قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم داراب‌کلا ابراهیم طالبی دارابی
«Qalame Qom Damaneye Dovvom»
جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ آبان ۹۸، ۱۰:۱۵ - پوریا قلعه
    :)
نویسندگان

مدرسۀ فکرت 9

يكشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۲۶ ق.ظ

مجموعه پیام‌هایم در مدرسۀ فکرت

  قسمت نهم

 

 

بقیه در ادامه


سلام جناب ...

عین هم بودن برخی از احکام، عیب و ایرادی بر مراجع نیست. کما این که ۲+۲ مساوی ۴ برای همه ی ریاضی دانان عین هم است. مهم این است فلان مرجع هم، اجتهادش در این مسأله، مطابق با فتاوی فلان مراجع سابق و لاحِق است و مثلا" حاشیه اش بر عُروة الوثقی کتاب فقهی محوری مرحوم سید کاظم طباطبایی، با مراجع دیگر تطبیق دارد. پس، تطبیق عین به عین، حُسن است نه نُقص. و حتی موجب اعتبار یافتن آن فتوا می باشد که شبیه پارادایم می شود که انگار رویش اتفاق نظر است.

 


بحث ۳۵ : از مهمان چگونه پذیرایی کنیم در حد و سطح خودمان؟ یا در اندازه و توان اقتصادی مهمان؟
این پرسش جناب حسین جوادی نسب است که در پیشخوان مدرسه سنجاق می شود.
لطفا" پاسخ به جوادی نسب لینک شود تا ایشان پاسخ ها را کاوش و اعلان نظر کنند.

 

پاسخ دامنه به بحث ۳۵
به نام خدا.


۱_ بین میزبان و میهمان حقوق متقابل وجود دارد.


۲_ پذیرایی باید متعارف باشد نه تشریفات و اسراف.


۳_ میهمان در فرهنگ اسلامی و روحیات ایرانی دارای ارزش و قابل احترام گذاری والاست.


۴_ باید این آیین را احیا کرد چون مدتی ست میهمانی رفتن اگر نگویم کاملا" از رسم برافتاد، لااقل کاسته شد.


۵_ طبق سنت حضرت ابراهیم (ع) شیخ الانبیاء که نماد پذیرایی عالی از میهمان است، مسلمانان با قبول فرهنگ حنیف، خیلی به میهمان ارزش می گذارند و حتی قدم شان را برکت و وفور نعمت تلقی می کنند.


۶_ اساسا" میهمانی رفتن یا میهمان پذیرفتن، رفتاری مختص آدمیان است و حیوانات از آن بی بهره اند. پس باید این انگیزه ی فطری و اخلاقی و عاطفی را پاس داشت که اغلب موجب مودّت و تحکیم خانواده ها می گردد. 
 


قم، ایران، اسلام
به نام خدا. سلام. قم، مِلک طِلق هیچ کسی نیست. هیچ کسی هم قادر نیست قم را تماماً از آنِ خود کند. زیرا قم را علم و دانش و ارزش احاطه کرده است؛ نیز آزادی و اندیشه و اجتهاد؛ نه قدرت و استیلا و انقیاد. قم مالِ همۀ ایرانیان است. متعلّق به تمامی شیعیان و مُحبّان اهل بیت _علیهم السّلام_ است. قم، مرکز اجتهاد است؛ شهر علم و عالمان. شهر همۀ ایرانی ها. قم را نمی شود شاغول کرد. قم، سُلطه پذیر نیست. قم، همیشه با تفکر برپا بود و با تفکّر می ماند. مردم ایران، چشمشان به قم است. چون که احکام شرع شان از قم و از مرجعیت برمی خیزد. درود بر مرجعیت.
۱۵ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)


@
سلام جناب
شاغول کردن را که خوب می دانید. ابزار بنّا برای میزان کردن آجرهاست.
اما در پهنه ی فکر، شاغول کردن یعنی با یک نوع فکر، همه را میزان خود! کردن. این ممکن نیست که همه یک جور بیندیشند. به عبارتی تفکر دستور بردار نیست. و قم شهر اجتهادات است نه فقط یک نوع اجتهاد.

 

شرح عکس بالا»
از جی پلاس خواندم در مازندران برای شکار کبک ۶۶۰۰ مجوز صادر شده (یا می شود). بر این اساس برآورد کرده است جان ۴۰۰ هزار کبک در خطر است.


عشق و سلطنت
به نام سلام. در تاریخ سیاسی جهان، میان عشق و سلطنت اغلب تعارض و غوغا و بلوا برمی خاست. مثلا" ژرژ ششم در انگلستان به خاطر عشق از سلطنت گذشت. و یا عضدالدوله دیلمی _که حاکمی جاه طلب و شیفته ی تاج و تخت و شکوه و تشریفات بود_ معشوقه اش را سوار قایق کرد و در دریا انداخت تا خیال خود را در تصاحب کامل قدرت راحت کند.
 ۱۶ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)


 

پاسخ به بحث ۳۶
به نام خدا. پرسش آنقدر مهم است که پاسخش چند کتاب می شود. کما این که هنوز هم حکیمان، فیلسوفان، متکلمان و دانشمندان در پی جوابا" در جواب اند. من، راه دور نمی روم. سری به گلستان می زنم و دقّ الباب می کنم سعدی ایرانی ها را که گفت:


خوردن برای زیستن و ذکر کردن است
تو معتقد که زیستن از بهرِ خوردن است
(گلستان. باب سوم ص ۱۶۰)


پس؛ بسته به جهان آگاهی و خودآگاهی و خداجویی افراد دارد که کدام انسان را تجربه کنند. یا مانند ابوذر یا عین ابوجهل؟ ابوذر وارسته شد و خداپیوسته و ربذه چشیده و تن به ذلت نداده. ولی ابوجهل، جهالت ورزید، کینه کرد، زراندوخت، مادی گرا شد، جدا از خدا زیست و نهایتا" به دست عدالت به فنا رفت.
 


دندان طمع
به نام خدا. سلام. واقعیت نشان داده است جهان هرگز خالی از دشمنی و دسیسه نبوده است. منافع و مطامع عامل اصلی این خصومت هاست. ایرانِ امروز نیز، از این طمع ورزی های دشمنان در امان نیست؛ طمع تجزیه کشور، طمع هزیمت ملت، طمع چپاول نفت، طمع نابودی فرهنگ، طمع زایل کردن عقیده، طمع براندازی انقلاب.


اما ایران طی چهل سال انقلاب، نشان داد که طُعمه نیست که لقمه ای آسان برای حلقوم دسیسه چینان و زیاده خواهان باشد. ایران یک قدرت است و در برابر زور می ایستد.


به قول شهید مظلوم بهشتی (در ص ۲۴۷ کتاب خاطرات ماندگار)، "بله با دشمن سخن بگو" ولی "او را از خود مأیوس کن، و دندان طمع دشمن را بکِش. من این را یک روش بسیارمفید و پیروزمندانه در مبارزه می دانم".

۱۷ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

 

پاسخ به بحث ۳۷
به نام خدا. جناب آقا عیسی آهنگر دارابی دبیر و دوست گرامی سلام. ضمن تقدیر از پرسش شما؛
۱_ انقلاب برساخته ی شعور و شور مردم است. و در مخزن آن میزان بی شماری، انگیزه و انگیخته ذخیره است.


۲_ نظام از درون مصالح ساختمانی انقلاب، بنا می شود و بنّای آن مردم، مدیر آن رهبری و مؤسس آن آرای اکثریت ملت است.


۳_ میان ملت و نظام رابطه ای متقابل حکمفرماست، نه یک جانبه و متصلّابانه و سلطه طلبانه.


۴_ مردم به نظام رضایت می دهند، چون مانع هرج و مرج و سکّوی رسیدن به هدف است. و نظام به مردم خدمت می دهد، چون به رأی و رضامندی مردم تکیه دارد.


۵_ از آنجا که نظام ایران نمایندگی مکتب شیعه را در بُعد زمینه سازی های نظم، رفاه، ایمان و اجرای احکام برعهده دارد، مردم برای حفظ آن کوشش به خرج می دهند و از براندازی آن ممانعت می نمایند.


۶_ بنابراین؛ پاسخ سؤال شما در یک جمله، این است: نظام برای مردم است و چون مردم از طریق قرارداد سیاسی پذیرفته اند چنین حکومتی بر مملکت شان جاری باشد، برای حفظ آن فداکاری می کنند. این که امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ فرمودند: "حفظ نظام از اَوجبِ واجبات است" نظرشان دقیقا" این بوده است که مردم هم برای حفاطت نظام بکوشند تا نظام هم آنان را در نیل به مقصد _که همان تمدن سازی و جاری بودن دیانت است_ مدد رسانَد.


حُقّه بازی زیر سایه درستی
به نام خدا. سلام. همه چیز در این روزگار، تحت تأثیر قانون عرضه و تقاضاست. اگر در نفْس آدمی، تقاضایی برای پذیرش مَتاع معنوی انبیا (ع) نبود، هیچ وقت زیرِ بار حرف آنها نمی رفت. و از همین روست که کالاهای تقلُّبی، حُقه بازی، نیرنگ، نیابت، شایعه، فساد و... در سایه ی امانت! و درستی! می تواند خود را جا بزند! و رواج گسترده ی آن در ظلِ راستی! امکان پذیر می گردد. اگر کسی رُک بگوید: که "من دروغ می گویم"؛ "من فریب به کار می گیرم"؛ "من عمله ی فلانم"؛ چه کسی باورش می کند؟ به همین خاطر است مولوی گفته است:


تا نباشد راست، کی باشد دروغ
آن دروغ از راست می گیرد فروغ!


در نوشتن این متن از دو اصطلاح کتاب "از چشمه کویر" مرحوم استاد محمدتقی شریعتی پدر مرحوم دکتر علی شریعتی وام گرفته ام.
۱۸ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)


زندگی پاکیزه
به نام خدا. سلام. از امیرالمؤمنین امام علی بن ابی طالب (ع) پرسیدند زندگی پاکیزه در آیه ی فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً (۹۷ نحل) یعنی کدام زندگی؟
فرمودند: یعنی زندگی قناعت آمیز. (نهج البلاغه. حکمت ۲۲۹)


سعدی هم بیتی دارد که لطیف و هم راستاست با این جمله:
قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حریص جهانگرد را
۱۹ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


بحث ۳۸ مدرسه فکرت: چرا در فضای مجازی این قدر به اسلام و تشیّع نسبت به ادیان آسمانی دیگر و همچنین ادیان ساختگی و جنبش های نوظهور نقد و حتی جسارت می شود؟
این پرسش جناب آقا تقی آهنگر است که در پیشخوان سنجاق شد.

 


نجاست عارضی، نه ذاتی
به نام خدا. سلام. مرحوم آیت الله العظمی منتظری در صفحه ی ۱۲۳ کتاب "جلوه های ماندگار" می گوید:


"اهل کتاب ذاتا" نجس نیستند و نجاست آنان عارضی است؛ به جهت عدم اجتناب از خوک و خَمر و مَیتَه و امثال اینها. مسلمان نیز اگر از اینها (خوک و خَمر و مَیتَه) اجتناب نکند نجاست عارضی دارد. پس اگر اهل کتاب دست و بدن خود را بشویند، پاک می شوند."

یادآوری: مَیتَه یعنی مُردار و حیوانی که ذبح شرعی نشده باشد.
۲۰ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

سلام جناب "آزاد"
از شما بابت روح جست و جو گری ممنونم. امید است همیشه پس از تلاش فکری، روشنایی به زندگانی ات بیفکنی. و این روحیه ات که در طلب دانایی برمی آیی، جای قدردانی دارد.


آن متن، نظر یک فقیه شیعه است. من در جایگاهی نیستم در امور احکام شرع، اظهارنظر کنم. من و شما به یقین، مجتهد نیستیم. این را مجتهدان استنباط می کنند. و من خود را در فروع دینی، مقلد مرجعیت می دانم. و مسلّمات و احکام دینی را با علم اندکم، زیرِ سؤال نمی برم. هرکس در این امور ورود می کند، باید تجهیزات عقلی، نقلی و علم فقهی اش را داشته باشد و با فن و تخصص افتاء آشنا و بر آن مسلط باشد و سپس نظر دهد.


 اما در جواب سؤالی که مشخّصا" از من کرده ای باید بگویم: انسان ها در مقام خلقت (=مرتبه ی تکوین) یکسان اند، ولی در مقام کمال برابر نیستند. خداوند فرموده است: "إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ".[حجرات. ۱۳] پس، ملاک، میزان تقوای هر فرد است. و همین معیار، ارزش انسان ها را در پیشگاه خدا معلوم می کند. این که تقوا از نظر شما چیست، به من راجع نیست.
با احترام و سپاس.
۲۱ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

پاسخ به بحث ۳۸
به نام خدا. جناب آقا تقی آهنگر دوست گرامی سلام. ضمن تقدیر از پرسش شما؛
۱_ تشیّع، صراط مستقیم است و در طول تاریخ، حرکت و جنبشی عدالتخواه و مخالف هرگونه ظلم، تباهی و فساد بوده است و دیانت و سیاست و معنویت را باهم خواسته است.


۲_ معمولا" درختی که میوه دارد را سنگ می زنند! مکتب تشیع را چند دسته در طول تاریخ سنگ می زدند؛ چون که:


الف. تن به زور و ذلت نمی داد.
ب. علیه ی شاهان و جبّاران قیام می کرد و یا اِعراض می نمود.
ج. اندیشه های تشیع، معارض تفکرات رایج، انحراف و تحریف شده ی ادیان و حاکمان بوده است.


۳_ اینک نیز حمله به تشیّع معمولا" از سوی افکار زیر ریشه می گیرد:
الف. لاادری گری ها.
ب. مرکز شیعه شناسی در اسرائیل اشغالگر. 
ج. تشیع انگلیسی، مواجب گیران اینتلیجنس سرویس بریتانیا.
د. عُقده ای ها که کینه و کمبودهای عقلی و درکی خود را با حمله به تشیع تسکین می دهند. به قول عامیانه دل شان را خالی می کنند.
ه. جریان ثروتمند وهابیت.
و. کوتوله های سیاسی که تاکتیک تخریب را پیاده می کنند.
ز. فرقه ی مشکوک بهائیت که در مقرّشان در حیفای اسرائیل است.
ک. آخوندهای درباری و مزدور.
ل. از سوی عده ای غافل و گول خورده و نادان.
م. جریان جاهلیت مدرن که علم زده و غرب زده اند و اَدای دانایی در می آورند و ناخودآگاه بی دینی را ترویج می کنند که خود هم در "دام" اند و فریفته.


در پایان یادآوری کنم، تشیّع، ادامه ی مسقیم راه رسول الله (ص) _که عترت و قرآن را راه نجات دانستند_ است. این مکتبِ حق و عدل، از این گونه حملات و جسارت ها زیاد به خود دیده و از عوعوها، هیچ گاه نهراسیده و چون ماه، نورفِشان بوده. از امام علی (ع) گرفته تا همه ی امامان معصوم (ع) و تمامی فقیهان و دانشمندان شیعه و مردم پیرو اهل بیت (ع) که حُبّ عترت در قلب شان همچنان تلالؤ دارد و بر باطل و ظلم جهانی با منطق و مقاومت و با شیوه ی عدالت و مُروّت و حقانیت، می خروشند و تن به باخت و ذلت و تسلیم نمی دهند. تشیع همیشه با محرومیت مواجه بود و با محرومین پیش آمد نه با دنیاپرستان و زراندوزان و دَم غنیمت شماران. والسلام.
 


خودداری از شُبهه ناک
به نام خدا. سلام. آدم باید حتی از شُبهه ناک خودداری کند تا گرفتار مُحرّمات نشود. در روایت از پیامبر (ص) آمده است: لو اِن راعیا" رعی الی جانب الحمی لم یثب غنمه ان تقع فی وسطه. (وسایل الشیعه. ج ۱۸، ۲ ۱۲۲)
یعنی: "هر کس گوسفندانش را در اطراف قُرقگاه بچرانَد، کم کم وارد قُرقگاه می شود".


سیر به کارهای حرام و افکار انکاری و حق ناپذیری و گناه هم این گونه است.

ر.ک: جلوه های ماندگار. ص ۱۰۹)
۲۱ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

 

بحث ۳۹ : مشکلات و معضلات طلاق.
این پیشنهاد جناب مهدی عرب خزائلی ست که در پیشخوان سنجاق شد.

 

عشق و انسان
به نام خدا. سلام. پیر شاردین می گوید عشق پیوندی ست که همه ی اجزای عالم را به سوی یکدیگر می کشد و به هم متّصل می کند؛ مانند متصل کردن ۶ بیلیون سلّول بدن انسان. (ص ۷۷ در پرتو عرفان. واین وایر)

 


پاسخ به بحث ۳۹

به نام خدا. جناب آقا مهدی عرب خزائلی سلام. ضمن تشکر از شما که بحث را پیشنهاد کرده ای؛

۱_ طلاق یک راه حل شرعی و قانونی ست. البته در نهایت ناچاری. حتی توصیف به "حلال منفور" شده است.

 

۲_ من مطالعه علمی نکرده ام، ولی گفته می شود در ایران، امروزه، طلاق ابزار تسویه مالی شده است.

 

۳_ وقتی مرد، نابکار شود و به خانواده بی اعتنا باشد و ظلم و زور بگوید، و امکان سازش هم محال باشد، آیا راهی جز طلاق برای زن وجود دارد!

 

۴_ معضل اصلی به فروپاشی کانون زناشویی بازمی گردد که امروزه به سنت ها و آیین ها و عشق ها و احترام به حریم ها، کم توجهی می شود و همین راه جدایی ها را سهل و سریع کرده است.

 

۵_ فقدان خانواده های کلان، یکی از مشکلات است. زن و شوهر با سنین پایین از کانون خانواده منفک می شوند و در تنهایی زندگی می کنند و حالت جزیره ای به خود گرفته اند و همین آسیب بزرگی ست که عشق و سازگاری را نابود می کند.

 

۶_ مطالب دیگری هم هست که مَجال نیست. چون در مدرسه بنا بر پاسخ های طولانی نیست.

 


خردمند و فرمان
به نام خدا. سلام. یکی از مهمترین عوامل پیشرفت و تمدّن، همبستگی ملت است. همیشه دوئیت و چندگونگی، ملت ها را دچار عقب ماندگی و حتی شکست کرده است. اساسا" تفرقه ی ملی، حربه و اسلحه ی بُرّنده ی دشمن است که بنیان جامعه را چون موریانه تخریب می کند. هم ابن خلدون آن را با عنوان عصبیت، عامل فروپاشی حکومت ها و جوامع می داند و هم حکیم ابوالقاسم فردوسی بر دوگونگی و چندگونگی نشدن، به لحاظ عقلی و خردمندی سخن رانده است:


خردمند گوید که در یک سرای
چو فرمان دو گردد نماند بجای


امید است در هر دوره ای که ایران مورد طمع و توطئه ی همه جانبه ی دشمنان و بیگانگان قرار گرفته است، همگی خردمندانه عمل کنیم و در این سرای پُرگهرِ کُهن میهن مان، فرمان را دوتا و چندتا نکنیم، تا همه با هم این امانت بزرگ و عزیز را، سالم، مقاوم، قوی و پیشرفته برای نسل های آینده نگه داریم. و به قول مشهور "روسفید" شویم.
۲۳ مهر ۱۳۹۷.

 


 


بحث ۴۰ : "بیشترین جنگ و کشتار در طول تاریخ به نام کدام دین بوده است؟!"
این پرسش جناب معین آهنگر است که عینا" در پیشخوان سنجاق شد.

 

پاسخ به بحث ۴۰ مدرسه فکرت
به نام خدا. جناب معین آهنگر سلام. ضمن تشکر از شما که پرسش را پیشنهاد کرده ای؛ من در جواب شما بر اساس محفوظاتم می نویسم:


۱_ در متن سؤال، دقت خوبی کرده ای که گفته ای "به نام کدام دین". یعنی استفاده ابزاری از دین. پس، در همین جا بگویم ساحت دین از هر گونه کشتار بی گناهان و انسان ها پاک است. چون ادیان اساسا" برای سعادت بشر فرود آمده است.


۲_ امپراطوری روم قدیم که هنوز کنستانتین مسیحیت را رسمیت نداده بود، کشتار وسیعی داشت. پادشاهان و امپراطوران عامل اصلی کشت و کشتار بودند نه ادیان. دینداران اغلب به دست قدرتمندان، کشتار شدند.


۳_ چین عصر مائو تسه تونگ در انقلاب فرهنگی کمونیستی، میلیون ها مخالف را کشت.


۴_ اروپا فقط در جنگ جهانی دوم ۴۳ میلیون انسان را کشت.


۵_ حتی در یک دوره ای، یهود با همدستی رومیان، مسیحیان را از دم تیغ می گذراندند.


۶_ استالین در درون شوروی کمونیستی، میلیون ها مخالف فکری اش را کشت و یا در سیبری به بیگاری و تبعید برْد.


۷_ اسلام تأکید فراوان کرد قتل انسان بی گناه، مثل قتل همه ی انسان هاست. و برای جنگ و دفاع شرایط بسیار سختی را وضع کرد که هرکس به خود اجازه ندهد، بی جهت مردم را کشتار کند.


۸_ مغول که به شرق تا اروپا تاخت، کشتار وسیعی کرد، مثلا" مردم نیشابور را از دم کشت و شهر را شخم زد.


۹_ در جهان اسلام جنگ های صلیبی مسیحی شکل گرفت که جان بسیاری از مسلمانان را گرفت.


۱۰_ در میان مسلمانان نیز در طول تاریخ جنگ هایی درگرفت که ریشه در جاه طلبی حاکمان داشت نه فرمان اسلام.


۱۱_ درکل جناب معین، دین های آسمانی از ناحیه ی مدعیان دروغین صدمات زیادی خورد زیرا دین مانع سلطه ی آنان بود.


۱۲_ ایران باستان و ایران دوران سلسله های خاندانی، نیز کشورگشا بود. اغلب پادشاهان ایران با جنگ و کشتار و جهان گشایی به قدرت رسیدند و با جنگ فروپاشیدند.


من معتقدم کشتارها توسط شاهان بود نه ادیان. ادیان برای صلح و رستگاری و آسایش و ایمان و مهرورزی مردم بودند. چه دین های الهی و چه دینی مثل بودایی. هر کس کشتار کرد، یا دین را دور زد و یا اساسا" به دین اعتنایی نکرد. هنوز هم این حکومت ها و جباران هستند می کشند نه ادیان.

 


قُوت و قوّت
به نام خدا. سلام. میان قُوت و قوّت و به تعبیر من "نان و توان" رابطه ی مستقیم برقرار است. از کارویژه های اصلی حکومت ها خصوصا" نظام های عدالت گرا، فراهم سازی فرصت برابر برای معاش مردم است. حتی دولت های لیبرال غرب که اساس اقتصادشان بر رقابت آزاد است، در آن سالهای بحرانی دور، مجبور به دخالت در اقتصاد به نفع ملت شده بودند که به "دولت رفاه" مشهور گردیده است.


دولت حسن روحانی کارآمدی اش را خیلی وقت است، که از دست داده است. اینک بازار را به نفع سوداگران رها نموده است تا هرچه می خواهند بر سر این ملت بیاورند. دولتی که خسته و بی تدبیر باشد و شعار غلط کلید و امید را ساز کرده باشد، نزد ملت بی اعتبار می گردد. مردم از گرانی به تنگ آمده اند و در گرداب محتکران و "نان به نرخِ روز خوران"، گرفتار آمده است؛ اما این دولت فقط تماشا می کند و هیچ راه علاجی به نفع ملت _خصوصا" تهیدستان، نیازمندان و کم درآمدان_ در چنته اش ندارد.


مگر پیغمبر اکرم _ص_ نفرمودند: "اللهم بارک لنا فى الخبز"؟ فرمودند: خدایا نان را بر ما مبارک بگردان. "لولا الخبز ما صلینا و ما تصدقنا و لا صمنا" اگر ما نان نداشتیم، نمى توانستیم نماز بخوانیم، نمى توانستیم روزه بگیریم، نمى توانستیم صدقه بدهیم.


کی می خواهید گوش شنوایی برای شنیدن دردهای مردم داشته باشید! مردم ایران از فجر تاریخ شان، ملتی عدالتخواه و حق گرا بوده اند، این ملت نجیب را باید به تفکر جهادی و بی منّت خدمت کرد، نه آن که دست روی دست گذاشت، خوش پوشید، شیک شد، رنگ زد و فقط پشت میکروفون رفت، هی حرف، هی حرف و هی حرف زد.


از آه مظلومان و محرومان بهراسید و از هشدار پیامبر رحمت _ص_ مبنی بر ربط معاش با معاد، عبرت بیاموزید و بیش از این از چشم ملت نیفتید. رزقِ ملت، در همیشه ی تاریخ، مهم بوده است؛ آن را اگر همچنان نادیده انگارید، و شکیبایی مردم را قدر ندانید و برای "بُرونرفت" ها قدم از قدم برندارید، خشم خدا را خریده اید و نیز ... .
۲۴ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)


 

پاسخ جناب دکتر عارف زاده

سلام
۱_ من هم برای شخص و شخصیت شما همواره احترام قائل بوده و هستم. از لطف شما بسیارممنونم. آنچه ما در مدرسه به همدیگر می نویسم مثل این است در اتاق های جلسات اوایل انقلاب رو به روی همدیگر می نشستیم و بحث و همآرایی می کردیم.


۲_ به فعلی که در آن نوشته ام، آورده ام، خوب دقت کنید. جمع امری ست، همان متکلّم مع الغیر عربی.


۲_ این عبارت شما "نقش  بنیادین روزبه کازرونی  ایرانی  در شکست هموطنانش" حداقل دو تا ایراد دارد:


یکی این که نام سلمان فارسی را اِبا می داری. نمی گویم روزبه اصفهانی جیّ کازرونی، جسارت است، ولی آیا باید نام قبلی ابوذر غفاری را بکار بُرد که به آن شُهره بود! یا نام بعدی اش را که مرسوم شد و جاری گردید؟ در همین مدرسه، ما می گوییم: عارف زاده و جوادی نسب؛ چون به انتخاب افراد احترام می گذاریم. سلمان هم نامی ست که پیامبر (ص) برای روزبه برگزیدند، پس اخلاق حکم می کند، نام منتخب را رجحان دهیم نه نام پیشین را.


دوم این که اصطلاح "شکست هموطنانش" نارواست. چون در آن قضیه، شکست دولت فاسد ساسانی مطرح است که خود مردم ایران از آن سلسله ی هرزه به عجز آمده بود. که من نمی خواهم بازش کنم.


بنابراین نسبت دادن این گونه به سلمان (س) که مقام "اهل بیت علیهم السلام را از زبان رسول خدا (ص) کسب کرده است، بدور از اخلاق و انصاف است. سلمانی که برای منزلت و قرب و ارج او باید غبطه بخوریم و از سراسر زندگانی پربارش درس و ادب و ساده زیستی و ایمان بیاموزیم.


کما این که "جانباز میهن" به جناب جوادی نسب گفتن، اَدایی تامّ و رسا نیست. جوادی در آن سال تا جایی که من می دانم برای دین، انقلاب و ایران رفت دفاع و چشمانش را هدیه اسلام کرد. فروکاستن آن به میهن، نوعی تقلیل گرایی ست.


جناب عارف زاده چون در جناب عالی ظرفیت و سماحت سراغ دارم، این گونه راحت سخن راندم. می دانم رنجور نمی شوی هیچ، بلکه فکور  می گردی.  من شخصا" به شما به دیده ی یک دوست آگاه و باخبر می نگرم و محبت هم در دلم به شما وجود دارد.

 

@


احترام به سلمان فارسی از اهم اخلاقیات است. لطفا" فضای سالم مدرسه را نگهبانی کنیم. با پرهیز از برخی نسبت دادن ها.


ولی؛ من وظیفه ی شرعی، اخلاقی، انسانی و ایمانی دارم هرکس به کِبار رسول الله (ص) یعنی سلمان پاک، اِسناد "خائن" داد، از حریم اهل بیت (ع) دفاع کنم. چون پیامبر اسلام (ص) حتی حضرت خدیجه (س)  با آن همه مقام و خدمات به اسلام را نگفت اهل بیت؛ ولی به سلمان گفت او از اهل بیت من است. خودت بخوبی می دانی کسی که از اهل بیت (ع) شد، چقدر واجب الاحترام است. مروّت و رواداری خوب چیزی ست جناب عیسی. پس، بحث، بحث محکوم کردن شما نیست، بحث ابراز نظر است که خاصیت مدرسه همین است. تمام. حق حضرت سلمان سلام الله علیه را امشب ادا کردی. خشنودی خدا را با تعظیم به سلمان، کسب کردی. سربلند شدی امشب.
 

 

@


مُحدّث کیست؟ اساس اسلام چیست؟
به نام خدا. سلام. علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان، در جلد سوم، صفحات ۲۹۵ و ۳۴۵، به این بحث پرداخت و در آنجا گفت: "محدّث یعنی کسی که صدای فرشته را می شنود اما صورتش را نمی بیند _تحدیث_ مانند امام علی، سلمان و حضرت مریم."
درود خدا بر آنان باد.


همچنین از نظر ایشان، "اساس نظام دین اسلام پیروی از حق است، نه موافقت طبع" (همان؛ ص ۱۶۲)
۲۵ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)


 

پاسخ به بحث ۴۲
به نام خدا. من به مُفاد عهدنامه مودّت ورود نمی کنم، پرسش جناب عیسی آهنگر، دبیر گرامی  و آن رأی اخیر لاهه، موجب شد، متن قرارداد را مطالعه کنم. اما در اینجا از زاویه ی جامعه شناسی سیاسی مسأله را مطرح می کنم.

 


اول آن که تقسیم جهان در آن زمان به دو بلوک شرق و غرب، که عصر جنگ سرد بود، موجب می شد دو ابرقدرت شوروی و آمریکا جهت هژمونی (=برتری سُلطه) به دنبال یارگیری و امتیازدهی باشند.

 


دوم این که، استراتژی "سدّ نفوذ" آمریکا _دکترین مشهور ترومن_ ایجاب می کرد، آن کشور برای جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی در منطقه اروپا و خاورمیانه، شعار محوری مقابله با کمونیسم را تبلیغ، علَم و علنی کند.

 


سوم آن که، محمدرضا شاه می کوشید برای جلب رضایت بزرگانی چون آیت الله بروجردی _مرجع ذی نفوذ جهان اسلام_ خود را "تنها شاه شیعه" و مخالف سرسخت کمونیست ها مطرح کند و وابستگی خود به آمریکا را پوشش بزند. سرکوب شدید کمونیست های ایرانی و انگِ روحانیون مارکسیست شده به مبارزان سیاسی، در راستای همین امتیازگیری از سیاست سدّ نفوذ بود.


چهارم این که پیوند استراتژیک اقتضا می کرد میان دو کشور آمریکا و ایران عهدنامه دوستی و مودت شکل بگیرد و این در سلسله مراتب دیپلماتیک امری معهود و مرسوم بوده و هست.


پنجم این که این گونه قراردادها که یک نوع امتیاز و به نفع منافع ملی ست، مانند قرارداد الجزایر، باید محفوظ بماند تا آثار حقوقی آن همچنان به نفع ایران شأنیت و اعتبار بین المللی داشته باشد. کما این که جمهوری اسلامی ایران بسیاری از قوانین عصر مشروطه و پهلوی را از درجه اعتبار ساقط نکرد. حتی اسلام به وفای عهد بسیار توصیه کرده است.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۷/۰۱
  • ۱۵۵ نمایش
  • دامنه |

مدرسه فکرت

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی