دامنۀ ایران

 

6796

 

به قلم دکتر فتح الله دهقان: انسان ها و جوامع در ارتباط با یکدیگر به تبادل افکار و اندیشه پرداخته و تاثیر متقابلی بر همدیگر دارند. این تاثیرات زمینه شکل گیری نحله های فکری و جریان های سیاسی شده که کشور مبدا  از آن ها به عنوان ابزاری در راستای منافع خود استفاده می نماید.

 

ایدئولوژی مارکسیستی که از طریق روسیه به ایران نفوذ کرده باعث ظهور جریانات فکری و گروه های سیاسی شده که روس ها در طول تاریخ همواره از آن ها به عنوان ابزاری در جهت تامین منافع خود استفاده می نمایند. روس ها سابقه اشغال، تصرف سرزمین و انواع دسیسه ها را بر علیه ایران در کارنامه خود دارند. اما جریان مارکسیستی بخش عظیمی از نخبگان ایران را جذب و در تقابل با دیگر نخبگان ایرانی، بخش بزرگی از پتانسیل کشور را از مسیر تلاش در جهت توسعه ایران منحرف نموده و ضربه هولناکی به توسعه ایران وارد کرد. از سوی دیگر جریان

بقیه در ادامه

اصلاحی که منجر به توسعه کشور می شود بطئی و پیوسته بوده و پروسه ای زمان بر می باشد، با شعارهای تند و خشونت گروه های کمونیستی از ریل واقعی خود خارج گردید. باور عمومی ایرانیان بر این است که عملکرد این گروه ها و جریانات در راستای منافع شوروی بوده است. گرچه جریان مارکسیستی در مناطق مختلف جهان موفقیت هایی کسب کرد ولی در ایران که بیخ گوش آن ها بود نتوانست موفقیتی کسب کند. اما، رسوب خشونت تفکر مارکسیستی که به صورت میراثی نامیمون در فضای سیاسی ایران ماندگار شده هزینه های زیادی را به این سرزمین تحمیل نموده است. در این مقاله برآنیم که در حد توان به این مسئله بپردازیم. به عنوان گواه و نمونه سه مقطع انقلاب مشروطه، دوران پهلوی و پس از انقلاب اسلامی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.

 


1- دوران انقلاب مشروطه، ایران خسته از حاکمان بی لیاقت و بی بند و بار قاجار، با دمیدن روح انقلاب مشروطه در کالبدش جانی دوباره گرفت. با انقلاب مشروطه، ایران سنتی به نهاد های مدرن روی آورد. این انقلاب پیچیده و چند بعدی با حضور نیرو هایی با عقاید و گرایش های مختلف فرصت خوبی برای پیشرفت ایران بود ولی افسوس که بر اثر دسیسه های استبداد و استعمار داخلی از این فرصت تاریخی استفاده نشد.

 

در سال 1905میلادی شعبه سوسیال دموکرات های قفقازی، در ایران تاسیس شد. حیدر خان عمو اوغلی که از لیدر های اجتماعیون عامیون بود نقش بی بدیلی در خشونت های مشروطه داشت. اجتماعیون عامیون در کمیته ها، نظام نامه های خود و در قالب تشکیلاتی همچون «هیئت مدهشه» مرکب از تروریست های حرفه ای، به صورت سازمان دهی شده دست به ترور می زدند. بمب اندازی به خانه علاء الدوله توسط عمو اوغلی، ترور امین السلطان، سوء قصد به جان محمد علی شاه، ترور آیت الله بهبهانی و ... از آن جمله اند. این ترور ها ضد مشی مشروطه و مشروطه طلبی بود. همچنین حوادث، اتفاقات و عملکرد اجتماعیون عامیون گواه و شاهدی بر تئوری پردازی، ترویج، سازمان دهی و حذف سازمان دهی شده مخالفان و رسوخ تفکر خشونت جریان مارکسیستی در ایران در این دوره می باشد.

 


2- دوران پهلوی، ایرانیان مایوس از شکست مشروطه و غرق در مشکلات، فقر و انواع امراض مسری، فقدان حکومت مرکزی و نبود امنیت عاصی شده و کار به جایی رسید که مشروطه طلبان نیز برای ایجاد امنیت، طالب حکومت دیکتاتوری شدند. حکومت از قاجار به پهلوی منتقل شد، حکومت مرکزی ایجاد و امنیت به کشور بازگشت. کمونیست ها پهلوی اول را عامل امپریالیسم و با چیانگ کای شک، عامل کشتار کمونیست های چینی در شانگهای چین مقایسه کرده و خواهان انقلاب توده ای شدند. در این دوران کادر های کمونیست به شوروی رفته و در آن جا به زندان افتاده و یا در تسویه های خونین رفیق استالین سر به نیست شدند.

 

 

در سال 1316 گروه 53 نفره کمونیستی به رهبری تقی ارانی به زندان افتادند (تقی ارانی در زندان مرد.) باقی مانده آن ها در سال 1320 حزب توده را تشکیل دادند. به گواه تاریخ عملکرد حزب توده همواره در راستای منافع شوروی بوده است. تا جایی که ضرب المثلی ایرانی می گوید: «وقتی مسکو برف می بارید، حزب توده در تهران چتر باز می کرد.» این حزب در فتنه آذربایجان که پس از جنگ جهانی دوم به دستور مستقیم استالین با هدف تجزیه ایران ایجاد شده بود با تجزیه طلبان همکاری نمود. در جریان ملی شدن صنعت نفت به جنبش خیانت کردند.

 

در دهه 40 و 50 گروه های سیاسی تحت تاثیر افکار بیژن جزنی (یکی از بزرگترین نظریه پردازان کمونیسم در ایران بود.) به خشونت و عملیات نظامی روی آوردند. به عنوان مثال چریک های فدایی در سال 1349 به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل گیلان حمله نموده و سر آغازی برای عملیات های چریکی در این دوران شد. در سال 1355 سازمان مجاهدین خلق تغییر ایدئولوژی داده و به مارکسیسم روی آورد. پیامد آن تسویه حساب های خونین داخل سازمانی و همچنین اقدام به عملیات نظامی و ترور بود. به عنوان نمونه این سازمان در سال 1355 سه مستشار نظامی آمریکا را ترور کرد.

 

حزب توده. استالین

 

این ترور با همکاری اطلاعاتی و پشتیبانی شوروی و با هدایت تقی شهرام از لیدر های سازمان که مشی کمونیستی داشت انجام گرفت. هویت مستشاران نیز دلیلی بر ادعای دخالت شوروی در این قضیه می باشد. (مستشاران فوق الذکر متخصصان عالی رتبه ای بودند که استراق سمع جاسوسی را در « کبکان» واقع در مرز ایران و شوروی هدایت می کردند.) با توجه به اینکه در دهه 40 اصلاحاتی که نیاز مبرم ایران بود آغاز شده بود، عقلانیت، آینده نگری برخاسته از عرق ملی ایجاب می کرد همه گروه های سیاسی در راستای موفقیت ان تلاش نمایند (چون در آن مقطع مقابله با غرب در سیستم دوقطبی جهان اولویت کمونیست ها بود، گروه های وابسته به شوروی در ان راستا عمل می کردند) شوربختانه با محاسبه غلط طرفین آن فرصت طلایی از بین رفت. امروزه با عریان شدن بلا ها و مصیبت های خشکسالی اهمیت آن برنامه ها بر همگان روشن است.

 


3- دوران پس از انقلاب، انقلاب اسلامی با مشارکت اکثریت مردم ایران با آرمان استقلال و آزادی و...  به پیروزی رسید، استراتژی آن نیز نه شرقی نه غربی بود. آرمان و استراتژی انقلاب اسلامی به زعم دو ابر قدرت ناخوشایند بود آن ها استراتژی های بر اندازی، مقابله، کنترل و مهار، نفوذ و استحاله در رابطه با انقلاب ایران را در پیش گرفتند. خشونت الگو گرفته از تفکر مارکسیتی که در گروه های سیاسی ایران نهادینه شده بود پس از انقلاب به صورت عریان در ترور ها، عملیات های نظامی به منصه ظهور رسید. گروه های سیاسی که اسلحه های غارت شده از پادگان ها در جریان انقلاب را در دست داشتند اقدام به ترور، بمب گذاری و خشونت نمودند. خشونت آنها تعداد قابل توجهی از مردم کوچه و بازار، رجال مذهبی، تا سیاست مداران و دولت مردان را به کام مرگ فرستاد. انفجار حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر، اعلام شورش مسلحانه در سال 1360 و فعالیت در مناطقی که به دنبال جدایی طلبی بودند از دیگر عملکرد این گروه ها می باشد.

 

در این مرحله نیز فضایی که می توانست بستر و زمینه توسعه و پیشرفت کشور را فراهم نماید درگیر خشونت شده و پتانسیلی که باید صرف توسعه کشور می شد به هدر رفت. شبح خشونت بر گرفته از مارکسیست بر فضای کشور سایه افکنده بود و رسوب آن تفکر همچنان قابل مشاهده است. گرچه در تاریخ جدید ایران ترور سیاسی با قتل ناصرالدین شاه به دست میرزا رضا کرمانی آغاز شد. اما ترور سیاسی و خشونت به معنای جدید و به شیوه سازمان یافته، تشکیلاتی و ایدئولوژیک میراثی است که  از طریق مارکسیست های اجتماعیون عامیون ایران و قفقاز به فرهنگ سیاسی ایران راه یافت.
چاپ روزنامه ی آفتاب یزد 13 آبان1397.