نوشته های دامنه

قسمت نُهم

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب قربانی

عین هم بودن برخی از احکام، عیب و ایرادی بر مراجع نیست. کما این که ۲+۲ مساوی ۴ برای همه ی ریاضی دانان عین هم است. مهم این است فلان مرجع هم، اجتهادش در این مسأله، مطابق با فتاوی فلان مراجع سابق و لاحِق است و مثلا" حاشیه اش بر عُروة الوثقی کتاب فقهی محوری مرحوم سید کاظم طباطبایی، با مراجع دیگر تطبیق دارد. پس، تطبیق عین به عین، حُسن است نه نُقص. و حتی موجب اعتبار یافتن آن فتوا می باشد که شبیه پارادایم می شود که انگار رویش اتفاق نظر است.

پوزش از ان قلت! و تشکر از گیراییِ بحث احکام در مدرسه ی فکرت.

۱۴ مهر ۱۳۹۷.

 


بحث ۳۵ : از مهمان چگونه پذیرایی کنیم در حد و سطح خودمان؟ یا در اندازه و توان اقتصادی مهمان؟
این پرسش جناب حسین جوادی نسب است که در پیشخوان مدرسه سنجاق می شود.
لطفا" پاسخ به جوادی نسب لینک شود تا ایشان پاسخ ها را کاوش و اعلان نظر کنند.

 

پاسخ دامنه به بحث ۳۵
به نام خدا. جناب جوادی نسب سلام. پرسش خوبی طرح کرده ای.
۱_ بین میزبان و میهمان حقوق متقابل وجود دارد.


۲_ پذیرایی باید متعارف باشد نه تشریفات و اسراف.


۳_ میهمان در فرهنگ اسلامی و روحیات ایرانی دارای ارزش و قابل احترام گذاری والاست.


۴_ باید این آیین را احیا کرد چون مدتی ست میهمانی رفتن اگر نگویم کاملا" از رسم برافتاد، لااقل کاسته شد.


۵_ طبق سنت حضرت ابراهیم (ع) شیخ الانبیاء که نماد پذیرایی عالی از میهمان است، مسلمانان با قبول فرهنگ حنیف، خیلی به میهمان ارزش می گذارند و حتی قدم شان را برکت و وفور نعمت تلقی می کنند.


۶_ اساسا" میهمانی رفتن یا میهمان پذیرفتن، رفتاری مختص آدمیان است و حیوانات از آن بی بهره اند. پس باید این انگیزه ی فطری و اخلاقی و عاطفی را پاس داشت که اغلب موجب مودّت و تحکیم خانواده ها می گردد. 
 


قم، ایران، اسلام
به نام خدا. سلام. قم، مِلک طِلق هیچ کسی نیست. هیچ کسی هم قادر نیست قم را تماماً از آنِ خود کند. زیرا قم را علم و دانش و ارزش احاطه کرده است؛ نیز آزادی و اندیشه و اجتهاد؛ نه قدرت و استیلا و انقیاد. قم مالِ همۀ ایرانیان است. متعلّق به تمامی شیعیان و مُحبّان اهل بیت _علیهم السّلام_ است. قم، مرکز اجتهاد است؛ شهر علم و عالمان. شهر همۀ ایرانی ها. قم را نمی شود شاغول کرد. قم، سُلطه پذیر نیست. قم، همیشه با تفکر برپا بود و با تفکّر می ماند. مردم ایران، چشمشان به قم است. چون که احکام شرع شان از قم و از مرجعیت برمی خیزد. درود بر مرجعیت.
۱۵ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب امیر
شاغول کردن را که خوب می دانید. ابزار بنّا برای میزان کردن آجرهاست.
اما در پهنه ی فکر، شاغول کردن یعنی با یک نوع فکر، همه را میزان خود! کردن. این ممکن نیست که همه یک جور بیندیشند. به عبارتی تفکر دستور بردار نیست. و قم شهر اجتهادات است نه فقط یک نوع اجتهاد.
سپاس.

 

تقی آهنگر:
سلام مهندس عبدی سوالی برام پیش امد اگر صلاح دونستید در مدرسه نوبت بذارید اون اینکه چرا در فضای مجازی این قدر به اسلام وتشیع نسبت به ادیان اسمانی دیگر وهمچنین ادیان ساختگی وجنبش های نوظهور نقد وحتی جسارت می شود  با سپاس.

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام
سؤال خوبی کردی.
گذاشتم در خورجین مدرسه برای نوبت.

 

@
سلام حسین آقا
متوجه ی جمله ات نشدم. من تا به حال پرسش توسط اعضا برای پیشخوان گذاشتن را محدود و معدود نکردم.
هرکس هرچه می تواند پرسش بفرستد. ولی پرسش حتما" باید طبق نوبت سنجاق شود. و سؤالات اعضا در مدرسه از همدیگر فقط جنبه میانبحث دارد. نه بحث رسمی. نیز همیشه تأکید می رفته که اعضا در بحث سنجاق شده تمرکز کنند و میانبحث ها را بدون حاشیه و کِش دادن، داشته باشند. تشکر آقا.

 

@
ایشان (مهندس عبدی) با کبل سید محمد شفیعی هم ساعت ها می نشست، سند و شجره در می آوُرد. که در دامنه زیاد بهره بردیم از آن.
خوب کردی، تحسین کردی ازش. جا داشت انصافا".

 

Ebrahim Tohid:
@
خُب خدا را شکر جوادی. پس که این طور. پیش آقای نوری همدانی چنان گذشت!
درضمن سلام شما را به فامیلت ابلاغ کردم. باخرسندی یادآور شد آن پتوی بچه گانه که سال ۷۱ کادو آوردین، هنوز سالم مانده و به نوه رسیده. درود آقا.

 

 

به نام خدا
از جی پلاس خواندم در مازندران برای شکار کبک ۶۶۰۰ مجوز صادر شده (یا می شود). بر این اساس برآورد کرده است جان ۴۰۰ هزار کبک در خطر است. دامنه.

کد خبر: 102518 .   ۱۳۹۷/۰۷/۱۴. ۱۰:۰۲:۱۲

 


عشق و سلطنت
به نام سلام. در تاریخ سیاسی جهان، میان عشق و سلطنت اغلب تعارض و غوغا و بلوا برمی خاست. مثلا" ژرژ ششم در انگلستان به خاطر عشق از سلطنت گذشت. و یا عضدالدوله دیلمی _که حاکمی جاه طلب و شیفته ی تاج و تخت و شکوه و تشریفات بود_ معشوقه اش را سوار قایق کرد و در دریا انداخت تا خیال خود را در تصاحب کامل قدرت راحت کند.
 ۱۶ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

پاسخ به بحث ۳۶
به نام خدا. جناب امیر سلام. پرسش شما آنقدر مهم است که پاسخش چند کتاب می شود. کما این که هنوز هم حکیمان، فیلسوفان، متکلمان و دانشمندان در پی جوابا" در جواب اند. من، راه دور نمی روم. سری به گلستان می زنم و دقّ الباب می کنم سعدی ایرانی ها را که گفت:


خوردن برای زیستن و ذکر کردن است
تو معتقد که زیستن از بهرِ خوردن است

(گلستان. باب سوم ص ۱۶۰)


پس؛ بسته به جهان آگاهی و خودآگاهی و خداجویی افراد دارد که کدام انسان را تجربه کنند. یا مانند ابوذر یا عین ابوجهل؟ ابوذر وارسته شد و خداپیوسته و ربذه چشیده و تن به ذلت نداده. ولی ابوجهل، جهالت ورزید، کینه کرد، زراندوخت، مادی گرا شد، جدا از خدا زیست و نهایتا" به دست عدالت به فنا رفت.
 


دندان طمع
به نام خدا. سلام. واقعیت نشان داده است جهان هرگز خالی از دشمنی و دسیسه نبوده است. منافع و مطامع عامل اصلی این خصومت هاست. ایرانِ امروز نیز، از این طمع ورزی های دشمنان در امان نیست؛ طمع تجزیه کشور، طمع هزیمت ملت، طمع چپاول نفت، طمع نابودی فرهنگ، طمع زایل کردن عقیده، طمع براندازی انقلاب.


اما ایران طی چهل سال انقلاب، نشان داد که طُعمه نیست که لقمه ای آسان برای حلقوم دسیسه چینان و زیاده خواهان باشد. ایران یک قدرت است و در برابر زور می ایستد.


به قول شهید مظلوم بهشتی (در ص ۲۴۷ کتاب خاطرات ماندگار)، "بله با دشمن سخن بگو" ولی "او را از خود مأیوس کن، و دندان طمع دشمن را بکِش. من این را یک روش بسیارمفید و پیروزمندانه در مبارزه می دانم".

۱۷ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

سلام جناب دکتر دهقان
در پاسخ شما،
در عصر غیبت، زعیم مسلمین مرجعیت است
گاه شکل زعامت، مانند ولایت است مثل امام خمینی
گاه مثل نظارت است مانند سیستانی فعلی عراق
گاه اتحاد با سلطنت است مثل نراقی، مجلسی.

اصل نظارت و زعیم بودن مرجعیت اصل عقلی و شرعی ست. این البته عقیده من است، شما مخیّری.

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب شیخ مالک
۱_ ما شاگرد روحانیت وارسته ایم.
۲_ من از روزی که در سال ۱۳۹۲ به طور جدی وارد فضای مجازی شدم، تمام متن هایم را با "به نام خدا" آغاز کردم. و نیز "سلام" که رسم مرسوم دینی ست در دامنه.


۳_ به نام خدا گفتن اولی است در مجازی چون ممکن است کسی وضو نداشته باشد دستش به نام جلاله مسّ شود که حرمت دارد.
از شما بابت خلوص و رُکیت ممنونم.

متن زیر را در جواب به سؤال یک عضو در گروه تلگرامی دیار همدلی دادم که اینجا بازنشر می دهم.
با پوزش.

سلام جناب، دوست گرامی
به نام خدا. ضمن سپاس از شما بابت توجه و نیز طرح سؤال از من درباره ی همین مصوبه ی مجلس، یک نکته سیاسی بیان می کنم تا خود به جواب خود برسید و به جواب من نیاز نباشد.

 

حاکمیت ملی، برای هر کشوری یکی از چهار شرط تأسیس "دولت_کشور" است؛  اما همین حاکمیت ملی، توسط سازمان ها و مجامع بین المللی، اندکی محدود می شود. زیرا مصوّبات و کنوانسیون های بین المللی نیز بخشی از قوانین جاری جهانی ست و نمی توان از آن بآسانی خلاص شد. یعنی اگر نپذیری، یک جور بازتاب دارد و اگر بپذیری جوری دیگر تعارض پدید می آورد. گاه، چاره ای دیگر نتوان کرد. کشورها برای پذیرفتن، تشریفات داخلی خود را طی می کنند. بگذرم.
۱۷ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

Ebrahim Tohid:
@
محمدآقا می دانم می خندی و می نویسی
من هم خندیدم به خنده ات
من که زکات علمی را هی دارم می پردازم. تو سهم امام (عج)  را بپرداز. شیعه شدن خرج هم دارد آقا

@
سلام آقا سید علی اصغر
من که جوابم را دادم. مگر مدرسه ی ابتدایی ست که دقیقا" بگویم: کوکب خانم با سوزن دامن می دوزد؟!

بحث ۳۷: انقلاب یا نظام برای ملت است یا ملت برای نظام؟

این پرسش جناب عیسی آهنگر است که در پیشخوان سنجاق شد.

 

پاسخ به بحث ۳۷
به نام خدا. جناب آقا عیسی آهنگر دارابی دبیر و دوست گرامی سلام. ضمن تقدیر از پرسش شما؛
۱_ انقلاب برساخته ی شعور و شور مردم است. و در مخزن آن میزان بی شماری، انگیزه و انگیخته ذخیره است.


۲_ نظام از درون مصالح ساختمانی انقلاب، بنا می شود و بنّای آن مردم، مدیر آن رهبری و مؤسس آن آرای اکثریت ملت است.


۳_ میان ملت و نظام رابطه ای متقابل حکمفرماست، نه یک جانبه و متصلّابانه و سلطه طلبانه.


۴_ مردم به نظام رضایت می دهند، چون مانع هرج و مرج و سکّوی رسیدن به هدف است. و نظام به مردم خدمت می دهد، چون به رأی و رضامندی مردم تکیه دارد.


۵_ از آنجا که نظام ایران نمایندگی مکتب شیعه را در بُعد زمینه سازی های نظم، رفاه، ایمان و اجرای احکام برعهده دارد، مردم برای حفظ آن کوشش به خرج می دهند و از براندازی آن ممانعت می نمایند.


۶_ بنابراین؛ پاسخ سؤال شما در یک جمله، این است: نظام برای مردم است و چون مردم از طریق قرارداد سیاسی پذیرفته اند چنین حکومتی بر مملکت شان جاری باشد، برای حفظ آن فداکاری می کنند. این که امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ فرمودند: "حفظ نظام از اَوجبِ واجبات است" نظرشان دقیقا" این بوده است که مردم هم برای حفاطت نظام بکوشند تا نظام هم آنان را در نیل به مقصد _که همان تمدن سازی و جاری بودن دیانت است_ مدد رسانَد.
 

Ebrahim Tohid:
سلام. اگر بحث می رفت روی تضییع حقوق و زیرپاگذاشتن های حق ها، می توانست چالشی باشد. مباحث نظری هر دو مناظره کننده مفید بود ولی بحث در نگرفت.

 

@
سلام جناب آقا سید باقر
کدام جامعه و دولت های جهان را سراغ داری، بقای نظام خود را توقیت (=زمان بندی) کرده اند. یعنی هر چند سال ادامه ی نظام سیاسی شان را به همه پرسی می گذارند؟ این که نقض غرض و هرج و مرج است.
درضمن نکته هایی دیگر متن شما را رد نمی کنم، خودم نیز مشروعیت سیاسی و کارآمدی را پیوست هم می دانم. یعنی هر نظام مشروع باید کارآمد و خادم باشد.
تشکر از دقت شما به بحث.

 

@
سلام سید محمد. اطلاعات مفیده ای دادی حین مناظره. ولی تبادل رخ نداد. درضمن غربی اعلان کردن آن تعریف خوبت از حقوق، را قبول ندارم.

 

Ebrahim Tohid:
@
سید محمد، حافظه ات عالی بود. منتظر بودم بحث شود که نشد
جناب معین وقتی روسو را پیش کشید و حقوق و روابط اجتماعی را، می تونستی از همان زوایه مناظره را دو به دو کنی. که حیف شد نشد. بازم خدا قوت به هر دو گرامی.

 

@
در امور سیاسی و معضلات حادّ بله، حرف شما را قبول دارم، ولی این که نظام های سیاسی هر چند دهه خود را به رأی نسل جدید بگذارند، این در علم سیاست مرسوم نیست.

 

@
مبتنی بر حقوق اساسی ست و در نظام ما علاوه بر آن، تقیّدات شرعی. این دو رابطه ی ملت و حکومت را مشخص می کند و قوانین موضوعه آن را جریان می اندازد.

 

@
اینجا فربه، نزد سید علی اصغر نه یعنی سمن و گوشتی، بلکه یعنی سرشار و پُر.

 

@
بله، عقلانیت حکومت ها برای همین است که شما اشاره کردید. ایرادهای (=کژراهه) نظام ما را را من منکر نیستم. ولی من نگرشم آرام و گام و گام است. شتاب در تغییر را سمّ می دانم.

 

@
سلام جناب آقا عیسی آهنگر.
این نکات، بحثی مجزّا می طلبد. من تبیین تئوریک کردم و دأب من این است در مباحث فکری و سیاسی وارد مصادیق نمی شوم. ممنونم.

 


حُقّه بازی زیر سایه درستی
به نام خدا. سلام. همه چیز در این روزگار، تحت تأثیر قانون عرضه و تقاضاست. اگر در نفْس آدمی، تقاضایی برای پذیرش مَتاع معنوی انبیا (ع) نبود، هیچ وقت زیرِ بار حرف آنها نمی رفت. و از همین روست که کالاهای تقلُّبی، حُقه بازی، نیرنگ، نیابت، شایعه، فساد و... در سایه ی امانت! و درستی! می تواند خود را جا بزند! و رواج گسترده ی آن در ظلِ راستی! امکان پذیر می گردد. اگر کسی رُک بگوید: که "من دروغ می گویم"؛ "من فریب به کار می گیرم"؛ "من عمله ی فلانم"؛ چه کسی باورش می کند؟ به همین خاطر است مولوی گفته است:


تا نباشد راست، کی باشد دروغ
آن دروغ از راست می گیرد فروغ!


در نوشتن این متن از دو اصطلاح کتاب "از چشمه کویر" مرحوم استاد محمدتقی شریعتی پدر مرحوم دکتر علی شریعتی وام گرفته ام.
۱۸ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

سلام جناب
به نام خدا. ضمن سپاس و احترام، دردی که با نهایت دردمندی برشمرده ای، از دردهای بی درمان جوامع طمّاع است. من هم مانند شما بر این نظرم، هر کس و هر تفکری، در درون نظام ایران پول نفت را _که درآمد ملی ست و به عبارت شرعی "بیت المال" است و باید در خدمت پیشرفت و تمدن سازی و رفاه عام اجتماعی شود_ صرف مطامع باندی، یا هزینه ی طرح های نابجا کند و زشت تر و خیانت بارتر از همه این که آن را به جیب بزند و انباشت کیسه ی شخصی اش کند، چنین فردی مصداق بارز "فاسد" است که در زبان عامیانه به آن دزد سرگردنه و در ادب شرعی به او "سارق" می گویند که حکمش را خدا روشن ساخته است.

 

من با شما همدردی دارم. و هر کس چنین کند، نه فقط محکوم است که کاری کریه می کند. البته این ننگ شمول ندارد، اگر شمول می داشت فاجعه ای بزرگ بود. امید است، دستان هر چپاولگر نفتی، با قانون و محاکم مواجه شود و با قدرت عدالت، دست درازی به سرمایه ی عمومی ملت قطع گردد.
۱۸ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام سید. بسیار درست است و تشکر دارم از این پست. دانش مسلمین جهان را به دانش رساند. حیف غرب از شرق و بلاد مسلمین حق توحُّش! می ستانْد. غرب، قدر دانش شرق را پاس نداشت و غارت پیشه ساخت. حتی متألهان بزرگ غرب این رویکرد غرب را غلط می دانند.

 

@
سلام جناب قربانی.
یک نکته. علی در ندای "یاعلی" منظور خداست. چون "علی" یکی از نام های خداست.
فقط نکته خواستم بگم در مدرسه.
تعریض نبود به پست شما.

 

@
نه جناب قربانی، انقلاب هرگز پایان نمی گیرد.
آیا اسلام که یک انقلاب بزرگ علیه هرگونه زشتی بود پایان یافت؟
انقلاب، مخزن المعارف ملت "انقلاب کرده" است. فقط به انقلاب ما ربط ندارد حرفم. هنوز انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، موتور و حتی شعار سه گانه اش در ملت فرانسه زنده است: آزادی، برابری، برادری. حداقل نامش را زنده می دارند، کاری به ارزیابی ملت فرانسه ندارم.

 

@
سلام جناب سید باقر
منظورم این است این "علی" که در "یاعلی" منادا می شود، خدا است نه امام علی (ع). مانند صدق الله العلی العظیم در پایان قرائت قرآن.

مثال دیگه ای می زنم:
عُمر کُشون که زمانی باب بود، حتی در دارابکلا، منظور عمربن سعد بود نه عمربن خطّاب. که اغلب اشتباه می گیرند این را.

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام سید. بسیار درست است و تشکر دارم از این پست. دانش مسلمین، که اغلب دانشمندان آن ایرانی اند، جهان را به دانش رساند. حیف که غرب، از شرق و بلاد مسلمین حق توحُّش! می ستانْد.
غرب، قدر دانش شرق را پاس نداشت و غارت پیشه ساخت. حتی متألهان بزرگ غرب این رویکرد غرب را غلط می دانند.

 

@
سلام جناب قربانی.
یک نکته. علی در ندای "یاعلی" منظور خداست. چون "علی" یکی از نام های خداست.
فقط نکته خواستم بگم در مدرسه.
تعریض نبود به پست شما.

 

@
نه جناب قربانی، انقلاب هرگز پایان نمی گیرد.
آیا اسلام که یک انقلاب بزرگ علیه هرگونه زشتی بود پایان یافت؟
انقلاب، مخزن المعارف ملت "انقلاب کرده" است. فقط به انقلاب ما ربط ندارد حرفم. هنوز انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، موتور و حتی شعار سه گانه اش در ملت فرانسه زنده است: آزادی، برابری، برادری. حداقل نامش را زنده می دارند، کاری به ارزیابی ملت فرانسه ندارم.

 

@
سلام جناب سید باقر
منظورم این است این "علی" که در "یاعلی" منادا می شود، خدا است نه امام علی (ع). مانند صدق الله العلی العظیم در پایان قرائت قرآن.

 

مثال دیگه ای می زنم:
عُمر کُشون که زمانی باب بود، حتی در دارابکلا، منظور عمربن سعد بود نه عمربن خطّاب. که اغلب اشتباه می گیرند این را.

 

دوستان سلام
یک توضیح:
با پایان یافتن ماه محرم، پروفایل مدرسه فکرت تغییر کرد. این تصویر پیشنهاد جناب جلیل قربانی بود که دو هفته قبل ارسال کرد. اما به دلیل حُرمت محرم، تصویر قلب، تا پایان ماه حفظ شد.
 بین مدیر، مشاور ارشد و معاون رأی گیری شد، این تصویر تصویب شد.
با تشکر از جناب دکتر قربانی.

 

@
خُب شما هم آن زمان مثل همه ی ماها اشتباه تصور می کردی.
من بر حسب مطالعه ای که کرده ام می گویم.

 

@
من اشاره کردم در متن اول که در اصل عمرسعد بود
ولی مردم در طول زمان طولانی در عمرکُشون، عمربن خطّاب را نشانه می گرفتند.

 

@
سلام جناب شیخ غلامی
جناب قربانی یک تنه، برای نسل های بعدی هم نسخه می پیچد!. البته نظر است دیگه کاری نمی شه کرد.
یک لحظه رفت سرِ احساس.

 

@
شکیبا باش جناب سید باقر. ره صدساله را یک شبه نمی شه رفت!

 

@
اینا هم اشتباه تصور کردند. هنوز هم این محفل در جاهایی برپاست!
من یک حرف تحقیقی می زنم. در اصل عمرسعد بود، ولی اندک اندک، در اثر افراط برخی ها رفت سمت و سوی آن دومی! و همین ماند ماند تا در جمهوری اسلامی بساطش برچیده شد. یک کار انحرافی بود. نه عقیدتی.

 

@
من هم شرکت می کردم در محل قبل از انقلاب که آقا جلیل محسنی جثّه ی بسیار بزرگ و خوفناکش را می ساخت و در محل دور می دادیم شب ها.
مهم این است، این وارونه شد از عمرسعد قاتل امام حسین (ع) به آن نفر دوم.

 

@
بله. من هم گفتم تبدیل شد به عمرکشون
و سال ها ماند
ولی حقیقت لعن عمرسعد بود که منتهی شد به....

از شما جناب سید باقر ممنونم در این میانبحث.

 

@
محلّل شد به این روز
یعنی تسرّی دادند
ولی ریشه اش عمربن سعد پس از واقعه کربلا بود که شکلکش را می ساختند و...

 

@
جناب قربانی. همه ی حرفم این است که به جناب سید باقر هم گفتم. آنچه در ماه عُمَر کُشون (=به زبان دارابکلایی ها عُمِرکاشی ماه) در ایران انجام می گرفت، اشاره به آن "دومی" بود و همه ی ماها به نحوی شرکت می کردیم.  ولی در اصل در تاریخ، عمرسعد منظور بود که رفته رفته وارونه شد و آن دومی را شامل شد. همین. من منکر این واقعیت نیستم. می گویم همه ی ما تصورمان اشتباه بود و به جای عمربن سعد، آن "یکی" را آن گونه ...

 

@
سلام جناب معین. شما از افاضلی آقا.

 

@
جناب قربانی! انقلاب ها مانند سنت ها دیرپا هستند. لذا منظورم این است نسل ها زود زود هوَس انقلاب در انقلاب نمی کنند. از سوی دیگر این انقلاب همچنان حامیان میلیونی دارد و اکثریت ملت، آن را امانت می داند و پشتیبانش است و ثمره ی خون شهیدان می داند و آن را مراقبت می کند. این مثل روز روشن است.

 

Ebrahim Tohid:
@
جناب سید باقر!

این که جوابش واضح و مبرهَن است. این سخن امام خمینی، حکیمانه است. (جمله تاریخی امام خمینی در بهشت زهرا، ۱۲ بهمن ۱۳۵۷: "پدران ما چه حقی داشتند که برای ما تعیین تکلیف کنند؟")

شما باید برید از ملت بپرسید پس چرا علیه ی انقلاب اسلامی، دوباره انقلاب نمی کنید؟ نه این که حرف امام را از من بپرسید. خود شما بگویید مردم چرا دوباره انقلاب نمی کنند؟

 

این که پیچیدگی ندارد. خوب معلومه. مردم انقلاب اسلامی را همچنان قبول دارند دست به انقلاب مجدد نمی زنند. چون این ملت مسلمان است و پاره ی تنش را نمی بُرّد. همه ی کژی ها و فساد و انحصارگری عده ای را تحمل و انتقاد می کند، ولی علیه ی انقلاب، براندازی نمی کند. حالا پاره ای افراد جور دیگری فکر می کنند، حق شان است آزاد فکر کنند و هر وقت توانستند و زیاد شدند، انقلاب کنند اگر می توانند.

 

Ebrahim Tohid:
@
مگر به زور می شود نسل جدید را برد به مسلخ!؟
و آنان را تحریک کرد به انقلاب علیه ی انقلاب؟
البته آرزو و آمال بر محرّکان پشت صحنه ی نسل جوان عیب نیست و بگذار تب و تاب کنند. مهم این است، ملت، انقلاب علیه ی انقلاب را خیانت و جفا به مکتب می داند.

 

حسین جوادی نسب:
حامیان میلیونی کاملا درسته اما با چه مستنداتی می فرمایید اکثریت؟

Ebrahim Tohid:
@
چون مخالفین بسیار اندک اند
از برهان خُلف پی می توان بُرد.

 

@
حسین آقا! درضمن این امری بدیهی و خیلی معلوم است. منکرین باید مستندات جور کنند نه اهالی انقلاب که طی چهل سال حتی افزوده شدند.

 

@
شما جناب سید باقر چرا با من، این گونه دعوا مرافعه گونه بحث می کنی؟ خودت از من پرسیدی. حالا خودت این گونه منو می تارانی!؟ این شیوه ی شما پسندیده نیست. من دیدگاه خودم را بیان می کنم. و آزادم نظرم چنین باشد.


زندگی پاکیزه
به نام خدا. سلام. از امیرالمؤمنین امام علی بن ابی طالب (ع) پرسیدند زندگی پاکیزه در آیه ی فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً (۹۷ نحل) یعنی کدام زندگی؟
فرمودند: یعنی زندگی قناعت آمیز. (نهج البلاغه. حکمت ۲۲۹)


سعدی هم بیتی دارد که لطیف و هم راستاست با این جمله:
قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حریص جهانگرد را
۱۹ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


بحث ۳۸ مدرسه فکرت: چرا در فضای مجازی این قدر به اسلام و تشیّع نسبت به ادیان آسمانی دیگر و همچنین ادیان ساختگی و جنبش های نوظهور نقد و حتی جسارت می شود؟
این پرسش جناب آقا تقی آهنگر است که در پیشخوان سنجاق شد.

 


نجاست عارضی، نه ذاتی
به نام خدا. سلام. مرحوم آیت الله العظمی منتظری در صفحه ی ۱۲۳ کتاب "جلوه های ماندگار" می گوید:


"اهل کتاب ذاتا" نجس نیستند و نجاست آنان عارضی است؛ به جهت عدم اجتناب از خوک و خَمر و مَیتَه و امثال اینها. مسلمان نیز اگر از اینها (خوک و خَمر و مَیتَه) اجتناب نکند نجاست عارضی دارد. پس اگر اهل کتاب دست و بدن خود را بشویند، پاک می شوند."

یادآوری: مَیتَه یعنی مُردار و حیوانی که ذبح شرعی نشده باشد.
۲۰ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

سلام جناب "آزاد"
از شما بابت روح جست و جو گری ممنونم. امید است همیشه پس از تلاش فکری، روشنایی به زندگانی ات بیفکنی. و این روحیه ات که در طلب دانایی برمی آیی، جای قدردانی دارد.


آن متن، نظر یک فقیه شیعه است. من در جایگاهی نیستم در امور احکام شرع، اظهارنظر کنم. من و شما به یقین، مجتهد نیستیم. این را مجتهدان استنباط می کنند. و من خود را در فروع دینی، مقلد مرجعیت می دانم. و مسلّمات و احکام دینی را با علم اندکم، زیرِ سؤال نمی برم. هرکس در این امور ورود می کند، باید تجهیزات عقلی، نقلی و علم فقهی اش را داشته باشد و با فن و تخصص افتاء آشنا و بر آن مسلط باشد و سپس نظر دهد.


 اما در جواب سؤالی که مشخّصا" از من کرده ای باید بگویم: انسان ها در مقام خلقت (=مرتبه ی تکوین) یکسان اند، ولی در مقام کمال برابر نیستند. خداوند فرموده است: "إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ".[حجرات. ۱۳] پس، ملاک، میزان تقوای هر فرد است. و همین معیار، ارزش انسان ها را در پیشگاه خدا معلوم می کند. این که تقوا از نظر شما چیست، به من راجع نیست.
با احترام و سپاس.
۲۱ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

پاسخ به بحث ۳۸
به نام خدا. جناب آقا تقی آهنگر دوست گرامی سلام. ضمن تقدیر از پرسش شما؛
۱_ تشیّع، صراط مستقیم است و در طول تاریخ، حرکت و جنبشی عدالتخواه و مخالف هرگونه ظلم، تباهی و فساد بوده است و دیانت و سیاست و معنویت را باهم خواسته است.


۲_ معمولا" درختی که میوه دارد را سنگ می زنند! مکتب تشیع را چند دسته در طول تاریخ سنگ می زدند؛ چون که:


الف. تن به زور و ذلت نمی داد.
ب. علیه ی شاهان و جبّاران قیام می کرد و یا اِعراض می نمود.
ج. اندیشه های تشیع، معارض تفکرات رایج، انحراف و تحریف شده ی ادیان و حاکمان بوده است.


۳_ اینک نیز حمله به تشیّع معمولا" از سوی افکار زیر ریشه می گیرد:
الف. لاادری گری ها.
ب. مرکز شیعه شناسی در اسرائیل اشغالگر. 
ج. تشیع انگلیسی، مواجب گیران اینتلیجنس سرویس بریتانیا.
د. عُقده ای ها که کینه و کمبودهای عقلی و درکی خود را با حمله به تشیع تسکین می دهند. به قول عامیانه دل شان را خالی می کنند.
ه. جریان ثروتمند وهابیت.
و. کوتوله های سیاسی که تاکتیک تخریب را پیاده می کنند.
ز. فرقه ی مشکوک بهائیت که در مقرّشان در حیفای اسرائیل است.
ک. آخوندهای درباری و مزدور.
ل. از سوی عده ای غافل و گول خورده و نادان.
م. جریان جاهلیت مدرن که علم زده و غرب زده اند و اَدای دانایی در می آورند و ناخودآگاه بی دینی را ترویج می کنند که خود هم در "دام" اند و فریفته.


در پایان یادآوری کنم، تشیّع، ادامه ی مسقیم راه رسول الله (ص) _که عترت و قرآن را راه نجات دانستند_ است. این مکتبِ حق و عدل، از این گونه حملات و جسارت ها زیاد به خود دیده و از عوعوها، هیچ گاه نهراسیده و چون ماه، نورفِشان بوده. از امام علی (ع) گرفته تا همه ی امامان معصوم (ع) و تمامی فقیهان و دانشمندان شیعه و مردم پیرو اهل بیت (ع) که حُبّ عترت در قلب شان همچنان تلالؤ دارد و بر باطل و ظلم جهانی با منطق و مقاومت و با شیوه ی عدالت و مُروّت و حقانیت، می خروشند و تن به باخت و ذلت و تسلیم نمی دهند. تشیع همیشه با محرومیت مواجه بود و با محرومین پیش آمد نه با دنیاپرستان و زراندوزان و دَم غنیمت شماران. والسلام.
 

سلام جناب سیروس
از حضورت در مدرسه ی فکرت خوشحالم. شما که اهل مطالعه و فکر هستی، مدرسه را با نظرات و دیدگاه های خود باخبر کن. امید است در نوشتن ها کوشا باشید.


حضورت را در این جمع فکری، گرامی می دارم. چون در پیام خود، خودت را معرفی کرده ای، من تکرار نمی کنم.
خیلی ممنونم آقا سیروس.

 

سلام محمد آقا فضلی خواهرزاده ی عزیزم
ممنونم از حضورت در مدرسه فکرت. حتما" از نوشته هایت بهره خواهیم برد. قدم تو را گرامی می دارم.


دوستان، ایشان خواهرزاده ی من است فرزند جناب آقای فضلی. محمد فوق لیسانس تئاتر دارد و خود نیز در این هنر، چند کار کرده است. موفق باشید.


کشکول هشتم : شامل طنز فاخر و نکته ها. از ۵ عصر جمعه تا پایان شنبه.


خودداری از شُبهه ناک
به نام خدا. سلام. آدم باید حتی از شُبهه ناک خودداری کند تا گرفتار مُحرّمات نشود. در روایت از پیامبر (ص) آمده است: لو اِن راعیا" رعی الی جانب الحمی لم یثب غنمه ان تقع فی وسطه. (وسایل الشیعه. ج ۱۸، ۲ ۱۲۲)
یعنی: "هر کس گوسفندانش را در اطراف قُرقگاه بچرانَد، کم کم وارد قُرقگاه می شود".


سیر به کارهای حرام و افکار انکاری و حق ناپذیری و گناه هم این گونه است.

ر.ک: جلوه های ماندگار. ص ۱۰۹)
۲۱ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

وووو

ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پایان قسمت 9.

 

بحث ۳۹ : مشکلات و معضلات طلاق.
این پیشنهاد جناب مهدی عرب خزائلی ست که در پیشخوان سنجاق شد.

 

عشق و انسان
به نام خدا. سلام. پیر شاردین می گوید عشق پیوندی ست که همه ی اجزای عالم را به سوی یکدیگر می کشد و به هم متّصل می کند؛ مانند متصل کردن ۶ بیلیون سلّول بدن انسان. (ص ۷۷ در پرتو عرفان. واین وایر)

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب جوادی
سلّول بدن انسان که باهم متصل هستند. عشق رو تشبیه به همبستگی سلول بدن کرده.

@
پاسخ به بحث ۳۹

به نام خدا. جناب آقا مهدی عرب خزائلی سلام. ضمن تشکر از شما که بحث را پیشنهاد کرده ای؛

۱_ طلاق یک راه حل شرعی و قانونی ست. البته در نهایت ناچاری. حتی توصیف به "حلال منفور" شده است.

 

۲_ من مطالعه علمی نکرده ام، ولی گفته می شود در ایران، امروزه، طلاق ابزار تسویه مالی شده است.

 

۳_ وقتی مرد، نابکار شود و به خانواده بی اعتنا باشد و ظلم و زور بگوید، و امکان سازش هم محال باشد، آیا راهی جز طلاق برای زن وجود دارد!

 

۴_ معضل اصلی به فروپاشی کانون زناشویی بازمی گردد که امروزه به سنت ها و آیین ها و عشق ها و احترام به حریم ها، کم توجهی می شود و همین راه جدایی ها را سهل و سریع کرده است.

 

۵_ فقدان خانواده های کلان، یکی از مشکلات است. زن و شوهر با سنین پایین از کانون خانواده منفک می شوند و در تنهایی زندگی می کنند و حالت جزیره ای به خود گرفته اند و همین آسیب بزرگی ست که عشق و سازگاری را نابود می کند.

 

۶_ مطالب دیگری هم هست که مَجال نیست. چون در مدرسه بنا بر پاسخ های طولانی نیست.

 

@
سلام حسین آقا. محوریت متن عشق است نه سلول. من از آمار سلول بی خبرم. عین نظر "پیر شاردین" را بازتاب دادم.

 

یک مزاح هم بکنم حسین آقا:
آن رفیق گویایت را بگو بره سروقت عشق؛ منحرف نشه نره بالای سلول!

 

سلام جناب جوادی نسب
من دیدگاه شخصی خودم را گفتم. ممکن است ایراد داشته باشد. اما حضور نوعروسان و نودامادان نزد بزرگان موجب حیا، حرمت و احترام متقابل می شود. ده سال اول زندگی، اگر عروس و داماد جزیره ای زندگی نکنن، کمتر دچار فسون، فسردگی و پرخاش می شوند. مرتبط بودن با خانواده ی کلان، این اثرات سوء را تا حدودی مرتفع می کند.


همان طور که جناب جلیل قربانی در پست خود آمار دادند، خطر طلاق، بیشتر در همان سال های آغازین است و این شاید به علت انفصال آنها از کلان خانواده باشد و هسته ای شدن.


البته اذعان کنم من در این مسأله خودم را کارشناس نمی دانم، فقط دیدگاهی را که در ذهنم است، گفته ام.
 

مناظره نهم: بین جناب حجت الاسلام شیخ مالک و جناب مهدی عرب.
موضوع: صله رحم و کانون خانواده
سه شنبه شب ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰ شب تا ۱۲.
اجرا: معاون مدرسه

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب. ابتدا ممنونم در جمله ی اول، اظهار تأسف کرده ای. سپس بگویم این که شما شاه را نوکر آمریکا بدانی یا نه، آزاد هستی و من تحمیل نمی کنم.


اما در تاریخ ما ثبت است که آمریکا با سرنگون کردن دولت ملی مرحوم دکتر مصدق و سرکوب نهضت مردم و علما و مبارزان، شاه را که به خارج فرار کرده بود به سلطنت بازگرداند و با غارت ایران، هم بر شاه و هم بر کشور ما مسلط شد. بگذرم.
برای شما سلامتی آرزومندم
بااحترام
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب
از شما بابت توجه کردن به بحث ممنونم و تحسین می کنم. جناب عالی حتما می دانی حتی مکتب اسلام نیز برخی از فرهنگ ها و آیین های ملل و جوامع را امضاء کرده است و همه چیز را درکل و یکجا نفی نکرده است یعنی احکام اسلام گاهی امضایی و گاهی تأسیسی ست.


پیمان مورد اشاره ی شما، یک متن حقوقی ست و در ساختار حقوق بین الملل اعتبار دارد، چرا نباید از اعتبار حقوقی یک متن برای منافع ملی استفاده نکرد؟ این گونه امور ربط به حقوق ملت دارد نه شخص. آیا عقلی ست متن مودت که امضای آمریکا پایش است، و دارد آن را پایمال می کنه، در دادگاه لاهه، به آن استناد نکرد؟ پس ما هم با اهل اقتباس باشیم نه تقلید و تأیید محض.
با احترام و سپاس
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب
اساسا" هر سه مورد کار ناپسندی ست. چه تهمت، چه افترا و چه دروغ. ریشه ی این سه تا را باید خشکاند. البته خیلی سخت است. هر یک از ما باید تمرین کنیم از این سه تا دور بیفتیم و یا اگر مبتلا شدیم، آن را ترک کنیم. شما خود بهتر به نکوهیده بودن این سه واقف اید.

 

@
سلام مجدد. آن کسی که تهمت می زند، عَجز دارد. باید خود به خود متنبّه شود. من کاره ای نیستم که بخواهم با حدیثی جلوی این گونه ناروایی ها را بگیرم. باید شکیبایی ورزید تا خودشان دریابند تهمت زدن، زشت ترین حرکت است.


ان شاء الله موفق باشی و همیشه سالم. تهمت زننده خود محکوم است.

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب
تحلیل شما را خواندم. از این که به اظهارنظر می پردازی خوشحالم و جای تشکر دارد. به هر حال رژیم شاه ایرادهای زیادی داشت که یک ملت علیه ی آن انقلاب کرد.
درضمن نفوذ گسترده ی آمریکا در منطقه، از بعداز جنگ جهانی دوم رخ داد.

 

@
سلام مجدد جناب
خیلی خوشم می آد وقتی می بینم دست به تحلیل می زنی. این شیوه ی مناسبی ست. اما در این تحلیل شما یک نقص هم هست و آن این که هیچ کس حتی تصور نداشت انقلاب ایران آن همه سریع پیروز می شود حتی رهبران اصلی نهضت. بنابراین جایی برای فرمولی که شما اظهارکردی نبود.
از شما بابت این بحث ممنونم. خداحافظ تان.

 


خردمند و فرمان
به نام خدا. سلام. یکی از مهمترین عوامل پیشرفت و تمدّن، همبستگی ملت است. همیشه دوئیت و چندگونگی، ملت ها را دچار عقب ماندگی و حتی شکست کرده است. اساسا" تفرقه ی ملی، حربه و اسلحه ی بُرّنده ی دشمن است که بنیان جامعه را چون موریانه تخریب می کند. هم ابن خلدون آن را با عنوان عصبیت، عامل فروپاشی حکومت ها و جوامع می داند و هم حکیم ابوالقاسم فردوسی بر دوگونگی و چندگونگی نشدن، به لحاظ عقلی و خردمندی سخن رانده است:


خردمند گوید که در یک سرای
چو فرمان دو گردد نماند بجای


امید است در هر دوره ای که ایران مورد طمع و توطئه ی همه جانبه ی دشمنان و بیگانگان قرار گرفته است، همگی خردمندانه عمل کنیم و در این سرای پُرگهرِ کُهن میهن مان، فرمان را دوتا و چندتا نکنیم، تا همه با هم این امانت بزرگ و عزیز را، سالم، مقاوم، قوی و پیشرفته برای نسل های آینده نگه داریم. و به قول مشهور "روسفید" شویم.
۲۳ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب
از حوصله و صبر جناب عالی ممنونم. بله، من منکر نیستم. یک نمونه چون شما امر کرده ای را توضیح می دهم:


در قرارداد الجزایر با حکومت بعثی بابت اروندرود، بر اساس منافع ملی عمل کرد و انقلاب هم آن قرارداد را مطابق منافع ملی اعلان کرد و بعد صدام در سال ۱۳۵۹ آن را پاره، و به ایران حمله کرد. و هشت سال ملت جانانه دفاع مقدس کرد و خون شهیدان و غیرت رزمندگان نگذاشت یک وجب از خاک ایران، تصرف شود.
از شما بابت توجه به مسائل خیلی تشکر دارم.


بحث ۴۰ : "بیشترین جنگ و کشتار در طول تاریخ به نام کدام دین بوده است؟!"
این پرسش جناب معین آهنگر است که عینا" در پیشخوان سنجاق شد.

 

Ebrahim Tohid:
@
به جناب حسین جوادی نسب

به نام خدا. سلام آقا. همه روز، روز شماست، اگر شما در سال های بسی سخت، با جان و عشق، فداکاری نمی کردید، مرزهای ایران باز هم به دست دشمنان، سیم خاردار تازه ای! می خورد. حسین آقا برایت با یک آهنگ دل انگیز، امروز کمی اشک ریختم.

 

من این جمله ی مرحوم دکتر علی شریعتی در ص ۷ کتاب "توتم پرستی" را به آن دوست گرامی تقدیم می دارم:

چهار چیز مالک بردار نیست: کتاب، معبَد، زیبایی و دل.

برادر و همسنگر دفاع مقدّست: ابراهیم

 

سلام جناب شیخ غلامی
بر من سؤال است چرا متن پژوهشی شما (هنر موسیقی) دارای هیچ گونه رفرنس و ارجاع مرجع نیست. حال آن که خود جناب عالی واقف اید ارزش نوشته های تحقیقی به مأخذ است. لطفا" دلیل این کارتان را اگر بگویی خوشحال می شوم.

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام
فاصله ی سَر و سِرّ هم جناب قربانی از زمین تا فلک الافلاک است؛ حتی ویشته!

 

پاسخ به بحث ۴۰ مدرسه فکرت
به نام خدا. جناب معین آهنگر سلام. ضمن تشکر از شما که پرسش را پیشنهاد کرده ای؛ من در جواب شما بر اساس محفوظاتم می نویسم:


۱_ در متن سؤال، دقت خوبی کرده ای که گفته ای "به نام کدام دین". یعنی استفاده ابزاری از دین. پس، در همین جا بگویم ساحت دین از هر گونه کشتار بی گناهان و انسان ها پاک است. چون ادیان اساسا" برای سعادت بشر فرود آمده است.


۲_ امپراطوری روم قدیم که هنوز کنستانتین مسیحیت را رسمیت نداده بود، کشتار وسیعی داشت. پادشاهان و امپراطوران عامل اصلی کشت و کشتار بودند نه ادیان. دینداران اغلب به دست قدرتمندان، کشتار شدند.


۳_ چین عصر مائو تسه تونگ در انقلاب فرهنگی کمونیستی، میلیون ها مخالف را کشت.


۴_ اروپا فقط در جنگ جهانی دوم ۴۳ میلیون انسان را کشت.


۵_ حتی در یک دوره ای، یهود با همدستی رومیان، مسیحیان را از دم تیغ می گذراندند.


۶_ استالین در درون شوروی کمونیستی، میلیون ها مخالف فکری اش را کشت و یا در سیبری به بیگاری و تبعید برْد.


۷_ اسلام تأکید فراوان کرد قتل انسان بی گناه، مثل قتل همه ی انسان هاست. و برای جنگ و دفاع شرایط بسیار سختی را وضع کرد که هرکس به خود اجازه ندهد، بی جهت مردم را کشتار کند.


۸_ مغول که به شرق تا اروپا تاخت، کشتار وسیعی کرد، مثلا" مردم نیشابور را از دم کشت و شهر را شخم زد.


۹_ در جهان اسلام جنگ های صلیبی مسیحی شکل گرفت که جان بسیاری از مسلمانان را گرفت.


۱۰_ در میان مسلمانان نیز در طول تاریخ جنگ هایی درگرفت که ریشه در جاه طلبی حاکمان داشت نه فرمان اسلام.


۱۱_ درکل جناب معین، دین های آسمانی از ناحیه ی مدعیان دروغین صدمات زیادی خورد زیرا دین مانع سلطه ی آنان بود.


۱۲_ ایران باستان و ایران دوران سلسله های خاندانی، نیز کشورگشا بود. اغلب پادشاهان ایران با جنگ و کشتار و جهان گشایی به قدرت رسیدند و با جنگ فروپاشیدند.


من معتقدم کشتارها توسط شاهان بود نه ادیان. ادیان برای صلح و رستگاری و آسایش و ایمان و مهرورزی مردم بودند. چه دین های الهی و چه دینی مثل بودایی. هر کس کشتار کرد، یا دین را دور زد و یا اساسا" به دین اعتنایی نکرد. هنوز هم این حکومت ها و جباران هستند می کشند نه ادیان.
 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب حجت الاسلام غلامی
قسمت چهارم بحث شما را نیز خواندم. و در آن دقت کردم. آیا به نظر شما "نغمه" در نهاد انسان تعبیه نشده؟ چون معمولا" انسان در حال نشاط و حزن نغمه سر می دهد. پس با این مفروض می توان اثبات کرد، موسیقی از ناحیه ی خدای حکیم در درون انسان جاگذاری شده است. سپاس از شما شیخ بزرگوار.

 

@
سلام. مرحبا جعفر. دلی، بجا و شکرمندانه نوشتی. این گونه نجابت ها، جای تحسین دارد.

 

شیخ محمد جواد غلامی2:
درود بر شما
خیلی خوب فرمودی احسنت
، نغمه نه تنها در درون انسان نهاده شده بلکه در دیگر موجودات نیز با توجه به موجودیت هر  موجودی وجود دارد.

Ebrahim Tohid:
@
سلام آقا سید علی اصغر
گفت و گوی شما بر سر عشق را خواندم. در قرآن یک وصف بسیار مهم آمده که باید روی آن خیلی دقت نمود: «اُوْلِی النُّهَی» یعنی عاقلان و خردمندان.


منظور از نُهی این است، عقل، آنان را بازمی دارد. نهی می کند. عقل، ناهی است. پس، عقل مهمترین وجهش، بازدارندگی ست.

 

اما عشق، یک رویداد است که رخ می دهد، نهایت آن نامعلوم است. با تو هم عقیده ام که عشق، عقل را درمی نوردد و از کمربندی آن می گذرد، یعنی کنارگذر. عشق کنارگذر است و تند تند می رود تا در ترافیک عقل گیر نیفتد.
پوزش از ورودی که به بحث تان کردم. بگذرم.

 

سیدعلی اصغر:
سلام آقا ابراهیم 
سابقه دیدگاه ترا در مورد عشق و عقل را می دانم .
بهره هم بردم ‌
درود برشما

 

@
خیلی خوب.
من خودم وقتی از موسیقی دور می افتم، وجودم دچار گمگشتی می گردد. اگر بگویم من و موسیقی ام باهم زندگی می کنیم، گزافه نبافتم.

 

Ebrahim Tohid:
@
من با تو سید سال هاست، سایش دارم. مثل مسّ وضو. این همان عشق است که وقتی با حُبّ اسکورت شود، هیچ متغیّری آن را نمی تواند به دم تیز گزمه و گُرز بسپارد.
سپاس.

 

@
در ضمن الفبای عشق، الفبای رمز و رازی ست و هزارتو؛ نه چون الفبای علمی، رسا و تک وجه و نیز یخ و بی روح.


قُوت و قوّت
به نام خدا. سلام. میان قُوت و قوّت و به تعبیر من "نان و توان" رابطه ی مستقیم برقرار است. از کارویژه های اصلی حکومت ها خصوصا" نظام های عدالت گرا، فراهم سازی فرصت برابر برای معاش مردم است. حتی دولت های لیبرال غرب که اساس اقتصادشان بر رقابت آزاد است، در آن سالهای بحرانی دور، مجبور به دخالت در اقتصاد به نفع ملت شده بودند که به "دولت رفاه" مشهور گردیده است.


دولت حسن روحانی کارآمدی اش را خیلی وقت است، که از دست داده است. اینک بازار را به نفع سوداگران رها نموده است تا هرچه می خواهند بر سر این ملت بیاورند. دولتی که خسته و بی تدبیر باشد و شعار غلط کلید و امید را ساز کرده باشد، نزد ملت بی اعتبار می گردد. مردم از گرانی به تنگ آمده اند و در گرداب محتکران و "نان به نرخِ روز خوران"، گرفتار آمده است؛ اما این دولت فقط تماشا می کند و هیچ راه علاجی به نفع ملت _خصوصا" تهیدستان، نیازمندان و کم درآمدان_ در چنته اش ندارد.


مگر پیغمبر اکرم _ص_ نفرمودند: "اللهم بارک لنا فى الخبز"؟ فرمودند: خدایا نان را بر ما مبارک بگردان. "لولا الخبز ما صلینا و ما تصدقنا و لا صمنا" اگر ما نان نداشتیم، نمى توانستیم نماز بخوانیم، نمى توانستیم روزه بگیریم، نمى توانستیم صدقه بدهیم.


کی می خواهید گوش شنوایی برای شنیدن دردهای مردم داشته باشید! مردم ایران از فجر تاریخ شان، ملتی عدالتخواه و حق گرا بوده اند، این ملت نجیب را باید به تفکر جهادی و بی منّت خدمت کرد، نه آن که دست روی دست گذاشت، خوش پوشید، شیک شد، رنگ زد و فقط پشت میکروفون رفت، هی حرف، هی حرف و هی حرف زد.


از آه مظلومان و محرومان بهراسید و از هشدار پیامبر رحمت _ص_ مبنی بر ربط معاش با معاد، عبرت بیاموزید و بیش از این از چشم ملت نیفتید. رزقِ ملت، در همیشه ی تاریخ، مهم بوده است؛ آن را اگر همچنان نادیده انگارید، و شکیبایی مردم را قدر ندانید و برای "بُرونرفت" ها قدم از قدم برندارید، خشم خدا را خریده اید و نیز ... .
۲۴ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

سلام جناب دکتر عارف زاده
۱_ من هم برای شخص و شخصیت شما همواره احترام قائل بوده و هستم. از لطف شما بسیارممنونم. آنچه ما در مدرسه به همدیگر می نویسم مثل این است در اتاق های جلسات اوایل انقلاب رو به روی همدیگر می نشستیم و بحث و همآرایی می کردیم.


۲_ به فعلی که در آن نوشته ام، آورده ام، خوب دقت کنید. جمع امری ست، همان متکلّم مع الغیر عربی.


۲_ این عبارت شما "نقش  بنیادین روزبه کازرونی  ایرانی  در شکست هموطنانش" حداقل دو تا ایراد دارد:


یکی این که نام سلمان فارسی را اِبا می داری. نمی گویم روزبه اصفهانی جیّ کازرونی، جسارت است، ولی آیا باید نام قبلی ابوذر غفاری را بکار بُرد که به آن شُهره بود! یا نام بعدی اش را که مرسوم شد و جاری گردید؟ در همین مدرسه، ما می گوییم: عارف زاده و جوادی نسب؛ چون به انتخاب افراد احترام می گذاریم. سلمان هم نامی ست که پیامبر (ص) برای روزبه برگزیدند، پس اخلاق حکم می کند، نام منتخب را رجحان دهیم نه نام پیشین را.


دوم این که اصطلاح "شکست هموطنانش" نارواست. چون در آن قضیه، شکست دولت فاسد ساسانی مطرح است که خود مردم ایران از آن سلسله ی هرزه به عجز آمده بود. که من نمی خواهم بازش کنم.


بنابراین نسبت دادن این گونه به سلمان (س) که مقام "اهل بیت علیهم السلام را از زبان رسول خدا (ص) کسب کرده است، بدور از اخلاق و انصاف است. سلمانی که برای منزلت و قرب و ارج او باید غبطه بخوریم و از سراسر زندگانی پربارش درس و ادب و ساده زیستی و ایمان بیاموزیم.


کما این که "جانباز میهن" به جناب جوادی نسب گفتن، اَدایی تامّ و رسا نیست. جوادی در آن سال تا جایی که من می دانم برای دین، انقلاب و ایران رفت دفاع و چشمانش را هدیه اسلام کرد. فروکاستن آن به میهن، نوعی تقلیل گرایی ست.


جناب عارف زاده چون در جناب عالی ظرفیت و سماحت سراغ دارم، این گونه راحت سخن راندم. می دانم رنجور نمی شوی هیچ، بلکه فکور  می گردی.  من شخصا" به شما به دیده ی یک دوست آگاه و باخبر می نگرم و محبت هم در دلم به شما وجود دارد.

ابراهیم
با احترام و پوزش فراوان

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام آقا رضا
چکیده ای از این کتاب سریع القلم بنویس. فقط عکس، مُکفی نیست. تشکر.

 

@
سلام جناب عبدی. بسیارخوب. هم تأیید فرمودی و هم از اسراف در وقت و اِتلاف فرصت پرهیز کردی. سزاست همین.

 

@
این حرف شما جناب آقا عیسی، اهانت به صحابه ی بزرگ اسلام سلمان فارسی است. این چه سخنی ست که می گی. آن سخن شما در باره ی فرح دیبا و این هم این سخن شما.
تعجب دارد جناب. از خدا بترسیم.

 

@
احترام به سلمان فارسی از اهم اخلاقیات است. لطفا" فضای سالم مدرسه را نگهبانی کنیم. با پرهیز از برخی نسبت دادن ها.

 

@
بله آقا امیر
اوج صمیمیت است این عکس تو و پسرت، جالبه. آموزندگی هم دارد. سالم و متعالی بمانید الهی.

 

@
جناب سید محمد موسوی. حقوقدانان، اهل احتیاط و حزم اند، این عبارت شما به نظرم خیلی از شما استبعاد دارد.

 

@
سلام علی آقا رحیمی. به اولین پست مدرسه رجوع کن
این قضیه بارها و بارها در مدرسه بحث شد، پس علی آقا، مقررات مدرسه رعایت شود. مدرسه فقط محیطی برای قلم و قُلقُل اندیشه ی خود اعضاست نه کپی و فوروارد. هر کس کپی هم می فرستد نظم را زیرپا می گذارد. ممنونم.

 

سلام جناب
مَحال است شما سخن برحقی گفته باشید، من آن را نپذیرفته باشم و یا در برابرش جبهه گیری کرده باشم. من البته میان انقلاب و دولت ها فرق قائل هستم. دولت های جمهوری اسلامی می آیند و می روند، به قول معروف آینده اند و رونده، ولی انقلاب اسلامی ایران یک مخزن عظیم است که باید از آن با تمام توان دفاع کرد و حراستش نمود.


اگر به گمان شما من سخن حقی از جناب عالی را چنان کردم که نوشتی، (که می دانم چنین نکرده ام) از محضرت پوزش می خواهم.
بااحترام و آرزوی توفیق.

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب حسن آقا قاسمی.
به شما هم بر حسب وظیفه ی دینی ام می گویم به حضرت سلمان فارسی (س) صحابه ی خاص پیامبر اسلام (ص) اهانت نباید نکرد.
کلی عرض کنم:
سعی شود ادبیات سالم بکار رود. هزاران واژگان قشنگ وجود دارد، چرا باید کلماتی استخراج کرد که خیلی آزاردهنده است. این رسم اخلاقی نیست.

 

@
سلام جناب رضا
از فَحص و شمّ پژوهشی ات خرسندم. تشکر دارم بابت چکیده نویسی بر این کتاب.

 

@
سلام جناب آقا عیسی. من به فحوای پیام شما ورود نکردم. چون هنوز در این مدرسه زود می بینم ورود کنم.
من انتساب واژه ی نعوذبالله "خیانت" به صحابه ی بزرگ رسول الله (ص) یعنی حضرت سلمان فارسی از بزرگان اسلام، در متن شما را جسارت بزرگ می دانم. وظیفه ی من هم هست در برابر آزادی فکر شما، آزاد باشم. خودت رجوع کن به شرع، ببین بازتات سبّ به صحابه، حکمش چیست.

 

جناب آقا عیسی آهنگر با عرض سلام دوباره
شما دوست گرامی اصلا" آزاد هستی از فرح دیبا هرچه خواستی تمجید کن. حتی اگر او را قدّیسه هم بنامی، من به آزادی ات کاری ندارم. و یا اگر جشن هنر شیراز را با آن همه فضاحت نمایش عمل جنسی گروه شیلیایی در ملاء عام را افتخارت بدان، (که دانستی) من فقط می خوانم و می فهمم شما، داری با اختیار و آزادی احوالات فکری خودت را در مدرسه بیان می کنی.


ولی؛
من وظیفه ی شرعی،اخلاقی، انسانی و ایمانی دارم هرکس به کِبار رسول الله (ص) یعنی سلمان پاک، اِسناد "خائن" داد، از حریم اهل بیت (ع) دفاع کنم. چون پیامبر اسلام (ص) حتی حضرت خدیجه (س)  با آن همه مقام و خدمات به اسلام را نگفت اهل بیت؛ ولی به سلمان گفت او از اهل بیت من است. خودت بخوبی می دانی کسی که از اهل بیت (ع) شد، چقدر واجب الاحترام است. مروّت و رواداری خوب چیزی ست جناب عیسی. پس، بحث، بحث محکوم کردن شما نیست، بحث ابراز نظر است که خاصیت مدرسه همین است. تمام.


درضمن یک نکته ی کلی را نه خطاب به آقا عیسی بلکه یادآوری کنم که روزنامه ی کیهان هم به دکتر عبدالکریم سروش می گوید: "حسین حاج فرج دبّاغ". چرا، چون اسم شناسنامه ای اش بوده، و می خواهد با این نوع شگرد سخیف، نزد خواننده، خوار و خُردش کند. این شیوه را می گوید تصغیر و اِصغار. سروش یک متفکر است و اشتباه هم می کند چون فکرش عصمت ندارد. اما تخریب چه معنی دارد!
 

Ebrahim Tohid:
ضمن سلام به هر دو مناظره کننده ی بزرگوار و نیز تشکر از مجری جناب عبدی.
اگر عوامل کاسته شدن صله رحم ها را هم بفرمایید خوب است. خصوصا" اثرات مخرّب اومانیسم و مدرنیته غربی که بنیاد خانواده ها را نابود ساخته است.

تا اینجا بحث اخلاقی خوبی شکل دادید. خداقوت به هر دو.

 

@
درود خدا بر شما جناب شیخ مالک. این ارادت  و تجلیل  از سلمان بزرگ اسلام، طلاکوب مناظره است از نظر من.
خدایا شفاعت سلمان فارسی را نصیب مخلصان گردان.

 

@
سلام خدا بر شما جناب آقا مهدی خزایلی. این عبارت شما ارزش فراوان دارد و در کل خوب مناظره را به همراه جناب شیخ مالک انجام دادین. اجرتان با خدا.

 

@
از شما جناب عبدی بر حسن اجرای مناظره نیز ممنونم.

 

@
وقتی کسی یادی از پدرومادرم می کنه، من به احترامش از جای برمی خیزم، خیلی ممنون شیخ مالک عزیز. دلم را خوشحال کردی، خصوصا" حق حضرت سلمان سلام الله علیه را امشب ادا کردی. خشنودی خدا را با تعظیم به سلمان، کسب کردی. سربلند شدی امشب.
به جناب خزایلی هم درود می فرستم، خیلی با ادب و احترام پیش آمد و آگاهانه با شما بحث قشنگ و عالمانه پدید آورد و شما عالی و مستدل پیش رفتی.

 

@
قلم پاک تو را با این جملات درخشنده ات در حق سلمان از راه دور می بوسم. دلشادم کردی. الهی مقام منیع و الهی حضرت سلمان (س)  نوه ات  مهدی جان را شفا دهد.

 

@
شیخ مالک الان پنج سال است در وبلاگم دامنه قلم می زند و هنوز هم در دامنه می نویسد. ممنونم از شما سید.

 

@
یار غار
رفیق گرمابه و گلستان من
سید عزیزم
عاشق سلمان پاک
و دوستدار ابوذر
و شیفته ی علی و حسین و زینب
و غمخوار همه ی خاندان آل محمد (ص)
دوستت دارم
به درازای لایتناهی.


مُحدّث کیست؟ اساس اسلام چیست؟
به نام خدا. سلام. علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان، در جلد سوم، صفحات ۲۹۵ و ۳۴۵، به این بحث پرداخت و در آنجا گفت: "محدّث یعنی کسی که صدای فرشته را می شنود اما صورتش را نمی بیند _تحدیث_ مانند امام علی، سلمان و حضرت مریم."
درود خدا بر آنان باد.


همچنین از نظر ایشان، "اساس نظام دین اسلام پیروی از حق است، نه موافقت طبع" (همان؛ ص ۱۶۲)
۲۵ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب عبدی. مأجورید. ان شاء الله زیارت بارگاه آن انسان وارسته سلمان پاک (س) و مفسّر قرآن و شیعه ی خالص امام علی (ع) نصیب تان گردد.دلشادم به ارزش هایی که بدان مفتخری.

 

@
پس جناب امیر، همین الان از فاصله ی ۵۰۰ کیلومتری با شما یک صله ی ارحام بجا آورم، چون؛ مادر گرانقدرتان فامیل درجه ی یک مرحوم پدرم است. سلام و صبح تان به خیر و نیز سلام گرم مرا به مادرتان و نیز پدرتان برسان.

 

@
سلام جناب معین. یک مزاح هم بکنم با شما:
در تزاحم میان صله رحم و مناظره در مدرسه فکرت، ترجیح بر مناظره است نه پیش جناب حاج ابوالقاسم دوست داشتنی و خوش سخن، رفتن!

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب عبدی. مأجورید. ان شاء الله زیارت بارگاه آن انسان وارسته سلمان پاک (س) و مفسّر قرآن و شیعه ی خالص امام علی (ع) نصیب تان گردد.دلشادم به ارزش هایی که بدان مفتخری.

@
پس جناب امیر، همین الان از فاصله ی ۵۰۰ کیلومتری با شما یک صله ی ارحام بجا آورم، چون؛ مادر گرانقدرتان فامیل درجه ی یک مرحوم پدرم است. سلام و صبح تان به خیر و نیز سلام گرم مرا به مادرتان و نیز پدرتان برسان.

 

@
سلام جناب معین. یک مزاح هم بکنم با شما:
در تزاحم میان صله رحم و مناظره در مدرسه فکرت، ترجیح بر مناظره است نه پیش جناب حاج ابوالقاسم دوست داشتنی و خوش سخن، رفتن!

 

پاسخ به بحث ۴۲
به نام خدا. من به مُفاد عهدنامه مودّت ورود نمی کنم، پرسش جناب عیسی آهنگر، دبیر گرامی  و آن رأی اخیر لاهه، موجب شد، متن قرارداد را مطالعه کنم. اما در اینجا از زاویه ی جامعه شناسی سیاسی مسأله را مطرح می کنم.

 


اول آن که تقسیم جهان در آن زمان به دو بلوک شرق و غرب، که عصر جنگ سرد بود، موجب می شد دو ابرقدرت شوروی و آمریکا جهت هژمونی (=برتری سُلطه) به دنبال یارگیری و امتیازدهی باشند.

 


دوم این که، استراتژی "سدّ نفوذ" آمریکا _دکترین مشهور ترومن_ ایجاب می کرد، آن کشور برای جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی در منطقه اروپا و خاورمیانه، شعار محوری مقابله با کمونیسم را تبلیغ، علَم و علنی کند.

 


سوم آن که، محمدرضا شاه می کوشید برای جلب رضایت بزرگانی چون آیت الله بروجردی _مرجع ذی نفوذ جهان اسلام_ خود را "تنها شاه شیعه" و مخالف سرسخت کمونیست ها مطرح کند و وابستگی خود به آمریکا را پوشش بزند. سرکوب شدید کمونیست های ایرانی و انگِ روحانیون مارکسیست شده به مبارزان سیاسی، در راستای همین امتیازگیری از سیاست سدّ نفوذ بود.


چهارم این که پیوند استراتژیک اقتضا می کرد میان دو کشور آمریکا و ایران عهدنامه دوستی و مودت شکل بگیرد و این در سلسله مراتب دیپلماتیک امری معهود و مرسوم بوده و هست.


پنجم این که این گونه قراردادها که یک نوع امتیاز و به نفع منافع ملی ست، مانند قرارداد الجزایر، باید محفوظ بماند تا آثار حقوقی آن همچنان به نفع ایران شأنیت و اعتبار بین المللی داشته باشد. کما این که جمهوری اسلامی ایران بسیاری از قوانین عصر مشروطه و پهلوی را از درجه اعتبار ساقط نکرد. حتی اسلام به وفای عهد بسیار توصیه کرده است.
با تشکر از جناب عیسی بابت طرح این پرسش و پوزش از همه اگر کمی طولانی پاسخ نوشتم.

 

Ebrahim Tohid:
جنابان: خزایلی، حمید، عبدی، قربانی، شیخ مالک، سیدعلی اصغر و تقی بابت پاسخ به بحث ۴۱ ممنونم. نکته هایی از متن های تان آموختم.

بحث ۴۲ : بندهای پیمان مودت بین ایران و آمریکا چه چیزهایی هستند و این پیمان چه سودی برای ایران و منطقه داشته است؟

این پرسش جناب عیسی آهنگر است که عینا" درج، و در پیشخوان مدرسه سنجاق شد.

 

@
سلام جناب شیخ مالک. پرسش های مدرسه فقط دست مدیر نیست. اعضای محترم از مدت ها پیش پرسش ها را می فرستند و در خورجین مدرسه نوبت گذاری می شود و به نوبت در پیشخوان سنجاق می شود. همین نوشته ی شما خود یک پاسخ بود. طراح پرسش دوست مان جناب آقا عیسی دبیر محترم است.

 

@
سلام جناب قربانی!
حیف کیومرث صابری فومنی دستش ازت کوتاه بود والا تو را کنار شاغلام می نشانْد و دیشلمه بارانت می کرد!

 

@
جناب قربانی!
یک نکته گل آقایی بگویم:
اگر دست من بود پاس کردن چهار واحد امپریالیسم شناسی را اجباری می کردم.
گل آقا علاوه بر سرمقاله، تَه مقاله هم می نوشت صفحه ی ماقبل آخر مجله.
این جواب من، تَه مقاله بود!

 

@
اتفاقا" دکتر، در ممسنی، یک رفیق ناب دارم که سال ها در تهران باهم بودیم...
بله! واژگان پرمضمون محل مان دارابکلا را دوست دارم. پشت همه ی آن واژه ها، حرف خوابیده.
باغ انارت پُربار بادا

 


سلام جناب جوادی نسب!
هر سه نکته ات، مقوله ایی قابل تأمل است. نکته ی چهارمی من بیفزایم به پاسخ شما که آمریکایی ها از بدو انقلاب تا کنون همیشه، خیلی احساساتی برخورد کردند با ایران.
ایران حتی در قطع رابطه با آمریکا نه پیش قدم شد و نه اعلان رسمی کرد.
پایان قسمت دهم.