریه را ببینند که دیروز ۱۴ دی ۱۴۰۴ رسماً اعلام کرد:

 
 "بدهی‌های ما به ایران و روسیه وحشتناک است و در حال آماده‌سازی ادعاهای متقابل هستیم. اگر آنها مبالغ مشخصی را مطالبه می‌کنند، ما به دلیل سهم آنها در ویرانی کشور، چندین برابر آن مبلغ را مطالبه خواهیم کرد. از مسئولان ایرانی زیاد شنیدیم که می‌گویند سوری‌ها کم وفا هستند و رقم معینی به عنوان بدهی دولت سوریه به ایران اعلام می‌کنند. بگذارید به آنها بگویم مثلی در سوریه داریم که می‌گوید آنکه خجالت می‌کشید مُرد، ما در حال تهیه لیست غرامت علیه‌ی دولت ایران هستیم. غرامت برای کشتار و ویرانی شهرها و تآسیسات سوریه و کمک به رژیم بشار اسد از ایران خواهیم گرفت. می‌دانیم این پرونده پیچیده و سختی است ولی دهها برابر مطالبات ایران را از آنها غرامت تعیین کردیم و این پرونده در وزارت دارایی در حال تکمیل است و یک لیره سوریه را از دست نخواهیم داد."
 
اگر ممکن است بار دگر سخن یسر برنیه سوریه خوانده شود و پرسیده شود آنان که فرمان اعزام به سوریه برای حفظ خاندان اسد را می‌دادند، به ملت ایران و سوریه پاسخ دهند که چرا به سوریه رفته بودند؟ چه کارهایی آن جا کردند؟ چقدر برای بقای دیکتاتور اسد هزینه کردند؟ از سرنوشت نیروهای اعزامی به سوریه به مردم اطلاع دهند؟ ملت صاحب این مملکت است، پس باید به ملت جوابگو بود. دامنه

عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند

شنبه, ۱۴ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۴۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر
نگارش دامنه ۱۵ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ :  استاد مرتضی مطهری در دیدگاهی انتقادی و اصلاحی نسبت به آداب معاشرات و تفکرات روحانیت روزی گفته بود:
 
 "اول از تیپ خودم که روحانی هستم مثال می‌زنم: اگر یک روحانی برای‌ خودش قیافه و هیکلی برخلاف آنچه عادت و معمول است بسازد ، عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند، عصا و ردائی با هیمنه و شکوه خاص به دست و دوش بگیرد، این ژست و قیافه خودش حرف می‌زند، می‌گوید برای من احترام‌ قائل شوید، راه برایم باز کنید، مؤدب بایستید، دست مرا ببوسید. همچنین است حالت یک افسر با نشانه‌های عالی افسری که گردن می‌افرازد، قدمها را محکم به زمین می‌کوبد، باد به غبغَب می‌اندازد، صدای خود را موقع حرف‌زدن کلفت می‌کند. او هم زباندار عمل می‌کند، به زبان بی‌زبانی‌ می‌گوید: از من بترسید، رعب من را در دلهای خود جا دهید. همینطور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر بسر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن." (مرتضی مطهری، "مسأله‌ی حجاب" چاپ صدرا ص ۹۴)
 
در حقیقت بین افکار و رفتار و کردار رابطه‌ی وثیقی هستآ هر کدام به‌هم بخورَد مانند گلیمی است که تار و پودش وا رفته باشد که به درد نالسَر هم نمی‌خورَد. می‌گویند حافظ اسد پدر بشار اسد -که اولی دیکتاتور، مرده است و دومی دیکتاتور، به مسکو گریخته است- تا پیش از رسیدن به قدرت در سوریه، "حافظ‌الوحش" خوانده می‌شد. تا طعم قدرت را دید، قیافه و هیکل و نام و لقب و شکوه خاص به خود بخشید.
 
ببخشید! این‌ روزها که نیکولوس مادارو رئیس‌جمهور ماجراجوی ونزوئلا توسط ارتش آمریکا دستگیر و کت‌بسته تحویل دادگاه در نیویورک شد، حتی مجال نیافت به کجا (پکن؟ یا مسکو؟و هاوانا؟) آیا فرار کند! پکن که کسی را راه نمی‌دهد! او فقط نفت می‌خواهد و بازار فروش کالایش. حالا ذهن‌ها مشغول شده در صورت بحران‌ها کدام پرزیدنت‌ها پیش کدام پرزیدنت‌ها می‌گریزند! بگذرم. مسکو و مکزیکوسیتو را از پیش رزرو می‌شود نمود؟! از پناهجویان باید چک‌پرسی کرد.

ترامپ از دخالتِ ایران در خاورمیانه به داخل خود ج.اایران ورود کرد

سه شنبه, ۱۰ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۰۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : ترامپ و نتانیاهو در آمریکا در مورد ج. ا . ایران، غزه‌ی فلسطین، سوریه، لبنان رایزنی امنیتی، نظامی کردند. ابتدا آنچه ترامپ صریح‌تر از هر زمان بر سر ایران بر زبان راند:

 
- "ایران مشکلات زیادی دارد! شنیده‌ام که ایران در تلاش است تا قابلیت‌های هسته‌ای خود را بازسازی کند و اگر این کار را انجام دهد، ما آن را نابود خواهیم کرد... ایران می‌توانست قبل از حملات تابستان با ما به توافق دیپلماتیک برسد... شنیده‌ام ایران می‌خواهد توافق کند. اگر آنها می‌خواهند توافق کنند، این خیلی هوشمندانه‌تر است...
 
- و در ادامه در پاسخ به این‌که "آیا به بنیامین نتانیاهو اجازه می‌دهد دوباره به ایران حمله کند" گفت: «برای موشک‌های بالستیک، بله. برای سلاح هسته‌ای، سریع!"
 
- ازو پرسیدند "آیا از سرنگونی رژیم ایران حمایت می‌کنید؟" که ترامپ این‌بار، بارِ سخن خود را از دخالت ج.ا.ایران در خاورمیانه به داخل ایران قرار کرد و صریحاّ گفت: "من نمی‌خواهم در مورد سرنگونی یک رژیم صحبت کنم. آنها مشکلات زیادی دارند، تورم وحشتناکی دارند، اقتصادشان نابود شده، اقتصادشان خوب نیست و می‌دانم که مردم خیلی خوشحال نیستند. اما فراموش نکنید، هر بار که شورشی رخ می‌دهد یا کسی گروهی کوچک یا بزرگ تشکیل می‌دهد، شروع به تیراندازی به مردم می‌کنند، می‌دانید، مردم را می‌کّشند. من این را سال‌ها تماشا کرده‌ام. نارضایتی عظیمی وجود دارد. آنها افراد بسیارشروری هستند."
 
اینک بررسی کوتاه و کمی تحلیل ماجرا:
 
من نوروز ۱۴۰۴ تحلیلی نوشته بودم و در آخر همان ماه نوروز توضیحاتی در جمعی داده بودم که پروژه‌ی "۲۰۲۵" به صورت لج ترامپی پیاده می‌شود و اسرائیل به ج.اایران حمله‌ی نظامی قطعی می‌کند. هدف را دو چیز اعلام کرده بودم: یا خاورمیانه‌ی عاری از نظامیان و نیابتیان ایران و یا ایرانِ عاری از نظام ج.اایران. در مورد هدف اول آنچه ترامپ در نظر داشت پیاده کرد:
 
- نابودی تمام سایت‌های اتمی ج.ا.ایران
- تارومار کردن تمام نظامیان ج.ا.ایران از خاورمیانه 
- منزوی‌ساختن ج.ا.ایران در جهان
- فشار تحریم و اجماع علیه‌ی ج.ا.ایران
- جنگ اسرائیل در هفته جبهه‌ی همزمان با نیابیان -که ج.اایران آن را "محور مقاومت" می‌نامد- و تسلط ارتش اسرائیل بر تمام حریم امنیت خاورمیانه
 
اینک با توجه به نشست مخاطره‌آمیز رایزنی نظامی ترامپ و نتانیاهو در "پالم‌بیچ فلوریدا در اقامتگاه پرزیدنت ترامپ در آمریکا، فاز دوم لج ترامپیِ پروژه‌ی "۲۰۲۵" در حال پیاده‌شدن است. این‌بار با تز برخورد با توان بالستیکی ایران و احتمالاً مقدمه‌چینی مرحله‌ایِ ایرانِ عاری از نظام ج.اایران. اگر سبک صحبت ترامپ را در بند سومی بالا دقیق مرور کنیم، چنین برنامه‌ای استشمام می‌شود. البته سیاست مانند ژانوس -نخستین پادشاه افسانه‌ای روم که پشت سر و جلوسر را همزمان می‌دید- دو سر و دو چهره دارد (عکس او در بالا) که موریس دوورژه فرانسوی استاد برجسته‌ی علم سیاست، سرشت سیاست را ژانوسی می‌دانست" یعنی سیاست همیشه و در همه‌جا پدیده‌ی دو وجهی (=ذوجنبتین) دارد:  تضاد و همگونی. ترامپ و ج.اایران در فاز ژانوسی سیاست می‌افتند و اسرائیل در میانه‌ی لج + لج، ارتش خود را بر حسب جمع‌آوری پنهان موساد، وارد ماجرا می‌سازد. ترامپ در فریب و دوچهره بودن در سیاست ژانوسی و عملیات روانی گیج‌سازی، به روایت بنگاه‌های جهانی خبری، چهره‌ای خبره است و راحت ملون رنگارنگ زیرا اصالت برای او تجارت است و سود وفور و فراوان.

هزار و یک شب

دوشنبه, ۹ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۲۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
هزار و یک شب
عکاس دامنه از روی جلد کتاب
کمی توضیح از سوی دامنه دربارۀ هزار و یک شب با برداشت هایی که از این کتاب جالب دارم: یک - شهریار تصمیم می گیرد همسرش شهرزاد را بکُشد. حتی بنا می گذارد همۀ زنان را بکُشد. چون خبر رسیده بود کار ناشایستی کرده اند. نوبت به کشتن شهرزاد که می رسد، شهرزاد شروع می کند برای شوهرش _پادشاه_ قصه گفتن. آنقدر قصه می گوید که به هزار و یک شب می رسد یعنی سه سال. شهریار از اِعجاب سخن شهرزاد به حیرت و شیدایی می رسد، دست از کُشتنش می شُوید و باز هم عاشق همسرش شهرزاد می شود. شهرزاد با قدرت کلام و قصه حریم زنان را از تهمت ها و بدگمانی ها و بدفهمی ها نجات داد و این یعنی به قول دکتر جلال ستّاری «سخن درمانی». دو - چند داستان کتاب هزار و یک شب هنوز یادم مانده است. یکی از داستان ها قصۀ غمبار بطّه و طاووس است. در این قصه، طاووس با مادۀ خود، به جزیره ای پناه می برد. بطّه _بطّه یعنی اُردک_ هم به آنها ملحق می شود. طاووس می پرسد تو چرا آمدی جزیره، بطّه؟ می گوید من هم از دست ستمِ و بیدادِ آدمیزاد به اینجا فرار کرده ام. بعد برای طاووس شرح می دهد که الاغ و اسب و شتر و غزال و حتی شیر ملک زاده هم از دست بشر، آزار می بینند و صبح تا شب یا زیر فرمان بی رحمانۀ آدمیزادند و یا اسیر تیر و تفنگ و تله و دام و صید آنان. این برداشت آزاد دامنه بود از از گوشه ای از زوایای تودرتوی هزار و یک شب. دامنه بگذرد و فقط بگوید هیچ چیزی، به قدر کتاب، انسان را وَرز نمی دهد و او را از مادّه به ماوراء نمی برَد.

فضای دو طرف جنگ اسرائیل و ج.ا ایران

چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۳۳ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی. ۴ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : بنیامین نتانیاهو در سخنرانی خود در نیروی هوایی ارتش اسرائیل "کشته‌شدن"‌ سربازان اسرائیل را "فداکاری" برای "بقای کشور اسرائیل" و "تضمین" آن توصیف کرد". او حتی گفت "هر سرباز جان‌باخته، جایگاهی افتخارآمیز در ابدیت اسرائیل دارد." و در آخر چنین حرفی را به رخ طرف‌های خود کشید: "از اعماق ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ما به اوج‌های قدرت و بازدارندگی در سراسر خاورمیانه اوج گرفتیم... جنگنده‌ها، بالگردها و پهپادهای اسرائیلی اکنون آزادانه در آسمان‌های منطقه پرواز می‌کنند... اسرائیل «ضربات قاطعی» به دشمنان خود در هفت جبهه وارد کرده و سرنوشت کشور را تغییر داده و دستاوردهایی به‌دست آورده است که نشان پاک‌نشدنی بر جای گذاشته‌اند." او حتی آمار داد صدراعظم آلمان می‌خواهد به اسرائیل بیاید و "قصد دارد سامانه‌های بیشتری از اسرائیل خریداری کند و کشورهای دیگری نیز در نوبت انجام این کار هستند." و در ادامه، جنگ اخیر اسرائیل را این‌چنین ارزیابی کرد: "دشمنان اسرائیل در حال لیسیدن زخم‌های خود هستند اما به‌دنبال تسلیح مجدد می‌باشند." منبع. چند مفهوم کلیدی درین سخنان نهفته است که برمی‌شمارم:
 
- انگشت بر بقا اسرائیل تا شعار "محو اسرائیل" را نشانه گیرد.
- انگشت بر ۷ اکتبر حماس که جنگ اسرائیل را تدافع نشان دهد.
- انگشت بر ابدیت اسرائیل که تز ارض موعود، ارث یهود را نشانه گیرد.
- انگشت بر جنگ‌افزار تا بگوید اسرائیل با سلاح هم می‌جنگد هم می‌فروشد.
- انگشت بر لیسیدن زخم، تسلیح مجدد تا قدرت رخ کشد و فضا جنگ دگر.
- انگشت بر هفت جبهه تا هم فشار بر اسرائیل را آدرس دهد و هم قدرت ارتش را به رخ بکشد که در جنگ با هفت جبهه درگیر شد.
 
تحلیل درین‌مورد، مدّ نظرم نبود. فقط مفهوم کلیدی را پردازش کردم و این یادآوری را هم لازم می‌دانم که از سمت ایران، این واژگان، پرتکرار شد: اسرائیل "له شد"، "بر زمین چسبید"، "کتک خورد" و نیز از موشک ایران لرزید و ترسید و تمنای آتش‌بس کرد. البته ایران ساکت است و مترصّد، اما اسرائیل همچنان در سوریه در حال پیشروی ارضی و ضمیمه‌سازی سرزمینی‌ست و در جنوب لبنان هم در حال بمباران محل‌های تحت نفوذ جنبش حزب‌الله. در مورد ایران نیز، فعلاً فضای وحشت حاکم است و دوگانه‌ی جنگ و صلح. و حالت کُشنده‌ی نه‌صلح، نه‌جنگ، ولی هر آن جنگ و آماده‌به‌جنگ! که بدترین حال یک کشور و ضربات بر پیکر اقتصاد آن نظام و تنگی زیانبار معیشت ملت محسوب می‌شود.

اگر شریعت به ضرب حکومت پیاده شدنی بود...

جمعه, ۲۹ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۰۶ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۹ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : اگر شریعت به ضرب حکومت پیاده شدنی بود در خود قبیله‌ی قریش پیاده می‌شد! تازگی رئیس‌جمهور تاجیکستان -آقای امامعلی رحمان- در سخنرانی عمومی خود گفت: "مسجدسازی دیگر بس است؛ بدون علم و هنر، پیشرفتی در کار نیست. تعداد مساجد ما در آسیای مرکزی خیلی‌زیاد است. مسلمانی ما برای خودمان است و کسی از ما آن را نمی‌خرَد. وقت آن است که با علم و هنر ما تاجیک‌ها پیشرفت کنیم. دولت را علم و هنر پیشرفت می‌دهد، نه خرافات." کاری به حکومت و قدرت او ندارم اما این سخنان آقای امامعلی رحمان یکی از بی‌نظیرترین صحبت معقول معاصر بوده است. کاش ملت ایران چنین دانشی را در افراد حکومت جمهوری اسلامی ایران سراغ داشت. این بافت حکومت اسلامی مدعی اجرای شریعت در ایران هستند؛ اگر شریعت به ضرب حکومت، پیاده‌شدنی بود، در خود قبیله‌ی قریش پیاده می‌شد که هزار تیکه شد و رسول دین اسلام ص حتی آن شهر را ترک گفت و به غار ثور و سپس یثرب پناه جست. شما شریعت را اگر خیلی شیفته‌ی پیاده‌شدنش هستید اول در خود نظام روحانیت! (=پوزش جسمانیت!!!) تست کنید، ببینید شدنی هست و آیا می‌توانید فردی متشرع و بااخلاص بمانید. خود شماها هزار جور هستید با هزارها نقیصه و ناخالصی، آن گاه مردم را به شریعت، فتواها و سفارش‌های بی‌شمار در سخنرانی‌های بی‌شمار فرا می‌خوانید!؟ این حرف نفر اول تاجیکستان واقعاً نیاز امروز و فردا و زبان حال تمام آینده‌ی ایران هم، هست.

انگل های بودجه

سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۵۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۶ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : مجله‌ی تجارت شماره‌ی ۶۱۸ چاپ ۲۲ ، ۹ ، ۱۴۰۴ بحث "انگل‌های بودجه" را گشود که منظورش این است خون بودجه‌ی ملت را عده‌ای از نهادها، ساختارها، سازمان‌ها، مؤسسه‌ها، ستادها، بینادها، جاهای خاص و... عین "کنِه" می‌مکند که نه بازدهی و سودی به حال میهن و ملت دارند و نه رشد و توسعه را قبول دارند. حتی پاسخگوی پولی که گرفتند و خرج کرده‌اند، نیستند. این بیماری -که منجر به فساد و دُمل چرکین و معضل پایدار نظام شده است- از دیرباز پدیدار شده است و تا کنون هیچ دولتی قادر نبود این بودجه‌های جاهای مفت‌خور را قطع کند. فساد از پول سرچشمه می‌گیرد و پول از طریق زور و دستور بالاسری‌ها به بدنه‌ی ساختار پاشیده می‌شود و هیچ کس درین مملکت حرفش خریدار ندارد که بتواند مانع این پولخواری شود. اوضاع هرگز بهبود نمی‌یابد مگر این‌که این میهن به حاکمیت ملت، حکومت دموکراتیک نظارت‌پذیر، مدیریت علمی شایستگان و قانون مدون و مدرن و عُرف برسد و از ریاکاران مذهبی که فقط ظاهر دین را بزک‌کرده می‌خواهند، رهایی یابد. طرح عکس گرچه از صنعت ادبی تشبیه زبان پارسی، بهره گرفت، اما واقعاً واقعیت دارد که ارگان‌ها، نهادها، مؤسسه‌های مخصوص قدرت یا دولت یا اشخاص و حوزه‌ی روحانیت، شبیه "کنه‌"ها به جان بودجه افتادند و هر سال آن را می‌خورند، به جیب این و آن، یا هدرداد می‌دهند. من یاد زنده‌یاد استاد محمدرضا حکیمی می‌افتم که کتاب "منهای فقر" را با چه ولعی نوشت ولی به نقد ج.ا ایران رسید، سرانجام از آن قطع امید کرد، بُرید و دردبار به دیار خاک شتافت در کنار باغ رضوان حرم مشهد آرام گرفت.

آقای بازرگان و آزادی ؛ آقاخمینی و ولایت فقیه

دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۳۳ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۵ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : یکی از کتاب‌های قطور و قوی دهه‌ی شصت در ایران، کتاب "جامعه‌ی باز و دشمنان آن" بود که "کارل ریموند پوپر" فیلسوف شهیر انگلستان آن را نگاشت و دکتر عزت‌الله فولادوند آن را به پارسی شیرین برگرداند. آقای "مهدی بازرگان" اندیشمند توانمند و سیاستمدار متفکری بود که در برابر سلطنت شاه، نهضت آزادی را راه انداخت، نهضتی که برای آزادی، برای حکومت دموکراتیک، برای مدیریت علمی کشور، برای ساختن ایران بر پایه‌ی رابطه با جهان، برای پرهیز از ستیزه و جنگ، برای مخالفت با صدور انقلاب و در یک کلمه برای قدرت بر پایه‌ی حاکمیت ملت شکل گرفته بود و هر گونه "ولایت" از سوی هر شخص را تزی نادرست و سلطه بر مردم و نوعی عوام‌پنداشتن سایران معرفی می‌نمود. در واقع بازرگان مدافع و پایه‌گذار فکری "جامعه‌ی باز" در ایران بود که توسط حاکمیت کنار گذاشته شد زیرا تفکرات وی را تاب نیاوُرد و او را با انگ غرب‌گرا و لیبرال از قدرت حذف کرد. چراکه جمهوری اسلامی دنبال "جامعه‌ی باز" نبود که پوپر آن را تبیین کرده بود. جامعه‌ی بسته نوعی از حکومتداری است که یا یک فرد مانند یک محمدعلی‌شاه در تز فرّه ایزدی، یا یک فیلسوف‌شاه در تئوری افلاطون، یا یک ولی‌فقیه در نظریه‌ی آقاخمینی، یا یک صدر هیأت‌رئیسه در اتحاد جماهیر شوروی و یا یک سلطان در عمان و اردن ‌و عربستان، تا عمر در تن دارند، بر سر حکومت می‌مانند و فرمان می‌رانند. بنابرین؛ نهضتی که آقاخمینی آن را رهبری می‌کرد از پیش مشخص کرده بود که منجر به ولایت یک فرد فقیه بر ملت می‌شود و اما نهضتی که آقای بازرگان آن را تأسیس و مدیریت می‌کرد، حزبی بود در کنار سایر احزاب که با انتخابات مردم و رقابت آزاد و دموکرات، حکومت و قدرت گردش می‌کرد و هیچ کس حق برتر و امتیاز پیشینی یا مذهبی صنفی نداشت. نتیجه‌این‌که، نهضت آزادی بازرگان مساوی می‌شد با حاکمیت مشروطه‌ی مردم بر مردم ایران، و اما نهضت آقاخمینی مساوی می‌شد با حاکمیت بلامنازغ و مطلقه‌ی یک فرد فقیه بر مردم ایران و حتی به نظر برخی‌ها می‌شد: "ولی امر مسلمین جهان" و سرپرست اسلام و پدر مسلمانان! آری؛ به دنبال روانشاد بازرگان، دو شخص ذی‌نفوذ در ایران -با قدرت کاریزماتیکی فوق‌العاده رَشک‌برانگیز خود-  بنیاد تفکر "جامعه‌ی بسته" در جمهوری "اسلامی-مصباحی" را بشدت لرزان و لغزان کردند و همچنان مبغوض قدرت مانده‌اند که این دو فرد ازقضا بیشترین دغدغه‌ی‌شان "آزادی" و "دموکراسی" بود. کیا بودند این دو تن؟! اینان دو اندیشمند متنفذ و منتقد در فضای ایران: یکی آقای "دکتر عبدالکریم سروش" که امروز ۲۵ آذر ۱۴۰۴ هشتادساله شد و چندشب پیش گفت: "همیشه از زور بدم می‌آمد. چه در خانواده کسی به من زور بگوید، چه زور معرفتی و چه زور سیاسی. زورناپذیری در عرصه‌ی سیاست مرا به سوی آزادی برد." و یکی هم آقای "سیدمحمد خاتمی" که او هم اخیراً هشتاد ساله شد و در همین سالگرد دوم خرداد امسال گفت: "اگر دین هم در مقابل آزادی قرار بگیرد، شکست می‌خورَد." آری؛ هیچ چیزی نمی‌تواند بر آزادی، ظفر یابد حتی اگر ۷۰ سال به روش خونین و خودکامگی استالین در شوروی حکومت کرد. اینک کسانی که سیاستمداران حکومت را با عنوان‌های ولی، امام، زعیم، ولی امر، نائب‌الامام، متولی، سرپرست، قیم، پدر، حاکم دینی و الفاظ عاطفی یا مذهبی دیگر می‌خوانند، محل چالش و رد و نقد است.

نگاهی به کتاب اندرز به فقیه

يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۴ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : کتاب "اندرز به فقیه" اثر تازه‌ی آقای سیدمصطفی محقق‌داماد است. این روحانی به حکومت جمهوری اسلامی ایران چنین توصیه‌ای کرده است:

 

 "من نظرم این است که اگر حاکمیت به اشتباهات خودش اعتراف کند و اشتباهات گذشته‌اش را قبول کند و از این اشتباهات اول در درگاه خدا و سپس در پیشگاه مردم رسماً استغفار کند و طلب مغفرت کند، به نظر من در این شرایط عصبانیت مردم فروکش می‌کند، رضایت خاطر مردم حاصل می‌شود. این است که یکی از سنت‌های ما... "

 

محقق‌داماد معتقد است هیچ ضرورتی ندارد برای تحقق مواردی همچون عدالت و انصاف و ...، "حکومت اسلامی شکل بگیرد؛ او "صرفاً حکومت انسان‌های خیرخواه و خوب" را برای تحقق عدالت و انصاف کافی می‌داند. عین عبارتش: "دقیقاً این نظر من است و برای اجرای عدالت ضرورتی ندارد که حکومت اسلامی شکل گیرد." البته روشن سازم حکومت به قول آقای محقق‌داماد "توبه" هم بکند، ملت اما طالب "حاکمیت ملت" و "دموکراسی" و آزادی و آشتی با جهان و کشورداری عقلانی است که وقتی هر چهارسال چهارسال رأی داد، نفوذ رأی اکثریت و آثار انتخابات و تغییرات را واقعاً حس کند و ببیند کشور وارد روند رشد و توسعه شده است، نه عقب‌ماندگی و میلیاردساعت سخنرانی و روایت‌خوانی و روضه‌خوانی و رجزخوانی توخالی با قدرت‌ها و ارتش‌های مجهز جهانی. کشور، مدیریت علمی می‌خواهد و توان پول ملی، نه هر هفته هزاران سخنرانی فاقد پشتوانه‌ی علمی و تجربی و متشتبث به ریاکاری مذهبی.

 

جواب حجاریان در مورد جنگ اسرائیل با ج.ا ایران

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۷:۴۳ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۲ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : از آقای سعید حجاریان اخیراً چند سؤال پرسیدند، دو تاش را مطرح می‌کنم. از جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران پرسیدند، این جواب را داد:

 

- حجاریان: "واقعیت این است ‌که اگر محتوایی را که درباره‌ی جنگ تولید شد، بررسی کنیم متوجه می‌شویم برخی می‌گفتند جنگ اسرائیل علیه‌ی ایران، جنگ میهنی نبوده بلکه جنگ میان دو فرد عظمت‌طلب بوده است که یکی از آن‌ها در دیوان لاهه جنایتکار جنگی شناخته شده و می‌خواهد هیتلروار «فضای حیاتی» اسرائیل را به‌رغم پرونده‌های شخصی متعددش گسترش دهد، و دیگری ذیل عناوینی مانند «محور مقاومت» و «بمب اتم» خواستار برقراری نظم منطقه‌ای جدید بوده و ایدئولوژی آن دو، موجب تصادم شده است. ذیل این صورت‌بندی گفته می‌شود این جنگ، جنگ ملت‌ها نبوده بلکه جنگ ایدئولوژی‌ها بوده است با این نشانه که در زمان جنگ، ایرانی‌ها به شمال کشور رفته و اسرائیلی‌ها به قبرس و یونان، و در هر دو مورد خدمات حمل‌ونقل و اسکان گران شده و کسی پای کار نمانده است.

 

نظر من: در همین صحن و در یک جمع چندماه پیش از "جنگ" گفته بودم، سیاست، گاه به "لج"، همپیوند می‌شود چنانچه به مذهب یا هر چیز دیگر متحدش می‌سازند. و گفتم لج ترامپی موجب حمله به جمهوری اسلامی ایران خواهدشد و سیاست به لج به لج می‌رسد و به زبان محلی: رِد بِ رِد.

 

ازو پرسیدند چرا واژه‌های بی‌وطن‌ها را برای "سازمان مجاهدین خلق" و وطن‌فروش‌ها را برای "سلطنت‌طلبان" مطرح کرده‌اید؟ جوابش این بود:

اسراییلِ له‌نشده!!! و آمریکای حاضر در خاورمیانه!!!

شنبه, ۱۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۴۳ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۱۶ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : یک شاهزاده‌ی دیپلمات دولت عربستان -ترکی الفیصل- در کنفرانس "خاورمیانه و آفریقا" در ابوظبی حرف‌های قابل تأمل! زد که لُبّ حرفش این است اسرائیل با درهم کوبیدن همه‌ی طرف‌های جنگ، قدرتمندتر شده است، برخلاف روایت رسمی نظام ایران که قائل است اسرائیل "له" شد و "به زمین چسبید"، اما استدلال فیصل یک روایت رئالیستی از وضعیت اسرائیل پس از جنگش با چند محور است. او گفت: "کاهش قدرت و نفوذِ" جنبش حزب‌الله لبنان پس از جنگ با اسرائیل و "همچنین سقوط دولت سوریه در سال گذشته، توان ایران را برای تأثیرگذاری بر تحولات منطقه محدود کرده" و در ادامه گفته: "به نظر من بدون تردید این اسرائیل است که دردسرساز است و آمریکا باید آن را مهار کند." او حملات مستمر اسرائیل به لبنان، غزه و سوریه را شاهدی بر این مسئله دانست و گفت اسرائیل «احساس قدرت» می‌کند. جالب این است در حالیکه نظام ایران حضور آمریکا در خاورمیانه را دخالت می‌داند، او آمدن آمریکا به خاورمیانه را "کمک" معنی می‌کند؛ تفاوت غلیظ میان تفکر عربستان با جمهوری اسلامی ایران. عین جمله‌ی این دیپلمات عربستان: "پس از حمله‌ی صدام به کویت، نیروهای آمریکایی به کمک منطقه آمدند.» بنابراین از نظر من اگر نظام به مردم خود در مورد توان جنگی اسرائیل اطلاعات نادرست بدهد، خلاف اخلاق و حتی نافی امنیت ملی است. از طرفی دولت‌های خاورمیانه همچنان اسرائیل را دست برتر و ویرانگر خاورمیانه ارزیابی می‌کنند. این را باید در نظر داشت تبلیغات و خرج گزاف هرگز جای واقعیات نمی‌نشیند. آری، اسراییل، نه "له" شد، نه قدرت تهدیدش از بین رفت. آمریکای حاضر در خاورمیانه هم بر همه جای آن تسلط مطلق دارد، حتی در سند امنیت ملی آمریکا که پریروز منتشر شده، اعلام نموده تنگه‌ی هرمز خط قرمز امنیت راه انرژی برای آمریکاست.

سه خط زیر نقلِ قول آقای خامنه ای در مورد زن

چهارشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی : ۱۳ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : برخی از روزنامه‌ها، امروز تیتر زدند که آقاخامنه‌ای گفته "زن، کارگزار خانه نیست، مدیر است." با توجه با این نقل قول، چند کلمه درین رابطه می‌گویم: ۱. وقتی زن به قول آقای خامنه‌ای "مدیر خانه" است، پس از نظر نظریه‌ی حاکمیت ملت، زن مدیر کشور هم می‌تواند بشود، اما این نظام که دم از دین می‌زند زن را نمی‌گذارد رئیس‌جمهور شود و یا قاضی شود. امام‌جماعت شود. امام‌جمعه شود. بنابراین اولین پایمال کننده‌ی حقوق زن، خود این نظام و نگرش خشک مذهب توسط برخی فقها است. ۲. اتفاقاً روحانیت به زن و زنان به دیده‌ی تحقیر می‌نگرد و حتی بعضاً همسران خودشان را "خادمه" خطاب می‌کنند. مثلاً در وصیت سید مصطفی خمینی از همسرش به عنوان "خادمه" نام برده شده است. ۳. لفظ "ضعیفه" و "متعلقه" برای زن در ادبیات آخوندی تولید شد. ۴. زن در تفسیر مذهب به روایت خشک مقدسان. یک پرده‌نشین است و خدمه‌ی خانه و فله‌ی شوهر. با این توضیح، آن که باید به حقوق زن واقف شود و از تضییع حقوق زن دست بردارد، اول ازهمه خود این نظام است و حوزه‌ی علمیه‌ی روحانیت. بگذرم! این رشته، سرِ دراز دارد.

شُبهه به خَلط گلو شبیه است

شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۲:۵۳ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

شُبهه به خَلط گلو شبیه است نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی : ۲ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : به تعبیر برخی از نویسندگان فیلسوف، شُبهه‌ی فکری، شبیه اَخلاط گلو است که راه گلو را می‌گیرد و باید سُرفه کرد آن را رد کرد وگرنه نفس انسان احتمال آن است بند آید. آنان نتیجه می‌گیرند سؤال هم همین شکل است که باید آزادی وجود داشته باشد طرح شود و حتی شُبهه، کامل مطرح شود. نقل است تعبیر شُبهه به خَلط گلو، از ابن ابی العوجاء بود که نزد امام صادق -سلام بر او باد- بیان داشت. پس اگر دانشمندان پرسش‌ها و شُبهه‌ها را با روی گشاده و با دانش و احاطه پاسخ دهند، گویی گلوی جامعه را از خَلط پاک کرده‌اند. می‌گویند عباس عموی پیامبر ص به قصد جنگ پیامبر ص آمد، اما به شرف دین مشرّف شد. چرا؟ چون شیوه‌ی گشاده‌رویی رسول خدا ص را دید به آئین او ایمان ورزید. درین موردِ مرتبط با عباس، به کتاب "تفرّج صُنع" اثر آقای دکتر عبدالکریم سروش ص ۲۹۴ می‌شود رجوع و مطالعه داشت. خالی نگذارم شُبهه را در لغت به امری "پوشیده" معنی کرده‌اند که با لغت "اشتباه و مشتبَه" هم‌ریشه است، اما معنای ژرف‌تری دارد و از "اشتباه" شدیدتر است و انسان را پیچ‌پلیچ!!! می‌دهد.

ی چی بگم (۱)

جمعه, ۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۱۳ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

ی چی بگم (۱) سلام جناب آقاجلیل قربانی. در مورد آتش جنگل در مرزن‌آباد باید یگویم: نه، دوزخ، زاده‌ی شرَر خودِ بشر است. این مبنای نگرش من است. همین روزای اخیر خوندم مقاله‌ای از جهان در سایت عصر ایران که در استرالیا یا جای دیگه از ینگه و لنگه‌ی دنیا، درست یادم نمونده کجا و چه جغرافیا، جایی از خِطه‌ی صحرا خرگوش‌ها را شکار کردند خوردند یا در حصار گذاشتند. باران آن خِطه‌زمین قطع آمد و روزی مردم، قحط. چون خرگوش علف می‌چرَد، علف سبز می‌شود. و زمین هی علف می‌روید، و هوا هی باران می‌آید. اما خرگوش‌ها را شکار کردند خوردند و یا در حصار گذاشتند و آمد و شد و جَست وخیزشان را مختل نمودند، علف خشک شد، رطوبت محو گردید، باران بند آمد. باران هم، در اثر نم و رطوبت است. چون دیگه خرگوشی نموند علف آن قطعه را بخورَد که زمین علف رویش کند. نتیجه این‌که خود بشر به خودش ضربه زد. رابطه‌ی علمی باران و علف بود این حرفم. زنده‌یاد دکتر علی شریعتی به پسرش آقای احسان شریعتی یاد داده بود در زندگی جز سه چیز: رنج و دانش و شرف نیاموزد. همین حرف دکتر شریعتی را آقای مهرداد خدیر در یادداشت خود در سالگرد امسال قتل زنجیره‌ای داریوش فروهر توسط باند وزارت اطلاعات به رهبری سعید امامی (=اسلامی) به‌کار برده است. عصاره‌ی حرفم این است: انسان با طبیعت است، نه بَر طبیعت. انسان بر طبیعت با انسان در سلطنت و یا در ولایت، یا در اِمارت، مو نمی‌زند، هر چهار تا زیان می‌رسانند وقتی در ذهن و عین آنان، ملت و میهن و منافع ملی و مواهب آفرینش، هیج حساب نیاید. ۱ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : درود. دامنه

 

ی چی بگم (۲)

جناب آقاجلیل قربانی سلام. نمی‌دانم کتاب مهم آقامنتظری با اسم "از آغاز تا انجام" را خواندی یا نه. سبک کتاب سبک سقراطی است، پرسش می‌شود پاسخ می‌دهد، البته از سبک کتاب "مناظره‌ی دکتر و پیر" آقای سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد پویاتر. او در ص ۱۸۷ می‌گوید:

سید حسن خمینی و زبان‌چربی

پنجشنبه, ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۲:۴۱ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی : ۳۰ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : آقای سید حسن خمینی در پیام تسلیت به "امام‌جمعه‌"ی برکنارشده‌ی تهران در مرگ فرزندِ متهمش -که دادگاهی شده بود- این "امام‌جمعه‌"ی منعزل پایتخت را با لفظ "جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ کاظم صدیقی دامت افاضاته" صدا کرد و فرزندش را نیز "فرزند گرامی‌تان" لقب داد و حتی فراتر رفت و درگذشت این پسر دارای پرونده‌ی خلاف و تصرفات را "ضایعه" توصیف کرد. پیش ازین نیز آقاخامنه‌ای در پیام تسلیت به همین فرد، قلب این "امام‌جمعه‌"ی مخلوع و مخذول ملت را "قلب ذاکر" وصف کرد. فقط در مورد سید حسن خمینی بگویم لابد املاک و مستغلات و متصرفات سر به افلاک مرقد که در تولیت اوست، نمی‌گذارد فکر صحیح داشته باشد که این گونه زبانش را چرب کرد و حتی از خدا خواهان دوام افاضات! آن شیخ شد، لفظ لقلقه‌ای "دامت افاضاته" و "دامت برکاته" که در ادبیات چاپلوسانه مرسوم میان قدرت و روحانیت سوسو می‌زند و فقط تعارف و سر هم شیره‌مالی است. آن شیخ اخلاق‌گو، در ایران موج منفی افکند که ۱۰۰۰ متر زمین حوزه‌ی علمیه‌ی ازگل تهران را آن‌گونه سندسازی ساخته بود و به چند جور دروغ هم متوسل شده بود تا فریب دهد و خود را خلاص سازد با آن‌که روضه‌خوان بیت آقاخامنه‌ای بود و برای تعداد قلیل در پایتخت خطبه می‌خواند. نقل است که روایت‌هاست دروغ شنیع‌ترین عیب در میان شناعت‌هاست، اما شیخ دروغ را عین عسل قورت داد. آقای دکتر عبدالکریم سروش چهل سال پیش کتابی نوشت با عنوان "دانش و ارزش". کتابی بسیارسنگین و علمی و وزین. آن کتاب را باید این حاکمان و حاکمان‌زادگان بخوانند تا دست‌کم بیآموزند با ادبیات خود ارزش‌ها و دانش‌ها را وارونه نسازند و خردورزی ایران‌زمین را خُورد و خوار ننمایند. بگذرم.

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
توحید طالبی دارابی :
سایت دامنه‌ی داراب‌کلا
قم : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
مازندران، ساری، میاندورود، داراب‌کلا

پیام های مدیر
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب