پاتوق ها و کافه ها

 

7018

مُنتخَب متن‌هایی‌که در مدرسۀفکرت می‌نویسد

به قلم جلیل قربانی:

۱- قهوه‌خانه در ایران در دوره صفویان تاسیس شد و در ابتدا محلی برای نوشیدن چای و خوردن ناهار و شام بود.

 

۲- امروزه قهوه‌خانه، کافه یا کافی‌شاپ جایی است که در آن نوشیدنی و وعده‌های سبک غذا ساندویچ و پیتزا سرو می‌شود.

 

۳- بعدها کارهایی مانند اطلاع‌رسانی، نشر افکار و اخبار اجتماعی- اقتصادی و حتی سیاسی و سرگرمی‌هایی چون مدیحه‌سرایی، نقالی، شاهنامه‌خوانی، غزل‌خوانی، سخنوری و مشاعره و شعرخوانی و کتاب‌خوانی به یاد شاعر یا نویسنده یا زمان خاص نیز در آن جایگاه پیدا کرد و این مکان به عنوان نهاد مهم از جهت فرهنگی معرفی شد.

 

۴- کافه‌ها در جهان و ایران، گاهی اوقات به دلیل حضور مداوم چهره‌های فرهنگی، علمی، ادبی و هنری، معروف شده و به عنوان پاتوق طرفداران و دوستداران آنها درآمده بودند.

 

۵- در زمانی نه چندان دور تاسیس یک رستوران تازه، کبابی تازه و بعدها قهوه‌خانه یا کافه تازه مدت‌ها طول می‌کشید و هر محله‌ای به پاتوق‌های این‌چنین قدیمی‌اش شناخته می‌شد.

 

۶- امروزه می‌توانید هر چند روز یک بار خبر تاسیس کافه یا رستوران یک چهره سرشناس آن هم بیشتر از اهالی سینما را بشنوید. حضور این سلبریتی‌ها در هر کافه‌ای از ابزارهای جلب مشتری است. این کافه‌ها دیگر نه به خاطر حس خوب‌شان، بلکه به خاطر سلبریتی‌هایی که آنجا رفت و آمد می‌کنند، تبدیل به پاتوق می‌شوند.

 

۷- البته برخی از کافه‌هایی که در شهرها در حال افزایش است، با انگیزه‌ها و عنوان‌هایی مانند کافه کتاب‌خوانی و نقد کتاب، کافه پخش و نقد فیلم، کافه گالری نمایش و فروش آثار هنری (نقاشی، مجسمه‌سازی و صنایع دستی)، کافه فکر، عرصه بازی‌های فکری و در اغلب آنها با امکان پخش مسابقات ورزشی به‌ویژه فوتبال ملی و جهانی، تاسیس می‌شود و این ابزارها را برای جلب مشتری به کار می‌گیرند. مثلاً کافه‌ آفرود، پاتوق علاقمندان به ماشین‌های شاسی بلند خارج از جاده‌های معمولی هم تاسیس شده است.

 

۸- اگر بتوان ظرفیت مدیران فرهنگی و اجتماعی جامعه و جوانان و علاقمندان به فرهنگ در جامعه را تقویت کرد، در کنار کافه‌های بی‌روح که در مرحله سرگرمی باقی ماندند، رواج این نوع کافه‌ها با گرایش‌های نخبه‌گرایانه را باید به فال نیک گرفت و در ترویج آن کوشید.

 

پاسخ دامنه


سلام جناب جلیل قربانی
۱. معذرت که زحمت دادم.
۲. پربار برگشتی. آموزنده و یادگرفتنی.
۳. راهکار در بند هشتم نیز مهم است.
۴. از این‌همه اطلاعات و قدرت تحلیل آن دوست فرهیخته، لذت می‌برم. ژان پل سارتر در کافه چه کرد و الان در کافه ها چه می کنند!
۵. برای من کلاس درس بود.
۶. بازهم به تناوب، از مفسّر تحلیلگر «مدرسۀفکرت» تقاضای تحلیل، سوژه های دیگر، خواهم داشت. سالم و تندرست بمانید.