مَضرّات طایفه گری

 

پست 6761

به قلم دکتر فتح الله دهقان: از ماست که بر ماست. «خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که آن قوم حالشان را تغییر دهند.»سوره رعد- آیه 11. تاریخ تمدن جهان حکایت از آن دارد که شرایط مکانی و زمانی از سویی و از سوی دیگر افکار، گفتار و کردار انسان ها تاثیر متقابلی در زندگی آن ها داشته و سرنوشت متفاتی را برای جوامع رقم زده است. در دوره های ابتدایی زندگی بشر، جغرافیا و محیط، نقش و تاثیر برتر بر زندگی انسان ها داشته و زندگی آن ها را شکل می داده است.

 

پیشرفت جوامع بشری و بالا رفتن آگاهی، علم  و به تبع آن تاثیر محیر العقول تکنولوژی از جبر جغرافیا کاسته و نقش انسان در سرنوشت خود پر رنگ تر شده است. انسان ها و جوامعی که متناسب و هماهنگ با این تحولات، متحول شده و افکار، گفتار و اعمال خود را به روز نموده اند، موفق بوده اند. مصداق این فرمایش مولا علی (ع) که می فرماید: « فرزند زمانه باش.» جوامعی که در گذشته مانده و در افکار قرون وسطایی سیر می کنند گرفتار مشکلات و ناهنجاری های عدیده و متفاوت بوده و اصطلاحا عقب مانده می باشند.

بقیه در ادامه

یکی از مشکلات این جوامع تعصبات ایلی و عشیره ای است. این مسئله به عنوان یکی از نقاط ضعف جوامع بشری همواره مورد سوء استفاده استعمارگران خارجی و مستبدان داخلی قرار گرفته است. افرادی با این افکار در حالی که سرمست و خوشحال از فرصت وامتیازی که برای طایفه شان ایجاد شده، غافل از اینند که افکار، گفتار و کردار آن ها در راستای نیات و برنامه های استعمارگران، مستبدان و مغایر با نفع عموم مردم است. مصداق این تعریف از جهان سوم که می گوید: «جهان سوم جایی است که اگر خواستی به مملکتت خدمت کنی خانه خراب می شوی و اگر خواستی خانه ات آباد باشد باید در تخریب مملکتت بکوشی.»

 

نورآباد ممسنی استان فارس

 

از طرفی آن ها همواره در صدد بر آمده که مشکلات خود را به گردن دیگران خصوصا خارجی ها بیندازند( توهم توطئه) و با عجز و ناله چشم به راه منجی خارجی برای حل مشکلات می باشند. در حالی که مشکلات آن ها ثمره افکار، گفتار و اعمال خود آن هاست و بایستی خودشان مشکلات را ریشه یابی و با هدایت نخبگان حل و فصل کنند. شهرستان ممسنی (ممسنی و رستم) نیز گرفتار مشکلاتی می باشد که بخشی از آن ناشی از مشکلات کشور در سطح کلان و ملی بوده، ولی واقعیتی غیر قابل کتمان است که بخش مهمی از آن به خود ما بر می گردد. اگر زمانی طایفه و ایل معیار، شاخص، ارزش بود، امروزه منافع عمومی معیار سنجش افکار، رفتار و اعمال می باشند.

 

 

امروزه حقوق برابر انسان ها، مدنیت، پایبندی به قانون، شایسته سالاری، ارزش و معیارهای جهان شمول برای جوامع بشری می باشد. علی رغم اینکه به گواه تاریخ، مردم ممسنی، مردمی فهیم بوده و درصد بالایی از آنان دارای تحصیلات عالی می باشند (ممسنی در نزد ایرانیان آشنا با این دیار جایگاه خاصی دارد) ولی متاسفانه هنوز گریبانگیر تعصبات طایفه ای است. این مسئله مشکلات زیادی را برای مردم فراهم نموده و عاملی مهم در عقب ماندگی شهرستان است. ممسنی  با داشتن پتانسیل مناسب طبیعی و ... خصوصا شاخصه مهم نیروی انسانی که آیتمی مهم و موثر در توسعه می باشد، مستحق این وضعیت نیست. کافیست نگاهی به جایگاه و عملکرد فرزندان توانمند ممسنی در جای جای ایران بیندازیم تا به عمق این مسئله پی ببریم. تا وقتی که معیارمان برای انتصابات و انتخابات، طایفه و قوم است، وضع همین است.

 

 

شایسته است عبور از طایفه گری به خواست عمومی و ایده و عمل مردم تبدیل شود  و این که مدیران منتخب برای مناصب، فارغ از وابستگی طایفه ای و بر اساس شایستگی و توانایی انتخاب شوند. باید به جایی برسیم کسانی که قصد گرفتن مناصب مدیریتی را دارند و یا در معرض انتخاب مردم قرار می گیرند. نگاه ملی و جهانی داشته و هدفشان خدمت به همه مردم ممسنی فارغ از مسائل طایفه ای باشد، نه استفاده از انواع رانت های طایفه ای و ... و نه زد و بند هایی که هدفشان نصب مدیران و پیروزی کاندید طایفه ای با هر حیله و ابزاری که امری مذموم است.

 

 

از مردم فهیم و با ذکاوت ممسنی انتظار می رود که با هوشیاری در دام این افراد، باند ها و جریان های سیاسی نیفتند و منافع همه مردم ممسنی و منافع ملی را بر منافع شخصی و... ترجیح دهند، آن ها بایستی بدانند هنگامی به توسعه می رسیم که معیار وشاخص مان شایسته سالاری باشد. زیبنده است ضمن مخالفت با انتصاب مدیران نالایق حتی اگر از طایفه مان باشد به افرادی که لیاقت و شایستگی انتخاب شدن را ندارند روی خوش نشان نداده و بلوغ فکری خود را به نمایش بگذاریم. در غیر این صورت باید در دامی که خود بافته ایم گرفتار باشیم و حق شکوه و شکایت نیز نداریم. مصداق این ضرب المثل « خود کرده را تدبیر نیست.» نخبگان در این بین وظیفه ای مضاعف دارند. در این راستا:

 

1-  با توجه به اینکه این مشکل فرهنگی است با پیشگامی نخبگان زمینه حل آن فراهم شود.

 

2- نخبگان با مشورت دادن به دستگاه های اجرایی برای انتخاب مدیران لایق و کاردان همچنین در اجرای برنامه ها با آن ها همکاری نمایند.

 

3-  نخبگان و فرزندان ممسنی در هر پست و مقامی قرار دارند برای پیشرفت ممسنی تلاش نمایند.

 

4- قوه مقننه و شورا از ارکان دموکراسی است، پارلمان و شورا، عناصری مهم و اساسی در سطوح ملی و محلی در دموکراسی های نوین است. فلسفه ایجاد آنها استفاده از نخبگان، خبرگان با تجربه، آگاه به مسائل روز، دانش آموخته و مسلط به مسائل محلی، ملی، منطقه ای و جهانی در جهت حل مشکلات عموم مردم است.

 


الف: در انتخابات مجلس و شورا، نخبگان ضمن شناسایی و بررسی نقاط ضعف و قوت کاندیدا ها تشریح و توضیح تفکر، خط مشی سیاسی، عقبه فکری و سیاسی آن ها را برای مردم روشن نمایند.


ب: برنامه ها و شگرد های باند های قدرت، گروه ها و جریانات سیاسی را برای مردم تجزیه و تحلیل نموده، زمینه را فراهم نماید تا افرادی به مجلس و شورا راه یابند که شناخت کافی از شرایط محلی، ملی و همچنین فضای پیچیده جهان کنونی را داشته و قدرت تشخیص و تحلیل مسائل را داشته باشد( این که افرادی در مجالس ختم شرکت نموده و یا پیگیر کارهای شخصی مردم باشند امری پسندیده است) اما، شرایط منتخبان برای نمایندگی و شورا  ورای این موارد است.


ج: داشتن تخصص و توان قرار گرفتن در این جایگاه و توانایی حل مشکلات مردم و اینکه کوته فکرانی که در قرن بیست و یکم افق دیدشان در سطح طایفه است زیبنده منتخب بودن مردم دیار ممسنی نیستند، آنها بایستی افق دید ملی و جهانی داشته و معیارشان منافع ملی بوده عملکرد آنها در این راستا باشد.

 

5- نخبگان اهل قلم و نویسندگان در این زمینه وظیفه مضاعف دارند دارند که با تحریر مقاله و .... در خصوص مضرات طایفه گرایی، نسبت به تنویر افکار عمومی اقدام نماید.

 

6- پیشنهاد می شود با پیشگامی نخبگان، انجمن و... تشکیل شود و با ارائه برنامه های منسجم و حساب شده در خصوص عبور از طایفه گرایی فعالیت نمایند. البته بایستی مواظب بود به پاتوقی برای فعالیت های طایفه گرایی تبدیل نشود.